عملکرد دستگاه پروپاگاندا در جمهوری اسلامی

بله اگر موافق باشید جلسه رو شروع بکنیم سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستانی که در این مجلس هستن و صدای ما و تصویر من رو میشنون همین طور کسانی که در آینده به این برنامه گوش میکنن و این برنامه رو میبینن همون طور که میدونید موضوع بحث امروز دستگاه پروپاگاندا یا تبلیغات جمهوری اسلامی هست و اینکه این دستگاه چگونه کار میکنه چگونه عمل می‌کنه اجازه بدید اول یک توضیحاتی رو بدم راجع به مسئله پروپاگاندا یا اونچه که فارسی میگیم تبلیغات بالا به زبان زبانهای فرهنگی پروپاگاندا نامیده میشه و چرا اهمیت داره تبلیغات ببینید ما وقتی که راجع به جمهوری اسلامی صحبت میکنیم راجع به یک رژیم تمامیت خواه صحبت میکنیم یعنی یک رژیمی که هدفش این هست که نه تنها بر مردم سلطه پیدا بکنه بلکه یک جامعه جدید بسازه یک جامعه رو از نو اسلامی بکنه سبک زندگی مردم رو از نوع تغییر بده یک آدم‌های کاملاً تازهای بیا آفرینه خب این لازمش این هست که تا جای ممکن بر همه جوانب ابعاد و ارکان وجود انسان چه در قلمروی خصوصی چه در قلمروی عمومی سلطه پیدا بکنه خب چگونه یک رژیم تمامیت خواه میتونه قدرت خودش رو تثبیت بکنه و تداوم ببخشه جمهوری اسلامی چرا تا کنون یک نظامی جمهوری اسلامی چرا تاکنون دوام آورده دو به اصطلاح رکن مهم هست یا دو ابزار مهم هست که باعث میشه که این حکومت‌ها تداوم پیدا بکنن یکی کاربرد بی اندازه ابزارهای سرکوب و خشونت یعنی در این نظام‌ها مرزی برای استفاده از خشونت وجود نداره و هر چقدر که به نظرشون لازم برسه از ابزارهای سرکوب استفاده میکنن حالا این ابزارهای سرکوب هم به اصلاح بسیار گوناگون و پیچیده هست دیگه از نظارت و حبس و نمیدونم محرومیت از خدمات اجتماعی و خدمات شهروندی و به اصطلاح ممنوعیت‌های مختلف گرفته تا زندان و شکنجه و اعدام یا قتل در خیابان اما یک ابزار دیگر یا یک به اصطلاح منبع دیگری هست که برای ادامه حکومت لازم هست و اون تبلیغات هست تبلیغات و دستگاه پروپاگاندا یکی از دو رکن اصلی برای تثبیت و تداوم یک نظام تمامیت‌خواه مثل جمهوری اسلامی هست و نکته مهم این هست که هیچ نظام تمامیت خواهی هر چقدر که مسلح باشه هر چقدر که از نظر نظامی و امنیتی پیشرفته باشه هر چقدر دستگاه قضایی بی‌رحمی داشته باشه هرچقدر که از نظر تسلیحاتی مجهز به پیشرفته ترین سلاح‌های کشتار جمعی و سلاح‌های نامتعارف باشه در جهان با این حال نمیتواند هیچ حکومتی فقط و فقط با اتکا به ابزارهای قهرآمیز و فقط و فقط با اتک به خشونت تداوم پیدا بکنه یعنی هیچ حکومتی نیست که فقط بتونه با تکیه بر اسلحه تداوم پیدا بکنه و بتونه سر پا بمونه بنابراین همواره برای اینکه یه حکومتی سر پا باشه و تداوم پیدا بکنه علاوه بر ابزارها و دستگاه‌های قهرآمیز و سرکوب نیازمند به این هست که یک بخش قابل توجهی از افکار عمومی رو بتونه مدیریت بکنه به وسیله دستگاه پروپاگاندا یعنی بدون در دست داشتن یک دستگاه پروپاگاندای نسبتاً کارآمد به هیچ وجه جمهور اسلامی نمیتونه تداوم پیدا بکنه بنابراین اگر شما میپرسید چرا جمهوری اسلامی تا حالا