آقای خلجی اگر موافق باشید شما شروع کنید
اتاق رو بعد دوستان در فواصل برنامه من
سلام عرض میکنم خدمت همه دوستان و تبریک
میگم روز جهانی زن رو به همه کسانی که
برای حقوق برابر زن و مرد مبارزه میکنن
تلاش میکنن به آزادی انسان می اندیشن و
مخصوصاً به زنان جوامع اسلامی که
در به ویژه در ۱۵۰ سال گذشته هم با تاریک
اندیشی دینی مبارزه کردند و هم با در
برابر تاریک اندیشی دین
ستیزانه مقاومت کردن و آرزوی پیروزی
میکنم
برای جنبش زنان در همه جای دنیا مخصوصا در
کشورهای اسلامی و
کشورهایی که در منطقه هستن و در نهایت
ایران و افغانستان و تاجیکستان که
همزبانان هم
هستیم من دو سه تا نکته رو فقط چون امروز
روز زن هست من دوست داشتم که صحبت بکنیم و
جلسه داشته باشیم راجع به مسئله زن حالا
در فرصتهای
دیگه باید مفصل تر به جنبههای گوناگونی
پرداخت از
این از منظرهای مختلف
من به دوستانم
در کلاب کابو که دوستان افغانستانی هستن
قول دادم که روز سهشنبه یا چهارشنبه یک
جلسهی بگذاریم راجع به اینکه جنبش زنان
افغانستان از جنبش زنان مسلمان یا جنبش
زنان ایران چه چیزهایی میآموزد وقتی هم که
میگیم میآموزد من بیشتر تاکید دارم بر
اونچه که کمتر گفته شده یعنی نقطههای
منفی یعنی شکستها تا دستاوردها که خب
خیلی هم واضح هست هم خیلی راجع بهش صحبت
شده معمولاً ما راجع به نکتههای منفی
کمتر صحبت میکنیم تا نقطههای مثبت که
میخوام
بگم و یک نقطه ضعف ما ما که میگم یعنی
مردم ایران و مخصوصا کسایی که در جنبشهای
اجتماعی فعال هستن کسایی که در جنبشهای
سیاسی فعال هستن کسایی که به هر حال به
تغییر در آینده
ایران می
اندیشن دچار این مشکل هستن ما به دلایل
مختلف مخصوصاً در این ۴۰ سال گذشته
نگاهمون به همه مسائل نگاه خیلی بسته و
محلی شده یعنی همون طور
که خود جمهوری
اسلامی با
رفتارهاش سبب انزوای سیاسی و انزوای
فرهنگی در جامعه ایران شده جام هم همین
طور شده یعنی کسانی که مخالف جمهوری
اسلامی هستن حتی در خارج از کشور هر موقع
که صحبت میکنن راجع به مسائل ایران
کاملاً محلی نگاه میکنن
کاملاً در یک چارچوب بسته صحبت میکنن
مثلاً فرض بکنید ما وقتی که راجع به محیط
زیست حرف میزنیم هیچ موقع نمیگیم که آیا
مسئله محیط زیست ی متخصصان محیط زیست ما
کسانی که حالا صحبتهاشون تو رسانهها
میشنویم کتاباشون میخونیم کاراش میبینیم
ازشون نمیشنویم که با متخصصان محیط زیست
در ترکیه اینا آشنایی داشته باشن با مسائل
محیط زیست در عراق آشنا باشن با بحرانهای
محیط زیستی در افغانستان در
پاکستان آگاهی داشته باشن
با دانشمندان دانشگاهیان یا فعالان سیاسی
محیط زی فعالان محیط زیستی در کشورهای
منطقه مراوده داشته باشن گفتگو داشته باشن
ارتباط داشته باشن داد و ستد داشته باشن
نه ما ماییم و غرب یعنی ما ایرانیا در
نهایت حالا غرب م خیلی نمیشناسیم دیگه
ولی یه توهمی داریم که میشناسیم فکر
میکنیم یه ایرانه و یه سوئیس و ما هم
اصلاً اشتباهی در این خاورمیانه افتادیم و
الانم که مخصوصاً هی در واکنش به جمهوری
اسلامی که میگن اصلا این اسلامم که زیادی
بوده و ما از اول خیلی خیلی خوب بودیم قبل
از اسلام خیلی خوب بودیم و تمدن داشتیم و
حالا ربطی اصلاً خودمونو نه جزء خاورمیانه
میدونیم نه جزء حتی آسیا میدونیم نه جزء
کشورهای جامعه به اصطلاح عالم اسلام
میدونیم ما اصلاً یه میدونید ما ما ما
سوئیس یه زلزله جبری اتفاق افتاده که یه
ذره ما اومدیم اینورتر خب این توهمی اس که
متأسفانه شکلگیری یا بازسازی ایران از
دوره صفویه بهش دامن زده یعنی از دوره
صفوی شکلگیری ایران جدید یا تولد دوباره
ایران با مرز کشی و بریدگی از جهان صورت
گرفته یعنی ما با همسایه هامون دشمن
بزرگترین دشمن صفوی عثمانی بودن و
پادشاهان صفوی حاضر بودن که با اروپایی
اتلاف کنن
علیه به اصطلاح امپراتوری عثمانی و بعد ما
با زبان فارسی با مذهب تشیع و با یک
ژئوپولیتیک خاصی که کشور داشته از دوران
صفو تا حالا از دنیا جدا شدیم خیلی از
دنیا جدا شدیم و
این جمهوری اسلامی یک ات به اصطلاح حادثه
اتفاقی نیست این محصول همون بریدگی ما از
جهان هست این در مورد زنانم صادقه یعنی
وقتی راجع به زنان ایران صحبت میکنیم خب
نمیپرسم که حالا وضعیت زنان مثلاً اینطور
هست حالا به قول آقای دکتر شاهین ایقانی
ایشون آقا دکتر هستن چون ایشون چشم پزشک
اگر کسی خواست به کسی دکتر بگه باید به
آقای ایرانیان بگه نه به
من ایشون دکتر
واقعیست مثلاً آقای ایرانیان میگن من خیلی
خوشحالم که زنان در ایران مثلاً برای
آزادی خودشون مبارزه میکنن در برابر
سرکوب و تبعیض مقاومت میکنن خب خیلی خوبه
ولی خب ببینیم در کشورهای همسایه چطوره
ببینیم که در کشورهای منطقه چطوره ببینیم
در دنیا چطوره یعنی اینکه ما وقتی نگاه
میکنیم فقط به یک چارچوب کوچیک
باعث میشه که هم نکتههای مثبت و خیلی
درشتتر از اونچه که هستند ببینیم و بعد
از نکتههای منفی بیش از اونکه باید مایوس
بشیم سرخورده بشیم ناامید بشیم اینکه ما
۱۵۰ سال بین امید امید واحی و ناامیدی
واحی مرتب در نوسان هستیم نه امید ما
واقعیه نه ناامیدی ما واقعیه ما یک لحظه
شور حسینی برمون برمیداره و نمیدونم ی
کارایی میکنیم خیلی قشنگ مثل همین فوتبال
ما که دقیقه ۹۰۰ دقیقاً یه گل میزنیم یه
کاری میکنیم در یه نقطهای و بعد با یک
شکست کاملاً به محق میریم این به محق رفتن
در جنبشهای اجتماعی و سیاسی در ایران از
مشروطه تا آرار یک عارضه بسیار نگران
کننده است یعنی از شما از خود مشروطه در
نظر بگیرید که حالا با یه شکستهایی مواجه
شد و بعد
جامعه هم نخبگان جنبش دموکراتیک به محق
رفت و بعد داستان ملی شدن صنعت نف ۲۸
مرداد دوباره همین طور انقلاب ایران بعد
از انقلاب ایران اصلاحات و بعد الان با
افول این اعتراضها در علیه قتل خانم محص
امینی باز دوباره همچین حالتی داریم ما ی
نه یس به خاطر اینکه واقعیتو نمیبینیم
امید هامون امیدهای اغراق شده است و یس
هامون هم یعز های ناشی
از به
اصطلاح نزدیک بینیه و آینده رو نمیبینیم
به خاطر همینم نمیتونیم برنامه ریزی
بکنیم که خب الان جنبش فرض کنید دموکراتیک
یا جنبش زنان به این نقطه رسیده خب چون
واقعیتو نمیتونیم ببینیم هرچی هم راجع به
آینده میگیم شعار میشه در همین یکی دو روز
گذشته واقعاً من یه چی از یکی از چیزای
اسفناک در مورد من عرض کردم من راجع به
جنبههای مثبت این اونچه که در یکی دو سال
اخیر زنان ایران بهش دست پیدا کردن
من در جریان اعتراضها و اینا بحث نمیکنم
من الان نگاهم نگاه انتقادی اس در این
جلسه و طبیعتاً تاکید میکنم تصریح میکنم
که خواهش میکنم که تصور نکنید که من به
جنبههای مثبت قضیه توجه ندارم ولی من
جنبههایی رو میگم که کمتر گفته شده و
بیشتر باید بهش توجه باشه ما در همین یکی
دو روز گذشته بیانیههایی که من دیدم
جاهای مختلف صادر کرد حالا از نمیدونم
کانون نویسندگان بگیرید تا احزاب سیاسی
اپوزیسیون عوامانه ترین حرفها و به
اصطلاح حالا از نظر فلسفی میگن مزخرف
مزخرف یا بولشت یا اون که به فرانسه بیز
میگن حرفاییه که نه درسته نه غلطه بیم
معنیه یعنی یعنی
طرف مثل
تبلیغات سیاسی مثل آگهیهای بازرگانی غرض
تأثیر گذاریه نه بیان واقعیت مثلاً یکی از
همین رهبران اپوزیسیون گفته که بله
نمیدونم در ایران جمهوری اسلامی ایران رو
به مرکز آپارتاید جنسی بدل کرده آخه یعنی
چی این حرفا مگر مثلاً فرض کنید در
عربستان ما آپارتاید جنسی نداریم بعد این
چیزا مگه جدیده یا یا میگم یه حرفا که شما
در هر شرایطی میتونید بگید یا بیانیه یکی
از همین کانون هایی که
مثلاً دیگه حالا لازم نیست اسم ببرم که
میگم ب بله در در جامعه ایران بالاخره سقف
مردسالاری شکست خورده خب این شما این حرفو
همه جا میتونید بگید ۱۵۰ از ۱۵۰ سال تار
امروزم هر سال میتونستید اینو بگید یعنی
با ورود تجدد یا با ظهور تجدد همه جا این
اتفاق افتاده حرفایی که اون در نهایت نشان
دهنده فقر فکری ماست واقعاً یعنی تبدیل
کردن زن زندگی آزادی از یک آرمان فلسفی و
آرمان سیاسی به یک شعار پوچ و هیچ معنایی
نمیده فقط شما چون همه میگن همه میگن دیگه
چون مثل تورم میمونه دیگه در حقیقت تورم
به ویژه ما تورم زبانی که فاجعه آمیزترین
نوع تورم
هست نشان دهنده انحطاط ی جامعه است انحطاط
فرهنگ ما الان دچار این تورم زبانی هستیم
یعنی کهه همه یه چیزایی رو تکرار میکنن
یه سری حرفا رو تکرار میکنن مهمترین
حرفا تبدیل میشه به شعار و شعار م خب هیچ
معنایی نداره دیگه این تورم یعنی چی تورم
یعنی کهه قیمت یه چیز میره بالا ولی ارزشش
میاد
پایین در زندگی زن رو آزادی هرچی شما
بیشتر تکرار کنی یعنی قیمتشو بردی بالا
ارزششو آوردی پایین به جای اینکه ما من در
این یک سال و نیم گذشته یا د سال گذشته
اونچه که خوندم حالا به هر حال الان دیگه
لازم نیست ما در ایران باشیم تا خیلی چیز
به اصطلاح دسترسی داشته باشیم به حرف به
هر حال تو رو اینترنت اگه اگر کسی حرف
حسابی زده باشه یا مقاله حسابی نوشته باشه
ی کتاب حسابی نوشته باشه کنفرانس حسابی
تشکیل داده باشن دیگه ب شما اگر پیگیر
باشه رو اینترنت میتونید دنبال بکنید
اونچه که من در اینترنت دیدم حالا یا
چیزایی که برای من از ایران میفرستن گاهی
دوستان راجع به این جنبش اعتراضی به
اصطلاح بیان شده واقعاً برای ما خجالت
آوره یعنی نشان دهنده انحطاط فکری ما فقر
فکری ما و فقر تئوریک ماست و این ناشی از
اینه که ما خودمونو برتر از همه عالم
میدونیم یعنی من که میگم خودمون یعنی
روشنفکرا نخبگان طبقه مترقی که جامعه اینا
رو همه رو بذارید توی گیومه نمیدونم
سیاسیون جامعه مخالفان نظام اپوزیسیون و
فکر میکنیم که ما لازم نداریم که مطالعه
بکنیم لازم نداریم از تجربیات دیگران
استفاده کنیم لازم نداریم اصلاً به تاریخ
این بحثها نگاه بکنیم
و حالا به طور خاص یک اسلام ستیزی که وجود
داره و به طور بسیار کاملاً عوامانه ای
آزادی زن با یک نوع اسلام ستیزی در ذهن
برخیها گره خورده نه در ذهن همه و در
نتیجه اینا اصلاً هیچ باور ندارن که شما
نیاز داری به تجربه کشورهای اسلامی ببینی
زنان کشور زنان در کشورهای اسلامی چه
کردن به اصطلاح فمینیستهای مسلمان چه
کردند و در ممکنه که در خیلی جاهات مثل ما
نباشن ولی در خیلی جهات از ما خیلی
جلوترند یعنی ممکنه مثلاً فرض بکنید زنان
در عربستان سعودی وضعیتی که زنان در ایران
دارنو نداشته باشن که من خیلی مطمئن نیستم
به خاطر اینه هنوز ما نمیدونیم اصلاً
وضعیت تا زمانی که ما نتونیم مقایسه کنیم
با کشورهای دیگه از وضعیت خودمونم خیلی
اطلاع نخواهیم داشت و در نتیجه نمیدونیم
که مثلاً ما در جهان اسلام الان زنانی
داریم که اسلام شناسان برجسته دنیا هستن
یعنی من فقط یک مثال برای شما میزنم خانم
آمال قرامی یک که رساله دکتری حدود هزار
صفحه است در درباره به اصطلاح تفاوت
جنسیتی زن و من هست در فرهنگ عربی اسم
کتابش هم هست الاختلاف ف ثقافه العربیه
این کتاب اصلا در بیان ما نظیر نداره یعنی
ما ایرانیا هنوز نتونستیم همچین کتابی
بنویسیم درباره مسئله جنسی در فرهنگ ایران
ما اصلا آشنا نیستیم
و جنبش زنان غیر از یه دورههای خیلی
کوتاهش تبدیل شده به کار اکتیوی استی و
کار رسانهی صرف که پوچ ترین کار هست یعنی
شما باید کار فکری داشته باشید بر مبنای
اون کار فکری کار اکتیوی استی بکنید و کار
