احتمال مذاکره ترامپ و جمهوری اسلامی

گرامی و امیدوارم که روز و روزگارتون خوش باشه من ابتدا یه سؤال بکنم دوستانی که این خبر رو اینجا پین کردن و موضوع این جلسه قرار دادن این خبر یعنی جای دیگه دیدن یا اینکه کسی رفته توی وب سایت بغداد آیون اینو دیده یا اینکه از جای دیگه منتقل شده منظورم اینه که چه جوری این خبر پیدا شده چون که بغداد علی خیلی رسانه معروف و معتبری نیست از سال ۲۰۱۷ درست شده و خیلی رسانه به جوانیست و به سلام آقای خل چند نفر از جمله آقای داوری این رو تویت کرد بسیار خب ب همین ببینید این خبر به دلایل متعددی نمیتونه درست باشه دلیل اولش اینه که در آمریکا قانونا رئیس جمهور منتخب هیچ هیچگونه به اصطلاح فعالیتی نمیتونه بکنه که موازی با دولت باشه تا بیستم ژانویه که او جانشین میشه یعنی تا بیستم ژانویه آقای ترامپ حق نداره همچین نامهای رو برای کسی بفرسته البته کسانی هستن که میتونن به طور غیر مستقیم پیام بیارن پیام ببرن ارتباطاتی چیز کنن ولی این این خبر میگه که یک نامه از طرف آقای ترامپ خطاب به آقای پزشکیان از طریق عمان به اصطلاح نوشته شده فرستاده شده قطعاً نمی‌تونه درست باشه این مداخله در کار دولت مستقر هست و نه قانون اجازه رو میده و نه عرف دیپلماتیک این نکته اول نکته دوم این کهه اگر ترامپ بخواد نامه بنویسه قطعاً به آقای خامنه‌ای نخواهد نوشت نه به آقای پزشکیان این کارو آقای اوباما هم همین کارو کرد دیگه آقای اوباما هم نامه‌هایی که نوشت و در حقیقت همین پیشنهاد مذاکره بود موضوعش همه به آقای خامنه‌ای بود نه به رئیس‌جمهور بنابراین به دلیل اینکه در آمریکا و در به اصطلاح فضای دیپلماتیک غربی هیچ تردیدی ندارن که تصمیم گیرنده اصلی درباره سیاست‌های کلی نظام و مخصوصاً سیاست‌های هسته‌ای شخص آیتالله خامنه‌ای است بنابراین نامه رئیسجمهور آمریکا حتماً به خطاب به خود آقای خامنه‌ای خواهد بود این به این معنا نیست که در سطوح مختلف در سطح وزارت خارجه حتی معاونان وزارت خارجه ارتباطاتی قبلاً صورت نگرفته باشه ولی نامه رسمی که از رئیس جمهور آمریکا خواهد آمد قطعاً به خطاب به شخص آیتالله خامنه‌ای خواهد بود به خاطر اینکه رئیس جمهور آمریکا تصمیم گیرنده نهایی اس در ایران هم آیتالله خامنه‌ای تصمیم گیرنده نهایی اس و این چیزیست که رسای جمهور ایران هم هم در صحبت‌های رسمیش هم در مذاکراتش تأکید کردن که در نهایت مذاکرات باید با توافق آقای خامنه‌ای و گام به گام تحت نظر ایشون و در نهایت با موافقت ایشون باید هرگونه توافقی امضا بشه بنابراین این از این جهتم نادرست هست و باز هم یک نکته دیگه این کهه اگر چنین چیزی بود باید قبل از اینکه این نامه از واشنگتن میرفت به تهران و کسی در تهران نوشته که مستر مقرب یک منبع نزدیک به دفتر آقای پزشکیان خبر رو در حقیقت لیک میداد و افشا میکرد باید این توی واشینگتن این در حقیقت خبر درز میرفت به عبارت دیگه یعنی نمی‌رسید به تهران و این باید خبر اینجا درز میرفت بنابراین از لحاظ خبری این کاملاً فیکه کاملاً خبر