بله من سلام عرضم من این دفترچه رو در
واقع
چون اهمیت داشت برام واقعاً با دقت خوندم
اینطور تو ذهنم نهایتاً نتیجه گرفتم اولاً
که با اصطر نوشته شده است یه جور شلختگی
گفتمانی داره کی واژههایی رو انتخاب کردن
که دم دستی بوده خیلی روش کار نکردن
گزارها خیلی به هم پیوسته نیست یه یه بار
اینطور نگاه کنید که آیا نوعی اضطراع بر
این نویسندگان بوده؟ بله به این دقیق دیده
میشه دومین قضیه این مجموعه میخواد محیط
یعنی در نسبت با گذاری در فضای اضطرار رو
میخواد ب یا آقا یک فضایی هست گذاری هست
اضطراتی هست اون مختصات که این دفترچه
میخواهد اون اضطرار رو بکاهد
وهم
این مجموعهای که این دفترچر نوشتن از
محیطی که میخوان از آن اضطرارزداهایی کنن
این هم باز یه مقداری با فقر شدید علوم
انسانی روبروی ما یعنی انگار که این متن
اصلاً نسبت محیط رو نخوانده است مطالعه
دقیق نشده کار پژوهشی جدی سر گمانههایی
که میتونستن روشمندانه بزنن ما برای حکوم
باز اینطور نیست سومین نکته با توجه به
اینکه در واقع متن داره یک ساختی رو تعریف
میکنه تو فردا دیگه توضیح توضیح در واقع
شاید این غیرعادلانه
غیرا عقلایی غیر دموکراتیک قدرت خود
اضطرارزا خواهد بود یعنی به کار بستن این
دفترچه
طبعات اضطراری بیشتری خواهد آورد نکته
آخرم اینه که تو مفهوم امنیت امر سیاست
خارجی و امر اقتصاد
تو هم مفاهیمی رو داره بیان میکنه که باز
هم خیلی برآمده از یک وضعیت سپاس نخواهد
بود پاک کردن مسئلهست من با این چهار مؤلف
منطق ورودم برای نقد این متن اینطوره در
واقع معتقدم که واقعاً با اضطرار نوشته
شده محیط اضطرار مبتنی بر علوم انسانی
نخوانده قدرت رو درست درک نکرده چگونه در
متن توضیح کنه به همین خاطر اضطرار ساز
خواهد بود و تو مسئله
در واقع امر امنیتی ابر سیاست خارجی و
اقتصاد این سه تا مهمترین مسائل یک دولتی
که میاد تو اونجا مسائل رو پاک کرده
پاسخهای خیلی فانتزی کودکانه و لوژیکال
اگر مثلاً تا الان رابطه با فلان موضوع
الف بوده حالا ما نقیض الف رو میذاریم
اگه نقیض الف بوده ما الفو میذاریم
خیلی پاسخهای سطحی اندیشست. الان میرم
پایین کامل بشنوم چون میدونم که حتماً
شما ضریف خیلی ممنون
خیلی ممنون
معلوم بله دوست دیگری هست علی جان
آقای عطابک هستن و لی خانم مجدداً
بفرمایید
آک بفرمایید
سلام خسته نباشید من نرید پایین جناب من
یه سؤال میشه مگه شما من مشکلی با این
نقدایی که کردید اصلاً ندارم. من میخوام
ببینم یه مثال بزنید دیگه شما خوندید شما
نمیتونی کلیت صحبت کنی بگی این قسمتش
اینطوری غلطه اون قسمتش اونطوری غلطه بدون
اینکه یه مثال از توش شما یه میگی از لحاظ
علوم انسانی توش چه رفت پایین من از ایشون
سؤال داشتم از
دوست عزیز من صحبتمو شروع نکردم من توضیح
میدم من حرف ایشونو توضیح خواهم داد
بفرمایید من میخوام ببینم
بله من شما تشریف داشته باشین من توضیح که
دادم اون وقت اگر نکتهای داشتین قانع
نشدین بفرمایین من در خدمتتونم
لیلا خانم نکتهای مونده شما بفرمایید
بله من یه سؤال مشخص دارم جناب آقای مهدی
خلجی این وقتی که میگه که در شروعش وقتی
ما اولش از مردم همه پرسی میکنیم که شما
چه مدل حکومتی رو میخواین با توجه به
نتیجه اون همه پرسی ی بعد ما میایم قانونا
رو مینویسیم
مگر نه اینکه باید
انگار
مثلاً میگه که اول شما
دستکشو انتخاب کن من براش دست بسازم
کدوم یک از دست دستکش قرمزو انتخاب میکنی
یا آبی رو با توجه به کدوم دستکشو انتخاب
میکنی من براش دست بزنم بسازم مگه نباید
اینکه مثلاً دستم بده دستو هم بده د تا
دستکشم بده بگه که این دست توی قالب کدوم
دستکش
بهتر جا میگیره
یعنی کدوم توی کدومش میخواین که ما اینو
اجرا کنیم ممکنه این دستکشها مثلاً فقط
رنگش فرق داشته باشه اندازهش همون باشه
وقتی که اینجوری نوشته آیا یا
وقتی که مثلاً از صندوق
جمهوری دربیاد یا س پادشاهی دربیاد با
توجه به اون چیزی که در میاد به ساختار
حکومت فرق میکنه مگه محتوای قوانین نوشتن
اون موقع
متوجه سم
بله بله بله بله من نظر خودمو خواهم گفت
متشکرم
بله
آقا مصطفی شما بفرمایید. سلام آقای پیمانی
درودها بر شما عرض ادب و احترام خدمت
حاضرین عزیز
خدمت شما عرض شود که
من فکر میکنم که ما ملت دیکتاتورسازی
هستیم
و افرادی هم که بخوان در واقع خدماتی
انجام بدن با حرکتهایی که انجام میدیم طرف
رو حول میدیم به سمت دیکتاتور شدن علت این
مسئله این هستش که ما در واقع
فقر فلسفی و منطقی داریم به عبارتی شناخت
درستی و راستی که از بنیادهای
عقلانیت هست در واقع
حولش ۴۰۰ ۵۰۰ سالی که ما همچین آدما رو
نداشتیم در سطح فلسفه یعنی به عبارتی ریشه
مشکلات ما بحث فلسفی و منطقی هستش که
اصلاً زبان فارسی علیل و بیمار هست در
استدلال
ما به خاطر
زبان فارسی کجاست آقا کلی
به نظر شما
بله
میگم زبان فارسی کجاست که ما بریم خرشو
بگیریم علیله یا ببریمش بیمارستان
چون رشد نکردیم
جناب خلجی ما هنوز معنی ریزنینگ رو دلیل و
علت رو
در سطح فیلسوفان و ما میدیم شما میدونید
که تمام فیلسوفان همشون مترجم هستن یعنی
کار فلسفه و منطق رو انجام نمیدن استدلال
آوریشون بسیار ضعیف هستش
درسته
خب و شما اصلاً چندین کتاب راجع به
ریزنینگ هست که اصلا زبان فارسی نمیتونه
اینو ترجمه بکنه
خب شما وقتی که ساختار و استراکچر یک
استرا رو میچینید
میبینی که وقتی که میخوای دلیل آوری بکنی
ببخشید صدا میپیچه
وقتی که میخوای دلیل آوری بکنی اون
ریزنینگ و دلیل در این سایت و در درون من
باید روشن بشه آنگاه من میتونم بگم که من
استدلال آوردم نه اینکه توسل کنم به کسی
یا چیزی اینکه نیچه اینو گفت نمیدونم
ژانپا سات اینو گفت این میشه مخالطه تسل
به مرجع
ولی اگر است
یعنی شما از آقای پهلوی توقع دارین که یا
هوادارانشون توقع دارین که استدلال کنن در
حقیقت
من از اونا توقع ندارم من از روشن کسانی
که بن گزارههای بنیادی کار میکنن
اینها نمیتونن با همدیگه کار بکنن نه ما
مشکل اینه که روشنفکران با همدیگه یک
انجمنی ندارن حتی نمیتونن با همدیگه
گفتگو بکنن مشکل اینه
بله
اینکه با همدیگه نمیتونن
بله درسته
نمیتونن گفتگو بکنن هر کسی مثلاً چیز
خودشو حرکت میده ولی وقتی که میخوایم
اشکال ندارهها اونم باشه خب ولی شما مثلاً
بیاید
صدام میپیچه ببخشید
شما در زبان فارسی کسی که فیلسوفه و به
گزارههای بنیادی میاندیشه میبینیم که
کسی اصلاً بهش توسل نمیکنه، توجه
نمیکنه. به عبارتی به خاطر چی؟ به خاطر
اینکه ما به سمت درستی و راستی حرکت
نمیکنیم. یعنی عقلانیت اون ریزنینگ و
استدلال در ما هنوز رشد نکرده و احساسی
بله درسته ولی خب بعد همین همین باید صحبت
کنیم و در حقیقت
با همدیگه اشکالای حرفا رو بگیم که کمکم
رشد کنید دیگه حرفتون راجع به گذشته درسته
ولی خب همین جلسات یکی از فرصتهاییست که
میگم ما در حد د تا هموطن و شهروند
میتونیم با همدیگه دربارش صحبت کنیم.
ممنونم از شما
متچکر
آقا وحید سلام
عرض ادب شرمنده یک دنیا ممنون از وقتی که
میشه
آقای خلجی
یه سؤال
دارم میخواستم ببینم
تقریباً از سال ۹۶ تا الان مرتب
در فاصلههای بسیار کوتاه جامعه
جامعه ایران هیچ فرقم نمیکنه هموطنانی که
در خارج از ایران هستن و کسانی که در
ایران هستن بدتر ما مرتب بحران داریم
وقتی که بحران
چی بهش میگن مستمر بر یک جامعه حاکم میشه
طبیعتاً
مغز و ذهن انسانها ناخودآگاه میره برای
بقا آ
من تصور میکنم اون کسانی که این دفترچه
رو نوشتن و این برنامه رو دارن
از این فرصت دارن استفاده میکنن یک جامعه
مستعصل رو
بهش امید بقا میده
یعنی واقعاً من الان شما برید من مطمئنم
برید آمار بگیرید از هموطنان عزیزی که
شرکت کردن تو این ۱ میلیون خوردهای در
خارج کشور بپرسید چند نفر این دفترچه رو
خوندن اصلاً روش فکر کردن اصلاً بهش نگاه
کردن این چیه این کیه
انگشت شمار شاید کسی رو پیدا کرد چون من
دقیقاً سال ۱۳۵۸
۱۲ فروردینم یادم میاد کسانی که رفتن
رأیگیری خدای نکرده نمیخوام به جامعه من
چیز بکنم من کی هستم ولی
شرایط
تنازع بقایی
این دفترچه تونست این اصلاً این موقعیت
این آقا رو من فکر میکنم
حالت
چوب نجاتی شده برای جامعه
شما درست میگی آقا وحید حالا من صحبتی که
میخوام بکنم شما قطعاً درست میگی ولی
نکته که من میخوام میخوام بگم اینکه
اولاً این نه محدود به ایشونه و نه محدود
به الانه. ما از اول همین طور بود مشکل
مشکل نیست که ما یه جور دیگهای شدیم.
