با سلام بر دوستان گرامی که به ما خواهند
پیوست
در یک سط آینده من خیلی از شما سپاسگزارم
آقای موسوی که لطف کردین خواهش می و در
این موقعیت در حقیقت دعوت منو قبول کردین
من ا یه توضیح راجع به شخص آقای موسوی بدم
آقای موسوی از شریفترین انسان هاییست که
من میشناسم در این م مخصوصاً در این مدتی
که در خارج از کشور بودم آقای موسوی
نماینده مجلس ششم شورای اسلامی هستن و من
به خودم به ایشون رأی دادم بنابراین
نماینده منتخب من هستن و از این جهت
احترامشون
و به اصطلاح قدرشون برای من مضاعف هست و
در دقایقی که در پیش رو هست ما درباره
انتخابات صحبت میکنیم من و آقای موسوی د
تا دیدگاه متفاوت داریم ولی هرگز قصد من
حداقل مناظره نیست قصد من این نیست که بگم
من درست میگم آقای موسوی
مثلاً حرف ایشونو یا دیدگاه ایشونو تخطه
بکنم برای من واقعیتش اینه که هیچی مهمتر
از این نیست که همدیگه رو بفهمیم این این
خیلی مهمتره از اینکه به هر حال ما
انسانیم خطا میکنیم اشتباه میکنیم همیشه
به هر حال واقعیت و حقیقت در دست ما نیست
ولی اونچه که میتونیم انجام بدیم اینه که
همدیگه رو بفهمیم چون اگر همدیگه رو
بفهمیم اونوقت میتونیم در یک جامعه متکس
با همدیگه زندگی بکنیم ما در بهترین
جامعهی هم که زندگی بکنیم قرار نیست مثل
هم فکر بکنیم قرار هست که اتفاقاً هر کس
اونجور که خودش دوست داره و خودش صلاح
میدونه فکر کنه و زندگی کنه مهم اینه که
این فهم اجازه میده که ما متفاوت باشیم و
قصد من از این جلسه و اصولاً بحثی که حالا
با دوستان میکنم این نیست که ما نظراتمون
یکی بشه دیدگاهمون یکی بشه بلکه اتفاقاً
به عکس این تکسر هست که ارزش هست و من هم
از آقای خینی دعوت کردم که تشریف بیارن در
این جلسه به دلیل اینکه ایشون متفاوت از
من فکر میکنه و من اگر بتونم موضع آقای
خوینی رو بهتر بفهمم به نظر من نتیجه رو
از این جلسه گرفتم یعنی دلیلی نداره که من
آخر جلسه آقای موسوی عقیده مثل من باشه یا
من عقیدم مثل آقای موسوی باشه ولی همین
کهه بهتر بفهمم موضع آقای موسوی رو به نظر
من برای
من این جلسه سودمند ب و امیدوارم برای
دوستان هم سودمند باشه بنابراین
من دوستی شخصی دارم با آقای خمینی احترام
هم دوستانه و هم احترام سیاسی دارم برای
ایشون و امیدوارم که در
این جلسه که تا ساعت ه به وقت ما یعنی تا
حدود ۵۵ دقیقه دیگه ادامه خواهد داشت
بتونیم حرفهای مفیدی بزنیم برای دوستان از
همه دوستانم سپاسگزارم از
اینکه دوستان تصویر ما رو
میبینن اگر تصویر ما رو میبینن
لطفاً شما اگه تصویر ما رو میبینین لطفاا
خبر بدین ما احتمالاً من از دوستمون که
ادمین هست خواستم که چتها رو ببنده حداقل
در نیم ساعت اول چتها بسته باشه که من و
آقای موسوی بتونیم متمرکز صحبت بکنیم بعد
اونوقت در نیم ساعت دوم ما بتونیم از
دوستان اگر سؤالی دارن بنویسن چون آقای
موسوی نمیبینن من سؤالا رو سعی میکنم
بخونم و با آقای موسوی عزیز در میون
بگذارم خب آقای موسوی شما اهل اردبیل
هستید درسته نخیر من ریشه در سلام عرض
میکنم ابتدا خدمت شما و همه دوستانی که
چه الان چه بعداً صحبتهای ما رو
میشنون منم خیلی احترام دارم خدمت شما
خودتون بهتر میدونید از روز اولی که
امریکا اومدم جز افرادی بودید که خیلی
علاقه داشتم به شما رو ببینم چون موضوعات
فعالیتتون و نوشتهها و مطالبی که صحبت
میکردید دنبال میکردم و الانم بسیار
خوشحالم خدمتتون هستم عرضم حضور شما ما
ریشه خانوادگی ما پدر و مادر مرحوم بنده
از یک روز دوستایی هست به نام خوئین همین
خوئینی که میگن در واقع به خاطر اون شهرت
پدرم هست خانوادگی که اطراف زنجان محسوب
میشه و در واقع زبان مادری ما بله ترک
زبان
هستیم ولی خب من در مدتی در شهر مجاورش
نزدیکش که اتفاقا به استان زنجان م هیچ
ربطی نداره استان مجاورش یعنی کردستان شهر
بیجار مدتی زندگی کردم و تا حد دبیرستان
در واقع ولی بعد دیگه در تهران بودم و
دیگه حالا الی آخر بسیار خوب بذارین حالا
از همین مسئله ترک بودن شما منم از طرف
پدری ترک
هستم از این مسئله ترک بودن شما یک سوی
بکنم به نظر شما نقش حالا آقای پزشکیان هم
ترک هست از یک طرف از یک طرف هم کرد هست
چقدر این
عامل قومیتی به اصطلاح باعث میشه که ایشون
در انتخابات پیشتر از نامزدهای دیگه باشه
طبیعتاً نه فقط ترک بودن ولی چون آقای
دکتر همتی هم که من خیلی بهشون احترام
میذارم البته رئیس سابق بانک مرکزی که در
سری قبل کاندیدا بودن و البته مورد حمایت
جبهه اصلاحات نبودن ولی به هر حال با
مجموعهی از میان و روها کار کرد بودن
ایشونم میدونید که از کبوته کبوتر آهنگ
ترک زبانهای اونجا هستن لهجه شونم خیلی
روشنه ولی بنده شخصاً از ایشون حمایت
نکردم به خاطر اینکه مجموعه اون تیمی که
بایستی برنامه رو ران کنه با همراه رئیس
جمهور اساساً به کار فعالیتهای ایشون و
برنامههای ایشون قائل نبودن ایشون رو
اصلاح طلب نمی دانستن یعنی کسی که به
دنبال تحولات خیلی جدی هست که پاش
وایسته عرضم حضور شما به همین خاطر بنده
هم در زمانی که ایشون ران کردن برای ریاست
جمهور در ۱۴۰۰ و تایید لایتم شدن استثناً
به ایشون رأی ندادن پس حالا از خودم بخوام
شروع کنم در آقای
پزشکیان میخوام عرض بکنم که برای بنده
مسئلهای که نگاه خیلی خوب قومیتی که
ایشون دارن حالا توضیح خواهم داد ملاک به
اصطلاح به تنهایی نبوده یک ملاک بزرگتری
بوده شناختم از ایشون بوده و اونم
برمیگرده به ۲۲۰ سال قبل زمانی که ایشون
وزیر بهداشت ما بودن و اون چهارچوب و
اصولی که خودشم میگه که بعضیا به اشتباه
شایدم اشتباه لفظی از خودش بود که گفتن
اصولگرا اصولگرا نیستن ایشون چون به معنی
ترم اصولگرا یعنی معلومه که به یک کمپ
سیاسی جناه مقابل تعلق داشته باشن اساساً
هیچوقت نیستن نه در تبارش نه در از دوران
دانشجویی ما ایشون رو میشناسیم کسایی که
باهاش تحصیل کردن آقای دکتر پیر محزن یکی
از هم مدرسی هاشون بوده دوستانی که
دانشگاه تبریز بودن تا همین الانشون اصول
گرن ولی اصولی دارن در هر صورت میخوام
بگم که بر اساس اون اصول نهایتاً به
اصلاحات در ایران معتقد بودن و به همین
خاطر نمایندههای مجلس ششم دوره مجلس ششم
به ایشون رأی دادن و همه نمایندههای ملیش
البته به ایشون رو هشدار بدن اضا هم
ولی بازم بهش دوباره رأ دادن یعنی
ما باهاشون کار کردیم شناختم از ایشون هست
که
میدونم پشیمان خواهند شد اون کسایی که با
اشتباه به
اصطلاح فکر کرده باشن مثلا فرض کنید که
آدمی که میاد همین چیزای که یهده توی
افواه عمومی افتاده این روز میگن که مثلا
ایشون خواهد اومد دیگه تنو رو فقط گرم
خواهد کرد و دیگه انشاالله حضرات بیان
بچسبونن نون خودشون رو یه چنین شخصی نیست
حالا خواهید دید یعنی به مرور بیشتر
تقریبا میتونم بگم یه چیزی مثل روحیات
آقای مهندس موسوی رو دارن حالا ایشون رو
