بله من عذر میخوام به خاطر اینکه بیمارم
صدای من گوش خراش تر از همیشه است و عذر
میخوام از دوستانی که صدای منو
میشنون نکته های مهمی رو گفتن دوستان من
دیر پیوستم به شما و اونچه شنیدم نکته های
مهمی بود فقط اونچه میتونم اضافه کنم اینه
که اونچه ما اسلام سیاسی
مینامیم در حقیقت
با سقوط امپراتوری یا خلافت
عثمانی شکل میگیره و به طور مشخص از سال
۱۱۹۲۷ با شکلگیری
سازمان بینالمللی اخوان المسلمین به دست
حسن الونا و
ایده ضرورت اجرای شریعت به دست حکومت که
در تاریخ اسلام بیسابقه بوده یعنی در
تاریخ اسلام هیچ حکومتی ما نداشتیم که
معتقد باشه که موظف هست
شرعاً به اینکه شریعت رو اجرا بکنه از سال
۱۱۹۲۷ و با تشکیل سازمان اخوان
مسلمین هدف این میشه که یعنی تعریف جدیدی
از حکومت از اسلام از شریعت و از مسلمان
بودن به وجود میاد که لازمش این هست که یک
حکومت اسلامی تشکیل بشه که متفاوت هست با
تمام اونچه که در جهان اسلام وجود داشت
و این حکومت وظیفش
اجرای شریعت هست یعنی حتی اگر شما
به سخنان سید جمال اسد آبادی یا شیخ محمد
عبده نگاه بکنید همچین چیزی
نمیبینید از
رشید رضا شاگرد محمد عبده به این طرف و
بعد حسن الونا هست که شما این ایده رو
میبینید و این ایده در جهان اسلام رشد
پیدا میکنه در شبه قاره هند با ا اعلای
مودودی و بعد میرسه به ایران و ایران با
فداییان اسلام در حقیقت این ایده وارد
ایران میشه ایده اسلام سیاسی و اینکه باید
ح حکومتی تشکیل داد برای اجرای اسلام برای
اجرای شریعت اسلام
و خب میدونید که نواب صفوی چند سفر به مصر
میره با سید قطب ملاقات میکنه حتی با جمال
عبدالناصر ملاقات میکنه
بعد شما اگر یک مطالعه در حقیقت از تحلیل
گفتمانی بکنیم به اصطلاح زبانشناس ها
ولایت فقیه آقای خمینی که درسهای ایشون در
نجف هست در دهه ۴۰۰ بسیار
بسیار الهام گرفته از کتاب الخلاف العظمی
ومام الکبری مال رشید رضا هست و در حقیقت
ایده حکومت اسلامی وارد ایران میشه و وارد
گفتمان حتی فقهی ما میشه که کاملاً
بیسابقه بوده به همین دلیلم هست که فقهای
ما
نظریه آقای خمینی رو راجع به ولایت فقیه
نمیتونستن هضم کنن یعنی در چهارچوب فق
قابل هضم نبود هرچقد هر چقدر هم پیشتر رفت
آقای خمینی وقتی به قدرت رسید خب خیلی
سریعتر مراد خودش رو بیان کرد خیلی
سریعتر ابعاد ولایتی رو که در نظر داشت
بیان کرد هرچه پیشتر رفت غیر فقهی بودن
این نظریه بیشتر آشکار شد و معلوم شد که
این یک نظریه کاملا جدید یعنی یه بدعتی اس
در تاریخ اسلام و متفاوت است از اونچه که
در تاریخ فقه از ولایت در نظر داشتن از
فقه در نظر داشتن از شریعت در نظر داشتن
به عبارت دیگه اسلام سیاسی پدیده مدرن هست
و یه بخش عمدهای
از اون وامدار تکنولوژی مدرن هست همون
طوری که فاشیسم و نازیسم و کمونیسم بدون
جامعه صنعتی و بدون تکنولوژی مدرن
نمیتونست به وجود بیاد همونطور ولایت
فقیه هم بدون تکنولوژی مدرن نمیتونست به
وجود
بیاد کلاً این نهاد مرجعیت یک نهاد مدر
مدرن هست یعنی اگر تلگراف
نبود فتوای تحریم تنباکو از میرزای شیرازی
هیچ موقع صادر نمیشد و هیچ موقع تأثیر
نداشت و اجتهاد و فقاهت و مرجعیت در حد
محلی میموند اینکه میبینید میرزای شیرازی
میتونه فتوای تنباکو رو صادر بکنه به دلیل
تکنولوژی مدرنه به دلیل اینکه تلگراف وارد
ممالک اسلامی شده و موجب شده که مرجعیت به
وجود بیاد مرجعیت یه پدیده کاملاً مدرنه
روحانیت یک پدیده کاملاً مدرنه با طبقه
علما فرق میکنه به خاطر هم نم اسمش فرق
میکنه یعنی روحانیت غیر از طبقه علماست
اگر طبقه علما بود نیازی نبود به اینکه ما
اسم جدیدی براش بگذاریم روحانیت مرجعیت
اینا نهادهای جدیدی هستن که در جامعه
ایران به وجود آمدن و مدون تکنولوژی هستن
و آخرین دست به اصطلاح تبرش هم در مسئله
ولایت فقیه میبینیم که کاملاً مربوط به
تکنولوژی مدرن هست و جامعه صنعتی اگر
جامعه صنعتی نبود اگر نظام سرمایهداری
نبود
اگر مدرنیته به شکلی که در قرن بیستم به
وجود آمد نبود اگر توتالیتاریسم به عنوان
یک نوع نظام سیاسی که در قرن بیستم شناخته
شد وجود نداشت ولایت فقیه هم به وجود
نمیآمد اسلام سیاسی هم به وجود نمیآمد
و ما همچنان با اشکال بسیار سنتی دیانت و
اسلام تدین اسلامی یا دیانت اسلامی مواجه
بودیم y