پروتکل شکنی و سوزاندن فرصت های بین المللی

اجازه بدید که سلامی دوباره عرض کنم خدمت همه دوستان و جلسه امروز رو آغاز بکنیم. امروز عنوان جلسه ما هست پروتوکل پروتوکل شکنی و استفاده از فرصت‌های بینالمللی برای پیشبرد دموکراسی در ایران. خب طبیعتاً این اصطلاح پروتوکل شکنی که تازه چند روزیست بر سر زبان‌ها افتاده همه می‌دونیم که اشاره است به اونچه که در میزبانی شام رسمی تای جایزه نوبل در نروژ به وجود آمد و خانم گلشیفته فراهانی و چند تن از دیگر ایرانیان سرشناس تصمیم گرفتن که پروتوکل رو به قول خودش شون بشکنن. راجع به این موضوع می‌خواستیم صحبت کنیم و اگر دوست دار سؤالی یا نکته‌ای داشتن راجع به این حرفا که من می‌زنم من خواهش می‌کنم که بنویسن تا من استفاده کنم و صحبت کنم. خب از اول ماجرا شروع بکنیم. من اونچه که در یک کلیپ یوتیوب دیدم که حتماً شما هم دیدید این هست که خانم گلشیفته فراهانی در میزبانی رسمی شام در برابر پادشاه نروژ در حقیقت پا میشه و میگه که ما ایرانی‌ها پروتوکل شکن هستیم و عادت داریم به پروتوکل شکنی و من میخوام پروتوکل رو بشکنم و بگم میگم که ما در ایران چقدر شاد هستیم. حتی در زندان هم زندانیان ما آواز می‌خونن و شروع می‌کنه آوازی رو خوندن که برای همه ما آشناست که امشب شب مهتابه من حبیبم رو می‌خوام. امشب شب مهتابه من طبیم می‌خوام. خب چند تا نکته هست در این میان. یکی اینکه من نمی‌دونم منظور ایشون از پروتوکل شکنی دقیقاً چی بوده. چون که خب بسیاری ایرانی‌ها هستن که در خارج از کشور زندگی می‌کنن. ممکنه ۵۰ سالم زندگی کنن ولی با فرهنگ اینجا آشنا نباشن. یعنی صرف اینکه کسی انگلیسی حرف می‌زنه یا فرانسه حرف می‌زنه اینجا سالیانی زندگی کرده به این معنا نیست که با فرهنگی اینجا آشناست یا مثلاً بار کلمات رو می‌دونه. ببینید برای غربی‌ها برای اروپایی‌ها مخصوصاً اروپاییا آمریکاییا یعنی اصولاً برای غربی‌ها قانون و پروتوکل که د تا چیز هستن پروتوکل یعنی آداب در حقیقت آداب رسمی این‌ها مقدسن یعنی هیچ چیزی در غرب مقدس‌تر از قانون و آداب نیست قانون و آداب تعریف تمدن هست یعنی علت اینکه مثلاً فیلسوفانی مثل هیو مثل کانت و دیگران هم استقبال می‌کنن از مثلاً انقلاب و هم در عین حال خیلی حمایت نمی‌کنن از انقلاب. فیلسوفا خیلی موضع محتاطانه‌ای دارن در مورد انقلاب بهخاطر اینکه انقلاب قانونشکنی‌ست و برای غربی‌ها قانونشکنی کابوسه. یعنی زیر پا گذاشتن آدابی کا کابوس هست به همین دلم یک سری اصطلاحاتی دارن که برای ما الان آشنا نیست ما قبلاً داشتیم این چیز رو آقای استاد بزرگوار آقای دکتر نصرالله پورجوادی یک یادداشتی نوشتن در فیسبوک در همین باره و تأکید کردن که ما ایرانی‌ها در مورد هر چیزی آداب داشتیم مخصوصاً در مورد نشستن در محضر سلطان در مجلس پادشاهان شما اگر به قابوسنامه نگاه بکنید قابوسنامه فهرستیست از ادبی که شما برای هر چیزی باید داشته باشید ادب میگذاری ادب دوستی ادب دشمنی ادب غذا خوردن اصلاً ملت ایران