نامزد مطلوب «علی خامنه ای» در انتخابات ریاست جمهوری کیست؟

دوستان گرامی همون طور که میدونید موضوع این صحبت من این هست که نامزد مطلوب آیتالله خامنه‌ای در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو چه کسیست من در این بحثی که داریم اصلا نمیخوام به این موضوع بپردازم که کدم یکی از نامزدها بهترن کدم یکی از نامزدها برای رأی دادن صلاحیت بیشتری دارن نمیخوام صحبت کنم که آیا در این انتخابات باید شرکت کرد یا نباید شرکت کرد بنابراین بحث من فقط این هست که آیتالله خامنه‌ای ماجرا رو از چه زاویهای میبینه و تصورات بسیاری که ما داریم از اینکه آقای خامنه اینطور فکر میکنه اونطور فکر میکنه یا باید اینطور فکر کنه یا باید اطور فکر کنه بسیاری از این تصورات به نظر من با واقعیت فاصله بسیار زیادی داره ببینید از زمان انتخابات دوم خرداد یک تصوری شکل گرفت که آقای خامنه‌ای یک نامزد خاص داره به نام آقای ناطق نوری و یک نامزدی هم داره که دوست نداره رأی بیاره ولی او رأی آورده آقای ختمی این تا اندازهای واقعیت داشت و به این دلیلم واقعیت داشت که اساساً آقای خاتمی و اون کسانی که آقای خاتمی رو در حقیقت حمایت میکردن اصلاً تصور نمیکردن که آقای خاتمی رأی بیاره چه برسه به اون رأی بالایی که آورد یعنی آقای خاتمی آدمی بود که برای توده مردم خیلی ناشناخته بود بر خلاف آقای ناطق نوری و خیلی در شرایط خیلی خاصی بود که آقای خاتمی ر آورد منتها از بعد از او این تلقی باز شکل گرفته که بله آقای خامنهای یک نامزد داره و در حقیقت در انتخابات ریاست جمهوری خودش یک طرف ماجراست واقعیت اینه که چندان این تصور چندان درست نیست من این رو حدود بیش از ۱ سال پیش ۱۱۱ ۱۲ سال پیش وقتی که آقای روحانی رئیس جمهور شد همون روزی که نتیجه انتخابات اعلام شد یعنی شنبه بعد از انتخابات در تلویزیون بی بی سی در برنامه پرگار که الان روی یوتیوب هست میتونید نگاه بکنید گفتم که اون موقع باز این دوگانه رو درست کرده بودن که بله آقای خامنه‌ای مثلاً با روحانی موافق نیست و روحانی نماینده در حقیقت مخالف یا به اصطلاح نماینده غیر مطلوب آقای خامنه‌ای هست نامزد مطلوب آقای خامنه‌ای شخص دیگریست الان هم در فضای انتخاباتی باز دوباره این حدس و گمان ها هست که بله آقای قالیباف آیا نامزد آقای مطلوب آقای خامنه‌ای هست یا آقای پزشکیان یه عده میگن آقای آقای قالیباف یه عده میگن نه آقای پزشکیان هر کدومم برای خودشون یه سری توجیه‌های علی دارن یه عده میگن که به دلیل اینکه آقای خامنه‌ای می‌خواد شرایطو عوض کنه جامعه می‌دونه که جامعه در حال انفجار هست می‌دونه که فشارهای بین‌المللی زیاد هست بنابراین نیاز داره به یک چهره جدید اصلاحطلب نگرانی هست از روی کار آمدن ترامپ در آمریکا بنابراین باید یک چهره معتدلی در حقیقت رئیس جمهور باشه و از اون طرف هم میگن که نه آقای قالیباف به دلیل بهر حال سابقش و ارتباطاتش با آقای خامنه‌ای او هست که نماینده محبوب آقای خامنه‌ای اس حالا یهده آقای جلیلی و دیگران میگن ولی به هر حال بین آقای قالیباف و آقای پزشکیان همچین دوگانه‌ی ساخته شده در فضای جامعه اجازه بدید که من اجازه بدید که من یک نکته رو برای شما روشن بکنم به خاطر اینکه اگر این یک نکته رو متوجه بشیم متوجه میشیم