ماجرای درمانگاه قم، تذکر آخوند قمی به مادر نوزاد

سلام دوباره خدمت دوستان گرامی امروز من خیلی مختصر صحبت خواهم کرد راجع به این ویدیویی که منتشر شده از دیروز تا حالا تبدیل شده به یکی از خبرهای عمده در ایران که یک جوان طلبه‌ی از خانمی در بیمارستان در قم فیلمبرداری میکنه و اون خانم اعتراض میکنه که همتون طبیعت دی واقعیت اینه که هرچی که میگذره من فکر می‌کنم که حالا شخص من چقدر سخت جان هستم که بسیاری از این اخبار رو در ایران میشنوه آدم و یا این کلیپهای این شکلی رو میبینه من فکر می‌کنم که چرا من دق نمیکنم چرا من نمیرم چرا من از غصه جان نمیدم به خاطر اینکه اگر یک وجدان سالم و پاکی باشه نباید بتونه دیدن این چیزها رو حتی تحمل بکنه بسیار شرایط دشواریست و امیدوارم که بتونیم این شرایطو بفهمیم و با فهمیدن این شرایط بتونیم تغییری به وجود بیاریم و همین طور درباره یه خبر خوب حالا خوب که چه عرض کنم دیگه در با اس نداد خبرهای ایران خوب آقای اکبر نژاد که روحانی بودن که به خاطر انتقادهای خیلی سریح شون از نظام و مخصوصاً شخص آقای خامنه‌ای بازداشت شده بودن و زیر شکنجه بودن برای اینکه اعترافات تلویزیونی بکنن خب ایشون با قرار وثیقه امروز ظاهراً آزاد شد شاید اساساً آزاد کردن این روحانی ارتباط داشته باشه با این اخبار نمیدونم بازی‌های به اصطلاح جمهوری پروپاگاندا جمهوری اسلامی بسیار پیچیده است سوالی که خیلی از ایرانی ها مطرح کردن حتی کسانی که به اصطلاح ارزشی هستن کسانی که بچه‌های حزب‌اللهی هستن اینه که روحانیت چرا روحانیت شیعه مراجع شیعه چرا واکنش نشون نمیدن مخصوصا دیشب حالا توی کلاب هاس من میدیدم که اتاقهای مختلفی تشکیل شده که از مذهبی‌ها از روحانیت چونین اقتضایی دارن و خب غیر مذهبی ها هم واکنششون متفاوته برخی میگن دشنام میدن به روحانیت همشونو میگن اینا خودشون مسبب این چیزا هستن یه عده دیگه هم باز انتظار دارن که روحانیت چیکار میکنه آیا به آیندش فکر نمیکنه آیا نمیدونه که اینور کارها چگونه آتش کینه و نفرت رو در دل جامعه ایرانی خواهد افروخت و فردایی اگر سر برسه که بشه انتقام گرفت اونوقت ما با امواج ناپزیر انتقام مواجه خواهیم شد من یه نکته رو میخوام توضیح بدم و نمیتونم بیشتر از یک نکته رم بیان بکنم حالا اگر سوالی هم باشه و به سؤال‌ها جواب خواهم داد در حد وقت محدودی که داریم فردا قرار هست که در برنامه چشمانداز تلویزیون ایران اینترنشنال در بحثی در همین باره شرکت بکنم که اگر فرصت شد به نکته‌های دیگر در اون برنامه اشاره خواهم کرد که تکرار پیش نیاد ببینید ما یه مشکل د تا مسئله است یکی مشکل بزرگی که ما داریم در عصر دیجیتال و جهانی هست و مخصوصا هرچه شما به نسل‌های جوانتر نگاه بکنید این مشکل بیشتر هست مسئله حافظه است مشکل حافظه است در اصل دیجیتال حافظه دچار یک بحران بسیار شدید میشه یعنی حافظه مهمه چرا چون بدون حافظه شما فکر نمیتونید بکنید بدون حافظه شما بدون اینکه یاد بیارید که برا شما گذشته نمیتونید بدونید شما کی هستید در کجا هستید در چه زمانی به سر میبرید در چه مکانی به سر میبرید در چه موقعیت قرار دارید و با چه واقعیتی روبهرو هستید بنابراین حافظه بدون حافظه اصلا چیزی به نام فکر و آگاهی معنا نداره و خودآگاهی منتها این حافظه هر چقدر که پیوسته تر باشه به شما بیشتر کمک میکنه که فکر بکنید عصر دیجیتال و با دنیای اینترنت و دنیای مجازی رسانه های اجتماعی و جهانی که تصویر براش قلبه داره و جهان تصویر هست جهانیست که حافظه رو تکه تکه میکنه شما اگه بخوام مثال بزنم مثل تویتر بده شما در تویتر همین طور یک خط یک خط یک خبر یا یک تصویر میبینید ی چون نوشته هم در اینترنت تصویر هست شما تصاویر میبینید این تصاویر هیچ ربطی به هم ندارن یکی مثلاً خبر جنگه یکی یک عکس کمیک یکی کاریکاتور یکی یک یه حرف شخصیه یکی ی حرف عاشقانه است ک و اینها رو شما همین طور اسکرول که میکنید و با دست که اینا رو میبرید پایین تکه تکه تکه تکه چیزای نامربوط میبینید و وقتی میرید روی خبر بعدی