هوش مصنوعی و واقعیت: چرا باید ایرانی‌ها درباره‌ی پیامدهای تکنولوژی دیجیتال نگران باشند

فقررو ایجاد می‌کنن خیلی جاها و یا اینکه مفاهیم در حال تغییره در همین مسابقه اخیر آقای بیل گیتس که ایشونم یه فیلسوفی به نام پال کوبریک یا پال کوریک از انگلیس واب چیز میکنه حمایت میکنه و میخونه و اینا ایشون بر طبق حرف ایشون معتقد بود که حتی مفاهیم مثل کپیتالیزم مفاهیم مثل اقتصاد مفاهیم در حال تغییره یعنی با این هوش مصنوعی خیلی هم مفاهیمی که انسان ممکنه خواهرها حتی قدرت حتی مفهوم قدرت که ۱۰ هزار ساله روی انسان داره کار می‌کنه و حالا به سختی تونستیم یه ذره بفهمیم چیه قدرت از آبز و لاکان و همینطوری اومدیم جلو تا فوکو حتی اینا روم در حال ممکنه تغییر بده و فکر می‌کنم که خوب باشه به نظر من خیلی از چیزهایی که انسان در حال حاضر داره خیلیاش عقب مونده و بی‌معنی‌ست. حالا بستگی داره انسانو به چه شکلی معناش بکنیم. ولی اگه بخواد مثلاً مدرن‌تر نگاه کنیم نمی‌دونم وجود کانشسنس در انسانو در نظر بگیریم مثلاً اهمیت هر انسانی در زیستشو بهش مثلاً اهمیت بدیم فکر می‌کنم هوش مصنوعی بتونه تغییرات شگرفی ایجاد کنه که فایدهش زیاده. ولی از طرفی هم ممکنه مثلاً جنگ‌های رباتیک شکل بگیره دیگه آمریکا نیرو نفرسته نیرو نظامی که ممکنه برای کشورش دردسر بشه مخالفت بشه ربات می‌فرسته الان دارن به شدت ربات می‌سازن همین بستنون ایندستریال تکنولوژی بستن تکنولوژی یا مثلاً همین آپتیموسی که آقای ایلان ماسک و اینا دارن اینا به شدت مثلاً آتونومس دارن میشن به شدت دارن اتوماتیک میشن برای آدمکشی و از ار ممکنه از این مضراهم ایآی برای جامعه بشری بیاره که حالا چرا مثلاً چرا باید چنین کارایی بکنن میخوان برن استعمار کنن حالا آیا اصلاً احتیا جامعه بشری امروزه جامعه بشری امروزه صدای ایشونو من نمی‌شنوم دیگه بابک جان بله میکروفونشون بسته شد آخرشو گفتم که این مفاهم فکر کنم زنگ ببخشید تموم شد مرسی خب مرسی از شما خب آقای وهاب خب بفرمایید درود از استاد خرجی بزرگوار خوبان و عزیزانی که حالا پایین نشستن نمیدونم الان به پایتل مثلا کدوم حوزه مثلا من حوزه که م متوجه شدم یعنی حداقلشه خب که مثلاً سال‌ها حاکمان ما حاکمان ایدئولوژیک ما مثلاً رفتن سرمایه‌گذاری کردن کل سرمایه‌گذاریشون رو موشک بوده اینا رو یک ستون بودم و چند شب پیش یه برنامه‌ای بود فرمانده پدافند غیرعامل سردار الان دقیقاً حضور ذهن ندارم می‌گفت ما تو بخش هوش متنوعی لطمه خوردیم یعنی اصلاً یعنی فکر کنین اون ستون اصلی کشور اون حاکمانی که برا بقای خودشون حداقل باید می‌رفتن تو همون حوزه حوزه نظامی سرمایه‌گذاری می‌کردن اینقدر با این فضا بیلان الان تو اون بخش عمومیش مثلاً که جامعه مثلاً می‌تونه استفاده کنه. جامعه تا حدودی ورود کرده. یعنی میان از این سیستمی صوتیش تایپیش مکالمهش پرسشگریش از اینا استفاده می‌کنن. ولی من فکر می‌کنم به خاطر اینکه ما یه جامعه متأسفانه جامعه ایدئولوژیکی داریم و این جامعه نمیتونه اصلاً فعلاً تو این برهه ما نمی‌تونیم به این باور برسیم که ماشین می‌تونه درک کنه. کامپیوتر می‌تونه درک کنه. یعنی ازح ایدئولی که هنوز اون ذهنیت تو این نسل حاکمان ما هنوز به این باور نرسیدن که ماشین قدرت درک [خنده] داره. ماشین قدرت تشخیص داره. ماشین قدرت اینو داره که یه برنامه‌ای رو جلو ببره. یه برنامه‌ای رو مثلاً کاربردی کنه. یعنی ما متأسفانه یه جامعه پیر و فرسوده‌ای داریم که هنوز که هنوزه که از این مسیر هم ضربه خورده. لتمه خورده. هنوز نمی‌تونه بپذیره. هیچ آمادگی زیرساختی هیچ یعنی ما با خود اینترنت فعلاً مخالفیم یعنی حاکمان ما با خودیی دارن برنامه می‌چینن از آهوش متنی پلیز جای خود دارن برنامه می‌چینن که چهجوری ما اینترنتو قط کنیم چهجوری ما سانسور کنیم یعنی ما فرسنگ‌ها با دنیا با جامعه اطراف خودمون فرنگها ما فاصله داریم متأسفانه رو من فکر می‌کنم تو این حوزه مثلاً من شناختی که دارم تو این حوزه یعنی حتی حوزه‌ای که مثلاً برا مقای خودشونن عرض کردم تو حوزه نظامی رفتن میلیاردها سرمایه‌گذاری کردن ولی همین هوش مصنوعی نیومدن آخه نمی‌تونن هم چون نخبا همه گذاشتن رفتن یعنی جامعه رو کلنگی کردن یه تعدادی آدم ایدئولوژ ایدئولوژی گذاشتن تو جامعه نخوا همه سفر کردن گذاشتن رفتن با این تو این فضا که نه رشدی میشه نه فهمی دارم نسبت به تکنولوژی نسبت به هوش مصنوعی ممنون بابتر ممنون دکتر خرجی بزرگوار ما همیشه استفاده می‌کنیم ممنونم خب دوستی هست که بخواد صحبت بکنه یا که جلسه رو شروع کنیم بله آقای اردشیر بفرمایید من میشم یه چیزی بگم صدام میاد آقای اردشیر بفرمایید درود بر شما من خیلی کوتاه فقط یه نکته بگم که فکر می‌کنم گلش صحبت باشه با شناختی که از آقای خلجی دارم احساس می‌کنم مهم‌ترین رو که حالا جدا از مسائل فنی که ما قرن‌ها شاید عقب باشه تو خیلی چیزا مسئله فهمه یعنی فهم موضوع اهمیت هوش مصنوعی و دگرگون کننده بودن اون درصی بالاتر از حتی مثل چیزی مثل برق وقتی ما اینو متوجه نشیم اصلاً کاری به بدن حاکم کمیتم ندارم تو چی درست عمل کرده که ازش انتظار داریم تو این موضعهم درست عمل کرده خود ما یعنی مردم و فهم مردم نسبت به این موضوع به شدت موضوعیت داره خیلی ممنون بله ممنون از شما آقای رایان خسته نباشین منو دارین بله بفرما من اگه اجازه بدین یه مقدار به قول این خارجیا کونتر کنم صحبت آقای عماد رو اولاً من فکر کنم اتفاقاً اسم این به قول معروف برنامه که امشبه دقیق انتخاب شده به خاطر اینکه ما ایرانی هستیم دیگه یعنی وقتی ما ایرانی هستیم باید به مشکل خودمون فکر کنیم نه یعنی به مشکل بقیه دنیا که یعنی اول باید ببینیم ما ما مشکلمون کجاست و مشکل خودمون کنیم بهخاطر همین مشکل حل مسئله واسه ایرانی‌هاست نه واسه بیلگیتس یعنی با ما یک جامعه‌ای هستیم که خصوصیات خاص خودشو داره خوب و بد و وقتی یک م مسئله‌ای مثل ایآی واردش میشه مشکلات خاص خودشم پیدا می‌کنه حالا چه خوب چه بد ولی ما باید اون مشکلات رو بفهمیم و بتونیم حلش بکنیم نکته بعدی اینه که این تو صحبتهای آقای عمادم بود نظره اونم این بودش که من دوستان خارجیم که راجع به ایآی صحبت می‌کنن اینا خیلی بدبین هستن یعنی خیلی به قول معروف راحت نمی‌پذیرن ایآیو و این خیلی واسه شاید مثلاً ایرانیا جالب باشه که چطور این خارجیا که خودشون این چیزا رو تولید می‌کنن انقدر بدبینن نسبت به این مسئله ولی من بین دوستای ایرانی خیلی بدبینی کمتر می‌بینم به این معنی که خیلی راحت استفاده می‌کن می‌کنن و اصلاً میگن کارم راحت شده و چقدر خوبه وبا اینا خنگن استفاده نمی‌کنن و فلان از این حرفا من احساس می‌کنم درونش به خاطر اینه که ما صده‌هاست شاید حالا آقای خلاجلی شاید بهتره بدونن ما تولید فکر در اون زا نداشتیم یعنی ما خودمون تولید فکر نکردیم ما فقط مصرف کننده فکر بودیم یعنی اتفاقا افتاده و ما کانزیوم کردیم حالا چیزای تکنولوژی که چیزای اخیر و خیلی مشخصشه ما موبایل تولید نمی‌کنیم. موبایل میاد استفاده می‌کنیم ازش و ولی اینا چون خودشون با فکر رسیدن به اینجا و این تکنولوژی رو دارن تولید می‌کنن به طور کلی جامعه‌شون نسبت به خوبیای بدی هر تکنولوژی حساس‌تره و بهخاطر همین من واقعاً بین دوستای خارجیم خیلی زیاد می‌بینم که مخالفت با ایآی یا استفاده خیلی کم از ایآی یا بحث جد راجع به اینکه آقا اصلاً ایآی خوبه ایآی بده یا فلان یا همین الان صحبت‌هایی که هر روز حالا بیلدی میاد می‌کنه یا کسای دیگه میان می‌کنن یا خود سماعات مثلاً چند وقت پیش اومده بود یه مصاحبه خیلی طولانی داشت من گوش دادم صحبت می‌کرد اینا چونکه اینا تجربه این چیزا دارن اینا تولید کننده فکرن و تولید