م سلام عرض میکنم خدمت شما خدمت دوستان
گرامی خوشحالم که باز یه فرصت دیگه هست که
با هم
باشیم بله خیلی عالی دوستان موضوع دور
همیه دیگه یعنی میشه موضوعاتی که مد
نظرتون هست و مطرح کنید و جلسه اینطوری
پیش خواهد رفت بنابراین
الان بازه و میتونید تشریف برید بالا اگه
دوست دارین و
صحبت کنیم آقای محمود پیوستند به ما
بفرمایید محمود
جان با درود و سلام ماهوند هستم ماهوند من
فکر کنم هیچکی ندونه آقای خلجی خیلی خوب
میدونه معنی اسم من چیه من خیلی خوشحالم
که بعد از این همه سال که آقای خلجی و از
توی تلویزیون و بعدش رسید دیگه پیشرفت
اینترنت روی کانال یوتیوب و بعد شبکه ایکس
و و و بالاخره بعد از مدتها تونستم ایشون
رو توی کلاب هاوس پیدا کنم من یکی از فنای
شما هستم جناب خرجی خیلی مدتهای خیلی
مدیدی که شما رو من چه اون زمان که توی بی
بی سی فارسی توی شبکه پرگار و و و خیلی
جاهای دیگه اومدین فالو می دنبال میکردم و
حرفاتونو گوش میکردم کلی از مقالات تونو
خوندم تو واشنگتون واشنگتن پست گذاشتین
آخرین چیزی که خوندم ازتون مربوط با آقا
خامنهای بودش که در مورد زندگی ش نوشته
بودین چه انگلیسی فسی قشنگی هم بود و کلی
از حرفاتون وام میگیرم اینور اونور از جای
خودم میرم صحبت
میکنم تحلیلات وو دوست دارم
من حالا اومدن بالا این بودش
که من با توجه به اتفاقاتی که الان افتاده
نمیدونم میشه در مورد مسائل سیاسی هم صحبت
کرد جناب حمید یا نه فقط موضوع دورمی حالا
من سلام عرض میکنم خدمت شما خیلی ممنونم
از لطفتون بله صحبت کنین شما راجع به هر
موضوع که میخواین صحبت کنید ره من بیشتر
الان دیگه میدونی دیگه بحث سیاسی داغی که
هستشو به قول معروف تو یکی
از برنامه هاتونو که داشتم میدیدم این بود
که داشتید میگفتید در مورد رسانه صحبت
میکردید که آقا بیشتر دارن اترین میکنن
حواستون باشه هر شرت و پرتی رو به قول
معروف قبول نکنید به عنوان خبر باید از
وشتون کاملا درست میگن حرفاتون منطقیه
دیگه ولی یه چیزی که الان تازگیا خیلی
حالا در مورد صحبت میشه و من خودم هم یه
همچین تصوری بهم به قول
معروف چی میگن برام امر مشبه شده یعنی
همچین تصوری دارم همچین فکری میکنم که
این
سیاست حال موضوع یعنی جایی که الان
اتفاقات افتاده مخصوصا تو منطقه واسه
ایران من یه تحلیل حالا نمیدونم نمیتونم
بگم تحلیل چون من اصلا تحلیلگر سیاسی هم
نیستم دیگه منم یه آدم معمولی هستم مثل
بقیه همه آدمای دیگه ولی برای خودم یه
همچین نظر ری همچین تئوری پیدا کردم
میخوام ببینم چقدر میتونه درست باشه
داستان اینه که من احساس میکنم که
پروژه پایان نه نه جمهوری اسلامی من من با
شما کاملاً موافق هستم حکومت توتالیتر همه
جا بارها این حرفو زدید من هم با شما
موافق هستم هیچکسی نمیدونه چجوری تموم
میشه یعنی تموم شدنش واقعاً یک سره برای
اینکه اصلا نه شفافیتی داره نه اطلاعاتی
کامل میاد ازش بیرون یا اگرم بیاد حداقل
من بهش دسترسی ندارم شاید بقیه تو
لایههای دیگه بهش دسترسی داشته باشن ولی
نهایتش اینه که باید یک یک تغییری قیافهی
بده یعنی باید یه جورایی خودش رو هماهنگ
بکنه فکر کنم با آهنگ دنیا من من اینطوری
فکر میکنم من فکر کنم این کلید خوردش از
زمانی که امریکا نیروهای خودش رو از
افغانستان کشید بیرون و خواک رو داد ه
تحویل طالبان داد برای اینکه یک جورایی از
