اهمیت اتفاق «صادق بوقی» در نظام توتالیتر

سپاسگزارم از اینکه این وقتو با من هستید امروز قرار هست که راجع به این پدیده اخیری که به نام صادق بوقی در جامعه ایران مطرح شده و همه باهاش آشنا هستید صحبت بکنیم فردا به احتمال زیاد درباره مهاجرت صحبت خواهیم کرد به دلیل اینکه فکر می‌کنم اگه اشتباه نکنم دیروز روز جهانی مهاجرت بوده و روز پنجشنبه هم قصد دارم من برای دوستان غزل بخوانم غزل حافظ بخوانم و نه اینکه فال بگیرم و اینجور داستان‌ها نه ولی غزل خواهیم خوند به درخواست دوستان یا به برای دوستان غزل خواهم خوند مبارکی و مهمانت شب یلدا و من اینجا در تنهایی و شما هم در تنهایی یا در میان دوستان و عزیزان و دلبندان و وا بستگان خودتون یک ساعتی غزل خواهیم کد روز پنجشنبه اگر بخت یارمون باشه امروز در مورد پدیده صادق بوقی صحبت میکنیم ببینید داستان صادق بوقی رو خب همه میدونید میدونید که یک آقایی در بازار رشت شروع میکنه به خواندن و رقصیدن و یک عده‌ای در گرد و جمع میشن و فیلمی گرفته میشه و پخش میشه و بعد وایرال میشه و جهانی میشه و اینها و بعد تبدیل میشه به یه خبری و قوه قضاییه میره سراغ این آقا و یه موقع خبرهای ضد نقیض میاد که گرفتنش نگرفتن فلان کردن اینا ولی واقعیت اینه که داستان داستان استثنایی نیست ما الان ۴۰ ساله در مملکتی هستیم که [موسیقی] نیروی انتظامی پلیس یا نیروهای حکومتی به منازل حمله می‌کنن برای اینکه مردم در اونجا جشن گرفتن در اونجا پارتی گرفتن در اونجا می‌رقصند در اونجا می‌خونن در اونجا می‌نوشند در اونجا مختلط هستن میهمانی‌ها چقدر آسیب دیدن چقدر آدم‌ها قربانی شدن چقدر زندانی داریم چقدر جریمه شدن یک رسم چهل و خورده‌ای ساله است بنابراین وقتی که ما از پدیده صادق بی صحبت میکنیم صحبت نمیکنیم از یک حادثه اتفاقی حالا چرا مهم هست این داستان ببینید در از نظر فلسفی ما به عملی میگیم عمل آزاد که اون عمل خود انگیخته باشه یعنی که تحت تاثیر عوامل بیرونی و اجبار بیرونی و الزامی از بیرون صورت نگرفته باشه به اصطلاح کانت میگه عملی که اسپان نیس هست یعنی خودانگیخته است یعنی من بدون اینکه مجبور باشم کاری انجام بدم اون کارو انجام بدم بنابراین هم تعریف عمل سیاسی و هم تعریف عمل اخلاقی اینه که عمل آزاد باشه یعنی عمل خودانگیخته باشه اگر یک عملی خودانگیخته نباشه واکنش باشه مثلاً یک یه کسی می‌زنه تو گوش من منم بلافاصله بذارم تو گوش او در واکنش به او این عمل چون عمل واکنشی اس عمل آزاد نیست بنابراین عمل سیاسی نیست عمل اخلاقی هم نیست شما اگر یه کار خوب بکنید ولی مجبور باشید که اون کار خوبو بکنید یا تحت تأثیر مثلاً فرض بنید دراگ بخورید یا مست بکنید و باید تحت تأثیر مستی برید مثلاً صدقه بدید تحت تاثیر مستی برین یه کار خوبی بکنین این کار کار اخلاقی نیست کار کار بد نیست ولی کار شما کار اخلاقی نامیده نمیشه یا مثلاً فرض کنید چون که مثلاً چون برادر منو کشتن من برم فعال حقوق بشر بشم تحت تأثیر این امر برم فعال حقوق بشر بشم یعنی من از حقوق بشر دفاع نمی‌کنم چون حقوق بشر رو باید ازش دفاع کرد بلکه چون برادر من قربانی نقض حقوق بشر شده دارم این