من دوباره سلام کنم خدمت
دوستان سپاسگزارم از خانم فروغ از دوستان
گرامی برای اینکه در این جلسه حضور دارن
یا بعد صدای ما رو
میشنون موضوع
بحث یهودی ستیزی صهیونیسم و جمهوری
اسلامیست من دیشب تا حالا یه مقدار مطالعه
میکردم با دقت بیشتری جز ج جوو کردم د تا
نکته رو بهش بیشتر رسیدم یکی اینکه چقدر
این موضوع برای ما ایرانیها نه تنها مهمه
که
حیاتیه یعنی
مسئله یهودیان مسئله یهودی ستیزی
مسئله اسرائیل برای حالا بقیه مسلمونها
همین طور هست ولی برای ما ایرانیها به
دلیل اینکه دولت ایران خصومت کاملا
استثنایی داره با دولت اسرائیل چقدر شناخت
این موضوع مهمه و از اون طرف من هر چه
جستجو کردم و کتابشناسی رو دیدم غیر از
اونچه که تبلیغات جمهوری اسلامی هست و
آثار در حقیقت تبلیغاتی
و پروپاگاندای غیر از اون آثار علمی و
دانشگاهی به زبان فارسی بسیار بسیار اندکه
یعنی به شکل شرم آوری اندکه یعنی ۴۵ سال
ما درگیر این موضوع هستیم و در حقیقت
سرنوشت ما کاملاً سراپا دگرگون شده و
آینده ما هم اصلاً معلوم نیست چه خواهد شد
ولی هیچ شناختی از این موضوع نداره و این
خیلی جای تاسفه و خب البته نشانه خیلی
مهمی از اینکه ما در دنیای واقعی زندگی
نمیکنیم در یک دنیای کاملاً خیالی زندگی
میکنیم و به واقعیتهای اطرافمون کاملاً
بی اعتنا
هستیم در ایران د تا از کتابهایی که حالا
چاپ شده بگذریم از اینکه کتابهایی که راجع
به تاریخ معاصر ایران چاپ شده مثل مثلاً
کار آقای امانت و من دیدم یا حتی کتاب
حمید عنایت اندیشههای سیاسی معاصر اسلام
خیلی
خیلی حاشیهای و گذرا به مسئله اسرائیل پ
پرداختن و یعنی حتی در آثاری که خارج از
کشور هم منتشر شده مسئله اسرائیل و مسئله
به
اصطلاح
دشمنی جدی جمهوری اسلامی با اسرائیل
کاملاً نادیده گرفته شده و خب از اون طرف
اساساً ما از یهودیت از الهیات یهودیت از
تاریخ یهودیت اها هم که چیزی نمیدونیم
حالا اون به کنار ولی د تا کتاب به فارسی
من دیدم چون که اینا کارای دانشگاهی هستن
من ذکر میکنم
و به هیچ وجه با نویسندگانش هیچگونه خدا
نکرده خصومتی ندارم که اینو میگم یکی
نوشته آقای زیبا کلام هست به نام تولد
اسرائیل و دیگری نوشته آقای زید آبادیست
که دین و دولت در اسرائیل کار آقای زید
آبادی رساله دکتری شه که زیر نظر دوست
عزیزمون آقای آقای دکتر احمد نقیب
زاده
نوشته و خب آقای زیبا کلام هم که از
استادان سرشناس علوم سیاسی هستن آقای زیبا
کلام در ابتدای این کتاب میگه که وقتی من
اومدم ایرانو میخواستم درس بدم و اینها
خیلی علاقه داشتم به اینکه راجع به
اسرائیل کار کنم و بعد به من یک به اصطلاح
طرح
برنامه درسی دادن از
طرف آموزش عالی که
کاملاً چیز بود تبلیغاتی بود و هیچ وزن
علمی نداشت و من خودم شروع کردم به درس
دادن و اینها
محصول در حقیقت درس گفتارهای ایشون هست
ولی خب چیزی که عجیب هست اینه که اولا تا
به عصر جدید نمیرسه
و بیشتر مربوط به دوران ما قبل مدرن هست و
بعد اینکه خب این همچین کتابی رو میشه
ترجمه کرد لازم نود تعلیف بشه و کتابی
خیلی خیلی بهتری هست که نوشته شده کتاب
درجه یک دانشگاهی که اها ارزش ترجمه کردن
من نمیدونم چرا در چین شرایطی ایشون دست
به تألیف زده کار آقای زید آبادی یک مقدار
بیشتر حیرت انگیزه از این جهت که ایشون یک
موضوعی رو انتخاب کرده به نام دین و دولت
در اسرائیل یعنی دین یهودیت و دولت
اسرائیل خب طبیعیه که در زبان فارسی ما
منبع درست حسابی در این زمینه نداریم و
اگر کسی رساله دکتری مینویسه اگر حالا
باید عبری بدونه طبیعتاً ولی اگرم عبری
ندونه حداقل باید یک زبان اروپایی بدونه
که بتونه از منابع اروپایی استفاده بکنه
ولی آقای زیدآبادی کاملاً تکیه کرده
به منابعی که مطلقا ارزش علمی ندارن و از
زبان فارسی و نوشتههای اینترنتی و این
داستانها خیلی جای تاسفه این نشون میده که
ما چقدر ساده میگیریم مسائل رو و خب اگر
گوش شنوایی باشه
یک سیلی خیلی محکمی باید به صورت خودمون
بزنیم و بیدار بشیم از این حالت غفلتی که
نسبت به وضعیتمون داریم و خیال آسودهای
که انگار واقعاً جدی جدی امام زمانی هست
که این مملکتو حفظ میکنه در حالی که خطر
در بیخ گوش ما هست و فردای ما به هیچ وجه
معلوم نیست که شباهت به امروزمون داشته
باشه بسیار خوب
من یک نکته رو قبلش مجبورم بگم و این
رو من از این جهت میگم که بدونیم که
روش تحقیق و روش فهم چگونه است ما اینجا
درباره سه تا مفهوم صحبت میکنیم یهودی
ستیزی صهیونیسم و جمهوری
اسلامی که اینا سه تا مفهوم هستن
و ما اگر بخوایم با شیوه علمی مفاهیم رو
درک بکنیم مخصوصاً مفاهیمی که از بس در
رسانهها در زبان عموم روزمره ما تکرار
شده معنای خودشو از دست داده هر بار باید
ما آشنایی زدایی کنیم یعنی فرض کنیم که ما
نمیدونیم جمهوری اسلامی چیه از اول تمام
پیش فرزام بذاریم کنار و از نو تلاش کنیم
برای اینکه با روشهای علمی روشهای
متفاوت روشهای جدیدتر بپرسیم که جمهوری
اسلامی
چیست صهیونیسم چیست یهودی ستیزی چیست و
واقعیت این هست که همیشه باید فرض کرد که
هیچ مفهومی یک تعریف یا معنای ثابت و
همیشگی نداره بلکه تاریخ بلندی از اشکال
مختلف کاربرد داره یعنی اگر شما در فارسی
بگید جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی یه معنی
میده اگر شما در پاکستان بگید جمهوری
اسلامی یه معنی دیگه میده در افغانستان
بگید در هندوستان بگید در عراق بگید معنای
دیگهای میده اگر به متنهایی که مربوط به
۴۰ سال پیشه نگاه بکنید معنای جمهوری
اسلامی اونجا فرق میکنه و بنابراین همیشه
باید در بستر زمانی و مکانی خودش گذاشته
بشه تا بتونیم در حقیقت درک درستی داشته
باشیم نه اینکه اون چیزی رو که تو ذهنمون
به
عنوان معنی این
مفاهیم رفته و تبدیل شده به یک در
حقیقت ایده جزمی و غیر انتقادی همون رو هر
بار فکر کنیم که آره این جمهوری اسلامی
همونه که ما مثلا ۲۲۰ سال پیش تا حالا فکر
میکنیم هست همین طور یهودی ستیزی همین طور
صهیونیسم اینا مفاهیم بسیار بسیار
گرانباری هستن از نظر تاریخی یعنی انقدر
به معناهای گوناگون به کار رفتن که هر بار
که
شما میشنوید از هر کس که میخواید از هر کس
که میشنوید باید بپرسید که منظور تو از
این چیه دقیقاً و شما این مفهوم رو به چه
معنایی به کار میبرید اگر این کارو نکنید
در حقیقت گفتگوی شما با
دیگران گفت مثل نزاع کران و لالان
میمونه و به جایی
نمیرسه
فلسفه همواره کارش باز تعریف یا بازشناسی
همه اون مفاهیمی اس که پیش از این فکر
میکردیم مفهومش
روشنه و اتفاقاً اونچه که مهم هست ما فکر
میکنیم
که ما باید مثلا فرض کنید تئوریهای عجیب
غریب و اصطلاحات عجیب ریبو بریم دنبالش و
بفهمیم چیه در حالی که چنین نیست اونچه که
ما باید در فهمش بکوشیم اتفاقاً مفاهیم
بنیادی مف بیسیک هست ما باید بپرسیم
واقعیت چیه انسان چیه سیاست چیه جامعه چیه
دین چیه کلماتی که از غذا به زبان روزمره
و عادی تعلق دارن و از زبان روزمره به علم
راه پیدا
کردن بعد اون وقت میفهمیم که چقدر تفاوت
هست
بین درکی که ما از واقعیت داریم و درکی که
در فرهنگهای دیگه و ملتهای دیگه وجود
داره و بعد اگر این رو درک بکنیم خواهیم
فهمید که ما در حقیقت توی د تا دنیای
کاملاً متفاوتی هستیم که عجیب نیست که حرف
همدیگه رو نمیفهمیم و اونجایی هم که فکر
میکنیم میفهمیم
تازه بعد از خواب بیدار میشیم و میبینیم
که نه ما در حقیقت با زبانی با هم گفتگو
میکردیم که به دو جهان متفاوت تعلق
دار همین که ما به وضعیت منطقه هیچ حساسیت
نداریم این درست نشون میده که ما در همون
واقعیتی زندگی نمیکنیم که اسرائیلی زندگی
میکنن به خاطر اینکه اگر شما به آثار اولا
در اسرائیل که خب در دانشگاهش که
زبانهای دوم و سوم حتما شما باید بلد
باشین
برای رشتههای علوم همه رشتهها و مخصوصاً
اگر بخواید ایران و اسلام و اینا رو
بشناسید حتما باید فارسی و عربی بدونید و
خب دانشجویی نیست که راجع به اسلام کار
کنه و عربی ندونه یا مثل آقای زیدآبادی
بخواد با من بین منبع علمی و منابع
دانشگاهی و نوشتههای روزنامه نگارانه فرق
ن
نگذار بنابراین اسرائیلی خیلی بیشتر تاریخ
ما رو میشناسن خب به دلیل
اینکه یک جامعه از نظر دانشگاهی خیلی
بزرگتر و پراکنده ترم هستن طبیعتا تو
دانشگاههای غربی هم هستن در اسلام شناسی
و ایرانشناسی بسیار بسیار پیشتر از ما
هستند با رمانهای معاصر آشنا هستن با
شعرهای معاصر آشنا هستن فیلمهای ایرانی رو
در سینما هاشون نشون میدن و این به
اصطلاح ترس و تنفر بیمارگونه که در ایران
وجود داره و از کلمه اسرائیل یک تابو
ساخته و در حقیقت باعث شده که ما خودمون
کور بشیم نسبت به جهان بیرون این حالت
وجود نداره شما دپارتمانهای ایرانشناسی
وجود داره در
دانشگاههای تلاویو اورشلیم و حیفا و
مراکز ایرانشناسی و اسلام شناسی وجود داره
و خب از
دو قرن پیش یه بخش مهمی از شرق
شناسان یهودی بودن و از این سنت و آیین
میامدن ولی خب همین الان حالا عربها خ
داستانشون متفاوته خیلی تغییر کردن نسل
جدید ولی همین الان ما نمیدونیم
که از یهودیت و فرهنگ یهودیت و تاریخ
یهودیت و دین یهودیت چیزی نمیدونیم و این
خیلی دردناکه تا اوائل قرن بیستم ما هنوز
عهد عهدین رو یعنی عهد عتیق و عهد جدید رو
به فارسی ترجمه نکرده بودیم و نمیشناختیم
به خاطر اینکه فکر میکردیم که ما که از
زمان صفویه به این طرف ما دشمنی به نام
مسیحیا و یهودیا نداشتیم بنابراین فکر
میکردیم خب چون دشمن نیستن نیازی هم
نداریم ما بشناسیمش و یک دیواری درست