دوام آورده نمیتونید بگید فقط به خاطر اینکه تا اندازه به طور بی اندازه سرکوب میکنه و خشونت بی اندازه میورزه نه نمیتونه فقط با خشونت تا الان دوام آورده باشه بنابراین اگر دوام آورده این دوام آوردن نشانه این هست که دستگاه پروپاگاندا ش تا اندازه نسبی کارآمد بوده و تا زمانی که این کارآمدی نسبی رو داشته باشه دستگاه تبلیغات جمهوری اسلامی حکومت جمهوری اسلامی برقرار خواهد بود برای اینکه ما بتوانیم در برابر این جمهوری اسلامی مقاومت بکنیم در برابر سرکوبش مقاومت بکنیم و اون رو تغییر بدیم نیازمند این هستیم که دستگاه پروپاگاندا ش رو بشناسیم اگر ندونیم که این دستگاه پروپاگاندا چگونه عمل می‌کنه چگونه تأثیر می‌گذاره چه تأثیری می‌گذاره بر چه بخشی از جامعه تأثیر می‌گذاره ما نمی‌توانیم به هیچ وجه تغییری در این سیستم موجود به وجود بیاریم بنابراین شناخت دستگاه پروپاگاندا مهم‌ترین وظیفه‌ای اس که یک جنبش مدنی اجتماعی و سیاسی دموکراتیک در ایران بر دوش داره خب وقتی که میگیم پروپاگاندا پروپاگاندا چیه اولا این رو در نظر داشته باشید که من در کانال تلگرام کتابخانه سیاسی که مدتیست راه انداختم سه تا کتاب رو من پیشنهاد کردم که دوستان مطالعه کنن و ببینن و این سه تا کتاب کمک میکنه به اینکه ما یک قلم رب علمی که به اصطلاح بهش میگن پروپاگاندا استادی یا پروپاگاندا پژو یا رشته مطالعات پروپاگاندا آشنا بشیم و ببینیم که پروپاگاندا یک مسئله اس که از نظر علمی امروزه بهش خیلی توجه میشه و یک رشتهای اس که با روش‌های گوناگون با رویکردهای گوناگون دربارش مطالعه میشه و ما در زبان فارسی مخصوصاً کسانی که در زمینه سیاسی فعالیت میکنن ما زیاد آشنایی جدی با این نداریم و این نیازمند ما نیازمند این هستیم که با این حوزه مطالعاتی به طور جدی آشنا بشیم و ببینیم که چه تحقیقات گرانبهایی در زمینه پروپاگاندا در حال جریان هست یک نکته مهم رو در نظر بگیریم و ا کهه پروپاگاندا یک قدمت طولانی داره و از به اصطلاح ریشه مذهبی داره ریشه دینی داره و این ادیان ب بودن هر دین جدیدی وقتی که میاد برای اینکه خودش رو موجه کنه به مردم میگه که اونچه که تا حالا می‌دونستید یا اونچه که تا حالا بهتون گفته بودند این غلط بود این نادرست بوده به شما اطلاعات نادرست دادن یادتون هست این داستانی که حتی در قرآن هم هست راجع به ابراهیم که ابراهیم رفت پیش کسانی که ماه رو می‌پرستیدند و به اونها گفت که این ماه که شما می‌پرستید نمیتونه خدا باشه به خاطر اینکه این افول میکنه خورشید نمی‌تونه خدا باشه به خاطر این افول میکنه و بنابراین اون چیزی که شما فکر میکنید درسته درست نیست نقد پروپاگاندا بنابراین هم پروپاگاندا و هم نقد پروپاگاندا ریشه در ادیان داره و اولین دفتر یا آفیس یا نهاد پروپاگاندا که ساخته شد در قرون وسطی در کلیسا ساخته شد برای اینکه که مبارزه بکنه با افکار به اصطلاح زاله و گمراه و گمراه کننده و در حقیقت اون چیزی رو که کلیسا درست میدونست اون رو تبلیغ بکنه اما در اصر تکنولوژی یعنی با ظهور تکنولوژی مدرن ما میبینیم که پروپاگاندا وارد یک مرحله کاملاً تازهای میشه یعنی اونچه که