عنوان این جلسه مهران مدیری و حامد
شاکرنژاد
صنعت سرگرمی و رژیم توتالیتر
هست من مهران مدیری رو خب طبیعتاً همه
میشناسن همه کسانی که با برنامههای
تلویزیون جمهوری اسلامی آشنا هستن یا با
شبکه
تولید خانگی آشنا هستن میشناسن مهران
مدیری رو و چند سال پیش بود که مجله تایم
مهران مدیری رو جزو
صد فرد تاثیرگذار در جهان معرفی کرد و خب
بنابراین یک شهرت بینالمللی هم داره به او
سلطان طنز ایران میگن از این القاب میدن
ولی من او رو یک هنرمند بسیار باذوق و
خلاق میدونم
که میتونه نماد صنعت سرگرمی پس از انقلاب
باشه و از اون طرف حامد شاکرنژاد یکی از
قاریان جوان هست
که در حقیقت در این سالهای اخیر خیلی گل
کرده به دلیل اینکه قرآنو با غر میخونه در
حقیقت یعنی این هم باز تقلی ی حالا راجع
به این صنعت قرائت قرآن هم صحبت میکنم خ
خود اون یه صنعتی اس دیگه راجع به اونم
صحبت میکنم و اینکه اینا د تاش صنعت جز
صنعت سرگرمی اینترتینمنت طبقه بندی
میشن این مراسم مذهبی یعنی از
آیینهای مذهبی چه جوری در عصر سرمایه
داری و در عصر دیجیتال تبدیل میشن یعنی
مسخ میشن به در حقیقت اینترتینمنت دیگه
ریتو نیستن دیگه دیگه اینها آیینهای
مذهبی نیستن اینها اینترتینمنت
سرگرمی و این تفاوتش توضیح خواهم
داد و چرا مهم هست این بحث به دلیل اینکه
ما وقتی که از رژیم توتالیتر صحبت میکنیم
تصور بسیاری این هست که رژیم توتالیتر
یعنی یک رژیم استبدادی و
همش یه حکومتی که با زور و سرکوب و خ ت و
نمیدونم اسلحه و سپاه و اطلاعات و قوه
قضاییه و اینا حکومت میکنه در حالی که
اساساً وقتی که شما میگید یک حکومتی
توتالیتر هست اگر بدونید که توتالیتر یعنی
چی اون وقت متوجه خواهید شد که حکومت
توتالیتر با جامعه توتالیتر قرین هست بدون
جامعه توتالیتر شما نمیتونید حکومت
توتالیتر داشته باشید و توتالیتاریسم یک
حکومتی نیست که با خشونت اتفاقاً برقرار
باشه به عکس حکومتی اس که بر خلاف
نظامهای استبدادی دیگه برآمده از یک جنبش
تودهای و مردمی هست و بر پایه یک
جامعه خودکامه و توتالیتر استوار هست و تا
زمانی که اون جامعه پذیرای یعنی جامعه است
که تولید میکنه همچین حکومتی رو توده است
که تولید میکنه توتالیتاریسم رو نه یه
شخص خاصی نه یک طبقه خاصی ویژگی
توتالیتاریسم توده بود توده است نقشی که
توده بازی میکنه درش و بنابراین در
تحلیلهایی هم که راجع به نظامهای
توتالیتر میشه برعکس مثلاً فرض کنید
نظامهای استبدادی که تمرکز هست بر طبقه
حاکم مثلاً فرض کنید در عربستان سعودی
طبقه آل سعود رابطش با علما شخصیتها خیلی
مهمن رابطه بین قبیل سران قبیله مهمه در
نظامهای توتالیتر تمرکز و تحلیل بر روی
جامعه است جامعه است که تمام اونچه که شما
به عنوان حکومت توت
میبینید برآمده از جامعه است و اساساً
ویژگیش اینه که مرزی بین جامعه و حکومت
نیست شما در حکومتهای استبدادی میتونید یه
مرزی بکشید بگید تا اینجا حکومته از اینجا
به بعد جامعه است مثلا زمان شاه ما یک
نظام استبداد سلطنتی
کاملاً چیز داشتیم آشنایی داشتیم که میشد
مرز کشید بین حکومت و جامعه مشخص شد که
حکومت کجاست جامعه کجاست ولی در نظامهای
توتالیتر شما همچین مرزی ندارید حکومت
کجاست دولت کجاست جامعه کجاست این اصلا
اینا یکین یعنی در هم
منتشرنشده
و کارخونه
مثلاً
صاحبش حکومتی نیست این به این معنا نیست
که شما بخشی از اون حکومت نیستید به دلیل
اینکه این حکومت یه چیزی داریم ما به نام
دولت یه چیزی داریم به نام حکومت یه چیزی
داریم به نام روحانیت یه چیزی داریم به
نام سپاه یه چیزی داریم به نام بخش خصولتی
انقدر اینا در هم تنیدن
که لزوماً آدمها خودشون آگاه نیستن به
اینکه کجای این نقشه وایسادن و اساسا آیا
میشه
همچین مرزی کشید بین نهاد دولت و
جامعه در این شرایط نظامهای توتالیتر در
در وهله اول با دستگاه
پروپاگاندا به وجود میان و با این دستگاه
تداوم پیدا میکنن یعنی برعکس اونچه که ما
فکر میکنیم که پروپاگاندا هیچ تاثیری
نداره و حکومت فقط خشونته و مشروعیت نداره
و الان که بیفته نه اینا ب عکسه اتفاقا
حکومت مهم نیست مشروعیت داره یا نه اونچه
که مهمه این که حکومت هست حکومت که هست
یعنی نظام دستگاه پروپاگاندا م و دستگاه
پرو موفقه به این معنا نیست که شما
آگاهانه گوش میدید به اون دستگاه
پروپاگاندا نه دستگاه پروپاگاندا از شما
چیزی میسازه که او میتواند
با وجود او تداوم پیدا بکنه یعنی به جای
اینکه بیاد شما رو بترسونه میتونه شما رو
بخندونه و شما
میتونید با خنده در حقیقت گردنتون رو زیر
تیغ او ببرید لزومی ن که با ترس باشه و ا
وقت مرز ترس و خنده اصلاً به هم می آمیزه
همون طور که عرض کردم مرز همه چیز در این
نظامها مشوش هست ویژگی نظامهای توتالیتر
این میل فزاینده اینها به در حقیقت فورم
لس بودن هست یعنی بی شکل بودن بیرز بودن
مرزی بین خنده و خشونت مرزی بین
نهادها مرزی
بین دانشگاه و حوزه مرزی بین نخبه و توده
همه مردها در هم ریخته میشه این ویژگی مهم
نظامهای توتالیتر هست بنابراین
اگر چیزی به نام جمهوری
اسلامی تداوم داره این رو باید بدونید که
چه جوری تداوم داره و چگونه ما
همگی تحت تاثیر این
سیستم پروپاگاندا هستیم بدون اینکه بدونیم
و به عکس فکر میکنیم که نیستیم فکر می همه
فکر میکنن که مونن یعنی حتی خود سیستم
های حاکمان توتالیتر فکر میکنن که چون
اینا حاکم چون اینا از همه چی اطلاع دارن
همه اطلاعاتو دارن اینا تحت تاثیر
پروپاگاندا خودشون قرار نمیگیرن
پروپاگاندای نظام توتالیتر حتی رو
خود گ دانند گان این دستگاه پروپاگاندا و
حاکمان توتالیتر تاثیر میگذاره بیش از