مشکل اینه که ما همینجوری هستیم. یعنی از
زمان هخامنشان ما تا الان همچین تصوری
راجع به دنیا داریم و در نتیجه
عوض ما عوض نشدیم. دنیا عوض شده و در
نتیجه باید به هوش باشیم که اون چیزی که
بحران کنونی رو بسیار پیچیده و تو در تو
میکنه بسیار بسیار عمیقتر از اختلاف
نظرهای سیاسی ماست. یعنی من و شما
میتونیم د تا قطب مخالف باشه از نظر
سیاسی ولی یه جور فکر کنیم راجع به سیاست
و راجع به مفاهیم بنیادی این خطر اصلیست
این مشکل اصلیست و به قول شایگان میگه که
آدم یه جایی باید تصمیم بگیره که بپره یه
به هوش بیاد و بفهمه که جهان عوض شده و او
رابطهشو با واقعیت از دست داده ما تبدیل
شدیم به به اصطلاح اصحاب کهف و اومدیم در
بازار و نان میخوایم بخریم ولی سکه ما
دیگه از رونق افتاده و نمیدونیم هنوز
هنوز گیجیم ویژگی مدرنیته همین
شک یعنی تجربه شوکه و تجربه شوک برای هم
برای غربیها هم برای دیگر ملتها ولی
غربیها به دلیل اینکه مدرنیتهشون
خودآگاهه به این شوک آگاهن و میتونن این
تروما رو مدام
کنترل کنن ولی ما نه ما مدام داریم شکر
میشیم ما هی در یک جا وایسادیم میگیم چرا
این از کره زمین نمیگرده فکر میکنیم که
یه یک جهان بیرون باید تغییر بکنه در حالی
که باید بیدار بشیم و بدونیم که قرار نیست
که کسی جهان ما رو دستش بزنه و جهان ما
زمانی تغییر میکنه که ما خودمون تغییر
کنیم خب
دوست دیگری اگر هست صحبت کنن که من صحبتو
شروع کنم از دوستان هستم آقای سلجی سپنگوی
حزبلایک ایران بفرمایید
درود به شما درود به آقای خلجی و همچنین
به بقیه شنوندگان
جناب خلجی بنده میخواستم اگر ممکن هست در
مورد همین کلمه اضطراری که در این دفعه
اشاره شده
بله
صحبت بکنید و اینکه این چهجوری طبق طبق
همین کلمه اضطرا
بله حتما به باز تولید استبدادی که همین
الان حاکمست و حتی شدی بله نوشتم شبنشینی
در جهنم یعنی همین دیگه یعنی شب ما اینجا
میمونیم اگر قرار باشه که
خیلی ممنون
بله بله اگه قرار باشه که این فرق نمیکنه
آقای پهلوی و هر کس دیگه
من منی که به اصطلاح فکر میکنم که
دیگران که مخالف
مخالف اونها هستم راه حل من یا شیوه
به اصطلاح
زندگی اجتماعی من شیوه کنش سیاسی من
میتونه به نتیجه دیگری بانجامه سخت در
اشتباه خب من سلام دوباره عرض میکنم خدمت
همه دوستان در کلاب هاوس و
آقای عزیز سمیر خانم مونده هنوز
دوستان بفرمای
ببخشید آقای معذرت میخوام
خواهش میکنم ببخشید من یه دو سه مورد فقط
میخواستم بگم یکی اون خانم لیلا که تشریف
بردم و صحبت کردم و شما ازشون پرسیدین
چطور زنان ببینید اصلاً مسئله زنان و
مردان و حتی نخبگان نیست ببینید نخبگانی
که الان توی امریکا اروپا انگلیس هستن
میان فحش میدن به جریان حالا به قول
خودشون چپ یا سوسیالیسم اصلاً حتی این
کلمه رو اگر به کار ببرین یا نمیدونن
یعنی انقدر بیسوادن یا خودشونو زدن به
اونا اونوقت از یه خانم خانهدار ما
نمیتونیم انتظاری داشته باشیم که حالا
رفته باشه خونده باشه خانه دارن از کجا
میدونی صحبت از دفاع از خانمهای حالا در
واقع بیحقوق و اینها بود که چرا براشون
چطوری میتونیم اکانمیکر قرار بدیم
میخواستم بگم که یعنی کسی که اومده توی
اصلاً پاشو گذاشته توی اروپا اگه قرار بود
این فاشیسمی که اینها دارن باشه
نخبهترین آدمم بود راش نمیدادن انشتاین
فرار کرد از آلمان نازی
یعنی میخوام بگم که اصلاً اینا رو راه
نمیدن دو اینکه جایی که درجه اضطراب رو
آدمایی مثل وحید محبیها که خیلی قشنگ شما
یه بار توی مناظرهای که باهاش بودین
گفتین شما میتونید ایرانو به آتش بکشید
جمهوری اسلامی هم باهاش بره کسی مثل این
آقا وقتی نوشته باشه انتظار بیشتر از این
نداریم ما حسن منصورها داریم فاضلیها
داریم
خلجیها داریم قادریها داریم ولی اینا
میشینن مینویسن چه انتظاری ما از اینا
داریم و یه مورد دیگه من به طور تاریخی
قبول دارم ببینید من یه برادر کوچکتری
داشتم که میبینم بین آقایون ایرانی این
اصطلاح هست میخوان بگن خواهش میکنن میگن
نوکرم چاکرم
ببینید جامعهای که میخواد بگه [خنده]
خواهش میکنم میگه چاکرم نوکرم من خیلی
دعواش میکردم میگفتم هرگز دلم نمیخواد
جلو من از این کلمه استفاده کنه یعنی این
حالت چاکرمی و نوکر معابی به نظر من اصلاً
وجود داره یعنی آقای قادری اسمشو گذاشته
ولایتمداری حالا ما نمیخوایم بیتربیتی
کنیم ولی به نظر میاد که حتی وقتی که
واقعاً یعنی در مناسبات رفته در گوشت و
خون رفته که چاکرم قر نمیدونم قربان شما
کجا میبینین طرف بگه من اسلیو تو هستم
ساکریفایس ما سلف یو اصلاً همچین چیزایی
نداره
پاتونو بذارین رو چشم ما
بله پاتونو میذار یا مثلاً پسر مثلاً
دخترتون خوبه کنیز شماست پسرتون خوبه غلام
شماست بعد میان از انگلیس صحبت میکنن
ببینید انگلیس ۸۰۰ سال پیش اون یه کسی رو
که آوردن سر مرگ ناکارتا اون آدمو اصلاً
از هلند یک آدم
در واقع بدبخت ذلیلی رو پیدا کردن گفتن تا
بیا بشو شاخ نه اینکه یه نفری که بخواد
رهبر در واقع جنبش باشه خدا باشه مسیح
باشه شما وقتی این همه قدرتو بهش میدی
چطور میتونی انتظار داشته باشی تازه با
این فرهنگ نوکرم چاکرم قربونت برم فلان
اینا حالا اصلاً اینم نباشه اصلاً شما بگو
توی سوئیس وردار ببر چطور میتونی ازش
انتظار داشتی داشته باشی که در واقع غیر
این رفتار بکنه. شما اگر دارین مثال کشور
اروپاییو میزنین شاه که به صورت بله
جولیاسزار بود که اومد تاش گفت ناپلئون
بود اول گفت من جمهوری میخوام بعد گفت من
امپراتورم کسی که میاد مبارزه میکنه میگه
من رهبرم دیگه نمیره زیر اون قاعدهها اون
شاههایی که شما دارین میگین اصلاً مثل
احمدشاه یه آدم ذلیل بدبختی بوده گفتن آقا
پاشو بیا اونجا بشو حالا اون وسط توی نماز
که خودشم خودش چیزی نداشته
بله بله
ببخشید من خواستم این نکات
درسته بله درسته من سلام دوباره عرض میکنم
خدمت دوستان گرامی در کلاب هاوس و در
یوتیوب
صحبت ما درباره یعنی یکی از دوستان
پیشنهاد داشت و من به احترام ایشون
به اصطلاح این جلسه رو برگزار کردم که
صحبت کنیم راجع به این
دفترچه دوران اضطرار
من وقتی که خوندم این رو خب البته که
میدونستم محتواش چیه چون که دربارش صحبت
کرده بودن و من نوشتهها و گفتههاشونو
جسته گریخته خوانده بودم ولی خب اون خطری
که ما رو تهدید میکنه اون خطریست که ما
نمیبین نه اون خطری که ما میبینیم
و و این
آگاهی به این نکته و هوشیاری نسبت به این
نکته بسیار سخته
و اگر درک نکنیم اینو ما در برابر یک مقاک
مرگاری هستیم که به مراتب از خطر جمهوری
اسلامی یا حمله خارجی یا هر چیز دیگه
بدتره یعنی ما اگر نتونیم واقعیتی رو که
درش قرار داریم درک بکنیم و این واقعیتی
که من عرض میکنم
درست اون واقعیت نامحسوس و ناملموس هست ما
در حقیقت خودمون پیش از هر کس دیگه
طناب دار و گردنمونو آویختیم
و اون چیزی که نمیبینیم در حقیقت
برمیگرده به یک مسئله اساسی و اون اینه که
از نظر تاریخی ما در ایران چیزی به نام
دولت به مفهوم اروپاییش نداشتیم و چیزی به
به نام نهاد هم نداشتیم در نتیجه چیزی هم
به نام به اصطلاح جامعه نداشتیم همه چیز
طبیعی بوده یعنی همین طور که شما در یک
خانواده متولد میشید و بچه اون خانواده
هستید که دیگه تا آخر عمر با پدر مادر و
برادر خواهرتون ارتباط دارین و این به
جامعه کوچک رو طبیعی میدونید در نتیجه در
جامعه با آدمایی که در پیرامون شما هستن
در زبان در نژاد در خون و در
دین با شما شریکن شما احساس همچین تعلق
طبیعی دارین با اونها در نتیجه وقتی که
شما صحبت میکنید از مثلاً مردم من قبیله
من یعنی میدونید که منظور مشتسن و مشت
حسینه یعنی درکتون از قبیله یا درکتون از
همشهریاتون یا درکتون از همکیشاتون
مجموعه از آدمهاست وقتی که از حکومت حرف
میزنینم منظورتون حاکمه
اشخاصی که بر شما حاکم هستن
و بنابراین درکی که از جامعه دارین درکی
که از سیاست دارین درکی که از قدرت دارین
درکیست که کاملاً
محدوده به اونچه که چشم و گوشتون میبینه
و حس میکنه در حالی که نه جامعه نه حکومت
نه قدرت و نه
ایدهها و مفاهیم ارزشهای اصلی که در
همزیستی انسانها نقش مهم دارن اینها هیچ
کدوم دیدنی نیستن. به عبارت دیگه اینها
کانکریت نیستن آبجکتیون. یعنی چی؟ یعنی که
اینها مجموعهای از روابط، مناسبات،
ساختارها و
زیرساختهایی هستن که پیچ مهره بین این
آدمها و این ساختمونها و این چیزهای
محسوس رو اینها برقرار میکنن. یعنی وقتی
که من میگم روحانیت روحانیت فقط تعداد
مثلاً هزار ی میلیون هزار ۱۰۰ هزار نفر
آدم نیست بلکه مجموعه عظیمی از ارزشها
ایدهها
آداب مناسک قواعد و زبانی هست که اینها
رو به همدیگه پیوند میده و این اونا رو
میکنه روحانیت و در نتیجه اگر من اونو
نشناسم
روحان هانیتو نشناختن.
درکی که ما داریم از جامعه اینه. بنابراین
ما
مطلقا نمیتونیم تصور کنیم که جامعه یک
چیزیست که ساخته میشه نه چیزی که وجود
داشته باشه. یعنی همون طور کسی دو بار توی
جنس دوم میگه زن
زن به دنیا نمیاد بلکه زن میشود. یعنی در
شما زنانگی خودتون رو در حقیقت میسازید.
شما انسان حتی انسان بودن خودتون رو هم
میسازید. یعنی اون انسانی که به طور به
اصطلاح بیولوژیک هست اون انسان نیست. با
بقیه حیوانات یکیه ولی اون که انسان میشه
یعنی تواناییهای خاصی از خودش رو به
فعلیت میرسونه اون کسی که انسان میشود
و انسان ما انسان میشویم. ما فرد
میشویم، ما شخص میشویم، ما جامعه
میشویم، ما شهروند میشویم. تمام اینها
چیزهاییست که شما باید برای تحققش
هم
به اصطلاح شناخت پیدا بکنید و بدونید که
چگونه میشه این به این هدف رسید و هم در
عمل براش بکشید. بنابراین شما در فرهنگ
غربی برای همه چیز باید تئوری داشته
باشید. یعنی چی؟ یعنی کهه من اگر بخوام
فردا یک حکومتی بسازم که جایگزین این
حکومت باشه باید برای این حکومت نظریه
داشته باشم. نظریه یعنی چی؟ نظریه یعنی
کهه من اولاً یک سری شنا شناختهایی دارم.
تاریخ میدونم نمیدونم وضعیت به
جغرافیایی و نمیدونم اجتماعی این مملکت
خودمو میدونم و هم به یک سری از
ارزشها و مهمتر از همه نظام حقوقی و
اخلاقی خاصی باور دارم. ولی چون که من در
تا زمان زندگی میکنم و در تاریخ زندگی
میکنم و این ساختارها و مناسبات مدام در
حال حرکت و تغییر هستند من باید برای اون
موقعیتی که هستم بیاندیشم و ببینم که
چگونه میشه اون ایدهها رو متناسب با این
شرایط در حقیقت
طراحی کرد معماری کرد و در عمل تحقق داد
اینو بهش میگن نظریه بنابراین شما اگر
بخواید هر چیزی که داشته باشید اگر بخواید
فوتبال
تیم فوتبال داشته باشید اگر میخواید
نمیدونم یه کفش بدوزید اگر میخواید یه
کبرید درست بکنید اگر بخواید یه بستنی
فروشی درست کنید باید فکر کنید چگونه این
کارو انجام بدید اون میشه تئوریش
و اون تئوری مداممم باید بازنگری بشه چرا
به خاطر اینکه واقعیت مدام در حال حرکته
پس ما در ایران برای ما همه چیز حالت
طبیعی داشت مادربزرگ من خب ۸۰ سال در
روستا زندگی کرده بود. من ۲۰ سالم بود که
فوت کرد. این اواخر عمرش خونه ما بود. فکر
میکرد که این آبی که از مثلاً شیر لوله
کشیه و برقی که هست اینا همه مثل بارون
نعمت خدادادیه. هیچ چیزی نیست که ساخته
انسان نباشه. حتی این کوه حتی زلزله حتی
تمام بلایای طبیعی تمام
در اثر عمل انسان و در بستر تاریخ و زندگی
جمیع انسان تأثیر پذیرفتن پس شما باید
برای اینکه زندگی کنی همه چیزو تغییر بدی
مدرنیته
در حقیقت
قلبش غیرطبیعی کردن هر چیزیست که طبیعیه
یعنی دینچرالایز کردن دینچرلایز کردن یعنی
چی؟ یعنی هر چیزی که میبینه میگهین چون
تاریخیه و ساخته انسانه پس میتونه یه چیز
دیگه باشه. جهان هیچ چیزی نیست که
قدرتی نیست نیرویی نیست که از بیرون بر او
حاکم باشه و او رو ثابت و سخت و جاودانه
نگه داره. انسان قادر همه چیزو تغییر بده.
یعنی ایده تسلط بر طبیعت. پس انسان وقتی
که در جامعهای قرار داره که مشکلی درش
هست میتونه اون جامعه چون مبتنی بر
ایدهها و تاریخ انسانی دیگه بذاره کنار
یک فرم جامعه دیگه یک فرم مناسبات دیگه و
یه شکل دیگهای از به اصطلاح کامیونیتی رو
تخیل بکنه ابداع بکنه و بسازه دولت اقتصاد
همه چیز بنابراین ذهن غربی ذهنیست مدام در
حال بحرانی دیدن وضعیتش و نظریهپردازی
کردن برا اون بحران
ما برای ما مدرنیته عین یک به اصطلاح دین
جدید ظاهر شد یعنی یه دین جدیدی که اومده
و خاتملانبیاست
و این اروپاییا الان دیگه دیدین که ما
ایرانی هم خیلی تأکید میکنیم که الان که
دیگه بشر دیگه فهمیده و با علم با علم همه
چیزش به اصطلاح به همه چیز پی برده و فکر
کردیم که جامعه و قانون و نمیدونم از
حکومت و همه اینا رو میشه مثل راهآهن و سد
و اینا وارد کرد. خب این وضعیتی که ما
هستیم
و و جمهوری اسلامی و همه این بدبختیها
اینا تداوم چنین ذهنیتیست. یعنی کهه مشکل
خیلی عمیقتر از جمهوری اسلامیست. جمهوری
اسلامی یک شاخهایست که بر درخت این ذهنیت
به اصطلاح
نادرست و شکل نادرست فک اندیشیدن ما و شکل
نادرست جا به اصطلاح اجتماعی بودن ما
درآمده بنابراین اگر ما تغییر نکنیم
جمهوری اسلامی از بین بره یک جهنم دیگری
باز خواهد شد یعنی ما اگر منتظریم که یه
چیزی به نام جامعه خودبهخود وجود داشته
باشه. یه چیزی به نام قانونم خودبهخود
وجود داشته باشه. مدامم بگیم بله ما
میخوایم که دین از دولت جدا بشه. حقوق
بشر یعنی هیچ د اولاً هیچ درکی از این
کلمات نداریم و ثانیاً دیگه نیازی به دشمن
نداریم. خودمون مثل آدمیونه که کورانه
عصاها میزنه و مستهیر میزنه به این طرف
اون طرف و اول خودشو آسب میزنه. پس به
قول زبانشناسان میگن که ما دو نوع واقعیت
داریم. یکی واقعیت عینیه وقتی من میگم که
من الان در شهر واشنگتن هستم میگم که
انقلاب آمریکا در قرن هجدهم رخ داد این یه
واقعیت عینیه ولی شما یه واقعیت
اینستیتوشنال دارید یعنی اینستیتوشنال فکت
اینستیتوشنال فکتس یعنی چی؟ یعنی اون
واقعیتهایی که به شکل ایدههای نهادی شما
میسازید. میگید دولت. دولت که در خارج
وجود نداره. میگید قانون. میگید حق میگید
آزادی. میگید عدالت، میگید کرامت، میگید
پول، میگید بانک، میگید تمام اینها اینا
اینستیتوشنال فکت هستن. وقتی که
اینستیتوشنال فکس هستن به این معناست که
معنای اینها چیزی نیست که شما بتونین با
چشمتون یه یه نفر اشاره کنه. مثلاً
میخواید بگید که خیابون انقلاب کجاست؟
یاروت با دستشو نشون بده شما میفهمید
کجاست. اینطور شما نمیتونید بفهمید.