رسانهای ما نه چسبیدیم به اون قسمت سادش
گفت کلو وشربو را به جان گوش کن ولا تسرفو
را فراموش کن ماچ بدیم اون بخش سادش که
خودنمایی و ب شلوغ کردن و اینور داستانها
ح اون بخش فکریش گذاشتیم
کنار خب اینا فاجعه است
یعنی این وضعیت خیلی فکر نکنید که دنیا یا
تاریخ حرکتش همیشه حرکت خطی و رو به جلوست
شما اگر اشتباه بکنید ممکنه که به عقبم
برگردید درست مثل آدم میمونه از نظر مالی
شما ممکنه که امشب مثلاً میلیونر باشید
ولی این به این معنا نیست که شما فردا شب
پولتون دو برابر میشه ممکنه فردا شب بازار
بوس شکست بخوره شما فقیر بشین در عالم
انسانی و جنبشهای مدنی و جنبشهای سیاسی
هم همین طوره شما میتونید عقب برگردید
شکستهایی هست که اگر شما اون شکستها رو
بخورید میتونید به مراتب به شرایطی بدتر
از گذشته برگردید خود انقلاب ایرانو نگاه
کنید دیگه انقلاب ایران در بسیاری جهاد ما
رو به عقبتر برگردوند ما داشتیم در یه
زمینههایی پیشرفت میکردیم ولی برگشتیم
عقب بنابراین فکر نکنیم که
ما چون زمان جلوتر میره بنابراین ما هم
پیشرفت میکنیم ضرورتاً همچین چیزی نیست
یکی از مهمترین آفتها یعنی طاعون کار
سیاسی و کار
مدنی و جنبش اجتماعی طاعون ش این هست که
سیاست رو تبدیل بکنه به یک امر سانتیم
مانتال همین زن زن گ آزادی و کل این جریان
اعتراضها بار غلیظ سانتیمتری اسم مهمت به
نظر من مهمترین سبب شکستش هست و متأسفانه
این سانتیمتری اسمی که در برخورد با مسئله
زن
هست کاملاً ضد زن عمل میکنه ضد سیاست عمل
میکنه و ما رو در درجات پایینتری از
انحطاط فرو خواهد انداخت یعنی چی نگاه
سانتیم منتال به سیاست یعنی اینکه شما به
جای اینکه مثلاً فرض بکنید راجع به
وضعیت یک جنبش واقعیتو ببینید و بعد بر
اساس واقعیت برنامهریزی کنید از آزادی از
عدالت از حقوق زن از حقوق بشر درک علمی و
درک فلسفی و درک تاریخی داشته باشید
بخواید با برانگیختن احساسات هدفونو پیش
ببرید یعنی همه بار شما بیفته روی به
اصطلاح برانگیختن احساسات از جایزه دادن
از نمیدونم کلیپهای سرود درست کردن
کلیپهای موسیقی درست کردن از شعر گفتن از
گریه کردن پشت تلف تلویزیون از اخبار و با
لحن سوزناکی بیان کردن از تمام تکیه کردن
بر قربانیها بر نمیدونم خانوادههای فلان
و فلان اینها یعنی که شما هیچ منطقی
ندارید فقط یک هدفی دارید و میخواید برا
هدفتون با برانگیختن عواطف آدمها و در
حقیقت بسیج اونچه که کاستور ادیس فیلسوف
فرانسوی میگه که ایجین یعنی خیال خانه شون
خیال خانه اجتماعیشون میخواید هدف خودتونو
ببرید این در نهایت میرسه به فاشیسم مهم
نیست که شما طرفدار زن هستید یا ضد زن
هستید از روشی دارید استفاده میکنید که
این روش به فاشیزم می انجامه یعنی هرگونه
رویکرد سانتیمتری به سیاست به فاشیسم می
انجامه و ضد بشر ضد حقوق بشر ضد کرامت
انسانیست و هرگز به دموکراسی و آزادی
منتهی نمیشه ما نیازمند این هستیم که به
این آفت آگاه بشیم و
نیستیم ما فکر میکنیم که همین مثلاً روز
زن روز زنو مثلاً شما ببینید که چقدر شما
حرف حساب میشنوید نمیدونم چقدر آثار
مثلاً جدیدی میبینید از آدم که فکر کرده
باشن راجع به این وضعیت ما بتونن درست
روشمند بیاندیشند افق آ ده رو ببینند راهی
رو برای آینده بکشین نه همشی مثل جشن
عروسی شده دیگه همون با هم تبریک میگیم و
خیلی خوشحالیم و همونم حالا مخصوصاً خانما
همه فکر میکنن چون زن هستن خب روز اونهاست
در حالی که مسئله زن مسئله جنس زن نیست
بلکه مسئله حقوق زن هست ما همین امروز
خانم یک یکی از خانمها که نماینده مجلس
هست از سوی کانادا تحریم شده یعنی که شما
که صرف اینکه زن باشید و مسئولیت سیاسی
داشته باشید شید که دلیل نمیشه که در جهت
حقوق زنان عمل بکنید در جمهوری اسلامی ما
بسیج زنان داریم و نمیدونم نمایندههای
مجلس داریم که همشون ضد زن عمل میکنن
بنابراین مسئله جنس زن که نیست مسئله حقوق
زنه و متأسفانه بسیار
آقای احسان شما صدای آقای خلجی رو
میشنوید
آقای آقای خلی مایکت بله آقای خرجی مایک
تون بسته شده ما صداتون رو
نمیشنویم فکر کنم تلفنشون زنگ زده خانم
احتمالا خودشونم متوجه
نشدن آقای خلجی اگه صدای من رو میش شنوین
صداتون قطع شده مایکت بسته شده
یعنی کنه تا ما بهش بگیم اون زن آزاد آقای
خلجی آقای خلجی تقریباً یک دقیقه صداتون
قطع شده بود مایکت بسته شده بود گفتین
مسئله جنس زن نیست مسئله حقوق زنه ما تا
اینجا شنیدیم این که خیلی بیش از ی دقیقه
پیش گفتم خب پس ما تا اینجا شنیدیم بله
بله مسئله حقوق زن هست و در نتیجه ما زنان
بسیاری داریم که آگاهانه در جهت مخالف
حقوق زنان عمل میکنن این این رو شنیدین که
من گفتم خانم نماینده مجلس تحریم شده در
کانادا بله اینا رو شنیدیم خب بنابراین
همین همین حکومت اسلامی که فقط با مردا
اداره نمیشه دیگه از خانم جلسهای بگیرین
تا خانمای پرورشی که تو مدارس هستن
خانمایی که تو اطلاعات کار میکنن خانمای
که تو سپاه کار میکنن خانمایی که تو بسیج
کار میکنن خانمایی که توی سیستمهای مختلف
حوزههای علمیه میدونید ما در تهران فقط
بیش از ۱۵۰ هزار خانم طلبه داریم بیش از
۱۵۰ هزار فقط در تهران خب پس مسئله زن جنس
زن نیست که هر کس به خودش بگیره خب این
روز روز منه نه روز جنس زن نیست روز حقوق
زن هست یعنی کسانی که برای حقوق زن مبارزه
میکنند این روز رو روز زن نامیدن و فرق
نمیکنه که زن باشن یا مرد مرد میتونه
خلاف حقوق زنان عمل بکنه همونطور که زن
میتونه خلاف حقوق زنان عمل بکنه مسئله
حقوق زنهاست و مسئله آزادی زنهاست آزادی
زنها یعنی چی آزادی زنها به این معنا
نیست که مثل اون خانم در تلویزیون میگه که
نمیدونم خانمهای محجب خانمهای چادری شلخت
نه آزادی یعنی که شما با عقل خودتون
بیاندیشید و کسی به شما نگه که چه بکنید و
چه نکنید یعنی از قید تقلید و اطاعت رها
باشید این به این معناست که من اگر من فکر
کردم که
حجاب تقلید هست اگر فکر کردم که حجاب موجه
نیست حق ندارم کشف حجاب رو اجبار بکنم بر
دیگران همون طور که طرفی که معتقد حجاب
موجه هست نباید حجاب رو اجبار بکنه حجاب
اجباری و کشف حجاب هر د خلاف آزادی زن هست
خب از مجموع اینها این نتیجه رو میخوام
بگیرم که ما خیلی جای خوبی نیستیم
راستش دچار توهمهای بسیار بسیار بدی
هستیم و مشکل عمده جامعه
ایران جدایی از واقعیته اون چیزی که آیز
برلین یه کتابی داره به نام سنس ریالیتی
فصل اولش یا مقاله اولش اسم ه همین هست
سنس ریالیتی یعنی قوه ادراک
واقعیت ما از جمهوری اسلامی ما رو در یه
حواب قرار داده این که میگم مارو یعنی هم
اگر ۸ میلیون ایرانی خارج از کشور هست
اوارم شامل میشه ما در یه حبابی هستیم که
مسائلم دنیامون و همه چیزمون به درون
خودمون محدود شده ما حبس شدیم در خودمون
جمهوری اسلامی ما رو در خودمون حبس کرده
حالا چه اون مذهبی چه یر مذهبی چه کراواتی
چه غیر کراواتی چه دکترای فیزیکش توی
آمریکا چه آخوند حوزه علمیش در قم ما تو
خودمون حبس شدیم در چاه درونمون افتادیم
به روی دنیا گشوده نیستیم بعد به خاطر
همین اون وقت مترو معیار درستی هم نداریم
یعنی ما اگر بتونیم با دیگران مقایسه
ببینید شما زمانی میتونید بفهمید که این
خط بلنده یا کوتاهه که بتونید با خطای
دیگه مقایسه کنید دیگه شما از زمانی
میتونید بفهمید این ساختمان ساختمان
بلندیست یا ساختمان کوتاهیست که با
ساختمانهای دیگه مقایسه بشه وقتی که ب
مقایسه نباشه شما میتونید یک ساختمان
کوچیکی رو خیلی بزرگ بدونید یا ساختمان
بلندی رو خیلی کوتاه بدونید ما قادر به
مقایسه نیستیم چون از مقایسه هم میترسیم
دیگه از از عربا متنفریم از ترکها به
ترکها حسادت میکنیم افغانستانی رو اصلاً
در یک موقعیت
کاملاً بیربط به خودمون میبینیم
تصورات بسیار
توهم آلودی داریم نسبت به اروپا نسبت به
غرب غربو میخوایم و نمیخوایم هم باش خوبیم
هم باش بدیم هم میایم که تو غرب تازه خیلی
که غربی میشیم شروع میکنیم به نازیدن به
ایران نمیدونم فلان اسلام ن فلان اون
مسلمونه از اسلامش تعریف میکنه این تازه
غربی غربی ها غربی شده های ما
هستن میترسیم از شناخت دیگری میترسیم از
فهم دیگری میترسیم از
اینکه خودمون رو با دیگران ببینیم کجا
هستیم میترسیم از دیدن نقطههای قوت
دیگران به خاطر این کهه نمیخوایم به رو
خودمون بیاریم و این از ی کامفورت زونی
برا ما ایجاد کرده که حالا یه ادبیاتی هم
داریم و یه همین زبان سانتیم مانتال داریم
کهی خودمونو فریب بدیم چقدر ما خوبیم چقدر
ما خوب زنان ما خوبن مردان ما خوبن جوانان
ما خوبن نسل ما اینه نسل ما فلانه همه
میفهم همیم همه باشعوری همه درک میکنیم
همه همه چیزو میدونیم همه خیلی آدمای
خوبی هستیم بعد اون وقت سؤال پیش میاد که
خب با این همه فضائل چرا اینجاییم چرا در
این شرایط به سر میبریم ببینید با این
سخن من صحبتم تمام کنم نمیشه شما بگید
جمهوری اسلامی نظام توتالیتر و بعد نگید
جامعه جامعه توتالیتر وقتی که میگید نظام
توتالیتر یعنی جامعه این حکومت ساخته اگر
فرق توتالیتاریسم با استبداد سنتی
میخواید تا فرق اینه در نظام استبداد
سنتی مثلاً در عربستان سعودی پادشاهی هست
یه چیز سنتیه استبداد سنتیه جامعه اونو
نساخته ولی نظامهای رژیمهای توتالیتر
مثل جمهوری اسلامی برآمده از جنبشهای
توتالیتر هستن برآمده از جامعه توتالیتر
هستن بنابراین اگه شما میخواید نقد کنید
یک جامعه یک رژیم توتالیتر رو باید جامعه
رو نقد بکنید و بدونید که تا زمانی که
جامعه توتالیتر هست حکومت توتالیتر هست
شما نمیتونید بگید جمهوری اسلامی سرکوب
کرده
سانسور میکنه جمهوری اسلامی پروپاگاندا
داره جمهوری اسلامی آموزش و پرورش و خراب
کرده جمهوری اسلامی
نمیدونم به بچههای ما مثلاً دروغ تحویل
میده به جامعه دروغ تحویل میده ولی ما هیچ
تاثیری ازش نپذیرفتیم این کهه نمیشه که
اگر قبول داریم که این حکومت حکومتی اس که
پروپاگاندا داره نظام آموزش پرورشش
ایدئولوژیک انقلاب فرهنگی داره همه این
داستانا پس باید بدونیم که ما آلودیم به
این ویروس به یک ویروس کشنده ما همه به یک
ویروس طاعون دچار هستیم که نمیتونیم
انکارش بکنیم اگر بگی که نه مردم ما همه
چیزو میدونن زنان ما هم که همه چیزو
میدونن نسل هشتادی هم که همه چیزو
میدونن خب پس این یعنی که نظام توتالیتر
یک جامعه بسیار درخشانی بیرون داده یعنی
اینکه رژیم جمهوری اسلامی در نهایت یک
جامعه بسیار مترقی و نمیدونم همه طرفدار
دموکراسی و آزادی شما دیدید که در همین
جریان
اعتراضها کسانی که به اسم آزن زندگی
آزادی فعالیت میکردن یه بخش جدی شد نمیگم
یه بخش اکثرشون نمیگم ولی یه بخش جدی شون
تفکر فاشیستی دارن و این تفکر فاشیستی
بسیار خطرناکه یعنی کسانی
که پرچم زن زندگی آزادی رو برداشتن به نام
اپوزیسیون به نام نمیدونم ایران گرایی و
فلان و فلان اینها فاشیست هیچ از نظر
فاشیست بودن با جمهوری اسلامی هیچ فرقی
ندارن با این تفا آد که جمهوری اسلامی
خیلی از ادعاهای اینا رو نداره به هر حال
اینها مشکلات ماست و این نیاز داره به
اینکه همون که آقای احسان گفتن
مدرنیته در وحله اول این هست که شما اراده
به مواجهه با خودتون داشته باشید یعنی
بخواید ببینید خودتونو از زمان کپرنیک
چیکار کرد کپرنیک گفت
که چی میشه اگر فرض کنیم که به جای اینکه
زمین ثابت خورشید دورش میگرده فرض کنیم
خورشید ثابت زمین دورش میگرده میدونید
