خدمت دوستان عزیزم سلام عرض
میکنم والا واقعیت صحبتهای دوستانی که
گوش میکردم واقعیت اینه که این سوالیست که
برای من البته از خیلی قدیم وجود داره من
آقای خاتمی هر دوره رأی دادم یه بار در
تهران رأی دادم و یه بارم در پاریس و یک
رأی دهنده همون زمانم منتقد بودم ولی دیگه
الان
نمیتونم برای خودم توجیه بکنم که آقای
ببینید آقای آیتالله خامنهای حرفاش خیلی
روشنه سیاستش خیلی روشنه کاراش خیلی روشنه
خیلی یه سیاستی داره که اگر اعتراضی باشه
بهش اینه که شما چرا یه چیزی رو ادامه
میدین یک سیاستی رو ادامه میدیم ولی واقعا
این دوستان اصلاحطلب نمیخوان به خودشون یه
نگاهی بکنن یک بازنگری در خودشون بکنن یه
ذره به اصطلاح خودشونو نقد بکن ننن کی
خودشونو میخوان گول بزنن یعنی من فکر
میکنم که یه دو حالت داره یا اینکه
واقعاً خودفریبی میکنن عالمانه و عامدانه
خود فریبی میکنن یا اینکه گول خورش اون
خیلی خوبه یعنی هی مدام شرایط و هر دوره
که میشه انتخابات میشه یا هرچی میشه
خودشونو هی گول میزنن آقا در این
مملکت اگر من شهروند عادی فهمیدم که
آیتالله خامنهای تصمیم گیرنده اصلی اس
طبق قانون اساسی و در عمل تصمیم گیرنده
اصلیش در سیاست خارجی این واقعاً این
اصلاح طلبا چه جوری فکر میکنن که مثلاً
یه نفر میاد آقای پزشکیان میاد بیچاره
خودشم میگه من پیرو سیاستهای رهبری هستم
میگن نه تو بیخود میگی نه تو حتماً تو
میخوای یه تغییر جدی ایجاد بکنی نه همه
چیز رو به دفع آمال و آرزوهاشون توجیه
میکنن حالا یه بار دو بار سه بار چار بار
الان ۲۵ ساله اینام
از خرداد ۷۶ تا الان بیش از ۲۵ ساله یعنی
ربع قرنه که این اصلاح طلبا خودشونو گول
میزنن آقای ابطهی میگه که بله این مجمع
چیز مجمع روحانیون مبارز مرتب برنامه هاشو
داره خب برنامه هاش داره چیکار کنه میخواد
چیکار کنه می میشینن ا دو هم صحبت میکنن
چیکار میکنن ببینید آقای خامنهای به یه
چیزای عقیده داره آقای خاتمی به چیزای
عقیده نداره آقای خاتمی به ولایت وقی
اعتقاد نداره حتی به نصف بیشتر فقه
هم اعتقاد نداره به جمهوری اسلامی هم
اعتقاد نداره این یعنی آقای خامنهای
ممکنه شما باش مخالف باشی ولی دروغ نمیگه
یعنی همونی که اعتقاد داره میگه ولی اینا
دروغ میگن اونایی که تو اصلاح طلبا کسایی
که صادق بودن یه کسایی هستن مثل آقای
تاجزاده یعنی به این یعنی یک بار دو بار
صادقانه به یه چیزی اعتقاد آورده من خودمم
اصلاحطلب بودم ولی نمیشه که شما خودتو
گول بزنی که آقای خاتمی واقعاً دروغ میگه
من من به عنوان یه شهروند که دو دو بار
بهش رأی دادم اگر حق داشته باشم که مطالبه
کنم میگم ایشون یه شخصیت بسیار دروغگویی
یه شخصیت ریاکاری آقای موسوی خویینیها
دروغ گوئه یعنی اینا مردمو گول میزنن
خودشونو گول میزنن و ما شما از آقای
خامنهای توق داری سیاستش عوض کنی از آقای
خاتمی توقع
نداری چطور شما از آقای خامنهای که قدرت
دستش هست قدرت یعنی بی قدرت فائقه است در
ایران توقع داری در سیاستش تجدید نظر کنه
در آ آدمایی که قدرت ندارن شما توقع نداری
یعنی از آقای خاتمی توقع نداری که آقای
خاتمی یه ملاحظهای بکن ببین این کاری که
کردی تا این خطاهای تکرار خطا یا نشانه
نادانیست یا نشانه سو نیته یکی از این د
تاست خطا کردن طبیعیه ولی تکرار خطا اصلاً
طبیعی نیست و به نظر من شما گفت مارادونا
رو ول کن ممدو بچسب یعنی بطه دیگه ما
انقدر انتقاد میکنیم از آقای خامنهای
یعنی واقعاً دیگه راحتترین چیز انتقاد از
آقای خامنهای
بله منم دارم انتقاد میکنم ولی انتقاد از
اون کسانی که مردم رو دوباره میندازن در
دام آقای خامنهای اون خیلی بدتره به هر
حال من این یه درد دله یعنی خیلی صمیمانه
میگم به عنوان یه کسی که رأی دادم میگم به
آقای خاتمی رأی دادم من آقای خاتمی رو به
عنوان یا امام جماعت و عاقد قبول دارمش
آدم خوبیه ولی به عنوان ی سیاستمدار تزویر
و ریایی که در آقای خاتمی هست حقاً که در
آقای جنتی و آقای خامنهای
سپاسگزارم ممنون آقای خرج آقای پزشکیان
کهه آقای خاتمی نیاورد که شما آقا بختر من
عزیز من بله آقای اولاً که آقای آقای
پزشکیان که خب رسماً گفت من اصلاً عضو هیچ
گروهی نیستم ولی اینا حمایت کردن
اصلاحطلب براش حمایت کرد آقای پزشکای که
چیزی نداشت لشکری نداشت کیا اومدن کمپین
کردن براش اونایی که براش تبلیغات کردن
کیا بودن مردم که آقای پزشکانی نمیشناختن
که مردم آقای پزشکانی میشناختن آقای پزشک
نماینده درسته اما ۱۲۲ تا رأی منفی توی
شورای نگهبان داشت آقای عزیز قربان شما
بشوم مسئله اینه که شما رئیس جمور اصلاً
مهم نیست پزشکیان غیر پزشکیان ما در ایران
میدونیم تمام دنیا میدونن از این
واشنگتنی که من نشستم توش تو تا توکیو
میدونن که در مسائل حساس مملکت مثل سیاست
هستهای مثل سیاست تسلیحات موشکی مثل
سیاست منطقهای این رهبر جمهوری اسلامیه
که تصمیم میگیره وقتی اوباما میخواد
نامه بنویسه و اگر در آینده ترامپ نامه
بنویسه به رهبر جمهوری اسلامی مینویسه به
