آیا در ایران «انقلاب» می شود؟

بله سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستانی که در این مجلس تشریف دارند و ادای احترام به همه جانباختگان آزادی و کرامت انسانی در روزهای گذشته مخصوصاً زنان و جوانانی که قربانی نظام ستمگر جمهوری اسلامی شدن و امید به اینکه این روزگار سیاه ظلم و جور زود به پایان برسه و جامعه روی آرامش و آسایش و آزادی رو ببینه من سعی می‌کنم که بیشتر در مورد وضعیت کنونی صحبت بکنم و در مورد اینکه چه توقعاتی میشه از وضعیت موجود داشت غرض این نیست که ما پیشبینی بکنیم آینده رو پیشبینی کار در حقیقت مخصوصا در مورد حوادث تاریخی پیشبینی کار خیلی به اصطلاح اطمینان آوری نیست و معمولاً پیشبینی دقیق آینده ممکن نیست و کسانی که پیشبینی میکنن معمولاً پشیمان میشن من ه سال پیش مطلبی نوشتم در مورد این کهه آیا در ایران انقلاب میشود یا نه و این مقاله هیچ وجه پیشبینی نیست بلکه توصیف وضعیت کنونی است معمولاً در علم شما حقیقت رو نمیتونید به طور مطلق و مطمئن بیان بکنید اما میتونید توهم ها رو نشون بدید در علوم اجتماعی و علوم سیاسی هم میشه شرایطی رو که انقلاب درش رخ نخواهد داد رو راحت‌تر نشون داد تا شرایطی که درش انقلاب روخ خواهد داد یعنی میتونیم توضیح بدیم که چطور میشه که انقلاب رخ نمیده یا چه شرایطی هست که درش انقلاب نامحتمل هست این بیشتر ممکن هست تا اینکه بگیم که در چه شرایطی انقلاب میشه یعنی در حقیقت صورت منفی قضیه راحت‌تر قابل استدلال هست تا صورت ایجابی قضیه من تأکید می‌کنم که انقلاب به مفهومی من به کار میبرم که در قرن بیستم ما نمونه‌های متفاوتی از اون رو دیدیم یکی از مهم‌ترین نمونه هاش خود انقلاب ۵۷ خود ماست که در اون یک خیزش عظیم مردمی به سقوط نظام سیاسی انجامید و یک نظام سیاسی جدیدی رو جایگزین اون کرد و معمولاً با یک جنبش تودههای و رهبری و سازماندهی عظیم یک جنبش توده‌ای همراه هست و به نوعی درش حالا در انقلاب ایران جز انقلاب‌های بود که درش خشونت خیلی کمی به کار رفت نسبت به بسیاری از انقلاب‌های دیگه یعنی برای پیروزی انقلاب خشونت میزانش نسبت به انقلاب‌های دیگه شاید کمتر بود به طور نسبی اما وقتی که انقلاب‌ها پیروز میشن مخصوصاً بعد از پیروزی برای استقرار نظم جدید خشونت خیلی چشمگیری درش به کار میره مثل خود نمونه خیلی شاخص انقلاب فرانسه است که الگوی همه اکثر این انقلاب‌ها بوده در دو قرن اخیر اما این رو هم تاکید می‌کنم که انقلاب تنها شکل تغییر سیاسی نیست یعنی اینکه حکومت‌ها به شکل‌های گوناگونی تغییر پیدا میکنن ممکنه یک نظامی از درون فرو بپاشه و یک نیروها از درونش سر بیارن و قدرت رو به دست بگیرن و یک جوری بازسازی کنن اون نظام مثلاً فرض کنید مثل سقوط اتحاد جماهیر شوروی از درون فرو پاشید بعد از درونش باز یک نیروهایی که قدرت رو به دست داشتن و مخصوصاً قدرت سخت رو به دست داشتن اونها بیرون آمدند و توانستن که یک نظام جدیدی رو بسازن که به نوعی بازسازی یک نوع اقتدارگرایی بود که پیش از اون وجود داشت حکومت‌ها میتونن بر اثر جنگ از بین برن حکومت‌ها میتونن بر اثر کودتا از بین برن حکومت‌ها میتونن فرو بپاشن و بدون اینکه حتی به اصطلاح یک خیزش مردمی باشه فرو بپاشن و به حرج و مرج می‌انجامند برای کوتاه مدت بنابراین وقتی که میگیم که انقلاب احتمالش خیلی کم هست به این مفهوم نیست که این حکومتها پایدارند این حکومتها دوام دارن یا اینکه به این مفهوم نیست که خیزش‌های که مثل خیزش‌های امروزی هستن این‌ها بی تأثیر یا اینکه مردم مسئولیتی ندارن یا نهادهای مدنی هیچ تأثیری ندارن یا اینکه شهروندان همه باید دست انفعال روی دست بگذارن و کاری نکنن نه به این مفهوم نیست به این این مفهوم هست که یک