اونچه که مدتها بود که من وعده داده بودم
که صحبت کنم مسئله انتخابات در
ایران مسئله اس که واقعیتش اینه من
نمیدونم که اونچه که من
امروزه میخوام بیان بکنم چقدر گوش شنوایی
برای شنیدنش هست یا چقدر این حرفی که این
جور حرفها
امروزه خواهان داره و کسانی که پی ی این
صحبت باشن ولی به هر حال من صحبت خودم رو
خواهم
کرد ما قبلاً صحبت کردیم راجع به اینکه
مخصوصا در اون مقاله که من نوشتم چرا در
ایران انقلاب نمیشود که حتماً دوستان دیدن
توضیح دادم که نسل جدید نظامهای توتالیتر
معمولاً اینها د بنی هستن یعنی نظامهای
هایبرید
هستن ما الان در دنیا چیزی حدود نزدیک ۴۰
تا نظام تت تر داریم که نمونه های مهمش
مثل
چین روسیه و ایران هستن در تمام این
کشورها این نظامهای توتالیتر رو یک
اصطلاح دیگری هم که براش دارن بهش میگن
الکترال توریزم یعنی اقتدارگرایی
انتخاباتی یعنی نظامهای اقتدارگرایی که
خب نظامهای اقتدارگرای سنتی یا نظامهای
توتالیتر سنتی بسیار به ندرت درشون
انتخابات
صورت میگرفت یا انتخابات واقعی درشون
صورت میگرفت ولی نظامهای اقتدارگرای
جدید یا توتالیتر جدید نظامهایی هستن که
یک شکلی از انتخابات رو میپذیرند و در
براشون خیلی اهمیت داره براشون اهمیت
حیاتی داره یعنی این انتخابات باعث میشه
که اون حکومتها تداوم پیدا بکنن و اگر
این انتخابات نباشه برای اونها تداوم
حکومت ممکن
نیست در نتیجه
چرا اینطور هست به دلیل
اینکه کنترل سیاسی مثل مثلاً ۱۰۰ سال
گذشته نمیتونه به راحتی در دست یک فرد
باشه و به همین دلیل هست که نخبگانی که
حاکم هستند اینها هر کدم یه سهمی از قدرت
رو میخوان اون فردی که اون بالا هست مثلاً
در ایران آیتالله خامنهای باید بتونه
موقعیت خودش رو تثبیت بکنه از راه مهار
رقابت بیان نخبه
جمهوری اسلامی یعنی که نخبگان جمهوری
اسلامی باید بتونن با همدیگه رقابت بکنن
تا آیتالله خامنهای به عنوان یک رهبری که
قدرت فوقالعادهای نداره بتونه در مقام
رهبر بایسته هنر آقای خامنهای این بوده
که در ۳۵ سال اخیر توانسته رقابت بین
نخبگان جمهوری اسلامی رو به شکلی مهار
بکنه که موقعیت او نه تنها تضعیف نشه که
به تدریج تقویت هم بشه بنابراین انتخابات
برای نظامهای
توتالیتر نسل جدیدشون مخصوصاً یک ضرورت
هست این حرف که اگر مردم در ایران در
انتخابات شرکت نکنن یا
درصد شرکت کنندگان بالا باشه یا پایین
باشه این نشانه مشروعیت نظام هست یا نشانه
عدم مشروعیت نظام هست چونین نیست در
جمهوری اسلامی اگر حتی ۳۰ مردم در
انتخابات هم شرکت کنن هیچ به هیچ اولاً که
مسئله مشروعیت اینو در نظر بگیرید که
نظامهای سیاسی الان در دنیا تمامشون در
بحران مشروعیت به سر میبرن حتی
دموکراسیها هم به نوعی در بحران مشروعیت
به سر میبرن این بحث خیلی مفصلی اس که
جای اون اینجا نیست در مورد به خصوص ایران
هیچ موقع مسئله مشروعیت مهم نبوده نه قبل
