وضعیت کردستان و اهل تسنن با جلال جلالی‌زاده نماینده‌ سابق مجلس

بله سلام عرض می‌کنم خدمت آقای دکتر جلال جلالی زاده و همین طور خدمت دوستان گرامی که در این ساعت به ما پیوستن من امروز مهمان بسیار عزیزی دارم که معرفیشون خواهم کرد اگر دوستان صدای ما و تصویر ما رو میشنون لطفاً اطلاع بدن که بتونیم برنامه رو شروع بکنیم آقای اگر دوستانی میشنون صدای من رو با تصویر ما رو میبینن لطف بکنن و اطلاح بدن که ما میبینیم یا نه بله بسیار خب گفتن که تصویر ما و صدای ما هست بسیار عالی امروز موضوع بحث ما درباره حقوق اهل تسنن و همین طور حقوق کردها در ایران هست و همون طور که میدونیم یک بخش بسیار عمده و جدی جامعه ایان به از اهل تسنن هستن اهل سنت هستن و همین طور ما مناطق کردنشین مناطق بسیار مهمی هستن در ایران و بسیار گستردن یه بخش مهمی از جمعی ت ایران ولی متأسفانه کردهای ایران و مثل اهل تسنن هر دو یعنی اونها که حالا به درست یا غلط اقلیت دینی یا اقلیت قومی خوانده میشن که من این کلمه اقلیت خیلی دوست ندارم ولی اینها با تبعیض های قانونی و غیرقانونی بسیاری مواجه بودن از ابتدای تأسیس جمهوری اسلامی حالا قبل از اون هم به کنار و امروز من در خدمت یک یکی از چهره‌های بسیار محبوب کردستان نه فقط محبوب در کردستان که محبوب در جامعه ایران هستم آقای دکتر جلال جلالی زاده استاد دانشگاه قبلاً استاد دانشگاه کردستان بودن الان استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران هستن ایشون یکی از چهره‌های فرهنگی و سیاسی شناخته شده کرد ستان هستن و خانواده ایشون در راه آزادی و عدالت هزینه‌های بسیاری دادن و خود ایشون همین طور ایشون در مجلس ششم شورای اسلامی نماینده مردم سنندج بودند و تلاش‌های بسیاری کردن برای احقاق حقوق اهل سنت و همین طور دیگر اقوام ایرانی و من امروز میخوام با ایشون صحبت بکنم به خاطر اینکه ایشون در این زمینه هم اهل فکر هستن هم اهل عمل و امیدوارم که دوستان از این گفتگو بهره ببرن البته آقای جلالی زاده من جسارت کردم که معرفیشون کردم ایشون به معرفی من نیازی ندار خیلی شناخته شده تر هستن آقای جلالی زاده من خدمت شما سلام عرضم منم عرض سلام دارم خدمت جناب عالی جناب آقای دکتر خلجی و خیلی خوشحالم که در خدمتتون هستم خیلی ممنونم آقای جلالی زاده لطفاً ابتدا به ما بگین که در این انتخابات ریاست جمهوری اخیر در کردستان چگونه بود یعنی آیا تفاوتی داشت با انتخابات قبلی ریاست جمهوری والا من خدمتتون عرض کنم که همچنان که مظر هستید انتخابات در کردستان همیشه انتخابات معناداری اس یعنی انتخابات در کردستان و انتخاب کردها همیشه یک پیامی برای حکومت مرکزی دارد و اگر جنم عالی توجه داشته باشید و می‌دونم که نسبت به مسائل کردستان اشراف دارید و آگاه هستید از زمانی که رقابت بین آقای هاشمی و آقای توکلی بود شاهد هستی که مردم کردستان در مقابل آقای هاشمی و اعتراض به عمل کردای ایشون به آقای تکلی ری دادن در همه انتخابات‌ها می‌دونید در ۷۶ هم مردم به آقای خاتمی ری دادن و بعدا هم که بازم به روحانی و این دورم به آقای پزشکیان در مقابل آقای قالیباف و آقای جلیلی رای دادن بله اقت از نظر نرخ مشارکت تفاوت چه بود ببینید خ به هر صورت میدونی که مشارکت خیلی ک بود یعنی مشارکت حالا در مرحله اول حدود ۲۳ بود مرحله دوم شد حدود ۳۰ و فضای کردستان فضایی اس که همچ که مظر ستید هم تحریم از جانب حالا اپوزیسیون و هم نارضایتی‌های داخلی و همچنین بعضی از تهدیدها و هم مشکلات و گرفتاری‌ها و بدبختی‌ها و رنج‌های مردم مردم دلسرد کرد از انتخابات چون که همچ که مظر هستید انتخابات چه انتخابات شوراها یا انتخابات مجلس و حتی انتخابات ریاست جمهوری دخالت و نظارت استصوابی موجع شده که مردم نتونن کاندیدای مورد نظر خودشون انتخاب بکنن و از آنجایی که مردم به نوعی به شعورشون توهین میشه و از حق انتخاب شدن محروم میشن خیلی از انتخابات دلسرد شدن و قبلاً مردم می‌ترسیدم از کفن مثلا می‌گفت اگر کسی که شناسنامه مورد انتخابات نخوره بهش کفن نمیدن یا در گزینش یا در استقدام دچار مشکل مردم دیگه بعداً فهمیدن که این حرفها نیست حالا دیگر عدم شرکت در انتخابات و به عنوان یک نوع مبارزه مدنی و مبارزه منفی مردم تلقی می‌کنن اینجا که انتخابات در کردستان آن مشارکتی رو که لازم بود نداد و به روز نکرد یعنی اگر این ۳۰ درد مردم هم شرکت کردن باور کن به خاطر شعارها و وعده‌های آقای پزشکی آدا فکر کنم که مشارکت حتی به ۱د هم نمیرسید بله آقای موردی داشتیم که یک یکی از اهل تسنن یا یکی یک کرد من کرد سنی هست نه کرد شیعه آیا موردی بوده که مثلا نامزد بشه برای انتخابات ریاست جمهوری و رد صلاحیت بشه ببینید حالا به ندرت بعضی از افراد شاید مثلا گمنام شرکت کردن در انتخابات بعدا رد صلاحیت شدن و مشکلی نداشت اما من خودم امسال دیدم که در ایران مخصوصا در در قرن بیست و یکم واقعا خیلی زشت است که یک شهروان در یک کشوری زندگی بکند حق انتخاب