و تاریخ ایران فرهنگ ایران به تمدنش شناخته میشه و تمدن ما تمدن آدابه آدابدانیه حافظ میگه که صوفیر باده به اندازه خورد نوشش باد و نه اندیشه این کار فراموشش باد یعنی یه آدابی داره شما باید همه چیز به اندازه به حنجار حتی در به قول مولوی در مستی هم باید مراعات ادب کرد این از خدا جویم توفیق ادب بی ادب محروم ماند از لطف رب این ادب و آداب در همه چیز هست در عشق ورزی در حتی دشمنی کردن در ارتباط با همسایه در ادب پادشاهی ادب وزارت ادب ادب خدمت ادب ادب ادب حتی غلامی ادب برادری ادب پدری ادب فرزندی بنابراین ما فرهنگمون فرهنگ آداب هست و حالا ما در عصر جدید هستیم به هم می‌خوره همه چیزو مخصوصاً ایدئولوژی‌هایی مثل ایدئولوژی مثلاً چپ خیلی نقش داشته در از بین بردن آداب اجتماعی مسخره کردن ادب مسخره کردن سنت‌ها و احترام و یکم روحانیت روحانیت هم در این ۴۰ سال ۵۰ سال گذشته نقش بسیار مخربی داشته در آدابزدایی از اخلاق اجتماعی ما و بسیار روحانیت اساساً خیلی در این ۵۰ سال نقش فرهنگزدایانه آدابزدایانه و اخلاقزدایانه داشته بنابراین این رو نباید هیچ به هیچ شما معیار بگیرید برای فرهنگ ایران و تاریخ ایران تاریخ ایران تاریخ تمدن هست تاریخ آداب هست تاریخ منش هست تاریخ ارزش‌ها و احترام‌ها و سنت‌ها هست و خب اصلاً هم هیچ تمدنی بدون این‌ها معنی نمیده ولی در مورد غرب جدای از این مسئله آداب و اینا مسئله قانون خیلی مهمه قانون مقدسه هیچ چیزی تقدس قانون رو مطلقا نداره ما علاوه بر اینکه قانون داریم اخلاق داریم پروتوکل داریم سیویلیتی داریم سیویلیتی چیزیست که به فارسی شاید خیلی قابل ترجمه نشه یه چیزیست ورای حتی اخلاق یعنی وقتی میگن طرف سیویلایزدز عمل می‌کنه یعنی که این یه به یک آدابی که حتی بالاتر از اخلاق هستن مقید هست اینا خیلی مهمه اگر کسی بیاد بگه که من پروتوکل شکنم احتمالاً منظورشون این بوده که مثلاً ما پابوشکن هستیم در ایران ما زن‌ها مخصوصاً قوانین جمهوری اسلامی رو قبول نداریم عادت داریم به اینکه قوانین جمهوری اسلامی قوانین زوری رو در مقابلش مقاومت کنیم احتمالاً منظورش این بوده ولی اونچه که گفته و اونچه که یک غربی ذهن غربی می‌فهمه خب خیلی چیز بدیست و اگر هم تحمل بکنه و بخنده به شما و حتی در ظاهر شما رم تشویق بکنه بدونین که اون از ادب اوست اگر این کار شما رو ایراد نمی‌گیره اگه به شما خورده نمی‌گیره اگر برا شما خشم نمی‌گیره اگر بر شما نگاه خوار انگارانه نداره او این از ادب غربی برمیاد نه اینکه کار شما رو تأیید می‌کنه بنابراین شما باید به این نکته ما توجه داشته باشیم ما ایرانی ولی حالا مسئله فراتر از این هست یه موقعست که شما در یک شرایطی هستین که پروتوکلی رو می‌شکنید می‌تونید در یه شرایطی بشکنید منتها باید اون دلیلی که اون پروتوکل رو می‌شکنید خیلی موجه باشه ه یعنی میخواید شما در جلسه رسمی سازمان ملل هست مثلاً فرض کنید دنیا به یک مسئله‌ای توجه نداره کودکانی یک جا دارن کشته میشن یک عده دارن از گرستگی