جزء شنوندگان هستن حتی اگر حس میکنن که
حقشون ضایع شده من چون اینجا تصمیم
میگیرم شما خیلی براتون مهم نیست دیگه
درسته مسئله حق و زایش اونا که حقی ندارن
که شنوندگان که حقی ندار شنوندگان آمدند
در یک اتاقی که ش بشنون شما رو شما
که در حقیقت از به نه پرداخت میکنن بله
حقوقی پرداخت میکنن به شما نمیدونم
عرضم به حضور شما مالک این رسانهن شریک با
شما هستن در این رسانه بله میتونن این حق
براشون ایجاد میشه اما به خودی خود به ذات
به ذات که این حقو ندارن در جامعه به ذات
شهروندان حق دارن اصلاً این کشور این
رسانه ملک اونهاست و باید بتونن ندراتون
منعکس بشن اما اینجا که ملک کسی نیست که
تو جمله مت پس از یعنی متوجه من برداشت من
اینه که پس اگه کسی فکر میکنه حقش ضایع
میشه خب نیاد تو اتاق دیگه درسته یعنی شما
وظیفهای ندارین که حالا مثلاً چیز کنین
این اگه خوشش اگه حس میکنه مثلاً بله
خیلی نی خیلی ساده نیا تو گوش ندید
اوکی فیروز شما جوابتونو گرفتیم بریم خدمت
آقای خلجی یا چیز داره نه بالاخره من حالا
نمیخوام دیگه جوابی هم دیگه زیاد کنم فقط
میگم که یه رمهایی هم بوده حتی من دوستان
رو دیدم مثلاً افراد شاخص عمومی همون
مثلاً وزیر اومده آقای ظریف اومده اینجا
اونجام روم را هستن شاید اونجا مثلاً
هموطنی میخواسته نقدی کنه، سؤالی کنه نه
خب میگن که این اختیار اون اتاق داره درست
من متوجم چی میگن منتها بالاخره اون مخاطب
پایین هم چیزه بالاخره این برنامههای
صداسیما یا برنامههایی که تشکیل میشه
همینه میرن یه برنامه تشکیل میدن میگن آقا
ما مخاطب راضی صدای نمیرن از اون ۸۰
میلیونی نظرسنجی کنن صدا وسیما باید
نظرسنجی بکنه اون مکلف به نظرسنجیست چون
اونجا شما یک حق رو به ذات دارید نسبت به
صدا و سیم من که حقی برگردان آقای قیاس
ندارم من البته خودم وقتی اتاق میزنم نه
کسی رو ریموو میکنم نه عرضم به حضور
شما چتشو میبندم همیشه چتم بازه به خودمم
اگه کسی ناسزار گفته مشکلی نداره این
منتها انتخاب شخصی منه اما اگر تصمیم
گرفتم روزی این کار رو نکنم شما ممکنه به
من بگید که آقا تو مثلاً آدمی هستی که سعی
صدر نداری اما به معنی این نیست صدر
نداشتن یه بحثی حق شما رو تعذیب به معنی
نیست که حق شما رو من تعظی کردم. شما حقی
نداشتید؟ بله من آدمی هستم که میتونید
بگی آقای سیستی نداری. خیلی خب واجد یک
فضیلت اخلاقی نیستم اما آیا مرتکب؟ عرضم
به حضور شما یک تجزیع حقی شدم و باور بند
خیر. حالا دوستان دیگه هم تشریف دارن
نظرتشونو استفاده میکنم. تشکر آقای خلیجی
در خدمتتون هستیم. بفرمایید.
ببخشید سلام عرض میکنم خدمت شما و دوستان
گرامی و ببخشید که من صدام یه مقداری یعنی
یه مقداری که خیلی ناهنجار کوید دارم من
ای بابا خدا باید نره زیاد شده کوید بله آ
خدمتتون عرض کنم
که هم خدمت آقای دانشگر هم آقای امیر مصدق
عزیز سلام عرض میکنم. این بحثا که میشد
من یاد عموی مصدق افتادم دکتر کاتوزیان که
یه بار تعریف
میکرد من حالا یادمه شاید مصدق یادش باشه
که سردبیر یکی از ژورنالهای علمی بود شاید
ایرانین استادیز که راتلج درمیاره بعد
میگفت که یه بار یک توی مهمونی بودم و
اینا یه نفر از این ایرونیا اومد پیش من و
گفت که آقای کاتوزیان گفتم بله گفت من
اصلاً فکر نمیکردم که شما آدم انقدر آدم
مستبدی باشین گفتم چرا؟ گفت من فکر
میکردم شما آدم دموکراتی هستین گفتم که
خب چی شده مگه؟ گفت من یه مقاله فرستادم
برای ژورنال شما چاپ نکردین یا رد
کردین تصورش از دموکراسی این بوده که
مثلاً شما اگر یک مقالهای میفرستین به
ژورنال علمی اون ژورنال علمی موظفه که
هرچه که هست اونو منتشر کنیم متأسفانه ما
تو
مملکتمون بحث سر همین مفاهیم هست دیگه حق
چیه و دموکراسی چی و مثلاً با مثلاً کلاب
هاوس مقایسه میکنیم با صدا و سیما و بعد
حق مثلاً حق کی برای چی اینا چیزایست که
همون طور که آقای دانشگر گفتن خیلی پیچیده
تر از این چیزیست که تصوراتیست که در چیز
عموم هست ما هم شما میتونید کلاب کلا کلاب
هاس یک نمیدونم کانال داشته باشید یک روم
داشته باشید بگید من در این روم فقط کسایی
که اومده بالا راجع به یک مسئله مه
فقط کسایی که لیسانس دارن لیسانس فیزیک
دارن فقط تو این اتاق بیان مثلاً من
نمیدونم کسانی که اصلاً شما میتونید یه
دونه نمیدونم مجله داشته باشید یا
تلویزیون داشته باشید فقط از کاملا حریث
دفاع کنید مثلاً چه میدونم فلان
ایدئولوژیرو تبلیغ کنید ایدئولوژی مقابلشو
تبلیغ نکنید نقد کنید جواب نقدشو ننویسید
اینا فرق میکنه مثلاً با توهین و اتهام و
این حرفا ولی در بحث سیاسی و بحث فکری و
اینجور چیزا
خب اینا جامعهای هست که تجربه نکرده
بسیار این مفاهیم رو در عمل و تا بحث
دموکراسی میشه فکر میکنن که یعنی کهه هر
کس با هر چیزی مجاز هست این یک مسئلهست و
مسئله دیگه هم بحث همین کنشگری که میگیم
خب اینم یکی از همون مفاهیمیست
که ما خیلی اساساً ما مشکلمون در بخش
مفاهیمه یعنی بخش مشکل اصلی اینکه مفاهیم
روشن نیست نیستن در نتیجه شما مثلاً
آیا بعضیا فکر میکنن که مثلاً درهم و
دینار همون پوله یا مثلاً دستفروشی میشه
گفت مثلاً بیزنسه یا مثلاً باجگیری یا
همون
مالیاته یا هر جور داد زدن و توی مثلاً
رسانهها شلوغ کردن کنش سیاسیه یا مثلاً
صرفاً زندان رفتن به مفهوم اینکه شما فعال
سیاسی هستین ما در ایران چیزی به نام کنش
سیاسی یا کنشگر سیاسی رو خیلی راجع بهش
صحبت نکردیم که اصلاً چی هست و مخصوصاً
بعد از انقلاب سیاست مثل اخلاق میمونه
یعنی نیت توش مهمه یعنی شما اگر عملی عمل
اخلاقیست که شما نیت اخلاقی داشته باشید
اگه شما مثلاً اتفاقی مثلاً پاتون بخوره
به مثلاً یه چوبی اون چوبه مثلاً یه پولی
رو بندازه تو جیب فقیری اون اونو بهش
نمیگن که کار خوب کار خوب اینه که شما نیت
کار خوبیو داشته باشید. بنابراین تو
سیاستم همینطوره. یعنی شما باید نیت کار
سیاسی داشته باشید. تقریباً میشه گفت ۹۹ و
۹مه کسانی که در ایران قربانی حکومت شدن
زندان رفتن اعدام شدن فلان اینا اینا بای
اکسیدنت بوده. یعنی اینکه این آدما مثل
محس
امینی فعال سیاسی بوده نه میخواسته کار
سیاسی بکنه نه نیتی همچین چیزی داشته نه