نادرسته و دلایل خیلی قوی هست که نمیتونه درست باشه ولی خب بحث مذاکره با ایران و بحث اینکه آقای ترامپ میخواد چیکار بکنه و به اصطلاح سال ۲۲۰۵ که تغییراتی در روابط ایران و آمریکا به وجود خواهد آمد اون بحث دیگریست ولی در مد این خبر من خواستم فقط این ملاحظه رو عرض کنم آقای خلجی ما حالا شما راجع به خبر توضیح دادید ممنونم اما در واقع موضوع اصلی اتاق ما همین مذاکراتی اس که احتمالاً بین ایران و آمریکا آغاز خواهد شد دیگه ما بیشتر راجع به این حرف می‌زنیم به نظرتون این مذاکرات به چه شکلی جلو میره چه موضوعاتی مطرح میشه نتیجه چه خواهد بود آیا اصلاً این مذاکرات چون دوستان مطرح کردن که ترامپ در واقع بحث هسته‌ای رو اگر بخواد عنوان بکنه حقوق بشر رو عنوان بکنه یا بحث موشکی رو عنوان بکنه شاید این گفتگو اصلاً از همون ابتدا به بنبست زیاده عضر میخوام چون ترامپ در زمان آقای روحانی هم چند بار در واقع تلاش کرده بود که مذاکره بکنه به نظرتون این مذاکره چجوری پیش میره چی مطرح میشه نتیجه چ خواهد بود بله ببینید اولاً که ایران و آمریکا از سال ۹۷۹ یعنی ۱۳۵۸ و از دوران اشغال سفارت آمریکا روابط دیپلماتیک شون قطع شده یعنی رابطه ندارن ولی مذاکره همیشه کردن یعنی هم با دولت کارتر مذاکره کردن هم با دولت ریگان مذاکره کردن هم با دولت بوش پدر مذاکره کردن هم با دولت بوش پسر مذاکره کردن هم با کلینتون مذاکره کردن هم با اوباما مذاکره کردن در زمان ترامپ هم مذاکرات رسمی صورت نگرفته ولی مذاکراتی وجود داشته ایران و آمریکا مذاکرات شون گاهی مستقیم بوده گاهی با میانجی بوده در ژنو بوده یعنی به این صورت که در بسیاری از مذاکرات سازمان ملل میانجی میشده یا طرف سوم هر دو طرف رو به میز مذاکره دعوت میکردن و خودشون میرفتن بیرون یعنی همیشه ی رشته ارتباط به اصطلاح گفتگو بین ایران و آمریکا به ندرت پاره شده همیشه این ارتباط وجود داشته و اونچه که آقای ترامپ در دوران آقای ترامپ اتفاق افتاد از این جهت چیز تازهای نخواهد بود این اولا ثانیا مسئله روش آقای ترامپ در گفتگوست که متفاوت هست با روش دولت‌های قبلی و اون این هست که دولتهای قبلی اولا برای مذاکرات ی سری درخواست داشتن یعنی خود مذاکره رو یک نوع امتیاز تلقی میکردن و میکنن یعنی در عرف دیپلماتیک واشنگتن اینطوریه وقتی که با یه کشوری که باهاش مثلا رابطه ندارن یا روابط تیرست وقتی وقتی به اصطلاح آفر یا پیشنهاد مذاکره رو قبول میکنن یا میدن که طرف مقابل در ازای خود این پیشنهاد یه کارایی انجام بده یعنی به عبارت دیگه پیش شرط میگذارن برای مذاکره خب این این برای ایران خب همیشه دشوار بوده قبول کردنش و به دلایل مختلف یعنی مثلاً میگفتن شما این کارو بکنید اون کارو نکنید یا اینکه ما از اول اعلام میکردن که ما راجع به این موضوع این موضوع این موضوع صحبت میکنیم و ایران میگفت که نه و از نظر به اصطلاح هنر نگو ششن و هنر مذاکره هم حق با ایران هست یعنی شما در چنین موقعیت همشه موقعیت فروته رو دارید یعنی از نظر تکنیک مذاکره کارشون درست ب اما