همه اتفاقاً خود اونها رو تحت تاثیر قرار
می
خب و اونچه که من میگم یک سیستمی اس که
این سیستم در ایران آمده به نام
توتالیتاریسم اما اولین نوع نظام توتالیتر
نیست بلکه یک سابقه ۱۰۰ ساله داره و الان
حدود ۴۰ کشور هستن که متأسفانه این با این
سیستم اداره میشن بنابراین یه تجربهای
پشتش هست یه تاریخی پشتش هست
و فکر نکنیم که حالا چار تا آخوند و چار
تا جنتین دارن این مملکتو اداره میکنن نه
یکی از مهمترین خطاهایی
که صورت میگیره اینه که جمهوری اسلامی رو
ساده بگیریم یعنی فکر کنیم که یه سیستم
ساده من مشروعیت که نداره ایدئولوژی شم که
معنا نداره آخوندا هم که اعتبار ندارن پس
این سیستم میریزه به این زودی در حالی که
اینجور نیست این سیستم بسیار بسیار پیچیده
است از
دموکراسیها نظامهای توتالیتر از
دموکراسیها بسیار بسیار پیچیده ترن به
دلیل اینکه نظامهای دموکراتیک نظامهای
باز و شفافن ولی نظامهای غیر دموکراتیک
بسته و غیر شفاف هستن بنابراین شناختشون
بسیار سختتره
و اگر جمهوری اسلامی تا حالا تداوم پیدا
کرده یک دلیل عمدش و شاید بشه گفت دلیل
اصلیش به دلیل که جامعهی که مخالف هست یا
منتقد هست فرق نمیکنه اصلاح طلب سعید
حجاریان
یا روشن فکرای اپوزیسیون خارج از کشور
فرقی نمیکنه اینا نمیشناسن جمهوری اسلامی
رو و نشناختن جمهوری اسلامی به تداوم می
انجام مثل میمونه که شما یه بیماری رو
تشخیص وقتی ندین مثلاً به جای داروی واکسن
کرونا همون واکسن آنفلونزای همیشگی رو
بزنین خب
کرونا مهار
نمیشه ما با یک نوع نظامی مواجه هستیم که
تا حالا سابقه نداشته و نمیشناسیمشون
کاملاً در گفتمان سیاسی مخالفان و منتقدان
و مصلحان و براندازان همه
دید ببینید ما یک یه چیزی داریم به نام
آیینهای مذهبی آیینهای مذهبی خب کلاً
ریتو و آیین نقش خیلی مهمی داره در ساختن
جامعه و یکی از مهمترین
کارکردهای ادیان همین آیینها هستن و بودن
جامعه اصلا با آیین ساخته میشه اصل جدید
این آیین
ها در حقیقت دو حالت یعنی د تا اتفاق مهم
میفته یک اینکه بسیاری از آیینها سکولار
میشن که جامعه سکولار بشه مثلاً فرض بکنید
که خود در فرهنگ غربی خود یا دنیا کریسمس
دیگه یک آیین مذهبی نیست این کاملاً
سکولار شده یا سرود ملی جشنهای ملی
تشریفاتی که شما
در نظامهای دموکراتیک دارید برای اینکه
یه رئیس جمهور بیاد سر کار خود انتخابات
یک ریتو هست یا آیین
هست اینها آیین های در
حقیقت سکولار هستن و جامعه
سکولار بر اساس همین آیینها ساخته میشه
حالا اگر دموکراتیک باشه آیین های
دموکراتیک وجود داره
اگر استبدادی باشه اقتدارگرا باشه آیین
های اقتدار
گران این یک اتفاقی که میفته برای آیینها
اتفاق د دوم که خیلی مهمتر هست از یک
جهاتی اینه که آیینها اساسا از بین میرن
یعنی
آیینها در عصر سرمایه داری و در
عصر مخصوصا تکنولوژی
دیجیتال آ اینها به سرعت تبدیل میشن
به کالا و وقتی که تبدیل میشن به کالا و
تبدیل میشم به تصویر دیگه معنای قدسی
خودشون رو از دست میدن آیینها ویژگیش
اینه که جامعه رو پیوند میدن با پیوندهای
نامرعی پیوندهایی که از سنت رسیده پ
بنابراین پیوندهای متافیزیکی دیگه مثلاً
خود همین نوروز یک آیین بوده آیین که
آدمها بهخاطر اعتقاد به یک چیزی که اون
چیز مادی نیست در حقیقت جامعه رو میسازن
بر اساس
اعتقاداتشون پیوندهای اجتماعی رو برقرار
میکنن ولی در عصر جدید این کاملاً
استحاله پیدا میکنه آیینها آیینها الان
شما خود مثلا همین مرگ رو ببینید آیینها
که در مورد مرگ وجود داشته و الان به چه
اتفاقی افتاده برای این آیینها آیینهایی
مثلا
از تدفین و نمیدونم سوگواری و همه اینا
بگیرید میبینید که کاملاً این آیینها از
بین رفتند و در نظام سرمایه داری و با
تکنولوژی دیجیتال که همه چیز تبدیل میشه
به کالا و همه چیز تبدیل میشه به
تصویر یه ترنسفورم میشن هست یعنی شما یا
متام در حقیقت یک مسخ اس یه استحاله
بنیادی اس که دیگه چیزی به نام آیین وجود
نداره مثلاً فرض کنید ما دیگه قرآن رو در
مسجد برای قرائتش نمیخونیم بر اساس قرائت
بر اساس که کی این قرائت میخونه صداش چه
صدایه از چه مثلاً طرز خواندنی از چه سبکی
پیروی میکنه بر اساس اون خوانده میشه
آدما نمیان در مسجدی بشینن در یک مجلسی
بنشینند یه نفر بیاد برای رضای خدا مثلاً
قرآن بخونه و دیگرانم برای عبادت قرآن
بخونن نه میان میخونن که از صدای او لذت
ببرن تصویر میشه همه چیز و کالا
میشه حالا این نمونه قرائت قرآن خب نمونه
مهمی در نظامهای توتالیتر یک ویژگی که
داره یک اصطلاح
داره پیر بوردیو جامعه شناس
فرانسوی که از اقتصاد نمادین حرف میزنه و
از سرمایه
نمادین فرهنگ دین دانش اینا اینا
سرمایههای نمادین هستن سرمای نمادین یعنی
سیمبال ک کپیتال به این مفهومی که
اینها درست همون نقشی رو بازی میکنن که
سرمایه مادی منتها در یک بازاری که اون
بازار بازار نمادین هست ی وقتی که میگیم
که فلان کس استاده استادی او یک مثل ثروت
میمونه مثل سرمایه میمونه مثل ی که کسی که
در بازار از همه پولدارتر باشه منتها اون
در بازار علم در بازاری که داد و ستد
تبادل نمادین صورت میگیره او در اونجا
هست که سرمایهدار محسوب میشه حالا ویژگی
نظامهای توتالیتر اینه که به سرعت تمام
سرمایههای نمادین رو تبدیل میکنن به
سرمایه مادی یعنی چه جور مثلاً فرض کن خود
مسلمون بودن خود مسلمون بودن که یک امر
کاملاً معنوی و مذهبی و اعتقادی و اینها
تبدیل میشه به یه امر مادی یعنی که
حکومتها میان تعریف میکنن مسلمونی آدمو
بعد برای درجه مسلمونی
آدمها پاداش میدن یا مجازات میزنن شما
اگر در ادارهای هستید اگر یقه تونو
ببندید تصبیر دستتون بگیرید نماز جماعت