فرض کنید که شاگرد آقای موسوی حساب کنید
به لحاظ اون چارچوب اصول بخوام عرض
بکنم در هر صورت این چیزی بود که من به
ذهنم رسید اما از جهت مسئله قوم قومیتی و
نگاه قم به اقوام نمیگم نگاه قومیتی ایشون
ندارم به نظرم ولی نگاه شون به اقوام
اتفاقاً یکی از وجوه تمایز ایشون با اون
تمام این کاندیداهای دیگه است که نه تنها
تا تو این دوره حتی دورههای قبل من
حقیقتش ندیدم توی سالیان اخیر به جز آقای
محسن رضایی یک تیکه هایی میتونم اشاره
بکنم ایشون در کلاب هاسم اومدن من با
خودشونم صحبت کردم آقای محسن رضایی یه یه
به اصطلاح شباهتهایی در از جنبه قم ق
نگاهشون به اقوام حالا توضیح خواهم داد
خدمتتون آقای دکتر پزشکان کاملاً متفاوته
و اونم اینه که ایشون میگن که در طول
دهههای گذشته منظورم بعد از انقلاب هست
به اقوام ایرانی در ایران ظلم شده
بیعدالتی شده و همچنان داره بیعدالتی
میشه این از جهت قومیت و اون نژاد و یا
اون به خصوص اونایی که به اصطلاح در
حاشیه کشور زندگی میکنن یعنی منظورم در
آذربایجان بگیرید تا کردستان و و بعد
خوزستان و نهایتاً بلوچستان این مناطق حتی
ترکمن صحرا به اینها بیعدالتی صرف اینکه
اینها کردن صرف اینکه اینها یک تبار
دیگهای دارن حالا بکگراند از نظر تاریخی
بگیم یا مسائل مختلف و دومم از لحاظ مذهبی
یعنی فقطم قومی نیست این نگاهی که آقای
پزشکیان دارن هر دو رو با هم میکس هست که
به مثلاً کردها به لحاظ مذهبی و اهل تسنن
به خصوص کردهای اهل تسنن واقعاً ظلمهای
زیادی شده و هنوزم ادامه د این ایشون یه
سویی مطرح کردن البته من میدونم چون
حساسیت به این مسئله وجود داره نه تنها در
اصولگراها در جناه حتی
حامیان مثلا فرض کن دموکراسی کسایی که به
دنبال دموکراسی هر شکلی هستن از از مارکی
ببخشید از سیستم پادشاهی بگیریم تا سیستم
جمهوری در مخالفین حکومت در اونجا هم چون
حساسیتی وجود داره فکر کنم ایشون نخواستن
این رو خیلی برجسته زیاد روش مانور کنن
اما در همون حدی که مطرح کردم و شناختی که
بنده دارم نگاه ایشون اینه ببینید الان
داخل ایران از جنبه اهل تسنن مذهبی شو
بخوایم حساب کنیم شما حساب کنید بعد از ۴۵
سال حکومت مذهبی هنوز یک دونه مسجد
آفیشیال در تهران وجود نداره مسجد اهل
تسنن ما امکان درست کردنش بگن این مسجد
اهل تسنن در تهران پایتخت که این همه
نیروی یعنی مردم سنی نشین اهل تسن اونجا
زندگی میکنن این از جهات مذهبی در خود
بلوچستان در کردستان و جاهای دیگه در هر
حال از لحاظ مذهبی به اهل تسنن اعتماد
ندارن ببینید ما یک استاندار اهل تسنن در
کردستان هیچ وقت نداشتیم حداکثر موسی
اجازه بدین من این سؤال ازتون بکنم که ب
حالا اقوام بحثش دیگه است اما در مورد اهل
تسنن تبعیض در جمهوری اسلامی قانونیه یعنی
که جمهوری اسلامی تنها کشور هست در کل
جهان اسلام که مذهب
در قانون اساسی مذهب رسمی به اصطلاح اعلام
شده یعنی مثلاً شما اگر برید در قوانین
بسیاری از کشورهای اسلامی دین رسمی ما
داریم دین رسمی هست در نه در همه کشورها
ولی دین رسمی اسلام هست ولی هیچ مق مذهب
خاصی نیست مثلاً در عربستان سعودی نیومدن
بگن که مذهب رسمی وهابیت مثلاً مثلاً
میخوام بگم یا در یه کشور مثلاً یه کشور
دیگه بگن مذهب حنفیه مذهب مالکیه ولی شما
در جمهوری اسلامی ی شما داریم در قانون
اساسی آمده که مذهب رسمی نه دین رسمی مذهب
رسمی شیعه اثنا عشریه اونم شیعه اثناعشری
یعنی باز اگه اسماعیلی باش این خب
بنابراین تبعیض تبعیض سیستماتیک یعنی
تبعیضی اس که قانونیه یعنی شما از نظر
قانونی همون طور که ن نفر که متولد ایران
نیست رو رئیس جمهور بکنی شما نمیتونید یه
نفری که سنی هست رئیس جمهور بکنید در در
حقیقت یه مشکلات اینجوری وجود داره ببینید
من آقای خل جزی از یه جهت این رو قبول
دارم که در قانون اساسی یه همچین به
اصطلاح مشکلی وجود داره که مشکل بنیادین م
هست یعنی این خیلی روشنه ولی در همین
قانون
اساسی زبان رسمی رم که باید توجه به این
همه زبانهای مختلف محلی که ما داریم رسمی
فارسی در نظر گرفته و این هیچگاه نیومده
به اصطلاح مجوزی بشه برای اینکه بقیه
زبانهایی که توی مناطق اقوام ما داریم
دیگه به هر حال خیلی خیلی رنگارنگ ایران
که زبان محلیش زبانهای مختلف کردی ترکی
بلوچی عربی همه زبانهای تقریبا مهم شما
نگاه کنید منطقه رو ما اونجا توی داخل
کشور داریم اونا رو ممنوع نکرده اتفاقا یه
بند دیگهای از قانون اساسی هم اومده و سرش
آقای پزشکیان یه لحظه من اینو تموم کنم
ممنوع نیست آقای به قول آقای کرباسی
بذارید من کلامم منعقد بشه اگه اشکال
نداره این د دادگاه شهردار تهران یادتونه
من من این کلمه رو همیشه یادم میمونه عرضم
بله عرضم به حضور شما که و اونم اینه که
توی بند قانون اساسی اومده گفته زبان رسمی
فارسیه ولی ی بند دیگه قانون اساسی اومده
اصل ۱۵ اومده گفته که زبان اینجوریه اما
بقیه زبانها در کشور توی چیز مدارس مراکز
آموزشی ن کجا و کجا منعی نداره و دولت
میتونه برنامه برش داشته باشه خب در را
مذهب تشیع هم اونجا اومده ولی در هیچ جا ن
میده که که شما اهل تسنن رو نمیتوانید به
عنوان استاندار در مثلاً کجا منسوب بکنید
چون اهل تسنن هستن چون مذهب رسمی ما شیعه
است اهل مثلاً اگر بلوچ باشه در اگر لایق
باشه شایسته باشه در استان خودش اقلاً
اقلاً در استان خودش اگر نگیم در کل کشور
یک بلوچ بتونه استاندار بشه این ببینید
این هیچ وقت توی کاغذم نمیارن ها هیچ وقتم
شما بپرسین از مقامات نه نه نه ما همچین
حتی نه اون چرا راه دور بریم حتی زنگ رو
هم میگن ما از رجل سیاسی کی گفته حالا و
فلان اینا ولی عملاً اون چیزی که داره بهش
عمل میشه یه خط قرمزه برای استاندار شدن
توی جلساتی که بحثهای امنیتی میشه و
بحثهای سیاسی میشه توی درهای بسته صحبت
میکنن صراحتاً میگن این آقا بلوچه انگار
مثلا این آقاست اهل تسنن کرده ما آقای
دکتر جلال زرو میخواستیم عضو هیت رئیسی
پیغمبرم شما نقل کنی اگه راوی سنی باشه
قبول نمیکنم ب بنابراین من میخوام بگم
آقای جمله آخر من اینه که حالا شما
بفرمایید جمله آخرم اینه که درسته در
قانون اساسی این تبعیض وجود داره و بایدم
یه روزی برداشته بشه اما تو همین قانون
اساسی هیچ جایی در جهت اینکه
بگوید به خاطر اینکه شما اهل تسنن هستید
به خاطر اینکه شما سن به اصطلاح بلوچ هستی
نمیتوانی مثلاً اگر آدم شایستهای هستی
در استان خودت استاندار بشی مسئولیتهای
بالایی بگیری پس ما با همین چهارچوب موجود
هم برای اجرای همون اصل ۱۵ قانون اساسی که
آقای پزشکیان دنبال اجرای اونه ایشون میگه
باید این بتونه طبق برنامههایی که به هر
حال تو کشور میتونه پالیسی هایی گذاشته
بشه بتونه چیز بشه و اینا بتونن استاندار
بشن اگر آدم شایسته پیدا کردین بله بید که
اگر آقای خامنه نگاه آقای پزشکیان حقیقتاً
من فکر میکنم این با همین چهارچوب با
