صحبتی که امروز میخوایم بکنیم درباره این
هست که خب طبق اون چیزی که میگن ۶۶۰ جامعه
ایران در انتخابات شرکت نکردن ۶۰۰ کسانی
که واجد صلاحیت رأی دادن بودن یعنی سن
قانونی داشتن و شهروند ایران بودن در
انتخابات شرکت نکردن و خب راجع به این
الان خیلی مدتهاست که بحث هست طبیعتاً از
روز انتخابات تا امروز و
به نظر من خیلی صحبتهایی که میشه خب برخی
ش خیلی درسته و خوبه و برخی ش هم خیلی
گمراه کننده است و خوب هست که توجه کنیم
به اینها اولاً من شخصاً به اون ۶۰درصدی
تعلق دارم که به اون ۶۰ از ایرانیهای تعلق
دارم که در انتخابات شرکت نکردن نه دوره
اول و نه دوره دوم و من قبلشم بیان کرده
بودم و گفتم که من در انتخابات شرکت
نمیکنم ولی به کسی هم نمیگم شرکت بکنه یا
نکنه بنابراین من هم با شرکت در
انتخابات مخالف بودم هم با تحریم مخالف
بودم و معتقد نبودم که تحریم کار درستی
هست بنابراین اگر کسانی معتقدن که این ۶۶۰
کسانی که در انتخابات شرکت نکردن همه
تحریمی بودن و همه مخالف جمهوری اسلامی
یعنی طرفدار براندازی بودن یا مثلاً از
طرفدار این اعتراضها به خانم قتل خانم
مهسا امینی یا به اصطلاح ادامه دهندگان
انقلاب انقلاب همین مهسا یا اینجور چیزا
حداقل من رو باید منها بکنن دیگه شخص من
رو من جزو اون شهروندانی هستم که همچین
چیزایی راجع به من صدق
نمیکنم حالا داستان چی هست یکی اینکه
دوستی پرسیده بود که چرا جمهوری اسلامی
این دفعه نتایج انتخابات رو سعی نکرد که
با مثلا تقلب یا اغراق بیشتر نشون بده
و قبول کرد که در انتخابات مشارکت کمتر
شده اینو من توضیح بدم اولا یکی از دلایلی
که یکی از به اصطلاح انگیزه هایی که حکومت
و مخصوصا شخص آقای آقای خامنهای ما
میتونیم تصور کنیم که داشته از این
انتخابات و بعد از تایید صلاحیت آقای
پزشکیان خب دلایل گوناگونی داره یکیش
احتمالاً به احتمال زیاد این هست که فضایی
که هم در داخل کشور و هم در خارج از کشور
در مورد ایران و جمهوری اسلامی به وجود
آمده بود به شدت تحت تأثیر این
اعتراضهایی بود که حالا با شعار زن زندگی
آزادی شناخته میشه و در دنیا یک چهره
کاملاً ضد بشری ضد زن و نامشروع از جمهوری
اسلامی به نمایش گذاشت و این موقعیت
جمهوری اسلامی رو بسیار دشوار میکرد در
در به اصطلاح مرا دات و مناسبات بینالمللی
فقط مسئله
مذاکره ببخشید مذاکرات برجام
نبود
بلکه فضا کلاً به زیان ایران بود و در
داخل کشورم خب فضای اعتراضات گرچه
اعتراضات سرکوب شده بود ولی اون فضا و تنش
و خشم و به اصطلاح التهابی
که اون اعتراضها ایجاد کرده بود
همچنان از برای سرکوب و
سکوت پیدا بود و قابل حس
کردن
[موسیقی]
ببخشید یک هدف مهم
از برگزاری این انتخابات این بود
که این فضا عوض بشه و این تصویری که
جمهوری اسلامی پی کرده این تصویر تغییر
پیدا بکنه و آقای خامنهای با این
انتخابات توانست به خوبی این کارو بکنه
یعنی داستان
آقای مرگ ناگهانی آقای رئیسی ناگهان فضای