می‌میرن یک عده دارن از مثلاً نسلکشی دارن از بین میرن شما برای اینکه توجه بدید مثلاً یه پلاکاردی رو برمی‌دارید وارد جلسه میشید جلسه رو به هم می‌زنید توجه‌ها رو جلب کنید یا بسیاری از سلبریتی‌ها هستن که این کارا رو می‌کنن میان توی تظاهراتی میان توی کارایی میان توی تلویزیونی کارای عجیب غریبی می‌کنن که توجهها رو جلب کنن منتها برای یک آرمان خیلی بل بالاتر و بلندتر اگر مثلاً خانم گلشیفته فراهانی که همیشه گفته بود من سیاسی نیستم حالا نمی‌دونم چرا آدم‌هایی که سیاسی نیستن و میگن ما سیاسی نیستیم ناگهان در یه شرایطی فکر می‌کنن باید سیاسی بشن این احساس تکلیف شهری واقعاً یک بحرانیه در مملکت ما حالا احساس تکلیف کرده سیاسی باشه بسیار خوب ولی باید کار سیاسی رو بلد باشه سیاست کار سیاست کار بهداهه پردازی و نمی‌دونم مندرآوردی نیست اینا رو بلدی می‌خواد همون طور که ایشون هنرپیشهست و هنرپیشگی رو یاد گرفته باید برای کار سیاسی هم یاد بگیره تعلیم ببینه همینطوری نیست شما نمی‌تونید کار سیاسی بکنید صرفاً بر اساس یعنی اینا چیزایی نیست که مادرزادی آدم بلد باشه اگر ایشون پا شده بود در این جلسه گفته بود که مثلاً نگاه کنید ما در ایران بله من معذرت می‌خوام که دارم پروتوکل رو می‌شکنم ولی ما در ایران مثلاً انقدر زندانی زن داریم انقدر زندانی سیاسی داریم انقدر سنا فلان داریم من از شخص پادشاه نروژ تقاضا می‌کنم که حداقل ایشون برای آزادی خانم نرگس محمدی تلاش بکنن یک چیزی یک توجهی یه نکته‌ای و بعد اون ترانه‌ای هم که می‌خوندن به جای اینکه یک ترانه وزنی باشه یک ترانه‌ای می‌خوندن، یک سرودی می‌خوندن که معنا و بار سیاسی داشته باشه مثلاً سرود ای ایرانی می‌خوندن، یک سرود سیاسی می‌خوندن این شیوه به اصطلاح لاباله‌گری اخلاقی و لابالی‌گری سیاسی و غیرمسئولانه خیلی آسیب می‌زنه. حالا خود ایشون که خودش می‌دونه ولی به مردم ایران آسیب می‌زنه و مواظب باشیم که اگر ما به مردم ایران کمک نمی‌کنیم با جمهوری اسلامی در بردن آبروی مردم همکاری نکنیم اما همه این‌ها رو بگذارید به کنار مسئله اصلی حالا اینا گذشت و تمام شد و رفت به کارشون مسئله اصلی اینه که ما ایرانی‌ها همواره مخصوصاً ما که در خارج هستیم من نمی‌دونم ما چقدر ایرانی‌ها در خارج از کشور هستن طبیعتاً هیچ موقع آمار رسمی وجود نداره حتی مثلاً در کالیفرنیا که میگن بیشترین کامیونیتی یا بیشترین جامعه ایرانی مهاجر در کالیفرنیا هست ما آمارها خیلی متغیر هست از ۶۰ ۷۰۰ هزار تا شروع میشه تا میره بالای یه میلیون تا نمی‌دونیم واقعاً بعضیا میگن در ما ۸ میلیون ایرانی داریم در خارج از کشور نمی‌دونم ولی حداقل باید دستکم باید دو سه میلیونی باشن ایرانیایی که خارج از کشورن حالا در ژاپن هستن در هندوستان هستن در مالزی هستن در کشورهای عربی هستن در ترکیه هستن در اروپا هستن در آمریکای شمالی هستن در آمریکای لاتین هستن باید یه چیزی حدود بالای دو سه میلیون ایرانی باشه و این تعداد کمی نیست همیشه این بحث بوده که ما ایرانی‌های خارج از کشور برای کمک به وضعیت دموکراسی در ایران برای کمک به وضعیت حقوق بشر در ایران چه می‌تونیم بکنیم؟ این سؤال خیلی سؤال مهمیست. ما خب خیلی غیرمسئولانه است که ما در خارج از کشور بنشینیم به مردم ایران بگیم که شما برین خودتونو جلو گلوله بگذارین و برین مملکتو مثلاً حکومتو بندازین یا هزینه بدین و تا ایران آزاد بشه. این ما چه بکنیم که بدون اینکه از جیب مردم ایران خرج بکنیم به مردم ایران کمک بکنیم در حقیقت چه بکنیم که چه مسئولیتی داریم چه وظیفه‌ای داریم و چه کاری از دست ما برمیاد به عنوان ایرانیان خارج از کشور که اگر یار بار خاطر اگر یار شاطر ایرانی‌های داخل نیستیم بار خاطرشون نباشیم و بتونیم در مواقع حساس اونم وضعیت الان که واقعاً از هر جهت وضعیت ایران ناگوار هست. شما نگاه کنید از نظر فقر از نظر وضعیت مشقت‌های مالی که مردم می‌کشن انزوای بین‌المللی تباهی نظام آموزشی تباهی سیستم اقتصادی تباهی نظام اخلاقی و اجتماعی عدم امنیت حکومتی که هیچ مرزی رو قائل نیست حکومتی که وقاهت رو واقعاً به حد اعلی خودش رسونده و آرامش برای مردم نزشته شادی مردم رو دریق می‌کنه همه چیز رو از مردم دریق کرده در چنین شرایطی ما ایرانی‌ها چه می‌توانیم بکنیم؟ به نظر من ما ایرانی‌ها د کار می‌تونیم بکنیم در خارج از کشور. یک اینکه در مسائل ایران بر روی افکار عمومی در جهان تأثیر بگذاره. یعنی من خیلی معتقد نیستم که بیانی دادن به فارسی و راهپیمایی برگزار کردن به فارسی و اینا خیلی مهمه. من خیلی حالا و بد نیست یعنی کسی نمیگه بده یا نکنید ولی اگه فکر می‌کنیم که تأثیر خاصی داره یا فایده خاصی داره نه اینا نمایشهای بیش بیخود بیخودیست برای فقط اینکه احزاب و گروه‌هایی و آدم‌هایی برای خودشون وجههای بخرن در عمل اون چیزی که مؤثره شما بگین که افکار عمومی این کشورهای حالا غربی و غیری رو به مسائل ایران معطوف کنید چهجوری از راه نوشتن به زبان این‌ها یعنی شما بتونید ژورنالیستایی باشن که بتونن به زبان‌های انگلیسی فرانسه آلمانی عربی با یعنی با توانایی ژورنالیستی با دانش با زبان خوب بتونن با این جامعه‌ها حرف بزنن و بگن که به این مسائل ایران توجه کنیم و و بتونن در کنفرانس‌های بینمرالی شرکت کنن در مراسم گوناگون شرکت بکنن در موقعیت‌های مختلف و حضور اجتماعی داشته باشن در این کشورهای میزبان و مسائل ایران رو با مردم مطرح بکنن. یعنی مثلاً من اگر بتونم به مردم آمریکا بگم که مردم آمریکا درسته که شما اولویتتون مسئله اقتصاد خود کشورتون هست ولی این رو بدونید که اگر مثلاً بنیادگرایی در ایران بنیادگرایی در خاورمیانه تقویت بشه این نظام‌های توتالیتر رژیم‌های توتالیتر رژیم‌هایی نیستن که آسیبشون و آفاتشون محدود به مرزهای جغرافیاییشون بمونه همونطور که القاعده از افغانستان آمدن و برج‌های دوقلوی نیویورک رو منفجر کردند. این به این معناست که تهدیدی که در خاورمیانه نطفش بسته بشه آماجش و هدفش به خاورمیانه محدود نخواهد بود و