آقای خامنهای
هزینهای داره که بیش از یعنی خرجش بیش از
دخلش به خاطر خب
سیاستهای منطقه ایش سیاستهای نظامی و
سیاست برنامه
هستهایش واقعیت اینه که من چون فکر
نمیکنم به خاطر
اینکه این تصور مبنی بر این هست که شما
دارین به به اصطلاح بودجه مملکت نگاه
میکنید بوجه رسمی مملکت که حالا چقدرش
میره برای نهادهای نظامی چقدرش میره برای
نهادهای امنیتی در حالی که این شاید نسبت
به اونچه که جمهوری اسلامی خرج میکنه در
سال برای اهداف نظامی و امنیتی درصد خیلی
خیلی پایینی رو شکل میده ما در ایران
یک اقتصاد در حقیقت غیر دولتی داریم که
اقتصاد مجموعه زی نظر رهبری است ی آقای
خامنهای نهادهایی رو و بنگاههای اقتصادی
رو در اختیار داره که اینها مثل اوقاف
مثل آستان قص رضوی اینها نه مالیات میدند
و نه در برابر هیچ گونه حسابرسی یا
دستگاهی پاسخگو هستن ما نمیدونیم اینا
چقدر درآمد دارن چقدر به اصطلاح فعالیت
اقتصادی دارن ولی بنا بر بسیاری از
گزارشهایی که در سالهای اخیر منتشر شده
اوقاف ایران و آستان قص رضوی جزء بزرگترین
نهادهای بنگاههای اقتصادی در خاورمیانه
هستن و این چیز کمی نیست بنابراین این یک
منبع درآمده که ما اصلاً هیچ تصوری راجع
بهش نداریم و کسانی که خیلی رویای فروپاشی
و براندازی و اینا دارن همیشه دهنشون با
این حلوها شیرین میکنن هیچ تصوری ندارن
که راجع به چی دارن صحبت میکنن
یک منبع دیگه مهم این هست که جمهوری
اسلامی در بازار سیاه اسلحه و حتی مواد
مخدر در جهان بسیار فعال هست گزارشهای
بسیار زیادی هست که درآمدهای بسیاری ایران
مخصوصاً برای سپاه قدس و برای حزبالله
لبنان خود حزبالله لبنان از طریق فعالیت
هاش در بازار سیاه و قاچاق چیزهای مختلف
از مواد مخدر گرفته تا قاچاق اسلحه و
چیزهای دیگه یا حتی قاچاق
اطلاعات مربوط به مثلاً همین برنامه
هستهای و چیزای موشک سازی و ا این
داستانها درآمد داره که خب اصلا اینا
برای ما هم قابل تصور نیست
یعنی سپاه قدس یا مثلاً حزبالله لبنان که
از بودجه رسمی دولت ما که پول نمیگیرن که
اینها منابع شون منابع کاملاً تاریک و
پنهان و بسیار بسیار هن گفته بسیار بسیار
هن گفته همین چیزهایی که در همین مدت در
غزه کشف شد که خب بخش زیادش از جانب ایران
هست و پول ایران هست شما میتونید تصور
کنید که چه حجم پولی ایران خرج میکنه حالا
این فقط مثلاً غزه است تصور بکنید که
ایران حتی در اروپا در آفریقا در حتی چین
و ژاپن فعالیت داره حالا از اینکه
بگذریم نکته بعد اینه که
یک مشکلی که ما در ایران داریم اینه که
مخالفان رژیم کنونی با رهبران رژیم کنونی
مشترکات شون خیلی بیشتر از تفاوت هاشونه
یعنی آقای خامنهای شخص آقای خامنهای با
مخالفانش مخصوصاً در خارج از کشور خیلی
شبیه هم فکر میکنن فقط با هم بدن مثل د تا
برادرن که با همدیگه بدن سر یه چیزی دعوا
دارن ارث باباشون ولی مث فکر میکنن برادرن
کام کاملا و یکی از ویژگی یکی از مشترکات
همینه که هیچ موقع نمیگن ما اشتباه کردیم
هیچ موقع نمیگن که این اتفاقی که افتاد
این شکست ما بود این مثلا بد شد ما اینجا
مسئول بودیم ما اینجا مقصر بودیم نه مثل
آقای خامنهای هر اتفاقی بیفته مردم ۵
شرکت کنن یا ۹۵ شرکت کنن آقای خامنهای
سخنرانیش فرق
نمیکنه اینها که خودشونو رهبران اپوزیسیون
م میدونن یا سخنگویان اپوزیسیون م هم
همچین شکلی دارن هر اتفاقی بیفته همه چی
به نفع ایناست خب این نشان دهنده اینه که
به اصطلاح سنس ریالیتی کاملاً از بین رفته
در این افراد و در این ذهنیتها از واقعیت
جدا شدن و کامن سنس هم از دست دادن حالا
من به این موضوع برخواهم گشت نکته مهم
اینه که در این
انتخابات فارغ از اینکه یعنی فرض بر این
بگیریم که این انتخابات مشارکت سیاسی درش
در حداقل بوده نسبت به دورههای پیش این
نتایجی که خیلی از نتایجی که گرفته میشه
که نتایج در حقیقت تبدیل شده به کلیشه
دیگه ما بردیم اونا باختن نمیدونم
خامنهای بیچاره شد نمیدونم اینجور
داستانا خب اینا خیلی غیر علمی و غیر
سیاسی است در حقیقت واقعیت اینه که اون
بخشی که رأی
ندادن اونا انگیزههای خیلی زیادی داشتن
برای رأی ندادن و صرفاً این نبوده که مثل
مثلاً بعضی از افراد در خارج از کشور
مثلاً به مشروعیت نظام اعتقاد نداشته باشن
