سلام دوباره عرض میکنم خدمت همه دوستان
گرامی ممنونم از اینکه در این یکی دو ساعت
آینده وقتتون رو اختصاص میدید به این جلسه
و امیدوارم
که با توجه به اهمیتی که این موضوع
داره هم موجب بشه که بیشتر راجع به این
موضوع تحمل کنیم هم اینکه بتونیم با هم هم
فکر کنیم و مشارکت بکنیم در
بحث موضوعی که من انتخاب
کردم در پی صحبتی اس که روز چهارشنبه من
در یوتیوب انجام دادم و گفتم
که ما
در این سالها مخصوصاً بعد از سال ۸۸
در مورد انتخابات
کاملاً به یک شیوه واحدی عمل کردیم یعنی
جمهوری اسلامی از مردم خواسته که در
انتخابات شرکت کنن مخالفان جمهوری اسلامی
هم از مردم خواستن در انتخابات شرکت نکنن
و این
الگو مدام تکرار شده تا امروز و این از
اونجایی که هیچ گونه تاثیری در وا واقعیت
نگذاشته باید ما رو به فکر واداره که
اونچه که مثر نیست بنابرین نباید اون رو
عمل سیاسی نامید و اونچه که ما انجام
میدیم به احتمال زیاد یک فعالیت کاذب
هست و توضیح دادم
که اساساً مسئله اصلی این هست که شما وقتی
که در مقابل یک دشمنی قرار دارید حالا شما
مثلا مثلا فرض بکنید در دادگاه علیه نفر
شکایت کردید یا اینکه با یک کشوری در حال
تخسم هستید یا اینکه در حال جنگ هستید یا
اینکه با
حکومت
خودتون
در تقابل قرار دارید همواره باید بدونید
که برنده
اصلی اون طرفی اس
که چارچوب یا میدان بازی رو تعیین میکنه و
شما رو وادار میکنه که در اون میدان بازی
بازی بکنید مهم نیست که شما علیه او بازی
بکنید مهم نیست که شما مخالف او باشید مهم
اینه که
چارچوب اون بازی قواعد اون بازی زبان اون
بازی و در نتیجه نتایج اون بازی همه از
پیش تعیین شده است و شما درش ابتکار عمل
نداشتید
در اینجا جا وقتی که ما صحبت میکنیم
از میدان بازی در وحله اول ما صحبت میکنیم
از دیسکورس یا گفتمان چون که میدونیم
که مخصوصاً نظامهای اقتدارگرا نظامهای
توتالیتر نظامهای غیر دموکراتیکی م مانند
جمهوری اسلامی بر دو چیز استوار هستن یکی
ایدئولوژی که زبان هست و گفتمان هست و دوم
تبلیغات که اون هم با زبان و گفتمان
هست اگر جمهوری اسلامی تاکنون تداوم پیدا
کرده به این دلیل هست
که شاید
ایدئولوژی رنگ باخته باشه تا یه حدودی
البته نه کاملاً برای یک عده زیادی از
مردم ایران ولی واقعیت اینه که
پروپاگاندای ج جمهوری اسلامی کاملاً موفق
بوده و نشانه موفق بودن پروپاگاندای
جمهوری اسلامی تداوم هست یعنی تا زمانی که
جمهوری اسلامی تداوم داره این نشان دهنده
این هست
که پروپاگاندا ش موثر هست مثل اینکه بگید
که شما تا زمانی که یک انسانی زنده هست
این ما نتیجه میگیریم پس قلبش داره ضربان
قلبش داره درست کار میکنه
منتها وقتی من میگم که موفقیت پروپاگاندا
یک عدهای فکر میکنن که تصور خیلی خامی
دارن از پروپاگاندا فکر میکنن پروپاگاندا
یعنی این کهه جمهوری اسلامی بگه که مثلا
فرض کنید
که فلان چیز چنین است ما بگیم نه هرچه که
جمهوری اسلامی گفت ما انکار بکنیم ما
عکسالعمل منفی نشون بدیم مثلا جمهوری
اسلامی بگه حجاب خوب است ما بگیم حجاب بد
است جمهوری اسلامی بگه ولایت فقیه خوب است
ما بگیم ولایت فقیه بد است و فکر کنیم که
با این واکنش منفی در حقیقت از تأثیر
پروپاگاندا مسون ماندم در حالی که این
خیلی تصور خامی هست از
پروپاگاندا و نشون میده که درست ما
پروپاگاندا رو نمیشناسیم
و مهمترین دلیلی که ما تحت تأثیر این
پروپاگاندا قرار داریم این هست که ما این
پروپاگاندا رو نمیشناسیم و درست کسانی
تحت تأثیر این پروپاگاندا قرار دارن که
فکر میکنن تحت تأثیر این پروپاگاندا قرار
ندارن فکر میکنن خیلی باهوشن فکر میکنن
خیلی میدونن مسائل آگاه دموکرات امروزیان
تحصیل کردن فرنگ رفتن غرب دیدن اینها فکر
میکنن که تحت تاثیر تبلیغات قرار ندارن و
اتفاقاً به عکس درست همونها هستن که بیش
از هر کس تحت تاثیر این تبلیغات
خب اینجا بحث این پیش میاد که خب
رسانههای خارج از کشور چه
میکنند ما اگر نگاهی بکنیم
به کارنامه رسانههای خارج از کشور در ه
ماه گذشته رسانه خارج از کشور که میگم
منظورم هم
رسانههای سنتی
مثل
تلویزیون
رادیو
مجلات
و در حقیقت اون چیزهایی که به صورت کاغذی
منتشر میشه و هم
منظورم رسانههای
اجتماعیست
که بخش زیادی
از کسانی که کاربران رسانههای اجتماعی
هستن در خارج از کشور
زندگی میکنند و در این رسانهها
دیدگاههای خودشون رو بیان میکنن خب اگر
نگاه بکنیم به کارنامه این رسانهها
رسانهها در س ماه گذشته میبینیم که حالا
جدا از مسئله غزه و م مسائلی که در حقیقت
مسائل بینالمللی که حالا همه جهانی بوده
ولی اونچه که مربوطه به مسئله ایران بوده
خبر اول و مسئله اول مسئله انتخابات بوده
یعنی که جمهوری اسلامی حالا از آقای
خامنهای گرفته تا فلان امام جمعه دارغوز
آباد یا فلان فرمانده سپاه نمیدونم یک
پایگاه بسیج دور افتاده اینها همه از
اهمیت انتخابات صحبت کردن ولی در
مقابل این رسانهها
و مخالفان جمهوری اسلامی اینها از کاملاً
عکسش صحبت کردن اهمیت شرکت نکردنه در
انتخابات جمهوری اسلامی گفته که شرکت کردن
در انتخابات نشانه مشروعیت نظامی اینها
گفتن که پس شرکت نکردن در انتخابات نشانه
عدم مشروعیت نظام هست
و این بازی زبانی این در حقیقت کشتی زبانی
یه چیزیست که از همون طور که گفتم از ۸۸
به اینور حداقل عمومیت پیدا کرده البته
قبلشم بود از زمان بنی سد به این طرف این
بحث مطرح شد که مخالفان نظام انتخابات رو
مشروع
نمیدونستن ولی از ۸۸ به بعد بود که خب
این به صورت
گستردهای بخش زیادی از جامعه تصمیم گرفت
که بایکوت کنه
و تصور میکنه که بایکوت کردن انتخابات
خودش یه عمل سیاسیه یعنی مشکل این هست که
توهم داره که اگر من در انتخابات شرکت
نکنم پس خیلی کار مهمی کردم پس ی کنش
سیاسی انجام دادم من به جمهوری اسلامی
ضربه زدم خب متأسفانه اینها همه توهماتی
اس که تداوم داره و نه تنها به تضعیف
جمهوری اسلامی منجر نشده که همچنان که
میبینیم به تداوم ا کمک کرده و اگر همین
جور پیش بره همچنان جمهوری اسلامی رو سر
پا نگه خواهد داشت خب من به عنوان کسی که
خب حالا بیست و چند ساله کار حرفهای
تحلیل سیاسی
هست و حالا نه راجع به فقط ایران بلکه
راجع به کشورهای منطقه و از اون طرف هم از
نظر فلسفی اشتغال ذهنی من به فلسفه سیاسی
و نظامهای توتالیتر و نظامهای اقتدارگرا