برید شما یه موقعیتی پیدا میکنید اما اگر
مثلاً کراوات بزنین اصلاً نمیتونین برین
یعنی مسلمانی شما با کاملاً معیارهای
متریال و مادی اندازه گیری میشه شما الان
در جمهوری اسلامی اگر حافظ قرآن باشید
نمیدونم یک سوم محکومیت زندان ی یه چیزی
اینجوری اگه محکومیت زندان داشته باشید
بخشیده میشه یعنی حفظ قرآن که یک امر
مذهبی اس یک امر معنوی تبدیل میشه به کالا
یعنی یک سرمایه نمادین تبدیل میشه به یک
کالای مادی شما میتونین معاوضه بکنین شما
اگر در جمهوری اسلامی خمس و زکات بدین و
بعد این خمس و زکات و قبض بگیرین از مرجع
تقلیدتان میتونید بخشی از مالیات تونو
پرداخت نکنید یعنی کاری که وظیفه شرعی
شماست این میشه کاملاً یک ارزش مادی پیدا
میکنه شما اگر امام جماعت بخواین بشین در
یک جایی شما باید این امام جماعت رو امام
جماعت بودن رو
باید ستاد امور مساجد تعیین بکنه یعنی شما
هیچ مسجدی در هیچ کجای ایران ندارید که یک
نفر آخوند یا غیر آخوند بگه من میخوام
اینجا نماز بخونم نه همه
باید صلاحیتش مثل امام جمعهها از طرف
حکومت تعیین بشه و بعد همه برای نماز
خوندنشون پول میگیرن یعنی اینکه شما وقتی
امام جماعت یه جایی هستید حقوق میگیرید
یعنی همه هر امر مادی هر امر معنوی تبدیل
میشه به
امر مادی این متریالی تی هی به
اصطلاح به صورت اغراق آمیزی پیشرفت میکنه
تا اینکه سرمایههای قدسی کاملاً فرسوده
میشن مثل باطری میمونه که باتریش تموم شه
یعنی شما یه
ماشینو با سرعت خیلی خلاف استاندارد برونی
ماشین در یک به اصطلاح زمان کوتاهتری
کاملا مستهلک میشه ا وقتی این نوع
حکومتها و این نوع جوامع درشون ملیت
ایرانیت اسلامیت دموکراسی ارزش هر ارزشی
رو اخلاق شئون مذهبی شئون اسلامی نمیدونم
عرفان نمیدونم ادبیات همه اینها به سرعت
تبدیل میشه به کالاهای
مادی حالا آقای خامنهای نمونه قرائت قرآن
براتون بگم امیدوارم که خیلی طولانی نشه
ولی شاید براتون جالب باشه که آقای
خامنهای سر قضیه قرائت قرآن خودش یک
حساسیت
خاصی داره به دلیل اینکه آقای خامنهای
قبل از انقلاب
خیلی به واسطه یکی دو تا
دوست عرب زبان و لبنانی که داشته خیلی اون
زمانها قرائت قرآن تازه را افتاده بود
یعنی نواری مثلا همین عبدالباسط و اینا
نواری کاست میومد و اینها نوار اومده بود
در حقیقت همون که عرض کردم رسانه است که
رسانه آیینهای مذهبی رو تبدیل میکنه به
انترتینمنت تبدیل میکنه به سرگرمی و
این خیلی جالب بود دیگه مثلا فرض کنید شما
وقتی میگن یک نفر وقتی فوت کرده شما باید
قرآن براش بخونید هر کی فوت میکرد بش نوار
عبدالباسط میذاشتن یعنی این این وقتی میگم
آ اینها از بین رفتن یعنی همین بیناست این
کار
دیگه و یعنی از نظر مذهبی
بیناست خدمت شما بگم که آقای خامنهای
خیلی شیفته یکی از قاریان مصری بود به نام
مصطفی اسماعیل مصطفی اسماعیل یک یکی از
شاگرداش هست که اسمش هست
غلوش مصطفی غلوش و آقای خامنهای وقتی که
رئیس چیز
شد رهبر شد یکی از اولین کارایی که کرد
این صنعت قرائت قرآن رو وارد ایران کرد
یعنی شروع کرد به سرمایهگذاری عظیم برای
اینکه اول قاریهای
مصری رو دعوت کرد همین شاگرد مصطفی
اسماعیل دعوت کرد و
بعد مرتب این برنامه قرائت قرآن حفظ قرآن
و تبدیل شده الان به یه صنعت بسیار بسیار
گستردهای که یه صنعت جهانی هم هست حالا
اینا همه یاد گرفتن دیگه هنی مسلمون یه
جور پاکستانیا یه جور نمیدونم اندونزی یه
جور و یک بازار یعنی اقتصاد بسیار بسیار
سنگینی پشتش هست و به اصطلاح
یه دنیای خاصی ی بازار بسیار بسیار
پررونقی اس در دنیای
اسلام و حتی خارج از وقتی میگیم دنیای
اسلام توجه داریم که ما دیگه منظورمون
کشورهای اسلامی نیست وقتی
که فرانسه ۵ میلیون مسلمون داره یعنی که
از همه کشورهای حاشیه خلیج فارس بذارین رو
همدیگه مسلمونا بیشتر میشن
یا وقتی که میگیم روسیه ۲۵ میلی مسلمون
داره
یعنی اگر کویت کشور اسلامیه باید روسیه
خیلی بیشتر اسلامی باشه باشه وقتی میگیم
جهان اسلام یعنی جامعه اسلامی حالا هر جا
که هستن بنابراین وقتی که
اینا برنامه دارن قاریان از همه جای دنیا
دعوت میکنن و یه بازاری برا خودش یک بازار
بسیار
بسیار پررونقی از نظر مادی داد و ستدهای
بسیار زیادی درش انجام میشه که برای ما
برای کسایی که بیرونش هستن اصلاً ناشناخته
است مثل اینکه مثلاً حوزه علمی قم بهش بگه
که مثلاً حراج کریستی چیه در در حقیقت یه
چیز اینجوریه
برا ما هم نمیشناسیم این بازار اقتصاد
قرائت قرآن صنعت قرائت قرآن حالا چرا قرآن
اینطور میشه علت اینکه این قرآن این شکلی
میشه یکی از دلایل مهمش اینه
که رهبری مثل آقای خامنهای اگر بخواد بگه
من رهبر مس مانان جهان هستم و صلاحیت دارم
که رهبری کنم جهان اسلام
رو با دو سه تا مشکل مواجه هست مشکل اول
اینه که شیعه است و شیعه در جهان اسلام
اقلیت و مشکل دوم اینه که فارس زبانه و
بخش عمدهای از جهان اسلام زبان اسلامی
زبان
عربی زبان اسلام زبان عربیست و بخش مهمی
از
[موسیقی]
مسلمانها عرب هستن و اگه کسی بخواد
ادعایی داشته باشه بر ادعای رهبری داشته
باشه برای جهان اسلام خب باید با زبان
اسلام صحبت بکنه اینجا میشه که د تا مسئله
یکی مسئله اسرائیل فلسطین خیلی مهم میشه و
یکی هم مسئله قرآن و تاکید بر قرآن به
خاطر اینکه قرآن اون وجه مشترک بین مسلمون
هاست و ایران میشه یکی از کانونهای اصلی
قرائت قرآن که سرمایه گذاری عظیمی میکنه
از نظر مالی از نظر اقتصادی و از نظر به
اصطلاح سازمانی برای قرائت قرآن و کلاً
قرآن چاپ قرآن ترجمه قرآن شما الان در این
۴۰ ساله انقدر ترجمههای بیمعنایی هر کس
پاشده برا خودش قرآن قرآن ترجمه کرده