اونوقت پیامد این چیه کپرنیک کشیش بود
کپرنیک کشیش کلیسا بود او خیلی خوب
میفهمید که اگر شما به جای زمین مرکزی
خورشید مرکزی بذارید تمام الهیات به هم
میخوره انسان دیگه اشرف مخلوقات نخواهد
بود انسان دیگه در کانون آفرینش نخواهد
بود انسان میشه یک ذره میرای ناپایدار
در بطن تاریکی مطلق خب میدونید اون وقت
این انسان پذیرفت اینو پذیرفت که واقعیتو
ببینه عقاید خودشو از دست بده به بهای از
دست دادن عقاید خودش
نیوتون دکارت کانت و همه کسانی که
انقلابهای بزرگ به وجود آوردن اونا کسانی
بودن که در برابر واقعیت به فریب
خودشون پناه نبردن برخلاف گذشتگان واقعیت
رو بر عقاید خودشون ترجیح دادن بنابراین
ما اگر بخوایم از این وضعیت سیاسی از این
وضعیت بسیار ناگواری که زنها در ایران
دارن و به نظر من اصیلترین جنبش در ایران
و اساساً در جهان اسلام جنبش زنان هست اگر
ما بخوایم این جنبش زنان رو به یک مرحله
دیگری یک مرحله جلوتری یک مرحله بهتری
موقعیت بهتری پیش برانیم و حداقل کاری
کنیم که نسلهای آینده مسائل جدیدی داشته
باشن نه اینکه مسل نسلهای آینده با همون
مسائلی درگیر باشن که ما درگیر هستیم این
لازمش اینه که واقعیتو ببینیم واقعیتو
ببینیم یعنی چی یعنی اینکه از جایی که
نشستیم بلند شیم ما تغییر کنیم به جای
اینکه فکر کنیم که باید حکومت تغییر کنه و
یه چیزای دیگه تغییر کنه تا تغییر به وجود
بیاد تغییر واقعی زمانی رخ میده که ما
تغییر کنیم و این یعنی که بپذیریم که از
کامفورت زونم از اونجای راحتی که نشستیم
پاشیم و به سرزمینهایی قدم بگذاریم که
برای ما ناشناخته است و به سوی آ ها
برانیم
که میتونه به
گردبادها این کشتی ما رو برسونه
اما اون کس که خطر نکنه اون کس که به دیدن
واقعیت خطر نکنه قطعا در کام فریب و توهم
نابود خواهد شد سپاسگزارم از دوستان تا
حدود یک ساعت و نیم دیگه من در خدمت شما
هستم برای اینکه بشنوم صحبت شما رو آقای
خنجی خسته نباشین دوست دان ازتون خواستن
که لطفاً در مورد فاشیست بودن شما صحبت
کردین گفتن خواستن این رو یه کم مصداقی
توضیح
بدید بله مصداقی یعنی که کسی که میگه که
تا وطن تا آخوند وطن چی تا آخوند کفن نشود
وطن وطن نشود این ش ش فاشیستی فاشیسم یعنی
چی فاشیسم یعنی که شما بگید که مرگ بر
فلان شعار مرگ برر شعار فاشیست هاست و به
فاشیسم می انجامه
ما اگر میگیم زن زندگی آزادی یعنی که شما
باید فکر بکنید که به قراره که ما برای
زندگی فکر بکنیم نه برای مرگ اگر قرار
باشه که شما بگید ایران آزاد من ایرانیست
که مرگ بر این و مرگ بر اون و مرگ بر اون
این یعنی که شما مثل آقای خلخالی هستین
آقای خلخالی
یک جوکی براش درآورده بودن که در تبلیغات
ب نمایندگیش نوشته بود برای ایرانی آزاد
آباد و خالی از سکنه به صادق خل ر بدهید
خیلی از این آقایون خیلی شیک و پیک
اپوزیسیون م همین طورن واقعاً به یک
ایرانی آزاد آباد و جایی که فقط خودشون
باشن و هم فکرای خودشون باشن فکر میکنن و
شرم آورتر اینه که چهرههای بسیار سرشناسی
که خودشونو ضد جمهوری اسلامی میدونن
همچین شعارهایی سر میدن و بعد فکر میکنن
که خب یه ایرانی داشته باشیم که یه بخش
نصف ایرانیا رو بریزیم تو دریا خب اینا
فاشیزم دیگه در حقیقت
آقای خلجی حالا تا دوستان کمکم آماده بشن
و بیان بالا با کمال میل میتونید از همین
الان بیاین میگه عیب می جمله بگفتی هنرش
نیز بگو میخواید یه چند تا نکات مثبت این
جنبش رو هم بگید تا دوستانم بیان
بالا والا نکات
[موسیقی]
مثبت اون نکاتی که از نظر من مثبت هست
شاید
نکاتی نباشه که خیلی ها راجع به این جریان
بیان کردن یعنی من واقعیت اینه
که برای
من مدرنیته اساسا تقابل زنان و روحانیت
یعنی
که در عصر مدرن عصر مدرن وقتی شروع شد که
در حقیقت
متفکران اروپایی حالا یا اهل علم بودن یا
اهل فلسفه فرق نمیکنه یا نویسنده بودن با
اقتدار کلیسا درافتادن نه با اقتدار دین
یعنی مسئله شون دین نبود مسئله شون کلیسا
بود یعنی کلیسا که میگم یعنی هم
نهاد
اجتماعی و دینی که به نام کلیسا هست هم
الهیات کلیسا الهیات مذهب و از اون طرف
مسئله زن از آغاز یک مسئله در کانون بحث
هست به دلیل اینکه
مسئله حقوق بشر در حقیقت برمیگرده به
حقوق زن به دلیل اینکه همواره در تاریخ
بحث زن و مرد در سطوح مختلفی به ویژه در
مسئله حقوق بوده که تبعیض درش رخ میداده
بنابراین مدرنیته یعنی تقابل زنان با
روحانیت در در اروپا و بعد در ایران من
فکر میکنم که در از ابتدای مشروطه هم این
اتفاق افتاده یعنی از شیخ فضلالله نوری و
حرفایی که میزنه راجع به زنان بگیرید تا
امروز اما امروز ما به یک نقطه بسیار
تعیین کنندهای رسیدیم و اون این هست که
جنبش زنان تا امروز در ایران خیلی دنبال
این بود که
از نیروهای مذهبی ولو در اقلیت کمک بگیره
برای اینکه برای خودش یه چتر حمایتی بسازه
اینو من به خانم عبادی یه بار که اومده
بود اینجا توی جلسه بودیم در ما مسسه
کارنگی من بهش گفتم بعد از اینکه نوبل
گرفته بود گفتم که شما اشتباه میکنید که
میرید از آقای
ثانی فتوا میگیرید که
نمیدونم بخواید حقوق زنان رو مثلا برابر
بکنید در ایران یا چون آقای ثانی مثلا به
جای بلوغ زنان به جای ۹ سال میگه ۱۳ سال
یا چند تا فتوای دیگه این اشتباه هست خب
این کارو در عصر اصلاح طلبا میکردن دیگه
برای اینکه حالا البته یه سری گامهای
کوچکی هم برداشتن یه سری تغییراتی رو از
طریق مجلس تونستن در قانون اجرا بکنن ولی
در نهایت شکست خوردن جنبش زنان الان در
شرایط کنونی من جنبش میگم به مسامحه میگما
خیلی اعتقاد ندارم که ما الان جنبش
داریم چیزی به نام جنبش نداریم الان
واقعاً یعنی در اوله امیدوارم که احیا بشه
ولی زنان امروزه دیگه به روحانیت و به
مذهب و به عنوان چتر حمایتی نگاه نمیکنن
خب این به خودی خودش
خیلی ج نم خوبه نه بده زمانی خوبه که در
کنارش اون قدرت فکری و پشتوانه تئوریک و
داشته باشن به خاطر اینکه در اروپا وقتی
دین به عنوان
اقتدار مطلق در زمینه سیاست و جامعه و
حقوق کنار رفت به جاش تفکر فلسفه مدرن جای
خودش رو گرفت فلسفه سکولار جای خودشو گرفت
شما که نمیتونید حقوق نداشت باشین شما که
نمیتونید سیاست نداشته باشین که سیاست که
این تصور بسیار عامیانه که در ایران هست
که سکولاریزم یعنی جدایی دین از سیاست
جدایی دین از سیاست که به خودی خودش
سکولاریزم نیست که یعنی سکولاریزم کهه امر
منفی و امر سلبی نیست شما وقتی که دینو
برمیدارید باید یه چیز جاش بگذارید دیگه
یعنی شما باید یک نظام قانونی رو تأسیس
بکنین به جای اون متأسفانه ما الان اون
مرحله نفش هستیم الان یعنی الان زنان
ایران به درستی اون زن زنان ایران که میگم
یعنی زنانی که در این زمینه فعالیت میکنن
یا سخن میگن
یا توجه دارن اینا به اون جنبه منفیش
رسیدن که نمیتونن به روحانیت تکیه بکنن
یا به الهیات یا به فقه سنتی نمیتونن
تکیه بکنن برای اینکه آزادی زن و برابری
حقوق زن و مرد رو تأمین بکنن اما اون جنبه
ایجابی نیست هنوز که خب حالا ما اگر
بخوایم در ایران یک قانون اساسی بنویسیم
که این قانون اساسی ضامن حقوق زن و مرد
باشه این چگونه است ما فکر میکنیم که
حقوق بشر و قانون اساسی و حقوق زنان یه
چیزی شبیه ماشین پژو و بنز و لامبورگینی
اینا رو ما میتونیم از غرب بیارین دیگه
همه رو میتونیم وارد کنیم اینطور نیست
این تصوری که متأسفانه روز به روز هم داره
شایع میشه که آره دموکراسی که معلومه چیه
سکولاریزم م که معلومه چیه حقوق بشرم که
معلومه چیه ما فقط میخوایم جمهوری اسلامی
رو بندازیم دیگه تموم شده دیگه سریع میایم
یه قانون اساسی مینویسیم سریع دموکراتیک
و شیک و یه حکومتی هم میسازیم اینا توهمه
ما دچار فقر فکری هستیم و اگر این برای
این فقر فکری چاره نکنیم فروپاشی جمهوری
اسلامی پایان توتالیتاریسم نخواهد بود مرگ
آقای خامنهای مرگ دیکتاتوری در ایران
نخواهد بود و مرگ جمهوری اسلامی مرگ
فاشیسم در ایران نخواهد بود باید
برای عبور از جمهوری اسلامی رو یک مقدمه
دید برای تأسیس آزادی نه اینکه عبور از
جمهوری اسلامی خودش هدف باشه
سپاسگزارم آقای مزدک من یه نکته دیگه میگم
در چون در خلال صحبتهای آقای خلجی برام
پیش اومده بعد شما ببخشید قبل از شما باید
بگم حتماً آقای خرجی شما اشاره کردین به
اینکه به خانم عبادی گفتین که اشتباه کرده
از آقای صانعی مثلاً حالا اومدن اون موقع
فتوا صحبت کرد باهاشون یا از فتواها شون
استفاده کردن جهت احقاق حقوق خانمها
نوشین احمدی خراسانی توی همون کتاب حجاب و
روشنفکران اتفاقاً معتقده که اون دوره
دوران اصلاحات دوران طلایی قانون اساسی
بوده برای زنها چون قوانین خیلی خوبی به
نفع زنها در همون بازه زمانی نوشته شد در
قانون اساسی یعنی حالا مثلاً یا مع اعتدال
پیدا کرد یا بهتر شد یا واقعاً تصویب شد
من میخوام ح به شما این رو بگم در من به
شخصه این رو نظر خودم رو میگم در اینکه
شما تفکرات تون همیشه خیلی جلوتر از اون
بستر زمانی خودش هست که هیچ شکی نیست ولی
اون زمان ایجاب نمیکرد که خانم عبادی چنین
کاری بکنه ما داریم تقریباً از ۲۲۰ سال
قبل صحبت میکنیم شاید الان زنها یا جامع
به این نتیجه رسیده باشه اون موقع یعنی
اینکه ایجاب نمیشد که چنین اتفاقی بیفته و
خانم حالا مثلاً ا اتفاقاتی که در قانون
اساسی افتاد و این چیزها این رو چجوری
میخواید شما توضیح بدید ببینید شکی نیست
که در دوران اصلاحات یک سری قوانین عوض شد
و این گام مثبتی بود من در این شک ندارم
شک من در این یا در حقیقت سخن من در مورد
ربط دادن این موفقیتها به فتواهای آقای
ثانیست یعنی اینطور نبود که مجلس قانون
مثلاً فرض بکنید مربوط به حضانت رو یا
قانون مربوط به چند همسر ری رو یا قانون
قوانین مختلفی که در اون دوره تغییر پیدا
کرد این قوانین تغییر داده باشه به خاطر
این که آقای ثانی گفته یعنی همچین چیزی که
نبود که شورای نگهبان در ایران که مقلد
آقای صانعی نبودن اتفاقی که افتاد در اون
دوره این بود که دولت توانست یعنی من اون
دوره با یعنی آشنایانی داشتم که اینها به
هر حال من دوستانی بودن در مجله کیان یا
جاهای
دیگه خود خ خنم شجاعی که مشاور زنان عمر
زنان آقای خاتمی بود صحبت کردم حالا تو
جلساتی نشستیم میدونستم که در جریان بعضی
از چیزها
بودم مسئله این بود که دولت
توانست نسبت به یک سری از واقعیتهایی که
در جامعه
میگذره چشم خودشو باز کنه و ببینه که
جامعه عوض شده جامعه تغییر کرده و بعد
گزارشهایی که یا به اصطلاح تحقیقاتی که
در مثلا از جم در وزارت کشور میشد به همین
تغییراتی که در جامعه هست مخصوصاً مربوط
به حقوق زنان اینها کمک کرد به اینکه
مسئله ضرورت تغییر قوانین یک امری باشه که
حد حتی در یک بخش موارد امنیتی باشه یعنی
مسائلی باشه که ضروریست که قوانین در
زمینه زنان عوض بشن بنابراین
این موقعیت دولت بود که و بعد خب مجلسم
دست اصلاحطلبان بود دیگه یعنی اصلاحطلبان
نگاهشون و به واقعیت باز کردن و و در
حقیقت شوره نگهبان قبول کرد مجمع تشخیص
مسحت فراموش نکنید که اینا وقتی ما از
اصلاحطلبان صحبت میکنیم اینا بدون کمک
آقای خامنهای نمیتونستن این احکام رو
تعیین چیز کنن به اصطلاح تصویب کنن یعنی
در نهایت آقای خامنهای پذیرفت که بعضی از
این قوانین عوض بشه چرا چون اون موقع با
تصویری که داشتن اینکه اگر این وضعیت عوض