نمیتونید برید تو دیکشنری نگاه کنید
بفهمید. نمیتونید ترجمه کنید بفهمید
کارایی که ما کردیم بلکه شما باید با
دیگران دربارش حرف بزنید و در حقیقت در یک
تبادل به اصطلاح فهم بتونید یک درک مشترک
ازش پیدا بکنید اون میشه واقعیت شما یعنی
در حقیقت نیازمند کامونیکیشن ارتباط و
رسیدن به یک درک اینترسابجکتیو و
بینالهایست یعنی من و شما اگر ندونیم که
مثلاً دولت چیه خب شما دولتو یه چیزی بگی
من دولتو یه چیز دیگه بگم همین بلایی که
تا حالا بر سر ما آمده خواهد آمد یعنی ما
نمیدونستیم مشروطه چیه نمیدونستیم
انقلاب چیه نمیدونستیم قانون چیه در
نتیجه از ابتدای ورود تجدد این تجدد برای
ما یک وبالی بوده که ما بیشتر به جان هم
افتادیم و تا امروز همش دیوار ساختیم و
همش همدیگه رو راندیم و تاروندیم و بر
ناخورسندی خودمون اضافه کردیم پس
اونچه که در این نوشته
آشکاره یعنی جای تعجب نداره اینه که فرض
گرفته که آقای پ میدونید که آقای پهلوی
خب تازه الان تازه وارد میدون شده قبل از
آقای پهلوی ۴۵ ساله که عدهای قانون اساسی
مینویسن ما حدود ه ۶۰۰ ۷۰۰ تا قانون
اساسی داریم در خارج از کشور
نه فقط این که قانون اساسی مشروطه، قانون
اساسی جمهوری اسلامی، متمم قانون تمام
اینها همینجوری درست شده. یعنی وقتی که
میخواستن قانون اساسی مشروطه رو درست
بکنن، مطلقا توجه نداشتن که قانون به
مفهوم مدرن کلمه با اونچه که ما شریعت و
قانون میگیم فرق داره. وقتی که میگن انسان
فرق داره. وقتی که میگن حق فرق داره. وقتی
میگن آزادی فرق داره خود مشروطه یک مفهومه
هیچکس نپرسید مشروطه چیست ولی به س بر سر
مشروطه خونها ریخته شد و کسروی رو بخونید
آدم جیگرش آتش میگیره که یک مردمی انقدر
به اصطلاح در فقر فکری قرار داشته باشن که
اون فقر فکری باعث بشه که فقر مادیشون روز
به روز به اصطلاح
کشنده تر و آزاردهندهتر باشه. پس توجه
بکنید اون وضعیت اقتصادی ما، وضعیت سیاسی
ما بازتاب اون چیزی اون شکلیست که ما فکر
میکنیم. اگر بخوایم دوباره دولت درست
کنیم اگر دوباره بخوایم نظام حقوقی درست
کنیم اگر بخوایم دوباره دانشگاه و به
اصطلاح نظام تعلیم و تربیت درست کنیم اگر
دوباره بخوایم نظام حقوقی درست کنیم
نمیدونم
اگر بخوایم دوباره
به اصطلاح حزب درست کنیم رسانه درست کنیم
با همین تصوراتی که داریم ما به هیچ جایی
بهتر از اینجا که هستیم نخواهیم رسید این
نکته مهمه پس باید توجه داشت که جامعه
زمانی ساخته میشه که آدمها بتونن توان
ارتباط برقرار کردن با همدیگه داشته باشن
و این ارتباط در وحله اول از طریق زبان
صورت میگیره. مدرنیته یک اتفاق زبانیست.
یک اتفاقیست که در زبان رخ میده. وقتی که
انسان شروع میکنه به خودش یک شکل دیگهای
خطاب میکنه، مدرنیت آغاز میشه. مدرن تا
وقتی آغاز میشه که میگه من انسان مدرنم
پس زبان این زبان فارسی نیست که مشکل داره
ما با این ذهنیت عربای عربا هم با همین
ذهنیت ما عربی رو به کار بردن وضعشون شبیه
ماست نمیدونم
پاکستانیها هم همین همین شکل زبان رو به
کار بردن پس مسئله اصلی اینه که شما چه
شکلی زبان رو به کار میبرید چون زبان هیچ
معنایی جز اون شکلی که شما به کار میبرید
نداره. من اگر به شما بگم
بشین لحن من شکل گفتن من و اونچه که قبل و
بعدش گفتم معناشو تعیین میکنه وگرنه شما
برید تو دیکشنری در دیکشنری جنازه کلمات
اونجاست. پس ما تا به حال زبان رو به شکلی
به کار میبردیم که به کار ساختن جامعه
نمیومده. یعنی ما زبان رو برای ارتباط
برقرار کردن، برای فهمیدن و برای توافق
رسیدن به کار نمیبردیم.
در نتیجه هر کس بهخاطر اینکه با همم زندگی
میکنیم هرکس هر کاری که دلش میخواسته
اگر میتونسته انجام داده. اگر پادشاه
بوده، اگر خان بوده، اگه کلانتر محله
بوده، اگه پدر خانواده بوده، هیچ نیازی هم
به زبان نداشته. پدر خونه وقتی که میاد تو
خونه زهره همه آب میشه. و با یه چشم قره
میتونه کاری بکنه که تمام مجلدات
بهارلاالنوار نتونه بکنه. پس ما همون طور
که با خدا رابطهمون یک طرف است با شاه
رابطهمون یک طرف است با حاکم رابطمون یک
طرف است با خودمون هم رابطمون یک طرف است
یعنی اون کاری رو که میتونیم بکنیم دیگه
حق خودمون میدونیم چیزی به نام حق چیزی
به نام مشروعیت چیزی به نام به اصطلاح
لجیتیمیسی جاستیفیکیشن اصلاً برا ما مطرح
نیست
این
به اصطلاح چیزی که نوشتن دفترچه اسمشو
گذاشتن
دفترچه دوران گذار
دوران گذار یک اصطلاحیست در حقوق که از
حقوق به اصطلاح رومی میاد
و این به اصطلاح از ترنزیشنال جاستیس و
این جاستیس کلمه جاستیس هم به معنای
عدالته
هم به معنای درست بودنه هم به معنای موجه
بودنه. یعنی کافی نیست که من اعتقاد داشته
باشم که این کار من این حرف من عادلانه
است. من باید بتونم اونو موجهش کنم. من
باید بتونم به شکلی که قانع کننده باشه
برای دیگران اون رو برای خودم موجه کنم.
یعنی حتی اگر من در تنهایی بخوام یک عملی
انجام بدم اگر بخوام اون عمل اخلاقی باشه
اگر بخوام اون عمل به اصطلاح عقلانی باشه
باید بتونم انگار که در برابر دیگری قرار
دارم با همون روشهایی که برای دیگری قانع
کننده است خودمو قانع کنم وگرنه من
نمیتونم بگم من اینو چون که بابام گفته
چون میدونم چون نمیدونم عادت کردم پس
درسته در ایران هیچ در مخصوصاً بعد از
اسلام هیچکس بر اساس
اینکه
قدرت مشروعیت قدرت داره بر سر قدرت ننشسته
تمام حکومتها بر اساس زور بودن وقتی
پیغمبر اسلام سرش رو بر بالین مرگ گذاشت
بلافاصله جنگ بر سر جانشینیش آغاز شد و تا
امروز ادامه داره هرگز در تاریخ اسلام و
در تاریخ ایران بعد از اسلام هیچگونه
مناقشهای با گفتگو و با توافق
حل و فصل نشده. هر جا که به اصطلاح
قراردادی امضا شده، قراردادی بوده از سر
ناچاری و و آتشبس و قراردادی که شما به
محض اینکه تواناییشو پیدا بکنید میتونید
فسخش بکنید. پس ما در چنین شرایطی هستیم
که حالا در همین سلسله جلیله پهلوی اولاً
هر دو این سلسله با کمک خارجی آمد هر دوی
پادشاهان پهلوی با کمک خارجی آمدن و
ثانیاً با زور اومدن با زهور نظامی آمدن و
با و چون وقتی با زهور نظامی میای باید با
زهور نظامی هم قدرتو نگه داری آقای
شاهزاده هم استثنا نیست آقای شاهزاده هم
حداقل تنها چیزی که شاید یاد گرفته باشه
اینه که نیازی نداره به فلسفهای برای
توجیه مشروعیت
بازگشت سلطنت و متوسل به قدرت خارجی هم
هست. یعنی این یک سنت خانوادگیه در بین
اینا. منتها اینو توجه داشته باشید که ما
نباید اینطور باشیم چون مخالفانشم همین
طور دیگه. اصلاحطلبا اول اصلاحطلب میشن
بعد در حقیقت میخوان اون رو براش
دلیل بتراشن.
اول طرفدار نمیدونم
یک سیاستی میشن بعد براش دلیل میترسن.
این فرق میکنه ها روشنفکرای ما اینطورین
آخونداهم همین طور اول ولایت فقیهو میخواد
به اصطلاح اجرا بکنه بعد میگه که برید
صدها مؤسسه میسازه که بهش بشینن توجیهش
بکنن. آقای پهلوی همین کارو کرده دیگه. یه
برای خودش یک
حلقه دانشمندانو ساخته. و روشنفکرانو
که بشینن هرچی که ایشون میخواد اینا با
یک زبان علمی سرتشو
یه جوری دربیارن که مردم فکر کنن آه این
پس حتماً
منطقیه
و در حقیقت رتب و یابسو به هم ببافن تا
اون چیزی که از پیش به صورت خودکامه تصمیم
گرفته شده و قرار هست اجرا بشه مشروع جلوه
کنه آقای پهلوی
اولاً
خب تفاوتش با دیگر
پادشاهان گرامی ما اینه که حداقل یه ۴۰
سال تو خ آمریکا زندگی کرده ولی زبانش
رفتارش منشش و شیوه سیاست ورزشیش کاملاً
از
تیپیکال از سنت
به اصطلاح خانخوانی و
قلدری ایرونی پیروی میکنه.
یعنی کهه ایشون
مطلقا اعتقاد نداره که برای اینکه من
بخوام به قول خودش رهبر گذار یا به عنوان
کسی که بخوام شرایط سیاسی رو در ایران به
سمت دموکراسی ببرم باید به صورت دموکراتیک
عمل بکنم در نتیجه ایشون رسماً که مثلاً
همین مجله فریدون ایشونو شهریار ایران
میدونه و و
نمی نمیون من چون متأسفانه یه بخش زیادی
از عمرمو به خوندن جانک سپری کردم
نمیدونید که این یه چند تا جوون دانشگاهی
رم اینا استخدام کردن و گفتن بهشون که فقط
یک مهملاتو به هم ببافین که توجیه بکنین
که بله پادشاهی در ایران یک چیز بسیار
خوبه و ما باید برگردیم به پادشاهی حالا
من برای شما یک مقاله اینجا رو میخونم
و اینها به شدت یعنی بیش از نظر سیاسی که
خب طبیعتاً
بیمعناست و فقط دکوره ولی ضربهای که این
نوع کار
در زمان خود محمدرضا شاه میدونید که
محمدرضا شاه پهلوی هم انجمن فلسفه رو درست
کرده بود برای اینکه
مشروعیت درست کنه برای خودش دیگه با فلسفه
ایران باستان و
حزب رستاخیز ونی ایدئولوژی درست کردن
نابود کرد هم زبان رو و هم به اصطلاح
جامعه سیاسی رو و هم دانشگاه رو یعنی
اینها در حقیقت از اونچه که ابزارهای
دانشگاهیست یعنی مفاهیم و اصطلاحات
استفاده میکنن و منتها استفاده کاملاً
ضدش میکنن مثل این میمونه که شما فرش و
فرشهای خیلی قیمتی رو ببرید تکه تکه بکنید
پاره بکنید باهاش مثلاً چه میدونم یه لقت
کنید باش دقیقا این کارو میکنن بذارید من
برای شما یه تکهای از این مقاله بخونم به
خاطر اینکه این هست که
در حقیقت کانتکست درست میکنه
خب
یک
آقایی در همین شماره آخر
این مجله فریدون
که همون مؤسسه
در حقیقت
این مجله رو منتشر میکنه که پروژه شکوفایی
و این نمیدونم دوران اضطرار و اینا اینا
رو همه رو اون در حقیقت از نظر مالی حمایت
میکنه در یعنی در بخش مالی خود آقای پهلوی
هست که در خدمت البته آقای پهلوی هستن که
آقای پهلوی
کاری میکنه ایشون در این
این نویسنده اینا معمولاً خب نویسنده همین
دفترچه هم آدمای گمنامن دیگه یعنی آدمایی
هستن که سابقه
چندانی ندارن در کار نه سیاسی نه علمی نه
اجرایی نه اداری
و در حالی که قبلاً کسایی که دوره برای
آقای پهلوی بودن حداقل
برای حلقه خودشون شناخته شده بودن این طیف
جوان اینا خب همین بچههایی هستن که
دانشگاه رفتن حالا یه دکترایی گرفتن فوق
لیسانسی گرفتن و
بیکارن در حقیقت از بیکاری میرن اونجا و
کاملاً سفارشی برای اونا براشون در حقیقت
چیز میکنن مقالات اینجوری مصاحبههای
اینجوری میکنن یعنی در حقیقت بخش
تبلیغاتشو به اسم
مثلاً تئوری انجام میدن حالا
من اونچه که منو خیلی ناراحت میکنه اینه
که در بیبی بی سی پرگار گوش میکردم
یک آقایی به نام استاد دانشگاه استاد
فلسفه تحلیلی در دانشگاه در لندن میاد و
در برنامه پرگار که به اصطلاح خب برنامه
مثلاً نخبه پسندش هست مزخرفی نیست که
نمیگه یعنی از کانت و از یاسپرس و از همه
چیز
به هم میبافه تا بگه که حمله نظامی به
ایران مشروعه تا بگه که مردم ایران حق
دارن که به اصطلاح تنفر خودشونو با هر
شکلی اگه دلشون بخواد نشون بدن یعنی چیزی
که یک
محاله که از زبان یک آدم عاقل بشنوید چه
برسه به فیلسوف یعنی تمام
فلسفه رو به کار میگیره در جهت کاملاً
معکوس و این خیانت خیانت به علم خیانت به
عقل آدمها و خیانت به جامعهست
خب این آقاها برای اینکه به اصطلاح اثبات
کنه که الان ما
چیزشون اینه دیگه مبنای مشروعیتشونه که ما
ایرانی هستیم خب بسیار خب ما ایرانی هستیم
ما چون ایرانی هستیم باید فقط و فقط بر
اساس میراث سیاسیمون و سنتمون که پادشاهی
نظام سیاسی داشته باشیم بنابراین ما باید
برگردیم به سیستم پادشاهی و طبیعتاً شما
این سیستم پادشاهی که اینا ازش حرف میزنن
چون وجود نداشته اینا راجع به فیکش میکنن
یعنی شروع میکنن براش تاریخ ساختن شروع
میکنم براش با یک
به اصطلاح پیده وصله کردن نظریات علمی
میخوان اینو به اسم اینکه این واقعاً
بازگشت به پادشاهی هم
معنا داره هم کارآمده هم تنها راه در
حقیقت
ممکن پیش روی ما به عنوان بدیل جمهوری
اسلامیه
و ایشون در این مقاله ش از کزلک کزلک یکی
از فیلسوفان آلمانیست که مکتبی داره در
تاریخنگ نگاری
به اسمش هست
کانسپچال هیستوری که در حقیقت تاریخ
مفاهیمه
و این به یکی از کتاباش ارجاع میکنه درست
مثل این میمونه که یک نفر توی خواب هزیان
بگه فقط این وس وسط اسم کزلکو میاره د تا
اصطلاح اونو میاره و هر نتیجه که دلش
بخواد میگیره یک بار در یک جلسهای در
همین کلاب هاوس دو سه سال پیش این آقای
کنگرلو که اینا اینها آدمای کذابن یعنی
اینو من میگم به خاطر اینکه علناً
اینطوریه خودش این آقا مثلاً استاد
دانشگاهه و دانشگاهی درس میده برگشت یک
نقل قولی کرد از هگل که انگار این نقل
قوله مخصوصاً هگل اینو برا شاهزاده نوشته
من به ایشون گفتم که آقا این نقل قول از
کجا میگی شما کجا هگل همچین حرفی زده گفت
اگه هگل نگفته پس ملی مونرا گفته یعنی
انقدر اینا وقیحن به دلیل اینکه اینها
گفتگو که نمیکنن هرچی دلشون میخواد میگن
یعنی اینها میشینن مثلاً تئوری میبافن
وقتی که شما با کسی راجع بهش حرف نزنین هر
کس با شما مخالف بود به اصطلاح تردش کنی و
تهدیدش بکنی خب معلومه شما هیچ مشکلی
نداری هرچی دلت بخواد بتونی بگی و مهملاتی
رو به اسم ناسیونالیسم ایرانی که یک
ناسیونالیسم
کاملاً تهی و م و سرشار از تنفر و حذف و
ناسیونالیسمی که خلاف تاریخ ایرانه و خلاف
مدرنیتهست و خلاف جامعه است اینو دارن به
اصطلاح تو بوغ و کرنا میکنن و
مخالفانشونو به اسم ضد ایرانی و اینام
دشمن ایران و فلان حذف میکنن. این فاجعه
بزرگیست
که باید حواسمون باشه. خب آقای پهلوی
بنابراین هیچ نیازی نداره به مشروعیت. خب
من همینجا میپرسم اگر آقای پهلوی واقعاً
نیازی نداره به مشروعیت و فکر میکنه که
نیازی نداره به قانع کردن دیگران خب اصلاً
چرا زحمتا رو میکشه؟
چه نیازی هست؟ خب تو ایران اینترنشنال که
مدام دارن جیغ میزنن. در خیابونا که
شیپور میزنن تبل میزنن آقای ترامپ هم که
امیدوارن که بیاد به اصطلاح
بام راه سلطنتشونو باز بکنه دیگه چه نیازی
دارن به اینکه کسانی رو که اهل فکرند و
میفهمن اونا رو متقاعد کنن این کار نیازش
اینه برای اینکه کسانی رو که فکر میکنن
تحقیر کنن برای اینکه کسانی رو که به
اصطلاح
میاندیشن
کسانی که میفهمن کسانی که میدونن سیاست
چیه و ت و حکومتداری چیه اونها رو به
تحقیر کنن. درست کاری که خامنهای کرد.