اجتماعی رو عوض کرد به اصطلاح مود اجتماعی
رو مود سیاسی رو در ایران تغییر داد این
اختلاف مودها به این ناگهانی نشاندهنده
بیماری جامعه ایران و بیماری سیاست هست
یعنی ناگهان شما از به اصطلاح
اصلاحات میرید به انقلاب ناگهان از سلطنت
طلبی میشید نمیدونم طرفدار ایده های چپ
ناگهان از اینور می اونور این به اصطلاح
یه
نوع در اصطلاح روانشناسی سیاسی بهش به
اصطلاح
تغییر
مود میدونن که به
اصطلاح مود سوگ ی تغییر مود ناگهانی و
نشانه بیماریه به هر حال ولی آقای خامنه خ
بلده از این استفاده بکنه بر خلاف
مخالفانش این تغییر مود باعث شد که اصلا
فضا به جای اینکه شما بحث بکنید راجع
مشروعیت جمهوری اسلامی عدم مشروعیت یا
براندازی این داستانها بحث باشه در
انتخابات شرکت بکنیم و نکنیم از غضا
مخالفان جمهوری اسلامی خیلی در این زمینه
بیشتر از خود جمهوری اسلامی در این تغییر
به اصطلاح مود نقش داشتن و به نفع بر به
نفع حکومت عمل میکردن در
و آقای خامنهای برا اینکه نشون بده که خب
ما یه کشوری هستیم که آزادیم بله شما در
ایران اعتراض هاست مگه در آمریکا نیست مگه
شما در آمریکا جنبش وال استریت ندارید مگر
شما در فرانسه اعتراضهای عمومی رو ندارید
مگه اعتراض به اصطلاح صنفی رو ندارید در
فرانسه مگه فرانسه با تظاهر کنندگان
برخورد نمیکنه مگر در آمریکا نمیدونم با
تظاهر کنندگان پلیس برخورد نمیکنه مگر با
اینها که به اصطلاح طرفدار غزه بودن و
نمیدونم این جریانی که در دانشگاهها بود
مگه پلیس اینا ای چیزای نیست که دموکراسی
رو به اصطلاح ما رو غیر دموکراتیک نشون
میده ببینید ما یک انتخابات آزاد و شفاف
یعنی کلمه که ایشون به کار برد همین بود
انتخابات آزاد و شفاف برگزار میکنیم البته
ما میدونیم که ی عده زیادی مخالفن اشکال
نداره اونا مخالفن حالا مخالفت اونا چیه و
اینا اینکه آقای خامنهای به رسمیت شناخت
به اصطلاح مشارکت کننن و این به این دلیل
نبود که به مشارکت کنندگان باور داشت بلکه
به این دلیل بود که در حقیقت میخواست این
انتخابات رو کاملاً طبیعی و واقعی نشون
بده و اصرار داشت اتفاقاً که نشون بده که
ما هیچ چیزی رو انکار نمیکنیم همه چیز
آشکار هست بنابراین اینکه قبول کردن که
چون آقای خامنهای همیشه این ۵۰ براش یک
خط قرمز بوده که همیشه انتخاباتها به
نحوی اجرا بشه که حالا از ابتدای تأیید
صلاحیتها تا آخر که همیشه میزان مشارکت در
انتخابات بالای ۵۰ باشه الانم خب به
اصطلاح
معدل انتخابات بیش از ۵۰ هست ولی اینکه در
دوره اول ۶۰ شرکت نکردن دوره دوم ۵۱ شرکت
نکردن اینها برای آقای خامنهای الان در
شرایط کنونی یک امتیاز مثبت به شمار میره
یعنی کمک میکنه به آقای خمنی خامنهای که
نشون بده که ما کاملاً این حکومت دولت
آقای پزشکیان یک دولت کاملاً مشروع
انتخاباتی کاملاً آزاد درسته کم رأ آورده
درسته که مشارکت در انتخابات کمتر بوده
ولی دموکراتیکی چون در دموکراسیها هم
لازم نیست که شما بالاتر از ۵۰ مشارکت
کاری داشته باشید ۲۰ ۳۰م بشه کافیست