سمت شرق خیالش در مورد ا ایران و و روسیه
یه کم راحت بشه که محیط امنی که درست کرده
بود به قول معروف یکم دا از اون امنیت
بیاد بیرون یکم برای ایران هم بالاخره
اونها همه سنی هستن ایرانم شیعه دیگه
بالاخره جمهوری اسلامی شیعه هست و اونورم
سنی یه کم دردسر بشه و با حذب قاسم
سلیمانی یک جورایی اون اون استقلال عراق و
برگردونه به اون قسمتی که میخواد و الانم
که بحث حماس که دیگه تموم شدشو و دیگه
الانم رسیدیم به لبنان یعنی دیگه خب
آقای نصر نصرالله هم کشتن حذف کردن و الان
به قول معروف به قول خدامون دیگه ایران
مونده و حوضش دیگه الان الانم اصلا معلوم
نیست کجا هستن ایشون یعنی ۹۰ میلیون جمعیت
اصلا موند رفت تموم شد اون همه اصلا
نمیدونیم کجا هست یعنی گذاشت و عین همه
گذاشت فرار کرد رفت حالا حداقل تا اونجا
که من بم نظر من اینه که این مسئله
یک کل نظر من اینه که
این نیابتی این دور ایران همه برای ایران
هزینه بودن و توی این ۴۵ سال که حت خب
جمهوری اسلامی از نظر من واقعاً تو این ۴۵
سال رو هرچی سرمایه گذاری کرد هیچ کدومش
جواب نداد چه خارجی چه داخلی حداقل منگ من
ندیدم شایدم داخلی شاید خارجی واسه درست
کردن اپوزیسیونی مختلف و تخریب اونها
تونسته یه کاری بکنه ولی برای سیاستهای
کاربردی که دنبالش بود هیچکدوم موفق نشد
یعنی از شکست جنگ ۸ سالش بگیر تا سازندگی
بگیر تا گفتمان تمدن ش از هستهایش بگیر و
در نهایت نیروهای نیابتی من احساس میکنم
که این هزینه هم سیاسی برای ایران داشت
یعنی این این این نیابتی ها این جنگ
فرسایشی هم هم هم اقتصادی و هم نظامی و
تصمیم گرفتن دنیا با خود همکاری حالا اون
تیمی که اون پشت هست نه آقای شخص خود آقای
خامنهای که آقا بیایم چیکار کنیم بیایم
تکلیف رو مشخص بکنیم با حذب اینها به کمک
خود ایران هم یک فرصتی بدیم که به قول
معروف اسرائیل برگرده به همون قراردادی
که قرار بود بهش برسه یعنی تا پایین جنوب
لبنان رو کاملاً بگیره یک یعنی تا اون
مرزهای که میخوادو بهش بدیم همین که
هزینههای ایران با دادن این
نیروهای نیابتی تموم بشه چون نگه داشتن
اونهام بالاخره هزینه داشت ولی الان دیگه
حداقل دیگه اینا رو دیگه داد رفت دیگه
تموم شد دیگه حداقل خرج اینا رو دیگه
نمیده همین که یک سیاست جدیدی بشه که اگر
حالا اگر ترامپ بیاد اگر ترامپ بیاد
اینها بتونن بشینن پشت میز
مذاکره و یک جورایی دیگه بگن بگن آقا ما
خل صلا شدیم نگاه کن دیگه نه نیابتی داریم
نه پولی داریم نه حسن نصراللهی هست نه
حماسی هست نه نه فاطمیون هست نه کتای ب
حزباللهی هست تموم شد آقا دیگه آقا آ ما
دیگه خالصاً و مخلصا نشستیم جنو شما آقا
بیاین این حسابی مسعود ما رو وا کنید این
سوئیفت ما رو وا کنید بذارید حداقل نظام
به قول معروف ادامه پیدا بکنه من نمیگم که
حالا مثلاً آقای پهلوی بیاد آقای ولی
حداقل یک نفسی بکشین که ما بتونیم اینو
نگه داریم یعنی این این این یه ذره نفسی
هم که داره در مییاد اینو ببندیم دیگه
چیزی از ما نمیه میخواستم ببینم نظر شما
با این طرز تفکر که حالا شایدم اصلاً خیلی
خندهدار باشه میخواستم ب ببینم نظر شما
چیه در مورد این مسئله جناب خلجی چقدر این
مسئله رو اصلا اصلا من چقدر به قول معروف
از توی این توی این محیط هستم چقدر خارج
هستم شما چی میبینید ممنون
