آیت الله وحید خراسانی و ‌رویکردهای سیاسی اش

اجازه بدید که سلامی دوباره عرض کنم خدمت همه دوستان این جلسه میخوام راجع به یه موضوع خیلی دشواری صحبت بکنم در حقیقت در یکی از استادان خودم که با وجود همه احترام استادی که باهاشون قائل هستم خب به دلیل شرایطی که ما درش هستیم ناگزیرم صحبت کنم راجع بهشون و می‌دونید که آدم میخواد راجع به استادش صحبت بکنه بسیار سخت هست و آسون نیست ولی به هر حال الان اونچه که هست یکی مسئله حقیقت هست و یکی مسئله مصلحت هر دو اقتضا میکنه که آدم صحبت بکنه من یکی از کوچکترین و کم دان ترین و ناشی ترین و به اصطلاح ناخلف ترین شاگردان آقای آیتالله وحید خراسانی هستم ه سال پیش ایشون درس خارج خوندم خارج اصول و حالا پیش از اون من پیش پسر ایشون پسر ارشد ایشون یه بخشی از کتاب رسایل شیخ انصاری رو خوندم و خب به هر حال تحصیلات حوزوی یه بخش عمدش مدون ایشون هستم امروز میخوایم راجع به ایشون صحبت بکنیم راجع به آیتالله شیخ حسین وحید خراسانی یکی از مهم‌ترین مراجع تقلید موجود و کسی که در سرنوشت ما ایرانی‌ها به ویژه در این یکی دو دهه ده دو سه دهه اخیر ت تاثیرگذار بوده آقای وحید خراسانی می‌تونید نگاه بکنید به ویکیپیدیا و وکیل شیعه اطلاعات بسیار اندکی دربارش وجود داره ایشون اگر به وب سایت ایشون برین تو بخش زندگی نامش نوشته شرح حال از زبان معظم جز قصور و تقصیر چیزی ندارم یعنی ایشون حاضر نیست که راجع به زندگی خودش صحبت بکنه حالا یه شخصیت خاصی داره که بهش اشاره خواهم کرد ایشون تقریباً الان حدود ۴ سالش هست دیگه چندان قادر به صحبت نیست من نمیدونم در حال در چه وضعیتی هست ولی فکر نمیکنم که دیگه الان ملاقاتهای عمومی داشته باشن درسش م هست که سها سالهاست تعطیل شده آقای وحید خراسانی یک شخصیت بسیار استثنایی است اینی خصوصیات خاص خودشو داره ایشون بر اینکه خب در مشهد به دنیا آمده و بزرگ شده و در مشهد تحصیل کرده و تحصیلات اصلیش در مشهد بوده و در همون فضای مشهد که شاگرد آمیز مهدی اصفهانی بوده خب آمر مهدی اصفهانی موسس مکتب تفکیک مخالفت با فلسفه فلسفه رو کفر می‌دونه و توی کتاب کتاب مشهورش اگه اشتباه نکنم مصباح الهدا است و خب ایشون ولی آقای وحید قبل از اینکه به کار وقا فقاهت بپردازه به کار خطابه مشهور بود یعنی بسیار آدم خطیبی بود خب من خیلی چیزها میتونم راجع به ایشون بگم ولی چون که کسانی که ازشون نقل می‌کنم الان زنده هستن و شاید راضی نباشن نمیتونم متأسفانه خیلی چیزا رو بگم ولی اونچه که ممکن هست رو عرض می‌کنم ایشون یکی اینکه معروف بود به خطابه و خب خطابه ایشون خیلی یعنی از منبری ایشون حتی زمانی که میره نجف و در نجف تحصیل میکنه خیلی در کشورهای عربی مخصوصاً کویت ایشون خیلی منبر میده و منبرش خیلی معروف میشه خب میدونید که اون زمان در کویت مور رفتن خیلی آدم رو ثروتمند میکنه دیگه طبیعتاً تازه نفت کشف شده بود و به اصطلاح یک طبقه جدیدی از ثروتمنده به وجود آمده بودن و شیعیان ثروتمند ایرانیا خیلی اونجا بودن و خب در کویت منور