کرده رو داشته باشه انتخاب شدنو نداشته باشد بنابراین از این جهت من به هر صورت اومدم اقدام کردم گفتم بیا من که این به اصطلاح ترسمو بشکنم این تابو را بشکنم که به هر صورت چرا من به عنوان یک ای که برای انقلاب برای نظام هزینه دادم اما مثل سایر افراد دیگری که هستن ش خودشون شروند ایرانی میدونن من در انتخابات کاندیدا نشم من اومدم به هر صورت چند تا مقاله رو نوشتم و زمینه رو آماده میکردم که بگم که اولا این که میگه که رئیس جمهور معتقد به مذهب رسمی باشه من خودم یک قراعتی داشتم میگفتم شورای نگهبان میتونه تفسیر بکنه بگه که اعتقاد با التزام فرق می‌کنه یا اعتقاد با معتقد بودن با عامل بودن فرق میکنه حالا من خودم مذهب شیعه رو به عنوان یک مذهب اسلامی قبول دارم یعنی اعتقاد دارم که یک مذهب اسلامیست بنابراین با این نوع خوانش و قرائت میشد که این برداشت که که سیه می‌تونه در انتخابات ریاست جمهوری شرکت بکنه اما متأسفانه به هر صورت منو احضار کردن و گفتن که شما حق ندارید به هر صورت در انتخابات شرکت بکنید چونکه شما نوشتی که من برای چالش با نظام ثبتنام می‌کنم در این حالی که این واقعا یک حرف دروغی بود اصلا من هدفم این نبود من هدفم این بود که به عنوان یک شهروند ایرانی اعلام بکنم که این اصل قانون اساسی یک اصل تبعیض آمیز است یک اصلی اس که به هر صورت نه با موازین دموکراسی میخونه نه با اصول اسلامی میخونه نه با مبانی به اصطلاح ایرانی میخونه و از این جهت من اومدم هرش می‌دونستم که شورای نگهبان منو قدر صلاحیت میکنه اما دیگه متسفانه نگذاشتم حتی من سبنا بکنم صحیح پس میشه گفت که تبعیض علیه اهل سنت در این مورد خاص قانونی هست و ولی در مورد اقوام همچین تبعیضی نیست یعنی تو قانون اساسی نیست که مثلاً کردها یا مثلاً آذری‌ها یا بلوچ‌ها نمی‌تونن نامزد ریاست جمهوری بشن ولی قید شده که نامزد ریاست جمهوری حتماً باید مذهب رسمی یعنی شیعه اسنا عشری رو اعتقاد داشته باشه درسته بله بله فقط اینجا بحث مزم مطرح است چون ما کرهای شیعه رو هم داریم که کاندید شدن و هیچ مشکلی براشون پیش نیومد اینجا فقط بحث بث مذهب مطرح است و اینا میدونستن که اگر من ف اینا فکر میکردن که اگر من بیام سنام بکنم یا مثلا اونجا الان بکنم به عنوان یک اهل سنت شاید یک نوع تبلیغات باشه شاید بالاخره اثر منفی داشته باشه اما من واقعا خصی نداشتم من فقط خصم این بود که به عنوان یک شهروندی ایرانی اعلام بکنم که این اصل قانون اساسی یک اصلی اس مخالف عدالت است مخالف حق به اصطلاح هموطن بودن است این بود که من اعتراضم به این اصل بود هرچ کهه هر شیعه واقعاً به اصطلاح منصفی هر شیعه به هر صورت عدالت واقعاً منافع داره با حقوق شهروندی با حقوق اسلامی با به هر صورت اصول عدالتخواهی و حتی اصل عدل که در مذهب شیعه بان یک اصل مذهبی مطرح است مخالف است و حتی شاید اهل سنت هم در ایران رای نیارن اما بحث این است که به هر صورت ما چرا باید یک قانونی رو تصویب بکنیم اونم در قانون اساسی که به عنوان مادر قوانین و به عنوان مرجع و منبع و به اصلاح میثاق ملت با نظام چرا این قانون‌گذاران و این مقنین واقعاً نمی‌دونم آیا از روی تعصب بوده آیا از روی ناآگاهی بوده به این مسئله توجه نکردن که ما در چه عصری زندگی می‌کنیم مثلا به فرض شما به یک نفر بگید شما شما شایستگی ولی آخ انتخاب شده رو نداری یعنی واقعا این یک توهین بسیار زشتی به شعور ایرانیان اهل سنت بله بذارید اجازه بدین از شما سؤال کنم راجع به در آمریکا آمار رسمی اهل تسنن در ایران معمولاً آماری دولتی یعنی دولت آمریکا بین ۱۲ تا ۱۵ جمعیت ایرانو میگه آیا این آمار واقع بینانه است یا بیشتر هستن اهل سنت در ایران آقای دکتر من فکر کنم اهل سنت ایران ۱۵ تا ۱۷ میلیون نفر باشن یعنی حالا اگر ۱۷ میلیون نفرم نباشن من فکر کنم که حداقل جمیت اهل سنت ایران ۱۵ میلیون نفر میشن یعنی ۱۵ میلیون نفر محرومن از اینکه در موارد متعدد از جمله در این مورد قانونی برابر باشن با دیگر شهروند بله به هر صورت احتما من یک یه بار اکبر گنجی حرف جالبی زد ایشون میگفت که حالا بحث اگر مثلاً مخالفت با نظام باشه مخالفت با قانون اساسی باشه مخالفت به هر صورت با دولت باشه بگو فرق نمی‌کنه حالا مثلاً شاید یک میلیون نفر مخالف باشه مثلاً یک نفر مخالف باشه آی واق یک نفر مخالف آیا حق آزادی نداره حق اعمال اراده نداره حق به هر صورت استفاده از مزایای به اصطلاح زندگی ندارن خب اهل سنتم که در ایران هستن خب حالا به عنوان مثال مثلاً فرض کنیم که به نظر من توی ایران فرض محاله که اگر این قانون هم نبود اهل سن رئیس جمهور میشد ولی چه اشکال داره که وقتی که ما دلسوز وطن باشیم دلسوز ایران باشیم دلسوز حفاظت از مرزهای کشور باشیم حالا مثلا شما نگاه کنید در افغانستان مثلاً در عراق در لبنان در هند در همه کشورهای دیگر حالا اگر مثلا یک رئیس جمهور از اقلیت رئیس جمهور بشه آیا واقعاً این توین به شعور اکثریت است آیا واقعا موجب به اصطلاح