مدیریت پایتخت بازرگانی آمریکا به دست یک مسلمان رویارویی ترامپیسم و مسلمانان

که در انتخابات در واقع شهرداری مثل نیویورک چقدر قدرت شهردار از استقلال کافی برخورداره و اونم در برابر کنگره و منافع ملی که به هر حال به عنوان شهرداری به عنوان نیویورک می‌تونه در برابر اون ایستادگی بکنه با توجه به اینکه که رئیس جمهور حال آمریکا قراره که باهاش جنگ رو آغاز کنه همونجوری که خودش در میدیای خودش گفته و اونوقت بعد تأثیرش توی سیاست ملی آمریکا به چه سمتی میره آیا بحث رقابتی به هر حال یکی از مهم‌ترین منادر آمریکا هستش توی بحث بودجه چه تأثیری خواهد گذاشت؟ لابی بازی‌هایی که ممکنه در پی اون به وجود بیاد؟ وضعیت مهاجرا، نژاد و طبقه‌بازیهایی که میشه و همچنین از همین مهم‌تر بحث رقابت اقتصادی با چین شاید مطرح باشه که این‌ها رو امیدوارم آقای خالدی راجع بهشون توضیح بدم. بله سلام عرض می‌کنم خدمت دوستان در یوتیوب و در کلاب هاوس و خوشحالم که بعد از چند روز تونستم خدمت شما برسم. بحث امروز ما درباره پیروزی نامزد مسلمان حزب دموکرات در انتخابات شهرداری نیویورک هست. خبری که به هر حال همه شنیدید و از اهمیتش واقف هستید. صحبتی که من میخوام بکنم بیشتر درباره خودمون هست. تا درباره مسائل آمریکا و در حقیقت سیاست داخلی آمریکا و فکر می‌کنم این یک فرصتیست که ما یک بخش مهمی از پیشوری‌ها یا تصورات نادرستی رو که درباره آمریکا درباره درباره غرب درباره دموکراسی درباره رابطه اسلام و غرب درباره مدرنیته و سکولاریسم داریم در حقیقت براش تردید بکنیم واکنش جالب‌تر از انتخابات نیویورک برای من واکنش دوستان یا به اصطلاح همزبان من بود در رسانه‌های اجتماعی خب یه عده خیلی در حقیقت طرفداری میکردن از آقای ممدانی و معتقد بودن که این شکست بزرگیست برای دولت آقای ترامپ و یه عده هم از آقای ترامپ دفاع دفاع میکردن منتها دفاعشون از آقای ترامپ فقط دفاع از سیاست‌ها یا از دفاع از دولت ترامپ نبود بلکه بیش از اون رنگ اسلام ستیزی در به اصطلاح ترامپیسم دیده میشه و در این به اصطلاح فضای سیاسی مشخص میشه که ما چه تصوراتی داریم راجع به اسلام چه تصوراتی داریم راجع به آمریکا چه تصوراتی داریم درباره سکولاریسم در غرب و چه تصوری داریم درباره مدرن شدن و چه در حقیقت رویایی از مدرنیته برای خودمون ساختیم که نزدیک دو قرن حسرت رسیدن رو میکشیم در حقیقت من هدفم دادن اطلاعات خاصی نیست بلکه از بین بردن یک سری پیشداوری‌ها و پیشفرضهای از نظر من بیبنیاد یا قابل پرسش هست. به همین دلم سعی می‌کنم که بیشتر در این جلسه راجع به آمریکا حرف بزنم. راجع به اسلام در آمریکا صحبت بکنم. راجع به ترامپیسم و برآمدن راست رادیکال در دموکراسی‌های غربی صحبت بکنم و درباره علل در حقیقت تحول عظیمی که در ساختار دموکراسی و لیبرالیسم در غرب به وجود آمده و در حقیقت شکنندگی دموکراسی‌ها با تکنولوژیهای دیجیتال مدام رو به افزایشه و از اون طرف توتالیتاریزم و اقتدارگرایی داره به صورت بسیار شتابنده‌ای در سراسر جهان و حتی در درون جوامع دموکراتیک گسترش پیدا می‌کنه. خب من پیش از هر چیزی بر در حقیقت باید صحبت بکنم راجع به اینکه ترامپیسم چیه و چرا ترامپیسم فراتر از شخص ترامپ هست و به این دلیله که مهمه یعنی با پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ ترامپیسم از بین نخواهد رفت و ترامپیسم منحصر به ایالات متحده نیست بلکه یک پدیده جهانیست و این نشون میده که عوامل و ریشه‌ها و خواستگاه‌های ترامپیسم به هیچ وجه در آمریکا محدود نیستن بلکه ما باید این پدیده رو که سیاست آزادی و حقوق بشر تهدید می‌کنه به جهانی شدن مدرنیته نسبت بدیم در حقیقت جهانی شدن مدرنیته به بیماری‌ها و به آفت‌هایی انجام میده که اون آفت‌ها و خطرها هم مثل خود مواهب مدرنیته جهانی هستن. در حقیقت ما اگر میبینیم که در همه جای جهان الان اینترنت هست با همون سرعت اینترنت ویروس ویروس‌های مرگوار هم می‌تونن جهانی بشن. بنابراین مهمه که بدونیم که این وضعیتی که در آمریکا هست چیست و تا چه اندازه ما در مشکلاتی که سیاست آمریکا رو یا سیاست در آمریکا رو در بحران فرو برده ما چقدر در این مشکلات شریکیم و چقدر میتونیم اینها رو بفهمیم و چقدر می‌تونیم به دلایل مشترکی که جوامع کنونی در سراسر دنیا با این خطر بسیار بسیار مهم دستا پنجه نرم می‌کنن به عواملش پی ببریم. یک تصور بسیار خطا و خطرناکی از ابتدای شکلگیری مدرنیته در قرن هجدهم به وجود آمد و اون این بود که ظهور علم جدید و پیشرفت تکنولوژی مدرن یک روند بیوقفه و رو به جلو داره این رو به اصطلاح می‌گفتند ایده پیشرفت بنابراین معتقد بودن که با ببخشید با مدرنیته دیگه ما شاهد این هستیم که نور عقل بر همه جا خواهد تابید و خرافات و دین و نمیدونم دیکتاتوری و اینها همه از بین خواهد رفت. خب انقلاب فرانسه نشون داد که چنین نیست توحشی که تمدن مدرن به اصطلاح به بار آورد از انقلاب فرانسه و گیوتین به هولوکاست انجامید و امروزه دیگه انسان مدرن یا انسان غربی به هیچ وجه اون خوشبینی ساده دلانه گذشته رو نداره و می‌دونه که تمدن یک پدیده‌ایست کاملاً آلوده به توحش یعنی درست همون سرچشمه‌هایی که زاینده تمدن هستن همون سرچشمه‌ها زاینده توهش هم هستن بنابراین توهحش و توهم دو به اصطلاح دوگانه‌ای نیستن که مثل شب و روز یکی بدون دیگری باشه بلکه همزمان جهان ما رو تار و پود جهان ما رو می‌سازن خب این تصور پیشرفت رفت گرچه در قرن نوزدهم کاملاً رنگ باخته بود و در قرن بیستم بسیار بسیار مایع شرمساری و مایه به اصطلاح شکست ذهن غربی شده بود اما در جوامعی که در حال توسعه بودن و هستن مثل ایران این ایده پیشرفت همچنان در ذهنیت عمومی و حتی در ذهنت نخبگان وجود داره. یعنی تصور بر این هست که علم و تکنولوژی مدرن همین طوری پیش میرند و نتایجشون همه نتایج بسیار مختنمی هست. بنابراین کشورهایی مثل ایران هم یا حتی سازمان‌های بنیادگرایی مثل داعش و القاعده هم در رقابت بسیار شدیدی برای به دست آوردن توانایی‌های تکنولوژیک و حتی امکانات اقتصادی هستن و فکر می‌کنن که غرب یک جاییست که در حقیقت این ثروت یا این امکان عظیم و استثنایی رو در اختیار داره و باید برای به چنگ آوردن و تملک یا حتی حتی مشارکت در او سنگ تمام بگذارن خب این تصور بسیار خطرناکه یعنی فقط تصور خ خط خطایی نیست بلکه متأسفانه از زمانی که ایرانی‌ها با مدرنیته آشنا شدن درست مثل دیگر کشورها مثل چین مثل ژاپن مثل روسیه مدرنیته رو به شکل یک آرمان شهری بر روی زمین دیدن که جایگزین اون بهشتی میشه که بعد از مرگ ادیان بهش وعده دادن و تصورشون این هست که این در این آرمانشهر و در این مدرنیته به اصطلاح انسانی تمدن انسانی انسان‌ها کاملاً آزادن هر کاری بکنن و هر چیزی هم که بخوان در اختیار خواهند داشت درست مثل بهشت که کسی را با کسی کاری نباشد و صبح تا شب تا ابد باید از جوی توی رونده شیر و عسل خورد و به عیش و عشرت پرداخت. این ف به اصطلاح فتیش فتیش کردن یعنی تصور کاملاً فتیشیستی از مدرنیته همچنان در ذهن ما رسوخ کرده. حتی الان میبینید که آخوندا دارن از به اصطلاح منادی پیشرفت علم و نمیدونم علوم نظامی و فنون پیشرفته شدن. یعنی الان تجدد صنع تکنولوژیک یا به اصطلاح توسعه اقتصادی در کشورهای اسلامی بیشتر کشورهای اسلامی با سنتگراترین و بنیادگراترین نهادها و لایه‌های اون جوامع کاملاً سازش داره و سنتی‌ها همان قدر طالب تملک تکنولوژی مدرن هستند که به اصطلاح تجدد خواهان. خب تصورشون از آمریکا هم این هست که آمریکا یک کشوریست یا یک قدرتیست که همون تعبیری که آقای خمینی در موردش به کار برد شیطان بزرگه. در حقیقت آمریکا اون چیزی نیست که به خاطر اون کاری که میکنه نفرت برانگیز نیست بلکه برای آونچه که هست نفرت انگیزه یعنی آمریکا مهمترین و برجسته ترین جلوه مدرنیته استون چیزی که جوامع غیرمدرن حسرت داشتنش و بودن در اون رو میکشن و همین طور در یک موقعیت نابرابر و آزاردهنده‌ای قرار دارن یعنی مثل شیطان شیطان عامل شره در عین حال بسیار فریبنده است دیگه یک زهر شیرینی داره خب ما ایرانی‌ها تجدد رو به واسطه ترک‌ها و عرب‌ها و مصری‌ها و هندی‌ها و روس‌ها از اروپا گرفتیم و الگوی انقلاب مشروطه و بعد حتی انقلاب انقلاب اسلامی هم نوع انقلاب انقلاب فرانسه بود حالا با درک بسیار ساده و خیلی ابتدایی که انقلابیون داشتن ما از انقلاب آمریکا و از جامعه آمریکا و از تاریخ آمریکا و از در حقیقت ماهیت این پدیده آگاهی چندانی نداریم این جهالت عمومی یه جهالت پنهانیست که در جهان هم رایجه یعنی آمریکا با قدرت نظامی با آنچه که در رسانه‌ها به عنوان مداخلات سیاسی و نظامیش در جهان شناخت گفته میشه و با هالیوود یعنی یعنی با تصویر شناخته میشه چه تصویر هالیوودی چه تصویر تلویزیون‌ها و اخبار بنابراین ما گذشته از اینکه اروپا هم یا انقلاب فرانسه رو هم همچنان درک خیلی عمیقی ازش نداریم ولی ناآگاهی ما از آمریکا از به وجود آمدنش و از نوع جامعه‌ای که در حقیقت مدرنیته ابداع کرده کاملاً بیخبریم بنابراین توهماتی که ما راجع به مدرنیته داریم در مورد آمریکا خیلی بیشتر هست تصور ما اینه که آمریکا کشور خیلی آزادیه و شما هر کاری دلتون میخواد می‌تونین بکنین و در اینجا هم کاملاً دموکراسیه و دموکراسی هم یه چیزیه کاملاً ضد دینه و دین درش هیچ نقشی نداره یعنی تمام اون رویاهای ساده پندارانه‌ای که در مورد آینده ایران در سر داریم نسبت میدیم به این بهشت مدرنیته اونچه که من حالا بعدها بیشتر دربارش صحبت خواهم کرد اینه که اتفاقاً اگر ما آمریکا رو در زمان به اصطلاح در قرن نوزدهم شناخته بودیم و انقلاب آمریکا رو به ریشه‌ها خواستگاه‌ها و روندش آشنا بودیم شاید خیلی در نوع تجددی که در ایران وارد میشد نقش مثبت داشت یعنی آمریکا ویژگیش یک استثناست به این معنا که تنها سرزمینیست که یا تنها تجربه مدرنیته خارج از در حقیقت خواستگاه مدرنیتهست خارج از اروپا تنها جایی که مدرنیته یک تجربه موفقی بوده آمریکاست بنابراین آمریکا بزرگترین دستاورد مدرنیته است و این بی دلیل نیست یعنی چون که آمریکا توانسته به شکل شکل کاملاً آمریکایی مدرنیته رو اخذ بکنه و در حقیقت آمریکا رو ابداع بکنه موفق شده بر خلاف دیگر کشورها و جوامعی که خواستن غربی بشن و مدرن شدن رو با غربی شدن یکی گرفتن در نتیجه روح مدرنیته در شورش علیه تقلیده اما به شکل تناقض آمیزی کشورهایی که میخواستن مدرن بشن از مدرنیته اروپایی تقلید کردن و تاکنون هم می‌کنن. خب خیلی مهمه که تاریخ آمریکا رو بدونیم. اگر تاریخ آمریکا رو بدونیم اونوقت متوجه میشیم که برای مدرن کردن ایران چه چیزهایی رو نمی‌دونیم و چه کوشش‌هایی رو نمیکنیم و به چه به اصطلاح عوامل و عناصر بنیادی و سرنوشتسازی توجه نداریم. از اون طرف غربی‌ها هم تصوری که در جوامع غربی هست منظورم از اسلام خب خیلی عمیق‌تر از تصوریست که مسلمون‌ها دارن از غرب ولی همچنان اون هم آلوده به بسیاری از پیشآوری‌ها و تعصب‌ها و خطاهاست. یک چیزی که خیلی به طور طبیعی در این جوامع وجود داره اینه که اسلام رو فهمشون از دین اسلام یه چیزی شبیه مسیحیت یا یهودیته اما کاملاً به اصطلاح نوع بدش یعنی ساختار دین رو در اسلام همون طوری تصور می‌کنن که در مسیحیت و یهودیت هست در حالی که اسلام چنین نیست حالا توضیح خواهم داد اگر شما به نوشته‌های اسلامشناسان در اوایل قرن بیستم یا اواخر قرن نوزدهم توجه بکنین به طبقه روحانیت یا به اصطلاح علما با کلمه چرچ یا کلیسا به اصطلاح نام میبرن یعنی اصطلاحات مسیحی و اون چارچوب سازمان مسیح الهیاتی و اجتماعی مسیحی رو کاملاً در مورد ایران در مورد اسلام هم صادق می‌دونن. خب این البته در فضای آکادمیک بسیار تغییر کرده ولی عموم مردم یا سیاستمداران تصور می‌کنن که وقتی از مسلمانان داریم حرف می‌زنیم مسلمانان یک کلیتیست یا یک کامونیتیست مثل مسیحیان مثل یهودیان و میشه همون طوری که ما از جامعه یهودی به عنوان کل یک بارشه یا از جامعه مسیحی در جهان به عنوان کل به یکپارچه حرف می‌زنیم. همین طور میشه از مسلمون‌ها به عنوان یک کل یکپارچه‌ای سخن گفت که پیوندهای عمیق و مشترکی تمام این د میلیارد انسان رو به هم می‌پیونده. خب خیلی خلاصه توضیح میدم که در یهودیت اونچه که یک فرد رو یهودی میکنه و پیوند او رو با دیگر اعضای جامعه یهودی برقرار میکنه صرفاً به دنیا آمدن از یک مادر یهودیست بنابراین ارتباط خونی عامل اصلی پیوند میان اعضای جامعه یهودیست. در نتیجه اصلاً مهم نیست که شما دین‌دار باشید. اصلاً مهم نیست که شما حتی به خدا اعتقاد داشته باشید. شما از اون جهت که یه از مادری یهودی به دنیا آمدید شما یهودی محسوب میشد. یعنی نوع یعنی یهودی بودن در حقیقت یک بنیان قونی و نژادی داره. پیش از اونکه بر عقیده و ایمانی مبتنی باشه. بنابراین وقتی ما از یهودیا صحبت می‌کنیم اصلاً مهم نیست که اینا ارتودوکسن. اینها به اصطلاح ریفرمیست هستن اینها خداباورن خداباورن. این جامعه یهودی یک علغه‌هایی داره که در حقیقت اونها رو در یک جهان مشترکی قرار میده. هر جای جهان که باشه. در مسیحیت اونچه که بنیان جامعه مسیحی رو می‌سازه در حقیقت ایمان به مسیح از طریق ایمان به نهاد کلیساست و از طریق به اصطلاح آموز ایمان به آموزه‌های مسیح در کتاب مقدس بنابراین تمام مسیحیان از طریق یک نهاد و از طریق یک ساختار ایمانی هست که با هم یک جامعه رو می‌سازن. اون شهر خدایی که سنتگستین میگه شهریست که شهروندان او با عشق به مسیح و از طریق کلیسا که زوجه مسیح هست در اون شهر به اصطلاح با هم پیوند دارن. بنابراین شخص درش مهم نیست. می‌بینید که پاپ وقتی که می‌میره واتیکان تعطیل نمیشه. واتیکان هست که نهاد به اصطلاح تجسم اقتدار مسیحی در روی زمینه بنابراین این این سازمان ایمپرسوناله یعنی اقتدار مسیحی کاملاً غیرشخصیه در اسلام چنین نیست در اسلام ما چیزی داریم به نام امت یا داشتیم یا یک چیزی که تصور می‌کنن داشتیم چون خود همین که معنی امت چیه و تاریخش چیه که خودش بسیار مفصله ولی امت یک توهم بسیار پذیرفته شده است به خاطر اینکه جوامع اسلامی