رفتن پولا خیلی کلانی میدادن یعنی کلان که یعنی دینار کویت که میدادن طبیعتا دینار الانم یکی از گرونترین پوی عرسی دنیاست خب ایشون پول زیادی به دست میآورد و در متسفانه در کویت بودن که همسرشون تا جا که من شنیدم بر اثر مشکل گاز خانه که منفجر شده بود گرفته شی مشکل که مربوط به باز بود همسرشون از دست میدن و بار دوم ازدواج می‌کنن و حدود حوالی انقلاب ایشون میان قم وارد قم میشن خب ایشون یکی معروفه به خطابه یکی معروفه به حافظه حافظه بسیار قوی داشت یکی از بزرگان که شما همه او رو میشناسید تعریف میکرد که ایشون در در در کرد یک روز روزنامه خراسان یک قصیده‌ای رو منتشر کرد ی شاعر جدید گفته بود در فکر کنم در متح امام زمان میگفت بعد ازور ایشون یه قصیده بود ۷۰ ۸۰ تا بیت بود گفت بعد ازور آقای وحید که منبر رفت ۷۰ ه۰ بیت رو از حفظ خوند یک همچین حافظه داره و خب خیلی لحن منبری و می‌دونید که یکی از تفاوتهای حوزه مشهد با حوزه‌های دیگه مثل حوزه ق و حوزه نجف ادبیات فارسی اس یعنی مشهدیا حتی طلبه هاشون هم به به ادبیات فارسی خیلی اهمیت میدن اولاً به ادبیات اهمیت میدن و س به ادبیات فارسی و معمولاً طلبه‌هایی که در مشهد مثل خود آقای خامنه‌ای دیگه آقای خامنه‌ای هم همینطور طلبه‌های که در مشهد درس خوندن خیلی ادبیات فارسی خیلی خوبی دارن و ادب پارسی خیلی اهمیت میدن آقای محمدرضا حکیمی آقای شفیع کتنی آقای عبدالجواد فلاطوری آقای وحید خراسانی اینا کسانی هستن که به حال نمونه‌هایی هستن که طلبی هستن که فارسیش خیلی خوبه و خب آقای وحید یه لحن خیلی به اصطلاح متن تنی هم داره در خطابه ایشون حوالی انقلاب وارد ایران شد وارد قم شد و در قم خیلی شناخته نبود اصلاً شناخته نبود در قم خب مکتب فقهی در قم خیلی متفاوت بود با مکتب فقهی در مشهد یا در نجف آقای وحید خب علاوه بر اینکه در مشهد درس خونده بود و احتمالاً در مشهد به درجه اجتهاد رسیده بود ولی وقتی میره نجف خب از علمای نجف استفاده میکنه مخصوصاً از آقای خویی خب خیلی به اصطلاح از شاگردای حالا من نمیدونم که چقدر دقیقا ایشون چند سال تحصیل کردن پیش آقای خویی ولی از شاگرد مبرز آقای خویی و خیلی برای آقای خویی خیلی اهمیت قائل هست و در درساش همیشه آرای آقای خوبی مطرح میکر وقتی ایشون وارد قم شد خب درس ایشون قمیا اینطورن دیگه یه رقابتی هست بین اون موقع دیگه الان من اصلاً راجع به الان صحبت نمی‌کنم دارم راجع به دهه ۶۰ اوائل اواخر دهه ۵۰ و اوائل دهه ۶۰ صحبت کنم همچنان رقابتی بود بین مشهد و علمای مشهد و علمای قم و علمای نجف هم مشب فکریشون متفاوت بود هم مشب سیاسیش متفاوت بود هم رابطشون با حکومت‌ها متفاوت بود خیلی تفاوتهای زیادی وجود داشت و طبیعتاً آقای وحید وقتی که آمد شروع کرد به درس خارج گفتن ابتدا در مسیر سلماسی ایشون تدریس میکرد درس فقه و اصول رو هر دو خارج فقه و اصول رو شروع کرد در دهه ۶۰ و خب در مس سلماسی یه عده‌ی به درس ایشون میرفتن خب گل کرد خیلی زود گل کرد دلیل عمده شم این بود یعنی شاید دو سه تا از دلایل