کردیم برای خودمون از زمان صفویه تا امروز
محصوره در دیانت تشیع ژئوپلیتیک ایران و
زبان فارسی و به به حد باور نکردنی از
پیرامون خودمون غافل موندیم ما اصلاً الان
که نمیدونیم اصلاً ترکیه چه خبر
هست در
زمینه ترکیه حالا جنبههای متفاوتش ما
اصلاً علاقه نداریم کنجکاوی نداریم
بشناسیم عربها رو که اصلا فکر میکنیم که
اینا همون عربهای بیابونی زبان پی هستن
هیچ تصوری نداریم از اینکه وضعیت علم و
دانش و فرهنگ و ادبیات و هنر در دنیای عرب
چگونه است و از جهان عرب فقط دبی و دو سه
جا یعنی محل بیزنس میشناسیم در حقیقت
میریم خرید و فروش میکنیم اونجا هیچ
ارتباط فرهنگی
با جهان عرب و نخبگانش نداریم و این فاجعه
است خیلی فاجعه است ما یک چیزی رو خلق
کردیم جعلی به نام زبان فارسی در مقابل
زبان عربی که هرگز چنین چیزی وجود نداشته
زبان عربی از زبان برای نسبت به زبان
فارسی در هزار و اندی سال پیش هرگز زبان
بیگانه به شمار نمیرفت و بعد همین طوری
بریدیم دیوار درست کردیم هی رابطمون رو با
جهان قطع کردیم از طریق زبانمون قطع شده
یک حکومتی اومده که با دنیا دعوا داره خود
ما هم در خارجم که میایم خیلی کنجکاوی
نداریم من دیدم آدمهایی رو که صاحب نامن
ولی مطلقا از زبان عربی و جهان عرب و
فرهنگ معاصر عربی چیزی نمیدونن ولی به
صورت جزمی معتقد هستن که اونها هیچی ندارن
و اونا هیچ خبری نیست و هیچ دلیلی هم
نداره که ما بخوایم برای شناخت اونا کوششی
بکنیم خب اینا نش خودش نشان دهنده اینه که
ما در زمان حال زندگی نمیکنیم
واقعیت اینه که اگر یه روزی تصمیم گرفتیم
که یک یه ذره دلمون بلرزه یه
ذره بترسیم یه ذره نگران بشیم نسبت به
حداقل نسل های آینده ما نباید نه نیاز
داریم بر این که بریم هرچی غربی نوشتن
ترجمه کنیم و ندونیم برای چی داریم ترجمه
میکنیم و اصطلاحات شونو کتاباشون و نظریه
هاشونو همین
طوری تکرار بکنیم غلط و غلوط و بی خاصیت و
نه نیاز داریم به اینکه ریشه مشکلات
امروزو بریم تو ۱۴۰۰ سال پیش پیدا بکنیم
ما در حقیقت نیازمند خودآگاهی تاریخی
هستیم یعنی بازگشت به زمان حال باید ما
برگردیم به زمان حال و الان و این کار
سختیه من وقتی که
آقای زنده یاد دوستدار میگه ایرانیها
پرسش نمیکنن ایرانیها کن نیستن من ایراد
به ایشون اینه که پرسش کردن و کنجکاوی
کردن نیاز به آموزش داره شما که نمیتونید
بگید اینا مثلاً مشکل نژادی دارن یا مشکل
ژنتیک دارن نه ما مشکل ژنتیک نداریم ما
فقط یک فرهنگ خواب داریم هیچ احساس دلهره
نمیکنیم مدرن شدن یعنی دلهره داشتن یعنی
مضطرب بودن یعنی این کهه هیچ چیزی رو رو
تضمین شده و حتمی و قطعی و پایدار ندیدن
یعنی امیدی به بهشت نداشتن یعنی از
رستگاری دل بیدن یعنی وحشت
و شرارت آمیزی این دنیا رو به رسمیت
شناختن بی پناهی انسان و شکنندگی رو
پذیرفتن محدودیت عقل محدودیت جسم و
محدودیت اونچه که در سرگذشت ششت و سرنوشت
انسان ممکن هست اون رو شناختن مدرنیته
یعنی فهم محدودیت انسان مدرنیته با نقد
آغاز میشه نقد یعنی شناخت اینکه عقل ما چه
چیزی رو میتونه بفهمه چه چیزی رو
نمیتونه بفهمه و بعد اینکه ما خودمون
چطور میتونیم خودمونو گول بزنیم به شکلی
که هیچکس به اندازه ما نمیتونه گول
بزنه شناخت محدودیت انسان هست که علم مدرن
رو به وجود میاره تکنولوژی رو به وجود
میاره و فلسفه مدرن و فرهنگ مدرن رو این
که ما فکر میکنیم که قربی فکر کنن و ما از
فکرشون فکرشون میخریم و ترجمه میکنیم و
مثل
فرمولای به اصطلاح ماشین و نمیدونم بمب
اتم حالا یه ذره قاچاق میکنیم یه ذره
پولشو میدیم میخریم این
کاملاً ما رو به همین جای که الان هستیم
میرسونه و چه بسا بدتر
نه ما باید بفهمیم ما باید درک بکنیم ما
باید خودمون بیدار بشیم هیچ مفهومی هیچ
نظریهای و هیچ واقعیتی رو نمیشه نیابتی
فهمید وکالت بدین به یه نفر که برای شما
بفهمه نه فهمیدن غیر از اطلاعاته شما باید
خودتون بفهمید که خودتون هستید کسی
نمیتونه به جای
شما به شما بگه شما کی هستید اینکه کی
هستید کجا هستید در چه زمانی هستید هیچ
راهی وجود نداره جز اینکه خودتون درک
بکنید اگر خودتون درک نکنید دیگران همواره
از چشم
خودشون شما رو خواهند فهمید و اونها
میتونن از این فهم برای خودشون استفاده
کنن ولی برای شما نه همون طور که
مسلمانها ۲۰۰ ساله در نبرد با غرب خودشون
رو تعریف میکنن و با اینکه
از نظر سرمایه اقتصادی بادآورده در وضعیت
خیلی خیلی استثنایی قرار دارن با اینکه ما
الان بمب هستهای اسلامی داریم در پاکستان
ولی هنوز که هنوزه ما نتونستیم از نظر
توسعه و تمدن خودمون رو به سطح غرب
برسونیم این یعنی که اون فرهنگ هست که
تکنولوژی رو میسازه اون فرهنگ هست که علم
میسازه اون فرهنگ هست که فلسفه میسازه
بنابراین اگر اون فرهنگ رو ما بهش توجه
نکنیم از انتقال این اطلاعات هم هیچ
بهرهی نخواهیم
برد و این یعنی کهه تا خودمون رو تاریخی
ببینیم یعنی امروز کلمات فرق میکنن با
روز دیگه و این یک چالش بسیار بزرگیست
برای انسان مدرن که خودش رو که خودآگاهی
تاریخی داره و میدونه که هر لحظه زمان
داره باش کتاب میگذره مخصوصاً در عصر
دیجیتال و ولی زبان ما و قدرت فهم ما از
واقعیت نمیتونه به پای این سیر
شتابنده تحولات برسه یعنی ما همیشه زبان
عقبتر از واقعیته به همین دلیله که شما
باید همواره به اصطلاحات به کلمات به
زبانی که در تبیین و فهم واقعیت به کار
میگیرید همواره باید بدبین باشید اساساً
مد که با دو به اصطلاح رویکرد بنیادی
همراه هست یکی اسکتی سیزم یا شکوری
شکاکیت و یکی دیگه هم پسیس یعنی بدبینی
یعنی مطلقا
هیچ اطمینانی به اینکه یک ثانیه دیگه این
جهان همچنان برقرار هست این آسمان بر سر
ما سقف گسترده هرگز هیچ اطمینانی نیست هیچ
چیزی در این
جهان وعی داده نشده که چنین که هست بمانه
چنان نماند چنین نی هم نخواهد ماند و این
به این معناست که شما مدام باید بدویید
دنبال این واقعیت و زبان رو یا از نو
تعریف کنید کلمات رو از نو تعریف کنید یا
اینکه کلمات جدیدی بسازید برای فهم واقعیت
ما در گفتمان سیاسیون الان شما نگاه بکنید
به رسانهها نگاه بکنید به روزنامهها
نگاه بکنید به حتی نوشتههای مثلاً
استادان دانشگاه چنان درباره سیاست حرف
میزنن یا چنان درباره ما حرف میزنن که
انگار نه انگار که مثلاً یک ۵۵۰ سالی
از این داستانا گذشته یعنی کلمات و مفاهیم
و دنیایی که از تصویری که از دنیای خارج
دارن کم و بیش متعلق به ۵۰ سال گذشته است
و فکر میکنن که این کافیه و خب و خیلی هم
با سربلندی و افتخار نظرات مرشحی هم میدن
که خب وحشتناکه واقعا ما در
یک حبابی از توهمهای
گلیز رسوب یافته
قرنها دفن شدیم و هیچ فرقی بین روشنفکر
ما و آخوند ما نیست هیچ فرقی بین
به اصطلاح مهاجر ما و داخل کشور ما نیست
هیچ فرقی بین شهری و روستایی هم نیست ما
در یک دنیا زندگی میکنیم و تا بیدار نشیم
تا درک نکنیم که در زمان حال نیستیم
نمیتونیم به زمان حال برگرد خب
من در
مورد اینکه یهودی ستیزی چی هست یا
صهیونیسم چی هست امروز صحبت نخواهم کرد
شاید در یک فرصت دیگه دیگری صحبت بکنم
یعنی در
کانتکست
اروپایی طبیعتاً دوستان آشنا هستن با یه
تصوری حداقل اجمالی دارن از اینکه یهودی
ستیزی چه فرقی داره
با صهیونیسم ولی من بیشتر الان میخوام
در
بستر فرهنگ ایران و سیاست ایران از زمان
مشروطه تا الان صحبت کنم من معمولا ما فکر
میکنیم که جمهوری اسلامی یا ایدئولوژی
اسلامی مبارزه با اسرائیل رو شروع کرده و
این آخوندا بودن
که با یهودیا یا با اسرائیلی نمی سختن
و این آخوندا بودن که اسرائیل ستیز بودن
این آخوندا بودن که وضع ما رو به اینجا
کشوندن
و خب این درست نیست یعنی
که انتی سمیت
انتی سمیتی سیزم یا یهودی ستیزی یک پدیده
جهانیست و از آمریکا گرفته تا اروپا یعنی
پدیده
غربیست سابقه حدود سابقه خیلی بلندی داره
یهودی ستیزی حالا تحولات بسیاری از سر
گذرونده
ولی این
رویارویی مسیحیان با یهودیان خب به دراز ی
تاریخشون هست و بعد در عصر جدید
هم یهودی ستیزی نژادی کاملا پدیدههای است
اروپایی و پدیدههای است غربی و ما در جهان
اسلام هیچ موقع همچین چیزی نداشتیم به چند
دلایل مختلف یکی اینکه خب انتی سمیتی سیزم
یعنی سامی ستیزی برای عربها یا مسلمانها
معنی نمیده به خاطر اینکه خود عربها هم
خودشون سامی هست هستن بنابراین از همون
نژاد
هستن اما بذارید من
براتون یه متنی بخونم که
مال بیش از یصد پ۰ سال گذشته است و یکی از
پیامبران و پیشوایان و پیشروان تجدد و
مشروطه در ایران بعد اسمشو بهتون میگم
ایشون میگه
که
بله ایشون میگه
که در مورد اینه ایرانیها تاریخ ایران رو
اشاره میکنه و اینکه ایرانیها چرا به
وضعیت تی که امروز دوچار هستن یعنی اون
موقع در قیاس با غرب خیلی عقب موندند
رسیدن و در حقیقت مقصر کیه
چون ما ایرانی ها تا الان همین طوره دقیقا
هیچ فرقی نکردیم نسبت به ۵۰ سال پیش و اون
اینه که مشکلات برای مشکلات خودمون به جای
ریشه یابی یا فهم دنبال مقصر میگردیم یعنی
دنبال یه نفر میگردیم که در حقیقت مجازاتش
کنیم حالا یا اسلامه یا
نمیدونم اعراب هستن یا مغولها هستن یا به
هر حال آخوندا هستن یا خارجی هستن و این
بسیار به
اصطلاح کودکانه و نابالغان است و ما زمانی
میتونیم مسائلم حل بکنیم که تلاش کنیم
بفهمیم میگه که
مظلوم تر از
ایرانیان میگه خ از لشکرکشی عرب صحبت
میکنه و بعد میگه
که آمدن به ایران به ایران حمله کردن
و درجه حماقت و خریت عربها را از همین
میتوان استنباط کرد که ۵ هزار رعیت را که
بدین درجه در مقام اطاعت و تمکین و