میشم
بله ممنونم از شما من یکی دو روز گذشته
فکر دیروز ب فکر میکنم که صحبت کردم راجع
به
حزبالله به این نکته پرداختم ببینید
نمیدونیم واقعیت که نمیدونیم یعنی اینکه
چی داره میگذره نمیدونیم این این کهه شما
میگید یکی از سناریو هاست یعنی ممکنه که
حالا آقای خامنهای جمهوری اسلامی یا ه هر
کس که به هر حال قدرت دستش هست به این
نتیجه رسیدن که این داستان نیابتی ها
رو رابطشون تغییر بدن و بهر حال یه چراغ
سبزی دادن به اسرائیل که آقا نگفتن بزن
ولی گفتن ما کاری به ایشون نداریم
و خب صحبتهایی که آقای خامنهای میکنه از
سال گذشته تا الان کمابیش همچین چیزی رو
القا میکنه دیگه که اصلا آره اینا خودشون
خیلی قوین و خودشون از خودشون چیز میکنن
و دفاع میکنن و در مورد حسن نصرالله هم خب
خیلی جالب بود دیگه د تا پیام در یک روز
ایشون داد و به هیچ وجه اینکه ما میایم
انتقام میگیریم ما کاری میکنیم درش نبود
خب خب این شائبه هست ولی واقعا هست یا نه
من
نمیدونم
ببینید این داستان این حکومت خیلی عجیب
غریبه دیگه به خاطر اینکه زمانی
که من من یادم هست زمانی که این بشار اسد
در لندن بود و داشت درس میخوند و
مسئله خب چیز بود دیگه مسئله شما اگه در
اون موقع اگر سوریه میرفتید همه جا
در و دیوار نوشته بودن مثلاً شعارهایی
راجع به هر جا شعاری بود راجع به حافظ اسد
راجع به اینم بود اون باصل برادرش که فوت
کرده بود یا کشته شده بود
توی یک حادثه ثان فکر کنم هوایی و این و
همه فکر میکردن که بله این حافظ اسد یه
آدم
خیلی چیز خیلی آدم ایدئولوژیکی خیلی قدیمی
و اینا و این بشار اسد خ تحصیل کنده لندنه
و این برگرده چه اتفاقی میفته یا
پسر قذافی اینطور بود که آره اینم اونم
خیلی آدم درخشانی به نظر میومد که این
بیاد برمیگرده چه اتفاقی میفته این همین
کیم جونگ ایل که گذشت رهبر سابق کره شمالی
این پسره که الان رهبر کره شمالی ۲۷ سالش
بود تقریبا اگه اشتباه نکنم چقدر امیدها
بود ب این چقدر میخون چقدر امیدها بود به
اینکه تغییر میکنه و فلان این حرفا همین
آقای سی این آقای سیسی در سال فکر کنم اگه
اشتباه نکنم ۲ ۲ و پ یعنی من واشنگتن بودم
اگه اشتباه نکنم سال که من اومدم واشنگتن
۲۰۵ که اومدم این تو امریکن انترپرایز بود
به عنوان یکی از ژنرالهای ارتش و اونجا یک
فلوشیپ داشت چند ماهی و یه پیپر نوشت راجع
به مصر و
خیلی یک انقدر اون پیپر درخشانه برای مثلا
خروج از این وضعیت غیر دموکراتیک راسی و
توس و این
حرف اتفاق نیفتاد هیچ کدوم از اینا یعنی
سیسی جای پای جاشو پاشو جای پای مبارک
گذاشت
نمیدونم بشار اسد
جا پاشو جای پای پدرش گذاشت
نمیدونم
کیمین نوم نام جای پاشو جای پای پدرش رو
در حقیقت دنبال کرد در نتیجه اون اتفاقات
که فکر میکرده نمیفتاد نمیدونیم واقعا
نمیدونیم ولی خب در چین در روسیه یه
تغییراتی اتفاق افتاد من نمیدونم که
با درگذشت آقای خامنهای واقعا آیا یک
قطعاً نقطه عط مهمی از نظر سیاسی به هر
حال ما همون طور که در گذشته آقای خمینی
یه نقطه عطف بود ما وارد یک دوره جدیدی از
جمهوری اسلامی میشیم ما یعنی جمهوری
اسلامی جدی یعنی جمهوری اسلامی یعنی رهبری
رو گه جمهوری اسلامی همون نهاد ولایت فقیه
و نهاد رهبری اس بنابراین وقتی رهبری
تغییر میکنه جمهوری اسلامی تغییر میکنه
یعنی جمهوری اسلامی متشکل از سه