عمدش بتونم بگم یکی این بود که اولا بیانش فوقالعاده است یعنی بیانش انقدر جذابه که شما امکان نداره که مجذوب بیان او نشید خیلی خیلی بیان جذابی داره و کاملا منبری هست و ثانیا اینکه ایشون آرای برخی از فقها و اصولیان رو مطرح میکرد در درس هاش که کمتر در حوزه بیان میشد مخصوصاً آرای شی شیخ محمد حسین اصفهانی که معروف بود به کمپانی شیخ محمد حسین اصفهانی خب یه اصولی خیلی برجسته است یکی از آثار مهمش حاشیه‌ی اس که بر کفایه نوشته به نام نهایت درایه که فکر می‌کنم اگه اشتباه نکنم در ۴ل مؤسسه آل البیت چاپ کرد محمد حسین اصفهانی یه مشرب خیلی فلسفی داشت در در اصول خودش و معروف بود به اینکه فیلسوف الفقها و فقیه الفلاسفه است و و آقای وحید خیلی خوب آرای آشم احمد حسین اصفهانی رو میشناخت آشم احمد حسین اصفهانی پدرش یک تاجری بود در اصفهان و به دلیل تجارت که میکرد معروف بود به کمپانی به همین دلیلم معروف شد به کمپانی خود حاش ممد حسین معروف شد به کمپانی خب خیلی آدم ثروتمندی بود و هم ثروتش م صرف تحصیل و تدریس و این‌ها کرد بسیار آدم پرهیزکار و آدم به اصطلاح در نوع خودش بسیار آدم کم نظیری بود و اهل شعر بود اهل سرودن شعر بود منظومه‌های متفاوتی داره خب این باعث میشد که آقای وحید خیلی بهش جذب بشه به دلیل ادبیات فارسی به دلیل مشرب فلسفی آقای وحید یک به اصطلاح حس دوگانه‌ای به فلسفه داره یعنی هم فلسفه رو خیلی خوب خونده و فلسفه رو خیلی خوب بلده و هم خب مخالف فلسفه است هر دو اینها رو با همدیگه داره و خب در قم بیشتر مشرب آقای بروجردی جا افتاده بود آقای بروجردی خیلی به اصول مفصل خیلی اعتقاد نداشت معتقد بود که اصول خیلی متورم شده اگر شما به ت تقریرات آقای منتظری از درس اصول ایشون نگاه بکنید خیلی اصول آقای بروجردی مختصر هست کمابیش مثلا اصول دیگرم مثل آقای گلپایگانی آقای شریعتمداری و دیگران اینا اوم اصولش خیلی مختصر بود ولی آقای وحید اصولی که درس بیدان در حقیقت بزرگ به اصطلاح مبسوط ترین و گسترده ترین اصولی بود که تا حالا در قم تدریس شده بود در نتیجه خب از این جهت خیلی جذاب بود میگفتن که دوره اصولی که ایشون تدریس میکنه اصول فق معمولاً ۱۳ سال طول میکشید ولی مثلا فرض کنید آقای مکارم شیرازی یه دوره اصول رو در ۶ سال اگه اشتباه نکنم تدریس میکرد خب ایشون وقتی اومد قم خب هم به خاطر اون پس زمینه مشهدی هم به خاطر پس زمینه نجفی خیلی با انقلاب و آیتالله خمینی و اینا خیلی میانه خوبی نداشت و همین دلیلم بود که هیچ موقع تا زمانی که آقای خمینی زنده بود هرگز ایشون در ت اصلا تدریس خودش نظرات آیتالله خمینی رو مطلقا بیان نمیکرد در حالی که یه کسایی بودن مثل آقای فاضل لنکرانی که پدر همین آقای فاضلی که الان در قم هست آقای فاضل لنکرانی خیلی تعمد داشت که حتماً در درس خارجش نظرات آقای خمینی رو مطرح بکنه و به اصطلاح آقای خمینی رو تبلیغ بکنه از این جهت خب طلبی انقلابی هم خیلیا دوست داشتن که درس آقای یعنی اونا که درس خون بودن دیگه می‌دونیم که در قم اصولاً اونا که درس