رسانه، قدرتی خطرناکتر از خود دولت

مردم در همه جای دنیا از جمله در همه آمریکا رسانه‌هایی رو انتخاب می‌کنن برای دیدن و شنیدن که نه برای اینکه خبر تازه‌ای بشنون نه برای اینکه حرف تازه‌ای بشنون بلکه برای اینکه همون چیزا رو که دوست دارن بشنون بشنون یعنی کسی که فاکس نیوز می‌بینه برای این فاکس نیوز رو انتخاب نکرده که ببینه هر روز صبح باز بکنه ببینه که الان دنیا چه خبره و چهجوریه و چگونه باید فهمیدش بلکه فاکس نیوز چون اون چیزی رو که او دلش می‌خواد میگه اون فاکس نیوزو انتخاب کرده و رسانه‌های اجتماعی هم همین طوره دیگه ما کسی رو که دوست داریم لایک می‌کنیم کسایی که دوست نداریم لایک می‌کنیم در نتیجه با کسانی در ارتباط هستیم که حرفایی که خودمون دلمون میخواد رو میگن بنابراین چیزی نه تنها از واقعیت نمیآموزیم درباره واقعیت نمیآموزیم بلکه در یک حبابی از تصورات ذهنی خودمون محبوسی. مخاطب رسانه متأسفانه در کل دنیا این شکلی هست. انتخابش بر اساس اینکه امروز یک درک جدیدی بهش بده از اخبار یک فهم جدیدی بده بهش اخبار از اخبار یا اخبار به اصطلاح مهم از نظر روزنامه نگاری در حقیقت اخبار اصلی رو بشنوه رسانه رو انتخاب نمیکنه بلکه رسانه رو انتخاب می‌کنه برای اینکه واقعیت رو چنانکه دلش می‌خواد ببینه نه چنان که هست. بنابراین رسانه‌ها که ابتدا فلسفه رسانه‌ها این بود که رسانه آگاهی‌بخشی کنه و رسانه‌ها مردم رو از واقعیت آگاه بکنن و به همین دلیل رکن چهارم به شمار میومد. یعنی در کنار قوه مقننه، قوه قضاییه و قوه مجریه رسانه یک نهادی بود که قرار بود علاوه بر نظارتی که این سه قوه بر همدیگه دارن بر هر سه این قوه نظارت بکنه. مردم رو از اونچه که می‌گذره باخبر بکنه. مردم به مردم قدرت نظارت بر به اصطلاح نهادهای حکومتی رو بده. مردم رو از اونچه که میگذره و برا سرنوشتشون و برای زندگیشون اهمیت داره آگاه بکنه. اما به تدریج اینطور شد که رسانه‌ها خودشون تبدیل شدن به یک قدرتی بسیار خطرناک‌تر از خود دولت. ‏am