و دوباره عرض سلام میکنم به همه دوستان.
امروز متأسفانه دوستان فرصت نداشتن که
برای
اداره جلسه منو کمک کنن. در نتیجه
صحبتهای من بیشتر محدود میشه به یعنی جلسه
محدود میشه به صحبتهای من ولی یک جلسهای
در فردا دوباره در ادامه این بحث قرار
برگزار میکنیم که اگر دوستان میخواستن
مشارکت بکنن
بتونن دیدگاههاشون رو با همه در میار
بگذارن
من امیدوارم که دوستان صدای من رو
در یوتیوب الان
درست
نمیدونم صدای من در یوتیوب درست میاد یا
نه لطفاً دوستان بنویسن چون کهه بعداً
ممکنه که
بسیار خب
من این صحبتیو که میخوام بکنم از این جهت
به نظرم اومد که شاید مناسب باشه برای
طرح کردن به دلیل اینکه مسئله جنگ اسرائیل
با ایران فکر میکنم که حداقل در فضای
عمومی
اینترنت و رسانهها که من میشنوم و میبینم
فکر میکنم که هنوز
به بسیاری از مسائل کمتر پرداخته میشه از
جمله اصل مسئله و اون اینکه این جنگی که
رخ دادی یعنی این جنگ ۱۲ روزه که نمیشه
اصلاً اسمی براش گذاشت یعنی یه نوع جنگی
بود که تاکنون سابقه نداشت اما همین نشون
میده که ما
نباید این جنگ رو صرفاً یک اتفاق
به اصطلاح خاص برای یک موقعیت ببینیم بلکه
این جنگ یکی از مهمترین نشانهها و
جلوههای این هست که ما وارد عصر جدیدی
شدیم نه عصر جدیدی از جنگها بلکه عصر
جدیدی از حیات انسان که
در حقیقت تکنولوژی دیجیتال باعث شده که
منطق زندگی چه زندگی شخصی از زندگی شخصی
گرفته تا نوع نظامهای سیاسی تا نظم
بینالمللی درش یک انقلابی به وجود بیاد.
من هدفم بیشتر این هست که به اصطلاح توجه
رو به سمت این تغییر بنیادی و انقلابی جلب
بکنم و اینکه بدونیم که ما در چه واقعیت
کاملاً ناشناخته و پیچیدهای زندگی
میکنیم و در نتیجه
بسیاری از چیزهایی که در مورد تغییرات
داخلی در ایران هم فکر میکنیم اونوقت
تغییر خواهد کرد.
بذارید شروع کنیم از اینکه آقای نتانیاهو
به عنوان یکی از
سمبلهای
این عصر جدید عصر جدید در حقیقت
دیجیتال
[موسیقی]
خب اینکه برای اولین بار اسرائیل در این
یک سال گذشته اولاً از تغییر رژیم صحبت
میکنه و ثانیاً خود آقای نتانیا
مثل آقای ترامپ که د تا نماد برجسته این
عصر هستن از نظر سیاسی هر دوشون بسیار
علاقه دارن به رسانه و به تلویزیون
یعنی آدم رسانهاین یعنی رسانه رو در حد
بالاتر از اونچه که رهبران دیگه میشناسن
خیلی خوب میشناسن و خودشون خیلی
علاقهمند هستن که برای
اجازه بدید آقای آلیوان
برای در اینکه سیاست رو اجرای سیاست رو
به میدان دیگری غیر از آنچه که معمولاً
درش انجام میشه یعنی به میدان
فضای مجازی
وارد بکنه به خاطر همین هست که خودشون
شخصاً
در روی تلویزیون
به
یعنی ظاهر شدن در تلویزیون یه بخش مهمی از
سیاستورزی اونهاست. خب آقای ترامپ که
اصلاً بسیار آگاهانه هم همیشه آگاهانه
به به شیوه حرف میزنه و به شیوهای
رفتار میکنه که
گویا در هر حالت
زیر نگاه دوربینهاست و گاهی هم خیلی جاها
گفته که مثلاً این حرفی که من زدم این
میره الان تو تلویزیون و خیلی پربیننده
میشه ه یعنی کاملاً خودش رو به عنوان یک
کسی که باید به شکلی عمل کنه که در تصویر
تلویزیونیش
چشمگیر باشه و در حقیقت بتونه اگر از مثلا
یک ثانی ۳۰ ثانیه یا یک دقیقه از این
به اصطلاح بیدارش یا رف به اصطلاح برنامهش
دیده شد بتونه خیلی تأثیرگذار باشه اگه
یادتون میاد وقتی که تیراندازی کردن بهش
خب تیراندازی بود دیگه شما انتظار دارید
که وحشت کنه سرشو بکنه پایین اولین کاری
که کرد دستشو بالا کرد و اون همون یک لحظه
دست بالا کردن نشون میداد که این چقدر
خودآگاهه به اینکه الان هرگونه
عملی این یعنی هرگونه واکنشی نشون بده این
واکنش میتونه ت در تصویری که آدمها
آدمها آمریکاییا دارن از او تأثیر بگذاره
بنابراین هر دو اینها آدمایی هستن که
تصویر رسانه انه رو
بخش خیلی جدی سیاست ارزشو میدونن و فقط
این نیست. نکته مهمتر
اینه که همه حکومتها تبلیغات داشتن.
همشون از قدیمیترین حکومتها تا امروز.
