سلام عرض میکنم خدمت همه دوستان
گرامی
و ادای احترام میکنم به همه جانباختگان
آزادی و
عدالت در
ایران و امیدوارم که در ساعات آینده
بتونیم گفتگوی خوبی داشته باشیم مفید برای
همه درباره
مسئله زن و جمهوری اسلامی یا زن و
ایدئولوژی
اسلامی و سنت اسلامی به یک
[تشویق]
م یک تصوری که غالب هست در
بین مردم مخصوصاً در بین خانمها و
مخصوصاً در بین خانمهایی که فعال
رسانهای هستن یا فعال حقوق زنان هستن یا
فعال حقوق بشر هستن این تصور هست که ما
تاریخمون یک تاریخ مذکر هست این اصطلاح
تاریخ
مذکر عنوان است که آقای رضا براهنی بر روی
یکی از کتابهاش گذاشت و تو اون کتابش م
میگه که بله تاریخ ما تاریخ
مذکره فقط صدای مرد درش هست صدای زن درش
وجود نداره
زن درش هیچ حضوری نداره و همش مردانه است
و عصر جدید گویا که برای اولین بار زنها
میتونن سخن بگن زنها
میتونن خودشون
رو باز بیابند استقلال خودشون رو صدای
خودشون رو رأی خودشون رو و اراده خودشون
رو این در بیشتر جنبشهای اجتماعی و سیاسی
یک روش یا یک شیوه شناخته شده است که وقتی
که یک جنبشی آغاز میشه
معمولاً دوره سازی میکنه یعنی کهه خودش رو
آغاز دوران خوبی و پیش از خودش رو به
عنوان نقیض خودش مطرح میکنه مثلا اسلام
میگه که با ظهور با
بعثت پیامبر اسلام دوران
[موسیقی]
علم و روشنایی
و به اصطلاح تمدن آغاز میشه و پیش از اون
جهالت دور جاهلیت هست یا مثلاً فرض کنید
در دوران جدید میگیم که ما قبل از مدرنیته
دوران ماده ما دوران قرون وستا داشتیم که
همش دوران تاریکی و
دوران نادانی و جهالت و بدبختی بوده خب
میدونیم که در در تاریخ نگاریهای
دقیقتر و متأخر تر همه اینها زیر سؤال
رفته نه دوره جاهلیت دوره جاهلیت بوده نه
قرون وستی تاریک بوده و نه تاریخ ما تاریخ
مذکر بوده و نه تاریخ بشر اساساً تاریخ
مزکر بوده این تصورات تصوراتی غیر تاریخی
و بیشتر برای
اینکه دو گروه سعی کردن که این تصور بسازن
یکی بنیادگرایان و یکی
هم کسانی
که مخالفشون
بودن اگر به تاریخ نگاه بکنیم میبینیم که
چنین نیست و تاریخ بسیار رنگارنگ تر از
اون چیزیست که در این ایدئولوژیها یا
تبلیغات به نظر
میاد من در اینجا میخوام یک مقدار توجه
بدم به
مسئله
زن و مسئله بدن زن و
مسئله و سکسوالیته در
اسلام و در تاریخ ما و اینکه چرا با مسئله
قدرت ارتباط داره یک مشکل بزرگی که ما در
ایران داریم اینه که متأسفانه رابطه
خودمون رو با جهان اسلام گسستی و در
نتیجه جریان
یا جنبش جریان روشنفکری به طور کلی و
دانشگاهی ما و همین طور جنبش زنان ما
ارتباطی با جنبش زنان و جریانهای
دانشگاهی و روشنفکری جهان اسلام ندارن و
به صورت سیستماتیک و در نتیجه از بسیاری
از تحقیقات و مطالعاتی که در زمینه اسلام
انجام شده و ما اطلاع درستی نداریم و این
یک خسارت خیلی بزرگی
[موسیقی]
هست من در اینجا اشاره میکنم
به یکی از بزرگترین یا
پیشگامان فمینیسم در جهان عرب خانم فاطمه
مرمی سی
که یک
شخصیت برجسته
و سرشناسی در تاریخ اندیشه و تاریخ