اثلا آقای خامنه‌ای چگونه اداره میکنه شرایط رو چگونه به اصطلاح تضادها و تنش‌های درون حلقه حاکمیت رو مدیریت میکنه به خصوص بعد از قضیه آقای احمدی نژاد که نظر ایشون به احمد نژاد نزدیکتر بود تا آقای رفسنجانی در از زمان به اصطلاح بعد از جنبش سبز آقای خامنهای تسلط بسیار زیادی پیدا کرد بر شرایط به اصطلاح کشور به این صورت که دیگه اجازه نده که تنش‌ها و به اصطلاح تضادهایی در دورون حاکمیت به وجود بیاد که کار از دست او خارج بشه بنابراین با مهار انتخابات از مراحل اولیه که مراحل در حقیقت تایید صلاحیت هست تا پایان کار که شمارش آرا هست آقای خامنه‌ای یک سازگاری رو تعبیه کرد در حقیقت یا توانست براش تسلط پیدا بکنه که به قول خودش این دو قطبی شدن حداقل برا خودش دیگه معنی نداشته باشه یعنی وقتی که آقای خامنهای یک عدهای رو دو نفر سه نفر پ نفر یا الان ش نفر رو به عنوان نامزد نامزد ریاست جمهوری تایید صلاحیت میکنه واقعیت اینه که دیگه براش مهم نیست که چه کسی ر بیاره یعنی اولا خب روشنه که مثلا یه کسی مثل اون آقای هاشمی یا آقای زاکانی اونا رأی نخواهند آورد و در نهایت به نفع یکی از نامزدهای نیروی انقلاب کنار خواهند رفت ولی واقعیت اینه که برای آقای خامنه‌ای الان مهم نیست که آقای پزشکیان رأی بیاره یا آقای قالیباف یا آقای جلیلی یعنی کهه حتی این به این معناست که نیازی هم حتی به اینکه تقلب گسترده انجام بدن در شمارش آرا و یا در اخذ رأی همچین نیازی ندارن یعنی میتونن کاملاً کمابیش اخذ رأی و شمارش آرا رو به صورت درست هم انجام بدن در نهایت اون کسی که رئیس جمهور میشه کسیست که آقای خامنه‌ای بتونه کار باهاش بکنه ببینید برای آقای خامنه‌ای مهم نیست که شما چه شخصیتی دارید یا چه ایدئولوژی برای خودتون دارید یا چه برنامی برای خودتون دارید برای آقای خامنه‌ای اونچه که مهم هست اون چیزیست که آقای پزشکیان گفت یعنی کهه شما بتوانید مجری سیاست‌های او باشید ما در دولت مثلاً فرض بکنید آقای روحانی ما فکر می‌کنیم که دولت آقای روحانی یا آقای ظریف در تقاب مستقیم با آقای جلیلی و آقای احمدی نژاد قرار داشتن این از پایین که نگاه می‌کنیم این شکلیه ولی از بالا که آقای خامنه‌ای نگاه می‌کنه این شکلی نیست آقای خامنه‌ای در بسیاری از مسائل اعتمادی که به ظریف داره به جلیلی نداره و همون طور که آقای ظریف و آقای روحانی هر دوشون تأکید کردن و بارها و بارها تکرار کردن جزئیات دیپلماسی هسته‌ای در دوران آقای روحانی جزئیات به اطلاع آقای خامنه‌ای می‌رسید و با موافقت شخص ایشون در حقیقت اجرا میشد یعنی اینطور نیست که آقای ظریف کاری میکرد آقای ظریف همونقدر مجری سیاست‌های آقای خامنه‌ای بود که آقای صالحی یا آقای متکی وزرای خارجه دوران آقای احمدی نژاد و همونقدر آقای روحانی شخص آقای روحانی مجری سیاست‌های آقای خامنه‌ای بود که آقای احمدی نژاد الانم همین طور هست یعنی چه آقای پزشکیان رئیس جمهور بشه چه آقای قالیباف رئیس جمهور بشه چه آقای جلیلی رئیس جمهور بشه یه چارچوبی وجود داره این چارچوب چهارچوبی اس که آقای خامنه‌ای تعیین کنه و باید اجرا بشه یعنی اگر قراره که ما بریم برجام رو احیا بکنیم اگر قرار باشه که شدت عمل به خرج بدیم اگر قرار باشه که سیاستهای منطقیم مونو تغییر بدیم