بوده و از اون طرفم خودم در رسانهها کار
کردم یعنی هم در روزنامه کار کردم هم در
رادیو کار کردم هم در وب سایت کار کردم هم
در تلویزیون کار کردم و هم روزنامه گاری
روزنامه نگاری درف دادم و روزنامه نگار
تربیت کردم و هم روزنامهنگاری برای من به
عنوان یک رشته علمی همچنان یک مسئله است
که تحولات علمی و دستاوردهای جدید در این
زمینه رو دنبال
میکنم و همین طور من راجع به رسانههای
دیجیتال هم بسیار علاقهمند هستم راجع به
این موضوع هم تدریس کردم و فکر کردم که
شاید بتونم در یکی دو جلسه یکی دو ساعت
آینده توضیح بدم که ما در چه شرایطی هستیم
از نظر
رسانهای و چرا
رسانه به
عنوان بازوی اصلی دستگاه
پروپاگاندا مهم هست و چرا ما اونچه رو که
فکر
میکنیم با واقعیت مطابق نیست و چرا ما
اونچه را که واقعیت هست نمی بینیم و
نمیخواهیم ببینیم این موضوع که من میگم
طبیعتاً مسئله من شخصی نیست با رسانه خاصی
با من ممکنه که به همه رسانهها انتقاد
داشته باشم ولی تقریباً میشه گفت بخش
زیادی از کسانی که در رسانهها کار میکنن
اینا دوستان من هستن و من طبیعتاً به
اشخاص خیلی نظر ندارم حتی
به خود این رسانهها تکتک این رسانهها هم
الان بحثم اصلاً نیست که مقایسه بکنم خوبی
یا بدیش رو یا مسائل دیگه رو بنابراین من
همونطور از من و تو حرف میزنم که از صدای
آمریکا از ایران اینترنشنال از بی بی سی و
حالا در وحله بعد در درجه بعد رسانههای
محلی که ما داریم تلویزیونها و
روزنامهها رادیوهای محلی که ما یا در
آمریکا یا در اروپا
داریم اول ببینیم که که رسانه چی هست یعنی
میدیا چی هست خب میدیا از توی فرهنگ ما بر
نیامده یعنی چیزی نبوده که ما بهش احساس
نیاز داشته باشیم ما با
مشروطه با میدیا آشنا شدیم با روزنامه با
مجله و بعد در عصر پهلوی با رادیو و
تلویزیون ولی اساس
میدیا یک چیز دیگریست غیر از اونچه که در
کشور ما بوده اساس میدیا و
رسانه مبتنی
بر این هست که شما بخواهید یک جامعه
دموکراتیک برقرار کنید در جامعه دموکراتیک
یکی از اصول جامعه دموکراتیک تفکیک قواست
یعنی قوا قوه مقننه مجریه و قضایه باید از
همدیگه جدا باشن این سه قوه باید بر
همدیگه نظارت بکنن استقلال داشته باشن و
بر همدیگه نظارت بکنن
اما در جریان شکلگیری نظامهای
دموکراتیک به این نتیجه رسیدند که
دیگری لازم هست که اون نهاد بر این سه
نهاد دولت نظارت ب کنه و اون
نهاد رسانه است یا به اصطلاح رکن
چهارم دموکراسی رکن چهارم دموکراسی یعنی
رسانه که جزو دولت نیست ولی ناظر بر حق
نظارت بر رفتار دولتو داره این اصلش بر
این اساس هست که در
دموکراسیها به دلیل اینکه تن ها راه
جلوگیری از فساد فساد قدرت
فساد اقتصادی و هرگونه فسادی تنها راه
شفافیت هست بنابراین رسانهها کمک میکنن
به شفاف کردن رفتار حکومت حالا هر سه
قوه خب بنابراین رسانهها در اصل وظیفشون
این بود که به
مردم خب خبر بدن اونچه رو که در تشکیلات
قدرت
میگذره حالا این تشکیلات قدرت تشکیلات
دولتیست قوه قضایی است قوه مجری است قوه
مقنن است یا نیروهایی که در جامعه قدرت
دارن مثل احزاب مثل نهادهای مدنی مثل
شرکتهای اقتصادی بنابراین وظیفه رسانه
شفاف کردن
داد و ستت
های موجود در زمینه قدرت و ثروت هست تا
اینکه جامعه سالم
بمونه خب در ایران خب چنین نبود در ایران
نه در عهد مشروطیت چنین اتفاقی افتاد
امکان این وجود داشت که میدیا
رسانهها نظارت بکنن و رفتار دولت نه در
دوران پهلوی رادیو تلویزیون چنین بود به
خاطر اینکه رادیو تلویزیون هر دو دولتی
بودن و حتی روزنامه د تا روزنامه اصلی
کشور دولتی بودن کیهان و اطلاعات و هدفشون
تبلیغ و توجیه سیاستهای حکومت بود نه
نظارت بر حکومت تا اینکه انقلاب ایران رخ
داد در انقلاب ایران هم ما یک دوره بسیار
کوتاهی داریم از بهمن ۵۷ تا حدود سال ۶۰
که یه آزادی بیشتر میشه گفت حرج و مرجی
وجود داره در زمینه مطبوعات تا سال ۶۰ که
قدرت روحانیت تثبیت میشه آیتالله خامنهای
خمینی مخالفان خودش رو قلع و قم میکنه و
باز ما یک رادیو تلویزیون داریم که رسمی
هست و رسم به اصطلاح روزنامهها هم رسمی
هستن
تا بعد میاد تا دوران آقای رفسنجانی که
باز
روزنامهها به اسم اینکه روزنامههای غیر
دولتی هستند ولی کمابیش ما روزنامهای
نداریم که به نوعی وابسته به قدرت نباشه
حتی در زمان آقای خاتمی چیزهایی که مثلاً
فرض کنید روزنامه جامعه شعارش این بود
اولین روز روزنامه جامعه مدنی خب این خیلی
دقیق نبود به خاطر اینکه اینها به هر حال
با ارتباطاتش
با رسانههای با مراکز قدرت بود که
میتونستن روزنامه داشته باشن هر کسی
نمیتونست روزنامه داشته باشه مثلاً مجله
کیان یکی از کسانی که خیلی حامی بود محسن
رضایی بود و اینها با اتکا با یعنی آقای
رضا تهرانی و آقای شمس الواعظین با
ارتباطاتی که با سپاه داشتند میتونستن
کیان رو
در حقیقت راهاندازی کنن و اداره کنن به
هر حال ما
در بیشتر این اوقات رسانه مستقل نداشتیم
خیلی به ندرت داشتیم اگرم رسانه مستقل
بوده بیشتر مجلات تخصصی بوده مثلاً فرض
کنید مجله
مترجم یا مجله نگاه نو یا مجله مثلاً کلک
که اینها مجلات فرهنگی بودن که کارشون
اصلاً نظارت بر دولت و اینجور
چیزا تعریف نشده
بود خب این ویژگی نظامهای اقتدارگرا است
در نظامهای
اقتدارگرا شما با محدودیت رسانهها مواجه
هستید و با
مسئله بسیار بغرنج سانسور این از ابتدای
شکلگیری نظامهایی اقتدارگرا در قرن بیستم
وجود داشته دیگه از کمونیسم تا فاشیسم و
نا نازیسم به این سو از این طرف دنیای
آزاد دنیای در
حقیقت کشورهای غربی کشورهای دموکراتیک
اینها برای اینکه کمک بکنند
به
پیشبرد جنبشهای دموکراتیک
به شکست نظامهای توتالیتر در
حقیقت کمک بکنن و جامعه مدنی رو تقویت
بکنن اینها فکر کردن که خب مردمی که در
این جوامع زندگی میکنن اگر اطلاعاتی درست
نداشته باشن اگر اینفورمیشن و آگاهیهای
لازمو نداشته باشن طبیعتاً تن میدن به این
سیستمها زمانی این مردم بر علیه این
حکومتها برخواهند خواست که بدانن حقیقت
چیز دیگریست مثلاً گربا شف میگفت که ما
در مدرسه
نقشه جغرافیا رو به بچهها اشتباه یاد
میدادیم یعنی نقشه شوروی رو مردهای ج
شوروی رو خیلی وسیعتر و گسترده تر از
اونچه که بود ما نشان میدادیم یا در شوروی
تصور بر این بود که بهترین جامعه روی زمین
با کمونیسم تحقق یافته و هیچ جای جهان