رئیسجمهور نمینویسه که اینا ما اینا همه
دنیا میدونن آقای خاتمی نمیدونه من و
شما نباید بدونیم یعنی ما میدونیم که
آقای آقای من بحث سر این که نیست آقای
پزشکی آدم خوبیه یا آدم بدیه یا آقای
رئیسی آدم خوبیه یاد بحث سر خوب و بدی
آدمها نیست بحث سر ساختار سیاسی ایرانه
یک رئیسجمهور اتحادی اروپا نمیدونم من ۲۵
ساله با اینا میشینن بلند میشن ای اینا
دیگه معلومه که در هیچ مذاکرهای وارد
نمیشن مگر اینکه آیتالله خامنهای اجازه
داده باشه مگر اینکه آیتالله خامنهای
حمایت بکنه مگر اینکه آیتالله خامنهای
اون توافق پشتیبانی بکنه هرگز امکان مگر
آقای روحانی نگفت که آقای خامنهای در جز
جزء مذاکرات برجام نظارت میکرده و تأیید
کرده آخه مگه میشه رئیس جمهور خودش برا
خودش ب تغییر ا ایجاد بکنه اونوقت ما
بیایم دل ببندیم به آقای پزشکیان آقای
پزشکیان اصلاً دوست داشته باشه تمام سهاری
آفریقا رو گل لاله بکاره ولی بحث این که
تو ساختی جمهوری اسلامی میشه یا نه ما که
دیشب به دنیا نیومدیم جمهوری اسلامی که
دیشب درست نشده که ۴۵ ساله آقای خامنهای
در تمام دنیا به عنوان تصمیم گیرنده اصلی
در سیاستهای مملکت شناخته میشه در تمام
دنیا در هر واقع بین باشه همینه شما
اگر بخواید سیاست ج اگر بخواید مذاکرات در
با غرب انجام بشه آقای خامنهای باید
اجازه بده بخواید م مق بشه آقای خامنهای
باید اجازه بده سیاست ایران بخواد تغییر
کنه باید آقای خامنهای اجازه بده شکی در
این نیست که اونوقت شما چطور میاید بر رو
روی یک رئیس جمهور که مقامی اس که خب ما
مگه آقای خاتمی نبود که دور دوم ریاست
جمهوری د تا لایحه رو گفت که من نمدونم
لایحه اختیارات ریاست جمهوری لایحه اصلاح
انتخابات و من اگر انجام نشه اگه شورای
نگهبان رد بکنه من استفا میکنم و نکرد
اونام کردن هیچ اتفاقی نیفتاد اوم رد کردن
هیچ اتفاقی نیفتاد رئیسجمهور چه کار است
آخه این چیزایی که آقا یه چیزایی شما
تجربه نکردید میگیم یه راههای جدیدو ما
بیازماییم ولی من جرب المجرب حلت به ندامه
کسی که چیزایی که تجربه شده تجربه کنه با
شایسته
سرزنش من واقعاً نمیدونم این من واقعاً
این حالت سرخوردگی و استیصال و خشمی که تو
این نسل جوون هست میفهمم به خاطر اینکه
این یعنی چی که شما با این با ما با من
شهروند ببینید آقای زرین آباد یه چیزی
براتون بگم در همین واشنگتن همین دوستان
اصلاحطلب ما که قبلاً نماینده مجلس بودن
اینها زمان انتخابات که شد سراغ من اومدن
جوری با من حرف میزدن انگار من بچه ۱۵
سالم جوری منو قانع میکن میگفتم آقا شما
منو اگر قانع بکنی یک شکلی قانع بکنی که
من برای من موجه باشه من میرم به آقای
پزشکان رأی میدم ولی یه شکلی حرفو زدن که
مردمو اصلاً یه جوری نه مردم حافظه دارن
نه مردم عقل دارن نه مردم توان چیز دارن
آقا نمیشه که شما به مردم اینجور ب و این
کارو آقای خامنهای بکنه قدرت داره محافظه
کارا بکنن قدرت دارن ولی ما این آقایونی
که در حاشیه هستن و مدامم همش گله میکنن
آره این تندروها نذاشتن ما کار کنیم
تندروها فلان بودن انگار مثلاً اگه تندرها
نبودن ما اصلاً نیاز به اصلاحطلبی داشتیم
اگه محافظه کارا نبودن ما نیاز به آقای خ
خاتمی داشتیم اگه مثلاً کشور ما سوئیس بود
ما نیاز به آقای خاتمی داشتیم نه ولی اینا
که همیشه شکست خودشونو توجیه کردن از نظر
فکری و از نظر عملی این ذهنی این شخصیت
توتالیتر توتالیتر یعنی آدمی که هیچ موقع
ایدههای خودشو با واقعیت آزمایش نمیکنه
واقعیت هر اتفاقی بیفته ا میگه کار من
درسته آقای خاتمی ۳۰ ساله میگه این حرفی
که من میگم درسته هرچی این واقعیت خلاف ت
حرفای آقای خاتمی رو نشون میده آقای خاتمی
ا وقت شما توق دارین آقای خامنهای که در
قدرت هست نظرشو عوض کنه شما از آقای خاتمی
خامنهای توقع دارین که تجدید نظر بکنین
من فکر میکنم که مشکل جامعه ما در وهله
اول مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی هستن
و این مخالفان منتقدان جمهوری اسلامی چون
مثل جمهوری اسلامی فکر میکنن در نتیجه
اینا د تا برادرن مثل هابیل و قابیل که سر
یه چیزی حسادت سر یه چیز مشترکی حسادت
میکنن ممکنه همین بکشن ولی سر یه چیز
مشترک اینا حسا یه جور فکر میکنن یه جور
عمل میکنن اصولاً آدمایی که شبیه همن با
هم دعوا دارن آدمای که با هم اختلاف داشته
باشن که دعوا ندارن بیشتر برا شرفان توضیح
میدید آقای خلج رشن ببینید نگاه کنید
ببینید ما بذارید من براتون چار تا نمونه
بگم آقای خامنهای
آقای خاتمی خانم رجوی حالا مسعود رجوی که
احتمالاً فوت کرده و آقای پهلوی اینها
تصور این که این چهار نفر در یه اتاق
بشینن تقریباً محاله دیگه درسته یعنی تصور
که این آدما بتونن مثلاً در یک اتاق با هم
صحبت بکنم اول آقای خامنهای آقای خاتم
والا آقای زرینا آقای خات خوشبینانه شاید
بشه آا اگر بله در در آینده که همه چیز
ممکنه ولی آقای خامنهای بیمار شد آقای
خامنه قبول نکرده آقای خام
ت به عیادتش حالا بسیار خب بحث سر اینه که