اگر قرار باشه که با اسرائیل رابطمون رو دوباره تعریف بکنیم هر نیت و قصدی اگر وجود داشته باشه فقط و فقط در چارچوب سیاست‌های آقای خامنه‌ای و با اجازه ایشون و با دخالت جزئی ایشون پیش خواهد رفت فراموش نکنید که آقای خامنه‌ای درست مثل محمدرضا شاه که در یکی دو دهه اواخر عمرش خیلی مایکرو منجمنت میکرد یعنی در مسائل جزئی دخالت میکرد و در یک زمینه‌هایی هست که آقای خامنهای در جزئیات دخالت میکنه یکی مسله م مسائل نظام ی و امنیتی و تسلیحاتی و هسته‌ای اینا مسائلی که آقای خامنه‌ای به طور جزئی دخالت می‌کنه و اگر اقتصاد ایران وابسته است به الان وابسته است به این مسئله یعنی وابسته است به مسئله روابط خارجی ایران سیاست منطقه‌ای ایران و برنامه تسلیحاتی ایران برنامه موشکی ایران برنامه هسته ایران اگر وضعیت اقتصاد منوت به این چیزهاست و در حقیقت این وضعیت به اصطلاح نظامی یا سیاست نظامی و سیاست خارجی ما هست که باعث میشه اقتصاد دچار همچین وضعیت بیمار گونهای بشه فساد سیستماتیک در این اقتصاد گسترش پیدا بکنه و مردم روز به روز فقیرتر بشن بنابراین آقای خامنه‌ای همچنان این سیاست‌ها رو پیش خواهد گرفت و این آقای خامنه‌ای اس که تصمیم می‌گیره که چه چیزی تغییر بکنه چه چیزی تغییر نکنه بنابراین اگر آقای خامنه‌ای من نمی‌دونم که آقای خامنه‌ای فردا قصدش این هست که این سیاست‌هایی که تا الان داشته عوض بکنه یا نکنه من شخصاً تصور نمی‌کنم که همچین قصدی داشته باشه هیچ نشانه‌ای هم وجود نداره که ایشون قصد داره که برنامه هاشو عوض بکنه رابطه ما با آمریکا عوض بشه برنامه تسلیحاتی تغییر بکنه برنامه موشکی ت تغییر بکنه حمایت ایران از نیروهای مقاومت کم بشه من تصور نمی‌کنم من هیچ نشانه یا شاهدی نمی‌بینم که آقای خامنه‌ای چون که فکر می‌کنه اواخر عمرش چون که فکر می‌کنه که مردم ناراضین چون که فکر می‌کنه جامعه در حال انفجار هست بخواد تغییری در سیاستش بده چون آقای خامنه‌ای اصلاً این شکلی نمی‌بینه وضعیت رو آقای خامنه‌ای ما رو رو به نزدیک به قله می‌بینه جا ایران رو در اوج به اصطلاح قدرت می‌بینه نگاهش با ما متفاوت او از یک سمت دیگه نگاه می‌کنه او به عنوان یک نفر که ۳۵ سال قدرت رو در دست داشته نگاه می‌کنه نه مثل ما که شهروندان عادی هستیم و واقعیت رو یک شکل دیگه احساس می‌کنیم ولی اگر قرار باشه که آقای خامنه‌ای سیاستش تغییر بده فرقی نمی‌کنه این سیاست با قالیباف تغییر خواهد کرد با پزشکیان تغییر خواهد کرد با جلیلی هم حتی تغییر خواهد کرد حتی شما می‌بینید که رئیسی کسی بود که در نقطه مقابل روحانی قرار داشت یک دوره که باش به اصطلاح رقابت کرده بود و از او شکست خورده بود در انتخابات ریاست جمهوری و یک دوره هم که پیروز شده بود همش خودش رو در تقاب با رئیسی تعریف روحانی تعریف می‌کرد رئیسی کسی بود که مدام گفته بود شما نباید سفره مردم رو به برجام گره بزنید ولی کسی بود که در این دو سه سال به شدت به دنبال احیای برجام بود و همین آقای باقری که الان سرپرست به اصطلاح وزیر خارجه وزارت خارجه است یا وزیر خارجه وزیر به اصطلاح سرپرست وزارت خارجه است همین آقا که جز مذاکره کنندگان هسته‌ای بود در دوران آقای رئیسی و هست این کسیست که مدام از برگشتن به قرارداد ۲۰۱۵ یعنی همون برجام