نوع تغییر احتمالش کم هست و باید از راه‌های دیگری برای تغییر سیاسی وارد شد و به نوعی یعنی ایدآل این هست که اون نیروهایی که آزادی خواهن اون نیروهایی که دموکراتیک هستن اون نیروهایی که خشونت ستیز هستند به نوعی این تغییر رو پیش ببرن که بتونن بر وضعیت بعدش مسلط بشن یعنی مثلاً فرض کنید مثل مصر که مردم جوون‌ها مثل همین ایران یعنی ی بخش عمدهای از انقلاب مصر همین جوون‌ها بودن که مخصوصا از طریق تویتر و فیسبوک سازماندهی میکردن خودشون رو ولی وقتی که و نیروهای سکولار و ولی وقتی که پیروز شدند اون کسی که توانست قدرت رو به دست بگیره این نیروهای سکولار و جوون ها نبودن بلکه سازمان اخوان المسلمین بود که بیش از همه قدرت داشت سازماندهی داشت آمادگی داشت و این خب خیلی وضع تجیکی و بعدش دوباره منتهی شد به یک حکومت نظامی دیگری که الان می‌بینیم بنابراین وضع ایدآل اینه که شما وقتی که تغییر ایجاد می‌کنید بتونید بر وضعیت ماوعد تغییر هم مسلط باشید وگرنه شما تغییر ایجاد می‌کنید ممکنه که یک قدم جلو بردارین ولی دو قدم بعد به عقب برداشته بشه علت اینکه در جمهوری اسلامی انقلاب نامحتمل هست به دلیل این هست که جمهوری اسلامی از نوع نظام‌های یعنی از خانواده نظام‌های توتالیتر هست که با حالا نسل اول توتالیتر ها همونطور که تو این مقاله هم توضیح دادم متفاوت هست در اینکه خیلی تلاش میکنن برای اینکه یک ساختار دوگانه‌ی داشته باشن یعنی اینکه هم فرایندهای دموکراتیک رو درشون در خودشون به کار بگیرن و هم اینکه ابزارهای سرکوب و خشونت رو در نتیجه میتونن در یک جاهایی انعطاف داشته باشن و در یک جاهایی در حد پیشبینی نشده‌ای اعمال خشونت بکنن اون مقداری که در جمهوری اسلامی اعمال خشونت میشه الان واقعا غیر قابل تصور هست یعنی شاید برای خود ما ایرانی ها مثلا تا ۱ سال پیش ۱۵ سال پیش بعضی از ابزارها که الان ما کشف میکنیم که اینها به کار میبرن غیر قابل تصور بود مثلا یک چیزی خوندم امروز تو بیانیه پزشکان که مثلا از آمبولانس برای موارد غیر درمانی استفاده می‌کنن خب این خلاف حتی معاهده ها و قراردادهای جنگی هست مربوط به جنگ یعنی جمهوری اسلامی حتی قوانین مربوط به جنگ رو هم رعایت نمیکنه در جنگ هم شما مجاز نیستید که از آمبولانس‌ها یا تأسیسات پزشکی یا هواپیماهای پزشکی یا هلال احمر برای اهداف نظامی استفاده کنید ولی جمهوری اسلامی این کارو می‌کنه خب ما با ی همچین نظامی مواجه هستیم و از اون طرف هم با یک اپوزیسیونی که حالا اسمشو ما میذاریم اپوزیسیون ولی واقعاً نمیشه درست تعریف کرد که این اپوزیسیون کی هست و چی هست غیر از چند تا اسم و چند تا چهره رسانه‌ای واقعاً نمیدونیم ما مثلاً این اپوزیسیون میخوایم لیست کنیم اسمشونو شاید مثلا ۵۰ نفر فعال سیاسی که خودشون رو اپوزیسیون بدونن در خارج از کشور وجود نداشته باشن که بدون اینکه خودشون سازماندهی داشته باشن یا اینکه خودشون یک سازماندهی دموکراتیکی داشته باشن و آلترناتیوی در حقیقت داشته باشن برای جمهوری اسلامی و منتهای تلاش هاشون یا منتهای حرفشون در همین شعارهایی که مردم در خیابونها میدن در همین خلاصه میشه خب ما با یک حکومتی مواجه هستیم که یک انعطاف پذیری غیر قابل پیشبینی داره یک به اصطلاح امکان کاربرد خشونت غیر قابل پیشبینی داره از اون طرف آلترناتیو و بدیل سیاسی براش وجود نداره و تعریف نشده است و و از این طرف شما یک جامعهی دارید که پر از خشم و و نفرت و کینه و سرکوب و حس تحقیر شدگی و میل به خیزش و اعتراض هست ولی بدون سازماندهی بدون رهبری بدون ایدئولوژی بدون هیچگونه برنامهای و در نتیجه میاد توی خیابون چند وقت یه بار به یک بهانهای این دیگ خشمش جوشان میشه و این آتشفشان قرش میکنه و میاد در خیابون اعتراض