چرا کسانی که در این سؤال منه و عصبانیت
منه در حقیقت و در کاتبی شو از شما
میخوام که فرمودید واقعیت چیست و
منظورمون باید مشخص باشه چرا کسانی که
وایسادن در ۵۷ از جمله آقای میشل فوکو که
من هرگز نمیبخشم به قول شما فیلسوفی که
انقدر اشتباه کنه فیلسوف
نیست چرا اون کسانی که این همه
سنگ حقوق بشر به سینه زدن و این
همه ستمشاهی و نمیدونم استبداد محمدرضا
شاهی رو به به رخ همه کشیدن و امریکا هم
بهشون کمک کرد چطور امروز هیچ کدام صدایی
در نمیدهند وقتی که شاهزاده رضا پهلوی که
من اصلاً قبولش ندارما یه چهار روزی بهش
ایمان آوردم فکر کردم بهشم وکالت دادم ولی
بعد متوجه شدم که ایشون اصلاً این کاره
نیست ولی لااقل رفت ققنوسی رو به وجود
آورد که
تمام متخ مسین و همان معمارانی که خانهای
رو که شما میخواید که سیف باشه اونا داشتن
میساختن بعد باز دوباره آقایون پهی آمدن و
زدن زیر همه چیز باید اینا از هم پاره شدن
البته ققنوس پاره نشده خوشبختانه اینها
سر کارن و منتظرن که اگر روزی قرار بشه به
کمک ایران بش تبن آی خب که اینا عمرشون
پایدار باشه چون اینجور که بوش میاد ما تا
۱۰۰ سال دیگه هم از دست جمهوری اسلامی
نجات پیدا نمیکنیم ولی واقعاً منظورتون از
واقعیت دا بشناسیم
و منظورمون بدونیم چی هست واقعیت چی هست
من دیک باتمی رو از شما فیلسوف میخوام
خودتونم میگید که من فیلسوف نیستم ولی من
شما رو خیلی فلسفه دانتر از میشل فوکو
میدونم بفرماید که چه میشه کرد که انقدر
چوب لای چرخ کسانی من نمیگم رضا پهلوی
اصلاً مهرهای هستا از این به بعد دیگه
هیچ وقت فکر نمیکنم قبلاً فکر کرده بودم
امیدی هست ولی حالا دیگه اصلاً فکر نمیکنم
ولی وقتی که که یک نفر هم یا چند نفر یا
عدهای مثل همین متخصصین میخوان کاری رو
بکنن چرا یه عدهای که همون بلا رو به سر
ما آوردن باز دوباره شروع میکنن به شلنگ
تخته انداختن این سؤال من و عصبانیت من از
اینه بیشتر
بفرمایید صحبت کنم من بله بله بفرمایید من
کاملاً حق می میدم به شما چون منم همین
طوره احساس شما و این احساس به اصطلاح
خشمی که سالیانی هست همواره داره افزایش
پیدا میکنه و ما رو بیشتر آزار میده این
تقریباً چیزیست که مشترکه بین ما و کاملاً
میفهمم اما این رویکردی که شما الان دارین
که ما تا امروز
داشتیم که به درستی میگیم خ این حکومت
اومده یه وعدههایی داده مردمو گول زده و
خلافش عمل کرده خودشم آقای خمینی گفت که
حکومت اسلامی حق داره یک طرفه تمام
قراردادها رو با مردم فسخ بکنه یعنی
جمهوری اسلامی میگه که ما اگه لازم باشه
دروغ بگیم آدم میکشیم قراردادم فسخ
میکنیم خب همچین حکومتی وحشتناکی در دنیا
یعنی در تاریخ بشر من سراغ
ندارمی حاکم یک مملکتی که خودش یک
بالاترین مقام مذهبی
است بگه که شما برای حفظ حکومت میتونید
مذهب زیر پا بگذارید من نمیشناسم هیچجا
در هیچ دینی و در هیچ تاریخی پس اونچه که
ما در ایران داریم یه چیز استثنایی اس در
شرارت و در خباثت هیچ شکی نیست درش
اما ما هدفمون چیه اگر دوست داریم که دیگه
در داستان کربلایی امام حسینی کشته شد
هزار و خورده سال شیعیان براش گریه میکنن
خب اون که زنده نمیشه که درسته که ما
مظلومیم و اونا ظالمن ولی ما که نمیخوایم
در مقام ویکت مرتب برای خودمون مرسیه
بخونیم نه ما میخوایم وضو تغییر بدیم اگر
میخوایم وضو تغییر بدیم یک هیچ امیدی به
این جمهوری اسلامی نیست که یک روز از خواب
بیدار شه و بگه که من اشتباه کردم مردم من
از حکومت میرم بیرون من دیگه شما رو آزار
نخواهم داد نه همچین اتفاقی نخواهد افتاد
تا زمانی که در یک دستشون اسلحه و در دست
دیگر کلید ز زندان هست هر کاری رو به خودش
شون اجازه میدن انجام بدن حتی اگر
شده قرار باشه برن بیشترین حد نابودی و
ویرانی رو انجام میدن و پشت سر خودشون
تلهای از خاکستر میگذارن مثل بم منفجر
میشن اینها در شرارت هیچ حدی ندارن پس
این جمهوری اسلامی حکومت و از درون این
هیچ امیدی نداشته باشید یک اون طرف دنیای
بیرون غرب
خوبشو بدشت
از کشورهایی که تأثیر گذارن قدرتمندند از
چین گرفته تا روسیه تا اروپا تا آمریکا
هرگز انتظار نداشته باشید که یک قدم و یک
پاپاسی در جهت منافع شما خرج بکن که اصلا
اینو آوردن که به این روز ما بیفتیم آره
بله دقیقاً بنابراین نه کمکی از بیرون
خواهد آمد اونها زمانی به ما کمک خواهند
کرد که یک ما در یک حد قابل توجهی پیشرفت
کرده باشیم و پیروزی ما رو نزدیک ببینن و
بنابراین منافع خودشون بدونن که ما ما
همکاری کنن ولی اگر ما ضعیف باشیم و در
عمل فقط صدا بدیم و اعتراض کنیم ولی کاری
رو نکنیم اونها رو ما حساب نمیکنم پس نه
منجی در بیرون هست و نه رحمی در درون ما
یک دزد خانگی داریم و یک خسم بیرونی تمام
دنیا وقتی که شما ضعیف میشید رو پا
میگذارن و شما میخواید ایران باشید
میخواید یمن باشید یا جای دیگه باید قوی
بود این دنیاییست که هیچ قاعدهای
نمیشناسن کشور آقای پوتین یه شبه تصمیم
میگیره بره قلب اروپا رو جنگ را بندازه
هیچکسم هیچ کاری نمیتونه بکنه فساد قوی
بود خب جامعه باید برای اولین بار بعد از
دورانی که حکومتهای استبدادی بودن وقتی
که شما من امروز مقدار میخوندم تا تاریخ
قاج رو میخونید واقعاً آدم میخواد بترکه
از غصه یک حکومتی که اموال مملکت رو میبره
فقط و فقط
برای هوسهای احمقانه خودش به باد میده و
هیچ گونه درایتی نداره در ضعیفترین
دورانی ما مواجه میشیم با غرب هیچی نداریم
نه پول داریم نه دولت داریم نه اداره
داریم هیچی نداریم در قوچان دختران رو به
رو ها میفروشن تا نان بخرن در چنین
وضعیتی هستیم
ما ما با حاکمانی سر کار داشتیم که فقط و
فقط به حکومت خودشون فکر میکردن
بچههاشون م حاضر بودن کور کنن پس ما باید
یه رفتارمون عوض بکنیم چهکار بکنیم غرب
اگر عوض شد تغییر کرد به این دلیل تغییر
کرد اونها هم نظامش استبدادی بود به این
دلیل تغییر کرد که در دوره رونسانس
کسایی مثل
بوسی که آدمای دانشمند اون دوران بودن به
این نتیجه رسیدن که حکومتهای
استبدادی محصول حاکمان مستبد نیست بلکه
محصول مردمیست که به اون استبداد تن میدن
ب و میگه این بردگان نیستن که این اربابان
نیستن که مردم رو برده میکنن این بردگان
هستن که ارباب میسازن یه رسالهای داره
من برای شما میفرستم اگر دوست داشتید
برای دوستانم بفرستید به فارسی هم ترجمه
شده اسمش هست
رساله اطاعت
اختیاری و این نظریه او بعد همین طور میاد
علم سیاست جدید رو میسازه
کانت از کانت و دکارت همه اینها ما هر
چقدر که آمده جلو متوجه شدیم که جامعهای
که بردگی رو تحمل بکنه و از کرامت آزادی
بگذره این جامعه نمیتونه تغیر پیدا بکه
بکنه قربانی میشه میشه براش گریه کرد ولی
نمیشه او رو به دلیلی که در موقعیتی قرار
داره فارغ از مسئولیت بنست شما اگر در
زندان انفرادی باشید دست و پای شما بسته
باشه چشم شما بسته باشه شما همچنان آزادید
چون میتونید تخیل کنید تا زمانی که زنده
هستید و تا زمانی که میتونید تخیل کنید
آزادید و آزادی یعنی اینکه امکان تغییر وض
دارید جامعهای که ما هستیم ما همه آسیب
دادیم جامعه ایران همه آسیب دیدن در این
۵۰ سال اما به معنای این نیست که مسئول
نیستن مسئولیت با مقصر بودن فرق میکنه
مقصر این ظلمها جمهوری اسلامیه ولی مسئول
تغییرش ماییم مسئولیت یعنی اینکه من کاری
ندارم که این محیط زیست و کی خراب کرده من
مسئولم که در محیط زیست رو مراقبت کنم ازش
برای من مهم نیست که این فاجعه هوای آلوده
چهجوری وجود اومده من مسئولم که در جهت
از بین بردن
بدیها مهار شرارتها عمل کنم نمیتونم
بگم این حکومت حکومته خیلی هم قصی قلبه
منم که کاری نمیتونم بکنم نه جامعه به
امید نیاز نداره جامعه نیاز داره به
اعتماد به نفس به اینکه ب ایمان بیاره که
میتونه وضعیتو تغییر بده ملتهایی بودن
بسیار بسیار با گذشتهای که کشور مدرن
بودن آلمان از نظر اقتصادی جزء سرآمد
کشورهای دنیا بود در نیمه اول قرن بیستم
از نظر تکنولوژیک پیش جز پیشرفتهترین
کشورها بود از نظر فرهنگی گوته و هانت و
هگل و درخشانترین ذهنهای عصر مدرن رو