کننده این مسائلن نکته آخرم میخواستم صحبت آقای شعبو بگم من احساس می‌کنم که حکومت جمهوری اسلامی اصلاً هیچ مشکلی با ایآی و اینا نداره داره روشم کار می‌کنه اصلاًم عقبونده نیست اون چیزی که شما می‌بینی پروپاگاندای رو قضیهست اونا دارن کار خودشونو رو واسه خودشون می‌کنن نگاهی به جامعه ندارن. اونا دارن دائم در فکر اینن که این تکنولوژی رو چه‌جوری مهار کنن و چه‌جوری ازش به نفع خودشون استفاده کنن. نه لزوماً به نفع جامعه و شما اگه برین پشت پرده رو احتمال داره خیلی هم جلو باشن. چون که من چند وقت پیش یه جایی می‌خوندم که مثلاً هکرای ایرانی در حد هکرای روسی و چین قدرتمندن و ترت مثلاً سوم چهارم واسه آمریکا به حساب میان و خیلی کار پیچیده‌ای می‌کنن و فلان و از این حرفا یعنی واسه خودشون استفاده دارن می‌کنن منتها این چیزایی که رو ما می‌بینیم این خفاری که شما میاد تو تلویزیون میاد میگه ما از ایآی عقب موندیم واسه مصرف من و شماست وگرنه پشت اتفاقهای خیلی پیچیده‌تری داره میفته خیلی ممنون تانی یه کامت کوچولو اگه اجازه میخواین بذارم خیلی کوچول خب اگر دوستان اجازه بدن صحبتو شروع بکنیم و بعد دوباره بعد از اینکه من چند نکته رو عرض کردم اون وقت می‌تونیم در خدمت دوستان باشیم و بحثو ادامه بدیم موافق هستین؟ بله بفرمایید اجازه بدین که من مطمئن بشم که در یوتیوب هم دوستان صدای منو می‌شنون در یوتیوب صدای من خوب هست یا تصویرم بم بله بسیار خب سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستان در یوتیوب و در کلاب هاوس و امیدوارم که همگی حالشون خوب باشه. صحبت امروز راجع به هوش مصنوعی هست و نگرانی‌هایی که به خصوص ایرانی‌ها باید داشته باشن. خب مسئله هوش مصنوعی الان شاید در اولویت مباحث علوم انسانی از فلسفه گرفته تا رشته‌های دیگه هست و همین طور در اولویت دولت‌ها و همین طور نیروهای به اصطلاح بنگاه‌های اقتصادی و شرکت‌های بزرگ و همین طور مسئلهیست برای تکتک افراد در جامعه در کشورهای غربی مخصوصاً در آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری اخیری که آقای ترامپ درش برنده شد نگرانی اصلی به اصطلاح رأی دهندگان و همین طور روزنامه‌ها و مطبوعات و رسانه‌های نهادهای دیگه مسئله هوش مصنوعی بود یعنی تقلب در انتخابات که قبلاً خب یک موضوعی بود که همیشه در هر انتخابات در همه جای دنیا مطرح هست الان جای خودش رو داده به نوع مداخله که از طریق هوش مصنوعی میشه در انتخابات کرد و این نوع مداخله بسیار پیچیده است و پیشبینی او و پیشگیری او به تمهیدات بسیار بسیار پیچیده تریی از گذشته نیازم بنابراین مسئله هوش مصنوعی تبدیل شده به یک چالش بزرگی برای دموکراسی و همین طور برای علم نهاد تعلیم و تربیت برای جامعه برای به اصطلاح نظم بینالملل و همه چیز رو در جهان ما تغییر داده من چند چون که گفتم برای ایرانی‌ها به دلیل اینکه ما ایرانی‌ها خب یک شکل خاص خودمون رو داریم در فهم مسائل در رویکرد به مسائل در برخورد با مدرنیته در برخورد با تکنولوژی که باید ببینیم که آیا این برخورده با تکنولوژی که تاکنون داشتیم از آغاز ورود تجدد به ایران آیا امروزه در با ظهور تکنولوژی دیجیتال و هوش مصنوعی آیا این برخورد ما مناسب هست یا باید تجدید نظر بکنیم در نوع نگاهی که به همه چیز داریم و در نوع نگاهی که به فرآورده‌های به ویژه فرآورده‌های مهیرالعقول تکنولوژی مدرن داریم آیا این نگاه ما مناسب هست آیا این نگاه ما به سود در حقیقت پیشرفت تکنولوژیک یا پیشرفت اقتصادی ایران هست یا اینکه باید با به اصطلاح شیوه دیگری باید برخورد بکنیم یا شیوه دیگریرو باید بیاندیشیم ببینید فرهنگ‌ها با هم متفاوتن و مقایسه فرهنگ‌ها با همدیگه دو جور انجام میشه یکی مقایسه کیفی افقیست. یعنی شما فرهنگها رو با همدیگه مقایسه می‌کنید از لحاظ اینکه هر فرهنگی چگونه در حقیقت عمل می‌کنه. مثلاً یک فرهنگی با غذا چگونه به اصطلاح رفتار می‌کنه؟ با ازدواج با رنگ‌ها با اجسام با زمان با مکان و در رشته‌های مختلف به ویژه در آنتروپولوژی فرهنگی انسانشناسی فرهنگی و انسانشناسی تاریخی یا انسانشناسی فلسفی ما ویژگی‌های مختلف فرهنگها رو می‌بینیم که به اصطلاح تفاوتی که در این فرهنگ‌ها هست به خاطر رویکردشون مسائل هست. مثلاً فرض بکنید نهاد ازدواج یا آیین سوگواری یا نمیدونم غذا یا خیلی از مسائل دیگه در همه فرهنگ‌ها وجود داره ولی این تفاوتی که بین مثلاً فرض کنید آشپزی چینی هست و آشپزی ایتالیایی به دلیل نوع نگاهیست که در این دو فرهنگ به غذا وجود داره و در حقیقت شیوه اندیشیدنشون به مسائل مختلف موجب بشه که در عمل به شکل متفاوتی به اصطلاح این‌ها رو ببینیم. بنابراین ما هم ما حالا به طور کلی در اروپا و در غرب که مهد مدرنیته هست و در حقیقت همین تکنولوژی مدرن و علم مدرن در اونجا به پدید آمده یک نوع رویکرد به تکنولوژی و علم مدرن هست یعنی یه نوع نگاه خاص هست و در شرق به طور کلی از ژاپن گرفته تا کشورهایی تا افریقا یک نوع متفاوته و باز شما وارد وارد به اصطلاح شرق هم که بشید یعنی کشورهای غیری منظورمه باز شما تفاوت میدین بین شیوهی که ژاپنی‌ها فکر میکنن شیوهی که چینی‌ها فکر می‌کنن شیوهی که کرهیا فکر می‌کنن هندیا فکر می‌کنن و شیوهی که نگاه می‌کنن به مدرنیته درکی که دارن از مدرنیته و شیوه‌ای که به تکنولوژی مخصوصاً نگاه می‌کنن در شیوه اخذ تکنولوژی و به اصطلاح یا تأثیر پذیری از ایده‌های مدرن تأثیر داره بسیار مهمه پس این یه نوع مقایسه هست که این این نوع مقایسه مقایسه علمیست یعنی که مدام بر تحقیقات میدانی و همین طور نظریه‌های مهمی که با به اصطلاح داده‌های تجربی آزموده میشن مبتنی هست یک نوع مقایسه دیگری هست که اون مقایسه به اصطلاح عمودیست یعنی بر اساس یک هایری و سلسله مراتبیست یعنی شما مقایسه کنید فرهنگها رو و بگید این فرهنگ بهتر از اون فرهنگه اون فرهنگ مثلاً عقلانی‌تر از فرهنگ دیگر هست این نوع مقایسه البته اون چیزیست که ما بیشتر میشنویم دیگه یعنی ما ما بیشتر معتقد هستیم که غربی‌ها یا مستشرقین وقتی که راجع به ما حرف می‌زنن میخوان برتری غرب رو اثبات بکنن. ما خودمونم همین کارو می‌کنیم. یعنی در مقایسه‌هایی که می‌کنیم اغلب سعی داریم که برتری خودمون رو مخصوصاً در مسائل فرهنگ و تمدن اینها اثبات بکنیم. این نوع دوم مقایسه به به نظر به اصطلاح دانشمندان علوم انسانی پایه علمی نداره و مشکلات نظری بسیار فراوانی داره و در در نهایت به تضاد بین فرهنگ‌ها برخورد فرهنگ‌ها بیشتر کمک میکنه تا به ارتباط میان فرهنگها بنابراین من اونچه که میگم راجع به تفاوت فرهنگ ایران و به اصطلاح فرهنگ‌های دیگه به اصطلاح از مقایسه‌ایست که مقایسه افقیست یعنی به هیچ وجه به این معنا نیست که فرهنگی بر فرهنگ دیگه برتری داره همه فرهنگ‌ها تفاوتشون بر اساس شیوه اندیشیدنشونه و شیوه درکشون از جهان و این شیوه‌های درک هیچ کدوم در هیچ فرهنگ مقدس نیست و هیچ کدوم نیست که صورت کامل باشه و بشه گفت که برتر از فرهنگهای دیگهست بنابراین همه فرهنگها انسانی هستن و مثل همه هر چیزی که انسانی هست سرشار از جنبه‌های خوب و جنبه‌های منفیست و همواره در میتونه در پویش و تکامل باشه ولی باید ما به عنوان ایرانی توضیح بدیم که چرا در این ۱۵۰ سال اخیر در فراآیند اخذ تمدن غربی یا در فراآیند به اصطلاح اخص تکنولوژی غربی چون اینکه تاکنون عمل کردیم عمل کردیم و چرا نتونستیم یه شیوه دیگری عمل کنیم یا آیا شیوه دیگری هم میشه در مورد تکنولوژی فکر کرد یا نه یک تفاوت بسیار مهمی که در در مورد نگاه غربی به مدرنیته و نگاه غیری به مدرنیته هست اینه که نگاه غربی به مدرنیته چون که دوگانه باور نیست نگاه مانوی نیست خیر و شر به دوگانه