نشه ما با بحرانهای اجتماعی و بحرانهای
حتی امنیتی مجه خواهیم بود از مسائل
مختلفی که در خوزستان من رفتم در خوزستان
چند بار دعوت شدم صحبت کردم
اونجا وضعیت زنان در خوزستان وحشتناک بود
از قتلهای ناموسی تا مسائل دیگه در استان
لرستان در کهکلویه و بی رحمت که فکر
میکنم اگه اشتباه نکنم ایلان و کهکلویه و
بی رحمت
بالاترین آمار خودکشی زنان رو حتی تا الان
داشته باشن یعنی یک وضعیت بحران اجتماعی
وجود داره ی شما یه سری قوانین اگر بخواین
تقییر ندین اونوقت پیامدش دولت نمیتونه
بپذیره ولی دولتهای بعد اونا دوباره
برگشتن به اون ایدئولوژی یعنی از آقای
احمد نژاد دوباره برگشتن به اون به اصطلاح
تنظیمات کارخونه جمهوری اسلامی و خب جنبش
زنانم خودش دچار مشکلاتی بود که خانم
نوشین احمدی خراسانی هم به خوبی به اون
مشکلات اشاره میکنه خود جنبش زنان از هم
پاشید و از اون طرف ما حکومتهایی مثل به
اصطلاح دولتهای مثل آقای احمدینژاد داشتیم
که واقعیت وارونه جلوه میدادن و اصلاً
دیگه کاری به واقعیت نداشتن و بحث این بود
که همون در مورد آقای احمدینژاد بحث این
بود که در شهرداری آسانسور زنانه و مردانه
رم از همدیگه جدا کردن و بعد دیگه شروع شد
به یک موج جدیدی
از اقداماتی که دولت به شیوههای مختلف از
بخشنامههای اداری بگیریم تا مسئله مثلاً
حتی در زمین قانونگذاری یا به اصطلاح ابلا
ی های شورای انقلاب فرهنگی خب خیلی تاثیر
داشت در اینکه فضا رو دوباره به سمت زن
ستیزی در جامعه پیش
ببریم سپاسگزارم جناب مزدک سلام بر شما
بفرمایید شما رو
میشنویم عرض درود ات خدمت همه بزرگواران
مخصوصا آقای
خلجی جناب خجی در مورد این گفتید فاشیستی
هست یک سری شعارها من فکر میکنم این
رادیکالیسم انقلابی باشه که وقتی که وضعیت
انقلابی در یک دورهی در جامعه حاکم میشه
مرگ برر نه به عنوان آرزوی مرگ چون خود
اینستاگرام هم اگر در جریان باشید این مرگ
برر رو از حالت ا قوانین خودش خارج کرد به
خاطر اینکه گفت که در زبان فارسی این به
عنوان لعنت بر یا ابراز تنفر از چیزیه
استفاده میشه نه به عنوان ابراز خشونت یا
ترویج
خشونت و این فکر میکنم اقتضای اون دوران
بود که وضعیت انقلابی در در یه بخشی از
جامعه حاکم شده بود و اون بخش از جامعه
این شعارها رو استفاده میکرد نه به عنوان
یک نوع از فاشیسم چون
اینها وقتی که میگفتن آخوند نه اون انسان
آخوند نهاد دین رو و اون گونه اندیشه
واپسگرایی که در نهاد دین یعنی نهاد
روحانیت جریان داره من نهاد دین منظورم
نهاد نهاد روحانیت هست در واقع ابراز تنفر
از اون اندیشه واپسگرایی بود که در نهاد
دین جریان نهاد روحانیت جریان
داره و اینکه خودتون گفتید که آزادی زنان
رو عدهای به اسلام ستیزی گره میزنن
گرچه من حالا در خود اسلام ستیزی هم عیبی
نمیبینم عیب در مسلمان ستیزی هست نه در
اسلام اسلام به عنوان یک مفهوم هر کسی
میتونه باهاش ستیز داشته باشه ولی خب
خودتون هم گفتید که
روحانیت در ستیز بوده با این آزادی یعنی
تضاد منافع داشته انگار در طول تاریخ با
آزادی زنان و یکی از صدها ی راه این موضوع
بوده اما یک موضوعی که در مورد خود این زن
زندگی آزادی میخواستم بهش اشاره بکنم و
این از ابتدا توی ذهنم
بود و مدت زیادی هم هست که بهش فکر میکنم
دوستانی که در خارج از کشور زندگی
میکن دوست ع اجازه بد من به دو نکته بگم
چون یادم میره اون وقت بعد بعد شما ادامه
بدید ببینید در مورد اول اگر اینستاگرام
این کارو کرده کار جاهلانه کرده اشتباه
کرده یعنی همچین چیزی نیست نیست مرگ برر
یعنی مرگ برر دیگه این شما دیگه نمیتونید
مثل آخوندا که توجیه میکنن توجیه بکنین
که مرگ برر یعنی مرگ برر ما مرگ برر شاه
گفتیم و بعد از مرگ بر شاه شروع کردیم هرک
با شاه نسبت داشتو اعدام کردن ا که شوخی
نداره اموالش مصادره کردن کافی بود شما
بگید طرف طاغوتی طرف تو خیابون راه میرفت
اگه میگفتن طاغوتی مردم پاره پارش
میکردن مرگ بر یعنی مرگ بر با این اصلاً
شوخی نکنید مطلقا شوخی نکنید مطلقا با مرگ
شوخی نکنید ما تجربه انقلاب ایران رو
داریم که یک جنون جمعی جامعه ایران درگرفت
و به یک جنایتهایی دست زدن این مردم که
باید
نسلهای آینده ما رو بازخواست خواهند کرد
ما اگر وجدان داشته باشیم باید امروزه
خیلی شرمنده باشیم برای اونچه که در ۴۵
سال گذشته رخ داده بنابراین با مرگ شوخی
نکنید اگه ا اینستاگرامم این کارو کرده
احتمالاً یا گولش زدن یا اینکه دلایل
اقتصادی داشته براش بنابراین وقتی خانم
یاس یاسمین پهلوی رسماً در یک تضاهی من
همین دیروز یا پیروز بود ویدیوشو دیدم و
برای یکی از دوستانم فرستادم در یک
تظاهراتی پرچم دستش میکنه میگه آخوند تا
آخوند کفن نشود وطن وطن نشود کفن یعنی کفن
اینا دیگه شوخی نداره آخوند م هیچ معنایی
نداره به خاطر اینکه شما منظورتون از
آخوند کیه آخوند چند نفرن در ایران آخوند
میدونین چند نفرن میدونید ما ۲ میلیون
آخوند داریم یعنی ما ۲ میلیون آدمو باید
کفن کنیم اینکه منظورش اونه بله شما ممکنه
منظورتون اون باشه ولی اگر قرار شد که در
جامعه هرج و مرج بشه پلیس دیگه نباشه مردم
بریزن تو خیابون دیگه شما نمیتونید جلوی
کسیو بگیرین که کافیه که شما به یک نفر
اتهام دروغ بزنید یه آدم احمقی ممکنه بره
ب چ به او چاقو بزنه شما ممکنه نرید چاقو
بزنین شما ممکنه تو اینستاگرامتون یا
توییتر تون به یک نفر تهمت بزنید البته که
شما میگید من چیزی نگفتم که من فقط گفتم
فلانی دزده اما میدونید این حرف شما
ممکنه یک آد جوان جاهلی رو ترقیب بکنه که
او بره طرف رو بکشه یعنی شما حرف شما
میتونه خشونت برانگیز باشه بنابراین با
این مسائل شوخی نکنیم لطفاً اینا این این
حرف شما برای من خیلی دردناک هست یعنی
توجیه کردن این این حرفا خیلی دردناکه و
میدونم که یه بخشی از جامعه ایرانم مثل
شما نکته دیگه راجع به نکته دوم که گفتید
راجع به اسلام ستیزی ببینید اسلام که یه
کوه اورست نیست که شما باهاش بیزید اسلام
ستیزی یعنی مسلمان ستیزی شوخی هم نداره
این ما راجع به همه چیز همین طوره کسی که
میگه من با اسلام بدم اسلام که با مفهوم
اسلام که بد نیست با اون آدمایی که به
نحوی با اسلام پیوند خوردن چرا میرن قرآن
آتیش میزنن یه چیز مادیه دیگه در نهایت
یه چیز مادیه اسلام باید در یه چیز مادی
تجلی کنه اگر اسلام فقط یه کانسپت بود که
کسی بهش کاری نداشت که کانسپت که به کسی
ضرر نمیرسونه که ما الان یه کانسپتی داریم
به نام غول در خارجم نیست نه شما ما غول
گرا داریم نه غول سیز داریم قوله قول یه
کانسپت اسلام که کانسپت نیست آقا اسلام ما
وقتی که ازش صحبت میکنیم راجع به تبرهای
مادی داریم حرف میزنیم اسلام ستیزی یعنی
اینکه آقا یه چیزی وجود داره به نام اسلام
که واحد مف اونم که من میگم من و داعش من
و داعش میگیم حالا داعش برای اسلام میکشه
من حاضرم اون که برا اسلام میکشه رو بکشم
این فاجعه است شما نمیتونید اصلاً یا دین
ستیزی شما مگه میتونید بگید که دین اینه
که من میگم یا میتونید بگید که ادیانی که
در آینده خواهند بود عین همین ادیانی که
تاکنون خواهد بوده یا میتونید بگید دین
همه جای دنیا یکیه یا همه آدما از دین یه
تصوری دارن اسلام ستیزی مثل ایران ستیزی
مثل هر چیز دیگهای
زمانی موضوع ستیز یا یا ستایش قرار
میگیره که تبلور مادی داشته باشه
بنابراین ما داریم وقتی از اسلام ستیزی
صحبت میکنیم یعنی کسانی که با مظاهر
اسلام مبارزه میکنن یکی از مظاهر اسلام
یا جلوههای اسلام خود مسلمون و این یعنی
تنش این یعنی خشونت کسی که اسلام ستیزه
یعنی داره دعوت میکنه به خشونت مثل اینکه
بگه طرف بگه که آقا شیعه و سنی بگه آره ما
داریم راجع به مسئله خلافت صحبت میکنیم
در مده حضرت علی نه این حرفان چیه شما
دارید راجع به یه چیزی صحبت میکنید که ما
به اای مادی داره در بیرون یعنی تفکر اهل
سنت آدم سنی داره بیرون تفکر شیعه آدم
شیعه داره بیرون بنابراین یه مقداری ما
همین موضوع جامعه ایران این که ما خشونت
هنوز نمیفهمیم یعنی چی خب به خاطر اینکه
خشونت همیشه در بین ما عادی بوده دیگه رسم
زندگی بوده شیوه ز
یعنی رسم زندگی ما خشونت آمیز بوده و بعد
ما همیشه خشونت و بر خودمون بد میدونیم
نه خشونت به طور مطلق و این خب فاجعه است
یکی از بدبختیهای ما ما الان و انحطاطی
که ما بهش دچار هستیم همین ناتوانی ما از
درک این مفاهیم یعنی نمیدونیم آزادی یعنی
چی نمیدونم حقوق بشر یعنی چی خشونت یعنی
چی اون وقت در نهایت یه سری شعار انتخاب
میکنیم یکی داست و چ چکشو انتخاب میکنه
یکی اسلام و علی و فاطمه رو انتخاب میکنه
یکی نمیدونم لیبرالیزم انتخاب میکنه یکی
نمیدونم سوسیالیسم انتخاب میکنه اونوقت
با اون شعارهای قشنگ دست به بزرگترین
جنایتهایی میزنن که اون نسل قبلش نزده
جمهوری اسلامی به جنایتهایی دست زد و در
جمهوری اسلامی مردم به جنایتهایی دست زدن
که هرگز در دوره قبلش سابقه نداره ما باید
به اینا خودآگاه بشیم ما باید به خشونت
بفهمیم که چیه اگر نفهمیم خشونت چیه
مبارزه با جمهوری اسلامی لزوماً به یک
جامعه بهتری منجر نخواهد شد شما میتونید
جمهوری اسلامی رو از بین ببرید که من
معتقدم جمهوری اسلامی از بین خواهد رفت
ولی از بین رفتن جمهوری اسلامی که کافی
نیست که شما باید بتونید یک جامعهای رو
یک نظامی رو تأسیس بکنید که اون نظام
فاقد امکان هایی برای تولید خشونت اونم در
ابعاد کنونی باشه این مسئله است شما از
شعارهایی که الان ما در همین دوره اعتراضی
دادیم یکی دو سال اخیر شعاری که اکثرش نفی
ها از نمیدونم شعار که حالا اون بخشش که
رسید به فحشهای ناموسی و فحشهای نمیدونم
فلان اونا به کنار ولی اینا رو شما
نمیتونید آ تمام ببینید آقا تمام جهان ما
زبان ماست شما ن میتونید زبان خشونت آمیز
به کار ببرید بعد بگید نه این زبان زبان
خشونت آمیزه ایشاالله ولی در عمل که
منظورشون نیست دیگه این این این این حرفا
یعنی کهه شما با کل این مباحث در عصر جدید
و با تجربه بشری در اروپا و تجربه این
نظامهای فاشیستی در قرن بیستم کاملاً بی
اعتنا هستید اصلاً اینطوری نیست خشونت از
زبان آغاز
میشه یک کلمه جهان رو ویران میکنه
تمام خشونت جنگها با فرمان جنگ آغاز میشن
تمام قتلها با فرمان قتل آغاز میشن
بنابراین زبان رو اگر شما جدی نگیرید یعنی
اساساً انسان رو جدی
نگرفتید آقای مزدک بفرمایین لطفاً نکته
آخرتون رو هم کوتاه بگید تا عزیزان دیگه
هم صحبت کنن سر این موضوع که باهاتون
توافقی مطمئناً ندارم ولی خب امیدوارم یه
در مورد این اسلام ستیزی یه روم
جداگانهای بذارید که بتونیم در مورد این
موضوع صحبت بکنیم ولی در مورد زن زندگی
آزادی من فکر میکنم که زن زندگی آزادی یک
روند بسیار طولانی مدت بوده یعنی حداقل در
تجربه زیسته من من فکر میکنم که بیشتر
از ۲۰ ۲۵ سال طول
کشیده یک قیام آنی نبوده یعنی زن زندگی
آزادی از اون روزی شروع شد که من فکر
میکنم در دهه ۸۰ در خانواده خودم من
داشتم دختری که پدرش میگفت با فلانی
ازدواج بکن و اون ایستاد و گفت که من با
در دانشگاه مثلاً با پسری آشنا شدم و با
میخوام ازدواج کنم و بیشتر از همه من فکر
میکنم شرایط اقتصادی ایران به سمتی رفت
که خانوادهها ناچار شدن که به زنان اجازه
کار کردن بدن این استقلال اقتصادی زنان من
فک فکر میکنم بخش زیادی از این بود که