می‌خونن قلیل من عبادی شکور آدمایی که طلبه‌هایی که درس می‌خونن بسیار اندکند شاید یکی دو درصد طلبه‌ها باشن که واقعاً اهل درس خوندن باشن باقی اهل کسب معاشان ولی اون که طلبا که درس میخوندن انقلابی بودن اونا خب هم دوست داشتن درس آقای وحید برن هم دوست داشتن که آقای وحید به هر حال نظرات آقای خمینی رو هم در درس هاش بیان میکنن به هر حال این داستانه تموم شد و آقای خمنی هم فوت کرد و من دقیقا یادم نیست چه سالی آقای وحید درسش رو گذاشتن در مسجد اعظم اینکه میگذارن در مسجد اعظم خیلی مهمه یعنی اینکه درس در کجا مطرح به اصطلاح اجرا بش شه بسیار مهمه من نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد که از اون موقع که تقریباً میشه گفت نه دقیقاً همزمان نبود ولی تقریباً اون وقتی که آقای وحید آمد در مسجد اعظم و شروع کرد درس خارج دادن خب درس صبحش اون درس اصول بود درس بعد از دورشون درس فقه بود و ساعت ۸ صبح درس اصول می‌دادن یک سعت به غروب درس فق می‌دادن و از اون زمان این به بعد کمکم ایشون شروع کرد به اینکه یعنی آقای خامنه‌ای آمده بود و اینا شروع کرد به اینکه نظرات آقای خمینی رو هم کمکم در درسش بیان کردن و مطرح کردن خب درس آقای وحید تقریباً نه تنها چون خیلی با پرستیژ بود درس آقای وحیدو هر کسی نمیفهمید واقعا مشکل‌ترین درس بود به دلیل اینکه اصول ایشون مخصوصاً یعنی اصول ایشون به دلیل اینکه خیلی سبقه فلسفی قوی بود و به قول خودش ملخص فرمش مرحوم کمپانی رو که اولش میگفت خب معمولاً اغلب کسانی که در حتی در درسش شرکت میکردن نمیفهمن یعنی اگر شما میخواستید درس آقای وحیدو بفهمین خب باید خیلی قبلش هم اصول دونسته باشین اصول خوب خونده باشین کفایه خیلی خوب خونده باشین رسایل خیلی خوب خونده باشین که معمولا خیلی خوب نمیخونن و بعد باید فلسفه خوب میدون ر یعنی حداقل باید یه مثلا بخش از اسف رو خونده باشین تا بتونین صحبتهای آقای وحیدو بفهمین و مخصوصاً که ایشون میگم تعمد داشت که نظرات کمپانی رو بیان بکنه خب طبیعتاً درسشون ولی به خاطر اینکه پرستیژ درسش خیلی بالا بود شاید بشه گفت که یکی از نمیتونم نمیدونم که شلوغ‌ترین چون من درسهای خارجی خیلی زیادی رو رفتم یعنی اوایل سال ما رسم بر این بود که طلبه‌ها درسی خارج زیادی رو می‌رفتن دو سه روز برای اینکه ببینن که کدومو بیشتر می‌پسندن من انتخاب کنن کاملاً انتخابی بود دیگه شما انتخاب می‌کردید من درس خارج خیلی آدما رو رفتم از سید محمود هاشمی گرفته تا دیگران ولی درس آقای وحید به نظر من اون موقع میومد که شلوغ‌ترین درس بود شاید مثلاً چیزی شاید ۷۰۰ ۸۰۰ نفر میومدن و اون به اصطلاح مسجد اصلی مسجد اعظم پر میشد ولی خب بسیاری از کسانی که میومدن اینها فقط برای تیمن تبک میومدن خیلی حالشون نبود که آقای و هی چی میگه به خاطر پرستیژ درس میومدن خیلی اعتبار داشت ولی کسایی هم که میومدن کسانی بودن اون بخش دیگه بسیاری از برجستگان حوزه بودن یعنی کسانی بودن که خب خود پسر آقای وحید خیلی دانشمن در زمینه فقه و اصول که من