اگر بخوایم به چند تا کلمه بگم راجع به
محتوای
آخرین پیامی که ایشون داده
[موسیقی]
که در حقیقت این محتوا تکرار میشه توی
پیامهای
پیشینش
یکی اینکه
یک
سعی میکنه که با مردم ایران صح یعنی خطاب
هست به مردم ایران خب این به معنای اینه
که صحبت کردن با مردم ایران یا اونچه که
در اصطلاح سیاسی میگن پابلیک دیپلماسی و
به اصطلاح دیپلماسی عمومی یه بخش مهمی از
استراتژی جنگه به این معنا که خود این
پابلیک به اصطلاح این دیپلماسی عمومی
نه تنها راه رو برای
موجه کردن جنگ و در حقیقت کنترل واکنش
بازیگران مختلف مهیا فراهم میکنه بلکه
خود این به صورت اسلحه عمل میکنه به صورت
ابزار ابزار جنگی عمل میکنه یعنی تبلیغات
جنگ
صرفاً کمک نمیکنه به جنگ نظامی بلکه خودش
یه بخشی از اون جنگ نظامی هست یعنی بدون
اون تبلیغات
پیشرفته سلاحها به کار نمیان آقای
نتانیاهو در این به اصطلاح
ساختار یا
راه به اصطلاح تاکتیک تبلیغاتیش و در حرف
زدن با مردم ایران البته سالهاست داره
این کارو میکنه اولاً خیلی
یک جوری وانمود میکنه که شما بدون اینکه
او رو در یعنی یک وقتی که او مخاطب در
صحبت ایشون یه حالت دوگانهای بگیره یعنی
هدف این هست که مخاطب دچار د تا حس متناقض
بشه در وحله اول احساس کنه که خب آقای
نتانیاهو میگه که من با شما مردم سرفراز
ایران دارم حرف میزنم یه جوری با مردم
ایران احساس به اصطلاح حس همدلی حس اینکه
من میفهمم که شما در چه شرایط مشکلی
هستین من خیلی برای شما دلم میسوزه این
ترحم منتها از جای از موضع بالا از یک طرف
و از طرف دیگه وعده دادن به اینکه اگر این
حکومت شما که بسیار جنایتکاره و شما روت
کرده و فلان کرده اگر این حکومت نبود شما
وضعتون خیلی بهتر بود. پس اگر این حکومت
از بین بره و شما موفق بشید که اونو
براندازی کنید ما به شما کمک میکنیم که
سریع این به اصطلاح ریکاور کنین. یعنی
بهبود پیدا بکنین. تمام اون سختیها و
دشواریهایی که داشتین در مدت زمان کوتاهی
جای خودش رو به پیشرفت و بهروزی اقتصادی و
اینا میده. پس یه یه وعده میده و وعده در
حقیقت منتها این وعده آمیخته است به یک
به اصطلاح
تاوان بسیار ترسناک و اون اینه که
ما به خاطر اینکه شما رو خیلی دوست داریم
خیلی براتونم دلمون میسوزه و با اینکه
حاضریم که همه کار براتون بکنیم متأسفانه
این آرمان از راه جنگ جنگ فقط محقق میشه
یعنی ما چارهای نداریم برای اینکه این
رژیم نمیدونم حیولایی رو از بین ببریم با
جنگ اون رو تضعیف میکنیم خب این کار باعث
میشه که اون کسی که خودش قربانیه یعنی اون
کسی که بالقوه میتونه هدف حملات
اسرائیل قرار بگیره و جان خودشو از دست
بده احساس بکنه که نه این این جنگ جنگ
مشروط رویه در حقیقت به جنگ مشروعیت میده
به جنگ مشروعیت میده نه در نظر مردم خودش
که اکثر مردم و حتی اپوزیسیونم با جنگ
موافق هستن بلکه در نظر اونها که قربانی
هستن در نظر کسانی که ظاهراً باید در با
تمام وجود مخالف این جنگ باشن و اونو ناحق