به هر حال اینکه شما
قدرت خودتون رو خیلی بخواین شکست نازیر
جلوه بدین چه برای دشمن خارجی چه برای
مردمتون یک امر ضروریست و اینکه شما یک
تصویر
مناسبی از خودتون در ذهن حکومت شوندگان
داشته باشید یه بخش مهمی از قدرته ولی در
عصر دیجیتال تکنولوژی دیجیتال موجب میشه
که
تصویر و رسانه نه به عنوان ابزار سیاسی
بلکه به عنوان عامل تعیین کننده یعنی منطق
سیاست قرار بگیره و این خیلی مهمه اینا
راجع به جنگ هم خواهم گفت
و تصویر اگر تصویر نه ابزار نباشه بلکه
خودش تبدیل بشه به تعیین کننده سیاست به
این معناست که تکن این تکنولوژی
یک عامل تعیین کننده مستقل از اراده و
خواست و نیت و ایدئولوژی
قدرتهاییست که از او استفاده میکنن. به
عبارت دیگه تکنولوژی
جای ایدئولوژی رو میگیره. خود تکنولوژی
خود ماشین یک منطقی داره فارغ از اینکه
شما
چه فکری میکنید چه ایدئولوژی دارید چه
قصدی دارید و اون هست که شما رو رفتار شما
و انتخابهای شما رو شکل میده
اگر بخوایم به چند تا کلمه بگم راجع به
محتوای
آخرین پیامی که ایشون داده
[موسیقی]
که در حقیقت این محتوا
تکرار میشه توی پیامهای
پیشینش.
یکی اینکه
یک
سعی میکنه که با مردم ایران صح یعنی خطاب
هست به مردم ایران. خب این به معنای اینه
که صحبت کردن با مردم ایران یا اونچه که
در اصطلاح سیاسی میگن پابلیک دیپلماسی و
به اصطلاح دیپلماسی عمومی یه بخش مهمی از
استراتژی جنگه به این معنا که خود این
پابلیک به اصطلاح این دیپلماسی عمومی
نه تنها راه رو برای
موجه جه کردن جنگ و در حقیقت کنترل واکنش
بازیگران مختلف مهیا فراهم میکنه بلکه
خود این به صورت اسلحه عمل میکنه به صورت
ابزار ابزار جنگی عمل میکنه یعنی تبلیغات
جنگ
صرفاً کمک نمیکنه به جنگ نظامی بلکه خودش
یه بخشی از اون جنگ نظامی هست یعنی بدون
اون تبلیغات
پیشرفته ترین سلاحها به کار نمیان. آقای
نتانیاهو در این به اصطلاح
ساختار یا
راه به اصطلاح تاکتیک
تبلیغاتیش و در حرف زدن با مردم ایران
البته سالهاست داره این کارو میکنه.
اولاً خیلی
یک جوری وانمود میکنه که شما بدون اینکه
او رو در یعنی یک وقتی که او مخاطب در
صحبت ایشون یه حالت دوگانهای بگیره یعنی
هدف این هست که مخاطب دچار د تا حس متناقض
بشه در وحله اول احساس کنه که خب آقای
نتانیاهو میگه که من با شما مردم سرفراز
ایران دارم حرف میزنم یه جوری با مردم
ایران احساس به اصطلاح حس همدلی حس اینکه
من میفهمم که شما در چه شرایط مشکلی
هستین من خیلی برای شما دلم میسوزه این
ترحم منتها از جای از موضع بالا از یک طرف
و از طرف دیگه وعده دادن به اینکه اگر این
حکومت شما که بسیار جنایتکاره و شما روت
کرده و فلان کرده اگر این حکومت نبود شما
وضعتون خیلی بهتر بود. پس اگر این حکومت
از بین بره و شما موفق بشید که اونو
براندازی کنید ما به شما کمک میکنیم که
سریع این به اصطلاح ریکاور کنین. یعنی
بهبود پیدا بکنین. تمام اون سختیها و
دشواریهایی که داشتیم در مدت زمان کوتاهی
جای خودش رو به پیشرفت و بهروزی اقتصادی و
اینا بوده. پس یه یه وعده میده و وعده در
حقیقت منتها این وعده آمیخته است به یک
به اصطلاح
تاوان بسیار ترسناکی و اون اینه که
ما به خاطر اینکه شما رو خیلی دوست داریم
خیلی براتونم دلمون میسوزه و با اینکه
حاضریم که همه کار براتون بکنیم متأسفانه
این آرمان از راه جنگ جنگ فقط محقق میشه
یعنی ما چارهای نداریم برای اینکه این
رژیم نمیدونم حیولایی رو از بین ببریم با
جنگ اون رو تضعیف میکنیم خب این کار باعث
میشه که اون کسی که خودش قربانیه یعنی اون
کسی که بالقوه میتونه هدف حملات
اسرائیل قرار بگیره و جان خودشو از دست
بده احساس بکنه که نه این این جنگ جنگ
مشروط رویه در حقیقت به جنگ مشروعیت میده
به جنگ مشروعیت میده نه در نظر مردم خودش
که اکثر مردم و حتی اپوزیسیونم با جنگ
موافق هستن بلکه در نظر اونها که قربانی
هستن در نظر کسانی که ظاهراً باید در با
تمام وجود مخالف این جنگ باشن و اونو ناحق
بدونن خب اگر حتی یه بخشی از جامعه ایران
این مشروعیت بخشی به جنگ رو
باور کنه یا تردید بکنه در اینکه این جنگ
مشروعیت نداره این یه اتفاق بزرگیست به
خاطر اینکه همون طور که بعداً توضیح خواهم
داد
اختلاف انداختن در جامعه و ایجاد تقابل در
جامعه یعنی یه بخشی بگن که این جنگ خوبه
یه بخشی بگن این جنگ بده به این امید
انجام میشه که نه تنها
حکومت نتونه از مردم استفاده بکنه برای
بسیج کردن در واکنش به این حملات و در
حقیقت حکومت قدرت اجتماعیشو افزایش بده
بلکه خود جامعه از هم بپاشه. یعنی یکی از
مهمترین هدفها اینه که نه فقط دولت که
جامعه انسجام خودشو از دست بده و این یک
بخش مهمی از وارفار و سیاست جنگیست. حالا
توضیح میدم که چرا در این نوع جنگ فقط
حکومتها مهم نیستن بلکه مردم هم مهم
هستند. یعنی هدف جنگ فقط این نیست که
حکومت رو به و اهداف نظامیش علیه حکومت
دست پیدا بکنه بلکه هدف این هست که جامعه
از نظر به اصطلاح سیاسی دچار
از همپاشیدگی و تشتط بشه به نحوی که نتونه
خودش رو برای مقابله با هیچ چیزی آماده
بکنه و کاملاً بیفاع بشه
خب گفتن که
یه نکته دیگه که میگه اینه که ما
میگه که در حالی که ما به اهداف خود دست
مییابیم در حال هموار کردن راه برای
دستیابی شما به هدفتان یعنی جنگ هستیم
میگه که ما و شما یعنی ما و اسرائیل
ما گرچه داریم میجنگیم ولی یک هدف مشترک
داریم این جنگ برای ما موجب میشه که خطر
ایرانو
به اصطلاح دور کنیم و برای شما موجب بشه
به آزادی برسین پس ما جنگ ما برای شما
بیشترین سود رو داره و آزادی رو به ارمقان
خواهد آمد
میگه دشمن ما مشترکه ما برای شما احترام و
تحسین قائل هستیم و دشمن مشترک ما رژیم
آدمکشه که هم شما رو سرکوب میکنه هم شما
رو به فقر میکشونه.