فرمانبرداری
باشند حکم ک کرو فرمان زندان دهن بعد میگه
که ایشون معتقده
که اساساً مشکل با ادیان هست و نه فقط با
اسلام و مخصوصاً اشاره میکنه به دین
یهودیت و میگه که اصلا
اسلام بله ایش میگه که ملت
یهود اگر تورات جعلی کهنه پوسیده عزیر را
ساخته که دو جلدش به هم مربوط نیست اگر
چنین نکرده بودند بدین ذلت و رزاله نمیز
استن امروز انقدر بدبخت و بدوز نمیشدن به
مانند جانی و قتیل اسیر دست انگلیسی باشند
و نوکر زرخرید ایشان هم محسوب شوند و
خلاصه ایشون معتقده
که دین یهودیت خیلی بیشتر از مسیحیت و حتی
بیشتر
از آیین
هندو خرافات داره و کاملا یه سری
محلات این متنی که برای شما
خوندم از سه مکتوب میرزا آقاخان کرمانی اس
و میرزا آقاخان کرمانی کسیه
که روشنفکران سکولار
خیلی ازش
ستایش مبالغه آمیزی میکنن و از جمله آقای
آدمیت ایشون رو بنیانگذار تاریخنگاری مدرن
میدونه و از این جور مبالغه ها و خیلی
ستایش شده به عنوان کسی که خب خیلی
سرسختانه با اسلام و با روحانیت مخالف
اونچه که میخوام عرض کنم خدمت شما اینه که
پس قبل از اینکه اسرائیل به وجود بیاد ما
یک پدیده یهودی ستیزی داشتیم
که با اون یهودی ستیزی سنتی دینی در اسلام
متفاوت بوده یعنی این یهودی ستیزی که آقا
خان کرمانی داره همون طوری که آدمیت اشاره
میکنه این تحت تاثیر در حقیقت یهودی
ستیزان روشنفکران یهودی ستیز اروپاست یعنی
ک ناسیونالیست های قرن
نوزدهم و ربطی به به اصطلاح اون یهودی
ستیزی اسلامی و عربی نداره بنابراین ما
تجدد رو با یهودی ستیزی اخذ کردیم و خب یه
نمونه دیگشم خود صادق جلال صادق هدایت هست
که در ادبیات ایران جایگاه ویژهای داره و
هرچقدر که ایران باستان رو ستایش میکنه
اسلام و مسیحیت اسلام و یهودیت رو بیش از
همه ادیان دیگه نکوهش میکنه و عامل
بدبختیهای ما
میدونه پس چرا یهودی ستیزی با تجدد وارد
ایران
شد حالا البته که در هند
و کشورهای عربی و در حقیقت قلمرو عثمانی
هم وارد شد همزمان دلیلش این بود که جهان
اسلام چه در ایران چه در هند چه
در جوامع عربی و چه در قلمرو
عثمانی دچار بحران سیاسی بود و این بحران
سیاسی ربطی به تجدد نداشت یعنی پیش از
اینکه تجدد وارد این کشورها
بشه در عثمانی ما بحران سیاسی داشتیم در
ایران هم همین طور
در زمان قاجار
و با برخورد با تجدد
ما بلافاصله سعی کردیم که یک روایتی از
تاریخ که اون هم یک روایت شکسته بستهای
بود که از غربیها یاد گرفته بودیم بسازیم
که بتونیم این
موقعیت به
اصطلاح شرم آوری رو که درش قرار ارم توجیه
کنیم یعنی بگیم که چرا ما اینجوری
شدیم در یک از یک
طرف مدرنیسم در ایران با ناسیونالیسم
همراه شد یعنی ما تجدد گرفتیم به جای
اینکه بریم رو به آینده رفتیم عقب و از
اون طرف هم از اسلام به عنوان
مهمترین عامل در حقیقت
نگهدارنده ما که حالا از نظر روشنفکران
سکولار عامل بدبختیه و از نظر به اصطلاح
رهبران مذهبی یا اصلاح گران مذهبی عامل
قدرت و شوکت و شکوه ایران بوده اسلام میشه
همه چیز و کسانی مثل سید جمال یا کسانی
مثل شیخ رئیس قاجار و دیگران اینها به فکر
این میفتن که برای حل بحران جهان اسلام
باید با هم متحد شن این ایده اتحادی اسلام
یا پن ایلامی ازم خودش یک ایده مدرن هست
یعنی قبلاً ما چیزی به نام پن ایلامی اسم
نداشتیم اونچه که در فرهنگ دینی و اسلامی
به عنوان امت گفته میشه ربطی به این پن
ازلام میزم نداره و این پن ازلام میزم در
حقیقت به این معنا بود که ما اگر مسلمونها
با همدیگه
متحد بشن میتونن در برابر غرب که خب در
بسیاری از سرزمینهای
اسلامی به عنوان استعمارگر وارد شده بود
در برابر غرب اینها
میتونن هماوردی بکنن و از این موقعیت
فروتر بیرون بیان و
به مدارج تمدن هم برسن ایده اتحاد اسلام
به ویژه در ایران شکست خورد به خاطر اینکه
ایرانیها سنها پیش از جهان اسلام جدا شده
بودن و با ترکها و با عربها نه تنها
منافع مشترکی نداشتن که حتی در رقابت و
دشمنی بودن بنابراین معنی نداشت براشون که
با اونها متحد بشن و در حقیقت هویت ایرانی
خودشون
رو معامله کنن تا به اصطلاح بهای اون رو
با این هویت بدن و در نظر داشته باشید که
برای مسلمونها عرب و ترک
تجدد در حقیقت
یک شکل دیگری از حمله صلیبی هاست و در
دوران جنگهای صلیبی در دو قرن جنگهای
صلیبی این عربها و ترکها بودن که درگیر
بودن در جنگ و سنیها نه شیعهها و نه
ایرانیها هیچ کدوم در این جنگ وارد نشدن
و بنابراین ما اصلا هیچ مشکلی با غرب
نداشتیم ما از زمان صفویه تا زمان
محمدرضاشاه پهلوی اتفاقاً غرب رو متحد
خودمون میدونستیم در برابر عثمانیها و
در
برابر قدرتهای منطقه یعنی ایران در چار
قرن گذشته با متحدان غیر مسلمان و
غیر بیگانه با این منطقه توانسته بود که
موازنه قوا رو نگه داره بنابراین ایده
اتحادی
اسلام با سازگار نبود مخصوصا اینکه سید
جمال هم رفت در پی اینکه شاهان مسلمان رو
یا حاکمان مسلمان
رو به قتل برسونه خب ناصرالدین شاه رو
میرزا رضا
کرمانی هدف گرفت و اصلا کل این موضوع شکست
کد
در دهه بیست دوم قرن بیستم خلافت عثمانی
یا امپراتوری عثمانی فرو پاشید و
و در سال
۱۱۹۲۷ سازمان اخوان المسلمین در مصر به
رهبری حسن البنا تأسیس شد این سازمان یک
سازمان سنی ولی فراملی بود یعنی که از حتی
در همون زمان از اروپا گرفته تا آسیای دور
شروع کردن به به اصطلاح یارگیری و گستردن
شبکه شون و تا امروز در حقیقت مادر
ایدئولوژی اسلامی و مادر جنبشها و
جریانهای بنیادگرای اسلامی به شمار
میرن اونچه که مهمه اینه که توجه کنید که
در سال ۱۹۶۸ که
اسرائیل تأسیس شد دولت اسرائیل تأسیس
شد بحث مبارزه با اسرائیل برای ما هیچ
موقع هلوکاست اینا مهم نبود اصلاً من
همونطور که گفتم ما با فرنگیا اصلاً درگیر
رو روی اروی نظامی نداشتیم بنابراین هیچ
علاقه هم نداشتیم که به مسائل اونا توجه
کنیم عربا چرا عربها یه عده زیادیش انکار
کردن یه عده قبول کردن خیلی موضع
پیچیدهای داشتن و دارن ولی ما اصلاً هیچ
موقع مسئله هلوکاست برامون مطرح نشد ما تا
همین زمان آقای احمدنژاد که هلوکاست رو
انکار کرد ما اصلاً نوشتهای نداشتیم راجع
به هلوکاست به فارسی اصلاً کلمه هلوکاست
زه به زبان فارسی راه پیدا کرده
ولی اسرائیل که تأسیس شد به دلیل اینکه
دولت پهلوی بر سر کار بود و به دلیل
اینکه از یک طرف از طرف دیگه به دلیل
اینکه جنبش ملی شدن صنعت نفت و در حقیقت
رویارویی دیپلماتیک ایران و غرب مخصوصاً
انگلستان بالا
گرفت اسرائیل این وسط تبدیل شد به یک
دشمنی که در پس او شما
بتونید در حقیقت هر جور که دلتون میخواد
زمین نبرد رو تعریف بکنید و با هر کس که
میخواید
بجنگید شاید بسیاری از شما به یاد ندارید
یا نخونده باشید که در زمان محمدرضا شاه
پهلوی ایران به صورت دو فکتو یعنی به صورت
غیر رسم
موجودیت اسرائیل رو به رسمیت شناخت و
هم اسرائیل در ایران کنسولگری داشت و هم
سفیر داشت اصلا و هم ایران در اسرائیل من
سفیر ایران در اسرائیل در ایران رو دیده
بودم اسمش لوری لبران بود و در سن خیلی
بالا درگذشت بسیار آدم ایران دوستی بود و
خب خیلی خاطرات جالبی داشت از
زمان مموری در ایران ولی این دکتر محمد
مصدق بود
که دستور داد رابطه ایران با اسرائیل قطع
بشه و کنسولگری ایران در اسرائیل بسته بشه
و در حقیقت تبدیل شد به یکی از
پرچمداران غیر مذهبی و غیر روحانی اسرائیل
ستیزی در ایران توجه داشته باشید که در
اون زمان برای علمای شیعه و ایران اسرائیل
اصلا مسئله مهمی نبود اصلاً مسئله نبود
اصلاً چندان اطلاعی نداشتن رفت و آمد
نداشتن اون موقع هم که رسانه و اینجور
چیزا نبود بنابراین اصلا در دنیای خودشون
به سر میبردن ولی مصدق برای فشار آوردن بر
انگلستان در حقیقت با دولت اسرائیل قطع
رابطه کرد یعنی باز مسئله ش اسرائیل نبود
اسرائیل این وسط تبدیل شد به
یک بهانه یا یک وسیلهی که خصومتهای پنهان
در حقیقت در ورای او جریان داشته
باشه
آقای جبهه ملی و نهضت آزادی که به مصدق
وابستگی فکری و ارادت سیاسی دارند از
اسرائیل ستیز ترین جریانها در اون زمان
بودن یعنی حالا جبهه ملی که کاملاً سکولار
بود و نهضت آزادی هم
به اصطلاح مسلمون های لیبرال یا میانه رو
به شمار میرفتن و به هیچ وجه بنیادگرا
شناخته نمیشدن
ولی مخصوصا نهضت آزادی
در گرفتن کمکهای مالی و تجهیزات نظامی و
آموزش نظامی بسیار بسیار تکیه داشت
به عرفات و جنبش آزادی بخش
فلسطین و رابطه بسیار بسیار نزدیکی داشت
با عرفات وقتی که انقلاب ایران پیروز شد
یکی از اولین کسانی که بدون خبر قبلی وارد
ایران شد عرفات بود و با بسیار
با استقبال ویژهای ازش شد و بلافاصله در
ایران
سفارت دفتر ف فتح در حقیقت عنوان یک دولت
به عنوان سفارت یک دولت گشوده شد این کار
آقای ابراهیم یزدی بود آقای ابراهیم یزدی
در کتاب ۶۰ سال صبوری و شکوری خاطرات
سیاسیش در جلده چهارم میگه که بسیاری از
ایرانیان تقریباً تمام گروههای سیاسی از
چپ راست ملی و ملی
مذهبی از مردم فلسطین حمایت کردن و میکنن
هنگامی که مسئولیت معاونت نخست وزیر در
امور انقلاب را پذیرفتم یکی از اولین
اقدامات به رسمیت شناختن صاف یعنی همین
جنبش آزادی بخش فلسطین به عنوان نماینده
مردم فلسطین در سطح یک دولت بود حالا توجه
بکنید که عرفات و اساساً جنبش
سازمان سازمان که او رهبرش بود
یک جریان کاملاً غیر اسلامی سکولار و
بسیار بسیار نزدیک به اتحاد جماهیر شوروی
بودن یعنی چپ بودن اینها چه فعالی سیاسیش
چه آدمای فرهنگی شون بنابراین اصلا مسئله
شون اسلام نبود به هیچ وجه م هیچ سنخیتی
با بنیادگرایی اسلامی نداشتن ولی چون با