نشان دهنده بحران سیاسی هست ولی نشان
دهنده نامشروع بودن حکومت یا غیر
دموکراتیک بودن حکومت نیست این نکته اول
نکته دوم اینکه که چ این ۶۰درصدی که حالا
میگیم ما ۶۰ در انتخابات شرکت نکردن اینا
چه کسانی هستن
اولاً چند تا نکته رو توضیح بدم قبلش این
۶۰
تنوعشون از هر نظر بیشماره یعنی واقعاً
اگر کسی فکر کنه این ۶۶۰ راجع به قیمت
ماست و پنیر نظر واحدی دارن کاملاً اشتباه
میکنه این ۶۰ یک طیف عظیمی رو در بر
میگیره آقای رضا آقای شاهزاده رضا پهلوی
رأی نداده منم رأی ندادم آقای میرحسین
موسوی هم رأی
نداده آقای خانم مریم رجوی هم رأی نداده
خیلیا رأی ندادن اینکه شما بیایین بگید که
اینها یه طیف نمیدونم مخالف جمهوری
اسلامی طیف طرفدار براندازی و طرفدار
تحریم و اینجا اینا فقط توهست که بسیار
خطرناکه مهم نیست شما طرفدار چی هستید مهم
اینه که واقعیتو ببینید شما بهترین
ایدئولوژی هم داشته باشید بهترین تفکرم
داشته باشید واقعیتو نبینید شما اولاً در
خدمت تباهی و نابودی انسان هستید و ثانیاً
خودتون پیش از دیگران قربانی خواهید شد د
دلیل
ناموفقی دلیل ناکامی و شکست پیاپی
و به
اصطلاح بی عملی اپوزیسیون در این ۵۰ سال
این نیست که ایدئولوژی ش اشتباهه یعنی
مثلاً چپا ایدئولوژی شون بده یا سلطنت
طلبا عقایدشون بده نه دلیل اصلش اینه که
واقعیتو نمیخوان ببینن میدونین اینکه واق
شما مثل آقای خمینی دیگه جمهوری اسلامی
میگه چه بکشیم چه کشته بشویم ما پیروزیم
شما هر اتفاقی در ایران میفته این
رسانههای اپوزیسیون شخصیت اپوزیسیون همه
به نفع خودشون میدونن این واقعاً نشان
دهنده نه تنها طفولیت فکری و به اصطلاح
نشان
دهنده خردسالی عقلی هست که نشون دهنده
فساد اخلاقی هم هست هیچ فساد اخلاقی
بالاتر از این نیست که شما دیدن واقعیتو
برا خودتون حرام کنید خودتون پرده بندازید
رو واقعیت این اوج فساد اخلاقی این یه
نکته نکته بعد این
که هرگز کسی که قربانی جمهوری اسلامی میشه
به معنای حقانیتش نیست به معنای اینکه او
میتونه او حق خاصی داره امتیاز خاصی داره
یا توانایی رهبری داره توانایی توسعه
توصیه کردن داره توانایی تحلیل سیاسی داره
اینا اصلاً مطل لقا ربطی به قربانی شدن
نداره اولاً این نکته رو در نظر بگیرید یک
از تفاوتی که ما داریم الان با زمان شاه
زمان محمدرضا شاه پهلوی یک تفاوت بزرگیست
که در زندانیان سیاسی هست زمان شاه هیچکس
رو به عنوان خطر امنیتی یا خطر سیاسی
نمیدیدند مگر اینکه اون شخص خودش کار
سیاسی بکنه و خودش در پی تهدید امنیت بشه
یعنی اگر مثلاً فرض کنید خسرو گلسرخی رو
میگرفتن یا خود آقای خمینی رو گرفتن یا
دیگرانو گرفتن اینها کسانی بودن که حالا
یا واقعیت یا این گمان در دربارشون میرفت
که اینها یک فعالیت سیاسی علیه حکومت
کردن بنابراین کسی رو نمیگرفتن که به
بهانههای سیاسی که هیچ کار سیاسی نکرده
کسی رو نمیگرفتن که هیچ جرمی مرتکب نشده
باشه جرم مشخص بود شما اگه یا جرم سیاسی