تحول عظیم ایجاد میکنه در پروپاگاندا بعد از ظهور تکنولوژی این نیست که پیام تغییر پیدا میکنه یعنی پیام پروپاگاندا تبلیغ دگرگون میشه بلکه تکنولوژی که ابزار پروپاگاندا هم هست تغییر پیدا میکنه تغییر ابزار پروپاگاندا همانقدر مهم هست که تغییر پیام پروپاگاندا یعنی کهه شما اگر با کتاب بخواین کتاب و با به اصطلاح نوشتار بخواین پروپاگاندا انجام بدید یک نوع پروپاگاندا انجام دادید که متفاوت هست اگر بخواهید با رادیو پروپاگاندا انجام بدید و متفاوت هست اگر بخواهید با رسانه‌های تصویری پروپاگاندا انجام بدید بنابراین ما که امروزه در عصر پسا دیجیتال هستیم یعنی پس از انقلاب دیجیتال و پس از به وجود آمدن تکنولوژی دیجیتال و دنیای اینترنت و سایبری ما در مواجه هستیم با یک نوع جدیدی از پروپاگاندا که تاکنون یعنی پیش از اون وجود نداشته بنابراین درسته که در قرن بیستم از پروپاگاندا ما صحبت میکردیم و به مخاطرات پروپاگاندا آگاه بودیم ولی امروزه ما کاملاً مواجه هستیم با یک پروپاگاندای جدیدی که ماهیتش تغییر کرده به دلیل اینکه تک لوژی پروپاگاندا تغییر پیدا کرده خب یک اشتباه یا یک تصور عمومی نادرستی وجود داره و اون اینه که هدف پروپاگاندا این هست که شما اون رو باور کنید و به همین دلیلم هست که ما الان توی از زبان به اصطلاح مخالفان جمهوری اسلامی یا حتی منتقدان داخلی جمهوری اسلامی می‌شنویم که بله دیگه تبلیغات جمهوری اسلامی دیگه تأثیر نداره مردم دیگه صدا و سیما رو باور نمیکنن مردم دیگه هرچی حکومت میگه رو باور نمیکنن مردم اخبار جمهوری اسلامی رو باور نمیکنن مردم وعده‌های مسئولان جمهوری اسلامی رو باور نمیکنن و فکر میکنن که اینکه مردم باور نمیکنند گفته‌ها وعده‌ها و اخبار رسمی رو این به این معناست که پروپاگاندای جمهوری اسلامی بی تأثیر هست این رو ما بسیار بسیار زیاد می‌شنویم از قول مخالفان که تبلیغات جمهوری اسلامی دیگه اثر نداره این یک توهم محض هست به دلیل اینکه هدف تبلیغات به هیچ وجه این نیست که شما باور کنید اون رو که اگر شما باور نکردید پس شما مسون از تأثیر تبلیغات هستید نه به هیچ وض چنین نیست باید بدونیم که من در این دو سه کتابی که فرستادم که کتابهای در حقیقت مرجع هستن یکی از این کتابها در حقیقت آکسفورد هند بک پروان استدی هست یعنی کتاب همراه مطالعات پروپاگاندا که از مجموعه کتابهای همراه آکسفورد هست در مق مدمه این کتاب ۱۳ تا گزاره مهم درباره پروپاگاندا مطرح شده و توضیح داده شده که ما نمیرسیم الان این ۱ تا گزاره رو توضیح بدیم و در حقیقت در اینجا مطرح بکنیم ولی حتی اگر شما کل این کتاب رو هم نخوندید این ۱۳ تا گزاره که در این مقدمه این کتاب به اصطلاح هندبوک آکسفورد هست حتما مطالعه بکنید به دلیل اینکه بسیار بسیار مهمن این ۱۳ تا گزاره یعنی ۱۳ تا نکته بسیار مهم رو راجع به پروپاگاندا به شما میگه اما جدای از این بگذارید که من از قول یکی از مهمترین نظریه پردازان پروپاگاندا که یک یکی از متفکران و در حقیقت فیلسوفان ارتبا ارتباطات در فرانسه هست و معروف هست اصطلاح کلاسیک هست به نام ژاک الول مطرح بکنم به عنوان یکی از تعارف مهمی که در