من سلام دوباره میکنم خدمت دوستان گرامی
خدمت شما من دقیقا متوجه نشدم فرمودین که
رسانهها نتونستن یک یعنی متوجه نشم آقای
بهرام مشیری رو به عنوان مثال چی ذکر
کردین دقیقا به عنوان کسی که
ببین از نظر پوست اندازی رسانهای دارم
میگم یعنی رسانهها نتونستن خودشونو به
روز کنن هنوز که هنوزه متکی به چهرههای
مثلا چده آره چهار دهه پن د پیش مثل من نه
آخه ببین نه فعالیت شما یی نسبت اونا یه
مقداری بیتین قبول داری بله سوی کرد نه
خواهش بفرما ببینید
او خب این مسئله طبیعتا خیلی
جنبههای پیچیدهای داره یه بخشش مربوط
به بحران رسانه در کل دنیاست یعنی با
دیجیتال شدن رسانهها خبی
برای روزنامه یعنی برا رسانههای نوشتاری
برای رسانههای شنیداری و حتی برای
تلویزیون یک چالش بسیار بزرگی آفرید در
تمام دنیا همین آمریکا که ما داریم صحبت
میکنیم روزنامههای بزرگ مثل واشنگتون
پوست وال استریت جورنال یا نیویورک تایمز
مشکلات بسیار بسیار عمیق اقتصادی دارن که
با این
وضعیت تکنولوژی دیجیتال چه جوری کنار بیان
همینطور تلویزیونها که خب الان شما
میتونید بدون اینکه پ پولی پرداخت بکنید
قبلاً کیبل بود الان شما بدون اینکه پولی
بدونید پرداخت بکنید میتونید همه تلویزیو
رو آنلاین ببینیم خیلی چیز خاصی نیست و
اساساً اونجور نوع به اصطلاح مخاطب و
رابطه مخاطب و رسانه تغییر کرده دیگه آدما
نمیشینن دور خودشون مثلاً قدیم که
تلویزیون بود یه تلویزیونی میذاشتن در
مثلاً بهترین جای اتاق مهمان یا اتاق نشین
من بعد همه دور او به اصطلاح میشه ستن
روبه روی او و اونو تماشا میکردن الان هر
کس موبایل خودشو داره و به طور تنهایی
داره استفاده میکنه از ما وارد یک
جهان شدیم که بیشتر بیشتر کانکت هستیم
یعنی اتصال بیشتری داریم ولی ارتباط کمتری
داریم یعنی کانکشن بیشتر شده ولی
کامیونیکیشن کمتر یعنی یه انقلاب عظیمی به
وجود آمده و طبیعتاً این دامن
نشریات نمیدونم انتشارات و رسانههای
فارسی زبان در خارج از کشور رو هم گرفته
یه موقعی بود که خب اینترنتی نبود چیزی
نبود فقط کتاب بود خب شما هم در همین لس
آنجلس
شما کتاب فروشی شرکت کتابو داشتین که خیلی
خب عظیم بود خب در همون وست بود کلی
کتابفروشی ایرانی بود و اینا میتونست کار
بکنه یا یا نشریاتی بود که میشد این
نشریات نشریاتی بود که به هر حال
تاثیرگذار بودن از حالا از زمان الفبای
غلام حسین ساعدی بگیرین تا نشریات دیگر تا
همین خود همین کیهان لندن اون موقع که به
اصطلاح اصلاح کاغذی بود خب این تحول عظیم
به وجود آمده و موجب شده که شما اصلا یعنی
بیزنس مادل شما باید تغییر بکنه میدونین
یعنی اینکه دیگه نمیشه با اون شیوه سابق
کار کرد یعنی قبلا مثلا در لس آنجلس ممکن
بود یک رسانه محلی یای رسانهها که حالا
شما ب ازشون نام بردین بشه با مثلا پول
ماهانه چند تا آدم
متمول بگذره ولی الان نمیشه دیگه به اون
راحتی نیست خیلی همه چیز خب عوض شده همه
چیز تغییر کرده و از اون
طرف رسانههای خود همین تکنولوژی دیجیتال
باعث شد که ما در خارج از کشور ارتباطمون
با رسانهها مثل آدمای داخل کشور بشه یعنی
من میتونم بشینم اینجا شبکههای تلویزیون
جمهوری اسلامی رو حالا هر چند تا هست ۷۰
تا ۰ ۸۰۰ تا ۱۰۰ تا شبکههای استانی رو
همزمان با اونی که مثلاً شبکه مربوط
لرستانه همزمان با اون شهروند ایرانی که