میکنه و بعد سرکوب میشه بعد دوباره میره در خانه‌ها تا یک فرصت دیگهای خب این وضعیت البته که به شدت هر خیزشی هر نوبتی که از این خیزش ها رخ میده پیامت های خیلی مهمی داره یعنی ریزش اعتبار نظام ریزش پایگاه اجتماعی نظام ریزش مشروعیت نظام همه اینا هست و ضعیف شدن نظام ولی هیچ کدوم منتهی به سقوط قطعی نظام مثل سال ۵۷ نمیشه یا اینکه حتی اگر به اون نقطه برسه شما چون سازماندهی ندارین رهبری ندارین نیرویی ندارین نمیدونین که جایگزین اون سیستم فروپاشیده چه خواهد شد ما در چنین شرایطی به سر میبریم و متأسفانه خب همین یک ط یک روی دیگر این خشم و نفرت‌ها آرزو اندیشی هاست یعنی کهه ما دوست داریم یه چیزی اتفاق بیفته مثلاً تصویری که رسانه‌ها میسازن از نسل جوان نسل دهه هشتادی یا نمیدونم فلان که اینا بیشتر به اصطلاح تصویرهای رسانه‌ای اس که با احساسات و عواطف ساخته میشه بدون اینکه مبتنی بر تحلیل و و شناخت علمی باشه و چیزایی نسبت داده میشه به این جوان‌ها یا تصویری ساخته میشه از این جوانها که شاید یعنی ما مطمئن نیستیم که با واقعیت چندان سازگار باشه این کهه این جوانها چه میخوان دقیقاً این جوانها چه به اصطلاح چه اندازه قابل سازماندهی هستند مرتب گفته میشه که این جوانها نیاز به رهبر ندارند و یک چیزایی القام میشه به اینها که شاید بیشتر گمراه شون بکنه تا اینکه کمکشون بکنه واقعیت اینه که اگر ما بخواهیم قدم‌های مثبتی برداریم باید ببینیم چه چیزی ممکنه و چه چیزی ممکن نیست در شرایط کنونی من آینده رو نمیدونم در شرایت کنونی با این وضعیتی که ما داریم این نوع خیزش ها اگر به یک خیزش عمومی و توده‌ای بدل نشه و یک رهبری نه رهبری شخصی و نه رهبری مرکزی بلکه یک رهبری دموکراتیک جمعی پیدا نکنه و سازماندهی نشه و برنامه ریزی نشه برای این اعتراضات خب طبیعتاً این‌ها نیروی جامعه رو برای اعتراض به تحلیل میبره یعنی شما هی میاید اعتراض می‌کنید هی کشته میدید هی هزینه میدید بعد سرکوب میشید بعد هی توانتون تضعیف میشه بنابراین باید حتما به یک برنامه ریزی و سازماندهی جدی فکر کرد و در عین حال انتظار اینکه شما انقلاب به شیوه ۵۷ و داشته باشین رو هم نباید داشته باشین باید از راه‌های خلاقانه تری وارد شد و به تغییرهای بنیادی از شیوه‌های دیگه عمل کرد که لزوماً ممکنه که انقلاب به منای پهی نباشه یعنی شما سیستم رو تغییر بدید بدون اینکه لزوماً شکل انقلاب ۵۷ رو داشته باشه یعنی شما حتما باید بتونید یک بخش‌هایی از حکومت رو همراه خودتون بکنید در تمام این تحولاتی که رخ داده در مثلاً بهار عربی اگر اونهای شون که منجر به تغییر نظام شد اگر یه بخشی از ارتش یا بخش عمده‌ی از ارتش همراه مردم نمیشدند یا نمیخواستن اون تغییرا رخ بده این تغییرا رخ نمیداد بنابراین شما نباید خودتون رو در تصور کنید که میشه با به اصطلاح تقاب کامل با این سیستمی که فقط خشونت می‌دونه و حدی هم براش قائل نیست درافتاد بنابراین خیلی چیزا هست که شاید خوشایند ما نباشه ولی همین واقعیت تلخ رو باید شناخت و بر اساس همین واقعیت راه امید رو پیدا کرد اولاً تاکید می‌کنم که جمهوری اسلامی دوام نخواهد داشت و این بحران‌ها قطعاً جمهوری اسلامی را از پا در خواهد آورد اینها به هیچ هرگز به این معنا نیست که جمهوری اسلامی به دلیل اینکه انقلاب درش نامحتمل هست دعوام پیدا می‌کنه ولی نکته مهم اینه که ما چگونه از شر جمهوری اسلامی رها بشیم که کمترین آسیب رو خود مردم ببینن یعنی جمهوری اسلامی مثل یک دیواری باشه جلوی روی ما که فرو می‌ریزه نه یه سقفی روی سر ما که روی سر ما بریزه چگونه میشه این کارو کرد چگونه میشه دیواری رو روبرو کرد که فروریزی به ما آسیب نرسونه من اینجا توقف می‌کنم و خوشحال میشم که با دوستان صحب