کارو می‌کنم این عمل نه عمل اخلاقی اس نه عمل سیاسی است بین کنش سیاسی وقتی میگیم کنش سیاسی یا کنش اخلاقی کنشی اس که اسپان نیس باشه یعنی خود انگیخته باشه نظام‌های توتالیتر سعی می‌کنن که امکان عمل خودانگیخته رو از شما بگیرن یعنی کاری بکنن که شما همش واکنشی عمل بکنیم حالا این واکنشی یه موقعست که شما در ابتدا مخصوصاً آگاه هستی مثلاً فرض کن یک ضربه به شما می‌زنن یا یه نوری در صورت شما می‌تابانند شما چشماتو می‌بندی به طور اتوماتیک چشماتو می‌بندی ولی بعد از یه مدتی دیگه اون نورم نمی‌تابند شما عادت می‌کنی به اینکه مثلاً ساعت ۹ چشاتو ببندی مثالی که می‌زنن سگ پاول لوفه سگ پاولوف وقتی غذا رو نزدیک می‌کرد به دهنش این بزاق دهنش شروع می‌کرد به ترشح کردن وقتی که بعد از یه مدتی دیگه اون غذا رو بهش نزدیک نمیکرد بلکه خودش نزدیک میشد این چون یاد اون غذا میفتاد بزاق دهنش ترشح میکرد جوامع توتالیتر این اتفاق میفته یعنی تأثیر پروپاگاندا اینطوریه که شما رو کاری میکنه که حتی بدون محرک‌ها شروع بکنی به واکنش نشون دادن و بعد این واکنش‌ها عادی بشه جامعه عادت میکنه به پاسخ دادن به محرک یکایی که دیگه وجود نداره وقتی ما میگیم نظام ارعاب یعنی این یعنی دیگه وقتی حکومت خودش نمیترسه مردم خودشون می‌ترسن من بسیاری از ایرانی‌ها رو می‌شناسم خارج از کشورن و شکلی زندگی می‌کنن که جمهوری اسلامی می‌خواد به خاطر اینکه چون می‌خوان برن ایران میخوان برن ایران کتابشون چاپ کنن میخوان برن ایران بیزنس دارن میخوان برن ایران مادر پیرشون ببینن پدر ایران پیرشون ببینن با اینکه جمهوری اسلامی بهشون کاری نداره ولی طبق ضوابط و قوانین جمهوری اسلامی عمل میکن کنن و رفتار می‌کنن این همون چیزیست که در نظام‌های توتالیتر میگن امکان عمل آزاد رو از شما می‌گیرن مهم‌ترین دشمن برای خب وقتی میگیم نظام توتالیتر دشمن آزادیست یعنی دشمن عمل آزاد هست یعنی دشمن عملی اس که خودانگیخته باشه یعنی اینکه کسی او رو مجبور نکرده باشه وادار نکرده باشه یا بهش مجوز نداده باشه در این نظام‌ها خنده و شادی یک خطر هست به دلیل اینکه خنده و شادی اگر بخواد صمیمانه و صادقانه باشه باید اسپون تنیس باشه خدا خ خودانگیخته باشه دیدید تو جمهوری اسلامی میگن خنده حلال یه اصطلاحی درست کرده آقای قرائتی خنده حلال یا خنده مجاز ببینید در جمهوری اسلامی همه چیز مجاز هیچ چیزی نیست که ممنوع نباشه هیچ چیزی از فحشا و فساد و همه چیز به شرط اینکه درون چ چارچوب جمهوری اسلامی و تحت اراده ولی فقیه باشه تلویزیون جمهوری اسلامی رادیو جمهوری اسلامی انواع و اقسام موسیقی‌ها رو پخش می‌کنن انواع و اقسام حرف‌های سخیف می‌زنن انواع و اقسام لودگی ها و برنامه‌های لودگی رو انجام میدن تل تنز در سینمای ایران لودگی محض هست در بخش عمدش تا زمانی که مجوز داره چون مجوز داره هیچ اشکالی نداره ولی خنده شادی به هر عمل خودانگیخته که خارج از چارچوب نظارت و کنترل و مهار حکومت باشه این تبدیل میشه به خطر عملی که مخصوصاً خنده و شادی یک شخصیت بسیار بزرگی هست در تاریخ ادبیات جهان و مخصوصاً تاریخ ادبیات اروپا به نام فرانس رابله یا راوله قبوله