تشکر از جناب خلج برای توضیحاتشون و وقتی
که میزارن خیلی ممنون لطف
میکنن والا ی نظری داشتم میخواستم بگم با
نظرمو آخرش سعی میکنم با یه پرسشی از
جناب خلجی گره
بزنم نظراتی که
حالا اکثر حالا افراد در اکثر متفکر راجع
به حالا مقولات مختلف ا
جهانا آرنت راجع به انقلاب میده خب
[موسیقی]
تا مقدار زیادی بسته به شرایط و محیط و
اون زندگی هست که کردن روابطی که داشتن
حالا نظریات انقلابم زیاده دیگه مثلا یک
جناب برینتون یک چار تا انقلاب و کنار هم
مقایسه میکنه انقلاب روسیه انقلاب فرانسه
انقلاب
امریکا و فکر کنم حلا به انگلیس نمیدونم
کدومش این سه تا و یکی دیگه کنارم یه مدلی
از توش بیرون میکشه برای اینکه بشه
انقلابها رو تحلیل کرد که مثلاً میگه
مرحله اول انقلاب که میشه خط روی ارزشهای
قبلی میکشن و یک دولت و حکومت میانه رویی
میاد سر کار که این دوره پوست اندازیه که
شروع میکنه انقلاب پوست انداختن و دوره
دوم چون به اهداف نمیرسن تقری
افراد به اصطلاح بنیادگرا تر و
افراد رادیکال تر میان سر کار و اینجاست
که یک سری خشونتها اعدامها شکل میگیره
چون بالاخره در انقلابها یک سری افراد
هستن به هیچ راتی مستقیم نمیشن و اون
ارزشهای انقلاب جدیدو قبول نمیکنن و
انقلاب هم راهی به جز حذف فیزیکی اینها
نداره در فرانسه دیگه اوجش بود دیگه اون
گیوتین شده بود تیغ ملی همینجور گردن
میزد برا ایران خودمونم داشتیم دیگه دهه
۶۰ اوج اعدام بود و یک سری باید حذف
فیزیکی میشدن و بعد که میاد وارد سوم میشه
دور سوم میشه انقلاب در از دست انقلابیون
گرفته میشه و به اصطلاح دورهی که انقلاب
فرزندان خودشو میخوره و کس یک جو بازگشت
به
ارزشهای دولت قبل از انقلاب مثل الان
اتفاقی که در ایران میبینی میفته و خیلیا
دارن چیزهایی که در زمان محمدرضا شاه بوده
رو خیلی بل میکنن ارزش میکنن چیز بدی ازش
بیرون نمیکشن و این بازگشته حالا اینها
مثلا یه مدلی رو میدن در زمان خودش
نمیدونم واقعا چقدر این مدلا میشه قابل
اتکا هست و اینجا حالا
آرن صحبت بکنیم اون شرایط زیست خودش و
اون اعتراض زی مدنی که در آمریکا بوده
حقوق مدنی و اون
جنگهای ضد ویتنامی و اصلا شرایطی که خودش
داشته به عنوان یک اف نک مسی به عنوان یک
جویش و یک کسی که خیلی در اجتماعات
نمیتونه باند بخوره و نمیتونه متصل بشه و
این حالت وجودی رو احساس میکنه و از یک جا
میخواد حالا به اصطلاح از اون تروف های
دیگه استفاده کنه و یک تروفی
ولی از یک جات این چیزایی که بهش تخته بند
هست و باهاش بزرگ شده و این چیزها رو دیده
و از نگاه خودش میده نمیتونه از خودش جدا
بکنه و یک جور میخواد اینها رو در نظریات
خودش هم بگن جونه و اینها رو ما میبینیم
این شرایط که نه حالا آقای خلیجی دیروزم
فم توضیح دادن که شهروندی چه جوری نگاه به
شهروندی چه جوریه که آره به جاجمنت و
قضاوت اینها اینها اصول ا نظرش که داده
اینها تمام با بستر اون شرایط شه که بعد
اینو مثلاً اینهایی که در شرایط وجود خدا
این بوده چه جوری ما میتونیم در یک جایی
مثل ایران مثلاً پیاده کنیم و ازش استفاده
کنیم یا وقت بذاریم براش که مثلاً بشه یک
جوری یک چیزی ازش در که به درد فردای
ایران خودمون بخوری یا مثلاً از انقلاب
ازش ترس بگیریم یا مثلا الان خیلی این
همین دولت ت انیرو که مثلا میگن دقیقا به
ایرانم مثلا خودمونم الان دولت ایرانو
میگن در صورتی که حالا نمیدونم چقدر قبول
داشته باشن دولت سالیست در یک شرایط خاصی
در یک زمان خاصی از دوره تاریخی یک سری
کشوررا شک که بشه نمیتونیم اونو برداریم
به خاطر کهه حالا ی کشوری حالا مثلا
جمهوری اسلامی که مثلا شاید یک سری
اعدامها و زندانها و شکنجهها داشته
باشه اینو دقیقا بیاریم این ساخت و پرداخت
همون دنیای مدرن هست که در اونجا از دل
اون دنیا بده این تیس اومده بیرون بعد
اینو قشنگ بچسبونیم به ایران و بعد از
اونجا آقای فریاد لطفاً جمعبندی هم میکنین
سپاسگزارم هم سؤال میخواستم ببینم چه جوری
میشه پیازش بکنه خیلی تشکر دارم
ممنونم آقای خادم سلام بر شما خوش آمدین
خوشحالم که شما هم هستید کنار ما آقای
خلجی جان بفرمایید آقای خادمم اومدن
بالا سلام بر آقای خادم
عزیز آقای خادم خوشحال میشیم صدا شما
بشنویم سلام آقای دکتر خلجی اجازه بدد یه
پ ش دقیقه تو اتاق بشینم بیرون بودم نفسم
در بیاد بسیار خب بسیار ی یه یه سه چار
کیلومتر راه رفتم از این قطری خوش به
حالتون آقا خوش ب حالت نه نه نه حتما اون
روزانه است بسیار
عالی
ببینید انقلاب یک مفهومی که که شما هر
موقع به کار میبرید باید تعریفش کنید یعنی
اینکه
در رشتههای گوناگون علمی و
در از منظر روشهای مختلف و دیدگاههای
مختلف با نظریههای مختلف معناش فرق میکنه
اونچه که ما امروز راجع به صحبت کردیم یا
این دو روز راجع به صحبت کردیم بیشتر
انقلاب به مفهومی بود که هان آرنت به کار
میبره
طبیعتاً شما میتونید الان که اصلا به
اصطلاح قلمرو مطالعات درباره انقلابها
چند رشتهی است میان رشتهای
است حتی فرشتهای است و این به این معناست
که از منظرهای گوناگونی راجع به انقلاب
مطالعه میشه بنابراین تعریفهای گوناگونی
وجود داره اون کتابی که شما اشاره کردید
کتاب قدیمی کلاسیک مهمه ولی امروزه بحث
راجع به انقلاب بسیار بسیار پیچیده شده
چون کهه مفهوم انقلاب خیلی پیچیده شده و
به یک
معنا ما در عصر مدرن در عصر انقلابهای بی
پایان هستیم یعنی انقلاب هایی که به
انقلابهای جدیدی میپیوندند و
مدام از دلشون یه انقلاب دیگری به وجود
میاد مثل خود همین تکنولوژی تکنولوژی که
نمونش هست یعنی اصل مدرن با تکنولوژی شروع
میشه ولی خود همین تکنولوژی مدام درش
انقلاب به وجود میاد و این انقلابها
پایان ندارن
اصلاً در نظامی سیاسی همین طوره در نظامی
فکری همین طوره بنابراین به چه معنایی به
کار میبریم در مورد
ایران شما اینو بدونید که هیچ چیزی که در
جای دیگه اتفاق افتاده یا فکر میکنیم
اتفاق افتاده یا در گذشته ما اتفاق افتاده
دوباره قابل اتفاق افتادن نیست یکی از
ویژگیهای ذهن تاریخی یا ذهنیت تاریخی یا
تاریخی نگر اینه که همینو درک میکنه که
همه حوادث تاریخی یکن یک بار رخ میدن و
هرگز تکرار نمیشن ذهنیت غیر تاریخی هست که
فکر میکنه که یه چیزی میتونه مدام تکرار
بشه مدام اتفاق بیفته ذهن آیینی دیگه مثل
نوروزه ما نوروز یه چیزیست که مدام اتفاق
میفته این این شما باید با نگاه اسطورهای
نگاه کنید که فکر کنید نوروز یک اتفاقیست
که هر سال اتفاق میفته ولی با ذهنیت
تاریخی چنین چیزی سازگار نیست
یعنی زمان دیروز لحظهی که
گذشت گذشته و هرگز برنخواهد گشت حالا به
یه به اصطلاح تخصصی ترش میگن که زمان
ایریورسیبل هست ایریورسیبل هست یعنی چی
یعنی بازگشت ناپذیره تکرار نشدنیه این
ثانیه که الان گذشت این امروز اگر بیست و
ششم ماه اوت سال ۲۲۳ هست فر دیگه هرگز این
روز تکرار نخواهد شد در تاریخ و همه اونچه
که درش رخ داده هرگز تکرار نخواهد شد
بنابراین نه شما میتونید به تجربه
فرانسویا و آمریکاییا و اینا رو اینا رو