مورد پروپاگاندا وجود داره که پروپاگاندا چیه میگه میگه هدف ی تعریف پروپاگاندا این هست که پشن اینکه شما رو به یک عملی برانگیزه بنابراین هدف این نیست که شما به اونچه که پروپاگاندا میگه باور کنید بلکه هدف اینه که شما به یک نوع عمل خاصی برانگیخته بشید من میتونم شما دیدید دیگه مثلا فرض کنید وقتی بچه شما لج میکنه مثلا میخواید بهش بگید که غذا بخور اون چون میخواد با شما لج بکنه غذا نمیخوره شما میدونین که اگر عک عکسش عمل بکنید اون بچه چون میخواد با شما لج بکنه اون کاری که شما میخواید انجام بده مثلاً بهش میگید غذا نخور یا مثلاً بهش میگید که فلان چیزو انجام نده در حالی که می‌خواید می‌دونید که او لج می‌کنه و درست خلافش انجام میده پروپاگاندا دستگاه پروپاگاندا برای اینکه شما رو به یک عملی وادار کنه لزوماً اون چیزی رو که می‌خواد نمیگه بلکه ممکنه خلافش بگه چون میدونه که شما اگر خلافش بگه شما به اون کاری که اون در نظر داره دست خواهید زد بنابراین هدف پروپاگاندا این هست که در مرحله اول تو پرو اکشن تو اینکه شما تمایل پیدا بکنید که به صورت غیر عقلانی به یک عملی برانگیخته بشید یعنی چی یعنی کهه بدون اینکه فکر بکنید یعنی در واکنشی مثلاً عصبی در یک واکنش کاملاً هیستریک در یک واکنش کاملاً برخواسته از نفرت برخواسته از خشم به عملی دست بزنید که مطلوب او هست و نتایجش به سود اون صاحبان اون به اصطلاح تبلیغ گردانندگان تبلیغات هست میگه که پاندا ببخشید میگه اصلا نمیخواد شما اونلا یک لزوما به یک انتخابی دست بزنید اینکه شما در یک موقعیتی اون واکنش های لازم رو نشون ندید به عبارت دیگه هدف پروپاگاندا در بسیاری از مواقع این هست که شما رو حساسیت‌های شما رو در مورد اون واقعیتی که پیش رو دارین از بین ببره شما رو بیحس بکنه شما رو یه جوری بی تفاوت بکنه مثلاً فرض بکنید در موقعیت جمهوری اسلامی شما هر روز صبح که از خواب بیدار میشین یه خبر شوک آور میشنوید این ایجاد شوک با اخبار یه روز مثلاً مال بنزینه یه روز مال دلاره یه روز نمیدونم رئیس جمهور میمیره یه روز نمیدونم فلان اتفاق میفته ی فلان اتفاق میفته شوک‌های پی در پی باعث میشه که شما اصلاً بیحس بشین یعنی بدنتون به اصطلاح نام بشه یعنی بیحس بشه و ندونید چیکار بکنید هدف پروپاگاندا در بسیاری از اوقات اینه که امکان ریفلکس نشون دادن شما رو امکان واکنش نشون دادن شما رو نسبت به اون به اصطلاح رویدادهای واقعی بیرون از بین ببره بنابراین همین که باعث بشه شما نتونید دست به یک کنش اندیشیده بزنید اون پروپاگاندا کاملاً به هدف خودش رسیده یا اینکه باعث بشه که شما بر موقعیت کنونی رو نفهمید سردرگم بشید نتونید دقیقاً تشخیص بدید که چه اتفاقی میفته و در نتیجه پناه ببرید به یک باورهای خیلی رازآمیز برای اینکه توجیه کنید وضعیت موجود رو رواج شایعه‌ها رواج نظریه‌های توطعه در حقیقت یکی از مهم‌ترین اهداف پروپاگاندا هستن اینکه شما رو وا دارن که شما به جای اینکه دنبال تبیین و توجیه منطقی و واقع بینانه برای رخدادها بگردید پناه ببرید به توجیح ها و تبیین‌های کاملاً وهم آلود و به اصطلاح رازآمیز این تعریف لل هست