قوه قضایی و مقننه و مجری نیست بلکه
جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه یعنی نهاد
ولایت فقیه و طبیعتاً تغییر خواهد کرد اما
این تغییر به معنایی که من و شما ازش حرف
میزنیم بشه نمیدونم واقعا یعنی واقعاً من
فکر میکنم که هیچکس هم ندونه اون روز
صبحی که آقای رفسنجانی توی مجلس خبرگان
صحبت میکنه اگر نگاه بکنید به چهرش یعنی
اگه بخواید از روی چهرش صحبت بکنید یی
واقعاً اونام نمیدونستن که چه اتفاقی
داره میفته یعنی از پیش خیلی معین نبود خب
شما میتونی هزار تا برنامه بریزی ولی
لزوماً اون برنامه ریزی عملی نمیشه که
یعنی همین آقای رفسنجانی هم خب خیلی فکرا
کرده بود ولی خب اتفاق نیفتاد بنابراین
توی اینور سیستمها یک
رویه به اصطلاح سنت وجود نداره یعنی آقای
خمینی که خب هیچکس او رو به رهبری تعیین
نکرده بود هیچکس به او نگفته بود رهبر
چیکار باید بکنه چیکار نباید بکنه اگر شما
به کتاب ایران در دو انقلاب ایران در دو
حرکت یا ایران در دو حرکت نوشته آقای
بازرگان نگاه
بکنید مثلا سال فکر کنم سال ۶۴ نوشته شده
این کتاب
میگه آقای خمینی اصلاً آقای خمینی یعنی
جمهوری اسلامی یعنی جمهوری اسلامی ولایت
فقی ی قوایی بود که به قامت آقای خمینی
دوخته شده بود به آقای خمینی که نمیشد بگی
که طبق قانون اساسی عمل کن اون اون قانون
اساسی رو اصلاً مشروعیت میداد اون جمهوری
اسلامی رو مشروعیت میداد اون اون اون بود
که جمهوری اسلامی رو تأسیس کرده بود نمیشد
ا رو با مثلاً مترو معیاری سنجید کرد بعدم
که آقای خامنهای اومد آقای خامنهای
کاملاً به اصطلاح بر اساس هیچ الگویی
انتخا الگوی که قبلاً امتحان شده باشه
رهبر نشد یعنی شیوه رهبری ایشون چارچوب
رهبری ایشون کاملاً استثنایی و خواست
خودشه قطعاً رهبر آینده هم همین طور خواهد
بود یعنی رهبر آینده و رهبری آینده هم
کاملاً منحصر به فرد خواهد بود و در نتیجه
پیشبینی ناپذیر ولی و جدای از همه این
حرفا یعنی جدا از اینکه جمهوری اسلامی
نیتش چی هست یا الان نسبت به مثلا هنی
نسبت به حماس نسبت به حزبالله خب هزار تا
نظریه توطعه میشه گفت خیلی نظریههای توته
هم میدونی که خیلی خیلی جالبن یعنی خیلی
خیلی محبوب نظریه توطعه به قول هان آرنت
میگه که دروغ همیشه باورپذیرتر از راسته
دیگه میدونید که چون راست واقعیت همیشه
پیچیده است واقعیت همیشه پر از گس دست و
پر از ابهام و پر از نقطههای کوره ولی
دروغ نه دروغ کاملاً شفاف و روشن و یه
روایت منسجم در نتیجه دروغو را دروغ رو
میسازن بر
اساس ذهن شما یعنی دروغ یک قبایی اس که بر
قامت ذهن انسانها ساخته میشه ولی راست که
اینطوری نیست راست یک چیز وحشیه دیگه یعنی
سر تش معلوم نیست کلی ابهام توش هست عدم
انسجام توش هست بنابراین هر چیزی که به
نظرتون میرسه خیلی باور پذیره دقیقاً به
همون باید شک کرد به همون چیزا به همون
روایتها باید شک کرد روایتهایی که خیلی
قشنگ همه چیزو توضیح میدن یعنی درست همون
روایتهایی که ساختگی باید باشن ولی جدای
از روایتها که واقعیت چی هست از نظر
اینکه واقعیت چه باید باشه یا چه اگر
اینطور باشه چی میشه واقعیت اینه که
جمهوری اسلامی بحران که جمهوری اسلامی
داره اصلاً مسئله هستهی جمهوری اسلامی
مسئله از نظر حقوقی هیچ اشکالی نداره
جمهوری اسلامی میتونه مثل بسیاری از
کشورهای دیگه
