سلام سوالی که الان میخوام بپرسم و تو
ذهنم بود بعدا خصوصی باهاتون بیشتر در
مورد صحبت کنم ولی الان میپرسم حالا بعدا
م شاید بیشتر بتونیم صحبت کنیم سوال من
این هست که فرق رویکرد آشنا شدن با یک
پدیدهای که ذهنی هست مثل ایدئولوژی یا
ادیان یا هر چیز دیگهای که آدمها میخوان
قصد دارن که بشناسن با پدیده های طبیعی رو
از لحاظ فلسفی چطور میشه تبین کرد به طور
سیستماتیک که مثلاً یه نفری فرض بکنید
میخواد یه عقیدهای رو بشناسه ولی رویکرد
نحوه رویکرد به این روش روش شناسایی اون
فکر که در ذهن افراد در واقع وجود داره و
اگر در ذهن افراد وجود نداشته باشه یه
کتابی هست مثل کتابهای دیگه مثل اسلام
مثل مسیحیت
یهودیت تفاوت نگاه فلسفی به رویکرد آشنایی
با عقاید افراد و پدیدهها مثل ریاضی مثل
نجوم اینو من میخواستم ببینم که شما چیزی
تو ذهنتون الان هست که بگید تفاوت این دو
رویکرد چی هست چطور میشه آیا میشه مثلاً
عقاید افراد رو همون طور شناخت که مثلا
پدیدههای طبیعی رو میشناسیم یا باید
اساساً متفاوت به این
قضیه بله سپاسگزارم جناب سلمان بفرمایید
خواهش
میکنم سلام وقتتون
بخیر من میخواستم بپرسم آیا رود مپی برای
شناخت فلسفه و مطالعه فلسفه وجود داره
برای کسی که تازه میخواد شروع بکنه و همین
طور چه جوری اگه
آیا مسیری وجود داره برای اینکه
کودکو با فلسفه آشناشه و علاق مندش کنیم
البته اگر که توی ب میگن این سولات من چون
من تازه به بحث جوین شدم
خیلی خیلی ممنون از طرح سوالتون جناب صادق
بفرمایید
س سلام خدمت شما من حالا نمیدونم به صورت
سؤال یا حتی کامنت گذاری نمیدونم شما گفتی
از کامنت گذاشتم پریز کنم یه بحث دارم در
مورد فضیلت شجاعت نسل ارسطو میخواستم آقای
خرجی گفتن فضیلت شجاعت نسل ستو به نوبه
خودش یعنی فضت یک فضیلته و خیلی ربطی به
هدفی که در شجاعت برای اون به کار میگیره
نداره اما من فکر میکنم که ارسطو شجاعت
رو در راستای سعادت یا خیر مدنظر قرار داد
اگه در این مورد نظری دارن آی خلجی
میخواستم
بدونم خیلی ممنونم جناب خلجی
بفرمایید سه نفر اول سؤ مطرح کردم بله
سوال اول درباره
اینکه رویکرد به پدیده های ذهنی چه تفاوتی
داره با رویکرد به پدیده های
عینی در شناخت عقاید
دیگران یک نکته مهم این هست که تفاوت خیلی
مهمی که وجود داره این هست که ما
باید با دیگران کاونت بکنیم یعنی ارتباط
برقرار بکنیم با با دیگران باید تبادل نظر
بکنیم با دیگران باید گفتگو
بکنیم این چیزیست که متمایز
میکنه شناخت عقاید دیگران رو با شناخت
پدیدههای عینی یعنی شما در ریاضیات یا در
فیزیک چیزی به نام دیالوگ ندارید روشهای
مشخصی دارید برای شناخت پدیدهها یا حل
مسائل ولی در عالم عقاید انسانی شما هیچ
راهی جز گفتگو با دیگران برای فهم اونها
ندارید و در حقیقت فلسفه اساس فلسفه
ارتباط و گفتگوست فراموش نکنید که سقراط
که به نوعی بنیانگذار فلسفه
هست حداقل فلسفه به مفهومی که ما امروزه
میشناسیم وامدار سقراط
هست
او سخن میگفت با دیگران فلسفه سقراط
تماماً در سخن گفتن با دیگران و در مکالمه
با دیگران هست مهمترین اثر فلسفی که در
سپید دم ظهور فلسفه نوشته شده یعنی
مکالمههای افلاطون همه مکالمه هیچکدوم
رساله نیستن افلاطون رساله ننوشته کتاب
ننوشته مکالمه نوشته
یعنی فلسفه اساسش یک دیالوگ هست چرا به
خاطر اینکه فکر کردن خودش یک دیالوگ هست
یعنی شما وقتی که فکر میکنید وقتی خودتون
در حتی تنهایی فلسفه میورزید با خودتون
صحبت میکنید یعنی خودتون رو به دو بخش
تقسیم میکنید و بین دو بخش خودتون دیالوگ