تضعیف همبستگی ملی میشه یا برعکس موجب تقویت واقعاً همبستگی ملی میشه واقعا موجب وحدت و انسجام بیشتری میشه به نظر من ظلم و تبعیض همیشه موجب تفرقه موجب اختلاف موجب واگرایی و خیلی از مشکلات دیگر میشه بله شما این انتخابات از آقای پزشکیان حمایت کردین یا اینکه شما حمایت نمیکردین از نه من اتفاقاً چون می‌ترسیدم که واقعاً انجمن حجتی بر کشور حاکم بشه و به هر صورت یک قرائت متحجرانه و متعصبانه بر کشور حاکم میشه به هر صورت موجب فشارهای بیشتر بر اقوام و مذاهب بر اهل سنت نادیده گرفتن حقوق آنها و اعمال تبعیضی شدیدتری میشد واقعاً خودم احساس خطر کردم یعنی هرچند من خودم واقعاً در دور قبلی اصلاً ر ندادم این دارم که اصلاً بنا نداشتم که در انتخابات شرکت بکنم اما واقعاً احساس خطر کردم آقای دکتر خیلی توی این دو سه سال به اهل سنت ظلم شده شما نگاه کنید غیر از و نمیدونم فقر و فساد و اینا که عمومی اس خب اهل سنت بیشتر تحت فشار بودن یعنی از نظر هویتی شخصیتی واقعاً در میان کارمندان در میان معلمان در میان فرهنگیان خیلی افراد در حال اخراج کردن بازنشسته شدن بودن من واقعا وقتی که رفت رفتم سرن حالا دو سه هفته قبل یک آماری که به من دادن گفتن در این مدت ۱۲۵۰ نفر معلم و دبیر اینا یا اخراج شدن یا بازنشستگی اجباری به آنها دادن من خیلی واقعا اصلا نگران شدم گفتم که این رانده اگر اینطوری پیش بره خب به هر صورت فشارهای زیادی بر خانواده‌ها وارد میشن بعد آموزش پارش ما دانشگاه‌های ما واقعا خالی از افراد متخصص و مجر میشن بعد یا در زاهدا وقتی که رفتم به اصطلاح با مولی عبدالحمید در مورد حمایت از آقای پزشکیان گفتگو کردم اونجا دوستان به من گفتن که در زمان روحانی به اصطلاح مدیر رؤسای چهار بیمارستان در زاهدان بلوچ بودن با اومدن رئیسی این چ نفرم برداشتن یعنی روز به روز متأسفانه این تعصب ها و این تبعیضها و تحقیرها نسبت به اهل سنت بیشتر میشد و این پ پرش یافته به اصطلاح پرورش مهاباد است و واقعاً خودش درد اواب و مذاهب ایرانی را می‌دونه و وعده‌هایی که برای اولین بار به اقوام و مذاهب داد خب من خودمم که که رفتم با ایش صحبت کردم تا من با آقای پزشکان صحبت نکردم و از زمان خودشون نشنیدم از ایشون حمایه نکردم دیدم که به هر صورت آقای پزشکیان میتونه به نسبت گذشتگان یا به نسبت رقبا دید مثبت تری نسبت به اقوام و مزاب ایرانی داشته باشه درست حالا قبل از اینکه به آقای پزشکان بپردازیم قبل تا الان یعنی مخصوصاً در این سال‌های اخیر آیا از این نظر که فرمودین یعنی فشارها و وضعیت تبعیض و وضعیت فقر و محرومیت و به اصطلاح چیزهایی که اصلا کاملاً میشه جلوشو گرفت آیا تفاوتی بین مناطق کردنشین در غرب ایران و بلوچستان در شرق ایران بوده یا چه تفاوتی بین مناطق کردنشین و دیگر مناطق ایران که در اون اهل سنت زندگی می‌کنن بوده ببینید مناطق اهل سنت ایران از نظر سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی تفاوتهای زیادی دارن ببینید مثلاً کردها با توجه به اینکه شاید فعالیت سیاسی در بین کردها نزدیک یک قرن ادامه داره و استمرار داره در بین کرد احزاب مختلفی وجود داشتن بعد شخصیت‌های ملی و مذهبی بودن حالا متفکران دینی بودن مثل مرحوم علام مفتی زاده مرحوم ناصر سبحانی مرحوم مولا محمد ربعی و شخصیتهای دیگری که بودن در مناطق مختلف به هر صورت از نظر سیاسی مانند کردا از رشد زیادی برخوردار نبودن یعنی بیشتر مباحث مباحث سنتی بوده هرچند که در شرایط فعلی وضعیت اهل سنت در مناطق دیگر تفاوت پیدا کرده من خودم بارها گفتم خب به اصلاح دوستان بلوچ ما هرچند از نظر مذهبی به هر صورت شاید پر تحرک تر باشن مذهبی سنتی رو میگن بیشتر و حرکت‌های بوده است در اوایل انقلاب حالا حرکت‌های چپی یا ملی‌گرایانه ما ضعیف بوده اما آن گونه که مورد توجه به هر صورت سیاسی نشدن تا این جمعه خونین زاهدان پیش اومد و این ۱د نفر نمازگزار که شهید شدن خب به هر صورت این حرکت بلوچ را بیشتر سیاسی کرد یعنی موجع شد که بلوچها بیشتر هم در ایران و هم در خارج بیشتر مورد توجه قرار بگیرن و خب خود بازگیری های مولانا عبدالحمید هم که موثر بود خب به هر صورت در مناطق مختلف هم در خراسان هم داشتیم مثلا بعضی از این قطره‌های زنجیره یا مثلا در تالش یا در تکمن صحرا یا در مناطق جنوب خب آقای شیخ ضیایی رو هم به صورت شهید کردن توی قتلهای زنجیره مثلا در بلوچستان م دکتر احمد سیادو به هر صورت در قتل‌های زنجیره شهید کردن یعنی یه مقدار خود همین قتل‌های زنجیره و همین شهادت رهبران مذهبی یه مقدار حرکت و جنبش را در بین اهل سنت ایجاد کرد اما در انتخابات‌های ریاست جمهوری معمولاً اهل سنت بیشتر فعال میشن یعنی هم در بین علمای اهل سنت هم در بین کنشگران اجتماعی و مدنی یا سیاسی اهل سنت بیشتر هماهنگی و همدلی ایجاد میشه که بلکه بتونن از به اصطلاح همین سفره ریاست جمهوری مقدار سم خودشونو بردارن اما متأسفانه همیشه اهل سنت در انتخابات‌ها شرکت کردن و همیشه وزنه