که برنامه هستهای دارند برنامه هستهای
داشته باشن اون که گفتن انرژی هستهی حق
مسلم ماست واقعا حق مسلم شه منتها چه چیزی
رو چه چیزی موجب میشه که برنامه هسته
ایران طولانیترین گرانترین و ناکام ترین
برنامه هستهای در طول تاریخ باشه همین
سیاست منطقهی یعنی اگر ایرانیا یاست منطقش
این نبود و تهدیدی به شما نمیرفت برای هیچ
کدوم از کشورهای منطقه به ویژه اسرائیل
اصلا مسئله خستش مسئله نبود بنابراین شما
میدونید که
این تحریمهایی که روی ایران هست سه نوع
تحریم ما
داریم و از سه جا ما تحریم داریم ی تحریم
سازمان ملل هست تحریم آمریکا هست
تحریم اتحادی اروپا هست این س تحریم یعنی
سه منشأ تحریم هستن و دلایل تحریم یا نوع
تحریم هم س سه گونه است یکی تحریم که
مربوط به برنامه هستهای جمهوری اسلامی
یکی برنامه موشکی جمهوری اسلامی برنامه به
اصطلاح تسلیت موشکی و در حقیقت برنامه
سیاست منطقهای جمهوری اسلامی و سوم
برنامه تحریم که مربوط به حقوق بشر هست
یعنی در حقیقت این برنامه حقوق بشر هم
خیلی مسئله نمیشد اگر اون د تا تحریمها
وجود نداشت اون دو دسته تحریمها وجود
نداشت و از بین
میرفت خب این واقعیته که اگر ایران بخواد
سیاست گذشتشو در قبال با یعنی یک سال پیشش
نه سیاست الان یک سال گذشتش نه قبل از این
یک سال رو در قبال حماس و حزبالله تشکیل
بده ادامه بده وضیت همین وضیت خواهد بود
یعنی مذاکرات هستهای به جایی نمیرسه
نمیدونم ایران تحریم برداشته نمیشه
نمیدونم در در هرچی که بوده بدتر خواهد
شد اگر بخوایم تغییر به وجود بیاد باید
بشه مثل یه چیزی مثل چین و روسیه به عبارت
دیگه من فکر نمیکنم که یعنی میتونه که
جمهوری اسلامی یک نظام توتالیتر باشه
همچنان ولی یک نظام توتالیتر که غیرا
ایدئولوژیک هست یعنی مثل مثل روسیه مثل
پوتین پوتین کاملاً توتالیتر یا پست
توتالیتر هست پس توتالیتر هست یعنی در زیر
سیاست خارجیش توسعه طلبانه است ولی این
توسعه طلبی کاملاً رشنال نه ایدئولوژیک
یعنی چی رشنال یعنی که ا انگیزه هاش میسن
که چقدر میتونه پاشو دراز بکنه به میزان
که میتونه پاشو دراز میکنه ولی اگر
نتونست اون محرکها و مشوقهای ایدئولوژیک
باعث نمیشن که او دست به عمل بزنه همونطور
که مثلاً در سوریه خب روسیه همچین کاری
کرد دیگه اون وقت در سوریه اگر اگه شوروی
بود میشد یه چیزی شبیه افغانستان ۴۰ سال
پیش میومد و جنگ میکرد و شکست میخورد و
میرفت ولی اینجا قشنگ سنجیدن و با محاسبه
و به هر حال حساب کتاب داشتن جمهوری
اسلامی هم میتونه محاسبه کنه آیا واقعاً
از بودن ت لبنان یا ارتباط با حزبالله
لبنان با حشت شعبی با حوثیهای یمن آیا
واقعاً سودی میبره یا نمیبره یعنی سود و
زیانش چقدر هست اگر سود و زیانش با
همدیگه چیز نیستن به
اصطلاح برابر نیستن یا کفه سود به بالاتر
نیست طبیعتاً کنار میکشه و و کشوررا دیگه
میفهمن یعنی الان عربستان سعودی هم همین
طور یا خیلی کشورهای دیگه هم همین طور
هستن و الان به میزانی که توانایی
دارند چیز میکنن این احتمال وجود داره که
بعد از آقای خامنهای ک جمهوری اسلامی به
این سمت بره اما آیا میره یا نمیره من
نمیدونم و فکر نمیکنم کسی بتونه به طور
یقینی چیزی بگه در مورد
آینده خیلی ببخشید خیلی متشکر جناب آقای
خلجی خیلی ممنون خواهش میکنم زنده
باشید خیلی ممنون ماهون جان و مهدی جان
