سواد رسانه ای از نان شب واجبتر

سواد رسانه‌ای برای همه ما و اینم یه چیزیست که مدا همونطور که رسانه داره پیچیده‌تر میشه ما مثل و بهداشته شما مثلاً نمیگین که اطلاعات بهداشتی رو من در مثلاً ۱۵ سالگی یاد گرفتم دیگه کافیه تا آخر عمرم نه شما مدام باید در اطلاعات بهداشتیتون رو اطلاعاتی که مربوط به سلامت بدنتون هست مدام روزآمد بکنید همین طوری سواد رسانه‌ای و سواد دیجیتالو مدام باید ما روزام بکنیم و اونچه که باید ما به اطرافیانمون بگیم این نیازه چون نمی‌دونن که همچین چیزی نیازه یعنی نمی‌دونن که امروزه سواد داشتن یعنی سواد رسانه‌ای داشتن سواد خوندن نوشتن دیگه سواد نیست شما اگه نتونید تصویرو بفهمید چون همه اینا تصویره دیگه اگه نتونید تصویرو بفهمید یعنی شما هیچ سواد ندارید یعنی همون طور که قدیما می‌گفتن کسی که خوندن نوشتن بلد نیست مثل نابیده‌ها می‌مونه الان کسی که تصویرو تصویرشناسی ندونه. الان کسی که سواد دیجیتال و رسانه نداشته باشه کاملاً نابیناست. نمی‌فهمه نمی‌شناسه و بدتر از همه این هست که قدیم‌ها اگر کسی سواد خوندن و نوشتن نداشت می‌دونست که این سوادو نداره و می‌دونست که باید این سوادو داشته باشه. ولی الان مشکل این تکنولوژی دیجیتال اینه که شما رو فریب میده. فکر می‌کنید که می‌فهمید. فکر می‌کنید که دارید اونچه که می‌بینید همون چیزیست که واقعیت داره در حالی که شما باید خیلی سخت هست که متوجه بشید نه چنین نیست آنچه شما می‌بینید واقعیت نیست تصویر واقعیت نیست تصویر یک چیزیست کاملاً متفاوته با واقعیت اما ذهن امروزی ذهن توده مردم این تمایلرو داره که تصویر رو نه بازنمایی واقعیت بلکه خود واقعیت بدونه یعنی جایگزین واقعیت بدونه و این و نیازمند اینه که هم شما دانش داشته باشید هم تمرین ذهنی یعنی چون تصویر به اصطلاح تأثیرش بر عواطف شماست نه بر عقل شما در یک لحظه می‌تونه شما رو بخندونه در یک لحظه می‌تونه شما رو گریه بیاره در یه لحظه می‌تونه شما رو بترسونه بنابراین شما یه تمرینی لازم دارید که بتونید با فاصله تصویرو ببینید و بلافاصله تحت تأثیرش قرار نگیرید این نیازمند یه ممارسته مثل رانندگی می‌مونه و باید این رو و و به همدیگه بگیم و همدیگه رو آموزش بدیم. چیزی که می‌خونیم دوره‌هایی رو که می‌بینیم الان همه چی آنلاین در دسترس هست دیگه لازم نیست شما برید در جای فیزیکی خاصی. انقدر به از این مخصوصاً در زبان انگلیسی انقدر هست که ما می‌تونیم ترجمه کنیم و اگه می‌خواین خدمت کنین به جامعه ایران کمک کنید به جامعه ایران سواد رسانه‌ای پیدا کنه. اینو مترجم می‌تونه انجام بده معلم می‌تونه انجام بده. همه ما می‌تونیم هر کدوم یه بخشی از این کارو انجام بدیم. کمک کنیم به جامعه که بتونه واقعیتو بفهمه. هیچ چیزی مهم‌تر از واقعیت نیست. شما اگر می‌خواین از وضعیت موجود ناراحتین، اگر می‌خواین وضعیت موجود رو تغییر بدین، باید به واقعیت وضعیت موجود درک کنین. اگر واقعیت وضع