از ا دوران مشروط جنبش مشروطه نه پس از
دوران مشروطه مسئله مشروعیت مسئله چندان
مهمی نیست در جمهوری اسلامی هم مسئله
مشروعیت خیلی مسئله مهمی نیست به طور کلی
ولی جدای از این در نظامهای دموکراتیک و
حتی وقتی
که درصد آرا پایین هست درصد پایین آرا یا
درصد پایین مشارکت به هیچ وجه به این معنی
نیست که اون نظام مشروعیت نداره بنابراین
اگر در جمهوری اسلامی ۳۰ مردم هم رأی بدن
به در انتخابات شرکت بکنن هر انتخاباتی
شرکت بکنن جمهور جمهور اسلامی میتونه بگه
که بله در سوئیس م اینطوریه در سویدم
اینطوریه و خیلی بیراه هم نگفته بنابراین
نفس میزان درصد مشارکت مردم به مشروعیت
نمیتونه خیلی ضربه بزنه یا خیلی نمیتونه
کمک بکنه چندان این یه بحثی اس که حالا
جاش یک جای دیگه است ولی مسئله اساساً این
نیست مسئله مهم اینه که ما به ویژه از
سال ۸۸ به این
طرف این بحث مطرح بوده که آیا در انتخابات
باید شرکت کرد یا نباید شرکت کرد یه عده
میگن باید شرکت کرد یه عده میگن نباید
شرکت کرد آقای خامنهای میگه شرکت کنید تا
به این نظام مشروعیت بدید دیگران میگن
شرکت نکنیم تا به این نظام مشروعیت
ندم مشکل این هست
که در حقیقت جمهوری اسلامی هست که زمین
بازی رو تعیین میکنه یعنی تا زمانی که
جمهوری باز جمهوری اسلامی زمین بازی رو
تعیین میکنه به عبارت دیگه دیسکورس رو
گفتمان رو بحث رو جمهوری اسلامی مطرح
میکنه ابتکار عمل در دست جمهوری اسلامی
هست مهم نیست که شما موافق انتخابات هستید
یا مخالف انتخابات هستید مهم اینه که
انتخابات مهم باشه مسئله باشه الان اگر
شما به
رسانههای خارج از کشور نگاه بکنید
تلویزیونهای ماهوارهای رادیوها و
فضای رسانههای اجتماعی میبینید که همه
دارن راجع به انتخابات صحبت میکنن این یک
پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی هست و تا
زمانی که جمهوری اسلامی میتونه انتخابات
رو به یک مسئله بدل کنه حتی مسئلهای برای
مخالفانش این دست بالا رو داره و اون
کسانی که خودشون رو مخالف جمهوری اسلامی
میدانن در حقیقت شکست خوردن در اینکه عمل
سیاسی درست انجام بدن عمل سیاسی چی هست ما
به چه کنشی میگیم کنش سیاسی اساساً ما به
چه کاری میگیم کنش کنش در برابر واکنش هست
کنش یعنی زمانی که شما آزادانه بدون اینکه
یک محرکی یک وا وا دارندهی از بیرون شما
رو به یک سمت واداره شما یک عمل انجام
میدید یعنی عمل شما خودانگیخته است عملی
نیست که کسی شما رو برانگیخته باشه به اون
کار اسپنت نیس باید باشه عمل اگه اگر یک
عملی اسپنت نیس و خودانگیخته نباشه یه کسی
شما رو وا داشته باشه به اون عمل اون دیگه
عمل نیست اون عکس العمله کنش سیاسی با
واکنش سازگار نیست ما اونچه که
در زمینه سیاسی مخالفان سیاسی جمهوری
اسلامی انجام میدن مخالفان سیاسی که میگم
هم از اصلاحطلبی خیلی خیلی میان
روی که یه پاشون م هنوز توی حکومته
تا مخالفان سرسخت و براندازان اینها