تویتر بعدی اون توتر بعد قبل از ذهنتون پس رانده میشه حافظه ما هم تبدیل میشه در عصر دیجیتال به یک حافظه به اصطلاح فرگمنت یعنی حافظه تکه پاره یعنی مثل اینکه یه نقطه چین هست و بین تکه‌های حافظه ارتباطی نیست یه ناپیوستگی در حافظه به وجود میاد این ناپیوستگی در حافظه به ویژه در مورد نسل جوان که حالا همین ده هشتادیا یا نسل زی که میگن خب وخیم‌تر هست این بحران و اینا چون با اینترنت بزرگ شدن با اینترنت به اصطلاح جهان رو شناختن و هیچ درکی از اون نوع دیگر به یادآوری ندارن اصلاً و در نتیجه نسل جوان یعنی بچه‌هایی که الان شاید مثلاً بین ۱۵ ۱۶ سال تا ۲۵ سالشون هست اینا نه تنها گذشته‌ای رو که درش زندگی نمی‌کردن به یاد نمیارن یعنی بچه‌های ما الان در ایران اینا که از مثلاً فرض کن سال ۷۵ ۷۶ به بعد به دنیا آمدن این‌ها نه تنها به یاد نمیارن انقلاب چیه نمیدونن اصلا انقلاب تجربه نکردن جنگو تجربه نکردن و حالا چه برسه به دوران قبل از انقلاب بلکه اون چیز رو هم که میبینن و اون چیز رو هم که زندگی میکنند درست به یاد نمیارن و این ناپیوستگی حافظه بهشون اجازه نمیده که اون واقعیتی که درش قرار دارن بشناسن و به درستی به یاد بیارن در نتیجه بسیاری وقتی می‌رسیم به مسائل اجتماعی و مسائل سیاسی بهترین این این نوع حافظه‌ها جامعه که دچار ناپیوستگی حافظه هست بهترین خاک حاصلخیز رو برای رشد و تداوم نظام‌های توتالیتر داره برای فریب افکار عمومی این جور حافظه‌ها فوقالعاده یعنی به راحتی میشه این حافظه‌ها رو یا این اذهان رو فریب داد ذهنشون منحرف کرد یه لحظه مثل به میگن بریکینگ نیوز آخرین خبر آخرین خبر میاد فردا دوباره آخرین خبر یه چیز دیگه است پس فردا یه چیز دیگه است مدام توجه شما از بین میره بحران عصر جدید بحران توجه و تمرکز هست یعنی اتنشن یعنی به اصطلاح اتنشن د فیشنی یا نارسایی توجه یک بحران جهانیست و شما وقتی توجه و تمرکز نمیتونید بکنید خیلی راحت میشه شما رو فریب داد دیگه هی نگاه رو به اینور دیدید که بچه‌ها رو مثلا میخواین شما یه چیزی ازش بگیرید میگه مثلا نگاه کن پرنده رو یا اون مثلا درختو نگاه کن بعد اونو از دستش میگیرید توجه مدام میشه پراکنده بشه از یک جای به یک جای دیگه و این وسط در حقیقت نیروهای شهر کسانی که در پی ایلای بر انسان و در پی غارت سرمایه‌های انسانی هستن اونها به راحتی میتونن کار خودشون رو انجام بدن وقتی که میرسی به مسئله روحانیت به مسئله حجاب به همین دلیل هست که خیلی مسئله رو فقط در قالب همین دیروز میتونیم ببینیم یا خیلی دیگه مثلا بخوایم صورتهای خیلی آرمانش این هست که مسئله رو در قالب همین سه چهار سال اخیر میبینیم همه حرفا بیشتر اینه که از زمان قتل محص امینی به بعد چه به وجود آمد کمتر کسی توجه میکنه که اساس نظام جمهوری اسلامی بر زن ستیزی قرار داره و دشمن اصلی روحانیت زنان هستن نه آمریکا نه اسرائیل و من در جای دیگه هم توضیح دادم که مدرنیته چیزی نیست جز مواجهه زنان با روحانیت و این مواجهه تا امروز حتی در آمریکا هم وجود داره شما میبینید که بحث سخت جنین در آمریکا بحث چیست بحث زنان هست آزادی زنان هست با قدرت مذهب فقط قدرت روحانیت یعنی حتی در آمریکا هم در جوامع سکولار هم بحث اصلی رویارویی روحانیت با زنان هست این یعنی که بنیان جمهوری اسلامی که یک حکومت روحانی هست یا یک ت به اصطلاح برخی به جای اصطلاح توتالیتاریسم در در مورد حکومتهایی مثل ایران اصطلاح فاشیزم رو به کار میبرن و نوع خاص فاشیزم در ایران رو کلریک فاشیزم یعنی فاشیسم روحانیت سالار مینامند خب در حکومتی که روحانیت براش سلطه داره و توتالیتاریسم روحانی روحانیت سالار هست طبیعیست که بیشترین فشارها بیشترین آسیب‌ها و بیشترین ضربه‌ها متوجه زنان و بدن زن بشه و نزاع اصلی ما در ایران نزاع بین روحانیت و زن هست این نزاع اصلی اس تمام نزاع‌های دیگه رو میشه در زیل این نزاع تعریف کرد بنابراین وقتی که به این حوادث نگاه می‌کنیم نباید فکر کنیم که اینا حادثه‌های اتفاقی هستن اینا حادثه‌های هستن که در جمهوری اسلامی میشه جلوشو گرفت یا شما توقع داشته باشید که کسی در جمهوری اسلامی بیاد و یک رویکرد اساسی و جدی رو در مقابله با این حوادث در پیش بگیره هر هر وقت که جمهوری اسلامی با به زن ستیزی و به ویژه مسئله حجاب که نماد زن ستیزی هست حجاب اجباری اگر به زن ستیزی پایان داد جمهوری اسلامی پایان گرفته پایان جمهوری اسلامی با پایان زن یزی خواهد بود اگر یعنی زن ستیزی ستون اصلی نگهدارنده نظام جمهوری اسلامی هست و تصور اینکه جمهوری اسلامی با زنان آشتی کنه حقوق اونها رو به رسمیت بشناسه برابری حقوق رو به رسمیت بشناسه آزادی زنان رو احترام بگذاره اینها همه توهم است این یک نکته نکته دومی که دوست داشتم اشاره کنم این هست ببخشید که وقتی که میگیم روحانیت کلمه روحانیت بسیار کلمه به اصطلاح سوء تفاهم برانگیزی هست روحانیت یه پدیده جدید هست متسفانه ما ایرانی ها و حالا مسلمونها به طور کلی تاریخ نوشتن رو هنوز بلد نیستیم یعنی بلد نیستیم که تاریخ خودمون رو بنویسیم بنابراین تاریخ خودمون رو و جمع خودمون رو از منظر یا از روزنی ذهن غربی تا الان فهمیدیم و درک کردیم و شناختیم یعنی غربی ها هستن که به ما گفتن که تاریختاریخ غربی ما تا حالا هرچی که گفتیم و نوشتیم درباره خودمون در اون چارچوب قرار داشته یک این غربی ها بودن که از روحانیت سخن گفتن و بعد تاریخ روحانیت حالا روحانیت در اسلام یا تاریخ روحانیت در تشیع که خب خیلی تاریخنگاری محدودی داره اینا در قالب تاریخ نگاری غربی در حقیقت انجام شدن ما هنوز نمیدونیم که از منظر خودمون چجوری تاریخ بنویسیم در نتیجه اصطلاحاتی که به کار میبرند اصطلاحاتی اس که در مورد روحانیت ما خب خیلی به اصطلاح نادرسته از جمله اینکه این تصور که یه چیزی به نام طبقه علما یا روحانیت وجود داشته که از مثلاً صدر اسلام تا امروز تداوم پیدا کرده مثلاً یه چیزی که در مثل طبقه روحانیان یا دین سالاران در مثلاً عصر هخامنشیان یا ساسانیان در اسلام هم تصور همچین چیزی رو بیشتر القا کردن که یه چیزی به نام ی طبقه اجتماعی یا یک نهاد اجتماعی وجود داشته به نام نهاد علما یا نهاد دین در اسلام در حالی که خب اینا همه اشتباهه ما نمیتونیم از نهاد در اسلام صحبت بکنیم نه از دین به مفهومی که ریلی جن در فرهنگ غربی معنی میده دین در فرهنگ ما کاملاً متفاوت با ریلی جن هست و ما نه نهاد دین داشتیم یعنی ا اینست تووش دین وجود نداشته در تاریخ ما طبقی هم به نام طبقه روحانیت و علما وجود نداشته حالا ا بحثش بسیار مفصل هست من در مقالاتی که برخی در از ورای حجاب کتاب به من منتشر شده توضیح دادم اینها رو و میتونید رایگان دانلود ب کنید از توی کانال تلگرام من بنابراین روحانیت ی پدیده جدیدیست چون پدیده جدیدیست چرا مهمه که اینو بدونیم از این جهت مهمه که روحانیت هرگز یک صنف خاصی نبوده در تاریخ اسلام و به ویژه در تاریخ تشیع ما در تاریخمون طبقات گروه‌های مختلفی از آدمها داشتیم فقها داشتیم قاضی داشتیم واعز داشتیم خطیب داشتیم نمیدونم مفسر داشتیم محدث داشتیم و اینها طبقات اجتماعی مختلفی بودن و حالا وقتی که میرسیم به فقها چون که در اسلام تنوع مکتب‌های فقهی وجود داره و در تشیع هم به طور مشخص در ۲۳۰۰ سال اخیر تنوع یا تعدد مرجعی های شیعه به رسمیت شناخته شده اساساً چیزی به نام عرق صنفی یا حس صنفی یا وجدان صنفی هرگز شکل نگرفته در روحانیت و در به ویژه در میان فقها در فقها اساساً یک فقیه زمانیست که بتونه نظری داشته باشه که اذان خودش باشه و نظر دیگران نقد بکنه ببین فقها با هم تقابل داشتن یک نمونه خیلی آشکارش اصولی ها و اخباری ها هستند که میبینید که شخصیت فقیهان اصولی با در حقیقت ایدئولوژی صفویه رو نظریه پردازی کردن پشتوانه براش ساختن ولی در مقابل اخباری ها به شدت مخالف بودن با همکاری فقها با حکومت در دوران ما هم همین طور هست دیگه شما مثلا یک طرف آقای خمینی رو دارید یه طرف مراجع دیگری داره که اینا مراجع با آقای خمینی مخالف بودن بنابراین اینا این حسی که ما از یک طبقه هستیم ما از یک مثلاً