داشت در قرن هجدهم و نوزدهم اما هیتلر
اومد سر کار و هیتلر به نام آلمان به
عنوان کسی که او بیش از هر کس دیگه دلش
برای آلمان میسوزه آلمان رو به خاک سیاه
نشوند
اما این کسانی که مهاجرت کردن از
آلمان اروپای در آتش و خون رو رها کردن و
به د سرزمینهای دورتری رفتن که زنده
بمانند اینها لحظهای از اندیشیدن
لحظهای از خلق کردن فکر و ایده و دنیایی
که بتونن تخیل کنن بعد از این هیتلر میشه
ساخت لحظه ط وقف نکردن توماس مان در همین
ایالتی که شما هستید در آپارتمان خودش دو
خوابه با زن و بچهش زندگی میکرد به
عنوان مهاجر در یک اتاق رمان مینوشت در
اتاق دیگه رادیو روشن بود و اعلام میکرد
که هواپیماها دارن آلمانو منف چیز مبار
میکنن در چنین وضعیتی درخشانترین
رمانها رو نوشتن فلسفههای بسیار بسیار
درخشانی رو نوشتن پرسشها رو مطرح کردن
اندیشیدن وقتی که جنگ تموم شد این مهاجران
برگشتن به آلمان آلمان ویران شده بود اما
جان آلمان زنده بود جسم آلمان متلاشی شده
بود اما روح آلمان اینها بودن به همین
دلیل توانستن آلمان رو
بسازن بله این خیلی قشنگ بود ولی در عراق
این اتفاق نیفتاد در افغانستان این اتفاق
نیفتاد در بسیاری کشورهای دیگه نیفتاد پس
میشه در بد ما که مثل آلمان نیستیم زمان
جنگ میشه در شرایط بد بود اما اگر شما هم
اراده و انگیزه داشته باشید و هم دانش
بدونید که اینا علم سیاست علمه همون طور
که سیاست علمه تغییر حکومت
علمه اپوزیسیون بودن فقط به نیت خوب
برنمیاد شما باید بلد باشین چیکار کنین
باید بدونین که امروزه نمیشه دیگه فقط با
به اصطلاح کار تبلیغاتی تو تلویزیون
حکومتها رو عوض کرد حکومتی که انقدر پول
داره حکومتی که در بازار قاچاق و اسلحه و
مواد مخدر تو دنیا داره اربده میکشه
نمیشه فقط با رفتن تو تلویزیون و مصاحبه
کردن قضیه رو حل کرد نه جدی بگیریم جدی
بگیریم بدونیم که قدرت چیه و چیزی که اون
رو بتونه مهار بکنه به وجود خیلی متشکرم
جناب پورکی
بفرمایید بله با سلام
به دوستان و سخنران عزیز من
به طور اباحی و شفاهی یه مقداری از
بیوگرافی شما
[موسیقی]
رو میدونستم و
همیشه از اینکه شما از ظاهراً در حوزه
علمیه مقداری از تحصیلاتت رو گذروندید و
اینکه اینجا رسیدید که با فلسفه مدرن و
حالا پست مدرن و اینها آشنا بشید و در
واقع خودتون رو از
اون جریان فکری به بالاترین سطح فلسفه و
دانش برسونید خیلی ارادت دارم به شما و
خوشحالم خواهش میکنم نه به بالاتری که
نرسون ولی دارم سعی میکنم که یه چیزی یاد
بگیرم ممنونم از بله و این رو جز خلوص نیت
و علاقه به همون واقعیتی که مطرح میکنید
دلیل دیگهای نمیدونم البته در جنبش کسانی
هستند که در جنبش اپوزیسیون منظورم هست که
این گذشته آدم رو به عنوان یک تصویر بد
نگاه میکنن و اینم یکی از مشکلاتی
رویاهایی که متأسفانه
هنوز در جامعه ما مونده من در مورد اینکه
بحثت رو با فوکو شروع کردید که البته تنها
فوکو
نبود الان اسمشون یادم رفته اون آقایی که
مکتب فرانکفورت هست خیلی معروف هست چپ
مکتب فرانکفورت هست اون هم به ایران اومد
و اون هم تکریم از
رژیم بله بله پرداخت و خیلی از خود
آمریکاییها ببینید آمریکاییهایی که در
یعنی دموکراتها که به اصطلاح یکی از
دموکراسی خواهان
ترین جریانهای سیاسی موجود بودن گول فریب
این البته فریب من نمیتونم بگم چون
همونجوری که شما گفتید البته من فکر
میکردم
۹۶ جامعه ایران رأی به اون رفراندوم
مسخره اول انقلاب انقلاب اسلامی داد یعنی
اینکه اینها فکر میکردن که خب مردم ایران
جنونی یعنی با آگاهی به واقعیت این
احساسات رو پیدا کردن و در واقع انقلابش
یک انقلاب راستین هست این اشتباه رو کردن
چون دقیقاً از درون جامعه ایران اطلاعات
نداشتن حتی من که اون موقع خودم یک دانشجو
بودم این رو احساس میکردم یعنی از نظر
فضیلت فکری و اینها در حد هیچکدوم از
اینها نبودن ولی این رو میدونستم که
البته شاید معدود بودیم ما کسانی که
میدونستیم خمینی چی گفته و نهایت این
حکومت اسلامی چی هست حتی در اون زمان
و ولی من در بستن که بودم درست همون اوایل
انقلاب هنوز انقلاب نشده بود آقایی به اسم
پال سویزی که نیو لفت ریویو رو سردبیری
میکرد ایشون گفتن که بعد ما چند تا از
دانشجوهای ایرانی بودیم اونجا ازش پرسیدیم
آینده رو چی میبینی گفت آینده شما رو
سیاه میبینم برای جامعه یعنی اینجوری
نبود که
همه یک دست خمینی رو تکریم بکنن به عنوان
یک گاندی آینده و اینها خیلیها
میدونستن
و
اتفاقاً یک خاطرهای که دارم من بعد از
بلافاصله
در بهبه انقلاب به ایران برگشتم و مشغول
تدریس در دانشگاه صنعتی اسفهان شدم و همین
جوری که شما گفتید نه تنها در سطح مردم که
خب مردم رو میشه به ناآگاهی و احساساتی و
شدن و اینها متهم کرد ولی در حد به اصطلاح
استادان دانشگاه اکثریت من در خودم در
شورای دانشگاه بودم اکثریت
با این رژیم بودن یعنی امید داشتن به این
رویایی که شما گفتید من فکر میکنم که این
واقعاً رویا بوده اتفاقاً یکی از دوستان
که در این جلسه هم هست و من اجازه گرفتم
که اسمشون رو بگم دکتر گرا بهرام گرامی هم
که ایشونم در شورای دانشگاه بودن من به
شوخی به ایشون گفتم که ما کی همون اوایل
انقلاب کی از دست از مهمان تا کی مهمان
این آقایان خواهیم بود گفتن که مطمئن
هستید که شما مهمان نیستید و اینها هستند
که صاحب خونه هستن به درستی گفتن یعنی
اینکه بودن جریاناتی که
میدیدن ولی در اقلیت مطلق وجود داشتیم
ماها در اقلیت
۴درصدی
و این متأسفانه هست حالا بگیم مارکس
فاشیسم رو امتحان نکرده بود ولی آقای فکو
که امتحان میدونه است و این خیلی عجیب
هست
که جریان فاشیستی رو نمیدید در
این نهضت حالا به هرچی و من هنوزم برام
قابل قبول نیست صحبت ۵۷ میکنیم البته من
دانشجو بودم اون موقع ولی ۵ هفتی بودم
متوجهید و خیلیا بودن که از حب به قول
معروف از حب معاویه نبود از از بغض علی
نبود
ب بله و اینجوری بود که یعنی
یک احساساتی در مردم برانگیخته شده بود که
یک ۹۶ یا حالا به قول شما ۹۸ یک چیز به
اصطلاح گذرا نیست و خیلی چیز هست به قول
خود شما در روسیه هم که این اتفاق
افتاد
لنین بعد از چند یکی دو سالی که گذشت گفت
که من نمیدونستم که این بکرات میان و این
اوضاع رو به دست میگیرن یعنی خودش هم به
این و شروع کرد دفاع کردن از به علاقه
نشون دادن به سیستم منجمنت آمریکایی یعنی
یک سری چیزا رو بایستی با علم پیش رفت در
تأیید همون صحبتهای شما و این هست
که چیز عجیبی نیست به قول خود شما در
انقلاب فرانسه هم این اتفاق افتاد و ۱۰۰
سال طول کشید متأسفانه امیدوارم حالا ما
دچار این ۱۰ سال تأخیر نشیم ولی در انقلاب
فرانسه این اتفاق افتاد به هر حال خیلی از
صحبت و به اصطلاح احساسات پرشوری که نشون
دادید متشکرم ولی به عنوان یک پراجکت ما
باید ایدههای مشخص داشته باشیم البته
انقلاب کردن تغییر تغییر
اجتماعی که البته من خودم خیلی مایوس هستم
ازش در شرایط حاضر یک امر خونه ساختن و یا
حتی بیلدینگ ساختن نیست چون من خودم مهندس
هستم یعنی از نظر فنی اطلاعات کافی دارم
به اون سادگی نیست خیلی پیچیده است به
خصوص من با شما معتقد هم عقیده هستم که
متأسفانه اپوزیسیون ایران هنوز در رویا به
سر میبره من میشنوم تو یوتیوب و اینا
میبینم که بسیاری
از جوونها خیلی
عقاید به اصطلاح مشعشع و دانشمندانی دارن
چه در مورد تاریخ چه در مورد فلسفه خود
شما هم دیدید ولی من فکر میکنم ما هنوز
هم در رویا به سر میبریم و این گذار به
واقعیت خیلی کار سختیه یعنی قدمهای مشخص
میخواد من که معتقد شدم که این از
طریق به اصطلاح پیگیری فرهنگی هست که
میتونیم که اونم خیلی متأسفانه تأخیر
زیاده و طولانی مدت هست ممنون میشم اگه به
طور
مشخص نمونههایی از واقعیتها رو که
میتونیم دنبال بکنیم و تحقیق بکنیم به ما
نشون بدید چون من معتقدم همون طوری که
گفتید رژیم اسلامی حکومت اسلامی حتی در
هنر هم داره راه خطا رو نشون میده یعنی
هنرمند در هنرمندایی به اصطلاح هنرمندهای
که در جمهوری اسلامی هستن در واقع شبه
هنرمند هستن یا لمپن هنرمند هستن و این در