یا طرفدار براندازی باشن یا با جمهوری
اسلامی مخالف باشن نه دلایل مختلفی داشته
ما البته که تحقیقات میدانی نداریم ولی
اونچه که مسلم هست اینه که تقلیل انگیزه
رأ کسانی که رأی ندادن به یک انگیزه خب
کاملاً نادرسته این یک نکته نکته دوم
اینکه
مخصوصاً در مورد
براندازی یک توهمی وجود داره که هر کس با
خامنهای بده پس حتما طرفدار بر اندازیه
نه اینطور نیست جامعه ایران جامعه اس که
بخش عمدش غیر سیاسی شده یعنی طبیعتاً
ویژگی سیستمهای توتالیتر اینجور هست که
جامعه رو غیر سیاسی میکنن این غیر سیاسی
بودن یعنی که اصلا دیگه براش مهم نیست یه
بخشی از جامعه ایران هست که یه جوری زندگی
میکنه که چه شاه بالا سرش باشه چه
خامنهای خیلی براش مهم نیست
دیگه ما نه احزاب داریم نه نهادهای مدنی
داریم نه آزادی رسانه داریم آدمایی هستن
من من خودم شخصاً آدمهای خیلی سرشناسی
میشناسم که وقتی که من ایران بودم میگفت
افتخارشون این بود که هیچ مق رادیو گوش
نمیدن اصلا کاری ندارن به این در خونه
خودشون یا محیط خودشون یک فضایی رو درست
کردن زندگیشون م میگذره به هر حال خیلی
دچار مشکل مالی هم نیستن و اصلاً غیر
سیاسین بخشهای دیگه ما بخشهای روستایی
داریم بخشهای مرزی داریم اینها هم بسیاری
از اینها غیر سیاسین یعنی جامعه داره غیر
سیاسی میشه این یک فاجعه بزرگیست که
نتیجه بخش عمدش نتیجه همین نظام توتالیتر
هست بنابراین این نیست که کسایی که رأی
ندادند اینا لزوماً مخصوصاً در انتخابات
مجلس اینا لزوماً مثلاً طرفدار نمیدونم
براندازی و الان فردا انقلاب میکنن این
حرفا ببینید
اگر شما به انقلاب ایران توجه بکنید شما
فکر میکنید که انقلاب
ایران در انقلاب ایران ۱۰۰ مردم ایران یا
۹۰ مردم ایران مخالف شاه بودن و به خاطر
این انقلاب شد نه در جریان انقلاب ایران
یعنی در سال ۹۵۷ ما حدود ۷۰ جمعیت ایران
اساساً روستایی بود روستایی بود یعنی
اینکه دسترسی به برق نداشت دسترسی به
ابزار ارتباطی نداشت و اصلاً در یک دنیایی
زندگی میکردن کمابیش
پشتی دیواری بود بین شهر و روستا در شهر
هم همین طور بنابراین اون بخشی که به
اصطلاح قیام کردن یا انقلاب کردن یک درصد
کمی هستن از جامعه حتی در روحانیت هم این
تحقیق انجام شده که روحانیت در دوره پهلوی
شاید حدود ۱۰ دردشون طرفدار آقای خمینی
بودن و پشت سر آقای خمینی ایستادن و
انقلاب کردن اینطور نبود که همه روحانیت
با شاه مخالف باشه
بنابراین در
جریان به اصطلاح در وضعیت کنونی ایران هم
لازم نیست شما منتظر وایسین که مثلاً ۶۰
جامعه حکومت قبول نداشته باشن تا انقلاب
بشه نه اگر ۹۰ مردمم نسبت به حکومت هیچ
علاقهای نداشته باشن قبول نداشته باشن به
قول دوستان مشروعیتی براش قائل نباشن به
خودی خود اتفاق نمیفته شما برای انقلاب
کردن ۱۵ جامعه میتونه انقلاب بکنه اگر
اون ۱۵
جامعه بسیج شده باشه ایدئولوژی داشته باشه
سازماندهی داشته باشه رهبری داشته باشه ۱۵
جامعه میتونه انقلاب کنه حکومت بندازه در
همه جای دنیا کما وبیش اینطور هست ولی
مشکل این نیست
که انگار بعضی از آقایونی که خودشونو
اپوزیسیون میدونن منتظرن که مثلا اکثریت
جامعه ایران برخیز همچین اتفاقی
نمیفته و نخواهد افتاد و این نشان دهنده
ضعف همین نیروهایی هست که خودشونو
اپوزیسیون میدونن و نتونستن جامعه رو هیچ
موقع بسیج بکنن و هیچ موقع نتونستن یه
نیروی سیاسی قدرتمندی رو به اصطلاح
سازماندهی بکنن اینا منتظرن که صرف کمیت
ناراضیان یه اتفاقی به وجود بیاره چون این
چیزی نخواهد به وقوع نخواهد پیوست کمیت
زیاد افراد ناراضی به خودی خود به انقلاب
منج
نمیشه و نکته مهمتر از همه اینها
اینکه این نظر مردم نیست که باعث میشه
حکومت بمونه یا حکومت نمونه این وضعیت
مردم هست که باعث میشه حکومت بمونه یا
نمونه یعنی چی یعنی اینکه ممکنه که در
انتخابات مثلاً فرض کنید در تهران ۵ رفته
باشن رأی داده باشن ولی یک خبری بود مال
دو سه دو سه ماه پیش که من گوش میکردم از
تلویزیون که
یک کارخانه ماشین سازی در
ایران به مردم گفته که ۵۰۰ میلیون تومن به
عنوان ودیعه در بانک بگذارن که در یک مدتی
که هنوز معلوم نیست یه ماشین بهشون تحویل
بدن یعنی
در زمانی که اصلا هیچ قولی نمیده که کی من
به شما ماشین میدم ولی ۵۵۰۰ میلیون تومن