هم این بود که شما یه کاری بکنید که حکومت
رو تهدید بکنه و انگیزه و نیت این کارو
داشته باشه در جمهوری اسلامی اینطور نیست
شما برای اینکه مجرم باشید اصلاً نیازی به
این نداره که عملی مجرمانه انجام بدید
یعنی قصد انجام عمل مجرمانهای داشته
باشید این کسانی که در مثلاً این خانمهای
که به خاطر حجابشون در این ۵۰
سال
مورد به اصطلاح تعرض یا سرکوب جمهوری
اسلامی قرار گرفتن آیا اینا اومده بودن تو
خیابون با این حجابشون به جمهوری اسلامی
زهن کجی کنن اومده بودن امنیت نظام از بین
ببرن اومده بودن کار سیاسی بکنن هرگز
اینطور نبود کسانی یا کسانی که در به
اصطلاح جریان کوی دانشگاه آمدن کسایی که
در جنبش سبز آمدن اینها هیچکدوم به
اصطلاح لزوماً هدفشون این نبود که جمهوری
اسلامی رو نابود کنن تهدید کنن کار سیاسی
انجام بدن بسیاری از بچههایی که بچههای
دانشجویی که گرفتن ستاره دار کردن زندان
کردن از تحصیل محروم کردن بسیاری کسایی که
مجبور شدن از ایران خارج بشن
اینها فعال سیاسی نبودن یه بلاگر
آقای
بهشتی که بلاگر معروفی
که
ستار بهشتی کسی نبود که با بلاگ نوشتن با
نوشتن در بلاگ خودش بخواد جمهوری اسلامی
رو نابود بکنه تهدید بکنه این جمهوری
اسلام اسلامی بود
که به اصطلاح همه اینها رو تهدید برا خودش
میدید این جمهوری اسلامیست که موی زنان رو
تهدید برای حکومت میدونه این جمهوری
اسلامیست که شما رو با علم به اینکه شما
مجرم نیستی مثلا یه کسی مثل
آقای فراموش کردم همسر آقای سیامک پورزند
همسر
خانم برانگیز کار سیامک پورزند
جمهوری اسلامی و دستگاه اطلاعاتی یقین
داشت به اینکه سیامک پورزند هیچ جرمی
مرتکب نشده یا کسانی مثل سعیدی سیرجانی
جمهوری اسلامی یقین داشت به اینکه اینها
هیچ جرمی مرتکب نشدن ولی چرا اینا رو
زندان میکردن چرا شکنجه میکردن چرا
ازشون اعتراف میگرفتن این به این دلیل
نبود که اونها جرمی مرتکب شده بودن بلکه
این به دلیل این هست که سیستم جمهوری
اسلامی بر اساس ارعاب هست سیستم جمهوری
اسلامی بر اساس این هست که شما هر کاری رو
بتونه جرم م به شمار بیاره و شما رو در
حقیقت سرکوب بکنه برا اینکه بتونه بر کل
جامعه تسلط داشته باشه بنابراین خانم
فاطمه سپهری و بسیاری از آدمهایی که الان
در زندان هستن اینها شهروندان عادی هستن
که میخواستن مث اونجا که دوست دارن زندگی
بکنن و و به این به اصطلاح نیت با جمهوری
اسلامی نیت مقابله با جمهوری اسلامی
نداشتن مهمتر از خانم محص امینی خانم محس
امینی که به اصطلاح تمام این اعتراضها در
پی به اصطلاح قتل ایشون رخ داد خانم محسنی
نه سیاسی بود نه عمل سیاسی کرده بود نه
فعالیت سیاسی بود اینا اینا قربانیان یک
حکومت توتالیتر هستن این قربانیان نه نیت
داشتن قهرمان بشن نه نیت داشتن جریانی راه
بندازن و اینکه ما فکر کنیم که خانم مثلاً
محس امینی چون که قربانی جمهوری شده
جمهوری اسلامی شده پس خانوادهشون حق دارن
برای مردم تکلیف تعیین کنن خانم شاکرمی