بقیه دوستان هم اگه دوست دارن تشریف بیارن
و
بحث رو ادامه
بدیم تا کسی بالا نیومده من میتونم یک
سؤال دیگه از آقای خلجی داشته باشم بله
بفرمایید جناب خلجی اشاره کردین که ایران
ممکنه به همون حکومت توتالیتر بمونه ولی
یه چیزی شبیه روسیه بشه حالت پست توتالیتر
یه چیز جدید بود که من از شما یاد گرفتم ز
باید برم بشینم بخونم کار منو سخت کردین
دوباره سوال اصلی اینه که حالا در
حکومتهای توتالیتر همون اجور که شما
خودتون بهتر از من آگاه هستید
بحث کنترل داشتن کنترل تمامیت داشتن روی
افراد روی شخصیت افراد روی تفکر افراد روی
به قالب درآوردن اون افراد برای اون حرکت
به سمت اون ایدئولوژی یا اون خواسته اون
حکومت که یکی از مشخصات اصلی اون حکومت
توتالیتر آیا در حکومتهای پست توتالیتر
که الان شما فرمودید مثل مثلاً روسیه آیا
همچنان این وضعیت برای ملت ایران خواهد
بود حالا درسته که شما گفتیم ماکسیمم
ایدئولوژی در کار نخواهد بود که حالا این
خودش سؤاله چون من نمیدونم احساس کنم
تمام حکومتها بالاخره یک ایدئولوژی دارن
یعنی مثلاً خود امریکا هم بالاخره یک سری
بایدها یک سری نبایدها یک سری اهداف به
صورت ایدئولوژیک در صورت دنبال میکنه ولی
آیا در این حالت مثلاً با رفتن آقای
خامنهای حالا به صورت طبیعی یا غیر طبیعی
من نمیدونم و با پوست انداختن جمهوری
اسلامی و اومدن یک حکومت پست توتالیتر
همچنان فشار روی مردم برای اینکه چی بخورن
چی بپوشن چی فکر کنن چی گوش کنن و اون اون
به قول اون کسی که میخوان از مردم بگیرن
دقیقاً میتونن دوباره همینه یا نه یه
حالت دیکتاتور مانند میشه حالا حداقلش
اینه که به مردم یک سری آزادیها میدن چه
میدونم مثلاً تو پوششش آزادی داشته باشن
تو خورد و خوراکش
موسیقی که میخوان گوش کنن حالا کتابایی که
حالا به قول معروف فیلم نمیدونم سایتها
یعنی یک ی آزادی نسبی هم داده میشه یا نه
همچنان همون کنترل روی افکار و اینی که
هدایت بکنه به یک سندت وجود
داره ببینید اتفاقاً حکومتهای توتالیتر
ایدئولوژیک نیستن نکته همینه یعنی اگر
ایدئولوژیک باشن که شب اول میپاشن از
همدیگه یعنی اگه منظورتون از ایدئولوژیک
باه که یه سری اصولی دارن که به این اصول
پایوند قطعاً اینطوری نیستن یعنی اگه قرار
بود جمهوری اسلامی به اصول خودش پایوند
باشه بهمن ماه بهمن ۵۷ که پیروز شده بود
اسفن ماه افتاده بود نکته همین هست که
اینها ایدئولوژیک نیستن یعنی هیچ پرنسیپ
تو اینا وجود نداره هیچ اصلی توشون وجود
نداره و اصل میشه خود رهبر آقای خمینی گفت
دیگه آقای خمینی گفت که ولایت فقیه و آقای
خمینی گفت که ولی فقیه میتواند همه همه
احکام اولیه م تعطیل کنی یعنی قانونی وجود
نداره که به قول لوی چهاردهم گفت ل تس مو
دولت منم آقای خمینی هم میگفت حفظ نظام
حفظ نظام واجب یعنی حفظ من حفظ حکومت حفظ
حکومت م یعنی ولایت فقی
بنابراین ایدئولوژی اسلامی در ایران به
محض پیروزیش
از به اصطلاح از دنیا رفته مرده یعنی به
محض که جمهوری اسلامی تأسیس میشه دیگه
ایدولوژی اسلامی وجود نداره اونچه که هست
در همون خط امامه اون خط اتمام مهمه یعنی
کیش شخصیت یعنی کهه شما چقدر به یعنی
دعواها دعواهای از اول انقلاب تا الان بحث
بر سر اینا واقعاً راست و چپ و اصلاحطلب
و محافظه کار اینا در نهایت این که شما