غرب مخالف بودن در حقیقت به جنبشهای
انقلابی منطقه مثل آقای چمران و آقای یزدی
و دیگران کمک مالی میکردن آموزش نظامی
میدادن اردوهای خودشونو در لبنان و در
اردن تحت اختیار اینها میگذاشتن و اگر
امروزه میبینید که جمهوری اسلامی داره به
حماس کمک میکنه در حقیقت داره یک لطفی رو
که قبلاً اونها کردن و به پیروزی انقلاب
کمک کردن داره اون لطف رو پاسخ
میده این آقای یزدی بود که پیشنهاد روز
قدس رو میده به عنوان در حقیقت عضو دولت
موقت یعنی باز روز قدس که یک روز ضد
اسرائیلی اس جمعه آخر ماه رمضان نه از
جانب آقای خمینی مطرح شد نه از جانب
روحانیت نه از جانب مسلمانها بنیادگرا
بلکه یک تحصیلکرده شیمی در آمریکا که
کراوات هم میزد و انگلیسی
خیلی شیوایی هم صحبت میکرد او بود که روز
قطف رو اعلام کرد و در حقیقت یک آیین
اسرائیل ستیزی رو
در ایران بنیان گذا گذاشت پایه
گذاشت
خب از آنچه که
گفتم این نتیجه رو میگیرم که مسئله
اسرائیل و مسئله یهودی ستیزی و مسئله
صهیونیسم فقط بعد اسلامی
یا به اصطلاح بعد بنیادگرایی اسلامی نداره
بلکه پیش از پیدایش بنیادگرایی اسلامی
و پیش از جمهوری اسلامی و پیش از اونکه
این سازمانهای بنیادگرای اسلامی به قدرت
برسن در ده اواخر دهه ۷ و ده ۸۰ اینها
بودن که جریانهای سکولار بودن در جهان
عرب که یا مسلمان که بر
طبل مبارزه با اسرائیل کوبیدند در اون
زمان یعنی تا دهه ۸۰ پن عربیسم یا
ایدئولوژی ناسیونالیسم عربی خب
خیلی گسترده
بود حزب بحث یک حزب پان عربیست بود صدام
حسین خیلی بیش از آقای خامنهای به حماس و
جهاد اسلامی کمک کرده و الان اگر شما برید
در غزه همه
جا تصویر او رو میبینید و از او به عنوان
الرئیس شهید یعنی رئیس جمهور شهید یاد
میکنن در عکسهای آقای خمینی آقای خامنی
کمتر تر
هست جریان ناسیونالیسم عربی یک جریان
اولاً سنی بود و ثانیاً خیلی جنبه دینیش
بسیار کمرنگ بود تا دهه ۷۰ شیعیان عرب
معمولاً سکولار بودن و خودشون رو
شیعه تعریف
نمیکردن از روشنفکران شون بگیرید تا
فعالان سیاسی به دلیل اینکه در اقلیت بودن
اینها ترجیح میدادن که
جزء جامعه سکولار روشنفکران محسوب بشن تا
جزء اقلیتهای دینی
این قوت گرفتن بنیادگرایی در منطقه و به
ویژه پیروزی انقلاب ایران بود که شیعه عرب
رو شیعه کرد و در حقیقت به همین مسئله
اسرائیل ستیزی با بنیان گذاشتن حزبالله
لبنان و جهاد اسلامی و همین طور کمک به
سازمانها و گروههای
غیر دولتی اسرائیل ستیز در حقیقت شیعیان
عرب شیعه شدن به عبارت دیگه به تعبیر دقیق
کلمه اسرائیل
ستیزی پدیده اسلامی نبود بلکه اسلامی شد و
مخصوصاً جمهوری اسلامی نقش مهمی داشت در
اسلامی کردن اسرائیل ستیزی حالا چرا
جمهوری اسلامی اسرائیل براش مهم شد
اسرائیل که تهدیدی برای ایران نبود هیچ
موقع ایران
رو به اصطلاح
روی ناخوشی به ایران نشان نداده بود و
بعکس خیلی امیدوار بود که بتونه با دولت
جدید ایران کار بکنه در دوران جنگ ایران و
عراق میدونید که در سال
۱۹۸۲ اسرائیلی به تأسیسات هستهای عراق
صدام حسین حمله کردن و نابود کردن و به
جمهوری اسلامی کمکهای نظامی فراوان و
چشمگیری کردن یعنی چون با ناسیونالیستی
عرب از جمله صدام مخالف بودن و او رو
تهدید
میدونستند اسرائیلیها در جنگ ایران و
عراق طرف ایران بودن در حداقل در سالهای
مهمی چرا پس این اسرائیل ستیزی از کجا
میاد و به چه درد جمهوری اسلامی
میخوره این نکته مهم هست ما در ایران یک
نوع نظام سیاسی داریم که تقریباً میشه گفت
در جهان اسلام کمابیش
استثناست یا نادره یعنی در جهان اسلام
اغلب
کشورها شاید به جز یکی دو تا نتونیم ما
اونها رو دموکرات یا دموکراتیک توصیف
بکنیم و کشورهای اسلامی از جمله ۲۴ کشور
عرب همه تحت نظامهای استبدادی حالا یا
نظامی یا قب
قبیلهی قرار دارن ولی جمهوری اسلامی یک
حکومت استبدادی نیست بلکه یک حکومت
توتالیتر هست یک بدترین نوع نظام استبدادی
و حکومتهای توتالیتر یکی از ویژگی هاشون
این هست
که در
حقیقت سیاست توسعه طلبانه دارن یعنی خود
این ایده ایدولوژی تت که یعنی تمامیت خواه
هرگز به حاکمیت
بر سرزمین خودش یا کشور خودش بسنده نمیکنه
و در پی این هست که جهان رو بگیره همون
طور که هیتلر این کارو میکرد و حکومتهای
توتالیتر دیگه این کار میکنن و در حقیقت
جمهوری اسلامی و آقای خامنهای شخص آقای
خامنهای خودش رو رهبر مسلمین جهان میخونه
یعنی در لقب ایشون در رسانههای رسمی اینه
رهبر مسلمین جهان حالا اون آقای شاعر
افغان که گفت رهبر فارسی زبانان جهانم
هست آقای خمینی رهبر مستضعفین جهان بود
یعنی حتی
رهبر ملتهایی که
در حالت توسعه نیافتگی زندگی میکردن ولو
اینکه مسلمان نبودن بنابراین چون
این بلند پروازی و
آرمان حکومت جهانی رو
داره و میخواد به قول خودش زمینه رو برای
ظهور امام دوازدهم فراهم بکنه و تمدن
اسلامی
رو از نو احیا بکنه و سراسر زمین رو تحت
چیرگی خودش دربیاره و
نفض الوارثین خودش رو در حقیقت وارث
مستضعفین میدونه و حاکم بر جهان در نتیجه
نیاز داره به یک دشمنی که این
دشمن در حقیقت یک دشمن مشترک با حداقل بخش
مهمی از جهان اسلام باشه یعنی ما با عراق
۸ سال جنگیدیم تمام جهان عرب تمام جهان
عرب به استثنای سوریه که به
اصطلاح با ما همکاری کرد به غیر از سوریه
تمام جهان عرب و حتی کشورهای اسلامی
طرف صدام ایستادن به صدام کمک کردن و در
برابر ایران
اما یعنی وقتی ایران و عراق با هم
میجنگیدن هیچکس نبود از این کشورهای
اسلامی که به حمایت ایران برخیز اما
اسرائیل ستیزی مخصوصاً در افکار عمومی
جهان عرب یک حنینی داره که خوشاینده و من
دیدم اینجا حتی در آمریکا مسلمون هایی که
وقت وقتی مثلاً یه بار رفته بودم من کفش
بخرم فروشنده یک مسلمان بود و به من گفت
تو ایرانی کجایی هستی گفتم ایرانی اون
موقع احمدینژاد رئیس جمهور بود گفت که من
عاشق احمد نژادم به خاطر اینکه اون شجاعتی
رو داره که هیچ کدوم از رهبران عرب ندارن
و توجه داشته باشین که عربها در جنگ ش
روزه با اسرائیل شکست خوردن این شکست
بسیار
براشون موجب سرافکندگی شد و یک عقده حقارت
و خود خوار بینی دامان وجدان عربی رو گرفت
و خب یک کسی مثل آقای خمینی که یک رهبر
کاریزماتیک بود و یک جنبش تودهای رو رهبر
میکرد و آدمی بود که در
حقیقت واقعاً هیچ پروایی نداشت از اینکه
با دنیا بجنگه برای عربها خب خیلی تحسین
برانگیز بود آقای رفسنجانی در یک کتابی که
به نام بدون روتوش مصاحبه کرده با آقای
زیباکلام میگه وقتی به آقای خمینی گفتیم
که را صدام حمله کرده به ما آقای خمینی
لبخندی از سر رضایت زد و خیلی خوشحال شد
گفت که صدام موجب شد که ما این مسئله
منطقه رو برای همیشه حل بکنیم یعنی منظورش
این بود که ما میریم عراق و میگیریم و از
طریق عراق میریم مثلاً فلسطین م میگیریم
و قدسم آزاد میکنیم آقای خمینی در جنگ با
عراق هم حتی هدف نهاییش این بود که راه
قدس از کربلا میگذرد و یکی از دلایلی هم
که جنگ رو بدون هیچ منطقی ادامه داد همین
بود امید به اینکه صدام سرنگون بشه مردم
عراق از او حمایت کنن و همین طور قدم به
قدم به سمت بیتالمقدس
پیش
برن بنابراین آقای خامنهای برای اینکه
بگه من رهبر جهان اسلام هستم باید یک
دستاویزی داشته باشه یا یک آرمان مشترکی
داشته باشه با حداقل تودههای مسلمان و
باز هم فراموش نکنید که مسئله اسرائیل
مسئلهای اس که چپهای سکولار انقلابی دو
آتیشه رو با مسلمون های بنیادگرا پیوند
میده و این هم خودش یک مزیتی اس یعنی
اینکه بخش عمدهای از جریان چپ در این ۴۵
سال گذشته در کنار بنیادگرایی اسلامی
ایستادند و حتی زمانی که آقای احمدینژاد
هلوکاست رو انکار کرد و به عنوان یک چهره
جهانی ضد یهودی شناخته شد باز هم
مجله
روشنفکری چپها در
آمریکا از او ستایش کرد خب این باعث میشه
که شما یک قدرت نرمی رو در سطح جهانی برای
خودتون به دست بیارین بدون
اینکه هزینه چندانی بدین یعنی وارد یک
رویاروی نظامی مستقیم بشید و از یک وارفر
یا دکترین نظامی هایبرید استفاده میکنید
یعنی هم از یک طرف تسلیحات برنامه هستهای
تونو پیش میبرید که
هیچ منطقی جز همون که روی موشکها مینویسن
اسرائیل باید نابود شود نداره و برنامه
تسلیحات موشکی تون رو پیش میبرید و همین
طور
به گسترش سازمانها و جریانها و
گروههای بنیادگرا و تروریستی ضد
اسرائیلی دامن میزنید و کمک میکنید میشید
در حقیقت اسپانسر اصلی اینها و جمهوری
اسلامی در داخل کشور سیاستها نسبت به اهل
سنت کاملاً تبعیض آمیزه اهل سنت شهروند
درجه د محسوب میشن مخصوصاً اگر از
استانهایی مثل کردستان و بلوچستان باشن
اما در خارج از ایران جمهوری اسلامی اصلاً
خدا رم نمیشناسه یعنی هم
با ونزوئلایی
کمونیست همآغوشی میکنه و هم با حماسی که
حماس شعبه فلسطینی اخوانالمسلمین هست
یعنی جریان سنی و فراموش نکنید که رهبرشون
سید قدک که آقای خامنهای کتابشو ترجمه
کرده در تفسیر فی ضلال القرآن میگه که این
آیه قرآن که ولا تقرب الصلاة سکارا یعنی
وقتی مست هستید نماز نخونید و سید قطب
میگه درباره حضرت علی گفته و خب سید قطب
خیلی
مورد به اصطلاح تنفر علمای شیعه است به
عنوان
یک شخصیت وهابی و با گرایش سلفی شناخته
میشه و ضد شیعه ولی جمهوری اسلامی حتی با
این جریانهای ضد شیعه هم مشکل نداره یعنی
با
القاعده که اصلاً ایدئولوژی شون ضد تشیع
هست و با طالبان که دیپلماتهای ایرانی رو
در حقیقت ترور کردن و اساساً تشیع رو و
مخصوصاً نسخه ایرانی رو قبول ندارن با
اونها میتونه در زمانی که مسئله به روابط
منطقهی ایران برمیگرده با اونها
