من خب یکی دو ساعتی هست که گوش میکنم
صحبتهای دوستان رو در این اتاق
و اونچه که به نظرم میرسه بیشتر چند تا
نکته روشیست یکی از آقای سلطانی میخواستم
بپرسم که منظورشون از اینکه ما در آتش
هستیم شما در آتش نیستید منظورشون از این
ما و شما کی هست دقیقاً
اونهایی که با گوشت و پوست و استخون داخل
ایران چالشها رو تجربه میکنن عزیزان
دغدغهمندی که خارج از ایران زندگی
میکنن. یعنی شما معتقد هستید که نظرات
سیاسی افراد مربوط به جیبشونه یعنی مثلاً
اگه کسی به نفش باشه اجازه بدید
نهود تورم ۵۰ رو من لمس میکنم من زندگی
میکنم تورم ۵۰ روخواهی میکنم متوجه بله
متوجه شدم بنابراین شما میگید که هر کس که
تورمو لمس میکنه نظرات سیاسی آدما بستگی
به این داره که چقدر سود و زیان ببرن خب
این خیلی حرف خطرناکیه یعنی شما میگید
آدمها بسته به اینکه در سفرهشون خالی
باشه یا پر باشه دلشون برای ایران میسوزه
یا نمیسوزه این حرف بسیار بسیار خطرناکیه
اولاً که همه در ایران با شما هم عقیده
نیستن اینکه فکر کنید در ایران همه از
تورم به یکسان متأثر میشن ولی همه با شما
همنظر نیستن این یه نکته و با اصلاحطلبا
بارها در انتخابات باختن بنابراین خود
همین نشون میده که صحبتهایی که شما شما
انقدر عاشق فکت هستید از نظر فکتچال این
غلطه ثانیاً ما در خارج از کشور حدود ۸
میلیون ایرانی داریم و ۸ میلیون ایرانی
اینها کسانی نیستن که همشون مثل آقای
نوروزی باشن اونها هم متفاوتن اونها هم
مختلفن همشون برانداز نیستن و شما توجه
داشته باشین که در همین انتخابات آقای
پزشکیان بسیاری از ایرانیها رفتن و رأی
دادن بنابراین اینور تقسیمبندی که
میکنید هم استدلالتون رو از نظر منطقی
زیر سؤال میبره و هم بسیار خطرناکه
بهخاطر اینکه نفرت پراکنی میکنید به بین
ایرانیان داخل کشور و ایرانیان خارج از
کشور و توجه داشته باشید یک روزی اگر
ایرانیهای خارج از کشور بتونن بیان ایران
داخل کشور اگر همچین تصوری وجود داشته
باشه اونوقت ما یه دعوای این شکلی خواهیم
داشت همونطور که در اروپای شرقی و خیلی از
کشورهای دیگه که کمونیسمشون فروپاشید و
مهاجران برگشتن همچین وضعی پیش آمد
بنابراین این نکته اول نکته دوم فکت دوست
عزیز واقعیت نیست فکت اون چیزیست اون
دادههاییست که ما از واقعیت داریم ولی
تمام واقعیت نیست. من به شما بگم که من
سالی ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارم این فکته
یعنی واقعیته. میتونم فیش حقوقیمو به شما
نشون بدم. اما اگه به شما نگم که در عین
حال ۲۰۰ هزار دلارم قرض دارم شما فکر
میکنید من آدم ثروتمندی هستم ولی اگر بگم
۲۰۰ هزار دلار من قرض دارم یعنی آدم
ورشکستهای هستم. بنابراین یه مقدار ما
این کلمه فکت افتاده دهن ما ایرانیا و فکر
میکنیم که فکت با واقعیت یکی هست. این یک
نکته. نکته بعد راجع به زبانی که به کار
میبریم ما در سیاست زبان بسیار آلوده است
به
احساساتیگری و شروع میکنیم سریع روضه
خوندن حالا چه سلطنت طلب باشیم چه
اصلاحطلب باشیم آقای خاتمی یادتون هست که
برای دوره دومش نشست و گفت استادم چشم
مترانز آتشمو گریه کرد و این این مال خصلت
ایدئولوژیهای فاشیست حالا هر کی به کار
ببره من مهدی خلاجی به کار ببرم شما به
کار ببرید جمهوری اسلامی به به کار ببره
مخالفان به کار ببرن فاشیسم یکی از
ویژگیهاش رمنتی رمانتیسایز کردن رمانتیک
کردن زبان سیاسی یعنی تأثیر گذاشتن یعنی
به خدمت گرفتن زبان برای تأثیرگذاری در
عواطف نه در عقل آدمها بنابراین اینکه
آره ما کشته دادیم حالا که کشته دادیم
نمیخوایم کشته بدیم اصلاً ربطی نداره به
این حرفا استدلال سیاسی باید کاملاً
استدلال سیاسی و منطقی باشه و از
سنتمنتالیسم و احساساتیگری به دور وگرنه
به شما هم به خودتون آسیب میزنید و هم به
دیگران و نکته آخر اینه که ما در ایران
چیزی هرگز چیزی به نام اصلاحطلبی
نداشتیم. ما اصلاحطلبان داشتیم.