نهاد هستیم هرگز وجود نداشته بنابراین وقتی که راجع به روحانیت شیعه صحبت می‌کنیم باید این رو در نظر بگیریم که چیزی به نام نهاد روحانیت وجود نداره چون شما در مرجعیت م می‌بینید دیگه یه مرجعی وقتی که فوت می‌کنه این نهاد مرجعیت نیست که تداوم پیدا میکنه یعنی مثلاً فرض کنید آقای خویی که میمیره اینطور نیست که پولش تشکیلات منتقل بشه به یک مرجع بعدی نه پول پولایی که داشته تا حالا تشکیلاتی که داشته تا حالا خرج میشه و در همون بیت خود خویی میمونه و منتقل نمیشه به جای دیگه یکی یه کس دیگه که بخواد به اصطلاح ادعای مرجعیت بکنه یا سودای مرجعیت داشته باشه خودش باید از نو یک تشکیلاتی برای خودش به اصطلاح خلق بکنه درست بکنه شبکه مالی برای خودش درست بکنه نمیدونم یک شبکه اجتماعی برای خودش درست بکنه این تداوم پیدا نمیکنه به صورت نهادی خب این با تصوری که غربی‌ها به ما دادند از مشروطه تا الان خیلی متفاوت هست چون غربیها مسئله دین مسئله روحانیت و اینها رو از زاویه تاریخ اروپا و تاریخ دین در اروپا و به ویژه مسیحیت و کلیسا میدیدن ما در اسلام کلیسا نداریم و نداشتیم و مسجد کلیسا نیست روحانیت شیعه روحانیت نیست به اون معنا و روحانیت در اسلام ما در اسلام چیزی به نام تئولیت یعنی علم کلام تولوژی نیست و این تفاوتها خیلی تفاوتهای بنیادی در نتیجه شما نمیتونید بگید که روحان روحانیت چرا واکنش نشون نمیده چون روحانیت تبدیل میشه در واقع در واقعیت امر یک مجموعه عظیمی از آدم‌ها هستن که لزوماً منافعشون همواره مشترک نیست و و یک یکی این این هست و یکی در یک موقعیت‌هایی هست که روحانیان میتونن با همدیگه عقاید مختلفی داشته باشن ولی منافع مشترکی داشته باشن مثلاً من نمونهای که عرض بکنم یک چیزی افسانه‌ای هست در مورد روحانیت شیعه که روحانیت شیعه قبل از انقلاب تا زمان انقلاب مستقل بوده و بعد از انقلاب وابسته شده چنین چیزی وجود نداره روحانیت یعنی اساساً کسانی که جزء زعمای جامعه شیعی تلقی میشدن حالا اهل سنت که داستانش به کنار همواره با قدرت سیاسی در ارتباط بودن یعنی هم وامدار قدرت سیاسی بودند هم وام میدادن به قدرت سیاسی یعنی بدون پشتوانه دولت‌ها و به اصطلاح سلطنت و عمارت‌ها و حکومت‌ها هرگز روحانیت نمی‌تونست وجود داشته باشه و از اون طرف بدون روحانیت هم اونها نمیتونستن دوام بیارن بنابراین بحث وابستگی همواره در تاریخ روحانیت هست در دوران انقلاب یه اتفاق مهم‌تری میفته بالا تر از وابستگی و اون اینکه در حقیقت روحانیت ادعای حکومت میکنه این هست که جدید هست نه وابستگی ب وابستگی که امر همزاده با روحانیت هست و ولی این حکومت روحانیت یعنی دستیابی روحانیت یا برخی از روحان روحانیان یا فق شخص آقای خمینی به حکومت خب از نظر فکری و نظری مقبول هیچ کدوم از فقهای بزرگ نبوده یک بدعت دیگه آقای خمینی هم در ایده ولایت فقیه هم در روش عملیش کاملا بدعت یکی از شاید بزرگترین بدعتی که در تاریخ اسلام گذاشته شده بدعت آقای خمینی آقای خویی مثلا مخالف بوده آقای گلپایگانی مخالف بوده آقای نجفی مرشی مخالف بوده آقای دیگه همه مراجع اما به رغم این مخالفت و آقای خمینی وقتی که تثبیت کرد جمهوری اسلامی رو و به نظر اومد که دیگه نه این حکومت دیگه برگشتنی نیست و حالا حالا هست تقریبا میشه گفت تمام روحانیت به نوعی با جمهوری اسلامی کنار آمدن و از منافع اون استفاده کرد مثلاً آقای سیستانی که خب طبیعتا او اصلا اعتقاد نداره که آقای خامنه‌ای فقیه هست مطلقا چه برسه به اینکه اعتقاد ا داشته باشه ا مرجع هست و اصلا ولایت فقیه رو حتی اگر به ولایت فقیه اعتقادم داشته باشه آقای خامنه‌ای رو و صلاحیت نمیدونه براش که ولی ولی فقیه به نام خودش رو ولی آقای سیستانی نمیتونه مرجعیت داشته باشه بدون اینکه با جمهوری اسلامی همکاری کنه به دلیل اینکه میلیاردها دلار سرمایه آقای سیستانی در ایران هست میلیاردها دلار واقعاً دارم از ملی ارها دلار دم حرف میزنم و این شریان حیاتی اقتصادی مرجعیت شیعه چه در لبنان باشه چه در عراق باشه چه در بحرین