و مثل این بازار حافظ شناسیه دیگه یعنی
کاملاً پشتش اقتصاد یعنی بیخودی نیست این
همه تأثیر از حافظ داریم دلیل داره که
یعنی دلیلا دلایل اقتصادی داره کاملاً
ترجمه قرآنم وقتی که میگم اقتصادی مفهوم
اقتصاد سیاسی یعنی شما وقتی که قرآن ترجمه
میکنی شما وارد یه بازاری میشی اونجا یه
سری چیز داره مث یه رانتی دیگه در حقیقت
حالا خیلی سادش بگم میتونی از یه رانت
استفاده بکنید ی مسئله دیگه اصلا قرآن
نیست مراکز قرآنی به اصطلاح اوقاف ما
پیشرفته ترین چاپخونه ایران مال اوقاف هست
که تمام سیستم چاپ از آلمان وارد شده و
کار اولش چاپ قرآن و این قرآن خب همیشه
برای مسلم برای شیعه مسئله بوده چون
قرآن شیعه متهم بوده به اینکه به تحریف
قرآن اعتقاد داره و این تاکیدش بر قرآن
برای پوشوندن اون تاریخ به اصطلاح گذشته
است و اینکه خب بنابراین هر کس که سلطه
داشته باشه بر قرآن یعنی سلطه داره برا
مسلمونها چون قرآن مهمترین سرمایه ی
مسلمونها هست و اسلام با قرآن تعریف میشه
در حقیقت نبوت با قرآن تعریف میشه توحید
با قرآن همه چیز با قرآن تعریف میشه
بنابراین تسلط بر قرآن یعنی تسلط بر
سرمایه مسلمونها
مسئله اسرائیل و فلسطین م که خب یه چیزی
شبیه این که حالا بهش نمیپردازم پس این د
تا مهم
میشن و از اون طرف در
حقیقت اینکه
بحث صنعت قرائت قرآن یه بخش مهمی از صنعت
انترتینمنت میشه یعنی شما به جای اینکه
مثلا قرآنو بخونی گوش بدی بخونی بفهمی
میشه آواز میه انوا اقسم بسیار سبکهای
یعنی یه کاملاً چیزه دیگه یه هنر
موسیقیایی و ولی میشه دیگه مهم نیست که
شما که مثل اینکه مثلاً شما وقتی که یه
نفر حافظ میخونه با آواز برات شما مهم
نیست این از حافظ چینی فهمه یعنی مثلاً
حتی خود آقای شجریان بعضی از غزلهایی که
خونده اشتباه خونده یعنی معلوم که متوجه
نشده که معنی اینا چیه ولی صداش قشنگه در
مورد قرآنم همین طوره شما وقتی کسی که
قرائت قرآن میکنه برات مهم نیست که این
میفهمه نمیفهمه اصلاً اعتقاد داره یا
نداره پدوفیل یا پدوفیل نیست براتون مهم
نیست مهم اینه که این آواز یعنی بلد قرآن
رو با آواز بخونه با چیزای به اصطلاح در
دستگاه های موسیقیایی
بخونه و بعد در
نتیجه تبدیل میشه به اون چیزی که قبلاً
ریتو بود و آین مذهبی بود تبدیل میشه
کاملا به اینترتینمنت یعنی همونطور که شما
دوست داری موسیقیهای دیگه گوش کنی شروع
میکنی به مثلا این این موسیقی هم گوش
میکنی خود آقای شجریان قبلاً قاری قرآن
بوده دیگه
بعد دیگه بیشتر کارش روی موسیقی سنتی یا
رب بناشده
مشهوره خب این رو این طرف داشته باشید
بیایم سراغ مسئله طنز در جمهوری اسلامی و
خب
آقای مهران مدیری که واقعاً در طنز
خیلی سرآمد هست یا از سرآمدان هست در
سالهای گذشته در دهههای گذشته و بیشتر
کارهایی که ساخته کارهایی هستن که
خیلی پاپر بودن خیلی پرطرفدار بودن و
توانسته بر زبان مردم یعنی همون شبهای
برره وقتی که پخش میشد و حتی سالها بعد
از او بر
زبان مردم خیلی تاثیر گذاشت انقدر مردم
جذب این برنامه میشن تهران وقتی که شبهای
بر نشون میداد تهران خیابون خلوت میشد و
محاله که شما مثلا دیگه برای سخنرانی آقای
خامنهای مثلاً بتونید خیابونهای تهران
خلوت بکنید ولی برای مهران مدیری میشه این
کارو کرد
و اونچه که من میگم اصلاً شخصی نیست حالا
من چقدر ازشون میدونم یا نمیدونم مهم
نیست و مسئله منم اصلا شخصی نیست اصلاً
آقای خامنهای در طنز هم باز
یک توجه خاصی داره تو میدونید که آقای
خامنهای بسیار بسیار به تجربه اد جماهیر
شوروی و اروپای شرقی وسواس داره یعنی به
شکل بیمار گونه تاریخ اونا رو میخونه
اصلاً قتلهای زنجیرهای به دلیل و این
بود که آقای خامنهای فکر میکرد که
روشنفکران ایرانی میتونن مثل روشن فکرای
اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی رهبری
سیاسی رو به دست بگیرن یعنی فکر میکرد که
از محمد مختاری و از پوینده ممکنه واسلاو
هاول بیرون بیاد به خاطر همین اینا رو
کشتن خیلی تجربه اروپای شرقی و اتحاد جم
شورایی برای آقای خامنهای خیلی مهم هست
در ایران ما بعد از انقلاب خب طنز نداشتیم
و طنز تعطیل شد چون طنز یعنی چی یعنی شما
بتونید با چیزی
که مقبول هست چیزی که قدرت داره حالا این
قدرت سنت مردمه عادت مردمه دین مردمه
سیاست مردم با این بتونید شوخی بکنید دیگه
ولی وقت بعد از انقلاب نمیشد با دیگه
نمیشد با هیچی شوخی کرد چون همه چی شده
بود
مقدس آقای خامنهای نقش مهمی داشت در
اینکه تن رو در
حقیقت به شیوه طنز و ح طنز حلال طنز کوشر
در حقیقت در جمهوری اسلامی رو بنیان
بگذاره آقای خامنهای بود که مجله گل آقا
کیوم مرس صابری میدونی که کیوم مرس صابری
مشاور آقای خامنهای بود و صابری بود
که گل رو تأسیس کرد با اجازه آقای
خامنهای و قرارم بر این بود که میتونن
کاریکاتور همه رو بکشن غیر از روحانیان و
و گلا آقا کاملاً یک طنز کاملاً
چارچوب شرعی یعنی یک طنز به اصطلاح ذبه
شرعی شده تولید
میکرد آقای خامنهای بود که برای اولین
بار این آقای کمال تبریزی خب از بچههای
جبهه و جنگه و خیلی با آقای خامنهای
نزدیکه آقای خامنهای بود که در حقیقت
اجازه داد که جنگ دست مای طنز قرار بگیره
للی با من است فیلم چیز آقای خامنهای دید
و اجازه داد و بعد از اجازه ایشون بود که
در حقیقت این فیلم رفت روی اکران و همین
طور مارمولک همه اینا رو آقای کمال تبریزی
یکی از ویژگیش اینه
که با آقای خامنهای از نزدیک مشورت میکنه
شما اگر در همین یوتیوبم ببینی طنز پردازی
که میرم پیش آقای خامنهای آقای خامنه خ
خیلی نزدیکه و یعنی چارچوب طنز آقای
خامنهای میریزه به این چیزا حساسه