ار نفرن اینا آدم آدمهایی هستن که ب ب به
هر حال به ظاهر از نظر فکری از نظر سیاسی
مخالفن دیگه ها ولی ساختار فکریشون یعنی
اینا برآمده از یه فرهنگ سیاسی هستن اولاً
اینها هیچ موقع ایده به اصطلاح ایدههای
خودشونو با واقعیت آزمایش نمیکنن مثل این
آقای پهلوی ۵۰ ساله یه کار میکنه یه حرف
میزنه یعنی عالم کنف کن بشه باز این همه
حرف بزنه آقای خاتمی هم همینطور خانم مرجم
مریم رجبی هم همینطور گ عالم کن فیکن بشه
هزار تا اتفاق بیفته نمیدونم در کشورهای
دیگه تجربههای دیگه تحقیقات بشه نظامهای
سیاسی هرچی که شما بگین اینها سر یه موضع
هستن یعنی به اصطلاح ایدئولوژی یعنی ایده
پرستی یعنی تقدم ایده بر واقعیت یعنی شما
میخوای واقعیتو شبیه ایت بکنی نه اینکه
ایده هاتو با واقعیت ب بسنجی این میشه
ایدئولوژی همه اینا ایدئولوژیک یعنی چی
یعنی یه چیزی تو ذهن ذه نشونه یعنی شباهت
اینا این یه چیزی تو ذهنشون هرگز حاضر
نیستن که با واقعیت کنار بیان با واقعیت
تغییر پیدا کنم مسئله این نیست که شما
آرمانت عوض بشه مثلاً شما آزادیخواهی شما
عدالتخواهی شما طرفدار حقوق بشری ولی
روشها که مقدس نیست ابزارها که مقدس نیست
شما میخوای در مملکت اصلاحات به وجود
بیاری بسیار خوب اصلاحات به وجود بیار ولی
ابزار اصلاحات که صرفاً شرکت در انتخابات
نیست که و این فقر تخیل و این تعصب شدید
در همه اینها مشترکه یعنی ۱د بار دیگه
اینا فکر نمیکنن که آقا برای رفتن به اون
را مقصد یه راه دیگه هم هست شما از یه راه
دیگه هم میرید آقای خامنهای میخواد
ایران رو تبدیل بکنه به قدرت بزرگ بسیار
خوب غیر از این سیاست راههای دیگه هم هست
میشه از راههای دیگه هم یعنی اینها
راهها براشون مقدس میشه به جای اینکه
مقصد مقدس باشه و راهها تخیل بشه همواره
راههای جدید تخیل بشه راه میشه مقدس در
نتیجه شما همیشه در بن بستین همیشه در بن
بستین
این فیلم آقای چیز هست چی اسمش اینکه کلاه
قرمزی رو بازی اجرا میکن آقای ایرج طهماس
یه دونه برنامه داشت من کلیپشو تو یوتیوب
توی چیز دیدم توی توییتر دیدم یه آقای
همساده هست شخصیت آقای همساده است میگه که
یه بار من رفتم دیدم توی بم خوردم به
بمبست بعد اومدم برگردم دیدم بازم خوردم
به بنبست ۹ سال تو اونجا بودن خب این
وضعیت جمهوری اسلامی وضعیت اپوزیسیون
وضعیت اصلاحات وضعیت سازمان مجاهدین خلق
یعنی شما خودت رو در بنبست قرار بدی
هرگونه معادلهای که شما رو در بنبست قرار
بده و جواب نداشته باشه اون معادله غلط
طرح شده هرگونه سؤالی که جواب پیدا نکنه
اون سؤال غلط طرح شده بنابراین شما ۳۳۰
ساله تو به این مردم میگی اصلاحات از اون
راهی که ما رفتیم ۱۰ بار شکست خورده بریم
یه بار دیگه بکنیم یه بار دیگه بدیم یه
بار دیگه یه آدم خوب دیگه مگر سیاست با
آدم خوب میگذره سیاست محصول ساختار محصول
رونده بعد میبینی که آقای پهلوی میگه من
آدم خوبیام خانم رجبی میگه من آدم خوبیام
آقای خاتمی میگه من آدم خوبیم آقای پزشکان
میگه من آدم خوبیم آقای خاتم خامنهای می
من آدم خوبیم انگار با ما مشکلمون آدم
خوبه یعنی اصلاً تفکر سیاسی ندارن اینا
اینا زمان عین زمان فت علیش همشون دارن
فکر میکنن انگار آدم میتونه مملکتو نجات
بده آدم نجات نمیده که ساختار نجات میده
روند نجات میده فرایند نجی ساختارو چگونه
باید تغییر بدیم آقای خلج اینم یه توضیح
براقا هزار راه هست ما ایرانیها که اولین
تنها ملت دنیا نیستیم جمهوری اسلامی هم
تنها دولت استبدادی در نه تاریخ ماس نه در
دنیا هزار راه هست هزار راه که تجربه کردن
شما در
صحبتهای تحلیلگران ما میشنوید که بگن
خب مثلاً در ونزوئلا چی میگذره در
کشورهای دیگه چی میگذره در دانشگاهها چه
ت تحقیقاتی میکنن راجع به این موضوع ما
خودمون با خودمون حرف میزنیم مدام خودمون
با خودمون حرف انگار نه دنیایی وجودی داره
نه تاریخی وجود داره نه دانشگاهها تحقیق
کردن نه فعالان فعال جنبشهای مدنی در
کشورهای دیگه هست نه در هن هنگکنگ نه در
تایوان نه در ونزوئلا نه در نمیدونم
اروپای ش هیچ جا هیچ کاری نشده ما تنها
ملت دنیاییم که به این وضعیت دچار شدیم نه
این وضعیتی که ما داریم بدتر از این
وضعیتش کشورهای دیگه دچار شدن و بیرون
اومدن بیرون اومدن چون ما چی ش بلاک شدیم
یعنی فقط خودمون آقا من یه چیزی براتون بم
تجربه شخصی خودم من یه
عینک مطالعه دارم یه عینک دوربین دارم
یعنی اگه مثلا بخوام رانندگی کنم یا بیرون
برم عینک دوربین منتها من چون همش خونه
هستم معمولا الان سه چه ساله که من فقط
عینک همین نزدیک عینک مطالعه رو چشمم بوده
من دو هفته پیش اومدم که برم برای لایو
یوتیوب خودم این عینکو برداشتم برای همین
طوری یعنی یه کار اتفاقی عینک مطالع
برداشتم گذاشتم زمین و گذاشتم توی کشی میز
بعد عینک دوربینمو گذاشتم رو چشمم رفتم
لایو اجرا کردم اومدم دیگه پیدا نکردم این
عینک مطالعم من دو هفته زج کشیدم هر چقدر
گشتم من کتابا رو زیر رو کردم خونه رو
جارو کردم هر کاری کردم پشتم مبل بگرد
اینور پیدا