در خرمآباد نشسته تماشا کنن یا میتونم
روزنامههای ایران رو حتی قبل از اینکه
بیاد رو دکههای روزنامه نگاری دکههای
روزنامهفروشی بخونم و این این تحول عظیمی
بود آقای سلامتیان به من میگفت که ما
میگفت خب آقای آقا سلامتیان هم خودش اهل
کتاب بود هم اینکه آرشیو داشت به من میگفت
که مثلا من روزنامه رو سفارش میدادم از
ایران دو سه تا سه چهار تا روزنامه رو
مثلا روزنامههای اصلی رو که آبونه بوده خ
یه هفته طول میکشید تا بیاد پاریس خب این
اما روز مثلا کسایی که در خارج بودن حالا
من که اومدم دیگه کمکم اینترنت اومده
بود کسایی که در خارج بودن همچین وضعیتی
داشتن یعنی از نظر بعد رادیو ایران یا
تلویزیون ایران در خارج از کشور به راحتی
دیده نمیشد یا شنیده نمیشد و این خیلی
تفاوت عظیمی ایجاد میکنه بعد از این
جریان تکنولوژی دیجیت دیجیتال بخش عظیمی
از مهاجران خب مهاجران ایرانی که همشون
سیاسی که نیستن یا حتی سیاسی هم باشن بخش
عظیمی از اینها شدن مخاطبان برنامههای
تلویزیون ایران برنامهها و روزنامههای
ایران و برنامه تلویزیون ایرانم که همش
سیاسی نیست بخش عظیمش اینترتینمنت و این
اینر س خیلی جذاب یعنی موفق بوده مثلاً ب
برنامههای مهران مدیری مثلاً فرض بکنه
برنامههای رضا عطاران خود همین فیلمهای
سینمایی ما ما در خارج از کشور اون موقع
که فرض کنید اینترنت نبود چهجوری
میتونستیم مثلاً از فیلمهای سینمایی که
در داخل کشور رو پرده میره آگاه بشیم یا
بدونیم به دستمون برسه با یکی میومد مثلاً
یه نوار ویدیویی میآورد و اینجور داستانا
دیگه الان شما میتونید همزمان با همه
مردم ایران هرچی که روی به اصطلاح سایتهای
خاصی مثل فیلم و اینا میاد ببینین شما
یعنی میتونین هر سال فیلمایی که اون سال
رو پرده سینما رفته رو قشنگ ببینین راحت
بدون اینکه پولی پرداخت بکنین بدون اینکه
نیاز من جابهجایی باشیم م وقت خاصی داشته
باشه بدون اینکه نیاز به امکانات خاصی
داشته باشه خب این تحول تحول عظیمی بود
دیگه یعنی داستانو کاملاً تغییر داد
و کمتر شما کمتر
خانواده معمولی ایرانی میبینین که به هر
حال از فیلم و سینمایی و کمدی و موسیقی که
در ایران تولید میشه بیخبر باشه یا یا
علاقمند نباشه اصلا امکان نداره همچین
چیزی و این خب داستانو عوض کرد در دهه اول
انقلاب خب مخصوصاً رسانههای لس آنجلس نقش
مهمی داشتن در حفظ یک سنتهایی که در
ایران بود م مخصوصا همین موسیقی پاپ یعنی
اجازه ندادن که این رشته موسیقی پاپ در
ایران گسسته بشه خب
دهه۶۰ که دهه بسیار خب سیاهی هم بود که
اغلب جشنهای نوروز خان ما میرفتیم مثلا
دید و بازدید نوروزی همین نوارهای ویدیو
میومد که توی مثلاً نمیدونم موسیقی مجموعه
برنامههای نوروزی تپش بود یا تلویزیون
اینطوری و اینا در ایران خیلی جایگاه خیلی
مهمی داشت خیلی جایگاه مهمی داشت شما اگه
جلو دانشگاه شما که ایران هستید و
میدونید حتماً که اون موقع جلو دانشگاه
ایران تهران که میرفتی نوار جدید ن
موسیقی جدید نم خوانندهها رو یعنی اینطور
گسترش داشت از طریق نوار کاست از طریق
نوار ویدیو خودش یه بیزنس بزرگی بود ولی
کمکم از اواخر دهه ۷۰ به این طرف خب
سیاستهای جمهوری اسلامی در زمینه
اینترتیمنت تغییر کرد و بعد این الان
برگشته این طرف یعنی الان حتی ننده های لس
آنجلسی آدمی خیلی بزرگ مثلا مثل داریوش
مثل سیاوش قمیشی یا دیگران هم وقتی میخوان