همونطور که
واژه سازی و چیزهای دیگه بنابراین مسئله
طنز مسئله نیست که از نگاه ایشون و از
مدیریت جزئی و ماکرو منجمنت ایشون خارج
باشه بنابراین تو اونچه که تلویزیون تولید
میکنه اونچه که آقای مهران مدیری تولید
میکنه و دیگران تولید میکنن چیزیست که
آقای خامنهای اجازه میده در حقیقت یا
اجازه میده یا اینکه در چارچوب فرمایشات
ایشون در حقیقت تولید میشه خب
این ویژگی نظام جوامع توتالیتر هست که در
جوامع توتالیتر اتفاقاً برعکس اون چیز که
بعضیا فکر میکنن که همش سیاهی و تاریکی و
نمیدونم فلان نه در جوام توتالیتر د تا
صنعت هست که خیلی خیلی بهش توجه میشه و
حکومت بهش توجه میکنه یکی ورزشه و یکی هم
اینترتینمنت سرگرمیه هم در زمان استالین
هم در زمان هیتلر و کلاً در زمان که چیزی
به نام بلوک شرق وجود داشت و کشورهایی
بودن که نظامهای کمونیستی درشون وجود
داشت به حکومتها به ورزش بسیار اهمیت
میدادن و هر کشوری برا خودش یعنی همون طور
که براشون مهم بود که ماهواره بفرستن در
فضا همون قدرم براشون مهم بود که در
مسابقات
المپیک بتونن در به اصطلاح مقامات بالا رو
کسب بکنن
و همین طور براشون مهم بود که بتونن
سینمای پررونقی داشته باشن تئاتر پررونقی
داشته باشن در معماری پررونقی داشته باشن
و اساساً راجع به استتیک یا زیبایی شناسی
توتالیتاریسم صدها کتاب و مقاله نوشته شده
هم از نظر تحلیلی هم از نظر تاریخی در
جمهوری اسلامی هم که خ میدونید که آقای
خمینی آقای خامنهای خودش
رو اون آقایی هست
که از چیز از حاجب دولت سرای ایشونه در
ادبیات میگه امین ادبیات فارسی ایشون
خودشو مین ادبیات و سلطان هنر و اینجور
چیزا هم میدونه و
طبیعتاً ادبیات و هنر و اینها برای آقای
خامنهای و برای نظامهای توتالیتر خیلی
مهمه دیگه یکی از چیزایی که آقای خمینی به
سرعت متوجه شد این بود که اصلاً با این
سیستم فق شما نمیتونید حکومت کنید به
خاطر همینم بود که آقای خمینی بود که
موسیقی و نمیدونم سریال و فلان توجه کنید
تا در فقه اسلامی موسیقی حرامه نشان دادن
چهره زن حرامه فیلم حرامه همه اینا حرامه
آقای خمنی همه اینا رو حلال کرد آقای خمنی
بود که به وقتی روحانیت گفتن که در فیلم
سربه داران افسانه بایگان صورتش خیلی
آرایش داره آقای خمینی فیلمو که دید گفت
نه این آرایشش اشکال نداره و با حکم آقای
خمینی فیلم سرب داران به ادامه پخشش پخشش
ادامه پیدا
کرد و درباره چهره افسانه بایگان
خب بنابراین برای نظام خیلی مهم هست که
شما در سیستمهای توتالیتر همیشه تئاترها
پر رونق بودن کنسرتها پر رونق بودن
تئاترها پر رونق بودن سینما رونق داشته و
ورزش رونق داشته ورزش به شکل مثل بقیه
چیزایی که اداره میکنن دیگه به این معنای
نیست که درست اداره میکنن نه همون شبیه
خودشون همین شما وضعیت که میبینید در
ایران اینا همه وجوه مشترک این نظامهایی
که ۱۰۰ سال سابقه دارن و الانم ۴۰ تا
نمونش هست در روسیه در چین و جاهای
دیگه و در حقیقت شما چه اتفاقی میفته این
ورزش و انترتینمنت
نقش مهمی دارن در اینکه زندگی عا زندگی رو
که به هیچ وجه عادی نیست عادی نشون بدن
یعنی شما وقتی
که به اصطلاح تمام هیجانت رو تمام خشم
خودتو تمام عاطفه خودتو تمام به اصطلاح
ذخیره اموشن شنال و احساسی خودتو میتونی
پای ورزش بریزی یعنی شما در حقیقت از
جامعه جدا میشی اون چیزی که میبینی نیست
به خاطر همینم هست که ورزش در کشورهای مثل
کشور ما بخش عظیمی ح مثلا فوتبال و کشتی
مال طبقه فقیر جامعه هستن یعنی طبقات
بسیاری از از تختی بگیرید دیگران ا از
طبقات فقیر جامعه میاد این اون اید آلیست
که دنیاییست که دست نیافتنی اس که میتونه
بهش برسه کسی که ثروت داره کسی که تحصیلات
داره کسی که چیز
داره همچین به اصطلاح انرژی رو نمیتونه
متمرکز بکنه روی ورزش این مال یه جامعه
فقر زده است این کهه کشتی و فوتبال به این
شکل در میاد از آمریکای لاتین بگیرید یا
جاهای دیگه داستانش با اروپا و اینا خیلی
خیلی فرق
میکنه
خب کاری که
آقای چیز میکنه آقای مدیری میکنه در قهوه
تلخ در شبهای برره و در کارای دیگش اینه
که اولا به جامعه میگه که جامعه رو تحقیر
میکنه جامعه مدام تحقیر
میشه در دور همی آقای مدیری مدام به مردم
میگه شما چرا کتاب نمیخونید مدام میگه که
جامعه ما کتاب نمیخونه آدما رو میاره بالا
میگه شعر بخون نمیخونه مردم بهش میخندن که
گویا شعر خون خوندن یا کتاب خواندن نشانه
یک جامعه با فرهنگه یعنی فرق فرهنگ و
اطلاعاتو نمیدونه نمیدونه که شعر خوندن
مثل اطلاعاته مثل اینکه شما پایتختهای
دنیا رو حفظ باشی حالا ا حفظم نباشه هیچ
مهم نیست شما از شعر حفظ نباشه هیچ اهمیتی
نداره مطلقا کسی که فکر میکنه که اطلاعات
یعنی اینفورمیشن
اطلاعات عمومی فرهنگ میاره این میاد جامعه
رو جامعهی که
اگر به اصطلاح مطالعه نمیکنه اگر چیزی
نمیدونه این به خاطر سیستم آموزشی اس که
این دولت تحمیل کرده و سیستم آموزشی و
سیستم رسانه در انحصار دولت هست دولتیست
که تمامیت خواست میاد جامعهای رو که تحت
سرکوب سیستماتیک فکری و فرهنگی نظام
توتالیتر هست تحقیر میکنه و میگه شما شما
احمقی شماها نادانی و باید کتاب بخونید
این کتاب خوندن و این آبسشن این وسواس
بیمارگونه به کتاب مال مال کشورهای مال
نظامهای توتالیتر همه نظامهای توتالیتر
رهبرانی دارن که یا نویسند یا شاعران مثل
آقای خامنهای
هیتلر نقاش بود اهل معماری بود اظهار فضل
میکرد موسولینی همین طور بود استالین
نظریههای مختلف داشت مثل آقای خامنهای
از زبانشناسی نظریه میداد تا اقتصاد تا
فلسفه تمام رهبران توتالیتر فرقشون اینه
مثلاً محمد بن س المان خودشو تئوریسین