خیر و شر باور نداره و هر چیزی رو هر پدیده انسانی رو همزمان خیر و شر میدونه یعنی خیر از همون جا میاد که شر میاد در نتیجه مدرنیته براش یک رخداد یا پدیده یا فراآیندیست که در عین اینکه آثار مثبتی داشته آثار ویرانگری هم داشته یعنی همین تکنولوژی همون طور که به درمان بسیاری از بیماری‌ها به طول عمر بشر به رفاه بشر کمک کرده در عین حال یک زمینه رو هم برای جنایت‌های بیسابقه و گسترش خشونت و اساساً تغییر یا استحاله مفهوم و پدیده خشونت ایجاد کرده. بنابراین این این علم مدرن و تکنولوژی مدرن یا اندیشه مدرن چیزی نیست که بگیم فقط خوبه یا فقط بده و بیشتر در حقیقت به خاطر اینکه اندیشه مدرن اساساً اندیشه تراژیکیست و وضعیت انسانی رو بسیار شکننده و همواره در برابر تهدیدهای ناشناخته می‌بینه. بنابراین برای مدرن‌ها وضعیت مدرن همواره وضعیت بحرانیست یعنی وضعیتیست که یا به اصطلاح شما فقط و فقط با تشخیص خطرها و آفت‌ها و بمبست‌ها می‌تونید بگید من به این وضعیت آگاهی دارم. بنابراین نگاه غربی یا وجدان غربی همواره در مورد خودش و وضعیت خودش همیشه نگرانه. همیشه به اصطلاح فرهنگ به اصطلاح میگن کالچر آف کتاسرف کالچر کتاسرفی یعنی کهه همواره به فرهنگش فرهنگ فاجعه اندیشه همواره نگران فاجعهست خب در کشورهای در فرهنگ‌های غیرغربی این بسیار متفاوته حتی مثلاً اگر کتاب متفکران روس آیزای برلینو بخونید که راجع به جریان‌های روشنفکری در قرن نوزدهم روسیهست می‌بینید که مردم روسیه عموم مردم روسیه نگاهی که دارن به مدرنیته بسیار نگاه خوشباورانه و به اصطلاح امیدوارانه است و تصورشون این هست که مدرنیته یا اون چیزی که در اروپا به وجود آمده یک اتفاق بسیار بسیار مهمیست که بهشتی رو روی زمین درست کرده و جایگزین اون بهشتی که ادیان وعده میدادن کرده و در نتیجه نگاهشون به مدرنیته بسیار خوشبینانه است و مطلقا به اصطلاح تصوری از اینکه همین مدرنیته اقتصادی یا تکنولوژیک یا علمی میتونه مستعد فاجعه باشه ندارن. خب برلین میگه که این گونه ساده اندیشی و اینگونه به اصطلاح خوشباوری در اروپا دیده نمیشه. خب به همین دلیلم هست که در کشورهای غیر مدرن وقتی که برخورد کردن با مدرنیته مدرنیته رو به عنوان یک ضرورت تاریخی پذیرفتن و هرگز در کشورهای کشورهایی مثل کشورهای ما اون بحث‌های نظری اون به اصطلاح تنش‌ها و جدال‌های فکری که در اروپا به وجود آمد بین دانشمندان بین فیلسوفان بین بین حیث بین به اصطلاح دولتمردان در اینجا به وجود نیامد هیچ بحثی ن مخصوصاً وقتی که می‌رسیم به تکنولوژی فراموش نکنید که در ایران و در جهان اسلام اساساً تکنولوژی به قدرت دین کمک کرد از فتوای تنباکو که با تلگراف ممکن شد تا انقلاب ایران و بعد تا الان هم که می‌بینید که جریان‌های اسلام‌گرا در کشورهای اسلامی بسیار قوی هستن اون اون هم نیست مگر به یمن تکنولوژی مدرن و بنابراین ولو اینکه جریان‌های سنتگرا در مقابل مدرنیته مقاومت میکردن اما این مقاومت در برابر ایده‌ها و اندیشه‌ها و ارزش‌های فرهنگی جهان مدرن بود نه در برابر تکنولوژی بنابراین چه کسانی که تجددگرا بودن چه کسانی که سنتگرا بودن تکنولوژی رو به عنوان یک پدیده‌ای که خنساست نه خوبه نه بده بستگی به این داره که دست کی باشه و اون کسی که استفاده می‌کنه از تکنولوژی تعیین کننده خوب و بدش هست اینطوری دیدن تکنولوژی رو یعنی یک ابزار مثل فرض کنید یک چاقو که چاقو نه خوبه نه بده بستگی به این داره که کسی که اون رو استفاده می‌کنه برای چه منظوری استفاده بکنه به عبارت دیگه درکی که ما داشتیم تاکنون از تکنولوژی این بوده که تکنولوژی ابزار خنثست و بنابراین ولی اگر ما به دست بیاریم اون رو می‌تونیم هر چقدر بیشتر بتونیم اونو به دست بیاریم بهتره به خاطر اینکه ما برای ما مصلحت خودمون استفاده می‌کنیم حالا چه دولت‌ها چه به اصطلاح جریان‌های اسلامگیرا چه جریان‌های روشنفکری و بحثی در این نیست که تکنولوژی رو تا حد ممکن باید اخص کرد و تا حد ممکن کشور باید به اصطلاح از نظر تکنولوژیک پیشرفت بکن کنه در این هیچ بحثی نیست خب این کاملاً در تضاد با اون چیزیست که در جهان مدرن به وجود آمده در جهان مدرن که حالا وقتی میگیم جهان مدرن یعنی از جهانی که ریشه‌هاش در یونان باستان و روم باستان هست هیچ موقع مسئله تکنولوژی یا ماشین یا چیزی که غیر از انسان در فراآیند شناخت یا فراآیند آگاهی مداخله بکنه مسئله‌ای نبوده که ساده گرفته بشه و تکنولوژی یک مخصوصاً تکنولوژی مدرن یک منطق جدیدی داره برای خودش که این منطق جدید او رو متفاوت میکنه از ابزارهایی که بشر پیش از این می‌ساخت. یعنی در عصر مدرن ما با یک تکنولوژی مواجه هستیم که هر چقدر که پیشرفت می‌کنه نه تنها زندگی بیرونی ما رو هم تغییر میده بلکه زندگی روحی یعنی نوع کارکرد مغز ما نوع به اصطلاح کاربرد زبان نوع روابط اجتماعی نوع به اصطلاح آگاهی ما رو کاملاً تغییر میده و بنابراین ما با یه تکنولوژی مواجه هستیم که به هیچ وجه در برابر اون نمیتونیم به اصطلاح خودمون رو حاکم او بدونیم یعنی ما چون چون انسان تکنولوژی مدرن رو به وجود آورده به این معنا نیست که انسان میتونه کاملاً اون رو مهار و مدیریت کنه برعکس از آغاز به اصطلاح ظهور تکنولوژی مدرن همواره این نگرانی بوده که این تکنولوژی بر انسان مسلط بشه شما اگر رمان مریشلی رو بخونید که در دهه اول قرن نوزدهم منتشر شده رمان فرانکشتین داستان همینه فرنکشتان یک به اصطلاح ساینتیستیست که میخواد یک یک دانشمندیست که میخواد یک چیزی رو بسازه که اون به اصطلاح ساخته او ساخته تکنولوژیک او به سود خودش و به سود بشریت باشه اما اون به اصطلاح ساخته او تبدیل میشه به یک حیولا که بدون هیچگونه انگیزه‌ای و بدون هیچ گونه احساسی کارش فقط اینه که انسان‌ها رو می‌دره و از بین می‌بره. خب این نگرانی همیشه بوده. در یونان باستان نگرانی راجع به نیروهای اهریمنی نمی‌دونم‌ها، شیطان‌ها که بیان و در ذهن انسان مداخله بکنن همیشه در اساطیرش وجود داشته. در عصر مدرن مسئله تکنولوژی در وحله اول اینه که با انسانیت ما چه میکنه؟ انسانیت ما از نظر به اصطلاح انسان مدرن در آگاهی و آگاهی که در حقیقت خودآگاهی که موجب آزادی انسان میشه تعریف میشه انسانی میتونه به کرامت انسانی به کمال انسانی دست پیدا بکنه که به خودش آگاه بشه و در نتیجه حاکم بر خودش بشه حکومت بر خود که مفهوم آزادی یعنی حکومت برد خود یعنی من بتونم از هرگونه حکومتی حکومت سنت حکومت عادت حکومت قدرت‌های دیگه رها بشم و من خودم برای خودم قانون بگذارم و به قانون خودم عمل بکنم این آزادی یعنی حکومت برخورد همواره با تهدیدهای مواجه هست در قرن هجدهم که قرن عقل هست قرن پیروزی در حقیقت انقلاب فرانسه است و اینکه قر نیست فلسفه میگن قرن فلسفهست قرنیست که سرشار از نگرانی‌ها و هراس‌های انسان اروپایی از مسئله جنون هست. مسئله جنون مسئله خرافات مسئله به اصطلاح شور و هیجانی که موجب میشه شما خ به اصطلاح دچار توهم بشین و یا توهمات دیگران رو باور بکنین این مسئله اصلی انسان مدرن هست یعنی کهه شما اگر نتونید ارتباطتون رو با واقعیت حفظ بکنید ید بنابراین دیگه از وقتی از واقعیت جدا شدید یعنی دیگه با خودتون بیگانه شدید یعنی از خودآگاهی محروم میشید وقتی از خودآگاهی محروم میشید در غیاب واقعیت و در غیاب ارتباط با واقعیت آزادی هم برای شما معنی نخواهد داشت بنابراین تماس با واقعیت یا سنس آف ریالیتی یعنی حس ادراک واقعیت شرط این هست که شما انسان بمانید و خودآگاهی پیدا بکنید و ب بتونید خودتون رو آزاد بدونید وگرنه اگر شما از واقعیت گسسته بشید شما در حقیقت در توهم به سر می‌برید. یک خودی رو برای خودتون تصور می‌کنید که واقعی نیست. تمام فلسفه از