زنان تونستن در خانواده و بعداً در
جامعه بخشی از حقوق خودشون رو به دست
بیارن تونستن حق حرف زدن پیدا بکنن من
حالا در جغرافیایی که خودم درش دارم زندگی
میکنم یعنی در گیلان من این رو میبینم
به خاطر شکل اقتصادی که در اینجا وجود
داره و مشارکت دائمی زنان در
اقتصاد به طور تاریخی زنان اجازه به حرف
زدن بیشتری داشتن از حقوق بیشتری برخوردار
بودن
و به طور تاریخی تونستن مبارزه و تونستن
حرف بزنن تونستن صداشون رو به گوش دیگران
برسونن و فکر میکنم که یه بخشی از
ایرانیها که در خارج از کشور هستن و
رسانههای خارجی چون یه جدا افتادگی داشتن
از جامعه ایران متوجه اون روند نشدن و
نتیجهش رو حاصلش رو که این جنبش زن زندگی
آزادی شد و اون قیا این قیام زن زندگی
آزادی شد این نتیجه رو دیدن این میوه رو
دیدن من فکر میکنم
که در زنان و یه بخشی البته نه این که
دارم میگم نه همه ولی در یه بخشی از زنان
زنان و مردان ایرانی یه طرز فکری تغییر
کرده یعنی الان ما داریم
میبینیم فقط این رو من عرض بکنم این در
این نسل جدیدی که در ایران متولد شده این
شرم نداشت ششتن از اینکه زیبایی خودشون رو
به نمایش بذارن این یعنی یه چیزی در ذهن
این بچهها تغییر کرده و این نمیتونسته یک
روند یک اتفاق عانی باشه و با یک قیام آنی
اتفاق بیفته و این یک روند بسیار طولانی
بوده کسانی که این رو یک قیام آنی میبینن
من فکر میکنم به جامعه به یک شکل آبجکتیو
نگاه میکنن و انگار اشیایی هستن میتونن
در لحظه تغییر بکنن این انسانها ببخشید
ممنونم سپاسگزارم سپاسگزارم از شما آقا
ممنونم الان فقط آقایون روی استیج هستن
اگر خانم های دیگهای هم به ما بپیوندن که
روز جهانی زن هست من به شخص خوشحال خواهم
بود خانم شاداب اومدن امیدوارم خانمهای
دیگه هم
بیان آقای همایون شما
بفرمایین بعد از شما خانم شاداب و بعد
آقای اسماعیل
پر سلام در شب همگی
بخیر من تشکر میکنم از آقای خلجی و سرکار
خانم
فروغ من صحبتی که
میکنمو پیش دیگه
در یک رومی بود که در مورد رسانهها بود
آقای خلجی صحبت کرد همین صحبت کردم منتها
چون آخر روم بود وقت نشد که خیلی صحبت
آقای خلجی کوتاه جواب دادن ببینید آقای
خلجی ما چ در مورد زنان چه در
مورد مردان چه در مورد جامعمون همین چیزی
که شما امروز گفتید که ما از واقعیت به
دوریم همیشه وجود داشته ما یه سری عادات
داریم یه
سری تفکرات داریم پندارهای داریم که
اینها ما رو به سرعت تبدیل کرده به
موجوداتی که از واقعیت خیلی
دوریم اصلاً زندگی نمیکنیم در دنیای
امروز این همه تقریباً متوجه شدن شمام که
خیلی درست و خیلی قشنگ توضیح دادین الان
مسئله ما این است که خب این عادات و این
پندارها رو باهم باید بذاریم کنار به خصوص
عادات این عادات اجتماعی که نداریم یا
داریم اونا رو باید بذاریم کنار چجوری این
کارو باید
بکنیم نه اینکه راه حل بدید اینکه چه به
چه راهی بریم که راه حلا پیدا بشن چون راه
حلا فکر نمیکنم خیلی ساده
باشه من چیزی که خودم به نظرم رسید و
شواهد چند تا کشور دیگه هم نشون میده اینه
که بدون
اینکه یک مسئله اقتصاد درست بشه اونم یه
اقتصاد
لیبرال که مردم یاد بگیرن چون اجا منافع
مادی تحمیل میکنه خودشه بر عادات
نمیتونیم اونجا با توهم کار مادی بکنیم
کار اقتصادی
بکنیم کشوهای دیگه هم همینجوری بوده یعنی
اقتصاد چون ازول پیشرفت کرده مثل مثلاً
مثل کره جنوبی مثل ترکیه مثل شیلی مثل
سنگاپور اینا اول دیکتاتوری بوده بعد
پیشرفت کردن از نظر اقتصادی و جامعه یواش
یواش دیگه تحمل نکرده یش سؤال من پس د تا
شال یکی اینکه آقا تو چه راهی بریم که از
اون عادات چیز کنیم از اون عادات از اون
عقاید به اصطلاح دوری بکنیم یکی دیگشم این
کهه آقا شما اگه مسئله آزادی رو بر اقتصاد
مقدم میدونید چرا شواهد عینی که در ج در
دنیا وجود داره اینا رو نادیده
میگیرید راه حلت چیه آخه چجوری به مردمی
که متوهم من شما میخواید دموکراسی یاد
بدید ما در یک مجموعه آپارتمانی زندگی
میکنیم و اینها سر پول شارژ با هم درگیرن
آدم که تقریباً ۹۹۰ دردشون تحصیل
کرردن و اینا درک نمیکنن که اگه پول شارژش
ندن آسانسور ساختمون خراب میشه و نمیتونه
کار
بکنه حالا مشکلات ساختمون خیلی خیلی
کوچیکه سپاسگزارم آقای میکن شد کلامتون
ممنونم بله بله آقای خلجی موافقین یه دوست
دیگه رم بشنویم ب اگ کوتاه ازون سؤال کنم
که اونوقت شما راجع به دوران پهلوی چی
میگید که مدرنیزاسیون و توسعه اقتصادی در
ایران حتی جلوتر از کره جنوبی بود ولی از
دلش بله بله بله حرفتون درسته واقعیتش
اینه که یعنی مثلا ما برگردیم ار به زمان
پهلوی فرض
کنید بله اون آدات و اون عقایدی که داشتیم
اونا خیلی قوی بود اجازه نداد که ادامه
پیدا بکنن من گمان میکنم که اگ موردی که
شما فرمودین و نقض میکنه دیگه ا موردی که
شما گفتید که ما اول باید اقتصاد و اولویت
بدیم اولویت دوره پهلوی هم اقتصاد بود
درسته ولی از توش انقلاب ایران
درد خب آره ولی ادامه پیدا نکرد آقای چیز
ادامه پیدا نکرد بله ممنونم خواهش اگه
ممکنه سؤال منو جواب بدید
بعد نفر بعدی چیز بکنه جواب سؤال بکنه بله
چشم آقای خر بفر بله سؤال دومتون که جواب
دادم ولی سؤال
اولتون ببینید مثل اعتیاد میمونه یعنی
اینکه شما ما باید آگاهی پیدا بکنیم که در
وضعیت بدی هستیم بعد از آگاهی باید اراده
به تغییر داشته باشیم هیچ چیزی هم نداره
یعنی شما احساس مسئولیت کنید و مخصوصاً
مسئولیت در برابر آینده ما در ایرونیا
خیلی چیزم هستیم دیگه چون رسیدیم به این
کاروان تمدن از نظر خودمون خیلی هم عجولی
زود دیگه وقت نداریم میخوایم دنبال میون
بوریم هممون آقا دیگه این فلان و اینا رو
ول کن دیگه چرخو اروپایی ساختن دیگه قرار
نیست که ما دوباره چرخو از اول بسازیم
دنبال یه میون بوریم که سریع برسیم به
سوئیس در نتیجه ما در
قبال برنامههای دراز مدت در قبال به
اصطلاح نسلهای آینده اصلاً به این چیزا
اهمیت نمیدیم ما فکر نمیکنیم که من یه
شمعی رو روشن بکنم که جلوی پای فرزندان
این مملکت رو روشن بکنه ولو اینکه من خودم
در تاریکی به سر ببرم برای ما همچین
آدمهای بسیار نادری در بین ما وجود دارن
که الان اینطور فکر بکنن در زمان پهلوی
کسانی بودن مثل دهخدا مثل فروغی مثل این
آدما کارایی کردن که نتیجشو نسلهای بد
دید ولی الان نه اینطور نیست ما در دنیایی
زندگی میکنیم که آدما دنبال منافع شخصی
خودشونن به شدت سلف سنرد هستن خود
بین و خود مدار هستن بنابراین جواب سؤال
شما اینه که هیچ معجزهای در کار نیست شما
باید آگاهی پیدا بکنید به این وضعیت و دو
اراده برای تغییرش و احساس مسئولیت نسبت
به آینده بسیار سخته بسیار دشواره هیچ
تضمینی هم نیست که چند نفر این کارو میکنن
ولی هیچ راه حل جادویی هم وجود نداره
سپاسگزارم ممنون
متشکرم بله آقا خانم شاداب شما بفرمایید
روز زنم من تبریک میگم به شما بعد از
شماهم آقای اسماعیل پور بعد آقای احسان
اگر سوی داشته باشن بفرمایید
شادا سلام عرض میکنم حالا من یه مزاحی
اولش کنم فروغ جان اگر فکر میکن آقای
دیگهای سوالش از ما مهمتر و مانیفست از ما
مهمتره میخواین اول آقای خلجی جواب اون
آقایون بدن بعد من باز حرف بزنم چون جالب
بود برام حالا به هر حال روز زنو هم تبریک
میگم هم گرامی میدارم به خاطر اینکه حاصل
مبارزات زنان بوده این هشتم مارس
و سوال دقیقم از آقای خلجی یه کوتاه مقدمی
داره جناب خلجی من عذرخواهی میکنم ببینید
در ایران مشخصا حالا من میخوام رو مسئله
زنان تمرکز
کنم مثلا حالا خیلی دیدیم خیلی بخوام مثال
عامیانه بزنم مردانی که به شدت با نظام
جمهوری اسلامی مشکل دارن و اصلا قبول
ندارن در ایران زندگی میکنن و
کاملاً در بزنگاه هایی که به نفعشون هست
از قانون قوانین ضد زن جمهوری اسلامی برای
خودشون استفاده میکنن مثل چی مثل اینکه
مثلا من پسر جوانیو میشناختم که به شدت
مخالف این نظام بود و همه همه جوره ولی یک
مشکلی با همسرش مشکل کوچیکی پیدا کرد
همسرش میخواست بره خارج از کشور توی فرو
متوجه شد که اون پسر جوان ممدو خروجش کرد
یعنی از اون در
واقع چیزی که جمهوری اسلامی ممنونی که
گذاشته استفاده
میکنن یعنی یه
چرخه در واقع مردسالاری سیستماتیک وجود
داره ممکنه خیلیا با جمهوری اسلامی مشکل
داشته باشن ولی به هر حال تو اون چرخه
وجود دارن مثل جریان دین ممکنه که مثلا
پدر من اصلاً به دین انتقاد نداشته باشه
ولی چیزی در درونش وجود داره به اسم دین
خویی که این مردسالاری هم به نظرم
مردسالاری مردسالاری خویی هم در خیلی از
مردان و حتی زنان وجود داره زنانی که حالا
به عبارت اشتباه زنان علیه زنان که بسیار
اشتباهه زنانی که علیه زن دیگهای قرار
میگیره علیه اون نیست در واقع برای رسیدن
به جایگاه قدرت خیلی جایگاههای دیگه
مجبوره
که مثلاً با مدیرش که یک علیه زنان دیگه
قرار بگیره برای رسیدن به جایگاه
هایی و اینکه شما فرمودین که باید اگر
جامعه
ما حالا نمیگم نقل به مضمون ک شبیه جمهوری
اسلامی به خاطر
اینکه خود جامعه هم شبیه جمهوری اسلامی
داره رفتار میکنه و باید خودمونو اصلاح
کنیم راستش من همیشه با این مشکل داشتم که
با این عبارت حالا مضمونی میشه دیگه از
ماست که بر ماست به هر حال حال وقتی که
حکومت نظام توتالیتر یک چیزی رو تزریق
میکنه در جامعه همه مردم که حالا یه بار
یادم سؤالی ازتون پرسم گفتین باید فکر
آگاهی خودت باشی تا آگاهی دیگران درسته و
من خیلی به این فکر کردم مدتهاست و فکر
میکنم که این خیلی سخت باشه یه مقدار
اینو میشه بیشتر توضیح بدین که ما در واقع
در ساختن جمهوری اسلامی چه نقشی داشتیم
مثلاً من که متولد ده شستم و اصلاً اون
موقع تازه به دنیا اومدم و بعدش اون نظام
به من خیلی چیزها رو داد که نمیخواستم
همین مرگ برها رو به من یاد داد و نهادینه
شد و بسیار با شما موافقم چون آقای مزدک
داشت خودشو یه جورایی ببخشید گول میزد چون
من همیشه وقتی مرگ بر به ذهنم
میاد همش دارم خودمو توجیه میکنم ولی از
اون خیلی بخوام عامیانه شو بگم از اون
حرصی که نسبت به جمهوری اسلامی دارم و
جمهوری اسلامی دقیقاً داره ما رو شبیه
خودش میکنه ولی اینو من نفهمیدم که
چطور ما به جمهوری اسلامی ما به
توتالیتر موندن و بیشتر توتالیتر شدن
جمهوری اسلامی کمک کردیم و چطوری میتونیم
جلو اونو بگیریم و و نکته بعدی هم اینکه
در ساختار مرد سالارانه که توی این سیستم
وجود داره مردها چطور میتونن حمل کنن حالا
اگه ضدیت م نداشته باشن و ما چه جوری
میتونیم از این چرخه وحشتناک مردسالار
نجات پیدا کنیم چون به صورت سیستماتیک
خیلی عذر میخوام اگه وقت گرفتم عقا
میکنم که صدام گرفته بود خیلی بیمار هستم
ببخشید نه خواهش میکنم خانم جای هیچ ض
خواهی نیست بلی چشم حتما جواب میدم دوستان
دیگه هم اگه صحبت بکنن من حتماً جواب میدم
ب آقای اسماعیلپور بفرمایید شما مرسی من
سلام و درود دارم خدمت همه دوستان جناب
خلجی سرکار خانم شادا و سرکار خانم فلو
روز زن رو هم تبریک میگم به
عنوان در واقع سمبلی از مبارزه زنان به
طور تاریخی و به ویژه به زنان قهرمان
میهنم اونهایی که از زمان طاهره قرةالعین
تا ثریا اسفندیاری تا همه زنانی که در
خیابان ایستادن و این رژیم رو پس زدن و
همینک هم امروز هم در کوچه و خیابان مترو
مبارزه شونو ادامه
میدن من اومدم
بالا که جواب این دوستمونو بدم ولی قبلش
به توسعه یه نگاهی میندازم دوستان اگر