نیست که مردم با با سعادت و بهروزی
و لذت زندگی بکنن مثل شوروی خب کاری که
کردن در دوران جنگ سرد این بود که
رسانههایی ایجاد کردن کشورهای غربی و
مخصوصاً آمریکا برای اینکه به مردم
اطلاعاتی رو بدن که اون کشورها این
اطلاعات رو از اونها پنهان میکنه
یکی از این رسانه های مهم که من هم دو سه
ساله درش کار کردم یک رسانه آمریکایی بود
به نام ردیو فری ریدیو لیبرتی
رادیو اروپای آزاد رادیو آزادی که سال
۹۵۰ تأسیس شد و ابتدا مرکزش در آلمان بود
و بعد از اینکه
در چکسلواکی از بین رفت واسلاو هاول دعوت
کرد از این رادیو که مرکزش رو به پراگ
تغییر بده و در حقیقت در مرکز ساختمان
پارلمان سابق
چکسلواکی این رادیو مستقر شد و سالی هم یک
کرون یعنی کاملا سمبولیک ازشون اجاره
میگرفت به خاطر اینکه باقاب اعتقاد داشت
این رسانه یعنی رسانه رادیو اروپای آزاد
نقش مهمی داشت در اینکه پنجرهای به روی
جهان بیرون باز بکنه و جامعه جوامع تحت
رژیمهای کمونیسم رو با واقعیتهای دیگری
آشنا بکنه و اونها بدونن که زندگی دیگری
هست شکل دیگری از جوامع وجود داره شکل
دیگری از اقتصاد وجود داره شکل دیگری از
نظامهای حقوقی وجود داره که کرامت انسانی
در اونها به رسمیت شناخته میشه و در نتیجه
با توجه به اون
آلترناتیو مثبت اونها نارضایتیها در
کشورهای بلوک شرق افزایش پیدا کرد و در
نهایت به
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و انحلال بلوک
شرق انجامید به این رادیوها یا به این
بیشتر اینا رادیو بودن دیگه تا تلویزیون
چون اون موقع ماهواره نبود و فرستنده های
رادیویی فقط ممکن بود که کار بکنن به این
رادیوها میگفتن سرگ ردیو سرگ ریدیو به این
معنا بود که مثلا فرض کنید بخش ایران
رادیو
آزادی
این در وظیفش این بود که اخب
رو گزارشهای مربوط به ایرانو پخش میکنه و
در حقیقت اطلاعات رو بدون سانسور به مخاطب
خودش در کشورهای تحت نظامهای توتالیتر
منتقل بکنه و به شکلی عمل بکنه که اگر
روزی در اون کشورها دموکراسی شد چنین
رادیویی در اون
کشورها برقرار بشه یعنی اینا اگر یه روز
روزی در ایران
مثلا دموکراسی برقرار شد بخش
فارسی رادیو اروپای آزاد که الان رادیو
فرداست این بیاد در ایران عمل بکنه میشه
رادیو خودشون رادیو باشه که مال خودشون
باشه رادیو باشه که در خدمت دموکراسی باشه
به اینا میگفتن سگت
ریدیو خب تا دورانی
که تا ده ها بعد از جنگ سرد خب خیلی این
رادیوها موفق بودن و کلاً فعالیتهایی
که کشورهای مثل آمریکا میکردن برای اینکه
اطلاعات بدن به جامعه بسیار مهم بود به
خاطر اینکه میدونین که در این کشورها
اطلاعات بود که سانسور میشد یعنی یه
چیزایی رو به مردم نمیگفتن یه چیزایی رو
از مردم پنهان میکردن هم راجع به عملکرد
خود دولت سیاستهای خود دولت و هم راجع به
مسائل بینالمللی یعنی مردم از خیلی از
واقعیتها خبر نداشتن بنابرین خبر خیلی
مهم بود خبر اهمیت
داشت به همین میزان فرهنگ شایعه بود فرهنگ
روزنامههای زیرزمینی بود کسانی که خبر
میآوردن کسانی که خبر داشتن کسانی که با
محافل خبری در ارتباط بودن اینا اهمیت
داشتن و
اخبار خیلی نقش مهمی بازی میکرد اگر شما
یه خبری رو میدونستی یا یه خبری رو
نمیدونستی این تفاوت بسیار مهمی بازی
میکرد در اینکه چه بکنی چه تصمیمی بگیری
چه سیاستی رو دنبال بکنیم چه نوع رفتاری
رو در پیش
بگیریم تا اینکه ما وارد
عصر در حقیقت دیجیتال میشیم
در عصر دیجیتال
و به وجود
آمدن تلفنهای همراه و اینترنت و
دستگاههای الکترونیک و به اصطلاح
فضای
سایبری ما وارد یک جهان دیگری میشیم که در
این جهان همه چیز تغییر
میکنه من یک جملههای گذاشتم برای شما از
مک لوهان بخونم مک لوهان یکی از نوابغی
بود
که در
آستانه انقلاب
دیجیتال بسیاری از ویژگیهای این عصر رو
تشخیص داده بود و نکتههایی که گفته
همچنان
بسیار آموزنده است میگه
[موسیقی]
که هر تکنولوژی جدیدی یک
جهش زیست شناختی
و یک جهش تکاملی
من کایند میگه هر تکنولوژی جدید که به
وجود میاد یک تحول بیولوژیک یک
تحول زیست شناختی اس یعنی اینکه وقتی
رادیو میاد این نیست که یه ابزاری اون
بیرون اومده بلکه یک تحولی در بدن ما
انسانها ایجاد میکنه که موجب میشه که ما
ادراکات جدیدی پیدا بکنیم و شیوههایی که
قبلاً جهان رو درک میکردیم تغییر پیدا
بکنه این حرف خیلی خیلی حرف مهمیه یعنی
اینکه رادیو و تلویزیون و اینترنت چیزایی
نیستن که ما فقط ازشون استفاده کنیم بلکه
چیزایی هستن که ما رو از نظر بیولوژیک
تغییر میدن یعنی حواس ما رو تغییر میدن
یعنی چی یعنی ما در عصر اینترنت سرما رو
گرما رو زمان رو کندی رو تندی رو شتاب
رو زبری رو زمختی رو تلخی رو شیرینی رو به
شکل متفاوتی از زمانی که فقط رادیو بود
میفهمیم این این نکته خب بعد از مکل حان
خیلی خیلی بیشتر راجع بهش تحقیق شد و به
نتایج خیلی عجیب غریب تری از اونچه که من
میگم
رسیدن در این عصر دیجیتال اولین خوشبینی
اول یه خوشبینی عجیب غریبی به وجود آمد
چون که
اینترنت مرکز نداره بر خلاف رادیو رادیو
یه
مرکز به اصطلاح تولید و پخش داره تلویزیون
یک مرکز تولید و پخش داره روزنامه یک مرکز
تولید و پخش داره اما اینترنت اینطور نیست
اینترنت یک فضایی اس که هیچ هیچ مرکزی
نداره و همه آدمها همه آدمهای روی کره
زمین حداقل از نظر تئوریک میتوانند در او
مطلب تولید کنند و میتوانند از مطالب او
استفاده کنند و رابطهی که بین تولید کننده
و مصرف کننده هست رابطه یک طرفهای نیست
رابطه اینتراکشن یعنی
رابطه تعاملی اس شما مطلب مینویسید طرف
کامنت میذاره شما به کامنت او جواب میدید
او میره یه مطلب یه صفحه باز میکنه یه کار
دیگه میکنه شما به کار او جواب میدید و
همین طور اینطور نیست که یک نفر از بالا
یه حرفی بزنه و شما هم مجبور باشید که
منفعلانه گوش بدید در اینترنت اولاً مرکز
وجود نداره دی سنترز سیستم هست و دوم
اینکه اینک ایوه و سوم اینکه از همه
اون میدیا های قبلی استفاده میکنه یعنی هم
از صدا هم از تصویر و هم از بسیاری از
چیزهای دیگری که مخصوص خود جهان اینترنت
هست این امکانی که به شما میده برای مالتی
میدیا بودن یعنی یک میدیا نیست بلکه یک
مالتی میدیای اس که مرتب داره
پیچیده تر و پیچیده تر میشه و بعد خاصیتش
اینم که جهانیه یعنی که لازم نیست که شما
در تهران باشید تا بتونید