خامنهای چون آیتالله نبود چون کهه نه در
میان روحانیت اعتبار بالایی داشت نه در
میان روشنفکراها و دانشگاهیا نه در بین
سیاسیا چیکار کرد؟ تمام اینا رو تحقیر
کرد. یک آدمی رو که
چیز دکتر دام پزشک بود ۲۰ سال کرد فرمانده
ستاد مشترک ارتش
یک آدمی رو که یک بسیج فوق لیسانس بود کرد
رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی جواد
طباطبایی و حسین بشری رو همه رو اونجا قل
و غم کرد در حوزه هم همه رو قل و غم کرد
همه رو کرد آیتالله و این آقا که آیتاللهی
خودش زیر سؤاله ۴۰۰ تا اجازه آیتاللهی
صادر کرده. یعنی هیچکس
یعنی آمدانه میخواد به همه بگه که اگر
شما روشنفکرید، دانشگاهی هستید، نظامی
هستید، آخوند هستید، من میتونم این
موقعیت شما رو به سخره بگیرم. این کاری که
آقای پهلوی میکنه دقیقاً همینه و جریان
به اصطلاح راست افراطی یکی از مهمترین
ویژگیهاش
روشن فکر ستیزی دانشگاه ستیزی فکر ستیزی و
در حقیقت
سرکوب هر صداییست که معنادار باشه هر
صداییست که پرسش بکنه هر صدایی که بتونه
حتی یک چیزی بگه که اونها اینها قادر به
گفتنش نیستن. باید انقدر این صدای
عرودهها و نعرههاشون آسمونو برداره که
هیچ صدای دیگه به گوش نرسه.
یه کتابی رو من در این گروه واقع فلسفه
میگذارم.
عنوانش هست چهره چهرههای جدید فاشیسم
پپولیسم و راس افراطی که ترجمهست. میگه که
قبل از همه ما نباید فراموش کنیم که مفهوم
فاشیسم حتی پس از جنگ جهانی دوم منحصراً
تنها برای تعریف مکرر دیکتاتورهای نظامی
آمریکای لاتین مورد استفاده قرار نگرفته.
در سال ۱۹۵۹
تئودور آدورنو نوشت که بقای ناسیونال
سوسیالیسم در چارچوب دموکراسی به طور
بالقوه از بقای گرایشهای فاشیستی علیه
دموکراسی خطرناکتر است. یعنی چی؟ یعنی
جریانهایی که در درون دموکراسیها یا از
طریق دموکراسیها
به به قدرت میرسن و فاشیستی هستن بسیار
خطرناکن از دشمن خارجی. چون در قرن بیستم
هم آقای پهلوی
خب احتمال زیاد چون کتاب رو میخونه ما
متأسفانه هم پیغمبرمون امی بود هم شاهمون
امین هم آخوندامون امین
هم هیتلر هم مسولینی هم استالین هم خمینی
همه اینا از طریق انتخابات به قدرت رسیدن
همشون بنابراین این خیلی هنر نیست که اگر
کسی بیرون قدرته بگه من میام رفراندوم
برگزار میکنم اتفاقاً همین ترسناکه به
خاطر اینکه این نوع رفراندوم برگزار کردن
کانستیتوشنال اتورتاریزم ایجاد میکنه
یعنی مثل جمهوری اسلامی یک دیکتاتوری
قانونی جمهوری اسلامی قانون اساسی که ج در
ایران هست که مردم بهش رأی دادن قانون
اساسی ضد قانون اساسیه
یکی قانون اساسی ضد قانونه ولی قانونیه
و تمام نظامهای توتالیتر و فاشیسته همشون
قانونمندن. همه هیچکدوم نیستن که
قانونمند نباشن. اما به جای حاکمیت قانون
حاکمیت باقانونه. یعنی از قانون استفاده
میکنن برای حاکمیت.
میگه که
در دهههای اخیر بسیاری از مورخان که به د
به دنبال ارائه تفسیر از ایتالیای
برلوسکونی هستند دمسازی اگر نگویم رابطه
خونی وی را با فاشیسم کلاسیک برجسته کردن.
این برداشتهای انحرافی کوچک نشاندهنده
آن هستند که فاشیسم نه تنها فراملی و
فراقدهای بلکه فراریخیست. یعنی فاشیسم
محصول نیروییست شریست که در وجود
انسانهاست و این نیروی شر با در عصر مدرن
با تکنولوژی و با به اصطلاح ابزارهای
ارتباطی این نیروی شهر بسیار قدرت و
توانایش
افزایش پیدا کرده با اینترنت شما یک
واقعیتی دارید که موازی با واقعیت واقعیست
اما برخلاف این واقعیت واقعی نه دیوار
داره نه مرز داره نه پلیس داره نه دادگاه
داره و شما هر کاری که دلتون بخواد در
اونجا میتونین انجام بدین در در حقیقت
اینترنت یک عرصهایست که شر رو بینهایت
میکنه
و میگه که
شما باید این رو به عنوان یک به مسئله
خیلی جدی ببینید یعنی امروزه شر امروزه
میل انسان به ویرانگری و میل انسان به مرگ
و نابودی در شکل فاشیسم ظهور پیدا میکنه.
این چیزیست که ما رو باید خیلی نگران
بکنه. یعنی حتی من و شما هم که فکر
میکنیم ما عقامون از نظر خودمون موجهه
باید مواظب باشیم که در یک جهانی به سر
میبریم که سیستم و مناسبات اقتصادی،
ارتباطی، سیاسی و اجتماعیش آدما رو به اون
سمت میبره
و یکی از مهمترین کارایی که اینا میکنن
در حقیقت بیمعنا کردن زبانه. یعنی به شکل
زبان به کار میبرن که هیچ معنایی ندار و
در این
به اصطلاح در این دفترچه
دقیقاً همین کارو کردن کلمات به شکلی به
کار رفته که انگار
مهم نیست که معنیش چیه مهم اینه که اینا
رو به شما نشون بدن
به شکل به اصطلاح
زر و زیور که شما مرعوب بشید
و هیچ مطلقا براشون مهم نیست که شما از
اینا چی میفهمید یا خودشون اصلاً از اینا
منظورشون چیه؟ آقای پهلوی میگه که کسانی
که میگن مردم ایران اتحاد ندارن اینها
دروغ کاملاً دروغ میگن یعنی تصور بکنید
یعنی
یک آدمی معمولی یه ذره فکر میکنه میفهمه
تنها قضا آمیزه دیگه یعنی میگه همه مردم
اتحاد دارن اگه کسی میگه اتحاد ندارن دروغ
داره میگه اگه کسی میگه اتحاد ندارن یعنی
اتحاد نیست یعنی حتی واقعیت خود شما رم
انکار میکنن خاطره خود شما رم انکار
میکنن هیچ عبای ندارن این به دلیل اینکه
کاملاً
هویت خودشون رو و گسسته از دیگران و
بینیاز از ارتباط و بینیاز از توافق و
بی نیاز از همفکری میدونن
و در نتیجه اونچه که
میخواد بر اساس این دفترچه به وجود بیاد
این کلمات و این طرحها نیست اون خانمی که
گفتن در زنها و بچهها نگ نگفته نه این
دفترچه از یک ارادهای حکایت میکنه که
پیشاپیش
وجود داره برای قدرت تا جای ممکن
آقای خلجی
بله
عذرخواهی میکنم از خدمتتون الان ۴۰ دقیقه
هم هست که شما دارید دارید صحبت میکنید
دوستان در چت خیلی خواهش
الان بذارید من از توی این مقاله چیز
بخونم براتون
یعنی اگه ممکنه یعنی مثال
بله بله بله میخونم الان برات من شما که
من اگر حرف بزنم که طولانی میشه ولی من که
حرفو ندارم حرف بزنم دارم همینو میگم ولی
باید مقدماتشو بگم که به چه چیزی توجه کنم
خب اینکه این
این سند اجازه بدید بیارم
بله بله میگه که
بذار کجا رفتو
باز کنم
اولاً میگه دوران گذار
خب مسئله اول اینه که آقای پهلوی
همین اینکه دوستان سؤال میکنن درست بده
همین دلیله که همون طور که برای آقای
پهلوی مهم نیست نیست برای ما هم مهم نیست
یعنی ما سؤال نمیکنیم اصلاً اصلاً مهم
نیست چی نوشته شما فرض کنید که ببینید
ماکس وبر میگه که ما دو نوع قانون داریم
یکی قانونی که مبتنی بر عقیدهست یعنی چی
مثل اسلام مثلاً میگه که شما نماز بخون
روزه بخون بگیر نمیدونم این کارو بکن اون
کارو بکن و اگر شما خلافش عمل کنی در
حقیقت شما خلاف قانون الهی عمل کردید چون
محتواست ولی اونچه که در عصر مدرن مخصوصاً
قانون رو قانون میکنه و موجب میشه که ما
از حاکمیت قانون حرف بزنیم و موجب میشه که
ما بتونیم بگیم همه در برابر قانون مساوی
فرماله یعنی قانون به شکل فرمال فهمیده
بشه و وضع بشه یعنی چی؟ یعنی اینکه قانون
محتواش مهم نباشه بلکه شیوهای که اون
قانون اون فراآیند اون پروسهای که اون
قانون به اصطلاح تدوین شده و و تصویب شده
و به اصطلاح قانونیت پیدا کرده اون پروسه
در حقیقت دموکراتیک باشه در حقیقت اون
شیوه قانونگذاریست مشکل قانون اساسی
مشروطه و قانون اساسی جمهوری اسلامی
محتواش نیست فرض کنید که محتواش عیناً
محتوای مترقیترین قانون اساسی دنیا بود.
ولی قانون اساسی که از بالا به صورت به
اصطلاح کاملاً عامرانه و بدون
به اصطلاح تفاهم و توافق با جامعه و
شهروندان
تصویب بشه و بعد اعمال بشه این
آنکانستیتوشنال هست. یعنی خلاف قانون
اساسیست و خلاف دموکراسیست. بنابراین کسی
که میگه من میخوام جمهوری اسلامی رو از
بین ببرم و شما رو ببرم بهشت دموکراسی
نمیتونه بگه که من رهبر خودم اعلام
میکنم رهبر دوران گذارم برای خودش اگر
موقعیتی قائل هست حتماً اون موقعیت باید
به شیوه دموکراتیک تعیین شده به اصطلاح به
وجود آمده باشه و بعد وقتی که یک همچین
پلنی رو مینویسه این پلن باید در یک
فراآیند دموکراتیک به اصطلاح شکل گرفته
باشه و نوشته شده باشه نه اینکه ۱۰ نفر
آدمو
اجیر بکنی و بهشون بگی که اینا که من
میخوام بنویس یعنی این
نوشته بهترین
به اصطلاح در و گوهرم اگر توش بود باز
میرفت به جهنم به خاطر چی به خاطر که از
بالاست به خاطر اینکه مطلقا اعتنایی به
اراده شما به فهم شما به رضایت شما به میل
شما به نظر شما نداره داره میگه این این
که من میگم این درسته بنابراین اصلاً مهم
نیست که شما چی فکر میکنید دربارهش این
اشکال اصلی بنابراین ایشون در وحله اول
باید بگه در مقام از چه جایگاهی از چه
مقامی از چه موقعیتی داره همچین برنامه
پلنی رو میریزه چه کسی به ایشون همچین
جایگاهی داده که برای تغییر نظام سیاسی
ایشون
در حقیقت نه تنها
مدیریت بکنه که نه ایشون کاملاً میخواد
تمام در کل این پروسه وابسته به ایشونه به
عنوان پادشاه
خب هیچ درکی از اینکه این
تغییر رژیم نمیتونه در ۱۰ روز ۱۰۰ روز یا
۱۸۰ روز انجام بشه این وعدههایی که شما
میدید وعدههاییست که درست مثل اینکه یه
بچهای به شما بگه که من امروز رفتم مثلاً
چه میدونم کوهها رو جابهجا کردم
میخندیم بهش.
اینکه شما در ۱۰۰ روز در ۱۸۰ روز نظام
قانونی کشوررو سراپا عوض کنید. نهادهای
اداری رو بسازید نمیدونم
اقتصاد کشور رو روابط کشوررو با کشورهای
خارجی برقرار بکن. اینا همش فقط و فقط از
زبان کسی میشه گفته بشه. که یا خودش رو
جدی نمیگیره یا اینکه قصد
به اصطلاح به سخره گرفتن مخاطبانشو داره.
این وع این وعدهها که میده کافیست که شما
بدونید که این وعدهها
کاملاً مسخرهست درست مثل همون
انرژی هسته درست کردن اون دختریست که آقای
احمدی نژاد میگفت و اصلاً تصوری از اینکه
دوران گذار یا به اصطلاح پلن گذار یا
ترنزیشن
اکشن پلن چی هست مطلقا نداره من برای
اینکه شما بدونید که ترنزیشن اکشن پلن
چیه؟ یعنی وقتی که آخه حالا من سؤال
نمیکنم که چهجوری حکومت بخواد عوض بشه
دیگه. من فرض میگیرم که حمله نظامی شده و
با زور جمهوری اسلامی رو انداختیم بیرون.
الانم آقای پهلوی با حمایت اسرائیل و
آمریکا اومده سر قدرت. خوبه؟ بسیار خوب.