مخصوصاً در عصر مدرن از دکارت بگیرید تا امروز مسئلهش اینه که ما چگونه بدانیم که توهم نمیکنیم. وقتی که حتی ما نقد مدرنیته هم می‌کنیم یعنی کسانی مثل فروید کسانی مثل مارکس مثل نیچه بحثشون این بود که اونچه که ما تاکنون به عنوان عقل انقدر ستایشش می‌کردیم اون عقل هم در حقیقت یک توهمه چون کهه از نظر فروید یک ناخودآگاهی وجود داره که اون پشت به اصطلاح پرده داره خودآگاه انسان رو اداره می‌کنه از نظر مارکس زیرساختهای اقتصادی هست که اندیشه‌ها و احساسات و ادراکات انسان رو شکل میده. از نظر نیچه این میل به قدرت هست که به اصطلاح خواست شناخت و اخلاق انسانی رو شکل میده. بنابراین تمام این‌ها نگرانیشون از این بود که مباد شما دچار توهم بشید. مسئله فروید مسئله مارکس مسئله نیچه یک چیزه و اون اینه که ما چگونه فریب مفاهیم فریب به اصطلاح اون بت‌های ذهنی رو نخوریم و فکر نکنیم که چون که میگیم عقل این عقل میتونه به واقعیت دست پیدا بکنه و درست بفهمه کار علوم انسانی در یک کلام این هست اینکه بتوانن انسان رو از خ به اصطلاح خود‌های ساختگی از توهمات از زنجیرهای نامرئی که او رو به بردگی می‌کشن نجات بدن مدام مسئلهشون اینه که چگونه انسان در دام توهمات نیفته و بتونه در حقیقت خودآگاهی خودش رو به دست بیاره خب مسئله اینترنت ظهور اینترنت و تکنولوژی دیجیتال یک نقطه عطفیست در تاریخ تکنولوژی تکنولوژی دیجیتال یک به اصطلاح پدیده تکنولوژیک مثل تکنولوژی های پیشین نیست در تکنولوژی های پیشین انسان همچنان بر تکنولوژی مسلطه یعنی فرض بکنید حتی تکنولوژی تسلیحات کشتار جمعی مثل مثلاً بمب هسته‌ای این‌ها به خود بهخود کار نمی‌کنن. یعنی شما بمب هسته‌ای هم که بسازید در نهایت این انسانه که باید تصمیم بگیره این بم رو استفاده بکنه و باید اون انسانه که باید بره این بم رو سر یک به اصطلاح بر یک منطقه‌ای بندازه. یعنی باز عامل اراده انسان و آگاهی انسان و تصمیم‌گیری انسان اونجا کاملاً وجود داره. اما در مورد تکنولوژی دیجیتال ما با یک وضعیت کاملاً استثنایی در تاریخ بشر مواجه هستیم. تکنولوژی دیجیتال و هوش مصنوعی و اینترنت یعنی این‌ها در ما رو به وارد یک دوران جدیدی می‌کنن که در حقیقت ماشین ماشینی انسان می‌سازه که این ماشین در حقیقت یاد می‌گیره یعنی توانایی یادگیری داره و توانایی جمعآوری دیتا داده‌ها رو داره و توانایی در حقیقت تحلیل کردن قضاوت کردن و در حقیقت هدایت کردن ذهن انسان رو داره. به عبارت دیگه تکنولوژی دیجیتال ایجنسی داره، عاملیت داره. یعنی در شما کاملاً شما در برابر او شما در برابر او به اصطلاح دست بالا رو ندارید. نه شما الان در برابر اینترنت کامپیوتر که نشستید اینترنت شما و کامپیوتر شما اطلاعاتش از شخص شما بثی بیشتر از شماست. و این اطلاعات رو به شکلی استفاده می‌کنه که شما بدون اینکه متوجه باشید بدون اینکه بدونید آزادی شما داره کنترل میشه بدون اینکه بدونید آگاهی شما داره در حقیقت تحت سلطه قرار می‌گیره فکر میکنید که در کمال آزادی به یک اینترنت پرسرعت وصل هستید و این وصل بودن یعنی کانکشن رو به معنای می‌گیرید که شما در حقیقت به اونچه که در جهان اینترنت میگذره به طور مساوی با دیگران دسترسی دارید در حالی که اینطوری نیست و این تکنولوژی میتونه با به اصطلاح توانایی‌هایی که داره از جمله ساختن الگوریتم‌های مختلف میتونه درک شما از جهان رو تغییر بده یعنی به عبارت دیگه تکنولوژی دیجیتال وجود ما رو دیجیتال کرده یعنی ما دیجیتال اگزیستنس داریم یعنی حس ما درک ما از سرما از گرما از به اصطلاح احوالات مختلف از افسردگی بگیرید تا ملالت و انواع و اقسام احوالاتی که انسان داره تمام این‌ها دگرگون شده تمام این‌ها دیجیتال شده یعنی ارتباط برای اولین بار ارتباط انسان با انسان دیگه مستقیم و بی‌میانجین نیست بلکه از طریق ماشین هست حتی ارتباط انسان با خودش از طریق ماشین هست. من اون چیزی هستم که به اصطلاح تکنولوژی دیجیتال به من میگه در حقیقت من خود دیجیتال دارم یعنی من خود تبدیل شده به خود دیجیتال حالا این وضعیت به این معناست که ارتباط ما بایت به شکل خیلی جدی در داره تهدید میشه و تکنولوژی دیجیتال توانایی‌هایی داره که درک اون توانایی‌ها و درک منطق اونها به برای همه ساده نیست. یعنی شما در اصلی هستید که از اساسش بر اساس یک تکنولوژیست که فهم او و درک او و به اصطلاح روزآمد کردن دانش درباره او اصلاً کار همگان نیست. یک زبان یا چندین زبان داره در تکنولوژی دیجیتال چندین زبان هستن که به کار میرن و این زبان‌ها برای مردم عادی اصلاً قابل فهم نیست. کسانی که با این تکنولوژی استفاده می‌کنن مخصوصاً کسانی که در رسانه‌ها هستن کسانی که در دانشگاه‌ها هستن کسانی که با در حقیقت تعلیم و تربیت سرکار دارن بیش از دیگران در معرض به اصطلاح آسیب هستن به خاطر اینکه اونها نمیدونن که این کامپیوتر فقط یک ابزار مثل کاغذ نیست که شما نیاز ندارید بدونید این کاغذ در کدوم کارخونه خونه درست شده کی درست کرده جنسش چیه؟ قبلاً کتاب می‌خوندید یا می‌نوشتید با ابزارهایی که شناخت اون ابزار اصلاً مهم نبود یا چندان سخت نبود. الان ما با ابزارهایی کاری کار می‌کنیم که مخصوصاً مدام آپدیت میشن، مدام نسخه‌های جدیدی از اونها میاد و ولی دانشما نمی‌تونه به اون سرعت پیش بره. شتاب یک فاکتور خیلی مهم هست در این تکنولوژی و همین طور اینکه مهم‌تر از همه اینه که این تکنولوژی فقط یک ابزار نیست در دست ما در جهانی که زندگی می‌کنیم بلکه تکنولوژی دیجیتال ویژگیش اینه که سازنده یک جهان هست یعنی یک جهانی رو خلق می‌کنه اون جهانی که می‌تونه جهان‌های دیگه رو خلق بکنه و واقعیت‌های دیگری رو خلق بکنه واقعیت در حقیقت جهان اون چیزی که ما حالا به تعبیر خودمون میگیم مجازی یعنی ویرچوال یک واقعیته ولی یه نوع دیگری از واقعیته و ما با جهان‌هایی روبهرو هستیم که این جهان‌ها موازی نیستن یعنی ما یک واقعیت واقعی و یک واقعیت ویرچوال یا مجازی نداریم بلکه این‌ها در همدیگه در هم تنیدن اورلپ می‌کنن یعنی ما در این جهانی که الان من و شما صحبت می‌کنیم در عین اینکه در جهان واقعیست در جهان ویرچوال هم هست و این اینکه شما بتونید تشخیص بدید بین این جهان‌ها و تفا مرز این جهان‌ها رو به اصطلاح همواره بهش آگاه باشید یکی از مشکل‌ترین کارهاست و نیازمند سواد دیجیتال و سواد در حقیقت رسانه‌ایست. ما داریم وارد یه دوره‌ای میشیم که خیلی راحت جدا شدن از واقعیت بسیار خ راحت و بدون هیچگونه به اصطلاح اجبار یا بدون اختیار شما انجام میگیره شما وارد یه عالمی میشید که از عالم واقعیت جداست اما اون عالمی که از این عالم واقعیت جداست عین واقعیت می‌دونیم یعنی جهانی که گیم‌ها می‌سازن داره میره به سمت همتی که شما در گیم در جهان واقعی هستید منتها واقعیتی که با این واقعیت واقعی فرق می‌کنه و شما نمی‌تونید تشخیص بدید که از جهان واقعیت کاملاً گسسته شدید. خب این در حقیقت یه تهدیدیست برای همه چیز تهدیدیست برای دموکراسی تهدیدیست برای به اصطلاح دانش تهدیدیست برای جامعه و در عمل موجب شده که تکنولوژی دیجیتال بیش از اون که به کار دموکراسی‌ها به پیشرفت نظام‌های دموکراتیک به موفقیت و پیروزی جنبش‌های مدنی و به اصطلاح ضد استبدادی بیا انجامه در عمل جنبش‌های مدنی به اصطلاح و نهادهای دموکراتیک نهادهای مدنی اینها تضعیف شدن و در عوض اقتدارگرایی توتالیتاریسم و استبداد نه تنها در کشورهای غیرغربی افزایش پیدا کرده بلکه درون این کشورهای غربی رو هم به اصطلاح گریبان اینها رم گرفته و اینهام تهدید می‌کنه. دموکراسی در آمریکا و در کشورهای پیشرفته‌ای که جزء به اصطلاح جهان اول به شمار میرن به شدت در خطر هست. بیش از هر زمان دیگری. علت