نمیدونه او یک پادشاهه او نیازی نداره به
اینکه تئوریسین باشه ولی رهبران توتالیتر
همواره میخوان خودشونو فرهیخته نشون بدن
میخوان نشون بدن که در فرهنگ هم سرامد
چون توتالیتر دیگه میخواد در همه جا همه
جا رو در تحت تسلط خودش بگیرن بنابراین
اینکه کتاب آقای خامنهای کتاب میخونه
اغراق هایی که در مورد کتاب خوندنش میشه
پشت سرش همیشه کتابه نمایشگاه کتاب دو روز
قرق یک روز قرق میشه برای اینکه ایشون
بیاد همیش شه این ویژگی نظامهای توتالیتر
هست و
آقای مدیری با این تاکیدش رو این کتاب
کتاب کتاب در حقیقت دقیقاً تو این سیستم
داره عمل میکنه در حالی که شما فرهنگ
مطلقا به کتاب خوندن ربطی نداره فرهنگ یه
چیز دیگه است و نظام آموزش پرورش نظامی
نیست که شما رو به پر خواندن دعوت بکنه
نظام آموزش پرورش دموکراتیک نظامی اس که
شما رو به فکر کردن واداره یعنی فکر کردن
یاد شما بده نه پر خواندن پر خواندن فقط و
فقط از انسان برده میسازه پر زیاد خوندن
علامه شدن برده میسازه از آدم شما اگر
فکر نکنید وقط کتاب بخونید خب تابع اون
کتابایی میشید که میخونید و در جمهوری
اسلامی تیراژ کتاب یه چیز خب بیسابقه است
در تاریخ ایران بنابراین دلیل نمیشه که
شما از حوزه علمیه انقدر کتاب تولید کرده
در اینجا ول همه اینها در جهت بردگی
انسانه نه در جهت آزادی انسان بنابراین
اینکه فرق بین فرهنگ
و به اصطلاح اطلاعاتو ندونستن و با کتاب
خوندن ورده درست کردن و با انق به اصطلاح
تمام نظامهای ایدئولوژیک جزوه دارن دیگه
جزوههای ایدئولوژیک دارن هم از کمونیستها
بگیرید و کلاسهای عقیدتی سیاسی دارن
کلاسهای عقیدتی سیاسی چین برنامههای
عقیدت سیاسی چین همش میگن کتاب بخونید
دیگه م این کتابا رو بخونید همین کتابا رو
بخونید همه همه این معلمی کلاسی پرورشی و
نمیدونم برنامههای مذهبی چی اینا همشون
مربوط به کتابه دیگه بنابراین کتاب که
فیزه کسی رو با فرهنگ
نمیکنه و بعد این شما اگر به به اصطلاح
مصاحبههای اینها گوش بدین توی برنامه
مثلاً دورهمی یه چیز جالب این ب این بود
که توجه جلب میکنه این یه نمونه است که
دارم میگم که به آدم به از آدمای معرو
کسایی که میومدن مهمان آقای مدیری میشن
کسایین که معروفن دیگه آدمین که ستارن
حالا یا سینما یا جاهای دیگه از اینا
میپرسه ت حالا تو دزدی
کردی این یعنی چی یعنی که طرف مهم نیست چی
جواب میده وقتی که شما بگی که دزدی کردی
اگه بگی نکردم که خب جامعه که همه رو دزد
میدونه که باور نمیکنه ولی که بگ دیگه من
دزدی کردم یا دزدی نکردم آیا کسی رو اذیت
کردی آیا ن فلان کردی
تمام رضای اخلاقی رو عادی میکنه یعنی
میگه که ببینید اگه تو دزدی کردی اشکال
نداره ببین فلان که انقدر معروفه اونم
دزدی میکنه اونم دزدی کرده حالا میگی یا
نمیگی دیگه و حالا این یه دزدی یه نمونه
است و چیزهای دیگه از خیانت به همسر چند
همسری نمیدونم فلان همه این چیزها رو
تبدیل میکنه به شوخی و مسخره و در حقیقت
اعتبار اخلاق رو به به صورتی میریزه که
جامعه میتونه دیگه هیچ چیز رو جدی نگیره
ببینید در
جامعهای کمدی وجود داره که جدیدیه جامعهی
که چیزا رو جدی میگیره میتونه کمدی
داشته باشه در جامعهی که هیچ چیز جدی نیست
کمدی وجود نداره شما میشه مسخره بازی یعنی
مثلاً شما اگر در آمریکا
رئیس
جمهورش به جای اینکه مثلاً بگه لوکوموتیو
بگه لوکوموتیو فرق آموخته و آموزه رو
ندونه این یک اسکندل یه رسوایی است
محبوبیتش پایین میاد در انتخابات تاثیر
میگذاره رسانهها علیهش مینویسن اگر
تکرار بکنه یک اسکندل بزرگه ولی توی
مملکتی که اصلاً هیچ اتفاقی اسکندل نیست
یعنی اسکندل و رسوایی بخش از سبک زندگی
ماست
یعنی فساد که هیچ حالا من در یه جلسه دیگه
راجع به فلسفه فساد سخن خواهم گفت هفته
دیگه من صحبت خواهم کرد راجع اینکه فساد
یعنی چی وقتی ما فساد صحبت میکنیم
منظورمون چیه و از به اصطلاح فلسفه فساد
که خودش یه رشتهای اس در حقیقت یکی
از به اصطلاح زیرمجموعههای فلسفه است
امروزه اون به کن ولی اینکه شما مرتب دروغ
بگید مرتب و بلاهت که در بین مسئولان ما
هست یعنی این بلاهت عجیب غریب و این برای
شما عادی بشه و شما بتونید با این شوخی
کنید و بعد بعد از یه مدتی اصلاً میدونید
تو ما که طنز نداریم بهخاطر اینکه طنز
یعنی جایی که جدی وجود داره شما میتونید
مسخره کنید طنز بگیرید ولی وقتی که ما با
بلاهت مواجه هستیم و با جدی نگرفتن چیزها
چیزی جدی نیست
این عدم جدیت که میدونید که یه ک جدیت یه
کانسپت
فلسفیه یعنی یکی از مهمترین بنیادهای
اخلاق علم دانش فرهنگ جدیت یعنی اگه برا
شما جدی نباشه گفت که به یه نفر گفتن دو
دو تا چند تا گفت دو دو تا میشه به بچش
گفت دو دو تا چند تا میشه گفت میشه ۲۰ تا
گفت بابا جان دو دو تا میشه چار تا فوقش پ
تا دیگه ۲۰ تا نمیشه یعنی اگر تو فکر کنی
که د د تا فوقش می پ تا بشه اصلاً یعنی
این عدم جدیت شما نمیتونید به هیچ وجه نه
علم داشته باشید نه فرهنگ داشته باشید نه
اخلاق جامعه توتالیتر جامعه اس که همه هیچ
چیز توش جدی نیست به خاطر اینکه مردم
انتظار همه چیز دارن هر اتفاقی بیفته مردم
از تعجب نمیکنن دیگه یعنی دیگه بدتر از
احمدینژاد بدتر از رئیسی بدتر از
نمیدونم زمینخواری امام جمعه تهران دیگه
بدتر از اینا که وجود نداره بعد هر مز حجم
مزخرفات و خز بلاتی که شما از رسانهها
میشنوید اصلاً یه چیز عجیب غریبیه در طول
تاریخ انقدر ما خزع بلاد به فارسی ما
تولید نکردیم اینا دیگه عادی میشه وقتی
عادی شد دیگه کمدی معنی نمیده
کمدی یک موقعیت انسانیست که آیرونیک یعنی
یک موقعیتی که در حقیقت
شما میخواید نشون بدید که چگونه انسان