باشه چه در کویت باشه به دست ایرانه یعنی ایران نه تنها میتونه مشکلات زیادی رو برای فقیهان خارج از کشور در داخل ایران به وجود بیاره که میتونه در کشورهای مختلف خاورمیانه هم [موسیقی] بحران‌های بسیار جدی رو برای اونها به وجود بیاره در نتیجه آقای سیستانی و آقای خامنه‌ای با هم نیاز دارن و بیش از اون که خامنه‌ای به سیستانی نیاز داشته باشه این سیستانی هست که به خامنه‌ای نیاز داره و در نتیجه میبینیم که یه بخش مهمی از شبکه مالی آقای سیستانی و شبکه مالی آقای خامنه‌ای در کشورهای خاورمیانه با همدیگه تداخل دارن یعنی کاملاً در یک بازار سیاه مذهبی و در شبکه زیرزمینی مذهبی که در خاورمیانه وجود داره اینها با هم تبادل دارن با همدیگه همکاری میکنن در حقیقت یک ائتلاف مالی در بازار سیاه اقتصاد دین بین آقای خامنه‌ای و آقای سیستانی وجود داره خب طبیعیست که آقای سیستانی هیچ موقع حاضر نیست که ولا اینکه جمهور اسلامی یا آقای خامنه‌ای از نظر شرعی مشروعیت ندارن ولی هرگز حاضر نیست که قدمی قلمی سخنی بر خلاف جمهوری اسلامی بگه به نحوی که آقای خامنه‌ای رو در حقیقت آسیب برسونه یا موقعیت او رو تضعیف کنه بعد برای اینم توجیه دارن توجیهش این هست که آقای خان این درسته که فقیه نیست درسته که ولی فقیه نمی‌تونه باشه درسته که از صلاحیت برخورداری از مقام مرجعیت شیعه بهرمند نیست ولی ما او رو سلطان شیعه میدونیم میدونید سلطان شیعه در تشیع پذیرفته شده به دلیل اینکه سلطان شیعه درسته که حکومتش حکومت دینی نیست ولی چون حفظ از نظر فقها حفظ جامعه شیعی و حفظ سرزمین‌های شیعه نشین و به دست سلطان هست اون سلطان واجب هست که شما باهاش همکاری کنید واجب هست که از او پشتیبانی کنید حرامه که علیهش شورش بکنید حتی اگر شما به کتاب کشف اسرار آقای خمینی که در رد اون کتاب اسرار هزار ساله آقای حکمی نوشته نگاه بکنید آقای خمینی در اونجا صریحاً میگه که فقها هرگز در سدد برانداختن سلطنت نبودن هرگز علیه سلطنت فعالیت نکردن و این کاملاً درسته مخصوصاً از دوره صفوی به این طرف بنابراین الان تمام روحانیت یا روحانیان در بسیاری چیزها چه با حکومت موافق باشن چه با حکومت موافق نباشن چه با حکومت مشروع بدونن چه حکومت مشروع ندانند چه مستقیماً از حکومت منتفع بشن چه مستقیماً از حکومت نفع مادی نبرن ولی به طور اساسی و بنیادی به اصطلاح شریکند در منافع با حکومت در ببخشید در دو نکته خیلی مهم هست یک مسئله اقتصاد روحانیت هست اقتصاد روحانیت یک اقتصاد مافیایی است و تاریکترین قلمرو زندگی روحانیان بخش اقتصادی اونها هست و یکی از فجایع بزرگ در کشور ما همین تاریک بودن اقتصاد دین هست که هم یکی از اسباب اصلی فساد اقتصادی هست و هم یکی از اسباب اصلی توسعه نیافتگی اقتصادی در ایران و تا زمانی که اقتصاد روحانیت شفاف نشه ما نمیتونیم اصلا به توسعه اقتصادی دست پیدا بکنیم ما نمیدونیم که رو چقدر درآمد دارن چه جوری خرج میکنن اونها بسیاری از این پول‌ها هم در ایران و هم در خارج از ایران از طریق شبکه‌های بانکی رد و بدل نمیشه بلکه به صورت کشف یعنی درست مثل پول مواد مخدر و پول قاچاق رد و بدل میشه یعنی کاملاً سیستم روحانیت یک سیستم مافیایی است از نظر اقتصادی خب این وحشتناکه و شما زمانی که ما یک جامعهی داشته باشیم که بخواد دموکراتیک باشه از نظر سیاسی و از نظر اقتصادی هر دو توسعه یافته باشه قطعاً باید نظام اقتصادی روحانیت شفاف و در برابر دولت پاسخگو باشه این به این معناست که روحانیت باید مالیات بپردازه و کسانی که به نحوی در نهادهای دینی یا در تجارت دینی مثل حج و زیارت و اوقاف و اینور چیزا دست دارن همه باید در برابر دولت پاسخگو باشن شفاف باشن و به دولت مالیات بدن و به هیچ وجه از دولت هیچگونه امتیاز و تبعیض مثبتی دریافت نکنن این چیزی که الان ما در ایران میگیم که بخش عظیمی از بودجه در اان صرف فعالیت‌های مذهبی نهادهای مذهبی یا تشکیلات مذهبی میشه که بسیار بسیار فاجعه آفرین هست و نکته دوم این که روحانیت باید یعنی این چیزیست که روحانیت