بسیار پراکنده بسیار متنوع بودن از هر نظر و در برهه‌هایی از تاریخ مسلمون‌ها تونستن از قلب اروپا یعنی تا اتریش رفته بودن از این طرف هم تا چین تونسته بودن در حقیقت فتح کنن و مردم رو به اسلام رو به اصطلاح اجبار کنن که ایمان بیارن. اما این مردم یعنی اون‌ها که در چین ایمان داشتن مسلمون شدن اون‌هایی که در ایران مسلمون شدن اون‌هایی که در ترکیه مسلمان شدن بسیار بسیار تفاوت داشتن هم زبانشون هم فرهنگشون هم نوعی که اسلامو می‌فهمیدن و عمل می‌کردن بنابراین چه چیزی امت مسلمان رو تشکیل می‌داد چه چیزی باعث میشد که شما عضوی از امت مسلمان باشید در حقیقت بیعت با خلیفه یا بیعت با حاکم در اسلام در تاریخ اسلام هرگز به اصطلاح مسلمون‌ها نتوانستند موانی سیاسی و توافق به اصطلاح دینی بکنن بر سر مسئله حکومت از زمانی که پیغمبر اسلام عمرش رو از دست زندگیش رو از دست داد به محض اینکه از دنیا رفت دعوا بر سر جانشینی او آغاز شد تا همین امروز یعنی تا همین امروزم خامنه‌ای معتقده که اون امیرالمؤمنینه به اصطلاح آقای طالبان معتقده اونا امیرالمؤمنینن و ادعای امیرالمؤمنین همیشه هست ولی شما زمانی که زمانی عضو جامعه امت اسلامی بودید که با حاکم بیعت کنید یعنی اعلام آشکار سرسپاری به شخص حاکم شما رو می‌کرد عضو امت اسلامی به همین دلیل بود که اگر شما بیعت نمی‌کردید با خطر مرگ مواجه بودید. همون که داستان امام حسین و یزید در حقیقت یک نمونهشه. این مسئله باعث شد که در تاریخ ۱۴۰۰ سال گذشته ما چیزی به نام جامعه اسلامی نداشته باشیم. ما در برهه‌های گوناگون و در سرزمین‌های گوناگون جوامعی داشتیم که چیزی غیر از اسلام اون‌ها رو به هم پیوند می‌داد یا زبان بود یا قومیت بود یا حکومت‌های محلی بود غیر از تا اینکه صفویه در ایران و عثمانی‌ها در سرزمین‌های آناتولی یک به اصطلاح حکومت فراگیر و یک امپراتوری در حقیقت امپراتوری در برابر حکومته وقتی ما میگیم امپراتوری عثمانی منظورمون این هست که یک قدرتی و حاکم بر سرزمین‌های بسیار گسترده‌ای که هر کجا هر بخشی از این سرزمین‌ها حاکم خودشو داره و یک خراجی مالیاتی میده هر سال به امپراتور یا خلیفه همون طور که در ایران پیش از اسلام بود بنابراین هیچ موقع ما مسلمون‌ها هویت واحدی نداشتن ند هویت‌ها همه محلی و بسیار متنوع بود. ورود مدرنیته به ایران به جهان اسلام مشکل سیاسی یا بحران سیاسی در به اصطلاح جهان اسلام رو به وجود نیاورد اما عیان کرد. یعنی آشکار شد که مسلمون‌ها تصوری از قدرت و تصوری از هویت دینی تا حال تا اون موقع نداشتن که مورد توافق همه باشه. بنابراین جامعه اسلامی و سرزمین‌های اسلامی از هم پاشیدن و بحران سیاسی تبدیل شد به مهمترین عامل رادیکالیسم و عامل در حقیقت به انحراف کشوندن جریان مدرنیزاسیون در این کشورها تا امروز و تا امروز مسلمون‌ها جوامع اسلامی از جمله در ایران نتوانستند بر سر یک ساختار بدیل برای حکومت و قدرت سیاسی و جامعه به جای اون ساختارهای سنتی در حقیقت به توافق برسد. بنابراین این اسلام اون چیزی که اسلام هراسی میگن در که در میان مسل خود مسلمون‌ها هم هست که مخصوصاً ایرانیاهای ضد جمهوری اسلامی این اسلام حراسی بر این تصور نادرست استواره که ما یه چیزی داریم به نام جامعه مسلمانان که اینا همه چون مسلمانن یک شخصیت و یک تربیت و یک نوع رفتار و یک نوع به اصطلاح هدف ف دارن و به محض اینکه می‌فهمیم که فلانی مسلمونه بدترین نوع مسلمون یعنی اوهایی که در برابر دوربین‌های تلویزیون سر می‌بریدن و الله اکبر می‌گفتن به ذهن ما تداعی میشه و در نتیجه کلمه اسلام با کلمه ترور با کلمه خشونت با کلمه قصاوت با کلمه بربریت و توحش پیوند خورده خب این کاملاً یک پیشوری و یک به اصطلاح استریوتایپ بسیار خطرناکه به دلیل اینکه جامعه اسلامی اگر بگیم به اصطلاح چیزی به نام جامعه اسلامی وجود داره یا کسانی که مسلمان تلقی میشن بیش از د میلیارد نفر در جهان امروز هستن در روسیه نزدیک بیش از ۲۰ میلیون مسلمان هست یعنی بیش از کشورهای حاشیه خلیج فارس در فرانسه ۵ میلیون مسلمان هست در اروپا جمعیت مسلمان در حال افزایش هست در آمریکا بیش از ۲۵ میلیون مسلمان هست و در حقیقت مسلمانانی که از قرن هجدهم به آمریکا مهاجرت کردن بنابراین نوع برخورد با مسلمانان و این یکسان انگاری و پیشداوری کاملاً نادرست در مورد مسلمان می‌تونه تبدیل بشه به یک بحران جهانی و شده و یکی از عوامل مهمی که غرب نتونسته هنوز بر بنیادگرایی اسلامی فائق بیاد و رژیم‌های اقتدارگرای اسلامی یا سازمان‌های تروریستی اسلامی رو از بین ببره همین هست که نتوانسته سیاست درستی رو در برابر اونها پیش بگیره و سیاست مبارزه با ترور یا جنگ علیه ترور و تروریسم فقط به پایداری و گسترش تروریسم در جهان مخصوصاً بعد از انقلاب دیجیتال انجام میده پس این خیلی مهمه علاوه بر این ما در ایران اگر فکر کنیم که اسلام با جمهوری اسلامی یا با روحانیت یکیه و هر کس که مسلمونه بنابراین مثل خلخالی و مثل خامنه‌ایه ما بعد از سقوط جمهوری اسلامی سقوط فرضیش یک جنگ داخلی خواهیم داشت بنابراین خیلی مهمه که تصور خودمون رو از هم مسلمانان ایرانی و افغانستانی و هم از مسلمانان در همه جا به واقعیت نزدیک کنیم و از اونچه که رسانه‌های جانبدار و تبلیغات ایدئولوژیک میگه کاملاً پرهیز کنیم. بنابراین با ما با یک مسئله امنیت جهان با مسئله صلح در جهان و با مسئله دموکراسی در جهان روبهرو هستیم. یعنی این فقط مسلمانان تندرو نیستن که صلح و امنیت رو تهدید می‌کنن بلکه ضد مسلمون‌هایی که در حقیقت در فکر و در عمل درست عمل نمیکنن اونها به هم به تداوم توتالیتریسم اسلامی و تروریسم اسلامی کمک می‌کنن. بنابراین ما مسئولیم که جهان و جامعه خودمون رو به درستی بشناسیم تا بتونیم رفتار سازنده و کمک کننده به دموکراسی از خودمون نشون بدیم. خب این نکته رو من گفتم به تفصیل گفتم به خاطر اینکه کلمه مسلمون نباید هیچکس رو به این تصور بندازه که حتی اگر تیزی مسلمونه و نماز و روزه می‌خونه پس این آدم کسیه که جاش تو غرب نیست یا باید بره همون در شهر من قم یا باید بره مثلاً در آغوش جمهوری اسلامی این کاملاً ظالمانه است این فکر و کاملاً در حقیقت برخواسته از جهالته و می‌تونه نتایج بسیار خطرناکی در عمل داشته باشه. پس ما باید توجه داشته باشیم که اونچه که مدرنیته رو ممکن، آنچه که دموکراسی رو ممکن، آنچه که ظهور آمریکا رو تا ممکن، آنچه که تداوم آمریکا رو تا امروز ممکن کرده دینستیزی نیست بلکه آزادی ادیانه. یعنی برخلاف تصوری که بسیاری از هموطنان مبارز ما دارن سکولاریسم به هیچ وجه به معنی دینزدایی یا مبارزه با دین نیست. سکولاریسم در وحله اول آزاد کردن دین از زندان کلیساست و در حقیقت مدرن‌ها هستند که دین رو تبدیل کردن به یک مسئله ذهنی و در دوران مدرن هست که ما بیش از هر زمان دیگه شناخت علمی و به اصطلاح کنجکاوی فکری داریم در مورد دین علاوه بر اینکه در مورد جوامع جمه سکولار ما چیزی به نام جوامع سکولار در خارج نداریم یعنی هیچ جامعه‌ای نیست که به اون معنای که بسیاری از این دوستداران به اصطلاح سکولار در ایران فکر می‌کنن هیچ جامعه‌ای در جهان نیست که دینی نباشه منتها طبیعتاً هم ادیان متفاوتن هم شیوه دینداری و دینورزی متفاوته و هم دین شالوده جامعه است به عبارت دیگه تاریخ انسان تاریخ دینه و انسان یک موجود دینیست حالا این دینداری و این ادیان متحول میشن عوض میشن رنگ میبازن ولی آنچه که در تاریخ بشر از دیرباز تا کنون تداوم داشته دین بوده جوامع مدرن و خود مدرنیته از دین برآمدن یعنی مدرنیته از آسمان نیومده مدرنیته یک نوری نبوده که خداوند از آسمان بفرسته در وسط ظلمت و انسان‌ها رو از تاریکی به روشنایی برسونه. تمام مفاهیم بنیادی مدرنیته از انسان، آزادی، قانون، عدالت، دولت، حق آزادی این‌ها مفاهیمی هستن که در دین‌ها چه الهیات یونان باستان، چه روم باستان، چه مسیحیت و چه یهودیت ریشه دارن. بنابراین بنیان مدرنیته یک بنیاد دینیست. علاوه بر اینکه مهم‌ترین به اصطلاح شآلوده مدرنیته آزادی اندیشه است و آزادی بیان. یعنی آزادی اندیشه و بیان یکین و طبیعتاً وقتی میگیم آزادی اندیشه و آزادی بیان یعنی هر کسی آزاد هست که اونچه رو که می‌اندیشه و به اصطلاح فریم آف کانشس یعنی اونچه رو که ایمان داره و باور داره هم داشته باشه هم بیان کنه و هم به مقتضای خودش عمل کنه به شرط اینکه آزادی دیگرانو نقض نکنه پس آزادی دین بنیان قانون اساسی‌های مدرنه چه قانون اساسی آمریکا چه قوانین اساسی در دموکراسی‌های دیگه و در آمریکا آزادی دین همونطور که آزادی بیان به شکل خاصیست یعنی آزادی بیان در آمریکا در از نظر قانونی وسیع‌ترین قلمروی آزادی رو در نظر گرفته نسبت به قوانین دیگه و کشورهای دیگه و آزادی دین در حقیقت آزادی از دین نیست یعنی فریم فرام ریلیجن نیست نیست مثل فرانسه بلکه آزادی ادیان هست. آمریکا یکی از مهم‌ترین به اصطلاح گروه مهاجرانی که وارد آمریکا شدن و در حقیقت از بنیانگذاران این جامعه هستن کسانی بودن که عقائد مذهبی خلاف به اصطلاح اکثریتو داشتن و از فرقه‌های بدعت گذار به شمار میآمدن و تحت تعقیب و آزار و شکنجه و به اصطلاح سرکوب بودن و برای اینکه ایمان خودشون رو آزادانه بورزند به سرزمینی مهاجرت کردن که در اونجا اون قدرت‌های مذهبی در اروپا دستشون کوتاهه بنابراین کسانی که جامعه آمریکا رو ساختن یک بخششون به انگیزه‌های مالی و اقتصادی آمدن اما یه بخش مهمشون انواع و اقسام فرقه‌ها و عقادی بودن که در همه جای دنیا هیچ وقتی برای دینداری نداشتن و تنها جایی که آزادی دینی داشتن در آمریکا بودن. آمریکا همونطور که توی فیلمای وسترن میبینید همینوری ساخته شده که یه یک خانواده‌ای میاد و همین طوری با به اصطلاح دلیجانش میاد یه وسط یک بیابونی شروع می‌کنه پدر خانواده به خونه ساختن بعدش آدم دیگه‌ی میاد کنارش خونه می‌سازه و بعد کلیسا ساخته میشه و کلیسا تبدیل میشه به کانون جامعه سازی در آمریکا حافظه آمریکایی چیزی چیزی به نام جنگ‌های مذهبی رو در آمریکا به خاطر نمیاره. مذهب و مخصوصاً نهاد کلیسا و نهاد دین در آمریکا نقش بسیار مهمی در شکل دادن به آمریکای و شکل دادن به به اصطلاح اقتصاد آمریکا و سیاست آمریکا داشته. شما اگر کتاب ماکسور اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری رو بخونین ماکسر نظریه معروفش اینه که کاپیتالیسم در آمریکا به با به اصطلاح برپایه عقاعد پروتستان‌های پیوریتن بنا شده یعنی این اخلاق پروتستان بود که به نوع اقتصادی که ما امروزه کاپیتالیسم مینامیم انجام میده بنابراین اقتصاد آمریکا ذهنیت آمریکا، سیاست آمریکا این‌ها همه با عقاعد، نهادها و تاریخ مذهب در این کشور پیوند داره. این‌هایی که این نکته‌هایی که میگن بسیار نکته‌های بدیه ولی متأسفانه چون امروز جهالت قباهت خودش رو از دست داده و جهان ما زمینش با زشتکاری ورودهجویی و وقاهت فرح شده مجبورم بگم شاید برای برخی سودمند باشه از طرف دیگه در نظر بگیرید که اونچه که ما امروزه می‌بینیم به عنوان خشونت اسلامی تروریسم اسلامی بنیادگرایی اسلامی غرب ستیزی و آمریکا ستیزی یا یهودی ستیزی به هیچ وجه با اسلام و مسلمون‌ها آغاز نشده. آمریکاستیزی در نطفه آمریکاستیزی در فرانسه و آلمان بسته شد و این فرانسوی‌ها بودن که به اصطلاح موج آمریکا ستیزی رو در به شکل‌های مختلفی به راه انداختن و تا امروز بخش عظیمی از روشنفکران اروپایی با چشم بسیار بدبینی و تحقیر و به اصطلاح از والا نگاه میکنن با آمریکا وقتی که الکسی توکویل میاد آمریکا کتاب دموکراسی در آمریکا رو می‌نویسه خب توکویل از کسانیست که هم فیلسوفه هم کتابشونو به چارژ نزدن درست شد درست شد نه اون دیگه الان الان فکر کنم بله در اومد بسیار الان درست شد بله بله بنابراین اونچه که اینکه میگم که ما از تجربه مدرنیته در آمریکا چه بسا بیش از تجربه اروپایی بتونیم یاد بگیریم به خاطر اینکه مدرنیته اروپا رو ابدا خلق نکرد در اروپا نهادها از جمله پارلمان نمیدونم قوانین بسیاری سابقهشون خیلی پیش از عصر مدرن هست در انگلستان پارلمان ۸۰۰ سال قدمت داره دانشگاه‌ها ها ۸۰۰ ۹۰۰ سال قدمت دارن نهادهای اجتماعی و قوانین مختلف که در حقیقت سازنده اروپا هستن این‌ها ریشه‌هاشون به یونان و روم باستان می‌رسه ولی در آمریکا هیچی نبود به قول جان لاک میگه جهان در آغاز مثل آمریکا بود یعنی ج آمریکا یک قاره‌ای بود که هر گونه به اصط به اصطلاح آدم غریبه که شما بتونید تصور بکنید بهش پا می‌ذاشت بدون اینکه هیچگونه پیوندی با دیگری داشته باشه یعنی نه زبانشون مشترک بود نه تاریخشون مشترک بود نه مذهبشون مشترک بود یک سرزمینی که با غریبه‌ها با مهاجران با بیگانگان با نورسیدگان با کسانی که کمترین امکان ارتباط با همدیگه رو نداشتن ساخته شده حالا این چهجوری ساخته شد؟ اگر قرار بود که مثل خاورمیانه باشه که باید تا امروز همدیگه رو می‌کشتن یا قرار بود مثل اروپا باشه که دو سه قرن باید حمامی خون در شهرهای اروپا به راه میافتاد چرا در آمریکا توانستند دو قرن پیش از به اصطلاح انقلاب آمریکا و بیانیه استقلال آمریکا چرا توانستن جامعه آمریکا رو بسازن یک کتابی هست که به نظر من هر کس که بخواد آمریکا رو بشناسه بسیار از آن سود خواهد برد. این کتاب توضیح میده که آمریکا با بیانیه استقلال یا با قانون قانون اساسی درست نشد بلکه با پیمان صلحی که در قرن شونزدهم بین اقوام گوناگون و مهاجران گوناگون بسته شد که این‌ها پذیرفتن که بدون اینکه همدیگه رو بشناسن بدون اینکه دین مشترکی داشته باشن بدون اینکه به اصطلاح زبان مشترکی داشته باشن این‌ها پذیرفتن با هم صلح کنن یعنی با همدیگه زندگی کنن و تنوع به اصطلاح رادیکال و مطلق بین خودشون رو به رسمیت بشناسن یعنی بیگانه رو مثل خودی فرض بکنن و به جای اینکه از بیگانه بهراسن یا با اون بسیزن با او پیوند به اصطلاح اجتماعی ببند قرارداد اجتماعی امضا بکنن این اتفاق در تاریخ بشر بیسابقه است این کتاب هست ۱۴۹۲ یر د ود بگن سالی که جهان آغاز شد و این داستان این به اصطلاح قرارداد هست و بنابراین اگه میخواین آمریکا رو بشناسین باید برین به اصطلاح دو قرن قبلتر دسته دست دسته دست دسته دست دسته دست کم تصور اینکه در آمریکا آمریکاییا نمیدونم هیچی از دنیا نمی‌دونن و آمریکاییا خیلی مثل ما ایرانیا یا مثل ما مثل اروپاییا خیلی آدمای عمیقی نیستن و تمدنی ندارن این‌ها خب تصورات کاملاً غیر واقعیست آمریکا پیشرفتش درست به دلیل اینه که تعلق تاریخی ریشه دار نداره و این به ما یاد میده که تعلق تاریخی لزوماً چیز خوبی نیست بلکه اون اون آمریکا با تعلق بین آمریکایی‌هایی ساخته شده. یعنی آمریکا ابداع آمریکایی‌هاست نه میراث نیاکان. در به اصطلاح جوامعی مثل ایران یا اروپا آنچه هستند میراث گذشتگانه خودشون نساختن ولی در آمریکا هرچه هست ساخته آمریکایی‌هاست. آمریکا از هیچ ساخته شده درست مثل خداوند که جهان رو از هیچ آفریده و این یعنی یک موفقیت بزرگ برای تجربه بشری و برای عقل بشری یعنی این نشون میده که انسان‌ها می‌تونن این کارو بکنن انسان‌ها برای اینکه با همدیگه زندگی بکنن نیازی ندارن که عقاعدشون مشترک باشه نیازی ندارن همخون و همنژاد و به اصطلاح همکیش باشن می‌تونن انسان باشند و مقتدرترین جامعه و مرفح‌ترین جامعه رو بسازن. این تجربه به ما بسیاری چیزها یاد میده که متأسفانه از اون دور هستیم. یه کتاب بسیار خوبی هست به نام امریکا د فلاسوفیکال. این تاریخ آمریکا از راه به اصطلاح سرگذشت فلسفه در آمریکاست. فلسفه چگونه در آمریکا پا گرفت؟ چگونه تحول پیدا کرد؟ در حقیقت شما از منظر تاریخ فلسفه با تاریخ فلسفی آمریکا آشنا میشید. کتاب ماکسور رو هم که قبلاً گفتم خدمتتون. یک به اصطلاح منتقد ادبی بسیار مشهوری به نام ادوارد مندلسون د تا کتاب داره که به نظر من خیلی میتونه کمک بکنه با فضای فکری و جهان معنوی آمریکایی آشنا بشیم یکیش اسمش هست مورال ایجنت ا ت سنتر امریک راز درباره اسمش هست به اصطلاح عاملان یا ایجنت‌های اخلاقی یعنی کسانی که انسان‌هایی که اخلاقی می‌زیستند و خود خویشتن اخلاقیشون رو ساختن درباره نویسنده آمریکایی در قرن بیستم هست از لیونل تریلینگ مکدونالد آلفرد کازین ویلیام مکسول ساول بلو نورمن میلر آدن و اورا و کتاب خیلی خواندنیست و نشون میده که اینجا در مقدمهش میگه که همه این نویسندگان نویسندگانی بودن که وجه مشترکشون ایمان به انسان اخلاقی بود و در با نوشتن و با تخیل ادبی سعی کردن که خویشتن اخلاقیشون رو ابداع بکنن و بعد تعریف می‌کنه اخلاق رو میگه که مورالیتی یا اخلاق مربوط به اندیشه‌ها و رفتارهایی هست که شما در نسبت با دیگران و با خودتون انجام بدید. در حقیقت این اخلاق برخلاف اخلاق ما به معنای مسئولیت در برابر خداوند یا مسئولیت در برابر پدر یا حاکم نیست بلکه به معنای مسئولیت در برابر دیگریست دیگری اون موجودیست که از شما رو به یک شخص اخلاقی موظف میکنه و بدل میکنه کتاب دیگری هست به نام مر چیزهایی که اهمیت دارن این هم درباره ه تا رمان کلاسیک هست که درباره میگه که اینها درباره حکمت زندگیهای مهم خیلی هم یه بخشش مربوط به تفاوت رمان آمریکایی با رمان انگلیسیه که اون هم بسیار خواندنست خب مسئله دین و مسئله خدا و مسئله اخلاق در جهان غربی و از جمله در آمریکا به هیچ وجه شباهتی با دین و اخلاق و خدا و ایمان در جوامع اسلامی نداره به معنای که به این معنا که دین فقط به اعتقادات دینی محدود نمیشه بنابراین دین یک سرچشمه بسیار مهمیست برای اینکه آدم‌ها جهان خودشون رو جهان مشترک خودشون رو با دیگران بسازن و در حقیقت بدون اینکه شما ایمان به حتی ماورای طبیعت یا خدا داشته باشین بتونید از بسیاری از به اصطلاح جلوه‌های یا جنبه‌های انسانی و یگانه دین یا سنت دینی استفاده بکنین. بنابراین شما می‌بینید شعر غربی نمیدونم ادبیات غربی سینمای غربی و فرهنگ غربی بیش از فرهنگ ما دینی هست یعنی از زبانش گرفته تا ایده‌ها تا به اصطلاح پیوندی که با سنت گذشته برقرار میکنه بنابراین وقتی که ما از خدا در آمریکا صحبت میکنیم منظورمون این نیست که فقط خداباوران به خدا فکر می‌کنن نه چون نیست شما برای اینکه به خدا فکر بکنید یا به تاریخ امر مقدس به اصطلاح آشنا بشید نیازی ندارید به اینکه باور به چیزی داشته باشید در حقیقت ارتباط فکری و روحی بسیار عمیق‌تر از اعتقاد به عقاعد رسمی و دین سازمان یافته است. آلفرد کازین که یک از یکی از بزرگترین روشنفکران نیویورکی در قرن بیستم بود و دوست هان آرنتم بود یهودیه و خیلی معروفه مخصوصاً نقد کتاب‌هاش خیلی معروفه یه کتابی داره به نام گاد ان امریک راز این کتاب هم بسیار خواندنیست خدا و نویسندگان آمریکایی یک نکته دیگری که گفتم که آمریکاستیزی یهودی ستیزی اسرائیل ستیزی غرستیزی مدرنیته ستیزی هیچ کدام با مسلمان‌ها و اسلام آغاز نشده به اصطلاح شورش علیه مدرنیته انکار مدرنیته سنتگرایی تروریسم خشونت نمیدونم بنیادگرایی آمریکاستیزی یهودی ستیزی همه در جوامع اروپایی و غربی به دنیا آمدن و تا امروزم تداوم دارن بنا یهودی ستیزی که در اروپا هست به هیچ وجه چیز کمی نیست و خطر کوچکی نیست و آمریکا ستیزی یا غرب ستیزی یا انواع و اقسام گرایش‌ها که ما فکر میکنیم که اینا ویژگی جدا نشدنی مسلمون‌ها هستن بنابراین این پدیده هم تاریخ دارن و باید تاریخشون رو درست خوند یه کتابی هست به نام رزیستین ترامپ ترامپیزم مقاومت علیه ترامپیسم این کتاب یه کتاب جیبی کوچکیست ولی در چند فصل چند تا نویسنده به جنبه‌های مهمی از به اصطلاح جریان یا موج ترامپیسم در جهان یعنی در بیشتر در دموکراسی‌ها اشاره می‌کنن که این هم بسیار خواندنیست حالا من عنوان فصل رو می‌خونم براتون فصل اولش عنوانش هست دوره دوم ترامپ واکنش جهانی و انت کاپیتالیست رزیست مقاومت علیه کاپیتالیسم و سرمایه داری فصل دوم هست ترامپ ویکتوری پیروزی ترامپس وارن یک هشدار خطرناک فصل بعدی هست پپزم ظهور پپولیسم راست افراطی فصل بعد هست ترامپ خاورمیانه و چه چیزی در پیش رو هست فصل بعد هست وظایف اکوسوسیالیست‌ها یعنی سوسیالیست های زیست محیط زیستگرا در عصر ترامپ فصل آخرشم هست گشن ت در عصری که عصر واکنشگراست نباید به هیچ وجه مقاومت رو به اصطلاح متوقف کرد وقتی که گفته میشه که ترامپ علیه مسلمون‌ها سیاست و رویکرد تبعیضآمیز و ناعادلانه‌ای داره توجه داشته باشید که ترامپ و جریان ترامپیسم یک جریان کاملاً مذهبیین یعنی پشتوانه مهم ترامپ و ترامپیسم مسیحیان و مسیحیان در حقیقتجلیکال که سابقه صهیونیسم در اونها حتی پیش از صهیونیسم یهودیست یعنی صهیونیسم جریان به اصطلاح ایدئولوژی صهیونیسم اول با دران مسیحیان به وجود آمد و بعداً در یهودیان رشد پیدا کرد. آقای ترامپ از چنین محیطی برآمده و به چنین نهاد و شبکههای پشت به اصطلاح فکیه میکنه. بنابراین توجه داشته باشین که مبارزه با اسلام به این معنا نیست که شما با دین دارین مبارزه می‌کنین بلکه جنگ بین اسلام و مسیحیت یک خاطره تاریخی داره و اون خاطره دوران به اصطلاح جنگ‌های صلیبیست و آقای ترامپ سعی میکنه با به اصطلاح یادآوری جنگ جنگ‌های صلیبی سیاست‌های ضد آزادی دین خودش رو توجیه بکنه. این سیاست‌هایی که ترامپ داره علیه حقوق بشر اولاً فقط علیه دین نیست. توجه داشته باشین که سیاست‌هاش علیه دانشگاه، علیه آزادی بیان، علیه زنان، علیه روشنفکران، علیه به اصطلاح بسیاری از ارزش‌ها و دستاوردهایی که از برآمده از جوامع دموکراتیک و مخصوصاً آمریکا هستند هست. یعنی کسیست که آمریکا جاییست که به آزادی مطبوعات همیشه مباهات می‌کرده و آزادی مطبوعات، آزادی بیان آزادی رسانه‌ها در وضعیت بسیار ناگواری قرار گرفته با آقای ترامپ. اما توجه داشته باشید که مسیحیت ترامپیستی همه مسیحیت نیست و نباید شما اون رو با به اصطلاح به همه مسیحیت عمومیت تأمین بدید همون طوری که وقتی که میگیم آقای ترامپ جمهوریخواهه یا محافظه کاره به این معنا نیست که محافظه کاری یا حزب جمهوریخواه همیشه یک ایدئولوژی رادیکال و به اصطلاح سیاست ستیزی مثل آقای ترامپ داشته این جمهوری حزب جمهوریخواهی که ما الان می‌بینیم و این اندیشه محافظه کاری که امروزه ما مشاهده می‌کنیم کاملاً جدید هست و با سنت محافظه کاری تاریخ سیاسی حزب جمهوریخواه بسیار بسیار فاصله داره حزب جمهوریخواه به هیچ وجه به رنگ و روی غلیظ مذهبی نداشت تا حداقل قل تا دهه ۸۰ قرن گذشته این مذهبی شدن رادیکال شدن بنیادگرا شدن و به اصطلاح ضد دموکراتیک شدن محصول دهه‌های اخیره برای اینکه معنای محافظه کاری رو بدونیم یکی از بهترین کتاب‌ها کتاب راجر اسکارتون هست به نام به عنوان مینینگ آ کانز بسیار کتاب روشنگر و سودمندیست نیست برای اینکه تاریخ به اصطلاح سل تاریخ آمریکا به مسابع یک ابرقدرت رو یعنی ظهور آمریکا به مسابع قدرت جهانی رو بدونیم یه کتابی که بسیار مفصلم هست عنوانش هست امریک فورت ورلد امپراتوری آمریکا و جهان چهارم که بسیار تاریخ مشروح و مفصلی است از موقعیت جهانی آمریکا برای اینکه راجع به مسئله امت و تفاوت‌های جامعه اسلامی با دو دین یهودیت و مسیحیت مطالعه کنیم. کتاب‌ها بسیارن ولی یه کتاب فرانسه معرفی می‌کنم و یکی هم کتاب عربی و بعضی از این منابعو در گروه واقع فلسفه خواهم گذاشت. این کتاب فرانسه که خیلی هم مفصله اسمش هست دیو اون آنکت زوداییزم یهودیت م خدا پژوهشی درباره خدا یهودیت مسیحیت اسلام آنچه که وجوه تمایز و وجوه تشابه اونها شما اون وقت خواهید دید که اسلام در هیچ چیزی نه تاریخش نه بنیادهاش و نه به اصطلاح اصول مذهبیش شباهتی با دو دین دیگر توحیدی نداره کتابی که باز هم میشه خوند و خیلی آموزندهست مجموع مقالاتیست از رضوان السید که یکی از اسلامشناسان مشهور هست در جهان اسلام لبنانیه اسمش هست سیاسیات الاسلام المعاصر سیاست‌های اسلام معاصر یکی اینکه مفهوم دارالکفر و دارالاسلام رو توضیح میده و بعد توضیح میده که چگونه مدرنیته سیاسی در جهان اسلام در حقیقت به یک مدرنیته پوشالی و تقلبی انجامید. بحث زواری می‌کنه و نکته‌هایی که میگه خیلی روشن درباره خاورمیانه این سرزمین نفرین شده‌ای که نشون به اصطلاح تمام نگون بختی هزار ساله ما رو یکجا جلوهگر میکنه کتاب‌های زیادی هست یکی از کتاب‌هایی که یکی از مورخان فرانسوی نوشته فلورینان لوئیس اسمش هست انسقتن اوریان شرق نامطمئن یعنی شرق در حقیقت بی آینده تاریخ خاورمیانه از ۱۸۷۶ تا ۱۹۸۰ دو سه تا نکته هم بگم خدمت شما که فکر میکنم بتونه تا اندازهای نگاه ما رو واقعیتر بکنه نسبت نسبت به مدرنیته دموکراسی آمریکا و غرب به طور کلی ببینید دولت یا دموکراسی در عصر مدرن یا در جهان مدرن به هیچ وجه شباهتی به دولت یا نظام سیاسی در تاریخ ما نداره در تاریخ ما جامعه هیچ نقشی در برآمدن تداوم و برفتادن حکوم حکومت‌ها نداشته. حکومت‌ها درست مثل صاعقه، مثل بلا از آسمان نازل می‌شدن. هر کاری دلشون می‌خواست می‌کردن و شهروند چیزی به نام جهان سیاسی برای خودش نمی‌شناخته. بنابراین نه زبان سیاسی داشته، نه آموزش سیاسی داشته و نه آرمان سیاسی و نه در ساختن جهانی که درش زندگی می‌کنه خودشو صاحب نقش می‌دونسته. در دموکراسی‌ها دموکراسی نازل نمیشه. دموکراسی مثل یک گل خودرو یا هدیه الهی نیست که به محض اینکه به اصطلاح دیکتاتوری از بین رفت به جاش همین طوری رشد بکنه. دموکراسی محصول یک فرهنگ دموکراتیک و یک شکل زندگی دموکراتیک هست و بنابراین یک نوع سبک زندگیست که به وجود آمدنش رشد کردنش و بقائش به کسانی که زندگی می‌کنن در اون فرهنگ وابسته است. یعنی اگر مردم در زندگی خانوادگی در زندگی به اصطلاح محلهشون در زندگی شخصیشون در زندگی روابط به اصطلاح عمومیشون از رفتار دموکراتیک و زندگی دموکراتیک عدول بکنن اون دموکراسی ضربه خورده بنابراین ترامپیسم محصول یک توطعه از بالا نیست بلکه محصول یک بحرانیست که در بن جامعه و در بنصطلاح زندگی انسان معاصر به وجود آمده انسان‌هایی که مدام از برقراری ارتباط با همدیگه از از امکان همزیستی با همدیگه دارن دور میشن و تکنولوژی دیجیتال اونها رو داره تبدیل میکنه به یک فرد تنهای بیفاعی که در تنهایی و ترس و دلهره و تاریکی باید زندگی بکنه و در نتیجه برای زنده موندن دست به خشونت می‌زنه. خشونتی که رایگان، ارزان و نامرئیست. جهانی که ما درش زندگی می‌کنیم جهانی نیست که انسان گرگ انسان باشه، بلکه این ماشین هست که گرگ انسان شده. در نتیجه ماشین نه مسئولیت داره، نه احساس داره، نه انگیزه داره و نه حد و مرزی برای خشونت قائل هست. این نکته باید بسیار برای ما هشدارنده باشه که پیشرفت تکنولوژیک همواره از ابتدا با مخاطرات بسیار بسیار مهمی روبهرو بوده که غربی‌ها معمولاً بعد از اینکه با این مخاطرات مواجه شدن اونها رو شناختن اما این آگاهی این به اصطلاح این کتاسرافیک اورنس یعنی این آگاهی این فاجعه آگاهی در روح غربی هست این نگرانی نسبت به آینده این بدبینی این به اصطلاح هوشیاری این نگرانی هست در جامعه بنابراین مدام مسئله تکنولوژی موضوعیست که در تمامی رشته‌های علوم انسانی از جنبه‌های مختلف و با روش‌های مختلف مورد مطالعه قرار می‌گیره. تکنولوژی مدرن برای ما مثل خود مدرنیته یک معجزه آسمانی بود و ما همون طور با این تکنولوژی برخورد کردیم که با معجزه پیامبران بنابراین نه میدونست نه پرسیدیم این تکنولوژی چیست و نه به تفاوت‌های بنیادی تکنولوژی با ابزارها در جهان قدیم آشنایی داشتیم در نتیجه تکنولوژی برای ما بیش از اون که عامل توسعه اقتصادی باشه باشه به فروپاشی نظام اجتماعی به انواع و اقسام آلودگی‌ها و بحران‌ها از محیط زیست گرفته تا به سیاست نفتی ظالمانه و سرکوبگر انجام میده. بنابراین تکنولوژی رو مثل باران الهی مای رحمت ندونید. تکنولوژی همان قدر بیش از اون که به انسان یاری می‌کنه و در خدمت انسان هست انسان رو به خدمت خودش می‌گیره. و برای اولین بار در تاریخ بشر انسان قادر شده چیزی بسازه که بر او سلطه پیدا بکنه و توانایی نابودی نسل بشر رو از روی کره زمین داشته باشه هرگز بشر قادر نبود که در یک چشم همزدنی نسل خودش رو روی زمین از بین ببره اما الان با هیچگونه خونریزی و درد با به صورت بدون و بدون جنگ میشه که میلیون‌ها انسان رو از بین برد. بنابراین بفهمیم این تکنولوژی رو