تا قلب آمریکا خواهد کشید. بنابراین نسبت به مسئله استبداد، نسبت به مسئله تروریستم، نسبت به مسئله خودخامگی در خاورمیانه و همین طور در به ویژه در کشور من حساس باشید. بنابراین تصمیمی نگیرید که به مردم من ضربه بزنه. تصمیمی نگیرید که به اون حکومت ت اون حکومت رو تقویت بکنه. این ب با مردم صحبت کردن. این کاریست که ما می‌تونیم انجام بدیم بالقوه ولی متأسفانه انجام نمیدیم. در آمریکا من نمی‌شناسم ژورنالیست‌های خوبی رو که همچین هدفی داشته باشن. هستن ایرانی‌هایی که به انگلیسی می‌نویسن ولی حالا اونا اغلب تو دنیای خودشون هستن. به ندرت پیدا می‌کنید ژورنالیست‌های ایرانی رو که یا ایرانی تباری رو که به انگلیسی بنویسن، ژورنالیست باشن، کارشونو بلد باشن و هدفشون بیدار کردن افکار عمومی غربی و جهانی نسبت به مسائل ایران باشه، فعال باشن، در یه مدت کوتاهی کار نکنن، بلکه هدفشون رو این قرار داده باشن. حالا یه مدت مثلاً یه دوره جنبش سبزه حالا یه یه سالی میان فعال میشن و بعد میرن یا یه مدتی داستان اعتراضهای مثل پارسال هست میان و بعد میان این نه کسانی که واقعاً تصمیم گرفته باشن که به طور فعالانه و جدی در این زمینه عمل کنن پس آگاه کردن افکار عمومی جهان حساس کردن افکار عمومی جهان یک وظیفهست که ما ایرانی‌ها داریم و می‌تونیم انجام بدیم هزینهشم خودمون باید بدیم و اصلاً به هیچ هیچ هزینهشو از جیب ملت ایران که در داخل ایران هستند نباید پرداخت بکنیم. دوم تأثیرگذاری بر تصمیم گیرندگان سیاسیست. یعنی کسانی که در دولت‌های غربی تصمیم می‌گیرن. دولت آمریکا، دولت کانادا، دولت‌های اروپایی، دولت‌های آسیایی این‌ها تصمیم می‌گیرن. ما می‌تونیم بر تصمیم این‌ها تأثیر بگذاریم. از چه راهی؟ حالا دو گروه هستن که می‌تونن تأثیر بگذارن. یکی طبیعتاً سلبریتی‌ها یا هنرمندان یا کسانی که به نوعی جایزه می‌گیرند حالا مخصوصاً کسایی که خارج از کشور هستن یا همین مورد خانم نرگس محمدی خانم شیرین عبادی کسانی که جایزه‌های بین‌المللی می‌گیرن سلبریتی میشن تبدیل میشن به سلبریتی تبدیل میشن به آدم‌های مشهور این شهرت یک چیزی نیست که شما بتونید براش برنامه‌ریزی بکنید شما اگر میلیاردها دلارم خرج می‌کردید می‌خواستید که بنیاد نوبل به شما جایزه بده به شما نمی‌داد اگر نمی‌خواست بده. بنابراین اینا چیزی نیست که شما بتونید بخرید. شما براش برنامه‌ریزی بکنید. یه سری اتفاقاتی میفته تصادف‌هایی هست همون طور که ما اتفاقات بد و تصادف‌های بدیم تصادف‌های خوبم داریم. این جایزه نوبل یک فرصت خیلی خوبی بود که به هر حال به تصادف نصیب ما شد. چونکه ما اولین ملتی هستیم که برای دو بار این جایزه صلح نوبل رو دریافت می‌کنیم. اون هم دو خانم. بنابراین سلبریتی‌ها می‌تونن از این فرصتها استفاده کنن. وقتی که مثلاً وزیر امور خارجه فرانسه می‌پذیره که د تا از چهره‌های ایرانی رو باهاشون ملاقات کنه. وقتی رئیس جمهور آمریکا می‌پذیره که با یک فعال سیاسی ملاقات کنه. اینا فرصت‌های استثنایی. اینا