بیاین ثبتنام کنین ۲۰ هزار نفر ا مال در
حقیقت یکی دو هفته اولش هست ۲۰۰ هزار نفر
۵۵۰۰ میلیون تومن در بانک گذاشتن برای
ماشینی که معلوم نیست که کی به اینها داده
بشه ببینید این کار به ثبات اون حکومت
خیلی بیشتر کمک میکنه تا رأی ندادن یا
اینکه مردمی که پول میدن برای سازمان حج و
اوقاف برای اینکه برن زیارت میدونید شما
چه پولی این سازمان حج و اوقاف از مردم
میگیره برای اینکه مثلاً شما رو حج تمتع
ببره یا حج عمره ببره یا زیارت هایی دیگه
ببره و گاهی این پولها دو سه سال حالا
قدیما که بیشتر هت ه سال میمونه دست دولت
و در حقیقت یه پول یه پول گذا فی رو از
مردم میگیره برای یک خدمات بسیار اندک
انواع و اقسام سیستم سیستم یک سیستم
کاملاً فاسده و سیستمی اس که فاسد بودن
سیستم به این معنا نیست که جمهوری اسلامی
پول مردم میخوره نه مردم در یه سیستم
فاسدی زندگی میکنن یعنی در سیستمی که طرف
خود مردم برای اینکه زندگی بکنن رشوه
میگیرن رشوه میدن نمیدونم دلالی
میکنن فرقی نمیکنه در چه بیزنسی باشن در
چه کاری باشن نظام اقتصادی در ایران فاسده
وقتی که شما مالیات نمیدی از اون طرف دولت
به انواع و اقسام روشها پول مردمو میدزده
دلارو بالا میبره نمیدونم سکلو بالا میبره
دستکاری میکنه در بورس و چیزهای دیگه این
به این معنی نیست که مردم از این قضیه جدا
هستن نه مردمم همینن یعنی همه توی وضعیتی
هستند که توی سیستم اقتصادی کراپی دارن
زندگی میکنن اینطور نیست که مردم همشون
دارن سیستم اقتصاد سالم دارن دولت اقتصاد
ناسالم داره نه این وقتی شما پول میذاری
در بانک بهرههای زیاد میگیری یا نمیدونم
ف دقیقا مردم مشارکت میکنن در این سیستم
فاسد و این باعث میشه که حکومت نیفته این
باعث میشه که حکومت دوام داشته باشه نه
اینکه حالا مردم بیان رأی ندن مثلاً رأی
ندادن خیلی آقای این رو به آقای اکباتانی
هم عرض بکنم که آقای خامنهای وقتی حرف
میزنه میگه که دولتها نتونستن نه اینکه
ندونه تقصیر خودشه اون میخواد مسئولیت
نپذیر اصلاً از سیستم جوری دیزاین شده که
آقای خامنهای بیشترین اتوریته رو داشته
باشه و کمترین مسئولیت و بنابرین اون
همیشه همه تقصیرا رو به گردن دیگران
میندازه اینطور نیست که ندونه خودش که
مقصر کی هست ولی خب اساساً این سیستم درست
شده رئیس جمهور داریم برای اینکه آقای
خامنهای هر کاری دلش خواست بکنه اگر
خرابکاری کرد میفته گردن رئیس جمهور مجلس
داریم برای اینکه هر آقای خامنهای هر
مداخلهای که دلش خواست بکنه اگر به جای
بدی انجامید میندازه گردن
مجلس و همه نهادها در حقیقت وظیفشون اینه
که مسئولیت کارهای بد رو به عهده بگیرن
آقای خامنهای همیشه کردیت میگیره برای
کارای خوب
در نتیجه باید توجه داشت که جامعه ایران
یه جامعه فاسد از نظر اقتصادی و این جامعه
فاسد اجازه نمیده به شما که انقلاب کنید
این رویای انقلاب و نمیدونم این داستانها
فقط و فقط میتونه به تداوم حکومت کمک بکنه
یعنی کسانی که هی مدام از انقلاب حرف
میزنن و الان فردا میفته جمهوری اسلامی و
فردا فلان میشه و اینا اینا خب در اوهامی
زندگی میکنن که دقیقا جمهوری اسلامی اون
اوهام رو خلق کرد براشون و بسیار استفاده
میکنه یعنی کاملاً کسانی که طرفدار
براندازی هستن بدون اینکه بدونن به تداوم
حکومت کمک میکنن و نکته آخر این هست
که آقای
ترامپ یک بیزنس مننه یک آدم سیاسی نیست از
خارج از واشنگتن آمده و شیوه کارش هم در چ
سال ریاست جمهوری کاملاً متفاوته با تمام
ریاست جمهوری آمریکا کاملاً آدم آن
کانونشنال
هست به قواعد به اصطلاح سیاسی و عرف سیاسی
واشنگتن به هیچ وجه پایبندی نداره یکی از
ویژگیهای آقای ترامپ این هست
که در مورد مخصوصاً ایران اصلاً نگاهش
نگاه رئیس جمهورهای دیگه نیست یعنی در
آمریکا رئیس جمهورها از زمان کارتر تا
امروز همواره برای رابطه داشتن با ایران
پیش شرطهایی داشتن برای حتی مذاکره با
ایران پیش شرطهایی داشتن آقای ترامپ
اصلاً چنین چیزی رو نداره یعنی برای رئیس
جمهورهای دیگه مذاکره با ایران خودش یه
امتیاز بود بنابراین چون میخواستن این
امتیاز اینرو امتیاز میدونستن نفس مذاکره
رو امتیاز میدونستن همیشه برای مذاکره
پیشر تعیین میکردن آقای ترامپ بیزنس مننه
مذاکره رو اصلاً امتیاز نمیدونه میگه