از پروپاگاندا که خیلی مهمه ما بهش توجه کنیم بنابراین اینکه وقتی میگیم پروپاگاندای مؤثر هست به این معنا نیست که که مثلاً پروپاگاندای جمهوری اسلامی وقتی میگیم مؤثر هست یا تاکنون کارآمد بوده کارآمدی ش به این معنا نیست که تاکنون توانسته تعداد بیشتری بسیجی ذوب ولایت طرفدار نظام تولید بکنه نه کارآمدی یک پروپاگاندا به این هست که توانسته باشه امکان کنش سیاسی و امکان واکنش مناسب به واقعیت‌های موجود رو تقلیل بده همین که نگذار شما عصبانیتت خشمت نارضایتی تون تبدیل بشه به یک کنش سیاسی مثر این نشانه موفقیت اون پروپاگاندا هست خب حالا بگذارید من یک مثال برای شما بزارم برای اینکه ببینید که چگونه به طور عینی دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی میتونه تاثیرگذار باشه ببینید اگر جمهوری اسلامی بخواد موفق باشه یعنی بخواد سرکوب کنه نیازمند به چی داره به اصطلاح میگن نیاز به نیازمند به ارعاب داره ارعاب یا ترور ترور معنی لغوی به مفهوم وحشت وحشت در افکندن هست یعنی شما در حقیقت ترور غیر از ترس یه موقعست که شما مثلا از یک خطری از یک چیزی می‌ترسید مثلاً فرض بکنید از یک مثلاً از یک بیماری می‌ترسید این ترس معطوف به یک چیز خاص هست اما تروز شدن یا وحشت کردن یعنی که شما از یه چیزی می‌ترسید که اولاً مبهمه و ثانیا خیلی ابعادش گسترده تر و وسیعتر از ترس از یک چیز واقعیست جمهوری اسلامی برای اینکه موفق بشه که مخالفانش رو یا مخالفت رو کنترل بکنه نیازمند به ارعاب جامعه داره ارعاب یعنی چی یعنی کهه قدرت سرکوب خودش رو خیلی بیش از اونچه که واقعی هست نشون بده یعنی جامعه رو از سرکوب به شکلی بترسونه که هزاران برابر بیش از قدرت واقعیش هست مثلاً فرض بکنید یک نفر رو که بازداشت میکنه این یک نفر که بازداشت میشه باعث میشه که ده‌ها نفر که پیرامون او هستن اونها بترسن که مبادا اونها هم بازداشت بشن در حالی که جمهوری اسلامی قدرت نداره که همه مردمو بازداشت بکنه مثلاً ۱۰ نفر رو اعدام میکنه بعد دیگه یا مثلاً فرض کنید در اعتراض‌هایی که به قتل مهسا امینی رخ داد چقدر آدم کشته شد در در خیابان مثلاً ۱۰۰۰ نفر آدم رو می‌کشه و این ۰۰ نفر آدم که کشته میشن بقیه مردم می‌ترسن بیان در خیابون و کشته بشن در حالی که اگر د میلیون ۳ میلیون ۴ میلیون آدم در یک زمان واحد در خیابون باشن امکان نداره که جمهوری اسلامی بتونه اون د میلیون سه میلیون رو بکشه اما چجوری از آمدن دو سه میلیون نفر در خیابون جلوگیری می‌کنه با کشتن یک تعداد محدود به اصطلاح بهش به اصطلاح میگن پور پروجکشن یعنی که به نوعی قدرت خودش رو به نمایش بگذاره که بسیار بسیار عظیم‌تر ابعاد بسیار عظیم‌تر از قدرت واقعیش داره همواره باید به صورت اغراق آمیزی قدرت خودش رو نشون بده خب این کار رو چه جوری انجام میده از راه‌های مختلف اما یکی از راه‌های خیلی موثرش این هست جمهوری اسلامی نمیاد توی تلویزیون یا توی رادیوشعر رسماً بگه که اگر کسی بیاد تو خیابون ما می‌کشیم یا اگر کسی بخواد مخالفت بکنه ما سرکوبش می‌کنیم حتی آقای خامنه‌ای وقتی که یک دانشجویی گفت که انتقاد از شما سخت هست و اگر کسی از شما