تکرار کنید تقلید کنید نه میتونید از
گذشته خودتون تقلید کنه اونچه که ما الان
میبینیم در فضای ایرانی دنبال اینن که از
انقلاب ۵۷ تقلید کنن خود انقلاب ۵۷ یه
تقلیدی بود از انقلابهای کمونیستی و
انقلاب مشروطه یه تقلیدی بود از انقلاب
فرانسه خب میبینید که نتیجهش چی میشه
دیگه در حقیقت انقلاب نیستن به مفهوم
حقیقی کلمه به تغییرهای جدی نمی انجامند
بلکه
همون محتوای سابق رو دوباره بازسازی
میکنن بنابراین ما اگر بخواهیم ما باید
از انقلابها بیاموزیم ما باید از
تجربههای دیگران بیاموزیم بخونیم مطالعه
کنیم بفهمیم ولی برای ایران باید خودمون
فکر کنیم و البته باید یاد بگیریم فکر
کردن یعنی چی ما فکر کردن یه چیز بدیهی
مادرزادی نیست یعنی آدما وقتی از مادر
متولد میشن خود به خود نمیدونن فکر کردن
یعنی چی برای فکر کردن باید یاد گرفت خود
یاد گرفتنم باید یاد گرفت یعنی فراگیری رو
هم باید فرا گرفت خودش بدیهی نیست خودش ما
مثل سگ و گربه نیستیم که به بتونیم بو
بکشیم و با بو کشیدن و نگاه کردن و اینا
خطر تشخیص بدیم خب بفهمیم چه چیزی خوردنیه
چه چیزی خوردنی نیست ما یاد میگیریم
انسان تنها جانوریست که برای زیستن نیاز
به یادگیری داره نیاز به آموزش داره
بنابراین باید یاد بگیریم که فهمیدن یعنی
چی بعد اون وقت اگر یاد گرفتیم فهمیدن
یعنی چی باید موقعیت خودمونو بفهمیم وقتی
موقعیت خودمونو فهمیدیم اونوقت میفهمیم
که چگونه میتونیم تغییرش بدیم
و در
حقیقت جامعه ایرانی آزادی ایرانی دموکراسی
ایرانی حقوق بشر ایرانی عدالت ایرانی
مدرنیته ایرانی و انسان ایرانی ایدآل چی
هست در حقیقت و ما باید بدونیم که اونچه
که ما چه خوب چه بد بسازیم کاملاً ایرانیه
یعنی اینکه شما باید اولاً در این چارچوب
ایرانی هستید و ثانیا اگرم بخواید یک چیز
خوبی بسازید باید ایرانی باشه نمیتونه
ایرانی نباشه یعنی که همون طور که گفتم به
دلیل اینکه مدرنیته یعنی
خودآگاهی شما نمیتونید با تقلید از دیگری
مدرن باشید به خودتون باید آگاهی داشته
باشید بنابراین من مهدی خلجی مدرن شدنم
یعنی خودآگاهی من و این خودآگاهی با
خودآگاهی شما فرق میکنه دیگه پس مدرن شدن
من با مدرن شدن شما فرق میکنه ما هم در
ایران باید مدرنیته ایرانی رو پیدا بکنیم
و بسازیم یعنی همون خودآگاهی ایرانی و این
البته نیازمند یک انقلاب حقیقی هست نه
انقلابی از این نوع هایی که تا حالا انجام
دادیم یا از این چیزایی که الان فکر
میکنیم برگردیم به اصل پهلوی یا چیزی رو
در گذشته تجدید کنیم اونچه که در گذشته
بوده فقط ما میتونیم به صورت انتقادی
بفهمیم یا سعی کنیم بفهمیم ما هرگز
نمیتونیم اونچه که در گذشته بوده رو تکرار
بکنیم تقلید بکنیم چه خوب چه بد هیچ فرقی
نمیکنه
اگر نفهمیم اون
وقت داستان همون
اژدهای مولوی میشیم که ناگهان از اون یخش
باز میشه و اژدها که فکر میکنید مرده است
در حقیقت زنده میشه و همه ما رو میبل همون
طوری که جمهوری اسلامی همون اژدهای افسرد
بود که در برفهای کوه منجمد شده بود و
فکر میکردیم که این سنت مرده اما بعد اون
مارگیر آوردش در میدان بغداد و زیر آفتاب
تموز این یخش باز شد وقتی که یخش باز شد
شروع کرد به خوردن مارگیر و همه کسانی که
اون معرکه رو تماشا میکردن اون سنتی که
ما نمیشناختیم همون هیولایی بود که در
جمهوری اسلامی در انقلاب ایران یخش باز شد
زیر
آتش ایدئولوژی و با آتش ایدئولوژی تبدیل
به هیولایی شد که امروزه داره همه ما رو
میخوره و میبن
ممنونم خواهش میکنم آقای سپاسگزارم از
شما آقای خادم هر وقت شما آماده باشید ما
شنونده شما خواهیم بود من همه آمادم
بفرمایید بفرمایید خوش آمدید خواهش میکنم
اولا سلام به تمام دوستان من دیرو این این
هفته هر اتاقی در کلاب هاس هست صحبت از
جنبش مساس سالگردش و
انقلاب خب صحبتهای زیادی در این مورد میشه
و
واقعا چیزهایی گفته بعضی وقتا گفته میشه
که اصلا قابل فهم نیست
یا چیزی جز شعار نیست من سوالی که از آقای
دکتر خلجی دارم از دیشب در یه اتاقی بودم
یا
پریشب یه خانم روانشناس یا یا روانشناس
بود یا پلیتیک ساینس تیست بود چون جواب با
ش جوابهایی تا اندازه قانع کنندههای بود
من از ایش سؤال من این بود که حالا این
سؤال من میکنم به
دقت بتونم
منظورمو به اصطلاح بیان کنم دو چیز همیشه
در
من در تمام از زمان انقلاب ۵۷ اثرگذار روی
من بوده یکی حافظه تاریخی مردم ایران و
یکی ذهنیت مردم ایران این دو چیز همیشه و
همیشه مد نظر بوده که آیا این دو چیز در
روند انقلاب اثرگذار هست یا نه اولا راجع
به حافظه تاریخی من بگم اینجوری که من
میخوام بگم من همین الان از نسل ۵۷ نه نسل
خدا میدونه که سه نسل در شرایط فعلی در
جریان این انقلاب هستن نسل من نسلی که بعد
از انقلاب و در زمان انقلاب و نسل ن فعلی
که میگم بهش نسل زد هرچی عنوانی بنابراین
این در واقع یک
یک یک چوری لغت شو باید پیدا کنم بیان گوی
سه نسل رو چجوری میشه جمع کرد چون پدر پدر
پدر بزرگ و مادر بزرگ به احتمال خیلی زیاد
اثرگذار هستن روی نوه هاشون چون اغلب با
اونا زندگی میکنن در این دنیا
مدرن و پدرها هم تقریباً یه مقداری نسبت
به اتفاقات ا حساسیت پیدا میکنه بنابراین
من همیشه سوالم اینه که سه نسلی که در
ایران
هستند که انقلاب به نحوی دیدن و اثرات
اونو دیدن آیا این
میتونه
مانع یه انقلاب دیگه در ایران بشه چون نه
پدر و پدر احیانا یه مقداری محافظه کارتر
هستن از به اصطلاح بچهها از این جهت که
من من هنوز برای خود هنوز از نظر تجربی به
این نتیجه نرسیدم که
واقعاً از نظر علمی نمیدونم این از این
نظر بود که این سوالو به این صورت دارم
مطرح
میکنم واقعا از نظر عملگرایی ندیدم که
هنوز واقعا این این حرفی که من میزنم این
سؤالی که من دارم مفهوم مفهوم علمی
میتونه پیدا کنه یا نه یک دوم مسئله
ذهنیت من بر این باور هستم که
ذهنیت یه مقداری اثرگذار هست در روند
انقلاب به این معنا که اگر مرتب راجع به
انقلاب آینده صحبت بشه و گرفتاریهای این
حاکمیت صحبت
بشه مردم به تدریج واژه انقلاب و اتفاقاتی
که همراه انقلاب هاست در ذهنشون جا
میگیره
و آیا این
هم اثرگذار هست یا نه ببینید موضوعی رو که
شما در جلسه اتاق دیگری گفتین که دو چیز
در ی سیستم
توتالیتر
باعث باعث نابودی سیستم توتال تلین میشه
یکی فروپاشیه که من هم باور دارم که
فروپاشی ارجعیت بر هر چیز دیگری در شرایط
ایران یکی دیگه حمله خارجی که هر دو اینور
چیزا در دنیا اتفاق افتاده ا انقدرم یعنی
نمونه هاشو داریم از این از این جهت هست
که من بر این باور هستم که این دو چیزو
اگر یه
مقداری یه مقداری بیشتر روش فکر بشه بشه
که از این دو میشه استفاده کرد در جهت
مثبت اجرای یک ایجاد ی انقلاب براکه ا
انقلاب که نمیشه انقلاب اتفاق میفته و اون
دو نکتهای رو که شما مربوط به فروپاشی و
حمله خارجی گفتید آیا یه چیزی به عنوان
سوم هم ممکنه وجود داشته باشه بذارید یه
چیز دیگه اینجا من اضافه کنم من بعد از
انقلاب ۵۷ که در مجبور به حکم اجبار مجبور