همین قانون اساسی هم عملیه ببینید من باید
میرسیم به اونجا که ساختار و نمیدونم
مشکلاتمون چیه تا ولی صحبت اینه که تا اون
موقع چیکار کنیم من دیروزم آقای
شریعتمداری و دوست دیگهای هم که مخالف
من میگفتم تا اون موقع چیکار کنیم
منظر آلترناتیو بشیم آقای شریعتمداری حالا
این بحثو بعدا میکنیم دیگه من الان
نمیخوام آره اجازه بدین که بحث قومیتها
رو بحث اهل تسن رو بذاریم کنار چون مسئله
شهروند درجه دوم وقتی مطرح میشه یعنی شما
در حقیقت یک طبقه آوردمش پایین و اون دیگه
اتوماتیک شما یه سری
اولاً وقتی که مثلاً فرض بکنید شما دو نفر
دارید که مثلاً خیلی در بعضی از کشورهای
اروپایی اینطورین دیگه مثلاً اگه شما یه
دانشگاه دارین دولتیه در بعضی کشورهای
اروپایی همیشه شهروندان اون کشور تقدم
دارن و
شهروندان دیگر بعد شهروندان اتحادی اروپا
شما وقتی وارد فرودگاه که میشید صفی که
مربوط به شهروندان اتحادی اروپاست فرق
میکنه با کشورهای دیگه و هال یه تقدمی
دارن این وضعیت در قانون اساسی هست حالا
بهش یه مهلت دیگه میپردازیم اجازه بدید
من یه سؤال خیلی بنیادی تر از این بکنم
شما به هر حال یه چهره
شناخته شده اصلاح طلب هستید خودتونو
اصلاحطلب میدونید دیگران شما رو اینطور
میشناسن من که به شما رأی دادم به خاطر
این رأ دادم که اصلاح طلب بودید و خب
مفهوم اصلاح خب تجربه اون موقع که شما
نماینده مجلس بودین حتماً یه تصوری داشتید
راجع به حکومت یه تصوری راجع به اصلاحات
داشتید یه تصوری راجع به موانع داشتید که
به تدریج این تصور شما پختهتر شده دیگه
با تجربه خیلی شناخت بیشتری پیدا کردید به
اصطلاح ح با حتی تعریف اصلاح طلبی هم حتما
برا شما متفاوت شده به اون معنای مثلاً ۲۰
سال پیش نیست من میگم الان که شما یا
دوستان دیگه همکاران شما یا کسانی که در
به
اصطلاح جبهه فکری شما هستن جبهه سیاسی شما
هستن الان اصلاحطلبی چجوری تعریف میکنید
یعنی اصلاح طلبی قراره چه چیزو اصلاح یعنی
اصلاح چه چیزی چون اصلاح به عنوان روش
میدونیم روش یعنی خشونت نباشه انقلاب
نباشه اینا درست اینا رو من با انقلاب فرق
میکنه که انقلاب ی به اصطلاح تغییر
ناگهانی اس با خشونت م همراه هست اصلاحات
نه خشونت نه بنا تدریجی هم هست بنابراین
دفی نه ولی چه چیزی رو شما میخواید به
صورت تدریجی و بدون خشونت تغییر بدید یعنی
در نهایت درسته که الان میگید که آقا ما
برای تغیر اصلاحات ۵۰ سال زمان نیاز داریم
خب این ۵۰ سال قراره به کجا برس یعنی اون
ایدآل شما از ایران ایدآل شما یا سیاست
حکومت ایدآل شما چی
هست به اصطلاح حکومت ایدآل یا حکمرانی
ایدآل از نظر بنده به عنوان یه فردی که به
اون معنایی که شما تعریف کردید که خودم رو
همچنان اصلاحطلب میدونم به اون معنی یعنی
اینکه تدریجی هست و دوم بدون خشونت یعنی
قرار نیست ما دیگه اسلحه دست بگیریم یا
بریم از اون روشها استفاده کنیم چون
تجربه هاشو داشتیم به هر حال به این معنا
ب اصلاحطلب هستم ولی به معنای دیگهای
شاید این روزها اسم کسایی مثل ماها رو
تحول طلب تحول خواه یه چنین چیزایی میگن
ولی در هر صورت من هیچ عبایی از این ندارم
که بگم به این به این معنا اصلاحطلب هستم
یک حکمرانی اون چیزی که من خیلی آرمانی
واقعاً ذهنم هست که کشور ما به اون نقطه
برسه که به نظر من لیاقتش م داره یک نوع
جمهوری سکولار هست جمهوری عرفی هستش که
بتونه
به لحاظ مدیریتی هم همین نگاهی که الان
صحبتش داشتیم راجع به مسئله اقوام بتونه
تمام این رنگین کمانی که ما در کشورمون
داریم یعنی اقوام مذاهب مختلف و تنوع
زیادی که از جنبههای مختلف داریم بتونه
اونها رو بیشترین سهم درشون مشارکت برای
اداره کشور بده و اونم مدلی که به ذهنم
هست مدلی هستش که یه سری از اساتید ما در
خارج کشورم راجع بهش کار کردن ایرونی ها
که در واقع مدلی رو برای نه برای ایران نه
برای بلکه برای کشورهای مثل ایران در
خاورمیانه و شمال آفریقا پیشنهاد میکنن
که در واقع غیر متمرکز هست اما حالا اون
مدل فدرال و ا چیزایی که میتونه درد سرها
و مسائل و حاشیهها و تفرقه مهمتر از همه
این بین تمام این نیروهای مختلفی که تو
ایران هستن تاثیر گذارن بی اندازه رو هم
نداره یعنی در واقع مدلی بود که حقیقت ما
در مجلس ششم تا درست تا ۹۰ تا قسمت نش
رفتیم و به صدر نرسیدیم یعنی رگیری کردیم
اگه اشتباه نکنم من الان خاطرم دقیق نیست
ولی فکر کنم چهار پنج تا ر کم آوردیم یعنی
اینجوری بود که توی مدل اداره
کشور شوراهای شهر اختیارات خیلی بیشتری
پیدا میکنن نه اونچه که الان وجود داره تو
قانون بلکه واقعا شورای شهر میشن الان
شورای شهرداری یعنی شوراها فقط شهردار رو
میتونن انتخاب بکنن و راجع بهش پاسخگو
باشن و بودجه و فلان در حالی که شهر
میدونیم مدت شهری یک عوامل دیگهای داره
همه برق و آب و گاز همه سیاستگذاری در
حوزه زندگی شهری رو در اون و استانی رو در
اون استان رو اون مجموعه در واقع اداره
میکنه و خودشم انتخاب انتخابات برگزار
میکنه به شکل محلی و توزیع منابع یه
مقدار عادلانه تره یه مقدار اداره کشور
روان تره و در عوض
شهروندان خیلی بیشتری احساس مشارکت درش
میکنن یه چیزی شبیه این کانتون هایی که
توی مثلا سوئیس هست و
حالا من الان دیگه نمیخوام وارد ولی
میخوام بگم که کلمه فدرال روش وجود نداره
حالا یه کتابی هم تو این همین زمینه است
من خیلی دوست دارم اون کتاب رو یه جوری
الان لینکش بذارم شما به اصطلاح به اشتراک
بذارید آقای کمال آذری از اساتید سابق
دانشگاه برکلی که شاید بعضی از دوستانم
بشناسن این کتاب رو نوشتن اسمش هست ا
محور
امید مدلیه برای حکمرانی کشورهایی هم میگم
ایران و کشورهای خاورمیانه شمال آفریقا
پیشنهاد دادن خیلی مطالعه زیادی کردن در
هر صورت این واقعا ایرانی هستش که من تو
ذهنم متصور
و فکر میکن خیلی فاصله دوری نداریم درست
اما چی میخوایم اصلاح کنیم الان این که
سوال دومتون فرمایش دومتون به نظر بنده در
لانگ ترم ی در یه مقدار طولانی تر یک ی
کمی طولانیتر قانون اساسی رو باید اصلاح
کنیم یعنی تغییرات بنیادین در قانون اساسی
و حذف این مواردی که مغیره با اون چیزی که
در بخش اول عرض کردم خدمتتون که باید به
اونجا برسیم یک جمهوری عرفی ی به اصطلاح
حکومت فردی باهاش بر نمیتابه جور در نمیاد
و حالا به دلایل مختلف هم سیستم پادشاهی و
حتی از اون مدل مثل سوئد و اینها رو هم
فکر میکنم به همون دلیلی که فدرالیسم تو
ایران پا نمیگیره و به دلایل مختلف
میتونه موجب اختلاف باشه اون جنبه رو هم
اون فرم رو هم فکر میکنم شاید عملی نباشه
و این رو خدمت آقای پهلوی هم در سال همون
اولی که آمریکا اومدن در جنبش سبز که
ایشون با کراوات سبز میومدن ملاقاتی با هم
داشتیم من به ایشون مطرح کردم و جالبه که
از ایشون اون موقع شنیدم که ایشونم میگه
منم جمهوری میخوام که حالا ه ه سال بعدش