در تصورش میگنجیده یه ساعت قبلش اصلاً تو
یه دنیای دیگه بوده میگیرنش در طی یه
ساعت ۲ ساعت میکشنش تمومش رو پی کارش
یعنی اصلاً اون این نیت نیومده تهران
اصلاً به این نیت نرفته اونجا بخش از
نمیدونم زهرا کاظمی بگیرید از اوائل
انقلاب بگیرید بسیاری از آدمایی که وارد
مثلاً فرض کنید تو اوایل انقلاب حالا چقدر
بچههای ۱۴ ۱۵ ساله رو به خاطر این مثلاً
روزنامه میفروختن تو کاری تو چی طرف که
فکر نمیکرد من اگه روزنامه بفروشم منو
اعدام میکنن که یا به این نیت که نرفته
بود حالا این دوستمون میگفتن که
اصلاحطلبا گفتن ما اگر نمیدونم اعتدال
داشتیم اینجور نمیشد راست میگن چون
اصلاحطلبهم فکر نمیکردن که دارن کار سیاسی
میکنن به این مفهومی که ما الان درک
میکنیم اونا فکر میکردن توی درون حکومت
دارن یه کاری میکنن بعد میبونن که نه
نمیشه خودشون کانفیوزد
میشن مسئله اینه که الان زندانیان سیاسی
هم همین طور اونا که ما میگیم زندانی
سیاسی اینا که زندانی سیاسی واقعی نیستن
من من بحثم حقوقی نیست بحثم سیاسیه یعنی
اینا که نمیخواستن کاری کنن که بیفتن تو
زندان اون بلاگره که نمیخواسته بلاک کنه
بره زندان کشته بشه که یا اون دانشجوئه که
نرفته مثلاً یه دونه جلسه تشکیل بده بعد
بگیرن پدرشو دربیارن که اینا اینا با زمان
شاه خیلی تفاوت داره. زمان شاه آقای بهزاد
نبوی میگفت که زمان شاه ما دانشجو بودیم
میرفتیم مثلاً فرض کنید شلوغ میکردیم
دانشگاه میزدیم رستوران و اینا همه رو در
داغون میکردیم ششو میشکستیم ما رو که
میبردن زندان ببخشید ببخشید ما رو
میگرفتن میبردن زندان بعد بازجوی میومد
میدونست که خب ما رو احساساتمونو به
اصطلاح هیجان این کارو کردیم میگفت بچه
جان شاه دانشگاه ساخته تو درستو بخونی برو
درستو بخون ما هم نادیده میگیریم اصلاً
کاری بهت نداریم برو برو این کارا رو بذار
کنار تو ما میدونیم که تو مثلاً
نمیخواستی خرابکاری کنی و از دستت دررفت
و اینا میگفت ما میگفتیم نه ما آدم ما
چیزیم ما مخالف شاهیم ما میخوایم فلان
کنیم ما میخوایم فسار کنیم ما مثلاً
طرفدار فلان ایدئولوژی هستیم بعد از
انقلاب اینجور نیست بعد از انقلاب
دانشجوها رو میگیرن دانشجوها هیچ کاری
نکرده بعد میارنش تو زندان شکنجهش میکنن
دانشجو میگ والا بالله من هیچ کاری نکردم
میگن تو غلط کردی تو امنیت نظامو به تهدید
کردی این همه روزنامهنگاری که به نامونم
تهدید امنیت نظام گرفتن آقای چیز سیامک
پورزن هیچ کاری نکرده بود که هیچ کاری
نکرده بود و هیچ به اصطلاح عملی انجام
نداده بود که تصور بکنه یه روزی همچین
اتفاقی براش میفته سعیدی سیرجانی آ چقدر
قتل زنجیرهای اینا که توی داستانهای قطع
احمد تفضلی مثلاً فکر میکرد که این به
عنوان یه آدم
خطرناک مثلاً اینجور
سباانه کشته بشه نه
اینا کنش سیاسی نیست اونچه که در این سه
دو سه سال اخیرم اتفاق افتاد نه داخل
ایران نه خارج کنش سیاسی نبود نه انقلاب
بود نه جنبش بود نه این آن آدما که میگن
ما رهبر سیاسی هستیم رهبر سیاسی هستن اگه
بخوایم اینا رو تعریف کنیم ولی اگر بخوایم
نه کلماتو شما راجع به هرچی و هرچی بگین
که الان تو رسانهها اینطوره دیگه من پری
روز و روز هفته پیش داشتم گوش میکردم یکی
از تلویزیونا اسمشو
نمیبرم آقای متخصص به اصطلاح کارشناس
برنامه با مجری برنامهم که این دم به دم
میدن دیگه از قبل تنظیمه که دم به دم بدن
این یه چیز بگه اون پشتش بگه و در حقیقت
چیزه نمایشنامه بازی میکنن توی چیز شو
شده دیگه این تمام برنامههای سیاسی الان
اینترتینمنت بعد میگه که این ب اعتصاب
پرستاره در ایران دیگه یک اعتصاب با یه
هیجانیها دیگه یک اعتصاب صنفی نیست بلکه
یک انقلاب خیابانیست ا یعنی اگه قرار باشه
که شما کلماتو اینجوری به کار ببرید بعد
هر روز هی مبالغه آمیزتر هر روز هی
پرهیجانتر هر روز لقب به این بدین لقب به
اون بدین نمو فلان اصلا این بیمعنا میشه
و در عمل ما در یک جهان کاملاً بیمعنایی
داریم زندگی میکنیم یعنی وقتی که قرار
باشه که همه جاسوس باشن همه مزدور باشن
همه دشمن باشن همه انقلابی باشن همه فعال
سیاسی باشن همه فعال حقوق بشر باشن هر هر
کی هرچی باشه دیگه هیچیچی معنی نمیده هیچ
چیزی دیگه معنی نمیده وقتی به قول نیچه
میگه که در عصر مدرن دیگه دروغ ریا کردن
ناممکنه چون ریا کردن چون زمانی ریا
میکنی که کار صادقانه کردن ممکن باشه در
اصل ماهم به همین دلیل به پستروست میگن
که نه اینکه به اصطلاح مردم دروغ میگن به
عکس عصر ما عطریست که دروغ گفتن درش دیگه
ناممکن شده بهخاطر اینکه دیگه اصلاً
ایرلونته آدما دیگه به حقیقت فکر نمیکنن
اصلاً شروع میکنن به اون میگه شورش فلان
بهم کودتا رو میگه نمیدونم یعنی هر کل با
کلمات مثل کاملاً
مثل چه میدونم سنگرازری ریزههای بیابون
برخورد میکنن و اسم همه چیو عوض میکنن
هر کی برای خودش از هرچی تعریف میده من
نظرم نمونم کد کودتای ۲۸ نور داد کودتا
نبود انقلاب ایران انقلاب نبود اون یکی
شورش نبود اون یکی این یکی جنبشه این یکی
انقلاب به انقلاب به داستان اعتراضیی ۲
سال پیش میگن انقلاب انقلاب ایرانو نمیگن
انقلاب یه چیز عجیب غریبیه نه پروای
انسجام منطقی هست نه پروای وجدان اخلاقی
هست نه پروا علم هست نه انگار که اینا
مثلاً مفاهیم جایی تعریف شده بعد میگن ما
تو ایران چرا نمیتونیم کنشگری سیاسی
بکنیم بهخاطر اینکه نمیخوایم کنشگری
سیاسی بکنیم کنیم یا اون کاری که میخوایم
بکنیم کنشگری سیاسی نیست. کسی که میخواد
کنشگری سیاسی کنه باید ببینه کنشگری سیاسی
چی هست در دنیا کنشگری سیاسی کجا انجام
میشه چهجور انجام میشه ما دور خودمون جمع
میشیم هی از خودمون تعریف میکنیم و از
خودمون هی میگیم و همه همینا رو تکرار
میکنیم و متأسفانه یک آشوب معنایی یک
بحران زبانی که در حقیقت بحران همه
بحرانها بحران زبانیست چیزایی میگیم که
منظورمون نیست نمیدونیم چیه یعنی قصد
معنا نداریم و قی من سؤالا
مشخصاً مایکت بازه نمیدونم بچهها مایک من
باز صدای تو نم
ببخشید من متوجه نشدم صدا بریده بریده
میومد
آره صدا
آقای نه صدای من من متوجه نکنم صدای من
میاد الان یا اینکه صدای الان میاد بله
ببین من حالا شما یه دیدگاه کلیتر مطرح