ائتلافهای موقت یا تاکتیکی
بکنه همین طور با داعش مسئله ش با داعش در
حقیقت این بود که بد جایی داعش ظهور کرد
در سوریه ظهور کرد اگر داعش در عربستان
سعودی ظهور کرده بود جمهوری اسلامی به
داعش کمک میکرد ولی در حقیقت داعش در جایی
ظهور کرد که پل ارتباطی ایران با لبنان و
در حقیقت عمق استراتژیک با اسرائیل
بود مسئله جمهوری اسلامی با داعش یا
القاعده یا طالبان به هیچ وجه ایدئولوژیک
نیست
و در زمانی که مخت اقتضا بکنه حاضر هستن
بر همه تفاوتهای مذهبی و ایدئولوژیک شون
چشم بپوشن و در
مقابل آمریکا و متحدانش بایستن گروههای
سلفی که در کردستان ایران و در بلوچستان
فعال هستن مخصوصاً اون بخشهایی که مسلح ان
زمانی که عملیاتی داخل کشور ایران انجام
بدن جمهوری اسلامی به شدت سرکوبش میکنه
ولی زمانی که در خارج هستن مخصوصاً اون
ووری
که به اصطلاح اینسنس یا گروههای شورشی در
عملیات شورشی در عراق علیه آمریکاییها
خیلی تداوم داشت همواره به اونها کمک کرده
که بارها و بارها گزارشهای زیادی منتشر
شده که ایران نقش مهمی
در در حقیقت آسیب زدن به نیروهای آمریکایی
در عراق داشته از طریق همین جریانها پس
مسئله اسرائیل
یک این نیست که اسرائیل ایران رو تهدید
میکنه یا ایران به عنوان یک کشور و اگر
دولت دولت ملی باشه
و حافظ حاکمیت ملی باشه
و برای براش منافع ملی مهم باشه اسرائیل
به هیچ وجه نه تنها تهدیدی نیست بلکه همون
طور که در دوران محمدرضا شاه پهلوی
مهمترین یا یکی از مهمترین همپیمانان
ایران در منطقه بود در حقیقت دوست واقعی
ایران
هست اینو توجه داشته باشید که عربها و
ترکها برای قرنهای متمادی به ایران و
ایرانیان به چشم رقیب نگاه کردن ترکها
دنبال این هستن که امپراتوری عثمانی رو
احیا بکنن عربها هم معتقد هستند که ایران
اگر قدرت بگیره اونها رو تحت سلطه خودش
قرار خواهد داد بنابراین خیلی از ایران یک
حالت شیفتگی و ترس همزمان دارن ی لا
ریلیشن دارن با ایران و هیچ موقع نمیتونن
با ایران ائتلاف کنن همون طور که میبینید
شما در همین سالهای اخیر با عربستان با
قطر با کویت همیشه ایران با همسایگان عربش
مشکل داشته اما اسرائیل و ایران هر دو در
این مشترکن که
از مصره
کشورهای به اصطلاح غیر دوست هستن حالا اگه
دشمنم نباشن یعنی ایران و اسرائیل میتونن
با هم متحد بشن و در حقیقت
قدرت توازن قوا رو به نحو بهتری در منطقه
نگه دارن وجه مشترک باز هر دوشون اینه که
هر دو تاریخ بلندی از ائتلافها و
همپیمانی های مشترک با غرب داشتن و اگر
شما میبینید امروزه اسرائیل حمایت میشه از
سی آمریکا یا اروپا اینو بدونین که از
زمان صفویه تا زمان محمدرضا شاه پهلوی این
اروپا و آمریکا بود که ما رو در برابر
تهدیدهای منطقهای حالا
چه عثمانیها چه بعد اتحاد جماهیر شوروی
حفظ کرد اگر ائتلاف ما با آمریکا نبود یا
رابطه ما با اروپا نبود ایران در معرض
مخاطره های جدی قرار میگرفت
خب پس اسرائیل تنها کشوریه که جمهوری
اسلامی آشکارا خواهان نابودیش هست از اون
طرف جمهوری اسلامی تنها رژیمی که از نظر
اسرائیل تهدیدی
اگزیستنز
و به رغم اینکه روابط حکومت ایران با
اسرائیل همواره دستخوش کش و قصهای پنهانی
چشمگیری بوده اصل تخاصم آشنا ناپذیر بین
دو کشور همچنان پررنگ و پابرجاست اسرائیل
تنها کشوریه که ممنوعیت ورود شهروندان
ایران به خاک اون در پاسپورت ایرانی قید
شده و اصلاً
هرگونه گفتن هرگونه سخنی یا انتشار هرگونه
مطلبی که با سیاستهای جمهوری اسلامی
سازگار نباشه در ایران سانسور میشه و
ممنوع هست بنابراین این تصادفی نیست که ما
از اسرائیل تقریبا هیچی نمیدونیم در جریان
اصلاحات آقای عبدالله نوری که وزیر کشور
بود روزنامهای داشت و در روزنامه
خودش چند تا مطلب منتشر کرد راجع به اینکه
ما نباید با اسرائیل بجنگیم و
آقای نوری حالا به دلایل مختلف از جمله به
این دلیل بازداشت شد و در
دادگاه در حقیقت این مسئله به عنوان یکی
از موارد اتهامش مطرح شد و در اونجا از
خودش دفاع کرد در کتاب شوکران اصلاح اگر
نگاه بکنید اونجا آقای نوری میگه که ما
لزومی نداره که هنوز سیاست آقای خمینی رو
در مبارزه با اسرائیل ادامه بدیم و در
حقیقت
هزینه امنیتی و سیاسی
ایران در منطقه رو بالا نگه داریم میگه که
امروز مردم فلسطین دارای دولتی هستند که
ما هم آن را به رسمیت شناختهایم و قرار
است تا یک سال دیگر نیز کشور مستقل
فلسطینی رسماً تأسیس و تشکیل شود ما اگر
به عنوان جمهوری اسلامی میخواهیم در جهان
امروز در کنار دیگر کشورها زندگی کنیم
باید به قواعد مقررات و حقوق بینالملل
حاکم بر نوع روابط کشورها احترام
بگذاریم اگر شما با زندگی به اصطلاح زندگی
سیاسی آقای نوری آشنا باشین آقای نوری جزء
بنیانگذار
جنبشهای آزادی بخش اسلامی بود که با
آقای
هاشمی برادر داماد
آقای منتظری در حقیقت اینها اساسنامهی
نوشتن و هدفشون این بود
که مسلمون های کشورهای دیگر رو از نظر
نظامی تجهیز کنن دولتهای اون کشورها رو
کاملاً به شیوه
تروریستی هدف قرار بدن اینو تو اساس
نامشون نوشتن چنین کسی که در حقیقت کاملاً
به اصطلاح طراح مبارزه تروریستی با
اسرائیل هست یه همچین کسی یه آخوند و یک
مقام جمهوری اسلامی مقام سابق جمهوری
اسلامی این آدم نظرش راجع به فلسطین که
تغییر میکنه راجع به اسرائیل تغییر میکنه
بازداشت میشه و به زندان میره اما اگر شما
خاطرات آقای نورالدین کیانوری رو بخونید
آقای کیانوری در ببخشید در گفتگویی که
میکنه در با
تاریخ در وقتی که به اسرائیل
میرسه میگه که من خیلی موافق نبودم که ما
در
حقیقت
سیاستمدار تر بودن و جریان چپ کاری به
منافع ملی نداشت و باور هم نداشت اصلاً به
منافع ملی
خب بنابراین داستان خیلی پیچیده است حالا
جمهوری اسلامی آیا یهودی
ستیزه یا مخالف
اسرائیل اگر شما به یعنی مخالف صهیونیسم
اولاً که صهیونیسم یک ایدئولوژی بسیار
بسیار پردامنه ایست یعنی انواع و اقسام
گرایشها درش وجود داره و هیچ معنی نداره
که شما مثلاً از نظر فکری صهیونیست باشید
و این جرم به شمار بره در حالی که در
جمهوری اسلامی جرم
هست شما نمیتونید بگید من صهیونیست هستم
ولو اینکه اصلا کاری هم به اسرائیل نداشته
باشید در دنیا یک تعداد زیادی صهیونیست
یهودی صهیونیست هستن که اصلاً در اسرائیل
زندگی نمیکنن و کاری به اسرائیل ندارن ولی
شما نمیتونید در ایران یهودی باشید و
آشکارا خودتون رو صهیونیست بنامید اگر به
ادبیات بنیادگرایان مسلمان از نواب صفوی
گرفته
تا آقای رفسنجانی خود آقای خامنهای و
دیگران نگاه بکنید قبل از انقلاب اونها
معمولاً حرف از یهود میزنن و زبانشون
زبان کاملاً ضد
یهودیه و اگر نگاه بکنید یک یکی از همین
علمایی که در گذشته سید محمد شیرازی که
خودش یک جریان بزرگی رو رهبری میکرد یه
کتابی داره دنیا بازیچه یهود و
کاملاً به صورت مشابه با
تبلیغات ضد یهودیهای
اروپا تبلیغ تبلیغ میکردن علیه یهودیت ولی
بعد از انقلاب طبیعتاً به دلایلی که
کاملاً آشکاره جمهوری اسلامی ترجیح داد که
زبانش رو مبهم کنه در حقیقت در نظامهای
توتالیتر زبان
سیاسی به هیچ وجه به معنای ثابت
و مشترک با مردم ارجاع نمیده
یعنی در ادبیات و زبان رسمی حکومت کلمات
به یک معنایی به کار میرن که خود حاکم دلش
میخواد یه روز آقای خامنهای دلش میخواد
مستضعفین اینطوری معنا کنه روز دلش میخواد
جور دیگه معنی کنه یه روز دوست داره که
کلمه جعل بکنه اصلاً خود این کلمه جعل
کردن یک رسمیست که در تمام نظامهای
توتالیتر
هست بنابراین انواع و اقسام نشانهها برای
تناقض گویی رو شما میتونید در گفتارهای
اونها پیدا بکنید که هیچ پروایی هم ازش
ندارن هر موقع لازم باشه زیرش میزنن از
جمله در قضیه سلمان رشدی که حالا اگر
خواستید من میتونم بعداً توضیح بدم بهتون
بنابراین زبان دیپلماتی جمهوری اسلامی
زبانیست
فاقد محتوا و یک زبانیست که برای تفاهم به
کار نمیره بلکه برای اینکه کاری رو انجام
بده به کار میره در حقیقت اسپیچ اکته یک
موقعی اگر لازم باشه میگه که ما یهودی را
اگر مسلمانها هر کدوم یه سطل آب بریزن
یهودیها همه به دریا خواهند ریخت یه موقع
میگه که نه ما با یهودیا هیچ مشکلی نداریم
باح ستان مشکل داریم یه موقع هلوکاست رو
انکار میکنه که باز هلوکاست ربطی به
اسرائیل نداره
یعنی انکار هولوکاست
لازم نیست برای اینکه شما با اسرائیل
مخالف باشید کمان که بسیاری
از چپها ی روشنفکران چپ هلوکاست قبول
دارن اسرائیل قبول ندارن و حتی خیلی از
یهودیها ولی جمهوری اسلامی به تاریخ
یهودیها هم کار داره در مطبوعات شون در
نوشته هاشون در در رسانه هاشون میتونید
نوشتههای زیادی رو بیابید که فراتر
از به اصطلاح دشمنی با صهیونیسم و اسرائیل
هست و دشمنی با یهود هست ولی اینها مهم
نیست مهم اینه که جمهوری اسلامی حتی با
یهودی هم مشکل نداره همونطور که با
کمونیستها مشکل نداره اونچه که جمهوری
اسلامی باهاش مشکل داره اینه که شما در
اردوگاه غرب و در اردوگاه اسرائیل قرار
بگیرید ول اینکه مسلمون شیعه ۱۲ امامی و
آخوند و وزیر سابق کشورم باشید براش مهم
نیست میتونه با شیطان هم پیمان ببنده برای
اینکه یک تهدیدی برای
دشمن شیطان بزرگش در
حقیقت به حساب مییاد خب من اینجا صحبتم رو
تمام میکنم و نکتهای رو که میخوام بش
تاکید کنم اینه که واقعیت اینه که ما از
اونچه که الان گفتم هیچی نمیدونیم یعنی
هیچ تحقیقی وجود نداره
هیچ به اصطلاح نظریههای درست حسابی وجود
نداره تاریخ یهود در
ایران انخی که نوشته شده ح بسیار بسیار به
اصطلاح قدیمین اروپایی بیشتر نوشتن یا