بیایم بشینیم سر میز ببینیم که چیکار
میکنیم
و نشون به اون نشون که هیچکس به اندازه
آقای ترامپ به ایران آفر مذاکره یا
پیشنهاد مذاکره نداده بود چند موردش که از
طریق مکرون و نیویورک و این داستان هاست
که همه میدونن در روزنامه ها نوشتن
بنابراین آقای ترامپ کسیست که لازم باشه
میزنه سلیمانی رو میکشه و لازمم باشه با
ایران معامله میکنه آدم غیر قابل پیشبینی
هست اصلا این تصور که ترامپ بیاد در ایران
برای جمهوری اسلامی بد میشه و برای
خامنهای بد میشه این یک در حقیقت پیش
بینی بی مبنایی اس بی بنیانی اس که اصلاً
با سیاست ترامپ با به اصطلاح رویکردهای
ترامپ با اخلاق ترامپ سازگار نیست فراموش
نکنید که ترامپ هرگز طرف از مداخله نظامی
آمریکا در منطقه دفاع نمیکنه به هیچ وجه
وارد همچین چیزی نمیشه برای اینکه ی از
اینکه در برای آمریکا یه دردسر بزرگی در
خاورمیانه به وجود بیاد به شدت پرهیز داره
خیلی بیشتر از اوباما خیلی بیشتر از
اوباما و اینکه میگه آمریکا اوله یعنی کهه
اصلا بیزنس ها رو میخواد برگردونه توی
آمریکا چه برسه به اینکه
بخواد کل این به اصطلاح مداخلات نظامی
آمریکا رو محدود بکنه خب این این برای
ایران یعنی هم میتونه یک جنبههای مثبتی
داشت بستگی داره به شرایط بستگی داره به
اینکه اولاً آقای خامنهای تا کی زنده
باشه ثانیا اینکه وضعیت قض به کجا کشیده
بشه ثالثاً
اینکه موضع کشورهای دیگه مثل عربستان
کشورهای عربی منطقه چه باشه سال سن این که
وضعیت روسیه و اوکراین چگونه باشه به
پارامترهای مختلفی ارتباط داره که اونوقت
ما ببینیم که رابطه ایران و آمریکا رابطه
خوبی خواهد بود یا نخواهد بود در زمان
ترامپ فراموش ن ن کنید که آقای روحانی یک
مصاحبهی داره که من در یکی از نوشته هام
نقل کردم توی واشینگتون انستیتوت هست اگر
بخواین که رسماً میگه میگه همیشه ما با
رئیس جمهورهای یعنی جمهوری اسلامی همواره
با رئیس جمهورهای ریپابلیک و جمهوری خواه
بهتر کار کرده تا با دموکراتها این حرف
آقای روحانیه و یک حالا در مورد ترامپ این
خیلی خیلی میتونه بیشتر صادق باشه چون
میگم آدم تاجری اس آدمیست که اصلاً
ایدئولوژیک فکر نمیکن کنه و طبق به اصطلاح
حتی توصیه وکیلهای روس رو راجع به مسائل
خودشم گوش نمیده چه برسه به توسیه پالتی
شن ها رو یا پالیسی میکر ها رو بنابراین
آینده رابطه اگر ترامپ رئیس جمهور بشه و
اگر خامنهای برقرار باشه چیا برقرار
نباشه هرگز نمیشه که پیشبینی کرد که رابطه
ایران و آمریکا چه خواهد شد و من اصلاً
تصور نمیکنم که آقای ترامپ با ذرهی قدمی
بر در جهت تغییر رژیم در ایران برداره به
هیچ وجه چنین سیاستی رو نداشته نداره و
هیچ موقع هم دنبالش نبوده البته آدمیست که
بلده سختگیری کنه بلده فشار بیاره بلد
اهرمهای
فشار خیلی جدی رو حتی ابداع بکنه که
دیگران بهش فکر نکردن ولی اینکه اپو چیزی
که حالا میگن اپوزیسیون که من نمیدونم
یعنی چی اپوزیسیون در مورد ما ایرانیان
نمیدونم چون هم این کلمه برای یه افرادی
در مورد خودشون به کار میبرن هم یه
افرادی به عنوان فحش به کار میبرن
ولی اگر ایرانیها بخوان هر کاری در ایران
بکنن حکومت تغییر بدن حکومت و نمیدونم عوض
بکنن دموکراسی رو برقرار
بکنن یا حتی دست این دولت رو
در خشونت در تضییع و تباه کردن حقوق بشر
دستشو کوتاهتر بکنن به هیچ وجه مخصوصا به
آمریکا و مخصوصاً
به رئیس جمهوری مثل ترامپ هرگز نمیتونن
اعتماد بکنن این یک فریب هست یک گمراهیست
و اتفاق هر اتفاقی خوب و بد در ایران
بیفته منشع اصلیش خود جامعه ایران خواهد
بود و به هیچ وجه نباید هیچ امیدی به هیچ
عنصر خارجی ب عوامل خارجی مثل اپوزیسیون
هستن وقتی در ایران اتفاقی میفته این
اپوزیسیون م دستشو میذاره به کشتی که داره
از ساحل داره جدا میشه از بندر داره جدا
میشه دستشو اینجوری میکنه به که کشتی
باید ادعا میکنه که آره این کشتی با فشار
دست من بود که از
لنگرگاه جدا شد و به سمت اقیانوس رفت
دولتهای خارجی هم اینطوری اگر در ایران
اتفاقی بیفته بعد از اینکه اتفاق بیفته
البته میتونن تأثیرگذار باشن یا تصمیمایی
بگیرن که تاثیرگذار باشه ولی اونها خودشون
ابتدا به ساکن نه در ایران میتونن انقلاب
به وجود بیارن نه میتونن به اپوزیسیون