تخریب زبان خیلی موثر بود خیلی ممنون میشم
مرسی دوستان قبل از اینکه دکتر خلجی جواب
بدن من خواهش میکنم که نمیدونم یه چند
نفری رفتن ولی این ۱۱۵ نفری که باقی موندن
اقلاً اگر که جدید هستند و در لیست ما
نیستن لطف کنن ایمیلش و اینجا بنویسن
ممنون میشم در چت بنویسید کسی هم نمیبینه
من براتون فلرهای بعدی رو میفرستم
بفرمایید جناب
خلجی و خواش و خواهش میکنم دوستان دیگه و
همچنین خود دکتر خلجی اگر ممکنه زیاد
طولانی صحبت نکنن که بشه به همه دوستانی
که در صف هستن برسه و ساعت ۱۰ شما ساعت ۱۲
شماست نه به احتمال زیاد نزدیک به ۱۲ شما
بفرما بفرماید بفرمایید خش سعی میکنم
خیلی کوتاه بگم ببینید واقعیت یعنی چی
واقعیت یعنی اون چیزی که الان هست و لحظه
دیگه یه واقعیت دیگه است پس شما زمانی با
واقعیت تماس دارین که گذر این واقعیت و
تغییر این واقعیت رو حس بکنید یعنی که
بدونید امروز با دیروز فرق میکنه و شما
دیگه هرگز به دیروز
برنمیگردید واقعیت یعنی اونچه که سیاله
اونچه که از حرکت نمیی استه انسان
موجودیست در زمان اگر فکر کنید که شما
هنوز تو دنیای دیروز و گذشته قرار دارید
یعنی که شما ارتباطت با واقعیت تغییر کرده
چیز شده گسسته شده پس ما تا الان هر چقدرم
که بیشتر سیاسی بش فعال بشیم چه تو محفلی
خانوادگیمون چه تو تلویزیون به محض اینکه
میخوایم راجع به سیاست حرف بزنیم
برمیگردیم راجع به گذشته شروع میکنم
دعوا کردن راجع به گذشته ما بخش عظیمی از
مشغولیت ذهنی و فضای زبانیم به اثبات این
تعلق داره که این گذشته اونی که من میگم و
اون میگه نه گذشته اینی که من میگم یعنی
ما نمیدونیم که گذشته گذشته و هرگز
واقعیت نخواهد داشت و من هم هرگز نمیتونم
به واقعیت گذشته دسترسی پیدا بکنم تاریخ
همیشه یعنی قصهای که ما راجع به گذشته
میگیم همواره تاریخ از نو نوشته میشه
انسان خدا نیست نمیتونه همه چیزو بدونه
بپذیریم که گذشته ما یا گذشته از نظر ما
همواره باید متنوع باشه پس در کشورهای
غربی تا امروز راجع هیچ حادثهای نیست از
جنگهای ایران یونانیان در ۲۵۰۰۰ سال
گذشته بگیرید تا انقلاب فران ه هیچ
حادثهای نیست که تاریخشو یه بار نوشته
باشن دفترش بسته باشن هر نسلی تاریخشو
مینویسه و از نو مینویسه گذشته یعنی
اختلاف یعنی تفاوت جامعه بر اساس گذشتش
ساخته نمیشه من و شما نمیتونیم بگیم
بیایم راجع به گذشته اتفاق نظر بدا کنیم
ببینیم انقلاب خوب بود بد بود مشروطه خوب
بود بد بود بعد جامعه بسازیم نه جامعه رو
کسانی میسازن که در مورد آینده با هم یه
نظر مشترکی دارن من و شما میتونیم راجع
به گذشته کاملاً متفاوت فکر کنیم اما
آیندهای مشترک تخیل کنیم و بخواهیم
آیندهای که هم من و شما درش گرسنه نباشیم
هم من و شما از در آزادی برخوردار باشیم
هم بچههای ما در آرامش به سر ببرن ولو
اینکه گذشته که برای خودمون تصور میکنیم
کاملاً متفاوت باشه بنابراین ما باید از
نظر فکر سیاسی این خیلی کار سختیه ها به
خاط که ما اینجوری تربیت نشدیم ما در
جامعه تربیت شدیم که همش ما سر حسین و
کربلا و اینا برگشتیم گ تمام تقویم
سالیانه ما بر اساس حوادث بیش از ۰۰ سال
پیشه تقویم ما از نوع باید بر اساس اون
اتفاقاتی نوشته بشه که ما با آزادی با
آگاهی و با عشق به همدیگه و با عشق به
فرزندانی که در آینده این سرزمین خواهد
داشت با اونها ساخته میشه اونچه که گذشته
پیش آمده شما در به وجود آمدنش نه هیچ
نقشی داشتید نه میتونید تصور کنید که
چهجوری به وجود آمده اما میتونید برای
ساختن فردا با همدیگه کمک بکنید پس به
واقعیت بچرد فردا باز
فرداست اصلاً انسان آزاده یعنی چی انسان
آزاده یعنی که هر لحظه میتونه متفاوت از
گذشته عمل بکنه ما محکوم نیستیم که طبق
تاریخمون عمل کنیم ما فردا یک انسان جدیدم
و از از نو متولد بشیم میتونیم یک عملی
انجام بدیم که کاملاً بیسابقه است انسان
ویژگیش اینه پس در واقعیت زندگی کردن یعنی
نوع آوری کردن یعنی ابداع کردن نه تقلید
کردن نه از گذشته رو کپی کپی کردن نه به
گذشته چسبیدن نه سر اینکه گذشته چه بوده
دعوا کردن بلکه ارتباط بر اساس اونچه که
هستیم و بر اساس اونچه که میخوایم باشیم
و دو پس تاریخ واقعیت نیست
از تاریخ دین نسازیم بر سر تاریخ همدیگه
نکشیم دو اونچه که ما
میدونیم همواره از طریق یه چیزی میدونید
یا از کتاب میخونید یا تو تلویزیون
میبینید یا تو روزنامه میخونید یه کسی
به شما میگه شما که خدا نیستید که همه
چیزو فرشتهها براتون خبر بیارن شما
همواره از طریق یک ابزارهایی اونچه که فکر
میکنید میدونید رو میدونید پس شما
ارتباط با واقعیت ندارید همیشه بین شما و
واقعیت فاصله است من که تلویزیون میبینم
یه خبری رو میگه نباید فکر کنم که این خبر
با واقعیت یکیه یکی از مهمترین
اهداف به اصطلاح آموزش دیجیتال
یا دیجیتال لیتر سی این هست که شما درسته
که در جهانی به سر میبارید که همه تصویره
از موبایلتون با تصویره نمیدونم زنگ
خونتون تصویره همه چیز تصویر
هست احاطه شدید به تصاویر ولی همواره باید
خودآگاه باشید که تصویر واقعیت نیست اگر
در تلویزیون یه خبری رو میده این به این
معنی نیست که اونچه که داره میگه همین
جوری اتفاق افتاده نه اینا تصویره بستگی
به دوربینش بستگی به ادیتش هرچه در تصویر
میبینی واقعیت نیست پس بتونید بین جهان
واقعی یعنی ری ورد و ویرچوال بگذارید این
چیزی که بشر داره تواناییشو از دست میده
هرچه نسلهای جدیدتر میان اینها دیگه مرز
بین جهان واقعی و جهان ویرچوال نمیتونن
تشخیص بدن و این یعنی که شما طعمه بسیار
خوبی هستید برای اون نیروهای قدرتمندی که
اصلا نمیبینید شون پس ما همیشه مدرنیته
یعنی دکارت یعنی شک کردن م اونچی که
میدونم اینچی که میبینم الان آیا واقعاً
هم همین جوره مدی مدرنیته این نیست که شما
به یه چیزایی یقین پیدا بکنید و یه تضمینی
هم یه خدایی به شما بده نه مدرنیته یعنی
بدونید هیچ تضمینی وجود نداره شما هم به
شدت آسیب پذیرید و هر لحظه باید اونچه که
فکر میکنید میدونید رو دبل چک کنید وقتی
آدم میره دکتر خدای نکرده یه مشکل جدی
داره یه دکتر دیگه هم میره د تا دکتر دیگه
هم میره نمیره که راحتی تنشو به جراحی بده
وقتی مسائل مهم هست اتفاقی که در این چیز
افتاده در سالها افتاده اینه که بخش
عظیمی از مخالفان جمهوری
اسلامی چنان تبلیغ میکنن علیه جمهوری
اسلامی که خودشونو میترسونه خودشونو فلج
میکنه تلویزیونهایی مثل ایران
اینترنشنال و بی بی سی و بنو توو به خاطر
اینکه مرتب میگن این جمهوری
اسلامی نمیدونم خشنه سرکوب میکنه میزنه
میکشه اصلاً تلویزیون این چیز تعزیه است
از صبح که باز میکنی داره به شما میگه یه
حکومتی هست انقدر این حکومت قدرتمنده که
شما رو در هم میشکنه شما اتفاقاً این
حکومت
واقعاً نه اینطور نیست خب واقعی همینو
میگم واقعیت رو با ببینید ارعاب همیشه یکی
از پایههای اصلی این حکومتها هر روز که
نمیان آدم بکشن که ولی میان یه نفرو در یک
محله میگیرن یه دونه کارگردان میگیرن یه
نفررو یه دان رو میگیرن تمام اون دانشگاه
دیگه میترسن هرس آدمها همیشه هزاران بار
بیشتر از خطر واقعیه اگر یه یه نفررو
گرفتن تو خانواده ما پدر منو گرفته بودن
تمام خانوادهمون دیگه نمیومدن خونه ما
میترسیدم این واقعی نبود و حکومتها از
این ابزار استفاده میکنن این حکومتها با
ترس بر شما حکومت میکنن پس باید بدونیم
که چه چیزی رو باید بترسیم چه چیز م ترسش
واقعی نیست اونا میخوان ما بترسیم
ببینید جمهوری اسلامی انقدر تو تلویزیون
خودش نمیگه که ما شما رو میکشیم میزنیم
نابود میکنیم این تلویزیونای مخالفن این
ما اون وقت نمیتونیم عمل بکنیم ما اون
وقت الان تو خارج از کشور کسانی که میرن
ایران میان دیگه نمیتونن بیان تو تلویزیو
حرف بزنن تو کلاب هاس باشن خودشونو محدود
میکنن در حالی که خطری نیست برای خیلی از
اینها پس درک درست ابعاد خطر آدمی که تو
تاریکیه فکر میکنه که خطر از همه سو میاد
چراغو روشن کنه میبینه که یه دونه موش
گوش گوشه دیوار چراغو روشن کنیم برای
اینکه ترس رو باید مهار کرد اگر ترس و اگر