خب نکته مهم اینه که میگه خودش رو در موضع
یک قدرت قاهره قرار میده. یعنی به شکلی خ
خودشو جلوه میده و اسرائیلو جلوه میده
گویی که یک
نیروی
فرا انسانی و نیروی استثنایی داره و این
میتونه به او قدرت نجات دادن قدرت منجی
بودن ببخشه میگه که مردم دلیل ایران نور
نور نور شما تاریکی را شکست خواهد داد
یعنی جنگ خیر و شره و نتانیاهو یا اسرائیل
نماینده خی نور هست و جمهوری اسلامی
نماینده شهر و این ملت ایرانم این وسط گیر
افتادن بعد میگه مردم اسرائیل با شما هستن
یعنی این اسرائیلی که نجات دهنده است پس
توجه بکنید که این آزادی به مردم ایران
قراره داده بشه با این به اصطلاح نکته
خصلت که این آزادی رو مدیون اسرائیل هستن
در حقیقت اسرائیل آزادی بخشه یعنی در
موضعیست بالا و اون آزادی در چارچوب
اسرائیل معنا میده
خب این آزادیش که خب طبیعتاً نکته
آشکاریست که چقدر ریاکارانه است به دلیل
اینکه آزادی فقط و فقط بر مبنای حق معنی
میده یعنی شما باید بر اساس حقوق انسان به
آزادی خودتون دست پیدا بکنید. کسی
نمیتونه به شما آزادی بده. آزادی دادنی
نیست. آزادی این هست که هر کس با اراده
خودش بر اساس حقوق انسانی عمل بکنه.
اینکه یک
شخصی رئیس دولتی که با سیاستهاش
نه تنها قوانین بینالمللی بلکه حتی
قوانین و عرف سیاسی جامعه خودش رو نقض
کرده و کسیست که متهم دادگاههای جنایت
علیه بشریت هست چنین کسی از آزادی حرف
بزنه یعنی کهه داره به شما چیزی میگه که
در حقیقت نقطه مخالفش هست یعنی لباسی
پوشیده که کاملاً او رو مخالف به اون چیزی
که هست جلوه بده مثل این میمونه که یک
رئیس کشتارگاه تهران رو بشن بکنن نماینده
مثلاً گیاهکخواران و طرفدار
جنبش گیاهکخاران در ایران بشه
و نکته بعد اینکه
آقای آقای نتانیاه
در
غزه
با
در حقیقت در حال جنوساید هست یعنی نسلکشی
جنوساید چیه؟ جنوساید این هست که شما به
صورت کاملاً آگاهانی بخواهید که نابود
کنید و این نابودی تصمیمیست که شما گرفتید
فارغ از اینکه طرف مقابل چه
رفتاری داشته باشه خواهان صلح باشه خواهان
توقف جنگ باشه هر به اصطلاح تصمیمی که طرف
مقابل داره شما هیچ براتون فرق نمیکنه
شما تصمیمی گرفتید برای نابودی و این
تصمیم برای نابودی در حقیقت سیاست
استراتژیکی شما در اون جنگ هست. این
چیزیست که در غزه اتفاق افتاده و بنابراین
در غزه آقای نتانیاهو نه تنها با سلاح به
ویرانگری و آدمکشی مشغول هست بلکه از حتی
ابزار آب و غذا استفاده میکنه برای کشتن
غیرنظامیها بچهها زنها و انسانهایی که
اصلاً در
به اصطلاح تهدید نظامی نیستن براش درست
همین چیز در مورد ایران هم صادقن یعنی این
جنگ جنگی نیست که هدفش این باشه که فقط یه
نقطههای نظامی رو بزنه بلکه هدفش نابودیه
به همین دلیله که آقای نتانیاهو برای
اولین بار از تغییر رژیم داره حرف میزنه
تغییر رژیم ربطی نداره به یک طرفی که دولت
خارجی که میخواد بجنگه و فقطم میگه ادعا
میکنه که ادعای انگیزه من دفاع از خودم
هست و نقطه زنی میکنم م و فقط اهداف خاصی
رو تحت حمله قرار میدم ولی وقتی که داره
از
تغییر رژیم حرف میزنه وقتی که داره مردم
رو دعوت میکنه به انقلاب یعنی اینکه این
دیگه این جنگ دیگه هدفش یک هدف ملی برای
اسرائیل نیست بلکه اولاً یک هدف توسعه
طلبانه است و ثانیاً قصد این هست که بنیان
سیاسی جامعه از بین بره یعنی آقای آقای
نتانیاهو خیلی خوب میدونه که نه انقلاب
میشه نه اینکه این جمهوری اسلامی از بین
خواهد رفت ولی یه جمهوری اسلامی باقی
خواهد ماند که مثل صدام بعد از حمله
آمریکا به
کویت برای آزادی کویت یه حکومت بسیار ضعیف
اما در عین حال قادر به سرکوب شهروندانش
بدون قدرت نظامی برتر در علیه دشمنانش
یعنی در منطقه بسیار ضعیف
و ناتوان از تهدید کردن به صورت سابق اما
در داخل کشور ناتوان از اداره کشور اما
قادر به سرکوب به همین دلیل یک قدرت
سرکوبگر
ضعیف
حاصل این سیاست خواهد بود یعنی در حقیقت
یک
مرگ سیاسی
جامعه
آقای که آقای
نتانیاهو بنابراین از آب به وعده آب میده
به ایرانیها در حالی که همون لحظه که
داره این وعده رو میده بسیاری از
انسانهای غیرنظامی دارن از نداشتن آب و
غذا جان خودشون رو از دست میدن بسیار خب
خب نکته اصلی که من میخوام میخوام در
اینجا اشاره کنم
اینه که ما
وارد با یعنی تکنولوژی دیجیتال هر نسلی از
تکنولوژیها
فرق تکنولوژی با ابزارهایی که انسان پیش
از عصر مدرن میساخت اینه که ابزارهایی که
انسان قبل از عصر مدرن میساخت برای خودش