کمک بکنن نمیتونن اپوزیسیون بسازن نمیتونن
دولت در سایه بسازن اینا من فکر میکنم که
بهتر هست که خیلی با واقعیتها روبهرو
بشیم و متأسفانه مشکل ما هم همینه که ما
فکر میکنیم فقط آقای خامنهای از
واقعیتها جداست واقعیت اینه که ما مردم
هم بخش عمده فعالان سیاسی ما هم
از اصلاحطلب اصلاحطلب تا انقلابی انقلابی
خیلی با واقعیت
سر سازگاری نداریم و دوست نداریم خیلی
واقعیتو ببینیم و مدتهاست که ازش فاصله
گرفتیم سپاسگزارم
خیلی ممنون متشکرم از شما جناب آقای خلجی
عزیز و یه سوال و نکتهای که هست جنا به
خلجی علاوه بر صحبتهای بسیار خوبی که شما
فرمودین در مورد بحث حالا برنده ها و
بازنده ها یکی از نکات به هر حال این
انتخابات هم انتخابات مجلس بود و هم
انتخابات خبرگان همونطوری که شما در یکی
فکر کنم که د تا از جلساتی که در هفتهها
و ماههای گذشته ما داشتیم در مورد
انتخابات حضور داشتید و به درستی هم
فرمودید که تحریم در دورههای قبل خوب جواب
میداد ولی در این دوره خب برنامتون چی
هست و یکی از گزینه ها قبلش این رو بگم که
خب به هر حال در اردوگاه مخالفین جمهوری
اسلامی حالا چه برانداز میگن یا اپوزیسیون
هر چیزی همه یک صدا از ح روز بعدش در واقع
از ۱۲ اسفند معتقد بودن که که بازنده اصلی
انتخابات و یا این شکست بزرگ آقای
خامنهای است اما اگر از نگاه دیگهای
بخوایم به این مسئله نگاه
بکنیم اسامی کسایی که وارد مجلس شدن از
جمله من در این رومم قبلش هم عنوان کردم
امثال حمید رسایی که با رأی بالا هم وارد
مجلس شده و کما اینکه احتمال داره حتی
رئیس این مجلس هم بشه این دوره از مجلس و
این در واقع یکدست سازی و خالص سازی که هم
در مج مجلس و هم در خبرگان وجود داره
خبرگان که اتفاقاً یکی از مهمترین مجلس
خبرگان خواهد بود چرا که این خبرگان با
توجه به اینکه ۸ سال ادامه داره و علی
خامنهای که الان ۸۴ سال است احتمالاً تا
۹۱ سالگیش فکر میکنم این ادامه خواهد
داشت و به هر حال هر آدمی ممکنه تا اون سن
این احتمال داره که فوت بشه و اون بحران
جانشینی طبیعتاً براش خیلی مجلس خبرگان
مهم بود مجلسی باشه که اون چالشهایی که
بعد از مرگ
خمینی به وجود اومد بعد از ایشون به وجود
نیاد و بتونه در واقع یک جانشینی آسونی رو
داشته باشه و اون بحرانها رو نداشته و
اینکه شایدم اصلا از بین رفتن حکومتش بعد
مرگش نباشه و همین طور مجلس مجلسی رو که
تقریباً یک دستترین مجلس در طی این دوره
شده از این دیدگاه من فکر میکنم نمیشه
گفت که قطعاً با اگر اگر در دو دسته برنده
و بازنده حالا ما چون در این تایتل نوشتیم
قرار بدیم برنده بازنده انتخابات علی
خامنهای بوده برا این کهه من فکر میکنم
اتفاقاً طبق برنامهای که و آنچه که مدنظر
خودشون هست و از دیدگاه و نفع خودشون
حاکمیت اتفاقاً بازنده نبود یک مجلس
کاملاً یکدست خبرگان که میتونه طبق
برنامه خودشون براشون خیلی هم بحران
جانشینی رو تشدید نکنن حتی ورود یکی مثل
حسن روحانی رو هم نتونستن برتاب و حتی
نماینده مثل آقای رشیدی کوچی یا کوچی رو
هم رد صلاحیت کردن و امثال اون نمایندهای
که نسبت
به واردات خودرو حالا اعتراض داشت اون
نماینده چابهاری که نسبت به
آب سیستان بلوچستان اعتراض داشت هر کدوم
از این نمایندهها که شاید کوچیکترین
اعتراضی داشتن همه در این دوره نیستن و
این فکر ن میکنم خیلی هم به ضرر آقای
خامنهای باشه از این نظر دوست داشتیم که
نظر شما رو هم در این موضع بدونیم ج خل
ببینید بله شما درست میفرمایید یه نکته
مهمو در نظر بگیرید اینکه مردم میگن چی
میگن منظورمون بیشتر اینه که در رسانهها
چه چیزی گفته میشه دیگه رسانهها لزوماً
تحلیل درست سیاسی نمیکنن ما در رسانهها
چه روزنامه نگار چه کسایی که به اسم
تحلیلگر میارن اینا حالا اون بحث روزنامه
نگرانشون بذاریم کنار اینا بیشتر فعالی
سیاسین یا سمپاتی گروههای مختلف اینا که
تحلیلگر که نیستن اصلا نمیدونن تحلیل
سیاسی چیه بیشتر وش فول سینکینگ های
خودشونو آرزو اندیشههای خودشونو میگن
حالا اسمشون دکتر هست مهندس هست نمیدونم
فلان استاد هست هرچی
هست اینا آدمای سیاسین یعنی دوست دارن یه
اتفاقی بیفته اصلا کاری هم به واقعیت
ندارن ۵۰ سالم هست همین شکلی سوکال تحلیل
بنگی تحلیل کردن وضعیتو بنابراین خیلی چیز