یأس مسلط بشه اونها پیروز شدن ول اینکه
شما مخالفشون باشید این حکومتها هم
میخوان از شما دلیلی رو بگیرن و هم
اعتماد به نفسو میخوان میگن شما هر جای
دنیا باشین ما شما رو نابود میکنیم
نمیتونن این کارو بکنن اینها خدا نیستن
اینها هزاران نقطه ضعف دارن اینها چراغو
روشن کنید اینها فقط و فقط یک تصویری از
خودشون ساختن که کاملاً با واقعیتش فرق
میکنه یک حالا متوجه شدیم واقعیتو بعد از
جامعه حالا مت قویتر از اونها هر حکومتی
است هر حکومتی هیچ حکومتی نیست که از
جامعهشان خودشو ببینه اعتماد به نفس که
پیدا بکنه نه دشمن خارجی به آسیب میزنه
نه دشمن خان خیلی ممنون جناب گرکانی بفرما
مس خش میکنم با درود فرامان خدمت دوستان
خانم جلالی و جناب استاد
خلجی ما از
تاریخ جامعه از تاریخ چیزی یاد نگرفته
نخوندیم از چه توقع داریم کشوری که فقر
فرهنگی اجتماعی داره ۳۰۰ سال شاد ۲۰۰ سال
از از دنیای مترقی عقب هستیم کشاورزی مون
آب
غذا یاد نگرفتیم رأی بدیم از آزادی چیزی
نمیدونیم کشوری هستیم که سنا مجلس سنا و
یا سنا یا مجلس شورا یه مشت خائن
هستن کشان ک کشوری یا لش گری اینا کار
میکنن نه به خاطر حقوق به خاطر اینکه
رشوه
بگیرن کشوری که
اعتماد اخلاق اتحاد تشکیلات امنیت
نداره اگه بخوایم ایران نوینی که درست
بکنیم از دید بنده یک مثلثی هست
اخلاق
اتیک مسئولی
دوم کار ورک اتیک
اقتصاد
سوم قانون احترام رسپکت اگه بتونیم این سه
تا رو با هم یاد بگیریم کشور پیش میره
متأسفانه
کسی یاد نداده دانشگاهی نداره اگه بخوایم
اینا رو یاد بگیریم یه قرن طول میکشه
دهها دکه صد ده قر دههی احتیاج داره که
جامعه یاد بگیره اورنایت درست
نمیشه من آینده خوبی نمیبینم
متشکرم خی
ممنون پاسخی دارید جناب بله بله بله
ببینید من این حس شما رو درک میکنم ولی
این حس شما از نظر علمی و منطقی قابل دفاع
نیست چرا به دلیل اینکه شما انسان
هرگزم خدا نمیشیم بنابراین کارایی که
نمیتونید بکنید همواره نامحدوده میتونید
تا قیامت اگه بگین من این کاررو نمیتونم
بکنم اون کار نمیتونم بکنم تموم نمیشه
انسان جامعه تمدن و فرهنگ با کارایی که
انسان میتونه بکنه ساخته میشه شما
نمیتونید خورشیدو ببرید آسمون ولی
میتونید یک شمعی در تاریکی روشن بکنید
اون شمع که راه شما
رو به شما نشون میده لازم نیست شما خدا
باشید برای اینکه بتونید کاری بکنید کنیم
مدرنیته یعنی آگاهی ما به نقصم به اینکه
عقلمون خطا میکنه به اینکه ما فریب
میخوریم میگه که چشم من خطا میبینه
آدمها با فهمیدن نقص خودشون بوده که
تونستن علم بسازن نظریه خطاست بندازن دور
دیگه نظریهها از نظریهها بت نمیسازند
میدونن که اینا انسانیه اگر ما آدمها
نپذیرفته بودیم که خطاکاری آدمهایی هستیم
که محدودم دیگه دموکراسی ن قبول نمیکردیم
ما چون میدونیم هممون عقلمون ناقصه
جسممون ناقصه خطا میکنیم و هممون انسانیم
پذیرفتیم اینو که متفاوت باشیم و نکته مهم
دیگه اینه که شما هرگز به جایی نمیرسید
که دنیای کامل بسازید این که شما فرمودید
۱۰۰۰ سال طول میکشه من به شما خواهم گفت
که تا ابد طول میکشه انسان همواره ناقصه
جامعهای که ما میسازیم بهشت نیست همواره
باید برای حفظش تلاش کرد در آلمان عرض
کردم در اوج شکوفایی اقتصادی و صنعتی و
علمی از دل اون فرهنگی که جامعهی که
درخشانترین ذهنهای مدرنتر رو آفریده بود
فلسفه مدرن آفریده بود هیتلر درآورد پس
هیچ چیزی در لحظه بعد تضمین نیست شما اگر
جامعه کانت م باشید فردا اگر مواضب نباشید
هیتلر در میاد پس اینطور نیست که ما
بدبختی کاری نمیتونیم بکنیم ما باید آگاه
بشیم و حساس بشیم به فاجعه شما
ثروتمندترین آدم روی زمین باشین از اینکه
بر شکسته باشین مسون نیست هر چقدر بیشتر
پول داشته باشید امکان خسارت شما بیشتره
پس باید بیشتر مراقب باشید و شما یه قدم
بردارید برای نسل آینده بخاط شما شما فقط
نیستید که اینی که شما الان هستید مسئول
نسلهای گذشته است به همین میزان شما برای
نسلهای آینده مسئولید ولا این که هیچ
تغییری برای شما به وجود نیاد این باعث
نمیشه که شما از مسئولیت بتونید
شان خیلی متشکرم دکتر حسینزاده
بفرمایید با سلام خدمت گزار گرامی و تشکر
از سخنران گرامی و همین طور سرکار خانم
جلالی جناب خرجی شما تحلیل
روشنگرانه از وضع موجود ایران بیان داشتید
و خب طی اون اشکالاتی که وجود داره
اشکالاتی که به بین اپوزیسیون وجود داره
دولت حکومت حکومت جمهوری اسلامی چه بوده
چه وعدههایی داده چهکار کرده اینها
بسیار عالی بود در مورد تشخیص تون و
راهنماییها تون اشاره فرمودید که وقتمون
رسیده که ما شیوه عملمون و تغییر بدیم
تفکر بهتری داشته باشیم و در حقیقت از
رویا بپرهیزیم
و دنبال پروژه
باشیم اینها
تمام دردهایی هست که کم و بیش ما ازش
آگاهی
داریم و این رو هم کم و بیش خیلی ممنون که
شما اینا رو به طور خیلی مشروح
بیانفر میدونیم که هر کاری با پروژه پیش
میره میدونیم
که در حقیقت باید منطق را به
کار و
دنبال همکاری با
یکدیگر ولی خود شما هم اشاره کردید که اون
اپوزیسیونی که تشکیل
شد به چه وضعی در
من فکر کنم یک مقداری ما باید فکر بکنیم
که چرا اپوزیسیونی که خیلی خوب پیش
میرفت به اون
شکست نمیگم مفتضحانه بسیار بد منجر شد که
همه رفتن تو خونههاشون نشستن و همه ساکت
شدن این واقعاً من فکر میکنم که کم و بیش
به خصوص ما که دو سه ساله توی این زوم ها
هست هستیم درد را اگرم نمیدونستیم
فهمیدیم و دنبال راهحل
باید بگردیم راه حلم کاملاً صحیح میفهمیم
باید شیو مونو عوض کنیم ولی این شیوه فردی
عوض کردن دردی را دعوا
نمیکنه
تمام نهضتهای که موفق شدن یا تعداد
طرفدار بیشتری داشتن یا از طریق جبههای
پیش
رفتم که نمونش م ما در زمان شادروان دکتر
مصدق نسبت جبهه ملی رو داشت که اگه جبهه
ملی نبود موفقیتی
نداشتم الانم مسئله
ما آگاهی رو
داریم داستان مثل همون هستش
که گربهای هستش که موشها میخواستن زنگوله
بگردش اینا چطور اجراش
بکنیم من تصور میکنم که کار ما یه کار
جبههای میتونه باشه در حال حاضر یعنی
صرف نظر از عقاید سیاسی
مذهبی عقیدتی باید راهی پیدا کرد که این
را اینها را آورد توی
خط
من خیلی ممنونم که شما امشب درد را گفتید
راهنمایی هم برا دعواش کردیم ولی این دعوا
انفرادیه و به نتیجهای
نمیرسه همه ما دلسوز هستیم ولی و
میخواهیم فعالیت بکنیم میخواهیم کار
بکنیم در دوران رژیم گذشتم با صمیمیت همه
کسانی که در اینجا هستن حداکثر کوشش را
کردن که ایران را
بسازن من خواهشی از شما دارم این هستش که
یکی اینکه اگر که لطف بفرمایید یه بررسی
از که چرا
اپوزیسیون به ازم حلال
رفت و چرا اون گردانندگان که دور هم جمع
شدن هم حتی چیز شد و یکی دیگه
اینکه تنها راه به نظر من میتون خواهش
میکنم منو روشن بفرمایید اینه که
وسیلهای
راهی پیدا بشه که گروههای مختلف که
تعدادشون م زیاد نیست و تعداد اعضاش م
زیاد نیست ولی اجتماع اینها میتونه ملت
را به دنبال خودش داشته باشه در این زمینه
اگر راهنمایی بفرمایید خیلی ممنون میشم
بله خیلی ممنونم از لطف شما کاملاً درست
میفرمایید منم فکر کنم تصریح کردم که ما
نیازمند این هستیم که
سازماندهی ایجاد بکنیم و قطعاً هیچ عملی
هیچ کاری موفق نمیتونه باشه به غیر از
اینکه از ابتدا تا انتها به صورت جمعی و
دموکراتیک انجام بشه و یکی از مشکلاتی که
ما الان در اپوزیسیون هم داریم اینه که
فکر کردن فکر میکنن که باید جمهوری
اسلامی ساقط بشه بعد برن دموکراسی رو
اونجا برقرار کنن خیر فرایند سقوط جمهوری
اسلامی هم باید دموکراتیک باشه یعنی اینکه
شما برای اینکه جمهوری اسلامی م ساقط
بکنین نیازمند این هستید که یک دانش تغییر
رژیم داشته باشین د از برای رسیدن به یک
هدف خوب از وسیلههای بد استفاده نکنید
ببینید
جناب ببخشید من فراموش کردم حسینزاده آقای
حسینزاده
ببینید عرض کردم مدرنیته زمانی آغاز شد که
دکارت تصمیم گرفت اون چیزی رو که د
دونه بذاره کنار شک مشکل ما از دیر زمان
تا الان اینه که میدونیم فکر میکنیم
میدونیم اونچه که باید بدونیم نه اگر
میبینیم که ۲۰۰ ساله همچنان در جا