ترجیح میده جمهوری اسلامی باشه آقای سیستانی یا هر فقیه دیگری که هست ترجیح میده که جمهوری اسلامی برقرار باشه تا اینکه جمهوری اسلامی نباشه و دوم اینکه یعنی جمهوری اسلامی رو ترجیح میده به یک نظام سکولار طبیعتا و دوم این هست که در یک نظام سکولار روحانی ت امتیازهای سیاسی و اجتماعیش رو از دست میده این به این معناست که ما مثلا فرض کنید الان ما در قوانین جزایی جمهوری اسلامی اگر شما به یک مرجع شیعه اهانت بکنید این جرمه خب این یعنی امتیاز دیگه یعنی که شما نمیتونید مرجع شیعه رو نقد بکنید طبیعتا این یا اینکه قوانین باید مثلا توسط یه سری مناصبی در جمهوری اسلام هست که اصلا ویژه فقها است از شورای نگهبان قوه قضاییه وزارت اطلاعات و اینها خ اینا همه برچیده میشه وقتی برچیده بشه در نتیجه روحانیت با بحرانی مواجه خواهد شد که تاکنون هرگز خوابش رو هم ندیده طبیعیست که آقای سیستانی ترجیح میده یا کس من مثال میزنم آقای سیستانی رو به عنوان کسی که بعد از آقای خامنه‌ای بیشترین مقلد رو در جهان اسلام داره آقای سی ی کسیست که جمهوری اسلامی رو قبول نداره مشروع نمیدونه حکومت ایران رو از نظر مذهبی مشروع نمیدونه ولی او رو ترجیح میده به یک نظام سکولار و دموکراتیک همونطور که میبینید در حمایتی که از تدوین قانون اساسی و به اصطلاح رفراندوم قانون اساسی هم کرد در اونجا هم تاکید کرد برا اینکه هیچ مث یه سری امتیازات مذهبی دیگه ما در عراق هم یه نوع جمهوری اسلامی داریم یعنی هیچ کدوم از قانون گذاری‌ها نباید مخالف با شریعت باشه شریعت هم یعنی اونچه که آقای سیستانی میگه طبیعتا خب بنابراین انتظار از اینکه روحانیت در برابر ظلم و جورهایی که جمهوری اسلامی بر مردم عموماً و بر زنان به طور خاص می‌کنه کاملاً توقع بیجایی دشمن درجه یک روحانیت زنان هستن و جنبش زنان در وضعیت کنونی یعنی اون زنان آزادیخواهی که امروزه به انها و اشکال مختلفی دارن مقاومت میکنن در برابر سرکوب و در برابر تاریک اندیشه مذهبی به این بلوغ فکری رسیدن که دیگه امیدی به روحانیت نداشته باشن برای اولین بار و در مقام یگانه جنبش اجتماعی در تاریخ معاصر ایران این جنبش زنان هست که شکل داره رشد پیدا می‌کنه داره یک مرحله‌ای از شکوفایی خودش رو سپری می‌کنه بدون اینکه هیچ پیوندی با روحانیت داشته باشه فراموش نکنید که جنبش مشروطیت با روحانیت پیوند داشت جنبش ملی شدن صنعت نفت و روحانیت پیوند داشت سلطنت رضا شاه پهلوی با حمایت روحانیت انجام شد و انقلاب ایران با حمایت روحانیت بود اصلاحات در ایران با حمایت روحانیت بود همه این‌ها با حمایت روحانیت بود جنبش زنان نخستین جنبش اجتماعی در تاریخ معاصر ایران هست که کاملاً در تقاب با روحانیت نه تنها از حمایت روحانیت برخوردار نیست که در تقابل با روحانیت شکل می‌گیره این اتفاق بسیار بسیار مهم نیست نکته عطف مهمی است در روند سکولاریزاسیون در ایران و این اتفاقی که الان داره رخ میده ما بعدها اهمیتش رو درک خواهیم کرد هنوز زود هست که بفهمیم ابعاد پیامدهای این رویداد یا این موقعیت چه هست و امیدوار هستم که بتونیم از این فرصت برای پیشبرد آزادی حقوق بشر عدالت و کرامت انسانی در جامعه ایران برای همگان به ویژه زنان که قلب تپنده جامعه انسانی هستن بهره بگیر خب مردم پرسیدن که مردم چگونه از مافیای روحانیت که این همه قدرت داره نجات پیدا میکنن ببینید روحانیت محصول مردمه یک عده‌ی دوست دارن بگن که این روحانیت رو اسلام درست کرده ما چیزی به نام اسلام نداریم ما چیزی که داریم مسلمونا هستن دیگه اسلام که به اصطلاح یک موجودی نیست که شبهی مثلا جنی شیطانی چیزی که مثلا خارج از ما وجود داشته باشه اسلام چیزی غیر از مسلمانها نیست روحانیت محصول مردم هست و مردم کاملاً مشارکت میکنن در این مافیای اقتصادی از اوقاف گرفته از میدونید که یک سوم زمین در ایران این کهه دارم به شما میگم به برید در سایت اوقاف در اوقاف ایران و اینو میبینید که این چیزی که میگم به شما به اصطلاح آمار رسمیه یک سوم زمین در ایران اوقاف و مردم