بودم بیام بیرون و فرانسه زندگی میکردم خب
چهار تا بچه
داشتم هم اومدیم فرانسه و اینها خب من یکم
فرانسه میدونستن بچههام و زنم که انگلیسی
و فرانسه بسیار بسیار کم میدونستن و
خلاصه بعد یه مدتی تلاش فرانسه آموختیم
اینها و من این د تا دخترای من خیلی علاقه
خاصی داشتن که برن بوردینگ اسکول در
انگلستان
خب ما هم همین کار کردیم ولی در ایام
تعطیلی کریسمس و ایستر و تابستان میومدن
پاریس و اینا مجبور بودن که فرانسه
بیاموزم بعد من یکی از دخترام خیلی علاقه
داشتم که یه روزی وارد یا سیاست بشه خب
آرزوی پدر پدرها همیشه ببخشید دارم قصه
میگم شاید دلیل داره که این قصه رو دارم
میگم آرزو داشتم که وارد پلیتیک بشه و خب
البته وقتم بزرگ شد رفت لاندن اسکول اکمی
اینترنشنال ریشن خ ولی متسفانه مثل اغلب
زنها عاشق میشن و زندگی خصوصیش مهمتر
میشه از زندگی
اجتماعیشون من مجبور کرده بودم که ایشون
این هان رانو خوب
بخونه و به این دلیل که میخواستم مفهوم
واق انقلابها بعد مجبور شدم خود من هم
بخونم شاید من خیلی هم سخته خوندن اون به
زبان فرانسه ولی من خوندم و خیلی آموختم
این دو نکته رو من به ندرت حتی حدودا یک
ماه ببخشید معذرت میخوام کیو بخونین چه
کتابی رو بخونین هانا آرنت هان آرنت بله
بله ب هانا آرنت بخونیم برای کهه اگ اگر
نمیخوندم د تاشون به احتمال خیلی
زیاد پول جیبی خبر نبود میدونی خیلی خیلی
من از این
نظر راههایی پیدا میکردم که بچهها رو
تشویق کنم که قدر من خوشحالم جای اونا
نبودم آقای خادم مگرنه خیلی خراب ره اونم
اونم به من قر میزد میگه بابا آخر در سن
۱۴ سالگی میخوای من این کتاب بخونم میگم
آره اگر حالا بخونی تو ذهنت میمونه چون از
نظر ذهنیت ذهنت خیلی برای مهم که خیلی
چیزایی که در نوجوانی انسان میخونه همیشه
همراهش میمونه در هر صورت از اون بگذریم
ولی من که وقت خودم خوندم خب بود ب ۴۰
سالم بود اولین باری که خوندم این این این
چیزو من واقعاً نتونستم در اون پیدا کنم
یا متوجه نشدم که این دو این دو مسئله
ذهنیت و حافظه تاریخی جامعه رو در روند
انقلاب واقعاً نتونستم از اون دربیارم از
این جهت فکر کرد
که یی در یه مقطعی من این با شما مطرح کنم
خب شما نه تنها این کتاب رو خوندین به
احتمال خیلی چیزهای دیگرم خوندین و مطلع
هستین در این مراد همین امیدوارم که سوال
من یه
سوال سوالی هست که حداقل خود من روشن میشم
اگر کسی راجع به این دو مطلب روشن داشه
خیلی
متشکرم ممنونم از شما
آقای خادم عزیز ممکنه بپرسم که اون خانمی
که فرمودید که ایشون صحبت میکرد ایشون
جوابش چی بود به این سؤالی شما یه قدری
گفت ذهنیت تاریخی میمونه
ولی ولی چیز ذهنیتی رو ببخشید حافظه
تاریخی میمونه جامعه حافظه تاریخی داره
ولی آیا اثرگذار هست در بحرانها یا نه
نتونست جواب به اون جوابی که من خواستم
ازش یعنی جواب داد ولی آواز آواز
راجع به راجع
به
ذهنیت فکر میکرد که ممکنه در نسل جوون
اثرگذار باشه ولی در
نسل اول و دوم از این سه نسلی که من توضیح
دادم فکر میکرد که اثرگذار نیست این این
صحبتی بود که این خانم با من کرد من من
فقط دارم واقعاً برای من همیشه چی بوده که
چون چون جامعه ایران خیلی اثر پذیره یعنی
متأثر از هر چیزی میشه این دو چیز برای من
یه قدری گنگه خیلی متشکرم بله
ممنونم حافظه تاریخی ی اصطلاح گمراه
کننده ایه مثل حافظه خود انسان یعنی شما
جامعه رو در نظر بگیرید مثل خود انسان ما
فکر میکنیم حافظه یعنی که شما یک مثلا
دوربین مدار بسته تو مغزتون هست و از
زندگیتون همینطوری داره قشنگ فیلم میگیره
و همون طور که توی زندگیتون داره میگذره
همون زندگیرو ثبت میکنه حافظه همچین چیزی
نیست
حافظه آرشیو صدا و سیما نیست در حقیقت
آرشیو ادیو ویژوال نیست که زندگی شما رو
ثبت کنه حافظه چیزیست که ش شما مرتب
میسازید در حقیقت به شکل خودآگاه و
ناخودآگاه مثلاً براتون مثال
بزنم حالا اینا توی روان دوستانی که
روانشناسی خوندن یا میخونن میدونن خیلی
بهتر میتونن توضیح بدن انسان ذهنش یک
سیستم دفاعی داره دیگه طبیعتاً شما اگر
قرار باشه هر اتفاقی براتون افتاده به یاد
بیارید کارتون به جنون میکشه
بنابراین ذهن برای اینکه انسان برای اینکه
زندگی کنه نیاز داره به اینکه مرتب فراموش
کنه و فراموش کردن اهمیتش اصلاً کمتر از
به یاد آوردن نیست به یاد آوردن خودش به
نوعی فراموش کردنه یعنی چی یعنی که مثلاً
فرض کنید اگر من در بچگیم یا در گذشتم یک
اتفاق وحشتناکی برا من افتاده باشه که به
اصطلاح دچار تروما شده باشم تراماتایز شده
باشم اگر اولا که ذهن به طور اتوماتیک سعی
میکنه که اون تراما رو پس برونه تو ذهن
شما اون اون به اصطلاح شوک روانی اون
اون آسیب روانی صدمه روانی که شما خوردید
ذهن سعی میکنه همین طوری پس برانه هی
نیاره جلوی چشم شما هی جزئیاتش تار کنه
وگرنه شما نمیتونید زندگی کنید مثلا کسی
که عزیزی از دست میده ها کسی که
پدرشو از دست میده فرزندشو از دست میده
برادرشو از دست میده اگر این بخواد همیشه
اون لحظه از دست دادن رو به خاطر بیاره
دیوانه میشه نمیتونه زندگی کنه بنابراین
او به مرور اون صدمه ذهنی رو دستکاری
میکنه به عقب میرونه جزئیاتش رو مات میکنه
محو
میکنه بتونه باش کنار بیاد ملتها هم همین
طورن
حالا شما من پیشنهاد میکنم به جای اینکه
آرنت بخونید ی کتاب دیگه رو من پیشنهاد
میکم اگر خوندید دوباره بخونید اون خیلی
کمک میکنه به ما شاید و اون کتاب نیچه
است نیچه یک کتاب خیلی کوچیکی
داره که در اون
کتاب به اصطلاح بهش
میگن به فارسی بهش میگن تلات نا به هنگام
یا
فرانسه میگن آسی
اکت تصورات ملاحظات تأملاتی که زمانش نیست
نابه هنگام اونجا راجع به سودمندی تاریخ
اینکه تاریخ به چه درد ما میخوره و چقدر
ما باید به تاریخ اهمیت بدیم و چه چیزی از
تاریخو باید به یاد بیاریم و چه چیزشو
فراموش کنیم در حقیقت خیلی خیلی اون رساله
خیلی رساله مهمی ازی میه خیلی میتونه کمک
کنه واقعیت اینه که شما در تاریخ باید
خیلی چیزا رو از یاد ببرید تاریخ همه
ملتها پر از سیاهی و تاریکیه ما اگر
بخوایم مثلاً یادمون بیاد که چنگیز چیکار
کرده با این مملکت وقتی شما تاریخ
جهانگشای جوینی رو میخونید آدم واقعاً دق
میکنه یعنی تصور اینکه چنگیز میاد و در
شهرهای ایران با این بدویت و و تصویر
میکنه جوینی
فوقالعاده حتماً خوندید و به یاد میارید
که چه زیبا تصویر میکنه و دقیق تصویر
میکنه که چگونه این آدم میاد بعد چگونه
توحش که این آدم میورزه واقعاً آدم دق
میکنه و تصور میکنه که مثلاً من خودم
چون تاریخ بیحقی دوست دارم من خیلی موقع
تاریخ بی حقی میخونم گریه
میکنم وحشتناکه اصلاً قابل تحمل نیست و
اینو همه ملتها در تاریخشون داشتن همه
ملتها مثل همه انسانها در گذشته خودشون
خاطرات تلخ دارن و باید یه جوری باهاش
کنار بیان این این مسئله برای یهودیا و
برای قرن بیستم خیلی مهم بود چه جوری شما
هولوکاست رو فراموش کنید هان
رنت توی
مقدمه خاستگاههای توتالیتاریسم خواهش
میکنم مقدمش بخونین مقدمش خیلی مقدمه