کردید عرض اصلاً فرض بگه من
چون کالم مادلینگ محسن جان مایکت بازه
صدای کو
میشه صدای کم میشه محسن جان مایکتون
جان من ریموو کردم پایین که صدا کنه شه
تشکیل می خی من میگم الان مثال چون من
مثالی بیشتر میفهمم ببین الان مثلاً توی
این اتاق اتاقی هستش که مثلاً من
زدم و فرض کنید الان من شما رو ریموو کنم
خب من میخوام ببینم که اگر که بقیه آیا
حق اعتراض راز دارن یا اینکه نه اینا هیچ
مشکلی نباید داشته باشن چون من این اتاقو
زدم میتونم آقای خلجیو بدون اینکه هیچ
کار خلافی از نظر قانون اتاق من کرده باشه
ریموو کنم بحث من اینه که من اینه که
اجازه بدین اجازه بدین صحبتم تموم بشه
ببین من برداشت من اینه
که وقتی که دوستان اومدن بالا یه قراردادی
بین ما و این دوستان هست یعنی یه قانونی
من گذاشتم اینجا که دوستان حالا همونجور
که آقای دانشگر گفتم بر اساس اون قانون
اومدم بالا حالا شناختی که دارم اگر که من
بیام غیر از اون قانون رفتار بکنم و مثلاً
آقای خلجیو ریموو بکنم از دید من اگر
دیگران اعتراض
نکنن به نظر من کنش درستی انجام ندادن
یعنی میتونن بگن خب اینو چرا ریمو شه دلش
خواسته رضا ریمو کنه من دارم میگم اینو
آیا میشه تعمیم داشت تعمیمش داد به جامعه
که پس این دوستان توی دنیای واقعهم
احتمالاً اینجا اینجا چون هزینهای که
براشون نداشته این اعتراض بکنن نکردن
احتمالاً توی دنیای واقعهم احتمالاً اگر
کسی جلوشون سر ببرن اعتراضی نمیکنن
میدونم این اول اینکه توی این اتاق به
نظر شما لازم است اعتراض کنن و تعمیم این
به دنیای واقع آیا قیاس فارقه یا اینکه
موضوعیت داره سؤال این بله عرض کردم مشکل
مشکل این هست که ما راجع به مفاهیم در درک
مشترک نداریم دیگه همین اعتراض یعنی چی
و بعد حق یعنی چی؟ شما یک بحث حقوقی دارین
که همون که آقای دانشگر گفتن مثلاً در
مورد صدا وسیما صداسیما یه رسانه ملیست
یعنی که از بودجه بیتالمال تأمین میشه و
انحصاریست موظفه که به
اصطلاح
انعکاس صدا و اراده ملی باشه و همه
شهروندان باشه این یک مسئله
حقوقیست منتها تو در رسانه همینطوره. شما
یه بحث حقوقی دارین، یه بحث اخلاق
رسانهای دارین که طرف حق رو ضایع نمیکنه
ولی اخلاق رو اخلاقی که مرسوم هست در
اونجا مثلاً فرض کنید یه ژورنال علمی یک
زبان خاصی رو به کار میگیره. اگر مثلاً
شما یه نقدی بنویسین که این نقد زبانش
مثلاً سخیف باشه خب کار خی غیرحقوقی
نکردین. نقض حقوق به اصطلاح ناقض قانون
نبودید ولی عرف به اصطلاح زبانی و عرف به
اصطلاح رتوریک یک مجله رو رعایت نکردیم در
کلاب هاوسهم همین طوره کلاب هاوس هیچکس
مثل فیسبوکه من حق دارم همه مردم دنیا رو
بلاک کنم د نفرو بذارم توی فیسبوکم یعنی
چی که کسی حق داره شما یعنی من و کسی که
بلاک میشه به یک اندازه امکان ان استفاده
از فیسبوک داریم. بله. اگر شما در ایران
هستید آقای عارف میتونه از اینترنت
پرسرعت استفاده کنه ولی شهروندان نمیتونن
این کارو بکنن. این کاملاً نقض قانون و
نقض در حقیقت موازین حقوق بشریست. اگر من
آقای خامنهای بتونه مثلاً توییت داشته
باشه تا حساب توییتری داشته باشه بقیه
مردم نتونن به توییتر دسترسی پیدا بکنن
اینا نقضه. ولی وقتی در فیسبوک در کلاب
هاوس در چیز اینا یک امکانیست که برای همه
آحاد بشری یکسانه شما برو یه دونه تو کلاب
هاوس یه روم بزن علیه من صحبت کن نقد کن
منو راه نده اصلاً چه اهمیتی داره چه حقی
من دارم که این مثلاً به شما بگم که
شما مستبدید یا فلانی نه منم میتونم چون
عین همون کارو بکنم من هم میتونم یک روم
بذارم شما رم دعوت نکنم ولی عقاید شما رو
نقد کنم
و من اصلاً دوست دارم آدمایی که همفکر منن
جمع بکنن. من اصلاً دوست دارم اون د تا
مسئله متفاوته. من مشخصاً حالا همین شما
اینو دارید مقایسه میکنید با مسئلهای که
یکی تو خیابون سر ببرن اون داستان یه چیز
دیگه میشه ببین من نقطه دیگه اجازه بدین
نه آقای یه چیز شما چرخوندین ببینید من
دارم مشخصاً میگم توی این اتاق من شما رو
ریموو میکنم بقیه اعتراض نمود یعنی شیما
اول یه قراردادی بوده که شما میاین اینجا
صحبت میکنین به قوانین این اتاقم شما
پایبند بودین من بدون دلیل شما رو ریموو
میکنم یعنی من شما رو مجازی حذفتون کردم
من اینو مقایسه کردم با اینکه خیابون یکی
که به سرن اینکه یه اتاق یکی بزنه د تا
مطلب متفاوته ببینید عرض کردم آخه وقتی
شما میگید قوانین یعنی م اگر یک مجله علمی
یک یک مقالهای چاپ بکنه که این مقاله
استانداردای علمی رو نداشته باشه خب
خوانندگان میتونن بگن از شما عجیبه که
شما مثلاً همچین مقالهای دارین همچین
مجلهای دارین ع خلاف عرف خودتون عمل
کردین ولی این نقض قانون نیست شما اینا رو
باید ببین نقض اخلاق نقض
قانون نقض سیلیتی اینا باید فرق میکنن با
همدیگه حتی حتی نقض عرف فهمید ببینید من
وقتی میام فهمید ببینید من وقتی میام بالا
اصلاً وارد این پلتفرم میشم میدانم که
آقای قیاس یک ابزاری داره به نام ریموو
این جزء قرارداد نی این تکنولوژی اصلاً یه
دکمهای هست به نام بلاک میدان جزء
قرارداد دیگه همه ما آمدیم میدونیم ایشون
به عنوان مدریتور این ابزار رو داره پس
پذیرفتم وقتی آمدم بالا یا هر کسی که می
آقای شما میتونین این کار شما میتونید
کار بیادبانهای باشه از نظر من ها من
میگم آقای قیاس کار بیادبانهای کرد این
کار سیویلایزدی نبود کار به اصطلاح یا حد
اخلاقی نبود ولی این غیر از اینه که من
بگم شما کار غیر نقض قانون کردید این مثل
این که در در خارج در در ایران مثلاً ی
نفر مثلاً یه بهایی یه کرد یه بلوچ حقوقش
نقض بشه من ساکت بشم این فرق میکنه با
اون نقض قانون تبعیض قانونی فرق میکنه با
مسئله اخلاقی با مسئله سیبیلیتی اینا
اوناهم مهمنا ابدا اهمیت سیلیتی و اخلاق
کمتر از قانون نیست ولی میخوام بگم بین
اینها باید فرق گذاشت این بحثهایی که توی
رسانهها
هست که هر رسانهای اگر بودجهش از اموال
عمرو بود آقای دانشگه توضیح دادن کهه اگر
از اموال عمرو باشه یه سری قوانین داره
اگر خصوصی باشه یک سری قوانین اگه اینطور
باشه که فاکس نیوز و سی ان ان و اینا همش
همش دارن کار غیرقانونی میکنن چون همشون
یه جریان خاص سیاسی رو دارن تبلیغ میکنن.