به فرانسوی میگن یا قبله حالا هر دو جورش میشه تلا تلفظ کرد این در حقیقت یک آنیست یک نمایشنامه نویس و یک ادیب برجسته فرانسوی است که در اواخر قرن ۱۵م به دنیا آمد و حدود نیمه قرن شانزدهم از دنیا رفت احتمالا اگه اشتباه نکنم ۱۹ ۵۶ از دنیا رفت ح دقیقا یادم نیست میتونید نگاه بکنید سه تا در حقیقت سه متفکر یا سه شخصیت بزرگ هستن که پرداختن به رابله در قرن بیستم من از شما خواهش می‌کنم که دوستانی که حالا علاقه دارن بپردازن حتما کارای این سه نفرو ببینن رابله معروفه به نمایشنامه‌های طنزش معروفه به طنزنویسی در تنز نویسی استاد برجسته است کسیست که خب اینا هم عران و هم نسلان کسانی مثل مونتین و اراسموس و اینها بودن از اومانیستی بزرگ اصر رنسانس به شمار میرن و خیلی از نظر تاریخ ادبیات تاریخ طنز بسیار مهمه یکی از کسانی که راجع بهش کار کرده میخائیل باختین پست فرمالیست روسی هست که اصلا یک کتاب مفصل داره راجع به رابله که من به فرانسه شو دارم و دیدم ولی انگلیسی ندیدم به فارسی هم طبیعتاً نیست ولی ی یک کتاب مختصری هست که مجموعه مقالات کوتاهی رو ازش آقای زنده یاد محمد جعفر پوینده ترجمه کرده اون رو حتماً دوستان بخونن و همین طور کارای میلان کوندرا می‌دونید که کار اول میلان کوندرا که معروف شد رمان شوخی هست اصلاً اسم رمان شوخی هست و کندرا خیلی علاقه داره به رابله و به دلیل اینکه حالا عرض می‌کنم به چه دلیلی و نفر سوم لوسیان فوق هست لوسیان فوق هم یه کتاب مهمی داره که من نمی‌دونم به فارسی ترجمه شده یا نه راجع به مسئله بی‌ایمانی در قرن شانزدهم هست که در مورد رابل اس و یکی از مهم‌ترین کتاب‌ها در عرصه تاریخ‌نگاری هست یعنی هر کس بخواد تاریخ بخونه و تاریخ بفهمه اصلاً به طور کلی باید این کتابو بخونه و این کتابیست که توش مسئله آناک کرونی اسم یا به اصطلاح زمان پریشی رو برای اولین بار لوسی فق مطرح میکنه از بنیانگذاران مکتب آنال فرانسه خب چرا دیکتاتورها از خنده می‌ترسن چرا دیکتاتورها از شادی می‌ترسن چرا آقای خمینی انقدر ابوس بود چرا آقای خمینی هیچ موقع نخندید چرا در جمهوری اسلامی عضا و سوگواری یک امر عادیست و انقدر تبلیغ میشه چرا فرهنگ مرگ انقدر قوی هست درست به دلیل اینکه متضادش الان ما میگیم زن زندگی آزادی زن مگه بدون شادی میشه زن مگه بدون خنده میشه زندگی مگه بدون شادی میشه زندگی مگر بدون خنده میشه و آزادی عرض کردم آزادی یعنی عملی که اسپنت نیس باشه یعنی خود انگیخته باشه مگر میشه شما عملی رو مثل بگید غیر از خنده به اندازه خنده که خودن انگیخته باشه یعنی شما نمی‌تونید یه کسی رو وادار کنید بخنده از ته دل و صمیمانه و صادقانه و به طور واقعی کسی که واقعاً می‌خنده کسیست که خنش می‌گیره کسی نیست که او رو وا دارن به خندیدن در حقیقت خنده واقعی آزادیست خنده واقعی زندگیست شادی واقعی زندگیست عشق آزادیست عشق آبادیست عشق آغاز آدمیزادیست این‌ها به همدیگه ارت ارتباط دارن و حکومت‌های دیکتاتور شما میبینید دیکتاتورها مخصوصاً ت تتالی توتالیتر ها یعنی حاکمان تمامیت خواه اینها از شرکت در مراسم شادی هم حتی عبا دارن شما نگاه کنید مثلاً فرض بکنید در به