چون جمهوری اسلامی حد مرز نداره میگن
روحانیت روحانیت که حد مرز نداره و دوستان
ما نادیده میگیرن که یک وضعیت که ما
هستیم یک وضعیت بسیار پیچیده است که عاملش
فقط جمهوری اسلامی نیست فقط روحانیت نیست
جمهوری اسلامی روحانیت انقلاب ایران اینا
خودشون معلول بحرانهای ق بیشترن
بحرانهایی که من عرض کردم جهانیان بحران
اعتماد بحران ارتباط بحران جامعه مدنی
بحران دموکراسی بحران سکولاریسم اینا
بحرانهای جهانیان فاشیسم داره در آمریکا
پیروز میشه داره در آلمان داره پیروز میشه
اینا بحرانهای جهانی بنابراین اگر فکر
کنید که آخوندا برن اتوماتیک این مسئله حل
میشه در ایران نه نخواهد شد و و دیگر
اینکه جدید نیستن اینها این مدرنیته
جامعه رو انسانها رو از جای خودشون
میکنه جامعه صنعتی اینها رو میاره در
شهر آدمهایی که نه ریچه مشترک دارن نه
هویت مشترک دارن نه دنیای مشترک دارن نه
از طبقه واحدی هستن میان در کنار همدیگه
زندگی میکنن و تبدیل میشه به کلان
شهرهایی که از انبوه بیگانگان از انبوه
تنهاییان از انبوه انسانهای بیپناه
ساخته میشه این جنبش تودهای درست میکنه
نظام به اصطلاح جنبش فاشیستی درست میکنه
بنیادگرایی رو دامن میزنه به رادیکالیسم
سیاسی کمک میکنه اینا بحرانهایی نیستن
که جمهوری اسلامی به وجود آورده باشه
انقلاب ایران محصول بحران مدرنیزاسیون
انقلابها اساساً
محصول به اصطلاح بحران مدرنیته هستن وقتی
که میگن انقلاب پابرهنگان و کوخ نشینان
یعنی چی یعنی وقتی که یه بخشی از جمعیت از
جای خودش کنده میشه به یک جای دیگه میره
که اذان او نیست و نمیتواند زندگی بکنه
اون شورش میکنه این یعنی بحران مدرنیته
انقلاب ایران محصول مدرنیزاسیون بود و
اساساً انقلابها در در جاهایی اتفاق
میفتن که مدرنیزاسیون رخ داده طبقه متوسط
شکل گرفته جامعه تا یه حد صنعتی شده اگر
در ایران مدرنیزاسیون اتفاق نیفتاده بود
مثل مثلا افغانستان بود ماهم چیز یا
عربستان بود ما هم انقلاب نمی داشتیم حالا
این این نکته رو من بخونم میگه
که واقعیت این است که فاشیسم ناگهان از
آسمان پایین نیا افتاده آ این دوستای ما
میگن روحانیت آقا روحانیت یه مشت آدمن شما
اون کسانی که به این روحانیت پول میدن از
این روحانیت تقلید میکنن به این روحانیت
پایگاه اجتماعی اونو باید حل کنی اون
آخونده رو که تو خمینی رو ببری اون میره
از یکی دیگه تقلید میکنی مشکل ما مرجع
تقلی نیست مشکل ما جامعه مقلده اونو
میخوای چیکار کنی و جامعه مقلد که میگیم
طبیعتاً ما یه جامعه مقلد مذهبی داریم یه
جامعه مقلد حد ضد مذهبی واقعیت این است که
فاشیسم ناگهان از آسمان پایین نیفتاده و
مردمانی آزاد و مختار را به زیر سلطه
نکشیده بلکه بر تودههایی مسلط شده که از
قبل به خاطر شیوه زندگی هر روزه شان
آمادگی سلطه پذیری رو داشتند و اشکال
مختلف زندگی دموکراتیک آنها را برای فرمان
برداری تربیت کرده بود آموزش مدارس خدمت
وظیفه آیینهای خود رافی و همچنین
آموزشهایی که سندیکاها و حزبهای
اپوزیسیون و اعضای خود میدهند و خودشان
هم مثل بقیه
ت مثل بقیه تشکیلاتی تمرکز یافته و
بروکراتیک دارن ما واقعاً اپوزیسیونی
داریم که تشکیلات دموکراتیک داشته باشه که
بخواد دموکراسی در ایران برقرار
کنه آمادگی پذیرش فریب و توهم جزو ذات بشر
است و میراث فکری یک انسان معمولی عمدتاً
از یک سلسله توهمات مکرر تشکیل یافته است
اما آمادگی توهم پذیری که از دیرباز در
بشر وجود دارد مانع ازن نمیشود که او
بتواند بر این خسیسه فائق شود و وجدانی
آزاد و مسئول را جای آن بنشاند و این
چیزیست که اکثر سیاستمداران از آن خوششان
نمیآید چون دلشان میخواهد از انسانها
به عنوان وسیله رام و مطیع استفاده کنند