چون که دختری بوده که قربانی جمهوری
اسلامی شده پس یه خون مقدسی داره که ما
باید به نمیدونم هواداران ایشون گوش
بکنیم اینها ابتذال سیاسی اینها
پوپولیسم اینها فریب اینها دروغ و
اینها خیانت به منافع ملی ایران خیانت به
آزادی خیانت به حقوق بشر و خیانت به به
اصطلاح جنبش دموکراتیک هست هیچکس که در
زندان صرف اینکه در زندانه به او حقی
نمیده حتی او رو درک او رو از واقعیت بهتر
از کسانی که زندان از زندان بیرون هستن
نشون نمیده آقای تاجزاده با خانم سپهری
یکی نیست آقای تاجزاده یه کسیست که
آگاهانه با اندیشیده سخن گفته و میدونست
که که چیکار داره میکنه و برای این
حرفایی که زده داره هزینه میده حالا خوب
یا بد ولی کسان دیگه که در زندان افتادن
بسیاری از کسانی که زندانی شدن کاملاً
اینا زندانیان اتفاقی اینا کسایی هستن که
جمهوری اسلامی تصمیم گرفته اینا رو قربانی
کنه اینها نمیخواستن قربانی جمهوری
اسلامی بشن و از جمله بخش عظیمی از کسانی
که در این جریان اعتراضها آمده بودن اها
نیومده بودن کشته بشن اینا نیومده بدن
حکومت ب بر بیاندازند اینها اومده بودن
خواستار آزادی حجاب بودن و این با فعالیت
سیاسی کنش سیاسی اینها متفاوت هست در
آقای بهزاد نبوی میگفت زمان شاه ما
دانشجو بودیم و میرفتیم مثلاً خرابکاری
میکردیم و غذاخوری دانشگاه رو به هم
میریختیم و میزا رو میشکستم و شیشه رو
میشکستم ما رو میبردن زندان و به ما
میگفتن که پسر جان
تو شاه یک دانشگاه ساخته داره پول مجانی
میده تحصیل مجانی میت به تو درس بخونی
برای آینده مملکت مفید باشی این کارای
بچهبازی و سیاسی رو ول کن برو درستو بخون
ما میدونیم که تو رو بچگی این کارو کردی
ما گفتیم نه ما اصلاً رو بچگی این کارو
نکردیم ما قست حکومت برمد گفت بابا من
میدونم که تو نمیخوای برم یعنی سعی
میکردن ما رو از به اصطلاح اون کاری که
کرده بودیم نادیده بگیرن و ما رو در حقیقت
به به یک شهروندی که میتونه خدمت بکنه به
مملکت به اون راه بندازن ولی در جمهوری
اسلامی دانشجو رو بیخود میگیرن به خاطر ح
یه نوشته به خاطر یه جلسه به خاطر یه سؤال
به خاطر نمیدونم هرچی من یک یکی از
بچههای بستگان ما رو که گرفتن و از تحصیل
محرومش کردن فقط به خاطر اینکه در تظاهرات
داشته تماشا میکرده ۶ ماه بعد با این
دوربینهای مداربسته اومدن تکتک آدمها که
در اون خیابون بودن در اون جا بودن
شناسایی کردن گرفتن و پدرشونو درآوردن خب
اینا قربانیان جمهوری اسلامی هستن ولی
اینا به هیچ وجه فعال سیاسی نیستن قهرمان
آزادی نیستن قهرمان دموکراسی نیستن اینها
قربانی قهرمان آزادی با کشته شدن و صرف
اینکه من هزینه میدم و صرف اینکه من در
خارج آمدم و صرف اینکه من تبعید شدم و صرف
اینکه من زندان شدم کسی رو قهرمان آزادی
نمیکنه و بلکه بدونید بسیاری از
جنایتکاران کسانی بودن که قربانی جنایت
قرار گرفتن بسیاری کسانی که در زندان الان
هستن میتونن مثل کسانی که در جمهوری
اسلامی از زندان شاه آمدن و به جنایتکار