علنی هم اونو گفتن در هر صورت بنابراین
این چیزی که ما میخوایم تغییر بنیادی بدیم
در لانگ ترم اونه قانون اساسی باید اصلاح
بشه اون یک موردش که بحث چیزی به نام نهاد
ولایت فقیه این تبعیضات که وجود داشت یه
لیستی از موارد هست که من حقیقتش روش کار
کردم و حالا انشاالله در فرصتهای آینده
بعد از انتخابات شاید میتونیم راجع بهش
صحبت بکنیم اما در کوتاه مدت چی همین
سؤالی که ب رسیدیم به مثل ۴ سال آینده
چیکار کنیم انتخابات اگر فضایی موقعیتی
پیش اومد ما از این فرصتهای انتخابات هم
بتونیم استفاده کنیم برای اینکه یک چتری
باشه تا ببینیم که در واقع چقدر میتونیم
میزان خسارتی که به کشور وارد بشه خطراتی
که در واقع وجود داره ب کلاً تهدید ایران
اصلا مو یک پارچگی سرزمینی ما و خلاصه از
نظر گسترش وحشتناک فقر شکستن خرد شدن کمر
طبقه متوسط یک چتری به اصطلاح که این بالا
سرمون داشته باشیم این این موقعیت الان
پیش اومده و به اون دلیل من فکر میکنم تو
این انتخابات از اون وقتاست که میشه یک
حضور معناداری داشت و یک مقدار از اون
خدمت شما عرض کنم
که خسارتهایی که به وجود میتونه بیاد در
اثر وجود کاندیداهای دیگه اونها رو کم کرد
به اصلا جلوشو گرفت و البته در عوضش یه
۲۰۳۰ دردم شاید بهبود بخشید شرایط زندگی
مردم رو حوزه محیط زیست انواع اقسام و اما
دلیل مهم ترش من اینجا میخوام عرض بکنم و
دیگه نقطه میذارم شما بفرمایید دلیل
مهمتر دیگه که من انگیزه دارم تو این
انتخابات در واقع شرکت بکنم بحث جانشینی
یعنی همون تغییرات ساختاری که خواهیم دید
خواهیم شنید تو همین چند ماه آینده اخباری
وجود داره که زنگوله صداش زنگش به صدا در
خواهد اومد توسط خودت داخل حکومت و ما
میخوایم برای اون لحظات نمیخوایم موقعیتی
باشه که
هیچ فردی که از جنس این مردم باشه نه از
جنس لزوما فقط حکومت هیچ کسی رو اونجا
نداشته باشیم و من فکر میکنم حضور یه کسی
مثل آقای دکتر پزشکیان که از جنس مردمه
حالا بیشتر توضیح خواهم داد در ادامه
میتونه تو اون تحولات جانشینی رهبری که
اتفاقا ظاهرا بناست که نذارن به
اصطلاح به زمانی موکول بشه که آقای
خامنهای مثلا فوت میکنن اینها در اون
موقعیتها ما در ساخت و بافت قدرت هم
افرادی از جنس مردم داشته باشم که حالا
بحث جدایی
میطلبه خب آیا درسته که من دیدگاه شما رو
اینطوری خلاصه بکنم که شما فکر میکنید که
شرکت در انتخابات و رأی به آقای مسعود
پزشکیان به پیشرفت روند اصلاحات در ایران
کمک
میکنه بله
خب اصلاح هم دار به اون معنا هم در کوتاه
مدت شورت ترم هم در دراز مدت که عرض کردم
به تغییر قانون اساسی و رفراندوم و اینجور
مسائل باید بیانجامد یعنی اگر آقای
پزشکیان امروز رئیس جمهور بشه ما ۴ سال
آینده میتونیم بگیم که ما به سمت اصلاحات
حالا یه قدم دو قدم سه قدم هر چقدر پیشرفت
رفتیم یعنی جلوتر رفتیم حداقل یه یه مهم
نیست مقدارش به قول شما کوتاه مدت یا دراز
مدت ولی به هر حال میتونیم بگیم که به
سمت اصلاحات داریم میریم به سمت
تغییر مشکل اساسی خب
اگر در ایران مسئله اساسی این هست که
تصمیم گیرنده یک نفره و اون آقای خامنهای
یعنی تصمیم گیرنده عالیترین مرجع
تصمیمگیری اون هم در همه مسائل یعنی ایشون
به خودش اجازه میده که در همه مسائل دخالت
شما خودتون نماینده مجلس بودید و میدونید
که شما با اون به اصطلاح بلند پروازی هایی
که وارد مجلس شدید با خیلی به اصطلاح
تلخکامی خارج شدید از مجلس یعنی خیلی کارا
میخواستید بکنید که نگذاشتن انجام بدی و
مرکز این موانع آقای خامنهای بوده چطور
یک نفر که میخواد بیاد در انتخاب رئیس
جمهور بشه و بگه که من در چارچوب ببینید
وقتی آقای خاتمی اومد رئیس جمهور شد نگفت
من بخوام در چارچوب سیاستهای رهبری عمل
کنم آقای خاتمی هرگز همچین حرفی نزن آقای
رفسنجانی هرگز همچین حرفی نزد آقای روحانی
حتی همچین هرگز همچین حرفی نزد آقای
روحانی اومد یه سری چیزایی گفت که اتفاقاً
به ظاهر متفاوت بود از دیدگاههای آقای
خامنهای مثلاً نوع حرفهایی که میزد راجع
به ارتباط با غرب یا مسائل هستهای با
ظواهر سخنان آقای خامنهای گاهی ناسازگاری
داشت چطور یه نفر که از ابتدا اصلاً وارد
نشده میگه اگر میخواید هر کس که میاد توی
ستاد من به من کمک میکنه کنه بیاد من
میخوام رأی بیارم ولی بدونید که من در
چارچوب سیاستها ببینید میگه سیاست نه
قانونا قانون یه وح دیگه اسست اونچه که
شما میگفتید راجع به تبعیضها مربوط به
قانونه شما میگید آقا این که قانون نیست
ما که قانون نداریم که شما استاندار و
بلوچ یه بلوچ رو یه کرد رو استاندار
نگذارید سیاست متفاوته فراتر از قانون هست
چطور یک نفر که از ابتدا رسماً صادقانه
صادقانه داره میگه آقا من نه زندانی آزاد
میکنم براتون نه میتونم جلو سپاه بگیرم
نه میتونم جلوی مثلاً با بنگاههای مالی
مثل آستان قص رضوی فعالیتشون و شفاف کنم
نه روح روی روحانیت من کنترلی دارم نه رو
قوه قضاییه من کنترلی دارم نه رو سپاه
کنترلی دارم نه رو برنامه هستهای من
کنترل دارم نه حتی اگر من بخوام برم
مذاکره بکنم آقای ظریف و آقای روحانی گفتن
دیگه که تمام مذاکرات رو آقای خامنهای
هدایت میکرد و تأیید میکرد و با تأیید
آقای خامنهای
این مذاکرات انجام شد خب اگر یه کسی از
ابتدا میگه که من به آقای خامنهای یعنی
شما معتقد هستید آقای خامنهای در ۴ سال
آینده سیاستهای در جهت اصلاح نظام جمهوری
اسلامی عمل خواهد کرد مسئله مرگ و اینا رو
بذاریم کنار اون یک بحث دیگریست ما فرض
کنیم که آقای خامنهای هم ۴ سال دیگه زنده
است بله آیا این به این معناست که آقای
خامنهای هم ۴ سال دیگه آرزوش ایدآل
سیاستش در جهت یک جمهوری اسلامی دموکراتی
تر دموکراتیک تر یک جمهوری اسلامی فار به
اصطلاح با تبعیض کمتر یک جمهوری اسلامی با
از انزوا بیرون آمده تر آرزو میکنه یا
اینکه نه آقای پزشکیان قراره به سمت
اصلاحطلبی بره آقای خامن قراره این اصلاح
طلبی رو متوقف کنه این این یه مقدار
ببینید یه چیزیست که فهمش برای من و برای
خیلی از کسایی که صحبتهای آقای پزشکی ن
میشنون مشکله که شما چجوری میتونی اصلاح
طلب باشید ولی اصلاً هیچ شعار اصلاحطلبی
نداره ایشون مطلقا یعنی اصلاً شعاری آقای
خامنهای آقای خاتمی اومد گفت که ایران
برای ایرانیان این شعار خیلی انقلابی بود
خیلی انقلابی بود این شعار یعنی شعار مهمی
بود این ایشون مطلقا هیچ شعار خاصی نداره
میگه ما همین سیاست آقای خامنهای رو
میخوایم بهتر عمل کنیم آقای جلیلی بیاد
مثلاً یا آقای قالیباف بیاد این سیاستها
رو خوب اجرا نمیکنه من میخوام بیام من
ادعای من اینه که میخوام سیاست خوب عمل
کنن این چه جور با اصلاحطلبی که شما ازش
دفاع میکنید
سازگاره من از دوستانم خواهش میکنم که
سوالشون و بنویسن تا در این فرصت
باقیمانده من از آقای خوینی بپرسم بله
بفرمایید بله آ من اتفاقاً میخواستم خوب
میشد