یک کاری تولید بکنن خیلی از کاراشون شعرش
مال ایرانه و موسیقیش مال ایرانه با
هنرمندایی که داخل ایران هستن کار میکنن
یعنی این جریان به شدت تغییر کرده از اون
طرفم باز ما که در خارج از کشور بودیم
یعنی حالا من که میگه شخص خودمو نمیگم
میگم جامعه مهاجر تا قبل از این انقلاب به
تکنولوژیک تحلیل سیاسی خیلی محدود بود به
همون جامعه که شما هستی مثلاً حالا یه
رادیو بی بی سی بود یاه رادیو اسرائیل بود
یه رادیو آمریکایی بود و خیلی ارتباطی بین
تحلیلگران سیاسی داخل کشور و خارج از
کشور وجود نداشت به دلیل همین مشکل
ارتباطات ولی بعد دیگه الان شما اینطور
نمیبینین یعنی الان دیگه میبینین که
به اصطلاح من هر جا که
باشم تنوع تحلیلگران و اینا دیگه یه چیز
ناگزیر هست و اینا موجب میشه که اون
جایگاهی که مثلاً من داشتم در فلان رسانه
که من تحلیل بدم یا همفکران من تحلیل بدن
یا همکاران من تحلیل بدن این دیگه طبیعتاً
از بین میره دیگه
الان و یک چیز دیگه هم این که خود
رسانههای خارج از کشور منبع عمده شون
برای خبر و خیلی چیزهای دیگه شد رسانه
داخل کشور یعنی ما در خارج از کشور
حالا مصدق همکار سابق من هست در رادیو
آزادی و بعد رادیو فردا خب میدونی که ما
اخبار ایرانو عمدتاً از مخصوصاً اخبال
داخل ایرانو از همون رسانه رسمی جمهوری
اسلامی میگرفتیم ما که خبرنگار نداشتیم
در داخل یا یه مدتی که داشتیم بعد به سرعت
این امکان از دست دادیم یعنی این هم خب
خیلی اتفاق مهمی بود الانم همین طوره دیگه
الانم هیچ کدوم از
رسانههای خارج از کش فارسی زبان خارج از
کشور مثل رسانههای چیز بینالمللی در
ایران خبرنگار ندارن در نتیجه ما خبرها رو
به طور عمده از همون منابع رسمی جمهوری
اسلامی میگیریم این اتفاق خیلی اتفاق
مهمیه یعنی جمهوری
اسلامی یک به اصطلاح سیاست بسیار
هوشمندانهی رو به کار برد یعنی نمیتونست
ت بعد از این تکنولوژی دیجیتال نمیتونست
تنوع رسانهای رو در خارج از کشور و حتی
در داخل کشور از بین ببره ولی کاری که کرد
یعنی انحصار رسانهای از بین رفت ولی
انحصار در منبع خبر از بین نرفت یعنی در
منبع خبر جمهوری اسلامی هنوز انحصار
رسانهای رو داره یعنی شما مثلاً چه ایران
اینترنشنال گوش کنین چه بی بی سی گوش
کنین چه ویوی گوش کنین همه خبرا شونو راجع
به مسائل عمده ایران و مقامات ایران یا
خبر داخله درست داخله از اونجا میگیرن
یعنی هیچ چیزی ندارن یعنی به هر حال شما
نمیتونید خیلی چیزا رو ممکنه در ایران
هزار اتفاق میفته که رسانههای ایران
نمیتونن پوشش بدن از چشم اینا هم غایب
میمونه چون ندارن به اصطلاح خبرنگار
میدانی و اینا اتفاقات مهمیه دیگه یعنی مخ
بخش اولش رو در نظر بگیرید که تحول عمده
تکنولوژیک که یک نوع بیزنس مادل یا الگوی
به اصطلاح اقتصادی الگوی مدیریت اقتصادی
متفاوتی رو اقتضا میکرد و خب این همه جا
در همه بحران بوده از ژاپن بگیرید تا
آمریکا در جامعه مهاجر ایرانی که خب خیلی
پراکنده بوده و شکننده بوده طبیعتاً
تاثیرش خیلی بیشتر بوده یعنی آقای مشیری و
دیگران و دیگران اینها بیشتر حالا با تلاش
شخصی خودشون هست که شما میبینیدش یعن یا
تلاشهای محدودی که حالا دوستانشون یا
مثلاً فلان اینطور نیست که خ همین نکته من
اینه ببین میگم الان
ما سوال من دقیقاً این بود دیگه گفتم در