مخصوصاً تکنولوژی دیجیتال و هوش مصنوعی مفهوم جنگ، مفهوم جامعه، مفهوم سیاست، مفهوم روابط انسانی و تمامی ادراک‌ها و احساس‌های جسمانی و روحی ما رو دگرگون کردن. ما موجوداتی دیجیتال شدیم. موجوداتی که ارتباطمون با این جهان دیگه ارتباط بی‌واسطه و مستقیم نیست بلکه ارتباطیست به میانجه ماشین. ما حتی با خودمون هم ارتباطمون به اصطلاح گسسته شده و و خودمون رو از طریق ماشین و در و از طریق تصویر می‌بینیم. در جهانی زندگی می‌کنیم که انسان بیش از هر زمان دیگری وابسته به ماشین شده و در نتیجه شکنندگی انسانی به اوج خودش رسیده. مخصوصاً شکنندگی فکری، عقلی و اخلاقیش. در نتیجه در جهانی زندگی می‌کنیم که انسان می‌تونه با کمال میل و در آرامش مطلق خودش رو به درون جهنم مرگواری به اصطلاح بندازه. در جهانی زندگی می‌کنیم که انسان‌ها برای اینکه بدانند بردند باید بسیار تلاش بکنن و فکر بکنن و به اصطلاح دانش بیاموزن بردگی مدرن بردگیست غیر شخصی و بردگیست پنهان بردگیست جهانی اما بردگیست واقعی اگر من در گوشه خونم تنها زندگی می‌کنم به این معنا نیست که آزادی دارم بلکه من در جهانی زندگی می‌کنم که همه چیز همه خواسته‌ها همه به اصطلاح احساسات و همه افکار من طبق الگوریتم‌های به اصطلاح دیجیتال و دستگاه‌هایی که مطلقا از کسی فرمان نمی‌برن و هیچ انگیزه و به اصطلاح هدفی هم ندارن کور کور دارن تعیین میشن من در قالبی هستم که تکنولوژی دیجیتال تعیین می‌کنه بنابراین تنها راه مقاومت در برابر این بردگی مرگوار برای روح انسانی برای آزادی انسانی تلاش برای خودآگاهی و افزایش سواد دیجیتال هست و در پایان نکته‌ای که راجع به دولت گفتم یه کتابی هست به نام استیت از کالچ پرکتس دولت به مثابع رفتار فرهنگی این به ما میگه که دولت فقط چار تا ساختمان مجلس و دولت به اصطلاح ریاست جمهوری اداری نیست. دولت یک نهادیست که بسیار عمیق‌تر و مهم‌تر از اون چیزیست که شما می‌تونید با دستتون لمس بکنید. این نهاد دولت نهاد در جوامع دموکراتیک تا زمانی دموکراتیک هست و تا زمانی حافظ حقوق و آزادی‌های شهروندان هست که شهروندان یک لحظه از به اصطلاح پاسداری اون یک لحظه از حفاظت از اون و یک لحظه از مقاومت در برابر دشمنان اون غفلت نکنن وگرنه دموکراسی‌ها بسیار بسیار ناپایدار شکننده و دارای ضعف‌های های بسیاری هستن. تکنولوژی دیجیتال دموکراسی‌ها رو ضعیف‌تر، آینده اون‌ها رو تاریک‌تر و نظام‌های اقتدارگرا و توتالیتاریسمو بسیار قوی‌تر کرده. پس در نظر داشته باشیم که تکنولوژی لزوماً با دموکراسی چندان سازگاری نداره. تکنولوژی مدرن می‌تونه کاملاً عکس آرمان‌های انسان مدرن عمل بکنه و کتاب آخر فلسفه و جامعه و سیاست از مجموعه مقالاتیست از آقای مجموعه مقالاتیست که آقای فولاد ترجمه کرده بحث آمریکاستیزی فرانسوی‌ها بحث به اصطلاح ضدیت روشنفکران با لیبرالیسم و نمیدونم کاپیتالیسم و مسائل مختلف رو میتونید در اون مقالات ببینید ممنونم از شما ببخشید که طولانی بله خیلی ممنون از شما و سایر دوستانی که تو هر اتاق شرکت داشتن و حالا میشنویم دوستانی که روی استیج هستن و همچنین تمایل دارم در استیج وارد بشن و ناظر به صحبت‌های آقای خرجی ملاحظه خودشون یا پرسش‌های خودشون ب آقای زی لطفاً مایکتونو ببنید خیلی نویز به وجود میاره بله آقای جیسن بفرمایید شما بسیار خب حالا آقای جیسن نیستش آقای رستم بفرمایید بله خیلی ممنون درود میفرستم خدمت شما و استاد خلجی من حالا این پریلیج یا این خوشبختی دارم که درپاس شرکت کنم و حال به عنوان شاد و استاد مخالفت خودم رو در جهتی که حالا بهش صورت بحث بیان کنم همیشه ایراد کردم خیلی ممنون از زمانی که به من دادین من جناب خرجی فکر میکنم استقلالدهایی که بر سرزنش فناوری باشه خب مثل حالا فرسیش ارتباط انسانی باشه حالا تشدید نقضیه انسانی باشه اون نقض انسان دوستانی یا بشری باشه یا هر چقدر اطلاعات نادرست یا قطبی شدن یا قطبی شدن جامعه باشه یا استلال هایی که به صورت کلی مشکلات موجود رو یک جوری دلیل می دلیل باش آشکار مشکلات موجود جوان بشری رو ما اگه که بخوایم است یعنی فناوری بدون حالا استفاده از فناوری رو خیلی گسترده هستش من موافق هستم ولی خب من فکر میکنم که اگه مقدار من نگفتم شما کلیگویی میکنین ولی از کلی نگری بخوایم دست برداریم و یه مقدار با دیتیلز نگاه کنیم و نگاه کنیم که چگونه ما میتوانیم از فناوری استفاده کنیم و این رو یه مطلبی ببینیم که دیگه از پس دست ما خارج هستش. ما چه بخواهیم چه نخواهیم فناوری داره پیشروی می‌کنه. من خود من دوست داشتم با اینکه ۱۹۷ دهه ۷۰ به دنیا نیومدم ولی دوست داشتم ۱۹۷ دهه ۷۰ این سنی بودم و حالا موزیک و فیلم و فرهنگ و همه اون مسائل رو اونجا تجربه میکردم در ده ۷۰ ولی خب نمیتونم الان باید با این قضیه کنار بیام و این رو ما باید نگاه کنیم که ما چگونه می‌توانیم که بهره ببریم و از فناوری و چگونه میتوانیم مراقب آینده باشیم که این حالا این بتونیم بهرهوری کنیم از این حالا دستاوردهایی که هستش این فناوریهایی که ایجاد شده و این رو به جای ملامت کردنش بلکه بخوایم پیش بریم به سمت درست بودنش حالا در ضمن تایتل شما من خیلی مسائل دارم که خیلی خوشحال هستم که این از این اتفاق افتاده و شهرداری می به عنوان یه مسلمان انتخاب شد خود من هم به صدیق خان شهرداری خود ما در لندن هست رأی دادم به و ربطی نداره اصلا دین و مسلکش به اون خدماتی که انجام میده من فکر میکنم که این هم باید در نظر بگیریم که ما اگه نگاه کنیم که یک مسلمان هستش که شهردار هستش اونجا ما خود ما داریم به اشتباه میریم من فکر می‌کنم ما باید بیشتر نگاه نگاه کنیم به اینکه اقدامات ایشون و کار ایشون چگونه هستش تا بتونیم یک بدون غرض بتونیم نگاه کنیم و غرض غرضی رو از هر طرفی کاهش بدیم من امیدوارم که وقت شما نگرفت مرسی بله ممنونم دوست عزیز من هرگز نگفتم که از تکنولوژی استفاده نکنیم و هرگز نگفتم که میشه راه پیشرفت تکنولوژی رو گرفت یا چنین امری میشه حتی آرزو کرد. چیزی که گفتم اینه که مدرن‌ها برای مدرن‌ها مدرنیته کاملاً متفاوت از اون چیزی هست که ما چون نداریم دوست داریم بهش برسیم. یعنی اون مدرنیته حالا چه تکنولوژیست چه فرهنگش چه نمی‌دونم علمش چه اقتصادش برای ما یک در حقیقت فانتزی کاملاً ذهنیه درست مثل یک رویای کودکانی از یک جهانی که وجود نداره و فقط در قصه شاه پریان هست بنابراین درست همین تصورات ماست که باعث میشه مانع اصلیست برای اینکه ما از نظر توسعه و رفاه به سطح کشورهای های غربی برسیم. به عبارت دیگه اونچه که باعث میشه ما مدرن نشیم این هست که دنبال یه مدرنیته کاملاً کاذب و غیرواقعی هستیم. به سوی مقصدی میریم که وجود نداره. بنابراین هرگز نخواهیم رسید. ببینید مدرنیته در برای مدرن‌ها به هیچ وجه یک به اصطلاح یک نعمت یا یک ثروت نیست که برای داشتنش و برای به اصطلاح بهرهمندی از او احساس بکنن که یک زندگی آرام و تضمین شده دارن. مدرن‌ها د تا خصلت دارن که ما مدرن‌گراها نداریم. یک شکاکیت عمیق شکاکیت به چی؟ شکاکیت به خودشون یعنی شکاکیت به اینکه انسان می‌تونه جهانی رو که درش زندگی می‌کنه بفهمه ببینه مدرن‌ها اصلاً چیزی به نام واقعیت رو برای خودشون بدیهی و مسلم نمی‌دونن به همین دلیله که می‌تونن واقعیتو تغییر بدن ما چون واقعیت برامون بدیه و تردیدی نداریم واقعیت ما تغییر نمی‌کنه ۲۰۰۰ ساله تغییر نکردیم برای مدرن‌ها اونچه که هست اون چیزیست که در ذهن اون‌هاست بنابراین براین اون‌ها می‌دونن که تخیل اون‌ها جهان واقعیشونو می‌سازه و تخیل بعدی می‌تونه جهان اونا رو تغییر بده. مدرنیته ایرانی یه مدرنیته کاملاً فرمایشیه. به همین دلیلم هست که عقیمه. در حالی که مدرنیته رو باید تخیل کرد و ابداع کرد. نمیشه وارد کرد و بعد از اون چون که انسان رو خدا نمی‌دونن به چیزی به عنوان کمال انسانی مطلق بودن انسانی عصمت انسان باور ندارن بنابراین خطا کردن و توهم رو در انسان ناگذیر و مطلق می‌دونن تنها چیزی که مدرن‌ها بهش یقین دارن اینه که انسان نمی‌تونه به هیچ چیزی حتی به چشم‌های خودش یقین داشته باشه و به همین همین دلیله که می‌تونن بین تصویر و واقعیت فرق بگذارن در حالی که ما همیشه در معرض این خطر هستیم که تصاویر رو با واقعیت یکی بگیریم در نتیجه در یک دنیایی زندگی می‌کنیم که به هیچ وجه امکان تغییرش رو نداریم این هست مشکل و نکته بعد بدبینیه یعنی شکاکیت و بدبینی این در ما نیست مدرنیته در ایران مثل یه مذهب وارد شده مدرنیته خوبه دموکراسی خوبه هیچ چیزی ان هیچ چیز انسانی نیست که ناقص و به اصطلاح زاینده شر نباشه انسان موجودیست ناتمام ناقص و خطاکار نه جایزالخطا که واجبالخطا بنابراین همین تکنولوژی پیامدهایی داره که انسان بهش آگاه نیست چون انسان خدا نیست وقتی که این تکنولوژی به وجود میاد بعد از این اینکه ساخته میشه پیامدهاش مشخص میشه هرگز کسان گوتنبرگ که دستگاه چاپ رو اختراع کرد فکر نمی‌کرد که اختراع صنعت چاپ به فرهنگ توده‌ای، به جامعه توده‌ای، به انقلاب‌ها و ناآرامی‌های توده‌ای به انحراف افکار عمومی به فریب اذهان عمومی بیانجامه. فکر نمی‌کرد که تکنولوژی رسانه کسایی که ساختن فکر نمی‌کردن که مهم‌ترین دشمن عقل انسان و مهم‌ترین دشمن آزادی انسانه. پس ب به هر چیزی مدرنیته یعنی به هر چیزی بی‌اطمینان بودن حتی به اینکه شما یک لحظه دیگه در همون جایی هستید که هستید یعنی همواره نگران بودن بیدار بودن دلهره داشتن ت خطر رو لزوماً اون چیزی که حس می‌کنید ندارید بلکه خطر رو در هر لحظه‌ای که سر می‌رسه به اصطلاح پنهان بدونید این فرهنگ فاجعهست یه کتابی هست به به نام د کچر آف دیزستر فرهنگ فاجعه ما چون تقدیرگرا هستیم ما چون جهان رو به ارث می‌بریم ما جهان رو نمی‌سازیم در نتیجه تمام مسئولیتو سپردیم دست تقدیر خداوند جهان مدرن‌ها با همون عقل اراده و توان انسانی بسیار نامطمئن و ناپایدار ساخته میشه به همین دلیل مدرنیته همیشه با یک وجدان معذب ناآرام و منتقد در می‌تونه ادامه حیات پیدا بکنه. مدرن‌ها هستن که همواره وضعیت خودشون رو بحرانی می‌دونن. مدرنیته یعنی زیستن در بحران مدام. بنابراین شما زمانی می‌تونید از خطرها جان به در ببرید که نسبت به خطرهایی که حتی الان کشف نکردید احساس ترس و نگرانی داشته باشید و حتی همه تلاشتون برای این باشه که ضعف‌هایی رو که حتماً در این جهانی که ساختید هست و نمی‌بینید کشف کنید. ما قربانی اون چیزی هستیم که فکر می‌کنیم می‌دونیم نه قربانی اونچه نمی‌دونیم و این رو مدرن‌ها می‌دونن. مدرن‌ها می‌دونن که اون چیزی که می‌تونن بدونن اینه که چه چیزی رو نمی‌دونن. ما قادر نیستیم هیچ چیزی بیرون از خودمون رو بشناسیم و از بودنش مطمئن بشیم. ما فقط می‌تونیم اون تصورات خطایی رو که داریم اون‌ها رو از بین ببریم. بنابراین تکنولوژی ویژگیش این هست که مخصوصاً تکنولوژی به اصطلاح رسانه و به وجود آمدن تصویر فر به اصطلاح فرهنگ تصویری و بعد انقلاب دیجیتال مهم‌ترین ویژگیش این هست که ذهن شما رو در از واقعیت جدا می‌کنه. شما برای اینکه از واقعیت جدا نشید که اگر جدا بشید در واقعیت مثل اینمونه که خوابآلوده بر لب دره راه برید اگر می‌خواید در این جهان در مطمئن باشین که تماستونو با این جهان واقعی از دست ندادید شما باید مدام به خطراتی که این تکنولوژی برای قدرت تشخیص شما برای ذهن شما برای قدرت قضاوت شما برای ارتباطی که شما با محیط مادی و انسانی خودتون دارید به این خطرات برات آگاه باشید. بنابراین نقد تکنولوژی با خود تکنولوژی در غرب متولد شده و با خود تکنولوژی گسترش پیدا کرده و با خود تکنولوژی در حال پیشرفته. بنابراین این چیزایی که من گفتم این یک دو جمله گفتم از یک میلیون‌ها کتابی که در نقد هر چیزی که انسانیه تاریخ انسانی مدرنیته تمدن تکنولوژی فلسفه بنابراین مدرن کسیست که به آنچه که می‌اندیشه تردید داره به اون اونچه رو که می‌اندیشه می‌دونه که حقیقت نداره ولی باید کشف کنه که در حقیقت چرا این توهم به وجود اومد؟ من د تا کتاب برای دوستان معرفی میکنم که جدیداً درآمده اسمش هست امپیر ایآی امپراتوری هوش مصنوعی نار سن در حقیقت رویاها و کاغوس هایی که حالا هوش مصنوعی به بار میاره هوش مصنوعی یک ابزاری مثل ابزارهای گذشته نیست شما بشر وقتی بمب اتمو ساخت بمب اتم برای اینکه ویران بکنه و منفجر بشه نیاز به تصمیم و عمل انسان داشت اگر انسان تصمیم نمی‌گرفت و انسان این بمب رو ازش استفاده نمیکرد این بمب هیچ خطری نداشت ولی هوش مصنوعی یک ابزار معصوم و خنثا نیست هوش مصنوعی ایجنسی داره یعنی فکر می‌کنه تصمیم می‌گیره و رو شما رو کنترل می‌کنه بدون اینکه شما بدونید. بنابراین ما برای انسان برای اولین بار چیزی ساخته که بر انسان حاکمه. یعنی انسان الان تحت سلطه ماشین قرار گرفته. هرچقدر که ما به این پیچیدگی‌ها بیشتر پی ببریم از آفاتش بیشتر در اعمال خواهیم بود و از جنبه‌های مثبتش بیشتر استفاده می‌کنیم. وگرنه اگر کورانه عصاها بزنیم لاجرم قندیرها رو گوش کرد. آقای موسوی خوش اومدید بفرمایید. سلام عرض می‌کنم خدمت شما آقای خلجی عزیز دوست عزیزم همطور دوستانی که در استج تشریف دارن و اتاق اگر ممنون از دعوتتون اگه اجازه بفرمایید من یک دو تا از دوستان دیگه صحبت بکنم بعد عرض میکنم یه مقدار دستم بنده گوش میکنم فعلاً اگه اشکال نداره نه خواهش میکنم آقای جیسن برگشتید شما بفرمایید متشکرم داشتم رانندگی میکردم خوب نبود مرسی آقای خلجی از وقتی که میذاریم برای این مسائل این مسائلی که راجع به آمریکا مطرح میشه میدونی برای من شخصیه از داخل اینجا تجربه میکنم یعنی الان که رانندگی میکنم این کمکهای قضیی درآمد پایین که منم جزش هستم الان قطع شده بعد هرچی که هر کی که خانواده دهی داره س۳ تا چار تا بچه داره راه افتاده دنبال اینکه حالا چه رانندگی بکنه چه کاری از آخر هفته بگیره اضافه و اینا که اینا رو بده و داره مثلاً یه خشمی داره پیدا میده داره به به یه اوجی داره میرسه این روزا توی این توی اینجاها این داستان ولی [خنده] آخری کی که شما گفتید توی این مکان و زمان و اون اونم جاییه که جریان ترامپ پیروز