آقای ترامپ این کارو نمیکنه یعنی آقای ترامپ خود مذاکره رو به عنوان یک امتیاز تلقی نمیکنه در نتیجه نمیگه که بیاید سر این موضوع این موضوع مذاکره کنیم میگه که بیاید مذاکره کنیم که سر چی مذاکره کنیم سر چی میتونیم با همدیگه مذاکره بکنیم یعنی از پیش چارچوب مذاکره رو تعیین نمیکنه بلکه چارچوب مذاکره رو به مذاکره میگذره و این خب خیلی راهو باز میکنه که شما بیاید بگید که آره ما میتونیم راجع به این موضوع صحبت بکنیم یا نمیتونیم صحبت بکنیم و این معمولاً در عمل خیلی از نظر تکنیک مذاکرات به خاطر این کهه من با کسانی مثل دنیس راس و اینا که مذاکرات خیلی یعنی سابقه مذاکرات دارن در عرصه دیپلوماتیک و تدریس میکنن اصلا چیز رو کانفلیکت رزولوشن و نگوی شن رو خب خیلی باهاشون کار کردم و با هم به اصلا تجربه کار زیاد داشتیم از نظر تکنیک مذاکره کار این خیلی موفق تره و احتمال اینکه به نتیجه برسه همیشه بیشتره اگر یک موضوع خیلی ارجنت باشه یه موضوع خیلی فوری باشه معمولاً این کارو می‌کنن یعنی مثلاً فرض کنید یه شرایطی الان مثلاً فرض کنید کره شمالی الان میخواد یک آزمایش هسته‌ای انجام بده و آمریکا میخواد جلوشو بگیره به سرعت میگن خب بیین بشیم ببینیم چیکار میشه کرد ولی وقتی که موضوع فوری نباشه خب طبیعتاً پیش شرطها رو زیاد میگذارن خیلی عجله ندارن و من فکر می‌کنم آقای ترامپ مسئله ایران رو خیلی در اولویت خودش قرار خواهد داد نه به خاطر اینکه خیلی نگران ایران باشه بلکه به خاطر اینکه مسئله اول اسرائیل هست و نگرانی آمریکا از این هست که حمله به تأسیسات هستهای ایران بشه آمریکا حتی خود آقای ترامپ هم جمهوری خواه هم خیلی موافق این مسئله نیستن به دلایل فراوان از جمله به دلیل ضایعات زیست محیطی وحشتناکی که حمله به تأثیرات اتمی به بار میاره و دامنه او میتونه حتی از مرزهای کشور هم فراتر بره یعنی یک حوادثی مثل چرنوبیل و اینها میتونه به وجود بیاد و به عوارض زیست محیطی یک فاجعه انسانی بزرگه که به هیچ وجه نه محدود میشه به اون مناطقی که تاسیسات هسته‌ی هست و نه محدود میشه به ایران و چه پس مثلا کشورهایی مثل عراق نمی‌دونم حتی عربستان سعودی ترکیه ایران رو در بر بگیره بنابراین و کشورهای حاشی خلیج فارس بنابراین برای ایدل برای آقای ترامپ این هست که مذاکرات با ایران به نحوی پیش بره که اولاً شدنی باشه یعنی در چارچوبی باشه که آقای خامنه‌ای براش پذیرفتنی باشه یعنی آقای خامنهای تلقی نکنه که این مذاکرات بازی برد و باخت به نفع آمریکا هست و بلکه بتونه در حقیقت هم غرور ملی و هم اون وجه به اصطلاح خودشون رو در ایران و خارج از ایران بتونن حفظ بکنن و از اون طرف چیزی باشه که برای نتانیاهو قابل قبول باشه و اطمینان اطمینان آور که ایران یک تهدید اتمی برای اسرائیل نیست و ایران قدرت بازسازی نیروهای نیابتی رو در منطقه نداره و ایران به هر حال ممکنه در مثلا حالا گفتار رسمی تغییری ایجاد نکنه ولی در عمل یک نوع تعهداتی بده که سیاستهای منطقش رو درش تجدید نظر بکنه بنابراین برای آقای ترامپ این مسئله خیلی مهمه علاوه بر اینکه حمله به چه هر نوع حملهی به ایران یعنی چه حمله به تات هسته‌ی چه حمله به تأسیسات نظامی یک بحران بزرگ برای آمریکا به وجود میاره از جنبه‌های گوناگون و به ویژه از نظر اقتصادی تاثیر خواهد گذاشت در بازار نفت و آمریکا خ یکی از مشکلات بزرگ همین مسئله جنگ اوکراین بود که تو اقتصاد آمریکا هم خیلی تأثیر گذاشت بنابراین آقای ترامپ ایدش این هست که مسئله جنگ در اوکراین و یک جوری فیصله بده و از جنگ در ایران هم با ایران هم جلوگیری بکنه و بتونه پیام مهای به اصطلاح یک بحران عظیم پیشبینی نشده‌ی رو در حق پیشاپیش کنترل بکنه بنابراین برای آقای ترامپ این موضوع موضوع فوری خواهد بود و به همین دلیل شرایطی که خواهد گذاشت برای مذاکره بسیار آسان خواهد بود اما کهه یعنی پیش شرتی چندانی در میان نخواهد بود این دیگه بستگی به ایران داره که آیا ایران هم مسئله رو به این فوریت ببینه یا اینکه ایران همچین فریتی ب برای موضوع قائل نباشه اگر هر دو طرف به فوریت این مذاکرات باور داشته باشن من فکر می‌کنم یکی از اولین اتفاقاتی که در دولت آقای ترامپ خواهد افتاد مذاکرات هست این مذاکرات میتونه به سرعت آغاز بشه اما اینکه در عمل چه جوری پیش بره باید دید به عوامل مختلفی بستگی داره که پیشبینی کردنش بسیار دشوار هست سپاسگزارم ممنونم از شما جناب خلجی بزرگوار تحلیل نامه‌ی بود قسمت‌های خیلی زیادش با شما همراهم حالا شما در واقع نظرات و احتمالات ترامپ رو مطرح کردین به نظر میاد در داخل کشورم با توجه به اتفاقات منطقه و وضعیتی که ما در ایران دچارش هستیم این فریت از نظر ایران هم وجود داره امیدوارم که این مذاکرات آغاز بشه و مشکلات کمتر بشه ممنونم از شما سپاسگزارم آقای خام پور من یه سؤال میخوام مطرح کنم حالا یا آقای خلج جواب بدن یا دوستان برای آمریکا چه اهمیتی داره این مذاکرات آقای خلجی بله ببینید برای آمریکا چه اهمیتی داره مذاکرات به دلیل اینکه در وحله اول مسئله اتمی یک مسئله جهانیست و مسئله آمریکاست یعنی آمریکا خ شو موظف می‌دونه که از توسعه سلاح‌های هسته‌ای در سراسر جهان جگی اتمی مهمتر بود یا خط مقاومت هر دوش ولی اتمی یک مسئله دیگه است غیر از اون مسئله یعنی هر دو اینها مطرح هستن منت د تا بحث متفاوت هستن و دو به اصطلاح خ لاین مذاکرات رو هم شکل میدهن یعنی مسئله مذاکرت بر سر مسئله سیاست‌های منطقه ایران یا مثلاً بحث گسترش تسلیحات موشک ایران یه بحثه بحث حست ی مسئله دیگه است مثلاً آقای اوباما در دبیرستانش م به اصطلاح اکتیوی جز کنشگران به اصطلاح جهان بدون هسته‌ای بوده یعنی این یک مسئله خیلی ملی و خیلی اینترنشنال و مسئله یک جنبشی وجود داره هم در سطح به اصطلاح جامعه مدنی و هم در سطح دولت‌های غربی بنابراین دولت‌های غربی این مسئله براشون مهمه و این این یک جهت یعنی برای آمریکا مهمه که ایران نتواند به نظامی کردن برنامه هسته‌ایش نزدیک بشه یا به این فکر بیفته نکته دوم این هست که این مسئله مسئله اتمی مهمه برای آمریکا به دلیل کهه برای اسرائیل