پوست اندازه موفق نبودن ببین در تکسیر بله
من کاملاً موافقم که شبکههای مختلفی
اضافه شده ولی در تنوع برنامه ما حداقل
میگم در رسانههای ریشهدار اتفاقی
نیفتاده برای همین خب به هر حال بخشی از
مخاطبانش ممکنه مثلاً شما یک رسانهای اگه
قرار باشه پویا باشه مخاطب خودشو حفظ کنه
باید بتونه که تنوع ایجاد کنه باید بتونه
به روز باشه همنوا با مردم باشه با تحولات
اجتماعی سیاسی
و همین طور
صنعتی دنیا پیش بره ولی ما تو این
رسانههای ریشهداری که من دارم میبینم
همون وضعیته یعنی آقای شبخیز همونه آقای
امیر قاسمی همونه آقای نمیدونم حالا
مشیری و نمیدونم همایون و یعنی همون همون
نسلی که یه جورایی رسانههای خارج از کشور
رو انگار مثلاً آغاز کردن تداوم همونه هیچ
اتفاقی
نیفتاده از این منظر میگم آقای مله اول
همین حالا من میخوام چون شما عنوان این
اتاقتون منهای جنگ و سیاست هست من میخوام
به دلایل غیر سیاسی بپردازم در حقیقت که
دلایل مهمی هستن یعنی ببینید از نظر سیاسی
اون از نظر به اصطلاح این انقلاب
تکنولوژیکی که گفتم که موجب شد که بیزنس
مدلم تغییر بکنه این باعث شد که یک
رسانههایی مثل همین رسانی آقای شبخیز و
دیگران اینا یه جور بیزنس یعنی کهه اینا
میدونن که حالا از طریق کار که میدونید
دیه کار مثلاً در زمینه اینترتینمنت کار
میکنن یا یه سری بیزنسی در کنارش دارن که
انجام میدن بنابراین اینا رسانههایی
نیستن که به مفهوم دقیق کلمه به رسانه شون
مبتنی باشن یعنی با زیاد و کم شدن مخاطب
تأثیری در کارشون بگذاره اینا منبعش رو از
غیر رسانه خود نفس خود رسانه براشون
درآمدی نداره بنابراین نظر مخاطبم هیچ
اهمیتی نداره هیچ آپشن خاصی نداره شما
میخواید ببینید
نبینید این خیلی چیز عجیبی غریبی نیست
وقتی که شما مخاطب براتون مهم نباشه
تغییرم براتون مهم نخواهد بود دیگه اون
شخص آقای شبخیز همون آدمیه که مثلا ۳۰ سال
پیش اینجوری فکر میکرده الانم همینجور فکر
میکنه برنامش ادامه میده این یک و دو
اینکه رسانه ها در خارج از کشور
رسانههایی به وجود آمد که اینا فاند های
یعنی رسانههای بزرگ که شما میفرمایید مثل
ویی مثل ایران اینترنشنال مثل من و تو مثل
بی بی سی اینا همه فاندا شون فاند خارجین
فاند خارجی داستانش خیلی متفاوته یعنی
میبینید من و تو بر خلاف اونچی که شما
فرمودین من و تو اتفاقاً یک تلویزیون
امروزی بود یعنی شاید امروزی ترین
تلویزیون بود حداقل در زمینه اینترن من
اینا رو گفتم گفتم به استثنای اینا و تو
ایران اینترنشنال حتی داریم مثلاً حتی
چیزم داریم مثلاً رادیو جوان ب شبکه
تلویزیونی منور یا
مثلاً تیتو یا مثلاً یه شبکه دیگری داریم
آونگ اینا شبکههای حالا موسیقی ولی اینا
آره کاملاً امروزین من گفتم گفتم ریشه دار
رو فاندر دارن اینا اینا ببینید اینا
داستان اینه مثلا چیز من و تو اگر یک
تلویزیون به اصطلاح یک تلویزیونی بود که
با پول اقتصادی شخصی یعنی اگر سرمایه با
سرمایه شخصی اداره میشد قطعاً تداوم پیدا
میکرد ولی چون فاند داشت فاند دولتی داشت
و فاند هم شفاف نبود و فاند تموم شد اینم
کارش تموم شد ایران اینترنشنال م همینطوره
الان یک تلویزیون ۲۴ ساعت هست انقدر هم
برنامه داره فلان داره به محض اینکه فانش
قط بشه تلویزیون تعطیل میشه چراغش خاموش
میکنن بی بی سی هم همین طوره یعنی و این
نوع کار کردن سم برای رسانه اس به خاطر