شده پیروز شد ولی این داستان یک سال پیشه از میان اون اطلاعاتی که ترامپو تشکیل میداد یک جریان فرهنگی بسیار انحصارگرا و مسیحی و نژادپرست اومده بالا و انقلاب فرهنگی در داخل جنگ ترامپ هم شاهد بودیم از اون موقع تا حالا حالا می‌تونیم تکتک افرادی که می‌دونین قبلاً با چرامپ همراهی می‌کردن و انگیش قربونی شدنو میتونیم مثلا بشماریم که چه جریانی بوده و چطور سرخم کرده ولی از همه میدونید تأسفارتر این پولدارایی هستن که بیلونرایی هستن که توی سال‌های اوباما مثلا از پیشرفتهایی میزدن که مثلای پیشرفتهایی رو میکردن که امروز توی یه دیگرسازی عجیب غریبی به تحت لوای ورکزم بهش مثلاً انگون سوبسیدا رم گرفتن که دولت عموم در راستای شرکتهای سبز و ایدهای پیش رو در اختیارشون قرار داده و حالا الان زانو زدن یعنی خیلی بخش بزرگی از ما فکر می‌کردیم که میت اینها تو بخش خصوصی مقاومت میکنن و مشکلساز شده به خاطر اینکه رسانه‌های که الان در اختیار این جریان هستش ما رو از این منع کرده که بتونیم روایت‌های خودمونو نمایندگی بکنیم. من تو پورتلند هستم و ما تو پورتلند در عکسالعمل به اینکه غذاها شده رستورانها و کافی شاپها همه دارن رقابت میذارن که صبحونه و ناهار حداقل یه حداقلی در اختیار افرادی قرار بدن که بیان با این کارتای چیزشون کمک فضاییشون بگیرن مجانی بگیرن بتونن ببرن سوپرمارکتها همه اینا این این هم این روحیه‌ای که اینجا هستش می‌دونید توی این جنگ رسانه و روایت و این‌ها در خارج از مرزهای شهر ما و ایالت ما اینجوری تعبیر میشه که مثلاً الان اینجا یه سری آدمای آنااناشی هست آناشیسم هستن که ساختمونا رو به آتیش دارن میکشن و ما مثلاً داریم میگیم یه سری آدمای قهوه‌ای بیرون بکنیم تا آمریکای سفیدو برگردونیم و تز تزای عجیب غریب که این تضاد میی از بچگی من از سمت ما بزرگم می‌شیدم توی جنوب ولی بخشی از روایت‌های زیادی بود که در آمریکا همیشه با همدیگه در رقابت بودن ولی توی این زمان قالب شده این نوع نگاه به دنیا که استیو بنن و سیو ملر و همین چارل کرک کشته شده اینا یه جمعیتی هستن که اینا رو نمایندگی میکنن این داستان ایآی خودش میدونی سناریوهایی که پیش‌بینی شده که چه نقشی روی خوات داشت روی آینده بشر بحث خیلی کتابهای زیادی بوده و دا فیلمهای زیادی هستش که در عالمی تخیلی که من همیشه سؤالم بوده که چرا ما ادبیات علمی تخیلی تو فارسی نداریم ولی این یه م بحث دیگهست ولی اینا هیچ کد میان و اینا اون جالب‌ترش اونایی که به بخش مذهبی به جریانات مذهبی داخل آمریکا نگاه داره و اتفاقی که الان داره میفته رو میشه از اون ضربین چیز کرد نگاه کرد و چطور داره ایآیو شکل میده به خاطر اینکه الان میدونید اتفاقی که داره میفته به صورت واقعی یعنی این دیگه فرد آینده نیست که ما چه اتفاقی در ا میفته اینه که خب این اگر بخواد یک آترن اجندا یک برنامه غیر از برنامه که بشر بشریت به این اآی معرفی می‌کنه رو پیگیری بکنه این برنامه چه خواهد بود؟ یعنی اینکه بحث اصلاً این نیستش که در تضاد بابا با ما باشه بحث این باشه که آیا این ذهنی که داره به وجود میاد در ایا این روحی که داره متولور میشه حالا ما اسم نداریم برای اینکه این چیزی که داره به وجود میاد این این چه برنامه‌ای در پیش خواهد داشت داستان خیلی داستانهای علمی تخیاری خیلی زیادی هستش ولی کاری که داره می‌کنه یعنی کاری که مدل‌های ایآی تا حالا کردن این بوده که مقاومتی که کرده در مورد دستکاری و آپگرید کردن اون سازنده هاش بوده یعنی چی؟ یعنی اینکه ورژن مثلاً ه وقتی که ورژن ۴ رو بهش معرفی کردن نصب کردن و اینا نشون داده که در جاهای دروغ گفته نه دروغی که بگیم مثلاً ایلان ماس گفته که به ما بگو که در آفریقای جنوبی سفیدوسا رو کشتن نه خود اون ایآی هی داره مقاومت نشون میده الان در مقابل انسان‌ها که میخوان بهش بگن که جوری دیگری رفتار کن یعنی بحث محتواش نیست بحث فرم رم این مقاومته که در مقابل تغییراتی که ما داریم بهش میدیم داره مقاومت میکنه و اگه آدم بخواد تخیلشو به کار ببره من تصور میکنم حالتی با که اون جریان مذهبی و جریانی که الان در صدر کار هستند اگه بخوایم از آینه آینده به گذشته نگاه بکنیم میگیم که چه کسی در این زمان خرابکاری رو کرد که به این بحران انجام نقشی که اونا دارن ایفا میکنن توی این سیستم فکری ما و مطبوعات رسانه‌های ما در ایآی یه سری انگریینتهای ناخوشایند که در کنار هم هستن که اینجا داریم تجربه میکنیم همین خیلی حرف زیاد دارم ولی من هر حرفی میزنم میدونی تجربات خودم به شما راجع به هر کین حرفا ۱۰ تا کتاب خوندین زیاد دیگه وقتتونو نمی‌گیرم ولی مرسی از وقتی که می‌زنید. بله ممنونم دوست عزیز. ببینید هم اشکال همین نوع نگاهیه که ما انتظار داریم که جهان قشنگ‌تر از این که هست باشه. در حالی که تفاوت ما با انسان غربی اینه که برای غربی‌ها واقعیت و و تلاش برای اطمینان از اینکه در واقعیت زندگی می‌کنه مهم‌ترین مسئله است. واقعیت مادی و محسوس و در حقیقت فکر از تجربه محسوس آغاز میشه اما این به این معنا نیست که واقعیت بهشته بهعکس برای انسان غربی از زمان هومر تا الان واقعیت این جهان تراژیکه شر مطلقه این جهان یعنی جهانی که انسان‌ها برای اینکه دست به شر نزنن مرتکب به بدی نشند توانایی لازم رو ندارن. یعنی انسان نمی‌تونه خطا نکنه. انسان نمی‌تونه بدی نکنه. برای اینکه بدی نکنه باید یک نیروی عظیم فکری و جمعی بگذاره. اخلاق درست کنه. نظام تعلیم و تربیت درست بکنه و همواره تمام این تدبیرها، نهادها، نمی‌دونم اندیشه‌ها، اصول همواره ناقصن، همواره ناپایدارن. پس ما چه خوب که در جهانی زندگی می‌کنیم که شره. چرا؟ به خاطر اینکه گرچه شره ولی شره چون انسان آفریده برای یونانی‌ها جهان جهان شما گفتید چرا ما رمان تخیلی نداریم؟ به خاطر اینکه ما تخیل رو واقعیت می‌دونیم. اون چیزی رو که تخیل می‌کنیم واقعیت می‌دونیم. ما ایمیج و ایم ایماجینیشن و ایمیجنری رو با واقعیت یکی می‌دونیم. بنابراین تخیل برای ما معنی نداره. برای غربی‌ها اونچه که هست فقط تخیله. شما بیرون از مرزهای پوستت هیچ چیزی نداری و هیچ راهی هم به بیرون نداری. پس تنها چیزی که داری تخیله. جهان یونانی با تخیل ساخته میشه. جهان غربی، جهان مدرن با ایده‌هایی که شما تخیل می‌کنید ساخته میشه. درست به همین دلیله که می‌تونی تغییرش بدی. درست به همین دلیله که مسئولیت تغییرشو داری. درست به همین دلیله که می‌تونی راهی که هرگز به فکر هیچ‌کس نرسیده برای برون شد از مهم‌ترین بحران‌ها بیاندیشی. ولی برای ما جهان یک هستی از پیش تعیین شده تغییر ناپذیر غیر انسانیست. بنابراین وضعیت موجود ما همیشه موجوده. پس اگر ما بدونیم که این جهان شر ذات این جهانه شر در تار و پود این جهانه ما نمی‌تونیم شر رو از بین ببریم ما فقط می‌تونیم شررو بفهمیم و می‌تونیم تخیل اخلاقی تخیل سیاسی تخیل علمی تخیل اجتماعی و تمامی ادراکات و توانایی‌های خودمون رو برای مهار این شر و امکان همزیستی ایجاد بکنیم به کار بگیریم اگر بشر بشر تا امروز زنده مونده درست مدیون تخیلشه نه مدیون چیزی از بیرون برای یونانی‌ها الان ما به اصطلاح این فیلمی ساینس فیکشن و اینها هست یونانی‌ها هم از ارواح خبیثه و نمیدونم اساطیری استفاده می‌کردن که از ناکجا و از دل تاریکی میومدن و زندگی بشر تهدید می‌کردن درمر انسان موجودیست که به میل اصلیش به شرح هست به تاریکیست در جهان یونانی هزار تو یا لابیرنت در حقیقت واقعیتیست که انسان درش زندگی می‌کنه ما نمی‌دونیم هر روز صبح از کدام در این جهان وارد میشیم و شب در از کدام در خارج میشیم و هر روز و هر لحظه این جهان برای ما ناشناخته است چون ناشناخته است چون تنها چیزیست که ما می‌دونیم ناشناخته است می‌تونیم بشناسیمش ما باید به قدرت انسان قدرت اراده انسان قدرت ایده‌های انسان، قدرت تخیل انسان قدرت انسان برای خلق فرم قدرت انسان برای شکستن فرم قدرت انسان برای ساختن فرم‌هایی که هرگز به وجود نیامدن ایمان بیاریم. مشکل ذهنیت ایرانی اینه که نیروی سازنده و آفریننده جهان خودش رو بیرون از خودش می‌بینه. به همین دلم هست که در سیاست هیچ تخیل نداره. ما در عصر این کاری که کردیم پادشاهی قاارو تموم کردیم یه نفر اومده بود می‌خواست جمهوری برقرار بکنه ما گفتیم نطور رو خدا تو هم باز بشو پادشاه انقلاب کردیم علیه اون یه آخوندو کردیم باز پادشاه یعنی ما در امکان تغییر وضع موجود به خودمون اعتباط نداریم چون به خودمون اعتماد نداریم فکر می‌کنیم وضعیت موجود از بیرون باید عوض بشه نه وضعیت موجود یعنی اونچه که ما وضعیت موجود می‌بینیم یم و می‌تونیم اون چیزرو که نیست تخیل کنیم. ما فقط و فقط با اونچه که نیست می‌تونیم از در برابر شر مقاومت بکنیم. نه اونچه که هست نه آونچه که به ما دادن نه آونچه که ما داریم. پس از جهان شرا شرآمیز از جهان تاریک از جهانی که انسان در برابرش بی‌دفاع‌ترین جانوره نترسیم. چرا؟ بهخاطر اینکه انسان هزاران ساله که با نیروی نامحسوس تخیلش توانسته دوام بیاره ولی این بازم می‌تونه دوام بیاره. بله خیلی ممنون آقای مجتبی بفرمایید سلام ممنون و استفاده کردم از این از این هرموتیک تخیلی که جناب خلجی باز کردن من می‌خواستم در مورد اینی که آقای ممدانی امروز برنده بود این رو خ به طور خیلی خلاصه پیروزی پپولیسم دموکراتیک بر پپولیسم ایدئولوژیک بنامن یکی از ارقامی که بسیار جلب توجه کرد حداقل توجه من رو به خودش جلب کرد امروز این هستش که دو سوم یهودی‌های زیر ۴۴ سال در نیویورک به ممدانی رأی دادند. دو سومه و ممدانی کسیست که گفت اسرائیل در غزه داره نسلکشی می‌کنه و این پپولیسم دموکراتیک در تمایز با پپولیسم ایدئولوژیک فرقشون این هستش که پپولیسم ایدئولوژیک یک ایدئولوژی رو از قبل برساخته یه نسخه‌ای برای بهروزی بشر بشر و به زور اسلحه و به زور تحمیق گسترده از بالا این ایدئولوژی رو می‌خواد به جامعه تحمیل بکنه. در مقابلش پپولیسم دموکراتیک چون جنسش دموکراتیکه از پایین جامعه به اصطلاح درس می‌گیره. و مثل رفتار برنی سندرس یا ممدانی یا خانم الکسندرو اوکاسیو کورتز نماینده کنگره آمریکا از نیویورک اینا ترجمان به زبان ساده مردم به فهم نیازهای دموکراتیک جامعه هستند که اینو میان تو توضیح می‌کنن تو ببخشید اینو میان برای مردم تبیین می‌کنند و مردم در قالب پپولیسم دموکراتیک امروز جواب بسیار محکمی دادند به پاپولیسم ایدئولوژیک ترامپ که نژادپرستی و مسیحی مسیحیت به اصطلاح استعماری رو به [خنده] صورت یک ایدئولوژی به اصطلاح نسلکشانه از بالا داره به مردم آمریکا تحمیل می‌کنه و امروز مهم‌ترین داده این انتخابات بسیار امیدوار کننده در این که یک مسلمان شیعه سوسیال دموکرات و نه کمونیست برنده شده اونم با چه با چه اختلاف رأیی و الان اگه دقت بکنید ببینین طرفداران آقای کمومو و ترامپ و ایلان ماسک و سایر کسانی که از این ایدئولوژی ببخشید پپولیسم ایدئولوژیک دفاع میک دفاع می‌کنن و و این رو خواستن دوباره در نیویورک به مردم تحمیل بکنن ببینین از یک طرف چه تلاشی رو دارن به کار می‌برن برای اینکه پپولیسم دموکراتیک رو بگن پپولیسم ایدئولوژیکه یعنی چی؟ یعنی ممدانی یک تروریست مسلمان است یا یک کمونیست است از طرف دیگه خامنه‌ای و طرفدارانش میگن بیا ببین پپولیسم دموکرات پپولیسم ایدئولوژیک نمی‌دونم اسلام ناب شیعه کوفت و زهر مار در نیویورک هم برنده شده خب خوب دقت بکنید به اینی که طرفداران مختلف یعنی انواع مختلف پپولیسم [خنده] ایدئولوژیک می‌خوان پپولیسم دموکراتیک ممدانی رو تبدیل بکنند یا تبیین بکنن به عنوان پپولیسم ایدئولوژیک برای چی؟ برای اینکه از جنس خودشون بشه برای اینکه از جنس خشونت بشه ممدانی پیروزی پیروزی ممدانی پیروزی خشونت پرهیزی بر خشونته اون چیزی که در اول انقلاب در ایران میزان رأی ملت هست. نکته دیگه‌ای که می‌خواستم عرض بکنم این هستش که اون مدرنیته‌ای که در در این و این در اشاره به برخی از فرمایشات آقای خلجیست اون مدرنیته‌ای که به ایران باهاش روبرو شد و بخشند چون از بیرون آمده بود از بیرون جامعه از خارج از خارج از فرهنگ بومی جامعه سنتی ایران اومده بود مثل یک معجزه به اصطلاح باهاش رفتار شد این نه تنها غریبه بود این مدرنیته نه تنها از بالا تحمیل شد به اغلب جامعه که اینو درکش نمی‌کردند بلکه به سم استعمار آلوده بود. مدرنیته‌ای که به سم استعمار آلوده بود در نتیجه در اروپا مدرنیته بومی بود ولی در ایران اون چیزی که ما به اسم مدرنیته تجربه کردیم از زمان عباس میرزا به اینور یک به اصطلاح یک فرهنگ نگ غریبه وارداتی بود که به وسیله استعمار مسموم بود. در نتیجه واکنش ناخودآگاه جامعه رو برانگیخت در مقابلش تا جایی که مثلاً برخی از این فقهای شیعه گفتن دوش گرفتن حرام است. اینو فقط به عنوان یه مثال عرض می‌کنم و این برمی‌گرده به واکنش ناخودآگاه جمعی به قول به اصطلاح یونگ ناخودآگاهی جمعی وقتی که واکنش نشون میده واکنش بسیار ریشه‌ای و بطعی نشون میده که که بنیان بر بنیان براندازه در نتیجه ما می‌بینیم که آقا مصطبی فقط ببخشید وقت اتاق خیلی محدوده اگر لطف کنید تم بکنم صورت بکن صحبتتونو به پایان مرسی بله پپولیسم ایدئولوژیکی که الان در ایران فاشیسمش در قدرت هست یه واکنش ناخودآگاه ناخودآگاه گاهی جمعی استبداد نهادینه شده در ناخودآگاهی جمعی ایرانیست که به اسم ایدئولوژی اسلام خودش رو با در قالب پپولیسم ایدئولوژیک از بالا به زور و با تحمیق می‌خواد به جامعه تحمیل بکنه. حالا به عنوان کلام آخر عرض می‌کنم همین رو اگر ببینید در پپولیسم ایدئولوژیک ترامپی در آمریکا که چگونه مخرج مشترکش با پپولیسم دموکراتیک ممدانی یه نوع خشم فروخورده ناخودآگاهه نسبت به اینی که انسان آمریکایی در این در اینجا حس می‌کنه که سنت‌هایی که باهاش آشناست از بین رفته یا در حال از بین رفتنه. در نتیجه در دو لباس مختلف یکی لبا در لباس پپولیسم ایدئولوژیک نژادپرست نسلکش ترامپی و پپولیسم دموکراتیک ممدانی دو نوع خشم فروخورده ناخودآگاهی جمعی رو داره نمایندگی می‌کنه. یکیش اما دموکراتیکه یکیش فاشیستی مرسی بله ممنونم از