چقدر با آقای خامنهای وفا دارین چقدر به
رهبر وفا داره اصل اینه دیگه اون که میگن
حاکمیت و نظام که میگن تو جمهوری اسلامی
این اصطلاحی که اصلاح طلبا زبان تقیه رو
که به کار میبرن وقتی میگن نظام اینطوری
میخواد یا حاکمیت اینطوری میخواد
منظورشون آقای خامنهای
در
نتیجه داستان میشه اینکه شما زمان چیزم
اینطور شد دیگه وقتی که لنین مرد استالین
اومد استالین بود که به شما میگفت چه چیزی
ایدئولوژی درسته و چه چیزی خلاف ایدولوژی
شما که نمیتونستیم استالین رو بر اساس
معیارهای ایدئولوژیک بسنجید شما ایدولوژی
رو بر اساس
معیارهای استالین میسنجد این کتاب حداقل
حال جلد سومش من پیشنهاد میکن دوستانی که
ن موندن بخونن داستان
کتاب
جریانهای بزرگ در مارکسیزم مال کلاکوف
اسکی جلد سومش که آقای عباس میلانی ترجمه
کرده به صورت آگاه خب خیلی مفصل کلاکس
اینو توضیح میده کلاکس خب خیلی به این
نکته توجه داره مسئله انقلاب مسئله
ایدئولوژی مسئله همین حکومتهای
توتالیتر
بنابراین الان تو روسیه هم همین طوره در
روسی اصلا مهم نیست که شما الان آقای
پوتین که افسر کاگ بوده شده یک مذهبی
ببخشید خر مقدسه که چیز مذهبی ارتودکس
دیگه یعنی مسیحی ارتودکس
این ال الان براش به نفشه اینا هیچ مثلا
شما بگی که آقا چه جوری شد شما یهو مسیحی
شدی از کمونیست شدی مسیحی ارتودکس هیچ
مبنایی نداره و در روسیه هم همینطور شما
اگر با به اصطلاح جریان رهبری پوتین همسو
باشین میتونین تجارت بکنین میتونین توی
سیستم کار بکنین اگه نباشین نه میشین از
دائره خارج میشین یعنی نمیتونی تجارت بزرگ
بکنی اینا در آینده ایران اگر جمهوری
اسلامی برقرار باشه که من امیدوار هستم که
به هر حال نه انقلابی رخ بده و نه به
اصطلاح جنگی به خاطر اینکه هزینه انقلاب و
جنگ بیشترین هزینهی اس که اتفاق میفته و
من به اطلاح فکر نمیکنم که
تحول خیلی جدی بتونه از درون حکومت به
وجود بیاد ولی در عین حال امیدوارم دیگه
امیدم امید محاله دیگه جاییست که به قول
کافکا میگه امید برای ناامیدان آمده است
یعنی امیدوارم که تغییر دفعی و جمعی نباشه
به خاطر اینکه بسیار هزینش زیاد خواهد بود
برای مردم و برای نسل بعد دوباره نسل بعدم
با یک ویرانها مواجه خواهد بود همونطور که
ما ب تجربه جنگو داشتیم و تجربه انقلاب رو
ولی اگه میخواد تغییر بکن اگه همین جمهوری
اسلامی برقرار باشه کش همین خواهد بود
یعنی حالا به جای آقای خمینی فرماندهی
سپاه هستن دیگه فرماندهی سپاه هم بهترین
سناریویی که میتونه به وجود بیاد آقای
ماهون این هست که فاسد ترین بخش سپاه
پاسداران قدرت بگیره این بهترین سناریو
یعنی بخشی که فقط و فقط به تجارت فکر
میکنه اصلا ایدئولوژیک نیست و میخواد چون
میخواد تجارت بکنه بره دنبال این که رابطه
رو با دنیا عادی بکنه و در نتیجه به قول
شما دستشو از گلوی مردم برداره و کاری به
آزادی شخصی نداشته باشه کاری به آزادی
فردی نداشته باشه مردمو رها بکنه و بره
دنبال چیز بره دنبال
تجارت آزادی اتفاق نمیفته ها ولی میشه مثل
روسیه در حقیقت میشه مثل همین چین که الان
شما چین در حقیقت جایی تو دنیا نیست که
چین سرمای گز نکرده باشه دیگه اصلا فقط و
فقط چیزی که براش مهمه مسئله اقتصاد و خب
میدونید که چین به شدت
فاسده چین بر خلاف اونچه که به نظر میاد
سیستم بسیار هم چین هم روسیه ظاهرشون خیلی