مهمه و در هر گونه رویکرد جدی اسرائیل به مسئله اتمی ایران آمریکا سهم خواهد داشت یعنی یا باید هزینشو بپردازه یا باید کمک کنه که از ایناش کاسته بشه آقای ترامپ و نکته بعد اینه که بین جمهوریخواهان و دموکراتها در آمریکا از زمانی که آقای بوش دوره دوم ریاست جمهوری جورج بوش پسر این اتفاق نظر در بین دموکراتها و جمهوری خواها به وجود آمد که آمریکا نباید وارد هیچگونه درگیری نظامی در هیچ کجای جهان و به ویژه در خاورمیانه بشه و در حقیقت این هم سیاست آقای اوباما بود و هم سیاست آقای ترامپ بود و طبیعتاً مذاکرات تنها راه به اصطلاح موثر برای گریز از جن و پرهیز از جنگ هست این فشار حداکثری و این تحریم‌های بسیار شکنن هم که آقای ترامپ گذاشت دقیقاً اینها بدیل جنگ هستن یعنی این فشار رو می‌گذاره که شما بیاین پای میز مذاکره و در حقیقت نجنگیم و وگرنه اگر این اتفاق نیفته یعنی اگر فکر بکنه که این فشارهای حداکثری شما رو به میز مذاکره نخواهد کشوند و شما مثلاً به برنامه هسته‌ی تون ادامه میدید و پولشم دارید که ادامه بدید خب طبیعتاً ا وقت راه ج راه جز رویاروی نظامی باقی نخواهد ماند و بعدشم هرگونه بحرانی در خاورمیانه فرقی نمیکنه شما الان ببینید در سوریه اولین کاری که کردن ایرانیا خانم باربرا لیف باربرا لیف هم با در واشینگتون انستیتوت چند سال بود و در حقیقت همکار ما بود به عنوان معاون وزیر خارج آمریکا رفت در سوریه و شروع کردن به به اصطلاح برقراری رابطه و اینکه در سوریه آمریکا باید نقش مهمی داشته باشه بنا بحران‌های خاورمیانه بحران‌هایی هستن که صادر میشن و جهانی این ویژگی بحرانهای خاورمیانه است یعنی که بحران افغانستان باشه ۱۱ سپتامبر ایجاد میکنه نمیدونم بحران عراق باشه تروریسم در خاورمیانه و به اصطلاح استبداد در خاورمیانه یک جمعه جهانی داره الان خود عربستان سعودی در توسعه شبکه سلفی‌ها نه تنها در آفریقا و نمی‌دونم آسیا و این حرفا بلکه در اروپا و آمریکا نقش خیلی مهمی داره بنابراین برای آمریکا خاورمیانه از این جهت بسیار مهمه و البته مسائل بازار نفت هم به این‌ها اضافه بکنید که بازار نفت بسیار مهمه آقای ترامپ معلوم نیست که چه خواهد کرد آیا قرار خواهد بود که آمریکا به به اصطلاح استخراج نفت ملی گسترش بده یعنی یک جایگزین پیدا بکنه برای واردات نفت یا اینکه میخواد بازار نفت کنترل بکنه همه اینها مسئله خاورمیانه رو خیلی مهم خواهد کرد و مسئله ایران دیگه به هر حال و یک چیز بسیار مهمی هم که براشون وجود داره اینه که یعنی حداقل دولت‌های غربی به هیچ وجه نمیخوان بیثباتی در ایران رو ببینن و خب اگر مذاکرات شکست بخوره احتمال هرگونه بی‌ثباتی هست یا اگر مثلاً اسرائیل بخواد به طور یک جانبه دست به حمله نظامی به ایران بزنه ممکنه بیثباتی در ایران منتهی بشه و این یک فاجعه به اصطلاح منطقه‌ای خواهد بود یعنی ایران بی‌ثباتی در ایران کل خاورمیانه رو بی‌ثبات خواهد کرد تمام زحمات و سرمایه‌گذاری‌هایی که آمریکا و کشورهای غربی در عراق کردن در افغانستان کردن در سوریه الان