جالبیه میگه که
من به این دلیل رفتم سراغ
نوشتن درباره توتالیتاریسم که
توتالیتاریسم از یاد
ببرم من برای این رفتم سراغ نوشتن تا
اینکه چرا هیتلر به وجود آمد برای اینکه
هیتلر از یاد ببرم جنگ جهان دوم از یاد
ببرم این رن این فاجعه رو از یاد ببرم من
به هولوکاست فکر کردم برای اینکه از یاد
ببرم و میگه این پرادکو قض
آدمیزاده که برای اینکه فراموش بکنه باید
به یاد بیاره و برای اینکه به یاد بیاره
باید فراموش
بکنه واقعیت اینه که که ما در مورد
گذشتمون به طور کلی این این وضعیتو داریم
بنابراین در هر دورهای حافظه ساخته میشه
آدمیزاد اینطوری دیگه شما الان به ش حافظی
خودتون رجوع بکنین یه چیزایی به یاد
میارین ۱۰ سال آینده یه چیزای دیگه به یاد
میارین ۱۰ سال گذشته یه چیزای دیگهای به
یاد میآوردم بنابراین حافظه یه چیز ثابتی
نیست مدام با تخیل آدم با آرزوهای آدم آدم
خیلی موقعها گذشتشو اونجور که دلش
میخواد به یاد میاره دلش میخواد بوده
باشه در حقیقت نه اونچنان که بوده و اصلاً
نمیتونیم بفهمیم که آنچنان که بوده چگونه
بوده چون اونچه که بوده دیگه در در در
دسترس ما نیست اصلاً ما نمیتونیم ببینیم
که اون واقعیتی که گذشته چگونه بوده او
برای همیشه
گذشته بنابراین این در مورد حافظه
است الان اگر بحث انقلاب مطرح شده برای من
جالبه که د تا نسل متفاوتن آقای خادم که
از انقلاب حرف میزنن یه نسل به اصطلاح این
نسل ده
هشتادیا که نسل اینترنت و توییتر و نسل
سوشال میدیا و رسانههای اجتماعی و
نسل آنلاینم نسل
دیجیتال بهشون میگن زی جنریشن تو
آمریکا یه نسلم نسلای که مثل من و شم یعنی
جمهوری اسلامی رو تجربه کردن بخش گل
عمرشون در جمهوری اسلامی تباه شد و جمهوری
اسلامی زندگیشونو نابود کرد و نگذاشت که
اونجور که دلشون میخواد و اونجور که
شایسته کرامت انسانی هست زندگی کنن هم نسل
من و شما خیلی کلاف
است و هم اون نسل دهه ۸دی من و شما
کلافهام به خاطر اینکه به یاد میاریم که
در جمهوری اسلامی بر ما چه
گذشته و به همین دلیل از فرت کلافگی دنبال
یک راه حل جادویی هستیم و اون انقلاب
میگیم دوباره برگردیم از اول برگردیم
دوباره انقلاب کنیم برگردیم دوباره انقلاب
کنیم ببینیم که یه جور دیگه زندگی کنیم
برگردیم خراب کنیم دوباره از نو بسازیم
اما این نسل دهه دی اتفاقا به یاد نمیاره
و میدونید که حافظه شون خیلی مختل شده این
نسل زی همه جای دنیا به دلیل
همین انقلاب دیجیتالی که اتفاق افتا داده
شما مثلاً روی توییتر وقتی میخونید با
خوندن کتاب فرق میکنه شما کتابو که
میخونید کتاب ۵۵۰۰ صفحه است بعد همه این
پیوستگی داره در توییتر چار خطه چار خط
همه بریده بیدن از همدیگه بنابراین خاطره
یک بچه دهه هشتادی گسسته نقطه چین نقطه
چینه تیکه تیکه است مثل من و شما که مال
یه نسل دیگه هستیم خاطره پیوسته نداره و
به همین دلیل سریع فراموش میکنه کنه مثل
بخوام تشبیه کنم برای شما بهخاطر همین
خیلی در معرضه خطا و اشتباههای خطرناک
هست مثل پروانه این پروانه میگن که این
البته قصه است افسانه است میگن علت که
میره سراغ شمع این به خاطر اینه که حافظه
نداره نمیدونه که این دفعه پیش رفته و
سوخته هی میره سراغ آتش و میسوزه دوباره
میاد عقب دوباره میره جلو دوباره میسوزه
چرا بهخاطر که حافظه نداره نمیتونه به
خاطر بسپاره
این نسل همچین اتفاقی براش افتاده
در با تکنولوژی دیجیتال یعنی دچار حافظه
فرگمنت شده این فرگمنت شن خیلی مهمه این
یعنی ارتباطش با گذشته ارتباط پر از نقطه
چین و پر از گسسته با من و شما خیلی فرق
میکنه به عبارت دیگه خلاصه بکنم میخوام
بگم هر نسلی حافظه تاریخی خودشو داره که
ماهیت اون حافظه متفاوت هست ببخشید من
زیاد صحبت کردم و شاید از بحث شماهم دور
شدم نه نه کاملاً کاملاً توضیحاتتون برای
من مکفی فقط یه نکته رو من اینجا اضافه
کنم
ببینید نسل من و شما اون حافظه به
اصطلاح ادامه دارو داره و این نسلی
که ما میگیم نسل زد نداره به خاطر انقلاب
دیجیت حالی که ایجاد شده خب اینجا
اثرگذاری من من
نوعی روی فرزندم که این نسل
هست و میخوام بهش بفهمونم که انقلاب ۵۷
آنچنان درخشان
نبود چون ممکنه در ذهن ما من حداقل در ذهن
من همیشه یکی از دلایلی که من مخالف
انقلاب هستم این هست که هیچ روش ننوشته که
انقلاب بعدی بهتر از انقلاب ۵۷ خواهد بود
یا بدتر خواهد بود یه چیز ان نونیه ی
واقعاً انقلاب هیچکس نمی نتیجه انقلابو
نمیتونن بگن بنابراین من از اون تجربهای
که دارم روی
فرزندم حتماً میتونم اثرگذار باشم مگر اون
مگر
اون اینجا از نیما بهتر میتونه جواب بده
مگر او اصلاً خودشو ایزوله میکنه از تمام
نصیحتهای پدرانی که یا مادرانی که
معمولاً پدر مادرهای ایرونی خیلی علاقه
بهش دارن امیدوارم که من من واقعاً دارم
تلاش میکنم که ببینید چون صحبت از اینه
که من هم بر این باورم اگر کسی بخواد
انقلاب کنه نسل زده و حتی
ممکنه کسی کسی پدر مادرشونم حتی کمک به
ایشون نکنن این یه واقعیتی اس که دیدیم
حداقل و جنبش محص دیدیم از این جهت
اثرگذاری نسل ما بر روی نسلی که میخواد
انقلاب کنه تقریباً به خاطر اون ایزوهای
که شده به خاطر انقلاب دیجیتالی و اون
حافظه منو نمیخواد قبول
کنه یه قدری یه قدری برای من قا بله بله
متوج ببینید آقای خادم مسئله آموزشه ما
هیچ ک دیگه جز آموزش نمیتونیم بکنیم اما
آموزش چی یعنی ما به
نسل من به بچم نمیتونم بگم که تو به گذشته
خودت یا مثلاً به موضوع که علاقهمند هستی
یا روش تعصب داری چه جوری نگاه کن مثلا
بچه من فوتبالو خیلی دوست داره بهش بگم که
مثلا راجع به فوتبال اینو نگاه این این
این نظرو داشته باش از فلان تیم مثلا خوشت
بیاد نه از این تیم شما به این نسلم
نمیتونید بگید راجع به گذشته ما ایران چه
جور نگاه کن به انقلاب ایران چجور نگاه کن
از چی ولی یه چیزی رو ما میتونیم بهش بگیم
اینکه مهم نیست که به چی نگاه میکنین نگاه
کردن چیه فهمیدن چیه شناختن چیه تاریخ رو
تاریخ چیه بذارید براتون یه مثالی بزنم که
یکی از بستگان نزدیک من از من میپرسید که
من برای اینکه تاریخ اسلامو بدونم چه
کتابی بخونم که تاریخ واقعی باشه
گفتم که بهترین کار برای تو اینه که بری
راجع به تاریخ مطالعه کنی که تاریخ چیه
اونوقت انتظار نداشته باشی که کتابی بخونی
که واقعی کتاب تاریخ واقعی چیزی باشه
بنابراین ما مشکلمون اینی این نیست که
مثلاً انقلاب ایرانو اینطور میفهمیم یا
اونطور میفهمیم مشکل ماون اساساً فهمه
یعنی ما نظام آموزشی ما یا رسانههای ما
یا من و شما به عنوان پدر به فر
فرزندانمون باید یاد بدیم چگونه بفهمن نه
چی رو بفهمن میدونید ما به بچههامون باید
یاد بدیم
که آزادانه فکر کنن نه اینکه چه فکری آزاد
هست در
حقیقت ا که قدیمیا میگفتن ماهیگیری یاد
دادن نه اینکه براشون ماهی بگیریم ما
نباید به بچههامون افکار درست اندیشههای
درست رو یاد بدیم بلکه درست اندیشیدن رو
باید یاد بدیم اگه ما به بچههامون درست
اندیشیدن رو یاد بدیم اونوقت به گذشته
خودشون به آینده خودشون به هم نوعان
