آقای خلجی سلام روزتون بخیر سلام بر شما و
همینطور بر مخاطبان ارجمند این
کانال ممنونم ازتون آقای خلجی طی روزهای
گذشته ما در مورد اتفاقاتی که بین حماس و
اسرائیل افتاده حمله حماس به اسرائیل صحبت
کردیم قبل از اون ما یک اتفاق بزرگ رو در
مورد کشور خودمون داشتیم برای بار دوم یک
زن ایرانی جایزه صلح نوبل رو بر شد که این
تقریبا در تمام اولین بار این اتفاق میفته
که از یک کشور د تا زن طی دو دهه برنده
جایزه صلح نوبل میشن من میخوام نظر شما رو
در مورد این جایزه
بدونم اجازه بدید که پیش از هر چیز خبر
درگذشت استاد دکتر میر شمسالدین ادیب
سلطانی رو تسلیت بگم خدمت جامعه دانشگاهی
ایران جامعه فلسفی مترجمان و همه
دوستداران و خوانندگان و کسانی که بهرهمند
هستن از آثار ایشون و امیدوارم که یاد
ایشون جاودانه بمانه همونطور که آثار
ایشون بسیار ارزشمند هست
برای رشد و بلوغ زبان فلسفی در ایران و
خدمت بزرگی که ایشون در طول عمرشون به
فرهنگ ایران و همین طور به ترویج و نشر
فلسفه مخصوصاً فلسفه کانت کردن با ترجمه
اندش خر ناب و فکر میکنم که پارسال بود
که یک بار یک جلسه در کلاب هاس من درباره
ایشون صحبت کردم و مفصل راجع
به برخی از جنبههای ناگفته یا کم
گفته میراث فلسفی و زبانی ایشون توضیحاتی
دادن به هر حال بسیار متأسف شدم امروز و
امیدوارم که یادشان جواب دانی
بمانه ببینید در مورد جایزه صلح نوبل من
به خانم نرگس محمدی
گرامی برای گرفتن جایزه نوبل تبریک
نمیگم دلیل اون هم این هست که متأسفانه
اول اینو بگم که هم خانم شیرین عبادی هم
خانم نرگس محمدی هم آقای تقی رحمانه که
همسر آقای خانم محمدی هستن همه اینها
انسانهای بسیار شریفی هستن انسانهای
بسیار شایستهی هستن که به هر حال به خاطر
عقایدشون مثل بسیاری از افراد دیگه در
ایران تحت
ظلمهای عجیب و غریب قرار گرفتن و در
برابر جمهوری اسلامی هر حال
ایستادند اینها کسانی هستند که در تاریخ
مبارزات دموکراتیک معاصر در ایران حتماً
نامشون ثبت خواهد شد و نامشون خواهد ماند
و به هر حال من ادای احترام میکنم به همه
این اشخاص مخصوصاً به خانم عبادی و خانم
محمدی ولی همون موقع که خانم عبادی هم
جایزه صلح نوبل رو
بردن و وقتی که اظهار نظرهایی کردن همون
اوائل من یک مطلبی نوشتم و عنوانش این بود
که خداحافظ خانم عبادی به دلیل
اینکه متأسفانه د تا نکته مهم وجود داره
که برای ما ایرانیها مشکل هست یکی اینکه
اولاً ما مفهوم جایزه صلح نوبل رو
نمیفهمیم و فکر میکنیم که جایزه نوبل یک
جایزه است یعنی پاداش پاداشی اس که به شما
برای یک سری کارایی
میدن همون طور که مثلاً اگر کسی در حوزه
ادبیات یک دستاوردهای درخشانی داشته باشه
از باب دیلون بگیرید مثلاً در تران سرایی
تا مثلاً نجیب محفوظ در رمان نویسی یا
دیگران در زمینههای دیگه بهش جایزه
ادبیات نوبل رو میدن نوبل ادبیات میدن اگر
کسی در زمینه مثلاً فرض بکنید اقتصاد
تئوریهای جدیدی داشته باشه بهش جایزه
نوبل ادبیات میدن ما فکر میکنیم که جایزه
نوبل صلح هم یک چیزی شبیه اون هست یعنی
اینکه شما یک کارهایی انجام دادین این
کارایی که شما انجام دادین خیلی مفید بوده
برای صلح بنابراین به شما جایزه صلح میدن
در حالی که اینطور نیست متأسفانه و در
ایران اشتباه فهمیده میشه و فهمیده شده و
بدتر از همه کسانی که میگیرن این رو یعنی
خود خانم عبادی و خانم محمدی این رو
اشتباه فهمیدن و من فکر میکنم که اینطور
فهمیدم این برای کارهایی نیست که شما
انجام دادید این جایزه پاداش نیست این
جایزه یک فرصت هست که به شما داده میشه به
همین دلیل هست که وقتی که باراک اوباما
رئیس جمهور میشه به محض اینکه رئیس جمهور
میشه بهش جایزه صلح نوبل میدن جایزه صلح
نوبل میدن به باراک اوباما به خاطر کارایی
نیست که او انجام داده او که هنوز کاری
انجام نداده او تازه رئیسجمهور شده این
جایزه رو باراک اوباما میدن برای اینکه
فرصتی در اختیار او قرار بدن برای اینکه
برای صلح تلاش بکنن خانم ابادی متأسفانه
به خودش گرفت یعنی فکر کرد که کارنامه
خیلی درخشانی داره به خاطر اون کارنامه
درخشانش هست که بهش جایزه میدن خانم محمدی