اینکه بیش از هر زمان دیگری در خطر هست اینه که همواره خطرها برای دموکراسی‌ها از جانب گروه‌ها و یا جریان‌های ضد دموکراتیک بوده. یعنی به هر حال نیروهای انسانی بودن. الان شما با در یه وضعیتی هستین که این ماشین هست که دموکراسی رو تهدید می‌کنه و این ماشین سر ته نداره. یعنی در دنیای شما رو می‌بره. دنیای این اینترنت یا دنیای مجازی دنیای سایبری دنیاییست که مرز نداره دیوار نداره در و پیکر نداره قانون نداره پلیس نداره دادگاه نداره و اخلاق نداره یعنی اونجا جهانیست که اگر یک نفر تصمیم بگیره که یک کار عجیب غریب بکنه به راحتی می‌تونه همه مرزهای اخلاقی و انسانی رو زیر پا بگذاره اونجا جاییست که نیروی انسان‌ها به فرد فرد نیست. یعنی یک فرد می‌تونه با هک کردن یک سیستم اینترنتی یک آسیبی بزنه به یک به اصطلاح طرف مقابل که شاید یه لشکر نظامی هم نتونه بزنه. بنابراین توانایی فرد و توانایی به اصطلاح انسان برای ارتکاب شهر در جهان دیجیتال نامحدود شده و امکان کنترل بسیار ضعیف شده الان مسئله دولت‌های غربی این هست که بتونن قوانین رو برای جلوگیری از سوستفاده از هوش مصنوعی وضع بکنن ولی در عمل قوانینی که تا حالا تا کنون هم برای اینترنت گذاشتن چندان موفق نبوده در زمینه به اصطلاح کنترل جنایت کنترل فساد کنترل انواع و اقسام نابه سامانی‌هایی که در اینترنت وجود داره و جنگ واقعی بین دولت‌ها بین شرکت‌ها بین به اصطلاح نیروهای مختلفی که میخوان تأثیرگذار باشن جنگ سایبریست یعنی شما مهمترین کاری که میتونید انجام بدید اینه که بر نوع شناخت یک انسان تأثیر بگذارید. یعنی جنگی که جنگ شناختی به شما میره یعنی شما در حقیقت در جنگ روانی عواطفتون هست که تحت تاثیر قرار می‌گیره. یعنی عواطف شما رو با جنگ روانی به سمت گرایش به یک جریان یا یک طرفی سوق میدن. اما در جنگ شناختی شما شکلی که می‌شناسید رو تغییر میدن در نتیجه اونچه که هست رو نیست میبینید و اونچه که نیست رو هست میبینید مخصوصاً تصویر که اساساً تأثیرگذاری تصویر بر روی مغز یک تأثیرگذاری کاملاً غیر ارادیست و شما وقتی یک مثلاً تلویزیونی رو نگاه می‌کنید و فکر می‌کنید که مثلاً حرفایی که داره می‌زنه اخباری که داره میگه این اخبارش بیخودیه و قبول ندارید ابداً نباید فکر کنید که تأثیر اون تلویزیون فقط محدود میشه به محتوای اخبارش تصاویر بدون اینکه ما بدونیم و بدون اینکه ما حس بکنیم نوع شناخت ما نوع حافظه ما رو تغییر میدن تصورمونو راجع به خودمون تصورمون رو راجع به زمان گذشته زمان حال و زمان آینده دگرگون می‌کنن و کاملاً یک قالب ذهنی برای ما می‌سازن که ما ابدا دا متوجه نمیشیم که این قالب قالبی تحمیلی و ناخودآگاه. بنابراین انسانی که پیش از این تکنولوژی همواره در پی این بود که از توهم از رویاپروری از فریب خوردن به اصطلاح ذهنی و عاطفی پرهیز بکنه تا بتونه با تماس واقعیت خودش رو بشناسه و بین خودش و دیگری تفاوت بگذاره و بتونه با دیگری ارتباط به اصطلاح سازنده‌ای برقرار کنه جامعه بسازه و بتونه با آز زادی و کرامت خودش دست پیدا بکنه. تمام این‌ها امروزه با مخاطرات بسیار شدیدی مواجه هستن. خب من در این جلسه بیشتر هدفم این بود که بگم این خوشبینی ایرانی‌ها در مورد تکنولوژی بسیار خطرناک‌تر هست از خود این تکنولوژی. یعنی اگر شما نسبت به یک امری بدبین باشید طبیعتاً به آفت‌هاش توجه می‌کنید. ولی وقتی که اینجور خوشبینانه هر چیز تکنولوژیک مخصوصاً تکنولوژی دیجیتال که خب طبیعتاً جذابیت‌های منحصر به فرد خودشو داره این خوشباوری به اصطلاح ساده اندیش باعث میشه که در عمل این تکنولوژی علیه جامعه علیه جامعه مدنی علیه آزادی علیه دموکراسی و علیه به اصطلاح کرامت انسانی عمل بکنه در عمل اونچه که به کشور دولت‌هایی مثل دولت جمهوری اسلامی یا دولت دولت‌هایی مثل چین و روسیه و این‌ها در عصر جدید در قرن بیست و یکم قدرت داده و اصلاح و انقلاب هر دو رو ناممکن کرده در حقیقت تکنولوژی دیجیتال هست دیگه این تکنولوژی رو کسی راجع بهش این توهمو نداره که بله میشه با فیسبوک انقلاب کرد و با نمیدونم توییتر دموکراسی آورد تجربه انقلاب‌های بهار عربی تجربه به اصطلاح جنبش وال استریت و تجربه‌های دیگه نشون میده که به این دو سادگی نیست و جنبش‌هایی که در قرن بیست ویکم به وجود آمدن درست به دلیل اینکه از نوع کارکرد و پیامدهای تکنولوژی دیجیتال آگاهی کافی رو نداشتن در عمل شکست خوردن و در عوض که در جریانی‌های راست افراطی فاشیستی ضد دموکراتیک ضد آزادی با استفاده از همین تکنولوژی توانستن دست بالاتررو پیدا بکنن حتی در دموکراسی‌ها من فقط چند تا منبع رو برای دوستان معرفی میکنم که به نظر من میتونه خیلی مفید باشه و توجه داشته باشید که برخلاف تصوری که رای هست ما فکر میکنیم که بحث تکنولوژی دیجیتال یا بحث به اصطلاح تصویرشناسی ایمولوژی یا بحث رسانه شناسی و اینها اینها مربوط به یه عده متخصص هست و لزومی نداره که دیگر آدم‌ها به این مسئله بپردازن ولی واقعیت اینه که چنین نیست اگر شما دانشجو هستید اگر شما استاد هستید اگر شما به هر نحوی کاربر اینترنت هستید باید سواد دیجیتال و سواد رسانه‌ای خودتون رو افزایش بدید و هوشیار باشید که اگر شما از دانش کافی و شناخت کافی بیبهره بمونید استفاده از اینترنت نقش بسیار منفی خواهد داشت برای شخص شما و برای جامعه بنابراین این این گونه سواد و اینگونه دانش باید همپای این تکنولوژی دموکراتیک بشه. همون طور که ما می‌خوایم همه آدم‌ها به اینترنت دسترسی آزاد و به اصطلاح رایگان داشته باشن همین طور سواد دیجیتال و سواد رسانه‌ای هم باید برای همه یک مسئولیت فردی، مسئولیت اخلاقی، مسئولیت مدنی به شمار بده. خب در اینک توسعه یافته همون نگاه بدبینانه بسیار نگاه حاکمیست و طبیعتاً بسیار دربارش می‌نویسن دربارش تحقیق میکنن و به انواع و اقسام مختلف سعی می‌کنن که به افراد مختلف جامعه یا لایه‌های مختلف جامعه کمک کنن نسبت به آگاهیشون از این مسئله و شیوه‌هایی که می‌تونن سواد دیجیتال و سواد رسانه‌ای رو عمومی کنن. مدارس در اینجا از مدارس ابتدایی اینجا سواد دیجیتال آغاز میشه تدریسش و همین طور نهادها و سازمان‌های مختلفی که مخصوصا برای مقابله با منیپولیشن یا استفاده از اینترنت برای انحراف افکار عمومی دارن فعالیت می‌کنن. من چند تا کتاب رو اینجا گذاشتم که معرفی کنم برای دوستان که این کتاب‌ها میتونن همگی کتاب بخششون خیلی تخصصین ولی بخششونم هستن که عمومین میتونن کمک کنن به دوستان در گروه واقع فلسفه هم بعضی از منابعرو اونجا قرار میدم که میتونید پیدیافشو از اونجا بردارید ولی یه کتابی که خیلی کتاب جدید و خیلی من ازش خوشم اومده و خیلی به نظر من به کار میاد اسمش هست دیجیتال کیوردز کلید واژه های دیجیتال وکبشن سچر واژگان اطلاعات جامعه و فرهنگ این در حقیقت بر اساس یک مدلی از مدلی نوشته شد که یکی از متفکران انگلیسی به نام ویلیامس در دهه فکر کنم ۷ اون موقع‌ها ها یه کتابی نوشت به نام کیوردز و در اون کتاب کلمات مهمی رو که در جامعه و در رسانه‌ها و در سیاست به کار میره اونها رو معنی کرد و در اونجا گفت که معنی کلمات در طول زمان مدام تغییر می‌کنن. بنابراین مثلاً فرض کنید کلمه فرهنگ، کلمه سیاست، کلمه ارتباطات این کلمات کلماتی هستن که هر دوره‌ای یا هر به اصطلاح در هر نسلی باید از نوع تعریف بشن. این کیورد در حقیقت نشون میده که اولاً کلمات جدیدی وارد فرهنگ عمومی و به اصطلاح زندگی اجتماعی ما شده و ثانیا چقدر این کلمات پیچیده ترن و چقدر این کلمات مدام در حال تغییر هستن حالا یکی از مهمترین کلماتی که برای ما ایرانی هم خیلی مهمه کلمه اکتیویسمه یا کنشگری پس که فصل اولش هست در این کتاب توضیح میده که