نکردم دو دید میگرفتی این بهتر حالا حالا
حالا توجه کنید من پری روز دیدم که توی
کشه من یه عینکی هست گفتم اینو بذارم به
چشمم ببینم میتونم با این مطالعه کنم
راحت یا نه زدم به چشمم دیدم میتونم
مطالعه کنم گفتم چه جالب که خوبه که من
این عینکهای قدیمیمو نگه داشتم فلان بعد
من یک روز بعد متوجه شدم این همون عینکیه
که من ۴ سال رو چشممه من با عینکم میدیدم
ولی خود عینکمو نمیدیدم یعنی عینکم وقتی
از من جدا شد من اونو نمیشناختمش یعنی من
نتونستم فاصله بگیرم عینکی که من باهاش
میدیدم خود عینک برا من بیگانه بود ما
باید یه ذره فاصله بگیریم نگاه بکنیم
ببینیم که آیا رفتاری که کردیم تا حالا
درسته یا نه شناختن و نقد کردن نیاز به
فاصله گرفتنه یعنی یعنی چی فاصله گرفتن
آقای زریین آباد فاصله گرفتن یعنی مثل
جراح جراح وقتی که میخواد بچه خودشو عمل
کنه دیگه نمیگه این بچه منه که من تاقو
نزنم بهش فلان این جراح بچه خودشو همونجور
عمل میکنه که بقیه آدمای بیگانه رو عمل
میکنه فاصله گرفتن یعنی من راجع به خودم
همون طوری قضاوت کنم که راجع به همه آدما
قضاوت میکنم راجع به دشمنم قضاوت میکنم
اگر من تونستم خودم رو با همون معیارهایی
که دشمنم قضاوت میکنم دوستمو قضاوت
میکنم بیگانه رو قضاوت میکنم آشنا رو
قضاوت میکنم قضاوت کنم یعنی من از خودم
تونستم فاصله بگیرم یعنی من از تونستم به
خودم به صورت عینی به صورت علمی به صورت
غیرشخصی به صورت عادلانه و منصفانه نگاه
کنن آقا شما بسه انقدر اصلاحات قربون خود
صدقه خودش میره مرتب این اصلاح طلبا قربون
صدقه خودشون میرن همون طور که طرفدار آقای
خامنهای قربون صدقه خودشون مرن همونطور
که طرفدارای آقای پهلوی قرب صدقه خودشون
مرن این یعنی که شما بهترین کس بهترین
دوست کسیست که بتونه دوست شما باشه و از
شما انتقاد کنه یعنی آینه شما باشه ولی تو
اصلاح طلبا انتقاد کنید ترد میشه الان
نگاه کنید برا آقای برای آقای مورس موسوی
چیکار کردن اصلاح طلبا هیچی برای آقای چیز
چیکار کردن برای آقای تاجزاده چیکار کردن
هیچی اگر این اصلاح طلبا یکیشون به زندان
میفته اینا چیکار میکنن براش
هیچی هیچی از اون طرفم همین طوره در
پهلویها اگه شما نقد کنید سرکوب میشید در
رجوی ها نقد کنید سرکوب میشه این این
فاجعه است اینام یعنی ما یه فرهنگ سیاسی
داریم ما هممون از یه فرهنگ سیاسی میایم و
در نتیجه باید نگاه بکنیم به خود من عذر
میخوام زیا صحبت سپاسگزارم از شما ممنونم
آقا مجتبای خیلی خوش آمدید بشنویم شما
رو بله عرض سلام دارم خدمت هستم بعد اگر
آقای خلجی لطف بکنن مصداقی بفرمان که
مثلاً فرض کنید که آقای خاتمی یا طیف
اصلاح طلب بخواد راه دیگری از این هزار
راهی که فرمودید برن چه رایی به نظرتون
میرسه چون بهتر از من میدون من الان بگ
اجازه میدید من الان بگم بذارید پس من بگم
و بعد شما آره آره اینو بفر ببینید اصلاح
طلبا مثلاً نامه دادن به شخص آقای رهبر
عرض کنم که تقاضای استعفا دادن و کارای
دیگه ولی عملی نشد دیگه نه اجازه ب ببینید
در در چی به اصطلاح هم در فلسفه ما د تا
نقطه عطف مهم داریم یکی سقراط یکی هم
کانته تمام فلسفه هم همین د تاست
سقراط آموزه یک آموزه بیشتر نداره و اونی
که خودتو بشناس ها به شما نمیگه که چیکار
بکن به شما میگه خودتو
بشناس کانت هم به شما نمیگه که چی فکر کن
میگه با عقل خودت فکر کن من که نمیتونم به
آقای خاتمی بگم که چه بکن من میتونم به
آقای خاتمی بگم آقای خاتمی شما کاری که
کردی دیگه نکن آدم من میتونم به اصطلاح من
میتونم به
صورت به اصطلاح فرمش رو بیان بکنم من که
نمیتونم به آقای به آقای خاتمی دستور بدم
به جای آقای خاتمی فکر بکنم که من به آقای
خاتمی میگم میتونم ولی اینو بگم که آقای
خاتمی انسان عاقل وقتی که یک روش رو آزمود
و اون یعنی آقای خاتمی روی محبت آقای محبت
و کرامت و عنایت و آقای خامنهای حساب باز
نکن دیگه یک د فکر نکن اگر رئیس جمهوری
بیاد میتونه شرایطو تغییر بده شما بیاید
روی کارای دیگه چیز کنید خطاها من میتونم
به آقای خاتمی بگم رو خطاها تون تکرار
نکنید من نمیتونم به آقای خاتمی بگم نه
به آقای خاتمی به بچه خودم نمیتونم بگم
به بچه خودمم نمیتونم بگم که چگونه فکر
کن فقط میتونم بهش بگم با عقل خودت فکر
کن میتونم بهش بگم که اگر یه کاری کردی
خطا بود تکرارش نکن خطا کاملاً طبیعی
انسان واجب الخطاست ولی تکرار خطا
نشاندهنده یا غفلت یا اینکه شما دارید
خودتونو فریب
میدید توجه میکنید من بین اینکه شما به
من میگی الان راه حل سیاسی چیه الان اصلاح
طلبا چیکار بکنن اصلاح طلبا خودتون باید
فکر بکنن من که نمیتونم به جای اصلاح طلبا
فکر
کنم نه جناب خلجی ببینید اصلاح طلبا
مشخصاً آقای خاتمی نظرشون اینه حالا اینکه
در عمل چقدر این به نتیجه رسیده کجاهاش
دچار اشکال بوده بله قابل بحثه ولی نظرشون
اینه که کمترین بهترین راه برای کمترین
هزینه در جامعه و در سیاست در منطقه امثال
اینا صندوق رأیه بعد از اون نه اینکه