ابزارهایی بودن که کاملاً با نظم طبیعی
زندگی انسان هماهنگ بودن
یعنی مثلاً فرض کنید
چی میگن گاو آهن میساخت نمیدونم بیل
کلنگ میساخت همه اینا رو که میساخت با
ریتم حرکت حرکت خودش و حرکت طبیعت کاملاً
هماهنگ بودن و این باعث میشد که او تسلط
کامل بر ابزاری داشته باشه که خودش ساخته
ولی در تکنولوژی تکنولوژی مدرن ابزار نیست
بلکه یک ماهیت کاملاً متفاوت و مستقلی
داره. یعنی کهه شما ک انسان که خالق این
تکنولوژی هست به هیچ وجه تسلط کامل رو بر
نداره و بهعکس انسان اون تکنولو دارید
ابزاری رو میسازه که اون ابزار بدون
اینکه او بدونه
در حقیقت کنترل کننده اصلی خالق خودش
خواهد بود. ابزار هست که انسان رو اونوقت
تغییر میده. این تغییرم تغییری نیست که
خیلی اتفاقی و فرعی باشه بلکه با هر نسلی
از تکنولوژی انسان سراپو تغییر میکنه
یعنی از ادراکات حسیش گرفته تا طرز فکر
کردنش تا نظم زندگیش یعنی زمانی که شما
رادیو و تلویزیون نداشتین یک انسانی هستین
وقتی که عصر تلویزیونی یک انسان و زمانی
که وارد عصر دیجیتال میشیم این به این
معنی نیست که یه تکنولوژی از انسان
استفاده میکن میکنه نه جهان انسان وجود
انسان و هر چیزی که انسانیست دیجیتال میشه
یکی از مهمترین ویژگیهای
به اصطلاح جنگ سایبری که جنگ سایبری یعنی
استفاده از تکنولوژی دیجیتال برای دستیابی
به اهداف
استراتژیک یک حالا کشور یا دولت یا نیروی
غیر دولتی
از راه حمله کردن به سیستمهای
اطلاعات و دادهها و کنترل بر
فضای
به اصطلاح ویرچوال و مجازی که اون طرف
مقابل داره یعنی ما در عصر دیجیتال
اتفاق خیلی مهمی که میفته اینه که انسان
دیگه در یک جهان زندگی نمیکنه یعنی جهان
واقعی و مادی بلکه یک جهانی به
یک جهان دیگری به وجود میاد که اون جهان
حتی موازی هم نیست بلکه در همتنیده با این
جهان هست یعنی جهان مجازی
یا فضای سایبری یه فضایی نیست که یه مرزی
کشیده شده باشه اینجا فضای واقعی باشه
اونجا فضای
به اصطلاح سایبری بلکه اون فضای سایوری
حتی منطق اون جهان واقعیش شما رم تغییر
میده. یعنی زمانی که شما حتی با اینترنت
کار نمیکنین
کارهای معمولی هم که میکنین نگاه میکنید
گوش میدید لمس میکنید همه اینها تابع
اون منطق جهان مجازی هست. این جهان مجازی
هر کس میتونه توش یک قلمرویی برای خودش
داشته باشه. بستگی به اینکه شما کی هستین؟
چی هستین؟ چقدر توانایی دارین و چه هدفی
دارین. طبیعتاً
اون بخشی از بیشترین سهم از فضای مجازی از
آن کسانی خواهد بود یا بازیگرانی خواهد
بود که قدرت بیشتری دارن. به همین دلیله
که دولتها با استفاده از تکنولوژی
دیجیتال
قدرت بسیار بسیار بیشتری پیدا کردن برای
سلطه بر شهروندان برای محدود کردن آزادی
اونها برای کنترل بیشتر اونها و این موجب
شده که تکنولوژی دیجیتال بر خلاف اون
خوشبونی اولیه بیش از اینکه به کار تقویت
دموکراسی و مرکز زدایی از قدرت بکنه تبدیل
شده به مؤثرترین ابزار
سرکوب و موجب تقویت و تکسیر نظامهای
اقتدارگرا در نتیجه نظامهای اقتدارگرا
بدون اینکه از مشروعیت کافی برخوردار باشن
بدون اونکه در کارآمدی خودشون بتونن
موفق باشن بدون اونکه
به اصطلاح ارتباط
با جامعه داشته باشن قادر هستن که جامعه
رو کنترل کنن از راه کنترل
به اصطلاح فضای مجازی و کنترل فضای مجازی
موجب میشه که واقعیت هم کنترل بشه یعنی از
راه این اطلاعاتی که شما دریافت میکنین
شما زندگی شما بر اساس اون تغییر خواهد
کرد اگر من بتونم به لپتاپ شما دست پیدا
بکنم لازم نیست بیام خونه شما دزدی بکنم
یعنی در حقیقت من شما رو از زندگی میتونم
ساقط بکنم با هک کردن لپتاپ شما و هکینگ
هک کردن یک پدیده جدیدیست و اتفاقی که
افتاد در این یک سال گذشته این بود که
اسرائیل نظام بینالمللی و حقوق
بینالمللی رو هک کرد یعنی نظم بینالمللی
جهان هک شد هک یعنی که رخنه کردن مخفیانه
نامحسوس و
بسیار آرام بدون هیچ سرصدا به مهمترین
سرمایه شما و دارایی شما که اطلاعات هست و
در در حقیقت نابود کردن شما بدون اینکه
شما وارد جنگ بشید بدون اینکه در عمل کسی
بتونه از شما آتویی داشته باشه این
ویروسهای استاکسنس و اینها که
بسیار ضرر زدن آسیب زدن به اصطلاح مراکز
هسته ایران هیچ موقع اسرائیل مسئولیتشو
قبول نکرد. یعنی ی بعضی از استراتژیستهای
جنگ میگن بهترین جنگ اونه که شما طرف
مقابل رو نابود کنی بدون اینکه جنگ کرده
باشه. یعنی بدون اینکه کسی این درگیری
ظاهری رو ببینه و اسرائیل چنین میکنه.