باثبات به نظر میان دیگه درست ب د اینکه
سانسور وجود داره و ایدئولوژیک و کنترل
میشه ولی از بیرون که نگاه میکنی این
اینه که میبینید دیگه حالا ایدئولوژی
نداره ولی چقدر خود همین دیرپا باشه
آدمای مختلفی که کار میکنن راجع به این
مدل حکومتها خیلی امیدوار نیستن ولی به
هر حال میتونیم ما یه چند دههی رو تجربه
کنیم همین تجربه چین و روسیه رو و بعد
حالا ببینیم که از نظر توسعه سیاسی به چه
سمتی میتونه پیش
بره خیلی متشکر جناب خلجی خیلی ممنون جناب
حمید من میرم جزو آینس میشم گوش میکنم
خیلی ممنون که این فرصتو به من دادی من
صحبت بکنم
ممنون از شما من ضمن سلام به آزاده جان که
تشریف آوردن د تا سوالم تو کامنتها اومده
اگه اجازه بدین او ارم بگم خانم لیلا
پرسیدن که در مورد نامزد احتمالی رهبری
حزبالله که اسمش صفی الین هم صفی الدین
هست اگه اطلاعاتی دارید
بفرمایید اطلاعات خاصی ندارم که
شما داشته باشید
همین به اشتباه میگن پسر گاهی دیدم توی
خبر میگن پسر عموی حزب چیز نص پ پسر خالش
هست
و به هر حال ارتباط سببی داره با قاسم
سلیمانی نمیدونم که واقعا یعنی شاید
ببینید نصرالله
زمانی هدف قرار گرفت که خود حزبالله دچار
بحران بود یعنی اختلاف داخلی در خود داخل
حزبالله بالا گرفته بود همیشه اختلافات
البته بوده میدونید که مثل جمهوری اسلامیه
دیگه یک دست که نیست که ب حال طرفهای
مختلف دارن و اینها ولی مخصوصا تو این یک
سال اخیر بر سر مسئله غزه اختلافات بالا
گرفته بود و حالا اینکه شیخ نعیم قاسم
میاد یا این آقا میاد یا یک اتفاق دیگه
میفته من نمی میدونم من فکر میکنم که در
دونشون هنوز به یک اتفاق نظر
نرسیدن آینده حزبالله رو ایران تعیین
میکنه ب به این معنا که آیا ایران میخواد
همون نقشی که تا حالا داشته در این ۴۰ سال
داشته باشه یا نداشته باشه اگر بخواد
ایران همون نقشو داشته باشه خب حزبالله
به عنوان یک بازیگر منطقهای بسیار مهم
خواهد بود میدونید حزبالله یک سازمانه
ولی در حد
دولت تاثیرگذار بوده و خود سید حسن
نصرالله مثل ی رهبر دولت تاثیرگذار بود
ولی اگر جمهوری اسلامی بخواد رابطش تغییر
بده با حزبالله حزبالله میشه یک بازیگر
در حقیقت در سطح ملی و لبنان یعنی به هر
حال در لبنان میشه یک حزب یا یک سازمان
بسیار مهم تعیین کننده شاید در سوریه هم
همین طوری باشه شاید در فلسین همین طور
باشه ولی فراتر از اون نخواهد رفت این به
نظر من به دست جمهوری اسلامی یعنی نوع
سیاست جمهوری اسلامی در قبال حزبالله
تعیین کننده سرنوشت این سازمان
هست خیلی ممنون آقای یاشار نظر شما رو در
مورد آینده تمامیت ارضی
[موسیقی]
خواستم من فکر نمیکنم که در ایران نه در
ایران نه در یعنی حرف از تجزیه یه
حرف در حقیقت محلیه مهمله به این معنا که
خیلی
حرف نه مبنای خردمندانه داره نه مبنای
دموکراتیک داره بحث تجزیه ایران بنابراین
حفظ
حاکمیت عرضی ایران حفظ وحدت به اصطلاح
وحدت ارضی ایران یه چیزیست که نه تنها
نیروهای
مخالف جمهوری اسلامی اغلب براش توافق دارن
نیروهایی که به تأثیر گذارن و هم کشورهای
منطقه و هم به نظر من حکومت دولتهای بزرگ
براش اتفاق نظر دارن هرگونه آسیب زدن به
وحدت و یکپارچگی سرزمینی ایران یک خطر
بزرگ هست نه فقط برای ایران و نه فقط برای
دموکراسی و آزادی در ایران بلکه برای
امنیت و سلح در کل منطقه