این خلاف آزادی بیان میشه که اینطور نیست.
شما میتونید یک رسانهای داشته باشید فقط
یک ایدئولوژی خاصی رو تبلیغ بکنید. من اگه
دوست داشتم گوش میدم دوست داشتم گوش نمیدم
چون این خصوصیه. نه مثل صدا وسیماست نه
مثل تبعیض قانونی نه مثل نقض حقوق آدم.
درست درست. پس بیاین ستل بکنیم حالا اون
اخلاق و حقو بذاریم حالا فرض بگین که این
کاری که شما قبول دارین که حالا از دید
شما این کار من میتونه بیادبی باشه آیا
شما حق دارین که منو قضاوت بکنین که اگر
من کانسیستنت این کارو انجام میدم آدم
بیاخلاقی هستم؟ خب معلومه شما اگه یه
کاری به من دو بار دروغ بگین من دیگه به
شما اعتماد نمیکنم با شما رفاقتمم به هم
میزنم همه چیزه دیگه ب آدمایی که با
همدیگه رفتار میکنن من اگه شما مثلاً در
صحبت
کردن مثلا من در صحبت کردن با شما یه جوری
صحبت کنم که شما آزرده بشین مثلاً همش
سرکستیک حرف بزنم تمسخر کنم تحقیر کنم
معلومش دیگه با من رابطه نخواهید داشت
اونم در اینجا همین طوره من اگه بیام در
یک جمع ما جمع واقعیه دیگه ارتباط به این
آدمهاست. اگر من فکر کنم که من از با
صدای آدمهایی رو میشنوم که محترمانه حرف
میزنن با همدیگه محترمانه صحبت میکنن با
به من احترام میگذارن طبیعتاً خوشم میاد
میرم اگر نه نمیرم مثل اینکه شما عضو حزبی
میشید عضوی یه باشگاهی میشید عضو یک
حلقهای میشید در یه پاتقی شرکت میکنید
هزار جور پاتخ تو این شهر هست همه که همه
چیزو دوست ندارن که یه عده دوست دارن لاتی
حرف بزنن یه عده دوست دارن تا همدیگر کتک
بزنن یه عده عده دوست دارن محترمرامون
صحبت کنن یه عده
ما مجلات ضرب داریم مجلات علمی داریم
مجلات جدی داریم مجلات هر کی یه چیزی داره
یعنی قرار نیست که همه
بسم الله الرحمن الرحیم شما خیلی هم
صادقانه باشه مثلاً شما ممکنه که به حرف
یه یه شکل حرف زدن بگید خیلی ح صادقانه
حرف زدن من میگم که این مثلاً حرف مثلاً
چی میگن خلاف ادب هست اینا قضاوتهای
آدماست آدما رو با هم نز ببین جناب آقای
خل شما الان فرمودید که اگه من ببینم
بیاخلاقی در مورد خودم انجام میشه خب ترک
میکنم اون جمع رو اصلاً ترد میکنم اون
فرد رو میذارم کنار ولی نکته دقیقاً
همینه شما وقتی که اون تیر میخوره به
خودت واکنشو نشون میدی ولی اگه همون آدم
مثلاً آقای دانشگر رو اینجا همون بیبی رو
بکنه دربارهش شما بیخیالی بازم میای
میشینی همین جا میگی به بن که نخورده
هنوز دقیقاً بحث همینه اینه ببینید ما
الان دنبال قانون و تفاوت قانون و اخلاق
نیستیم بعد ضمناً این قضیه انتشار یک مجل
یک مقاله در یک مجله نیست که اونجا مثلاً
پیر ریویو بشه نمیدونم بره بعد حالا رد
بشه بعد مثلاً اون فرد بیاد اعتراض کنه ما
داریم راجع به یک مسئلهای حرف میزنیم که
فرض کنیم خرد جمعی این اتاق نسبت به اون
برداشتش اینه که این آقای رضا یک آدمیه که
بیاخلاقه. درست. پس بنابراین من اگه رضا
رو یه جایی دیدم اینو حتماً بهش تذکر
میدم. حالا وقتی شما تذکر نمیدی چون به
خودت نگفته یا اون
بیاخلاقی پلشش سمت شما نبوده. پس
بنابراین من میتونم یه نتیجه بگیرم. بگم
که این فرد مادامی که این تیر به خودش
نبخوره چیزیش نمیشه. یعنی واکنشی ازش ما
نباید انتظار داشتیم. پس بنابراین ما رو
هم درگیر واژهها و معنی کلمات لطفاً
نکنید. اگه یهکم آرومتر اون واژهها رم
بگید هم خودتونم میبینید که چقدر در
حرفاتون تناقض وجود داره.
یعنی نشون میده که پس مهمن اگه در فرمان
تناقض هست درست به دلیل این که مهمن من
اینا میگم حرفم درسته که من میگم اهمیت
دارن این حرفا بنابراین مهمه که شما
تناقضای حرف منو بهش دقت کنین تناقضاشو
دربیارید و به من نشون بدید و برای خودتون
روشن بشه من اگر تناقض میگم به این به این
معنا نیست که اصلاً کلمات معنیشون مهم
نیست یا مفهومشون مهم نیست درست به دلیل
اینکه مهم تناقضشونم مهمه ببینید دوست
عزیز
مسئولیت سطوح مختلفی داره ما یک مسئولیت
حقوقی داریم یک مسئولیت اخلاقی
داریم یاسپرس تو کتاب
معروف تقصیر آلمانی حتی از مسئولیت
متافیزیکی هم حرف میزنه بنابراین بله
آدمها اگر شما میبینید در جامعه یک جرم
حقوقی رخ میده یک تبعیض حقوقی رخ میده شما
مسئولیت حقوقی دارید مسئولیت مدنی دارید
اینا همه تعریف شدهستا یعنی اینا رو من
درآوردی نیست اینها رو جدا بکنید از
همدیگه اینا با همدیگه فرق میکنن. یعنی
یه کسی هست که مسئولیت اخلاقیش رو عمل
نمیکنه. یکی هست که مسئولیت علمیش رو قب
عمل نمیکنه. یکی هست مسئولیت مدنیش رو
عمل نمیکنه. اینا با همدیگه تفاوت
میکنه. بنابراین باید ببینید علم و به
اصطلاح شناخت همش در مورد تفکیکه. جدا
کردن چیزا از همدیگه. اگه بخواین همه رو
قاطی کنین اون میشه جهل. بنابراین شما
مسئولیتها رو باید جدا بکنین از همدیگه.