کارایی هستن که از نظر دانشگاهی خیلی مشکل
دارن و در مورد اسرائیل هیچی نمیدونه من
با آموس اوس که یکی از نویسندگان بزرگ
اسرائیل بود نشستم و باهاش صحبت کردم شاید
برجسته ترین رومان نویس اسرائیل بود در
اواخر قرن بیستم او ادبیات ایرانو میشناخت
از فردوسی رو میشناخت حافظو میشناخت سعدی
رو میشناخت صادق هدایت میشناخت و فروغ
فراخ زادو میشناخت خ به د که چند زبانم
صحبت میکرد و فیلمهای ایرانی رو دیده بود
ولی ما در ایران مطلقا تصوری از اسرائیل
نداریم حالا از اسرائیل که تصوری نداریم
هیچ هیچ تصوری از عربها نداریم تصوری از
پاکستان نداریم تصوری از ترکیه نداریم از
آسیای میانه هیچ تصوری نداریم در یک
نظرسنجی که چند سال پیش در ایران انجام شد
۸۰ پاسخ دهندگان نمیدونستن که زبان مردم
تاجیکستان فارسیه یعنی هم زبانشون هستن و
این خب یعنی نشون میده که مشکل ما با
مدرنیت چیه ما در قفس اوهام خودمون به سر
میبریم و ما همه شیران ولی شیر علم و فکر
میکنیم که مدرنی چون که بلدیم مثلاً چار
تا
اصطلاح عوام فریب رو به کار ببریم واقعیت
اینه که ما چیزی از دنیا نمیدونیم و وقتی
چیزی از دنیا ندونیم یعنی کهه خودمون رو
هم درست نمیشیم
سپاسگزارم بله خنم شما در
خد دوستان ممنونم که گوش دارید به صحبتها
اگر کسی سوالی داره با کمال میل الان
میتونید بیاید بالا آقای احسان از شما
شروع میکنیم تا ه دقیقه لطفاً از الان
بفرمایید
شما جناب احسان اگر صحبت میکنید مایکت
بسته است
آقای آرتین شما بفرمایید شاید آقای احسان
دسترسی ندارن به ماک رسن تا ه
دقیقه سلام وقتتون بخیر
باشه میخواستم نقش فردی مثل دکتر چمران که
قبل از انقلاب مثلاً چندین سال توی فلسطین
عملیاتهای چریکی انجام میداد یا مثلاً
امام موسی سد رو حالا زیاد اطلاع ندارم چه
کارایی انجام میدن خب اینا قبل از انقلاب
بود و زمان شاه بود هم ممنون میشم ی
توضیحی
بدین بله
ببینید من بیش از اون که شما میدونید
نمیدونم ولی در مورد خود محمدرضا شاه توجه
داشته باشید که محمدرضا شاه هم با اسرائیل
رابطه خوبی داشت هم به فلسطینی کمک مالی
میکرد به ملک حسین پادشاه اردن کمک مالی
میکرد به موسی صدر
در حقیقت حمایتهای مالی پادشاه ایران بود
که مساعت رو در برنامه هاش موفق کرد در
گسترش تشیع در اروپا و ساختن مسجد و این
حرفا محمدرضا شاه پهلوی خیلی فعال بود
الان در واشنگتن یک مسجد هست فقط یک مسجد
هست که کشورهای مختلفی اونو ساختن و پرچم
هاش پرچم هاشون جلوی به اصطلاح آستانه
ورودیش همیشه در احتزاز اگر وارد این مسجد
بشی می که تمام فرشاد در حاشیه نوشتن
اهدایی پادشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی
یعنی در اون زمان خب شاه یک موضع مجبور
بود یه موضع دو پهلویی رو اتخاذ بکنه به
دلیل اینکه ایران تنها بود همین لبران به
من گفت لبران به من گفت که من از شاه یه
بار پرسیدم که تو بزرگترین
همپیمان آمریکا هستی و اگر یه موقع شوروی
مثلا میخواد به تو حمله بکنه هیچ شکی نیست
که آمریکا خواهد آمد و تو رو در حقیقت
پروتکت میکنیم حفظ میکنه تو چرا انقدر
به گسترش ارتش و توسعه تسلیحات نظامی
علاقه داری برای این موضوع سرمایهگذاری
میکنی چرا انقدر تو اسلحه میخری هواپیما
میخری شاه بهش گفته بود که من هیچ تردیدی
ندارم که اگر شوروی به ما حمله کنه آمریکا
به کمک ما خواهد آمد ولی من یقین دارم که
اگر عراق حمله بکنه آمریکا نخواهد آمد غرب
کاری نخواهد کرد و این و این درست پیش
بینیش در نتیجه مجبور بود که به حتی به
صدام
حسین ملک حسین حافظ اسد و حتی قذافی به هر
حال خودشو در موضع دشمن نشون نده و به
عنوان تنها کشوری که در
منطقه همپیمان آمریکا به شمار میره و خب
از نظر نفتی هم قدرتش بالا گرفته رفته بود
میتونست که عربهای که اون زمان متحد تر
از الان بودن اونها رو برانگیزه علیه خودش
همون طورم که شد یعنی به هر حال در جریان
انقلاب ایران عربها خیلی کمک کردن به
سقوط پهلوی و وقتی هم که انقلاب
شد چیزی نگذشت که صدام به ایران حمله کرد
و تمام کشورهای عربی در حقیقت اقتصاد جنگ
صدام رو تأمین کردن میخوام بگم که خود
موسی صدم اینطور بود موسی صدر هم با کسانی
مثل ابراهیم یزدی صادق طباطبایی رابطه
داشت هم با قذافی رابطه داشت هم با یعنی
از همه پول میگرفت از همه کمک میخواست
این طبیعت اقلیت هاست طبیعت نیروهایی اس
که در جغرافیای سیاسی خودشون رو در موضع
ضعف میبینن
طبیعتاً بله آقای آرتین جوابتونو گرفتین
کامن
منظورم بیشتر این بود که جنبش ضد یهودی که
در زمان شاه وجود داشت و این چریک هایی که
اونجا آموزش دیده بودن و سالها کار کرده
بودن اینا از کجا شروع شده بود یعنی چی شد
که یه دفعه اینا بلند شدن رفتن تو فلسطین
و حرکتهای چریکی انجام میدادن زمانی که
هنوز انقلاب نشده بود بیشتر سؤال من
اینجوری بود مثلا افرادی مثل چمران که
اونجا فعالیت میکردن چندین سال یه دفعه چی
شد
غرب ستیزی غرب ستیزی بعد از جنگ
ویتنام موج آمریکا ستیزی تمام جهان رو
گرفت حتی تو خود آمریکا یعنی شمران آمریکا
آمریکا تحصیل کرده بود دیگه در آمریکا از
زمان جنگ ویتنام تا
امروز فضای دانشگاهی در آمریکا تقریبا
میشه گفت ۷۸۰ دردش دست جریانهای چپ ضد
آمریکاییه یعنی دیگه خیلی آدم منصف شون
چامسکی ولی خیلی آدمای تندرو تری از اونهم
هست ادوارد سعید برای چی موفق میشه که قال
چاق بکنه و شرق شناسی راه بندازه و این
کارا رو بکنه جریان سیاسی بود دیگه درست
به دلیل اینکه اینا ضد آمریکایی بودن و
اسرائیل به دلیل اینکه همپیمان اصلی غرب
به شمار میرفت در منطقه
و با اتحاد جماهیر شوروی مشکل داشت و حتی
یهودیانی که از روسیه آمده بودن یه کسی
مثل مثلا آیزا برلین آیزا برلین یک
یهودی روسی هست دیگه ولی خب اینا لیبرال
بودن مخالف بودن با کمونیسم علیه کمونیسم
فعالیت
میکردن و دیگران طبیعتاً جریانهای چپ
کاملاً همون طور که با فاشیسم مخالف بودن
با امپریالیسم هم مخالف بودن برای چی حزب
توده در
ایران تبلیغاتی که حزب توده برای آقای
خمینی کرد در سالهای اول انقلاب هیچکس
نکرد
آقای حزب توده به طور رسمی آقای خلخالی رو
نماینده به اصطلاح نامزد خودش در انتخابات
مجلس اعلام کرد و علیه کسانی مثل نهضت
آزادی که با تداوم اعدامهای بیروی مخالف
بودن علیه اونها اعلامیه صادر کرد و گفت
اینها همشون یهو لیبرال خودفروخته مزدور
ام امپریالیسم هستن و خلخالی باید همچنان
اعدام کنه یعنی اینها بودن که جریان چپ
سکولار بود در ایران که خشونت رو به
آخوندا یاد داد آخوندا بلد نبود آخوندا از
پشت مخده شونم حال ندارن بلند بشن فوقش
پاشن یه نمازی بخونن و یه کتابی دستشون
بگیرن چریک نبودن که اینها این کارای
چریکی و کارای نظامی کار چپا بود اولین
باری که سفارت آمریکا اشغال شد ۵ ماه پیش
از اشغال سفارت توسط دانشجویان خط امام
هست و اون سازمان فداییان خلق که یک
سازمان چپ سکولار هست اونها اومدن سفارت
گرفتن آقای خمینی گفت برید بندازید شون
بیرون چون افتخار بزرگی محسوب میشد براشون
اونوقت اونا سهم میخواستن اونا رو بیرون
کردن بعد از اونا یاد گرفتن رفتن همون
کاری رو که اونا کردن و اونا رو بیرون
کرده بودن همون کارو مسلمونا کردن در
حقیقت مشکلشون با
اسرائیل مشکل کاملاً غرب ستیزانه بود آقای
رفسنجانی توی خاطراتش میگه که دو سه سال
که از جنگ گذشته بود آقای خمینی به من گفت
که شما دیگه در نماز جمعه بگید مرگ بر
شوروی
نگن گفتم که باشه مرگ بر آمریکا چی گفت نه
مرگ بر آمریکا رو بگن در حالی که اتحاد
جماهیر شوروی همون زمان از به اصطلاح
تأمین کنندگان اصلی اسلحه برای صدام بود
چون صدام چیز بود دیگه چپ بعث یعنی همون
حزب رستاخیز یعنی فرشگرد یعنی در حقیقت
ناسیونالیسم چپ تلفیق بعث تلفیق کمونیسم و
ناسیونالیسم
و از این طرف در
حقیقت اتحاد جماهیر شوروی به صدام کمک
میکرد و بعد اسرائیل و آمریکا به ایران
اسلحه
میدادن در بخش عمدهی از اس تسلیحات در
زمان جنگ چندین سال از طرف اسرائیل و
آمریکا تأمین شد ولی جمهوری اسلامی حاضر
نبود که اینها رو به عنوان در
حقیقت از لیست دشمنان خونی خودش کنار بزنه
به خاطر منافع ایدئولوژیک که داشت اگر
یادتون باشه تو اون زمان هر موقع نماز
جمعه میخوندن در خطبه دوم حالا یا آقای
خامنهای یا آقای رفسنجانی آقای اردبیلی
یه متن عربی هم میخوندن و متن عربی اونا
شاهکار بود همش تبلیغ به خشونت و تنفر و
مثل همون پیام برائت حج دیگه برید و
بریزید و حاکمان م کشورتون پایین بکشید و
آقای خمینی رسماً در سخنرانیش از عراقیها
میخواست که علیه صدام انقلاب کنن دیگه گفت
مگه ندیدید ما پیروز شدیم شما انقلاب کنید
پیروز میشید و نمیخواستن این رهبری صدور
انقلاب رو از دست
بدن و اینم توجه داشته باشین تا زمانی که
بر نامه ت هستهای جمهوری اسلامی به نقطه
حساسی نرسیده بود اسرائیل چندان عملیات به
اصطلاح خرابکارانه علیه جمهوری اسلامی
نداشت یعنی در
عمل دشمن بودن ولی در حد رتوریک و خصومت
زبانی محدود میشد با اینکه جمهوری اسلامی
جهاد اسلامی رو ساخته بود با اینکه جمهوری
اسلامی حزبالله لبنان ساخته بود با اینکه
جمهوری اسلامی به
عمل عراق کمک میکرد و با جریانهای ضد
اسرائیلی تو خلیج فارس همکاری داشت با این
حال اسرائیل کاری نکرد تا زمانی که برنامه
هستهای به نقطهای رسید که فکر کردن که
ممکنه ایران به زودی به بمب هستهای دست
پیدا بکنه و بعد دیگه شروع کردن به به
اصطلاح عملیاتی که میدونید
آقای بهون شما نوشته بودید که صدا ندارید
اگر صدا دارید بفرمایید تا ۳ دقیقه