میزنیم پس لابود یه اشکالی در دانشهای
ماست
دیگه لابد یه چیزایی باید بدونیم که
نمیدونیم
اپوزیسیون تصور روشنی از اینکه جمهوری
اسلامی چیه و قراره که این چیو بندازه
نداره من بارها و بارها در هم گفت سخنرانی
عمومی تلویزیون نشست و برخاستی که با این
آقایون داشتم میگم شما مگه نمیگید میخواید
روحانیت از حکومت جدا کنید روحانیت چند
نفرن چقدر پول دارن امکاناتشون چیه حکومت
کجاست چی رو از چی میخواین جدا کنین هیچ
تص در این ۴۵ سال یک گروه تحقیقاتی نشسته
بگه این دشمن چند نفرن ما در برابر یه
دشمنیم نمیتونیم بریم بجنگیم با یه دشمنی
که نمیدونم چند تا سرباز دارن توپش چقدر
امکاناتشون چقده فقط و فقط اونا دارن رجز
میخونن ما هم داریم ۱۰ برابر اکو میکنیم
خودمونو میترسیم ما تصوری از اینکه
جمهوری اسلامی ارض و طولش کجاست ببینید یک
مثال براتون بزنم فقط ما همش فکر میکنیم
این سپاه قدس یک نیروی سپاه پاسدارانه از
به اصطلاح متعلق به جمهوری اسلامیه و داره
تو م منطقه شرارت میکنه
در حالی که سپاه قدس یک زمانی چنین بوده
امروزه یک سازمان نظامی امنیتی چند ملیتی
است یعنی اصلاً فقط ایرانی نیست از عراقی
و سوری و نمیدونم افغانی و پاکستان چند
ملیتی اس و دو منابع مستقل خودش رو از
شیوههای متفاوت بیشترش قاچاق اسلحه و
مواد مخدر منابع مستقل مالی خودشو داره
میدونین یعنی چی یعنی که اگه جمهوری
اسلامی افتاد این سفاه قدس
میمونه برای این چه چه طرحی داریم ما
چیکار میخوایم چه چه فکری داریم هیچ یعنی
اینها فکر نمیکنن که خب الی آقای
خامنهای مرد جمهوری اسلامی هم خود بخود
ساقط شد الان چهجوری قراره ما بریم حکومت
بگیریم مگر اونهایی که اسلحه دارن اونای
که کلید زندانه دارن اونهایی که ببینید
قبلاً رژیم پهلوی یه حکومت بود خب مردم
اومدن حکومت انداختن جمهوری اسلامی یک
حکومت نیست یک مجم یک به اصطلاح چی میگن
یک ائتلاف مافیاهای حدود ۴۰ کشورن ۴۰ کشور
از جمله چین و روسیه هستن در دنیا که با
هم تبادل اسلحه تبادل اطلاعات تبادل
تکنولوژی میکنن برای اینکه هم جامعه مدنی
رو کنترل بکنن و هم اینکه با شیوههای
گوناگون بتونن اونها رو از درک واقعیت
محروم کنن ما نباید فکر کنیم هرچی تو
رسانهها میخونیم اینا درسته پس میدونی
خیلی عذر میخوام جناب فلجی تمام این
فرمایش شما درست ولی سوال
من این بود
که اینها رو این مطالبی که شما میفرمایید
کم و بیش ما همشو
میدونیم سوال اینه که این کاری که باید
انجام بشه من و امثال من نمیتونیم انجام
بدی بدی این یه کار دست جمعیه یه کار
گروهیه یه کار جبههای قطعاً همینطوره ق
پس ما دنبال راهحل جبههای باید بگردیم به
جای
اینکه من خودمو خوب اصلاح میکنم خب چی شد
من یه آدمی هستم که خب اصلاح شدم آگاه شدم
پروژه میتونم بنویسم اینها فایدهای
نداره نه نه این اگر که در امریکا آمدن
اساسنامه رو نوشتن قانون اساسی رو نوشتن
که فرمودین همون از اون بگذرید از از
اینکه ایران دو قطبی شده جناب حسینزاده من
پوزش میخوام از
دکتر خرجی که دارم من دخالت کنم تو این
صحبت ببینید ایران دو قطبی یک گروه فاشیست
چپ و یک گروه فاشیست راست این گرفتاری
ماست وگرنه آقایون قدس که بله معلومه از
هزار یک دسته و چیز هست و تمام سازنده شم
و ارکستری تد شم و تمام مهندسی شم به
وسیله کسانی بود که میخواستن کمربند سبز
اول دور ایران دور خاورمیانه و نفهمیدن که
با دم شیر دارن بازی میکنن و به همین
دلیل این گرفتاری ما الان شما فکر میکنید
کی اینا رو لو داد آقای نمیدونم زاهدی هر
کسی که اون سرداری رو که کشتن و هفت هشت
نفررو پش تمام همین سپاه قدسی هستن که با
همدیگه الان قدیم توی
بین اصولگرا و اصلاحطلب گرفتاری ما
داشتیم وقتی داشتیم به برجام درست
میرسیدیم
برادران قاچاقچی رفتن به قول خودشون آقای
میدان رفتن زدن توی برنامه روحانی و ضریف
و ما به این بدبختی رسیم الانم همینه ما
تنها راهمون اینه که ایرانیان ایرانیانی
که چپی وایسادن و راستی هر
دوشونمدن روهایی که آدم حسابی مثل شما
کاری ندارم با اونا شما باید از هر دو طرف
همون به قول شما یک جبههای درست کنن که
همه به ایران بیاندیشد نه به کرسیهای
خودشون تا وقتی که فاشیستهای پادشاهی و
فاشیستهای چپ و ۵ وهی با هم در دو قطبه
بسیار خطرناک قرار گرفتن ما به جایی
نمیرسیم هر چقدرم آقای خلجی بگن به جایی
نمیرسیم ما باید اینو درست کنیم واقعاً آ
بله خیلی ممنون من فکر میکنم چون عده
زیادی توی صفح هستن تشر تشکر میکنم از
آقای خلجی و همین طور جنابعالی
خانم جلالی و خواهش میکنم که سخنران شما
دکتر حسین زای شما دنبال این جبهه باشید
من دومی و چندمی نشستم که میپیوندد ولی
یکی باید شروع کنه یک یک یا چند نفر باید
شروع کنم به قول آقای خرجی نمیشه بشینیم
بگیم ایشاالله گربه است باید یه فکری بکن
باید بلند شی خیلی متشکرم خیلی ممنون آقای
خلجی خواهش میکنم میخواید ادامه بدید تا
من نخی قربون من خواهش میکنم برید سراغ
دیگران بله میخواید شما دکتر خرجی ت
بینید بله این یه نکته مسئله این هست که
شما اگر بخواین در یک جنگی موفق بشین هرگز
نباید طرف مقابلتون و دست کم بگیرید و
خودتونو دست بالا اگر اینطور باشه پلیس
همیشه شکست میخوره
دزدا گرچه نیرو شون کمتره ولی همواره
دنبال یک روشهایی هستن که پلیسا نمیدونن
پس بدونید که ولا اینکه شما قویترین باید
اون طرف مقابل رو خوب بشناسید که بتونید
در این جنگ پیروز بشید ما جمهوری اسلامی
رو فکر میکنیم یه مشت
آخوند بیابونی که اینا چون که افکارشون
پوسیده است پس به خود به خود اینا از بین
میرن نه عرض کردم که چین و روسیه اینا فقط
چیزای ساده شه نیروها که پشت اینها هستن و
به اینها کمک میکنن خیلی پیچیده است اونچه
که ما میدونیم اون چیزی که تلویزیون میگه
و اونچه که واقعیته خیلی بیشتر از ا که
تلویزیون یواش یواش دستتونو رو میکنید ولی
خوشم اومد که بالاخره رو کردید جناب خلجی
که ما داریم حالا میفهمیم بیشتر صحبت شما
رو
جناب دکتر صباحی
بفرماید سلام عرض میکنم سپاسگزارم جناب
خلجی من البته اولین بار که که سعادت
شنیدن گفتار شما رو پیدا کردم چیزی از دست
ندادی پس آ هارن همه رو از دست دادید نه
خیلی خوب بود بله بله البته حالا صحبت چون
در مورد فلاسفه من زیاد وارد نیستم ولی یک
چیزی رو من یادداشت کردم یه جملههای رو از
شما که بلوغ سیاسی و فلسفی در میان نخبگان
نیاز هست درست شنیده بودن نه ن نخبگان همه
آدمها فلسفه همه آدمهاست ب خب ابتدا شروع
کنیم از نخبگان چون دنباله صحبتت در مورد
اتفاقاتی که بعد از جریان محص اتفاق افتاد
و اینا واقعاً بیشتر اختلاف سیاسی دو نکته
بسیار مهم تو این هست شما میگین یکی بلوغ
سیاسی یکی بلوغ
فلسفی میبینیم که یکی مثل میشل فکو که شما
اشاره کر کردیم و گفتید چه اشتباه بزرگ
کرد یک فیلسوف بود ولی چون
سیاست تاریخ در عمق تاریخ ایران رو شاید
نمیدونست احتمال زیاد نمیدونست و آنچه
که بر این سرزمین ما در طول هزارهها
گذشته در نتیجه یه همچین اشتباه عمدهای
کرده و بعدش پشیمون شده بنابراین ما تو
جمع خارج از کشورمون حالا داخل کشور من
زیاد نمیدونم
بلوغ سیاسی رو شما فکر سؤال من اینه بعد
یه کامنتم دارم بعدش آیا شما صحبتت بر این
برداشت من اینه که اون بلوغ سیاسی که شما
صحبت میکنید در جمع نخبگان سیا خارج از
کشور و شایدم در داخل کشور وجود نداره و
یک ضعف فلسفی هم در این وسط هست یعنی ما
میخوایم چی میخوایم اونچه میگیم
میدونیم چی نمیخوایم ولی نمیدونیم چی
میخوایم در نتیجه چگونه شما این د تا رو
با هم می میخواین مخلوط بکنید جناب
حسینزاده م که سؤال میکنن این همه این
متبل میشه در این
مسئله که سیاست و فلسفه بعد از انقلاب من
ایران بودم دانشگاهم تدریس
میکردم بسیاری از این جوانانی که بودن
اسامیشون خودتون میدونین از حافظ و لا و
اینا تمام روزنامهها مینوشتند یعنی از
نظر تئوری از نظر فلسفه همه تئوریها رو
داشتن ولی در عمل آنچه که حاکم بود و هست
آن چیزیست که در تاریخ ما یعنی شیعه و
حکومت امام زمان یک چیز تازهای نیست که
