فلسفه زن است

اولاً سقراط الهه خودش الهه که بهش الهام میده در حقیقت د تا الهه داره که ا اون میگه اونا الهام می‌کنن به من اون دو تا اله زنن یعنی و خود فلسفه زنه یعنی فیلاسوفی زنه توی فیلاسوفی در در زبان یونانی در زبان لاتین در زبانهای فرانسه و انگلیسی و آلمانی اینا مؤنث کلمه مؤنث و بنابراین همیشه توی نقد عقل محض هست دیگه نقد عقل محس میگه شاهدخت ازش تعبیر می‌کردن به شاهدخت شاه فلسفه شاهدخت و ارتباط بسیار نزدیکی بین زن و فلسفه وجود داره و ما در یونان فیلسوفان زن داشتیم در قرون وستا فیلسوفان زن داشتیم در دوره رونسانس فیلسوفان زن داشتیم مجموعه تاریخ ف فیلسوفان زن ۴ جلد قطور یعنی اصلاً ربطی نداره به اسلام که اصلاً آموزش برای زن‌ها نبوده زن‌ها نویس ما آثار بسیار حالا من براتون یه کتاب مختصری که به فارسی ترجمه شده رو می‌فرستم زنان فیلسوفان زن در یونان بنابراین این وضعیت که ما در اسلام داریم اصلاً مطلقا ربطی نداره به اون و از اونور خ نویسندگان زن نویسندگان برجسته زن از دوره از دوران قدیم تا امروز هیچ در دانته به اتریس در کمدی الهی به اتریس که معشوقه دانته هست فلسفه است در چیز در کتاب بوئتیوس که کولیشن فلاس تسلای فلسفه چیز فلسفه یک زنه یک زنیست که منتها یک زن آسمانی بنابراین همیشه توی فرهنگ غرب فلسفه همچون زن تصویر شده استعاره که به کار میرفته برای زن همیشه زن خود چیز میگه که کانت میگه که من از بن دل شیدای شاهدخت فلسفه بودم ولی هیچ موقع او به وسال من نمی دست وصالش د دست نمیداد رابطه با فراموش نکنید که باز فلسفه د تا کلمه است فیلاسوفی فیلا و صوفیا و فیلا عشقه بنابراین رابطه است یعنی رابطه شما با زن و فلسفه رابطه اروتیکه کاملاً اینا اصلاً مطلقا در فرهنگهای دیگه نیست