پیشش رسائل خوندم ولی کسان دیگه که میومدن خیلیاشون شاید خودشون مجتهد بودن یعنی شاید میشه گفت که من ندیدم من ندیدم در درسی درس خارجی باشه که کسانی شرکت کنن که خودشون در حد اجتهاد باشن بنابراین مثلا من که اون موقع بچه طلبه بودم و مث حالا خیلی سوادی نداشتم ولی کسانی که میومدن شاید مثلاً ۳۰ ۴۰ نفر از کسایی که میومدن درس ایشون کسانی بودن که مجتهد بودن خودشون و در حد خیلی بالایی بودن و آقای وحید هم برای ایشون خیلی احترام بالایی قائل بود یکی از شاگردان ایشون که داماد ایشون شد شیخ صادق لاریجانی بود خانواده آقا پدر شیخ حاسم شیخ صادق لاریجانی شیخ هاشم آملی هست شیخ هاشم آملی هم شاگرد آزیا عراق هست و ایشون مثل خود آقا زیا خیلی اخلاق خیلی خوبی نداشت آقا شما معمولی خیلی آدم به اصطلاح فرهنگی خیلی پاپیر خیلی آدم محبوبی نبود در قم خیلی آدمی بود که خیلی بداخلاق بود خب یه سبک خاصی داشت مشربش م مشرب آقا زیا بود که خب خیلی قمی خیلی نمی پسندن آقا زیای عراقی تو این دو سه تا بچه‌ی هم که داشت این بچه‌هاشون خب بچه‌های باهوشی بودن اون محمد جواد لاری جانی که رفته بود برکلی و درسشو ناتمام گذاشته بود و برگشته بود و اینها او داماد آقای حسنزاده آمالی شده بود من البته نمیدونم که بعد حالا طلاق گرفتن یا طلاق نگرفتن مهم نیست اونا ولی داماد آقای حسنزاده آمالی شده بود آقای علی لاریجانی داماد آقای مطهری شده بود آقای صادق لاریجانی هم داماد آقای وحید خراسانی حال ارتباط خانوادگی داشتن با ایشون و خ از این جهت خ خیلی مهم بود خود صادق میومد که درسی آقای وحید و خب یکی از به اصطلاح مستش کلین اصلی بود ی یه کسی بود که سؤال میکرد بسیار باهوش و با استعداد و کسی بود که خیلی بهش توجه میشد آقای وحیدم خیلی بهش توجه میکرد از کسانی بود که در درس وقت که سؤال میشد می‌دونید که هر کسی نمی‌تونه جرأت سؤال کردن در پیش همچین آدمی نداره آدمی بود که به هم اهت داشت هم دانش بسیاری داشت هم آدم تیزبینی بود هم آدم چون منبری بود حاضر جواب بود و اگر کسی حرف بیخود می‌زد مسخرش می‌کرد و از اعتبارش می‌انداخت بنابراین کسایی که سؤال می‌کردند مثل مثلاً صادق لاریجانی یا پسر خود ایشون یا من یه استادی داشتم به نام آقای موسوی گرگانی اینا کسانی بودن که در درس ایشون سؤال میکردن آدمای برجسته بودن که خب الان مرجع و درس خارج میگن آقای میلانی که نو آقای میلانی هست الان مرجعی و مدرس درس خارج هست خب اینا بزرگانی بودن که در درس ایشون بودن آقای وحید خیلی تمایل به مرجعیت به اون معنا نداشت آدمی بود که خب خیلی آخوندای قم خیلی اذیتش کردن آخوندای قم همیشه تحقیرش می‌کردن به عنوان اینکه اون منبریه در قم اگر شما می‌گفتید منبری یعنی که آدم بی‌سواد در قم اصطلاح منبری اگر بخوا به کار میبردیم گفت فلانی منبریه مثل اینکه الان میگن فلانی ژورنالیست اینای که ژورنالیستی که این حرفو دیدین این استادای فلسفه وقتی ماهم میگن که ما فیلسوفی بقیه فیلسوف نیستن میگن فلانی ژورنالیست فلانی حرفای ژورنال میزنه