خمینی آورده یعنی یه واقعیتی که در طول
۱۴۰۰ سال قبل از آن
هم به صورت دیگری در زمان ساسانیان غیره
بنابراین اون مشکل فلسفی که شما اشاره
میکنید و من شخصی که دن تا حد توانم
دنبال میکنم اون خط فلسفی تفکر نمیبینم
که کسی باشه یا کسانی باشن که با یک فلسفه
ظاهر بتونن بیان ما رو با هم متحد بکنن
یعنی اون چیزی که شما دنبالش هستین و از
رویا به تعق قل میخوایم منتقل بکنیم ماو
دنبال اون ریشمان هستین و اون ریشمان من
نمیبینم اتفاق یه اشارهای هم در همین
آخر کردیم که ما گروه تحقیقاتی در مورد
رژیم نداریم چند هفته پیش ما صحبتهای
جناب بروجردی رو گوش میکردیم که اون دیتا
بیسی که دارن و اطلاعات و اینکه این رژیم
چقدر
سیستماتیک نیرو تربیت کرده برای خودش و
همین جورم که اشاره کردید نیروهای قدس و
غیره و غیره که من از اونا صحبتی ندارم
ولی همون سؤال اصلیم اون که اون ریسمانی
که شما دنبال اون ریسمان کجا بیاریم بله
خیلی ممنونم ببینید د تا شاید در تعریف
طبیعتاً همه ی تصور واحدی از فلسفه ندارن
ولی اونچه که من منظورم هست و در تاریخ
فیلسوفان برای
زندگی سعادتمند برای
اساس فلسفه این هست که دارم میگم ببینید
فلسفه علم نیست ما به علم نیاز داریم
سیاست علمه شما باید اقتصاد بدونید شما
باید جنگ بدونید شما باید به اصطلاح مهارت
سازماندهی بدونید مدیریت بدونید اینا علمن
مثل پزشکی مثل فیزیک اما فلسفه مطلقا به
شما علم و دانایی و آگاهی جدیدی نمیده
فلسفه عشق به دانایی است یعنی چی یعنی که
شما فلسفه یک فرمول نیست یه یه شبیه زندگی
کردنه یعنی در حقیقت یک تربیت اخلاقی اس
مهمترین قلب تپنده تمام فلسفهها از
سقراط تا ابروز یک کلمه است همون که سقراط
گفت خودت را بشناس همین همین هیچی نیست
فلسفه دیگه اما برای اینکه بفهمیم این
یعنی چی و در عمل خودمونو بشناسیم این
دیگه مثل جدول ضر نیست که آدم شب حفظ کنه
صبح بره امتحان بده یک شیوه زندگیست اگر
شما خودتو بشناسی یعنی چی یعنی که مدام
آگاه باشی به اینکه شما محدودی
شما وقتی که میگن انسان در بهشت گناه به
اصطلاح ذاتی کرد اوریجینال سین کرد یعنی
چی یعنی انسان یک موجودیست که معیوب
آفریده شده عقلش محدوده تواناییش محدوده
عمرش محدوده همه چیزش محدوده بوده اگر شما
محدودیت توو بشناسی میتونی از اون که
داری جهانی بسازی اگر محدودیت خودتو
نشناسی ندونی که چه چیزی میتوانی و چه
چیزی نمیتوانی نه تنها اون داشتههای
خودتو به باد بدی که با اشتباهاتی میتونی
جهانی رو از بین ببری پس سعادت آدمی در
دانستن ندانستن هاشه در علم به جهلش در
فلسفه به شما چیزی یاد نمیده فلسفه از به
اصطلاح حماقت شما رو وسون میکنه شما علم
میرین میخونیم برای اینکه جهالت تونو از
بین ببرین اما در فلسفه شما با حماقت
مبارزه میکنید حماقت چیه حماقت اینه که
انسان خودشو خدا بپنداری فکر کنه چیزی رو
داره که نداره فکر کنه کاری رو میتونه
بکنه که نمیتونه بکنه فکر میکنه
جامعهای رو میتونه تحت یک شکل ثابت
دربیاره در نتی جامعه رو نابود میکنه
تمام نظامهای استبدادی و توتالیتر به این
دلیل نابود میکنن مردم رو که حاکم فکر
میکنن خدان میتونن هر کاری بکنن اما اون
عالم اون کارگر اون کسی که کار به اصطلاح
مفید میکنه کسیست که میدونه چه کار خاصی
رو بلده بیش از اینم بلد نیست نون میپزه
اما با همین نون پختن به جامعه کمک میکنه
اون میاد بمب میسازه ولی با اون بمب
جهانی رو ویران میکنه خودت را به شناس
یعنی هرگز به خودت گمان نبر که در در م
معرض خطا کردن نیستی هر چیزی رو که در
ذهنت هست به عنوان پیشفرض و به عنوان پیش
داوری اگر در مرحله تصمیم گیری بهش آگاهی
نشی آگاهی پیدا نکنی از نو اون رو آزمایش
نکنی پیش فردها و به اصطلاح اعتقادات جزمی
اینها شناخت نیستن بلیف غیر از نالج اگر
فکر کنید که اعتقادات شما شناختن شما
میتونید نابود کنید خودتون رو مدام
خودتونو نقد کنید مدرنیته یعنی نقد خود
یعنی که من هر لحظه بگم این فکری که داشتم
تا الان درسته یا نه برای تصمیمگیری به
اونچه که در ذهنم رسوب پیدا کرده اعتماد
نکنم هر لحظه بدونم این تصیر جهانی که
میبینم قطعاً اون چیزی نیست که هست من
محدودم من چشمم انقدر چشمم یک گیرنده
محدوده در حالی که این جهان نامحدوده همه
چیز رو ممکنه من اشتباه ببینم ای انسان
مدرن کسیست که به تمام تواناییهای خودش
بدبین هرگز معتقد نیست خدایی او رو آفریده
در مرکز آفرینش و او رو حمایت میکنه و در
به جهان ابدی میرسونه نه انسانیست بیپناه
شکننده اما اگر آگاهی به ش کنندگیش پیدا
بکنه میتونه چیزی بسازه که دیگر جانوران
نمیتونن ب این یعنی بلوغ فلسفی بلوغ
فلسفی یک جمله است که کان
سورات گفت خودت را بشناس این جمله رو کانت
یه شکل دیگهای گفت گفت جرأت اندیشیدن با
عقل خودت رو داشته باش یعنی حتی از خود
دیروزت م تقلید نکن اگر امروز میخوای کار
بکنی دوباره با عقل خودت فکر بکن نه تنها
از دیگری تقلید نکن از گذشتهای که گذشته
تقلیدن این میشه بلوغ ف به به فلسفه رو
بسیار زیبا دوره کردیم یه جورایی با شما
البته جد بزرگوار من سقراط یه چیز دیگه
خوبم گفت و اون این بود که میدانم که
نمیدانم اینم ما بدونیم خیلی کمک
میکنیم بسیار عالی جناب صباحی صحبت خوبی
رو باز کردید اینجا با آقای خلجی مهندس
شیرازی گل بفرمایید انش بله با سلام خدمت
دوستان و تشکر از آقای
خلجی صحبتهای منو تا حدودی آقای حسینزاده
گفتن
ببینین پرداختن به سیمت و خیلی ساده است
تمام اغلب بحثهایی که ما میشنویم فقط
سیمت رو میبینن این شده این شده این شده
این شده این شده ولی کسی وارد دلایل نمیشه
به عنوان مثال ما چرا در انقلاب ۵۷ رویا ن
در انقلاب مشروطه رویا نداشتیم در انقلاب
۵۷
داشتیم چرا اصلاً انقلاب در سال ۵۷ اتفاق
افتاد
چرا بسیاری از متفکران غربی با این هم
انقلاب همسویی نشان دادن ببینید من این
بحثها رو کاملاً البته شما کردین این بحث
رو من اینو میفهمم ولی اگه ما وارد این
ما در
مقطع خردی و شناختی از جامعمون هستیم که
باید وارد این بحثا
بشیم و بسیاری از این بحثها رو الان به
قول آقای دکتر امانت بردن تاریخ به دادگاه
چیزی رو برای ما حل نمیکنه هی بگیم آقا ۵۷
این کارو کرد اون اون کارو کرد این این
کارو کرد آقای میشل فکو چرا اشتباه کرد
آقای فرد هلی انگلیسی چرا این اشتباه رو
کرد نمیدونم برگردیم به انقلاب
شوروی من یادم بود اون متفکری که رفت تو
شوروی بعداً
خودش تمام زیر حرفهای خودشو زد بنابراین
من برداشت من اینه که خوشبختانه من جو
روشنفکری جامعه ایران
رو بهتر و امیدوارانه تر از شما
میبینم یعنی الان ما با بحثهایی در ایران
طرفیم
یک این بحثها خودباختگی نسل اول روشنفکران
ایران به دکارت و اینا رو
ندارن مطرح میکنن که دکارت
هم در واقع تا حدودی رسیست بوده نه اینکه
نفی کاملش بکنن و بعد دارد مسائل بیشتر
ایرانی
میدونه و این نقطه بسیار بسیار
بزرگیه در جهش فکری که ما کردیم و نباید
واقعاً این رو به عقیده من و خود شما
پارتی از قضیه هستین به عقیده من نباید
این رو با دست کم بگیریم ببینین تحولات
اجتماعی به این راحتی هم اتفاق واقعاً
نمیفته من حالا
بخوام وارد قضیه نمیدونم ۵۷ بشم و چرا
اونجا بود و بحث تئوری سه جهان اونجا چی
بود رو چرا هر دو طرف چرا حرف آقای مطهری
که میگفت نمیدونم این حرف در دنیا اونروز
خریدار داشت که کاپیتالیسم و نمیدونم
سوسیالیسم د ریشهای هستن که حالا ما
اسلامو میخوام بیاریم وسط و خیلی مسائل
میشه مطرح کرد ولی برای فقط ما این هی
سیمت رو ببینیم برای اینکه آینده تمام بحث
در آینده که من در اینجا با شما کاملاً
موافقم ما باید در واقع بیشتر بریم به نظر
منه به دلایل
بپردازیم و پیدا کردن راه حلهایی که شما
در بحث آرنت بهش اضافه
میکنیم چگونه خی آبان رو با تفکر همسو
کردن اینا مشکلات عملی جامعه ما سیاست در
خیابان شکل میگیره چه من دلم بخواد چه
دلم نخواد فحش دادن تو خیابان که شما
گفتین بخشی از سیاسته کار چگونه باید آیا
ما باید کلاً بریم طرف
ایدهها که الان خیلی ۵ هفتی دارن میرن به
اون سمت ایده مطرح میکنن خیابون رو