صحبت می‌کنه بنابراین این اختلاف‌ها مهم نیست وقتی که آقای خامنه‌ای تصمیم بگیره که چه چیزی باید انجام بشه اگر قرار باشه که به برجام برگردیم همین آقای رئیسی که اصلاً مخالفته با برجام شعار بود مخالفت برجام با برجام یکی از مهمترین مضامین انتخاباتی بود میشه یکی از مهمترین به اصطلاح عناصر دستور کارش پس این دو قطبی کردن که این آقای پزشکیان نامزد آقای خامنهای یا آقای خاتمی آقای قالیباف یا آقای جلیلی بالکل این منتفی است برای آقای خامنه‌ای فعلاً به اصطلاح زمین بازی رو تعیین کرده قواعد بازی رو هم معین کرده بازیکنان رو هم اونجا قرار داده هر طرف که ببره در حقیقت به نفع آقای خامنه‌ای اس و آقای خامنه‌ای با او هیچ مشکلی نداره آقای پزشکیان هم کسیست که خیلی وعده نمیده ولی هر چیزی که ممکنه وعده نده منتها یه تصویری از خودش میسازه که ان انگار متفاوته در حالی که اونچه که ما فکر میکنیم که انگار متفاوته در عمل متفاوت نخواهد بود در عمل تغییری به وجود نخواهد آمد [تشویق] و نگاه کردن به سابقه آقای پزشکیان کاملا نشون میده که چقدر ایشون مطیع رهبر هست از قضیه واکسن کرونا بگیرید تا مسائل دیگه بنابراین وقتی که سر مسائل اساسی باشه همه اینها مجبورن که در چارچوب دستورها و نه تنها حتی دستورهایی که ابلاغ میشه اون منویات یعنی اون چیزی که در ذهن رهبر هست و ممکنه که به طور علنی هم بیان نکنه باید اون منویات ایشون رو اجرا بکنن خب من چند تا هف خب من چند تا از نکته‌های که دوستان نوشتن می‌خونم گفتن که با این قشر خاکستری بعد از این همه سال مبارزه و این همه خونه که نثار شده چه باید کرد [موسیقی] ببینید این یک مسئله مهمی اس وقتی که شما در این دو سه سال اخیر یعنی بعد از این اعتراضها که در پی قتل خانم محس امینی شکل گرفت وقتی که شما مبالغه میکنید در اونچه که اتفاق افتاد یک چیزی که در از نظر به اصطلاح علم سیاست چیزی جز شورش های کور نیست یعنی اونچه که اتفاق افتاد بعد از قتل خانم مهسا نه انقلاب بود نه خیزش بود هیچ هیچ چیزی نبود جز شورش کور شورش کور یعنی کهه شورش‌هایی که پراکنده رخ میده هیچ ایدئولوژی نداره هیچ رهبری نداره هیچ سازماندهی هم نداره اینا رو بهش میگن شورش کور وقتی شما شورش کور که محکوم بشه که از هم هست وقتی که شما اسمشو انقلاب میگذارید اسمشو خیزش می‌گذارید و بعد مدام میگید این جمهوری اسلامی مشروعیت نداره الانه که بیفته الانه که ساقط بشه دیگه تموم شده دیگه ما داریم ما ملت کبیر داریم مملکتو پس میگیریم و از این حرفا خب این امید واهی که میدید به مردم خب به سرعت تبدیل میشه به یس این یس تبدیل میشه نتیجش همین وض ویتی که الان میبینید که یه عده زیادی از کسانی که در جریان این اعتراضها خیلی هیجان زده بودن خیلی شاید هزینه دادن خیلی آسیب دیدن خیلی حضور و پرشوری از خودشون به نمایش گذاشتن اینها امروزه میگن که ما در ایران هستیم و چیکار بکنیم ما باید به این تغییرات جزئی قانع باشیم و برای ما فرق میکنه که کی بیاد بر به اصطلاح بر مسند ریاست جمهوری و در حقیقت اینا از اون طرف بام به این طرف بام افتادن همیشه فراموش نکنید که من بارها و بارها این رو قبلاً هم گفتم کسانی که امید واهی میدن به مردم اینها خیلی خیانت میکنن به دلیل اینکه هیچ به اصطلاح هیچ بیماری هیچ طاعونی برای یک جا جامعه بدتر از ناامیدی نیست و هیچ راهی برای ناامید کردن مردم بهتر از امید واحی دادن نیست یعنی شما امید واحی که بدین مردم چن ناامید میشن که هیچ چیز دیگری نمیتونه انقدر ناامیدش کنه من معتقدم که جامعه ایران نیاز به امید نداره بلکه نیاز به اعتماد به نفس داره و در جلسات پیشین درباره این صحبت کردم و باز هم درباره این صحبت خواهم کرد جامعه ایران باید در حقیقت اعتماد به نفس پیدا بکنه و باید متوجه باشه که واکنش نشان دادن به رفتار حکومت یا بازی کردن در میدانی که حکومت اون رو تعیین میکنه قواعد رو تعیین میکنه به هیچ وجه ما رو به جایی نخواهد رسوند گفتم آقای پیروزی پزشکیان و ایجاد انجیو ها و اینترنت به جامعه مدنی کمک میکنن آقای پزشکیان پیروز بشه چیزی به نام انجی او به وجود نمیاد وضعیت جامعه مدنی همین که الان هست خواهد بود جامعه مدنی رو رئیس جمهور در ایران هیچ موقع نتونسته محافظت بکنه حتی آقای خاتمی که در حقیقت واژه یا ایده جامعه مدنی رو وارد گفتمان سیاسی و گفتمان عمومی کرد هرگز نتونست جامعه مدنی رو نگهبانی کنه بلکه ما سپاه پاسداران نیروهای امنیتی و نهاد قضا قوه قضاییه هست که جامعه مدنی رو مدام پایه هاشو سست کرده محدود کرده و وضعیتی که الان میبینیم کشونده انجیو ها رو کی بسته کی از بین برده در حقیقت قوه قضاییه یا اطلاعات یا سپاه بنابراین پزشکیان به هیچ وجه نمیتونه در مورد جامعه مدنی هیچ کاری انجام بده مطلقا گفتن که ویدیوی سخنرانی من با موضوع تفاوت فهم انسان ایرانی و غربی از مسئولیت در یوتیوب غیر قابل دسترسی شده چشم من به دوستان میگم که چرا این اتفاق افتاده نمیدونم من خبر ندارم گفتن که چرا شما زبان رژیم را استفاده کردین نیروهای انقلاب یعنی اصطلاح خودشون من اینجوری کردم یعنی در یومه تیکه ها تشی روحانی و خامنهای نه تکه‌ها تشرش اصلاً نه ببینید نگاه بکنید اشکال نداره که آقای روحانی تیکه بزنه به خاتمی خامنه‌ای و خامنه‌ای هم سرکوفت بزنه به روحانی خامنه‌ای هم بارها و بارها سرکوفت زده ببینید در مورد خامنه‌ای و روحانی به خاطر اینکه خامنه‌ای همیشه این به اصطلاح استایل و سبک رهبری ایشون هست که ایشون در جزئیات مسائل دخالت بکنن ولی هرگز هیچ مسئولیتی قبول نکنن در داستان برجام هم قرار بود آقای خامنه‌ای در جزئیات مسائل دخالت بکنه و کرد و اصلاً غرب به این دلیل با آقای روحانی مذاکره کرد که آقای روحانی اجازه داشت از جانب آقای خامنه‌ای که مذاکره بکنه یعنی در حقیقت قر اگر آقای آقای غرب داشت با آقای خامنه‌ای مذاکره می‌کرد اگر اینطور نبود که مطلقا مذاکره شکل می‌گرفت اما آقای خامنه‌ای نمیخواست که این مذاکرات به اسم ایشون تموم بشه بنابراین ببینید یه نکته مهمو توجه کنید در هیچ موقع هیچ نظام توتالیتر از استالین بگیرید تا الان هیچ موقع توش یک دستی وجود نداره یک صدا وجود نداره همیشه در درونش اختلاف‌ها وجود داره این اختلاف‌ها واقعین یکی از من توضیح دادم که یکی از دلایلی که اساساً انتخابات صورت می‌گیره برای مهار این تنش‌هایی اس که در درون این هیئت حاکمی وجود داره به نظام‌هایی مثل جمهوری اسلامی میگن الکترال آتوریتی ازم یعنی نظام‌های اقتدارگرای انتخاباتی یعنی نظام‌های اقتدارگرا باید در یک محدودهی