از اولین مطالعاتی که در مورد نظامهای به
اصطلاح تمامیت خواه یا توتالیتر انجام شده
تا امروز تقریباً اتفاق نظر بر این هست که
این
نظامها با دو شیوه میتوانند نیروهای
مردمی رو بسیج کنن به قدرت برسن و با همین
دو شیوه به قدرت خودشون ادامه بدن یعنی
عامل پیدایش شون عامل بقاش م هست و تا
زمانی که این دو عامل بقا وجود داشته باشه
این حکومتها تداوم پیدا میکنن یکی همین
سرکوب هست یا به تعبیری خشونت یعنی که
داشتن دستگاه قهر گی ارتش نمیدونم قوه
قضاییه نیروهای نظامی پلیس زندان و در
حقیقت اون انواع اقسام اشکال سرکوب که
همین طور که پیش میدیم پیشرف با تکنولوژی
پیشرفتهتر و با شگردهای پیشرفتهتری صورت
میگیره و یکی دیگه هم پروپاگاندا یا
دستگاه تبلیغات ولی وقتی میگیم دستگاه
تبلیغات باید در نظر داشته باشیم که فقط
راجع به صدا و سیما یا رادیو تلویزیون
صحبت نمیکنیم بلکه صحبت میکنیم از همه
انواع
کاربرد زبان به عنوان مهمترین ابزار
ارتباطی و هر نوع اشکال ارتباطی دیگه یعنی
چی یعنی اینکه شما وقتی که در ایران هستید
طبیعتاً وقتی بچه دارین بچتونو میفرستید
مدرسه از ابتدای روزی که میره مدرسه این
بچه در
معرض آموزش ایدئولوژیک قرار میگیره تا
زمانی که بخواد در تا عالیترین مدارج
تحصیل درس بخونه و بعدم کار بکنه یعنی
نظام آموزش و پرورش کاملاً در خدمت
ایدئولوژی هست و بخشی از دستگاه
پروپاگاندا محسوب میشه نه فقط این که حالا
توضیح خواهم داد که چقدر چرا اشکال
پروپاگاندا پیچیدهتر از اون چیزی هست که
ما فکر میکنیم اما اونچه که تأکید
میکنند همه این تقریباً همه این کسانی که
حالا از منظرهای مختلف فلسفه سیاسی اندیشه
سیاسی یا رشتههای مختلف نگاه کردن به این
جوامع این هست که عامل اصلی یعنی بین
پروپاگاندا و سرکوب و خشونت اونچه مهمتره
اونچه حیاتی تر هست برای این حکومتها
سرکوب و خشونت و داشتن
ابزارهای نظامی و قهریه نیست بلکه
پروپاگاندا است یعنی اگر یک حکومتی بخواد
فقط و فقط بر ابزارهای سرکوب تکیه بکنه به
سرعت سقوط میکنه امکان نداره یک حکومتی
فقط بتونه با تکیه بر سرنیزه بر مردم
فرمان برانه برای فرمان براندن بر مردم
علا بر سرنیزه شما باید یک مقدار کافی از
تأثیرگذاری بر مردم رو هم داشته باشید
یعنی تا یک اندازهای بتونید بخشی از جامعه
رو تحت تاثیر پروپاگاندا خودتون قرار بدید
خب وقتی که ما راجع به بنابراین تا زمانی
که جمهوری اسلامی باقیست باید نتیجه
بگیریم که سیستم پروپاگاندا کار میکنه
یعنی منطقاً حالا ما اگر با بسیاری از
کسانی که راجع به ایران صحبت میکنن اگه
ازشون بپرسیم که چقدر از مردم تحت تثیر
پروپاگاندای جمهوری اسلامی هستن میان خیلی
کم مدم اصلاً به حرفهای صدا و سیما گوش
نمیدن به حرفی مسئولین اعتماد ندارن هرچی
از منابع رسمی گفته بشه اونها بهش اعتماد
نمیتونن پیدا بکنن که درسته اما
پروپاگاندا فقط این نیست اگر ما
به مسئله ارتباطات به مسئله زبان از نگاه
علمی نگاه بکنیم
و بدانیم که زبان به خودی خود حامل
ارزشهای اخلاقی و پیش
داوریهای متفاوت هست یعنی بدون اینکه شما