واکنشی عمل میکنن شما تا زمانی که واکنشی
عمل میکنید و جمهوری اسلامی هست کنش رو
انجام میده در حقیقت
شما نباید هیچ انتظاری داشته باشید از
اینکه واکنش شما تأثیرگذار باشه که نیست
دلیل اینکه این کارهایی که انجام میدیم ما
در
حقیقت اون چیزایی که ما اسمشو میذاریم
فعالیت سیاسی فعالیت حقوق بشری فعالیت
دفاع از دموکراسی فعالیت چی و چی دلیل
اینکه تأثیرگذار نیست درست همین هست که
اینها واکنش هست به رفتار جمهوری اسلامی
زمانی که شما واکنش نشون میدید جمهوری
اسلامی میتونه رفتار شما رو پیشبینی کنه
جمهوری اسلامی میتونه برنامه ریزی بکنه و
جمهوری اسلامی اصلاً میتونه شما رو
برانگیزه به این کار ببینید اگر نگاه
بکنید به
رسانههای خارج از کشور رسانههای خارج از
کشور در بیشتر اوقات درست همون کاری رو
میکنن که جمهوری اسلامی میخواد یعنی چی
یعنی مسئلهای رو که جمهوری اسلامی مطرح
کرده بهش
میپردازم شما امروزه حرفهای آقای
خامنهای رو به ندرت از تلویزیون جمهوری
اسلامی میشنوید به ندرت از رادیوی جمهوری
اسلامی میشنوید شما حرفهای آقای خامنهای
رو از رسانههای خارج از کشور میشنوید نه
تنها آقای خامنهای امام جمعه نمیدونم
دارغوز آباد امام جمعه نمیدونم فلان یک
آدم بسیار غیر مهمی که اصلاً در شرایط
عادی هیچکس و حرف او اهمیت نمیده مدام در
رسانههای خارج از کشور مدام در رسانههای
به اصطلاح مخالف جمهوری اسلامی انعکاس
پیدا میکنه این یک موفقیت بزرگ برای
جمهوری اسلامی هست یک موفقیت رسانهای اس
و یک موفقیت سیاسی اس یعنی اون چیزی رو که
خودش نمیتونه به شما بگه از دهان دشمناش
میگی میگن انگلیسیها در اوایل قرن بیستم
در عراق که اشغال کرده بودن اونجا پول
میدادن به آدما که فحش بهشون بدن اصلاً
مهم نیست که شما مخالف جمهوری اسلامی
هستید یا موافق جمهوری اسلامی هستید مهم
این که شما بازتاب میدید اون چیزی رو که
جمهوری اسلامی میخواد در مورد انتخابات
هم همین طوره یک من قبلاً گفته بودم که
غیر از انتخابات یعنی دعوت به
انتخابات همان قدر تقویت نظام توتالیتر
هست که بایکوت انتخابات چون بایکوت که
میکنید شما در حقیقت دارید یک کاری مدعی
هستید که دارید یک کاری میکنید اینطور
نیست که شما بیتفاوت
باشید عشق نقطه مقابل عشق نفرت نیست نقطه
مقابل عشق فراموشی است بنابراین اگر شما
در برابر دعوت به انتخابات شما تحریم
کردید انتخابات و شما نقطه متضاد انتخابات
عمل نکردید زمانی نقطه متضاد به انتخابات
عمل میکنید که انتخابات رو بیهم در عمل
بیاهمیت نشون بدید چه زمانی انتخابات رو
بیاهمیت نشون میدید از اینکه در این دو
سه ماه که در رسانههای خارج از کشور
میبینیم مسئله انتخابات مطرح نباشه و در
عوض مخالفان جمهوری اسلامی مسائلی رو مطرح
کنن که مسائل واقعی مردم هست مسائل واقعی
مخالفان سیاسی هست و اونها بتونن گفتمان
انتخابات رو تحت شعا قرار بدن اگر ما
تونسته بودیم در دو سه ماه گذشته م مسئله