اصلاحطلبان یعنی یک مثل مثلاً فرض کنید
یا ما یک نفری داریم که بهش میگیم بازرگان
چون که شغلش بازرگانیه تاجره. یکی هم هست
مثل مهندس مهدی بازرگان که فامیلیش
بازرگانه. ما فامیلی با اصلاحطلبی داریم.
آقای خاتمی به فامیلیشون اصلاحطلبیه و
دیگران دیگران. ما هیچ موقع پروژه
اصلاحاتی در ایران نداشتیم. هیچکس هیچ
پروژهای در مورد اصلاحات نداده که ما
میخوایم جمهوری اسلامی رو اینجوری اصلاح
بکنیم. هنوزم که هنوزه ۲۰ سالم که گذشته
از اینکه آقای خاتمی در خونه نشسته یک خط
ننوشته که این اصلاحطلبی که گفتن این
اصلاح یعنی چی؟ دقیقاً شما میخواید چی
جمهوری اسلامی رو اصلاح بکنید؟ کجا آقای
خام آقای چیز آقای خاتمی اتفاقاً به عکس
میگفت که باید تمام قانون اساسی اجرا بشه
و تمام قانون اساسی اجرا شد آقای خامنهای
ولی مطلق است و حاکم هست بر سه قوه و
بنابراین طبق قانون اساسی عمل کرده آقای
خامنهای هست که تحت یعنی آقای خامنهای
هست اگر این طبق قانون عمل کردن اصلاحطلبی
باشه آقای خامنهای در حقیقت اصلاحطلب
واقعی هست و نکته آخر اینه که اگر
اصلاحطلبی در ایران موفق بود چرا ما الان
اینجایم؟ یعنی اصلاحطلبا وقتی خودشون سر
کارن موفقن. یعنی آقای احمدینژاد از
آسمون اومد یه نتیجه سیاستهای آقای خاتمی
بود. شما مثل اون دکتره هستید که جراح
بود. رفت در اتاق عمل وقتی برگشت گفت که
جراحی خیلی موفق بود ولی متأسفانه بیمار
مرد. اگر اصلاحطلبی در ایران موفق بود ما
چرا گیر رئیسی گیر رئیسی افتادیم؟ چرا گیر
این تحریما افتادیم؟ بنابراین من فکر
میکنم در صحبتهای شما و دوستانی که از
اصلاحطلبی دفاع میکنن ی یک مسئله شما
خانوادگی شده یعنی حیثیت خانوادگی شده و
یه بخشی هم شاید انگیزههای دیگه ولی از
نظر منطقی واقعاً جای تأسف داره که ما
انقدر به اصطلاح با ذهنیت احساساتی و
ذهنیت به
اصطلاح نمیخوام حالا تعبیرایی به کار برم
راجع به سیاست صحبت بکنیم به خاطر اینکه
اگه قرار باشه قرار باشه که منی که مهدی
خلجی هم در واشنگتن بر اساس اینکه که چقدر
میتونم برم سبزی بخرم قضاوت بکنم راجع به
سیاست ایران و شما همین طور اونوقت وای به
حال ما ایرانیان شما چه توقعی دارین که
تاجزاده با شاهزاده بشینه تاجزاده تا
زمانی که شما اصلاحطلبا تا زمانی که نه
فکر کنین که براندازی به ضرر شماست شما
اصلاحطلب میمونین براندازه هم تا زمانی
که فکر کنن اصلاحطلبی به ضررشون اونها هم
برانداز میکنه این شکل واقعاً وحشتناکه
ما باید روی به اصطلاح زمینههای مشترکی
کار بکنیم که فارغ از اینکه من ثروتمندم.
من فقیرم فارغ از اینکه من خارج از ایران
هستم، داخل ایران هستم. فارغ از اینکه من
مسلمانم، غیرمسلمانم، فارغ از اینکه
سنیام، شیعم، زنم، مردم یه سری اصول مشترک
اخلاقی داشته باشیم، ارزشهایی داشته
باشیم که به اونها وفادار باشیم وگرنه
همه چیز رو شما بخواید تقلیل بدید به شکم،
اونوقت دیگه همین دیگه باید هر کس بکشه و
ببره تا جایی که میتونه. سپاسگزارم.