انواع و اقسام مسئولیتها هست. اونوقت بر
اساس اون قضاوت میکنیم. اگر یک نفر
مسئولیت اخلاقیشو انجام نداد به این معنا
نیست که مسئولیت حقوقیشم انجام نداده.
باید اینها رو جداگانه معیار دارن.
جداگانه باز با معرا سنجید و گفت بله یه
آدمی که مثلاً فرض کنید اگر این
رئیسجمهور در مقابل مثلاً فرض کنید فلان
نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی چیز نکرده
واکنش نشون نداده که واضحه ما که شما رو
به از نظر حقوقم
نقدیم بیم نقد میکنیم و اون اون بحث رو
میاریم وسط ما که نمیتونیم بریم شکایت
کنیم از حقوقی بگیم آقای اخلج این کار رو
انجام نداد پس بنابراین یک قانونی رو جایی
نقض کرده. ما دقیقاً داریم روی همون
اخلاقه صحبت میکنیم که میدونیمم نسبیه
ولی بر مبنای حالا همون خرد جمعیه فرض
کنید ایرانیان حاضر در کلاب هاس داریم بر
اون مبنا به یک نتیجهگیری
میرسیم. خیلی هم آرمانشهری فکر نمیکنیم
که مثلاً ببریم اخلاق رو در اون سطح و
حالا آنالیز کنیم. اتفاقاً در حد ایران و
ایرانی اون هم در همین سطح کلابهاوس
داریم بحث میکنیم.
بایکم باز نمیشه فیروز جان اول اینکه ببین
من دارم میام رو مایک تو هم بیای روی مایک
دیگه خیلی خراب میشه بذار یکیمون فقط روی
مایک بیاش من میرم چت آره شما چتو داشته
باشین که بحث شخصی پیش
نیاد من فکر کنم آقای خرجی تقسیم بندی
درستی کردن دیگه شما اون مسئولیت اخلاقی
مسئولیت مدنی و مسئولیتهای ی مختلف ولی
فکر کنم نکته روم گرفتن آقای خلیج اگر
نظری دارین بفرمایین که نه نکته همینه
نکته همینه که خب دقیقاً شما قضاوتتون هم
بر اساس اون به اصطلاح کانتکست تغییر
میکنه دیگه یعنی ما من عمل شما رو یعنی
یک بحثی هست راجع به همین بحث سیویلیتی که
یک مرحله بالاتر از اخلاق هست و چقدر حالا
مخصوصاً مثلاً تو این سالهای اخیر تو
آمریکا و کلاً توی سیاست غرب که دیگه
سیلیتی دیگه
بحرانه راجع بهش بحث میشه یعنی کهه شما یک
برای مسئولیت حقوقی مسئولیت اخلاقی دارید
و مسئولیت در حقیقت
رفتار سیویلایزد یا آدابدانه دارید و این
اینا با هم متفاوتن لولهای متفاوتن
همشونم مهمن و ما هم باید راجع بهشون بحث
کنیم چیزی ما به خرد جمعی نداریم که مثل
غریضه مثلاً
گرسنگی در بین آدمها مشترک باشه. خرد
جمعی یعنی اونچه که آدمها راجع بهش صحبت
میکنن و راجع بهش تفاهم میکنن نه توافق.
اونو بهش میگن خرد جمعی. بنابراین همه
اینها هم چیزاییست که ما اصلاً سنت بحث
کردن راجع بهشون نداریم. همه این بحثهایی
که ما داریم میکنیم واقعاً بحثهای
جدیدیه. یعنی شاید عمرشون ۱۰ ۲۰ ۳۰ سال تو
ایران نباشه. شاید در بهترین حالت در فضای
عمومی میگما بحث عمومی چون حالا رسانه
دیجیتال اومده و این حرفا این این بحثهای
عمومی ممکن میشه بنابراین اونچه که میگیم
خرد جمعی اونچه که میگیم اخلاق اینا
چیزایست که باید با هم صحبت کنیم با هم
تفاهم کنیم بگیم تعریفامون چیه به اصطلاح
معیارامون
چیه چشماندازامون چیه و اونوقت میتونیم
بگیم خب حالا آیا اینطور میشه قضاوت کرد
اونطور نمیشه قضاوت کرد. من فکر میکنم که
ما یه چیزایی رو مسلم گرفتیم که خیلی مسلم
نیستن هنوز یا روشن نیستن اصلاً متشکر
محسن جان شما فلفل زنید بفرماین بعد بریم
خدمت آقای امین خیلی ممنون آره من
میخواستم یه چیزی بگم درباره همین حقوق و
چه میدونم قانون و اینا ما تو زندگیمون
۹۹
و۹ده اصلاً نه سراغ قانون میریم نه
سراغ حق اینا یه چیزاییه که بین آدما بدون
اینکه ازش سراغش برن انجام میشه است یعنی
مخصوصاً مثلاً اینجا که ما
اومدیم ما مثلاً یه اتاقی میزنیم
نمیخوایم که با اعضای بدن خودمون حرف
بزنیم با آدما میخوایم حرف بزنیم آدمایی
که اینجا اومدن در نتیجه درسته که یه
چیزایی حق ماست ولی این این حق که اگه
بخوای همه چی همیشه این حقو خیلی کانکریت
استفاده کنی که دیگه اصلاً
که به قول معروف ما اصلاً به همدیگه نزدیک
نمیشیم حرف همدیگه رو نمیفهمیم وقتی یه
اتفاقی که مثلاً فیروز میگه یا رضا دربارش
حرف میزنه ما باید این انعطافو داشته
باشیم درسته حق شماست شما در درو ببندین و
همه اینا ولی یه سری آدم اینجا هست که
برای اینکه شما حتی به نفع خودتونه که
حرفای
حرفای خودتون بهتر شنیده
بشه حقوق اون آدما رو اون اصلاً نیازای
اون آدما رم در نظر بگیریم اگه بخوایم
مثلاً همین دیگه بیشتر از این کافیه همینو
میخواستم اینو بگم آره من من فکر میکنم
که بحث سر این هستش که خب من میتونم اینو
در نظر نگیرم همونجور که آقای خلیجی گفتم
ولی خب شما هم میتونین قضاوت خودتونو در
مورد من داشته باشید دیگه یعنی بحث سر این
هستش
که مثلاً این اتاقو من زدم یه سری چیزایی
گذاشتم مثلاً فرض بگی چه میدونم من اتاق
میزنم میگم میای بالا بگو زنده باد لنین
یا مثلاً اون اتاق میزنه میگه بگو ضد
جاوید شاه مثلاً خب شما اگه اینو قبول
میکنی میای بالا یعنی به اون قانون شما
تن دردیگه اینه که میتونی مثلاً بگی این
چه آدم لمپنیه چه آدم چه میدونم
افراطیه ولی بحث من این هستش که این
قضاوتو من میتونم بکنم. یعنی همونجوری که
مثلاً آقای خلجی
گفتن دو بار میگن خب این آدم بیادبیه و
خب اون قضاوتو حق داره بکنه. حالا منم
دلایل خودمو دارم و میتونم بگم نه منم
اینجور بحث سر این هستش که احتمال زیاد
اگر من توی کلابهاس آدم بیاخلاقی
باشم من فکر میکنم که به طریق اولا توی
دنیای واقعی هم همین جور خواهم بود.
