مقایسه منطق ترور و حمله اسراییل و جمهوری اسلامی

اصلاً معلوم نیست چرا اسرائیل باید رئیس رو بکشه. حالا چه نفعی داشت رئیسی؟ مثلاً رئیسی با پزشکی چه فرقی می‌کنه یا رئیسی مثلاً با روحانی چه فرق می‌کنه؟ فرق نمی‌کرد دلیل نداره. رئیسی قدرتی نداشت که بخواید مثلاً با با واسطه اون بکشه. اگه می‌خواست بکشه باید خامنه‌ای رو می‌کشه. رئیسی که کاره‌ای نبود. یعنی رئیس شما که کاره‌ای نیست. یعنی من نمی‌فهمم چرا اسرائیل باید رئیسی رو بکشه. احتمال اینکه خود آقای خامنه این کارو کرده باشه. خیلی بیشتره تا اسرائیل ولی یا مثلاً چه چیزی داشت وزیر خارجهش چه خاصیتی داشت که مثلاً بگ چه ترسی چه خطری داشت غیر از خود جمهوری اسلامی مثلاً اگه می‌خواستن بزنن باید ظریفو مثلاً می‌زدن مثلاً میخوام بگما ولی اون احتمال اون در مورد حداقل در مورد چیز رئیس اینا من تصور نمی‌کنم که اسرائیل پشت سرش باشه علاوه علاوه بر اینکه چیز نکرد تأیید نکرد ولی اصولاً از ابتدای این ترورها اسرائیل حتی اونجایی هم که مثلاً اعتراف نکرده مثل مثلاً ترور بعضی از دانشمندان هسته‌ای مسئلهش مسائل نظامی و هسته‌ای بوده و نه سیاسی و یه منطقی پشتش هست یعنی منطقی پشت این ترورها هست همین طوری الکی مثل جمهوری اسلامی نیست که هر کاری دلش بخواد بکنه یا هر کاری که فکر می‌تونه بکنه نه خیلی کارا می‌تونه بکنه نمی می‌کنه به وقتش می‌کنه مثلاً نصرالله رو ۱۰ سال پیشم می‌تونستن بکشن نکشتن الان کشتن یا همین حمله‌ای که الان کردن به ایران ۱۰ سال پیشم می‌تونستن بکنن نکردن الان بنابراین جمهوری اسلامی یه منطق یلخی داره یعنی بی‌منطقه یعنی مثلاً هر آسیبی که بتونه به اسرائیل بزنه کشتن مثلاً مثل حماس دیگه تجاوز به زن‌هایی مرده نمی‌دونم هرگونه وحشی‌گری رو جمهوری اسلامی انجام میده مثل حماس مثل حزب‌الله ولی در مورد چیز اینجور نیست در مورد اسرائیل نیست براش سود و هزینه مهمه چه کاری رو که می‌کنه سودش چیه هزینهش چیه