خب ما تلقی ما از آزادی بیان همان قدر
ابتدایی و ساده لوحانه است که تجربهمون در
آزادی بیان بسیار اندک و کم مایع و خب اگر
بخوایم بریم به سمت یک جامعه
متفاوت یا یک حکومت متفاوت
در وحله اول باید آزادی بیانو بشناسیم چون
کهه آزادی بیان اساس همه آزادیهاست. تمام
آزادیهای دیگه از آزادی بیان آغاز میشن.
آزادی بیان که نباشه یا آزادی بیانی که
مخدوش بشه
تمام آزادیهای دیگه از بین خواهند رفت و
امکان به اصطلاح
احقاق حق هم بسیار
محدود خواهد شد. بنابراین مفهوم کلیدی
همین مسئله آزادی بیان هست که خب مسئله
اصلیست امروزه نه فقط برای
رسانههای بزرگ که بلکه همه ما الان در
اینترنت خودمون یه رسانه داریم دیگه وقتی
در رسانههای اجتماعی هستیم یعنی که همه
ما در به صورت برابر میتونیم مطالبی رو
منتشر بکنیم میتونیم
در انتشار مطالبی سهم داشته باشیم
و بیش از اینکه ما در دنیای اینترنت بیش
از اینکه مصرف کننده باشیم بیشتر تولید
کنندهایم همه ما یعنی با همین لایک کردن
با همین به اصطلاح شیر کردن با همین
فالو کردن اینها همه در حقیقت تولیده شما
یه کاری انجام بدید و بنابراین شما در
مخصوصاً در رسانههای اجتماعی اغلب آدمها
ها یعنی روانشناسی رسانههای اجتماعی اینه
که آدمها میان تا خودشونو نشون بدن تا
اینکه بخوان حرفهای دیگه رو نمیشنون.
یعنی میان تا حرف خودشون رو بزنن تا اینکه
بخوان حرفی رو بشنون. شنونده ما در عصری
هستیم که شنوندگان اندکند و گویندگان
بسیار
نویسندگان بسیارند و خوانندگان اندک. من
میگم که
از این به بعد باید به خوانندهها جایزه
نوبل بدن نه به نویسندهها.