معیار نیست که اینا چی میگن مهم می که از
نظر منطق تحلیل علوم سیاسی چگونه میشه
تحلیل کرد نگاه علمی به سیاست چی به ما
میگه نه اینکه مردم چی میگن ول اینکه حالا
مردمم بگن افکار عمومی که بیانگر حقیقت
نیست نکته بعد اینه که ببینید وقتی که ما
از تأثیر پروپاگاندای جمهوری اسلامی حرف
میزنیم بر اپوزیسیون دقیقاً مخالفانش همه
مردم دقیقاً همین موردی که شما فرمودید یه
مورد خیلی جالب هست شما کلمه خالص سازی رو
به کار بردید درسته کی این کلمه رو ساخته
جمهوری اسلامی اینو علی لاریجانی اولین
بار به کار برده بعد میبینید که این کلمه
شروع وارد میشه و تو زبان همه و حتی
مخالفان این میشه تاثیر پروپاگاندا این
یعنی که حتی کسانی که این یعنی که این
جمهوری اسلامی که شکل میده به نوع نگاه
شما به واقعیتی که درش قرار داره جمهوری
اسلامی هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده جمهوری
اسلامی از ابتدا به دلیل اینکه یک نظام
توتالیتر هست در وحله اول آقای خامنهای
زمان آقای خمینی هم که حالا جدا بحثش
نمیخوام وارد بشم که طول بکشه ولی آقای
خامنهای به دلیل اینکه یک موقعیت ضعیفی
داشته اساساً در تنها در صورتی میتوانسته
موقعیت ضعیف خودش رو تثبیت بکنه که دیگران
رو تضعیف بکنه که از جلو از شکلگیری
نهادها و کانونهای قدرت مستقل جلوگیری
بکنه بنابراین همواره در پی این بوده که
به اصطلاح با ساختن نهادهای موازی در همین
مهندسی انتخابات یه عدهای رو مدام
بندازه بیرون بعد یک عدهی که به قول شما
یک دست هستن درست بکنه دوباره اون یک
دستها رو دوباره شقه بکنه الان که به
اصطلاح نمایندههای اول تهران از جبهه
پایداری هستن خود جبهه پایداری
که ظاهراً باید الان خیلی خوشحال باشن چند
شقه شدن دعوا شده در رونشون این اتفاق
همیشه میفته در جمهوری اسلامی ببینید
انقلاب ایران با شرکت همه احزاب سیاسی و
سازمانهای سیاسی شکل گرفت آقای خمینی
اومد شقه کرد کرد مذهبی غیر مذهبی بعد
مذهبیا شدن راست چپ بعد بعد از آقای
خامنهای شد اصلاحطلب محافظه کار بعد خود
همین اصلاح طلبا شدن تندر و معتدل بعد خود
محافظه کارا شدن نمیدونم رادیکال فلان هم
پایداری شدن هیچ موقع در جمهوری اسلامی
چیزی ما به نام خالصسازی نداریم امکان
نداره در این سیستم اصلاً امکان
شکلگیری
اجماع اتفاق سازمان وجود نداره همه این
آدمها وقتی که میان در قدرت شروع میکنن
با همدیگه رقابت کردن شروع میکنن به
انشعاب کردن اصلاً انشعاب که میدونید که
حرفه اصلی ما ایرانیاست دیگه ما اً حزب
درست میکنیم برا اینکه انشعاب کنیم لذت
انشا بشه که ما رو وا میداره حزب درست کنه
اولین دو نفر حزب درست کنن اولین کاری که
میکنن انشعاب میکنن حالا مخصوصاً وقتی به
قدرت برسن وقتی میرسن به مخصوصاً توی
سیستم توتالیتر بنابراین آقای خامنهای
کاملاً بای دیزاین هست یعنی با یک دلیل
عمدهای برای برگزاری انتخابات درست برای
اینه که یه عده که توی چرخه قدرت بدن
ریخته بشن بیرون یه عده دیگه بیان و این
به عده بینشون به اصطلاح شکاف بیفته مجلس
ما یک دست هیچ مق نداشتیم که مجلس به محض
اینک برن توی مجلس یا تو هر قدرتی شروع
میکنن با هم رقابت کردن شروع میکنن با
هم و آقای خامنهای اون بالا نشسته آقا
اگر یه مجلسی داشته باشید شما یک دست
ببینید آقای خامنهای از هر رئیس جمهور
قدرتمندی میترسه چه احمدینژاد باشه چه
خاتمی باشه چه روحانی باشه چه اصلاً
رفسنجانی باشه اصلاً مهم نیست که شخصیتش
ایدئولوژی اجندا چی هست یک رئیسجمهور قوی
خطره بنابراین از رفسنجانی بگیرید تا
روحانی تا رئیسی باید اینا ضعیف باشن تا
او بمونه در مجلسم همین طوره مجلس یک
جایگاهی اس برای اینکه اولاً حالا جدا از
اینکه فرایند قانونگذاری رو در حقیقت مسخ
بکنن و از فرایند قانونگذاری برای نقض
حقوق شهروندان استفاده بکنن جدای از این
یکی از مهمترین کارکر داش این هست که
اجازه شکلگیری یک هسته قدرت مستقل جدای
از آقای خامنهای رو نده شما هر هسته
قدرتی رو ببرین بهش قدرت بدین شروع میکنن
به انشعاب شروع میکنن به اختلاف شروع
میکنن به چپ شدن راست شدن نمیدونم معتدل
شدن تنو شدن و آقای خامنهای اون بالا
همچنان میتونه این وضعیتو مدیریت بکنه و
بمانه
خیلی ممنون سپاسگزارم آقای خلجی ازی مچکرم