انتخابات رو تحت شعا قرار بدیم یعنی یک
مسئله که اصلاً تو خبرا نباشه اصلاً کسی
بهش توجه نکنه حرفای آقای خامنهای مهم
نباشه اصلاً انقدر انعکاس پیدا نکنه اون
موقع بود که ما پیروز بودیم نه الان که ما
بیش از رسانههای جمهوری اسلامی حرفای
آقای خامنهای
حرفای کسانی که در حقیقت در دستگاه
پروپاگاندای جمهوری اسلامی عمل میکنن در
حرفای مسئولان جمهوری رو ما داریم انعکاس
میدیم در توییتر در فیسبوک در در
رسانههای اجتماعی در تلویزیونهای
ماهوارهای و این کاریست درست عکس اون
کاری که باید انجام بدی زمانی که ابتکار
عمل اذان ما باشه یعنی ما تعیین کنیم که
چهکار باید کرد چه حرفی باید زد چ چه
مسئله مهمه زمانی که جمهوری اسلامی رو شما
در یک موقعیت ناشناخته قرار دی در یک
موقعیتی که براش برنامه نداره در یک
موقعیتی که فکرشو نکرده در یک موقعیتی که
نمیدونه چگونه بر اون موقعیت مثلا مت بشه
اون موقعست که شما پیروز شدید تا زمانی که
عملی رو انجام بدید که جمهوری اسلامی
میتونه پیشبینی بکنه مثلاً فرض بکنید
درباره انتخابات چه چیزی قابل پیشبینی تر
از اینکه زمان انتخابات یه عده زیادی اونو
تحریم کنن چه چیزی از این قابل پیشبینی تر
چه چیزی از این مبتزل تر که یک عدهای
بیان بگن که در انتخابات جمهوری اسلامی
انتخابات واقعی نیست همانقدر این حرف
مبتزل که کسانی که طرفدار انتخابات هستن و
میگن انتخابات واقعیه همانقدر حرفای اون
کسانی که روزنه گشا هستن مبتزل که حرفای
مخالفانش مبتزل چون همه دارن یه چیز میگن
در حقیقت راجع به چیزی صحبت میکنن که
جمهوری اسلامی دوست داره صحبت بکنن و
جمهوری اسلامی توان اینو نداره که فقط و
فقط از طریق رسانههای خودش این رو تبدیل
به یک مسئله بزرگ بکنه وقتی تبدیل میشه به
یک مسئله بزرگ این یعنی که دیگران ما ما
بزرگش کردیم ما نباید مسئلهای رو که
جمهوری اسلامی بهش اولویت و اهمیت میده
اولویت و اهمیت بدیم ما باید مسئله خودمون
رو اونچنان که خودمون واقعی و مهم
میدونیم مطرح بکنیم و این نیازمند به این
هست که ما
یک سازماندهی بزرگی داشته باشیم یک
برنامهریزی سیاستگذاری رسانهای داشته
باشیم که نداریم یعنی رسانههای ما کاملاً
واکنشی لحظه به لحظه هیچگونه مدیریت اون
پشت وجود نداره که بتونه اینها رو فکر
بکنه هیچ اتاق فکری پشت سرش نیست هیچ و
برنامهریزی نیست آدمهای متفکری پشت سر
رسانههای ما قرار ندارن همه چیز به صورت
پراکنده غیر سازماندهی شده غیر فکر شده
همه چیز به صورت واکنشی و آنی در حالی که
اون طرف در جمهوری اسلامی چنین نیست همه
چیز با برنامه ریزی اتاق فکر دارن
دستگاههای مختلفی هستن که دارن فکر
میکنن به این موضوع
متخصصان به اصطلاح مدیریت روانی افکار
عمومی وجود داره بنابراین ما باید توجه
داشته باشیم که در مقابل چه سیستمی وجود
قرار داریم و چرا این سیستم تداوم پیدا
میکنه اگر تمام مردم ایران هم مخالف