لطفاً آقای بهوند اگر بله اولاً ببخشید
بله بله بفر
بادش حداقل صداتون رو نمیشنویم آقای بهوند
صداتون رو نمیشنویم ما ا در چ سالتون رو
بنویسید من مطرح میکنم ببخشید صدام هست
بله الان بله آره یه نکتهای رو بگم که من
فکر میکنم آقای خلجی با توجه به حداقل
ازینا و شما میتونید آقای بهوند ما صدای
شما رو تقریبا نشنیدیم من قط میکنم چند
دقیقه دیگه صحبت ببخشید ازی یا اینکه در
چت بنویسید من
میخونم ب آقای
آقای آقای ده خاندار بفرمایید شما لطفا
بله صدای من رو دارید عرض
ادب بله عرض ادب صدای من بله صدای شما هست
بله عرض ادب و احترام خدمت حضر ادی جناب
آقای خلجی عزیزان بزرگوار جنابی خلجی من
سؤالم ناظر بر آینده روابط جمهوری اسلامی
و اسرائیل هست با توجه به اینکه حضرت عالی
به هر حال رو موضوع جانشینی و رهبری سوم
کار کردید و پیشبینیهایی مبنی بر تغییر
رویکرد جمهوری اسلامی و تغییر و تحولات در
نهاد ولایت فقیه در جمهوری اسلامی وجود
داره هرچند که به هر حال گزینههایی که
امروز مطرح هست به هر حال خیلی بعیده که
میگم حالا برداشت من هستش که اگر بنا باشد
نهاد ولایت فقیه به همین شکل ادامه پیدا
بکند تغییرات حالا ممکنه در داخل تو مسائل
اجتماعی و فرهنگی در جمهوری اسلامی پدیدار
بشود ولی در مسئله موضوع
اسرائیل و تجد نظر حداقل ترک مخاصمه بدون
شناسا
با اسرائیل حالا من میگذرم از این بحث
تحولات اخیر و هفت اکتبر و این بحثهایی که
امروز در جریانه صحبتم ناظر به خیلی آینده
است حالا میگم هرچند روزش مشخص نیست نوع
روابط جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل در
دوران رهبری
سوم به نظر حضرت عالی به چه شکل خواهد بود
یعنی آیا جمهوری اسلامی به سمت ترک مخاصمه
میره با اسرائیل یا نه به همین شکل ادامه
خواهد داشت و اساساً این تغییر و تحولات
در نهاد ولایت فقیه و احیاناً حالا
پررنگتر شدن قدرت سپاه پاسداران و با توجه
به اینکه به هر حال سپاه افرادی داره که
رویکردهای تکنوکرات تر دارن افرادی داره
که رویکردهای عملگرایانه تر دارن نسبت به
نهاد
روحانیت اگر قدرت اون بیشتر بشه ممکنه که
در عرصه سیاست خارجی هم دیگه اون
رویکردهای ایدئولوژیک رو در قبال آریکا
حداقل نداشته باشه دیگه اون عبارتهایی
مثل شیطان بزرگ و اینها دیگه نیست
احتمالاً به این سمت میره که به هر حال
بایک روکرد عملگرایانه در قبال امریکا
مواجه میشه این مسئله در قبال صهیونیسم و
اسرائیل چگونه خواهد بود جناب آقای خلجی
پیشبینی حضرت عی با توجه به این که در هر
دو موضوع کار کردید فکر میکنید این آینده
روابط در دوران رهبری سوم به چه شکل خواهد
بود ممنون و بهسا سپاسگزارم از وقت
متشکرم ممنونم از شما راستش در
دموکراسیها معمولاً تحلیلگران که پخته
هستن پرهیز دارن از هرگونه پیشبینی آینده
در نظامهایی مثل جمهوری اسلامی که اساساً
تصمیمگیری سیاسی تابع منطق هزینه و فایده
نیست و ما چیزی به نام ایدئولوژی نداریم
ما اونچه که داریم چیزیست که با ایدئولوژی
توجیه میشه یعنی اراده و تصمیمات
حاکم با ایدئولوژی توجیه میشه در قانون
اساسی نوشته ولایت مطلقه فقیه این یعنی که
توجیه کرده آقای خامنهای هر موقع دلش
خواست هر تصمیمی بگیره برای مصلحت نظام
بنابراین ما ی اگر این حکومتها بخوان
اصول ثابت ایدئولوژیکی داشته باشن و به
اون پایبند باشن به سرعت سرنگون میشن دلیل
اینکه میمونن اینه که به هیچ قاعدهی به
هیچ عرفی پایبند نیستن هر لحظه میتونن حرف
خودشونو عوض بکنن و هر روز صبح همونطوری
که شما باید به اخبار هواشناسی گوش بدید
یا قیمت طلا و دلار رو از رادیو بشنوید
باید ببینید که امروز اراده حضرت آقا به
چی قرار گرفته چی چه معنایی میده باید ملت
چیکار بکنن همه باید مدام چشم و گوششون به
ایشون باشه که رهنمود اون روز چیه ببینید
آقای خامنهای در دهه اول انقلاب جزء جناه
راست محسوب میشد جناه چپ در ایران که حالا
شخصیتهای بارزش آقای منتظری و آقای
میرحسین موسوی بودن اینها ضد آمریکایی
بودن همین خویینیها و اینا که امروزه در
حقیقت پروفایلشون عوض کردن آپدیت کردن
اینها بودن که به بر آتش آمریکایی ستیزی
در دهه اول انقلاب دمیدند اینها بودن که
باعث شدن که جنگ ۸ سال ادامه پیدا بکنه
اینها بودن که باعث شدن مک فارلین سفرش
در ایران ایران ناکام بمونه اگر این جناه
چپ نبود ما جنگ رو چه وسا زودتر با کمک
آمریکا به پایان برده بودیم و در موقعیت
خیلی بهتر آقای خامنهای در جناه بود که
در حقیقت در موضع ضعیفتری قرار داشت و
جزء جناه راست محسوب میشد جناه راست علاوه
بر دیدگاههای اقتصادیش با آمریکا مشکلی
نداشت اصلاً و با لیبرالیسم حالا
لیبرالیسم سیاسی مشکلی نداشت آقای حسین
موسوی
که سفیر ایران در آلمان بود و بعد مذاکره
کننده هستهای خودش برای من تعریف کرد که
اون موقع که سردبیر تهران تایمز بود و
آقای خامنهای رئیس جمهور بود باهاش
مصاحبه کرده بود بعد که مصاحبه تموم میشه
میگه ضبط خاموش کن ضبط که خاموش میکنه
میگه بابا این مسئله آمریکا باید هرچه
زودتر حل بشه ما تا کی میخوایم در این
شرایط باشیم آقای خامنهای ضد آمریکایی
نبود بلکه من
روزنامه های تایمز لندن رو چند ماه قبل از
درگذشت آقای خمینی مقالات و گذارش ایرانش
خوندم اونها از اینکه آقای منتظری در
حقیقت کنار زده شده خیلی خوشحالن و وقتی
که آقای خامنهای رهبر میشه فوقالعاده
امیدوارن به اینکه سیاست جمهوری اسلامی در
قبار غرب و آمریکا به طور
بنیادی چرخش پیدا بکنه و عوض بشه و ایران
به یک بازیگر عادی در جامعه بینالمللی
بدل بشه آقای خامنهای وقتی که رهبر شد
آقای خوینی ها میگه که ما از مجلس خبرگان
میومدیم بیرون یکی از نمایندههای خبرگان
گفت خب الحمدالله ما این مسئله رهبری رم
زود حل کرده و اینا آقای خوینی ها بهش
گفته بود که من
نگران رابطه ایشون با آمریکا هستم یعنی
جناه چپ نگران بود که سیاست ضد آمریکایی
جمهوری اسلامی رو آقای خامنهای عوض کنه
اما آقای خامنهای چرا ضد آمریکایی شد به
دلیل همون به اصطلاح ماهیت نظام کنونی به
دلیل اینکه ایشون باید رهبر جهان اسلام
باید مرجع تقلید و به اصطلاح رهبر
مستضعفین میشد انقلابو صادر میکرد تمدن
اسلامی رو بنا میکرد زمینه
ظهور امام مهدی رو فراهم میکرد در نتیجه
او باید در مقابل آمریکا میایستاد
مخصوصاً بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی
خودش رو جایگزین قطب به اصطلاح اول قدرت
شرق میدونه و در حقیقت صحنه جهانی رو عرصه
پیکار اسلام و کفر تعریف میکنه یا ایران و
آمریکا این آبسشن
این به اصطلاح تمرکز بیمارگونهی که اینها
دارن راجع به اسرائیل و آمریکا که به هیچ
وجه به معنای این نیست که میشناسن آمریکا
آریکا و اسرائیل یی دشمنش میشناسن این
ناشی از این موقعیتی اس که برای خودشون
تعریف میکنن چون خودشون رو منجیان آینده
بشریت میدونن و و
فرمانروایان این کره خاکی طبیعتاً باید
همواره خودشونو با بزرگترین
قدرت دشمن نشون بدن و خودشون رو رهبر نیمی
از جهان برای مبار به قول خودشون جبهه
مقاومت بدونن آقای خامنهای در حقیقت به
دلیل اینکه
جمهوری اسلامی یک ساختار توتالیتر داره و
نظامهای توتالیتر برنامه توسعه طلبانه
دارن و به هیچ وجه به اعمال قدرت در
چارچوب مردهای جغرافیایی خودشون بسنده
نمیکنن ضد آمریکایی شد شما هر
میذاشتید اونجا ضد آمریکایی میشد آقای
رفسنجانی هم زمانی که در قدرت بود ضد
آمریکایی بود وقتی که قدرتش افول پیدا کرد
اونها همه شدن لیبرال و طرفدار غرب آقای
رفسنجانی میگه که ۷ ماه تو خاطراتش ه ماه
از تعیین انتصاب آقای خامنهای گذشته بود
آقای خامنهای آمد پیش من و مثل اینکه
ایشون کار زیادی انجام نداده بده و حوصله
سر رفته بود یعنی خامنهای ۷ ماه بعد از
رهبری در یک موقعیتی بود که هرگز شما
نمیتونستی تصور کنی امروز دست دست برتر در
سیاست ایران داشته باشه بنابراین آینده
ایران کاملاً مبهمه به دهها عامل داخلی و
خارجی بستگی داره و ویژگی نظامهای
توتالیتر اینه که سنت ندارن یعنی رویه
پیشین ندارن که طبق اون عمل بکنن به هیچ
قاعده و به
اصطلاح پیشینهی که حتی خودشون گذاشته
باشن خودشون رو ملزم و وفادار نمیدونن
بنابراین رهبری آینده کاملاً یک چیز
ناشناخته ایران بعد از جمهوری اسلامی
ایرانیست که ما در مخیل مونم نمیتونی
ب بله ممنونم جناب آقای مهداد بفرمایید
شما به عنوان آخرین سؤال و آخرین نفر سه
دقیقه لط ببخشید این نکته رم من اشاره کنم
که ایران ممکنه که حالا من اینم خیلی بعید
میدارم ولی ممکنه که در یه سطحی روابط
تجاری با آمریکا آغاز بکنه ولی مثل روسیه
و مثل چین همواره خودش رو در تقا از نظر
سیاسی و از نظر بینالمللی خودشو در تقابل
با آمریکا تعریف میکنه ولو اینکه سفارت
داشته باشن ولو اینکه به اصطلاح داد و ستد
تجاری داشته باشن در یه سطحی مناسبات
دیپلماتیک داشته باشن ی هر لحظه ممکنه که
تنش بین اونها بالا بگیره و به جاهای
باریک
بکشه جناب مد بفر
صدای من رو
دارید بله
بفرمایید سلام عرض کردم آقای خلجی دوستان
عزیز خسته نباشید من متأسفانه دیر ملحق
شدم به این اتاق این هستش که اگه سوالم رو
قبلاً بحثش کردید که هیچی اگرم نه ممنون
میشم اگر پاسخی راجع بهش دارید
بفرمایید سوال من راجع به فرهنگ یهودی
ستیزی مردمی هست هست نه الزاماً جمهوری
اسلامی اگر بحث این شده قبلاً که هیچ اگر
نه اجازه میخوام سؤالم رو
بپرسم
بفرمایین جناب خلجی ببینید فرهنگ یهودی
ستیزی در حد مردمی هم در تاریخ ایران بوده
نه فقط در سطح حکومتی این رژیم توتالیتر