که این سیاستهای کلی چشمانداز که آقای
خامنه تایید کرده قانون برنامه هفتم همه
این سه تا رو که تقریباً ایشون مرتب تو
این مناظرهها یا توی موقعیتهایی توضیح
داده متنشو یه کسی وقت میکرد حالا به نظر
من این البته اشکال از کمپین آقای دکتر
پزشکیان هست من حقیقتاً این اشکال رو
میپذیرم و خب این ستاد میدونی که ستاد
ایشون درست بعد از تأیید صلاحیت ایشون جدی
شروع کردن هنوز امروز امروز چند روز مونده
آقای خلجی ۵ روز مونده به انتخابات برگزار
بشه ستاد جوانان ایشون امروز افتتاح شد
تازه همین امروز من عکساشو دیدم خب اشکال
هست یه بخشش ب خدا خب مقصر نبوده چون
واقعاً فکر نمیکرده تایید میشه چون
خودشونم اعلام کردن تو همین چند روز گذشته
احتمالاً نوارش دیشب شنیدید از در یکی از
شهرا که رفته بودن در سرنج کجا گفتن من به
خاطر محص امینی توی مجلس قبلی که بودم در
تلویزیون اینور اونور نوشته مجلس نوت فلان
خیلی سریح صحبت کرده بودن و به اون دلیل
منو توی تبریز رد کرده بودن و میدونید که
اون آقای امام جمعه فقید آذربایجان که تو
اون هلیکوپتر افتادن و به اصطلاح فو شدن
ایشون خیلی پیگیر شدن به خاطر همین سلامت
آقای پزشک نه اینکه با هم از نظر سیاسی با
هم هم راستا بودن ولی به هر حال خیلی
شناخت اینجوری و ریاست جمهوری رو حقیقتاً
ایشون فکر نمیکرد و نه تنها ایشون خیلیایی
که ایشون حمایت کرده بودن فکر نمیکردن و
از اون طرفم فکر نمیکردن آقای لاریجانی
رد بشه ایشون رد ببخشید ایشون تایید بشه
آقای لاریجانی رد بشه در هر
صورت میخوام بگم این ایراد رو میپذیرم
ولی متنی که ایشون بهش استناد داره میکنه
کنه که شده قانون یعنی چیزای ب مقدار سند
پایین دستی ترش شده قانون برنامه هفتم
تازه برنامه هفتم ۷۰ دردش هوا شده چون
نرسیدن گفتن سال آینده یک ساله میخوان یه
یک بخشی شو فقط تحت عنوان قانون ایشون
تکیش به همین بخشیه است که چون میدونم یه
مقدار مسائل تکنیکال حقوق چیز
داره بایستی کسایی میومدن اینا رو جزئیات
توضیح میدادن اینک ای داره انگشت میکنه
سیاست مقام مزن رهبری یعنی چی خب منم من
خودمم اگر مثلاً خیلی جزئیات دنبال
نکنم آدم به اشتباه میندازه یعنی هر کسی
رو به اشتبا می این این آقای خانی برای
اینکه به نتیجه برسیم ببینید ما قانون
گراتر از آقای خاتمی نداشتیم آقای خمی
واقعاً به قانون اعتقاد داشت و واقعاً هم
دنبال اجرای قانون بود آدمیست که در
کارنامه خودش بیش از هر رئیس جمهور دیگه
یا بیش از هر سیاستمداری به قانون عمل کرد
و سعی کرده که در حقیقت قانونی عمل کنه
ولی موفق نشد یعنی چی باعث شد که م اینکه
شما بگید من میخوام به قانون عمل بکنم در
یه سیستمی مثل جمهوری اسلامی کار نمیکنه
شما وقتی که میگین من به سیاستهای رهبری
ی این که من باید گوش بدم به رهبری رهبری
هم سیاست هاشو اون چیزی که مینویسه و میگه
و قانون میشه نیست شما میدونید که اگر
آقای خامنهای میخواست هم آقای خاتمی با
کلینتون ملاقات کرده بود هم آقای روحانی
با ترامپ ملاقات کر کرده بود هم هر
رئیسجمهوری بیاد با رئیسجمهور آمریکا
ملاقات میکنه مسئله آمریکا حل میشه مسئله
هستهای حل اینا که مربط قانون نیست ما تو
قانون کسی نگفته شما با رئیسجمهور آمریکا
ملاقات نکنید که قانون شما میتونید
کاملاً در چارچوب قانون و در چارچوب منافع
ملی کشور میتونید ارتباط ایران رو با
جهان عادی بکنید از جمله آمریکا ها
میتونید با ف سیاست منطقه ایران تغییر
بده ولی آقای خامنهای اس که تعیین میکنه
که شما چگونه این سیاستها رو اجرا کنید
مثلاً فرض کنید در سیاست خارجی ما این سه
اصل عزت حکمت چیه عزت و حکمت و مصلحت که
هست اینو آقای خامنهای تعیین میکنه که
عزت یعنی چی حکمت یعنی چی مصلحت یعنی چی
بنابراین شما وقتی آقای پزشکی همچین حرفی
میزنه راجع به اون چار پاراگرافی که روی
متن نوشته نمیگه اینو من و شما میدونیم
میگم شما وسی بیشتر از من درگیر این مسئله
بودید مسئول بودید توی مملکت یه سری
خواستههای اصلاحطلبانه داشتید جلوش
گرفته شده هیچ خواستههای شما هیچکدوم
غیرقانونی نبوده اون برنامه که شما داشتید
همش قانونی بوده اتفاقاً به عکس شما
میخواستید قانون اجرا کنید یعنی مجلس ششم
میخواست خیلی از مواد اجر نشده قانونو
اجرا بکنه از جمل مسئله ولی در عمل چه
اتفاقی افتاد همون جناه که آقای خامنهای
یک به اصطلاح آدم بیطرف که نیست که بین
شما اصلاح طلبا و محافظه کارا ما میدونیم
که آقای خامنهای همیشه به وقتش به به سم
به سمت محافظه کارا قش میکنه بنابراین
مشکل آقای خامنهای
یعنی مانع اصلی فرض کنید که من شما یه
حزبی دارید به نام حزب اصلاحات من میخوام
بیام عضو حزب شما بشم میگم که شما دارید
برای من توضیح میدید که اصلاحات یعنی چی
مشکل اصلی در این مملکت برای اصلاحات شخص
آقای خامنهای و نهاد ولایت فقیهه یعنی
شما نمیتونید بگید من با ولایت فقیه کار
میکنم برای اینکه ولایت فقیه رو بندازم
مگه آقای ببخشید آقای خامنهای بچه است
مگه آقای خامنهای دیشب متولد شده آقای
خامنهای میاد شما رو به عنوان رئیسجمهور
بپذیره یا به شما قدرت بده که بیاید او رو
تضعیف کنید اصلاحطلبی یعنی به نظر من
اصلاحطلبی که آقای خاتمی میگفت ما
فهمیدیم بهش رأی دادیم به شما رأی دادیم
یعن این کهه شما علیه قدرت متمرکز علیه
خودکامگی عمل بکنید درسته خودکامگی در
جمهوری اسلامی کجاست جمهوری اسلامی که
نهادهای دموکراتیک داره مجلس داره
ریاست جمهوری داره اونی که خودکام میگی
نهاد ولایت فقیهه که از اون بالا میتونه
این نهادهای انتخابی رو در حقیقت چوب ل
چرخشون بذاره بنابراین من فکر من نمی من
واقعیتی که نمیفهمم که چگونه میشه شما با
آقای خامنهای اصلاحات کنید من نمیگم رئیس
جمهور باید ب در بیفته با آقای خامنهای
ها نه نه نه اصلاً ولی اینکه شما از اول
یه کسی مثل آقای خاتمی چرا یه رأیی آورد
که خودشم پیشبینی نمیکرد به دلیل ب
اینکه این جامعه نمیخواست به اون خودکامگی
که نماینده داشت به اصطلاح نامزد داشت رأی
بده بنابراین اومد در جهت آقای آقای خاتمی
رو به عنوان نقطه مقابل استبداد شناختن به
این دلیل بهش رأی دادن درسته طبقه متوسط
جامعه شهری روشنفکرا دانشگاهی تحصیل
کردهها به این دلیل شما اون موقع رأی
دادی طرفدار بودید به این دلیل که
آقای خ رو به جامعه مدنی نزدیک میکن ما رو
به دموکراسی نزدیک میکنه میخواد آزادی رو
آشتی بده با خب ولی کسی که از اول این
ادعاها رو نداره از اول پرچم آقای
خامنهای رو بالا برده این با اصلاحات جور
من من بحثم ببینید سر شخص آقای پزشکیان
نیست من آقای پزشکیان بهش خیلی احترام
میگذارم و قطعاً بین آقای پزشکیان و بقیه
کاندیداها بعضیاشون زمین تا آسمون فقر
میکنه از نظر شخصی آدم آدمیست که من
حاضرم کلید خونمو بهش بدم همه زندگی ما
بهش با امانت بسپارم ولی مسئله شخص نیست