جمهوری اسلامی باشن تا زمانی که واکنش
نشون بدن به رفتار جمهوری اسلامی هیچ چیزی
تقییر نخواهد کرد این از این نکته نکته
مهم اینه که خب حالا ما چیکار باید بکنیم
یک نمونه رو من برای شما عرض بکنم ما در
خارج از کشور من نمیدونم چقدر جمعیت
داریم ی میلیون ۲ میلیون ایرانی داریم
مهاجر ۸ میلیون هرچقدر که هست اونچه که
مسلمه اینه که در آمریکای شمالی و همین
طور در اروپا حداقل ما یک مجموعه عظیمی از
حقوقدانان ایرانی رو داریم این
حقوقدانان ایرانی میتونن یک کانون وکلای
ایرانیان خارج از کشور بسازن یعنی یک
سازمانی که فقط وکلا
وکیلآنلاین بنابراین اینا خودشون میتونن
خودشونو اداره بکنن نیازمند این نیستن که
از جایی پول بگیرن نیازمند این نیستن که
به جایی وابسته باشن وکیل اینها و
وکیلمدافع
بشر جمهوری اسلامی رو به دادگاههای
بینالمللی دادگاههای اروپایی و
دادگاههای آمریکایی بکشونن شما تصور کنید
که در جریان قطع اعتراض به قتل خانم محص
امینی ما نزدیک ۱۰۰۰ نفر کشته شدن حدود
۱۰۰۰ هزار نفر بازداشت شدن چقدر آدم مجروح
شدن نابینا شدن تمام اینها باید مستند
بشه تمام اینها باید ثبت بشه اینها
کارای حقوقی اینها کارای در حقیقت قضایی
است و این کارا رو وکلا میتونن بکنن اگر
ما بتونیم ۵۰۰ نفر ۱۰۰۰ نفر وکیل رو در
خارج از کشور تحت ی سازمانی به نام انجمن
یا کانون وکلای در مهاجرت کانون وکلایی در
تبعید بسازیم که اینها جرائم و جنایات
جمهوری اسلامی رو اولاً ثبت حقوقی بکنن و
مستند بکنن از نظر حقوقی و ثانیاً اینها
رو به محاکم بینالمللی بکشن این کاریست
که جمهوری اسلامی رو به شدت تحت فشار قرار
خواهد داد اصلاً نفس وجود یه سازمانی که
فقط و فقط از وکلا تشکیل شده باشه از
حقوقدانان برای جمهوری اسلامی یک کابوس
هست بسیاری از از این دفاع از حقوق بشری
که اعلامیههایی که میدن و این به اصطلاح
نمایشهای تلویزیونی نمایشهای رسانهای
بسیار بسیار موثر تره خب این یه نمونه است
من دارم به عنوان یک نمونه میگم دهها کار
دیگه میشه کرد دهها ابتکار عمل دیگه میشه
به خرج داد مسائل ببریم به سمتی که برای
جمهوری اسلامی ایجاد خطر بکنه برای جمهوری
اسلامی تهدیدآمیز باشه اما اگر بخوایم
دوباره مثلاً یک مسئله جمهوری اسلامی مطرح
بکنه ۶ ماه رسانههای خارج از کشور راجعی
صحبت بکنن این دقیقاً بهش میگن مدیریت
رسانهها که از تهران انجام میشه و و
تاکنون با موفقیت بسیار زیادی انجام شده و
ما رو به هیچ جا نخواهد کشون این انتخابات
تمام شد اما هر یک سال و نیم جمهوری
اسلامی یک انتخابات برگزار میکنه
انتخابات شورای شهر در راه هست بعد
انتخابات ریاست جمهور
و بعد دوباره انتخابات مجلس و خبرگان این
چهار انتخابات مرتب در کشور برگزار میشه
پس ما از الان وقت داریم برای آینده فکر
کنیم به شرط اینکه جمعی فکر بکنیم به شرط
اینکه کارشناسانه فکر کنیم به شرط که