چون ما ببینید مثالهای بسیار ناراحت
کنندهها در زبان فارسی داریم
ضربالمثلهای که مثلا
جهود بازی درآوردن یا جهود خون دیده این
این مثالهای بسیار یهودی ستیز و بسیار
روال دارن اینها در فرهنگ مردم و من یه
خطهای موازی بین اینور رفتار و به کار
بردن این مثالها مثل آب خوردن در مردم
میبینم با اون فرمایشی که شما قبلاً در
یکی از بحثونه بودید که حکومت توتالیتر
حکومت با مردم هست یعنی مردم خودشون
گاهها آگاهانه ولی خیلی وقتا ناآگاهانه
به بقا و ثبات این حکومت کمک میکنن و این
اینور بحث کرد این جور صحبتهای یهودی
ستیزی در بین
مردم هنوز رواج داره من خودم الان مقیم
آمریکا هستم من بیشتر عمرم
رو در آمریکا
گذروندم متأسفانه در بین ایرانیان بسیار
تحصیل کرده آمریکایی
من هنوز طرز
فکر یهودی ستیزی توطعه بزرگ بین یهودیان
برای کنترل بازارهای مالی دنیا و اینها رو
هنوز میبینم و اینا مثل نقل و نبات این
چیزای بی اساس و پایه رو بین همدیگه پخش
میکنن و میشینن پای صحبت همدیگه و هندونه
میخورن و این بحثها رو میکنن و و خیلی
هم از صحبت همدیگه لذت میبرن شما اگر
ممکنه میشه یک مقداری راجع به این فر ه
هنگ مردمی یهودی
ستیزی یهه چند تا نکته رو برای من باز
کنید و آشکار کنید که تا اگر این حل نشه
من فکر نکنم حکومت چه این حکومت چه
حکومتهای بعدی بتونن واقعا رابطه
دوستانهی و با مساوات و برابری و
دموکراسی با دولتی مثل اسرائیل داشته باشن
ممنونم بله ببینید اونچه که شما گفتید
درسته ولی توجه داشته باشید که در دنیای
پیش از عصر
مدرن تمام ادیان و حتی فرقههای یک دین با
هم در تنازع و در دشمنی به سر میبردن
انقدر که مسلمونها مسلمونها رو کشتن هرگز
غیر مسلمونها مسلمونها نکشتن در همین اسر
جدید انقدر
که بشار اسد و جمهوری اسلامی مسلمو رو
کشتن در جنگ ایران و عراق از هر دو طرف
مسلمون کشته شدن هرگز اسرائیل انقدر
مسلمون نکشته یا آمریکاییا
نکشتن در دنیای قدیم کافی بود که شما به
یک فرقه تعلق داشته باشید حتی مسلمان شما
میدونید که به شیعیان میگفتن رافضی به
زرتشتی میگفتن مجوسی به نمیدونم به سنیا
از این طرف به اصطلاح عمرکشون و نمیدونم
آیینهای لعنت
بر خلفای راشدین یا در زیارت عاشورا اصلاً
لعنت میکنه بر به اصطلاح خلفای راشدی این
نزاع همواره وجود داشته حالا اون که جای
خودش داره اخباری به دست اصولی کشته شدن
یعنی نزاع بین اخباری و اصولی که هر دوشون
شیعه ۱۲ امامی بودن و هر دوشون در حقیقت
یک مذهب داشتن سر اختلاف نظر
کاملاً خیلی جزئی قتلعام راه انداخت وحید
بهبهانی صوفی کشی بوده تو توی این مملکت
درویش کشی بوده تو این مملکت قطعاً یهودی
کشی خب طبیعتاً هم بوده منتها یهودی کشی
یا یهودی ستیزی در جهان اسلام داستانش با
اروپای مسیحی فرق
میکنه در اسلام
یهودیت یهودیان و مسیحیان مخصوصاً اینا
میتونستن همیشه جزیه بدن یعنی یه مالیات
بدن و بعد از یک سری مزایایی برخوردار بشن
مثلاً اها از جنگ شرکت در جهادها معاف
بودن و یه سری هم تبعیضها براشون انجام
میشد بنابراین در امنیت حداقل به سر
میبردن اگرچه آزادی و حقوق برابر نداشتن
اما در اروپا مسیحیها
معامله تجاری نمیکردن اونها هر چقدر هم
یهودیا میخواستن پول بدن حاضر نبودن پول
بگیرن اونا دشمنی شون با یهودیت از ی جنس
دیگری بود و داستان یهودی در اروپا کاملاً
متفاوته یک نکته رو در نظر بگیرین
که
اسلام تداوم یهودیت هست از جنبههای
گوناگون و این تنشی هم که بین اینها هست
به دلیل اینکه در تاریخ به دلیل اینکه
اینا خیلی به هم نزدیکن
و اسلام به دلیل اینکه میخواستن نشون بدن
که از سنت و فرهنگ به اصطلاح جاهلی جزیرة
العرب جدا هستن و در حقیقت به اون تاریخ
قدسی پیامبران تعلق
دارن به اصطلاح رهبران مسلمان هم
میخواستن پیشینه خودشون رو ادیان توحیدی
بدونن و هم باهاشون رقابت سیاسی داشتن
یعنی یک موضوع دوگانه بود تشیع در آغاز
پیدایش یک جریانی بود که در از سوی بسیاری
از علمای اهل سنت ساخته و پرداخته یهودیت
و توطعه علیه مسلمونها تلقی میشد یعنی
میگفتن کوفه ی شهر یهودی نشینه و اینها
عبدالله بن سبا اومده در حقیقت تشیع را
انداخته برای اینکه با خلفای مسلمانها
مبارزه بکنه در دورههای مختلف هم اتهام
یهودیت کاملا برای این بوده که در حقیقت
اعتبار زدایی بکنن از تشیع یا از اسلام
بنابراین از هم خیلی به هم نزدیکن و هم
خیلی با هم مثل د تا برادرن دیگه که بر
ارث مشترکی با همدیگه دعوا
میکنن ولی با این حال یهودیان در ایران
حالا چه ایران قبل از اسلام چه ایران بعد
از اسلام و در جهان اسلام از امنیت
و موقعیت بهتری برخوردار بودن تا در اروپا
که خصومت بین اونها از جنس دیگری بود
فراموش نکنید که یهودیا با عربها هر دو
از قوم سامی هستن حالا ما نژاد به ظاهر
متفاوتی داریم ولی عربها از یه نژاد یه
خانواده هستن اگر شما برید در
اورشلیم اون کلیسایی که در حقیقت میگن
مسیح در
اونجا صلیب
شده اون کلیسا مال مسیحیا و مال یهودیا
ولی کلیدش الان حدود ۱۰۰ ساله که در دست
یک خانواده مسلمانه یعنی با همدیگه اینور
تبادل ها رو دارن در اروپا هم همین طوره
جامعه یهودی با جامعه اسلامی یه جاهایی با
همدیگه همکاری میکنن در ایتالیا چند سال
پیش یهودیا خب به ختنه باور دارن مسلمونا
هم همین طور و دولت ایتالیا این کارو منع
کرده بود اینها یهودیا با مسلمونا ائتلاف
کردن کمپین رو انداختن و سرمایهگذاری
کردن یه پیکار خیلی جدی و حق خطن کردن
بچههاشون گرفتن از دولت ایتالیا بنابراین
پاش بیفته با هم چلو کبابم
میخورم ممنونم این چیزی که شما گفتید راجع
به روشنفکرا هست ما در ادبیاتم سعدی که یک
حکایت معروفی داره که حتما شنیدید بعد در
عصر ما آقای جواد طباطبایی آقای دکتر
دینانی آقای
نمیدونم کیه اون فیلسوف عالی
مقام به هر حال کسایی که روشنفکر هستن
اینا هیچ عبایی ندارن از اینکه احساسات ضد
یهودی و ضد اسرائیلی خودشونو بروز بدن
آقای رضا براهنی نمیدونم حتی در کتاب سفر
به ولایت اسرائیل عزرائیل آ احمد شما
میبینید دیگه موتی اس که علیه اسرائیل
وجود داره و من حرفم تمام این بود که
ایدئولوژی اسلامی و جمهوری اسلامی یکی از
فرزندان کمونیسم هست ایدئولوژی کمونیسم
هست
و ایدئولوژی کاملاً ماتریالیستی سکولار
ایدئولوژی اسلامی به هیچ وجه هیچ محتوایی
نداره که شما بتونید از خودش بدونید
تمام به اصطلاح
ادبیات ایدئولوژی اسلامی اخوان المسلمین
سید قطب آقای خمینی همه این ادبیات ادبیات
مارکسیستی یعنی هم از نظر فکری بنیادگرایی
اسلامی وابسته است و وام داره به کمونیسم
و هم در عمل این کمونیستها بودن در ایران
که به آخوندا یاد دادن چه جوری آدم بکشن
چه جوری تبلیغات برای لجن مالی حریف بکنن
چه جوری یک حکومت توتالیتر رو بر طبق
الگوی اتحاد جماهیر شوروی برپا کنن به اسم
اسلام آقای خلجی جان اگر صحبت انتهایی
دارین بفرمایید و جمعبندی نهایی اتاق بعد
فکر میکنم اون فیلسوف بیژن عبدالکریم بله
بله بله بله بله بله بله همین شون منتها
یک چیزی که تحول مهمی که ما امروزه در
جامعه ایران میبینیم اینه که مثلاً کسایی
مثل مراد فرهادپور یوسف اباذری اینا همشون
ضد اسرائیل و ضد صهیونیسم هستن ولی چون
حالا میخوان خودشون رو متمایز از حکومت
نگه دارن طبعاً در تبلیغات ضد اسرائیلی
سعی میکنن که همنوای با اونها نشن این
اتفاق جدیده یعنی اینکه در ایران حداقل
این ائتلاف بین چپ و بنیادگرایی اسلامی
گسسته شده یا سست شده این یه اتفاق جدیده
در حالی که در آمریکا اینطوری نیستا جزیت
باتلر که فیلسوف فمینیست معروف آمریکایی
هست یک مقاله نوشت چند روز پیش و گفت حماس
یک سازمان تروریستی نیست بلکه یک
به اصطلاح سازمان مقاومت
هست یعنی نه تنها از
اسرائیل اسرائیل محکوم کرد که حماس رو
کاملا مشروع میدونه ولی در ایران حداقل
کسانی که حالا فعلاً بر سفره جمهوری
اسلامی ننشستن یا اینکه از
دایره به اصطلاح از خان
نعمتش رانده شدن با جمهوری اسلامی دیگه
همنوایی نمیکنن جمهوری اسلامی در ایران
خیلی تنها شده مردم به دلیل اینکه اسرائیل
ستیزی رو تبدیل کرد به
یک به اصطلاح بخش مهمی از ایدئولوژی حکومت
بنابراین مردم هم چون با حکومت بدن حداقلش
اینه که در اسرائیل ستیزی چندان با جمهوری
اسلامی مثل گذشته همراهی نمیکنن و خب
متأسفانه از این طرف چون فکر میکنن که
دشمن دشمن ما دوست ماست هر کاری که مثلا
آقای نتانیاهو بکنه فکر میکنن که خیلی
کار خوبیه و به نفع ایرانه یعنی میگن که
جاهل یا افراط میکنه یا تفریط ولی جمهوری
اسلامی تنهاست علی تنها مونده الان در
حقیقت خیلی سپاسگزارم از دوستان و من سعی
میکنم اونچه که امروز گفتم رو بنویسم به
صورت یه مقاله و بیشتر به وضعیت کنونی ولی
این مسئله رو باید خیلی جدی بگیریم ما
ایرانیها وقتی که ما داریم صحبت میکنیم
از نمیدونم تغییر رژیم یا اصلاح رژیم قلب
تپنده این رژیم اسرائیل ستیزی و آمریکا
ستیزی اس و اگر ما شناخت درستی نداشته
باشیم از منطقه از اسرائیل از به اصطلاح
اونچه که در کشورهای مختلف در این منطقه
میگذره ما به هیچ وجه نخواهیم توانست
جمهوری اسلامی رو مغلوب کنیم اگر هم تا
الان جمهوری اسلامی تداوم پیدا کرده یا از
صدقه سر اون بسیجی ذوب در ولایته یا از
صدقه سر در حقیقت بیتفاوتی یا بی اعتنایی
یا کم دانشی مخالفان اشون هست سپاسگزارم
از همگی و برای همه آرزوی اوقات خوشی رو
میکنم خانم فروغ از شما هم بسیار
سپاسگزارم خواهش میکنم آقای خرجی امی جان
وظیفه بود دوستان شب و روزتون بخیر مراقب
خودتون باشین تا اتاقهای بعدی خدانگهدار