مسئله این کهه شما به عنوان یک رئیس جمهور
میاید یه افقی رو رش نشون میدید میگه آقا
من فردا گفتید امنیت ایران اگر امنیت
ایران دست آقای خامنهای رئیس جمهور چجوری
میتونه امنیت ایران ت مگه رئیس جمهور مگر
آقای در تهران حتی وزیر خارجه رو دعوت
نکردن م وزیر امور خارجه نبود اصلاً اطلاع
نداشت که بشار اسد میخواد بیاد ی درسته
مگه آقای خامنهای برای برنامه هستهایش
با رئیس اون مشورت میک مگه برای اگر خدایی
نکرده در این جریان درگیری با اسرائیل
خدایی نکرده یکی اشتباه کرده بود ایران
یکی اشتباه کرده بود یه اتفاقی افتاده بود
ایران وارد
یک به
اصطلاح سناریوی وحشتناک میشد این دست کیه
رئیس جمهور که کارای نیست رئیس جمهور رئیس
قوه مجریه است بر قوه قض ضایه و قوه مقننه
هیچگونه به اصطلاح اختیاری نداره نظارتی
نداره و دوم حتی اقتصاد مملکت آقای موسوی
شما که از من بهتر میدونید اون بدبختی که
سر مملکت میاد مال اون اقتصاد پنهان این
مملکته اون اقتصادی که مالیات نمیده اون
نهادهایی که مالیات نمیدن اون نهادهایی که
پاسخگو نیستن اون نهادهایی که در برابر
مجلس یا در برابر رئیسجمهور هیچگونه
گزارشی نی اینان مشکل آقای خامنهای رو که
بودجه رسمی مملکت آقای خامنهای نکرده که
بلکه این آستان قدس رزوی و نمیدونم سپاه
و ایان که اصلاً خارج از اراده رئیسجمهور
خب حالا ما یه آدمی داریم که خیلی صادقانه
میاد به مردم از این جهت خیلی برای من
قابل احترامه آقای پزشکیان که دروغ نمیگه
اصلاً نمیاد اصلاً یه وعدهای بده که
نمیتونه عمل بکنه خیلی صادقانه میگه که
بیا رأی بدین ولی بدونید که من تو این
چهارچوب میتونم عمل بکنم و درستم میگه
یعنی اگر کسی بخواد رئیسجمهور بشه در
شرایط کنونی فرق میکنه با زمان آقای
خاتمی زمان آقای خاتمی آقای خامنهای
همچین قدرتی نداشت ولی الان که آقای خامنه
همچین قدرتی داره رئیسجمهور پیشاپیش
میدونه که چتر پروازش تا کجا باید بلند
کنه این با عب نداره شما به من بگید که من
ترجیح میدم آقای پزشکیان مثلاً لایحه
بودجه رو بده یا آقای پورمحمدی این این
حرف شما درسته فرقم میکنه ولی در جهت
اصلاحطلبی کاملاً یک مسئله سیاسی
اصلاحطلبی در وحله اول
پروژشون بر خلاف آقای خ آقای رفسنجانی که
مسئله توسعه اقتصادی بود شما چطور
میتونید بگید که ت به اصطلاح عمل به
سیاستهای رهبری که ورای اون نوشته است ما
میدونیم آقای خامنهای چهجور فکر میکنه
و آقای خامنهای تفکر خودشو راجع به رابطه
آمریکا برنامه تسلیحاتی رابطه با اسرائیل
رابطه با کشورهای منطقه همه رو تحمیل
میکنه بر رئیسجمهور اجازه نمیده که رئیس
جمون از اون سق به اصطلاح محدو فراتر بره
حالا میخواد احمدینژاد باشه میخواد آقای
خاتمی باشه میخواد آقای روحانی میگه آقای
روحانی کسی بود که از نظر امنیتی اطلاعاتی
سیاسی به مراتب به آقای خامنهای نزدیکتر
بود سابقش بیشتر بود ولی چرا نتونست پروژه
شو پیش ببره چطور اینو با اصلاحطلبی
سازگار میکنید به نظر من این
یک معماست حداقل چیی که من میتونم بگم من
نمیفهمم
واقعاً ببینید من اولاً میخواستم این رو
روشن بکنم که این سیاستهایی که ایشون میگه
این نیست که آقای خامنهای صبح تا شب داره
تو سخنرانی داره حرف میزنه داره نمیدونم
توی منطقه داره چیکار میکنه توی اتفاقاتی
که در مثلاً مذاکرات هستهای که رخ داد تو
همین دهههای
گذشته چیزایی نوشته شده است و عنا مشخص
چیاست و سر اون من فکر میکنم که ما با
آقای پزشکی مشکل نداریم و اینا همونایی که
هر اصلاحطلبی هم بیاد دوباره سر کار آقای
میرس موسوی الان بیاد از هست بیرون ایشون
بخواد بشه رئیس جمهور بشه همینها رو
باهاش مشکل نخواهد داشت همینا که نوشته ش
موسوی بیانیه گام دوم انقلابو عمل میکنه
خب عرض کردم اتفاقاً میخواستم به همونجا
برسم شما خوب به موقع اشاره کردید من
میخواستم بگم اگه آقای پزشکیان اومده بود
گفت که من سیاستهای رهبری در گام دوم
انقلاب اون چیزی که گام دوم انقلاب نوشته
شده که تبدیل به قانون نشده فقط یه چیزی
که آقای خامنه برای خودش یه چیزی ذهنش در
واقع یا به هر حال اون تیمشون سپاه اینا
نوشتن اگه اونو میگفت من الان با شما ما
سر این موضوع اصلاً کلاً میگفتم بنده
منتقد آقای پزشکیان اما چیزی که ایشون
تاکید کرده این سه تاست چشم انداز
سیاستهای کلی که تبدیل به به اصطلاح یک
سند شده که تمام مراحلشو طی کرده و رهبری
ایشونم امضا کرده الان تو سایت آقای
خامنهای من براتون فرستادم اتفاقاً
میخوام از سایت خامنهای رفرنس بذاریم که
اصلاً خیلی خیلی خیلی روشن چیزی که ایشون
امضا کرده همه اینا رو بخونید آقای
شاهزاده رضا پهلوی بیاد کدوم یکی از این
بندا رو میخواد حذف کنه مثلاً از داخل
ایرانو میذارم کنار اصلاحات و اینا اصلاً
حکومت صبح عوض بشه آقای پهلوی تو یا نه
آقای چه میدونم حسن آقای شرف مداری یک
جمهوریخواه بیاد بگه من میخوام اینا رو
کدوم یکی از این بندهایی که آقای پزشکیان
گفته چیزه اما میشه دو س تا بند مهمش بله
مثلاً گفته که توی سند چشمانداز دوستان
بخونن ۱۴۰۰ اتفاقا وقتش تا همین سال آینده
اکسپایر میشه دیگه یعنی آخر ۲۰۲۵ تموم
میشه
گفته که جامعه ایرانی در افق این
چشمانداز چنین ویژگیهایی خواهد داشت
توسعهیافته متناسب با مقتضیات فرهنگی
جغرافیایی تاریخی خود متکی بر اصول اخلاقی
و ارزشهای اسلامی ملی و انقلابی با تأکید
بر مردم سالاری دینی عدالت اجتماعی
آزادیهای مشروع حفظ کرامت و حقوق
انسانها و بهرمندی از امنیت اجتماعی و
غذایی برخوردار از دانش پیشرفت توانا در
ین آقای مسنی ام یه لحظه بذارید من خیلی
سری رد میشم همین کافیه ببین نگاه کن امن
مستقل بردار سلامت بعد گفته دارای تعامل
سازنده و مؤثر با جهان بر اساس عزت حکمت
مصلحته ای آ همه اینا در چارچوب ارزشهای
اسلامی بگه من و شما نه من و شما دیشب به
دنیا آمدیم نه جمهوری اسلامی دیگه بعد از
۵۰ سال میدونیم ارزشهای اسلامی انقلابی
یعنی چی همه اینا آره همه جمهوری اسلامی
طرفدار آزادیه طرفدار عدالته طرفدار
انسانه طرفدار بشره طرفدار خداست اما در
چارچوب کی در چارچوب ارزشهای اسلامی کی
تعیین میکنه ارزشهای اسلامی انقلابی رو
رهبر انقلاب رهبر انقلاب حتی قانونو با
حکم چیز حکم حکومتی میتونه تغییر بده خ
اجازه بدید من این قسمت دومم بگم فکر کنم
با هم به یه نقطه مشترک میرسیم گفت که
آقای گفت یه نفر گفتن در جنگ چی شد گفت
شکست خوردیم گفت چرا گفت به هزار و۱ دلیل
گفت یه دلیلش گفت فشنگ نداشتیم گفت کافیه
دیه بقیش کافیه همینجا تمومه آقا ارض آقای
پزشکیان میتونه تمام صحراهای آفریقا رو
گل لاله بکاره در چارچوب ارزشهای اسلامی
و اقلا یعنی آقای خامنهای میگه که کرامت
چیه عزت چیه مصلحت چیه منفعت چیه ملت چیه
ایران چیه اسلام چیه مستظعفین معنیش چیه
قانون معنیش چیه شریعت معنیش چیه خدا
معنیش چیه پیغمبر آقا خدا با ایشون صحبت