چیزایی نیست که همین طوری به وجود بیاد و بنابراین باید از این فرصت‌ها به شکل غیرفردی استفاده کرد. یعنی مثلاً اگر خانم گلشیفت فراهانی از این به بعد می‌خواد از این کارا بکنه به نظر من پیشنهاد من این هست که اولاً مسئله رو شخصی نبینه اولاً مسئله رو بهداهه‌پردازی نکنه ناگهان فکرش یه چیزی می‌رسه عمل نکنه مشورت کنه برنامه‌ریزی بکنه با یه گروه‌هایی که کارشون سیاسته تخصصشون سیاست هست اون کشورها رو می‌شناسن این مجالسو می‌شناسن این کارا رو می‌شناسن تجربه دارن نه فقط ایرانی با خارجی‌ها با فرانسوی‌ها با قرب که فعال سیاسی هستن سلبریتی هستن از خانم آنجلینا جولی گرفته تا شامپن گرفته تا بسیاری از این آدمایی که کار سیاسی می‌کنن کار حقوق بشری می‌کنن کاره‌های به اصطلاح آرمان‌های انسان دوستوستانه رو دنبال می‌کنن با اینها مشورت کنن ببینن که اینا چهجوری چهجوری کار می‌کنن چهجوری عمل می‌کنن از این فرصتها چهجوری استفاده می‌کنن به خدا سیاست بچه‌بازی نیست سیاست کار بازی نیست نیست به هیچ وجه سیاست یه کار حرفه‌ایست سیاست یه کار تخصصی‌ست و ما نباید مثل جمهوری اسلامی باشیم که فکر کنیم نیت خوب کافیه و همین که شما تعهد داشته باشید کافی نیست بسیاری از کسانی که به دموکراسی و آزادی ضربه می‌زرن کسانیست که ادعای دموکراسی و آزادی رو دارن متأسفانه و بسیاری از کسانی که به جمهوری اسلامی خدمت می‌کنن کسانی هست که به ظاهر فکر می‌کنن مخالف جمهوری اسلامی هستن از نادانی و اونچه که ما از دوست ناد نادان آسیب میبینیم آسیبی که از دوست نادان میبینیم از دشمن دانا نمیبریم و من اینها رو جز دوستان نادان میدونم باید ما از این وض بیرون بیایم و در حقیقت حرفه‌ای تر عمل بکنیم خیلی به خاطر اینکه این فرصت‌ها ممکن نیست دیگه به وجود بیاد به راحتی یعنی می‌تونید شما تصور کنید که یه بار دیگه ما جایزه نوبل صلحو ببریم یه بار دیگه یه همچین مجلس شامی باشه که صدها دوربین و صدها فیلمبردار و صدها خبرنگار اون رو پوشش بدن. نه همچین چیزی نیست. آیا می‌تونید تصور کنید که آقای مکرون یک بار دیگه از دو فعال سیاسی دعوت بکنه که به کاخ الیزه برن؟ آیا می‌تونید تصور کنید که یک بار دیگه رئیس جمهور آمریکا از یک فعال سیاسی در کاخ سفید استقبال بکنه؟ نه. هیچ تضمینی وجود نداره. بنابراین از این فرصت‌های استثنایی باید به صورت غیرفردی به صورت بسیار حکیمانه به صورت برنامه‌ریزی شده به صورت حرفه‌ای استفاده کرد و شیوه دیگری که خیلی مهم هست همین این هست که شما به عنوان یک نهادهای مدنی به عنوان تحلیل‌گر به عنوان استاد دانشگاه ارتباط فکری با دولت‌ها داشته باشیم. یعنی حالا چه در تینگ تنگ‌ها اندیشکده‌ها هستین چه در دانشگاه‌ها هستین چه در نهادهای مدنی هستین با دولت‌ها ارتباط برقرار کنید. یک مشکل عظیم ما ایرانی‌ها این هست که جامعه مهاجر ایرانی در مخصوصاً در اروپا حالا در آمریکا خیلی باز بیشتر هست ارتباطی با دولت‌ها نداره. ارتباطش با دولت‌ها بسیار بسیار ضعیف