بدونید هر کلمهی که به کار میبرید گرانبار
هست از پیشداوری هایی که قبلاً روی این
کلمه بار شده اونوقت متوجه میشید که کار
اصلی پروپاگاندا این نیست که شما رو خیلی
صریح و آشکار به سوی یک
آرمانی فرا بخونه چیزی رو به شما ببا وونه
یا چیزی رو در حقیقت به
شما تلقین بکنه کار اصلی پروپاگاندا این
هست که زبان یا وسیله ارتباطی رو دستکاری
میکنه یعنی همون چیزی که من و شما برای
زندگی کردن روزمره بهش محتاج هستیم یعنی
زبان اون چیزی که ما نیاز داریم در
خانواده با هم صحبت بکنیم ارتباط برقرار
بکنیم اون چیزی که بدون اون نمیت میتونیم
از قدم از قدم
برداریم همون چیز رو دستکاری میکنه یعنی
همون وسیله ارتباطی رو دستکاری میکنه در
نتیجه زبانی که دستکاری شده دیگه مهم نیست
شما باهاش چیو بیان میکنین برای چه مقصدی
به کار میبریم شما طرفدار جمهوری اسلامی
هستین یا مخالف جمهوری اسلامی هستین اگر
اون زبان دستکاری شده به کار بره نتیجهش
به نفع اون نظام خواهد
بود در از اوایل قرن بیستم تحقیقاتی که
کردن در زبان یعنی ی انقلابی به وجود آمد
در مطالعات زبانی که همین طور که پیش
میدیم دامنش گسترش پیدا میکنه یعنی ما
امروزه شاید برای ما خیلی عجیب غریب باشه
که بدونیم در اال قرن بیستم
در حوزه زبانشناسی مطالعاتی انجام شد راجع
به تاثیری که زبان بر روی بدن انسان
میگذاره یعنی که
نوع بعضی از یه نهلی هست اساساً که اینها
متوجه شدن بودن تو مط مطالعاتش که گرامر
زبانهای مختلف احساسات مختلفی رو از نظر
فیزیکی برمیانگیزد یعنی که شما اگر با
گرامر فارسی صحبت بکنید اون گرامر احساس
شما رو نسبت به سرما به گرما
به نرمی و زبری یعنی حواس پنجگانه تونو
تحت تاثیر قرار میده زبان چیزی نیست که
شما فقط باهاش اندیش تونو بیان بکنید بلکه
زبان چیزیست که اندیشه شما رو دگرگون
میکنه نه اندیشه شما رو که حتی ادراکات
حسی شما رو خب با تکنولوژی جدید یعنی با
تکنولوژی ارتباطی و پیدایش رسانهها تأثیر
زبان بر زندگی انسان
اساساً دچار تحول بنیادی شد یعنی که با
آمدن رادیو روزنامه رادیو تلویزیون و در
حقیقت ابزارها که همه بهش دسترسی داشتن و
همه در معرض ش بودن نقش زان در تحول جامعه
در تحول انسان به شکل عجیب غریبی دگرگون
شد از جمله اینکه اساساً با زبان و رسانه
بود که جامعه تودهای به وجود آمد
روزنامهها جامعه تودهای به وجود آوردن
جامعه تودهای جامعهای اس که در اون
طبقات و احزاب و نهادها از بین میرن و
جامعه در حقیقت مسطح میشه شکل ی یک شکل
پیدا میکنه یعنی میگن که دریای خروشان
خلق واقعاً دریا میشه درش چهره وجود نداره
درش تمایز وجود نداره درش سلسله مراتب
وجود نداره یک تصویریست مسطح و صاف که فقط
و فقط قدرت تخریب داره اگر شما برانگیزید
اون توده رو تنها کاری که میتونه بکنه
تخریب قدرت ساختن
نداره توده به عنوان عام بازیگر جدیدی در
جهان سیاست اوایل قرن بیستم وارد جامعه
بشری شد یعنی برای اولین بار ما با یک
بازیگر جدیدی در سیاست مواجه بودیم و اون
توده است این توده محصول روزنامه بود یعنی
محصول زبان بود و بعد همین طور که پیش