من از انستیتو سپاه صلح ارتش آمریکا از
بلتنشون در شماره س ه و سال ۲۰۱ برای شما
درباره تئوریهای ترنزیشن گذار و به
اصطلاح
روشها و چالشهاش برات تو میخونن به خاطر
اینکه شما باید وقتی که میگی گذار باید
اینا رو تو تعریف کنی و براش تئوری داشته
باشی باید بگی که گذار یعنی چی منظور چی
از گذار
همین طوری که نمیتونیم بگذار ما جمهوری
اسلامی رو برمیداریم یه حکومت دیگه هم
میاریم و حکومتی هم که میاره دقیقاً مثل
همون بهشتیست که آقای خمینی میخواست
برامون بسازه و
جهنم ساخت
چیز
این
دفترچه اینجوری آغاز میشه اولش اینجوری
آغاز میشه وضعیت اجرایی برنامه
پروژه شکوفهای ایران
برا یک برنامه دقیق اجرایی و مبتنی بر
توصیههای کارشناسیست که توسط متخصصان
برجسته داخل و خارج از کشور با شناختی
عمیق و تجربه مستقیم از ایران داده شده
است. این دقیقاً لحن آخونداست و زبان
آخونداست. زبان قانون نیست. ز قانوننویسی
یا کانترکت نویسی، قراردادنویسی یا
پیماننویسی یا ترنزیشن اکشن نویسی زبان
خاص خودشو داره. باید روشن باشه شما با کی
با توصیه کدوم کارشناسا کدوم متخصصا کدوم
داخل کشور و کدام خارج از کشور این کلماتو
ردیف کردن به شما اصلاً مشروعیت نمیده که
ادعا کنید که این پروژهتون علمیه و کاملاً
در عمل کارآمده میگه این پروژه با هدف
تثبیت و بازسازی کشور
جامعه کشور مگه تثبیت میشه در حالی که
مسئله بازسازی کشور نیست بازسازی دولته.
یعنی شما حکومتو در وقتی ما از گذار حرف
میزنیم ما که ایرانو که نمیخوایم عوض
کنیم که ما میخوایم یک دولتی رو یک
حکومتی رو برداریم یه حکومت دیگهای
بذاریم یک دیکتاتوری رو برداریم دموکراسی
بذاریم بنابراین نمیدونه اصلاً چیکار چی
کار چی رو میخواد عوض بکنه بازسازی کشور
پس از فروپاشی جمهوری اسلامی طراحی شده و
میکوشد مردم ایران ایرانیهای مقیم از
خرج از کشور جابه بینالمللی را با تصور و
تحقق ظرفیت کامل یک ایران آزاد و شکوفا
آشنا سازد. مگه ما در مورد ظرفیت ای ایران
شک داریم؟ ما در مورد توانایی شما شک
داریم. ما درباره مشروعت شما شک داریم. کس
کسی که در ظرفیت ایران شک نداره. بعد میگه
که
نمای کلی پروژه شکوفایی ایران پروژه
شکوفایی ایران از دو بخش اصلی تشکیل شده
است. میدونید شما در قانوننویسی حتماً
باید تمام اصطلاحات رو قبلش تعریف کنید و
براش توافق کنید. یعنی اینها باید اولش
مقدمش باید میگفت که گذار یعنی چی و و بر
اساس چه تئوری گذاررو در نظر میگیره و در
این به اصطلاح نگاهش به گذار اصولش مبانیش
روشش چی هست اینا رو باید توضیح بدم حالا
من از روی اون سرند ارتش آمریکا براتون
میخونم ولی میریم سراغ اصل مط اینا همه
واضحه یکی ثباتبخشی بنیادین یعنی چی
ثباتبخشی بنیادین
صحبت بخش و من کاملاً بیمعناست و دومی
احیای صنعتی یعنی درک اینها از ایران درک
اینها از توسعه درک اینها از
مدرنیزاسیون
کاملاً عین درک آقای هالو تو فیلم داریش
مهرجوییه یعنی میگه فکر میکنن مشکل ایران
اینه که از نظر صنعتی عقب مونده است همین
یعنی مسئله مسله حتی اقتصاد ایران رو هم
تقلیل میدن به مسئله صنعت و فکر میکنن
جمهوری اسلامی آخوندا با صنعت مخالفن.
مشکل اینه. خب میگه که ثباتبخشی بنیادین
اقتصادی اجتماعی سیاسی احیای صنعتی انرژی
و منابع تولید خدمات. میبینید که هیچ
بحثی از حق درش نیست. مطلقا هیچ بحثی نیست
که تو که داری این حرفو میزنی کی هستی. و
جالب اینه که اینا در تبلیغاتشون در این
ماههای اخیر مدام برای حمله به ایران به
آلمان آلمان نازی استناد میکنن. در همین
مجله فریدون هم این آقا میگه بله همون طور
که آلمان از خاکستر جنگ بلند شد و قانون
اساسی نوشت و به اصطلاح دموکراسی رو
برقرار کرد ایرانم این کارو میکنه. حالا
من برای شما از قانون اساسی آلمان میخونم
که بدونید قانون اساسی آلمان چهجوری آغاز
میشه.
قانون اساسی آلمان
حالا البته اینا
به اصطلاح این مقایسه با قانون اساسی
آلمانم هم مسخرهست هم دردناداکه به خاطر
اینکه
تکرار این و اصرار بر این نشون دهنده اینه
که یا طرفی که اینو میگه میگه که طرف نیست
کل این جریانن اینها کاملاً از
جهان کاملاً اینا خلاص بریدن یا اینکه
دیگرانو کاملاً ابله میدونن یعنی آقای
خمینی اگر گول میزد به خاطر این بود که
مردم گول میخوردن ولی الان که مردم گول
نمیخورن که یعنی الان راجع به آلمان وقتی
که اینطوری حرف میزنی یعنی که تو
نمیدونی که یه بچه دبستانی هم میدونه که
این حرفا که میزنی درست نیست.
در قانون اساسی آلمان
ابتداش اینه.
میگه که ملت آلمان با این جمله شروع میشه.
یعنی مثل قانون اساسی آمریکایی که میگه
وید پیپال یعنی مشروعیت اساس مشروعیت
ملته. یعنی ملت ای آلمان داره با ملت
ایران آلمان حرف میزنه اینو میگن حاکمیت
ملی اینو میگن حاکمیت ملی اگر شما با مردم
ایران صحبت بکنید به از یک جایگاهی جدایی
از این ملت ایران یعنی که شما دیکتاتورید
بدون هیچ برو برگردی ملت آلمان در قانون
اساسی جمهوری اسلامی اینجوری شروع میشه
جهان اذان خداست
از در حاکمیت خداست از آن یعنی با حاکمیت
خدا شروع میشه این میگه ملت آلمان با وقوف
به مسئولیت خود ببینید کلماتو نگاه کنید
مسئولیت شما در اینجا هیچ مسئولیتی ندیدید
میگه که ما متخصصا صحبت کردیم خب اگر این
کارتون مثلاً در عمل موفق نشد کیه مسئولش
کدوم متخصص مسئولشه آقای پهلوی مسئوله
آقای نمیدونم فلانی مسئوله هیچکس نیست که
شما بدونید خیلی کیو باید بگیرید
ملت آلمان با وقوف به مسئولیت خود در
برابر خداوند و انسان و با این نیت که به
عنوان عضوی در برابر اروپای واحد عضوی
برابر در اروپای واحد در خدمت صلح جهانی
واقعه گردد و با اتکاع به نیروی تقنینی
خود این قانون اساسی را وض نمود
در میگه بعد ایالت رو میگه میگه اینا
ایالتهای مختلف در تضمینی مست در تصمیمی
مستقل و آزاد
وحدت و آزادی آلمان را به اتمام رساندن.
بدین ترتیب قانون اساسی حاضر برای تمام
ملت آلمان معتبر است. بعد اصل اولشم اینه
کرامت انسان مسون از تعرض است. یعنی مسئله
دیگنیتی انسان یا کرامت انسان اساس حقوق
بشره. اساس حق کرامته و این مفاهیم اساسی
کاملاً در این نوشته غایبند غایبند به
خاطر اینکه اساساً براش مطرح نیست اگرم
به آزادی و نمیدونم چیزی میگید راجع به
آزادیهای اجتماعی و این حرفا فقط برای
تزیین ظاهر قضیهست وگرنه اصل قضیه اینه که
ایشون میخواد همون
به اصطلاح
مدرنیزاسیون
نظامی مثل پدرش رو دوباره انجام بده ادامه
بده منتها حالا با شکل بدتر میگه که
هر موضوع
نظیر بودجه سیاست خارجی فلان در سه پاره
زمانی پازه زمانی بررسی میشد یک مرحله
اضطراری حدود ۱۰۰ یا تا ۱۸۰ روز پس از
تغییر رژیم حالا تغییر رژیمم باید تعریف
کنید دیگه دو دوره گذار
۲ تا ۳ سال نخست حالا چرا رو چه مبنایی
این عددا برای چیه و بعد چشمانداز بلند
مدت بلند مدت که یعنی تا انقلاب مهدی بعد
میگه که
البته
پیش از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در
شرایطی که ایران در وضعیت انقلابیست کی
میگه در وضعیت انقلابیست انقلاب چیه اگر
این وضعیت ۱۰ سال ادامه پیدا کرد. شما
روشتو عوض میکنی، شیوتو عوض میکنی
در شرایطی که ایران در وضعیت انقلاب یعنی
داره به شما درست مثل آقای خمینی داره به
شما تضمین میده از جانب خداوند که این
انقلابه و به زودی رژیم عوض بشه و جمهوری
اسلامی در تلاشهای واپسین برای تحمیل خود
به ملت ایران است شاهزاده رضا پهلوی در
جایگاه رهبر خیزش ملی و با هدف مدیریت
دوران گذار از این پس رهبر خیزش ملی
مبادرت به تشکیل دو نهاد میکنن. یعنی چی؟
یعنی ایشون از رهبر
دوران گذار تبدیل شد به رهبر انقلاب.
هیچ رهبر انقلابی خودش رو به رهبری انقلاب
منسوب نمیکنه. ویژگی رهبر انقلاب اینه.
ویژگی رهبر انقلاب اینه که مشروعیتش
انقلابیه. یعنی دیگران بهش میگن رهبر.
خمینی هیچ موقع خودشو رهبر نخوند. به رهبر
شد برخلاف خامنهای. بنابراین شما درکی از
رهبری نداری درکی از رهبر انقلابی نداری و
درکی هم از رهبر دوران گذار. بعد میگه
نهاد خیزش ملی که نقش مشورتی داشته باشد و
بازوی سیاستگذاری و تصمیمگیری رهبر خی
داشته باشد و بازوی سیاستگذاری و
تصمیمگیری رهبر خیزش ملی محسوب شود.
هموندان این نهاد اشخاصی از درون و بیرون
کشور خواهند بود. اشخاص یعنی چی؟ اشخاص
یعنی میتونن اسرائیلی و هندی و ژاپنی
بیارن.
اگر بگه شهروند معنی میده شهروند ایرانی
ولی اشخاص
د نهاد اجرایی موقت که وظیفه آن عملی کردن
سیاستها و اجرای تصمیمات رهبر خیزش ملی
ایران. ببینید ما در فرهنگ ما درکمون از
قانون درکیست کاملاً
محتوایی در نتیجه برای ما قانون فرمان
میشه قانون فتوا میشه قانون هرچه پادشاه
بگه میشه قانون
میگه نهاده اجرایی وظیفهش اجرای تصمیمات
ره
این تصمیمات طبیعتاً اکسترایگال هستن دیگه
هموندان این گروه اشخاصی از درون و بیرون
کشور خواهند
یعنی چی دوباره؟ یعنی تشکیلاتی که قراره
حکومت جدیدو تأسیس بکنه معلوم نیست چند
نفرشون داخل چند نفرشون خارجن چند ملیتشون
چیه
دو بنا به ملاحظات امنیتی ناشی از کارنامه
ننگین جمهوری اسلامی در حسب مخالفین اسامی
اشخاص تا سرنگونه جمهوری اسلامی آشکار
نخواهد شد یعنی از این بهانه گفت به ملا
نصرالدین گفتن ارزن داری گفت آره داریم
ولی رو تنها بند کر پن کردیم گفته ارزن که
رو تنها پن نمیکنم با بهانه میخواستی
آوردیم
در تمام کشورهایی که به اصطلاح پلیتیکال
ترنزیشن انجام میشه تمامی اون کسانی که در
این مسئله درگیرن همه شفافن
در در به آدمای اسم و رسم دارن به اعتبار
اونها این به اصطلاح ترنزیشن مشروعیت
میگیره یعنی ما الان باید به کی مطمئن
باشیم یه عدهای هستن که پشت پردن ما
نمیدونیم ا وقت من با کی باید اعتماد کنم
بخش دوم پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی
یعنی من نمیدونم که کسایی که قراره که
قانون بگذارن کسایی که قراره قانون اجرا
کنن آیا صلاحیتشو دارن یا نه آیا آدمایی
هستن که خارجین خارجی نیستن کسایی هستن که
میخوان توطعه کنن در سیاست ترنسپرنسی اصل
دموکراسی و اصل مبارزه دموکراتیکه یعنی
شما وقتی که با دیکتاتوری میجنگی
اصلاً فرق شما با دیکتاتوری اینه در
دیکتاتوری همه چیز پنهانه همه چیز محرمانه
است تصمیمها نمیدونم
اعمال همه چیز بهرمانه و دور از چشم مردم
صورت میگیره در مبارزه با دموکراسی به
دلیل اینکه شما نمیخوای که به برای شر
مبارزه نمیکنی برای ارزشهایی مبارزه
میکنیم که براش اف برات افتخار آمیده شما
باید شفاف باشی به خاطر همین که میتونی
بسیج عمومی بکنی. تو هیچی نداری غیر از
خودت و غیر از اعتبارت. یک رهبر دموکراتیک
اگر اسه داشت و نمیدونم ارتش داشت که
نمیشد مشکلی نداشت. او با اتکاعش به
مقبولیت عمومیست که داره این کارو میکنه.
بنابراین اون نمیتونه پنهانکار باشه.
