آقای خلجی سلام سلام بر شما و همینطور
بینندگان عزیز ممنونم وقتتون بخیر وقت شما
بخیر آقای خلجی طبق اخباری که ما از
توییتر میخونیم لیستی داره از کسانی که
نامزد شدن برای نمایندگی مجلس میاد بیرون
کسانی که رد صلاحیت شدن این دست بلند
بالای جمهوری اسلامی در رد صلاحیت کردن
افراد یک عدهای هم که الان از اون لیست
مثلاً گویا اصلاحطلبها هستن جمهوری
اسلامی با رد و تأیید صلاحیتها چه
چیزهایی رو میخواد بگه؟ چه حرفی برای
گفتن داره؟ من میخوام نظر شما رو بدونم.
ببینید از موقعی که به طور رسمی نظارت
استثواوی حق شورای نگهبان دانسته شد این
به این معنا بود که دیگه هیچ معیار عینی
و غیرشخصی
برای تایید یا رد صلاحیتها وجود نداره
اونچه که معیار
حقیقی به اصطلاح تعیین یا تشخیص صلاحیت یک
نامزد هست وفاداری اون لحظه و اون زمان او
به شخص رهبریست. این به این معناست که در
حکومتهای توتالیتر ایدئولوژی به سرعت
ارزش خودش رو از دست میده و جای خودش رو
به کیش شخصیت میده. یعنی اینکه شما معتقد
به ایدئولوژی اسلامی باشید یا نباشید
اصلاً مهم نیست. مهم اینه که به شخص رهبر
وفادار باشید و ش و این وفاداری شما به
شخص رهبری هست که تعیین میکنه که شما
خودی هستید یا خودی نیستید. شما شایستگی
این رو دارید که مقامی رو داشته باشید در
این نظام یا نداشته باشید. بنابراین من
فکر میکنم تمام این قیل وغالهایی که
اصلاحطلبانی کردن که چرا اصلاحطلبا از
این به اصطلاح رد صلاحیت شدن یا در لیست
تأیید صلاحیت شدگان قرار نگرفتن فکر
میکنم کاملاً بیهوده باشه ما کم و بیش
میدونیم که اونچه که مهم هست وفاداری به
شخص آقای خامنهای وگرنه از نظر فکری فرقی
بین بسیاری از این اصلاحطلبان و
محافظهکاران وجود نداره و اصلاً تفاوت فکر
فکری مهم نیست. اونچه که تفاوت ایجاد
میکنه وفاداری به شخص رهبری هست. گاهی
کسانی که کاملاً مثل آقای خامنهای هستن
ولی به شخص او وفادار نیستن اونها رد
صلاحیت میشن و بهعکس گاهی کسانی که مثل
آقای خامنهای فکر نمیکنن ولی در عمل
وفادار با آقای خامنهای هستن تأیید
صلاحیت میشن. بنابراین باید در نظر گرفت
که مسئله وفاداری به شخص رهبری هست. مسئله
کیش شخصیت هست که جایگزین ایدئولوژی شده.
آقای خلجی شما منظورتون این هستش که الان
اصلاحطلبها یعنی دیگه وفاداران به رهبری
نیستن. به این دلیل هستش که خطورن. نهتاً
معلوم نیست که اصلاحطلبی دیگه به چه
معناست. اولاً کسانی که بعضی از کسانی که
یه عده قلیلی از کسانی که ت صلاحیت نشدن
کسانی که نماینده مجلسن. خب اینا باید بگن
که بودنشون در مجلس چه تفاوتی ایجاد
میکنه که دوباره میخوان باشن. یعنی
اینکه بودن اینها در مجلس به عنوان
اصلاحطلب یا اعتدالگرا چه فرقی ایجاد
میکنه که نباشن اون اتفاق نمیفته؟ یعنی
مثلاً چه ولایی قرار بوده سر مملکت بیاد
که با وجود اینا نیومده و اینا مانع شدن؟
مثلاً چه فایدهای داره بودن اینها در
مجلس؟ این یکی. دوم اینکه مفهوم
اصلاحطلبی یه مفهوم بسیار مبهمی هست. یک
موقعست شما اصلاح رو به مفهوم روش به کار
میبرید در مقابل انقلاب یا خشونت. خب این
به این معناست که شما یه اصولی رو بهش
اعتقاد دارین و مهمترین اصلی که میتونه
تفاوت ایجاد بکنه از التظام عملی به ولایت
مطلقه فقیه هست. اگر کسی اعتقاد داشته
باشه به ولایت مطلقه فقیه ولو اینکه
اصلاحطلبن باشه فرق عمدهای با کسانی که
غیر اصلاحطلبن یا محافظهکارن یا تندرا
هستن نداره. اصل اساسی که میتونه فرق
بگذاره، فرق سیاسی ایجاد بکنه، اعتقاد به
ولایت فقیه و عدم اعتقاد به ولایت فقیه
هست. یعنی یا دموکراسی یا ولایت فقیه.
نمیشه شما هم معتقد به ولایت فقیه باشید
یا التظام عملی به ولایت فقیه داشته باشید
و خودتون رو اصلاحطلب هم بدونید یعنی
معتقد به دموکراسی جامعه مدنی و حقوق
شهروندی هم بدونید
آقای خلجی از خلال حرفهای شما یک سؤال
دیگه هم برای من پیش اومد فکر با توجه به
اتفاقاتی که مخصوصاً در یک سال گذشته در
ایران افتاد و اون ناامیدی جمعی که مردم
بیشتر پیدا کردن از حکومت
فکر نمیکنین اینها میخوان اذهان عمومی
رو به یک بازی بگیرن، مشغول کنن که مردم
رو ترقیب کنن نگفته به شرکت در انتخابات؟
اصلاً حدس میزنین که مردم واقعاً در
انتخابات شرکت بکنن؟ ما باید توی جلسه
دیگهای شاید فردا صحبت بکنیم راجع به
اینکه چرا در یک نظامهایی مثل نظام
جمهوری اسلامی اساساً انتخابات برگزار
میشه. یعنی نظامهایی که توتالیتر هستن،
نظامهایی که اساساً برای رأی مردم نه رأی
مردم، حقوق مردم و اصلاً خود شهروند ارزش
قائل نیستن، چرا به انتخابات نیازمندن؟ در
جلسه آینده راجع به این صحبت میکنیم که
انتخابات در کش در نظامهای استبدادی و
خودکامی چه معنی خواهد داشت؟
ممنونم ازتون آقای خلجی. ما من قول لایوم
از شما گرفته بودم. دوستان استقبال کردن
حتماً فردا هم یک تاریخی برای لایو مشخص
خواهیم کرد. حتماً وقتتون بخیر سپاسگزارم
ازتون وقت شما دوستان بخیر