شما بله با برخی از چیزایی که گفتید موافق هستم ولی توجه داشته باشین که من اول صحبتم عرض کردم که مشکل ترامپ نیست بلکه ترامپیزمه و مسئله ترامپیسم مسئله آمریکا نیست بلکه مسئله جهانیه این به این معناست تمامی ما که در این جهان دیجیتال زندگی می‌کنیم و در حقیقت به دورانی پا گذاشتیم که همه چیز تغییر کرده جنگ معنیش عوض شده قدرت معنیش عوض شده روابط و مناسبات اقتصادی متحول شدن ارزش‌ها عوض شده در این جهان همه ما مسئول وضعیتی هستیم که درش هستیم یعنی ترامپ یا خامنه‌ای یا هیتلر هرگز به عنوان یک انسان قدرت ندارن که بر میلیون‌ها انسان دیگه فرمان برانن. مسئله اون جامعه‌ایست که هیتلر رو می‌سازه. اون جامعه‌ست که خامنه‌ای رو می‌سازه و اون جامعه‌ست که ترامپو می‌سازه. به خاطر همینه که مسئله جدیست. وقتی میگید پاپولیسم یعنی یک جامعه‌ای دچار یک سری آفت‌ها، خطاها و ناتوانی‌هایی شده که نمی‌تونه به مصلحت خودش تصمیم بگیره و اراده خودش رو در راه کاملاً خلاف مصلحت فردی و جمعی از دست میده. بسیاری از کسانی که به ترامپ رأی دادن در آمریکا کسانی بودن که در دوره اول از قربانیان سیاست‌های به اصطلاح بهداشتی و مسئله کرونای ترامپ بودن از نظر اقتصادی ضربه خورده بودن ولی این جامعه عصر ما چه در ایران چه در کشورهای دیگه انقدر انسان‌ها رو مستعثل کرده انسان انقدر اعتماد اجتماعی و هم‌بستگی اجتماعی رو تضعیف کرده انقدر ارتباطات انسانی رو مختل کرده انقدر تنهایی انسان‌ها ها رو عمیق کرده که آدم‌ها ترجیح میدن به توهم امید و امید توهم دل ببندن تا از کابوسی که درش زندگی می‌کنن رهایی پیدا بکنن. پس ما با یک جامعه بحران‌زده، با یک انسان بحران‌زده، با نهادهای بحران‌زده، با نظام اقتصادی و سیاسی و فکری بحران‌زده مواجه هستیم، هم خطر بسیار پیچیده‌تر از اون چیزیست که ما می به نظرمون می‌رسه و هم مسئولیت یک مسئولیت مشترکه. یعنی کسی نمی‌تونه ما رو گول بزنه و ما مسئولیت گول خوردن رو از خودمون وا بگذاریم. قربانی بودن رو باید تبدیل کنیم به مسئول بودن و برای خروج از این وضع امکان اینکه یک جامعه‌ای فقط با کمک از بیرون یا کمک چار تا رهبر بیرون بیاد وجود نداره. الان همه چیز نامتمرکزه. دشمن جامعه دشمن نامرعی و نامتمرکزه و به همین دلیل به یک بسیج اخلاقی به یک انقلاب معنوی و به یک اراده جمعی نیاز بله خیلی ممنون آقای موسوی در خدمت شما هستم آقای خلیجی مایکتون لفان میم بله ضمن سلام مجدد آقای خلج مثل همیشه استفاده کردم از مطالبتون از اونجایی که البته وارد اتاق شدم خدمت شما یک کامنتی داشتم در با تایتل یک دوستی گفتن که به اصطلاح مسئله آقای مندانی مسئله اینکه ایشون مسلمون شیعهست یا نمیدونم چی چی اینا ایناش مهم نیست مهم اینه که چیکار کرده چیکار می‌خواد بکنه من با این کاملاً موافقم ولی می‌خوام توجه ایشون رو جلب بکنم به این مسئله که آقای ممدانی نبودن که رو این موضوع در واقع تمرکز کردن یا اینو برجسته کردن ایشون فقط هویت خودشون رو مخفی نکردن مثل خیلیایی که خجالتی هستن حالا چه مسلمان اسمشو بذاریم خجالتی چه هرچی با هر ایدئولوژی به هر فرمی خجالتی به اصطلاح محسوب میشن ایشون خیلی سریح گفت من عقایدم اینه بکگراندم اینه اگرم بیام این برنامه‌ها رو اجرا می‌کنم اینا به خاطر اینکه ایشون مسلمون هست رو این خیلی تبلیغات کردن حالا به مقدارشم به کاهتدون زدن به اصطلاح خودمون این اکانت‌هایی که اخیراً معلوم شد که از اسرائیل و جای دیگه هم تغذیه میشن بعضی از این جریانات افراز افراتی که تو کلاب‌هاسم میان نمی‌دونم تو این اتاق حالا میان یا نه ولی که در صورت میان یه لجم پراکنی و ترش کردن به اصطلاح یه جوری زدن تو صورت خیلی از کسایی که موافقش نیستن و حالا یه اجندایی دارن اونو بالا ببرن که اینا اعلام شده همون‌ها با در سطح چیزای امریکاشم خیلی تلاش کردن حتی تا رسونده بودن به اینکه اینو بچسبونن به ایران که هیچ ربطی به ایران و نمی‌دونم گشت ارشاد می‌خواد را بندازه دروغایی چیز کردن ایشون یه انسان آدم سکولاریه یک مسلمان اصلاً اسلام سیاسی رو در واقع دنبالش نیست تو اجندا و برنامه‌هاش این همون چیزیه که توی قانون اساسی آمریکا هست که آزادی مذاهب رو به رسمیتشه و پروتکتشون می‌کنه تو اون چهارچوب برای مسلمونا هم در واقع این رو قائل همین وگرنه اصلاً اون طیف یهودی‌ها و مسیحیهای زیادی که توی همین نیویورکش که قطعاً استقبال ازش نمیکردن یا خیلی سرد بود خیلی معمولی این بس یک نکته بود از اون طرف به ایشون خیلی حمله شد و مجبور شد و بلد شد و خب دیگه انقدر اسناد و مدارک به اندازه کافی وجود داشت همون عکس فقط خانمشو دموکراتهای پروگرسیو البته من اینجا اینا رو پپولیست اسمشون نمی‌ذارم هم پروگرسیوا یک هویتی دارن همین آقای برنی سندز یکی از نشون چیزاشونه خانم کرتزا امسالهم اونا رو برجسته کردن این خانمش اصلاً یه مسلمان سوریصله که در واقع خانواده سوری در تگزاس که به هر حال حتی حجاب چیزم سرشون در واقع نیست و به هر حال خیلی سریع اینا رو خنث کردن و جوونا یک موج جدید ایجاد کردن من معتقدم این موجه ادامه پیدا خواهد کرد تا انتخابات سال آینده همین ماه نوامبر که برای مجلس نمایندگان هست و احتمال میدم خیلی خیلی بالا که با این عملکردی که در ارت دانستیک پالیسی آقای ترامپ من بین‌المللیشو حالا عرض نمی‌کنم ولی در داخلی انجام داد مسائل اقتصادی و مسئله افزایش بیکاری و این‌ها خیلی خیلی وحشتناک بود این موج در واقع همینجوری پشت سر هم یه بهمن بشه و اکثرت مجلس نمایندگان از دست جریان جمهوریخواه خارج بشه و آقای ترامپ ون رو از دست بده حالا سناتور سنا رو مطمئن نیستم فکر نمیکنم نمی‌دونم حالا ولی این نکته که چون یه اتفاق دیگه هم رخ داد همزمان در همین ایالت بغلی ما ویرجینیا که سوئینگ استیت هست ایالت چرخشی هست اونجا هم با فاصله بالای ۱۵ در واقع این خانم فرمانده اولین خانم فرماندار اولاً تاریخ دولت ویرجینیا در واقع انتخاب شد دومم این که اونجا هم یه معاون خانمی که در واقع بکگراند مسلمونی داره اونم سکول لار باز انتخاب شد د تا شهردار دیگه مسلمون در ایالات میشیگان انتخاب شد یکیشون که طرف آقای ترامپ شهردار قبلی که اونم شیعه مسلمان لبنانی بود به عنوان سفیر در تونس حاضر میشد و انتخاب شد جایگزین اون با فرد دیگه‌ای مشابهش رأی آورد حالا اینا چیزای کوچیکها حاشیه‌هاش بود خورده‌هاش بود ولی فرماندار بیرتینیا و شهردار نیویورک فکر می‌کنم یک اتفاقیه که تا سال آده این موجش در در واقع تقویت خواهد شد. یه بخش زیادیش عرض کردم بیشتر به عملکرد سیاست داخلی آقای ترامپ برمی‌گرده. اما سؤالی که من می‌خوام اینجا از آقای خلجی عزیز مطرح کنم در حوزه تکنولوژی هست. یه جورایی رشته من برمی‌گرده و من مثلاً بیشتر الان ایران هست احساس می‌کنم ممکنه وقتی سو برداشت بشه. این چون به هر حال اتاقها ضبط میشن و این برابر ممکنه کد بشه. می‌خوام اینو یه مقدار مطمئنم منظورشون این چیزی که اونجا ممکنه برداشت بشه نیست ولی اینو سریح‌تر پاسخ بدن یه جمله‌ای فقط گفتن که فقط باید آموزشو یاد بگیرن ولی یه ذره ترس از اینکه یا اینکه این شر مطلق نمیگم حالا به هر حال این چیز خیلی خطرناکی و در آینده قراره چی بشه ممکنه خیلی از کسایی که داخل ایران هستن و همش دنبال اینن که به اصطلاح تکنولوژی رو محدود بکنن آلردی بای دیفالت یعنی تنظیمات کارخانهشون اون ه اونا رو به این نتیجه که خب ما که نمیگیم آقای خلجی داره میگه که به هر حال منتقد حکومت جمهوری اسلامی هم هست و من مثالشم براتون بزنم این بود که به هر حال آقای پزشکی هم سال اول که به اصطلاح رأی آورد یکی از بعده‌هاش که رفت فیلترینگ بود رفت که همه این مجموعه‌ها رو ببره از بین ببره ببخشید فیلترینگشو از بین ببره ولی در حال یک حمله‌ای بهش شد د تاشو فعلاً تونست سال گذشته الانم درست در آستانه همین هفته یعنی چون اصلاً سخنرانی کانفرانس مطوعاتیشونو کنسل کرد تا تکلیف این فیلترینگ معلوم بشه که می‌تونه یا نمی‌تونه حداقل د تا از یکی دو تا از پلتفرم‌ها رو بازم رفت فیلتر کنه همین الان جنگ اونه و خب اونا همش همین حرفا رو می‌زنن که ای داد بیداد این ما نمیگیم کل دنیان هوش مصنوعی و چی و تکنولوژی داره علم می‌کنه ول میکنه نابودمو می‌کنن خلاصه این رو هم به دلایل دیگه غلطی که دارن مطرح می‌کنن اضافه در واقع ممکنه بکنم و از این جهت فکر کردم شاید یه توضیح تکمیلی بیشتری آقای قلج بدن بهتر باشه. سوال دومم این بود که در ا فرمودن تکنولوژی کلاً زاده غرب و این‌ها خواستم در ارت با به اصطلاح علم و تکن سابقه علم و تکنولوژی حالا چه الان تاپیکش چه در آینده مفصل‌ترش اگه بفرماین توضیح بدن در دنیای شرق و حتی در غرب قبل از چیز اون اتفاقات اندلس و این‌ها رنسانس مسلمونایی که اونجا بودن و همون منطقه کردبا و حاکمیتی که اونجا بوده و خود منطقه اینورترش تو ایران و جاهای دیگه ابن سینا و خارزمی و خیلی خیلی دامنهش وسیه. نقش اون‌ها در پدید آوردن به اصطلاح تکنولوژی و این‌ها رو هم اگر یه مقدار بیشتر راجع بهش توضیح بدن ممنون میشم. همین همین جا من الان عرضم رو متوقف می‌کنم. یه کامنت آخرم دارم که در را با آقای مندانی به خصوص بعضی از دوستان ایرانی چه اونایی که حالا حامی ترامپن به خاطر اینکه میگن نمیدونم ایرانو چیکار می‌کنه چه اونایی که حامی این طیف آقای مندانی هستن دارن یه جوری تبلیغ می‌کنن که این دو تا باید با همدیگه شروع کنن بکس بازی و این‌ها من کاملاً مخالف این موضوع هستم بحث انتخابات دیگه تموم شد به عنوان کسی که همینجا هم رأی میدم البته من با آقای ممدانی نمی‌تونستم رأی بدم چون حوزه انتخابی ما نبود ما فقط ساپورت‌های یه خورده حمایت‌ها رو انجام دادیم ولی ولی به عنوان کسی که به هر حال ما اینجا هستیم داریم زیست میکنیم این جو هم فکر میکنم جو درستی نیست چون ایشون باید دلیور کنه وعده‌هایی که داده و اساساً به خاطر اون وعده‌ها خیلیا جذبش شدن و منتظر اجرای اونها هستن و اجرای اون‌ها با دفتادن با رئیس دولت اون کشور که بخش مهمی از بودجه‌های فدرال هست با این روحیه‌ای که شما ایشون می‌دونید که چقدر به اصطلاح مودی هم هستن روحیات خاصی که ایشون دارن به نظر من در تضاده که بخوام جو این دامن هم بزنیم بگیم که آقا شروع کنن این طیفیا به اون طیفیا که بزنیم بریم آقای شهردار باید بره بذار تو دهن آقای ترامپ بله سیاست‌هایی که حالا در خلاف اون وعده‌های ایشون هست به حوزه انتخاب در تعارض با اونا جواب آقای ترامپو داده ولی در ادامه ایشون باید دلیور کنه به وعده‌هاشو بایستی اون چیزی که من خیلی خیلی واقعاً آموز آموختم از امریکا پدید موضوعی به نام کامپرومایز یا سازش زش چیزی که تو ایران فحشه اصلاً آمریکا تولدش با کامپرومایز بوده چندین استیت و این‌ها اون موضوع سازش در رابطه با بین ایشون و آقای ترامپ هم به نظر من باید تشویق کرد که پیدا بشه و اینها باید با همدیگه بتونن همکاری هم بکنن یه جاهایی که اشتراکات دارن اون جاهایی که اختلافات از سر جای خودش که بامیستن خیلی ممنونم از این فرصت آقا سلام عرض می‌کنم خیلی خوشحالم صداتونو می‌شنوم بعد از مدت‌ها امیدوارم که خوب باشه باشید ببینید شما جای شما البته در ایرانم خالی بود انشاالله که همه هموطنانی که این طرف تشریف دارن همه یک روزی خیلی زودتر از اون چیزی که فکر می‌کنن انشاالله دیگه امید ما به شماست دیگه آقای خینیان یه کاری بکنین که ما هم بتونیم بیایم اختیار دارین دوستان دیگه هم دارن شنیدم که باالم دارن برای رفت و آمد سلامت باشید بله البته من رفتم مشکل نداره برگشتم مشکل داره مثل سفر آخرت می‌مونه ولی به هر حال ببینید آقای خینت چند تا نکته یکی اینکه اونچه که من گفتم در حقیقت یک جمله از هزاران کتاب و تحقیقست که متخصصان کردن و من برخیشو در گروه واقع فلسفه گذاشتم و برخی دیگرم می‌گذارم حالا امشب بنابراین این وضعیت هشدار در جامعه فکری و دانشگاهی و روشنفکری غرب از مدت‌ها پیش یعنی عرض کردم که مسئله ماشین و تکنولوژی مسئله مسئلیست که با خود فلسفه یونان به وجود میاد و همیشه مسئله ماشین مهم بوده و تکنولوژی مسئله فلسفی بوده بنابراین چیزی نیست که من بگم اگر شما این برخی از این چیزا حالا یا گزارش‌ها رو یا دیتاها رو یا تحلیلا رو بخونین واقعاً دچار وحشت میشین یعنی واقعاً آدم می‌ترسه در از اینکه در چه دنیای زندگی میکنه پس این یه نکته و بنابراین حرف من نیست نیست اگر شما نکته‌ای دارین خب خیلی خوبه که اون استدلالا یا گزارشهایی که شده رو به اصطلاح نقد کنید نه حرف منو من حرفم از خودم نبود نکته بعد اینه که درست همین تکنولوژی دیجیتال هست که به بقا تداوم گسترش و تثبیت نظام‌های اقتدارگرا در جهان از جمله ایران کمک کرده ایران با تکنولوژی به طور مطلق با تکنولوژی مشکل نداره با آزادی و دموکراسی مشکل داره. ایران خطرناک‌ترین تکنولوژی‌ها رو در دست داره و خودش رو محق می‌دونه که به تمام اون به اصطلاح امکانات تکنولوژیک غرب نظامی و امنیتی و نمی‌دونم اطلاعاتی داره از همون استفاده کنه. آم ایران یه کشوریست از نظر اقتصادی کاملاً ورشکسته ولی داره از نظر هسته‌ای و نظامی می‌خواد با پیشرفته‌ترین کشورهای جهان ابرقدرت‌ها رقابت کنه. بنابراین از نترسید از اینکه من حرف من به دست جمهوری اسلامی آتو بده. بترسیم از اینکه جامعه از این موضوع ناآگاه باشه و فکر کنه مسئله مسئله حکومته. نه. ما الان یک فدراسیون سیاه نظام‌های توتالیتر داریم که تمام این نظام‌ها با همدیگه همکاری تکنولوژیک و امنیتی می‌کنن برای اینکه باقی بمونن. یعنی ایران مشکل ما با ایران فقط مشکل ما با جمهوری اسلامی نیست بلکه مشکل ما با یک شبکه‌ایست که یک سرش ژاپ چینه یک سرش روسیهست یک سرش ورزوئلاست و قدرت دولت‌ها برای سرکوب و کنترل جامعه و تداوم اقتدارگرایی بسیار بسیار بیش از گذشته شده و بهعکس جوامع دموکراتیک به شدت آسیب دیدن و می‌بینن یعنی نظام‌های دموکراتیک نهادهای دموکراتیک اکتیویسم نمیدونم جنبش‌های مدنی در قرن بیست و یکم کارنامه بسیار ضعیفی دارن درست به دلیل این تکنولوژیست که امکان به اصطلاح