کاندیدای مورد نظر خودشونو سنگین کردن و ایشون موفق شده اما متأسفانه اهل سنتو فراموش کردن تا دوره بعدی و تاکنون حالا حدود دیگه می‌دونی که ۴۵ ساله که از این انتخابات به هر ص می‌گذره در ادوار مختلف متأسفانه آنگونه که شاید و باید از آنگونه که شایسته است به اهل سنت توجه نشده فقط در ایام انتخابات ریاس جمهوری یکی میاد لباس کردی رو می‌پوشه یکی میا نمی‌دونم شعر کردی می‌خونه و همین طور در مناطق دیگر تا بتونن آرای اهل سنتو به به اصلا برای خودشون جذب بکنن اما وقتی که ری رو گرفتن دیگه متأسفانه نه خود رئیس جمهور نه خود وزرا نه خود مسئولین اصلا جواب اهل سنت و فعالان اهل سنتو نمیدن بله همونطور که شما فرمودید اهل سنت برای اینکه نامزد ریاست جمهوری بشن مشکل قانونی دارن ولی این مشکل قانونی رو ما راجع به وزرا نداریم درسته یعنی آقای پزشکیان می‌تونه قانو وزیر اهل سن داشته باشه آیا انتظار دارین همچین اتفاقی بیفته والا اگر آقای پزشکیان همچنان که از سابقه ایشان پیداست همچنان که دوستانشون رو می‌شناسن همچنان که خودشون ادعا می‌کنن و همچنان که در سخنانش به قرآن و به نج و بلاغه استناد می‌کنن باید به حرفای خودشون عمل کنن من در به اصلا ملاقاتی که با آقای پزشکیان داشتم اولین ملاقاتی که با ایشون داشتم در هنگام انتخابات و تبلیغات و اینها به ایشون گفتم آقای پزشکیان من دو نکته رو از شما میپرسم با شما در میان می‌گذارم رسای جمهور قبل از شما همشون به ما دروغ گفتن یعنی اومدن وعده‌هایی به اهل سنت دادن بعد از پیروزی و مف وقیت اهل سنتو فراموش کردن آیا جناب عالی هم همین رویه رو ادامه میدید یا نهید گفتم نه من چیزی نمیگم من آیا شما به هر صورت در یک انسان مسلمان صادقانه به شهروندان ایرانی نگاه یکسانی دارید یا نه یا شما نگاه شمام نگاه مذهبی و متعصبانه است بعد نکته دیگه رو گفتم که آنچه که برای اهل سنت مهم است یک کلمه‌ای نمی‌گذارند یعنی در زمان آقای خاتمی هاشمی احمدی نژاد روحانی رئیسی با هر مسئولی که صحب و مطالبات اهل سنت و مطالبات کردها و اقوام ایرانی رو پیگیری می‌کنید خواستار اجرای قانون اساسی هستید میگه فلانی منم هم فکرش شما هستم منم با شما همدل و همدردم ولی متأسفانه نمیگذارن یعنی هنوز منبع این کلمه نمی‌گذارند برای اهل سنت مشخص نشده کیه نمیگذاره چه دستگاهیه چه نهادی چه شخصیتیه من بهش گفتم که آیا شما جرت اینو دارید که به وزیر اطلاعاتت دستور بدهی که این کلمه رو از ناموس حقوق شهروندی شهروندی ایرانیان مخصوصاً اهل سنت حس بکند گفت حتماً حالا من که همین رو از آقای پزشکیان شنیدم پس دکتر خدمتتون عرض کنم این کلمه نمیگذارن این برای اهل سنت ترس شده بعد تابو شده بزرگترین مانع است یعنی وقتی که میری طرف مسول برات روضه می‌خونه بعد حالا شما بالاخره شاید بعضی وقتا اصلاً گریت بیاد میگه که نمی‌گذارند خب ببینید اگر رئیس جمهور تونست این واژه رو حذف کرد بلی رئیسجمهور می‌تونه که وزیر معرفی بکنه معاونانش از اهل سنت معرفی بکنه به وزرایش دستور دهد هر کدوم یک معاون اهل سنت داشته باشن که تا این تبعیض مثبت در نسبت به اهل سنت انجام بشه و یک نوع ارتقای بالاخره سطح معیشتی مدنی و اقتصادی برای اهل سنت پیش بیاد بعد آقای دکتر می‌دونی که ما جدا از اینکه شیعه یا سنی هستیم یا هر مذهبی داریم خب به هر صورت در دینمون ما وقتی که شریعت و تقسیم می‌کنیم به مسائل اعتقادی و مسائل اخلاقی و مسائل فقهی خب مسائل اخلاقی برای هر انسان متدین مهم است خب ببینید اصل در واقعاً دین اسلام همچون که می‌دونید عدالت است صداقت است امانت است و اینها این آقای روحانی من رئیس استاد ایشون در کردستان بودم چقدر از من خواهش و التماس کردن حالا دوستانش اومدن زنگ زدن مراجعه کردن بالاخره تا من ریاست استاد شو پذیرفتم و کردستانم در ایران شد نفر اول رتبه اول در ری دادن به روحانی بعد از اینکه روحانی ری آورد یک بار ملاقات به من نداد بعد آقای جهانگیری به من گفت گفتم که ایشونو به عنوان معرفی کن میگفت گفته که اصلاً اسمشو نبر عجب آیا واقعاً شما به عنوان مثلاً حالا یک ان یک انسانی که خارج از ایران یک انسان غیر مسلمان آیا این راه رسم مسلمانی آ این را رسم وفاداریه راه رسم بالاخره صداقته را رسم بالاخره یعنی شما نگاه کنید مثلاً احزاب در کشورهای مختلف هواداران احزاب اعضای احزاب بالاخره دبیر کل‌های احزاب همه تلاش می‌کنن که مثلاً ریی از یک جامعه‌ای بگیرن و در مقابل این جامعه متعهدند خب فض اگر کاری برای این جامعه انجام ندادن خب مردم از اینا حمایت نمی‌کنن پشتیبانی نمی‌کنن میرن از حزب حزب دیگری بالاخره حمایت می‌کنن متأسفانه دیگه می‌دونید چون ما دری الن حزب قوی نداریم و اجازه رشد احزاب هم داده نمیشه خب حالا شما اهل سنتو به عنوان یک حزب در نظر بگیرید ما حداقل در هر انتخاباتی حداقل در تحریم‌ها هم ۳ میلیون ری داریم ۴ میلیون ری داریم ۵ میلیون ری داریم شاید مثلا تا ۷ میلیون ری هم برسه آیا نباید به اندازه وزن یک حزب