تلویزیون جمهوری اسلامی رو گوش بکنید نه
شما یه لپتاپ داشته باشید همان قدر به این
جهان دیجیتال و جهان
مجازی دسترسی دارید که یک نفر در آفریقا
در خونه خودش نشسته باشه یا یک نفر در
وایتس این جهانی بود بن
غیر متمرکز بودن اینتراکتیو بودن
اینتراکتیو بودن این امید رو در بین
بسیاری
از دانشمندان سیاسی ناظران سیاسی
و به اصطلاح دانشمندان علوم اجتماعی به
وجود آورد که با ظهور اینترنت و با انقلاب
دیجیتال
توتالیتاریسم
دیکتاتوری اقتدارگرایی خودکامگی استبداد
دچار با تهدید خیلی جدی مواجه هست چون
استبداد میتونست یا توتالیتاریسم میتونست
اخبار رو کنترل کنه آگاهی رو کنترل کنه
منابع اطلاعات رو کنترل کنه دیگران
رو از دسترسی به او باز بداره خودش حرف
بزنه دیگران مجبور به شنیدن باشن دیگران
توانایی رساندن صدای خودشونو نداشته باشن
اما اینترنت دی سنترال میکنه در حقیقت
حکومتهای توتالیتر حکومتهای سنترال هستن
دیگه مرکز مرکز بنیان و مرکزی هستن یه
بنیان دارن و قدرت بر اساس اون بنیان و
مرکز میگرده ولی با
ظهور به ا تکنولوژی دیجیتال
این به ظاهر به نظر میومد که در تقابل با
او قرار داره و پیش به سوی دموکراسی پیش
به سوی نامتمرکز شدن قدرت پیش به سوی تعدد
بینهایت منابع اطلاعات پیش به سوی از بین
رفتن یک صدای قاهر و قادر و فوق انسانهای
دیگه همه انسانها الان میتونن صحبت بکنن
همه انسانها میتونن نظر بدن همه انسانها
می بتونن روایت خودشون رو از حقیقت بیان
بکنن این
خوشبینی که شاید کمتر از یک
دهه در
جهان دوام آورد به سرعت جای خودش رو به
بدبینی داد با واقعیتهایی که کاملاً عکس
پیشبینیهای قبلی رخ داد یعنی که برعکس
اینکه به جای اینکه
این تکنولوژی دیجیتال کمک بکنه به
دموکراسیها و تهدیدی باشه برای نظامهای
اتوریتی عکس شد داستان
[موسیقی]
این انقلاب دیجیتال و تکنولوژی دیجیتال
تبدیل شد به یک تهدید بسیار جدی برای
نظامهای دمک کتیک و از اون طرف یک ابزار
بسیار بسیار موثر برای اینکه اون
نظامهای دیکتاتوری یا نظامهای
اقتدارگرایی خودشون رو بازآفرینی بکنن و
یک نسل جدیدی به نام دیجیتال توتالیتاریسم
یا توتالیتاریسم دیجیتال یا اقتدارگرایی
دیجیتال رو به وجود بیارن این اقتدارگرایی
دیجیتال کاملاً سیستمش با قبل فرق میکرد
با نسل قبلش فرق میکرد همون طور که
امروزه زندگی ما با زندگی ۵۰ سال پیش چقدر
فرق میکنه مثلاً فرض کنید سیستم بانکی ۵۰
سال پیش چجوری کار میکرد الان چه جور کار
میکنه همون طور سیستمهای اقتدارگرا
سیستمهای فاشیستی سیستمهای توتالیتر
امروزه به نحوی کار میکنن که کاملاً جدید
هست خب
چه اتفاقی
افتاد اتفاقی که افتاد این بود که
دیگه کنترل اطلاعات بیمعنی
شد که اطلاعات یه چیزی شد که در دسترس
همست یعنی همه به اطلاعات دسترسی داشتن
شما مثلا میتونید از چه میدونم یک تظاهرات
فیلم بگیرید با م ملتون و اون رو روی
اینترنت منتشر
بکنید شما خودتون میتونید واقعیتی را که
میبینید در روی
اینترنت به اشتراک بگذارید یا
اینکه
انقدر به اصطلاح شهروندان دسترسی دارن به
اینترنت موبایل و دوربینهای دیجیتال که
دیگه فکت چندانی نمیمونه که شما ندونید
یعنی شما میتونید در قم باشین
و کاملاً زندگی نیویورکی رو از توی
اینترنت ببینید که چه شکلی زندگی میکنن
هیچ حکومتی نمیتونه شما رو باز بداره از
اینکه جهان خارج رو ببینید جهان
خارج کاملاً دیدنیست برای شما فضای مجازی
فضایی اس بیرز بی دیوار بیم مانع بنابراین
شما میتونید توی روستا زندگی بکنید و
نمیدونم در فقر زندگی بکنید ولی جزیرههای
خیلی لوکس مثلاً فرض کنید اروپایی رو و
زندگی اونها رو
هم ببینید تماشا کنید فیلم
ببینید عکس ببینید گزارش ببینید مقاله
ببینید همه چیز در دسترس همه کس هست
اطلاعات بیش از اونکه شما
توانایی حتی هضم اونها رو داشته باشید بر
سر و روی شما میواره یه موقعی بود که قهد
اطلاعات بود به دلیل سانسور الان فوران
اطلاعاته تورم اطلاعاته یعنی شما یک موقعی
بود در قم مثلاً ما میخواستیم کتاب
انگلیسی بخریم با یه بدبختی باید میرفتیم
مثلاً تهران نمایشگاه کتاب حالا با مثلاً
دو سه تا دوستامون پول میگذاشتیم هر کدوم
یه کتاب میخرید بعد میآوردیم قم اسکن
میکردیم کپی میکردیم که بتونیم هممون از
اون کتابا استفاده بکنیم الان انقدر کتاب
روی اینترنت هست که اصلاً شما نمیتونید
تصورشو بکنید یعنی این تورم و این فوران و
این فراوانی یک چیزیست که مدام در حال تضی
هست این انفجار اطلاعات که میگن بنابراین
اصلاً صورت مسئله عوض شد یعنی دیگه
نظامهای توتالیتر مثل جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی دو دهه اول انقلاب همش
دنبال این بود که اطلاعات رو کنترل بکنه
شما یه کتاب میخواستید چاپ بکنید باید
میبردید ارشاد ارشاد در۱ جاشو حذف کنه
باید با دلخوری چاپ کنید الان اصلاً لازم
نیست این کارو بکنید اون کتابو روی
اینترنت منتشر میکنید صدها
برابر اون تیراژی که در ایران ممکنه چاپ
بشه چاپ میشه مثلاً کتاب رمان ناتنی من یه
چیزی حدود بیش از ۵۰۰ هزار
بار دانلود شده حالا خونده شده یا خونده
نشده به کنار ولی من تصور نمیکنم اگه در
ایران من ناتنی چاپ میکردم مثلاً همچه
تیراژی پیدا میکرد پس بنابراین دیگه
سانسور یه چیز بی معنیست سانسور دیگه هیچ
معنایی نداره از اون طرف مردمی که دنیای
دیگه رو میبینن مردمی که تلویزیونهای
دیگه رو میبینن مردمی که به اینترنت
دسترسی دارن توقعی که از تلویزیون رادیو و
تلویزیون جمهوری اسلامی دارن کاملاً
متفاوته پس رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی
برای اینکه تداوم پیدا بکنه سعی میکنه
خودش رو به
شکل ک ما بیش نزدیک به رادیو تلویزیونهای
دیگه در بیاره اگر شما نگاه بکنید به
رادیو تلویزیون ایران تقریباً هیچ موسیقی
نیست که اینا پخش نکنن هیچ موضوعی نیست که
شما در سینمای ایران ممنوع باشه از دراگ
از از
روابط به اصطلاح چی میگن ضبدری نمیدونم
روابط نامشروع همه چیز در تلویزیون در صدا
و سیما ما پخش میشه منتشر میشه از
دکوراسیون صحنه ها گرفته تا نوع صحبت کردن
ها تا فرم شوها همه تقلید هست
از رادیو تلویزیونهای جهانی خب این اصلا
مرز از بین میره یعنی مرز اینها کاملا از
بین میره و از اون طرف مسئله اخبار خب
مسئله اخبار می مسئله مهم همچنان چه باید