اسرائیل بدون اینکه ما خبر داشته باشیم
جهانیان بدونن یک پیشرفتهایی در تکنولوژی
به دست آورد که این پیشرفتها
زمانی جهان ازش مطلع شد که از اونها
استفاده شده بود مثل این پیجرا یا مثل این
به اصطلاح
پهبادای که در ایران استفاده میکرد یا
چیزای دیگه بنابراین این قدرت بر خلاف
قدرت نظامی سابق که میومدن مانور مانور
نظامی با نشون دادن سعی میکردن که تأثیر
بگذارن این با نشون ندادن میتونه تأثیر
بگذاره یعنی ویژگی سایبر وار یا جنگ
سایبری اینه که هیچ رد و نشانی در
واقعیت نمیگذاره ولی بیشترین قدرت رو برای
تغییر واقعیت داره
خب این چیزیست که جمهوری اسلامی خیلی بهش
شاید آگاهی نداشت و جمهوری اسلامی به این
خاطر
مغلوب نشد که چار نفر رفتن جاسوسی کردن.
اصلاً مسئله جاسوسی نیست. مسئله این که
شما امروزه در معرض
در جهانی زندگی میکنید که چه فرد باشید
یعنی چه شهروند باشید چه شرکت باشین چه یک
نهاد باشین چه دولت باشین شما بالقوه
تمامی زندگی شما تحت کنترل میتونه قرار
بگیره و نه تنها تحت کنترل میتونه قرار
بگیره بلکه بدون اینکه بفهمین شما
میتونین کاملاً از فضای پیرامونیتون جدا
بشین یعنی قدرت درک و
تماس با واقعیتی رو که درش زندگی میکنین
از دست بدین و این از جدا شدن از واقعیت و
از پیرامون خود موجب میشه که
جامعه نتونه در اون مسیری که شما میخواین
خللی ایجاد بکنه این تشتطی که در جامعه
ایجاد میکنه تکنولوژی دیجیتال و اتمیزه
میکنه جامعه رو یک چیزیست که در این دوه
اخیر دشمن اصلی نهادهای مدنی بوده دشمن
اصلی جامعه مدنی بوده دشمن اصلی جنبشهای
سیاسی از وال استریت بگیرید جنبش وال
استریت تا بسیاری دیگه از جنبشها در
تایوان در هنگکنگ در ونزوئلا یعنی در
واقعیت
شما
نمیتونید کاری بکنید چرا به خاطر اینکه
شما در فضای مجازی دارید کنترل میشید یک
زنجیری نامرئی زمانی که شما هیچ به
مخیلتونم نمیگ گنجه که به اصطلاح در بند
هستید داره شما رو کنترل میکنه و امکان
بسیج اجتماعی رو از شما میگیره یا امکان
گرفتن تصمیم درست از شما میگیره. شما
جهان رو به شکلی میبینید که در عالم
مجازی به شما نشون داده میشه. این هم در
مورد ت رسانه هم هست. در رسانهها
بازتابنده جامعه نیستن. این جامعهست که
بازتابنده رسانههاست. یعنی جامعه به شکلی
عمل میکنه که رسانهها در حقیقت
القا میکنن. اون ا شما لباسی میپوشید که
اون هنرپیشه در اون برنامهش پوشیده. شما
شکلی حرف میزنین که در رسانه خوشتون
میاد. یکی از مهمترین ویژگیهای
این عصر این هست که تکنولوژی دیجیتال همه
چیزو وایرال میکنه. همه چیزو همه چیزو
یعنی حتی ناسیونالیسم رو وایرال میکنه.