مثلاً ما به اهل سنت مثلاً در اداره کشور واقعاً اهمیت بدیم بعد اجازه بدیم و اینها را مراعت بکنیم بله خب من مم که شما یا آقای مولوی عبدالحمید که حمایت کردید از آقای پزشکیان بهشون اعتماد کردید و به حسن نیتش باور داشتید خب این حسن نیت یک مسئله است مسئله دیگه این هست که در چارچوب به هر حال جمهوری اسلامی رئیس جمهور رئیس قوه مجری است ما به هر حال قوه مقننه داریم قوه ق ضیه داریم رهبر داریم نهادهای دیگه رو داریم آچو جمهوری اسلامی چقدر انتظار دارید و توقع دارید که آقای پزشکیان بتونه وعده‌های خودشو عملی بکنه یعنی اونچه که دوست داره با اونچه که میتونه چقدر با همدیگه تطابق دارن ببینید خب متأسفانه در ایران این حاکمیت دوگانه موجب مشکلات فراوانی برای ایرانیان شدن خب به هر صورت ما هنوز نه به اون جامعه دینی رسیدیم که به قول امام باقر میفرماید هین الحب آیا دین جز محبت هست خب اگر شما خدا را دوست داشته باشی باید بندگانش دوست داشته باشی اگر خدا را دوست داشته باشی نسبت به بندگانش اعمال تبعیض و نمیدونم تعصب اینی نمیکنی خب به هر صورت خب همین نامه مالک اشه رو اگر ما بهوان معیار برای حتی مثلا حکومتداری قرار بدیم شما نگاه کنید حضرت علی میفرمایید که مردم دو دستن یا برادر دینی شما هستن یا بالاخره مثلاً همنوع شما هستن خب ببینید ما در ایران واقعاً خیلی متأسفم ببینید ما چه جوری از فلسطینیها دفاع می‌کنیم بعد از اهل نس به اهل سنت ایران ظلم میکنیم حالا من یک داستانی براتون تعریف کنم که یه مقدار م جای خنده دارم یکی از سداران کردستان گفت در زمان آقای خاتمی آقای خاتمی منو با معاون سیاسی بالاخره حالا فرا خواند و ما رفتیم پیش ایشون ایشون گفت که دیگه ما میخوایم از این هموطنان اهل سنت در مناصب مختلف استفاده بکنیم واقعاً خودم خیلی ناراحتم چرا ما باید مثلاً نسبت به اهل سنت این رفتارو داشته باشیم شین برید قم پیش مراجع اینا رو توجیح بکنید که مخالفت نکنن ما بتونیم از استفاده بکنیم بعد می‌گفت که ما رفتیم پیش آیتالله وحید دیگه می‌دونی آیتالله وحید همون کسیست که من وقتی که از سوی اصلاحطلبان برای رئیس این مجلس انتخاب شدم به آقای خاطم آقای کروبی پیام داده بود اگر یک سنی بالاتر از شیعه بشیند من فی عدم مشروعیت این مجلس و میدم و آقای هاشمی هم در خاطرات خودم نوشتن بعد دیگر اصلاح طلبان قم نشینی کردن این آقا میگفت ما رفتیم پیش آیتالله وحید و بعد رفتیم بعد گفتیم حاجی آقا من استاندار کردستانم و بث ایشون معاون من هستن ما اومدیم پیش جناب عالی از شما بخواهیم که اجازه بدهید که ما از این اهل سنت استفاده بکنیم بعد ایشون گفت نه نه اصلاً نمیشه مگر در عربستان سعودی می‌ذارن که شیعیان بال در مناصب و بث مسئولیت‌های مختلف قرار بگیرن من گفتم آقا اصلاً ما به عربستان سعودی چه ربطی داریم اونا حکومت خودشون ما ایرانی هستیم اینا هموطنان ما هستن بچه‌هاشون توی دانشگاهها درس خوندن مدرک گرفتن حالا متخصص شدن بعد گفت که نه میگه توی اصفهان سنی همه کارن بعد می‌گفت منم گفتم که من حاضرم قسم بخورم اگر یک رفتگر سنی توی اصفهان وجود داشته باشد دست منو قطع کنن بگو به هر صورت ما خیلی برای ایشون استدلال کردیم ایشون راضیش گفت باشه اشکال نداره توی مناطق خودشون از اینا استفاده بکنید با اینکه متأسفانه استفاده نمی‌کنن بعدم می‌گفت که من شنیدم در کردستان مسجد امام جعفر صادق رو خراب کردن اسمشو گذاشتن مسجد معاویه منم گفتم که والله اگر چنین چیزی باشه من خودم میرم این جلوشو می‌گیرم حاج آقا اینو کی به شما گفتن میگفت اینم ختاب به پسرش گفت که راستی اینو کی گفت پسرشم گفت نمی‌دونم بعد گفت حاج آقا کانال اطلاع رسانه‌ای شما اینطوریه در مورد این اهل سنت بیچاره و مظلوم گزارش‌های خلاف واقع به شما میدن مثل اون گزارش‌هایی که به آقای مکارم دادن بله آقا به داد برسید که اهل سنت هی هر روز بچه دار میشن اهل سنت زمین‌های مشهدو خریدن زمین‌های شیرازو خریدن ن زمینهای کجا را خریدن بعد اینا بیچاره‌ها اطلاعی از به اصلاح واقعیت‌ها ندارن نمی‌دونم که همه این گزارشها دروغه چون افرادی که غیر بومین افرادی که در اهل سنت مدیر و مسئولند اگر گزارش‌های خلاف واقع به مسئولین مرکز ندن اگر جامعه رو امنیتی نکنن اها نمی‌تونن مدیریت بکنن اصلا اینها جایی برا جایی برای اصلا مدیریت این‌ها نیست پس اینا میان هم نگاه امنیتی رو نسبت به مناتق اهل سنت تقویت می‌کنن هم گزارش‌های خلاف واقع میدن بله اینجا پر از وهابی ش و نمی‌دونم اینا بالاخره داعش اومد القاعده اومد نمیدونم اینا از خارج براشون پ میاد بعد مسئولین هم که در مرکز هستن بدون تحقیق باور می‌کنن و خب این سوء نظر و این نگاه مرفی به مناطق اهل سن موجع میشه که اهل سنت امروز دچار این عقب افتادگی و این توسعه نیافتگی میشن بله خب تصور کنید که آقای پزشکیان تصمیم می‌گیرن شما رو ب عنوان مشاور خودشون در امور اهل تسنن انتخاب کنن خب با وجود همین آقای وحید و آقای آقای مکارم که