رفتیم رادیو تلویزیون و امروزه رسانههای
دیجیتال با به کار بردن زبان به شیریه
خودشون قدرت زبان برای دگرگون کردن
انسانها و برای کنترل انسانها و برای
خودویرانگری انسانها رو افزایش دادن
متأسفانه در در دنیای ما پیشرفت تکنولوژی
مخصوصاً در زمینه تکنولوژی دیجیتال به
جوامع به حکومتهای دیکتاتور و استبدادی
مثل جمهوری اسلامی بیشتر کمک کرده تا به
دموکراسیها یعنی میزانی
که حکومتهای دیکتاتوری میتونن از
ابزارهای دیجیتال استفاده بکنن برای کنترل
جامعه خیلی بیشتر هست تا حکومتهای
دموکراتیک این یعنی تحقیقاتی که مفصل
انجام دادن تحقیقات میدانی ح بنا ببراین
ما وقتی که نگاه میکنیم به جمهوری اسلامی
طبیعتاً اونچه که به چشم میاد سرکوبه
اونچه که میشه اندازه گرفت تعداد کشت هاست
اونچه که میشه دید اون باتومی که بر سر
آدم میخوره اونچه که میشه از علیهش اعتراض
کرد
اون نقض حقوق بشریست که تو خیابون رخ میده
اما اون چیزی که دیده نمیشه
اون دستکاری اس که در زبان صورت میگیره و
بعد شما میبینید که کسانی که مخالف جمهوری
اسلامی هستن یا قربانی جمهوری اسلامی هستن
یا آماج انواع و اقسام نقض حقوق بشر از
جانب جمهوری اسلامی هستن همون زبان رو به
کار میبرن بنابراین همون ساختار فکری رو
در حقیقت دارن و بنابراین هیچ مهم نیست که
مخالفتش یا هرگونه نوع تفکرشون چی هست مهم
اینه که به اون شیوه یا به اون زبانی که
جمهوری اسلامی با اون دستگاه تبلیغات در
حقیقت ساخته با اون زبان سخن میگن که از
کلمات نگاه کنید ک خود کلمات معنی کلمات
با رسانهها عوض
میشه نوع کلماتی که وارد میشه وارد
رسانهها میشه اینها به ذهن ما شکل میده
یعنی وقتی که جمهوری اسلامی کلمه مثلاً
اسلام رو به کار میبره این کلمه اسلام
وقتی با رسانهها در میزان نامحدودی تکسیر
میشه این یک مفهوم جدیدی به اسلام میده و
به یک معنا و یک تأثیر
جدیدی برای این کلمه ایجاد میکنه که وقتی
که شما مخالف اسلامم باشید دیگه مهم نیست
مهم اینه که این کلمه رو به اون معنا به
کار میبرید این کلمه رو با اون کار کرد به
کار میبرید حالا اینو شما گسترش میدید به
دموکراسی به حقوق بشر به آزادی به عدالت
به هر کلمه دیگری وقتی که وارد این سیستم
میشه این سیستم تبلیغاتی در حقیقت نقش مسخ
کننده زبان رو داره زبان مسخ میشه و بعد
وقتی زبان مسخ میشه خودش رو بر جامعه
تحمیل میکنه بنابراین سلط طی یک نظام
ایدئولوژیک بیش از اونکه از طریق ارتشش
باشه بیش از اونکه از طریق دستگاههای
اطلاعاتش باشه از طریق سلطه بر زبان صورت
میگیره اول زبان رو تحت کنترل خودش
درمیاره بعد خود آدمها رو یعنی آدمها از
طریق زبانشون تحت ایلای هر نیروی بیرون از
خودشون قرار میگیرن وقتی که ما میگیم
مثلاً فرض کنید راجع به دین صحبت میکنیم
زبان دین بیش از اونچه که فکر بکنید در
زبان ما آمیخته است یعنی وقتی وقتی میگیم
زبان الان فکر میکنیم که کسی اگر
اصطلاحات دینی رو به کار نبره یا مثلاً در
برابر اصطلاحات دینی معادلهای سره بگذاره
مثلاً بره از فارسی کهن یا از مثلاً پهلوی