از کمک‌هایی که به از کمیته امداد بگیرید تا این نظرها و امامزاده‌ها و نمیدونم حج و زیارت و اربعین و عاشورا و محرم و سفر و مداح و آخوند و اینها اصلاً شما تصور نمیکنید که مثلاً فرض بکنید یک مداحی الان در تهران نرخی که من تازه شنیدم و واقعاً ش برای من شگفت‌آور بود که نرخ معمول مداحان سرشناس در تهران برای ۱۰ شب که هر شب نیم ساعت مداحی بکنن یک چیزی بالای ۲ میلیارد تومن هست یعنی ۱۰ تا نیم ساعت میشه ۵ ساعت برای ۵ ساعت مداحی مداحان سرشناس بیش از ۲ میلیارد تومن دریافت می‌کنن این داستان قرائت قرآن و قاریان و قرآن و تشکیلات مداحان و اینا همه مردم دارن مشارکت میکنن ببینید روحانیت هیچ موقع کلت نذاشته بالای شقیقه مردم که بیاید به من خمس بدید بیاید این امامزاده‌ها رو اانت بکنید بیاید وقف بکنید مردم با دست رنج خودشون و با اعتقادی که متأسفانه خرافه آمیز هست به روحانیت اعتماد کردن و پول دسترنج شون رو به روحانیت دادن حالا از اینکه بگذریم ما الان مواجه هستیم با یک انواع اقسام پیچیده فساد اقتصادی روحانیت حالا باید در یک نوبت دیگه‌ی صحبت بکنم و اینکه شما الان در ایران بخواید یک فساد بزرگ اقتصادی بکنید در حقیقت کافیست که با یه آیت‌اللهی یه باج بهش بدید دیگه از اون آقای شهرم جزایری بگیرید تا دیگران آقای مکارم شیرازی که در حقیقت مافیای شکر داره و دیگران شما یه آیتالله رو راحت میتونید بخرید و از قول او منافع نامشروع اقتصادی کلانی ببرید بنابراین تمام اینها مردم مشارکت میکنن متأسفانه بخش تقریبا میشه گفت که بخش عظیمی از جامعه ایران اقتصاد روحانیت رو تأمین میکنن به روحانیت کمک میکنن که یک قدرت مافیایی رو هم در عرصه سیاست و هم در عرصه اقتصاد داشته باشه حالا چه باید کرد دیگه به برای یک موقع نه مردم سر مردم میتونن با این مافیای اقتصادی بکنن بدون اینکه سرکوب بشن نه اصلا بحث سرکوب و اینها نیست بحث اعتقاده ببینید در سال گذشته ۲۵ میلیون ایرانی به مشهد سفر کردن برای زیارت حرم امامرضا ۲۵ میلیون ایرانی سفر کردن میلیون ها ایرانی سالانه به حج میرن به زیارت عتبات عالیات در عراق میرن و پول خرج میکنن تمام نجف اقتصاد نجف و کربلا رو ایرانی‌ها تأمین می‌کنن از زمان صفویه تا الان البته بحث جدیدی نیست ما تا الان ابعاد بسیار گسترده‌ای داره ایرانی‌ها در شهرهای مقدس عراق سرمایه گذاری‌های کلانی کردن از ساختن ضریح طلا تا عمارت و نوسازی این حرم‌ها و بعد دیگه خیلی کارهای دیگه هتل‌ها مراکز تفریحی اینا همه پول ایرانه شما می‌دونید که این پول ایران آشغال‌های زباله‌های شهرهای نجف و کربلا با پول دولت جمهوری اسلامی گردآوری میشه یعنی هر روز این زبالههای که برمیدارن این جمهوری اسلامی هست که پول به اصطلاح زباله جمع کردن رو در این شهرها میده اگر پول جمهوری اسلامی نباشه نجف و کربلا در زباله مدفون میشد بله در صورت پیروزی این جبش وضعیت این روحانیت چه می‌شود بسیار موقعیت خطرناکی داره روحانیت منتها همونطور که گفتم چون صنف نیستن وجدان صنفی ندارن در روحانیت نمیتونه به آیندش فکر کنه قادر نیست روحانیت نمی‌تونه به گذشته خب یک ویژگی روحانیت اینه که به شدت ذهنیت غیر تاریخی داره یعنی آگاه نیست به اینکه الان داره زندگی می‌کنه و اینجا ویژگی ذهنی یت غیر تاریخی یا ذهنیت اسطورههای این که درکی از زمان و مکان نداره به همین دلیل هست که الان مخصوصاً پول و قدرت کمک کرده به روحانیت که در اون به اصطلاح ذهنیت اسطوره‌ی متوقف بشه به عبارت دیگه روحانیت دچار یک اوتیسم اتیسم عقلی هست دچار یک اتیسم اتیسم ذهنی هست یعنی در خود نشستگی عقلی و فکری نمی‌تونه فکر کنه مطلقا قادر نیست فکر کنه و به همین دلیلم اصلا هیچ تصوری از آینده نداره اصلا نمیدونه مفهوم آینده براش معنی نداره دیگه به خاطر اینکه اون تصورش اینه که من کسی که میگه من آیت خود نشانه خدا هستم در زمین و آسمان روی رساله هاش مینویسه آیت الله فی الارضین یعنی در زمین و آسمان نشانه خداست او معتقده که خدا او رو در حقیقت محفوظ میکنه از هر زوال و از ملال