قرن بیستم نه تنها دنیای عرب که دنیای
اسلام که متأسفانه در فارسی ی کتاب از
ایشون چاپ شد و بلافاصله کتاب توقیف شد
کتابی با
عنوان زنان پرده نشین و
نخبگان جوشن پوش که البته عنوان بسیار
بدیست که متأسفانه مترجم از خودش برای این
کتاب گذاشته
من چون که با خانم مهنسی هم شخصا آشنا
بودم هم
اینکه خب با کارهای ایشون
و فمینیستها عرب آشنا هستم یک مقدار صحبت
میکنم راجع به این مسئله و
اینکه چجوری از این زاویه ما میتونیم به
مسئله زنان بپردازیم و سرانجام ببینیم که
چرا بنیادگرایان سنت گرایان و پیروان ا ژی
اسلامی اینقدر از زنها
میترسن خانم مرنی
سی اهل مراکش بود اگه اشتباه نکنم در شهر
فاس به دنیا آمده بود شهر فاز شهر
زیباییست در مراکش مثل حکم اصفهان ما رو
داره در
ایران
و در دانشگاه سوربن جامعه شناسی خوند
و یک زن بسیار بسیار جسور یک بانوی بلند
بالای رنا و خیلی با چشمان نافذ
و چهره بسیار مغروری داشت من چند بار در
ربات مهمانش بودم و همین طور در آلمان چند
بار با هم
نشستیم و بسیار جسور
در یه
جامعه جامعه مراکش جامعه بسیار بسیار سنتی
اس و ویژگیهای خاص خودشو
داره
و خانم ام انیسی از نخستین کسانی بود که
در جهان عرب تصمیم گرفت
که وضعیت زنان رو با توجه
به سنت
اسلامی یا با نقد سنت اسلامی تغییر بده به
همین دلیل به این نتیجه رسید که شما اگر
بخواید این سنتو نقد بکنید باید بشناسید
باید فق بخونید باید حدیث بخونید
باید علوم اسلامی رو بخونید و یه کار خیلی
جسورانه که کرد این بود که رفت به حوزه
علمیه که جای خیلی مردانه است و اصلاً زن
راه نمیدن و دم در وایساد و گفت که من
میخوام اینجا درس بخونم خب اول خیلی تعجب
کردم و خیلی به اصطلاح ی چیز اتفاق غریبی
بود ولی انقدر پافشاری کرد
که امام مدرسه اجازه داد که ایشون هم در
کلاسها شرکت بکنه به عنوان تنها زن و چند
سال دو سه سال میرفت
و علوم فقهی و حدیثی رو میخوند و بعد خب
با اون دانش جامعه شناسی و انتروپی که
داشت
یک آثاری رو تولید کرد که بسیار پرسر سدا
شد و تأثیر گذار تا امروز یک میراث بسیار
با ارزشی برجا گذاشت یکی از مهمترین
کارهایی که کرد این بود که تصمیم گرفت که
برای شناخت اینکه
چرا اسلام انقدر با زن مشکل
داره یعنی به قول خودش میگه
که یک روایتی هست
که هیچ قومی که رهبرش زن باشه رستگار
نخواهد
شد چرا اسلام با
رهبری زنها بر جامعه اسلامی مشکل داره چرا
با قدرت سیاسی زنها مشکل داره چرا این
همه ما روایات و احادیث ضد زن داریم
چرا فقه ما انقدر تبعیض علیه زنان داره
چرا چهره زن
همواره باید در اندرونی پوشیده باشه
در
اصطلاح عربی و مخصوصا تو جامعه مراکش من
نمیدونم دوستان رفتن یا نه
یک مثل ما که در معماریم درونی اندرونی
داریم درونی بیرون بیرونی اندرونی داریم
در خونههای
مغربی حرم هست حرم اون قسمتی اس که زنها
مینشینند زنها زندگی میکنند در حقیقت همون
اندرونی
خونه و حرم با حریم
با
حرام با
حرمت یعنی تقدس اینا همه همریشه هستن یعنی
تابو تقدس و حرم یعنی ا فضای مخصوص زنها و