حتی
خواستها و میلهای سیاسی رو وایرال
میکنه. این
رشد و گسترش ناگهانی
جریان راست تند رو ما فکر میکنیم با آقای
پهلوی و و همین ایرانه در بسیاری از
کشورها هست و این بر خلاف جریانهای
ناسیونالیستی پیشین که از درون جامعه
واقعی از روی زمین واقعی و آدمای واقعی
شکل میگرفت و اونها آدمهایی بودن که
گوشت و پوست و استخون داشتن با هم ارتباط
داشتن با هم حرف میزدن و فکر خودشونو
داشتن. مثلاً ناسیونالیسم ایرانی فرق
میکرد با ناسیونالیسم عربی فرق میکرد با
ناسیونالیسم ترکی. ولی این نوع
ناسیونالیسم
دیجیتال یک ناسیونالیسم اینترنشناله که
بینالمللیست که وایرال شده. در نتیجه وقتی
ترامپ میگه که سؤالش اینه که و مک امریکا
گت اگن ما آمریکا رو دوباره عظمت خواهیم
بخشید عین همین شعار میره در اروپا و همه
جریانهای راست میگن وی میک هلند ما
لهستانو عظمت خواهیم بخشید ما هلندو عظمت
خواهید بخشید و شما میبینید آقای پهلوی
میگه ما ایرانو عظمت خواهیم بخشید یعنی
شعارها تمام وایرال میشه نوع روشهایی که
به کار میبرن وایرال میشه
به برخوردشون با گروههای مختلف اجتماعی
زبانشون ادبیاتشون وایرال میشه این وایرال
شدن یعنی که اونها
به پدیدههای دیجیتال بدل شدن و این پدیده
دیجیتال کاملاً متفاوت هست با اونچه که
پیش از این عصر شما مشاهده میکردید به
همین دلیله که
ما وارد اصلی شدیم که انقلاب دیگه رخ نمی
میده اما تنش تقابل هی بیشتر میشه یعنی
تضاد افزایش پیدا میکنه تقابل دشمنی
خصومت و رویارویی بین آدمها و و به
اصطلاح
آشتی ناپذیریشون مدام در حال گسترشه بدون
اینکه انقلاب رخ بده ما در جهان تنشهای
بدون انقلاب به سر میبریم همون طوری که
وقتی ما از جنگ دیجیتال یا جنگ سایبری حرف
میزنیم به این معناست که ما وارد اصلی
شدیم که جنگها نه نقطه آغاز دارن نه نقطه
پایان و بدون اینکه رخ بدن در حقیقت جاری
هستن یعنی در عصر دیجیتال شما میتونید
هر میلیونها انسان رو از بین ببرید بدون
اینکه بجنگه خون از دماغ کسی بیاد ویروس
کرونا اگر فکر بکنیم که
یک ویروسیست که آمدانه درست شده یا به
اصطلاح خیلی چیزای دیگه
نمونههایی هستن از
جنگهایی که بدون خونریزی انجام خواهد شد
و اینها و این جنگها جنگهایی هستن که
هرگز از بین نمیرن بلکه مدام دارن
تواناییشون برای تخریب بیشتر میشه بدون
اینکه توانایی شما یا دیگر بازیگرا برای
ارزیابیش برای اینکه ببینن سرتش کجاست
مدام کاهش پیدا میکنه. یعنی شما
نمیدونید که دشمنتون کی هست و نمیدونید
که این دشمنتون چه قدرتی داره و نمیدونید
که نقطه قوتش چیست، نقطه ضعفش چیست. در
نتیجه شما در یک تاریکی به سر میبرید.
کاری که تکنولوژی دیجیتال دیجیتال میکنه
دقیقاً همینه. چراغها رو خاموش میکنید.
وقتی شما چراغها خاموش شد شما نزدیکترین
فاصله خودتون هم قادر نیستید ببینید. در
نتیجه برای راه رفتن سرتون گیج میره با
ترس و لرز و هر لحظه ممکن هست که خودتون
خودتون رو از بین ببرید.
خب
استاد ببخشید من مدریتور میکنید ببخشید
وسط صحبت مرسی
سلام عرض میکنم خدمت شما
و ممنونم که برای نجات بشریت
خلاصه لطف کرد. خب
سایبر
وار یک سایبر وارفر یا به اصطلاح دکترین
نظامی سایبری
کاملاً منطقش متفاوته با دکرین های دیگه
یعنی قبل از
[موسیقی]
دیجیتال
شما سعی میکردید که مثلا یه بخش چی تو
جنگها در ایران میگفتن بخش
اینا که میفرستن چی میگن اینایی که ج میرن
اطلاعات جمع میکنن در دوران جنگ شما یه
بخشی دارید همیشه که میره از
به اصطلاح مواضع دشمن و موقعیت دشمن
اطلاعاتی برای شما میاره که شما از اون
اطلاعات استفاده میکنید برای اینکه در
جنگ با او در جنگ در جنگ به اصطلاح نظامی
و تسلیحاتی با او از اون اطلاعات استفاده
کردین توانا توانایی جنگیدنتون بیشتر میشه
ولی
تکنولوژی دیجی دیجیتال ابزاری نیست برای
اینکه شما رو در جنگ کمک بکنه بلکه خودش
تعیین کننده و خودش هدف خود به اصطلاح
جنگ سایبری تبدیل میشه به هدف نه وسیله
وقتی تبدیل یعنی چی تبدیل میشه به هدف
یعنی شما دارید از یک ابزاری استفاده
میکنید که بدون اینکه جان داشته باشه
بدون اینکه ذهن داشته باشه باشه مثل انسان
یک ماشین تصمیم گیرندهایست مستقل از شما
و مستقل از و کاملاً دور از توانایی شما
برای حتی
پیشبینی کردن تواناییهاش یعنی وقتی که
انسان یه تکنولوژی رو میسازه هرگز آگاه
نیست که این تکنولوژی در عمل چه پیامدهایی
به بار خواهد آورد و این پیامدها
پیامدهایی هستن که هرگز محدود نمیشن بلکه
به صورت شبکهای بر روی تکنولوژیهای دیگه
تأثیر میگذارن و مدام پیامدهای اینها
بهش ابعاد عظیمتری میگیره. مثلاً تصور
کنید وقتی که کامپیوتر اومد همه ادارات
کامپیوتری شد بان سیستم بانکی کامپیوتری
شد شما در زندگیتون همه چی عوض شد خود این
کامپیوتر یک انقلاب عظیمی در همه ح
قلمروهای تکنولوژیک به وجود آورد و این
خودش تبدیل میشه به یک
شبکه عظیمی از قدرت تکنولوژیک که انسان در
اون لابیرینت در اون هزار تو کاملاً
سردرگمه یعنی هرگز نمیتونه
یک پیامدی رو متوجه بشه قبل از اینکه رخ
داده باشه بنابراین همیشه عقبتر از
واقعیته یعنی شما در عصر دیجیتال همیشه از
واقعیت عقبترید همیشه شما تکنولوژی از
شما جلوتره شما نمیتونید
به امکانات و تواناییهایی که این موبایلی
که دستتون هست هرگز اطلاع کامل پیدا بکنید
یک چیزیست بسیار تخصصی و حتی اون اون کسی
هم که متخصص هست همیشه دانشش محدود هست
راجع به اینکه این چیزی که من میسازم چه
نتایجی به بار خواهد داستان
فرانکشتاین مریشلی در اوایل قرن بیست
نوزدهم داستان یک آدمیست که دانشمند یه