فرمودید که اینا هنوز هستن یا به اصطلاح نهادهای دیگه که فرمودین اشکال تراشی می‌کنن هنوز هستن شما اگر مشاور آقای پزشکیان باشید چه راه حل‌های عملی به ایشون پیشنهاد می‌کنید که در مقابل این موانه مقاومت کنن و در حقیقت این وعده هاشونو بتونن عملی کنن ببینید به نظر من احترام مراجع و احترام علمای دین به جای خود اما کار حکومت به نظر من فرق می‌کنه وقتی که مثل یک حکومتی مستقر شد و قانون در یک کشوری اجرا شد و همگان در مقابل قانون یکسان و مساوی بودن این مرجعی که در قم نشسته با من سنی در مقابل قانون باید یکسان باشیم ببینید من وقتی که پدرم شهید شده برادرم شهید شده خودم جانباز ۵۰ هستم من برای مجلس تایید نمیشم برای شورای شهر تأیید نمیشم برای مثلاً یک مجوز نشیه تأیید نمیشم برای یک مدیر گروه تأیید نمیشم آخه این آقای مرجع اگر واقعاً مرجع مسلمین است اگر پیرو حضرت علیست خب باید قبل از هر چیز عدالتو در نظر داشته باشه آیا من به عنوان مثلاً حالا یک عالم سنی اگر واقعاً مسلمان باشم قبل از تی باید پیرو خدا و پیامبر باشم ببینم خدا و پیامبر اگر به عدل دستور دادهاند و اق حتی اگر دشمنم باشه ما که البته که سنی و شیعه دشمن همدیگر نیستن برادر دین همدیگر هستن اون مرجع یا ا عالم دینی چجوری به خودش اجازه میده که حق من اهل سنت حق من ایرانی اصلاً آقا من سنی نیستم اصلاً من کافرم من یهودیا من بهایی من اهل حقم آیا در این کشور در این خونه خودم حق زندگی ندارم آیا به قول خود آقای پزشکیان آیا همون مرجع تقلید اگر یک پزشک متخصص بهایی باشه نمیگم سنی یک پزشک متخصص شیعه هم باشن اما همه میگن این متخصص ی به اصطلاح حازق تر است ماهرتر است نمیدونم وارد تر است مسلط تر است این آقای مز پیش کدومشون میره ببینید آقای دکتر بحث این است که به هر صورت این بحثهایی که در داری بنی عباس و بنی امیه و نمیدونم صفوی و اینها بوده عقل امروز اینو نمیپذیره جوان سنی یا جوان شیعی دیگه اینها را نمیپذیره شما دیگه وضیت امروز خیابانه را نگاه کنید ما با این دیدگاه با این قراد از اسلام نه تنها آبروی اسلام را بردیم بلکه موجی شدیم که روز به روز دین ستیزی در بین جوان‌های ما متأسفانه رواج پیدا می‌کنه به نظر من اولاً اهل سنت جدا از مسئله مراجع اهل سنت در داخل یک حکومت داخل یک نظام ر دادن همج جناب مالی که بهتر از من می‌دونید ری دادن بیعت است ر دادن قرارداد است این آقای پزشکیان آقای مرجع رش یک رأی محسوم میشه رأی یک پیرزن اهل سنتم یک رای محسوم میشه پزشکیان در مقابل هر دو ی به اصطلاح یک به صورت یکسان تعهد دارن و این آقای مجن نمی‌تونه اعلام بکنه بگه که جلالی زاده‌ای که دار این وضعیت است حق د داره در مجلس بره بالاتر از شیعه بشیند و منو از منشی مجلس محروم می‌کنه حالا خب فردا اگر در قیامت دادگاهی باشه اگر ما معتقد به آخرت باشیم اگر من در پیشگاه خداوند از ایشون شکایت کردم ایشون چه جوابی دارن خب می‌دونی که متأسفانه یک نکته دیگری که که هست و اینو به مسئولین میگه میگه که شما فردا در قیامت جواب ضررو چی میدید من یک نکته دیگری براتون تعریف کنم می‌بخشید هرچند خسته کننده است اما اینا همش دردن ببینید خب اهل سنت حالا مثلاً روی میدن به خبرگان خبرگان م رهبر انتخاب می‌کنن خب این رهبر رهبر همه ایرانی‌هاست خب باید نگاهش به همه ایرانی‌ها یکسان باشه بنابراین اون اهل سنت انتظارش بالاخره مثلاً از حاکمیت از رهبر از رئیسجمهور مثل یک انتظار یک نفر شیعه است یکی از استانداران آذربایجان غربی می‌گفت که من که استاندار شده بودم در آخر سال مناطق کردنشین و اهل سنت همه به اصطلاح اعتبارات اعتبارات و بوجه و اینا را برگردوندن به خزانه میگفت من فرماند رو احضار کردم گفتن جریان چیه گفت والا قبل از شما به ما گفتن به ما قبل از شما به ما گفتن که اگر شما در این مناطق هزینه بکنید به اصطلاح بوجه رو صرف بکنید فردا در قیامت جواب زر را چی میدید آیا این توهین به پیامبر نیست توهین به حضرت فاطمه نیست آیا حضرت فاطمه اگر حالا مثلاً ظهور بکند آیا واقعاً برای ایشون اصلاً چیزی به اسم شیعه و سنی هست آیا اصلاً در زمان پیامبر و حضرت فاطمه اصلاً شیعه و سنی بود اصلاً شما علم غیب دارید که اصلا ایشون می‌دونه ببینید این خرافات مذهبی این تعصبات مذهبی این منافع شخصی و این قدرت طلبی موجع شده که متأسفانه نسبت به اهل سنت اعمال تبعیض بشه یعنی وقتی که شما در یک کشوری یک چهارم جمعیت تو از مشارکت محروم میکنه در ی کشوری به اصطلاح برای ق ایتها احترام قائل نیستیم خب شما از کجا همبستگی ملی رو ایجاد می‌کنید شما از کجا بص رشد ملی رو و توسعه ملی رو ایجاد میکنید بنابراین به نظر من خیلی از این مسائل برمیگرده به همین منافع شخصی افراد که برای حفظ خودشون مجبورن که این کارها رو انجام بدن درست شما همون طور که فرمودین یک چهارم مردم در ایران میتونن رئیس جمهور رو انتخاب بن نمیتونن خودشون رئیسجمهور بشن در مورد رهبری چطوره آیا میتونن عضو مجلس خبرگان