یه سری کلماتو دربیاره به جای ا به کار
ببره به جای سلام بگه درود مثلاً این
سکولار شده این از تاثیر زبان دینی به دور
مانده در حال که چنین نیست زبان دینی
انقدر پیچیده است و این تحقیق رو راجع به
حتی کشوری مسلمان هم کردن یک خانمی به نام
اتفاقا اون کسی که راجع به مصر کار کرده ی
خانم ایرانیه به نام خانم نیلوفر هائ که
یک تحقیق کرده راجع به
زبان به اصطلاح زبان میگن دارج زبانی که
مردمش حرف میزنن و زبان رسمی عربی در مصر
یعنی زبان رسمی عربی بیشتر زبان دینیه
زبانی که مردم باش حرف میزنن زبان به ظاهر
سکولار دیگه چون نوشتاری هم نیست اون
زبانی که مینویسن زبان مذهبی هست و بعد
اون نشون داده که چقدر این زبان به ظاهر
سکولار زبان دینی هست و هیچ از نظر دینی
بودنش کمتر از اون زبان به ظاهر رسمی نیست
میخوام بگم مسئله خیلی پیچیدهتر از اون
هست که شما به راحتی بتونید با انکار دین
با مخالفت با جمهوری اسلامی با مثلاً حرف
زدن از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر
بتونین خودتون رو کاملاً مسون بدونید از
تأثیر اون زبان بذارید یک مثال دیگه بزنم
برا اینکه روشنتر بشه ما قبل از قرن
بیستم قبل از شاید بیشتر از همه قبل از
قرن بیستم فکر میکردیم که هر کس خودشو
بهتر از همه میشناسه این اصطلاح فارسی هم
هست که هرک درد خودشو بهتر از دیگران
میدونه بنابراین ما فکر میکردیم که اگر
مثلاً میترسیم میدونیم برا چی میترسیم
اگر یه چیزو دوست داریم میدونیم برا چی
دوست داریم اما یک کسی به نام
فروید ظهور کرد که اون به ما گفت که اصلاً
اینطوری نیست شما ممکنه یک احساسی رو
بدونید که دارید ولی اصلاً نمیدونید که
برای چی اینو دارید به خاطر اینکه یک ذهن
شما یک ناخودآگاهی هم داره که اتفاقاً اون
بازیگر اصلی داستان هست اون هست که در حی
منشأ اصلی عواطف و احساسات شما هست اون
هست که به زندگی ذهنی شما و روانی شما شکل
میده نه خودآگاه شما و در
نتیجه هیچ امکانی ندارید که به اون
خودآگاه دست پیدا کنید مگر اینکه که اون
خودآگاه رو به صورت علمی بشناسید علم
روانکاوی و بعد خب زمینههای مختلف
روانشناسی و روانپزشکی بر این اساسه که
ذهن انسان انقدر پیچیده است روان انسان
انقدر پیچیده است که اونچه که فکر میکنه
لزوماً اونچه که میدونه هست نیست در مورد
زبان هم همین طوره ممکنه من بگم که مرگ بر
خامنهای ولی شاید این مرگ بر خامنهای که
میگم معنیش مرگ بر خامنهای نباشه و اون
مرگ بر خامنهای اون تأثیری که من فکر
میکنم باید داشته باشه نداشته باشه
بنابراین شناخت این پیچیدگیهای زبانی
بسیار مهمه در اینکه بدونیم این سیستم چه
جوری کار میکنه از زمانی که فلسفه
ویتگنشتاین به وجود آمد تأثیری و تاکیدی
که بر زبان کرد در حقیقت میگن که لینگو
استیک ترن یک چرخش زبانی به وجود اومد که
تمام علوم انسانی تمام رشتههای علوم
انسانی از اقتصاد و آمار گرفته تا حقوق و
فلس صفه اینها نمیتوانند در زمینه موضوع
خودشون کار بکنن مگر اینکه زبان رو در نظر
بگیرن عامل زبان رو در نظر بگیرن یعنی ما
وقتی که میگیم خشونت وقتی میگیم سرکوب