راههایی نیست ولی اونها فکر میکنن که هر
کدوم از این راهها میتونه تنش در جامعه
ایجاد بکنه قابل کنترل نیست و میتونه
تبعات زیادی داشته باشه شاید اصلاً عمل که
طارق عزیز هم در زمان صدام همین فکر میکرد
و این دیگه اصلاحات نیست آقای محترم اگر
آقای خاتمی واقعاً اصلاحات رو به صندوق
رأی تقلیل میده یعنی که نه درکی از
اصلاحات داره نه درک از دم دموکراسی داره
صندوق رأی در کره شمالی هم هست در زمان
بشار اسد م بوده در در زمان صدامم بوده
طارق عزیز از آقای خاتمی خب بسیار مدرن
تره هم تحصیلاتش بالاتره وزیر امور خارجه
چیز مثل هویدا بود خیلی مدرن تره ولی اون
آدم با صدام کار میکرد این که نمیشه
اصلاحات که اصلاحات که اصلاحات یعنی
تغییر تدریجی و در حقیقت راههای به
اصطلاح از راههای غیر خشونت ممیز ها این
میشه اصلاحات این که منحصر به انتخابات
نیست پس جنبش مدنی چی میشه یعنی آقای
خاتمی هیچ درکی از جنبش مدنی نداره مطلقا
درکی از مطلقا درکی از جنبش ضد خشونت
نداره مطلقا آقای خاتمی میگه که مردم نیان
تو خیابون مباد کسی کشته بشه یعنی تصور
بکنید یعنی یه آدمی که مطلقا درگی نخونده
جنبشهای مدنی رو یعنی تصور کن اگه که
گاندی میخواست آقای خاتمی فکر کنه ماندلا
میخواست مثل آقای خاتمی فکر بکنه الان
هنوز استعمار انگلیس برجا بود و تبعیض
آپارتاید در آفریقای جنوبی بود یعنی آقای
خاتمی به جای اینکه رو مردم سرمایهگذاری
کنه همیشه رو قدرت سرمایهگذاری کرده این
بدترین نوع تفکره تفکر سیاسی نداره ایشون
ایشون تفکر قدرت مدارانه داره همیشه نگاهش
به رأس قدرته همیشه اینکه در دل دوست رهی
باید
کرد همیشه نگاهش اینه که در دل آقای
خامنهای ما ما چهجوری راه پیدا کنیم هیچ
موقع آقای خاتمی روی جامعه سرمایهگذاری
نکرده آقای خاتمی محصول جامعه است جامعه
آقای خاتمی رو آورده رو سر کار ولی آقای
خاتمی هیچ مق به جامعه اعتماد نکرده نه
حزب درست کرده نه تشکیلات درست کرده نه
مردم بسیج کرده هیچ هیچ هیچ هیچ هر موقع
هم که مردم اومدن امکان بسیج بود آقای
خاتمی کشیده کنار آقای خاتمی واست کنار
حکومت این این درست اصلاحات که به معنی
این نیست که
شما پای ر م رهبر قلقلک بدید و سپاه قلقلک
بدید و براش مثلاً راضیش بکنید که عوض بشه
نه اصلاحات یعنی کهه شما اهرم فشار مدنی و
غیر خشونتآمیز ایجاد بکنید برای تغییر این
میشه اصلاحات آقای خاتمی چیکار کرده هیچی
اصلاح طلبا چیکار کردن هیچی همش رفتن بر
در ارباب بیمروت دنیا نشستن که خواجه کی
به
درآید البته جناب خلجی با کمال احترام این
نقدو من زمان که در قدرت بودند هم آقای
خاتمی هم بقیه اصلاحطلبان یا نزدیکان به
اصلاحطلبان وارد میدونم هرچند در همونجا
هم کارهایی کردن ولی احتمال من حق میدم به
شما که ببینیم اینو که کم بوده یا به جا
نبوده یا به اندازه نبوده ولی بعد از قدرت
میدونید که مؤلف قدرت در ایران متفاوته
شما خیلی بهتر از من میدونید با کشورهای
دیگه و یک یه اتفاقاتی در ایران وجود داره
که تو اونجاها نمیفتاد من فکر میکنم اگر
من و شما هم جاهای آقای خاتمی بود بودیم
که اصلاً م نمیخوام دفاع اونجوری بکنم
حتماً ایشون اشکال داشته اشکالات جدی هم
خصوصاً زمانی که در قدرت بودن ولی واقعیت
اینه که من بعید میدونم من و شما هم اگر
جای ایشون بودیم میتونستیم خون جوونای
این مملکتو به راحتی گردن بگیریم هرچند
شاید اتفاقم نیفتاد ولی احتمالش میدم دیگه
ببین آقایی ببینید نگاه کنید دوست عزیز
شما که میگید ما خونه جوانان ممل خون بر
جوانی مملکت خونشون بیخته شد به خاطر
اینکه ما نتونستیم جنبش مدنی درست کنیم ما
اگر تونسته بودیم جنبش مدنی درست کنیم خون
کسی ریخته نمیشد جنبش مدنی درست میشه برای
اینکه خون ریخته نشه اون که اگه خون ریخته
بشه که میشه انقلاب اون که میشه مثل چیز
میشه کودتا میشه انقلاب قراره که خون من
دارم از جنبش غیر خشونتآمیز حرف میزنم
اولاً که ببینید دوست عزیز این تصور که
ایران یه سری مؤلفههایی قدرت داره درش که
اینا مستثنا این خلاف علوم سیاسیه خلاف
تاریخ سیاسی اگر قرار باشه که در شما بگید
در ایران یک وضعیتی استثنایی اون وقت هر
کشوری استثنای نه نه اصلاً قصدم این نیست
که بگم مست ب این معلم من همینو عرض
میکنم شما ما وضعیتمون در ایران به هیچ
وجه استثنایی نیست ها ما ما یک شما در
علوم سیاسی ما طبقه بندی میکنن رژیمهای
سیاسی رو رژیم سیاسی که در ایران هست هم
در قرن بیستم مشابه داشته هم الان مشابه
داره بنابراین باید ببینیم خب در اون
کشورها چیکار میکنن ما از تجربه جهان ما
چطور برای تکنولوژی و برای نمیدونم فلان
و اینا انقدر حریصانه نگاه میکنیم به
دنیا ولی برای تغییر سیاسی هم باید نگاه
کنیم به دنیا ب این تجربه آموختن تجربه
اندوختن شکست خوردن پیروز شدن با همین
وضعیت تکنولوژی دیجیتال با همین وضعیت
نظامهایی که سرکوبگران زندان دارن فلان
دارن همه اینا همه اینا حکومتهایی هستن
که از ایران به مراتب سرکوب سرکوبگر تر
هستن حکومتهایی هستن که درشون همین مقدار