و آقای اگر من مرخص بشم از خدمتتون خیلی
ممنونم خوشحال شدم که در خدمت شما من
خواستم تشریف داشته باشی درست نیست بگین و
برین حداقل ی سوالم جواب بفرمایید من در
خدمت ره من چون تس می زدم تشین ره ببین
این صحبتی که شما میگین درسته من اون هستم
که بعد از آقای الن صحبت
کرد چیزایی که میگین درسته من مخالفتی
باهاش نمیتونم داشته باشم ولی سؤال مشخص
منم این هست که مثلاً افرادی که مثل شما
حالا نخبه هستن و میدونن که قضیه چی هست
جایگاه این افراد کجاست آیا اینا باید چشم
انداز و استراتژی تهیه کنن یا اینکه نه
فقط در جایگاه منتقد و یه جورایی به
نیشخند گرفتن بقیه باید بشینن ممنون
میشم یه نکته اصلی اگر مال فرض کنید که من
نخبه هستم که چنین نیست ولی یک وظیفه که
نخبگان ایران دارن این که به جامعه ایران
بگن از نقد کردن نترسه ببینید تا تا زمانی
که ما از نقد کردن میترسیم فرقی نمیکنه
خامنهای باشیم یا شاهزاده پهلوی باشیم یا
رجوی باشیم یا خاتمی باشیم همه از نقد
کردن میترسن همه از منتقد میترسن احساس
خطر میکنن تحمل نمیکنن من زمانی میتونم
به عنوان یک فرضا من نوعی میگم به عنوان
یه نخبه زمانی میتونم فکر بکنم برای این
جامعه که بتونم وضعیت کنونی رو چنان که
هست ببینم من اگر به جامعه بگم که تو
واقعیت این هست ببینی و نخواد جامعه
واقعیتو ببینه من چجوری میتونم براش
استراتژی بکنم براش مثلاً استراتژی درست
بکنم براش بگم از این وضعیت چگونه بیرون
بیاد بخش عمده جامعه ایران ا اونهایی که
در قالب سیاسی فعالیت میکنن حکومت نمیگم
بیرون حکومت از اصلاح ت غیرا اصلاح
نمیخوان واقعیتو ببینن اصلاً دوست ندارن
واقعیتو ببینن ین سؤال من اینه جناب خلد
این که میگین جامعه نظرتون مشخصاً کیه
یعنی اپوزیسیون کسی با نه گروههای سیاسی
گروههای سیاسی اونای که عرض کردم اونا که
در قالب سیاسی عمل میکنن حالا یا فع
خودشونو میگن فعال سیاسی یا به یه طیفی چپ
راست نمیدونم اصلاحطلب برانداز منتصب
میکنن دیگه بخش عمده جامعه سیاسی ما
نمیخواد واقعیتو ببه بهخاطر ببینید شما
اگه واقعیتو ببینید خیلی وحشتناکه میید
چرا به خاطر اینه اونوقت شما باید تغییر
کنید یعنی شما باید تغییر کنید شما دوست
دارین که همش بگین که حکومت عوض بشه
خامنهای اون بالا عوض بشه این رژیم عوض
بشه شما نمیخواید خودتون تغییر کنید یک
اندیشمند سیاسی به شما خواهد گفت برای
تغییر شما باید تغییر کنین یعنی چی یعنی
کهه شما باید واقعیتو چنان که هست ببینین
و بعد این از کامفورت زونت بیاین بیرون از
اینجای راحت که خب الان شما تا تا قیامتم
بگید که خامنهای بده که کسی به شما نمیگه
حرفت اشتباهه که باید خامنهای هم بیفته
خب عوام فریبانه ترین حرفم همینه که فکر
کنین که خامنهای بیفته وضعیت درست میشه
نه ما باید تغییر کنیم یعنی چی یعنی که ما
باید به شیوه دیگری عمل بکنیم تا یه اتفاق
دیگری بیفته تا زمانی که من همین جا که
هستم نشستم خب همین چشماندازی رو که می
الان میبینم خواهم دید من باید از اینجا
بلند شم برم در یه جا دیگه که تا حالا
نبودم سخته بسیار سخته بس اصلاً قماره چون
شما ممکنه که خیلی هزینه بدید یعنی شما
ممکنه نه هزینه جانی و اینا منظورم نیستا
منظورم اینه که شما حتی در خارج از کشورم
هستید بخواید یه شکل دیگه فکر بکنید شاید
اصلاً به هم بریزید اصلاً میدونید که
انسان
مهمترین چیزی که حاضره براش جان بده و
جان آدما رو بگیره بتهای
ذهنیش آدمها حاض زرن به خاطر بتهای
ذهنیش جان خودشون رو فدا کنن و جان
دیگرانو بگیرن خیلی فکر نکنید راحت آدم
شیوه نگاهشو عوض بکنه ما ما نیازمند این
هستیم که شیوه نگاهمون و عوض بکنیم شیوه
نگاهمون که عوض کردیم خیلی هم سخته خیلی
هم دشواره بعد مسئولیت میاره بعد باید
پیامشو بپذیریم اونوقت شرایط مام تغییر
خواهد کرد شما تا قیامت بنشینید و بگید که
این حکومت بده هیچ اتفاقی نخواهد افتاد
باید بدونید که همونطور که عرض کردم ما در
یه سیستمی زندگی میکنیم هم م من مثال
اقتصاد زدم برای شما دیگه این سیستم سیستم
فاسدی سیستمی که شما بخش خصوصیش بخش
خصوصیش در حقیقت یک نوع بخش دولتی پنهانه
یعنی که شما نمیتونید در ایران تجارت
بزرگی بکنید مگر به یه جایی وصل باشید این