آقای چیز در قمم میگفتن فلانی منبریه یعنی حرفی منبری میزنه خب خیلی از اینجا توهین میکردن به آقای وحید و آقای وحید رو خیلی از این جت تحقیر میکردن خ آقای وحیدم میدونست و سعی میکرد که سرش تو کار خودش بود آدم بود که خ خیلی به سبک خودش خیلی فحش میداد یعنی سبک خودش دیگه مثلا نمیدونم ا دیگه فقیه نداریم دیگه ن عالم نداریم یه سبک خود کاملا ا اونم جواب میداد بهشون ولی خیلی در پی مرجعیت نبود یعنی شایدم فکر نمیکرد که مرجعتش در ایران بگیره و شایدم نمیگرفت به دلیل اینکه بیشتر پایگاه یعنی اون پول و سازماندهی که آقای وحید داشت بیشتر از طریق شیعیان کویت بود نه ایران تو ایران خیلی کم بازاری میشناختنش و بهش اعتماد داشتن و اینها و خب بچم آدم انقلابی نبود و در انقلاب هیچ شرکتی نکرده بود و اصلا مخالف انقلاب بود و مخالف آقای خمینی بود و اعتقادی نداشت به آقای خمینی و آدمی بود که طرفدار آقای خویی بود و اینا داستانا آدمی بود که برا خودش آینده مرجعیت نمیدید که بخواد چیز کنه ولی خب تقی به توقی خورد و اتفاقاتی افتاد که آقای خامنه‌ای آمد و به هر حال ایشون بعد از مرگ آقای اراکی مسئله بحران مرجعیت بود و بحران این داستانا ایشون با بعد از مرگ آقای اراکی از طرف جامعه مدرسین که یه ه تا لیست ه نفررو لیست کردن به عنوان کسانی که صلاحیت دارن بعد از آقای اراکی مرجع بشن ایشون را هم قرار دادن آقای خامنی هم قرار دادن یعنی آقای خامنهای برای اینکه بره در اون لیست نیاز داشت به اینکه آقای وحید رو هم قرار بده یعنی نیازش به آقای وحید بیخودی نبود یعنی قربت ن در نتیجه آقای وحیدم اسمش به عنوان مرجع رسما م شد حالا رساله ایشون چاپ شد و یه مدتی هم مث که دفترشون برقرار بود و تق و لق بود مال من طبیعتا اون موقع من بعد اومدم قم دیگه خیلی از ایران اومدم خیلی اطلاعی ندارم ولی ایشون چیز بود دیگه به اصطلاح خیلی مرجعیت به اون معنا نگرفت در ایران یه سری بهش وجوهات میدادن نمیدادن دفترش باز بود بسته بود بم خ خیلی سنش واقعاً بالا بود اما حوزه خیلی تغیر تحولات خیلی عمده‌ای کرد در زمان آقای خامنه‌ای و از یک محیط خیلی کوچیک تصور کنید مثلاً یک مدرسه خیلی کوچیک تبدیل شد به یک شهر عظیم و یک چیز بی در و پیکری که طبیعتاً آقای وحید به عنوان مرجع تقلید بر خلاف مراجع تقلیل سابق که زعیم حوزه هم بودن دیگه چندان زعامت بر حوزه ن داشتن دیگه ضعیم حوز کسانی بودن که واقعاً قدرت داشتن مثل آقای بروجردی حتی آقای گلپایگانی آقای شریعتمداری اینا کسایی بودن که واقعاً یعنی روز تقویم حوزه بر اساس اونها تعیین میشد یعنی روزی که آقای گلپایگانی درسشو شروع می‌کرد یا آقای شریعتمداری یا مثلاً آقای نجفی مرشی یا آقای وحید اون روز که درسو شروع می‌کرد میشد اول سال اون روزی که درس تمام میکرد میشد آخر سال اینا اونا تقویم تقویم در حقیقت حوزه بودن و یکی از مشکلاتی هم که ا اون موقع طلبه‌ها داشتن منم خودم شخصا داشتم این بود که من هم دوست داشتم برم درس آقای منتظری فقه آقای منتظری هم بریم اصول آقای اصول