بشن یا نه ب تا امروز در همه مجالس خبرگان از علی سنه نماینده داشتیم در بلوچستان بوده در کردستانم بوده در ترکم سرا امسال برای اولین بار یک نماینده ترک وارد مجلس خبرگان شد البته در آذربایجان غربی در هرمزگان در خراسان من فکر کنم که به اصطلاح بیتوجهی و بی تفاوتی اهل سنت است و الا در آن مناطق هم علمایی هستند که اگر کاندید بشن برای مجلس خبرگان ر میآورد یعنی من فکر کنم که شاید اگر اهل سنت خودشون بخواند می‌تونن در مجلس خبرگان ۱۰ تا نماینده داشته باشن اما گاهی متأسفانه تفاوتی مردم و علما موجع میشه که نمایندگانی نداشته باشه اما در مجلس فعلی فعلاً ما پ نفر از نمایندگان اهل سنتو در مجلس خبرگان داریم درست ولی خب طبیعتاً نمایندگان مجلس خبرگان حالا چه شیعه چه س رهبر تعیین میکنن ولی رهبر حتما باید طبیعتاً یک مجتهد شیعی باشه درسته بله حالا ما دیگه واقعاً وارد این حوزه رهبری نمیشیم چونکه به هر صورت خب از نظر قانونی خیلی مشخص است به هر صورت خب معلومه که میگن که باید یک مثلا مرجع شیعی باشد و به هر صورت خب خبرگان که در مجلس خبرگان هستن اکثریت از شیعه هستند و به هر صورت من فکر نکنم چونین چیزی برای ریاست جمهوری در بحث قوه مقننه در بحث قوه قضاییه به هر صورت خب میتونه از اهل سنت استفاده استفاده بشه در به اصطلاح اداره‌های مختلف سازمان‌های مختلف نهادهای مختلف اما بحث این است که متأسفانه در این مسائلم که چون در ایران بیشتر نگاه نگاه مذهبی اس تا نگاه حزبی یعنی وارد واقعا فضای مدرنیته در ایران نشدم یعنی همون فضای سنتی دوره قاجار و دوره صفویه رو داریم و شاید اگر یک نفرم که حان به عنوان مثال در یک حزبی هم در به اصطلاح عضو است و خود حزب هم اگر ایشون رو به عنوان مثلاً نماینده مجلس به مجلس بفرسته شاید هسم اون توقع و انتظار و نمیدونم تصوراتی که هست نتونه واقعا جامعه عمل به خودش پوشونه که بفر مثلاً برنا مث یک سنی مثلاً بشه مدیر دبیر کل یک حزب هچ ما در گذشته داشته‌ایم اما در شرایط فعلی متأسفانه به خاطر ترویج تعصبات مذهبی که هر روز شاهد هستیم و بعد هم به هر صورت عدم اجازه به روشنفکران دینی و علمای حالا مثلاً روشنفکر برای بیان مسائل یعنی کسانی که به اصطلاح تفکر نوینی دارن کسانی که معتقد به اجتهاد جمعی هستن کسانی که معتقد به واقعا تقریب هستن متسفانه این فضا هنوز فراهم نشدن ولی اما اگر ما کاری اصلا به مسائل مدرنیت و مسائل به اصطلاح تعدد احزاب و نمیدونم تشکل‌های مدنی مثلا جدید نداریم اما خب اگه نگاه اسلامی هم داشته باشیم خب واقعاً از نگاه اسلامی هم میشه این کارا را کرد خب در قرآن میگه مؤمنون اخوه خب به هر صورت اگر شیعه یاسنی اگر مؤمن خب بالاخره برادرن خب برادرم که به نظر من نمی‌تونه که به برادر خودش ظلم بکنه خ برا قرآن یه حدیثی هم داره که پیامبر فرموده است که مسلمان برادر مسلمانه نه به او ظلم می‌کنه نه او را تسلیم دشمن می‌کنن ن او را تحقیر می‌کنن نه او را به اصطلاح به او اهانت میکند خب به هر صورت اگر از نگاه دینی و مذهبی هم نگاه بکنیم نظر من ما هنوز خیلی بله من شما رو خسته کردم اجازه بدین که من آخرین سوالو بپرسم از خدمت شما شما فرمودین که اهل سنت در جاهایی مثلاً در جاهای غیر از کرد بناکه کردستان کردنشین کمتر سیاسی هستن یا فرمودید که اگر اهل سنت مثلاً در خراسان یا جاهای دیگه بیشتر فعال باشن می‌تونن نمایندگان بیشتری رو مثلاً به مجلس خبرگان بفرستن خب حالا حکومت بذاریم کنار حکومت داستانش جداست ولی خود اهل سنت آیا برنامهی دارن برای اینکه منسجم‌تر بشن همبستگی بیشتر پیدا بکنن بیشتر سازماندهی بشن همین در مثلا فرصتهایی که در میاد خب متأسفانه ب صدای من میشن صدای شما خط شد بله عرض دوباره بپرسم خدمت ح میشنوم ول بله من پرسیدم بله من پرسیدم حالا حکومت ب کنار خود اهل سنت به هر ۱۵ میلیون جمعیت اصلاً چیز کمی نیست همونطور که فرمودید یه چیزی حدود یک چهارم جمعیت ایران خب چیز کمی نیست و این‌ها به هر حال تحت یک تبعیض سیستماتیک قرار دارن هم تبیز قانونی هم تبیز غیرقانونی و این مسئله حل نخواهد شد جز اینکه خودشون یه هم‌بستگی داشته باشن خودشون به قول شما سیاسی‌ تر باشن منافع خودشون رو بیشتر به اصطلاح متحدتر بشن تا بتونن منافع بیشتری در حالا انتخابات به عنوان یه نیروی مدنی قدرت بیشتری داشته باشن شما فکر می‌کنید که موانع این امر چی هست و چرا اهل سنت اون هم‌بستگی لازم رو ندارن والا خدمتتون عرض کنم متأسفانه به اهل سنت اجازه تشکیل حزب یا تشکیل به اصطلاح مثلا یک نهاد یا یک سازمان داده نمیشه و همچن که میدانید که شورای شمس که برای اولین بار از سوی مرحوم علام مفتی زاده و حضور تعدادی از رهبران اهل سنت ایران تشکیل شد برای دومین سال دیگر بعد از تشکیل جلسه شورای شمس در کرمانشاه خود آقای مفتی زاده و خیلی از شاگردانش دستگیرو بازداشت کردن که خدای مفتی زاده ۱۰ سال در زندان موند و بالاخره در زندان بر اثر شکنجه‌ها و بر اثر فشارهایی که داشت دیگر دو