خودشون به زندگی شخصی خودشون زندگی
اجتماعی خودشون درست فکر میکنن مشکل نظام
آموزشی ما همیشه این بوده که دنبال تلقین
القا و
تعلیم اندیشههای درست بوده تا درست
اندیشیدن ما نیازمند یاد گرفتن درست
اندیشیدن هستیم و این چیزیست که ما در
نظام آموزشیمون رسانه هامون
خانواده هامون هممون میتونیم انجام بدیم و
خوشبختانه آقای خادم شانسی که ما داریم
این هست که بر خلاف دوران ما قبل دیجیتال
نظام آموزش و پرورش در انحصار دولتها
دیگه نیست یعنی که الان شما همون طور که
به به اینترنت میگن سند پبل
اسر
یک قلمرو عمومی ثانوی درست شده شما همه
چیز رو میتونید
در عالم اینترنت داشته باشید بدون
اینکه اون مشکلاتی که در چیز در واقعیت
دارید باهاش مواجه باشید یعنی چی یعنی ما
میتونیم یک نظام آموزش پرورش آنلاین
داشته باشیم مرز نداشته باشه از قوانین
دست و پاگیر نظامهای استبدادی رها باشه
تنوع داشته باشه تنوع به رسمیت بشناسه ما
هنوز از امکان دنیای اینترنت برای آموزش
اصلا استفاده نکردیم یعنی واقعیت این که
شما الان نگاه کنید به وب سایتهای فارسی
چقدر فقیرن از نظر فرهنگی از نظر علمی از
نظر عقلی از نظر ارزشهای
دموکراتیک وب سایتهای فارسی یا به اصطلاح
اینترنت فارسی به شدت فقیره خب با این فقر
ما اگه بریم دنیای واقعی هم چیز خاصی در
دست نخواهیم داشت ولی شما مقایسه بکنید
شما اگر در انگلستان هستید یا دوستان دیگه
که کشورهای دیگه هستن مقایسه کنن با
اینترنت با اون زبانها و ببینید چقدر غنیه
الان دانشگاههای معتبر در آمریکا همه
درسها آنلاینه یعنی که شما میتونید برید
توی وب سایت دانشگاه یل دانشگاه هاروارد
برید ام آیتی وب سایتش و ببینید تمام هر
رشتهای که بخواید همه درسها هم شنیداری هم
نوشتاری هست بعد شما میتونید ارتباط ی
جانی و میتونید ارتباط برقرار کنید با
استادا و اترکشن داشته باشید تبادل و به
اصطلاح داد و صدت فکری داشته باشید در
زبان فارسی نداریم ما نیست نیست و نیست که
میگم ما که در خارج هستیم و آزادی داریم
امکانات داریم نکردیم از جمهوری اسلامی که
توقع نیست که این انجام بده ما در خارج از
کشور ما ایرانیها چقدر هستیم ی میلیون ۲
میلیون هر چقدر که هستیم از نظر آموزش از
نظر
فرهنگی و از نظر سیاسی فقط اکتفا کردیم به
تبلیغات مثل جمهوری اسلامی فکر کردیم که
همه کار به جای فکر کردن پروپاگاندا پیروز
میکنه ما رو ما تا غیر از پروپاگاندا هم
هیچی دیگه بلد نیستیم دیگه حالا چه من
باشم که یک آدم عادی هستم چه رسانههای ما
پروپاگاندا میکنن واقعیت اینه که غیر از
پروپاگاندا چیزی نیست آموزش نمیدن ما
آموزش مدنی رو جدی نگرفتیم و این کاریست
که باید براش سرمایهگذاری کرد مخصوصاً
اینترنت یک امکان فوقالعاده استثنایی و
بینهایت میده به شما برای اینکه در جهت
آموزش به کار برده بشه آموزش برای ما
ایرانیها جدی نبوده و هنوز هم نیست و
تنها راه رستگاری ما آموزشه غیر از آموزش
هیچ راه دیگهای وجود نداره
سپاسگزارم متشکرم آقای
دکتر ممنونم آقای خلجی آقای نوروزی حتماً
خدمت شما خواهیم رسید اجازه بدین یکی از
دوستان رو بشنویم من بر میگردم خدمت
شما فکر میکنم اینجوری که من اگر اشتباه
نکنم آقای جلوانی رو باید بشنویم بعد آقای
نوروزی رو خواهیم شنید و بعد جناب آقای
امیر رو آقای جلوان
من جانم آقای نوروزی بفرمایید آدم
میخواستم یه نکتهای رو بگم یا بپرسم اگه
اشکال نداره بله بفرمایید آره چون ممکنه
از این موضوع رد بشیم ضمن سلام به شما
آقای خنجی عزیز آقای خادم و همه عزیزان
حاضر در رو آقای خلجی امروز من واقعاً
خیلی استفاده کردم اول اینو بگم بعد اون
رومی که با خودمون داشتیم تو کلاب ما
داشتیم خیلی عالی بود من دوباره رفتم
واقعا اونو گوش کردم و ناچار شدم چند بار
گوش کنم و خیلی اوقات نت برداشتم خیلی
فوقالعاده بود امروز هم یه چیز خیلی جالب
الان تو صحبتهای شما یاد گرفتم و اون من
همیشه میگفتم که باید آموزش بدیم و تو
زمینه آموزش کمکاری شده ولی امروز شما
دوباره یک نکته علاوه بر اون گفتی برای من
خیلی جالب بود اینکه آموزش درست اندیشیدن
این خیلی فوقالعاده است خیلی عالیه واقعا
سپاسگزارم ولی در رابطه با صحبتهای آقای
خادم اون یه پرسش پرسید فکر میکنم شاید
الان اینجا نمیخوای پاسخ بدی شاید خیلی
گسترده باشه چون به نظرم گفته بودین که
ممکنه نیاز باشه یه روم برای این
بذارین تو اتاق ما به این اشاره کردیم و
اون اینه که آقای خادم گفتن که شما گفتید
که دو راه وجود داره برای حکومتهای تمامیت
خواه یکی فروپاشی و یکی حمله خارجی آقای
خادم پرسیدن که آیا راه سومی هست یا نه و
این پرسش منم هست اگه میشه یه توضیح بدین
یا اگه فکر میکنین که خیلی گسترده است
نیاز به رومه که خب جای دیگه باید صحبت
کنیم
مرسی سپاسگزارم از شما جناب آقای دکتر
نورزی عزیز خیلی ممنونم از نظر لطفتون
طبیعتاً حسن نظر شماست و امیدوارم
که من شایستگی اونچه که فرمودید رو پیدا
بکنم ببینید من معتقد هستم که
تحولات در جامعه ایران و در جهان
امروز البته که ممکن هست البته
که واقعی هست
و به هیچ وجه جای ناامیدی از تغییر و تحول
نیست منتها به شرط اینکه بدونیم چه نوع
تحولی و چه نوع تغییری یعنی
که ما تو
ذهنمون یک چیزو
که حالا تجربه کردیم به عنوان تغییر در
نظر داریم دیگه چون نه فکر میکنیم نه تخیل
داریم شکلای دیگه تغییر نمیتونیم درک
بکنیم ببینید اونچه
که همین رسانه های دیجیتال همین رسانه های
اجتما مای تحولی که به وجود آوردن بشر آیا
در ذهنش در مخیل میگنجد نه اصلاً فکر
نمیکرد آدم که یک روزی مثلاً بشه یه چیزی
مثل فیسبوک داشت یه چیزی مثل توییتر داشت
اینا محصول
تخیل توجه میکنید ما نیاز داریم به تخیل
راههای جدید ما میتونیم تحولات بسیار
بنیادی در جامعه ایران به وجود بیاریم
منتها نیازمند تفکر و تخیل هستیم یعنی چی
یعنی اینکه از این جعبهی که خودمون درش
قرار داریم یا انقلاب یا حمله خارجی یعنی
چیزایی که تو ذهنمون فکر میکنیم در گذشته
اتفاق افتاده یه جاهای دیگه از این بیایم
بیرون از این توهم که شما میتونید به
صورت ۵۰ سال پیش تغییر به وجود بیاره
بیایم بیرون این امکان نداره ۵۰ سال پیش
۵۰ سال پیش بود دیگه ۵۰ سال پیش هیچی
امروز مثل ۵۰ سال پیش نیست هیچ چیزی و اون
تغییری که الان باید به وجود باریم فکر
الان میخوایم ما نیازمند تخیل نیرومند و
در حقیقت یک نوع اعاده حیثیت از
خود تفکر و اعاده حیثیت
از در حقیقت اعتماد به انسانیت باور کنید
که انسانها میتوانن در هر شرایطی فکر کنن
و در هر شرایطی راهی پیدا بکنن بر خروج از
بن بستی که دارن کتاب هان آرن انسانها در
اصر ظلمت همین رو به ما میگه میگه در
تاریکترین شب تاریخ انسانهایی بودند که
توانستن فکر کنن بیاندیشند فرق انسان با
موجودات دیگه همینه دیگه
شما انسانو بندازید در یک سلول
انفرادی دست و پای او رو ببندید اما کاری
که قادر نیست کسی بکنه اینه که فکر او رو
تخیل اونو جلوش بگیره او میتونه آزادی رو
تخیل بکنه در سلول انفرادی و با دست و پای
