من این صحبتیو که میخوام بکنم از این جهت
به نظرم اومد که شاید مناسب باشه برای
طرح کردن به دلیل اینکه مسئله جنگ اسرائیل
با ایران فکر میکنم که حداقل در فضای
عمومی
اینترنت و رسانهها که من میشنوم و
میبینم فکر میکنم که هنوز
به بسیاری از مسائل
کمتر پرداخته میشه از جمله اصل مسئله و
اون اینکه این جنگی که رخ داد یعنی این
جنگ ۱۲ روزه که نمیشه اصلا اسمی براش
گذاشت یعنی یه نوع جنگی بود که تاکنون
سابقه نداشت اما همین نشون میده که ما
نباید این جنگ رو صرفاً یک اتفاق
به اصطلاح خاص برای یک موقعیت ببینیم بلکه
این جنگ یکی از مهمترین ترین نشانهها و
جلوههای این هست که ما وارد عصر جدیدی
شدیم. نه عصر جدیدی از جنگها بلکه عصر
جدیدی از حیات انسان که
در حقیقت تکنولوژی دیجیتال باعث شده که
منطق زندگی چه زندگی شخصی از زندگی شخصی
گرفته تا نوع نظامهای سیاسی تا نظم
بینالمللی درش یک انقلابی به وجود بیاد.
من هدفم بیشتر این هست که به اصطلاح توجه
رو به سمت این تغییر بنیادی و انقلابی جلب
بکنم و اینکه بدونیم که ما در چه واقعیت
کاملاً ناشناخته و پیچیدهای زندگی
میکنیم و در نتیجه
بسیاری از چیزهایی که در مورد تغییرات
داخلی در ایران هم فکر میکنیم اونوقت
تغییر خواهد کرد.
بذارید شروع کنیم از اینکه آقای نتانیاهو
به عنوان یکی از
سمبلهای
این عصر جدید عصر جدید در حقیقت
دیجیتال
[موسیقی]
خب اینکه برای اولین بار اسرائیل در این
یک سال گذشته اولاً از تغییر رژیم صحبت
میکنه و ثانیاً خود آقای نتانیا
مثل آقای ترامپ که د تا نماد برجسته این
عصر هستن از نظر سیاسی هر دوشون بسیار
علاقه دارن به رسانه و به تلویزیون
یعنی آدم رسانهاین یعنی رسانه رو در حد
بالاتر از اونچه که رهبران دیگه میشناسن
خیلی خوب میشناسن و خودشون خیلی
علاقهمند هستن که برای
اجازه بدید آقای آلیوان
برای در اینکه سیاست رو اجرای سیاست رو
به میدان دیگری غیر از آنچه که معمولاً
درش انجام میشه یعنی به میدان
فضای مجازی
وارد بکنه. به خاطر همین هست که خودشون
شخصاً
در روی تلویزیون
به
یعنی ظاهر شدن در تلویزیون یه بخش مهمی از
سیاستورزی اونهاست. خب آقای ترامپ که
اصلاً بسیار آگاهانه هم همیشه آگاهانه
به به شیوه حرف میزنه و به شیوهای
رفتار میکنه که
گویا در هر حالت
زیر نگاه دوربینهاست و گاهی هم خیلی جاها
گفته که مثلاً این حرفی که من زدم این
میره الان تو تلویزیون و خیلی پربیننده
میشه ه یعنی کاملاً خودش رو به عنوان یک
کسی که باید به شکلی عمل کنه که در تصویر
تلویزیونیش
چشمگیر باشه و در حقیقت بتونه اگر از مثلا
یک ثانی ۳۰ ثانیه یا یک دقیقه از این
به اصطلاح بیدارش یا رف به اصطلاح برنامهش
دیده شد بتونه خیلی تأثیرگذار باشه اگه
یادتون میاد وقتی که تیراندازی کردن بهش
خب تیراندازی بود دیگه شما انتظار دارید
که وحشت کنه سرشو بکنه پایین اولین کاری
که کرد دستشو بالا کرد و اون همون یک لحظه
دست بالا کردن نشون میداد که این چقدر
خودآگاهه به اینکه الان هرگونه
عملی این یعنی هرگونه واکنشی نشون بده این
واکنش میتونه ت در تصویری که آدمها
آدمها آمریکاییا دارن از او تأثیر بگذاره
بنابراین هر دو اینها آدمایی هستن که
تصویر رسانه انه رو
بخش خیلی جدی سیاست ارزشو میدونن و فقط
این نیست. نکته مهمتر
اینه که همه حکومتها تبلیغات داشتن همشون
از قدیمیترین حکومتها تا امروز. به هر
حال اینکه شما
قدرت خودتون رو خیلی بخواین شکست نازیر
جلوه بدین چه برای دشمن خارجی چه برای
مردمتون یک امر ضروریست و اینکه شما یک
تصویر
مناسبی از خودتون در ذهن حکومت شوندگان
داشته باشید یه بخش مهمی از قدرته ولی در
عصر دیجیتال تکنولوژی دیجیتال موجب میشه
که
تصویر و رسانه نه به عنوان ابزار سیاسی
بلکه به عنوان عامل تعیین کننده یعنی منطق
سیاست قرار بگیره و این خیلی مهمه اینا
راجع به جنگ هم خواهم گفت
و تصویر اگر تصویر نه ابزار نباشه بلکه
خودش تبدیل بشه به تعیین کننده سیاست به
این معناست که تکن این تکنولوژی
یک عامل تعیین کننده مستقل از اراده و
خواست و نیت و ایدئولوژی
قدرتهاییست که از او استفاده میکنن. به
عبارت دیگه تکنولوژی
جای ایدئولوژی رو میگیره. خود تکنولوژی
خود ماشین یک منطقی داره فارغ از اینکه
شما
چه فکری میکنید چه ایدئولوژی دارید چه
قصدی دارید و اون هست که شما رو رفتار شما
و انتخابهای شما رو شکل میده M