میکنه شما ببینین ما تو هوا که صحبت
نمیکنیم که شما اگر بخواین راجع به یک
کشور کاملاً انتظاری صحبت بکنین آره حرفای
شما درسته ما داریم در جمهوری اسلامی حرف
میزنیم کلمات معنای خودشونو دارن شما
کلماتو همین طوری که نمیفهمی وقتی میگیم
قانون در ایران کلمه قانون یه معنی میده
در سوئیس یه معنی دیگه میده در هند یه
معنی دیگه میده وقتی میگی اسلام ما داریم
از اسلام و ارزشهای انقلابی به تفسیر با
یعنی هیچ چیزی بهتر از خود تجربه تاریخی
تفسیر نمیکنه بنابراین شما در چارچوب
ذهنیت آقای خامنهای و دیدگاه آقای
خامنهای شکل تصمیمگیری آقای خامنهای
عمل میکنین آقای خامنهای کسیست که
رئیسجمهور و وزیر امور خارجه رو مأمور
میکنه که بره با غرب مذاکره بکنه بعد
خودش با مذاکره مخالفت میکنه شما با یه
همچین آدمی مواجهی یعنی مسئولیت حتی
مذاکره با غرب مسئولیت برجام خودش
نمیپذیریم کهه با دستور او و با تأیید او
انجام شده امکان نداره که آقای روحانی و
آقای ظریف بارها گفتن که آقای خامنهای
تأیید کرده کسیست که مسئولیت کار خودشو
نمیپذیرید شما چطوری میخواین در سیاست در
چار س سیاست ایشون حالا عرض میکنین عرض
کنم بفرما شاید با هم به یه نقطه رسیدیم
تو این موضوع من فکر میکنم توقف زیاد
نداریم پاسخ این سؤال شما اینه که بله
بنده هم فکر میکنم که در مرحله اجرایی
چون تیمی که آقای پزشکیان میاره اون
برداشت و چشمانداز به اصطلاح به قول
معروف برنامهی که ارائه میکنه که چجوری
این سیاستها رو به اصطلاح اجرایش کنیم که
برسیم به این
نقاط تیم آقای پزشکیان که تیم جبهه
اصلاحات هست بدون تردید مجموعش پک شده با
جریان اعتدالی همشون مجموعاً با هم حالا
اون بهترینا شونو شما حساب میکنید مثلاً
میخوان سرند کنن مجموعه جبهه اصلاحات با
این اعتدالی که اضافه شدن همین علی
لاریجانی و جماعه این مجموعه این پک اون
اونجوری که که اینها توی اجرا به اصطلاح
دیدگاهی که دارن و تو سای چیز اجرایی شونم
سابقشون نشون میده یقیناً تفاوت خواهد
داشت با چیزی که آقای جلیلی اجرا کرده
چیزی که آقای حتی قالیباف میخواد اجرا کنه
و مدلهای دیگهی که تا حالا آقای
خامنهای تست کرده یعنی آقای رئیسی و
احمدینژاد و همه رو خب و دقیقاً تو همون
جزئیات به دعوا خواهند خورد اگه پاسختون
در واقع میخواین اینو از بنده بشنوین که
باز اینا به تقابل خواهند خورد بنده به
شما بدون شک دارم میگم حتماً خواه شاید
اختلاف من و شما سر این باشه که مثلاً کی
یا ها ی کدوم مسئله و کجا مثلاً من خودمم
حقیقتاً نمیدونم کی چهجوری ولی میدونم
در بخش در اون شروع مدت اینا ماحصل خوبی
خواهند داشت چون هم او نیاز داره به آقای
پزشکیان و هم آقای پزشکیان نیاز داره که
ایشون اعتماد بهش بکنه یعنی علتی هم که
ایشون داره چندین بار اینا رو تکرار کرده
البته بهش تذکر داده شد خود خانم منصوری
بهشون تذکر دادن خودشون گفتن که باید شما
یادتون بیاد که چون به هر حال ایشون یه
فردی که صبح تو میگم ۱۰ پ۵ روزه فهمیده که
میخواد کاندا بشه واقعاً معلوم شده و سریع
داره یه برنامه هاش میخواد جم جور کنه
ظاهراً جدی داره میشه و اینها خیلی جاها
ممکنه اشتباهات لفظی هم باشه ولی به هر
حال و ایشون اومد اصلاح کرد اینها رو هیچ
جای دیگه شما دیگه نمیبینید ایشون میگه
من اصولگرا هستم چون به معنی اصولگرا اگه
باشن ازشون اصلا ما خلاصم ما اصلاً من و
آقای پزشکیان دیگه نسبتی نداریم تو این
اون حوزه نمیگم من به اصولگرا هیچ وقت رأی
نمیدم نخواهم داد من دارم میگم ما بنام
برا اینه بوده که بریم دنبال کسی که اصلاح
طلبه و از این جنسه و اعلام کرده جبهه
اصلاحات و منم به اون خاطر خیلی احترام
دارم برای خانم منصوری که در مدیریت ایشون
این اتفاق افتاد کلاهی که سری قبل سر
اصلاح طلبا داشتن میذاشتن سر موضوع آقای
همتی که کاندیدای خودشون نبود و خانم
منصوری دو روز قبل از تایید صلاحیتها
اعلام کرد که جبهه اصلاحات ه تا کاندیده
بیشتر نداره حداقل اگه یکیشون تأیید نشه
ما تو انتخابات نیستیم حتی اگه آقای
لاریجانی باشه علی لاریجانی ما دنبال
مثلاً فرد واسطه و اینها نمیخوام یکی
میخوایم از داخل خودمون برنامههای ما رو
خب با این تیم من مطمئنم به مشکل خواهند
خورد اما یک مدتی معتقدم اینا شروع خواهند
کرد توی بعضی مواقع میگم چون به همدیگه
نیاز دارن تعارف نداریم آقای خامنهای من
من هنوزم نمیتونم حلج بکنم بدون بدون
اینکه بفهم یعنی به اصطلاح به این نقطه
برسم که آقای خامنهای مسئله مش بحران
مشروعیت داخلیش از نظر اینکه عقبه مردمی
نظام رفته به سمت سقوط این یک براش یک
هشدار شده اونم در پایان سالهای پایانی
عمرش خب که به هر حال میخواد هر کی میخواد
برای خودش یه لگاسی بذاره یک چی میگن
میراثی بذاره ایشونم حتماً تو ذهنش چون به
هر حال ایشونم تجربهها رو دیده ما ایشون
رو آدم مثلاً کم کم عقل و کم شعور که
نمیتونیم فرض کنیم خیلی هم زرنگ شده خیلی
م بلد شده و خیلی هم تجربه کرده خب
بنابراین ایشون نیاز پیدا کرده به اینکه
انتخابات این یکی از محلهایی هستش که
شاید
بتونه یه مقدار بازسازی کنه مشروعیت نظام
که که بتونه نظام یه مقدار کارآمدتر بره
وگرنه که خب این داریم میریم به سمت دره
سقوط دیگه اما از اون طرف آقای پزشکی آیا
این چیزایی که گفته که سیاستهای ایشونو
دارم میخوام اجرا کنم همی که خوندیم معنیش
اینه که آقای پزشکیان میخواد مأمور آقای
خامنهای بشه که اون منویات که شما اشاره
کردید که ایشون تفسیر خواهد کرد که اون
کلمه چیز کدوم عزتی که ایشون میگه یعنی چی
در مذاکره با آمریکا عزتی که یا اون حکمت
مصلحتی که ایشون
میگه اما تو این قسمت اگه من منظور شما
اینه که من من و شما شاید تو اینجا اختلاف
یا خیلی از عزیزانی که تو این ساعت و این
چهار پنج روزه مردد هستن رأی بدن اگه
منظورشون این باشه که من در اون بخش پس با
همدیگه ت فق داریم مطمئنم بدون برو برگرد
در انتهای ۴ سال اصلاً نمیدونم به ۴ سال
برسه یا نه قطعاً اینا با همدیگه کلش
خواهند کرد ایشون که هیچی آقای رئیسی هم
رسیده بود نوارش در اومد بیرون دیگه با هم
اختلاف داشتن فقط میگفت که من خیلی
مراعات میکردم اینور اونور علیه ایشون
به خدا خواسم سعی کردم حرف نزنم و فلان
هنوز ۳ سال نشده بود احمد نژادم همین طور
بود آقای پزشکیان به مراتب اشکال پیدا
خواهد کرد تیمی که ایشون دارم عرض میکنم
باهاشون دارن کار میکنن و ایشون شنوای
اون تیمم هست توی همین ۱۰ روز گذشتم این
تیم مرتب ایشونو اجاز کرده و حرفاشو شما
دیدید که خنده اینه که آقای پزشکیان به
اندازه دیگر کاندیداها از جانب حکومت یا
از جانب آقای خامنه حمایت نمیشه دیگه چون
اگر نمیشه و از این طرفم مشورت پذیره من
من پ آخرم بگم قلب من با شماست ق قل من
نمیتونه با شما باشه یعنی من بفرما یه
اون جمله آخر بگم که حالا بعد شما