آقای وحید خراسانی ولی خب آقای نه آقای وحید قبول هر دو اینها اصول آقای وحی س ۸ بود اصول فق آقای منتظری هم ۸ بود نه آقای منتظری قبول کرد که فقش ساعتشو تغییر بده نه آقای وحید به هر حال من مجبور شدم که ه سال من درس آقای وحید رو رفتم و بعدم س سال درس آقای منتظری نمیشد همزمان اینها رو رفت به هر حال منتها آقای وحید تبدیل شد به یک استوانهای برای حوزه یه کسی که نماد و سمبل در حقیقت تشی سنتی اس خب ی چیزی که جمهوری اسلامی همیشه بهش نیاز داشته دیگه ه حال حوزه علمیه پشتبانی مشروعیت نظام هستن خب اینا اون زمانی که ج مدرسین لیست داد ه نفررو تعین کرد آقای سیستانی رو در اون لیست نگذاشت و علیه آقای سیستانی فعالیت میکرد یعنی میخواستن قم در برابر نجف قرار بگیره یکی از دلایلی که آقای وحیدم قرار دادن تو این لیست این بود که لیست قم مراجع قم در برابر نجف قرار بگیره آقای جنتی در نماز جمعه تهران علناً علیه آقای سیستانی صحبت کرد در قم بسیار فعالیت می‌کردن علیه آقای شهرستانی که دامادش بود یعنی در آقای شهرستانی نماینده آقای سیستانی بود در خاورمیانه و علیه او فعالیت می‌کردن و داستانهای بسیاری ولی میخوام بگم کاملاً گذاشتن آقای وحید در اون نیست کاملاً دلیل سیاسی داشت هیچ دلیل چیز نداشت یعن حکومت یه نگاه سیاسی داشت به خاطر وزنی که ایشون داشت و شاید بزرگ ترین عاشق شواد تبریزی هم بود که شاگرد آقای خویی بود و خب پدر من با هر دو ایها رابطه نزدیک داشت و رفت و آمد داشتن با همدیگه ولی من یه مدت خیلی کوتاهی هم درس عاشق جواد رفتم و کتاب غذا رو ی درس خارج فکر ایشون یق رفتم ولی عاشق شواد با این حال به دلایل باز مختلف نسبت به آقای وحید اون به اصطلاح وزانت کمتری داشت و آقای وحید خیلی اباحت داشت دیگه اباحت خاصی داشت شیوه راه رفتنش اصلاً خیلی شیوه عوا تنگ کردنش که اینجوری عوا رو تن میکرد و راه میرفت اصلاً فشن بل میشد یعنی همه طلبه‌هایی که مثلا میخواستن خیلی مثلا چیز بشن از شکل لباس پوشیدن اون حتی تقلید می‌کردن شکل حرف زدن او شکل نگاه کردن خیلی آدم کاریزماتیک ست آقای وحید و الان خب می‌دونید که ۱۰۴ سالشون هست و براشون آرزو سلامتی می‌کنم ولی کسی بود که [موسیقی] نماینده متحجر ترین بخش حوزه‌های علمیه بود یعنی هم مشهد بخش متحجر و هم نجف بخش متحجر خب خیلی ضد زن هستن خیلی ضد ایشون یه صحبتی داره در درسش که زمانی که پاپ بندیکت دوم اگه اشتباه نکنم یه صحبتی کرد راجع به اینکه اسلام با زور و شمشیر گسترش پیدا کرده آقای وحید یه صحبتی کرد علیه او و الان در یوتیوب هست اگه برید میبینید و او میگه که اگر قرآن نبود مسیح رو من معذرت میخوام که این حرفو میزنم مسیح حلال زاده نمیشد حسابش کرد که همچین چیزی یا اثبات نمیشد که حلال زاده است من عذر میخوام از این حرف ولی صحبتهای این شکلی و بعد یا اینکه در جریان یک اختلاف نظری افتاد بین آقای خمینی و سید محمد حسین فضلالله که مجتهد لبنانی بود و خخ با آقای خامنه‌ای سر مسئله ولایت فقیه اختلاف نظرش اختلاف نظر پیش آمد بین ایشون