انتخابات انجام بدن که گردش قدرت صورت بگیره اگر همیشه روحانی باشه فقط روحانی باشه سیستم میپاشه از هم اگر فقط احمدنژاد باشه سیستم از هم میپاشه اگر همیشه بخواد یک جناه بر سر قدرت باشه سیستم از هم میپاشه بنابراین این‌ها باید در دو با به اصطلاح هیئت حاکمه هم به اصطلاح قدرت به صورت انتخاباتی گردش پیدا بکنه تا بتونه دوام پیدا بکنه این اون چیزیست که به اصطلاح این حکومتهای دوبنی یا نظام‌های اقتدارگرای دوبنی رو تداوم میبخشه من اینکه نوشتن راجع به صحبت من و آقای واحدی متوجه نشدم منظورشون چیه راجع به پزشکیان و مجلس نه نگران نباشید مسائل مهم ببینید مسئله برجام تمام اکثریت مجلس با برجام مخالف بودن مگه اینطور نیست آقای خامنه‌ای از دفترش وقتی که تماس گرفتن با مجلس در عرض نیم ساعت همون نماینده‌های که مخالف بودن رأی دادن به برجام و تمام شد یعنی اصلا نگران این نباشید که در مسائل مختلف بین آقای پزشکیان و مجلس هیچگونه تنش جدی بیفته در مسائل مهم آقای خامنه‌ای یا مجلس رو یا آقای پزشکیان رو مدیریت خواهد کرد تعریف جامعه یا حکومت توتالیتر چیه جامعه یا حکومت توتالیتر چند تا شاخصه مهم داره یک شاخصه مهمش اینه که درش طبقات یا احزاب سیاسی وجود نداره در نتیجه شما با توده مواجه هستید وقتی که در یک جامعی احزاب یا طبقات اجتماعی وجود نداشته باشه شما با توده روبهرو هستید توده وجود توده یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نظام توتالیتر هست یک و دو یکی از یکی دیگر از مهم‌ترین ویژگی‌های نظام توتالیتر این هست که هدفش ساختن هدفش فقط قدرت اعمال قدرت بر جامعه نیست فقط گرفتن قدرت و گرفتن ثروت نیست بلکه ساختن یک انسان جدید و یک جامعه جدید هست جمهوری اسلامی نمی‌خواد فقط حکومت بکنه مثل یه مثلا پادشاه یا مثل یه حاکم در دوران قدیم بلکه میخواد جامعه رو اسلامی کنه انسان رو اسلامی کنه سبک زندگی رو اسلامی کنه دانشگاه رو اسلامی کنه ادارات و اسلامی کنه سیاست و اسلامی کنه و اسلام رو در سطح جهان حاکم بکنه این به اصطلاح تمنا یا سودای داشتن حکومت جهانی و این ساختن انسان جدید و ساختن جامعه جدید ویژگی نظام‌های توتالیتر هست خب انتخابات کنش نیست من نمیدونم شما درکتون از کنش چیه هر کاری رو بهش کنش نمیگن انتخابات من قبلاً هم توضیح دادم که انتخابات به خودی خود معنی نداره انتخابات در در نظام‌های سیاسی متفاوت معنی متفاوتی داره در یک نظام دموکراتیک انتخابات به دموکراسی کمک میکنه در نظام‌های استبدادی به استبداد کمک میکنه آقای عبدی یه جا صحبت کرده میگه که انتخابات یک کار بی هزینه است برای یک سود محتمل در حالی که اینطور نیست وقتی خود ایشون میگه که مشارکت پایین مردم این این یعنی سور اسرافیل در سیاست این به این معناست که مشارکت بالای مردم به نفع نظام حاکم هست شما با انتخابات یعنی یک نظام‌های استبداد همه نظام‌های استبدادی الان انتخابات برگزار میکنن از کره شمالی گرفته تا مصر تا جاهای دیگه بنابراین حتی در بعضی کشورهایی که پادشاهی هستن در توی پایین‌تر مثل مجلس یا مثل مثلاً شورای شهرها انتخابات برگزار می‌کنن چرا انتخابات مهمه برای نظام‌های استبدادی به دلیل اینکه این انتخابات نیست که دموکراسی میاره بلکه این دموکراسی‌ها هستن که به اصطلاح انتخابات