انتقاد بکنه گرفتار دادگاه و فلان میشه آقای خامنه‌ای گفت نه انتقاد از من کاملاً آزاده و اگر این درست نیست دروغ میگن هر کی میگه که منتقدان من با به اصطلاح تعقیب قضایی روبهرو خواهند شد یعنی حکومت میخواد هی بگه من آزادم من مخالفم من مخالفت در جمهوری اسلامی کاملاً آزاده و جمهوری اسلامی یک نظام دموکراتیکی هست اما این مخالفان رژیم هستند که مدام تأکید می‌کنن بر اینکه جمهوری اسلامی یک نظام سرکوبگری است و اندک مخالفتی رو بر نمیتابه و انقدر می‌تونن این به اصطلاح مخالفان رژیم مخصوصاً در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور انقدر می‌تونن این توان سرکوب جمهوری اسلامی رو بزرگ نشون بدند که در حقیقت در عمل کمک بکنند به فلج کردن جامعه مدنی و در عمل به نتیجه دلخواه جمهوری اسلامی بیجامه یعنی که جمهوری اسلامی دوست داره که مردم باور کنن هرگونه کوچکتر رین عمل سیاسی کوچک‌ترین تلاش برای تغییر وضعیت موجود با بیشترین و بی‌رحمانه‌ترین مجازات روبرو خواهد شد جمهوری اسلامی دوست داره که مردم باور کنن یکایک مردم تحت نظارت دولت قرار دارن همه تلفنشون کنترل میشه همه رفت و آمدش کنترل میشه هر کسی از خارج بخواد بیاد داخل ایران باید بدونه که تمام فعالیتش در خارج از کشور تحت نظر قرار داشته هیچکس نباید فکر بک کنه که میتونه دست به عملی علیه جمهوری اسلامی بزنه که از چشم جمهوری اسلامی مخفی بمونه همه باید در مورد اونچه که انجام میدن اونچه که فکر میکنن به اصطلاح در حول و ولا باشن که جمهوری اسلامی حتماً قدرت نظارت و به اصطلاح آگاهی از اونها رو داره این نوع در حقیقت تصور در رسانه‌های خارج از کشور بسیار بهش دامن زده میشه یعنی شما وقتی که به صحبتهای تحلیلگران یا به نوع اخبار یا نوع برنامه‌هایی که در خارج از کشور در رسانه‌ها میبینید اگر توجه کنید عامل اصلی ناکامی جنبش دموکراتیک یا عامل اصلی ناکامی مخالفت‌ها و تلاش‌ها برای مبارزه علیه رژیم چیه قدرت سرکوب رژیم مدام میگن این این اتفاق چرا نیفتاد چون حکومت سرکوب میکنه این اتفاق چرا نمیفته چون قدرت به اصطلاح به اصطلاح ابزارهای حکومت برای خشونت بسیاره این به اصطلاح چرا جامعه نمیتونه به خواسته‌های خودش برسه چون که جامعه کاملاً قربانی خشونت جمهوری اسلامی هست انقدر در توانایی جمهوری اسلامی برای اعمال خشونت اغراق میشه که در حقیقت کاری که اون چیزی که جمهوری اسلامی نمیتونه به طور آشکار از رسانه‌های خودش بیان بکنه در حقیقت رسانه‌های مخالفش بیان میکنن و اینکه مواظب باشید که این جمهوری اسلامی یک هیولایی اس که هیچکس نمیتونه در برابرش مقاومت بکنه این یک نوع پروپاگاندای اس که میتونه به اصطلاح میتونیم نام ببریم به عنوان پروپاگاندای مثر یعنی به نوعی عمل بکنه که شما فکر بکنید تمام ناکامی‌های شما تمام عوامل به اصطلاح عدم موفقیت جنبش مدنی در ایران به خاطر توانایی سرکوب جمهوری اسلامیه یعنی یک باور نادرستی رو در ذهن شما دامن بزنه یک باور نادرستی رو در افکار عمومی ترویج بکنه که جمهوری اسلامی انقدر قدرتش برا سرکوب زیاده که هیچ جنبش مدنی در مقابلش توانایی مقاومت نداره خب این باور کاملاً