خواسته هاش با همدیگه سازگار نیست درست
منطق تراژدی و منطق کمدی هر دوش یکیه یعنی
نشون دادن محدودیتهای انسانیه یعنی که
کمدی و تراژدی هر دو در خدمت این هستن که
به ما بگن ما خدا نیستیم ما انسانیم حالا
یه موقعست که در حقیقت در یک موقعیتی قرار
میگیرید که ناخواسته است و در حقیقت شما
در یک موقعیتی هستید که دو طرف که هیچ
کدام خیر مطلق و شر مطلق نیستن رویاروی هم
قرار میگیرن این میشه تراژدی یه موقع هست
که شما هر دو میخواید خودتون رو فریب بدید
و در یک موقعیتی قرار میگرید که میشه کمدی
در کمدی شما میخندید به دلیل اینکه شما
این وضعیت رو ناشی از به اصطلاح اون
بخش شرارت بار آدمی که میخواد خودشو فریب
بده میخواد سر دیگری کلاه بذاره ولی داره
سر خودش کلاه میگذاره میگذارید میخندید
میاید بیرون و در تراژدی شما سرشت سوگ ناک
زندگی رو میبینید
که در موقعیتهایی هستید که درش قرار
میگیرید بدون اینکه خواسته باشید به این
جهان آمدید بدون اینکه اراده شما درش
تأثیر داشته باشه و از این جهان میرید
بدون اینکه اراده شما درش نقش داشته باشه
و بنابراین گریه میکنید ولی هر دوی
اینها در خدمت اینن که محدودیت انسان رو
نشون بدن در نظامهای توتالیتر به عکسه
شما با یک وضعیتی هستین که همه چیز درش
ممکنه همه چیز درش مجازه همه میتونن فاسد
بشن همه میتونن دزد بشن همه میتونن
لاطائلات بگن همه میتونن رانت داشته باشن
همه میتونن مافیا داشته باشن هیچ چیزی
بعید نیست یعنی هیچ مرزی نیست هیچ
محدودیتی وجود نداره وقتی که محدودیت وجود
نداره همون توتالیتاریسم به وجود میاد
یعنی شما با یک چیزی مواجه هستید یک
وضعیتی اس که مدام این مرزهای شر درش
میتونه گسترش پیدا بکنه این مرزهای شر
چهجوری گسترش پیدا میکنه از راه جدی
نگرفتن اونچه که هست بنابراین شما جوک
میسازید برای اینکه با این وضعیت سازگار
دربیاید دیگه با این وضعیت کنار بیاید در
حقیقت این قرابت وضع این قواه وصل شکسته
میشه همه میتونن به همه چیز بخندن بدون
اینکه کسی جرت داشته باشه که درست
کانونهای اصلی قدرت رو نشانه بگیره شما
در ایران اگر بخواید جامعه رو به طور جدی
نقد بکنید هزینه ۱د برابر بیش از نقد
حکومت خواهید داد به خاطر اینکه مشکل
جامعه است درست نظامهای توتالیتر گفتم بر
جوان توتالیتر مبتنی هستن اگر شما با
حکومت در بیفتید میرید زندان اوین قهرمان
میشید بکشن تون میشید قهرمان تو کتابا
اسمتونو مینویسن براتون گریه میکنن
براتون موسیقی میسازن براتون شعر میگن
اما اگر با جامعه در بیفتید و جامعه رو
نقد بکنید شما نفله میشید نابود میشید
جامعه قدرت ویرانگری جامعه و
میزان تحمل نا پذیریش در برابر نق صد
برابر بالاتر از
چیز هست صد برابر بالاتر از حکومت هست
بنابراین طنز واقعی و کمدی واقعی در حقیقت
با با قدرت واقعی سر کار داره اینکه تنز
ما همش معطوف میشه به چیزایی که هیچ هیچ
مشکلی نداره شما جوک هایی میتونین بگین در
ایران که همه میتونن بگن این جوکا که
مردم میگن حکومتی هم برای خودشون تعریف
میکنن میخندن شما میتونید جوک بفرستید
همه جا اسم اس میکنید خندیدن در ایران هیچ
هزینهای نداره اینجور خندیدن اگه اگر این
خندیدن خندیدن واقعی بود و کمدی واقعی بود
میبایست هزینه داشته باشه باید یک جایی
قدرت خیل قدرتو میگرفت وقتی که هزینه
نداره وقتی هم
که جنتی هم برای خودش جکهای جنتی تعریف
میکنه بنابرین یعنی که ما با کمدی و طنز
واقعی طرف نیستیم خب این رژیم توتالیتر من
تک خلاصه حرفم اینه اون چیز که میخوام
تأکید کنم به شیوههای مختلف و تو جلسات
مختلف اینکه شما اگر بدونید توتالیتاریسم
چیه نمیگید خامنهای نمیگید این رسانههای
ما سالهاست که تحلیلگران ما که سو کالد
تحلیلگران یعنی کسانی که تحلیلگر
خودخوانده کسانی هستن که به جای تحلیل
سیاسی یه حرف دارن شما بگو راجع به هرچی
ازشون بپرسی میگن آقا این رژیم فاسده این
رژیم سرکوبگر خامنهای ف یعنی هرچی که بگی
یعنی یه حکومتی هست سرکوبگر و یه جامعهی
هست تحت ستم چنین چیزی وجود نداره درست
چنین تحلیلهایی هست که تحلیل نیستن اینا
شبه تحلیل اینها ناشی از به
اصطلاح ساده نگری و ناشی از به اصطلاح ذهن
نا آموخته ماست که فکر میکنیم که یه چیزی
وجود داره در نظامهای توتالیتر به نام
حکومت یه چیزی هم داره به نام حکومت
شوندگان این حکومت از بین بره این حکومت
شوندگان به آزادی میرسن نه تمام این ظلم
و ستم و سرکوب و تبعیض داره توی سیستم به
اصطلاح تولید میشه و اگر شما اینو نبینین
و نشناسی و فکر کنین که تمام این بدیها
آره یه عده پول دارن یه عده با زور یه عده
با سرکوب جمهوری اسلامی با خشونت که سر
کار مونده نه جمهوری اسلامی با خنده است
که سر سر کار
مونده گفت
که مولوی میگه عاشق خویشیم و یار آن که ما
را میکشد ما خودمون اون کسی هستیم که ما
رو میکشه خویش را روه نماییم از پی قربان
عید کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا میکشد
ما خودمون هستیم که گاوهایی هستیم که
خودمونو فروه میکنیم برای اینکه این قصب
خیلی زیبا میکشه جامعهای اس که خودش تن
به تیغ توتالیتاریسم میده و تا آگاه نشه و
تا ندونه که این سیستم پروپاگاندا چقدر
این سیستم پیچیده است و چقدر تأثیرگذار
هست هرگز نخواهد توان در برابر این مقاومت
بکنه یه نکته جالب اینه که در ایران فکر
میکنن که مثلاً ما ایرانیای خارج از کشور
همش مثلاً تئاتر میریم و سینما میریم در
حالی که اینطور نیست بخش عظیمی از
ایرانیان خارج از کشور مصرف کنندگان
تلویزیون جمهوری اسلامی هستن حالا و
محصولات جمهوری اسلامی یعنی شما برید خونه
ایرانیا بخش عظیم شون حدقل در چیز