رو دموکراتیک می‌کنن در نظام‌های غیر دموکراتیک انتخابات کاملاً غیر دموکراتیک انجام میشه جمهوری اسلامی اساساً یک نظام توتالیتر بوده بله نه شما قانون اساسی جمهوری اسلامی رو که بخونید میگه حکومت از کاملاً مانیفست توتالیتاریسم قانون اساسی جمهوری اسلامی آقای خمینی من راجع به این چیزا قبلا صحبت کردم اگر به صحبتهای من در به اصطلاح کانال تلگرامی یا در همین کانال یوتیوب نگاه بکنید میبینید که من مفصل راجع به این نکته صحبت کردم گفتن اگر به حرف شما باشه ما باید بنشینیم و نگاه کنیم نه اینطوری نیست وقتی که میگیم یه راهی اشتباهه به این معنا نیست که شما بشینید و به اصطلاح تماشا کنید یا اگر به اصطلاح راهی به نظرتون نمیرسه دلیل این نمیشه که راه اشتباه رو برید بگید من راه اشتباه رو میرم به خاطر این راه دیگه به نظرم نمیرسه این مشکل شماست که راه دیگه رو به نظرتون نمیرسه یعنی مشکل ماست ما اگر میبینیم یه راهی اشتباهه حتما باید دنبال راه درست باشیم به هیچ وجه اونچه که من عرض کردم در حقیقت اشاره کردم بهش همین بود که جامعه نیاز داره به اعتماد به نفس شما الان دستتون به حکومته آقای جمهوری اسلامی بیا به ما رئیس جمهور بده به ما نون بده به ما آب بده به ما رفاه بده به ما امنیت بده به ما آزادی بده شما اگر از جمهوری چیزی بخواید جمهوری اسلامی چیزی به شما نمیده این کار اشتباهه من میگم که جامعه باید اعتماد به نفس پیدا بکنه و خودش این چیزا رو به دست بیاره قبلاً راجع به این موضوع صحبت کردم و باز هم درباره این موضوع صحبت خواهم کرد در مورد آقای فاضلی من نظری ندارم راجع به ایشون و بسیار خب آقای مهداد عطا بکی هم نمیشناسم تکلیف جامعه با حکومت توتالیتر چیست من اینا رو خب قبلاً صحبت کردم باز هم صحبت خواهیم کرد باز هم صحبت خواهیم کرد خب گفتن که توده مردم در مقابل یک حکومت اسلامی مسلح و پولدار چگونه قدم اول سازماندهی و اتحاد رو پیش میبرن اگر ببینید اونچه که قدرت هست این یک توهمی اس که درست دولت‌های توتالیتر میدن توهمی اس که به شما میدن که پول و اسلحه قدرته پول و اسلحه قدرت نیست جامعهی که سازماندهی شده باشه اون جامعه و آرمان‌های اخلاقی و آرمان‌های سیاسیش اون قدرته هیچ حکومتی که حتی تا دندان مسلح حتی با داشتن صدها کلاهک اتمی حتی با داشتن پیشرفته‌ترین ارتش و تسلیحات در دنیا نمیتونه در برابر جامعهی که منسجم هست جامعهی که سازماندهی شده مقاومت بکنه نیروی جامعه قدرت واقعیست این رو باید جامعه باور کنه این چیزیست که جامعه نیاز داره به دانستنش جامعه الان مرتب از به پول حکومت طمع می‌کنه و از اسلحه حکومت می‌ترسه همچین جامعه‌ای هرگز نمی‌تونه در مقابل حکومت‌های توتالیتر مقاومت بکنه شما باید بدونید که پول قدرت نیست اسلحه هم قدرت نیست حکومتی که اسلحه به کار می‌بره برای سرکوب مخالفانش قدرت نداره جامعه باید از حالت ترس از حالت استیصال از حالت انزوا بیرون بیاد و منسجم بشه حالا من در جلسات دیگه مفصل در این باره صحبت میکم بسیار خوب من سپاسگزارم از همه دوستان و سعی می‌کنم در روزهای آینده بیشتر برنامه لایو بگذارم و بیشتر به مسائل روز بپردازم و در حقیقت بتونم به برخی از نکته‌هایی که دوستان براشون مهم هست بپردازم سپاسگزارم از شما وقت همگی بخیر ‏n