اصطلاح مراسم شادی حتی شادیهای حکومتی شما نمیبینید از اینها شادی بکنن میان اونجا سیخ میسن و خیلی با اباحت و به خاطر اینکه شادی و خنده یک جدیت مصنوعی ساختگی جعلی که حکومت‌های توتالیتر دارن به به سخره می‌گیره خنده و شادی اون جدیتی رو که در استبداد هست به سخره می‌گیره او رو رسوا می‌کنه به همین دلیل هست که برای این حکومت‌ها خطر هست هرگونه عملی که جدیت مس مصنوعی این نظام‌های استبدادی رو به سخره بگیره و در حقیقت رسوا بکنه این یک خطر امنیتی به شمار میاد و به همین دلیل هست که حالا مسئله آقای صادق بوقی تمام شد ولی اصل این مسئله تمام نخواهد شد جمهوری اسلامی با شادی و با خنده مشکل بنیادی داره به همین دلیلم هست که سعی میکنه تلویزیونو پر از لودگی بکنه رادیوشعر کنه که با دولتی کردن خنده با حلال کردن شادی در حقیقت می‌تونه پاسخ بده جایگزینی ایجاد بکنه برای این نیاز حقیقی انسان به آزادی و به شادی در حالی که این کاملاً جعلیه اگر جمهوری اسلامی صبح تا شب تلویزیون شو پر از لودگی و خنده بکنه اگر خنده‌های حلال آقای قرائتی ۱۰ برابر بیش از این بشه ولی هیچ کدام از این‌ها خنده های اصیل و حقیقی نیستن خنده اصیل شادی اصیل اونه که بدون قانون بدون مجوز خارج از سانسور و بدون نیاز به تأیید به حاکم مستبد انجام بشه شما باید بخندید چون می‌خواهید بخندید گل خندان که نخندد چه کند علم رشک نبد چه کند شما انسانید شما چون انسانید آزادید چون آزادید می‌خندید و شادی می‌کنید چون که زندگی می‌کنید و هر حکومتی که بیاد برای خنده شما مجوز بذاره برای شادی شما مجوز بذاره اون حکومت در حقیقت ضد خنده ضد شادی و ضد زندگیست ولو اینکه تمام تلویزیون شم پر از به اصطلاح تنز بشه بنابراین اون طنزی که در تلویزیون جمهوری اسلامی هست اون خندهی که مجوزش بخواد دین یا دولت بده اون جز سوگ نیست در حقیقت باید بر او گریست الان در کره شمالی هم مردم مجبور در یک سری مراسمی شاد باشن واجبه که شاد باشن واجبه که بخندن الان دیدم در یکی از کشورهای آسیای میانه هم که رقص و شادی چیز شده واجب شده بر همه دولت گفته همه باید برقصن همه باید شادی کنن این خب احمقانه است مسخره است و امیدوارم که یک روزی بیاد که در ایران ما با خنده و شادی و آزادی نظام ظلم و ستم و تمامیت خواهی رو برچینم و یک نظام آزاد و حافظ کرامت و حقوق بشر و قانونی متناسب با شأن انسانی و عدالت و برابری میان انسان‌ها تأسیس میکنه سپاسگزارم از شما و اجازه بدید که من چند تا از پرسش‌ها رو یا نکته‌ها رو بخونم بله نوشت کده که در خانه جشن گرفتن در نصف شب آلودگی صوتی بله البته ولی مساجد بیشتر آلودگی صوتی ایجاد می‌کنن تا جشن‌ها و شادی‌ها در ایران به نظر من خود تلویزیون تلویزیون جمهوری اسلامی آلودگی صوتی اس دوستی گفتن کدام بحران اون بحران دستساز دستساز و بیرونی اس و در داخل همه چیز آرومه آرومه بله همین نکته که شما فرمودید خودش دلیل آرامش [موسیقی] ب بسیار خوب سپاسگزارم از دوستان روز فردا همون طور که عرض کردم راجع به مهاجرت صحبت خواهم کرد و پس فردا هم به غزل حافظ خواندن وقت خود رو خواهیم گذروند سپاسگزارم از همه دوستان وقت همگی خواش