یکی از اصطلاحات کلیدی اس
که خانم
منسی خیلی رو این اصطلاح مادیم و میگه که
برای اینکه بفهمه که این راز این مشکلی که
مسلمانها دارن با زن چیه میره سراغ خود
پیغمبر
و میره در اتاق خواب پیغمبر یعنی میره در
خلوت پیغمبر و میخواد ببینه که پیغمبر خب
پیغمبری که همش مردها تصویر کردن
پیغمبریست که در قلم راه عمومی هست میاد
سخنرانی میکنه قرآن میخونه نمیدونم این
کارو میکنه جنگ میکنه ولی اون پیغمبری که
در اتاق خواب هست پیغمبری که با زنانش هست
چه پیغمبری هست چگونه انسانی هست و چگونه
عمل
میکنه یک کتابی
نوشت به
نام النبی و حریم النسا که البته اصلش
فرانسه است
حریم حریم زن پیامبر و حریم زنان یعنی
پیامبر در اندرونی و با
زنها
و سعی کرد که با تحلیل رابطه پیامبر با
زنها درک بکنه که چه اتفاقی دقیقا افتاده
که زنها امروزه در تفکر اسلامی و در ذهنیت
اسلامی به این شیوه
نگریسته
میشن اونچه
که
مسی بهش دست پیدا میکنه این هست که
جامعه پیامبر جامعه که پیامبر درش متولد
میشه
[موسیقی]
و رسالت خودش و دعوت خودش رو آغاز میکنه
یک جامعه اس که به هیچ وجه مردسالار نیست
اون تصوری که معمولاً ماها داریم که جامعه
جزیرة العرب یک جامعه مردسالار بود و
دخترا رو زنده به گور میکردن و نمیدونم
این این طور
داستانا چونین نیست بلکه زنها در اون
جامعه از
استقلال رأی و اراده بسیار زیادی برخوردار
هستن و مخصوصاً روابط بین زن و مرد تا یک
اندازه زیادی مهارش و مدیریتش با زنان
هست و در حقیقت وقتی
اسلام ظهور میکنه و پیامبر در حقیقت دعوت
خودش رو آغاز میکنه کمکم به
تدریج زنها محدود میشن یعنی این آزادی
زنان این
نیروی مهار
ناپذیر جسمانی تنانگی و شهوانی زنها
برای دین اسلام و برای پیشبرد دعوت پیامبر
به عنوان یک خطر به شمار میاد حالا توضیح
خواهم داد و به تدریج قوانین همین طور که
ما پیش مییم بعد از پیامبر
جامعه خلفای راشدین و بعد همینطور فقها که
میان ق کین
و سنتها و تفسیرها و تحویل ها همه در جهت
محدود کردن قدرت
زن قرار
میگیره مسی یک مقایسه میکنه بین غزالی و
فروید بین در حقیقت د تا
نماینده فرهنگ اسلامی و فرهنگ
غربی و نشون میده که در فرهنگ غربی
زن از نظر به اصطلاح
جنسی نسبت به فرهنگ اسلامی
منفعل تلقی میشه اما در فرهنگ اسلامی و از
غزالی مفصل نقی میکنه و نشون
میده که غزالی زن رو
یک از نظر جنسی و از نظر اروتیک بسیار
نیرومند و مهار ناپذیر میدونه و به همین
دلیل به عنوان
خطر نگاه میکنه بش یک خطری که زن باید
مدام مهار بشه مدام باید کنترل بشه مدام
باید تحت انضباط و نظارت مرد قرار
بگیر این نکته جالب هست به خاطر اینکه شما
وقتی در فرهنگ ما هم
میای در فرهنگ ما یعنی فرهنگ ایرانی
میبینید که زنها از این استقلال خیلی
برخوردار هستن به ی شی شیوه دیگری به یک
معنای دیگری مخصوصاً زنان اشراف اگر شما
ویس رامین رو بخونید میبینید که چه شکوهی
داره این شخصیت زن این اراده زن استقلال
زن خود بنیادی
زن یا زن در شاهنامه رو اگر نگاه
بکنید ولی حالا پیش از اینکه بحث راجع به
اسلام پش باریم بذارید براتون از یکی از
عجیبترین
داستانها یاد کنم
که داستان نوش آبست در نظامی در شرفنامه
نظامی که شگفت
انگیز نظامی یک جامعهی رو تصویر میکنه که
حاکمش زن هست و فوقالعاده است ا یعنی من
فکر میکنم که خیلی جای مطالعه داشته باشه
این داستان بیش از اونچه که تا حالا شاید
انجام شده و این زن میگه زنی حاکمه ب یعنی
یک زن حاکمه است حاکم
هست نوشاب نام همه ساله با عشرت و نوشم و
نه تنها این زن حاکم هست که شهر شهر زنان
هست یعنی او حاکم هست بر یک شهری که همه
شهروندانش زن هستن و
و مردها همه دور از این شهر اما در خدمت
زنان هستن یعنی مردان همه یا ارتش یا لامن
همه به فرمان نوشابه هستن و بعد این
داستانی که اسکندر شیفته نوشابه میشه
و به اصطلاح نزد او میاد این خیلی مهمه به
خاطر اینکه اسکندر نه تنها یک مرد هست
بلکه یک مرد بیگانه یعنی خیل ایرانی هست و
این استعارهها و نمادها بسیار مهمه و
اینکه چگونه نوشاب او رو میپذیره و بعد او
در حقیقت
درخواست عشق میکنه و درخواست عشق بازی
میکنه و این فو قلات این چیزیست که
اگر تاریخ رو از این زاویهها ببینیم وقتی
که هرگز نمیتونیم بگیم که تاریخ ما مذکر
بوده تاریخ ما در بخش بسیار زیادش زنان
است
[موسیقی]
خب برگردیم به مسئله
اسلام همون طور که گفتم
تلقی طبق اونچه که هم خانم مس هم بسیاری
دیگر اشاره
کردن رابطه زن و
مرد خیلی مسئله مهم نیست در
دوره به اصطلاح جامعهی که پیغمبر میسازه
جامعه که پیغمبر درش ظهور پیدا میکنه و
بعد میسازه یعنی جامعه یثرب یا
مدینه اینو توجه داشته باشید که در پیش از
اینکه پیامبر ظهور بکنه ما با یک جامعه
مواجه هستیم که زنها
درش
آزادی
انواع برقراری
انواع رابطه جنسی با مردها رو دارن یعنی
ازدواج یا نوع رابطه جنسی یک نوع ازدواج
نیست متفاوت هست و بعد در همه اینها این
این زن هست که تصمیم میگرفت میدونید که
توی اسلامم عقد ازدواج رو این زن هست که
خودش رو به عقد کسی درمیاره مرد قبول
میکنه مرد میگه قبل تو یعنی مرد منفعل مرد
پسیو این به اصطلاح امروزی ایجنسی عاملیت
مال مرد مال زنه در ازدواج در عقد ازدواج
خیلی
مهمه و بعد حتی در اگر یک زنی با چند مردی
هم رابطه داشت و بچه دار میشد این زن بود
که تعیین میکرد این بچه ازان کدام مرد هست
خب اسلام همه اینها رو به هم میریزه حالا
توضیح میدم که چرا و چگونه میشه یک یکی از
برجسته ترین محققان عرب اسمش هست خلیل
عبدالکریم یک عکی برجسته مصریست و یک آدم
عجیبی از نظر کارایی که کرده میدونید که
کار کردن در این زمینهها مخصوصاً در
جامعه مثل مصر بسیار خطرناکه و شما با خطر
توحش بنیادگرایان و اسلام گرایانی مواجه
هستید که میتونن جان شما رو بگیرن همون
طور
که نجیب محفوظ
یا کسان دیگه رو
ترور
کردن
یک به همین دلیل هست که خلیل عبدالکریم و
دیگران اینها سعی میکنن وقتی که مینویسن
راجع به تاریخ اسلام یک سبک خاصی از نوشتن
رو ابداع کردن که در عینی که حرف خودشون