من صحبتم سر این بود که ما این کنشهای
کوچکی که اینجا انجام میدیم یا انجام
نمیدیم از دید من میتونه یه تمرینی باشه
یا اون نشون میده که ما آیا تو دنیای
واقعی هم حاضریم هزینه بدیم؟ یعنی اگه
مثلاً من اینجا اعتراض بکنم فرض بگیر به
آقای کاتوزیان که مثلاً ایشون آدم
پاپیولاری هستن خب مثلاً احتمالاً آقای
پاتوزیان یه سری هواریون دارن حالا چون
ایشونو میشناسم میدم که اینا احتمالاً به
من حمله میکنن
خب خب من احتمالاً توی فضای واقعی هم
احتمالاً جسارت اینو خواهم داشت که مثلاً
به یکی اعتراض کن ولی اگه اینجا فقط آقای
کاادوزیان هر کاری میکنه قربون صدقهش برن
احتمالاً تو دنیای واقعهم اگه ظلمی بشه
طرفو بیشتر قوم و صدقهش میرم تا اینکه
بخوام به چالش بکشم این دیدگاه من هست ولی
خب آقایجی هم درست گفتن اون بحث حق و
اخلاق و ادب و اینها شاید فقط باید روی
اون دسته بندیش یه مقدار دقیقتر بود من
اینا پوندم ببخشید من یه نکته فقطیه یعنی
یه پاورقی بگم و از خدمتتون خص بشم مفهوم
قانون و حق و اینا در مفهوم غربیش فرق
میکنه کنه با اون چیزی که ما در ایران
ازش
میفهمیم و اتفاقاً حالا ذکر خیر عموی
مصدق شد مصدق
گرامی آقای دکتر کاتوزیان تو کتاباشون
مفصل اینا رو توضیح دادن یعنی یکی از
منابع خوب برای خوندن این تفاوتی که بین
مفهوم قانون هست و نمیدونم حق هست و در
در اروپا ما هیچ موقع اون استبداد به
مفهومی که ما در ایران داشتیم نداشتیم
مفهوم پادشاهی فرق میکنه و اینا و این
خیلی مهمه یعنی یکی حالا خیلی خلاصه بگم
یکی از تفاوتی مهم در مورد قانون اینه که
برای ما همیشه قانون مفهوم شریعتو داره
یعنی کهه چه کاری باید بکنه چه چیزی حلاله
چه چیزی حرامه چه کاری باید واجبه چه چیزی
نمیدونم ممنوعه ولی در قانون به مفهوم
غربیش به شما نمیگه که چه باید بکنی؟ میگه
چه نباید بکنی؟ چه نباید بکنی؟ یعنی در
حقیقت محدوده آزادی شما چیه؟ محدوده از چه
خطی شما فراتر بری آزادی دیگران نقض میشه.
بنابراین شما اونجا آزاد نیستی. اما در
محدوده آزادی به شما نمیگه تا شما چیکار
کن. شما در محدوده آزادیت آزادی هر کار
دلت میخواد بکنی مثل قوانین راهنمایی
رانندگیه. یعنی شما به شما نمیگن که شما
چه ماشینی داشته باشید، چه مقصدی برید، از
کدوم خیابونی برید، به شما میگن اینجا یک
طرفست اونجا نمیدونم استاپ ساینه، این
چراغ قرمزه بعد شما هر کاری هر ماشینی
میخوای داشته باش، هر ساعتی میخوای
رانندگی کن، هر مقصدی میخوای داشته باشی
در در کلاب هاسم وقتی که در کلاب هاوس به
جای دیگه وقتی از حق حرف میزنیم ما باید
بدونیم که چه کارایی نباید بکنیم.
میدونین من چه کارایی نباید بکنم اما
نباید لزوماً به کاری که میخوام بکنم همش
کانشس باشم. همچین چیزی که ناممکنه. یعنی
من نمیتونم مدام راجع به کاری که میکنم
ببینم آیا این قانونیست یا قانونی نیست.
مهم اینه که من باید بدونم چه کاری نباید
بکنم. اگه بدونم چیکار نباید بکنم طبیعتاً
بقیه کارا رو که میکنم باید قاعدتاً طبق
کانون باشه. سپاسگزارم از شما. عذر
میخوام از
یادگویی نستخ
اجازه آقای آقای مقدم یه سؤال دارم البته
با اجازه آقا امیر اگر اجازه بدین ایشونم
سؤال بکننشون
باش از تشکر آقا یه سؤو کوتاه بکنین چون
دیرتم هست اینجا ممنون میشم سلام عرض
میکنم به همه با جناب خلیجی یه سوال داشتم
اونم به این شکل
دوستان یه مقداری صورت مسئله رو خیلی خب
به نظرم تو کانتکستشو خوب تر
نکردم من میخوام این کارو
بکنم این آقای خلجی فرض کنیم یه اتاق هست
این داره در مورد یک موضوع ملی صحبت
میکنه خب مثلاً آیا بیایم در انتخابات
شرکت بکنیم رأی بدهیم یا
ندهیم من به عنوان یه شهروند و ایشونم
ادعا میکنه که مثلاً
یک فرض کنید اصلاحطلبه و دموکراته و خیلی
به حقوق اجتماعی و این چیزا رم خودش چیز
داره یعنی برا خودش قائله و مدعی اونم هست
خب و یک اتاقم زده که بیاد روی موضوعات
صحبت کنه و امثال من به عنوان شهروندانم
بریم در اونجا در او بحث شرکت
بکنیم ایشون حق داره تا اینجا اینجا شد که
شما فرمودید من باهاش موافقم حق داره که
به گویندگان خاصی رو دعوت
بکنم ولی از اولش بگه که من اوکی من یه
سری گویندگان مشخصی رو دعوت کردم و در
مورد این موضوع هم قراره صحبت کنیم
دوستانم میتونن در پایین شنونده باشن
اونایی که دوست
دارن ولی وقتی که میگن نه قاعده رو
میگذارن برای اینکه هر کس که سؤال داره و
میخواد دستشو بالا
کنه و میتونه بیاد صحبت کنه. یعنی یک سری
انتظاراتی رو در من مخاطب ایجاد
میکنه و این کاملاً هم میتونه جنبه
اجتماعی داشته باشه هم جنبه اخلاقی.
دقیقاً حالا میبینیم
که منه که در پایینم نه میتونم در چت
وارد بحث بشم حق نظر دارم اونجا رم روی من
میبنده و بعد نمیتونم اگه دستمم بالا
ببرم منو بالا نمیاره که بتونم حرفمو بزنم
بتونم سؤالمو طرح
کنم شما در همچین کانتکستی چهجوری برآورچه
چه ت چه نظری میدید در مورد اون کسی که
مدیر اون اتاقه و اون سیاستی که داره اجرا
میکنه فراموش نکنید که ما در یک کانتکست
اجتماعی داریم بحث میکنیم بحث خصوصی نیست
در حریم خصوصی و مسائل شخصی و دلبخواهی و
گرایشات کاملاً خصوصی و فردی نیست من از
چه موزیکی مثلاً بحث یه اتاقی نیست که در
مورد موزیک دلخوامون بیایم بشینیم حرف
بزنیم یا آهنگ بذاریم روی یک مسئله ملی
داریم صحبت میکنیم و منم به عنوان شهروند
رو خواسته به من یعنی خواسته در واقع یک
محیطی رو فراهم کنه که یک همچین امکانی رو
گفتگویی رو ایجاد بکنه و عملاً میاد خلاف
اون عمل میکنه یعنی من میام و دوستم دارم
که در بحث شرکت بکنم حداقل نظرم رو بدونم
طر بکنم جوابمو بگیرم ولی میبین میبینم
هیچکدوم از اینا اتفاق نمیفته. آیا
ای یا مثلاً در مهمانان ممکنه مثلاً یه
کسی باشه مثل کسی که مثلاً ترور کرده
عملاً ترور
کرده میشناسیمم به اسمم
میشناسیم سابقه ترور داشته ترور سیاسی
و من الان تمومش میکنم خلاصه و و
ایشون صدای کو داره
آقا مس جان مایک شما بازه آقا محسن
نمیدونم چهجور بفرمایید آقا رضا اگه سؤال
آیا بودن بله من الان ۱۰ ثانیه تمومش
میکنم و مثلاً بودن در همچه
اتاقی
آیا ابتذال شر نیست واقعاً به لحاظ
اخلاقی این این موردو خواستم بگم در
ارتباط با
شما در یه مورد مسئله هم دیگه هم خواستم
بگم که این بحثی که میگین وقتی یه کسی
اتاق میزنه حق خصوصیشه. ببین کسی که اتاق
ن میزنه که نمیخواد با خودش صحبت کنه
میخواد با امثال من بشینه صحبت کنه
دیگه. پس اونم در برابر من یک به هر حال
برا خودش باید
یه پرنسیپیی رو رعایت بکنه قائل بشه تا من
بتونم بیام و به طور مشارکتی یه گفتگویی
داشته باشیم.