هم متأسفانه همین طوره ظاهراً و این موجب
میشه که فکر کنن که خب پس کار تمام شده
دیگه ما یه سری کارایی کردیم و الانم جایز
مونو گرفتیم و خب چه خوب که جامعه جهانی
فهمید ما چقدر مهمی و مافقط نقشم مهم بوده
در حالی که چونین نیست این جایزه جایزه
نوبل برای اولاً شخص نیست مسئله شخصی نیست
وقتی که داوران هیئت جایزه نوبل تصمیم
میگیرن مسئله شون این نیست که خانم محمدی
کیه یا خانم عبادی کیه مسئله شون یک جریان
سیاسی و یک جریانی اس که در جهت صلح در
اون کشور یا در اون جامعه یا در اون مذهب
یا در اون منطقه در جریان هست برای تقویت
اون
جریان این جایزه رو میدن بنابراین غیر
شخصیترین جایزه است در حقیق جایزه صلح
نوبل کسی مثل خانم محمدی و نباید اشتباهی
رو بکنه که خانم عبادیان کرد خانم عبادیان
نه حقوقدان برجستهای است نه کار خیلی
عجیب و غریبی کرده در زمینه حقوق که بتونه
متمایز از دیگران باشه ما حقوقدانهای
برجسته دیگری داشتیم و داریم که هم از از
نظر دانش و هم از نظر کارنامه بسیار
درخشانتر از خانم عبادی هستن منتها عبادی
هستن منتها این با خانم عبادی داده شد تا
ایشون به نمایندگی از جامعه طرفداران حقوق
بشر و بدون نمایندگی از جامعه حقوقدانان
فعالیتهایی رو در زمینه صلح انجام بده که
متأسفانه
ایشون در توانش نبود نه از نظار ذهنی نه
از نظر
اولی
خانم محمدی هم اشتباه میکنن اگر فکر کنن
که برای کارهایی که انجام دادن ایشون
متمایز هست از دیگران ایشون متفاوت هست از
دیگران و به خاطر تمایز و تفاوتش هست که
ایشون برگزیده شده اینطور نیست همین ۴۰
سال گذشته خب ما بسیار آدم داشتیم که
زندان
رفتن کشته شدن حتی یا زندانی زندان حبس
طولانی کشیدن برای همون آرمانهایی که
خانم محمدی براش مبارزه کرد ده و زن بودن
مرد بودن بنابراین خانم محمدی
یک ویژگی خاصی در این میان نداره این رو
باید متوجه باشه که نیستن و من هم خیلی
امیدوار نیستم که باشن و غیر شخصیست این
جایزه بنابراین این پاداش نیست به شما این
فرصتی اس که در اختیار شما قرار میدن که
شما از این فرصت استفاده کنین یک جنبش یک
جریانی رو که در کشور در خاورمیانه در
میان
مسلمانان و
در یک بخش مهمی از جهان در جریان هست شما
این جنبش و جریان رو تقویت بکنید صلح و
تقویت بکنید بنابراین زمانی میشه به خانم
محمدی تبریک گفت که این جایزه رو گرفته و
برای این جایزه اونچه رو که لازم هست و
آنچه که شایسته هست رو انجام داده باشه
تبریک نمیگم به خانم محمدی به خاطر این
کهه ابتدای کارش هست باید دید با این
جایزه چه خواهد کرد جایزه گرفتن جایزه
نوبل برای صلح پایان کار نیست آغاز کار
هست بر خلاف جایزه ادبیات بر خلاف جایزه
اقتصاد برخلاف جایزه فیزیک که پایان کار
هست یعنی شما وقتی که یه کارای رو انجام
دادین در پایان به شما جایزه میدن پاداش
مودن جایزه نوبل آغاز کار هست و میبینیم
که خانم آنوس سوچی چه کرد با جایزه نوبل
در
حقیقت بسیار تاسفبار بود و یک شخصیت بسیار
منقی از و ضد صلحی از خودش نشون داد درست
بعد از اینکه جایزه صلح نوبل رگ هست و من
به عنوان یک ایرانی به عنوان یک نفر از
مردم خاورمیانه به عنوان یک نفر از جامعه
مسلمانان به عنوان یک نفر از شهروندان
جهان به خانم
محمدی تبریک نخواهم گفت و منتظر میمانم
ببینم که ایشون با این جایزه چه خواهد کرد
چگونه این جایزه رو میفهمه و در عمل
چگونه فهم خودش رو از این جایزه نشون میده
و از این فرصت چگونه استفاده میکنه من در
یک جلسه دیگری از یک بیماری سخن خواهم گفت
در ایران به نام بیماری سانت متالیز یعنی
احساساتی گری در سیاست که متأسفانه یک
بیماری بسیار فاجعه باریست برای سیاست در
ایران و مخصوصاً فاجعهای است برای کسانی
که سخن از دموکراسی و حقوق بشر و ارزشهای
مدرن میزنن چون که کاملاً سانتیم
منتالیزیشن
انی سیاسی به مفهوم دقیق کلمه نداریم
آدمهایی که رفتن در زندان آدمهایی که
فعالی سیاسی فعالیت سیاسی میکنن به دلیل
اینکه اغلب من دارم به طور عمومی صحبت
میکنم اغلب آلوده هستن به بیماری
سنتیمنتال میسم اینها در کار خودشون نه
موفق هستند و نه
به پیشبرد سیاست در ایران کمک
میکنن