اشتباهه این باور کاملاً نادرسته جمهوری اسلامی تواناییش برای سرکوب محدوده تواناییش برای اعمال خشونت محدوده تواناییش برای نظارت بر شهروندان محدود هست و اگر شما خطر رو یا به اصطلاح توانایی جمهوری اسلامی برای سرکوب رو در ابعاد واقعیش نبینید و در یک ابعاد غیرواقعی توهم کنید در حقیقت کمک کردید به جمهوری اسلامی در این جهت که حتی بدون به کار بردن ابزارهای سرکوب و فقط و فقط با قدرت ارعاب بتونه شما رو از هرگونه مخالفت و هرگونه مبارزه برای تغییر وضع موجود ناتوان کنه خب من برای اینکه باز شما رو تشویق بکنم به اینکه راجع به این موضوع پروپاگاندا بیشتر تحمل کنید اشاره می‌کنم به نم چامسکی متفکر بزرگ آمریکایی که در زمینه پروپاگاندا هم خیلی مطالعه کرده و میدونید که آقای شمسی در اصل یک زبانشناس هست که از به اصطلاح در زمینه روانشناسی یک انقلاب بزرگی رو برپا کرد با نظریه های خودش و کسیست که به مسئله پروپاگاندا و مسئله رسانه بسیار حساس هست چامسکی معروف هست که ۱ تا استراتژی مهم و یا مهم ۱ تا از مهمترین استراتژی هایی که رسانه‌ها برای منحرف کردن افکار عمومی به کار کار می‌برن رو برشمرده یعنی گفته که رسانه‌ها حالا فرق نمی‌کنه چه رسانه‌ها در جوامع دموکراتیک و چه رسانه‌ها در جوامع غیر دموکراتیک از ۱۰ شیوه از ۱ شگرد یا ۱۰ راهبرد اصلی استفاده می‌کنن برای اینکه در افکار عمومی دستکاری کنن برای اینکه افکار عمومی رو گمراه بکنن من به چند تا از این به اصطلاح شگردهایی که چامسکی نام برده اشاره می‌کنم و بعد یک به اصطلاح فایلی رو که این ۱ تا استراتژی رو برشمرده و توضیح داده این رو در همین کانال کتابخانه سیاسی قرار میدم در کانال تلگرام یکی استراتژی دیستراکشن یعنی این کهه توجه‌ها رو منحرف کردن یعنی که شما وقتی که در برابر یک مسائل واقعی قرار دارید در برابر یک بحران‌های واقعی قرار دارین رسانه‌ها بتونن توجه شما رو از بحران‌ها از مسائل و از مشکلات واقعی منحرف کنن به یک مسائل دیگه‌ای مثلاً به جای اینکه شما الان مسئلتون مسئله مثلاً فرض کنید فساد حکومت هست مثلاً فساد سیستماتیک در اقتصاد که باعث بسیاری از پیامت های ناگوار میشه به جای اینکه شما توجه کنید به این مسئله بیان یک مسئله رو مطرح میکنن ناگهان که شما کاملاً توجهتون از اون مسئله اصلی معطوف میشه به یک مسائل کاذب این یکی از استراتژی‌های مهم رسانه ها هست دوم یک به اصطلاح مشکلاتی رو برای شما مطرح بکنن یعنی به شما بگن که الان این مشکلات مشکلات اصلی این مشکلات هست یه مشکلاتی که خودشون براش راه حل هم پیشنهاد می‌کنن به عبارت دیگه یک مشکلات کاذبی رو برای شما به عنوان مشکلات حقیقی مطرح می‌کنن که خودشون یک راه حلی به اصطلاح کارآمد هم از نظر خودشون براش پیشنهاد می‌کنن در نتیجه شما فکر می‌کنید که بله مشکلات این هست و حکوم هم چقدر کارآمد هست که این راه حل‌ها رو براش در حقیقت در نظر گرفته یکی از مهمترین شیوه های گول زدن یا گمراه کردن افکار عمومی اینه که شما جامعه رو یا مردم رو باهاش مثل یک کودک نابالغ رفتار کنید یعنی به نحوی با جامعه برخورد کنید که انگار جامعه نیاز به قیم داره