میگه در انقلابی ملی به دست ملت ایران و
پیوستن نیروهای نظامی و انتظامی ملت
سامانه گذار به اداره کشور از دوران گذار
خواهد پرداخت یعنی جملات افتضا جم یعنی از
نظر جملهبندی و دستور زبان افتضا
یعنی احتمالاً داده باشم به چجی بیتی اینا
رو ترجمه کرده باشه میگه که انقلاب میشه
این انقلابم ملیه یعنی اسمم رو روش گذاشته
ببینید اینا یعنی که شما نمیدونی انقلاب
یعنی چی انقلاب یک چیزیست کاملاً خودجوش و
خودانگیخته اینه که اون رو ویژگی خاصی
میبخشه همه چیز توش به صورت پیشبینی
نشده شکل میگیره شعارها اسمها نمونم
نمیدونم
رهبران موقعیتها این شما نمیتونین انقلاب
رو مهندسی کنید انقلاب کاردستی نیست میگه
که انقلاب میشه نیروهای نظامی انتظامی به
ملت میپیوندن از کجا میدونن
این غیبگویی از کجاست اگر قرار بشه که
نتانیاهو حمله کنه یا ترامپ حمله کنه ارتش
باش نخواهد جنگید ارتش اونها رو تسلیم
میشه که شما برگردین من فکر نمیکنم
بعد میگه که نصب و اصل نظب و ع نصب و عزل
رسا سای هر سه نهاد یعنی انگار س تا قوهست
با پیشنهاد نهاد خیزش ملی
که مستلزم رأی اکثریت مطلق هموندانه است
با تأیید رهبر خیزش ملی انجام یعنی آقای
خامنهای یعنی ما ۳ تا قوه داریم این س۳
تا قوه از هم جداست ولی آقای خامنهای
ولایت داره برای هر سهش
خب میگه وظایف نهاد خیزش ملی چیه من فقط
همون تیکه رو بخونم بعد برم اون مال
دوران گذار تئوریکیشو براتون بخونم وظایف
وظایفش بازبینی تمام نهادها و سازمانهای
دورانهای دوران جمهوری اسلامی با هدف
تعیین آن دسته که باید منحل شوند و آن
دسته که میتوانند یا بدون تغییرات ابقا
بشن. حالا جملات بذارید دستور زبانشو
بذاریم کنار. اولاً که اینا مگه یکی دو
تان؟
راجع به چند تا نهاد حرف میزنی؟ راجع به
چند تا سازمان داری حرف میزنی؟ هیچ
آیدیایی نداره راجع به چی داری صحبت
میکنه و بعد معیاراتون برای انحلال چیه؟
مثل خمینی با دست اشاره کنید هواداراتون
بریزن خ اموال مردمو مصادره بکنن و مردمو
کتک بزنن اعدام کنن کی چی بر چه اساسی
دو بعد بازآرایی
ساختار فرماندهی نیروهای مسلح شما
میبینید که کاملاً عین رضاخانی فکر
میکنه یعنی کاملاً ارتش یعنی اسمش اینه
که من میخوام گزار کنم به دموکراسی ولی
ذهنیت ذهنیتی قدرتش با قدرت اسلحهست با
تعیین آن دسته از قوانین که با سرنگونی
جمهوری اسلامی باید ابطال بشم کدام دست از
ق
یعنی درکی نداره از اینکه ساختار حقوقی
غیر از قوانینه
یعنی اول شما ساختار حقوقی جدیدی رو باید
طراحی بکنی یک سیستم حقوقی جدید باید
طراحی بکنی بعد قانونگذاری کنید بعد
ببینی چه قانونی میشه گذاشت قانونی نمیشه
گذاشت باشه
قانون یک سیستمه
نه اینکه شما بشین همینطوری اینا آخوندا
که فتوا نمیخوای صادر بکنی که و آن دسته
که تا تشکیل مجلس شورا از این پس مهستان
قابلیت بقا خواهند داشت جزئیات این روند
در فلان فلان بعد میگه وضع قوانین موقت
برای اداره کشور در دوران گذار باز این
وضع قوانین موقت یعنی همون اینکه شما رو
ببره در استیت آف امرجنسی یعنی در وضعیت
اضطراری مثل آقای خامنهای این میگه که
حکم حکومتی بگه الان مصلحت نظام اقتضا
میکنه که حکم حکومتی بدیم پس رهبر
میتونه قوانین رو تا اطلاع ثانوی به حالت
تعلیق درب بررسی و تعلید بودجهای که دولت
گذار پیشنهاد کند تعیین سیاست کلی برای
ایجاد تغییرات لازم در کتب درسی
دانشآموزان و دانشجویان با هدف
هماهنگسازی این کتابها با ارزشهای عصر
نوین در ایران ارزشهای عصر نوین یعنی چی؟
و بعد مگر نظام آموزش
محدود میشه به کتاب درسی؟ یعنی هیچ تلقی
از دولت، نهاد، ساختار جامعه، سیستمی که
جامعه کار میکنه، دولت میکنه ندارن.
کاملاً عوامانه کتابا روم عوض بکنی. یعنی
نمیدونه که تو قبل از اینکه کتابا رو عوض
بکنی باید کل ساختار آموزش به اصطلاح
کشور و آموزش عالی رو باید عوض بکنی و این
بعداً اون اون انجام میده این کارا رو
یعنی دنبال
تعیین رنگ دکمهست نمیدونی که این دکمه کتی
باید آویزون بشه و بعد میگه که تعداد کرسی
رم انتخاب میکنه در مجلس سنا چرا حداقل
۷۰ تا و حداقل
۳۳۰ تا بر چه اساسی باید بگی باید بر بگی
که بر چه اساسی مجلس مؤسسان
باید تعداد نمایندههاش انقدر باشه و بعد
میگه که اینها مردم برن
در همه پرسیخ نوع حکومت و انتخابات مجلس
مؤسسان به گفتگوی ملی پیرامون انتخاب خیلی
جملاتش غلطه و بیمعناست یعنی اینا میگن
ما اول حکومت تشکیل بدیم
قدرتو دستمون بگیریم ارتش و نیروهای نظامی
انتظامی بودجه کشور سیستم به اصطلاح تعلیم
و تربیت همه چی دستمون بگیریم بعد
رفراندوم برگزار کنیم ببینیم شما سلطنتو
میپسندید یا جمهوری رو این کاری بود که
آقای خمینی کرد آقای خمینی به شد بیش از
هر کس دیگه اصرار داشت که تا هرچه زودتر
رفراندوم برگزار بشه برای اینکه بتونه دهن
همه رو ببنده و ۹۸ بهش رأی دادن ن بازرگان
و و قانون همینطور در قانون اساسی هم همین
طور بود دیگه آقای خمینی میگفت که عجله
داریم زود تصویب کنید بره و یکی از دلایلی
که
اشغال شد سفارت آمریکا برای این بود که
دولت بازرگان در حقیقت سقوط کنه و مجلس
خبرگان به روند به اصطلاح تدوین قانون
شتاب بدلهکی حلولکی حالا اینا آقای پهلوی
سؤال آقای پهلوی مگر پارسال از ایران
اومده بیرون؟ یعنی انقلاب ایران پارسال
اتفاق افتاده مگه جمهوری اسلامی پارسال
دیشب به دنیا اومده ۴۷ سال فرصت داشتن
اینا یه همچین چیزی رو بنویسن
۴۷ سال چیزی نوشتن که انگار توی
قطار عجله عجله نوشتن که زود برسن به
تحویل اداره پست بدن یعنی هیچ درکی ندارن
از اینکه چنین پروسهای باید چگونه باشه
در چه ففرآیندی باشه اون اون پروسهس که
اعتماد آوره اون پروسس که مشروعیت آوره
اون پروسهس که باعث میشه این ایدهها در
عمل تحقق پیدا بکنه وگرنه شما اگر یه در
یک پروسه
به اصطلاح مشروع و کارآمد نرید هرچی که
بگی برا خودت گفتی در عمل تحقق پیدا نخواد
میگه که
و وظایف دولت گذار
اجرای قوانین و امور روزمره کشور و مردم
امور روزمره کشور و مردم یعنی چی؟ تمام
اینا اصطلاحات روزنامهای هم نیست
عوامانهست اصطلاحاتی مثل اینکه شما توی
مثلاً چه میدونم بقالی د تا پیرمرد نشستن
با هم دارن حرف میزنن کشور یعنی چی؟
کنترل امنیت کشور از طریق نیروهای انتظامی
نیروهای انتظامی یعنی چی؟
در دست گرفتن سفارتخانهها و
کنسولگریهای ایران در تمام کشورها و
فراستادان نمایندگان موقت جایگزین کردن
نمایندگان ایران در چیز رسیدگی و مدیریت
تمام داراییهای ایران در خارج از کشور
شروع مذاکرات با سازمان ملل بازبینی
تعهدات بینالمللی ایران کدوم تعهدات ۴۷
سال وقت داشتید که اینها رو فکر بکنید از
یاد بگیرید که چگونه راجع به موضوعات فکر
بکنید و بعد میگه که برگزاری همه پرسی
برگزاری همه پرسی نوع حکومت دولت گذار
باید در یک با پا بازه چ ماهه یک همپرسی
برگزار کند و آنان یک حکومت دموکراتیک
پادشاهی جمهوری میشود خب سؤال
آقای پهلوی
ندی نخورده نون گندم دیده دست مردم که
میدونه که ما ۱۰۰ هزار جور به اصطلاح
نظریه داریم برای جمهوری از یونان تا الان
و هزار نوع شکل نمونه عینی داریم که
جمهوری درش تعقب پیدا کرد. آمریکا
جمهوریه،
فرانسه جمهوریه،
نمیدونم
چین جمهوریه. ایشون جمهوری اسلامی
جمهوریه.
شما میخواید از مردم بپرسید جمهوری مثل
خمینی آری یا نه؟
یعنی در حقیقت مردمو در یه جوری ازشون
سؤال بکنی هم که خودت میخوای در از صندوق
بیرون بیاد سلطنت که میگی سلطنت یعنی چی؟
کدام سلطنت؟ سلطنت میگه اینه بابات
یا سلطنت میگی به وقتی که میخوای پز بدی
میگی مثل سوئد اگر میگی مثل سوئد باید
بدونی سلطنت در سوئد مطلقا ربطی نداره به
سلطنت در ایران سلطنت در اروپا یک نهاده
شخص نیست به همین دلیله که می میتونه
مشروطه بشه به همین دلیله که میتونه ۲
قرن بعد از انقلاب هنوز ادامه داره در
انگلستان میتونن شاه داشته باشن ولی در
به قدرت اجرایی ازش بگیرن چرا به خاطر
اینکه نهاده شخص نیست
و در اروپا همواره پادشاه ولو زمانی که
سلطنت مطلقه بوده پادشاه تحت حاکمیت
قانونه فیلم برای مردی برای همه فصولو
دیدید دیگه تامس مور در برابر پادشاه
انگلستان وایساد هنری پنجم و گفتین کار تو
درست طلاق درست نیست
ق یعنی قا قانون بر پادشاهم حاکمه
بنابراین در ایرانی که هرگز قانون وجود
نداشته هرگز پ پا پ پا نهاد سلطنت وجود
نداشته ما آدمایی بودن میومدن به زور حاکم
حاکم میشدن سلسلهشون ادامه پیدا میکرد
وقتی هم که یکی دیگه قدرت پیدا میکرد
سلسله عوض میشد چیزی به نام نهاد نداریم
ما شاه عباس یه جور سلطنت کرده سردین شاه
یه جور سلطنت کرده احمدشاه یه جور سلطنت
کرده کوروش ش داریوش یه جور سلطنت کردن
اینا ربطی ندارن به همدیگه یه جور به
اصطلاح مملکتو اداره کردن بنابراین از چه
سلطنتی داری صحبت میکنی اگر از سلطنت
ایرانی حرف میزنی سلطنت ایرانی از زمان
جمشید تا الان یک سلطنت مذهبیست یعنی دین
و دولت یکیست
بنابراین تو اگر میخوای بر امتداد سلطنت
در ایران باشی تو نیازمند مشروعیت شیعی
هستی. چون این مملکت اکثریضیت شیعه باید
شیعه باشی
دیگه خود نبود که پدرش تو خاطراتش مینویس
من بچه بودم از اسب افتادم حضرت اولفض دست
منو گرفت اون اون به مشروت شیعی نیاز داشت
این آستانس رضوی رو محمدرضا شاه آستانص
رضوی کرد نه جمهوری اسلامی
چرا؟ تون نیاز داشت پادشاهان ایرانی نیاز
داشتن
پس این یک اگر تو معتقدی که نه من میخوام
مثل پادشاه در سوئد بشم پس شما باید
کاملاً تاریخ ایرانو بذار کنار و بگی که
سلطنت به مفهوم ایرانی کلمه ایده ایران و
ایران شهر اینا اینا همه رو باید بذاری
کنار اینا همه افسانه رو باید
به اصطلاح مردمو باهاش فریب ندی و بگی من
یک نظریهایه کاملاً
اروپایی و مدل راجع به سلطنت رو میخوام
به اصطلاح عرضه کنم و اون نظریه باید به
بحث عمومی گذاشته بشه و اون نظریه قبول
بشه مقبولیت تو یعنی مقبولیت اون مبنای
مشروعیت تو اگر تو اون نظریه رو آوردی و
مردم قبول نکردن که بر اساس اون نظریه تو
شاه بشی بنابراین تو نمیتونی شاه بشی که
و بعد دقیقاً مسئله مشکل با آقای پهلوی
اینه که ما نمیتونیم در ایران از
مشروطهخواهی حرف بزنیم یا پادشاهی خواهی
بهخاطر اینکه مسئله این شخصه مسئله نهاد
نیست مسئله آقای شاهزاده رضا پهلویه فرده
و به همین دلیلم هست که آقای پهلوی
میتونه یه مش آدمو دور خودش جمع بکنه بر
اساس حالا نفرت و تتم و فلان و بگه من
صدای همین ملت ایرانم ولی دیگران چون که
اونها به اصطلاح گرایش سیاسیشون بر اساس
فرد نیست اونا نمیتونن همچین به اصطلاح
توده پرسرصدای منسجم
پرحیاهویی بسازن. کسایی که جمهوریخواهن،
دموکراسی خواهن، نمیدونم اونا باید بشینن
ودی حرف بزنن هزار جور اختلاف نظر پیدا
میکنن. اونا که تابع کسی نخواهند بود.
اونا که قرار نیست که به یه نفر گوش بدن.
بنابراین اگر قراره که پادشاهی دموکراتیک
باشه یعنی باید پادشاهی تبدیل بشه به یک
مسئله عمومی و به بحث گذاشته بشه و ما
بدونیم چیه اونوقت اصلاً مجاز باشه شما در
انتخابات شرکت کنی در رفراندوم شرکت کنید
اگر شما در به عنوان پادشاه به مفهوم سنتی
ما میگی یعنی خودکامه و خونریز و چنین کسی
نمیتونه در رفراندوم دموکراتیک شرکت کنه
صلاحیت نداره
هر کسی که نمیتونه رفراندوم فقط در
چارچوب حق ممکنه. مردم فقط در چارچوب
حقشونه که میتونن انتخاب کنن. یعنی در
چارچوب حق حاکمیت ملی و اراده ملت.
نمیتونن رأی بدن مثل دوران جمهوری اسلامی
که یک حکومتی بیاد سر کار که اراده ملی رو
نقض بکنه، حاکمیت ملی رو نقض بکنه. من
نمیتونم رأی بدم که من عقل خودم رو سلب
میکنم. هرچی که تو گفتی همون باشه.
گفت فکر نکنید پیشوا فکر نمیتونم این
کارو بکنم این خلاف حقه پس نمیتونم
انتخاب کنم اگر آقای پهلوی میخواد شاه
بشه به شکل پدرش نمیتونه در رفراندوم به
عنوان رقیب یک گزینه دموکراتیک شرکت بکنه
خب اینا هیچ کدوم براشون مهم نیست چرا به
خاطر اینکه تکیه اینها برای به قدرت رسیدن
که
به اصطلاح مبانی دموکرا کراتیک و شی
دموکراتیک نیست بلکه حمایت خارجی و
سلطه
به اصطلاح خشونت آمیز داخلیه بعد راجع به
جرم صحبت میکنه و راجع به همه اینا انگار
که
اینا یه سری کلمه برای اشیا داریم راجع به
مثلاً خیابون فلان و فلان صحبت میکنیم
تمام اینها نیازمند تعریفه وقتی شما میگی
حقوق بشر حقوق بشر که
چه میدونم چار پیش شمرون نیست حقوق بشر
یه مفهومه
و هزاران
تئوری هزاران نظریه هزاران فهم ازش وجود
داره شما باید بگی به فهمت چی از این به
چه معنا
شما وقتی که میگی که شعار زن زندگی آزادی
مگه با شعار قانون مینویسن
نمیفهمی با شعار قانون نمینویسن
تو نمیفهمی که نمیشه یک کانستیتوشن رو بر
اساس شعار درست کرد.