بدل شدن درست این آدما میتونن جنایتکار
باشن اینها میتونن به اسم آزادی به اسم
دموکراسی به اسم نمیدونم حقوق بشر به اسم
مردم ایران میتونن جنایت بکنن و مملکت رو
کاملاً در یک خاکستر فرو بنشونه فراموش
نکنید که لاجوردی خلخالی و حتی خامنهای
اینا زندانی بودن از زندان آمدن و زندان
ساختن زندان سز و زندانبان و زندان کش و
زندانی کش شدن در نتیجه فکر نکنید که
زندانی بودن به شما هیچی نه فهم شما رو
بالا میبره قربانی شدن بچه از دست دادن
هزینه دادن بیکار شدن بازنش اخراج شدن
تبعید شدن نه فهم و شعور شما رو اضافه
میکنه نه به شما حقی میده نه نه شما رو
در یک موضع اخلاقی بهتری قرار میده پس
کسانی که میگن این ما ۶۶۰ این اونا که رأی
دادن به جمهوری اسلامی خیانت کردن به خون
مهسا و خیانت کردن به اینها اینها زبان
فاشیزم اینها
زبان خیانت به آزادیه اینها زبانیست که
هیچ توجیه اخلاقی و سیاسی و دموکراتیک
نداره این این نکته رو در نظر داشته باشید
هیچکس حق نداره به یک ایرانی دیگه حق
اخلاقی نداره و طبیعتاً چون حق اخلاقی
نداره حرفی که میزنه خلاف آزادیست و خلاف
دموکراسی اس و خلاف حقوق بشره شما حق
ندارید بگید کسانی که رأی دادن اینها در
جنایات جمهوری اسلامی شرکت کردن اینها به
خون کسی خیانت کردن اینها در به اصطلاح
اینها عمال رژیم هستن عمله ظلم ه هرگز
شما همچین حقی ندارید به خاطر اینکه اون
کسانی هم که شرکت نکردن بستگی داره به
اینکه چه انگیزهای داشتن از چه موضعی
شرکت نکردن برای چه شرکت نکردن شما
میتوانید با شرکت نکردنت بیش از شرکت
کردن به بقای جمهوری اسلامی و تداوم
جنایتها ش کمک بکنید ا یعنی اینها رو با
همدیگه قاطی نکنید اصلاً اونهایی که شرکت
کردن ۱۰۰۰ انگیزه داشتن اونهایی هم که
شرکت نکردن ۱۰۰ انگیزه داشتن و اینها رو
یکی کردن فاجعه است اینها که یکی کردن
اینها کسانی که از سخنگوی جنبش مهسا شدن
کسایی که زبان مردم بدبخت شدن کسانی که
زبان مردم ستم دیده شدن اینها نمادها و
بلندگوهای فاشیسم هیچ فرقی با جمهوری
اسلامی ندارن و اتفاقاً جمهوری اسلامی به
درست به دلیل این افراد و این صداها و این
جریانها هست که تداوم پیدا میکنه کسانی
که رفتن جلوی مراکز ر رأی دهنده به اصطلاح
رأیگیری در خارج از کشور این ویدیوهای
وقیحانه رو ساختن اینها نقش در تحکیم
قدرت جمهوری اسلامی از انصار حزبالله از
بسیجیا بسیار بسیار نقش مهمتر و قویتری
دارن اینها هستن که در حقیقت به جمهوری
اسلامی قدرت میدن و تواناییش رو برای
تداوم و
تثبیت نظام سرکوب بیشتر بکنن بنابراین م
مطلقا فریفته این چیز ظاهری نشه ادعای
آزادی و تمام فاشیستها و تمام قاتلها و
جنایتکار در تاریخ ادعاهای آزادی و نونم
مردم دوستی و نمیدونم ملیگرایی و اینجور
چیزا داشتن هیچکس نیومده بگه که من
میخوام شما رو بکشم غیر از البته بعضی از
اپوزیسیون اینطور هسته که ما باید نصف
مردم ایرانو بکشیم تا ایران آزاد بشه ولی