و آقای خامنه‌ای و آقای خامنه‌ای سعی کرد که ایشون رو نابود بکنه و و خب ت تا جایی که میتون کرد یک سیدی بود که الان یادم رفته همین که استاد آقای رسول جعفریان تاریخ نگاره یادم رفته الان اسمش اون رو فرستاد ۵ میلیون دلار دادن به اون که رفت لبنان و علیه سید محمد حسین فضلالله فعالیت کرد و بعدشم در قم این چیز رو انداختن که او مخالف حضرت زهراست و گفته که این داستان به اصطلاح قتل حضرت زهرا به وسیله ق خلیفه دوم این خرافی هست و در و دیوار و عم رو پر کردن لعل الله علی قاتل فاطمه زهرا و این حرفا و خود آقای وحید هم کسی بود که یه صحبتهایی کرد علیه سید محمد سید محمد حسین فضلالله که بدون اینکه اسمشو ببره شائبه یه چیزی شاید مثل تکفیر داشت و خب این خیلی به نفع جمهوری اسلامی تمام شد یعنی مواضع آقای وحید خیلی به نفع جمهوری اسلامی بود و به همین دلیلم بود که آقای خاتمی وقتی که آمد خب آقای خاتمی رو خیلی از حوزوی ها یعنی طلبه‌ها قبول داشتن بدنه حوزه خیلی طرفدار آقای خاتمی بود ۷۰درصد قم به آقای خاتمی رأی دادن دوم خرداد ولی خب اونا که خب خیلی چیز بودن اونا طرفدار ناطق نوری بودن و به اصطلاح آیات نظام بودن نه آیات اعظام در نی نیجه آقای خاتمی هم نیاز داشت به اینکه یک پشتوانه حوزوی داشته باشه خب مکرر میومد با آقای وحید ملاقات میکرد و آقای وحید بهش گفته بود که روز شهادت حضرت زهرا باید تعطیل رسمی بشه و ایشون آقای خاتمی قبول کرد و در هیت دولت تصویب شد و شهادت حضرت زهرا با به این طریق در حقیقت به تعطیل رسمی بدل شد و بعدم که مجلس ششم درست شد همونطور که دیروز شما در صحبتهای آقای دکتر جلالی زاده شنیدید آقای آقای آقای وحید مخالفت کرد با اینکه اهل سنت در هیئت رئیسی مجلس قرار بگیرن آقای وحید به شدت ضد سنی اس یکی از کسانیست که به اختلافات بین سنی و شیعه بسیار دامن می‌زنه یکی از کسانیست که به به اصطلاح تهجر و علیه حقوق زنان هست و جمهوری اسلامی ازش حساب میبره یعنی اینطور که آقای جلال زاده گفته بود گفته بود اگر یک اهل سنت در هیئت رئیسی قرار بگیره من فتوا میدم و این مجلس رو غیرشرعی اعلام می‌کنن یا آدمیست ضد حقوق زنان نقش بسیار مهمی داره در نقض حقوق زنان در نقض حقوق بشر در نقض حقوق اهل سنت در نقض حقوق اقلیت‌ها و متأسفانه کسانی هم که وابسته به او هستن به اسم اسلام سنتی این توجه داشته بود این شیعه سن خیلی خطرناکتر از این شیعه غیر سنتی هست این شیعه غیر سنتی اصلاً کامل معتقد به حذف کامل زن‌ها هست مثل این جریان شیرازی‌ها و این آقایی که جاهلی که در یک یکی از آخوندای جاهل هست در کالیفرنیا از ا حمایت میکنه و از این شیراز داستان شیرازی‌ها شیرازی‌ها و این نمیدونم صافی گلپایگانی و این اینا بسیار خطرناکن و باید مراقب بود که حوزه رو حالا چه در زمان جمهوری اسلامی چه بعد بعد از جمهوری اسلامی دست حوزه علمیه رو از هرگونه مداخله در قانون‌گذاری و اجرای قانون و در هرگونه سیاست‌گذاری دست حوزه رو قطع کرد سپاسگزارم از دوستان گرامی برای شما اوقات خوشی رو آرزو