خب بنابراین خیلی خصوصی هم نیست اونچنانی
که شما
آقای دانشگر بهش اشاره کرد و اینا چون
حالا فرصتم نیست و آخر شب و رضا هم تو
خیابونه داره راه میره من همین جا بحث رو
کوتاه میکنم مرسی که منو شنیدید عرضم
تمام چی شما امکان صحبت هست براتون
بله ببینید دوست عزیز نه خصوصی نمیدونم به
چه معنایی به کار ببریم که یعنی نمیدونم
که اونچه که شما از خصوصی مراد میکنید
همون چیزیست که من میفهمم یا اینکه د تا
چیز متفاوت صحبت کن ببینید بذارین براتون
مثال بزنم
شما جواهرات فروشی تیفانی رو در نظر
بگیرین تیفانی یک جواهر فروشی آقای خلجی
لطفاً اول سؤال اولو جواب بدین بعد مورد
دوم ممنون میشم در مورد در در مورد اول و
دوم تقریبا یکیه نکتهای که شما گفتید اگر
من درست فهمیده باشم اگه درست نفهمیدم به
من بگید
ببینید جواهر فروشی تیفانی یک جواهر فروشی
خیلی خاصیه خیلی هم شما تبلیغاشو همه جا
نمیبینی و چیزایی هم که داره جواهراتی هم
که داره چیزاییست که بسیار خاصه و خیلیهم
محدوده یعنی تو کل مثلاً مغازهش بری شاید
مثلاً ۱۰۰ تا آیتم بیشتر نباشه
این فرق میکنه مثلاً باگوفروشیهای مثلاً
دم حرم در قم که خب ممکنه مثلاً ۵۰ هزار
تا انواع اقسام علنگو داشته باشن و
مشتریاشون فرق میکنه همیشه تو شلوغه
همیشه شما میتونید برید صبح تا شب بازه
با تیفانی که شما حتی قبلش زنگ بزنید
نمیدونم اپینمنت بگیرید یا ببینید اون
نیاز نداره تبلیغ کنه اون نیاز نداره به
اینکه در فروش صف ببندن اون یه چیز متفاوت
داره میفروشه. بنابراین مسئله موضوع
نیست. شما میتونید راجع به هرچی فیزیک
کوانتوم، امنیت ملی، جنگ، صلح هر چیزی
میتونین صحبت بکنین در منتها در کجا اون
تعیین میکنه که شما حد و حقوق و به
اصطلاح وظیفتتون چیه. اگه در صدا و سیما
بخواین صحبت بکنین داستانش فرق میکنه.
توی سوشال میدیا میخواین حرف بزنین میگین
آقا من میخوام راجع به امنیت ملی ایران
یه دونه روم داشته باشم. فقط و فقط از
کسایی که دکترای علوم سیاسی دارن من
میخوام تو این جمع بیان کسی که دکترا
علوم سیاسی نداره تو این جمع راه نداره من
میخوام راجع به فلان موضوع صحبت کنم
کسایی که میان باید مثلاً ۱۰ نفر بیشتر
نباشن چون این هیچ چیز ربطی به شهروند
بودن و حقی نداره شهروند ببینید شما زمانی
مسئله حق مط ببخشید آقای خلجی من اصلاً
اینو تفکیک کردم
من میخواستم متوجه نمیشم که الان گره کار
کجاست
یعنی من احتمالاً به یه مورد خاصی توجه
دارین که من اون من یه کانتکست مشخصی رو
ترسیم کردم و شما رو تو کانتکست مشخص قرار
دادم بعد حالا گفتم شما واکنش خودتونه یا
شما شما فرق که من فهمیدم اینه که شما
میفرمایید یک موضوع عامی که مربوط به
همین نه یک مسئله ملیست ملی آره مثل امنیت
ملی ها مثل امنیت ملی نه گفتم دقیقاً
مثلاً بیا در انتخابات شرکت کنیم یا ن بله
بله بله بله بیا و ایشون گذاشته و یه سری
هم چیز تعریف کرده پرنسیپی که برا خودش
قائله اگر بهسیپ دموکراتیکه ببینید دوست
عزیز اگر به شما گفته
باشه به آگاهانه این انتظار رو در شما
برانگیخته باشه که شما میتوانید در این
جلسه شرکت بکنید میتوانید سؤال بکنید
میتوانید از به اصطلاح سخنرانان یا کسایی
که میزبانای اصلی هستن ازشون چیزی بپرسید
در بحث مشارکت ت بکنید بعد مثلاً وسط کار
یادش بره غافل بشه وقت کم میاره یا از روی
غرض به شما اجازه حرف زدن نده این یا
نشانده سو مدیریته خب این یا نشان دهنده
سوء مدیریته یا نشان دهنده سوء نیته خب
مثل ی مغازه که شما میرین جنس بخرین ازش
جنس تقلبی هست به اعتماد شما خیانت کرده
این اینجا شما میگید که من اینجا نمیرم
اینا آدمای صادقی نیستن اینا میگن
آدما رو مثلاً بهانه اینکه ما ب نه شمایی
که اونجا هستید چه واکنشی نشون میدید؟
من اگر من اگر رفته باشم در با تصوری که
شما رفتید اگر رفته باشم و ببینم که شما
با اون تصوری که حق شما بوده یعنی به
درستی در ذهن شما این تصور ایجاد شده که
شما میتوانید اینجا بحث بکنید سؤال بکنید
انتقاد بکنید و اجازه ندن به شما معلومه
که منم ناراحت میشم و منم باید اعتراض کنم
طبیعتاً باید اخلاقی میگما یعنی اونجا من
دارم میبینم که من و شما یک انتظار داریم
و و اگر به اعتماد شما خیانت شده پس
میتونه به اعتماد بقیه هم خیانت بشه اما
این حق من نیست که مثلاً این آقا رو بگم
حقوقی رو نقض کرد نه این کار غیراخلاقی
این کار کاملاً غیراخلاقی و من مسئولیت
اخلاقیم این هست که اگر حق شما حق
اخلاقیتون یا به اصطلاح اعتمادتون آسیب
میبینه من هم اعتراض میکنم میگم آقا این
که درست نیست وگرنه و من اگر به اعتماد
شما آسیب بزنن به اعتماد منم آسیب زدن
دیگه اگر دقیقا دقیقا من جوابم گرفتم مرسی
بله دقیقاً نه اینجور جوابم گرفتم ولی بله
درسته گفتم به خاطر همینه که مگر تفکیک
باید کرد بین مسئولیت اخلاقی مسئولیت
حقوقی تو خودتون حق میدید که اعتراض کنید
و اعتراضم براتون یه باید من مسئولیت
اخلاقی میدونم حق نیست دیگه بله بله مگر
حق نیست وظیفهست یعنی از نظر اخلاقی من
باید بگم آقا شما کسی که نمیکنه و اون
کسی که اونجا هست و نمیکنه اون مسئولیت
اخلاقشو انجام ند کار غیراخلاقی انجام
داده که اعتراض نمیکنه بله بله بله و
مسئله مسئولیت خودش خود مسئله مسئولیت
دوست گرامی تمام اینا هیچکدوم تعریف ثابت
و ابدی ندارن یعنی مدام باید ما راجع به
اینا با هم صحبت کنیم یعنی همین حقوقی که
میگیم مفهوم شهروندی که میگیم نمیدونم حق
که میگیم اخلاق که میگیم اینا
هیچکدوم وحی منزل نیستن از آسمون بیان
اینا رو ما باید مدام ما که میگم یعنی
تمام افراد جامعه مدام باید در لوی
گوناگون دیگه یعنی از کودکستان بگیرین تا
فضای عمومی تا رسانهها تا دانشگاهها تا
همه مردم به هر به اشکال مختلف و در سطوح
مختلف مدام باید راجع به اینکه از مفاهیم
از ارزشها چه تصوری دارن چه چیزی رو فکر
میکنن تفاهم کنن این تفاهم هست که جامعه
رو میسازه این تفاهم هست که دموکراسی ی
رو ممکن میکنه. این تفاهم هست که زندگی
همزیستی رو ممکن میکنه. زمانی که ما از
همه این کلمات یک ت تصور ثابتی داشته
باشیم باید فکر کنیم که دیگرانم باید یا
این تصورو داشته باشن یا باید بپذیرن یا
اینکه اونا بر خطا هستن. اون موقعست که
خود به
اصطلاح هویت جامعه مورد تهدید قرار
میگیره. بنابراین تمام این حرفایی که ما
میزنیم باید مرتب بزنیم. با مرتب با هم
صحبت کنیم، مرتب تفاهم کنیم که نه بیهوده
کسی رو به بیمسئولیتی و بیاخلاقی متهم
کنیم نه اینکه خودمون از مسئولیت اخلاقی و
مسئولیتهای دیگهشونه خالی کنیم.