کرد با مسئله
اخبار اولاً جمهوری اسلامی
اجازه به جز ی موارد نادری که خیلی کوتاه
مدت بود اجازه اینکه خبرنگاران خارجی در
ایران دفتر داشته باشن رسانههای خارجی در
ایران دفتر داشته باشن وقتی میگم
رسانههای خارجی منظورم رسانههای فارسی
نیست حتی رویت
اسوشیتد پرس الجزیره اینها یه مدت کوتاهی
اینا دفتر داشتن جمهوری اسلامی به سرعت
دفاتر اینها رو بست این به چه معناست این
به این معناست که ما هیچ منبع خبری مستقلی
در داخل ایران
نداریم منبع جمهوری اسلامی که
نمیتونه اینترنت جمع کنه جمهوری اسلامی
که نمیتونه جلوی تلویزیونهای ماهوارهای
رو بگیره جمهوری اسلامی که نمیتونه جلوی
وب سایتهای خبری رو بگیره جمهوری اسلامی
که نمیتونه رادیو فردا رو ببنده نمیدونم
رادیو تلویزیونهای لس آنجلس ببنده
بنابراین تکثر رسانهها یک واقعیته اما
برای
[موسیقی]
اینکه مسئله خبر رو همچنان کنترل کنه
جمهوری اسلامی منبع خبر رو کنترل کرده
یعنی چی یعنی که شما چه رویترز باشید چه
اسوشیتد پرس باشید چه مجله نیویورکر باشید
چه الجزیره باشید چه العربیه باشید چه من
و تو
باشید چه بی بی سی باشید شما منبع خبری جز
منبع خبری رسمی جمهوری اسلامی ندارید یعنی
یا ایسنا و ایرنا و اینهاست یا وب سایتها
و روزنامههایی که مجوز دولتی دارن و به
دولت به هر حال وابستن یعنی روزنامه
اعتماد همونقدر به روز به جمهوری اسلامی
وابسته است به قدرت وابسته است که روزنامه
کیهان ما چیزی به نام روزنامه مستقل ن
اینای که میگن روزنامههای اصلاحطلب
همشون وابستن به بخشهایی از سپاه یا
بخشهایی از اطلاعات یا بخشهایی از قدرت
بنابراین جمهوری اسلامی منبع خبری رو
کنترل میکنه دیگه مهم نیست که شما چی
میگید مهم اینه که صبح به صبح بچههای بی
بی سی وقتی میان سر کار خبرا رو چک
میکنن خبرای ایرانو از کجا چک میکنن
خبرنگار که ندارن در ایران اینها باید از
وب سایت آیتالله خامنهای وب سایت مجلس وب
سایت شورای نگهبان وب سایت دولت ایرنا
ایسنا و روزنامهها چک کنن این منبعش این
منابع بین همه مشترکه همه از این منابع
استفاده میکنن هیچکس نیست که منبعی داشته
باشه بگه خبرنگار ما در تهران چنین گفت
خبرنگار ما در مجلس چنین گفت چنین چیزی
وجود نداره خب انحصار منبع خبری در دست
جمهوری اسلامی بسیار بسیار مسئله مهم نیست
به چه معنا به این معنا که جمهوری اسلامی
میتونه این کارو میکنه جمهوری اسلامی
خبر رو بر اساس حساب و کتاب منتشر میکنه
اینطور نیست که خبرها همین طور آزادانه و
هر کس هر کی دلش خواست
آزادانه خبر پخش کنه حتی مدیریت رسانهها
مدیریت روزنامهها مدیریتی اس که دولتین
مدیریتی اس که افرادی از اطلاعات و سپاه و
اینها درشون حضور دارن اینکه چه خبری خبر
اول باشه چه عکسی عکس اول باشه چه موضوعی
مطرح باشه از صداو سیما گرفته تا وب
سایتها تا رسانهها تا روزنامهها تمام
اینها با حساب و کتاب منتشر میشه خب ما
اونچه که از جمهوری اسلامی میدونیم در
این ۲۲۰ سال گذشته چیه از جمهوری اسلامی
میدونیم که این جمهوری اسلامی فساد
اقتصادی داره از کجا میدونیم این فساد
اقتصادی رو ما رفتیم تحقیق کردیم ما
روزنامه نگار داشتیم نه اینها اخباری اس
که خود جمهوری اسلامی پخش کرده دادگاههای
اس که در خود جمهوری اسلامی برگزار شده و
اخبارش رو رسانههای جمهوری اسلامی منتشر
کردن اینکه در جمهوری
اسلامی
نمیدونم روابط نمیدونم فامیلی هست اینکه
پسر کی با پسر فلان هست اینکه در
نمایندگان مجلس انقدر حقوق میگیرن انقدر
فساد
میکنن هرچه که شما از بدی و از فساد از
جمهوری اسلامی میدونید هیچ کدومش رو اینا
کشف رسانههای خارج از کشور نیست تمام اون
چیزیست که جمهوری اسلامی منتشر کرده
بنابراین این سؤال باید برای شما پیش بیاد
که جمهوری اسلامی چرا باید مثلاً اخبار
فساد اقتصادی رو اونم تو این لول بزرگ
اونم نه یک روز نه دو روز نه ۳ روز نه
اینجا نه اونجا نه فقط مجلس نه فقط دولت
نه فقط قوه قضاییه این در این سطح مدام
منتشر کنه چرا چرا جمهوری اسلامی
اعدامهای که میکنه بازداشتهای که
میکنه اعلام میشه چرا چرا جمهوری اسلامی
میاد یک روز قبل از اعدام افکاری میگه من
فردا میخوام افکاری رو اعدام میکنم چرا
میتونن این کاررو نکنن ولی چرا این کارا
رو میکنن این اون جای اصلی قضیه است
اینکه جمهوری
اسلامی گفتمان سیاسی و گفتمان خبری رو
کنترل میکنه به دلیل اینکه دو کار میکنه
یک مدیریت افکار عمومی در داخل کشور و دو
مدیریت رسانهها و اساساً مدیریت فضای
ایرانیان دیاسپورا یا ایرانیان مهاجر در
خارج از کشور یعنی با دقت این مسائل مطرح
میشه با توجه به نتیجهای که اونها در
نظر دارن و معمولاً نتیجهای که اونها در
نظر دارن چون با حساب و کتاب برنامهریزی
شده و این طرف کاملاً غافلانه کاملاً
منفعلانه کاملاً ناآگاهانه در حقیقت
پذیراست فقط دریافت میکن دریافت میکنه به
اهداف خودشون میرسن اونچه که جمهوری
اسلامی موفق شده در طی این سالها انجام
بده بسیار بسیار مهمه یک اینکه توانسته در
داخل کشور و در خارج خارج از کشور بین
مخالفان جمهوری اسلامی تفرقه های بسیار
عظیم بندازه شما نگاه بکنید از گرایشهای
قومی کسان که از تجزیه طلبی دفاع میکنن
کسانی که از همین آقای مهتدی که دیروز پری
روز صحبت کرده که ایران یک ا یک کشور یک
ملت فلان است درست نیست این یعنی یه بخش
اپوزیسیون در برابر یه بخش اپوزیسیون دیگه
قرار میگیره اینکه
شما از
مسئله نوع مبارزه در داخل کشور اینکه
خشونت آمیز باشه یا خشونت آمیز نباشه
اینکه مسئله اصلی ایران الان چیه آیا
مسئله امنیته یا
مسئله سیاست خارجی ایرانه یا مسئله
دموکراسی و آزادی هست اینکه یک طرف شما
آقای اردشیر زاهدی رو دارین که از سلیمانی
دفاع میکنه و یک طرف دیگه دارین که با
سلیمانی لعن و نفرین میکنن یک طرف دار
این که از مخالفان جمهوری اسلامی که از
سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی دفاع
میکنن یا حداقل سکوت میکنن یا از
سیاستهای هستهای جمهوری اسلامی دفاع
میکنن و مخالف جمهوری اسلامی دارن من
دهها نفرو دیدم همکار من در رادیو فردا
یک آقایی بود جوانی بود که به شدت ایران
گرا به شدت یعنی کسی بود که صبح به صبح به
سمت تخت جمشید نماز میخوند و کوروش
براش بالاترین چیز خدا بود براش این