قرار بود که زنان ایران مبارزه شون به
خاطر این باشه که چون اقتصاد پیشرفت کرده
و وضع اونا بهتر شده حالا زمینه اینکه
آزادی رو بهتر بفهمن هم به وجود آمده یعنی
تئوری که توسعه اقتصادی مقدم بر توسعه
انسانیست امام زنان به این مسئله اعتراض
میکنن و این رو باور ندارن زنان به این
دلیل ایستادن و مبارزه کردن به خاطر اینکه
اون ظلم و ستمی که بر اونا روا میشه رو
متوجه شدند آگاه شدند ایستادن اتفاقاً یکی
از دلایلی که زنان تونستن در زمینه
اقتصادی در واقع کار درس بخونند کار بگیرن
و کار کنند مبارزهی بوده یعنی توسعه
انسانی که پیدا کردن آگاه شدن مبارزه کردن
تا حق درس خوندن رو پیدا کنن دوستان ما با
اون تئوری دوران پهلوی
که
توسعه صنعتی باشه زم زمین و جاده و مدرسه
و تونل ساختن کشور رو میسازه و بعداً
انسانها در واقع توسعه پیدا میکنن بعداً
ما اگر خواستیم به اونا اجازه میدیم که
رأی بدن بعداً ماو ما اونها رو آگاه
خواهیم کرد نه دوستان این تئوری کج دیدنه
حداقل اگه پک ت ت سازمان ملل رو نگاه کنید
میبینید که توسعه انسانی بعد از نیازهای
بیولوژیک در واقع توسعه انسانی مقدمه اگر
انسان توسعه پیدا نکنه شما نمیتونید
توسعه اقتصادی رو پیش ببرید به خاطر اینکه
اون توسعه اقتصادی رو این انسانها باید
پیش ببرن و من تعجب کردم از کسی که واژه
درخواست آرزوی مرگ رو چنان توجیه کرد که
در واقع همون کسانی که شکنجه رو ابداع
کردن قانون کردن و بعد اعمال کردن شروع
کردن من یادمه یه بار تلویزیون مجلس رو
پخش میکرد رادیو و د تا از همین
نمایندگان جنایتکار میگفتن که حالا اگه
کسی میخواست به اطلاعاتی داشت و بعد به
تعدادی آسیب میدید میزد اینکه این
اطلاعات رو نداشته باشیم حالا ی کشیده یا
یک تعزیر چه اشکالی داره ببینید این نقطه
شروع شکنجه است نقطه شروع دار زدن هاست
امروز وقتی که شما میگید که مرگ گفتن این
منظورش این نیست منظورش اینه که خب من
مخالفم نه دوست عزیز هیت اسپیچ یا سخن
تنفر انگیز ار هر کسی میخواهد باشد از
آقای ثابتی مسئول اداره سوم ساواک باشه از
خانم یاسمین پهلوی باشه یا از هر جنایتکار
دیگهای این سخن تنفر انگیز آرزوی مرگ هست
و در جوامع در واقع دموکراتیک به اون به
هیچ وجه پذیرفته نیست و حتی افراد رسمی
اگر این صحبت رو بکنن مطمئناً اون جامعه
اونها رو پاسخگو میکنه و میتونه در
دادگاهها به جرم سخن تنفر انگیز در واقع
اونا رو به محاکمه بکشونه بنابراین
جمعبندی بخوام بکنم دوستان به سمت جوامعی
بریم که میتونن ان انسان و کرامت آسان
انسانی رو بازگردانند قوانین انسانی تدوین
کنن و ما هم خودمون رو بتونیم به سمت یک
جامعه انسانی به پیش ببریم به این
توصیهها و تزویر های سنتی برنگردیم که
نتیجهای جز انقلاب ۵۷ جز تئوریهای خمینی
و جز دیکتاتوری سابق نتیجه نخواهد داد من
ممنون و متشکرم از بحثی که داشتید و دارید
مرسی خواهش میکنم آقای احسان شما هم اگر
پرسشی دارید میتونید کوتاه مطرح کنید بعد
آقای
خلجی خانم فروخ برا اینکه شما منو دعو
نکنید من از اون موقع دارم ۸۸ میلیون بار
میخوام روز زن و تبریک بگم به همه هیچی
دیگه ندارم ولی یه بار وقت بذارین من با
آقای خلج صحبت کنم مرسی آقای احسا من فکر
کنم خانمتون خیلی تشر بدی بهت به خدا اصلا
شب رام نمیده خونه الان باید تو ماشین
بخواب ولی ۸۸ میلیون بار دارم میگم روز زن
مبارک وا رو بهشون تبریک بگین روز زن م
امیدارم همیشه همینقدر با اقتدار باقی
بمونن آقای خلای
بفرمایید ببخشید همه دوستان صحبت کردن بله
آقای
خلا
بله صحبتی که خانم شادا فرمودن د تا نکته
به نظر من میرسه یکی اینکه
من بارها گفتم و باید یک جلسه جداگانه
راجع به این موضوع صحبت کنیم که بین
در به اصطلاح وقتی که صحبت میکنیم از
مسئولیت بعد بین مسئولیت
و تقصیر فرق گذاشت یه موقعست که شما میگید
که مثلا فرض کنید
این ماشینی که من دارم رانندگی میکنن
ماشینم میزنه به یه ماشین دیگهای خب شما
مقصر هستید و مثلا باید
جریمه بدید شما باید مثلا خسارت بدید این
میشه تقصیر که یه بحث حقوقیه در
حقیقت اما مسئولیت یه مسئله بسیار پیچیده
تریست که ربطی به مسئله تقصیر نداره مثل
این میمونه که
شما خونتون
مثلا لوله خونه شما ترکیده در آپارتمان
پایین مثلا نشت کرده آب و م خونه رو خراب
کرده تقصیر شما که نیست شما که کاری انجام
ندادید ولی نسبت به اون مسئولید یعنی هم
مسئولیت حقوقی داریم و هم انواع دیگر
مسئولیتها این کتابی که این بالا من
نوشته گذاشتم از کارلیس پرس یه کتاب خیلی
کوتاهیست کتاب خیلی
مختصریست و ترجمه این تقصیرم خیلی یعنی در
انگلیسی گیلتی بودن
ولی خیلی ترجمه خوبی نیست ولی بخونید شما
این کتاب رو کتاب مختصری فکر نکنم که
بیشتر از ۱۰ صفحه باشه و اونجا یاسپرس به
چهار نوع مسئولیت اشاره میکنه مسئولیت
اخلاقی و در نهایت مسئولیت متافیزیکی حتی
یعنی چی یعنی کهه بله شما در دهه ۶۰ به
دنیا اومدید منم سال ۵۲ به دنیا اومدم
یعنی انقلاب ایران که شد
من من پ سالم بود بنابراین من در انقلاب
که نقشی
نداشتم
و بنابراین من مقصر به اون مفهومی که در
حقوق میگیم برای پدیده انقلاب یا وضعیتی
که به وجود اومد یا مثلاً من که در جنگ
جنگو به وجود
نیاوردم ولی مسئولیت به این معناست که شما
نه در برابر اونچه که رخ داده بلکه در
برابر اون وضعیتی که هست و برای تغییر اون
وضعیت کنونی و در نتیجه داشتن آینده
متفاوت مسئولیت مثلاً محیط زیست یه مثال
میزنم برا شما الان ما توی ایران وض محیط
زیست و وحشتناکه دیگه شما نگاه بکنید شما
میفرمایید مردم چه جوری تو نظام توتالیتر
عمل میکنن فقط این دولت نیست که جنگلا رو
میبره که نمیشه که فقط دولت فقط محیط زیست
خراب بکنه شما برین کنار ساحلهای ایران
ببینید چقدر آلوده است چقدر کثیفه چقدر
آشغال میرن شما برین در جنگلها شما برید
در محیط زیست چقدر آلوده میکنن چقدر در
ایران پلاستیک مصرف میشه چقدر نوع زندگی
ما ایرانیها با اونچه که امروزه در
استاندارد اروپایی و آمریکایی برای حفاظت
از محیط زیست شناخته شده سازگار نیست این
این میشه در اون چیزی که حکومت و مردم
باهاش مشترک هستن ولی الان شما شما فرض
کنید که یه آدم ۲۰ سالهای هستید که اصلاً
زمانی که این وضعیت کشور که تقصیر شما
نیست این کاری که مردم میکنن که تقصیر شما
نیست پاره شدن لایه اوزون که تقصیر شما
نیست گرمایش زمین که تقصیر شما نیست
نمیدونم آب شدن برفای قطب شمال که تقصیر
شما نیست ولی ا مسئله راجع به اونچه رخ
داده نیست بل که راجع به اون وضعیتی که
شما درش هستید و توانید چون آزاد هستید
شما چون انسانید آزادید چون آزادید
مسئولید مسئولید یعنی چی یعنی آزاد هستید
یعنی میتونید شرایطو تغییر بدید دیگه
آزادی یعنی این و چون میتونید شرایطو
تغییر بدید مسئولید هم در قبال خودتون هم
در قبال انسانهای دیگه که همزمان با شما
زندگی میکنن و هم در قبال نسلهای آینده
شما نمیتونید بگید من این بحران محیط
زیست رو که من به وجود نیاوردم که من حل
بکنم بنابراین من هیچ کاری ن نید بکنم نه
بحران محیط زیست و شما به وجود نیاوردید
ولی در کاهش این بحران شما مسئولیت دارید
جمهوری اسلامی رو ما به وجود نیاوردیم من
و شما به وجود نیاوردیم ولی در خروج از
این وضعیت مسئولیت داریم توجه میکنید ما
در قبال مخصوصاً در قبال نسلهای آینده
یعنی مهم نیست که من الان شما میتونید
بگید که آقا من که الان نمیتونم جمهوری
اسلامی رو عوض بکنم من به شما خواهم گفت
که شما میتونید یه کتاب ترجمه کنید شما
میتونید
یک د تا شغل ایجاد بکنید کنید شما
میتونید یه کاری بکنید که دیگران ازش سود
ببرن اون کارو بکنید مهم نیست اون یک نفر
حتی خانواده شماست یا بچه شماست یا همسایه
شماست یا غریبه است مهم نیست کیه به یک
نفر دیگه کمک بکنید که او در وضعیت که شما
هستید نباشه یه قدم جلوتر باشه شما به هر
حال یه تجربهای دارید یه دانشی دارید
حداقل تجربههای شکست که دارید اگه تجربه
موفقیت خدای نکرده نداشته باشید تجربههای
شکستتو به دیگران بگ بگید که از این
راهها نرن از این روشها استفاده نکنن
بنابراین هیچ انسانی نیست که در هیچ
شرایطی مسئولیت در قبال دیگران نداشته
باشه هیچ انسانی نیست که در هیچ شرایطی
مسئولیت در قبال نسلهای آینده نداشته
باشه هر بدی که در این دنیا هست یا طبیعت
ایجاد کرده یا انسانهای دیگه ایجاد کردن
فرقی نمیکنه ما میتونیم نه به اندازه
مطلق و نامحدود دیگه قطعاً من نمیگم که
شما میتونید تمام سحاری آفریقا رو لاله
بکارین نه در حد یک نفر در حد یک انسان که
کم نیست که کم نیست اصلاً حد یک انسان به
هیچ وجه کم نیست اتفاقات بزرگ تاریخی رو
انسانها رقم زدن دیگه بنابراین به اندازه
یک انسان میتونید تغییر ایجاد بکنید
میتونید کاری بکنید که چراغی روشن بکنید
برای نسلهای بعد میتونید کاری بکنید که
بچه شما فردا بدون که از چه راههایی
نباید بره نه اینکه حالا شما حقیقتو پیدا
کردید به او بگید حقیقت بهش ب از این
راهها نره این یک مسئله است مسئله دوم
راجع به توتالیتاریسم ببینید عرض کردم فرق
بین توتالیتاریسم و استبداد دیکتاتوری
نظامهای خودکامه سنتی درست در همینه که
در نظامهای استبدادی مثلاً فرض کنید در
مصر ما یه ارتش نیرومند داری یا پاکستان
ما یه ارتش نیرومند داریم اینا قدرتو به
دست میگیرن اینا مرد میران بر مردم حکومت
میکنن مردم ارتش رو سر کار نیاوردن یا در
مصر مردم اومدن انقلاب کردن ولی ارتش اومد
دوباره وضعیتو برگردوند به دوران قبل سیسی
رو آورد مثلاً یا در عربستان سعودی مثال
زدن پادشاهیهای منطقه اینا استبداد سنتین
اینا رو مردم ایجاد نکردن ولی در این
بنابراین اینکه از ماس برماس نیست بحث سر
از ماس برماس نیست که حالا اونم به یک
معنا درست هست ولی بحث توتالیتاریسم خیلی
بحث جدی تره نظام که توتالیتر مینامیم
یعنی مثل فاشیست ایتالیا نازیسم آلمان
کمونیسم در اتهاد جماهیر شوروی و نظامهای
مشابه نظامهایی هستن که برآمده از
جنبشهای تودهای هستن نه اینکه برآمده از
جنبشهای تودهای هستن که تا زمانی تداوم
دارن که یک جامعه توتالیتر داره به اونها
در ح پشتوانه اونها هست حالا جامعه
توتالیتر یعنی چی جامعه توتالیتر به این
معنی نیست که همشون از حکومت دفاع میکنن
همه به مثلا به ایدئولوژی جمهوری اسلام
اعتقاد دارن نه شما میتونید توتالیتر
باشید ولی با جمهوری اسلامی مخالف باشید
همونطور که بخش عمدهای از مخالفان جمهوری
اسلامی تو ذهنیت توتالیتر دارن شخصیت
توتالیتر دارن یا جریانهایی که هستن بخش
عمده شون کاملا
توتالیتر توتالیتر یک فرمه ها یک محتوا
نیست یعنی که وقتی که شما یه فرم خاصی فکر
کنید به شما میگن شما توتالیتر فکر کردید
حالا این فرم شما محتواش میتونه اسلامی
باشه میتونه محتواش ضد اسلامی باشه
میتونه محتواش سکولار باشه میتونه
محتواش لیبرال باشه میتونه محتواش
سوسیالیستی باشه محتوا مهم نیست یه فرم
فکر کردنه اون فرم فکر کردن یعنی چی اون
یکی از مهمترین به اصطلاح ویژگیهای این
فرم فکر کردن اینه که شما میتونید جامعه
رو نابود کنید از نو یک جامعه آرمانی
بسازید این یکی از ویژگیهای تفکر
توتالیتر هست کسانی که امروزه در ایران
فکر میکنن میشه جمهوری اسلامی رو امشب
نابود کرد فردا دموکراسی ایجاد کرد اینا
توتالیتر فکر میکنن ه اینا انسانو مثل یک
چیز پیچ و مهره میدونن جامعه رو مثل پیچ