رو میزنند در کمند گزند این
نامردمان گرفتار نشن
خیل عبدالکریم دو کار مهم داره در این
زمینه یکی اسمش
هست مجتمع
یفر جامعه
یسره علاقات رجل العهد محمدی ویفی روابط
زن و مرد در عهد پیامبر و عهد خلفا و بعد
زیر عنوانش یک آیه
قرآنه زنان شما کشتزار شما هستند پس به
کشتزار خود درآیید از هر راه که
خواهید
خب در این
کتاب خیل عبدالکریم فقط و فقط بر اساس
روایات
مسلم و
صحیح صحاح سه نشون میده که چه جامعهای در
زمان پیامبر وجود داشت چگونه جامعهی بود و
جامعه که تصویر میکنه بر اساس روایتها
جامعهی اس
که روابط بین زن و مرد بیشتر
رابطه خیلی ریضی و بدوی است
رابطه کاملاً متناسب با اون سطح تمدنی که
در اون روزگار وجود
داشته
بنابراین
پیامبر زن و مرد حصاری بینشون نبوده مانعی
بینشون نبوده فضای اجتماعی فضای به شدت
مخلوطه فضای دیوارکشی و زنان مردانه و
اینها اصلا نیست
و اون چیزی که ما بعدا
میبینیم به
عنوان پرده بین زن و مرد ا همچین چیزی
وجود نداره حتی در مسجد وقتی که زنها
مینشینند با مردها چنین فاصلهی وجود
نداره یه کتاب دیگه هم داره سه جلدی که شد
روا و فی احوال صحابه اون ی کتاب سه جلدی
اس اونم درباره صحابه
است منتها در این مجتمع رج
عهد المحمدی و
خلیفی
این نشون میده که چگونه احکام فقهی به در
مورد زنها و در مورد روابط جنسی چگونه و
در چه شرایطی وضع شده از جمله یکی از
چیزهایی که خیلی مهمه بهش توجه کنید
رابطهای که بین و جهاد وجود داره
رابطه که بین در حقیقت و مرگ رابطه که
بین ارس یا اروتیسم و مرگ در فرهنگ اسلامی
وجود داره این یکی از مهمترین نکتههایی
اس که حالا من امروز میخوام توضیح
بدم خب
حالا من یه موقعی کتابو برای خانم شهلا
شرکت ترجمه کردم که در مجله زنان چاپ کنم
وقتی ترجمه کردم دیدم نمیشه چاپش کرد ولی
اون ترجمه خودمم ندارم ولی امیدوارم که یه
موقعی بشه کسی ترجمه کنه کتاب
کوچکیست یه بخشش نشون میده
که احکام مربوط
به زنا و تعدد زوجات
چگونه وض شدن تشریح
شدن مسئله مسئله این بوده که خیلی خلاصه
وقتی که پیامبر خب میدونید هد و خورده جنگ
و ب و سریه
داشته غزوه به جنگی میگن که پیامبر خودش
فرماندهی شو به عهده داشته سریه به جنگی
میگن که پیامبر فرماندهی رو نصب میکرده به
هر حال در دوره ۲۳ سال دعوتش هد و خوردهی
جهاد داشته بنابراین مدام در جهاد و این
جهاد طبیعتاً
جوونها باید میرفتن و میجنگیدن و این
جوانها از شهر مخصوصاً از مدینه که خارج
میشدن
زنها میموندن و پیران و کودکان و این
زنها از نظر جنسی در
ابراز نیاز جنسی خودشون بسیار بپرد اصلا
روایتی هست وقتی تاریخ اون دوره رو
میخونید میبینید که یه چیز عجیب
غریبیه
و اونچه که اتفاق میفته اینه که به این
زنها بهشون میگن مغیب یعنی زنها که
مردشون ازشون غایب هست
و مردها میبینن که زنهای اینها در غیاب
اینها طاقت هیشت ننداری ندارند و به همین
دلیل میبینن که زن هاشون از دست میدن اگر
به جهاد برن اینجاست که حکم زنا در حقیقت