آزادی که در ایرانم هست وجود نداره ولی
درشون جنبش مدنی وجود داره جنبشهای مدنی
که موفق شدن مسئله اینه آقای دوست عزیز من
ببخشید اسم شما رو فراموش
کردم مجتبی هستان در خدمتت آقای مجتبی آ
قبول دارم جناب خلجی آره ببینید بحث بر سر
این نیست که من آقای خاتمی رو شما اگر
اصلاح طلبا اینا کسانی هستن که دوستان من
هستن منم از نظر شخصی من اینا رو دوست
دارم بحث انتقادی که من میکنم انتقاد
دوست به دوسته گرچه اونا شاید از انتقاد
خوششون نیاد یا آقای آمی گاهی گله کرده
ولی من به عنوان دوست دارم انتقاد میکنم
چون دوست دارم که در ایران من هم فروپاشی
رو فاجعه میدونم هم انقلاب رو ناممکن
میدونم هم جنگ نظام حمله نظامی رو یک
فاجعه میدونم بنابراین ایدآل چیه ایدآل
اینه که یه جنبش مدنی وجود ب یعنی ایدال
تنها گزینه که به نفع ملت ایران هست اینه
که یک ج جنبش مدنی خشونت پرهیز به وجود
بیاد که توان اون جنبش این باشه که اجازه
سرکوب نده یعنی در مقابل سرکوب بیسته یعنی
خون از دماغ یعنی چی مثل روزی که میرحسین
موسوی اومد ۳ میلیون آدم اومد تو تهران و
یک خون از دماغ کسی نیومد بیرون این جنبش
مدنیه این باید ادامه پیدا میک اون ۳
میلیون نباید میرفت خونش اون ۳ میلیون با
روش سرمایهگذاری اون ۳ میلیون بود ما رو
نجات میداد اون ۳ میلیون اگه شده بود ۵
میلیون ا شده بود ۱۰ میلیون اون اونوقت
دیگه امکان نداشت شما یه نفرو بکشی امکان
نداشت یه نفررو بازداشت بکنی ولی وقتی رفت
خونه پراکنده شد اومدن یواش یواش آقای
موسوی رو گرفتن آقای کروبی رو گرفتن اول
گفتن نگرفتیم بعدن فلان فلان بعد حفظ شد
هیچکسم الاان هیچکاری نمیتونه بکنه توجه
میکنین بنابراین ما باید رو به تجربه
جهانی نگاه بکنیم از تجربه جهانی بیاموزیم
ما اصلاً ف کنشگران ما هیچ ارتباطی با
کنشگران بینالمللی ندارن یعنی شما به من
بگید که کنشگران سیاسی در ایران و در خارج
از ایر حتی کنشگران زنان ما کنشگران حقوق
بشر ما بگین آقا از شما از کنشگران زنان
در با ترکیه چه ارتباطی دارین با پاکستان
چه ارتباطی دارین با جهان عرب چه ارتباطی
داری هیچ هیچ هیچ انگار ماییم تو این دنیا
و ما یه ماییم و یه اسرائیل و یه آمریکا
که یا باید بجنگیم یا کشته بشیم بکشیم
اینکه خب همیناست دلایل شکستم دیگه دلایل
شکستم اینه ما باید خودمون رو گز در یه
شبکه مقاومت علیه
استبداد علیه
استعمار علیه فشار خارجی علیه زور علیه
بیعدالتی بینالمللی و بیعدالتی داخلی
قرار بدیم یه شبکه اج جهانی وجود داره ما
باید به این شبکه جهانی بپیوندیم همینطور
که جمهوری اسلامی یه شبکه است جمهوری
اسلامی که فقط جمهوری اسلامی نیست با
روسیه ارتباط داره با چین ارتباط داره
همین تکنولوژی به اصطلاح سرکوب همین
تکنولوژی کنترل تکنولوژی دیجیتال همین
فضای م مجازی که کنترل میشه اینها فکر
میکنید تکنولوژی از کجا میاد از چین میاد
از روسیه میاد بنابراین ما برای مقاومت در
برابر استبداد داخلی و در برابر زور و
فشار خارجی هم باید به شبکه مقاومت
بینالمللی بیجا بپیوندیم از دیگران
بیاموزیم از تجربه دیگران بیاموزیم و
خودمونو تنها نبینیم اون کاری که میکنیم
و هدف ما اگر آزادی و عدالت و حقوق بشره
مقدسه ولی روشهای ما که مقدس نیست روشها
مونو نپرستم و بدونیم که همیشه راه هست
گفت عقل گوید چش جهد حدست و بیرون راه
نیست عشق گوید راه هست و رفتم من بارها
همواره شما اگر بخواهید در یک زندان
انفرادی بتنی هم باز هم راهی هست برای
خروج اون تخیل شماست که راهو باز میکنه
در خارج که راهی نیست تخیل شما راه رو
میآفرید ببخشید
ممنون خواهش میکنم عرض کنم که من که با
کلیت حرفای شما موافقم فکر میکنم بقیه هم
دوستان حتی خود آقایون اصلاح طلبا و اینا
منم خودمی اصلا اصلاحطلب میدونم هرچند
معتقدم که اصلاحطلب اصلاحطلبان اشتباهات
فاحش تری نسبت به اصول گرایان کردن فکر
میکنم با کلیتش موافقن ولی یه جا یه مطلب
جالبی خوندم میگفت که یک نفر وقتی موفق
میشه چون موفق میشه همه عملکردش به عنوان
الگو برای دیگران تلقی میشه اگر شکست
بخوره دیگه اون رفتارهایی که قبلش انجام
داده الگو تلقی نمیشه واقعیت اینه که ما
همین حرفایی رو که راجع به کنش های
کشورهای دیگه انقلابات دیگه یا تغییر
مسیرهای کشورهای دیگه امروز میگیم بعد از
موفقیت اونا رو به عنوان الگوی رفتاری
میبینیم اگر شکست میخوردن که کمان که در
جاهایی شکست خوردن ما دیگه اونا رو الگو
نمیدونیم در ایرانم میتونه همین مصداق
داشته باشه یعنی بعد از اینکه تغییر حاصل
شد هر کدوم از اینا میتونه مصداق عملکرد
درست تلقی بشه و تا روزی که به اون موفقیت
به اون تغییر نرسیدیم اینا میتونه مصداق
عملکرد اشتباه باشه محل وصب اینکه
ناظر به فرمایشات دوستان که چه میشود کرد
امروز و چرا به این شکله میخواستم عرض
بکنم که من فکر میکنم آقای خامنهای
مدیرانی تربیت کرد که به اونها یاد داد که
سرخط از من بگیرید و برید عمل بکنید و
متأسفانه جسارت رو بین مدیران گرفت یعنی