و مهره میدونن میخوان مهندسی کنن و
متأسفانه ما یه علم گرایی مبتذلی دوباره
در بین ایرانیها موجش گرفته یه علم گرایی
به
اصطلاح عوامانه و منحط که فکر میکنن که
آره چون مثلاً طرف فیزیک خونده فکر میکنه
که میشه مثلا جامعه رم با قواعد فیزیک
مثلاً تغییر داده یه شبه حالا مثلاً ما
فلان ماده شیمیایی رو تو آزمایشگاه با هم
چیز میکردیم حال این شیمی شو تغییر بدیم
یه مادش اینجور کنیم یه مادش یه همونطور
که ی محصول شیمیایی جدید درست میکنین یک
شبه میتونید جامعه رم عوض بکنید اینا خب
اینا تفکر توتالیتر کسانی که در ایران
دنبال تغییرهای ناگهانی هستن اینا تفکر
توتالیتر دارن یعنی فکر میکنن که آدما
مثل ماشین کسایی که از انسان یک تلقی واحد
دارن میگن که انسان خوب اینه انسان بد
اینه ما انسان خوبو برمیداریم انسان خوب
میگذاریم اینا تفکر توتالیتر دارن کسی که
از جامعه ایران یک تصویر یکدست میدن مثلاً
جمهوری اسلامی میگه مردم ما همه فلان
اپوزیسیون ما میگه مردم ما همه فلان یعنی
کاملاً عکسشو میگه هر دو اینا توتالیتر
هست هر کس که از جانب مردم حرف میزنه
مردم به عنوان یک واحد یک دست اینا
تفکرهای توتالیتر هست بنابراین شما
میتونید مخالف جمهوری اسلامی هم باشید و
ولی توتالیتر فکر بکنید در وحله اول شما
مسئول هستید که بشناسید موقعیت خودتون رو
و بدونید که صرف مخالفت تت با جمهوری
اسلامی شما رو
از آفت توتالیتر
اندیشیدن مسون نخواهد داشت شما میتونید
ضد خامنهای باشید ولی مثل خامنهای فکر
کنید و میدونید که اساساً ب برادرا هستن
که همدیگه رو میکشن جنگ بین برادر هاست
نه بین غریبهها برادرها از و شکل هم با
همدیگه رقابت میکنن حسادت اولین جنایت
تاریخ م هابیل و قابله دیگه حسادت حسادت
برادر به برادر که بیش از هر حسادتی جنایت
باره بنابراین الانم من پهلوی رو با خامنه
جمهوری اسلامی کاملاً حسادت برادرانه
میدونم یعنی جفتشون عین همن جمهوری
اسلامی باز تولید یه نوعی باز تولید
استبداد سلطنتی هست و الانم ایناهم دنبال
همون انقلاب یعنی اینا پهلوی گراهای ما
امروزه در حسرت یه انقلابی مثل انقلاب
خمینی هستن یعنی حسادتش به خمینی در حقیقت
اینو اگر شما نگاه بکنید به
مطالعات جیرار که یک انتروپی است فرانسویه
اینو خیلی خوب برا شما توضیح میده این
مسئله که به اصطلاح یه عقده میمتی یعنی
شما میخوای شبیه دیگری باشی و اونی که
دیگری داشته به دست بیاری این یک بحث خیلی
مفصلی اس که حالا در جای خودش
باید بهش پرداخت ولی اینا از شباهت دنبال
اینن که اون انقلابی که اون کرد اونو به
دست بیارن اون همون طور که قابیل میخواست
همون قرب و رج و قربی رو که پیش خدا هابیل
به دست آورده اون ارج و قرب رو پیدا بکنه
و اون باعث حسادتش شد ایناهم میخوان همون
چیزی که جمهوری اسلامی این آخوندا به دست
آوردن همونو به دست بیارن در نتیجه
واقعیتو نمیبینن دیگه از چیزی حرف میزنن
که همون طور که جمهوری اسلامی از دنیا این
حرف میزنه که نمیشناسه این اپوزیسیون ما
هم نمیدونن روحانیت کیه چند نفرن کجان
دین از دنیا دولت جدا بشه یعنی چی دولت تو
ایران یعنی چی دین یعنی چی مرزش کجاست چی
از چی میخوای جدا بکنی حالا فرض کن حالا
جمهوری خامنهای مرد جمهوری اسلامی تموم
شد بفرمایید الان شما چی از چی میخواید
جدا بکنی دقیقاً ه تصوری ندارن دیگه همین
طور که عرض کردم حرفای همون به مفهوم بخش
عمده ادبیات اپوزیسیون ما عین ادبیات
جمهوری اسلامی بولشت هست یعنی مزخرف هست
سپاسگزارم ببخشید من فقط یه یه چیز در
خیلی عذرخواهی
میکنم نن شرمنده آقای خلجی چون دقیقا شما
کتاب مسئله تقصیر که گفتین من چون این
کتابو قبلا خوندم دقیقا کتابو یه جایی
علامت گذاشته بودم بازش کردم میخواستم ی
سؤال بکنم اولا کهه حالا نمیدونم دوستان
دیگه یا خودتون خوندین به نظرم یه مقدار
ترجمش به فارسی ترجمه درست نیست بله عرض
کردم که خود عنوان عرض کردم بله درسته بله
بله ولی یک جایی دقیقا حالا صفحه که
معلومت یکی پیامدهای تقصیر که گفته یکی از
پیامدش نوشته برای ت یکی ازاش که برای
تقصیر
سیاسی مسئولیتی وجود داره خب این
فهم من شاید اشتباهه که گفتین یک یکی
مسئولیت داشتن یکی تقصیر داشتن بعد اومده
اینو وقتی که توضیح داده انگار که تقصیر
با مسئولیت یکی دونسته نمیدونم حالا باید
انگلیسی شو من یکی از دوستان گذاشت اسمشو
برم بخونم و یکی دیگه هم اینکه در ادامه
این یک چیز جالبی که داره به بحث ماکم
مربوط میشه راجع به خشونت و حق و بخشایش
که دقیقاً مسئله که برای ما ایرانیا وجود
داره اینه که چون بر هم وقتی که آدم با هم
توی مسئله توافق ندارن خشونت در واقع
تصمیم میگیره فک کنم این خیلی گویای وضعیت
ماست ولی میخواستم نظرشو بدم و اینکه اگر
اینو ترجمه کردید خودتون لطفا بذارید خیلی
کتاب مهمیه
ببخشید بله خانم ممنونم از لطف شما نه من
ترجمه نکردم ولی دار من ترجمه فارسی دارم
و میدونم که اشکال داره با اینکه خانم
فرنود فر بسیار مترجم خوبیست یعنی خانم
فرنود فر از مترجمان جوان ماست که کارهایی
که من دو سه تا کار ازشون دیدم کار خیلی
خوبیه ترجمه این کارم خب اصولا زبان
یاسپرس زبان سادهای نیست و من فکر نمیکنم
کسی دیگه اگر جز خانم فرنود ترجمه میکرد
خیلی حالا متفاوت بود اشکال ترجمه خانم
فرنود اینه که فرنود فر اینه که
ایشون باید یک شرح مفصلی هم مینوشت برای
و توضیح میداد بسیاری از نکتهها رو چون
که نمیشه همین طوری ترجمه کرد و در نتیجه
حق با شماست اما من از خانم فروخ تقاضا
میکنم که یک وقتی رو قرار بدن در این
هفته چون این کتاب این کتابی که شما بهش
اشاره کردید مسئله
تقصیر مجموعه چند تا سخنرانی که یاسپرس
بعد از جنگ جهان دوم میکنه و بعد هانا
آرنت بهش جواب میده من پیشنهاد میکنم
مقاله نارن مسئولیت شخصی در دوران
دیکتاتوری هم بخونید اونم ترجمه فارسی
داره اونم ترجمه فارسیش خیلی خوب نیست ولی
اگر تونستید حالا به هر حال فرانسه
انگلیسی
یا فارسی بخونید یا به زبانهای
اروپایی من از خانم فروغ تقاضا میکنم که
یک وقتی رو تعیین کنن این این هفته یعنی
هفته که میاد به به اصطلاح هفته فرنگی از
سهشنبه چهارشنبه به بعد یک جلسه که من
راجع به این کتاب و نظر هان چون خارن
شاگردش بوده و در حقیقت نظر در بعضی مسائل
نظرش متفاوته درب مسئله مسئولیت صحبت کنیم
یعنی یه جلسه مستقل بگذاریم راجع به همین
کتاب و با توجه به دیدگاه هان آرنت و بعد
اونجا من تا ا موقع سعی میکنم که متن رو
هم بخونم یه چند صفحش مقایسه کنم با متن
اصلی و بعد خدمت شما بتونم توضیح دقیق تری
بدم جمله دارم اگه ممکن باشه چشم حتماً
آقای اسماعیل پور حتما خانم شاداب من یه
لینک گذاشتم بالای صفحه اگر اون سخنرانی
رو گوش ندادین حتما بهتون کمک میکنه که
پرسیده الان توی صحبتات پرسیدین که چجوری
مردم به توتالیتاریسم در همین جمهوری
اسلامی کمک
میکن جواب سوالتون رو حتما در اون ۴۰
دقیقه خواهید گرفت آقای اسماعیلپور شما
بفرمایید لطفاً کوتاه بعد آقای خلجی
میتونن اتاق رو جمعبندی کنن در مورد
اینستاگرام من چک کردم همون طور که انتظار
میرفت به هیچ وجه کلماتی مثل مرگ و
غیره آزاد نشده اصلا امکان نداره همچین
چیزی بشه و صحبتی که کردن اون دوست این
دروغی بیش نبود کلماتی مثل درخواست مرگ
کردن جزء
خشونت کلامی اس که میتونه منجر به
خشونتهای بعدی بشه
مرسی خواهش من خیلی سپاسگزارم از توضیح
شما
دادین خیلی مهم بود این اگر این کارو کرده
بود کار اشتباهی کرده یعنی دلیل نمیشه چون
اینستاگرام یه کاری میکنه کار درستی
انجام بده و ولی خیلی ممنونم از اینکه این
مطلبو روشن کردین که حداقل سو تفاهم از
بین بره من به آقای عباس یایی دوست عزیز
نادیده سلام عرض میکنم آقای
یایی ناشر کتاب من نظم نوین روحانیت هستن
در آلمان در حقیقت اولین بار ایشون منتشر
شیر کرده و خیلی لطف دارن به من من خیلی
خوشحالم که اینجا هستن و ازشون خواهش
میکنم که صحبت
کنن سلام بر همه مرسی آقای خلجی که وقت
دادین من اصولاً کوتاه صحبت میکنم صدام
میاد بله آقای یایی منم سلام عرض میکنم
خدمتت
بفرماید حقیقتش عنوان برنامه ۸ مارس زن
زندگی آزادی
که بود کمترین صحبتی که شد در مجموع البته
راجع به همین موضوع بود من نمیخوام راجع
به این موضوع صحبت بکنم فقط
یک اشاره کوتاهی بکنم
که اینکه میدونیم که ه۸ مارس در
واقع کارگران زن امریکا و بعد اروپا و در
واقع پیوندی که با جنبش کارگری در اروپا و
امریکا داره نادیده گرفتنی نیست اینو باید
اشاره کرد این نکتهای است این نکته رو به
این دلیل گفتم
که واقعیت این هستش که این جنبشها
جنبشهای توده وار بودن نه به معنی
تودهای جمعیت فراوان
و و در خیابان بودن و طبیعتاً اینها بخش
زیادی از اون سانتیم مانتالیسم که آقای
خلجی میگه برخوردار بودن و این اصولاً در
جنبشهای
جمعی طبیعیه
و حاصلی که به دنبالش داره خب به هزاران
هزار عوامل بستگی داره مسئله آگاهی فردی
مسئولیت فردی اینا همه درست است ولی
فراموش نکنیم که اون چیزی که تغییرات
بنیادی میاره جنبش جنبش و امروزه هم هنوز
که هنوز هست خیابان تعیین کننده
است
من حقیقتش نمیخواستم صحبت کنم به دلیل
اینکه آقای خلج اولم گفتن و دوست داشتن
بیشتر زنان بیان بالا و صحبت بکنن و ما هم
این وسط چیزهای بیشتری یاد بگیریم نکتهی
که من دوست دارم بهش اشاره بکنم و وضعیتی
که خب مرد سالاری یک مفهوم عامه و در
ایرانو که میگیم با توجه به
سنتها مذهب تاریخ این یک واقعیتی هستش که
مردان حتی انقلاب ۵۷ یک بخش میه یعنی
جمهوری اسلامی رو میشه یک بخشی با این گفت
طبیعیه که نمیخوان این حقوقشون ضعیف بشه و
کم بشه و متوجه نیستن که وقتی میگیم آزادی
زنان یعنی در واقع آزادی مردان و با همون
نکاتی که آقای خلیج بارها اشاره کردن از
هارن در مثلاً از جمله کتاب آزادی آزاد
بودن این اینها و اون ترس از آزادی در
مردان داره نقش بازی میکنه من زیاد یعنی
نمیخوام صحبت بکنم چند تا نکتهای رو که
به نظرم اومده بود باید بگم و ضمناً
مبارزه سیاسی آقای خلجی در هر صورت
قماره چون به هزاران هزار عوامل مربوطه و
البته تأکیدی که شما بر آگاهی دارین آگاهی
از جایی که هستیم جامعهای که هستیم و به
چیزی که میخوایم برسیم بسیار بسیار مهم و
تعیین کننده است در اینم هیچ حرفی نیست
بیشتر صحبت نمیکنم بررا اینکه
حرف زیاد هست در هر صورت خیلی ممنون ازتون
برای این
برنامه ممنونم منظورتون از اینکه حرف زیاد
هست یعنی که خیلی حرفات اشتباه بود این
فقط یکیش
بود نه نه نه نه نه حرف برای گفته زیاد
هست خ اصلا لازم نیست که من با اصلا من
انقدرم حرف ندارم منم منم مثل شما بیشتر
منتقد ولی در عین حال نه در عین حال یک
چیزی رو مثبت میبینم و این اس جنبش
اجتماعیه همین جنبش زن زندگی آزادی د سال
گذشته این تحولات و نشون داد بله آقای یای
ببینید جنبش اجتماعی مثل ساختن خونه است
شما برای یا هر پروژه سیاسی یه پروژه مدنی
شما برای ساختن خونه نیاز دارید به دو چیز
یکی دانش معماری و یکی هم هنر معماری و
یکی هم دانش مهندسی یعنی شما هم باید از
هنر معماری برخوردار باشید هم از دانش
مهندسی که بتونید یک عمارتی بسازید که هم
زیبا باشه هم مستحکم باشه درسته اما فرض
کنیم که شما بهترین مهندس دنیا هم دارین
مهندس ساختمان بهترین معمار دنیا هم دارین
لزوماً با اون ساختمان ساخته نمیشه شما