کسانی که فکر میکنن
انگیزههای به اصطلاح شخصی نداشته باشن
انگیزههای مادی نداشته باشن
انگیزههای صمیمانه به دموکراسی و آزادی و
و آینده ایران بیاندیشند این کارها ممکنه
هزاران کار ممکن هست که ما انجام نمیدیم
فقط باید تصمیم بگیریم که از این حالت
واکنشی از این حالت جوگیری از این حالت
بیارادگی از این حالت بی فقدان تخیل
فقدان فکر فقدان تئوری فقدان اندیشه از
این خودمونو نجات بدیم آگاه بشیم که ما تا
حالا نه تخیلم به کار انداختیم نه فکرمون
به کار انداختیم نه نظریه خوندیم نه
اندیشه سیاسی میدونیم و در مبارزه با
جمهوری اسلامی به شکل کاملاً هیئتی به شکل
کاملاً آماتور و به شکل کاملاً در بهترین
حالات به شکل
کاملاً بدون فکر بدون برنامه و بدون
هیچگونه
در حقیقت سازماندهی و سنجیدگی داریم عمل
میکنیم به این آگاه بشیم و سعی بکنیم از
سازمانهای کوچیک از برنامههای کوچیک از
اندیشههای کوچیک آغاز بکنیم کارهایی
اقداماتی افکاری برنامههایی که جمهوری
اسلامی به اون فکر نکرده و در
مقابلش غافلگیر بشه ما تاکنون همیشه ما
بودیم که از رفتار جمهوری اسلامی غافلگیر
شدیم ما نتونستیم جمهوری اسلامی رو چندان
غافلگیر بکنیم جمهوری اسلامی همیشه
تونسته واکنش ما رو حدس بزنه و به سرعت بر
وضعیت مسلط بشه
خب من
[موسیقی]
چند تا
از نکتهها رو
[موسیقی]
بخونم گفتن متخصصان جمهوری اسلامی چه
کسانی هستند بسیار زیاد ببینید در جمهوری
اسلامی ما بخش اطلاعات جمهوری اسلامی
اینکه من میگم این حدس و گمان و شایعه
نیست این اطلاعه که اطلاعات دستگاه
اطلاعات جمهوری اسلامی همکاری بسیار بسیار
نزدیک داره با دستگاههای اطلاعاتی مثل
چین و به ویژه روسیه و آموزش میبینن نه
تنها آموزش میبینن که از بیشترین
تکنولوژیها از بیشترین روشها برای کنترل
افکار عمومی استفاده میکنن این کاریست که
آقای پوتین در
روسیه هم انجام میده و
دیگر
دیگر کشورهای
توتالیتر از جمله کنشهای که میشد برای
فراموش کردن انتخابات کرد چی بود که عرض
میکنم مسئله واقعی یعنی رسانهها ببینید
وقتی که آقای خامنهای میگه انتخابات مهم
است ما بگیم که نه انتخابات مهم نیست
دقیقا گفتیم انتخابات مهم است یعنی شما در
حقیقت دارید همون چیزی که او میگه همونو
تکرار میکنه یعنی برای شما مهمه که اون
مهم نباشه این وقتی که اساساً چه دلیلی
داره که رسانههای خارج از کشور حرفای
آقای خامنهای رو جمله به جمله انعکاس بدن
چه دلیلی داره هیچ دلیلی هیچ منطقی نداره
من به عنوان کسی که روزنامه نگار بودم در
ایران روزنامهنگار بودم خارج از کشور
روزنامهنگار بودم من روزنامهنگاری درس
دادم روزنامهنگاری تربیت کردم درباره
روزنامه نگاری همچنان مطالعه میکنم به
عنوان یک به اصطلاح از موضوع یک کارشناس
رسانه دارم میگم حرفای آقای خامنهای ۹۰۰
دردش اصلاً نباید رسانهای بشه ت
رسانههای خارج از کشور اینها مصرف
تبلیغاتیه متأسفانه کسانی که در رسانههای