بدونن خب اگر حتی یه بخشی از جامعه ایران
این مشروعیت بخشی به جنگ رو
باور کنه یا تردید بکنه در اینکه این جنگ
مشروعیت نداره این یه اتفاق بزرگیست به
خاطر اینکه همون طور که بعداً توضیح خواهم
داد
اختلاف انداختن در جامعه و ایجاد تقابل در
جامعه یعنی یه بخشی بگن که این جنگ خوبه
یه بخشی بگن این جنگ بده به این امید
انجام میشه که نه تنها
حکومت نتونه از مردم استفاده بکنه برای
بسیج کردن در واکنش به این حملات و در
حقیقت حکومت قدرت اجتماعیشو افزایش بده
بلکه خود جامعه از هم بپاشه. یعنی یکی از
مهمترین هدفها اینه که نه فقط دولت که
جامعه انسجام خودشو از دست بده و این یک
بخش مهمی از وارفار و سیاست جنگیست. حالا
توضیح میدم که چرا در این نوع جنگ فقط
حکومتها مهم نیستن بلکه مردم هم مهم
هستن. یعنی هدف جنگ فقط این نیست که حکومت
رو به اهداف نظامیش علیه حکومت دست پیدا
بکنه. بلکه هدف این هست که جامعه از نظر
به اصطلاح سیاسی دچار
از همپاشیدگی و تشتط بشه به نحوی که نتونه
خودش رو برای مقابله با هیچ چیزی آماده
بکنه و کاملاً بیفاع بشه
خب گفتن که
یه نکته دیگه که میگه این که ما
میگه که در حالی که ما به اهداف خود دست
مییابیم در حال هموار کردن راه برای
دستیابی شما به هدفتان یعنی جنگ هستیم
میگه که ما و شما یعنی ما و اسرائیل
ما گرچه داریم میجنگیم ولی یک هدف مشترک
داریم این جنگ برای ما موجب میشه که خطر
ایرانو
به اصطلاح دور کنیم و برای شما موجب بشه
به آزادی برسیم پس ما جنگ ما برای شما
بیشترین سود رو داره و آزاد آزادی رو به
ارمقان خواهد آورد
میگه دشمن ما مشترکه ما برای شما احترام و
تحسین قائل هستیم و دشمن مشترک ما رژیم
آدمکشه که هم شما رو سرکوب میکنه هم شما
رو به فقر میکشونه
خب نکته مهم اینه که میگه میگه خودش رو در
موضع یک قدرت قاهره قرار میده یعنی به
شکلی خ خودشو جلوه میده و اسرائیلو جلوه
میده گویی که یک
نیروی
فرا انسانی و نیروی استثنایی داره و این
میتونه به او قدرت نجات دادن قدرت منجی
بودن ببخشه میگه که مردم دلیل ایران نور
نور نور شما تاریکی را شکست خواهد داد
یعنی جنگ خیر و شره و نتانیاهو یا اسرائیل
نماینده خی نور هست و جمهوری اسلامی
نماینده شهر و این ملت ایرانم این وسط گیر
افتادن بعد میگه مردم اسرائیل با شما هستن
یعنی این اسرائیلی که نجات دهنده است پس
توجه بکنید که این آزادی به مردم ایران
قراره داده بشه با این به اصطلاح نکته
خصلت که این آز آزادی رو مدیون اسرائیل
هستن در حقیقت اسرائیل آزادی بخشه یعنی در
موضعیست بالا و اون آزادی در چارچوب
اسرائیل معنا میده
خب این آزادیش که خب طبیعتاً نکته
آشکاریست که چقدر ریاکارانه است به دلیل
اینکه آزادی فقط و فقط بر مبنای حق معنی
میده
یعنی شما باید بر اساس حقوق انسان به
آزادی خودتون دست پیدا بکنید. کسی
نمیتونه به شما آزادی بده. آزادی دادنی
نیست. آزادی این هست که هر کس با اراده
خودش بر اساس حقوق انسانی عمل بکنه.