هست. در آمریکا حالا دلیل شرایط متفاوت شاید یه ذره بیشتر باشه ولی متأسفانه در آمریکا هم ارتباط جامعه ایرانی با دولت آمریکا بیشتر برمی‌گرده به مسائل خود جامعه ایرانی تا مسائل ایران یعنی مثلاً سازمان‌هایی که هستن یا افراد زینفوذی که هستن برای انتخابات وقتی فعالیت می‌کنن مسئلهشون مسائل جامعه ایرانی در مهاجرت و در آمریکا کاست تاک مسئله جامعه ایران این باید یه مقدار تغییر کنه ما باید با دولت‌های غربی با دولت‌های زینفوذ با نهادهای زینفوذ بینالمللی همکاری کنیم ارتباط برقرار کنیم به صورت سیستماتیک نه به صورت اتفاقی و فردی و استثنا و به اصطلاح تصادفی بلکه به صورت سیستماتیک به صورت نهادینه و از این پرا امکان کان استفاده کنیم برای اینکه مسئله فقطم جمهوری اسلامی نیست جمهوری اسلامی امروز و فردا خواهد رفت مسئله ایران هست ما همیشه باید با دولت‌های غربی ارتباط داشته باشیم به خاطر ایران برای اینکه تصمیم‌های بین‌المللی در سرنوشت ما تأثیر می‌گذاره ایران چه در بند جمهوری اسلامی باشه چه از قید جمهوری اسلامی رها باشه و دموکراسی برقرار بشه این ما رو از ارتباط منظم ارتباط در سطح بالا و ارتباط حرفه‌ای و ارتباط مؤثر با دولت‌های خارجی مخصوصاً دولت‌های غربی و دولت‌های بزرگ کشورهای توسعه بی‌نیاز نخواهد کرد. خب من اینجا متوقف میشم [موسیقی] و ببینم که اگر می‌تونم سؤالی رو از دوستان بگیرم. فرمودن که ا کاش آرزوتون برآورده بشه و چنان که گفتید بیاید قم درس بدین و من هم بیاینم درستون سپاسگزارم بله آرزوی من این هست که بیام قم و قم درس بدم بله حتماً بله این بله احساس تشریف کنید ببینید در عالم سیاست مخصوصاً جمهوری اسلامی اینو باب کرد که من نمیدونم احساس تکلیف شرعی کردم و اومدم در انتخابات شرکت کنم کار سیاسی کردم یه عده در این جریان اعتراضها فکر کردم جمهوری اسلامی داره میفته یه عده از سلبریتیها و هنرپیشها و اینا اومدن خارج و ناگهان احساس کردن بعد اینا صدای مردم باشن صدای هنرمندا باشن اینا در بهترین حالت یه نوع ساده لوحی بچگانهست در حالا میشه احتمالات دیگه هم هست. ببینید سیاست هیچ این چیزا رو برنمی‌تابه. شما هر کاری میخواید بکنید مخصوصاً کاری که سرنوشت دیگران رو تحت تأثیر قرار میده. من می‌خوام بیام مثلاً فرض کنید با رئیس‌جمهور فرانسه صحبت بکنم. من که نمی‌تونم بگم این مسئله فردیه. این بر سرنوشت یه جامعه‌ای تأثیر می‌گذاره. حتی اگر برا سرنوشتی یک نفر تأثیر بگذاره یا بتونه تأثیر مثبت بگذاره یا ناخواسته تأثیر منفی بگذاره اینجا من مسئولیت دارم نمی‌تونم بگم بله من خودم دعوت شدم من خودم جایزه نوبل گرفتم من خودم فلان کردم منو دعوت کردی وزیر امور خارجه فلان منو فلان جا دعوت کردن پس من هرج که صلاح می‌دونم این کمال بی‌مسئولیتیست یا اینکه بگیم که بله من اومدم فلان کارو کردم به خاطر اینکه من احساس مسئولیت کردم چون خانواده من قربانی شدن چون که مثلاً زن و بچه من عل شدن پس من احساس مسئولیت نه آقا شما هیچ مسئولیتی نداری