ساینتیستیست که میخواد یک ماشینی درست
بکنه که این ماشین کمکش کنه دوستش باشه
درد دلاشو بشنوه مهربون باشه اما اون
ماشین این وقتی ساخته میشه تبدیل میشه به
یه حیولا بدون اینکه هیچ انگیزهای داشته
باشه بدون اینکه هیچ گونه
ایدئولوژی داشته باشه بدون اینکه هیچ لذتی
ببره شروع میکنه به کشتن انسان دقیقاً
تکنولوژی همین کارو میکنه تکنولوژی خشونت
رو به صورت کاملاً
طبیعی در میاره ما در اصلی زندگی میکنیم
که جنگ خشونت یک امریست عادی و یک فاجعه
مثل غزه میتونه رخ بده. انگار ۱۰ سال
دیگه هم رخ بده. هیچکس اونو غیرعادی تلقی
نخواهد کرد. هر روز شما تلویزیونو باز
میکنین ۱۰ نفر ۱۰۰ نفر یه جایی مردن یه
جایی کشته شدن فلان جنگ اتفاق افتاده جنگ
در حقیقت میشه نرم و رویه عادی زندگی و نه
تنها این که زور بر قاعده غلبه پیدا
میکنه. یعنی بسته به اینکه شما چقدر قدرت
دارین
توانایی این دارین که قانون رو زیر پا
بذارین کسی که هکره این کارو میکنه دیگه
هکر کسی که به میزانی که توانایی
تکنولوژیک داره میتونه بیشترین حد مردهای
قانونی و
به اصطلاح
نامجاز رو زیر پا بگذاره. او بنابراین شما
در جهانی زندگی میکنید که حق تعیین کننده
رفتار شما نیست رفتار شما حقو تعیین
میکنه یعنی هر چقدر که قدرت داشته باشید
میتونید اون قدرتون رو به کار ببرید بدون
اینکه بازدارنده قانونی باشه
تکنولوژی دیجیتال و به اصطلاح سایبر
تکنولوژی سایبری
میگ الان در جهان ما یعنی مسلط بر جهان
ماست اما متأسفانه تاکنون سازمان ملل
هیچگونه قانونی در زمینه جنگهای سایبری
نگذاشته و قانونگذاری در فضای سایبری یک
امریست تقریباً محال به خاطر اینکه ماهیت
این تکنولوژی اجازه کنترل شدن نمیده در
اونجا شما در جهانی هستید که نه در داره
نه دیوار داره در نه مرز داره نه سقف داره
نه پلیس داره نه دادگاه داره نه قانون
داره نه که آدمی هست اونجا جا که شما با ب
با دیدن اون آدم با نگاه کردن به اون آدم
شرم کنید دچار عذاب وجدان بشید یا اینکه
ردی از خود به جا بگذارید که بشه پیدا کرد
در نتیجه در یک جهان کاملاً بدون قانون
بدون مرز و در نتیجه هر کس که قدرتش بیشتر
باشه تسلطش بر اون فضا بیشتر خواهد بود و
شما هرگز نمیتونید حس بکنید قدرت اون رو
به همین دلیل هست
مهمترین تهدیدی که تکنولوژی دیجیتال برای
انسان داره اینه که انسان خودش تبدیل میشه
به ماشین. یعنی انسان رو تبدیل میکنه به
ماشین. انسان میشه یک موجودی که فقط واکنش
نشون میده و یعنی در حقیقت شرطی میشه.
بدون اینکه اراده کنه بدون اینکه بخواد
بدون اینکه بدونه عین فیلم عصر جدید چایل
شاپین خودش میشه یه بخشی از اون پیچ و
مهره و در حقیقت کاملاً اراده و آزادی
خودش رو از دست خواهد داد توجه در نظر
داشته باشید که چنین چیزی
چقدر تهدید
مهمی هست برای دموکراسیها چقدر تهدید
مهمی هست برای اخلاقیات جامعه چه تهدید
مهمی هست برای امکان همزیستی مردم در حتی
جوامع مدرن در آمریکا مهمترین مسئله
انتخابات دوره اخیر همین بود که چگونه از
خطر هوش مصنوعی برای مداخله در انتخابات
ما میتونیم جلوگیری کنیم. هوش مصنوعی الان
دیگه چیزی نیست که شما بتونید
تصور کنید چه کارایی رو میشه کرد و چه
چیزایی شما میتونید از دست بدید
و اگر دموکراسی اگر انتخابات در یه کشوری
مثل آمریکا بتونه با تکنولوژی دیجیتال و
هوش مصنوعی کنترل بشه بنابراین شما
میتونید توقع داشته باشید در چین و در
کشورهایی مثل ایران چگونه میشه با این
تکنولوژی مردم رو از هرگونه مقاومت در
برابر سرکوب باز داشت بدون اینکه بدونن
چرا نمیتونن مقاومت کنن. الان در ایران
میبینید که دو سه سال به دو سه سال داره
اعتراضهای خیابونی
پیش میاد ولی هیچ کدوم به نتیجهای
نمیرسه و کسی هم که نمیدونه چرا و آدما
فکر میکنن که نمیدونن که وارد عصر
دیجیتال شدن و در عصر دیجیتال شما
مقاومتتونو هم باید دیجیتال باشه. فکر
میکنن همون به صورت قبل میتونن این کارو
بکنن. بنابراین حرفایی که میزنن تصوری که
از حکومت دارن تصوری که از مبارزه با
حکومت دارن تصوریست که با واقعیت سازگار
نیست چون با واقعیت سازگار نیست هیچ موقع
موفق نخواهد شد تا ۱۰۰ سال دیگه هم آقای
پهلوی از انقلاب صحبت کنه انقلابی در
ایران رخ نخواهد داد
خب این یعنی که شما میتونید نه تنها به
عنوان یک دولت به عنوان یک نیرو با
یک یک هدف خاصی رو
برای خودتون دشمن بدونید و سعی بکنید که
جنگ سایبری با اون بکنید. در جهان مجازی
برخلاف جهان واقعی شما میتونید ائتلاف
بکنید با نیروهای دیگه و اون نوع ائتلافی
که شما میکنید ابدا قابل مقایسه با
ائتلافهای سیاسی قبل نیست. به خاطر اینکه
اگر مثلاً چین با روسیه با کره شمالی با
ایران با ونزوئلا اینها یک
به اصطلاح
شرکت یا یک مافیای
دیجیتال درست بکنن برای مبادله اطلاعات
برای
گسترش
تکنولوژی نظارت یا سرویلنس و و انواع این
چیزا اونوقت قدرت هر کدوم از اینها دهها
برابر خواهد شد. بدون اینکه شما شما فکر
میکنید که دارید با یک دولت مواجه هستین
اما قدرتی که قدرت اصلی که این دولت داره
قدرتیست ۱۰ برابر دولت یک دولت و شما اون
قدرتو ن نمیتونید ببینید. ما الان یک به
اصطلاح سازمان ملل یا یک اتحادیه زیرزمینی
کشورهای اقتدارگرا داریم. حدود ۳۸ کشور
هستن که یک بازار سیاهی از اطلاعات امنیتی
و تکنولوژی امنیتی رو با همدیگه مبادله
میکنن، خرید و فروش میکنن و در نتیجه
توانایی اینها برای
تداوم داره گسترش پیدا میکنه بدون اینکه
در واقعیت اینها بتونن خواستههای مردم رو
برآورده کنن یا از میزان نارضایتی مردم
بکاهن.