بله اگر شما بگی که من منظورم از آزادی
اینه و تبدیل کنی آزادی رو به یک کانسپت
حقوقی بله زن تبدیل بشه به ی کانسپت حقوقی
بله مرد آباده اینا عوام فریبی محض و نشان
دهنده عوامی خود اینهاست و این عوامی
یعنی که مثل این میمونه که شما یه بستنی
فروشو ببرین اتاق عمل بخواد قلبو عمل کنه
هرچقدرم آدم خوبی باشه قطعاً اون بیمار
خیلی آدم خوشبختی نخواهد
خب بذارید من براتون خیلی خلاصه بگم مرحله
اضطرار دوران اضطرار چیه و اگر اینها
بخوان این کارو بکنن من این منابع هم
میگذارم در گروه باق فلسفه برای اینکه
حالا آقای
آقای پهلوی که نیازی به علم و دانش و این
حرفا نداره ولی اگر ما خودمون یه موقع
خواستیم این کارو بکنیم ما ایرانیا
بدونیم که داستان چی هست
و
مثل
دورههای قبلی که بدون چشم بسته با چند تا
شعار و هیجان زدیم همه چیزو خراب کردیم و
فکر کردیم همه چیزو همیشه یه شبه درست کرد
عمل نکن خب
من از بلتن
سپاه صلح
ارتش آمریکا
شماره
و
سال ۲۰۱
کنفرانس خیلی بزرگیست که در این کنفرانس
راجع به اینکه دوران گذار چیه و چه چالش
های پیش رو هست اسم عنوان کنفرانس هست
عنوان کنفرانس هستن
و اینها رو کسایی نوشت نوشتن
که برخلاف اونچه که آقای پهلوی تو این
دفترچهش نوشته واقعاً متخصصن. یعنی چی؟
یعنی اینکه چار تا آدم نیستن که بخوان یه
کاری انجام بدن. اولاً تجربههای خیلی
نزدیک دارن راجع به
دوران گذار. مخصوصاً یکی عراقه و یکی هم
افغانستانه و این باید برای ما خیلی مهم
باشه و دوم اینکه وقتی که می ما از
انستیتوی ارتش آمریکا داریم حرف میزنیم
یعنی در یه انستیتو فقط نظامیها نیستن
بلکه تخصصهای متفاوت از جمله تخصصهای
حقوقی تخصصهای اقتصادی تخصصهای به
اصطلاح صنعتی هستند که اونها در یک
پروژه مشترک بسیار دقیق با همدیگه کار
میکنن و همچین چیزی رو تولید میکنن و
این در گفتگو و بحث تولید شده و در و به
گفتگو و بحث گذاشته شده و ادعا نداره که
ادعا نداره که اینو من الان میخوام جای
انجام بدما میگه که این مسئله رو ما
اینجوری میفهمیم مشکلاتش اینه و روشهاش
اینه نظریاش اینه شما اگر میخواید در یک
مورد یه کشوری عمل کنید باید به ویژگیهای
اون موقعیت خاص توجه داشته باشه. بنابراین
دستورالعمل نمیده و مثل آقای آقای پهلوی
در حقیقت قرآن آورده معتقده که اونچه که
ایشون میگه هیچ بیرو برگرد تحقق پیدا
میکنه و به مقصود میرسه خب
این با یه مقدمه چپتر اولش هستندگ
ترنزیشنز
یعنی گذارها رو بفهمیم ما یک جور گذار
نداریم ما چند نوع گذار داریم بنابراین
باید بفهمیمش
بعد میاد من اینو در واقع فلسفه خواهم
گذاشت میگه که
اگر شما بخواهید
یک
بنیانی برای گذار بنا بکنید
اهدافی که
اهدافی داشته باشید و در حقیقت یک
استراتژی هایی براش دیزاین میکنید نیازمند
طراحی یک متدولوژی و روشناسی هستید که در
این صفحه بعد به اصطلاح دپیکت شده به صورت
چیز تصویر اومده میگه که
خب میگه که استراتژیک پرسپکتی
ترزیشن چشم انداز
استراتژیک
چشم انداز استراتژیک گذار توضیح میده که
ترنزیشن یک کانس کانسپت استراتژیک یعنی
گذار یه کانسپت استراتژیک بسیار مهم هست
برای
مداخله کردن در دولتها و کمک انسان
دوستوستانه
و
برای یک کشور ملت میزبان و جامعه مدنیش
توجه کنید یعنی میگه گذار فقط و فقط برای
تغییر حکومت نیست نیست بلکه هم کمک
بشردوستانه رو در بر میگیره و هم
کمک به جامعه مدنی
و کمک به جامعه مدنی ولی
ولی به شدت پیچیده است و به شدت
دشوار میگه ترنزیشن معانی گوناگونی داره
دیپندینگ بسته به اینکه شما در
طیف به اصطلاح در
موقعیت چه چگونه
تنشی هستید و بسته به این که شما در چه
موقعیتی هستید اون کشور اون کشور اون دولت
چگونه است میتونه خیلی چیزا تغییر پیدا
بکنه میگه ایالات متحده آمریکا و متحدانش
تجربههایی دارن در عراق و افغانستان و
این تجربهها نشون میده که سازمان
سازمانهای بشردستانه
و دولتها
ببخشید سازمانهای بشردستانه
همه اینها تجربهشو نشون میده که ترنزیشن
گذار بسیار دشوارتر از اون چیزیست که شما
فکر کنید با ترک اون کشور انجام دادید
میگه که
اینطور نیست که تو فکر کنی که اگر از
افغانستان اومدی بیرون یا از عراق اومدی
بیرون گذار روندش به پایان رسیده بنابراین
شما باید اصطلاحی که به کار میبری و خیلی
مهمه میگه که ایمبریس کنی باید در پیش
بگیری یک هول گورمنت و کامپرنسیو اپروچ رو
یک رویکرد فراگیر و یک رویکرد هول گاورمنت
یعنی یک رویکرد همه جانبه نگر و ک و کلیت
نگه حالا این اصطلاح
گاورمنت یک اصطلاح مهمه که من برای شما
باز منبع میفرستم که بخونید الان اگه
بخوام توضیح بدم یعنی چی میگه گذار
فقط و فقط با دولت سرکار نداری فقط با
ارتش سرکار نداری با تمام اون جامعه سرکار
داری بنابراین تو باید در طراحی استراتژیت
به گونهای باشه که تمامی عواملو از
فرهنگی و اجتماعی و شهری و روستایی و
نمیدونم ونم اقتصاد همه رو در نظر گرفته
باشه
میگه که برای تو
باید بدونی اگر بخوای گزاره بدونی باید
بدونی که این بسیار
نامطمئنه این فراآیند بسیار پیچیده است و
بسیار مبهمه و اگر بخوای در حقیقت
موفق بشی باید استراتژیک لول
اندیشیدن خودت رو بالا ببری یعنی شیوه
اندیشیدن استراتژیکتو تا جای ممکن پخته
کنی و پرورش بدی و همین طور در به اصطلاح
اجرایی کردن استراتژی پلنینگ برنامه ریزی
و اپریشن بعد میگه که
تعریف میکنه یه پاراگراف تعریف میکنه گذار
رو میگه اپراسس
JF
responsibility auority power
capabilities sources and influences and
formental responsibilities
ببخشید من حتی هو
استن
چشما من درسته ببینم جمله طولانیه ببینید
میگه که فراآیندی گذار فراآیند یا
مجموعهای از فراآیندهاست
که در پیش گرفته میشه برای اینکه
تصمیمهای مشخصی گرفته بشه در یک شرایط
خاص و یک در زمان خاص که از نظر اخلاقی و
از نظر حقوقی مشروعیت موجه کنه انتقال
مسئولیت اتوریته و اقتدار و قدرت رو یعنی
تواناییها منابع و به اصطلاح نفوذ رو از
یک دولت به دولت دیگه اتوریته به اتوریته
دیگه و بعد میگه که
و این به در حقیقت اتوریته که منتقل میکنه
بهش در این هوست نشن ایجنسیز و آتوریتیز
هستن یعنی سازمانها و
مقاماتی که متعلق به ملت اون کشورن
از طریق
به اصطلاح
با و اونها رو آگاه بکنه از چالشها،
ضرورتها و فلان. بعد میگه ترنزیشن
میگه که این نکته همون نکته که اول گفتم و
بسیار مهمه میگه
میگه که
گذار
به اصطلاح
معیارهای اخلاقیش یعنی ویژگیهای صلاحیت
اخلاقیش و و به اصطلاح مشروعیتش باید از
جانب مردم میزبان پذیرفته بشه از چه شکلی
از طریق اینکه کسانی که اون قدرت بهشون
منتقل بشه برای مردم مقبول باشن از یک طرف
و از طرف دیگه با معیارهای بینالمللی
سازگار باشه معیارهای بینالمللی برای
چیترنشنال استند گورن
گورننس با گورمنت فرق میکنه گورن گاورمنت
یعنی حکومت ولی گاورننس یعنی فراتر از
حکومت یعنی حکومت به اضافه نهادهای مدنی
نهادهای به اصطلاح بخش خصوصی یعنی شما
باید رابطت با نه تنها با بخشهای مختلف
حکومت باید بر اساس معیارهای بینالمللی
عمل کنن که رابطهای که اون حکومت با بخش
خصوصی جامعه مدنی مطبوعات اینا داره باید
کاملاً بر اساس قوانین بینالمللی باشه
یعنی آقای پهلوی که مشاورش میگه ما تا ۱۰
سال انتخابات برگزار نمیکنیم یعنی داره
برا خودش داره حرف میزنه
نه مطبوعاتو میشه آزادیشو سلب کرد نه ا از
فعالیت احزاب میشه جلوگیری کرد نه میشه
قانون به اصطلاح نامشروع گذاشت نه میشه
استفاده
به اصطلاح فراقانونی از قدرت کرد باید همه
چیز یک اینترنال لجیتیمسی که مقبولیت
مردمیه و اکسترنال لجیتمیسی که مشروعیت
بیرونیه یعنی بینالمللی باید داشته باشه
و و در اون شرایط باید توجه کنید ممکنه
آقای پهلوی دلش بخواد در بره ولی چون که
اون کشورها کمک میکنن اعتبار کمکشون
مشروعیت کمکشون به اینه که سختگیرانه
نظارت کنن یعنی اگر آمریکا حمله کرد و
حکومت عوض شد موظفه که از جلوگیری نقض به
اصطلاح قواعد قوانین بینالمللی و نقض
حقوق بشر در ایران جلوگیری کنه یعنی
نگذاره که آقای رضا پهلوی و گروهش هر کاری
خ خواستن بکنن در نتیجه مسئله به این
سادگی نخواهد بود.
بعد میگه ترنز ترنزیشن به تدریج انجام
میشه و در سطوح مختلف سه سطح تکتیکال
تاکتیکی اپریشنال اجرایی و استراتژیک
اورتایم در طی زمان ولی موفقیتش
موفقیتش در نهایت
با مقبولیت مردمیست که ارزیابی میشه. حالا
من دیگه خستهتون نمیکنم.
بسیار مفصله ببینید وقتی که ساکسسس فول
استیتو تعریف میکنه یه نمودار داره دولت
موفق چیه یعنی شما ما قراره به سمت چه
دورون دولتی بریم
میگه که یک طرف شما باید
مشروعیت داخلی داشته باشید که اکسپولشن
برای ملت خودش مقبولیت داشته باشه اکرن
لگتی مسی که استدر گ
و در گود گورن در در به اصطلاح
حکومتداری خوب یا اون اتوریتهها مهمترین
ویژگیشون اینیه که اینها تا جای ممکن با
دیگران ارتباط برقرار کنن تفاهم کنند و
دیگران رو در تصمیمگیران مشارکت بدن و
کپسیتی توانایی رکن دیگه یک دولت موفق
توانایی
توانایی یعنی چی؟ یعنی
سرو سور اکس یعنی هم توانایی داشته باشه
هم سازمان داشته باشه هم زیرساخت داشته
باشه برای حکومت داری برای بخش خدمات برای
بخش امنیت و برای
اقتصاد
خب من اجازه بدید فقط یک نکته دیگه رو
برای شما تأکید کنم فصل دوم که عنوانش هست
کانسپتزینگ ترنزیشن یعنی مفهوم پردازی
برای گزارها
میگه که
میگه که توجه داشته باشید که گذار در
زمانی لازم میشه که شما با یک دولت
فراجایل یعنی شکننده و فیلد استیت مواجهید
یه دولتی که ناکارآمده و هم ریخته است
یعنی شما با یه شرایط آشوب مواجه هستیم و
در نتیجه شما در این شرایط
باید یعنی و شما رو مجبور میکنه که بین
قدرت نظامی به کار بردن قدرت نظامی و قدرت
به اصطلاح سیاسی مدنی و و به اصطلاح
مقامات اتوریتههای نظامی و مقامی دائم در
رفت و آمد باشید یعنی وضعیتو اینجوری
کنترل کنید میگه با این حال کامپلکستیتی
استی
پیچیده بودن ثبات
ثبات این اپریشن یعنی شرط اینکه شما
بتونید در یک موقعیت به اصطلاح ثابت و
بدون توقف این فراآیند رو پیش ببرید این
فقط و فقط از طریق
از طریق
ارتباط با کل جامعه هول آف سوسایتی انجام
میشه و شما باید اپریشیت کنید اینو از
طریق کامیونیتی یعنی از طریق
به اصطلاح
جامعه
ریجنال از طریق کشورها کشورهای منطقه ان
نشنال یعنی اینتر بین دولتها ها و
نشنال اکترز ا سوسال یعنی شما در سطوح
اجتماعی در سطوح اقتصادی در سطوح فرهنگی
در سطوح مذهبی در همه این سطوح باید
بتونید ارتباط برقرار کنید داخل کشور و
خارج از کشور به خاطر اینکه شما در موقعیت
بسیار پیچیدهای هستید اونلی کمپس اپروچ
فقط و فقط یک رویکرد جامع هست که میتونه
این ترنزیشن رو افکتیو بکنه یعنی کارآمد
بکنه و صلح و
ثبات رو برقرار بکنه در وضعیتی که بسیار
تنش آمیز و
از کنترل خارج هست میگه که بیشترین
رویکردهای
رویکردهایی که در گذار پیش گرفته میشه
اینها فاقد ککتی فورساید فاقد بینش
جمعی
هر و یک به اصطلاح
ذهنیت جمعی و تعهد
به اصطلاح سرسخت به مسئولیت رهبری هستن.
تعهدی که رهبری همچین فراآیند پیچیدهای
نیازمنده و در نتیجه در عمل نمیتونن
نمیتونن اقدامات هماهنگی رو در زمینه
استراتژی در زمینه عملیات و در زمینه
تاکتیک انجام بدن و در نتیجه با هزینه
بسیار زیادی
فایده بسیار کمی دارن سود خیلی کمی دارن
خب این اتفاق هم در افغانستان افتاد هم در
عراق
و و میگه که ترنزیشن
ترنزیشن یک مفهومیست گذار یک مفهومیست و
ککتفیشن یعنی هیچ تعریف ملموس نداره و
همواره نیازمند این هست که تورتیکال پرسپت
یعنی
مفاهیم و در حقیقت تئوریهایی برای او
همواره خلق بشه
متناسب با شرایطی که شما دارید متناسب با
پالیسیتون یا متناسب با استراتژیتون پس
هوست نیشن یعنی اون کشوری که شما درش حکوم
قدرتو تغییر میدید اون اونها اگر با
اینتلکچوال فوندیشن نداشته باشن یعنی یک
بنیان عقلانی و فکری برای اگریمنت نداشته
باشن یعنی این اگر یک بنیان فکری اگر یک
به اصطلاح
زمینه مشترک برای توافق نداشته باشن
و نتون
اهمیت کنش رو بفهمن. نتونن
اهمیت و کارآمدی پالیسیها و سیاستها و
استراتژیها رو ارزیابی کنن. شما در یک
وضعیتی هستید که نمیتونید پیش برید.