فراموش نکنید که این خشونت و سرکوب با
زبان درست شده بدون زبان درست نشده اگر
کسی رو اعدام میکنن حکم اعدام اول صادر
شده اگر اسلحه میسازن اول اون اسلحه
فرمولش با زبان ساخته شده هیچ چیزی نیست
که بدون زبان و خارج از زبان شکل گرفته
باشه بنابراین برای اینکه شما اون سرکوب
خب رو هم از بین ببرید باید به زبان توجه
بکنید این عنصر زبان خب البته نیازمند این
هست که شما در یک سیستم آموزشی تربیت پیدا
کرده باشید که اون سیستم بر اساس اولویت
دادن به زبان طراحی شده باشه و شناخته شده
باشه و در حقیقت جامعه علمی هم به اون
توجه داشته باشه من در حتی رشتههای فلسفه
هم چیزهایی که حالا من علاقه دارم میخونم
نمیبینم این حساسیت زبانی رو اینکه شما
چگونه میتونید از طق زبان به اسارت
دربیارید و به عکس حتی میبینی کسایی که
اسمشون مثلاً استاد فلسفه هست و به ظاهر
باید اینها نگهبان سلامت زبانی جامعه
باشن خودشون همون زبان آلوده جمهوری
اسلامی و زبان آلوده مذهب رو به کار میبرن
برای اینکه به
ظاهر ایدهها و اندیشههای رهایی بخشش رو
مطرح بکنن بنابراین اینکه شما چی میخواید
بگید مهم نیست اینکه از چه راهی میخواید
بگید و چگونه میخواید بگید مهمه چگونه
گفتن شما تأثیر میگذاره ماهیت حقیقی گفته
شماست پیام شما بدون وسیله پیام شما اصلاً
معنی نداره اون به قول مک لوحان حرف
معروفش اینه دیگه میگه مدیوم مسیج مدیوم
یعنی اون وسیله که شما بیان میکنید معنای
پیام شما رو تعیین میکنه خب ما الان در
دنیایی هستیم که این تکنولوژی دیجیتال به
سرعت داره پیشرفت میکنه و در نتیجه ما که
کاربر این تکنولوژی هستیم به سختی
میتونیم هم پای پیشرفت این تکنولوژی
بشناسیم نوع کارکرد این دستگاههایی که
استفاده میکنیم در حقیقت این موبایلی که
من استفاده میکنم این لپتاپی که من
استفاده میکنم به خیلی خیلی محدود بهش
آگاهی دارم از به اصطلاح کارکرد هاش در
حالی که اون نظامهای سرکوبگر به دلیل
اینکه تمام سرمایه شون رو در خدمت حفظ
خودشون میگذارن اونها آگاهی شون از توان
تواناییهای این تکنولوژی برای سرکوب و
مهار بسیار بسیار وسیعتر و گستردهتر از
شهروند تنهاست در نتیجه دی تکنولوژی
دیجیتال در جامعه توتالیتر میتونه به جای
ارتباط به ضد ارتباط کمک بکنه میتونه به
جای اینکه آدمها رو به هم وصل بکنه
آدمها رو از هم جدا بکنه به جای اینکه
آدمها رو به تفاهم تشویق بکنه خشونت
کلامی رو و خشونت رو اساساً مایع جدا شدن
آدمها قرار بده تفاهم و مشکل بکنه در
نتیجه شما میبینید در جامعه ایران هرچه
که بیشتر حرف میزنیم کمتر همدیگرو
میفهمیم یعنی افزایش کلمات تولید انبوه
زبان به بی ارزش شدن و بیمعنا شدن بیشتر
کمک میکنه تا به تفاهم این دقیقاً اون
چیزیست که یک حکومت توتالیتر در پیش هست و
تا زمانی که در برابر این ما آگاهانه
نیستیم یعنی از بیمعنا شدن زبان از تبدیل
نقش ارتباطی زبان به نقش ضد ارتباطی زبان
جلوگیری نکنیم این حکومتها یا برقرار یا
اگر
هم فرو بیفتن اون نظامی که جایگزین اینها
خواهد شد ماهیتاً تفاوت عمری نخواهد کرد
خیلی ممنونم