تشریع میشه و از اون طرف حکم تعدد زوجات
برای مردها برای اینکه رغبت کنن که در
زمان که در شهر خودشون نیستن یا در دیار
خودشون نیستن در جای دیگه هستن ازدواج کنن
یعنی
باز
این دائره شهوت در بین زن و مرد در غیاب و
حضور در جنگ و در صل همچنان ادامه داره و
این دینامیسم جنسی
فوقالعاده مهم
هست
یک اصطلاح مهمی
در ادبیات
اساساً این رو توجه داشته باشید
که تصویری که ما از بهشت داریم مخصوصاً از
حورالعین خودش به اصطلاح
ایماژ حوری ساخته روایت هایست که مربوط به
جهاده
یعنی شما بخش عظیمی از ادبیات اروتیک در
اسلام رو
در روایت جهاد میبینید اصولاً ما یه ژانری
داریم به نام ژانر رسالههای جهادیه یعنی
رسالههای که درباره جهاد نوشته شده و این
حورالعین دقیقا اونجا تصویر میشه و جالب
هست که این رسالههای جهاد که اولین رساله
جهاد مال عبدالله ابن مبارک هست به نام
مسار اشاق که حالا راجع بهش صحبت میکنم
که در عبدالله ابن مبارک سال ۱۸ یک هجری
در
گذشته این نوع رسالهها معمولاً در مناطق
مرزی مناطقی که جنگ بوده و جهاد بوده توسط
محدثان و فقهای اسلامی نوشته میشده و بخش
عمدش
تصویر لذت جنسی و حورالعین در بهشت هست
یعنی این درایو یا رانه مرگ
رانه مرگ خواهی و شها
شهادت و شهوت شهادت و شهوت هم پای هم پیش
میرن رانه مرگ و
رانه جنسی در کنار
[موسیقی]
هم تحریک میشن تصویر میشن تعریف میشن و
معنا پیدا میکنن اگر دقت بکنید بنیادگرایی
یا سنت گرایی یا ایدولوژی اسلام این د تا
ویژگی مهم داره دیگه در مورد زنها در عصر
ما یکی مرگهایی این حالت شهادت پرستی
شهادت
طلبی این میل به انتحار یا به اصطلاح
استشهاد و اینجور چیزها و از اون طرف هم
حساسیت
روزن این دقیقاً اینها با هم ارتباط داره
یعنی تروریسم به عبارت دیگه تروریسم با
سرکوب زنان در با هم در ارتباط کاملاً
مستقیم هست
خب همون طور که گفتم کتاب عبدالله ابن
مبارک اسمش هست مسار اشاق این اصطلاح
مصارع یا مصارع العشاق خیلی تکرار میشه به
عنوان یک استعار مصار العشاق
یعنی در یک به معنا لغوی یعنی آوردگاه
نبردگاه میدان جنگ میدان جنگ عاشقان میدان
جنگ عاشقان کجاست بستر
تن کامگی بستر آمیزش جنسی در حقیقت
بستر آمیزش جنسی
رو با استعاره میدان جنگ بیان میکردن یعنی
میدان آمیزش زن و مرد
گویا یک جنگ هست یک نبرد هست و بستر گویا
میدان جنگ هست این خیلی مهم هست به دلیل
اینکه هم از نظر ارتباطش با مسئله جهاد هم
از از نظر رابطهای
که پات بنیسی میگه در
مورد این مهار ناپذیر
بودن غریزه جنسی زن در اسلام و میل شدیدی
که در اسلام وجود داره برای کنترل
زمین یکی از محققان بزرگ عرب به نام ماهر
جرار استاد دانشگاه آمریکایی بیروت یک
مقاله فوقالعاده مهمی داره درباره همین
کتاب مصار العشاق عبدالله بن
مرج و در او تحلیل کرده
این کتاب رو
بسیار مقاله مهمی اس اگر
دوستان کسانی که عربی میدونن بتونن بخونن
اسم مقاله هست مسار
العشاق دراسته احادیث فضل الجهاد وور
پژوهشی درباره
احادیث فضیلت جهاد و حورالعین توی مجلة