سپاسگزارم از خب من فکر کنم به یه جایی
رسیدیم حالا روی اونم سپاسگزارم خواهش
میکنم عرض فکنم آقا امیر ببخشید حالا من
اگر اجازه بدین دیگه از خدمت شما باید بکن
آقای خالدی یه لحظه لطف کنید من یه
نکتهای داشتم بگم بعد نمیپرسم فقط نظرمو
میگم و شما باید میتونین تشریف ببرین اگر
ممکنه منم بفرمایید آ اوکی خواهش میکنم
ببینید قبل از اینکه من اون مسائلی که
اصلاً قرار باعث شد که من بیام بالا بعداً
بیام ولی یه نکتهای رو آقای خلجی گفتن
خیلی عجیب بود برام گفتن که ۹۹ و نمیدونم
چند درصد حتی زمان به اصطلاح انقلاب یا
بعد از اون هیچکدوم این اعمال سیاسی
نداشتن. نمیدونستن مسئله سیاسی
چیه. به نظر من این خیلی عجیبه. این به
نوعی توهین به اون همه آدمهایی که جانشان
رو حتی آگاهانه از دست دادن. یعنی اینا
نمیدونستن که با چی مخالفت میکنن و چرا.
ثانیاً متأسفانه ما فقط با این تعریف
آدمای کاملاً تحصیل کرده، حقوق خونده فقط
میتونن اکت سیاسی بکنن. خیلی عجیب بود
برای من. این نکته رو میخواستم بگم. حالا
بعداً شما به اصطلاح قضاوت کنین که چطور
بوده. حالا اون مسائلی که باعث شد که من
بیام بالا من حدوداً ۲و سه ساعته گوش
میکنم یه مسئلهای در رابطه به اعدامها
مطرح شد یه سری ایراد گرفتن که اصلاً چرا
میگیم اعدام نباشه باید بگیم که زندان
نباشه و اینو زیر سؤال
بردن مسئله اعدام خیلی مشخصه هیچ رژیمی
نمیتونه بگه که مثلاً اگه یه آدمی رو
اعدام
میکنه مشخصاتشو
میگه تمام کشورها به ویژه کشورهای
دموکراتیک آزاد میخوان اینو حذف بکنن و
ملموسم هست با موجودیت یک انسان سرکار
داره و این کاملاً درسته الان جامعه
ایرانی با تمام به قول معروف بالا پایینش
عقبموندگیش الیتش اعتراض میکنه این به
حقه این زیر سؤال بردن خیلی عجیب بود برای
من این مورد بود که یکی در مورد دیگه یه
برخورد یه چیزی شد گفتن که افرادی که
زندان میرن برخوردای متفاوتی دارن این
مسلمه رژیم برای اینکه به هم بریزه میاد
یکی را عمداً آزاد میکنه یا یه امتیازایی
بهش میده که بتونه بعداً ازش استفاده کنه
به هم بریزه باید اینا رو هشدار بود اینی
که مثلاً آی این چرا اومده به اصطلاح
مرخصی اون یکی نیومده یعنی اینا رو باید
در نظر بگیریم یکی هم نر مورد این بود که
در رابطه با سندیکاها که معلمایی اعتراض
کردن آقایی بود مثل اینکه زندان بوده آقای
امیر مصدق نه امیر سالار یه همچین ببخشین
اسمش یادم
رفت که گفت آره اینا نباید کار سیاسی بکنن
فلانه ببینین تمام
رژیمهای استبدادی از تشکل میترسن هر
تشکلی الان جمهوری اسلامی هم به این رشد
رسیده ده من اگه برم تو خیابون به
خامنهای ۱۰۰ تا فحش بدم براش اهمیت
نداره. فقط وحشتشونه که من برم با ۲ نفر
یه جا بشینم یه مسئلهای را حتی صنفی را
به قول معرو صحبت کنم. اون عاشق اینه که
فقط سندیکاهای به اصطلاح قدیم یا زرد درست
بکنه در خدمتش باشه. یعنی این در مورد این
حکومت اگر کسی در نظر نگیره واقعاً سادگی
محضه.
به مسئله دومی که اون اینجا من شنیدم یه
سری آقایی اومد در رابطه با حمله کرد به
اسلام و نمیدونم از این حرفا اینم یکی از
این شگردهایی که بازم این حکومت متأسفانه
به پیش میبره آقا جان میلیاردهای انسان
مسلمون هست آیا از نظر اخلاقی اینا همه
فاشیستن اینا برداشتشون از اون دین اسلام
مثل خامنهای و خمینیه که در یه روز تا
سال ۶۰ ۶۷ حداقل من خودم شاهد بودم ۵۰۰۰
نفرو به دار
کشیدن این چه برخوردیه که میگه مگر برداشت
نیروهای مگر اکثر اونایی که اعدام شدن
خیلیاشون اونام مسلمون
بودن شما نمیتونی اینا رو قاطی بکنی یه
برخورد اشتباهی که الان هست جامعه یعنی
حالا به قول حمله میکنن به اسلام آقا
اسلام فقط تنهاستی که ما میتونیم بگیم حق
نداره به قانون بذاره اونم با این استدلال
که هزاران دین هست هر کدومم میگن که من
نماینده خدام این آقا ما مخلصیم دینتو
بذار تو خونت حق نداری بیای قانون
بنویسی سکولاریسم حداقل درک من اینه یعنی
دین شریعت یا ایدئولوژی مثل کمونیسم حق
نداره بیاد قانونو با این اسم بنویسه دست
به قول این غربیا ولی من حق ندارم توهین
بکنم حق ندارم زیر سؤال بگم که اون که
مسلمونه باید به قول جاروب کنی نمیدونم
فلان کنی یا اون آقایی که از
سوپرناسیونالیست بود میگفت که تمام ملاها
رو باید بریزیم تو اتوبوس ببریم تو عتبات
عالیه آقای معروفی هم الان دی نمیخوام
اسمشو ببرم به اصطلاح از این پادشاهی
هم بودن کاری ندارم ببین این چیزا خطرناکه
این چیزا ما انسانها بر مبنای اخلاقشون
بر مبنای دیدگاهشون ما میتونیم قضاوت
بکنیم همین دیگه هیچ چیزی نمیتونیم با به
با به اصطلاح معیار قرار بدیم
ممنون من دیگه زیاد صحبت نکنم آخر وقت شما
هم خواستید من فقط آقا امیر من فقط یه
نکتهایو بگم آقای خارجی بفرمایید شما بله
خواستم بگم اگه اجازه بدین من از خدمت شما
خصم میشم استادام میکنم تشکر سپاسگزارم
از همه دوستان S