معمولاً کسانی که موفق شدن از جمله آقای
خمینی با شعار قتل و غارت نیامد سر کار
آمدن بر سر قدرت با شعار آزادی مردم آقای
خمینی وقتی اومد توی بهشت زهرا گفت این
شاه قبرستانهای ما رو آباد کرد مملکت ما
رو خراب کرد یعنی اومده بود برای مملکت
آبادی بعد ولی خودش که آمد خودش اون کاری
رو کرد که به شاه نسبت میداد خود آقای
خمینی بود که قبرستانهای ما رو آباد کرد
و مملکت ما رو نابود کرد بنابرین کسانی که
قبرستان رو آباد میکنن و مملکت رو نابود
میکنن همونایی هستن که محبوبیت عمومی
دارن همونایی هستن که میتونن حرفای عوام
فریبانه بزنن همونایی هستن که شگردهای
پوپولیستی و عوام فریبانه رو بلدن اینها
رو کاملاً جدا از باید جدا در نظر بگیرید
و فریفته به اصطلاح تبلیغات پروپاگاندای
ضد جمهوری اسلامی نشید پرو پروپاگاندا در
خدمت فاشیسم چه جمهوری اسلامی انجام بده
چه مخالفان جمهوری اسلامی دروغ گفتن به
نفع جمهوری اسلامیه چه جمهوری اسلامی دروغ
بگه چه مخالفان جمهوری اسلامی دروغ بگن
واقعیت رو ندیدن انکار کردن تحریف کردن به
نفع جمهوری اسلامیه چه جمهوری اسلامی
انجام بده چه مخالفان جمهوری اسلامی انجام
بدن خود رو در موضع بالا قرار دادن فرمان
دادن دستور دادن متهم کردن تهمت زدن ترور
شخصیت اینها در خدمت جمهوری اسلامیه چه
جمهوری اسلامی انجام بده چه مخالفان
جمهوری اسلامی انجام خب حالا ما با یک
تودهی مواجه هستیم ۶۰ این ۶۰ کین
نمیدونیم هیچ تصوری نداریم کسایی که رأی
ندادن ما نمیدونیم اینا کین ما داریم اگر
جامعه اگر تعداد رأی دهندگان در ایران
مثلاً ۶۰۰ میلیون نفر باشه یعنی
واجدین صلاحیت رأی دادن و از این ۶۰
میلیون ۴۰ میلیون بگیم رأی ندادن آیا شما
میتونید راجع به ۴۰ میلیون نفر آدم که یه
عده شونم خارج یه داشون داخل یه داشون تو
شهرن یه داشون تو روستان یه داشون تو
تهرانن یه داشون کردستان یه داشون
بلوچستان یه چیز بگین یعنی بگین که اینا
یه چیز خاص
میخواستن ما چیزی به نام جنبش دموکراتیک
نداریم ما یعنی جنبش دموکراتیک فعال ما
آدمهایی داریم که دوست دارن در ایران
دموکراسی برقرار بشه فعالان سیاسی داریم
ولی چیزی به نام جنبش دموکراسی فعلاً تا
اطلاع ثانوی نداریم بنابراین این ۶۰۰ قدرت
هیچگونه عمل سیاسی رو ندارن رأی ندادن
کنش سیاسی نیست میتونه نشان دهنده یک
چیزی باشه که خیلی خطرناکتره از رأی دادن
یا از کمک به حکومت و اون غیر سیاسی شدنه
یعنی دی پلیتی سیز شدن
جامعه به اصطلاح سیاست زدایی از جامعه یا
اپ پولیتیک شدن یا غیر سیاسی شدن اینها
بسیار خطرناکتر از این هست که شما مخالف
یا موافق جمهوری اسلامی باشید بنابراین یه
بخش زیادی از جامعه از اصلاً دیگه براشون
مهم نیست اصلاً دیگه میگن که ما این حکومت
که به درد ما نمیخوره به ما نگاه نمیکنه
این اپوزیسیون م که عرضه هیچ کاری نداره
اصلاً ما هیچ کاری نداریم به سیاست ما
اصلاً واقعاً در فضای خصوصی خودشون یک
جزیره ساختن و ابدا به اونچه که میگذره