فراموش کردن
این در واقع اون میسینگ لینک بین
خیابون که در انقلاب پ در زندگی آزادی
اتفاق نیفتاد و ایدهها رو کی باید پر کنه
و آخرین صحبتی هم که من بکنم و در این من
مورد مفصل م نوشتم مسئله بر سر اینه که
حاکمیت جدید نیاز به این داره که اونایی
که میخوان ایجادش کنن یک نوع مشروعیت
ایجاد کنن اگر خمینی راحت قبول یعنی تونست
قدرت رو بگیره به خاطر مشروعیتی بود که در
۳۰ سال
گذشته روحانیت در ایران داشت و روحانیت و
سلطنت با هم کشوررا اداره کرده بودن شما
اینو خیلی بهتر از من میدونید به خاطر
این بود که با یک با یک رفراندوم تونست
قدرتو بگیره حالا برگردیم ببینیم لنین
چیکار کرد ۳ سال جنگید برین ببینید ماو
چیکار کرد ۳ سال جنگید تا تونستن با خشونت
بسیار اون مشروعیت و بگیرن آقای خمینی این
مشروعیت و خیلی راحت گرفت پول نفت م که تو
دستش بود و یکی از ثروتمندترین الا وجوه
یکی از بحثهایی که ما اصلاً باید بکنیم
وجوه تفارق و انقلاب ایران با انقلابات
دیگره یعنی چطور شد ثروتمندترین انقلاب
دنیا با اون همه داستانی که داشت در عرض
مدت کوتاهی
به این روز افتاد در هر صورت صحبت من این
است که یعنی سؤال اصلی خیلی فکر منو مشغول
کرده این است
که واقعاً چه کسی میتواند اون مشروعیتی
که وبر صحبت میکنه و آقای خمینی آقای
خامنهای هم می میگوید که امام زمان
نگهداره نمیدونم این داستانا اینا حرفای
بیخود آقا کسی نیست مشروعیتی نتونستیم ما
ایجاد بکنیم اگرم نتونیم این مشروعیت آقای
حسنزاده به جبهه اشاره کردن و به مسائل
دیگری ایجاد بکنیم تنها راهی که باقی
میمونه اینه که در خود این رژیم محاله
ایجاد بشه خیلی ممنون و در ضم آخرین نکته
شما نمیخواین در مورد اون روانکاوی آقای
خامنهای برای ما صحبت کنین یعنی که خدا
خدا باهاشون حرف میزد یعنی از دهانش نه
نه نه ایشون کتابی نوشتن بسیار به عقیده
من جالبه کمتر کسی وارد این بحث شده که
خودشونم میگن خیلی کار سختی بوده که ما
ایشون یه روانکاوی از آقای خامنهای کردن
که به نظر من پس حتما یه جلسه پس مرسی
همین جان پس ج به نظر من بسیار عالیه
البته آده باشید البته صحبتشون رو شنیدم
کتابشون رو نخوندم و درست این همون چیزایی
که من هی تأکید میکنم ما بهش احتیاج
داریم مسائل ایرانی دیدن وارد سایکولوژی
ملی ایران شدن من اینو ببین من خیلی
فالوشون میکم ولی اینو نمیدونستم پس این
کتاب یعنی این این حالا توضیح میدن خودشون
ولی ببینم خان جون براشون سخنرانی میذارم
ما باید وارد سایکولوژی ملی ایران بشیم
ببینین ما از انقلاب مشروطه تا حالا حرکت
تاریخیم همش
سینوسی هی رفتیم بالا خوردیم زمین رفتیم
بالا خوردیم زمین رفتیم بالا خوردیم زمین
اینا اون مسائل عمقی که ما باید یه مقداری
بهش
پردازیم یکیشم همین روانشناسی شخصیتهاست
که من بسیار خوشحالم شما بهش پرداختید
ممنونم آقا ممنونم حتماً در خدمتتون هستم
خانم جلالی که انقدر محترم هستن و گرامی
هستن که هر موقع بفرماین من در خدمتشون
قربان ش جون رو ما حتماً از جناب خلجی
دوباره دعوت خواهیم می من همش پره به همین
دلیل جون رو باهاتون تماس میگیرم و این
رو میذاریم
برای بحث آینده حتماً مرسی هستم ولی
امیدوارم تا اون موقع دیگه ما نیاز نداشته
باشیم راجع به آقای خامن صحبت کنیم والا
اینجور که بوش میاد
ماشاالله راست راست مث که خدا از زبان
ایشون صحبت میکنه بله بله حالا خدا چیه
نمیدونم من یه چیزی میخواستم بگم ولی قبل
از اینکه همینجا بره که یادم رفت خیلی هم
چیز مهمی بود باور کنید یه چیزی تازه
شنیدم که آقای خامنهای فرمودن ب یر از
اینکه میخوان بمب اتمی رو یعنی حرفشونو پس
گرفتن میخوان بمب اتمی بسازن یه چیز دیگه
هم اخیراً امروز من شنیدم فقط یادم رفت
دوباره به یادم بیاد میگم جناب تاجیک شما
میکروفون تونو باز بفر آها شما هنوز پاسخ
هم جانو ندادید آقای مهندس نه بیشتر کامنت
صحبت جلسه دیگری میایم و مفصل صحبت بله
بسیار خب عالی پس تاجیک شما بفرماید سلام
جناب خل جی سلام بر شما والا این چند روز
اخیر من خبرایی از ایران میشنوم
که
کلی ما رو به هم زده ببینید من ه ۷۵ ۷۶
سالمه و با یه باورهایی ما بزرگ شدیم به
ما یه چیزایی گفتن یه عمر به ما گفتن که
بابا حضرت علی وقتی رفت خونه دختره ش براش
نون گذاشت نمک گذاشت و آب گفتش برگشت
شکایت کرد گفت مگه من کیم که با سه تا غذا
افطارم باز بکنم همون یه یکیش نونش ب بود
یا نمیدونم برادرش عقیل اومد
نمیدونم ازش پول
خواست بعد چراغو خاموش کرد نمیدونم
بعد چه میونم دستشو سوزون موند که چه جوری
برادر کورش که چرا این کاری کردی از این
جور حرفا به ما زدن
حالا حالا برمیگردن میگن آقا حضرت علی
وقتی که اومدن ازش گفتن که تو پول نداری
که نمیدونم فلان کار چیکار کارکنی
فقط گفتش که دستور داد که پولایی رو که
دست مردم داره بیارن یه
مثلاً چه نونم یه بار بزرگ فقط پول نقد شد
یا ایشون چاه داشتن یا ایشون باغ داشتن یا
ایشون سروت داشتن از این جور حرفا این
آقای پناهیان م که امروز اومده دیروز
اومده صحبت کرد که مال دفتر آقای خامنهای
برگشته میگه که اصلاً شروع کردیم ما یه
عمر شنیدیم که تو قرآن نوشته که به محمد
حضرت علی می خدا به محمد میگه که تو اگر
آدم درستی نبودی تو اگر آدم امینی نبودی
تو اگر آدم مهربانی نبودی اگر صبر نداشتی
ما مردم نمیومدن دنبالش حالا اینا اومدن
میگن که اصلاً حضرت محمد آدم بداخلاقی
بوده آدم تندی بوده علت اینکه ایشون اصلاً
هیچکس دور علی و دور محمد نمودن بگه آدمای
خشن و بداخلاقی بودن آقا
اصلاً داستان کلی برگشته حالا ماها داریم
این حرفا رو میزنیم من مکم از شما پرسم
چرا چون من هنوز دارم در گذشته زندگی
میکنم من هنوز دارم با اون ایمانی قبلی
خودم دارم اسلامو نگاه میکنم با اون دسته
زنی و بازار و اینا ولی نسل جدید ما اصلاً
تو این حرفا نیست نه نه با محمد کار داره
نه با نمیدونم شاه کار داره نه با هیچی
نسل جدید ما دنبال کار خود چه حالا من از
شما میخوام بپرسم که آقا اینا اینا این
حرفایی که اینا الان دارن میزنن بر چه
اساسیه آخه چی شده چجوری اینایی که خودشون
یه عمری تبلیغ اینجور چیزا رو میکردن حالا
چجوری یه دفر عوض
شده
مرسی ببینید شما اگر خدا ایمان دارین به
خدا ایمان داشته باشید نه به نماینده هاش
یعنی
قرآن روحانیت یهودی و مسیحی رو لعنت
میکنه و میگه که اینها دینو خراب کردن
به خاطر اینکه مردم اینا رو به جای خدا
گرفتن بنابراین شما همواره به هر انسانی
که از جانب خدا حرف بزنه باید بدبین باشین
و او رو نباید به اصطلاح آدم صادقی بدونید
این یک مسئله اما در مورد جمهوری اسلامی
کار ساده تره
جمهوری اسلامی تا جایی که من میدونم گفتم
تنها حکومتی اس که رسماً رسماً
در سخنان رهبرانش در سیاست عملیش
آشکاره آقای خامنهای
قانوناً اختیارات داره که هر قانونی رو
نقض کنه آقای خمینی نامه نوشته نامه آقای
خمینی مبنای سیاست گذاریه میگه حکومت اینی
که من دارم میگم عین جملاتش از بس خوندم
حفظم میگه حکومت اسلامی حق دارد تمام
قراردادهای خودش رو با مردم نقض بکند برای
حفظ نظام دروغ بگوید شراب بخورد حتی جان
امام زمان برای حفظ نظام باید فدا بشه اگر
حکومتی حاضر بشه شراب بخوره و امام زمانشو
بکشه مردم عادیش که به راحت به راحتی
خواهد گشت بنابراین صادقانه اینا گفتن ما
به هر کاری دست میزنیم برای اینکه حکومت
بکنیم اینا اتفاقاً دروغ نمیگن میگن تو
دموکراسی دروغ میگن آقای خمینی مرجع تقلید
بود یعنی در باور آدم نمیگن که یک مرجع
تقلید برای حفظ حکومت خودش ۴۰۰۰ نفرو یک
شب در زندان اعدام بکنه به جنایتهای اینا
دست زدن که نه تنها اون جنایت و بیسابقه
بوده که اینکه معتقد علناً اعلام میکنن
که حق داریم ما این کارو بکنیم این واقعاً
خیلی عجیب غریب یعنی اینا واقعاً جانی های
استثنایی هستن برا بنابراین اینها هرچی که
هستن هیچ ربطی به چیزی جز اهریمن
نداره خیلی متشکرم دوستان داشتم مینوشتم
حالا خودم میگم دیگه لطفاً دستی رو بلند
نکنید این دو نفر آخرین نفرست این بعد از