بسته اون کس که بتونه آزادی رو تخیل بکنه
آزادی رو تحقق هم خواهد بخشید مسئله اینه
که ما باید فکر جدید بکنیم به
این چیزایی که تو ذهن ماست اینا همه
رسوبات آرزو اندیشی ها و توهمی گذشته است
باید ریخت دور ذهن رو بعد پرداخت
از اسباب و اساسی قدیمی رو باید ریخت دور
و از نو فکر کرد که ما الان همین موضوعی
که من گفتم شما فکر میکنید مسئله
سادهاست ما از اینترنت برای آموزش
استفاده بکنیم فکر میکنید مسئله سادهای
اس و مسئله اس که نیاز به تخیل نداره نیاز
به خلاقیت نداره چرا و ما ایرانیها داریم
این ثروت رو جدا جدا داریم منتها یکی
اینکه شما
باید داشتن توانایی ذهنی کافی نیست شما
باید به یک سری ارزشهای ایمان داشته
باشید ما باید ایمان رو بازسازی کنیم
ایمان به آرمانها رو یک و دو اعتماد به
انسان رو و انسانیت رو و اعتماد به همدیگه
رو در جمهوری اسلامی و در نظامهای
توتالیتر دو چیز به شدت نابود میشن یکی
ایمانه به هر ارزش انسانی نابود میشه
آدمها ایمانشون از دست
میدن دقیقاً همین کاری که نظام توتالیتر
میخواد بکنه اینه که شما دیگه هیچ چیزی
برات مهم نباشه و و این اتفاق تا اندازه
زیادی افتاده و دوم این اینکه اعتماد توو
به خودت و به دیگران از دست بدی اینم
اتفاق در جامعه ایران متأسفانه افتاده
بنابراین ما اگر بخوایم از نیروی ذهنیمون
از این ثروت فکریم جامعه ایرانی استفاده
بکنیم بهره بگیریم و فعالش بکنیم باید
ایمانمون رو به ارزشهای انسانی و اعتمادم
رو به همدیگه بازسازی بکنیم و با این
اعتماد و با ایمان تحولاتی میشه به وجود
آورد که هیچ انقلابی تاکنون به وجود ن
نورد
ممنونم سپاسگزارم آقای خلجی آقای نوروزی
من اجازه دارم نفر بعدی رو بپرسم من خیلی
پ بفرمایید
بفرمایید بفرمایین آقای نوروزی بفرمایید
آقای نوروزی
بفرمایید ببخشید من وصل شده بود به یه
نکته دیگه هم در رابطه با صحبتهای آقای
خادم هست آقای خادم گفتن که جوونا ایزوله
هستند از ما بنابراین شاید ما نتونیم
روشون اثرگذار باشیم ولی من فکر میکنم
باید به جای ایزوله بگیم اس اس مستقل
هستن یعنی من مثبت نگاه میکنم حالا قبول
دارم در دوران نوجوانی به ویژه به طور کلی
همه نوجوانا سعی میکنن که از خانواده
فاصله بگیرن بیشتر دوست دارن به گروههای
همسن بپیوندن گروههای همسن تشکیل میدن در
واقع یه تمرینی برای استقلال ولی در کل
این کلمه ایزوله رو فکر نمیکنیم به جاش
باید بگیم مستقل و باید ب و من حتی فکر
میکنم که نوجوانها و جوانهای امروزی به
خاطر ت نوع تربیت مدرن که بهشون بهای
بیشتری داده شده ارزشمندی بیشتری بهشون
داده شده اون عزت نفسشون بیشتره بنابراین
استقلال شون بیشتره مستقلتر و این خودش
یک پوینت مثبته ولی به شرطی که ما بتونیم
از این مسیر از یه مسیر درست و وارد بشیم
یعنی
استقلالش وو محترم بشماریم ولی در این حال
به قول شما تخیل به خرج بدیم یک روش جدیدی
برای ارتباط با اونها به کار بگیریم چون
این استقلال اونها به اونها میتونه قدرت
بده شجاعت بده اون چیزی که در جوانای
ایران دیدیم
مرسی ببخشید نیما جان من در اون مقطع
زمانی واژه درستی پیدا نکردم معمولا نه که
از صبح تا غروب همشه انگلیسی صحبت میکنم
واقعاً ایندپندنت نیومد به مزم ایزوله
اومد ولی اون که شما میگین کاملاً درسته
من منظورم همون استقلال مستقل بودن
بود بله کاملاً درسته شاید اصطلاح بهترش ه
حال اگه بخوایم انگلیسی حرف بزنیم که بگیم
منم بگم انگلیسی بلدم اینتر دیپ ننس یعنی
اینکه شما در جامعه
که در عین
فردیت حس اجتماعی قوی هست یعنی کهه شما
نمیخواید از آدما یک آدم بسازین که انقدر
مستقل باشه که در دورون فردیت خودش محبوس
باشه به قول چیز امیل دکم یه اصطلاحی دار
میگه اکستریم ایالتی یعنی فردیت مفرط اون
چیزی که الان در جوامع
غربی یک معزل بزرگ هست و هانا آرنت میگه
اساساً توده ها تو توده توتالیتر
توتالیتاریسم محصول جنبش تودهای اس و
جنبش تودهای محصول آدمهای تنهاست
بنابراین تنها بودن اگر استقلال رو به
مفهوم تنها بودن بگیریم بسیار خطرناکه ما
انسانها نیاز داریم که در عین فردیت
اجتماعی باشیم جامعه ایران در هر دو بعدش
ضربه خورده الان یعنی هم حس اجتماعی بسیار
ضربه خورده و هم حریم فردی و خصوصی و
استقلال فردی هر اینا اینا هر دو الان
آسیب دادن و هر دو باید بازسازی بشن و
ترمیم بشن ما به نسلی نیازمندیم که در عین
به رسمیت شناختن و ارج گذاشتن بر پیوندهای
اجتماعی بر زمینه مشترک اجتماعی بر فرهنگ
و سنت و آرمانهای مشترک در عین حال
استقلال فکری و جرت اندیشیدن با عقل خودش
رو هم داشته باشه
سپاسگزارم ممنونم آقای خلجی جناب آقای
ببخشید آقای جلوانی بفرمایید ما شنونده
شما هستیم
سلام و درود و کسب اجازه
از هموطنان عزیز عرض به حضورتون سؤال من
بیشتر در رابطه با همون اول اتاق
بود و اون کتاب عرضم به حضور لا
گد البته الان وقت نکردم ولی میخواستم
بینم آیا این اورجینالش چیز بوده
به فرانسه نوشته شده یه نفر دیدم تو استیج
گفته به آلمانی اول نوشته در صورتی که
نویسنده خودش
فرانسویه ا هنو مشخص نشده حالا بعدا م من
وقت نکردم بگردم بفهمم چیه ولی نمیدونم
آقای دکتر الان ببخشید کدوم کتاب رو می
کتا کتاب نوشته قگ هست فیلسوف فرانسوی
کتاب اصلش فرانسه است لو دویو اس عنوان
اصلی کتاب
او اوکی بعد مسئله دیگه در رابطه با تن
کمنت این ده فرمان من میخواستم ببینم آیا
به نظر آقای
خلجی این آیا این تن کمن یه چیزی بوده که
تقریبا با ابوالبشر شروع شده یا چطور شده
که اومده حالا به موسی رسیده و بعد ما
نگاه میکنیم میبینیم اکثر این کانان
اکلا تمام ک اکلا از چیز شده از بنی
اسرائیل شروع شده حالا نمیدونم از ابراهیم
شروع شده چون ابراهیم که ماش کتاب
نداریم یعنی کتابی که ما داریم دیگه حالا
اون از اوستا و بعدم مییاد دیگه نمیدونم
زبور و بعدم میاد به تورات ولی نگاه
میکنیم مییم تورات که به مادر چیز داره
دیه فقه داره و شرعیات داره و کانونی لا
را داره اینها مسئله برایه آدم با توجه به
سنت و فقه و علم و فلسفه و تمام اینا یه
پیچیدگیهایی به وجود میاره که خیلی واقعا
قابل
تبیین
ولی همش واقعا جالبه این مجموعه ولی مسئله
دیگه هم که هست که سنته که آقای دکتر گفتن
مسئله سنت خیلی مسئله پیچیدگی و ما خیلی
به ضرافت پلوش گذشتهایم
اونجا که نگاه میکنیم سلفی رو داریم نگاه
میکنیم میبینی خب در در دنیای معاصر ما
مسئله سلفی اسمو داریم دیگه سل فیسم که خب
با همین چیز با مودودی و نمیدونم عبدو و
حسن البنا و اخوان المسلمین شروع شد الانم
خب دنبالش همین داعش و قاعده و تمام اینا
تو اهل سنت و تو شیعه که خب همین چیزه
دیگه همین آقایون که بودن دیگه خواستن بر
بازگشت کنن به به اصلش به ۱۴۰۰ سال پیش و
همین اینها دیگه سلفی شیعه هستن که خب یه
کم کم دیگه حکومت اسلامی دیگه آقای مصباح
دیگه و روشون نمیشد یا اینکه آقای جلوانی
اگر جمعبندی کنید سپاسگزار میشم خب اینا
رو خواستم بگم این س این سنت این سنتو ما
نگاه میکنیم ببینیم کجا ما میتونیم ارزش