دارن می‌کنن همه اینها رو به باد خواهد داد و البته یک نگرانی برای ثبات اقتصادی کشورهای حاشی خلیج فارس و همینطور ترکیه هم خواهد بود بنابراین این هم یک موضوع مهمی اس که اجازه ندن که ایران به یک قدرت اتمی یا به یک قدرتی که سیاست‌های توسعه طلبانه منطقی منطقهی داره تبدیل بشه در عین حال یک دولت بی ثبات و یک کشور بی ثبات هم نباشه و امنیت و ثبات در خود این کشور هم آسیب نبینه این یک چالش بسیار بزرگ هست و امیدوارم که به هر حال به سمتی پیش بره که مردم ایران از گزند دوران به دور باشن سپاسگزارم ممنونم سارا جان نکتهای داری یا بریم سراغ دوست بعدی نه بله استفاده کردیم فقط میخواستم ببینم که حالا در دور بعد دوستان ا چیز بودن امریکا انگیزه مثبتی هم داره آیا مثلا ایران چ من خیلی یه مقدار نامیدم تو این بخش یعنی دیگه نه نیاز به نفت ایران دارن نه اون هاب تجاری منطقه‌ای کریدور ترانزیت میخوام ببینم همچین جنس انگیزه‌هایی ممکنه در دستور کار غرب و امریکا باشه یا نه الان دیگه تو این چند ساله دیگه آلترناتیو حسابی دیگه پاشونو محکم کردن تو همین مواردی که گفتم تو بخش توریس تو بخش نفت ترانزیت و همه اینا بحث محور مقاومتم که دیگه الان برداشته شده یعنی هم میشه مثبت بهش نگاه کرد که آقا دیگه الان مشکلی نداره برای مذاکره آمریکا با ایران هم میشه منفی نگاه کرد که دیگه ایران کارتی برای بازی نداره حالا اینم باز جای بحث داره خودش ممنونم بله می‌تونم جواب بدم بله بله حتما آقای ببینید الان مسئله اینکه چه سودی میبریم از مثلاً آمریکا یا کشور دیگه چه سودی میبرن از ارتباط با ایران الان در اولویت نیست مسئله این که چه بحران‌هایی هست که باید کنترل بشه یعنی همون طور که عرض کردم مسئله نیست که آمریکا به نفت ایران نیاز داره یا کشورهای غربی به نفت ایران نیاز دارن یا نه بحث سر اینه که در شرایطی وجود داره در شرایطی به سر میبریم که امکان به وجود آمدن بحران‌های بسیار بزرگ پیشبینی نشده و مهار ناپذیری وجود داره که باید ازش جلو کرد یعنی هزینه میاره یی ال بحث این نیست که شما چه سودی میبرین از این مذاکرات بحث اینه که چه هزینه‌هایی رو نخواین بپردازین یعنی زیانهای جلوی زی ضرر رو بگیرید و جلوی این ضرر گرفتن اصلاً چیز ک کمی نیست بنابراین شرایط در منطقه به گونه‌ایست که اگر این تنش‌هایی که وجود داره الان یعنی مثلاً فرض بکن در سوریه اگر این آقای احمد احمد شر اگر موفق نشه که یک دولت ثباتی بسازه اگر دوباره تبدیل بشه به یک به اص شکست بخوره این پروژه که الان دارن در سوریه خب یه بحران بزرگ هست برای آمریکا برای اسرائیل برای غرب در مورد ایرانم همین طوره هرگونه به هر حال یک مسئله‌ای به نام بحران هسته‌‌ای یه مسئله‌ی است به نام بحران به اصطلاح سیاست منطقه‌ی ایران که به هر حال باید حل بشه یکی مسئله فوری هم هست اگر نخوان که به سرعت به حل این مسئله بپردازن اونوقت هزینه‌ای که که بر د که به اصطلاح کشورهای منطقه بر اروپا و بر آمریکا تحمیل میشه اون هزینه بسیار گذا خواهد بود سپاسگزارم