بفرمایید عرضم حضور شما که داشتم میگفتم
که اما پس تردید نداریم که ایشون با
همدیگه آقای پزشکیان دیگه باید از یه
مرحله به بعد بره بجنگه ولی میخواد
سیگنال داره براش میفرسته که حالا به هر
دلیلی بنده رو تأیید سلاحت کردین خیلی
ممنون من سیاستهایی که خودتون امضا کردین
میخوام با شما میخوام یعنی با از روی
تقابل اینا من نمیخوام بیام تو میدون و
آدمم که آورده تو صحنه کنارش هستن شما
اینا میدونید بدون حساب کتاب نیست
محمدرضا خاتمی رو نیاورده هم روز اول تو
تلویزیون بنشونه بله و اینا دلیل داره که
میخواد بگه ببینه آقا نترس نه ما میخوایم
با هم کار کنیم اون آدم که شما یه دفعه
ممکنه پنیک بشی و به قول معروف آمپر
بچسبونم به اصطلاح خیلی عامیانه بگم یه
بگی اوه اینا باز اومدن که ایشون کابوس
ببینه منه نه من در واقع ولی همینان تیم
همیناست آقای محمدرضا خاتمی تو تلویزیونم
نباشه تو اتاق بغلی نظراتش به آقای پزشکان
خواه و ایشون باید بشنوه یعنی ایشون پیمان
نامه امضا کرده آقای خلجی عزیز این اولین
باره و من اینجا کردیت میخوام به یک زن
بدم تو این وسط جنبش زن زندگی آزی که من
معتقدم هنوز این جنبش زنده هست به خانم
آذر منصوری و ایشون کسی بود در برابر اون
مدیریت دوره قبلی که آقای مهندس نبوی که
دوست از همکار بنده بوده چریک پیر بهش
میگن اون اتفاق اون موقع نیفتاد داشتن
کلاه میذاشتن ایشون اومده این پیماننامه
رو امضا کرده خب با این تیم باید کار کنه
جلو صحنه نباشه پشت صحنه است این تیمن
همینان خب پس بنابراین به مشکل برخواهند
خورد بدون تعارف و باید ایشون بره بجنگه
این حق اون وعدهای که از من تا جایی که
میتونه باید وایسته اون اختیار که داره
تو همین قانون اساسی وجود داره اونا رو
عملی کنن که من معتقدم اولش دمج کنترل
قطعاً اتفاق میفته یعنی اینکه ایشون
میتونه خسارت و جلوش رو بگیره خسارتی که
میتونه میگم ایرانو سقط کنه همون جملهی
که شما گفتید من به اون خاطر برای شما
خیلی احترام قائلم آقای خلجی عزیز توی به
عنوان کسی که در قلب واشینگتن اینجا دارید
زندگی میکنید کار میکنید ولی دلتون برای
کشور ایرانه یعنی شما به هر قیمتی
نمیخواین کشورتون با جنگ و نمیدونم این
چیزا به همین خاطر ما اون موقع آقای دنیس
راست که شما خاط تون هستش در بحث مذاکرات
ما خدمت شما و آقای دنیس راس با هم رسیدیم
که توی مسائل کلی ایران ما میخوایم ایران
سقط نشه میخوام یه چیزی از ایران باقی
بمونه که بعداً هر کسی آلترناتیوی چیز
دیگه داره بتونه روی اون بنا کنه خب ایشون
میتونه جلوی سقط شدن ایران رو منظورم با
با این تیم دارم عرض میکنم و حمایت مردمی
که انشاالله میلیونی خواهد بود میتونه
بگیره اگه ایشون پیروز باشه قدم دوم ۱۰ ۲۰
من عدد همونطور که خ خودتونم میگین واقعاً
وعدههای بزرگی داده نمی ۱۰ ۲۲۰ اون چیزی
که ویزیبل من معتقدم تو زندگی مردم تأثیر
شارپ و مستقیمی خواهد داشت این بدون تردید
میتونه بهبود ببخشه اما بیشتر از اون
واقعاً دیگه بستگی داره که این قسمتهای
اول چهجوری جلو بره و چقدر این دو تا
بتونن با همدیگه با اعتماد طولانیتر کار
کنن ولی خود آقای خامنهای شم بابا وقتی
رئیس جمهور بود با رهبر ف وقت اون موقع به
درگیری خورد فرق نمیکنه تو این این
ساختار این معیوب این رشده است و این باید
جمع و جور بشه بره به سمت چیز ما میخوایم
که این گزاره به یه مرحله خب ما بحثمون
اینه که پس اینجا ما با هم فکر کنم اختلاف
نداریم نه ببینید ببینید آقای خینی وقتی
ما داره تموم میشه اجازه بدین که من یک به
اصطلاح بحثو ببندم اولا که خیلی ممنونم از
شما خیلی بزرگواری کردین که شرکت کردین و
توضیح
دادین دیدگاهتون و سانین اینکه مهم اینه
که ما هم ایرانو دوست داریم هم به یک
ارزشهای مشترکی باور داریم
دموکراسی عدالت آزادی برای همه حقوق
برابر این اینا مهمه دیگه یعنی اینا از ما
یه جامعه میسازه حالا شکل رسیدن به اینها
واقعیت اینه که راجع به اونچه که شما
گفتید راجع به آقای پزشکیان من آرزو
میکنم قلب دل من آرزو میکنه اونچه شما
میگید اتفاق بیفته این ولی عقل من نمیتونه
حضم کنه اینو بفهمه بنابراین اجازه بدید
که عقل من نپذیر ولی قلب من همراه شما
باشه من ام خیلی راه رفتیم جلو وست اگه تو
این یک ساعت ما با قلبمون به هم یکی شده
باشه که خب خیلی راه رفی من همیشه برای
کسانی که در مورد مسائل خوش بینن من همیشه
براشون آرزوی موفقیت میکنم و آرزو میکنم
که نظرات من درست از آب درنیاد من
امیدوارم اونچه که شما میگید اتفاق بیفته
نه اونچه که من میگم چون که ولی من بر
اساس به هر حال اونچه که میشناسمو میفهمم
که گفت که آقای طالقانی وقتی تف یر قرآن
میگفت میگفت که به عقل ناقص ما این
رسیده حالا به عقل ناقص آقایون چی میرسه
خدا میدونه حالا منم به عقل ناقصم این
میرسه ولی چون که شما خیلی امید دارید
خیلی خوشبینانه نگاه میکنید من امیدوارم
که اونچه که شما میگید اتفاق بیفته ۴ سال
دیگه اگر من زنده بودم امیدوارم عمر شما
طولانی باشه ۴ سال دیگه ما با همدیگه
بنشینیم و بگیم که بله ما در این ۴ سال با
اومدن آقای پزشکیان دو قدم به سمت یک
سلامت باشید آقای خلجی عزیز ممکنم ه که به
چ سال وا نیستیم هفته آینده باز با هم کار
داشته باشیم کار به پنالتی بکشه آقای
پزشکی میگم میگ در نه نه نه همین آقای
پزشکیان ممکنه کارش به پنالتی بکشه ما
هفته آینده بازم با هم بیشتر صحبت کنیم حت
حتما علاوه بر قلبتون یه دفعه ذهنتون م از
نظر منطقی هم یه وقتی به این نقطه رسی من
ا با شما صحبت میکنم به دلیل اینکه فکر
میکنم ما باید با دیدگاههای مختلف همیشه
نگاه خودمون رو آزمایش ش کنیم تست کنیم و
اینا که حرفای ما یا نظرات ما که قرآن که
نیست که ما باید ببینیم که شرایط چهجوری
تغییر میکنه سعی کنیم با هم بفهمیم و مهم
اینه که یک میدان مشترک داریم اون ایرانه
یک ایران آزاد یک ایران پیشرفته یک ایران
سعادتمند یک
ایرانی با عزت نفس با کرامت انسانی و که
هر جای دنیا هستن چه در داخل ایران در
خارج از ایران در با سعادت زندگی کنن چون
میدونیم که سعادت همیشه یک امر جمعیه ما
نمیتونیم یک نفر سعادت مان باشه در میان
یک جامعه بدبخت یا یه طیف از جامعه خوشبخت
باشه یه طیف از جامعه بدبخت سعادت باید
همه سعادتمند باشن تا یکا یک ما من از شما
بسیار سپاسگزارم براتون آرزوی سلامتی و
موفقیت میکنم امیدوارم که از وقتتون
امیدوار بودم که از مخاطبینم بتونیم پاسخ
یا
کامنتها تمام شده و منم باید برم جایی چیز
اوبر اومده دنبال من در نتیجه من باید از
خدمت شما مرخص بشم براتون آرزو موفقیت
میکنم و امیدوارم باز هم این گفتگوها رو
ادامه بدیم انشاالله قربان شما از همه
دوستانی که در این جلسه بودن و بحث ما رو
گوش کردن سپاسگزارم و امیدوارم که باز وقت
بودن در خدمت شما و ادامه این گفتگوها رو
داشته باشید خدانگهدار