گذاریش بکنیم و کجا میتونیم اینو بهش
قاعده بدیم این خیلی مسئله مهمه مهمیه که
چون اصولها سنت طرف فکر میکنه که یعنی ما
عقب افتاده هستیم متحجر هستیم در صورت که
همین که همینجور که آقای خلجی میگن واقعا
سنت مدرنیته همین فاصله گرفتن از چیزه از
سنت هاست ولی این شناخت رو نیاز داره ما
باید شناخت داشته باشیم تا بتونیم این
فاصله رو بگیریم و ق بازم آقای خلجی
فراموشش نکنیم فقط یا همین
طور به
نگ که متحجر و به درد نمیخوره نه باید
بشناسیم و خ در دنیای معاصر هم کسایی هستن
ی نمیدونم همون پرر پرر مثلا در نظر
بگیریم که اینها تمام ارزشهای جاویدانه با
ارزشهای جاویدان بدونیم که خب تو سنتم هست
و این ادامه داره اینا رو چه جوری میتونیم
با اون تمایز بدیم ارزش گذاری بکنیم خیلی
متشکرم آقای خرجی اگر موافق هستین یک نفر
دیگه از دوستان رو هم بش بشنویم شما به دو
نفر با هم بله مرسی جناب امیر سلام بر شما
بفرمایید ما شنونده شما هستیم لطفاً در سه
دقیقه درود بر شما و آقای خرجی عزیز آقای
خرجی من اول ازهم سپاسگزاری میکنم بابت
اینکه مطالب فلسفی رو به زبان ساده میایید
و توضیح میدید برای مردم عام بسیار مفید و
واقع هستش سه سؤال من داشتم در واقع سؤال
اول من این هستش که نقش عقد دکارتی و عقد
عقد فرگشتی در جماه برای بروز انقلابها
که به چه شکل هستش نقش عقد دکارتی و عقد
فرگشتی در بروز انقلابها در جمان به چه
شکل هستش و سؤال
دوم شایستهای باشن از لحاظ نظری آقای امی
صداتون از یه چند ثانیه سؤال دومتون رو
لطفاً از اول بپرسین صداتون قطع شد صدا
بهتر هستش الان بله فقط سؤال دوم رو مجدد
بپرس بله بله سؤال دوم من این هستش که در
توانند دارای اصالت شایستهی از لحاظ نظری
و اصولی باشن و سؤال
سوم ایران صدای شما آقا قطع میشه لطفاً
سؤال دومتون دوباره
بفرمایید آقای امیر ما صدای شما رو مجدد
منقطع شنیدیم یعنی فقط سؤال اولتون رو
کامل شنیدیم بقیه صحبت هاتون رو
نه مایکت م الان بسته اگر صحبت
میکنید
صدا بهتر هستش خانم فروغ عزیز من عخی
میکنم آبت مشکل نه خواهش میکنم نیاز به
عس خوایی نیست بله صداتون الان خوبه سؤال
دوم و سوم رو لطفاً مجد دوم من این هستش
بله استاد خلجی سؤال دوم من این هستش که
چه انقلابهای از لحاظ نظری و عذرخواهی
میکنم چه انقلابهای میتوانند دارای
اصالت شایستهای از لحاظ نظری و اصولی
باشند و سؤال سوم من این هستش که ما در
مردم ایران و افغانستان میبینیم که یک
نوع مسئولیت گریزی خاصی وجود داره و سعی
میکنن مثلاً خودشونو موها شطرنج غیر قابل
تحرکی میبینن که تحرک شون مشروط به خاص
مثلاً کمپانیهای چند ملیتی گرفته تا
کشورهای ابرقدرت هستش ریشه این توهم توطعه
که یک نوع مسئولیت گریزی هم همراه خودش
داره توی مردم اف ایران و افغانستان از
کجا میاد این رو هم بهش بپردازید ممنون
میشم
مرسی
ممنون دوستان دیگه هستن که صحبت
بکنن اگر دوستان هستن صحبت بکنن وقت من
آخر
سر صحبت
کنم بله اکانت راسیونالیسم
صدای من مید بله فریادم میزنید اتفاقا
میتونید آروم ترم بگید
بفرمایید درود بر شما بانو فروغ عزیز جناب
خلجی عزیز و سایر عزیزان در اتاق صحبت مدر
مدرنیته شد البته آقای خلجی منظورشون
مدرنیته فردی فردی بود درباره مدرنیته در
جامعه شناسی بحثی
نشد مدرنیته علاوه بر
خودآگاهی پرسشگری و خودباوری نیز نقش مهمی
دارد مدرنیت در جامعهشناسی تجدد و
نوگرایی فکری فرهنگی و اجتماعی در جامعه
است سؤال من آقای فلجی اینه به نظر شما
مدرنیته فردی مهمتر است یا مدرنیته در
جامعه و
فرهنگ بخش دوم یه سؤال دیگه دارم در
جامعهشناسی مدرن رفتار دموکراتیک فردی و
رفتار دموکراتیک اجتماعی نقش همراه با
ساختار حکومت دموکراتیک نقش اساسی در
پیشرفت و توسعه جامعه فرهنگ و دموکراسی
پایدار
دارد آیا شما رفتار دموکراتیک فردی و
رفتار دموکراتیک اجتماعی را در جامعه
ایرانی میبینید سپاس از فرصتی که به من
دارید
مرسی خواهش میکنم من از شما سپاسگزارم
آقای مسعود بفرمایید ما شنونده
شما بله سپاسگزارم عرض درود ادب دارم خدمت
همه حاضران در اتاق و خسته نباشید خدمت
آقای
خلجی مثل بقیه دوستان من هم سپاسگزارم از
آنچه که آقای خلیجی انجام میدن در این
اتاقها به نظرم من خودم همیشه دنبال این
بودم که آقای خلیجی یک روح حلی به ما
ارائه بدن ولی الان متوجه شدم که ایشون در
واقع کار درست انجام میدن ایشان در واقع
اینطوری که من
میفهمم نور میافکنند بر اینجا و اکنون ما
الو سنیت میکنن اینجا و اکنون ما رو که ما
بهتر بتونیم ببینیمش
و بتونیم در موردش فکر کنیم که چاره
اندیشی
بکنیم من درک خودمو از آنچه که آقای خلجی
در مورد اینکه حکومت ایران و ی حکومت
تمامیت خواه میداند عرض میکنم اون وقت
آقای خلیج اگر ممکنه منو تصیح بفرماین درک
من اینه که در واقع این شباهت شباهت
خانوادگیه یعنی که شباهت هایی بین حکومت
ایران حکومت امروز ایران و
حکومتهای توتالیتر قبلی و حاضر دنیا وجود
داره ولی مواظب باشیم که به این خطا
نیفتیم که به دلیلی که مثلا حکومتهای
حکومت مثلا هیتلر و موسلینی با حمله خارجی
سرنگون شدن پس راه حل سرنگونی این حکومت م
حمله خارجی اس یا راه حلش م یک یک خشونت
یا از درون یا از بیرون الزاماً اینجوری
نخواهد بود و همون طور که آقای خلجی به
درستی
گفتن ما باید با قوه تخیل و تفکر راه حل
اینجا و اکنونی رو برای این
حکومت پیدا بکنیم این که ما میگیم تمامیت
خواه این نیست که از همه نظر شبیه دیگر
حکومتهای تمامیت خواه دقیقاً مثل نظریه
شباهت خان دگی ویتگنشتاین مثل مسئله بازی
فوتبال بازی گلف هم بازیه اینها هر دو
بازی هستن ولی کاملا قواعد خودشونو دارن
پس یادمون باشه که با مطالعه مثلا مسئله
آلمان هیتلری به این نتیجه نرسیم که راه
حلی مبارزه با جمهوری اسلامی هم همون طور
خواهد بود باید راه
حلی مطابق با فرهنگ و اینجا و اکنون
خودمون امروز خودمون پیدا بکنیم چیزی که
به ذهن من میرسه همونطور که آقای خلجی
گفتن ما باید از قوه تفکر و تخیلم استفاده
کنیم من میخوام یه چیزی اینجا اضافه کنم و
اونم اینه که در این در این دوران سیاه در
این دورانی که در واقع ما همه در رنج
هستیم کم و بیش بیشتر کسان کسانی که در
ایران هستن و در تقابل مستقیم با این نظام
تمامیت خوا هستن بیشتر رنج میبرن و کسانی
که غیرمستقیم در
ایران واقعاً از این
شرایط دارن در در رنج و تعب هستن راه حل
دیگه اینه که ما با همدلی و مراقبت کردن و
تیمار کردن همدیگه ما همه قربانیان این
نظام تمامیت خوا هستیم باید اینو درک کنیم
که ما قربانی هستیم در رنج هستیم و باید
از همدیگه مراقبت کنیم و
اگر فقط یعنی قرار نیست ما هیچ حرکت
قهرمانانهی انجام بدیم در مبارزه آقای
خلجی به درستی گفتن که این حکومت در خشونت
بینهایته پس هیچ عمل قهرمانانهی ن پاسخ
نخواهد بود ما فقط باید از همدیگر مواظبت
کنیم همونطور که از یک قربانی نگهداری
میکنیم خودمونو قربانی بدونیم همسایه
خودمونو قربانی این رژیم بدونیم و از
همدیگه مراقبت بکنیم و یک شانسی ما داریم