سه ماه بعد از زندان دیگر تاق نیاورد و فوت کرد بعدها دیگر متأسفانه هیچ امکان برای وحدت اهل سنه نیست چون اهل سنت متسفانه تا حال نه روزنامهای دارن نه مجلی دارن و نه حتی انسجام فقهی هم ندارن یعنی حتی در سنش م یک مجموعه فقهی تشکیل شد متأسفانه با اعضای آن برخورد کردن و اها خود به خود این مجمع و منحل کردن یعنی متأسفانه در ایرانم اجازه به اهل سنت داده نمیشه که از نظر مذهبی یک تشکلی داشته باشه مثلا یک حزبی داشته باشن که حداقل در ایام انتخابات بتونن کاندیدای معرفی بکنن و در وقتی انتخابات میرسه متأسفانه یک نوع تشتر یک نوع تفرقه در بین اهل سنت به اصطلاح پیش میاد بعضیا مخالف انتخابات بعضیها موافق انتخابات بعضی خاطر منافع خودشون از کاندیده هایی حمایت میکنن که اصلا اهل سنتو قبول ندارن خب بعضیا که منش اصلاح طلبانه رو دارن و از همه ب در نماینده نماینده‌های ادوار اهل سنتن که چون اهل سنت فعالان سیاسی واقعاً برجسته‌ی نداره یا کسانی که به هر صورت می‌دونی فعالیت سیاسی خیلی هزینه برداره خب این نماینده‌های ادم در انتخابات‌ها م انتخابات ریاست جمهوری اینا میشن همه کاره و هر کدوم برای منافع خودشون با کاندیدایی با شخصیتی نمی‌دونم با کسی به هر صورت ی رو بالاخره رایزنی و لابیگری میکنه و بالاخره زدو بندی میکنه برای منافع خودش و دیگر اهل سنت در هنگام انتخابات ریاس جمهوری مثلا دو هفته یک ماه یا مثلا یک هفته بازم دوباره مطرح میشه بعد انتخابات ریاستی دوباره این به اصطلاح جا فروکش میکنه و متأسفانه دیگر بازم آبها از آسیا میافتن بنابراین من معتقد دم که خب فضا موثر است یعنی میدونی که متسفانه ایرانی‌ها خودشون به نوعی همیشه انشا پذیرن یعنی تحزب و نمیدونم به اصطلاح وحدت اینا کمتر پیش میاد یعنی هر کس ادعای رهبری میکنه ادعای بالاخره مدیریت میکنه و تا زمانی که به نظر من ما خودمون قانونمدار نشیم اخلاص نداشته باشیم و به هر صورت وضعیت امروزی رو نپذیریم که دنیا به طرف دموکراسی و به طرف دگر پذیری و دگر پذیری و به طرف تسامح و تص پیش میره چه اهل سنت یا تش یا کسان دیگری من فکر نکنم به اون ساختار حزبی و به اون به اصطلاح مراتب تشکیلاتی من یک دنیا از شما سپاسگزارم خیلی محبت کردید و منت گذاشتید بر من که تشریف آوردید در این برنامه زنده و من امیدوارم دوباره ما بتونیم صحبت بکنیم با هم به خاطر اینکه این موضوعی که صحبت میکنیم هم موضوع بسیار مهمی اس هم موضوع بسیار ابعاد گوناگونی داره شما اگر نکتهی دارید که فکر میکنید باید مطرح بشه بفرمایید به عنوان حسن خطاب منم از منم از جناب عی آقای دکتر تشکر می‌کنم ببینید من یک بار با آقای اشکوری به اصطلاح در هفته وحدت بود با همدیگر یه جلسها داشتیم من اونجا گفتم که ما دیگر در بحث شیعه و سنی نیازی مثلا به برگشت به قرآن و به سنت و نمیدونم به اینها نیست به قرآن و این‌ها ببینید ما امروز در دنیا اگر به معیارهای حقوق بشر به معیارهای دموکراسی به میهای عدالت و این‌ها برگردیم من فکرکنم خیلی از مشکلات و مسائل ما حل میشه یعنی ببینید ظلم ظلم است تبعیض تبعیض است نابرابری نابرابری است شما نگاه کنید مثلاً فرم‌هایی رو توضح می‌کنن در بیمارستانها مثلاً مذهب شیعه یا سنی یا مثلاً در یک روستای بالاخره که شیعه و سنی بادی زندگی می‌کنن میبینید مثلا یک لیسانس شیعه میره مدیر مثلا یک اداره میشه لیسانس سنی توی روستا بیکار میمونه خب ببینید اینا جدا از مسائل دینی با وجدان انسان با فتت انسان به هر صورت مثلاً مبینه دارن منافات دارن حالا مثلا شما تصور کنید اگر صفوی نمیومدن خب مثلاً یک نفر شیعه هیچ اختلافی نداشتم همتون مثلاً سنی بودیم ولی من معتقدم بهترین روش که میتونه و بهترین راه که می‌تونه امروز مسلمانها را در ایران در دنیا بادی متحد بسازه راهکارهای فقهی نیست هرچن در زمینه فقه مقارم به نظر من اگر مسلمان‌ها به آن بپردازن خیلی از فاصله‌ها که میشه اما به نظر من امروز بهترین راه و روش برای اتحاد وحدت مسلمان‌ها روشنفکری دینی یا اصلاح دینی یا نمی‌دونم تجدید دینی و نوگرایی دینیست که به هر صورت جدا از سر نظر از خیلی از مسائلی که هست که می‌تونه اختلاف برانگیز باشه این نگاه که نگاهیست به هر صورت متساهل نمی‌دونم متسامح نمیدونم بردبار ورزی و اینهاست این میتونه که مسلمانها رو بیشتر به همدیگه نزی بکنن آ نسبت به قانونمداری در جامعه نسبت به اخلاق مداری در جامعه و خیلی از مسائل دیگر اینها را به نظر من به همدیگه نزدیک بکنه و مشکل اینترنت پیدا کردن ایشون عت تنیش ضا بدید ببینم که آقای دکتر شما قطع شدین آقای دکتر بله متأسفانه مث که مشکل اینترنت دارن من سپاسگزارم از همه دوستان متأسفم که ایشون رو تماس با ارتباط با ایشون رو از دست دادیم امیدوارم که دوباره بتونیم از حضور ایشون استفاده بکنیم نسبت به مسائلی که کمتر در رسانه‌های مختلف مطرح میشه در مورد جامعه ایران آگاهی بیشتری پیدا بکنیم از همه دوستان سپاسگزارم و برای همگی وقت خوشی رو آرزو می‌کنم