الابحاث که مجله دانشگاه آمریکای بیروت
هست سال
۱۹۹۳ به چاپ رسیده یک مقاله خیلی مهمی هست
و در اونجا نشون میده که چگونه ایماژ حور
در درون این روایتهای مربوط به جهاد
ساخته میشه و در
حقیقت
این تصویر اروتیک بهشت یا آرمان
اتوپیای جنسی در
اسلام کجا متولد میشه درست در میدان جنگ
بعضی از روایتها هست اصلا فوقالعاده است
انقدر گرافیک تصویر
میکنه روابط جنسی شهید رو یعنی خود شهید
رو یعنی میگه که کسی که ی روایت معروفی که
وقتی که شهید توی اسب تیر میخوره هنوز از
روی اصب به زمین نیفتاده که حین رو در
آغوش میگیره و اصلا یک به اصطلاح اون چیزی
که تزو تان تودوروف بهش میگه
که فنتستیک لتر یا ادبیات
شگفت یک تو اون کتگوری میشه طبقه بندی کرد
بخش زیادی از این ادبیات یا احادیث
رو خب بنا ب ما خود قرآن وقتی نگاه میکنید
قرآن
به
[موسیقی]
اعان
محققان اسلام شناس و محققانی که در
زمینه اروتیسم ماقبل مدرن کار کردن قرآن
اروتیک ترین کتاب مقدس هست یعنی ما در بین
کتابهای مقدس هیچ کتابی نداریم که انقدر
راحت
از
ازلا روابط جنسی از زن و مرد و اینها صحبت
کرده باشه انقدر بی پرده سخن گفته
باشه همین آیه که من خوندم وی عبدالکریم
در اصطلاح ب عنوان عنوان فرعی
کتاب قرار داده
این آیهای اس که فقها بهش استناد میکنن
برای
اینکه در
حقیقت پینال
یا به قول خودشون دخول از دبر رو یا حرمتش
رو یا حلیت رو اثبات بکنه یعنی انقدر راجع
به این موضوع بی پرده و آشکار حالا تو فق
و احادیث و این خیلی بیشتر خب یک تصویری
از زن وجود داره و اونی که
زن خود شیطان هست یا اگر خود شیطان
نیست سپاه شیطان هست لشکر شیطان هست رپزی
شیطان هست نماینده شیطان هست اون چیزیست
که وسوسه میکنه اون چیزیست که شیطان
ویژگیش چیه شیطان ویژگیش اینه که هم
سیداتی یعنی هم دلفریب دل رباز و هم شره
هر دو هم شره و
هم اشگر این تصویریست که
توی به اصطلاح فرهنگ اسلامی از زن هست یک
روایت دیگه هست که زن مثل یک عقربی میمونه
که نیشش
لذیذه این رو توجه داشته باشید که این
تصویر
همین که این تصویر وجود داره تا عصر جدید
این به این مست که همواره زنها در برابر
اراده
مردانه مقاومت کردن یعنی کهه اونچه که شما
امروزه میبینید از حالا گرایشهای فمینیزم
و قصر
جدید یه چیزی نیست که از هیچ ساخته شده
باشه یعنی کهه ما تاریخ ما
تاریخ فعال هزار سالان سکوت و خاموشی
هزاران سال هزاران ساله زن و ناگهان مثلاً
به زبان آمدنش در اصر مدرن نیست بلکه
زنها از زمان
پیغمبر تا عصر جدید همواره سعی کردن که به
نوعی ایجنسی خودشونو عاملیت خودشونو اراده
خودشونو استقلال خودشون رو به دست بیارن
اگر شما به تصویر زنان در تاریخ بیهقی
ببینید
اساسا
تاریخ ایران و تاریخ اسلام خواهید دید که
به هیچ وجه این تصور که
زنها یک بخش خاموش و منفعل جامعه بودن
درست
نیست اون چه که مهم هست اینه که بدونین که
زنها در فرهنگ ایرانی
[موسیقی]
اسلامی حالا جدای از بحث قدرت سیاسی یکی
از
یعنی شاید بشه گفت در بعضی از
قلمروها ناقلان بی بدیل فرهنگ بودن یعنی