ستایشگر آقای خامنهای بود به دلیل اینکه
معتقد بود که آقای خامنهای با غرور و با
افتخار ایرانی شایسته ایرانی داره شأن
ایران رو و موقعیت ایران رو در منطقه حفظ
میکنه و معتقد بود که جمهوری اسلامی حق
داره برنامه هستهای درست بکنه همونطور که
بمب هستهای درست کنه همون طور که اردشیر
زاهدی هم همچنین اعتقادی داشت ببینید
اینکه به شما اعتمادتون رو به افراد از
دست بدید اینکه جمهوری اسلامی
توانسته سمبل مشترک رو از شما سلب بکنه ما
یک پرچم مشترک نداریم ما یک قهرمان مشترک
نداریم ما یک نماد مشترک نداریم حتی وقتی
که راجع به اسلام صحبت میشه حتی راجع به
به بدون به اصطلاح بی دینی صحبت میشه حتی
راجع به وقتی اقلیتهای جنسی صحبت میشه
حتی وقتی راجع به اهل تسنن صحبت میشه تا
وقتی که راجع به استانهای مرزی صحبت میشه
این اختلاف انداختن ها نتیجه برنامه ریزی
بسیار بسیار دقیقی اس که جمهوری اسلامی
داره
برای در حقیقت گسستن جامعه از هم ببینید
نظامهای
توتالیتر انقدر عقل و شعور دارن که
نمیتونن از همه مردم یک ارتش واحد درست
بکنن نظامهای توتالیتر این عقل انقدر عقل
و شعور رو دارن و تجربه دارن که
ایدئولوژیها شون به سرعت جذابیت خودشو از
دست میده که مردم اعتمادشون و به حکومت به
سرعت از دست میدن کاری که میکنن این هست
که اصل اعتماد رو از بین ببرن آدمها رو
از اینکه به آرمانی به هدفی
به برنامهای به شخصیتی به سنتی به تاریخی
به امری اعتماد داشته باشن اعتقاد داشته
باشن آدمها رو وا میدارن نابود کردن
اعتماد عمومی نابود کردن ایمان نابود کردن
اعتقاد نابود کردن حس همبستگی حس همدلی
حس داشتن یک آینده مشترک همه اینها رو از
بین میبرن شما نگاه بکنید جمهوری الان در
خارج از کشور اگر شما از ایرانیا بپرسید
که آینده شما آینده مطلوب شما چه آیندهای
هست دهها آینده به شما خواهند گفت که در
این آیندههای بخشی از جامعه ایران نیستن
آی آیندهی
که تلویزیون من و تو آرزوشو میبره یه
آیندهای اس که نصف جمعیت ایران توش نیست
آینده که منو ایران اینترنشنال آرزوشو
میبره نصف جمعیت توش نیست آینده که سلطنت
طلبا آرزوشو میبرن نصف جمعیت توش نیست
آیندهی که چپها آرزوشو میبرن نصف جمعیت
توش نیست ما دچار آیندههای
پرا تکه تکه
گذشتههای تکه تکه و وضعیت تکه تکهای
شدیم که
امکان اندیشیدن و کنش سیاسی واقعی علیه
جمهوری اسلامی رو نداریم این یعنی جمهوری
اسلامی به هدفش رسیده جمهوری اسلامی اونچه
که میخواد این هست که جامعه از جامعه
بودن بیفته تبدیل بشه به جزیره جزیرههای
از هم گسسته و به به اصطلاح نیروهای عقیم
نمیتونن هیچ کاری بکنن کما اینکه دیدید
ما ۵۰ ساله هیچ کاری نکردیم ما ۵۰ ساله به
جای عمل سیاسی
ما واکنش سیاسی نشون دادیم و به جای اینکه
حتی دست رو دست به هم بذاریم فعالیت کاذب
کردیم و با این فعالیت کاذب هم خودمون رو
گول زدیم هم
دیگران
خب مسئله اینکه
نظامهای توتالیتر از تکنولوژی دیجیتال
برای در حقیقت غیر سیاسی
کردن
برای خنسا کردن
جامعه برای ناتوان کردن جامعه عقیم کردن
جامعه از عمل سیاسی استفاده میکنن این یک
مسئله نیست که منح به ایران باشه
گزارشهایی که من حالا
اگر حوصله داشته باشید من چند تا از این
گزارشها رو در همین جا پین میکنم تا
ببینید
که تا ببینید که مسئله مربوط به حدود دست
کم ۴۰ کشور دنیاست که این ۴ کشور دن دنیا
هم تکنولوژی رو با هم تکنولوژی در حقیقت
کنترل و سرکوب رو با
[موسیقی]
همدیگه مبادله میکنن هم دانش در حقیقت
مدیریت افکار عمومی و مدیریت جامعه
سیاسی شما بنابراین با یک جمهوری اسلامی
فقط طرف نیستید شما با
یک در حقیقت
جبهه عظیم
بینالمللی که یک سرش روسیه است و یک سرش
چین هست و یک
سرش ونزوئلا است شما سر کار دارین و
جمهوری اسلامی به خودی خود نیست که در
حقیقت داره این کاررو میکنه بلکه هم از
نظر تکنولوژیک و هم از نظر دانش مرتب در
حال روزآمد کردن خودشون هستن من حالا یه
لینکهایی رو این بالا میگذارم امیدوارم
که دوستان بتونن ازش استفاده
بکنم
خب چه باید کرد مشکل این هست که رسانههای
خارج از کشور
ما یک جنبههای مثبتی
داشتند یک مسئله مهم
که جنبه مثبت این رسانهها هست برجسته
کردن مسائل حقوق بشر هست یعنی
اگر گیر و گرفت ها زندان
رفتنها کشتن ها اعدامها اگر در
رسانههای خارج از کشور انعکاس پیدا
نمیکرد چه بسا که جمهوری
اسلامی در زمان آقای خامنهای همون جور
عمل میکرد که در زمان آقای خمینی شاید اگر
در زمان آقای خمینی رسانهها به این شیوه
بودند آقای خمینی جرت نمیکرد اون
کشتارهایی مثل کشتار تابستان ۶۷ رو انجام
بده من خودم شخصاً به خاطر اینکه حالا در
رسانه بودم مواجه بودم با موارد زیادی و
این رو تجربه شخصی من هست و حتی تجربه خود
پدر من پدر من که بعد از جریان ۸۸ بازداشت
شد و من بلافاصله که رفتم در تلویزیون و
اعلام کردم این رو پدر من رو از زندان
ساحلی که یک زندان بسیار وحشتناکی هست به
زندان اوین منتقل کردن یعنی خود همین
انتشار خبر موجب میشه که اونها رفتارشون
رو تغییر
بدن بی خودم نیست که همیشه وقتی که یک
نفرو میگیرن به خانواده هاش میگن که با
رسانهها صحبت نکنید یعنی می ترسن از
رسانهها بنابراین این یک نقش مثبتی بوده
که رسانهها داشتن
در برخی قسمتهای دیگه باز هم میشه
از نقش مثبت رسانهها صحبت کرد نسبت به
خیلی از مسائل به هر حال آگاهیهایی دادن
که شاید در جمهوری اسلامی این آگاهیها
داده نمیشد مثلاً فرض کنید برنامه
پرگار دست کم تو دوره اولیش اینطور بود
الان برنامه پرگار
خیلی اون به اصطلاح برجستگی دوره اولیه شو
نداره الان خود جمهوری اسلامی شروع کرده
به برگزاری برنامههای دیبت و نمیدونم
انواع اقسام آدما رو میارن و و حتی
رسانههایی
که به ظاهر جدا
ه رسانههای تلویزیونی هستن رسانههای
اینترنتی هستن اینها خیلی الان دارن در
این زمینهها کار میکنن علاوه بر
اینکه ما پادکستهای زیادی داریم پادکستهای
خیلی خوبی داریم که آدما درست میکنن در
زمینههای مختلف بنابراین پرگاری دوره
اولیش درخشید ولی کمابیش الان اون
تاثیر استثنایی رو از دست داده اما به طور
کلی
جدای مثلاً فرض کنید حالا حفظ موسیقی
ایران و اینجور چیزا یه دورهای خب خیلی
مهم بود مثلاً در دهه اول انقلاب در دهه
دوم و انقلاب که موسیقی در ایران خیلی تحت
فشار بود به هر حال رسانههای خارج از