نیاز به مصالح دارین نیاز به مکان دارین
نیاز به کارگر دارین نیاز به پول دارین
نیاز به خیلی چیزای دیگه مجوز دارین
بنابراین اما به عکس فرض کنید که شما پول
دارید مکان دارید مصالح دارید کارگر دارید
ولی معمار و مهندس ندارید قطعاً شما
نمیتونید ساختمانی بسازید یعنی چی یعنی
اینکه شما اگر معمار و مهندس داشته
باشید شاید بتونید یه عمارت خوب بسازید هی
به قول شما قماره هیچ تضمینی نیست ولی اگر
معمار و مهندس نداشته باشید هزاران چیز
دیگه هم داشته باشید قطعاً نمیتونید هیچ
عمارتی بسازید در جنبشهای اجتماعی که
موفق شدن در آمریکا و اروپا رو که مثال
میزنین اینا پشتوانههای فلسفی و فکری
دارن
ما در جهان اسلام هنوز سیمون د بوار
نداریم هنوز هان ارنت نداریم هنوز خانم
زولیا کریستو نداریم هنوز جیز باتلر
نداریم اصلا فمینیستی ما اصلا نمیدونن
اینا خوردنیه یا پوشیدنی فمینیست که میگم
نه زنها ما مردان فمینیست م داریم من
خودمو فمینیست میدونم بنابراین فمینیستی
ما اصلا با حتی ما نتونستیم کتابای اینا
رو درست ترجمه کنیم همین کتاب جنس دوم
سیمون دبوار فکر میکنید کتاب کمیه فکر
میکنی کتابی مثلاً در جنبش زنان نقش کمی
داشته سیون دبوار قهرمان جنبشهای زنان
هست بدون سیمون دبوار اصلاً شما نمیتونید
از جنبشهای زنان دهه دوم نیمه دوم قرن
بیستم سخن بگید اونوقت ما یه ترجمه بسیار
بدی داریم از این حالا ترجمه به کنار ولی
ببینید که اصلاً ما خوندیم ما اینو
فهمیدیم این چی میگه بعد هیچ مثلاً فکر
کردیم به اینکه ایدههای سمون دبوار برای
ما چه معنی میده کسی اصلاً از دبوار صحبت
میکنه کرده نه نه از دب وار صحبت کرده نه
از خیلی چیزای دیگه فمینیسم در واقع از
قرن هجدهم آغاز میشه یعنی درست با انقلاب
فرانسه با کانت با گوته با بعد هگل شیلر
شلینگ متفکران بزرگ اروپا که امروزه نیستن
ولی ما فکر میکنیم که یه چیزی هست به نام
فمینیسم که شما میتونی واردش بکنی بعد
دیگه نیازی به تئوری و فکرم نداری دیگه یه
کار اکتیوی استی بذار کنارش یکم رسانه به
قول شما بیا تو خیابون نه تو خیابون اومدن
بدون فکر یعنی انتحار ببخشید یعنی حماقت
هیچ هیچ معنی غیر از این نمیده اون چیزی
که به شما میگه چه عملی عمل سیاسی هست
اندیشه سیاسیه اندیشه سیاسی اس که به شما
میگه دست و پا زدن با شنا کردن چه فرقی
میکنه آبتنی با شنا کردن چه فرقی میکنه
شما باید تئوری داشته باشی برای شنا اگر
برایت شنا تئوری نداشته باشی هر دست و پا
زدنی تو آبو فکر میکنی شناس بنابراین عمل
سیاسی تعریفش شناختش وابسته به اینه که
شما فکر سیاسی داشته باشی این فلسفه سیاسی
اس که به شما میگه چه عملی عمل سیاسی اس و
چه عملی عمل سیاسی نیست ما همچین چیزی
نداریم در نتیجه خیلی از کسانی که
قربانی تضییع حقوق زنان در ایران شدن اینا
هیچ کدوم فعال یا کنشگر به شما رو نمیان
ولی از با امروزه اونها رو به عنوان
اصلاً حتی کردیم به آیکون و به اصطلاح
سمبل جنبش زنان اینا که سمبل ج کسی که
تصادفی جان خودش رو از دست داده که
نمیتونه سمبل جنبش زنان باشه میدونین
اینا قربانیان تبعی قربانیان سرکوبنده که
نمیتونن سمبل جنبش زنان باشن بنابراین
خیابان مقدس نیست خیابان راهیست برای
اینکه شما ایدههای خودتون رو آرمانهای
سنجیده اندیشیده و انتقادی خودتون متحقق
کنید حلا صرف رسیدن به خیابون که جنونه در
انقلاب ایران اتفاق افتاد دیگه هیچکس
نمیدونست جمهور اسلامی چ همه اومدن تو
خیابون جمهوری اسلامی رأی دادن بنابراین
خیابان مقدس نیست در اروپا هم اگر چرا وال
استریت به جایی نرسید به خاطر جنبش وال
استریت به اصطلاح دلیلش این بود که هیچ
بنیان فکری نداشت یه مش جوون هیجانی بودن
ریختن بیرون همین میری سر قضای جهانی شدن
میرفتن اینور اونور بشکستن همه چیزو
نمیدونم کنفرانس رو به هم میریختن تموم
شد رف تموم شد رفت به کارش در همین جا هم
جنبشهایی که به اصطلاح جنبش جنبش جنبش که
واقع تمام این دنیا که ما هستیم محصول
جنبشها است ولی جنبشهای واقعی نه
جنبشهایی که بدون فکر و بدون ایده و بدون
برنامه و بدون آینده نگر و فقط و فقط
محصول عواطف در تمام این جنبش همین
فمینیسم در نظر بگیرید فمینیسم که یک
جریان که نیست چند تا موج داره و هر موج
جدید فمینیسم اومده موج قبلی رو نقد کرده
الان ما همچین چیزی داریم در ایران ما
الان داریم کسی که بیاد بگه آقا در ایران
ما چند موج مبارزه با زنان داشتیم این موج
مثلاً مشکلش این بوده اون موج مشکلش اون
نه نداریم ما همش یه عده داریم که ضد زنن
یهدم هستن که شعار میدن به نف زنا این
درست نیست ما نیاز نداریم به به
اصطلاح هیچ ما نیاز داریم به اینکه اندیشه
سیاسی داشته باشیم تا بتونیم عمل سیاسی
اکتیوی اسم داشته باشیم کار رسانهای داشته
باشیم کار رسانهای و اکتیوی اسم زمانی
معنادار و مثر هست که پشتوانه فکری داشته
باشه بدون پشتوانه فکری میشه عرصه برای
سواستفاده آدمایی که میان برای شهرت
خودشون برای اغراض خودشون برای منافع
خودشون یا در بهترین صورت دوستان نادان که
میدونید ضرری که دوستان نادان میزنن
کمتر از دشمنان دانا
نیست سپاسگزارم خانم فروغ اگر دوست دیگری
نیست دیگه آقای خلجی سه تا از دوستان الان
دست بلند کردن که خ بفر من باید یعنی
تاییدشون کنم حالا اتاق از دو ساعت هم
میگذره ب بله اگر ممکنه هر سه نفر صحبت
کنن کوتاه بعد من
آخرش منم سعی میکنم کوتاه صحبت کنم که
وقتی دوستانو نگیریم ب سپاسگزارم آقای
نیما شما سلام بر شما لطفاً شما شروع کنین
خیلی کوتاه در ه دقیقه چون وقت اتاق تمام
شده بود بعد از شماهم جناب آقای محمد تا
دوست دیگهای هم بیان
بالا خیلی ممنون سلام عرض میکنم خدمت همه
من اول میخواستم یه چیزی رو یادآوری کنم
همه روز زن رو تبریک میگن روز زن برای این
ثبت نشده که به خانما تبریک بگیم این روزو
روز زن در واقع برای خانمها اصلا نیست روز
زن یک
یادآوری به
آقایون که ما چقدر عقبیم در مورد برابری
بین جنسیتها روز زن در واقع برای این ثبت
شده همون طور که مثلا روزی هست برای مثلاً
اقلیتها دیگه که در جوامع مختلف ثبت میشه
در واقع یک یادآوری که ما چقدر کار لازم
داریم انجام بدیم که به اون برابری برسیم
اولا اینو میخواستم یادآوری
کنم دوما میخواستم از آقای خلجی بپرسم
نظرشون راجع به اینکه ما الان در جوامع
غربی داریم میبینیم که یه حالتی نمیدونم
نمیخوام بهش بگم عقب برگشتن
ولی همین طور که این آدمای خیلی پوپولیست
مثل ترامپ و بقیه دارن خیلی محبوب میش شن
و جوامع خیلی دارن به سمت راست حرکت
میکنن یه جورایی ضد زنم دارن میشن مثلاً
الان من تو آمریکا زندگی میکنم مثلاً
زمزمههایی هست حتی اگر که دادگاه عالی
آمریکا بخواد کلاً کورتاژ و ممنوع بکنه در
سطح
فدرال نظرشون راجع به این چیه که حالا
مثلا ما همیشه فکر میکردیم وقتی که ایران
بودیم فکر میکردیم که خب جوامع غربی خیلی
مثلاً پیشرفته ترن در این زمینه خیلی
برابری بین جنسیت خیلی بیشتر از ایرانه و
الان میبینیم که اینام یه جورایی دارن
برمیگردن عقب اصلاً نظرشون میخواستم
راجع به این بپرسم
همین ممنونم جناب آقای محمد شما هم
بفرمایید لطفاً کوتاه آقای کریمی سلام بر
شما بعد آقای خلجی به هر دو شما عزیز جواب
میدم سلام بر آقای خلجی و همه دوستانی که
در اتاق هستن من سؤال خاصی نداشتم یه تشکر
از آقای خلجی دارم که امیدوارم که ایشون
توفیق پیدا کنه این بحث رو ادامه بدن من
دنبال کننده این بحثها هستم یه سؤال داشتم
توی چت روم عرض کردم امیدوارم جوابشو
بگیرم من میخواستم این کتاب نظم نوین
روحانیت رو تو کانادا خریداری کنم نتونستم
آنلاین پیدا کنم اگه راهنمایی بفرمایید
خیلی سپاسگزار میشم ببخشید که خارج از
موضوع عرض کردم
خدانگهدارتون آقای خلجی جان بفرمایید شما
آقای محمد من لینک کانال تلگرام آقای خلجی
رو میذارم بالای صفحه
توی قسمت سرچ که بزنید میتونید اون کتاب
را از اونجا دانلود رایگان بکنید نیازی
نیست که بخرید آقای خرجی بفرمایید اگر
صحبت میکنید مایکت بسته
است بله متشکرم دوست عزیز من
کتاب نظم نوین روحانیت یا اون مقاله که در
نظم نوین روحانیت بود رو در یک کتاب جدیدی
که خب خیلی مفصل تر هست به نام از ورای
حجاب دوباره من تشر کردم لینک اون رو
گذاشتم شما میتونید رایگان این رو در
حقیقت شما دانلود کنید و در اون مقاله که
در نظم نوین روحانیت هست در این کتابم هست
کتاب حدود ۶۰۰ صفحه هست مجموع مقالات منه
و شما اینجا میتونید به راحتی دانلود
بکنید بنابراین هم اون مقالات نظم نوین
هست و هم خدود ۳ تا مقاله
دیگه راجع به نکته که دوستمون گفتن راجع
به آمریکا این وضعیت به اصطلاح
رشد فاشیسم در کشورهای
غربی یک مصیبت وحشتناک به اصطلاح بحران
بسیار جدیست فقطم آمریکا نیست در اروپا هم
در بسیاری از کشورهای اروپایی ما میبینیم
جریانهای دست راستی خیلی قدرت گرفتن و
ویژگی جریانهای فاشیستی کلا و
توتالیتاریسم ضد زن بودنشه این مشترک هست
یعنی فرق نمیکنه ترامپ باشه یا خامنهای
باشه جریانهای توتالیتر جریانهای فاشیستی
ضد زنن این درست اون نکتهای رو تأیید
میکنی که من قبلاً گفتم که پیشرفت یه امر
خطی نیست یعنی در اروپا هم ما در آمریکا
در همین آلمان ما جنبش روشنگری داریم در
قرن هجدهم ولی در قرن بیستم نازیسم داریم
یعنی جامعه میتونه برگرده به عقب بنا برا
این که تاریخ شرکت بیمه نیست یعنی کهه آقا
شما چون مثلاً فلان فکر تولید کردین یا
فلان چیز ساختین یا همونطور که عرض کردم
امشب چون میلیونر هستین فردا شب میلیونر
بمونین همچین چیزی نیست جوام میتونن به
عقب برگردن میتونن به قهقرا برگردن میتونن
دستاوردهای نسلهای قبلیشون نابود
کنن فراموش نکنید که توتالیتاریسم در
ابتدا در جوامع غربی به وجود آمده یعنی
در اروپا و ایتالیا محد رنسانس از توش
فاشیسم در میاد آلمان مهد روشنگری از توش
نازیسم در میاد و چیی
دیگه
و این به این معناست که حرفی که یاسپرس
میزنه و کسان دیگه این حرف همه زدن که هیچ
جامعی هیچ
جامعهای چه جامعه بسیار توسعه یافته چه
جامعه بسیار غیر توسعه یافته هرگز مسون از
ظهور توتالیتاریسم نیست توتالیتاریسم مثل
ی ویروسه که برای بدن آدم شما میتونید
بگید که مثلا من امسال چون واکسن
انفلوانزا زدم دیگه هیچ ویروسی به وجود
نخواهد آمد من در برابر هر ویروسی نه بدن
انسان همواره در معرض این هست که
دچار گرفتاری به ویروسهای جدید بشه
توتالیتاریسم بدترین شری اس که انسان خلق
کرده به دل اینکه توتالیتر یعنی حد نداره
تمامیت خواست حدی نداره شر مطلقه
و در حقیقت به قول هارن می که این تجربه
توتالیتاریسم به ما نشان داد که انسان
همواره استعداد گسترش دادن
مرزهای ارتکاب شر رو داره یعنی همواره
میتونه شری رو مرتکب بشه که تاکنون بشر
مرتکب نشده هیچ جامعهی هم محسون از اون
نیست نه آمریکا نه اروپا نه هیچ جای دیگه
به همین دلیل هست که تکاپوی برای آزادی و
مراقبت کردن برای دموکراسی یک امریست لحظه
به لحظه دموکراسی و آزادی مثل موجودات
زنده هستن لحظه به لحظه نیازمند نگهداری
دارن و یک لحظه غفلت میتونه وارثان
دموکراسی رو به قاتلان دموکراسی بدل بکنه
سپاسگزارم از همه دوستان و امیدوارم که
باز هم وقت هم صحبتی با دوستان رو داشته
باشم وقت همگی خوش باز هم به زنان و به
ویژه
زنان ایران افغانستان و تاجیکستان که
همزبانان ما هستن تبریک عرض میکنم