موجودو درک نکنین شما فکر می‌کنین که دارید چیزیو تغییر میدین. در حقیقت ممکنه شما بدتر بکنید اون وضعیتو. مثل یه کسی می‌مونه که سرطان بدنش رو فرا گرفته. رنج دردم می‌کشه ولی نمی‌دونه سرطان داره. بنابراین کاری نمی‌تونه بکنه که داشتن بیماری هیچ اشکالی نداره اگر آدم بدونه که بیماره و کسی که می‌دونه بیماره می‌تونه بیماری رو مهار بکنه. بنابراین ما در وضعیت الان از نون شب واجب‌تر اینه که مطمئن باشیم تماسمونو از واقعیت از بایت از دست ندادیم. واقعیت اون زمینیست که روش ایستادیم. اگر اون واقعیت رو از دست بدیم یعنی دیگه نیاز به دشمن نداریم خودمون به خودمون آسیب می‌زنیم ما که کورانه عصاها می‌زنیم لاجرم قندیل‌ها را بشکنیم بنابراین کمک کنیم به همدیگه که نسبت به واقعیت وسواس داشته باشیم نسبت به واقعیت حساس باشیم و و انقدر آسون‌گیر نباشیم به اونچه که می‌بینیم به اونچه که می‌شنویم تردید کنیم بلافاصله هرچی که دلمون می‌خواد ب روانشناسی باور انسان‌ها اون چیزی رو که باور بردارند نمی‌خوان. انسان‌ها اون چیزی رو که می‌خواهند باور می‌کنن. اینو بدونیم. این این یک عیب ذهن ماست. ذهن انسان یه ذهن اساساً معیوبیه. ناکام به اصطلاح ناقصه. برخلاف حیوانات دیگه ما شکننده‌ترین جانور روی کره زمین هستیم. ذهن ما هر چیزی رو که می‌خواد باور می‌کنه و هر چیزی رو که باور می‌کنه عین واقعیت می‌دونه. یعنی من چون باور دارم خدا هست فکر می‌کنم خدام واقعاً هست. ها. من چون فکر می‌کنم مثلاً غول هست فکر می‌کنم در واقعیتم غول هست. یعنی باورهای خودمو بایت یکی می‌گیرم. پس بدونیم که باورهای ما انقدر پیچیدن و می‌تونه از ترس ما از ترس‌های ما برخواسته باشه. می‌تونه برآمده از امیدهای ما باشه. می‌تونه برآمده از استصال ما باشه. می‌تونه برآمده از درماندگی ما باشه. می‌تونه برآمده از سرپور کوفتگی‌های ما باشه. پس هوشیار باشیم به اینکه مغزمون چهجوری کار می‌کنه. مغزمون ما رو فریب نده. بدترین فریب خودفریبیست و ویتکنشتن میگه انسان در هیچ هنری به اندازه خودفریبی موفق نیست چون خودشو فریب میده دیگه. دروغهایی که آدم رو می‌کشه دروغ‌هایی نیست که به دیگران میگی. دروغهاییست که به خودت میگی. اون دروغ‌ها از هر به اصطلاح تیغ و شمشیری کشنده‌ترن. بنابراین به این خاصی ویژگی‌های ذهنمون آگاه باشیم. یه مقدار بفهمید ما الان اصلاً درکی از اینکه در چه وضعیتی هستیم نداریم. ما الان فقط دنبال نجات خودمونیم و آخ این مردم کشته شدن. خیلی وضعیت وخیم‌تر از اون چیزی که فکر می‌کنه و فردای ما می‌تونه خیلی بدتر باشه از امروز. مگر اینکه ما به خودآگاهی برسیم. یعنی سعی کنیم درست فکر بکنیم. اگر واقعیتو ببینیم واقعیت هرچقدر ترسناکه باهاش مواجه بشیم که بتونیم مهارش کنیم. واقعیت ترسناک هرگز خطرناک نیست اگر شما ببینیدش اگر شما چشم بر او نبندید اگر به او پشت نکنید اما یک واقعیت خوشایند اگر توهم باشه می‌تونه شما رو به نابودی بکشه