ما از مدیریت بحران رسیدیم به بحران
مدیریت و خود آقای خامنهای متأسفانه به
جایی رسوند که الان تنها کسیست که میتونه
بگه آقا تغییر مسیر باید حاصل بشود یا
نشود و برعکس آقای زرین آباد من فکر
میکنم آقای خاتمی آقای خامنهای اینجوری
فکر نمیکنه که
جامعه امید بسته بهش و من فکر میکنم درست
فکر میکنه آقای خامنهای چون کدهایی که یک
اهل سیاست در حرفهای دیگران میبینه جامعه
نمیبینه جامعه فقط نگاه میکنه ببینه چه
تاثیری قراره بذاره داره و نه به اون کتا
توجه میکنه و نه امثال اینا من فکر
میکنم آقای خامنهای امروز فکر میکنه که
یه سری آدم تربیت کرده که تندروهای
اصولگراها باشن که بر خلاف اصلاحطلبان که
یه روزی با ضدیت و با مخالفت با ارزشهای
معرفی شده آقای خامنهای سعی کردن از
ایشون عبور بکنن این تندروها امروز با
پافشاری با همون ارزشهایی که آقای
خامنهای معرفی کرد به جامعه داره ازش
عبور میکنه و حالا اگه بخواد جلوی اونا
بایسته اولاً ز از ارزشها ش کوتاه اومده
و یه بدنه حالا اینکه اندک زیادن هر چیزی
از طرفدارانش رو از دست میده و واقعیت
اینه که به اون طیف مقابلم نمیتونه
اعتماد بکنه یعنی فکر میکنه که من یه سری
موافق دارم که به اون ارزشها پایبن و اگر
از این ارزشها الان عدول بکنم اونا رو که
از دست میدم اینورم اگر اقبالی پیش بیاد
نمیتونم اعتماد بکنم به اضافه اینکه
امروز ه هر حرکتی رو از آقای خامنهای به
عنوان ترس و عقبنشینی جامعه تلقی میکنه و
از این میترسه آقای خامنهای و درستم هست
به نظر من متأسفانه به جایی رسیدیم که
خیلی کار آنچنانی نمیشه کرد متأسفانه منم
مثل آقای خلجی مثل بقیه دوستان واقعاً
نگران بیثباتی و یک انقلاب دیگرم در کشور
ولی واقعیت اینه که بسیار بسیار اوضاع به
مرحله بدی رسیده نه از طرف حاکمیت کار
آنچنانی میشه کرد نه از طرف کنشگران سیاسی
چون واقعیت اینه که جامعه به همه بد بینه
الان به هر کسی که ذرهای بخواد با حاکمیت
همدلی بکنه بدبین میشه شما میبینید طرف
از زندان میاد بیرون به خاطر اینکه خیلی
داغون نیست مورد حجمه از طرف جامعه قرار
میگیره چون جامعه احساسی
داره به همدیگه و به حاکمیت و
به موضوعات داخل کشور داره نگاه میکنه نه
عقلانی اینه که خیلی کار سخت شده فقط فکر
میکنم معدود کارهایی که میشه کرد و
امیدوار بود که شاید این کارها نتیجه بدن
اینه که حاکمیت اولاً به
جای توجه و ارتباط با نخبگان سیاسی بره
سراغ تشکلهای صنفی و سعی بکنه کاری بکنه
که این مشکلات روزمرهی که بعضاً خیلی
ربطی هم به حاکمیت نداره یک خورده
مافیاهای در تشکلهای صنفی در استانها
شهرستانها به وجود اومده که اینها بیشتر
از هر چی ری داره
قا بله بله قافیه رو داره تنگ میکنه فکر
میکنم حاکمیت باید بره به سمت اونا و
کاری هم که کنشگر اجتماعی کنشگر سیاسی
امروز داره میکنه میتونه بکنه اینه که
واقعاً رواداری رو در عمل سعی بکنه انجام
بده یعنی سعی کنیم همدیگه رو درک بکنیم
سعی بکنیم با هم بیشتر مدارا بکنیم و سعی
بکنیم کمتر عصبانی بشیم تا به امید خدا
امیدوار باشیم که اتفاق بدی در جامعه
نیفته و جامعه همدیگه رو تحمل بکنن بعد از
بیثباتی که امیدوارم پیش ند عرضم تمام آقا
سپاسگزارم از شما ممنونم آقای داوود
بفرمایین شمام بشنوین
قربان سلام خسته ن باشید شدتون بخیر ازشان
هستم من یه کامنتی داشتم که خانم سحر رفتن
یه صحبتی که کردن که گفتن آقای
پزشکیان اون بانیه ۱۵ مادهای آقای خاتمی
امضا کردن که این اشتباه بودش ما توی
خرداد ماه که حالا توی کانال تلگرامی ج
کانال رسمی جت اصلاحات هم هستش یه میثاق
نامه اصلاحات ایران در انتخابات ریاست
جمهوری ۱۴۰۳ بودش ۶ تا بند داشتش ۶ تا
بندم که میشه به نام خدا این جانب سه نقطه
متحد میشن به کلی یه ساز کارا و تصمیم
جبهه اصلاحات ایران برای رسیدن به نامزد
واحد پایوند باشن د در صورتی که در از
میان نام سبتی منتخب یک نفر بر اساس
سازکار تعیین شده نامزد نهایی ان جف ش
رسماً کنارهگیری و از رقابت انتخاباتی به
نفع نامزد منتخب
اعلام اعلام نمایم سه قبل و بعد از اعلام
صلاحیتها تا رسیدن به نامزد واحد علیه
هیچیک از نامزدهای جبهه موضعگیری نداشته
باشن
چاپ منظور اجرای فصل ه قانون اساسی جهت
تأمین کلیه حقوق ملت ایران از جمله حق
حاکمیت ملی حق آزادی بیان حق استفاده از
فرصتهای برابر فارغ از جنسیت قومیت مذهب
گرایشهای سیاسی اصلاحات ساختار و اصلاح
ساختارها سیاستها و عملکردها و همه توان
خود را به کار گیرن ۵ قدرتمند برای
قدرتمند شدن جامعه مدنی ایران که از لوازم
دولت توانمند از بکوشم و تقویت جامعه مدنی
نا از اولویتهای دولت خود قرار دارم شش
مشکل معیشتی و تأمین رفاه و کاهش علام
مردم ایران با اصلاح اقتصاد سیاسی کشور و
نیز تعامل سازنده با جهان در رس
اولویتهای دولت خود قرار دد جبهه اصلاحات
ایران خرداد ماه
۱۴۰۳ که بعدشم زدن که کلیه نامزدها که توی
جلسهای که ۸ ساعت طول کشید ده این میثاق
نامه رو امضا کردم و هیچ ربطی نداشته به