و آسیبی او فکر میکنه که او در کنف حمایت ملکوت قرار داره و میدونیم که در حوزه که ما بودیم برای ما حدیث میخوندن که طلبه وقتی که راه میره فرشتگان بالشو زیر قدم‌های او میگسترانند یعنی ما در قم که بودیم روی بال فرشته‌ها را میرفتیم یا میگن که عمامه العمام تیجان الملائکه مام تاج سر فرشتگان هست این جور تصورات اصلا نمیتونه به چیزی به نام واقعیت فکر بکنه درکی از واقعیت روحانیت نداره متأسفانه و این باعث میشه که هم خودش دچار یک بحران جدی بشه در آینده و هم اینکه دامن بزنه به انواع اقسام بحران‌ها یعنی در آینده روحانیت مثل یک سازمان بن گرا خودش رو ناگزیر میمونه که با یک با بقیه جامعه بجنگه یعنی جنگ زنان و روحانیت با مرگ جمهوری اسلامی به پایان نخواهد رسید با مرگ جمهوری اسلامی تازه جنگ زنان و روحانیت آغاز خواهد شد و ما روزگار بسیار بسیار دشواری رو در پیش خواهیم داشت که برای اینکه از آسیب‌ها و ضربه‌های محلک دور بمانیم باید برای این موقعیت آماده باشیم برای اینکه آمادگی داشته باشیم باید تلاش کنیم که به درستی و با روش علمی و واقع بینانه و با صداقت تمام واقعیت کنونی رو بشناسیم بفهمیم وقتی واقعیت کنونی رو فهمیدیم و و خودمون رو میتونیم برای امکان‌های گوارا و ناگوار در آینده مخصوصاً آینده نزدیک آماده کان سپاسگزارم از گفتم که هرگز مردم از دین برنمیگردن این همیشه ادامه داره مثل اروپا البته این حرف درسته خیلی کلی ولی دین روحانیت نیست دین روحانیت نیست و دین اسلام هم دین مسیحیت و یهودیت نیست یعنی لزوماً اون اتفاقی که در اروپا افتاده یعنی قطعاً تا حالا نه تا حالا تاریخ ما شبیه تاریخ اروپا بوده تاریخ دین در جوامع غیر اروپایی هر شبیه اروپا نبوده مخصوصاً در جهان اسلام و و این به این معناست که آینده ما هم شبیه وضعیت کنونی آینده اروپا نخواهد بود بنابراین بله دین همواره تداوم پیدا خواهد کرد ولی لز این به این معنا نیست که روحانیت میتونه به عنوان یک نهاد روحانیت اسلام روحانیت شیعه و اونم روحانیت ایران می‌تونه اقتداری رو که در گذشته داشته حفظ بکنه یا به اصطلاح به اشکالی [موسیقی] از به اصطلاح موقعیت‌هایی دچار بشه که کاملا براش ناشناخته است برای ما هم ناشناخته است فکر نکنین که این تاریخ اروپا یه دونه رسیپی یه قالبه که همه جای دنیا صادقه این نشان دهنده خب در حقیقت غیر تاریخی دیدن و عوامانه دیدن جهان هست تاریخ اروپا تاریخ جهان نیست و تقدیر جهان هم نیست نه گذشته ما مثل اروپا بوده نه آینده ما مثل اروپا خواهد بود بنابراین شبیه هیچ جای دنیا هم نخواهد بود ایران هم ویژگی‌های خاص خودشو داره تشیع ویژگی‌های خاص خودشو داره ما مثل افغانستان نخواهیم شد ما مثل مراکش نخواهیم شد ما مثل لبنان نخواهیم شد ما مثل اندونزی و مالزی نخواهیم شد ما مثل ترکیه نخواهیم شد ما مثل ایران خواهیم شد همونطور که همه این کشورها هم هر کدوم سر سرشت و سرگذشت و سرنوشت ویژه خود شون رو در مسیر دموکراتیک تر شدن در مسیر سکولار شدن یا در مسیر معکوس اون [موسیقی] دارن دیگه پرسیدن که رنسانس اسلامی چگونه خواهد بود چیزی به نام رنسانس اسلامی بیمعنی کاملا این همین با اصطلاحات اروپایی فکر کردن یعنی فکر نکردن این کلمات و این اصطلاحات اروپایی رنسانس اصلا یه چیزیست که اروپایی ربطی به جاهای دیگه نداره بنابراین همین بحثی که امروز صحبت کردم اگر به یاد بیارید درست این هست که ما باید با عقل خودمون و از منظر خودمون یعنی از منظر یک انسان ایرانی موقعیت ایران رو بفهمیم مدام بریم با اصطلاحات و قالب‌های فکری و دستگاه‌های مفهومی اروپایی و غربی راجع به خودمون حرف بزنیم این ما رو بیش از گذشته گمراه تر می‌کنه و به هیچ وجه به خودآگاهی تاریخی نخواهد انجامید و امکان رهایی از موقعیت بغرنجی که در اون قرار داریم رو بسیار کاهش خواهد داد سپاسگزارم از همه دوستان من فردا هم در برنامه چشمانداز تلویزیون ایران اینترنشنال در این با در بحثی در این باره شرکت خواهم کرد امیدوارم بتونم نکته‌های دیگری رو در اونجا خدمت شما بگم