اگر قرار بود که اسلام
طبق تصور فقیهان حاکم بشه و پیروز بشه و
همونطور که فقیهان میخوان سلطه پیدا
بکنه هیچ اثری نه از موسیقی بود نه از
ترانه بود نه از شعر در بسیاری از
دوره ها وقتی که شما اگر به کتاب الاغانی
ابوالفرج اصفهانی نگاه بکنید ببینید
که این زنان
که به طبقات اشراف یا طبقات نخبگان در
حالا روم یا در ایران تعلق داشتن و در این
جنگها اسیر میشدن و بعد اینها همین به
عنوان کنیز به اشراف عرب فروخته میشدن در
خانههای خلفا و در دربار
خلفا راه پیدا میکردن
اینها
فرهنگ یک نقش مهمی در انتقال
فرهنگ تمدنهای پیشرفته مثل روم و ایران
رو به جهان اسلام داشتن یعنی از شعر و
ترانه و موسیقی خب میدونید القانی افرج
اصفهانی یک دائرة معرفه بینظیری است از
موسیقی و شعر و ترانه و اینها رو هم نگاه
بکنید همه
زنها به جهان اسلام وارد کردن و در حقیقت
اون سولت و
صدت ابوس فقیانه رو
شکستند
زنها فرهنگ اسلامی رو انسانی کردند فرهنگ
و اجازه ندادن
که تفکر فقهی و تفکر زاهدانه
بر جوامع اسلامی علبه مطلق پیدا میکنه حتی
شما وقتی که وارد حوزه عرفان میشید در
عرفان هم باز همین
طور این قدرت
زنانه موجب شد که عرفان از عرفان زهد به
عرفان
عشق عبور بکنه و در حقیقت یک بخش عظیمی از
احساسات و عواطف دینی که به صورت مردانه
تجلی پیدا میکرد و به صورت مردانه ظهور
پیدا میکرد اینها زنانه بشه عرفان شکل
زنانه عواطف دینیست به خاطر همین ابن عربی
شما نگاه میکنید اصلاً ابن عربی زن هست
زبانش زبان زنانه است وقتی که عاشق میشه و
عاشق دختری که براش قصیده ترجمان الاشواق
رو
میگه اصلاً زبان ابن عربی زبان زنه و زبان
زبان زنه در مقابل زبان فقه که
زبان فتوا فرمان تحکم عاملت و عوسی
است حافظ میگه ابوس زهد به وجه خمار
ننشیند مرید خلقه دردی کشان خوش خویم این
خوشخویی این نرم خویی این سرزندگی این
انسانیت به شکل زنانه در فرهنگ ما در
عرفان در ادبیات در موسیقی در شعر در
ترانه و در انبوهی از داستانها و
حکایتهای اساطیری و افسانهای نقل شده
خب ما به عصر جدید که میرسیم در حقیقت
عصر
جدید این بر چنین پس
زمینهای قرار میگیره یعنی که یک امکان
کاملاً تازهای برای اینکه زنان به
آزادی کاملاً انسانی خودشون دست پیدا بکنن
برابری حقوقی و برابری انسانی با مردان و
این
برای تفکر فقهی
ابدا قابل قبول نیست به دلیل اینکه این زن
رو از مهار و از کنترل مرد خارج میکنه
النسا و الرجال و
قوامون مردها
باید قیمومت یا برتری خودشون و سروری
خودشون رو بر زنها داشته باشن در عصر
جدید چنین چیزی نیست و این اون هراس
کهنه
پسمانده بیش از هزار سالهای که در ذهن
فقهی هست که زنگ
با نیروی مهار ناپذیر جنسیش میتونه بر هم
بزنه نظم فقیانه رو این اون نگرانی کهنه
رو بیدار میکنه و در
نتیجه تفکر سنتی و تفکر تبدیل میشه به
بنیادگرایی یا وجه بنیادگرایی پیدا میکنه
و همون طور که گفتم تروریسم و زن ستیزی دو
شاخصه مهم و در ارتباط با هم
برای اسلامگرایی شناخته میشه