خارج از کشور کار میکنن فرق بین تبلیغات
و خبر رو نمیدونن و در نتیجه به تبلیغات
دشمن دشمن خودشون که جمهوری اسلامی هست
دارن دامن میزنن همون حرفا رو انعکاس
میدن مدام راجع به اون حرفا صحبت میکنن
این یعنی که شما ذهنتون مشغوله به اون
یعنی که زمین بازی رو او تعیین کرده یعنی
شما با زبان او صحبت میکنید مسئله رو او
ترک کرده شما اگر در این ۶ س۳ ماه گذشته
مسائل مهم مثل همین مسئلهای که گفتم
اینکه چگونه میشه جرائم جمهوری اسلامی رو
در خارج از کشور پیگیری کرد اگر یک موجی
راه افتاده بود یک کسانی اومده بودن و از
رسانهها بگیرید صاحبان رسانه اهل رسانه
کسانی که در فعالیت سیاسی هستن فعالیت
حقوق بشری هستن بحث اینو مطرح کرده بودن
که چگونه میشه یه سازمانی ساخت که جرائم
جمهوری اسلامی رو خارج از کشور بشه پیگیری
بکنن این کار ممکنه من حقوقدان نیستم ولی
با حقوقدانهای زیادی صحبت کردم هم در
اتحادی اروپا هم در آمریکا که بسیاری از
کارهای جمهوری اسلامی رو میشه در خارج از
کشور کشوند اینکه کشورهای خارجی هم
نمیدونن چیکار بکنن به خاطر اینکه اونها
هم همین طورن واکنشی عمل میکنن تحریم
کردن تکتک افراد چند وقت یه بار این هم
هیچ سودی نداره کار باید بره به یه سطح
دیگری از کارهای حقوقی و این نیازمند
همفکری حقوقدانان هست این حقوقدان که من
دارم میگم دقیقا اینها نه فاند میخوان ن
نه کسی لازم داره به ای بگه چیکار کنید
چون بحث اساساً بحث حقوقیه باید کار حقوقی
بکنن
و مقنی هستن از اینکه از هیچ دولتی پول
بگیرن اینها باید با یک درآمد با یک به
اصطلاح هزینه بسیار ک هم میتونن همفکری
بکنن و میتونن تقسیم وظایف
ب بسیار بسیار مهمی علیه جمهوری اسلامی در
دادگاههای بینالمللی رو باز بکنن و
جمهوری اسلامی رو دچار خطر بکنن دچار مشکل
بکنن روابطش با بسیار از کشورها به مخاطره
بندازن به جای اینکه بینید سفارت بگیرین و
نمیدونم کارهای بسیار لمپنی بکنیم ما
میتونیم کارهایی بکنیم که از مجرای حقوقی
شریان حیاتی جمهوری اسلامی و نه مردم
ایران بسته بشه و جمهوری اسلامی تحت فشار
قرار بگیره و از اون طرف جامعه مدنی تقویت
بشه من سپاسگزارم از همه دوستان رسانه
هان آگاهانه این کارو انجام مید نه غیر
آگاهانه مشکل اینه که غیر آگاهانه انجام
میدن مشکل اینه که در رسانهها کار
کارمندی واقعیت اینه من خودم در این
رسانهها کار کردن کار کارمندی افراد میان
کارشونو انجام میدن میرن تکتک افراد هیچ
کونه به اصطلاح اینها باید ببینید در سی
ان ان در رسانههای جدی اون آدمهایی که
این رسانهها رو میگردونن اون کسانی که
شما نمیبینید یعنی آدم متفکرانی هستن
آدمهای متخصصی هستن که پشت سر این
رسانهها یک نفر که یک خبر میخونه ۱۰ تا
متخصص پشتش رو این خبر تأیید کردن که این
خبر خونده بشه در رسانههای خارج از کشور
چنین چیزی نیست بسیار آماتوری بسیار فقیرن