به چه معناست به این معناست که اصلاً مهم
نیست شما در انتخابات شرکت میکنید یا نه
مهم اینه که شما در این سیستم زی نفعی شما
در یه سیستم اقتصادی داری کار میکنید که
از
یک سومش مال سپاهه ممکنه شما پزشکی توی
بیمارستان کار میکنی اصلا کاری به سیاست
م نداری نماز روزه هم نمیدونی چیه ولی تا
زمانی که اون سپاه اون بیمارستان اون
تشکیلات پزشکی در دست سپاه هست یعنی شما
زین نفعی ببینید شما وقتی که در نظامهای
من نمیخوام وقت دوستان رو بگیرم ببینید در
تاریخ نگاری فقط خلاصش میخوام بگم اگه
برداشتم درست چون من فکر کنم گرفتم اگه
خانم مجید رضا خیلی خلاصه برداشت من از
صحبتهای شما این هستش که گروههای سیاسی
باید بتونن از
نخبهها جدای از اون گرایش و بایاس که
دارن یه تحلیل واقع بینانه از شرایط
دقیقاً ببینید بذارید یه مثال براتون بزنم
سیستم آمریکا که سیستم تینگ تنگ هست در
حقیقت تینگ تنگها یعنی که اندیشکده نیستن
به اون معنای که در ایران میفهمن تین
تنها کسانی هستن که در دولت دولت همش
داره کار میکنه یعنی آدمای که در دولت
کار میکنن مخصوصاً در بخش مثلاً س
دیپارتمنت در وایت هاس در مثلاً نشنال
سکیورتی کونسل و اینها اینا واقعا گاهی
روزی ۱۷ ه۸ ساعت کار میکنن بسیار کار سختی
میکنن و اینا فقط اصلا فرصت مطالعه فرصت
تحقیق
ندارن و خود رئیس جمهور همین طور رئیس
جمهور آمریکا به طور متوسط روزانه ۱۷ تا
تصمیم باید بگیره خیلی کار دشواریست
بنابراین یه کار سرچ کار تحقیق باید خارج
از دستگاه اجرایی انجام بشه خب ما دو نوع
تینگ تنگ داریم یه تینگ تنگ که خود دولت
داره و ی تین تنکی که خارج هستن مستقل
هستن اینا فکر میکنن راجع به وضعیت فرصت
دارن به دلیل اینکه کار اجرایی نمیکنن
نتایج تحقیقاتش در اختیار دولت قرار میدن
مثلاً فرض بکنید وقتی
که دولت میخواد یه تصمیم مهمی بگیره مثلاً
زمانی که مذاکرات اتمی بود خانم شرمن
میرفت
ژنو چند ساعت قبل
از سفرش با تیم خودش دعوت میکردن ۱ ۱۲ نف
برای اینکه توی وایت هاس برای اینکه
باهاشون مشورت کنن باهاشون صحبت بکنن شما
میدید که از این آدما خب من چند جلسه رفتم
آدم مختلفی هستن یعنی ریپابلیک هستن
دموکرات هستن عقائد مختلفی د ایدئولوژی
هاشون مختلفه ولی اینا تحلیل گرن اینا
وضعیتو میگن در نهایت خانم من و دولت هست
که تصمیم میگیره ولی واقعیتو ولو از دهان
دشمنش از دهان منتقد شون میخوان ببینن
میخوان بشنون یعنی دولت نمیخواد تصمیمی
بگیره که با بستن چشمش به روی واقعیت باشه
میخواد واقعیتو بدونه چیه ول اینکه این
واقعیتو یک به اصطلاح منتقد خودش بگه ولو
از حزب مقابل باشه این واقعیتو ببینیم خب
اونوقت وقتی واقعیتو دیدیم میبینیم
گزینههایی که به نفع منه به نفع حزب منه
به نفع دولت منه در شرایط کنونی به نفع ما
هست اون گزینهها چیه ولی در مورد سیاسیون
ما ابدا شما همچین چیزی نمیبینید ابدا
سیاسیون ما مخصوصاً اونایی که حالت
لیدرشیپ و اینا برای خودشون قائل هستن مثل
جن که از بسم الله میترسه از به اصطلاح
منتقد و از محقق میترسن فرار میکنن
اونها دنبال کسانی هستن که گوش بدن به
حرفشون و ما میبینیم که ما اینا که همش
میگین جمهوری اسلامی شکل هیئتی و فلان
اینا ماگه در خارج از کشور اپوزیسیون ما
چه جوری اداره میشه هیتی کاملاً هیتی عین
هیئتهای مذهبی اداره میشه چپش راستش غیر
از مجاهدین خلق که شبیه به
اصطلاح یه سیستم ارگانیزر کمونیستی داره
بقیه همه هیتی بعدم یه آقای مرشدی هست اون
بالا بقیه باید گوش بدن بقی باید پا بچه
مرشد باشن این وضعیت وحشتناکه بعد شما
اصلا انتقاد شما باید دنبال منتقد باشین
چون منتقد به شما میگه اوهام شما چیه چی و
توهم چی حقیقته شما برای دیدن واقعیت
نیازمند منتقد هستید واقعیتو ببینید بعد
بگید خب من دوست دارم مثلاً پادشاهی در
ایران باشه من دوست دارم جمهوری باشه در
ایران من دوست دارم چی باشه اونچی که شما
دوست دارید زمانی میتونه یک آرمان
واقعبینانه و تحقق یافتنی باشه که واقعیت
کنونی رو ببینید شما چون واقعیتو نبینید
امکانهای واقعی رو نخواهید دید اونوقت
شروع میکنید به خیالبافی همونطور که آقای
خامنهای میخواد جهانو بگیره این
اپوزیسیون ما ۵۰ ساله که رو اینو داره که
رو صندلی آقای خامنهای بشه سپاسگزارم