کشور بودن که موسیقی رو زنده نگه داشتن
ولی الان دیگه اینطور نیست رسانههای
جمهوری اسلامی دیگه با موسیقی مشکل ندارن
همه جور موسیقی رو پخش میکنن حالا ممکنه
با اشخاص یا بعضی شعرها مشکل داشته باشن
ولی موسیقی دیگه خود موسیقی کاملاً
پذیرفته شده در جمهوری
اسلامی مسئله اصلی این هست مسئله سیاسی
است جمهوری اسلامی یک نظام توتالیتر هست
اگر ما نپذیریم که این نظام نظام توتالیتر
هست یعنی نظامهای دنیا دو نوعا یا
دموکراتیک
یا غیر دموکراتیک هستن این نظامهای غیر
دموکراتیک هم چند نوع هستن ولی به هر حال
غیر
دموکراتیک ما نظام سلطنتی داریم مثل مثلاً
عربستان
سعودی حکومتهای نظامی داریم مثل مصر
مثلاً حکومت
سیسی
نظامهای توتالیتر داریم مثل جمهوری
اسلامی و این نظامهای توتالیتر خودشون هم
یه خانواده یعنی شکلهای گوناگونی دار دارن
روسیه چین ونزوئلا کره شمالی اینا اعضای
این خانواده هستن که هم ویژگیهای مشترک
دارن هم خصوصیتهای خاص خودشون خب اگر ما
هنوز تشخیص نداده باشیم که جمهوری اسلامی
چه نوع حکومتی هست اصلاً هیچ قدم از قدم
نمیتونیم برداریم برای ایران به طور کلی
یعنی در وحله اول شما یک بیماری که میاد
پیش شما شما اول باید تشخیص بدید که
بیماریش چیه اگر بیماریش تشخیص ندید یا
اگر تشخیص ندید که این سالمه بیخود میگه
من بیمارم شما نمیتونید هیچ کاری بکنید
اگر بخواید دارویی بنویسید اگر بخواید به
اون بیمار کمک بکنید در وحله اول باید
چیکار کنید تشخیص بدید که بیماریش چیه
تشخیص بیماری در در علوم سیاسی با تشخیص
نوع حکومت هست شما باید بگید که این حکومت
چه نوعه اگر جمهوری اسلامی دموکراسی نیست
پس چیه
اگر سلطنتی که نیست حکومت نظامی که یک کسی
مثل سیسی رهبرش باشه هم که نیست با دلایل
مختلف این حرف من نیست حرف دهها و بلکه
صدها متفکر و اندیشمند سیاسی اس که جمهوری
اسلامی رو در قالب نظامهای توتالیتر یا
فاشیستی طبقه بندی میکنن خب اگر بگیم که
این نظام توتالیتر توتالیتر هست یا
فاشیستی هست
اونوقت ما با مسائلی مثل انتخابات یه شکل
دیگری رفتار میکنه ببینید برای من
بسیار شگفت آور و البته دردناک هست که
میبینم در وب سایت بی بی سی دیروز یک
گزارشی منتشر شده از
خانم اجازه بدید که
من اگر اسمشونو اشتباه
نگم بله گزارشی
هست در زیل عنوان انتخاب سردبیر اسم گزارش
این هست آیا انتخابات در ایران بیمعنا
شده است گزارش خانم فرنوش امیرشاهی است که
خودش کارمند بی بی سیه خب این گزارش به
این این این عنوان به شما چی میگه این
عنوان به شما میگه که انتخابات در ایران
تاکنون با معنا بوده
دیگه تاکنون در ایران انتخابات بامعنا
بوده حالا از حالا به بعد با توجه به این
شرایط کنونی آیا انتخابات در ایران
بیمعنا شده یا نه خب جوابش چیه جوابش
میتونه باشه نه و جوابش میتونه آره این
دقیقاً اون چیزیست که جمهوری اسلامی
میخواد یعنی هیچ تبلیغی برای انتخابات در
ایران از این عنوان و از این گزارش بهتر
نیست یک شما مسئلهای رو انتخابات در
نظامهای توتالیتر یک دروغه دروغ به این
معنا که فقط و فقط برای تحکیم و تداوم
نظامهای توتالیتر به کار میره حالا توضیح
میدم اون دوستی که پرسیده که چرا نظامهای
توتالیتر به انتخابات نیاز دارن بعد بعدتر
توضیح خواهم داد ولی انتخابات یک ابزاریست
برای تحکیم قدرت نظام توتالیتر همونطور که
قانون و قوه قضاییه یک ابزاریست برای
تحکیم و تداوم قدرت حاکم قانون برای این
نیست که شما حق شهروندان رو پاس بدارید
آزادی هاشون رو نگهبانی بکنید نه قانون در
جمهوری اسلامی و در نظام توتالیتر برای
تثبیت و تداوم نظام توتالیتر هست خب اگر
شما مسئله انتخابات رو که جمهوری
اسلامی در پروپاگاندای خودش در تبلیغات
خودش میخواد بگه که جمهوری اسلامی مرد
آقای خامنهای میگه که جمهوری اسلامیست که
دموکراسی حقیقیه جمهوری اسلامیست که درش
آزادی حقیقی هست در جمهوری اسلامی هست که
عدالت حقیقی هست در جمهوری اسلامی هست که
انتخابات حقیقی هست اگر شما این دیسکورس و
این گفتمان رو در
حقیقت بهش دامن بزنید ولو با مخالفت با او
این یعنی که جمهوری اسلامی پیروز شده این
یعنی که پروپاگاندای جمهوری اسلامی موفق
عمل کرده دیرو پریروز گفتم که متضاد عشق
نفرت نیست کسی که
عاشقه وقتی که متنفر میشه به یک اندازه به
اون شخص معشوق یا منفور داره فکر میکنه
ذهنش مشغول اونه مولوی میگه که خفاش اگرچه
نمیتونه خورشیدو ببینه ولی هیچ موقع ذهنش
از خیال خورشید خالی نیست کرد خورشید از
کرد خفاش ر ز خورشید احتجاب نیست محجوب از
خیال آفتاب کسی که داره به جمهوری اسلامی
فکر میکنه که انتخابات خوبه بده چند درصد
میشه چند درصد بشه چی میشه این بشه اون
میشه این یعنی در حقیقت جمهوری اسلامی این
زمین بازی رو براش تعیین کرده اصلاً مهم
نیست که مخالف شما فکر میکنید که جمهوری
اسلامی غافلگیر میشه اگر یه عدهی
مخالفان جمهوری اسلامی بگن جمهوری اسلامی
در جمهوری اسلامی انتخابات بی معنیست نه
اینکه در جمهوری اسلامی بایکت کنن از اول
انقلاب یه عده بودن که انتخابات بایکوت
میکردن چیزی نیست که جمهوری اسلامی
توقعشو نداشته باشه انتظارشو نداشته باشه
دقیقاً برای دامن زدن به اینکه انتخابات
بحث اول مسئله اول ایران و ایرانیان بشه
نه فقط ایرانیان که داخل کشورن و میتونن
رأی بدن بلکه اون ۸ میلیون ایرانی که در
خارج از کشور هستن و نمیتونن م رأی بدن و
حتی
حرفشون بر داخل کشور یا تأثیر بسیار بسیار
ناچیزی داره ولی مسئله دغدغش میشه چی میشه
انتخابات و
دوم اینکه شما بسیاری از م مسائل حقیقی
مملکت رو دارید نادیده میگیرید از مسئله
محیط زیست از
مسئله کشتارهایی که بعد از اعتراض به قتل
خانم مهسا امینی شد از مسئله همین الان
زندانیان سیاسی از مسئله بسیاری از جرائمی
که جمهوری اسلامی در سوریه انجام داده
جرائمی که جمهوری اسلامی در منطقه داره
انجام میده همه اینها چشماتونو میپوشید
اصلاً کار ندارید به اینکه این جمهوری
اسلامی آستان قدس رضوی بود جش چقدر
روحانیت چیکار داره میکنه و هزاران مسئله
حیاتی دیگری که شما برای تغییر نظام
جمهوری اسلامی بهش به دانستنش نیازمندید
همه رو میذارید کنار و درست به اون
چیزهایی فکر میکنید که جمهوری اسلامی
میخواد ذهن شما بهش مشغول باشه این
کاریست که رسانههای ما میکنن و
رسانههای ما تا حالا