۱۲ جناب بله بعد از ۱۲ جناب خلجی اس و
انصافم نیست که بیشتر از این اذیتشون کنیم
اگه بخوایم دوباره دعوتشون کنیم پس رعایت
بفرمایید ممنونم
جناب سادچی
بفرمایید با سلام خدمت دوستان عزیز و تشکر
از خانم جلالی و استاد عزیز دکتر
فلجی واقعا من از مریدان ایشون هستم من
لطف
دمده نکنی سالهاست که دنبال میکنم
صحبتها و نوشتههای ایشون رو
و واقعا
امشب خیلی لذت
بردم سطح بالا صحبت کردم
در به ترتیب حالا من هم به عنوان
یک شاگرد
کوچولو میخوام اشاره کنم به یکی از
این فلاسفه که اسمش متسفانه یادم رفته
فلاسفه
معاصر که میگفته این اتفاقاتی که در
رنسانس در
اروپا افتاد تا به امروز در اروپا خب
نتیجه به
اصطلاح فلاسفه های بسیار زیادیست که
خیلیاش رو بهتر از من و در یه کلاس تاریخی
که ما داریم حداقل ۱ پ۱۵ تاشو آقای مدرس
صحبت میکن معرفی
میکنه خب نتیجه تلاش این فلاسفه بوده که
بالاخره اروپا الان به این جهان غرب به
این بار درومد و ایشون میگه که
مسلمو خیال باطل میکنن که بتونن یه روزی
به این مراحل دست پیدا کنن خب واقعیتش
همین در اسلام در این یک
میلیارد ما یه تعداد کمی فیلسوف شاخ شکست
بیشتر نداشتیم و ندارم البته من عذرخواهی
میکنم جناب عالی رو من به عنوان یک
فیلسوف خیلی ارزشمند و برجسته در آینده
میبینم بهر ترتیب خب به نظر من انقلاب
ایران همون طور که الان آقای دکتر شیرازی
هم اشاره کردن دکتر سبای هم گفتن با اون
تاریخ خاص شیعه و امام
زمان و مسائل دیگه
حداقل این حسن رو داشته که یک رنسانس یک
رنسانس در ایران ایجاد کرد و دیگه نسل
جوون همونجور که دوستان دیگه آقای تاجیکم
گفتن دیگه نسل جوان دیگه مثل ما فکر
نمیکنه و اون اعتقادات و ندار اون
اعتقاداتی که ماها من و شما و بقیه دوستان
دارند رو دیگه ندار راجع به مسائل
مختلفه و
لذا من احساس میکنم که اون بلوغ سیاسی و
فلسفی که شما صحبت شو میفرماید داره به
طور طبیعی در این رژیم به وجود بیاد یه
چیزی میگفتن اون زمان که ما دانشجو بودیم
قبل از انقلاب نمیدونم هر رژیمی ضد خودشو
در خودش میپرم رژیم اسلامی الان داره در
حقیقت مردم ایران رو از مذهب و خرافات و
تهجر و اینا جدا میکنه و یک رنسانسی
ایجاد میکنه که
من حالا خیلی خوشبین هستم من آدم خوشبین
هستم فکر میکنم که در آینده ایران و
ایرانی به عنوان مشعلدار و پیشرو رنسانس
فکری در عالم جهان اسلام در این یک
میلیارد و حی چیزی که به اصطلاح دیگران
بهش دست پیدا نکردن و اونم از به قول
معروف ثمره این جمهوری اسلامیست که با این
خصوصیات که شما و بقیه هر کدوم به نوعی
اشاره کردن هستش خیلی ممنون من واقعاً
استفاده کردم و دوست دارم که اگه نظری شما
دارید در این
مورد بله اولا که خیلی ممنونم از نظر
لطفتون امیدوارم اونچه که شما لطف میکنید
و میگید در حق من اون بشم ولی در مورد
وضعیت ایران خب البته که شکی نیست جمهوری
اسلامی کاری کرد که دیگه
برای
نسلها هیچ کسی نتونه از جانب خدا و
پیغمبر ادعایی داشته باشه کاملا نامشروع
شده هرگونه سیستم روحانی و اقتدار روحانی
اما یه نکته رو توجه کنید که
فیلسوفان تاکید میکنن که ما دو نوع آزادی
داریم یکی به اصطلاح ما لیبریشن داریم شما
در زندان هستید و یک زوری ی قهری از بیرون
دست و پای شما رو بسته و بعد شما خودتونو
آزاد میکنید لیبری میکنید به این میگن
آزادی منفی نگاتیو
فریدم این یه مرحله است وقتی که شما از
زندان آزاد شدید یعنی از قید و بند آزاد
شدید ولی این به معنا نیست که آزاد هستید
شما برای اینکه آزاد باشید باید به قوانین
اخلاقی و قوانی و حق خودتون آگاه باشین و
اراده عمل
بر اساس حق و اخلاق بکنید تا آزاد بشید
آزادی دوم تاسیسه فقط رها شدن نیست شما
جمهوری اسلامی رو نابود که بکنید از
جمهوری اسلامی رها شدید اما ویران کردن
جمهوری اسلامی که به خودی خود به ما چیزی
نمیده این مقدمه است برای ساختن یک چیزی
پس ما یه فریدم فرام داریم و یه فریدم آ
داریم آزادی از چیزی یا و آزادی برای خلق
چیزی اون خلق فقط با ویران کردن به وجود
نمیاد جامعه ایران درش اعتماد ملی آسیب
خورده همبستگی اجتماعی از بین رفته جمهوری
اسلامی برای اینکه میدونه مردم ب آخوند و
حکومتی دیگه اعتماد نمیکنن با تبلیغاتش
کاری کرده که شما قدرت اعتماد به همه رو
از دست بدید اینکه ما ما مخالف جمهوری
اسلامی هستیم ولی نمیتونیم به همدیگه
اعتماد بکنیم سازمان بساز زیم تشکیلات
بسازیم به دلیل اینکه بیاعتمادی مثل سم در
تمام جامعه منتشر شده این فقط کافی نیست
که ما به جمهوری اسلامی بی اعتماد بشیم
باید به نیروهای خوب و به اصطلاح خیر هم
امید داشته باشیم پس جامعه در عین اینکه
باید دشمن خودشو بشناسه باید برای بازسازی
اعتماد ملی تلاش کنه ممن خیلی باک خیلی
م خانم دی میکروفونو باز کنم بفرمایید خوش
آمدی خیلی ممنون درود دکتر خجی من از اتاق
جنم هستم اگه یادتون خاطرتون باشه
امیدوارم فردا هم تشریف بیارین فقط من چون
وقت خیلی دیره برای شما خواستم برای جنرال
که آینس هستن و مخصوصا برای آقای حسین
زاده این هفته گروه اپوزیسیون جدید با
رهبری آقای دکتر ابراهیم روشنده تشکیل شدن
چندین گروه هستند نه فقط آمریکا در اروپا
و یکی از این افراد که به گروه پیوستن
دکتر قاسم شعله سعدی هستن من اگه پروفایل
خودمو عکس خودمو که گذاشتم اگه اسممو لاست
نیمم یادداشت کنین در تویتر اینستاگرام و
فیسبوک تمام آخرین خبرها رو مصاحبه هاشونو
همه رو داریم پست میکنیم و آفیشال این
هفته نسمن تشون شروع شده گروههای بزرگی
هستن از استرالیا داخل ایران همه دارن
میپیوندند و بیشتر خوشحال میشیم و دکتر
روشن دلم به زودی یکی از کتاباشون منوفست
شون پابلیش میشه و حتماً برنامه اینجا و
در کالیفرنیا خواهیم داشت خیلی ممنون از
همگی و ممنون از شما دکتر خلجی خواهش
میکنم خانم خیلی ممنونم چشم حتماً باعث
افتخار منه براتون آرزو موفقیت میکارم
خیلی ممنون منم ممنونم عیا جان چون که ما
دکتر روشنده رو میشناسیم گروه هم میشناسن
ایشون رو چندین بار صحبت کردن چه خبر خوبی
دادید و دکتر حسین زاده هم فکر کنم
یادداشت کردن گفتی
با با اسم تو میتونن که به اون دسترسی
پیدا کنن با اون اطلاعات اجازه بده من یه
دور دیگه شما رو باز کنم میکرو بله من عکس
خودم همیشه توی تمام سوشال میدیا این
پروفایل اسمم ارشیا ساجدی ا هست اس ا ج
ایدی چون تویتر خیلی محیط فعال سیاسیه
تمام اخبارها بیشتر اونجا پخش میشه ولی
برای گروههای اینستاگرام و فیسبوک م همه
مصاحبههای ایشونو ما گذاشتیم مصاحبه
امروز فوقالعاده مهم بوده با گروههای تی
وی های مختلف هستن یکی از اون گروهها تی
وی مهر هست
و مسلماً بیشتر و بیشتر خبرها رو خواهین
شنید ولی در محیط تویتر و اینستاگرام خبرا
خیلی پش پخش شده و همین طور در محیط
یوتیوب خیلی ممنون من
منتظر نشر کتابشون هستم دعوت کردم برا ما
احتمال زیاد برنامه برای کالیفورنیا چند
لوکیشن هست ما امیدواریم
در حدودای می یا جون باشه ولی هنوز کانفرم
نکردیم با تمام گروهها ولی از شما خواهش
میکنم که حتما دوباره بیاین و به ما این
خبرا رو بدید وقتی که قرار شد که در
کالیفرنیا حتما حتما حتما اتند کنن خیلی
ممنون بسیار خیلی ممنون مرسی مرسی از شما
دکتر خلجی بفرمایید اگر که صحبتی در این
باره
دارید که بشنوید آز موفقیت میکنم برای
این دوستان از دوستان جلس بسیار
سپاسگزارم امیدوارم که حرفهای من رو
اینطور تلقی بکنید که یکی از یه عضو کوچکی
از جامعه ایران هستم و در حد محدود و عقل
ناقص خودم یه حت و به اصطلاح گمان هایی
دارم که فکر میکنم باید با بقیه در میان
بگذارم بنابراین هیچ کدام از این حرفهایی
که من
زدم اگر بخوام دوباره خودم بزنم باید راجع
بهش فکر کنم تا اطلاع سالمی خیلی اعتبار
ندارن اصل این هست که فکر بکنیم و در
حقیقت با همدیگه فکر
بکنیم خودمو عضوی از این جامعه میدونم
انگار که بلند بلندم فکر میکنم و
امیدوارم که دوستان هم مشارکت بکنن و ما
از این وضعیت بیرون مییم بسیار عالی بود
واقعاً خیلی متشکرم بسیار صحبت جانانهای
بود و بسیار آموختیم همیشه از شما
میآموزیم ل