اینکه یک
شخصی رئیس دولتی که با سیاستهاش
نه تنها قوانین بینالمللی بلکه حتی
قوانین و عرف سیاسی جامعه خودش رو نقض
کرده و کسیست که متهم دادگاههای جنایت
علیه بشریت هست چنین کسی از آزادی حرف
بزنه یعنی که داره به شما چیزی میگه که در
حقیقت نقطه مخالفش هست یعنی لباسی پوشیده
که کاملاً او رو مخالف به اون چیزی که هست
جلوه بده مثل این میمونه که یک
رئیس کشتارگاه تهران رو بشن بکنن نماینده
مثلاً گیاهکخواران و طرفدار
جنبش گیاهکخاران در ایران بشه
و نکته بعد اینکه
آقای آقای نتانیاه
در
غزه
با
در حقیقت در حال جنوساید هست یعنی نسلکشی
جنوساید چیه؟ جنوساید این هست که شما به
صورت کاملاً آگاهانی بخواهید که نابود
کنید و این نابودی تصمیمیست که شما گرفتید
فارغ از اینکه طرف مقابل چه
رفتاری داشته باشه خواهان صلح باشه خواهان
توقف جنگ باشه هر به اصطلاح تصمیمی که طرف
مقابل داره شما هیچ براتون فرق نمیکنه
شما تصمیمی گرفتید برای نابودی و این
تصمیم برای نابودی در حقیقت سیاست
استراتژیکی شما در اون جنگ هست. این
چیزیست که در غزه اتفاق افتاده و بنابراین
در غزه آقای نتانیاهو نه تنها با سلاح به
ویرانگری و آدمکشی مشغول هست بلکه از حتی
ابزار آب و غذا استفاده میکنه برای کشتن
غیرنظامیها بچهها زنها و انسانهایی که
اصلاً در
به اصطلاح تهدید نظامی نیستن براش درست
همین چیز در مورد ایران هم صادقن یعنی این
جنگ جنگی نیست که هدفش این باشه که فقط یه
نقطههای نظامی رو بزنه بلکه هدفش نابودیه
به همین دلیله که آقای نتانیاهو برای
اولین بار از تغییر رژیم داره حرف میزنه
تغییر رژیم ربطی نداره به یک طرفی که دولت
خارجی که میخواد بجنگه و فقطم میگه ادعا
میکنه که ادعای انگیزه من دفاع از خودم
هست و نقطه زنی میکنم م و فقط اهداف خاصی
رو تحت حمله قرار میدم ولی وقتی که داره
از
تغییر رژیم حرف میزنه وقتی که داره مردم
رو دعوت میکنه به انقلاب یعنی اینکه این
دیگه این جنگ دیگه هدفش یک هدف ملی برای
اسرائیل نیست بلکه اولاً یک هدف توسعه
طلبانه است و ثانیاً قصد این هست که بنیان
سیاسی جامعه از بین بره یعنی آقای آقای
نتانیاهو خیلی خوب میدونه که نه انقلاب
میشه نه اینکه این جمهوری اسلامی از بین
خواهد رفت ولی یه جمهوری اسلامی باقی
خواهد ماند که مثل صدام بعد از حمله
آمریکا به
کویت برای آزادی کویت یه حکومت بسیار ضعیف
اما در عین حال قادر به سرکوب شهروندانش
بدون قدرت نظامی برتر در علیه دشمنانش
یعنی در منطقه بسیار ضعیف
و ناتوان از تهدید کردن به صورت سابق اما
در داخل کشور ناتوان از اداره کشور اما
قادر به سرکوب به همین دلیل یک قدرت
سرکوبگر
ضعیف
حاصل این سیاست خواهد بود یعنی در حقیقت
یک
مرگ سیاسی
جامعه
آقای که آقای
نتانیاهو بنابراین از آب به وعده آب میده
به ایرانیها در حالی که همون لحظه که
داره این وعده رو میده بسیاری از
انسانهای غیرنظامی دارن از نداشتن آب و
غذا جان خودشون رو از دست میدن بسیار خب
خب No.