کردن مشکل در رسانههای خارج از کشور اینه
که یک با همدیگه رقابت
دارن یعنی ایران اینترنشنال با بی بی سی
با من و تو و با دیگر رسانه هان رقابت
دارن در حالی که این کاملاً
اشتباهه باید ما یک سندیکا یک شورا یک
نمیدونم یک
کانون مشترکی داشته باشیم که این
رسانههای فارسی زبان درش عضو باشن درش
همفکری کنن مشکلات همدیگه رو حل بکنن به
تشخیص مسائل درست و همدیگه کمک کنن از
متفکران خارجی
از روزنامه نگاران خارجی از
متخصصان رسانه خارجی استفاده
کنن مت متسفانه متأسفانه متأسفانه این جای
بسیار تأسف هست که کسانی که در رسانههای
ما کار میکنن حالا من شخص و کار ندارما
شخص ممکن ممکنه طبق علائق شخصیش بره در یک
زمینها مطالعه کنه ولی عموم کسانی که در
رسانههای ما کار میکنن سواد رسانهای
ندارن اینها یه مشت انشان نویسن یا خوش
چهرن یا خوش صد اینها سواد رسانهای
ندارن درس ژورنالیسم نخوندن و درس
ژورنالیسم م خوندن به این نیست که شما بری
لیسانس ژورنالیسم بگیری درست مثل اینکه
شما جراح قلب باشی جراح قلب هر ۲ سال یک
بار باید در کنفرانسهای بینالمللی شرکت
بکنه و از آخرین دستاوردها در زمینه کار
خودش آگاه بشه وگرنه وگرنه نمیگذارن او به
جراحی قلب ادامه بده در جهانی که اینقدر
تغییرات سریع انجام میشه ما
روزنامه نگارانی که سواد دیجیتال داشته
باشن سواد سیاسی داشته باشن سواد روزنامه
نگاری داشته باشن به شدت کم داریم این از
مدیرانش گرفته تا دیگران آدمایی هستن
بکرات در بهترین حالت بکرات هستن میتونن
کارای اداری انجام بدن اما دانش روزنامه
نگاری که سال به سال انقدر تحول پیدا
میکنه دانش دیجیتال که سال به سال انقدر
تح تحول پیدا میکنه و همین طور
شناخت نظامهایی که شما دارید براشون
برنامه پخش میکنید به اون زبان یعنی
شناخت نظامهای توتالیتر این یک علمه یک
حرفه است یک دانشه یک دانش چند رشتهای اس
اینا چیزایی نیست که شما بتونید به راحتی
با خوندن یکی دو تا کتاب و گوش کردن یکی
دو تا پادکست ازش اطلاع پیدا بکنه
بنابراین باید اینها هسته فکری د داشته
باشن آدمهایی باشن که مشاور اینها باشن از
همه نوع از دانشمند سیاسی گرفته از فیلسوف
سیاسی گرفته از جامعه شناس گرفته از متخصص
دیجیتال گرفته باشه و اینها در حقیقت به
اینها ریکمن شن بدن ببینید در آمریکا
سیستمی که وجود داره اینه که دولت کسانی
که در دولت کار میکنن مدام دارن کار
میکنن و بکرات و اینها از یک
جا منتقل میشن به یک جای دیگه در استیت
دیپارتمنت در وزارت خارجه شما نمیتونید ه
سال بیشتر در یک پوزیشن باشید پوزیشن تونو
باید موقعیتو باید عوض کنید امروز مثلاً
شما در میز ایران هستید ه سال بعد باید
برید در میز لیبی ه سال بعد باید برید در
فلان جا و حجم کاری که اینا میکنن خیلی
سنگینه مثل کار روزنامه نگارانه بسیار کار
سنگینیه اگر کسی در وایت هاوس کار بکنه
واقعاً کمتر از ۱ ه۸ ساعت نمیتونه کار
بکنه ا اصلاً زن و بچه ندارن زندگی
خانوادگی ندارن یک کار بسیار طاقت فرسایی
اس در نتیجه اینها در خارج از دولت یک
جاهایی دارن بهش میگن تینگ تنک یعنی
اندیشکده اندیشکدهها یا تینگ تنگها
مراکزی هستند که وابسته به دولت نیستند
ولی مسائل دولتو میدونن و درباره مسائل
دولت فکر میکنن یعنی به دولت میگن که اگر
تو این کارو بکنی نتیجهش اینه پس یک کار
دیگه باید بکنی تو آیا میدونی یه مسئله
جدیدی به وجود آمده که تو نمیبینی هرگز
کسانی که در داخل دولت هستن نمیتونن
واقعیت رو نظاره بکنن کنترل بکنن به قول
این تعبیر آخوندی رصد بکنن این کسانی هستن
که دانشمندان فرصت دارن کار تحقیقاتی
میکنن رسانههای ما نیازمند تینگ تنگ
هستن و نیازمند مند همکاری رقابت باید جای
خودش رو به همکاری بده همکاری سازنده ما
تا زمانی که رسانههای ما رقابت میکنند
از اون طرف اپوزیسیون متحد م نخواهیم داشت
چون اپوزیسیون هم رقابت رو اصل میدونه
اصلاً معتقده که قبل از
اینکه پای هجله باید گربه رو سربرید هنوز
جمهوری اسلامی نشده یه عده لیست اعدامی و
لیست
نمیدونم زندانیا و
لیست ایرانیان اصیل و ایرانیان غیرا اصیل
همه رو تهیه کردن این فاجعه است رسانهها
باید
بتونن در
حقیقت جامعه دیاسپورا رو از شر مدیریت
افکار عمومی جمهوری اسلامی نجات بدن
رسانههای خارج از کشور
میتوانند ایرانیان خارج از کشور رو کمک
بکنن که فکر بکنن خودشون فکر بکنن واکنشی
عمل نکنن بدانن که عمل سیاسی چیه اندیشه
سیاسی چیه میتونن ادوکیت شون بکنن هیچ
اهمیتی نداره که شما اخباری رو که جمهوری
اسلامی تو رادیو تلویزیون میگه شما هم
تکرار بکنید اصلاً و به شکل بدتر اصلاً
شما میدونید این علم الهدا رو ر
تلویزیونهای خارج از کشور علم الهدا کردن
این همه امام جمعههای در پیت رو اینا
اصلاً هیچکس پای نماز جمعشون که نمیرن
مردم را رادیو تلویزیونم اینا رو پخش
نمیکنه اینا چهجوری مشغول شدن در همین
رسانههای خارج از کشور در همین رسانههای
خارج از کشور و این فاجعه است بدونیم ما
چه مسئلهای رو مطرح بکنیم و بخش عمده
کارمون رو باید بگذاریم بر تحلیل بر آموزش
بر فهم و تحلیل سیاسی هم به مفهوم این
نیست که هر کس چ تا وب سایت سیاسی خ این
تحلیلگر میشه اونطور که تمام رانندههای
تاکسی و تمام کارگرهای شهرداری همه
تحلیلگران تحلیل سیاسی یک علمه یعنی
علمیست که شما میرید در دانشگاه درس
میخونید لیسانس میگیرید دکتری میگیرید
رساله مینویسید یک علم تحلیل سیاسی ما
اگر بخوایم از شر جمهوری اسلامی رها بشیم
از شر سیاست فقه
رها بشیم باید
سیاستمدارانه نگاری علمه تحلیل سیاسی علمه
فعالیت سیاسی علمه کنشگری برا حقوق بشر
علمه رسانه علمه همه اینها علمه اینا
چیزی نیست که آدمها بتونن بالفطره و
مادرزادی یا با قدرت بیان و یا شلوغ کردن
و یا قیافه قشنگ و یا روابط به میتونن پیش
ببرن اونچه که ما کردیم تا الان کارنامه
ما حداقل در این ۲۲۰ سال
گذشته در زمینه رسانه و در زمینه مبارزات
سیاسی با جمهوری اسلامی به نظر من اصلاً
قابل دفاع نیست اونچه که ما به دست آوردیم
چیزی نیست که ما براش برنامه ریزی کرده
باشیم بلکه اتفاقی به دست آمده ولی به عکس
اون چیزی که ما بهش اندیشیدیم و به به بهش
عمل کردیم همه فعالیت کاذب آماتوری ساده
لوحانه و در کمال ابتذال و در نهایت به
نفع جمهوری اسلامی بوده من اینجا صحبتم
متوقف میکنم