انگار نیاز به یک سرپرست داره به یک شکلی با جامعه حرف بزنید که انگار جامعه به اصطلاح نیاز به ترهم داره ببینید این مردم ما چقدر نجیب این مردم ما چقدر تحمل می‌کنن این مردم ما چقدر فلان می‌کنن یعنی انقدر مردم رو یک موجود به اصطلاح معصوم قابل ترهم ناتوان از تصمیم گیری در نظر بگیرید که شما قراره براش تصمیم بگیرید به عبارت دیگه سانتیم یک برخورد سانتیم با سیاست یعنی کهه مدام شما به مردم یا به جامعه به گونهای در مورد جامعه و مردم صحبت بکنید که در حقیقت انگار که جامعه قادر به تصمیمگیری عقلانی نیست مدام از زبان عاطفی و از زبان سنتیمنتال استفاده بکنید برای اینکه مشکل رو توصیف کنید مثلاً این مردمی که این همه شهید دادن مردمی که این همه قربانی دادن مردمی که انقدر فلان نمیدونم زبان احساسی به کار گرفتن از به اصطلاح به جای اینکه عقلانیت مردم رو برانگیزید به جای اینکه با زبان به اصطلاح عقلانی با مردم صحبت کنید یا مشکل مردم رو با به صورت عقلانی صورت بندی کنید با زبان عاطفی و فقط برای برانگیختن عواطف مردم در حقیقت صحبت بکنید و انگار که شما می‌تونید مشکلات سیاسی رو با فقط و فقط بسیج عاطفی مردم حل بکنید در حالی که چه جمهوری اسلامی چه مخالفان جمهوری اسلامی وقتی که از زبان عاطفی یا از زبان سانتیم منتال برای بیان مسائل سیاسی یا برای تأثیرگذاری بر مخاطب استفاده می‌کنن در حقیقت به یک هدف کمک می‌کنن و اون در حقیقت چیزی جز فاشیزم نیست یعنی زبان سانتیم یا رویکرد سانتیم مانتال به سیاست به چیزی جز فاشیسم نمی‌انجامد جمهوری اسلامی باشید چه موافق جمهوری اسلامی باشید بنابراین تبلیغاتی که مدام از زبان عاطفی استفاده میکنه از مردم درباره مردم تملق میگه در مورد مردم به اصطلاح به عنوان یک به اصطلاح موجودی که فاقد هیچ گناهی نداره قربانیه همش مردم رو به عنوان یک قربانی معصوم و بیگناه تصویر میکنه اینها کاملاً خلاف سیاست خلاف دموکراسی خلاف آزادی و آفت آفت مهمی برای یک جنبش دموکراتیک به شما میاد و نشان دهنده تاثیر تبلیغات هست خب من اینجا دیگه متوقف بشم [موسیقی] و من این موضوع تبلیغات رو در آینده بیشتر دنبال خواهم کرد ولی من فقط امروز خواستم که یک به اصطلاح ح تصویر کلی از دامنه گستردگی و پیچیدگی مسئله تبلیغات و پروپاگاندا خدمت شما عرض بکنم و اینکه بدونیم که اصولاً در تاریخ پروپاگاندا هم گفته میشه بیشترین کسانی که در معرض تأثیرپذیری از پروپاگاندا هستن درست اون کسانی هستن که خودشون رو مسون از پروپاگاندا می‌دونن یعنی خیلی موقع‌ها شخصیت‌های سیاسی فعالان سیاسی روزنامه نگاران فکر میکنن اونا کسانی هستن که از پروپاگاندا تاثیر نمی پذیرن اتفاقاً اونها هستن که بیشترین تاثیر از پروپاگاندا میپذیرن این رو در آینده من بیشتر توضیح خواهم داد امیدوارم که بتونیم در آینده به این موضوع بپردازیم چون همون طور که گفتم خیلی موضوع کلیدی است و من باز منابع بیشتری رو معرفی خواهم کرد برای مطالعه بیشتر و امیدوارم که بتونیم به تدریج ذهن جامعه رو به این موضوع پروپاگاندا بیشتر حساس بکنیم و نسبت به شناختش کنجکاوتر برای همگی آرزوی اوقات خوشی دارم تا فرصت دیگر