دیگه اعتنا نمیکنن این فاجعه است این
بخشی از جامعه که غیرسیاسی شده بسیار
میتونه خطرناک باشه در نتیجه یه بخش هستن
که براندازند یه بخش برانداز من نمیدونم
چقدر یه بخش زیادی هستن که غیرسیاسی من
نمیدونم چه بخشی از جا ولی همه اینا هستن
اگر بخواین این تفاوتها تمایزها
و به اصطلاح رنگارنگی این جامعه رو بخوایم
انکار بکنین چون بخش رأ دهنده چون بخش به
اصطلاح ر کسیی که رأی ندادن در حقیقت شما
خیانت کردید به عقل خودتون خیانت کردید به
وجدان خودتون خیانت کردید به ملت ایران و
خیانت کردید به آزادی و یک جنبش بالقوه
دموکراتیک در ایران و خیانت به مخصوصاً
حقوق زنان
خب
بله عرض کردم که گفتن وقتی شرکت نمیکنن
چه معنا میده هزار تا معنا میده عرض عرض
کردم شما باید ببینید انگیزشون چی بوده
شما باید یک تحقیق میدانی انجام بدید نش
شما نمیتونید روخ تو خونتون بشینید راجع
به جامعه حرف بزنید شما باید تحقیقات
میدانی انجام بدید تحقیقات میدانی گسترده
ها نه اینکه یه مؤسسهای در اروپا بشینه و
نظرسنجی بکنه اینا نه ن تحقیقات جا به
اصطلاح درست میدانی انجام بدید ببینید
انگیزههای مردم در جاهای مختلف اون که تو
سیستان و بلوچستان با منی که در واشینگتن
نشستم که یک انگیزه نداشته ما هر دو در
انتخابات رأی ندادیم ولی انگیزه ما که
نبوده اون انگیزه آدمها هست که به
رفتارشون معنی میده یعنی من وقتی یه کاری
رو انجام میدم ممکنه شما هم همون کارو
انجام بدید ولی انگیزه ما اگر متفاوت باشه
معنای کاری که میکنیم متفاوته و تاثیر
کاری هم که میکنیم متفاوت خواهد بود بله
من در د تا نکته رو خدمتتون عرض میکنم
یکی اینکه من از هفته آینده کارگاه دوم
ترجمه رو آغاز خواهم کرد بنابراین از
دوستانی که دوست دارن ترجمه بیاموزند حتی
دوست دارن که خوب بخونن بهتر بخونن بهتر
بنویسن یعنی محدود به ترجمه نیست میتونن
در این کارگاه شرکت کنن من خواهش میکنم
ازشون ثبتنام کنن از طریق تماس
با خانم فروغ که اگر برین در کانال تلگرام
من از خانم فروغ خواهش میکنم که اون به
اصطلاح کانال تلگرام منرو که مربوط به
همین
آگهی کارگاه ترجمه هست قرار بدن در اینجا
در کامنت ها
و خیلی خوش خوشحال خواهم شد که اگر شما
بتونین ثبتنام بکنین و یه دورهای خواهد
بود که برای بهتر خوندن بهتر شنیدن بهتر
فهمیدن و البته اگر بخواین ترجمه کنین هر
نوع ترجمهای میتونه براتون سودمند باشه
نکته بعد این هست که در هفته آینده من دو
سه جلسه سعی میکنم راجع به زندگی خصوصی
آقای خامنهای لایو بگذارم و برنامه لایوم
به اون اختصاص بدم امیدوارم در اون برنامه
هم بتونین شرکت بکنین من سعی میکنم یک
جنبههایی از زندگی آقای خامنهای رو که
کمتر بیان شده یا کمتر گفته شده رو یا
کمتر بهش توجه شده رو بیان بکنم امیدوارم
به ما کمک بکنه شخصیت یک رهبر توتالیتر رو
بتونیم بهتر بشناسیم از همه دوستان
سپاسگزارم و امیدوارم که وقت هم صحبتی
دوباره با همه رو داشته باشم وقت شما
خوش y