اونها
فهم اونها از پیچیدگی کار شما و توانایی
اونها برای توافق که نیازمند یک پشتوانه
فکری و عقلانی هست تضمین کننده این کار
شماست بعد میگه که
میگه که هرگونه
رویکرد
یک جانبه هرگونه رویکرد کرد غیرجمعی
هرگونه به اصطلاح
مداخله از بیرون میتونه این فراآیند رو
مختل بکنه به همین دلیل هست که شما باید
عمیقاً تعهد اخلاقی داشته باشید به اینها
یعنی مورال ریسپانسبیلیتی
یکی اصل در رهبری
این جریان هست یعنی اینطور نیست که شما
بگی که خمینی اومد و خدعه کرد اینا مام
خدعه میکنیم نه شما بر خلاف خمینی اگر
بخوایم برین به سمت دموکراسی باید کاملاً
خلافشو عمل کنین باید به اونچه که میگین
باور داشته باشین به اونچه که میگین عمل
کنین میگه که باید شما کانسپتوال فریمورک
یک چهارچوب مفهومی مشترک و و
یک درک مشترک از مفهوم گذار داشته باشید
با دیگران تا بتونید یک عمل مشترک و یک
مشارکت یکسان و به صورت کارآمد با دیگران
داشته باشید مالتی ایجنسی مالتی نشن مالتی
سکت پرسنل همش میگه چند جانبه چند ملیتی
چند به اصطلاح
چی میگن چند ساحتی چند بخشهای مختلف همش
هرچه مشارکت بیشتر باشه.
بعد
حالا من فقط اشاره کنم به نوع گذار که
مفصل توضیح میده یکی گذار از جنگ به صلح
یکی گذار
پور ترنزیشن گذار قدرت برای تغییراتی در
سیستم
بینالمللی
بر
گذار در سکیوریتی گذار در اکانومی در
اقتصاد پلیتیکال و سوشال ۸ تاست و اینا هر
کدوم ویژگیهای خودشو داره و شرایط خودشو
داره من دیگه خودم خسته شدم شما که به
طریق اولا اینو من میفرستم فقط برای
اینکه ببینید که آمریکا
نمیتونید شما از ترامپ خوشتون بیاد بهش
تکی تیه کنین اما ندونید که قدرت ترامپ
محصول چه نوع ذهنیتیست و چه نوع عقلیست که
اون آدم رو میکنه ابرقدرت آمریکا محصول
اندیشیدن برنامه ریزیه محصول به اصطلاح
گفتگو مشارکت و تا جای ممکن گشوده بودن به
نظرات مختلفه این آمریکا رو آمریکا کرده
اگر میخواین
مدرن بشین فقط از بمب آمریکا استفاده
نکنین از عقلشونم استفاده کنین حالا دیگه
من خسته شدم
خسته نباشید آقای خلجی یه ساعت تو ۴۱
دقیقه شما صحبت کردید ممنون از شما عرض
کنم که نظرتون چیه که پرسش و پاسخو اصلاً
به یه جلسه دیگه موکول بکنیم که بچهها هم
دوستانم منابعو بخونن اگر کسایی دفترچه
نخوندن باز دفترچرم بخونن منابعی که شما
میذاریدم بخونن بعد یه جلسه بذاریم فقط
صرفاً جهت پرسش و پاسخ چون من کامنتها رو
که میدیدم خب خیلی نظرای مختلفی وجود
داشت و به نظرم بهتره که اول ما یه توافقی
بکنیم یعنی این متنو درست حسابی دوباره
بخونیم
که بتونیم راجع بهش هم سؤهای بهتری بپرسیم
هم بیاندیشیم شماهم با توجه به اینکه
بله ولی اجازه بدید که من یه نکته رو عرض
کنم که بسیار مهمه ببینید
یکی از ویژگیهای جریانهای به اصطلاح
رادیکال و تندرو مثل جریان فاشیستی مثل
آقای پهلوی
سواستفاده از تاریخه
یعنی
از همه چی سواستفاده میکننا ولی به ویژه
تاریخ و یک تاریخی میسازن که کاملاً
جعلیه و موقعیت کن یعنی تصمیمای کنونی و
رفتارای کنونیشو فقط موجه میکنه یعنی
میره تا کوروش برای اینکه کاری که الان
میخواد بکنه توجیه کنه و در این یکی دو
ماه اخیر مسئله جنگ مداخله خارجی بوده
مدام اینا تو رادیو تلویزیون و اینور
اونور مقایسه کردن وضعیت ایرانو با آلمان
و اینکه بله همون طور که آلمان اینجور شد
ما هم بیان اگر نه که تا الان اگه مداخله
نکردید و متفقین که تا الان هیتلر در
آلمان حکومت میکرد ها یعنی اینور
مقایسهها دقیقاً عکس مار کشیدنه. آلمان
وقتی شکست خورد که نیمی از خود آلمان با
بمباران متفقین ویران شده بود. شهر درزدن
که یه شهر صنعتی بود تقریباً کاملاً از
بین رفت و بعد متفقین وا اشغال کردن
آلمانو
نه مثل جنگ ۱۲ روزه عراق و چیز اسرائیل و
آمریکا اشغال کردن یعنی شما اگر بخوای
حکومتو عوض کنی باید اشغال کنی باید سرس
عراق و افغانستان بعد حکومت نظامی تشکیل
دادن و بعد اونها تصمیم گرفتن که به
مسئله آلمان مسئله آلمان نبود مسئله اروپا
بود تصمیم گرفتن به اروپا کمک کنن تا
اروپا بازسازی بشه و اروپا برادر آمریکاست
اروپا با آمر با ایران فرق میکنه با
افغانستان فرق میکنه با عراق فرق میکنه
و اونها کمک کردن که در چارچوب یعنی
متفقین کمک کردن که در چارچوب وضعیتی که
هست یک نظام حقوقی و و بعد شما دارید راجع
به آلمان حرف میزنید یعنی کشور قانون
یعنی تمام اونچه که ما نداریم اونو دارن
یعنی نهاد قانون فلسفه قانون علم قانون
نمیدونم همه اینا وجود داشته واسه
ساختمون خراب شده چیزی رو اینا اینا لازم
نبوده که یه با یه دنیای جدیدی آشنا بشن
ما اگر جمهوری اسلامی ساقط بشه بخوایم
وارد دموکراسی بشیم عین اینکه روز اول از
مادر متولد شدیم یعنی روزی رو خواهیم دید
که از کورش تا حالا هیچ ایرانی ندیده و
تجربه نکرده ده کار ما اصلاً ربطی نداره
به کار اونا خیلی خیلی سختتره خیلی
سختتره ما باید از بریم از
بن
وجودمون آغاز بکنیم ب برای تغییر دادن
آلمان تمام فلسفهش تمام علمش فرهنگش
درخشانترین مدرنیته یعنی آلمان اونا که
نمیخواستن مدرنیته رو وارد کنن که ۵ سال
بعد از اینکه
به اصطلاح نازی سقوط کرد. شرکت بنز
ماشینشو تولید میکرد و بعد اونها
در یک فراآیند کاملاً دموکراتیک و جمعی
قدم به قدم همه چیزو به گفتگو گذاشتن و
راجعش بحث کردن. اونها کانسپتهای جدید
حقوقی درست کردن، دادگاه جدید درست کردن،
پروسههای جدید درست کردن و تا امروز که
من و شما داریم حرف میزنیم، وقتی که من
یه چیزی رو، یه بحثی رو از اونا برای بعضی
از دوستان میخونم، مسخره میکنن. میگن
بابا اینا مال آدمای
غم دنیا ندارن. ما ایرانیا خیلی وضمون
خرابه. اونا تا امروز دارن راجع به تمام
اونچه که در اون داستان هولوکاست و جنگ
جهانی دوم ایجاد شده مدام دارن بحث
میکنن، مدام دارن گفتگو میکنن و و شما
نمیتونید یک شب دموکراسی ایجاد کنید که
اگه میشد توی افغانستان درست میشد این
بودجهای که کشورهای غربی گذاشتن در
افغانستان یک صدمشو در آلمان و اروپا
نداشتن اونا نیازی نداشتن که به آلمانیا
بگن شما دموکراتیک عمل کنید که تمام
ساختار را وجود داشت نازیسم منزل دموکراسی
اومده بود بیرون بعد آلمان دوپاره شد حالا
اینا میگن مثل آلمان آلمان دوپاره شد بخش
غربیش دموکراتیک بخش شرقی شد توتالیتر
چرا فکر نمیکنید که ما مثل آلمان شرقی
نشیم فکر میکنید ما بیمه حضرت ابوالفضلیم
ما فکر کنید مثلاً چون که خیلی سابقه خوبی
داریم در زمینه دموکراسی ما حتماً ما رو
میبرن تو صفحه دموکراتا تا یا اینکه
احتمال این که بریم تو صفح
آلمان شرقی بیشتره و بعد جدای از این
مسئله اینه که ما
الان که ما با همدیگه حرف میزنیم
راجع به تاریخ الانمون واقعیت الانمون
هرچی دلمون میخواد به اسم واقعیت میگیم
۵۰ هزار تا کشته شدن ۲۰ ۰۰۰ تا کشته شدن
خامنهای خواب ما خامنهای تو جوبه خامنه
تو فلان جا اون هر یعنی واقعیت اونی که ما
میگیم
عقل آلمانی عقلیست که به شدت
متعهد به واقعیت
و مارکس از توش بیرون آمده مارکس که میگه
دین افیون تودههاست یعنی چون توهمه در
نتیجه توهم دشمن هرگونه
عمل هست شما وقتی که توهم داری یعنی عملی
که انجام میدی اون نه شما رو به آزادی
میرسونه نه میتونه هیچ نتیجه مثبتی
داشته باشه. اگر میخوای آل مثل آلمان بشی
شما نیاز به بمب آمریکایی نداری. شما نیاز
داری به اینکه بپذیری که در کو سلسله
جوالی از توهم مدفونیم و باید بپذیریم که
با شرط بیرون اومدن از تغییر اینه که جرأت
کنیم و در زشتی خودمون نگاه بکنیم و جدی
بگیریم سیاست برای غربیا جدیه اگر جدیه
آقای پهلوی رو اگر من قبول ندارم و میگم
چرا قبول ندارم و هزاران بار من در همین
با فلسفه کتاب و منابع معرفی میکنم که من
نظر شخصمو نمیدم. مگه شما نمیگید رهبری؟
رهبری در جه مگه نمیگید مدرنن؟ آخوندا
املن آخوندا مرتجعن؟ شما اگر مدرنین شما
اگر تحصیل کرده هستین لیدرشیپ یک علمه یک
فنه یک تکنیکه که شما باید بیاموزی
آقای پهلوی نمیتونه علم لدنی داشته باشه
نگار من باشه که به مکتب نره و ستاره مجلس
بشه.
رهبر تربیت میشه شما بخوای یک اداره رو
رهبری کنی یک کارخونه رو تربیت کنی اون هم
در عصر دیجیتال و در وحله اول رهبری یک
جنبش دموکراتیک
جا حتی ملی شما دروغ میگی که ملی رهبر ملی
هستی مگر اینکه با
فریب با به اصطلاح
تبلیغات با دروغ ملتو فریب ندی که به قدرت
برسی یعنی شما مطلقا نباید
یک ذره خودت رو مجاز بدونی که بیش از مردم
حق داشته باشی اونوقت باشی رهبر ملی یعنی
باید تعهد اخلاقی داشته باشی یعنی ولو
اینکه مردم چیزی رو ندونن شما نباید کاری
بکنی که خلافش باشه کانت میگه که کسانی که
تصمیم میگیرن برای دیگران دولتها
تمام تصمیماتشون از شف فف بشه حق ندارن
تصمیمی بگیرن که دیگران نتونن دربارش
قضاوت کنن چون زندگی اونو ربط داره خب بعد
میپرسید که خب دولت خیلی موقعها مجبوره
که تصمیم مهربانه بگیره میگه بله ولی
کارگزاران دولت و رهبران جامعه موظفن به
شکلی تصمیم بگیرن که اگر یک روز اون
تصمیمشون علنی شد بتونن دفاع کنن
این شیوه که آقای آقای پهلوی هوادارانش
مطلقا درک سیاسی ندارن میگن که این آقا که
در ۵۷ کاری نکرده. یه آدم که سابقهش سفیده
یعنی فکر میکنن که آدما فقط وقتی که قدرت
داشته باشن باید درباره به اصطلاح میزان
توانایی سیاسیشون و کارنامه سیاسیشون
قضاوت کرد. شما از لحظهای که حرف سیاسی
میزنی و از لحظهای که شما وارد یک جریان
سیاسی، ارتباط سیاسی میشی، شما داری کار
سیاسی میکنی و مهمترین کار سیاسی
زبانه. یعنی زبان گفتار سیاسی عمله. وقتی
که شما یه چیزی رو میگی مثل عقد ازدواج
وقتی میگی یه کاری انجام میشه. وقتی آقای
پهلوی میگه من رهبر گذارم داره کاری انجام
میده آقای پهلوی صداقت کافی در بیان اون
چیزی که بسیار بسیار واضح یه واقعیته
نداره بارها و بارها اینو ثابت کرده یعنی
وقتی که شما بلف میزنی آقای خامنه یکی
هستید وقتی که شما از اینکه هوادارانتون
مرتب مرگ دیگرانو بخوان هیچ دم برنمیاری
هیچ کاری نمی میکنی یعنی کهه شما رهبر
ملی نیستید
در آلمان
هیتلر
رهبر نازیها بود. یعنی چی؟ یعنی کسایی که
مدعی بودن در طول تاریخ از همه آلمانیها
اینان آلمانیترن. میخواستن جهانو از
وجود هرچی غیر آلمانیه پاک کنن. ملت رو
میپرستیدن. اما آتشی که اینها افروختن و
خاکستری که بر جا گذاشتن در آلمان هیچ
دشمنی در با آلمانیها این کارو نکرد.
بنابراین مواظب باشید که ادعای دوستی و
نمیدونم مصادره کردن جریان جریان اعتراضی
و مصادره کردن هایجک کردن قربانیان و
نقاب دلسوز زدن و مالکیت ایران کردن به
هیچ وجه نشانه این نیست که شما ایران رو
صادقانه دوست دارید و و عاقلانه
برای آزادی او تلاش میکنید. اینا
چیزاییست که باید به شدت در هراس بود ازش
بش و و تا جای ممکن سعی کرد که این جریان
نتونه بیشتر بخشهای به اصطلاح شکننده
جامعه رو فریب بده. ممنونم
علی آقا بریم دیگه. نه اگه نرفتی
از همه دوستان م سپاسگزارم تا یه وقت
دیگری که به سؤالها خواهیم پرداخت متشکرم
از شما و از علی عزیز S