آقای خامن ی ۸۴ سالشونه شانس ما اینه که
ایشون بالاخره یک روزی از این دنیا خواهند
رفت و یکی از ضعفهای حکومت تمامیت خواه
اینه که تمام قدرت متمرکز در دستان ایشون
و وقتی که ایشون از دنیا برن اون وقت این
تعادل و قدرت این توازن قدرت به هم
میخوره و اونوقت این انسانهایی که یاد
گرفتن که مراقب همدیگر باشن و سخن همدیگه
رو بشنون اونوقت شاید بتونن ایران بهتری
رو ب سازن عرض من تمام
متشکرم بفرمایید شما دیگه دوست دیگهای
باقی
نموند با من هستین بله شما میتونید جواب
بدید کنندهها تمام شدن بله بسیار خب خیلی
سپاسگزارم از دوستان گرامی برای نکتههایی
که
فرمودن
و اجازه بدید که من فقط برای
یادآوری به دوستانی که شاید این مقاله منو
نخونده باشن که خانم فروغ لطف کردن و پین
کردن اینجا کانت فیلسوف انقلاب و انقلاب
فلسفی یه مقدار راجع به اینکه انقلاب به
مفهوم فلسفی چه معنی میده مدرنیته چرا با
انقلاب شروع شده چرا با انقلاب معنی میده
و چرا باید برا فهم مدرنیته انقلابو فهمید
یه مقداری در اینجا توضیح دادم و حالا
امیدوارم که در آینده بیشتر بتونیم با
همدیگه راجع بهش صحبت کنیم راجع به ایران
ا هم در نکته آخری که میخوام بگم راجع به
ایران هست
ببینید همه ما الان ایرانیا تقسیم شدن به
د دو بخش بخشی که حالا همه به شکلهای
گوناگون یا طرفدار اصلاح وضع موجود هستن
حالا این میتونه حتی محافظه کاران ایرانم
درب بگیره میگن که آقا وضع خرابه حالای
میشه درستش کرد اصلاحش کرد یهده هستن که
در افتر براندازی
این خیلی خطرناکه این به این معناست که
تصور میشه که جمهوری اسلامی قابل اصلاحه
یا قابل بر اندازیه و در نتیجه از یک
مسئله مهم غفلت میشه و اون مسئله مهم اینه
که این نظامها فرو
میپاشن یعنی ما به جای اینکه آماده باشیم
برای موقعیت
فروپاشی دنبال این هستیم که حالا یه
اصلاحش کنیم یا برانداز کنیم که هیچ کدوم
به نتیجه نرسیده و نخواهد رسید اگر در این
۵۰ سال هیچ کدوم از این د تا جواب نداده
تا ۵۰ سال دیگه هم جواب نخواهد داد اما یه
چیزی اتفاق میفته و اون سرنوشتی اس که این
نو نظامها دارن اون فروپاشی و فروپاشی
حالا دوستمون فرمودن آقای خامنهای از
دنیا
میره موقعیت ترسناکی فروپاشی فراموش نکنید
شما مثل اینکه در یه خانهای هستید که این
خانه کلنگی مشکل داره شما نمیتونید
اصلاحش کنید تعمیرش کنید و نمیتونید خرابش
کنید از
اول بسازید ولی اگر همین طور بی تفاوت
بنشینید این یه بارون بیاد رو سرتون خراب
میشه ناگهان شب یه زلزله بیاد ناغافل
ویران میشه رو سر شما فکر نکنید که
فروپاشی جمهوری اسلامی یه اتفاق سادهای
است و هزینهش فقط برای آقای خامنهای نه
فروپاشی جمهوری جوری اسلامی مثل همه
نظامهای دیگه تاوان اصلیشو مردم میدن
یعنی این نظامها وقتی که از هم میپاشن
جامعه از هم میپاشه متلاشی میشه جامعه
اصلاً وضعیت وحشتناکی به وجود میاد ما
هنوز به عواقب این به پیامدهای این
فروپاشی نه آگاهیم نه فکر میکنیم بهش و
نه آمادگی داریم براش و اینه اونچه که
بسیار ناگوار باید بدونیم که جمهوری
اسلامی در آستانه فروپاشی یا امسال یه ۱۰
سال دیگه که در عمر یک ملت ۱۰ سال خیلی
زیاد نیست ولی جمهوری اسلامی ضرورتاً فرو
خواهد پاشید ضرورتاً فرو خواهد پاشید هرگز
نمونهای نداریم که یک نظامی اینچنین
باشه و دوام داشته باشه اما زمانی ما
میتونیم از این فروپاشی بهره بگیریم به
نفع منافع ملی که براش آماده باشیم برای
چنین وضعی کاملاً خودمون رو مجهز کرده
باشیم بدونیم در چه مقابل چه وضعیتی قرار
میگیریم درست مثل این میمونه که شما اگر
بخواید برید بسیاری از کشورهای
آفریقایی شما باید یه سری واکسن رو بزنین
چون در اونجا ممکنه دچار بیماریهایی بشین
که در کشور خودتون وجود نداره ما برای
وضعیت فروپاشی نیاز به واکسیناسیون سیاسی
داریم جامعه باید واکسینه بشه در برابر
بسیاری از آفتها و آسیبهای پیشبینی
نشده و پیشبینی ناپذیری که بعد از
فروپاشی جمهوری اسلامی به وجود خواهد آمد
در نتیجه به جای اینکه به اصلاح فکر کنیم
یا به انقلاب فکر کنیم به اینکه اگر این
جمهوری اسلامی شبیه خوابیدیم و صبح
تلویزیون گفت که جمهوری اسلامی نابود شد
اون موقع ما چه خواهیم کرد کجای این وضعیت
قرار داریم و برای بازسازی جامعه ایران چه
نقشی میتونیم بازی کنیم از همه دوستان
سپاسگزارم امیدوارم در آینده باز هم وقت
هم صحبتی با دوستان رو داشته باشن آقای
حلاجی چند لحظه وقت دارید
بمونید بفرماید من در ماشینم ممکنه صدای
من خوب نشه ولی در خدمتتون هستم ولی فکر
میکنم خب حالا که اینطور شد چون در مورد
این صحبتهای آخرتون خیلی در چت سوال مطرح
شده خواستن که شما مصداقهای فروپاشی رو
بگید نمونه هاش رو بگید خواستن که
فروپاشی بله این تفاوتها رو توضیح بدیم و
دوستی هم در مورد نقش عقل دکارتی و فرگشتی
ازتون پرسیده بودم منتظر جوابشون هستن بله
برای همون دوستی که راجع به عقل دکارتی
پرسید این مقاله کانتو گفتم که پین کنین
امیدوارم این دوست بخونن اگر اون وقت
نکتهی داشتن در پیام من میتونم پیام
بگذارن حتما جواب خواهم داد در مورد
فروپاشی فروپاشی اداد جماهیر شوروی
فروپاشی کمونیسم در کشورهای اروپای شرقی
نمونه بسیار مهمش هست و اینکه آماده نبودن
برای اون اتفاقاتی که افتاد و میبینید که
در خود نمونه شوروی بعد از تجربه تلخ
یلتسین تجربه
تلخ تری به
نام ولادیمیر پوتین رو دارن مردم روسیه از
سر میگذرونن یعنی فکر میکردن که کمونیسم
که فرو ب پاشه شما میتونید یه جامعه
لیبرال درست بکنید ولی رهبر لیبرال شد
آقای یسین که یک شب در واشنگتن اومده بوده
نصف
شب
اصطلاح گارد امنیتی کاخ سفید مست رو در
بیرون هتل میگیره یک آدم مست لای عقل میشه
رهبر لیبرالیسم در روسیه و در حقیقت شکست
میخوره لیبرالیسم در اونجا و جاش رو
دوباره یک افسر سابق که کاگو
میگیره آقای
خلجی آقای خلجی ما صدای شما رو منقطع
میشنویم
یک جدید
رو عرض کردم من صدای منو میشنوین آقای
خرجی ما صداتون رو تقریبا یه ۳۰ ثانیه آخر
نداشتیم بله
تجربه باز تولید توتالیتاریسم یا اونچه که
برخی از فیلسوفان سیاسی اسمشو میذارن پست
توتالیتاریسم
یعنی پسا نظامهای پسا توتالیتر به
توتالیتر در حقیقت که یه نوعی جدید نسل
جدیدی از توتالیتاریسم هست در ایران هم
فراموش نکنید
فروپاشی لزوماً خود به خود به دموکراسی و
لیبرالیزم و اینجور چیزا من منتهی نمیشه
دموکراسی دموکراسی و لیبرالیزم شاید
بسازید باید برای بعد از فروپاشی آماده
باشید اگر آماده نباشید ما بعد از جمهوری
اسلامی
جمهوری اسلامی جدید خواهیم داشت که فرزند
جمهوری اسلامی در حقیقت یا در حقیقت یه
نسل جدیدی از خود جمهوری اسلامی ولو اینکه
اسمش مثلاً غیر ضد اسلامی باشه ولی همون
محتوا باز باز تولید خواهد شد آزادی
دموکراسی و جامعهای که مبتنی بر کرامت و
حقوق بشر باشه باید ساخته بشه براش باید
تلاش کرد صرف ویرانی یک خانه کهنه برای
شما خانه جدیدی به ارمغان نخواهد آورد
سپاسگزارم از دوستان وقت همگی خواش
l