از نظر فکری واقعاً فقیر هستن به هیچوجه
قابل مقایسه با جمهوری اسلامی نیست جمهوری
اسلامی صداو سیما یک عده زیادی از اطلاعات
یک عده زیادی از سپاه یک عده زیادی از
حوزه یه عده زیادی از دانشگاه برای صداو
سیما خط مشک تیین میکنن برنامهها رو
تعیین میکنن یه تفکری به هر حال پشت سرش
هست که این تبلیغات داره انجام میده
متأسفانه در رسانههای خارج از کشور چنین
چیزی وجود نداره خبر خبر خبر خبر اونها
مصرف کننده اخباری هستن که در ایران تولید
میشه نه در ایران خبرنگار دارن نه منبع
خبری مستقل دارن هر چیزی که رسانههای
جمهوری اسلامی منتشر میکنن اینها از
اینجا من پخش میکنن هیچ چیزی ندارن که
مستقل باشه هرچی که آقای خامنهای بگه
هرچی تو وب سایت آقای خامنهای باشه
هرچقدر که هرچی که
خبرگزاریهای رسمی بگن اونو بندن پخش
میکنن تازه اون چیزی که هم چند وقت یه
بار به عنوان خبری که به اصطلاح لیک کرده
خبری که فاش شده اینها میگن اونها هم به
هیچ وجه قابل اعتماد نیست حتی این اخباری
که شهروندی نمیدونم میفرسته از کجا
نمیدونم از فلان شهر اینا هیچکدوم قابل
اعتماد نیست نه قابل اعتماده نه ارزش داره
به هیچ وجه مهم اینه که چون منبع خبری
ندارند منبع خبری شون در انحصار جمهوری
اسلامی هست تمام واکنش به این منبع خبریست
همون اخبارو میگیرن و حتی اخباری که در
ایران شما یک آدم عادی در ایران بسیاری از
این اخباری رو که رسانههای خارج از کشور
تولید میکنن اصلاً از رسانههای جمهوری
اسلامی نمیشنوه مهم نیست براش اصلاً گوش
نمیده شما میارید در یک رسانه خارج از
کشور اهمیت بگید اون خبری که رسانه جمهوری
اسلامی تلویزیون جمهوری اسلامی راجع به
آقای خامنهای بگه برای مردم اهمیت نداره
ولی اگر مثلاً فرض کنید بیبیسی این خبرو
منتشر بکنه بعد ۵ نفر مثلاً مثل من و
دیگران بشینن راجع به این موضوع صحبت بکنن
برای اون بیننده مهم خواهد شد ما به این
چیزها توجه نداریم متأسفانه رسانههای
خارج از کشور در بحران به شدت عمیقی به سر
میبرن بحران رسانهای و یکی از در عمل
بدون اینکه بدانن و بدون اینکه بخواهند
یکی از اسباب تداوم این نظام تبلیغاتی
جمهوری اسلامی هستن در بسیاری از مواقع نه
در همیشه و در بسیاری از مواقع بسیار خب
من سپاسگزارم از همه دوستان امیدوارم که
بتونیم با همدیگه فکر بکنیم امیدوارم که
یه مقدار از کلیشه فکر کردن از کلیشه حرف
زدن از تکرار کردن مکررات و
از تکرار خطاها یا از تکرار کارهایی که
تجربه کردیم و هیچ نتیجه نداده باز
بایستیم فکر بکنیم تحمل کنیم و بدونیم که
اون عملی عمل سیاسی هست که یک واکنشی
نباشه دو با اندیشه باشه بنابراین عملی که
ب دونه اندیشه باشه عمل سیاسی به اون
نمیگن اون میتونه قوغ باشه نمایش باشه
تظاهر به فعالیت سیاسی باشه یا فعالیت
کاذب مشکل ما انفعال سیاسی نیست مشکل ما
فعالیت کاذب و نی اندیشیدن هست از همه
دوستان سپاسگزارم روز و روزگارتون خوش