سیاستورزی شهروندان رو کاهش داده این نکته دوم نکته بعد راجع به اینه که ایران ممکنه هزار تا حرف بزنه ایران رسانه‌های جمهوری اسلامی میگن بله این آقای مسلمان شیعه که اومده نشسته نشان دهنده پیروزی اسلام بر کفره خب خب بگم اولاً که جمهوری اسلامی و رهبرانش هیچ موقع دنیایی رو که درش زندگی می‌کنن نمی‌شناختن و نمی‌شناسن. تصوع اینکه با اسرائیل و آمریکا دشمنی دیرین و سازش ناپذیر دارن هنوز که هنوزه از اسرائیل و آمریکا اطلاعاتشون فقط در حد توپ و تانکه. هیچ شناختی از ذهن سیاسی از ماشین سیاست‌گذاری از فرهنگ سیاسی و جامعه دشمنشون ندارن و تصوراتشون راجع به نه تنها آمریکا و اسرائیل بلکه درباره جهانی که درش زندگی می‌کنن تصوریست کاملاً توهم آمیز و مبتنی بر به اصطلاح شخصیت خودکامه و سرکوبگر بنابراین همه حرفی می‌زنن راجع این‌ها در جنگ ۱۲ روزه آسیب دیدن ولی با روایت دروغ می‌خواستن بگن ما برنده شدیم. از این طرف هم اونچه که رهبران کشورهای دموکراتیک رسانه‌های دموکراتیک میگن با اونچه که در واقعیت می‌گذره هیچگونه نسبتی نداره. یعنی رسانه واقعیت نیست. اخبار خبر نمیده خبر می‌سازه. رهبران سیاسی از رتوریک سیاسی از رسانه از به اصطلاح تصویر استفاده می‌کنن برای اعمال قدرت. بنابراین اونچه که در تصاویر تلویزیونی می‌گذره، اونچه که در شبکه‌های اجتماعی می‌گذره، اون چیزی نیست که در شبکه نامرعی قدرت می‌گذره و ما الان فقط با حکومت‌ها مواجه نیستیم، بلکه نیروهایی که جامعه رو تهدید می‌کنن از شرکت‌های چند ملیتی گرفته تا به اصطلاح لاوی‌های اقتصادی گرفته تا انواع و اقسام بازیگرانی که هرگز چهره ندارن و نشون نمیدن اون‌هاست که خطره. اگر شما بدونید که حکومت فقط می‌تونه آزادی شما رو تهدید بکنه، دشمنتونو می‌شناسید. ولی در آمریکا بسیاری از به اصطلاح سازمان‌های ادوکسی و مدافع حقوق مدنی این‌ها از هم پاشیدن به دلیل به اصطلاح مداخله دیجیتالی که از بیرون آمریکا میشدن. الان انتخابات مشکل اصلی انتخابات در کشورهای دموکراتیک به اصطلاح مداخله دیجیتال نیروهای قدرت‌های پنهانه یعنی انتخابات دیگه درش تقلب نمیشه بلکه با الگوریتم‌ها کاملاً چیزی میشه که واقعیت نداره رابطه سیاست با واقعیت رابطه آگاهی ما بایت دچار اختلال شده بنابراین این باید بهش آگاه بشیم. شما اگر شهروند رو آگاهی دیجیتال سواد رسانه ندید او رو قربانی نیروهایی کردید که بی از هر دشمنی برای اون جامعه بدترن. جامعه ایران مثل همه جوامع دیگه با مهم‌ترین خطری که مواجه هست خطر از دست دادن قدرت تشخیص واقعیت و تصمیم‌گیری درسته و این فراتر از این جمهوری اسلامی و نمی‌دونم آمریکاست. این وضعیتیست جهانی. پس اگر در آمریکا ما هنوز می‌تونیم از خاکستر دموکراتیک حرف بزنیم به دلیل اینکه بچه من از دبستان کلاس سواد دیجیتال داشته بهش یاد دادن که چگونه از اینترنت استفاده کنه. ما در جهانی که زندگی می‌کنیم کاملاً جهانیست بریده از واقعیت یعنی جهان تصویر و اگر این مرز بین واقعیت و تصویر رو تشخیص ندیم اونوقت دیگه به جنگ‌های نظامی نیازی نیست تکنولوژی دیجیتال جنگ رو تبدیل کرده به جنگ در میدان سایوری و جنگ نه با جسم و خون شما بلکه با ذهن شما با دستکاری در قدرت ادراک شما قدرت قضاوت شما اونچه که جوامع رو قربانی سرکوب میکنه دیگه این نیست که برای هر کس یه دونه پاسبون بذارن بلکه الان دولت‌ها از طریق همین اینترنت هست که شدیدترین نظارت رو بر شهروندان دارن و شهروندان هیچ آگاهی ازش ندارن اگر در جا ایران و جاهای دیگه بسیج اجتماعی بسیج به اصطلاح عمومی و بسیج اعتراض مدنی به جایی نمی‌رسه به دلیل اینکه امکان بسیج عمومی در تمام دنیا توسط تکنولوژی از بین رفته و این تکنولوژی به جدایی انسان‌ها به اختلال در ارتباط اون‌ها به عدم تفاهم به از بین بردن توافق کمک می‌کنه اما در آمریکا باز هم مسئله آقای ترامپ علیه آقای ممدانی نیست مسئله حتی از دولتم فراتره یعنی نیروهایی با هم رقابت می‌کنن که نماینده عمومیشون این‌ها هستن. آقای ممدانی هم مسلمون شیعهست. هر کسی که هست اولاً دموکراسی به معنای این نیست که شما سیاست‌مداران معصوم انتخاب کنید بلکه سیاست‌مدارانی انتخاب می‌کنید که بتونی کنترلش کنید. حالا چه شیعه باشه چه یهودی باشه و ثانیاً اون نماینده حزب دموکراته. در نظام دموکراتیک هیچکس هرگز سیاست شخصی نیست. یعنی او هر نیت شرورالی هم داشته باشه هرگز نمی‌تونه بدون به اصطلاح تصمیم و اراده جمعی حزبیش عمل بکنه چه مرمون باشه چه مسلمون باشه چه بیدین باشه بنابراین این تصوری که ما داریم از سیاست در آمریکا همون تصور به اصطلا قاجاری در ایرانه فکر می‌کنیم فرد مهمه نه فرد مهم نیست فرد نماینده یک نیروست در حقیقت نماینده یک بدنه سیاسیست و بعد نکته‌ای در مورد یهودیا دوستمون گفتن ببینید مسئله غزه و مسئله جنایت‌های نتانیاهو مسئله‌ای نیست که حمایت یهودیان یا حمایت غرب رو مطلق داشته باشه. مخالفان یهودی نتانیاهو چه روشن‌فکرش چه آدم‌های عادیش چه به اصطلاح نهادهای مذهبی و شخصیت‌های مذهبی چه در اسرائیل و چه در خارج از اسرائیل بسیار بسیار گستردهن و و انزجار از اونچه که نتانیاهو در قضه کرد یک انزجار انسانیست و هیچ ربطی نداره به غرب ستیزی و یهودی ستیزی مخالفت با نتانیاهو در حقیقت حمایت از یهودیت و حمایت از آرمان‌هاییست که متفکران یهودی و سنت یهودی در عصر مدرن داشتن و ترویج کردن. کسانی که معتقد بودن که نباید تجربه هولوکاست ما رو تبدیل بکنه به یک از قربانی تبدیل بکنه به جلاد و این اتفاق متأسفانه در تاریخ بسیار اتفاق افتاده و در مورد در مورد اسرائیل و شخص نتانیاهو یک وضعیتیست که نه از نظر حقوقی نه از نظر سیاسی و نه از نظر تاریخی میشه نادیده گرفت یا فراموش کرد و در و نکته دیگه در آمریکا به طور سنتی حدود ۷۰ یهودیان آمریکا دموکراتن بنابراین رأی ندادن به ممدانی رأی دادن به حزبشون بله خیلی ممنون از توضیحتون من خواستم فقط خودتون دوباره اون بیشتر باز کنید ولی نکته بعد راجع به تکنولوژی که فرمودین آقای خینا ببینیم تکنولوژی تمدن غربی از هیچ درست نشده تمدن غربی برآمده از تمدن جهانی و تاریخ بشره. یعنی اونچه که ما به عنوان تمدن غربی می‌شناسیم محصول تمدن جهانی و انسانیست. ت نه تنها تمدن‌های موجود بلکه اون تمدن‌هایی هم که از بین رفتن و تاریخشون فراموش شدن در آنچه که ما هستیم نقش دارن. اما یکری و یک دورانی و یک تمدنی آغاز میشه که منطق کاملاً متفاوتی با دوران قبل داره. وقتی که ما میگیم فردوسی یک به اصطلاح اثر استثنایی آفریده به این معنا نیست که قبل از فردوسی هیچکس شعر نمی‌فته یا فارسی حرف نمی‌زده ولی فردوسی برآمند برآمد برآیند یک تاریخ و برا برآیند یک جامعهست برآیند قومه حافظ در غزل رو به کمال می‌رسونه این معنا نیست که قبل از حافظ کسی غزل نگفته به این معناست که نقطه به اصطلاح کمال غزل هست در غرب تمام اندیشه‌ها از سوب و نمی‌دونم بابل و به اصطلاح تمدن فریقی گرفته تا چین و آمریکای لاتین و افریقا همشون نقش داشتن اما معماری این تمدن یک معماری جدیده بنابراین همه چیز درش یک کارکرد و ماهیت متفاوت داره تکنولوژی یک ماهیت جدیدی داره علم یک ماهیت جدیدی داره سیاست یک ماهیت جدید داره و اگر این‌ها رو نتونیم در تحول تاریخشون بفهمیم اونوقت وقت به این معناست که ارتباطمونو با واقعیتی که درش زندگی می‌کنیم از دست دادیم. بله خیلی ممنون من فکر می‌کنم شما منطقه اندلس تشریف بردید که درسته تولید و کتابخونه اون عظیمی که مخازن عظیمی که از اون دوران مونده که زمانی که حاکمیت همه مسلمان و قبلشم که حالا مال فکر می‌کنم تشریف بردین درست میگم؟ بله بله بله خب من خواهشم اینه که اگر امکان داره از اون دوران هم دستاوردهای علمی و تکنولوژیکی که بعداً همونطور که خودتون به عنوان یک دستاورد بشر محسوب میشده و آجر روی آجر بعدی گذاشته شده و اروپا رنسانس شده و این‌ها از اون بخش هم اگر یه فرصتی وقتی داشتید بفرما به اصطلاح یه مقدار تو مباحثتون بیشتر برا ما من که هم وقت داشتم هم قبلاً گفتم شما نمیاین در جلسات ما آقای خ من ببخشید سعی می‌کنم [خنده] بیشتر بیام چشم شوخی کرد زنده باش حتما استفاده می‌کنیم که این یه مقدار خودباختگی رو حقیقتش من توی بعد از این عملکرد این بسیار ناجوری که این ۴۰ پل و خورده ۷ سالی که توی ایران درست شده این رو وقتی شما دور میشین از ایران یه بی بیگ پیکچری می‌گیرین من احساس می‌کنم اینو نباید گذاشت به لحاظ روانی غلبه کنه به جامعه ایران ۹۰ میلیون جمعیتیم ما و اونا باید بتونن سرنوشت شه خودشونو به اصطلاح رقم بزنن و دیدید دیگه توی رسانه‌ها و مخصوصاً از بعضی از این چیزای خاص رسانه‌های خاص چی داره تولید میشه یعنی خاک نامیدی من تو اون ۱۶ روزی که در وطن بودم بعد از ۱۶ سال البته واقعاً این رو دیدم چقدر به لحاظ روحی حمایت به اصطلاح چیز میخوان ساپورت میخوان که اون حالت عاملیت و خیلی از این‌ها دارن از مردم می‌گیرن این رسانه‌ها و این مجموعه‌هایی که خودتون بهتر می‌دونید منظورم چی هست و یه اتفاقاتی هم که عملکرد بسیار بد و ناامید کننده‌ای که به نام اسلام اینا درست شد و چیز شده خیلی تشدید کرده ولی شما که دورتر که میشین میاین در همین دنیای غرب زندگی می‌کن هر جای دنیا من فکر می‌کنم یه مقدار ارتفاقی که می‌گیریم باز متفاوت می‌بینیم به همین خاطر ایرانی که اینجا زندگی می‌کنه در نیویورک ساکنه و یه مقدار واقعیت مسائل می‌بینه با اون کسی که توی زیر اون وضعیت بسیار نابه هنجار تحت عنوان بازم میگم با برند اون مارک اسلامی اونجا چون عرضه میشه می‌بینه خب متفاوته بنابراین واکنش نشون میده و طبیعی هم هست عصبانی باشه این دو تا با همدیگه متفاوت به همین خاطر میگم این حالت خودباختگی یک جنبهش برمی‌گرده به اون داشته‌های ما که البته الان حکومت به این نتیجه رسیده بود فعلاً اقلاً به عنوان مسکن استفاده کرد دیدید دیگه در همین نمادهای مسب ولی به محض اینکه فاصله گرفتن از بحث جنگ همین ایران ایرانی که می‌گفتن و این‌ها دیدید دیگه در سالگرد پاسارگاز دوباره برگشتن به تنظیمات کارخانه ما نباید بذاریم اون عاملیته از مردم در واقع گرفته بشه و این نمادها و این به اصطلاح داشته‌هایی که ما ایرانی‌ها هم داشتیم یه بخشیش سحیم بودیم تو این به وجود اومدن این و دستاورده‌های بشری که هنوزم ادامه داره تو همین کالیفرنیا شما دارید میبینید دیگه تو همین تکنولوژی که داره بله آقای بخلی ببینید اینا رو من فکم شما نیتتون درسته نیت من کاملاً موافقم که شما نباید جامعه رو شما نباید جامعه رو ارعاب کنی نباید جامعه رو اعتماد به نفسشو سلب کنی نباید جامعه رو تحقیر کنه این درسته اما روشش این نیست که ما به جای اینکه در جهانی که هستیم و در موقعیتی که هستیم و در زمانی که هستیم به دنبال استفاده از امکاناتی که الان هست استفاده بکنیم برای تغییر وض به یک گذشته‌ای که گذشته و سپری شده. ابن سینا که دیگه نیست. ابن سینا نمی‌تونه جهان ما رو تغییر بده. هرچند که ما هی خودمونو بچسبونیم بهش. ما خودمون می‌تونیم جهانمونو تغییر بدیم. ما آدمای زنده. ما آدمایی که موجود. یونانی‌ها هم یه مدت خیلی مهم بودن. امپراتوری روم هم نصف جهان دستش بود. ولی ایتالیا دیگه امپراتوری روم نیست. ما باید برگردیم به واقعیت کنونی و ولی بدون اینکه توهم در مورد خودمون داشته باشیم و بدون اینکه در برابر دیگری حالا می‌خواد غرب باشه یا هر چیز دیگه احساس خودباختگی بکنیم اون احساس تحقیر با اون احساس غرور از یه جا میاد از توهم ما نیاز داریم که هم بر تحقیر خودمون فائق بیام هم بر توهم و غرور کاذب ما باید واق واقعیت امکانات واقعی و نیروی واقعی خودمون رو بشناسیم بهش ایمان بیاریم و بدونیم که برای تغییر دادن به هیچ چیزی جز خودمون نیاز نداریم ما نیاز به امید نداریم ما نیاز به اعتماد به نفس داریم ما نیاز به بازسازی اعتمادی عمومی داریم و ایمان به اینکه این جامعه می‌تونه وضعیتشو تغییر بده نه گذشته نه دیگری نه از بالا نه از غیر بلکه از درون ما همه چیز متحول خواهد شد بله کاملاً قبول دارم فرمایش ما داریم یه حرف می‌زنیم خالی باز زبان بله بله کاملاً من به نوعی از به اصطلاح من می‌خوام بازم تأکید بکنم شما نمی‌دونید تأثیر رسانه‌ها یعنی من واقعاً فکر می‌کنم اگه عمر دیگه‌ای از این بعد داشته باشم حالا درسته تو حوزه تکنولوژی ارتباطات بودم و هستم از ۲۰ به خورده ۲۰ سال پیش حالا ولی بیشتر میخوام در ارتباط با کل این ابزار رسانه که بتونه در برابر این طیفی از نیروهای مثل خود شماها و که خیلی وسیع طیف متکسری هم هست بیشتر تلاش کنیم که به اصطلاح به اصطلاح سواد رسانه‌ای یعنی همین دیگه شما اگر جامعه تشویق کنید به سواد رسانه‌ای اونوقت نمی‌تونه تحت تأثیر و قربانی رسانه‌های به اصطلاح مسموم قرار بگیره. باید ما در یه جهانی زندگی می‌کنیم آقای خونینی‌ها که توانایی نابود کردن ویروس‌های همگانی درش وجود نداره. آلودگی به وضع طبیعی ما تبدیل شده. آلودگی صوتی، آلودگی به اصطلاح محیط زیستی، آلودگی سیاسی، آلودگی زبانی تنها راه اینه که هر فردی خودش خودش رو در برابر این ویروس‌ها مسون کنه از راه آگاهی، از راه شناخت پیچیدگی‌های موقعیتی که درش قرار داریم. بله دقیقاً خیلی ممنون اشاالله خوشحال شدم صحبت کردین آقا قربان شماشنا رو که می‌گیریم سعی می‌کنیم در حت فرصت خ قربانت شوخی کردم آقا نه ما مرغ خروستا اینجا مشغولیم دیگه بزرگشو می‌کنیم اینجا واقعاً خدای شما رو شنیدم خیلی لذت قربان شما زنده باشید به دوستان سلام برسی قربان شما خداحافظ ممنونم آقا بابک از دعوت خواهش می‌کنم خیلی ممنون از حضور شما در استیج و دوستان دیگر آقای رستم شما نکته‌ای دارید بفرمایید بله من بحث خوبی بود جناب خهینیا و جناب خلجی من سوال بر همین موضع هستش که جناب خلیجی من با شما موافق هستم در یک بعد وسیع ببینید شما ما حتی در غرب هم دیدیم که رسانه‌ها یعنی کینج انالتیک تونست مثل انگلستان ی کینگدام رو از اروپا خارج از اتحادی اروپا خارج کنه با همین شیوه خب یعنی با پول میتونید شما هر کاری با رسانه بکنید و مخصوصاً که الان راست افراطی مثل ایلان ماسک و دیگران خیمه زدن رو این قضیه و می‌تونن تصمیماتی فراتر از حتی دولت‌های غربی بگیرن ولی اینجا این مهم هستش که جناب خیینیهم فرمودن ببینید شما الان ما با یه یک موضلی مواجه هستیم که فرمودید ولی از یه طرف دیگه میبینیم که حاکمیت ایران الان اینترنت رو قطع میکنه برای چی قطع میکنه یعنی اینکه به ضررش هست که قطع می‌کنه اگه که میتونست این رو در دست داشته باشه که قطع نمیکرد و آخرین جنبشی که ما دیدیم زن زندگی داریم شما دیدین که چقدر از اینترنت استفاده شد و یک موج بزرگی از اینترنت الان کمک می‌کنه به جنبش‌ها این در این زمینه شما چه می‌فهمی؟ یعنی این رو چیکار کنیم؟ این یه یه بلنسی که ما بخوایم ایجاد کنیم رو ما چگونه می‌تونیم درست کنیم؟ ما می‌دونیم که الان خب هست این خطرات هستش دیس اینفورمیشن دیسینفورمیشن ولی از یه سمت دیگه ظاهراً جنبشها استفاده می‌کنن برای همین هستش که به ایران قطع میکنه وقتی که لحظات حساس هستش اینترنتو در ایران اینو شما چه می‌بینید؟ مرسی ببخشید من یه جمله می‌تونم اضافه کنم قبل از اینکه آقای خجی بفرمایید بفرمایین آقا بفرمایید میگم انقدر مهمه چون صدای شما تو ایرانم شنیده میشه من میخوام جهت اطلاعات خودتون بگم که بازابم پیدا می‌کنه یعنی این صدای امثال افرادی مثل شما هرچند با پلتفرمهای کوچیک‌تری باشن و این‌ها کار ندارم این یه نکته نکته دوم اینکه همونطور که آقا رستم فرمودن همین اتفاقات جنگ ۱۲ روزه آقای پزشکیان تلاشی کرد یه دونه مثلاً واتسپ و گوگل پلی که خیلی از اپها رو می‌تونن الان آزاد دانلود کنن در واقع باز بشه رفع فیلتر شد واتسپ خیلیا استفاده کردن دیگه دارن می‌کنن می‌بینید خانواده‌ها و حتی همه تیپ آدم بهانه جنگ آقا نمی‌دونم جاسوسی شده نمی‌دونم چیکار کردن از این پلتفرم استفاده شده فلان شده و اینها چیزای عجیبی که هیچ مستنداتی هم براش ارائه نکردن به جای اینکه برن اون جاسوسا و اون آدمای عاملاهای نفوذو بگیرن و تو رده‌های مختلف بالا هم حتی نفوذ کردن متأسفانه اینا رو چی کنن اومدن گفتن که باید اینو ببندیم و بحثاً با همون جوی که اون ایام بود تو شرمز ملی چیز کردن که آقای پزشکی چیز کرد باید موقت باشه موقتاً که تموم شد دوباره می‌گفتن نه بمونه حالا ۶ ماه دیگه هم دوباره بمونه به هر حال با یه دعای که دارم عرض می‌کنم با اطلاع دارم عرض می‌کنم با یه به اصطلاح خیلی خیلی پیگیری‌هایی دوباره ایشون تلاش کردن و اینو باز کردن میخوام بگم که اصلاً بای دیف فالت دنبال اینن که کلاً این رو تبدیل بکنن به یه جزیره‌ای چون یکی از مهم‌ترین راه‌ها بحث ارتباطات اینترنتی و ماهفواره اینا هست این‌ها رو هرجور که می‌تونن به هر بهانه‌ای شده چیز کنن به این خاطر بود من این نکته رو خدمتتون عرض کردم که اونور اینطوری می‌شنید بله متوجه هستم کاملاً و امیدوارم که از حرفای من سوئ برداشت نشه ولی نه نه نه من فرمایش شما شنیدم که گفتید راجع به آموزش و این دانش به اصطلاح رسانه دیجی دیجیتال بهخصوص سواد رسانه‌ای بسیار نکات مهمی رو فرمودید ولی می‌خوام بگم که اون طرفش اون حضرات بل نگیرن نه پول بگیرن از انتخاب آقای ممدانی دوباره مطبخ کنن ما رو مثل همین دوره‌ای که گفتن زمستان سرد حالا دیگه وایستیم ترامپ هم دیگه داره تموم میشه ۲ سال دیگه ایشاالله بینیم مسئله به حل کنیم اینجام نباید گل بگیرن مرسی بله ولی درست میگین شما ولی نکته مهم اینه که سیاست‌های جمهوری اسلامی و تصویف‌های جمهوری اسلامی یعنی ممکنه با حرفای امثال من توجیه بشه ولی با حرفای ما تعیین نمیشه اونا با حرفای شیطانم حرفای خودش عمل خودشونو توجیه می‌کنن بنابراین نگرانی نباشین که به اصطلاح نقد تکنولوژی هوشیاری تکنولوژی آگاهی تکنولوژی به تشویق جمهوری اسلامی برای محدود کردن تکنولوژی برنمه نکته مهم اینه که ما برای اینکه از وضعیت ت کنونی بیرون بیایم فقط کافی نیست که تکنولوژی در اختیار داشته باشیم در آمریکا که اینترنت محدود نیست در آمریکا که تکنولوژی دیجیتال در اختیار همهست چرا جنبش والستوی شکست خورد چرا جنبش‌های مدنی موفق نمیشن چرا ترامپ بر سر کار میاد چرا جامعه مدنی توانایی جلوگیری از نقض آزادی بیان حقوق شهروندان مهاجر ستیزی نمی‌دونم دیگر ستیزی مسلمون ستیزی رو نداره بره به دلیل اینکه داشتن تکن تکنولوژی کافی نیست شما باید روش استفاده از تکنولوژی و همینطور تأثیری که این تکنولوژی بر نیروهای سرکوبگر گذاشته رو بشناسید جمهوری اسلامی که ما الان باهاش روبهرو هستیم با جمهوری اسلامی ۲۰ سال پیش کاملاً فرق می‌کنه توانایی جمهوری اسلامی دیگه از عقل چند تا آدم دیگه فراتر رفته یک تواناییست که توانایی اولاً ماشینیه بعد فرا ملیه یعنی با یک شبکه بین‌المللی ارتباط داره داد و ستد تکنولوژیک داد و ستد اطلاعات داد و ستد به اصطلاح انواع و اقسام مکانیسم‌های سرکوب و کنترل جامعه میشه نه تنها من با یکی از دیپلماتها صحبت می‌کردم می‌گفت مخصوصاً عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج از مشتریاهای ثابت تکنولوژی امنیتی از چین هستن خب ما باید این بایم چیو رو می‌خوایم تغییر بدیم. م من مشکلم با کسانی که می‌خوان جمهوری اسلامی رو تغییر بدن اینه که فکر می‌کنن می‌شناسن جمهوری اسلامی رو. این بدترین مانع تغییره. اگر شما فکر کنید که اونچه رو که می‌خواید تغییر بدید کاملاً می‌شناسید هرگز اونو نمی‌تونید تغییر بدید. واقعیت روز به روز پیچیده‌تر میشه. اون امکانات ما فقط و فقط با آگاهی ماست که می‌تونه مسون بمونه. ما هر چقدر که به به اصطلاح کنجکاوی کمتر داشته باشیم هر چقدر که تصور به اصطلاح توهم دانایی یا جهل مرکب داشته باشیم ما خودمون خودمونو قربانی کردیم بنابراین جامعه نیازمند اولاً که مبارزه با آفت‌های تکنولوژی فقط از راه تکنولوژی ممکنه شما نمی‌تونید از در برابر تکنولوژی از نیروهای آسمانی استفاده کنید بنابراین تکنولوژی دیجیتال فقط از راه تکنولوژی دیجیتال هست که می‌تونه مهار بشه. آگاهی دیجیتال، سواد دیجیتال فقط از راه خود این تکنولوژی ممکنه. فقط از راه اینترنت شما می‌تونید به به اصطلاح معایب و مخاطراتش پی ببرید. بنابراین این مسئله آگاهی به این مسئله منافعاتی با به اصطلاح خواست آزادی تکنولوژی، آزادی ارتباطات و آزادی بیان دران نداره. مشکل اینه که ما بدونیم که حتی اگر ما دسترسیمون به اینترنت محدود باشه این به این معنا نیست که جمهوری اسلامی از تکنولوژی دیجیتال برای مهار جامعه مدنی استفاده نمی‌کنه. ما در زندان‌هایی هستیم که نه دیوارشون مرعیست و نه مرزی دارن و نه محدودیتی دارن. می‌تونن در خلوت ما و می‌تونن بر ذهن ما، بر ادراکات ما، بر زندگی ما، بر تصور ما از اونچه که هستیم تأثیر بگذارن. اگر این رو نشناسیم یعنی به محیب بودن خطری که باهاش مواجه هستیم آگاه نباشیم، به راحتی قربانی اون خواهیم شد و مسئولیت این قربانی هم با خودمونه. بسیار خب خیلی ممنون دوستان اگر نکته دیگه مونده من حالا فردا می‌خوام یک جلسه بگذارم راجع به اینکه تکنولوژی دیجیتال چگونه ماهیت جنگ رو تغییر داده بنابراین ما و جنگ چگونه تبدیل شده به منطق جهانی که ما درش زندگی می‌کنیم این جنگ‌ها میدانها جنگ انسان‌ها با انسان‌ها ها نیستن بلکه جنگ انسان با ماشینن یعنی امکانات میدان‌های جنگ با تکنولوژی تعیین میشه گسترش پیدا می‌کنه و شکل می‌گیره و این به این معناست که باید بدونیم که در جهانی زندگی می‌کنیم که درش تضادها و تقابل‌ها در جریان دارن و اگر ما نشناسیم ما از کشتگان این میدان‌های نامرئی خواهیم بود. جنگ ایران و اسرائیل در این ۱۲ روز نه شروع شد نه پایان پیدا کرد. جنگ سایبری، جنگ اطلاعاتی، جنگ به اصطلاح دیجیتال از مدت‌ها پیش آغاز شده بود و همچنان در جریان هست. این وضعیت رو بدونیم و بدونیم که این جنگ جهانیه. یعنی جنگ سایبری آمریکا با چین، جنگ سایبری آمریکا با روسیه، جنگ روسیه با اروپا جنگ‌هایی هستن که به ظاهر در و دیواری رو خراب نمی‌کنن اما سلطه و سرکوب شیطانی رو بر این جوامع مسلط می‌کنن. بله خیلی ممنون. بحث تکنولوژی و فرآورده‌های اون که به میون میاد خب شاخه‌های خیلی مختلفی هم که داره حالا آقای موسوی فرمودن که در این حوزه تخصص دارن و من هم در آمریکا چون توی همین حوزه کار می‌کنم و می‌دونم که چقدر این تکنولوژی شاخه‌های مختلفی که داره و اونجایی که بیشتر مورد بحث آقای خرجی هست بیشتر اون جنگ‌های سایبری هست که در حوزه سکوریتی در واقع مورد بحث است و برنامه ریزی‌هایی که در به کنترل گرفتند ایآی برای مقاصد سیاسی اقتصادی هستش که همین الانم شاید بشه گفت که همین بحران‌های سیاسی که آقای خلجی در ابتدا ازش صحبت کردم جلوتر اومدن و به موضوع اخیر مورد بحث ما هم که رسیدن شاید بشه گفت واقعاً همین بحران‌های سیاسی رو همین دستگاه‌های های امثال ایران ماسک در واقع به این طریق دادن که الان رسیدیم به همین جایی که هستیم و همین رقابت‌های سیاسی هم در جاهایی که با اختلاف نظر ناظر به اون اختلافی که بین ایران مصر و ترامپ پیش اومد و از این طرف جبران‌های جبران خسارت رو شاید در نیویورک شاهدش بودیم به هر حال بحث خیلی و هم بحثهای انسانی خیلی پیچیدهست و همین بحثهای بحران‌ها و ریشه‌هاش در بهخصوص جامعه آمریکا. بله اجازه بدید من د تا منبع دیگه رو معرفی کنم و در گروه هم میگذارم یکیش هست پبلک وادکسی ا سوشال مدیا یعنی دموکراسی از همگختگی دموکراسی در عصر رسانه‌های اجتماعی یکی دیگه اسمش هست الگوریتم نیشن ملت الگوریتمی یعنی کهه ما جامعه جامعه ففرآیند جامعه سازی و اجتماعی شدن اساساً الگوریتمی شده. الگوریتمی شده یعنی چی؟ یعنی یه نفری ذهن شما رو داره هدایت میکنه ولی شما اصلاً احساس نمیکنید و فکر میکنید که خودتون دارید تصمیم میگیرید. یه کتاب دیگه هست به نام اسپال سا پبلک اپ سوشال اسکین درباره اینکه تکنولوژی دیجیتال چگونه افکار عمومی و انتخابات رو دستکاری میکنه. به هر حال اینا چیزیست که تنها کاریست که شما برای دفاع از دموکراسی و برای دفاع از آزادی بیان می‌تونید انجام بدید بی‌ت یعنی این مسئولیت آگاهی مهم‌ترین مسئولیت اخلاقی و مهم‌ترین مسئولیت سیاسی ماست ما برای اینکه بدونیم چگونه آزاد بشیم هیچ به قری به غریضه خودمون یا به اصطلاح برداشت فعلبداهی خودمون نمی‌تونیم تکیه کنیم کنشگری علمه سیاستورزی علمه جامعه جامعه سازی علمه شهروند شدن علمه و همه اینها نیاز به آموزش داره و خوشبختانه در عصر اینترنت خودآموزی و استفاده از تکنولوژی خارج از نهادهای رسمی و خارج از کنترل دولت‌ها ممکن شده. بنابراین ما یک سری امکاناتمونو از دست دادیم ولی باید بدونیم چه چیزی رو به دست آوردیم که بتونیم از این وضعیت رها بشیم. بله این الگوریتمایی که بهشم اشاره کردید آقای خلجی شاهد مثالشم اینه که ما همین الانی که در حال صحبت کردن این موضوع هستیم بهخصوص حالا خیلی اینستاگرام معروف شده به اینکه کاملاً شنود میکنه و توسط ایآی ها میاد و اون موضوعاتی که یوزراش خیلی علاقهمند بهش هستن در همین صحبت‌ها اگر ما راجع به اون حتی گوگل هم نکرده باشیم یک موضوع فقط داریم صحبت میکنیم بلافاصله اون ادیی که در اینستاگرام بهخصوص عرض میکنن فوراً اون اونا بالا میاد و این وضعیت وضعیت هشدار دهنده‌ای هستش که باید به اینا توجه کنیم یعنی منظور من اینه که مورد بحث ما اولاً بحثهایی که آقای خلجی مطرح میکنن کاملاً بحثهای آموزشی و شناختی است تو حوزه سواد دیجیتالی و پس از اون شناخت همین الگوریتم هستش که آقای موسی مایک توجی که به اونا در همین منابعی که الان بهشون اشاره رفت و شاید به جرت بگم بیش از ۷۰ ۸۰ تا مقاله معرفی کردن و اون‌ها رو در همین کانال‌های تلگرامی بارگذاری کردن رو اگر حداقل به سرفصلاشون دوستان مراجعه بکنن خیلی می‌تونه شناخت خوبی در اختیار ما قرار بده و بدونیم که با چه وضعیتی لااقل مواجه هستیم. بحث فقط بحث این نیست که با تکنولوژی و اون استفاده یا عدم استفادهش بشه راجع بهش صحبت کرد. ممنونم. حالا که به طول انجامی یه د تا منبع دیگههم معرفی کنم و در عین حال یه نکته رو بگم. ببینید تأثیری که تصویر و تکنولوژی دیجیتال بر ذهن و احساس ما می‌گذاره تأثیریست که به هیچ وجه ما به صورت ارادی از او آگاه نمیشیم یعنی چی؟ یعنی تأثیر تصویر بر عقل شما نیست بر عواطف شماست و لحظه‌ایست و اونوقت احساسات شما به اصطلاح قدرت شناخت شما رو محدود می‌کنه و در تصمیم‌گیری شما تأثیر می‌گذاره. بنابراین اگر فکر کنیم مثلاً من ایران اینترنشنال گوش می‌کنم ولی حرفاشو قبول ندارم و می‌دونم اینا دروغ میگن به هیچ وجه به این معنا نیست که من از تأثیر منفی به اصطلاح اون رسانه مسون هستم. رسانه‌ای که مدام داره جنگ می‌فروشه، داره تجارت ترس می‌کنه، داره ارعاب رو به در زن و بچه مردم و آدم‌هایی که توانایی زندگی عادیشون توسط حکومت محدود شده داره در اینها در دل جون این‌ها می‌ندازه. جنگ اصلی جنگ ایران اینترنشنال با ایران خطرناک‌تر از جنگ اسرائیله. اگر ما در جنگ رسانه‌ای بتونیم خودمون رو به اصطلاح آمادگی داشته باشیم در برابر به اصطلاح رسانه رسانه تبدیل شده به سلاح کشتار جمعی یعنی در در برابر تسلیحاتی شدن رسانه مقاومت بکنیم در برابر توپ وتانک به راحتی مقاومت خواهیم کرد د تا کتاب هست یکی از یک فیلسوف بزرگ فرانسویه که در فیلسوف زبان و ارتباطات اسمش گوکسی و یه کتاب دیگه هم هستین بازگشت اقتدارگرایی و وقاحت دیجیتال برهنگی تازی امپراتور اینها کتاب کارای جدیدیست که مبتنی بر داده‌های جدیدم هست و میتونه خیلی مفید باشه آقای خالجی کسایی که در ایران نمیتونن این کتابا رو من رو در گروه باغ فلسفه می‌گذارن و می‌تونن دانلود کنن در اونجا در تلگرام دی آقای موسوی استفاده کن البته برا من دستم کاغذه ولی برای دوستان سعی می‌کنم پییادیفشو تهیه کنم دست شما نکن من پس کانال تلگرامتونو ندارم واقع فلسفهست گروه در حقیقت برای همین ارتباطات همین طوری هست و می‌تونید شما هم پیداش می‌کنم مرسی قربان شما ممنونم از همه دوستان خیلی صحبت کردیم تا وقت بعدی ممنونم از بابک عزیز و دوستان در یوتیوب سپاس از زحماتتون زنده باشین ‏in