انترتینمنت
برنامههای تلویزیون ایران یا شبکه خانگی
رو نگاه میکنن همین آقای مهران مدیری
آقای مهران مدیری شاید در خارج از کشور
هیچ میزان مخاطباش به نسبت کمتر از ایران
نیست همه در خارج از کشور میشناسن همهم
پیگیری میکنن جامعهای که در خارج از
کشوره و مصرف کننده پروپاگاندای جمهوری
اسلامیه و نمیدونه که مصرف کننده
پروپاگاندای جمهوری اسلامیه من یه مثال
دیگه براتون بزنم این مجموعه پایتخت که
سریال پایتخت که هفت فصلش در ۷
سال تولید شد و پخش شد در نوروز اتفاقاً
پخش شد میدونید که شاید محبوبترین سریال
جمهوری اسلامی باشه و حداقل در این ۲۳ سال
اخیر این
سریال میدونید تولید کننده
کیه چه چه به اصطلاح سازمان اینو تولید
کرده
سازمان هنری فرهنگی
موج
و ب بخ خجی ع بله بله ببخشید اوج و سازمان
فرهنگ هنری اوج در حقیقت مال سپاه
پاسداران یعنی شما باید بدونید که این
سپاه پاسداران که این برنامه رو داره
تولید میکنه برای رضای خدا موش گربه رو
نمیگیره این یک بخشی از من تمام این فیلم
سریالها رو دیدم
و واقعاً بازی محسن تنا بده فوقالعاده است
در محسن تنا بده یکی از
بازیگرای ویژه است در
ایران من همیشه فکر میکنم مثل برد پیت
میمونه چون شهرت برد پیت در آمریکا و در
هالیوود به این هست که میتونه لهجه های
مختلف انگلیسی رو صحبت بکنه
کمتر بازیگری داره هالیوود که قدرت برد
پیتو داشته باشه در تقلید لهجه های مختلف
فارسی و این ویژگی رو محسن تنابنده داره
یعنی میتونه لهجههای
مختلف ایران رو
صحبت بکنه خب این توانایی فوقالعاده است
بازیگر درخشانیه بسیار خلاقه ولی فیلم
سریال پایتخت تمامش
پروپاگاندا و جامعه و در خارج از کشور
همونطور که گفتم همونقدر دیده شده در داخل
کشور و ما وقتی نمیفهمیم که پروپاگاندا
چیه فکر میکنیم پروپاگاندا فقط بخش
اخباره چون اخ بخش همون سخنرانی خامنهای
پروپاگاندا است نه پروپاگاندا یعنی موسیقی
پروپاگاندا یعنی شعر پروپاگاندا یعنی
نقاشی پروپاگاندا یعنی سینما یعنی تئاتر
یعنی تلویزیون یعنی انترتینمنت و اینا
هستن که شکل نگاه ما رو به واقعیت عوض
میکنن لازم نیست شما به چیزی اعتقاد
بیارین با با دیدن اینها نه مهمتر از
اعتقاد کاری که پروپاگاندا میکنه مثل این
میمونه که این جل چشم شما شما دارید با
یک عینکی دارید میبینید مثلاً سبزه این
عینک سبزو برمیداره برا شما یه عینک قرمز
میذاره براتون شما همه یعنی فریم ورکی
اون چ چارچوبی که شما واقعیت درش احساس
میکنی احساس که میگم نه اینکه ادراک
عقلانی نه حس میکنید مثل ادراک حسی ادراک
حسی شما رو تغییر میده پروپاگاندا ادراک
حسی شما رو تغییر میده از شما یک آدم
دیگری میسازه تکنولوژی دیجیتال مدام یک
انسان دیگری میسازه ما انسانهای دیجیتال
هستیم و فرق میکنیم با انسانهای ما قبل
دیجیتال این ما نیستیم که کامپیوترو
میسازیم کامپیوتر ما رو میسازه خب اگر
اینجوری ببینید اونوقت میبینید که داستان
خیلی پیچیده است خیلی پیچیده است اصلاً
اینطوری نیست که جمهوری اسلامی بره
توتالیتاریسم رفته خامنهای بمیره جمهوری
اسلامی هم تمام بشه این پایان
توتالیتاریسم نخواهد بود همانطور که در
کشورهای دیگه مثل چین و روسیه اینطور نشد
اونها هم رهبران ایدئولوژیک شون رفت حتی
کمونیسم هم در اتحاد جماهیر شوروی پایان
پذیرفت ولی توتالیتاریسم نه توتالیتاریسم
باز تولید شد آقای
پوتین احتمالاً خامنهای آینده ما میشه مث
پوتین یه نفر از درون چیز در میاد و کاری
که میکنه این سیستم پروپاگاندا اینه که
فکر کردن عقلانی فکر کردن انتقادی فکر
کردن و اخلاقی داوری کردن رو امکانش از
شما میگیره شما بدونی که بدونید دیگه
نمیتونید درست فکر بکنید شرطی عمل
میکنید ها کسی که هرچی بهش بگی بگه
خامنهای مقصر خامنهای مقصر خامنهای
مقصر خامنهای در حقیقت
داره نه تنها قضاوت سیاسی
رو از قدرت قضاوت سیاسی رو نداره یعنی قوه
قضاوت سیاسی پلیتیک جاجمنت نمیتونه بکنه
که حتی زبان رو داره بیمعنی میکنه اگه
قرار باشه که همه مشکلات تقصیر خامنهای
باشه همه مشکلات تصیر حکومت باشه یعنی شما
هیچی از دنیای خودتون نمیفهمید یعنی شما
هیچی از سیاست نمیفهمین هیچی از جامعه
نمیفهمید و و با این نفهمیدن کنار اومدید
و و این یعنی که شما نه تنها آقای خامنه
نمیفهمید که ایرانو نمیفهمید که دنیا رو
نمیفهمید که سیاست دنیا که چیزای دیگه رم
نمیفهمید یعنی قدرت ادراک شما مختل شده
دیگه مهم نیست چه موضوعی در هر موضوعی
واکنش شما واکنش شرطیه واکنش نیاندیشید
است این اسپنت
نیسی که
با هر فکری فکر اصیل فکریست که اسپنت نیس
باشه یعنی خود انگیخته باشه سیستمهای
پروپاگاندا این خودانگیختگی رو از بین
میبرن شما رو شرطی میکنن وقتی شرطی میکنن
شما بگو مرگ بر خامنهای مهم نیست وقتی
شرطیه او میتونه کنترل بکنه فضا
رو
و
خلاصه خلاصه بکنم اینکه جمهوری اسلامی اگر
میفهمیم که
چرا بهش میگیم رژیم توتالیتر اگر
توتالیتاریسم میفهمیم بنابراین باید توجه
داشته باشیم که در برابر یک سیستم بسیار
بسیار پیچیدهی بود قرار داریم که خیلی
پیچیده تر از نظامهای استبدادی سابق هست
و در وحله اول مسئولیت ما فهم این ویژ
پیچیدگی و ترک ساده نگری
و به اصطلاح ساده باوری و در حقیقت عدم
جدیت هست در وهله اول مبارزه با
توتالیتاریسم نیازمند جدیت فکریست شما
باید از نظر فکری جدی باشید اگر از نظر
فکری جدی نگیرید بله ایشاالله اینم میفته
و اون میشه و این میشه این این جدی نگرفتن
که الان وض وضعی که ما در ایران داریم که
چیزی جدی گرفته نمیشه
این نیروی مقاومت در برابر توتالیتاریسم
روز به روز به دلیل میبره سپاسگزارم از
همه دوستان