برقرار میکنید بنابراین اساس تفکر دیالوگ
هست حالا چه دیالوگی که با خودتون دارید
چه دیالوگی که با دیگران دارید وقتی که با
خودتون حتی دیالوگ
میکنید پارهای از خودتون رو جای یک نفر
دیگه میگذارید و از طرف دیگری با خودتون
صحبت میکنید و استدلال
میکنید بنابراین بله دیالوگ و کامیکی شن
ارتباط اون چیزیست که متمایز میکنه این دو
رویکرد
رو برای نوع آموزان فلسفی روشهای متفاوتی
وجود داره برای اینکه فلسفه
بیاموزند یک راهش این هست که کتابهایی
هست
که مخصوص این نوع آموزان نوشته
شده و میتونن بخونن فلسفه برای همه یا
درآمدی به فلسفه درآمدها به فلسفه پیش
درآمدها به فلسفه آشنایی با فلسفه زیاد
داریم ی یا فلسفه به طور کلی یا موضوعات
فلسفی یا فیلسوفان مثلاً درآمدی به کانت
درآمدی به هگل درآمدی به
ارسطو این کتابها میتونه کمک ب که
وارد سخن و گفتار فلسفی
بشید یک راه دیگه ادبیات هست
ادبیات
پرسشهای اصیل و بنیادین فلسفی رو مطرح
میکنه و در حقیقت به شما میگه که دغدغه
های اساسی انسان و دغدغههای ماندگار
انسان چی هستند و انسان چگونه میتونه در
پی جستجوی پاسخی برای این دغدغههای
دیرینه
بربیاد یک راه دیگه تفکر در دین هست
میدونید که دین با فلسفه دو حوزه متفاوتن
اما دو حوزه متفاوت هستند در زمینه
اثبات مدع مدعیات خودشون یعنی دین به یک
شیوه ادعاهای خودش رو اثبات میکنه و
فلسفه به یک شیوه دیگه اثبات
میکنه اما پرسشهایی که مطرح میکنند
پرسشهای مشترکی هستند پرسشهای دین مثل
زندگی وجود مرگ ترس اینها چیزاست که در
دین در افسانهها در اساطیر در حکایات
مذهبی در متون مذهبی در سنت مذهبی مطرح
میشه شما با تأمل در این پرسشهایی که
ادیان مطرح میکنن میتونید به دنبال
پاسخهای فلسفی برب
بیایید
و یک راه دیگش این هست که شما متنهای
اصلی فلسفه رو بخونید مثلاً همین
مکالمههای افلاطون که گفتم میتونید
مکالمههای افلاطون رو بخونید میتونید
همین مقالات مونتین رو بخونید که گفتم
براتون میتونید بعضی از کتابهای اصلی
فلسفی رو بخونید مثل گفتار در روش به
کاربرد ن یا گفتار در روش راه بردن عقل
مال دکارت که محمدعلی فروغی به فصاحت و
بلاغت تمام ترجمه کرده کتاب اخلاق
اسپینوزا رو میتونید بخونید و کتابهای
اصلی یا همین کتاب بنیان ماب طبیعه اخلاق
کانت رو میتونید بخونید اینا کتابایی هستن
که
ساده نیستند ولی انقدر هم مشکل نیستند که
شما نتونید باهاشون ارتباط برقرار ک کنید
برای کودکان هم روشهای بسیار زیادی وجود
داره
اگر در اینترنت بگردید دنبال آموزش فلسفه
برای کودکان میبینید که کتابهای بسیاری
نوشته شده بعضی از این روشها روشهایی اس
که در خونه باید صورت بگیره نوعی که شما
گفتگو میکنید با بچهها نوعی که باهاشون
حرف میزنید نوعی که به سؤالات اونا جواب
میدید نوعی که برای اونها سوال مطرح
میکنید و در حقیقت راهنمایی میکنید فکر
اونها رو کتابهای خیلی زیادی هست
کتابهایی هست که به صورت
گرافیک تدوین شدن و مفاهیم فلسفی رو به
صورت خیلی ساده با تصاویر نشون میدن و در
حقیقت به جای اینکه بیان بکنن نشون میدن
با
تصاویر اینها چیزهاییست که برای کودکان
در نظر گرفته شده و خود فلسفه وزی برای
کودکان الان یک رشته بسیار مهمی در تعلیم
و تربیت فلسفی اس و ادبیات و منابع بسیار
گستردهای داره در مورد شجاعت بله شجاعت
فیزه برای ارسطو یک فضیلته
و البته شجاعت به تنهایی شما رو به سعادت
نمیرسونه بلکه باید با فضائل دیگه همراه
باشه اما شجاعت بالاترین فضیلت اخلاقی
برای یونانیان همچنین بود برعکسش برای
کانت که گفتم فیزه نه خوب هست نه بد