اساساً کنشگری این کلمه چهجوری به وجود اومد ابتدا به چه معنایی به کار میرفت وقتی که اینترنت آمد و رسانه‌های اجتماعی چقدر این کار اکتیویستی یا کنشگری به چشم به اصطلاح یک امر مثبتی بهش نگاه میکرد و امیدها بود که اکتیویسم آنلاین اکتیویسم دیجیتال بتونه یک نقطه عطفی در زمینه مبارزات مدنی و دموکراتیک به وجود بیاره بعد نشون میده که چرا این اتفاق نیفتاد چرا اکتیویسم در با تکنولوژی دیجیتال در حقیقت تغییر ماهیت پیدا کرد و تکنولوژی دیجیتال باعث شد که اکتیویسم اون تاثیری رو که قبلاً داشت اصلا نداشته باشه و عکس تأثیرهای پیامدهایی داشته باشه که اصلاً قبلاً انتظار نمی‌رفت. از جمله یکی از پیامدهاش این بود که در این اکتیویسم خیلی مستعد این هست که به سمت کلیک زدن، به سمت لایک کردن و به سمت نوعی شبه اکتیویسم یا اکتیویسم کاذب دربیاد یا یکی از پیامداش اینه که مسائل سیاسی رو غیر سیاسی بکنه و مسائل غیر سیاسی رو سیاسی بکنه. منتها حالا جز این بحثش خیلی مفصله ولی یک نکتهش که شاید برای شما هم جالب‌تر باشه مقایسه‌ای می‌کنه بین اکتیویسم در چین و اکتیویسم در آمریکا و یکی از تفاوت‌های مهمی که بین اکتیویسم در چین هست و در تا اکتیویسم در آمریکا یعنی کنشگری در چین و کنشگری در آمریکا اینه که در کنشگری سیاسی در چین شما یک رادیکالیسم و یک به اصطلاح حالت یک زبان بسیار تند و براندازانه دارید ولی در اکتیویسم آمریکایی نه چنین نیست زبان سیاسی و در حقیقت گرایش‌های سیاسی که در اکتیویسم آمریکایی می‌بینید از اون تندروی از اون به اصطلاح ضدیت رادیکال با حکومت برخوردار نیست حالا نکتهش اینه که این به نظر میاد عجیب غریب باشه به خاطر اینکه چین یه کشور غیر دموکراتیکه چطور در چین اکتیویسم انقدر رادیکاله و انقدر زبان به اصطلاح ضد حکومتی داره ولی در آمریکا که کشور دموکراتیک هست چنین نیست میگه یک دلیل بسیار مهمش اینه که اکتیویسم اکتیویسم در چین شخصیست و نه اینستیتوشنلایز یعنی نهادی نیست یعنی چی؟ یعنی اون اکتیویسم آنلاین در پسش یک نهاد واقعی در جامعه وجود نداره. یک گروه یک به اصطلاح موجودیت واقعی در پس او نیست و تمامش منحصر میشه به همون فعالیت آنلاین. وقتی که یک اکتیویسم فقط آنلاین باشه یا فقط رسانه‌ای باشه و در جهان واقعی هیچ‌گونه پشتبانه‌ای نداشته باشه، این تبدیل میشه به یک به اصطلاح نوع اکتیویسم اصطلاحاً میگه که لیزی اکتیویسم. یکی اکتیویسم تنبلانه، کاهلانه. اولاً خیلی راحته هر کس می‌تونه این کار وارد بشه هر چیزی دلش می‌خواد بگه ولی در عمل حکومت‌ها از اون چندان حراسی ندارن به خاطر اینکه در واقعیت اینا معادل نداره و نکته‌های که دیگه‌ای که میگه در این مقایسه خیلی میتونه مفید باشه این کتاب کتاب بسیار مفیدیست با برای اینکه با اصطلاحات دیجیتال و اصطلاحاتی که مربوط به عصر دیجیتال هست آشنا بشید و تاریخچهشو بدونید زبان آموزشی و بسیار روشنی داره علاوه بر اینکه منابع خیلی زیادی هم برای مطالعه بیشتر یا برای رفرنس داره یه کتاب دیگه هست به نام ماین میت مشین ذهن با ماشین در حقیقت ترکیب میشه این کتاب هم درباره آرتیفشال اینتلیجنس و هوش مصنوعی هست توضیح میده که هوش مصنوعی چی هست و چه امکاناتی رو در اختیار شما قرار میده و چه تهدیدهایی رو برای شما میآفریند یه کتاب دیگه هست به نام لاجیک دیجیتال منطق امر دیجیتال که این هم بیشتر به اصطلاح رویکرد فلسفی داره به مسئله تکنولوژی دیجیتال و اینکه تکنولوژی دیجیتال یک هستیشناسی کاملاً متفاوتی رو اقتضا میکنه به دلیل اینکه همه چیز بعد از به اصطلاح همه چیز در عصر دیجیتال از یک وجود دیجیتالی برخوردار میشن یه کتاب دیگه هست به نام اسکیپ الگوریتم که به معنای فرار از آلگوریتم هست و توضیح میده که آلگاریتمها چهجوری ساخته میشن چهجوری ذهن شما رو کنترل میکنن و چگونه میشه از اسارت اونها رها بشه کتاب دیگری میدونید که بحث پست حقیقت د تا اصطلاحی که خیلی به کار میره در از این دوران یکی پست تروت هست و یکی هم پست هیومن هست یعنی ما وارد عصری شدیم که عصر دروغ نیست بلکه عصر پسا حقیقته در عصر پسا حقیقت دیگه دروغ وجود نداره به خاطر راست اهمیت نداره وقتی که شما دروغ میگید یعنی می‌دونید راست چیه و اون رو می‌پوشونید واقعیت رو می‌دونید و می‌پوشونید وقتی وارد عصر پس حقیقت میشیم شما اصلاً براتون مهم نیست واقعیت چیه یا اصلاً ارتباط با واقعیت برا برای شما دیگه اهمیتی نداره در نتیجه وارد اصل پسا حقیقت شدیم اصلی که واقعیت در آن بی‌معناست واقعیت در آن بی‌اهمیته درست مثل آگهی‌های بازرگانی در آگهی‌های بازرگانی اصلاً مهم قرار نیست که این آگهی‌ها از واقعیت خبر بدن قرار هست حالا هر کلمهی که به کار میبرن یا هر گرافیکی به کار میبرن در خدمت این که شما رو برانگیزی که اون کالا رو بخ خرید این سبک آگهی بازرگانی تبدیل شده به یه سبک گفتمان عمومی یعنی در گفتمان عمومی گفتمان سیاسی مخصوصاً تبلیغات سیاسی تبدیل شده به تبلیغات بازرگانی یعنی دیگه توش حقیقت مهم نیست حالا توجه داشته باشید که این به حتی دانشگاه و آموزش عالی هم کشیده میشه و و فرهنگ عمومی در حقیقت این کتاب اسمش هست سوسیتال دیسپشن فریب به به اصطلاح اجتماعی و انواع و اقسام شگردهایی که این تکنولوژی در اختیار دولت‌ها یا قدرت‌ها یا شرکت‌ها یا به هر حال هر نیرویی که بخواد در جامعه تاثیر بگذاره قرار داده به ویژه اینکه شما باید توجه داشته باشید که اون تصوری که از رسانه پیش از این داشتیم که رسانه و رکن چهارم دموکراسی هست رسانه می‌تونه بر سه قوه قضاییه و مقننه و مجریه نظارت بکنه و در نتیجه اون‌ها رو از سواستفاده از قدرت باز بداره. این‌ها همه امروزه توهمن. چیزی به نام رسانه آزاد چیزی به نام رسانه مستقل وجود نداره. یعنی فارغ از اینکه این رسانه میخواد به اصطلاح فاکس نیوز باشه یا سی ان ان باشه اصلاً فرق نمی‌کنه. رسانه اون تصوری که ما ازش داریم یعنی به صورت سنتی که به ما ما رو در آگاه می‌کنه از اونچه که در واقعیت می‌گذره چنین نیست رسانه واقعیت رو گزارش نمیکنه بلکه واقعیت رو جعل می‌کنه اونچه که شما در تصویر می‌بینید واقعیت نیست و و تصویر همیشه غیر از واقعیته و فهم این نکته گفتنش خیلی ساده است ولی فهم این نکته و در و در عمل تلاش کردنه برای آگاه بودن به این فاصله که بین واقعیت و تصویر هست بسیار سخته اما یه کتاب دیگه که تخصصی تر مفصلتر اسمش هست آرتیفشال انتلیجنس مادرن اپروچ که یه کتاب خیلی مفصله بیش از هزار صفحه طبع به اصول قطع بزرگ کتاب هست اون دیگه خیلی مفصل به شما توضیح میده که ایآی چی هست هوش مصنوعی چی هست و چگونه هوش مصنوعی میتونه اراده آگاهی و قدرت تصمیمگیری شما رو در اختیار خودش قرار بده یعنی اون مشکلی که مشکل اصلی که ما با هوش مصنوعی داریم اینه که هوش مصنوعی قدرت داره که به جای شما تصمیم بگیره بدون اینکه شما بفهمید یعنی شما فکر می‌کنید شما دارین تصمیم می‌گیرین در حالی که این ماشین هست که برای شما تصمیم می‌گیره به این شیوه ما وقتی که میگن عصر پستیومن یعنی که ما وارد عصر پسا انسان شدیم یعنی عصری که انسان حتی با خودش نمیتونه ارتباط بیم مییانجی برقرار کنه یعنی ارتباطش با خودش هم حتی به میانجی تکنولوژی دیجیتال هست در نتیجه این تکنولوژی می‌تونه کانکشن رو یعنی میتونه آدم‌ها رو به هم وصل بکنه یک نکته مهم اینه که در با این تکنولوژی برای اولین بار یک یعنی یک نقطه عطفیست در درک انسان از زمان و مکان یعنی شما وقتی میخواید خودآگاهی داشته باشید مهمترین چیز در خودآگاهی چیه؟ اینکه بدونید در کجا هستید و در چه زمانی هستید ولی تکنولوژی دیجیتال مرزمان و مکان رو در می‌نورده یعنی شما همزمان می‌تونید با کسی صحبت بکنید که همزمان شما نیست در یا در م با کسی صحبت کنید که مکانش با شما یک دنیا فاصله داره بنابراین اینکه مکان و زمان در تکنولوژی دیجیتال کاملاً استحاله پیدا می‌کنن این باعث میشه که شما در درک که از خودتون ون دارید و درکی که از دیگران دارید کاملاً در معرض توهم و فریب خوردگی باشید و در نتیجه کانکشن یعنی متصل بودن وصل بودن به اینترنت به کامونیکیشن منتهی نمیشه و برعکس کانکشن خودش یعنی وصل بودن یک اختلال بسیار شدیدی در ارتباط انسان‌ها با همدیگه ایجاد می‌کنه. انسان‌ها در همزمان با همدیگه حرف می‌زنن، ارتباط دارن ولی نمی‌تونن با همدیگه همدیگه رو نمی‌تونن بفهمن، تفاهم ایجاد کنن. این یکی از شگردهای مهمی هست. یعنی استعداد اینترنت برای استعداد تکنولوژی تکنولوژی دیجیتال برای از بین بردن امکان تفاهم یکی از مهم‌ترین چیزهاییست که نظام‌های به اصطلاح اقتدارگیلا و استبدادی ازش استفاده می‌کنن برای اینکه جامعه تجزیه بشه یعنی جامعه در حقیقت با وجود اینکه یعنی از طریق داشتن اینترنت نه ارتباط امکان ارتباط با همدیگه رو از دست بدن. شما مثلاً فرض بکنید در یک خونه‌ای که در یک خانواده شما پدر و مادررو دارین با مثلاً د تا بچه این د تا بچه با همدیگه مثلاً فاصلهشون ۴ سالم که باشه هر کدام از این‌ها دیوایس خودشونو دارن پدر مادر هر کدوم موبایل خودشونو دارن اون‌ها هم موبایل آیپد یا کامپیوتر خودشونو دارن هر کدوم از این آدم‌ها که در دنیای قبل که تلویزیون بود و همه دور تلویزیون می‌نشستن. الان هر کدوم ولی اینکه کنار همهم نشسته باشن در یک دنیای جدایی هستن. موزیکی که گوش می‌کنن متفاوته. نمی‌دونم آدم با کسانی که ارتباط دارن متفاوته. هر کدوم صفحه خودشونو دارن در رسانه‌های اجتماعی به اصطلاح نوع استفاده که از این دستگاه میکنن کاملاً متفاوته. بنابراین جهان‌های زیر یک سقفن و عضو یک خانواده هستن. کنار همدیگه هستن اما جهان‌هاشون بسیار با همدیگه متفاوته و فاصله‌ای که بین نسل‌ها به وجود آمده این فاصله خیلی نزدیک چیز شده از نظر سنی نزدیک‌تر شده یعنی یک بچه ۱۰ ساله با برادر ۱۴ سالهش که در دنیای قبل از دیجیتال در با هم بازی می‌کردن یک علاقه مشترکی داشتن بازیهای مشترکی داشتن تفریح مشترکی داشتن سفر مشترکی داشتن الان با این تکنولوژی در دو دنیای کاملاً متفاوت زندگی می‌کنن. بنابراین این ارتباط با یه نوع ارتباط این تکنولوژی یک نوع تکنولوژی خاصیست که باید با آگاهی بسیار زیاد حالا در سطوح مختلف جامعه ما دانشگاهیانو داریم که خب اونها میتونن در یه سطح دیگه‌ی در این زمینه کار بکنن و به جامعه آگاهی برسونن ولی خوشبختانه امکان خودآموزی از طریق اینترنت یکی از مهم‌ترین نعمت نهادهایست که اینترنت به ما داده به ما اجازه میده که در شرایطی که نهادهای رسمی آموزش پاسخگوی نیازهای ما نیستن از طریق اینترنت خودمون خودمون رو آموزش بدیم و این آموزش موجب میشه که شما سلامت عقلتون سلامت ذهنیتون یعنی منتال هلث و همین طور سلامت اخلاقی و سلامت روانیتون رو بتونید حفظ بکنید متوجه باشید که ما در یک دنیایی زندگی می‌کنیم که مدام در معرض ویروس‌های ناشناخته است. شما نمیتونید امکان به وجود آمدن این ویروس‌ها رو از بین میبرید. شما ابدا میتونید کاری بکنید که دیگه یک کرونای جدید به وجود نیاد اما کاری که میتونید بکنید اینه که ویروس‌ها رو بشناسید و به اصطلاح میزان امنیت بدنتون رو بالا ببرید و بتونید خودتون رو واکسینه بکنید. در نتیجه وقتی که در مقابل این شرایط دشوار هستید در بحران‌ها قرار دارید بتونید در حقیقت خودتون رو محافظت بکنید. ما همواره باید آماده باشیم برای ویروس‌های جهانگیر اپیدمیک و بدونید که اینترنت در اینترنت وایرال شدن همون صفت ویروسو داره که تمام به اصطلاح مشکلات اینترنت وایرال میشن. یعنی ما در جهانی زندگی می‌کنیم که هیچکس و هیچ جامعه‌ای و هیچ نقطه‌ای از جهان خارج از این جهان دیجیتال نیست. همه ما همه ما در این جهان زندگی می‌کنیم بسته فارغ از اینکه چقدر دسترسی به اینترنت داریم و یا اینکه چه نوع کاربر اینترنتی هستیم. بسیار خب من اینجا متوقف میشم یک سری منابع رو در گروه واقع فلسفه قرار میدم و امیدوارم که برای دوستان مفید باشه. بله خیلی ممنون دوستان اگر نکته‌ای هستید که اینا رو مطرح کنیم با آقای خلجی و دوستان حضر وسج آقای جیسن شما در دور اول صحبت نکردید بفرما متشکرم این پیامرداش برای ایران چون تو تی نوشته من باید فیلتر کنم چون ذهن من پره از پیاملهای احتمالی و واقعی این قضیه یعنی کلاً این خیلی مورد توجه من بوده خیلی قبل از امروز که این بحث پیش اومده توی ادبیات علمی تخیلی انواع و اقسام سناریوهایی که یک گوش محن می‌تونه برای بشر داشته باشه رو یکی یکی مطرح کردن ولی اون چیزی که جالب هست امروز اتفاقهاییه که در دنیای واقعی نه احتمالی [خنده] داره اتفاق میفته و یکی از اون چیزا اینه که همهم آدمایی که ناظر میگم حالا همه آدمایی که ناظر این داستان هستن منتظر اون لحظه هستن که هوش مصنوعی به آدم دروغ بگه منظور من این نیستش که مثلاً یه نفر طراحی کرده باشه که یه دروغی رو به ملت گفته باشن معروفه اون ایلا ماسک وارد این داستان داستان کرده بود که هوش مصنوعیش کراک کرده بود که سفید پوستا در آفریقای جنوبی الان تحت ظلم هستن و اینا منظور من اینا نیست منظورم این که خود هوش مصنوعی برداره طراحی نشده جوری که اون سازماندهش طراحی نکرده با آدم دروغ بگه و میگ این مصداقاش الان داریم اتفاقاهایی که افتاده اینه که در مواردی این هوش مصنوعی در مقابل آپگریدها مقاومت کرده یعنی چی؟ یعنی اینکه یه یه ورژنی داشتیم مثلاً ورژن سه بعد تو ورژن ۴ اصلاح کرده بعد وقتی که اومدن اینا اینا تحت فشار گذاشتن که مثلا سؤال کردن ازش اینا سعی کرده که همون اهداف یا مثلا ضوابط ورژن قبلیشو حفظ بکنه یعنی یه نوع محافظه کاری عجیبی داره توی این چون اینا مدلهای زبانیه دیگه داره اینا بلند میشه که می‌دونید آخه ما مثلاً با محتواش خیلی دقت داریم که مثلاً گم می‌زنه یا ویروس می‌زنه یا مثلاً کارخونه میترکونه ولی اصلش اصل ترس این نیست اصل ترس اینه که ما متوجه خطای هوش مصنوعی بشیم و بعد بخوایم اصلاحش بکنیم و این اصلاح رو نپذیره این این خطر بود توی ایت فضایی فکر کنم کو بریک بود ساخته بود فیلم که وقتی که بهش دستور میده یه دستوری میده اون لحظه ی که میگی من نمی‌تونم دستور تو رو تربعیت بکنم به خاطر حالا دلایل دیگه اون اون الان اون دلایل دیگهش حفظ خودشه یعنی برای حفظ خودی که تو ورژن قبلی داشته این هوش مصنوعی میاد اقدام بعدیو انجام میده بعد خب ترسی که میره اینه که نه اینکه مثلاً بگیم بخواد بشریتو نابود بکنه بلکه بشریتو نادیده بگیره مثالی که زده میشه اینه که ما که برج می‌سازیم حالا مثلا اون اون زیرش یه دونه اگه لونه زنبور یا مورشه باشه اینو نابود می‌کنیم. هدفمون نابود کردن این موشه‌ها نیستش ولی چون هدف دیگه‌ای داریم و این سر راهمونه اینو برمی‌داریم و این که این هوش مصنوعی داره به اهدافی برای خودش دست پیدا بکنه بدون اینکه ما بهش بگیم یعنی تو همون پروسه‌هایی که شما گفتید که هم درک نمیکنن توی اونها به یه نتیجه برسته که انسانو بخواد بولوزر بکنه له بکنه بره جلو بعد این اتفاق داره توی مضمونی اتفاق میفته تو زمان حال که میدونید یه یه زمانی بود برای بهش میگن زمان مثلا اوج نول لیبرالیسم یا هرچی میخواین کثشو بزنین جهانیسازی و اینا که برای حل مشکلات کشورها بلوکها افراد زینت با همدیگه صحبت میکردن مثالشم مثلا با همدیگه مذاکره میکردن تا راه حل بیاندشم مثل داستان لای اوزون که همه ما با همه بشیم که با همدیگه یه سری ضوابط بذاریم روی سی تولید میکنیم و لایه اوزون بهبود پیدا کرد