جز در قبال خودت و اگر خواستی در برابر دیگران احساس مسئولیت کنی باید با دیگران این مسئولیت رو درباره نحوه این اجرا و اج مسئولیت صادقانه مشورت کنی من نمی‌تونم بگم چون الان زن منو جمهوری اسلامی کشته چون بچه منو کشته من الان حاضر می‌خوام علیه جمهوری اسلامی هرجور دلم می‌خواد فعالیت کنم. نه به هیچ وجه این قربانی شدن به هیچ وجه به شما هیچگونه امتیازی نمیده به شما. هیچگونه حقی نمیده که خودی و خود خواهانه تصمیم بگیرید، عمل کنید و کاری انجام بدید. شما چه قربانی شده باشید چه قربانی نشده باشید مسئولید. قربانی هم مسئوله. قربانی هم مسئولیت قربانی بودن رو داره و نمی‌تونید شما هر کاری دلتون خواست بکنید عرض کردم مخصوصاً اون جایی که تصمیم شما حرف شما حضور شما نمایش شما و حرکت شما میتونه بر زندگی حتی یک نفر تأثیر بگذاره اونجا شما باید همیشه غیر فردی حرفه‌ای و برید یاد بگیرید سیاست کار یاد گرفتنیه اکتیویسم به هیچ وجه کار غریضی نیست اکتیویسم مثل غذا خوردن نیست مثل شیر از پستان مادر خوردن نیست که غریضی باشه اکتیویسم یک کار حرفه‌ایست یک فن یک دانشه یک حرفهست اینها رو باید یاد گرفت سلبریتی بودن هم به شما اجازه نمیده که شما هر کاری رو بکنین به شما اجازه نمیده که هر ابتکار عملی به ذهنتون رسید انجام بدین به شما اجازه نمیده که در مورد خودتون توهم داشته باشید فکر کنید بیشتر از دیگران می‌فهمید فکر کنید که بیشتر از دیگران می‌دونید ما باید بریم به سمت حرکت‌های جمعی، حرکت‌های نهادی، حرکت‌های حرفه‌ای، مشورت هرچه بیشتر نه فقط با ایرانی‌ها، با غیر ایریرانی‌ها، با کسانی که تجربهشون از ما بیشتره، با فعالینی که تجربهشونم از ما بیشتره، با سلبریتی‌هایی که تجربه تجربهشون از ما بیشتره و بدونیم که کار باید ما نه تنها در برابر وظیفه خودمون مسئول هستیم که در برابر نتیجه کارمونم مسئولیم. ما نمی‌تونیم بگیم من این کارو می‌کنم. نتیجه‌ش هرچی شد اینو آقای شیوه آقای خمینیه. آقای خمینی می‌گفت ما چه کشته شویم چه بکشیم پیروزیم و ما به و چیز ما مسئله ما تکلیف است. ما مکلفیم به وظیفهمون نه به نتیجه. کاملاً این غلط اگر نوشته معروف ماکس روبه رو خونده باشید درباره وظیفه یک اسکالر یا رسالت یک اسکالر یا یک دانشگاهی یک دانشمند اونجا میگه ما د تا مسئولیت داریم یک مسئولیت راجع به وظیفهمونه و یک مسئولیت راجع به نتیجه من باید ببینم که نتیجه کاری که انجام میدم چه خواهد بود نمی‌تونم بگم که آقا من الان این کارو می‌کنم من الان فرض بکنید من به این فقیر مثلاً پول میدم هرچی شد شد اگر این پول که تو داری میدی به فقر بیشتر او انجامیید چه تو باید به توابع و پیامدهای کار خودت آگاه باشی راجع بهش تحقیق کنی راجعش مطالعه کنی برای تو مهم باشه پس ما هم نسبت به وظیفهمون مسئولیم هم نسبت به نتیجه کاری که انجام میدیم من سپاسگزارم از همه دوستان و برای دوستان وقت خوشی رو آرزو می‌کنم هم امیدوارم فردا در همین ساعت باز هم در خدمت شما باشم. وقت شما خوش.