اون صحبتی که به اون بیانیهی که ۱۵ مادهی
که آقای خاتمی داده بودن این صحبت شدش و
اومدن یه نتیجه گیری غلطی کردن که اینکه
آقای پزشکیان خلاف متنی که امضا کردن دارن
انجام میدن این میخواستم بگم که اشتباه
بودش کل نتیجه گیری که اومدن روی اون کردم
جوری که انگاه آقای پزشکیان به میثاق
نامهی که با جبهه اصلاحات داشت عمل نکرده
گفتم این اشتباه بودش میخواستم بگم اش که
حالا خانم سر که رفتن گفتن حالا تو اتاق
بره آقای پزش هیچ میساق نامهی با جبه اسد
امضا نکرده جناب داوود جناب زیباد
توی کانال رسمی تلگرام جفه میدونم اونو
ولش کن هیچ میثاق نامهی بین جبهه اصلاحات
و آقای پزشکیان امضا نشده آقای پزشکان
چیزی امضا نکرده به عنوان میثاق نامه اینو
خودی پزشکیان اعلام کرد
اصلاً خواستم خدمتتون یادآوری کنم که
بدونید هیچی که ببخشید من حالا توی چیزی
که توی کانال اصلاحات خونده بودم بله
میدونم اون اونو نم بعد آقای پزشکیان در
یک دیداری گفت من چیزی امضا
نکردم اینم درست آقای پزشکان اعلام کرد
مسی من اطلاع نداشتم حالا میگم پس اون
چیزی که خانم سعر گفتن که اون فرمان آ
خاتمی در میثاق نامهی که جبهه اصلاحات
اعلام کر امضا نکرده بود در میثاق نامهی
که جبهه اصلاحات اعلام کرد بند
چهارش اجرای ۱۵ راهکار آقای خاتمی هم هست
اما آقای پزشکیان چیزی به نام میساق نامه
امضا نکرده ممنون و سپاسگزارم از شما آقای
گرامیان تشریف داری شما
قربان خب فکر کنم دیگه آقای گرامیان
دسترسی به مایک ندارن ما قبل از اینکه خ
خدافظی کنیم یه جمعبندی از
آقای خلجی بشنویم و بعد دیگه با همه
عزیزان خداحافظی کنیم آقای خلج اگر نکتهای
هست یا جمعبندی دارید بفرمایید که بعد
دیگه خداحافظی کنم خیلی ممنونم متشکرم از
شما تنها نکته که میشه اضافه کرد اینه که
آینده ایران در دست یکایک شهروندان این
واقعیت باید پذیرفت و مسئولیت شهروندی رو
نباید با
تمرکز بر این قدرت حکومت اینطوره نمیدونم
آقای خامنهای اینطوره نمیدونم تا الان
اینطور بوده جمهوری اسلامی عنچه که اتفاق
خواهد افتاد در آینده و
امروز همانقدر محصول رفتار حکومت هست که
محصول رفتار شهروندان هست اگر ما مسئولیت
شهروندی رو بپذیریم اونوقت نمیتونیم بگیم
که فردا هرچی اتفاق افتاد ما نبودیم حکومت
بود در مورد احتمال مذاکرات ایران و آمریک
م در دوره ترامپ رم اگر نکتهی هست اضافه ک
احتمال نیست این که این احتمال نیست حتما
اتفاق خواهد
افتاد
ولی من حالا جای دیگه صحبت کردم راجع به
این مذاکره ایران و آمریکا حتما اتفاق
خواهد افتاد
منتها اینکه و خوشبختانه یعن اونچه که خوب
هست اونچه که خبر خوب هست اینه که تا جایی
که من میدونم چارچوب مذاکرات از پیش تعین
شده نیست یعنی آقای ترامپ خود چارچوب
مذاکرات رو هم به مذاکره میگذاره و این یه
مقدار روند مذاکرات رو تسهیل میکنه و
مخصوصا این در حقیقت
فن یعنی این شگرد در فن نگوی شن یا کفیک
رزولوشن مال زمانیست که شما در حالت
اضطراری قرار دارین یعنی وقتی شرایط
اضطراری هست شما با طرف
مقابلتون مذاکره میکنید بدون هیچ پیش شرطی
یا بدون
مستقیم ایران و آمریکا اتفاق میفته قطعاً
اتفاق خواهد افتاد بله قطعاً اتفاق خواهد
افتاد منتها اینکه روندش چگونه پیش بره
اینها بستگی به این داره که تهران چقدر
مصمم باشه برای
اینکه منافع اقتصادیش رو یک و دوم ثبات و
امنیتش رو بر سیاست منطقش ترجیح بده اگر
همچین به اصطلاح تصمیمی همچین عزمی در
تهران وجود داشته باشه به نظر من این
مذاکرات میتونه در زمان خیلی کوتاهی حتی
به موفقیت بی انجامه یعنی الان شاید بشه
گفت که حالا آقای نتانیاهو میشه عدو شود
سبب خیر
شاید همین به اصطلاح حالت تهاجمی از سوی
اسرائیل باعث بشه که
ایران به طور سریع حداقل شرایطی رو به
وجود بیاره که هم خطر حمله
اسرائیل دفع بشه و هم اینکه یک بخشی از
تحریمها علیه ایران برداشته بشه و همین
طور که تحریمهای فشارهای جدید در حقیقت
وضع نشه آقای خ من یه بار دیگه این سوالو
تکرار میکنم برای فهم بیشتر شنوندگان
دولت جمهوری اسلامی و شخص آیتالله
خامنهای آماده است که با دولت ترامپ
مستقیم وارد مذاکره بشه دیگه درست بله
قطعاً همینطوره بله قطعاً
همینطور بله قطعاً همینطوره و دولت
یعنی تیم آقای ترامپ داره خودشو آماده
میکنه برای مذاکره با آیتالله خامنهای و
طبیعتاً
این اطمینان رو میخوان کسب بکنن که از
ابتدا تا انتهای مذاکرات شخص آقای
خامنهای اینوو هست و شخص آقای خامنهای
در حقیقت نظارت میکنه بر این مذاکرات نه
قطعاً تیم ترامپ
بخش به اصطلاح مشاور حالا زیاد نمیشه راجع
به این چیزا صحبت کرد ولی و مشاور
خاورمیانه و کسان دیگه مشغول آماده یعنی
برای آماده دارن میشن برای مذاکره ب
ب نکته دیگه ندارین آقای خرج نه خیلی
ممنونم از شما از دوستان گرامی و امیدوارم
که ایران ما و ایرانیان همه روز به روز در
آزادی و خوشی و شادی بیشتر باشن و خلاصه
در آینده ما راجع به مسائل دیگری و بهتری
با همدیگه صحبت کنیم ممنونم از شما وقتتون
خوش ممنون سپاسگزارم از شما