اینکه ارتباطش با مخاطب تعریف نمیشه
ارتباطش با فاندر تعریف میشه یعنی اون
فاندر که تعیین میکنه که حالا کار بکنیم
چیک کار نکنیم خود همین من و تو شما
ببینید در این د سال آخرش چه جوری ناگهان
از یک تلویزیون اینترتینمنت ناگهان تبدیل
شد به ی تلویزیون سیاسی حالا من کاری به
گرایش اینور اونورش ندارم ولی این تحول خب
تحول بود که فاندر میخواست و اشتباه بسیار
بسیار چیزی کرد به اصطلاح فیتال بود که
اطلاح به اطلا
اشتباه مهلکی بود انجام داد منجر شد به
اینکه اصلا ببندن خود رسانه رو ولی میخوام
بگم که این رسانهها این شکلین در نتیجه
شما از کی دارین صحبت میکنین ایرانیها
نیستن که تصمیم میگیرن در اینا ایرانی
نیست که فاند گرفته بلکه ایران اینترنشنال
کسی نرفته از فاندر اینترنشنال پول بگیره
اون فاندر است که اومده این ایرانیا رو
استخدام کرده یا بی بی سی ایرانیا نرفتن
به مثلاً بی بی سی بگن آقا بیا یه بخش
فارسی بذار که بی بخش بی بی سی تصمیم
گرفته یه بخش فارسی بذار ایرانیام استخدام
کرده حالا از قدیم رادیو بود و بعد
تلویزیون بنابراین اگر میخواین راجع به
سیاست رسانهای انتقاد بکنین اونوقت باید
به فاند انتقاد بکنین بگه کار شما غلطه
وگرنه ایرانیها یعنی جامعه ایرانی خودشو
بکشه بره بالا بیاد پایین بگه آقا این این
برنامه خوبه اون برنامه وی خودش مثاله
دیگه من سالها از طرف هم بی بی جی من به
اصطلاح چیز کردم
براشون گزارش میدادم کار کردم نوشتم یک
پالیسی فوکس خیلی مفصل نوشتم بعد آخرین
بارم توی مقالهای که نوشتم سال ۲۰۰ و فکر
کنم ۲۰۱۶ بود انقدر انتقاد هست به ویوی
ولی هیچ اصلاً مهم نیست به خاطر اینکه ا
شما با انتقاد راجع به کیفیت برنامهها
نمیتونین مطلقا هیچ تاثیری بزارین ج این
شما برین توی روزنامه واشینگتون پست ب
بگین که آقا این مطالب که مثلاً فرض کنید
فلان رادیو یا فلان تلویزیون که دولتی هست
یا فاندر غیرایرانی داره این مثلاً خوب
نیست اصلا حتی پروفشنال نیست یعنی مشکل بر
انتقادی که من همیشه به وی داشتم و تو
نوشتم نوشتم در وحله اول این بود که
پروفشنال نبود ولی اینا اصلا هیچ تاثیر
نداره مطلقا تاثیر نداره و من در اون
مقاله آخری که نوشتم راجع به راه حل به
اصطلاح اصلاح ویی گفتم تا زمانی که این یک
به اصطلاح نهاد فدرال هست وابسته است به
دولت فدرال امکان اصلاحش وجود نداره باید
دی
فدرالیزم در حقیقت این تا زمانی که در قال
چارچوب انقدر قوانین دولتی دست و پاگیر
هستن که شما نمیتونید قدم از قدم بردارید
یعنی شما مدیرای ویرم شما هرچی عوض
میکردین تغییر ایجاد نمیشد یعنی با تغییر
مدیر هم هیچ تغییری ایجاد نمیشد به خاطر
اینکه اون میرفت تو اون چهارچوب لابیرنت
اداری و قانونی و به اصطلاح سیستم اونجا
بنابراین انتقادم که میکنیم به رسانهها
انتقاد اصلی این نیست که با به روز نشدن
انتقاد اصلی نیست که پوست اندازی نشدن
انتقاد اصلی این نیست که ما چیزی به نام
کامیونیتی ای ا یا جامعه ایرانی خارج از
کشور نداریم متوجه شد یعنی اون اگر باشه
خب اون جامعه ایرانی اونوقت میتونه یه
رسانه خودشو داشته باشه اونوقت اون متکی
به مخاطبش میشه اون متکی به انتظارات
مخاطبش میشه و با انتظارات مخاطب خودشو
هماهنگ میکنه ولی چنین چیزی نیست اینا
هیچکدوم وابسته به نظرات مخاطبشون نیستن
عالی بود آقا