و این یه نمونه مثلا همکاری برن برلیه ولی امروز چیزی که متخصصان میگن اینه که باید این هوش مصنوعی چیز در یک حباب امنیتی قرار بگیره آزمایشهایی که ما انجام میدیم نتونه به بیرون درد بکنه همون حالت ویروسی که شما گفتید که ولی در مقابل این نگاه بحث رقابت هستش که گروه‌های مختلف دارن با همدیگه مسابقه میدن تا بیشترین توانایی رو به هوش مصنوعی بدن بسپرن تا هوش مصنوعیشون در این رقابت از هوش مصنوعی مثلا گروه‌های دیگه جلو بزنه اون کارت معروفش همین داستانی هستش که توی این انتخابات آخری توی آمریکا یکی از اولین کاری که ایلان ماس در این بود که توی همه این سازمان‌های دولتی یه سری آدما با تیشرت سیاه و کلاه سیاه و خیلی مثلاً مدل نئوناتوری آدمایی که آنلاین مثلاً حرفای خیلی شدید می‌زدن راجع به برترین نژاد سفید و از این حرفا یه دفعه پیداشون شد تو مثلاً اداره مالیات و اداره بهداشت و همه اینا و اینا شروع کردن چی میگن جاروب برق کشیدن تمام اطلاعات که بخ اینو به خورد چیز بدم به خورد اون نرم‌افزاری که دیوان ماستر درست می‌کنه بدن به خاطر اینکه خب تو چین این مانع وجود نداره و بهونه رقابت با چین حاضریم که این برای این هدف هر وسیله‌ای رو توجیه بکنیم و هر اطلاعاتی که تا دی اطلاعاتی که دیروز برامون محرمان بوده رو به خورد این نرم‌افزارا بدیم می‌تونیم تصور بکنیم که توی این رقابت این این می این نقطه مقابل اون نوع همکاری هستش یعنی به جای این کار ما باید با چینی چینیا و با اروپاییا و آمریکا با همدیگه صحبت بکنیم راجع به ضوابطی که لازم داریم تا انسان‌ها رو حفاظت بکنیم ولی برعکس داریم با همدیگه رقابت می‌کنیم در اینکه چه کی میتونه سریع‌تر این محدودیتها رو برداره تا از اون یکی پیشی بگیره همین این نگرانی هستش که توی این فضای امروز ما وجود داره ولی شما میگین چرا ایرانی‌ها باید نگران باشن میگم ذهن من خیلی سارت بالایی از نگرانیا هستش ولی اون د تا نوع مدل خاصی که به ایران مربوط میشه یکیش سرویلینسه فراوریهای نظارتی روی اطلاعات و ایناست به خاطر اینکه هر سازمان اطلاعاتی در گذشته محدود میشده به نیروهای انسانی یعنی چی؟ اینکه ما تمام حرفا، تمام فکرای افراد رو ضبط بکنیم ولی نمی‌تونیم مثلاً به تعداد همون آدما آدم بذاریم که بشینه اینا رو گوش بده. بنابراین دایره‌های امنیتی تشکیل میشه که مثلاً آدمای خیلی مهم‌تر بیشتر گوش میدن اونایی که کمتره رو پس اینا چیز داره دیگه دارای امنیتی داره ولی این کار به خوبی چون که اینا مدلای زبونی هستش الان در محیط آنلاین به چیزا به ایآی داده میشه یعنی ایآی میتونه درک بکنه این جمله بندی رو این منظوررو که میخواد ابلاغ بشه و سریع فلگ بکنه سریع هشدار بده نبت به هر گونه کلامی که بخواد مثلا هر گونه بیانی که بخواد اون سازندهش بخواد طراحی بکنه که اون تخصصیت داشته باشه میتونه اون نظارت بکنه و این فقط بر کلام نیست روی تصویرم هستش عکسایی که میگیرن حالا مثلاً بحثهایی هستش راجع به اینکه عکس اتوماتیک این میگیره از زنان بیحجاب و خب نمیتونه سر هر خیابونی آدم معمول بشه ولی هر سر خیابون میتونه یه دونه دوربین باشه ما خودمون چند سال پیش من یادمه توی آمریکا اولین بارها بود که توی این کنسرتهای بزرگ می‌دیدی که این درونها دارن می‌چرخن و این درها مجهز بودن به خودشون تشخیص بدن که کجا داره معاملات مواد مخدر دست مصب نام مخدر بود داره انجام میشه و باعث میشه که یه نفر با با با با با با مثلا استفاده از این بتونه مثلاً یه کنسرت بزرگ چند ده هزار نفری رو نظارت بکنه ولی این چند سال پیش بود الان وقتی که می تو تظاهرات این ژورن همینور دارن دور سر ماها می‌چرخن و من فکر می‌کنم که جای دیگه داره این صورتها رو داره شناسایی می‌کنه و لیستی از مخالفان داره یه جای دیگه برای کس دیگه‌ای در اختیارش قرار داده میشه و کلاً توی قضیه نظارت این ت این موضوع رو می‌تونیم تصور بکنیم که تو ایران به چه مشکلی می‌خوره بعد این حرف آخر همون این چون گفتم د تا مورد هستش یه اتفاق دیگه‌ای که داره میفته در زمینه هوش مصنوعی اینه که جنگ جنگ‌های مدرن به جنگ انبویی از جون‌ها تبدیل شده که اینها با استفاده از هوشی مصنوعی حرکت‌های همدیگه رو پیشبینی می‌کنن و نگاه بکنید توی هزینه‌های تسلیحات جنگی کشورها دیگه الان سرما گذاری خاصی تو زمینه مثلاً بمب‌های بزرگ و کشتی‌های بزرگ و هواپیماهای بزرگ و اینا انجام نمیشه همش این این دیتا سنترا هستش مت محاسبات سریع‌تری که بتونن درون‌های این یکی و اون یکی قغالب بشن و الی آخر. حالا این شرایط چه این اتفاق چه این چه اتفاقی میفته اینجا؟ یه ک یه کلمه جدیدی دارن می‌سازن برای این به اصطلاح دموکراسی‌سازی خشونت به این صورت که مثلاً توی دنیایی که من من و شما بزرگ شدیم اگر یه پلیسی بود که اون می‌تونست خشونتو داشته باشه برای علیه تبهکاران یه دولتی بود برای حفظ مرزها دیگه مثلاً شهروندان بین همدیگه خشونت مجاز نبود. ولی الان بازیگران جدیدی هستن توی این صحنه که قبلاً سعی میکردن خودشونو مطرح بکنن مثل گروه‌های تروریستی یا بنیادگرایان مذهبی حالا چه تو خاورمیانه مدل اسلامگرگراری یا چه توی آمریکا مدلایی هستش که خوشت می‌برزن علیه دکترایی که عملیات زنان سخت جنین مرتباهاشون بمبا بمب می‌زنن ترور می‌کنن از این کارا می‌کنن در اختیار این گروه‌ها الان این درون‌ها قرار می‌گیرن. یعنی چی؟ دیگه مثلاً من و شما که با یه سرمایه محدودی هستیم شاید بتونیم مثلاً برای خودمون چند تا درون بخریم اما مثلا هر کسی که یا هر سازمانی که دسترسی داشته باشه به چند میلیون دلار ۱۵ میلیون دلار ۱۰۰ میلیون دلار نیم میلیارد دلار خب این چند این این افراد یعنی بازیگران میانه الان بازیگر صحنه خشونت هستن که شما می‌تونید صحنه تروری به ترامپ ترامپو یا ترور مسئولان دیگه رو در نظر بگیری که تا حالا مثلاً مدلی که توی ایران انجام شد این این شروع کاره الان هر گروهی که یه ۵۰۰ میلیون دلار داشته باشه می‌تونه ۲۰۰ هزار تا جون سفارش بده و الان و نه اینکه می‌تونه دادن تمام این میرالرهای آمریکایی توی این کارخونه‌ها تو اپ کا یه جاهای دیگه الان سفارش زدن براش ساخته میشه و شما می‌تونید آدمای زدی رو در دنیا تصور بکنید که الان نه در آینده نزدیک الان نوک انگشتهاشون ارتش‌هایی از درون دارن که خب هیچ گوشه از جهان در امنیت وجود نداره و مثلاً وقتی از مفاهیم حالا مربوط به ایران صحبت میکنیم راجع به ایدئولوژی مقاومت و بنگرایی اسلامی و اینا و ضرباتی که در حملت اخیر اسرائیل توی این داستان براش به وجود اومده وقتی فکر میکنیم که چهجوری چهجوری میخوان این پارادام خودشونو بازسازی بکنن دارن تو این شخ خودشون بازسازی می‌کنن و دیگه یه نفر نیستش که به خودش بم ببنده بره تو جمعیت. الان مثل یک انبوه زنبور به افراد افرادی رو خواهیم داشتش که این انبوه رو با اهداف‌های مختلف بنیادگرایانه و خاص خودشون به اینور پرتاب می‌کنن و خب باعث نگرانی ما تو آمریکا وم تو ایران و جای دیگه اینا می‌تونه باشه. دیگه زیاد بستش ندارم. این این من خیلی انواع و اقسام سناری مختلف رو صبح تا شب دارم مصالح می‌کنم ولی این چند تاش فکر کردم براش جال بسیار خب خیلی ممنونم از شما اجازه بدین که خیلی ممنونم خیلی نکته‌های خوبی گفتین اجازه بدین که این جلسه رو به پایان ببریم و دوباره راجع به این موضوع صحبت کنیم اگر موافق باشید فردا هم میتونیم بحثو ادامه بدیم در نتیجه دوستانی که مایل هستن صحبت بکنن فردا هم امکان داشته باشن صحبت بکنن ولی اگر اجازه بدین الان دیگه جلسه رو تموم کنیم. آقای بابک جان خیلی ممنونم از لطف شمام واسه همیشه و ممنونم از همه دوستان در کلاب هاوس و در یوتیوب. وقت شما بخیر.