خب همین اتفاق در مورد جنگهاهم میفته در
همین جنگ اخیر شما دیدید که یک ابرقدرت
مثل آمریکا
در این جنگ سایبری مشارکت کرد
و
اون اونچه که اتفاق افتاد حاصل
همکاری سایبری آمریکا و اسرائیل بود و این
همکاری ابدا موفق شده که مثلاً ببینید در
مورد غزه
تمام دنیا باهاش مخالفت میکنن. تمام دنیا
با نتانیاهو
که نمیتونن کنار بیان. فقط آمریکا هست.
این قدرت آمریکا قدرتیست که از اون به
اصطلاح
توانایی دیجیتال و همکاری سایبری میاد.
یعنی ش حالا اگر فرصت پیش بیاد توضیح میدم
که شما چگونه در عصر دیجیتال با تکنولوژی
رسانهای میتونید
جهان رو برای آدمها جوری جلوه بدید که
خودتون میخواید. یعنی تکنولوژی دیجیتال
قدرتی میده به رسانهها که نه اینکه شما
چیزی رو باور کنید یا فکر کنید بلکه شما
حس کنید. یعنی فریم یا چارچوب دید شما رو
کاملاً تغییر میده. مثل این میمونه که یک
عینکی به شما بزنه به چشم شما که شما
جهانو به یه رنگ خاصی با یه ابعاد خاصی
ببینید. رسانه شما به تصویر نگاه میکنید
ولی اون تصویر میشه اون قابی که جهان برای
شما وجود داره و حتی خودتون رو هم از اون
قاب میبینید. اگر چنین چیزی باشه اونوقت
دیپلماسی عمومی
که آقای نتانیاهو خیلی روش
سرمایه گذاری میکنه هم در مورد غزه هم در
مورد ایران به این دلیل هست که یعنی یکی
از دلایلی که جهان در برابر غزه منفعله و
ناتوانه به خاطر اون تصویریست که اون
تأثیریست که
اسرائیل از طریق رسانهها ها ایجاد میکنه
یعنی در حتی در آمریکا حتی رسانههایی مثل
سی ان ان و اینا که به با ترامپ خیلی مشکل
دارن اونها در پوشش اخبار اسرائیل بسیار
جانبدارانه عمل میکنن این جانبداری در
حقیقت ذهن شما رو به شکلی تغییر میده که
شما واقعیت شکل دیگه ببینید مثلاً در مورد
ایران اینطور شد دیگه در مورد ایران این
به اصطلاح
فعال
چی میگن پروپاگاندای جنگی آقای نتانیاهو
باعث شد یه بخشی از مردم فکر کنن که خب پس
خیلی خوبه که بیاد بجنگه بیاد بجنگه بیاد
حمله کنه بیاد فلان کنه یعنی برای اولین
بار شما میبینید یه آدمایی از یه کشوری
که به کشورشون مدعین که اونا هستن مثلاً
ایران دوستان بقیه آدما اصلاً خائنن اونا
خودشونو وطنپرست میدونن اونها هستن که
حامیان
اصلی
اون کشور متجاوز میشن و حامیان اصلی جنگ
میشن این اگر در دوران قبل بود هرگز
حامیان جنگ به خود جرت نمیکردن اعلام کنن
و نشون بدن که اونها طرفداری دشمن یا
مخفیانه عمل میکردن یا اینکه به اصطلاح
با خطرهای جدی مواجه بودن الان نه آدما
میان توی تلویزیون خیلی راحت و رسمی
میگن که آقای نتانیاهو حق داره اینا رو
بکشه اگر کشته
قصدش این نبوده که غیر نظامی رو بکشته
قصدش این بوده که به اصطلاح سپاهیا و
تأسیسات تأسیسات اتمی رو اتمی رو بزنه در
نتیجه حتی واقعیت برای اونها
چیزیست که برای شما کاملاً
غیر قابل فهمه یعنی مسئله این نیست که
اونها از اسرائیل
دفاع میکنن. مسئله اینه که برای اونها
جهان یک شکل دیگریست و واقعیت آنچه که رخ
میده یه چیز دیگهست. اونوقت در نتیجه از
کشته شدن آدمها هیچ چیزی نداره. یعنی هیچ
حسی بهش دست نمیده. در در مورد قضه بیشتر
از اینم بچهها کشته بشن و غیر نظامیها
نابود بشن. هیچ انگار نه انگار. یعنی شما
احساساتون، عواطفتون تغییر میکنه و این
مهمتر از عقائد شماست. این هست که به
عقاید شما
شکل و رنگ میده.
خب زیاد حرف زدم آقای
آره فکر میکنم یک ساعتی صحبت کردم حالا
باز ما در دقیقه شده استاد. بسیار خب پس
من اینجا متوقف میشم دوستان اگر نکتهای
دارن بگن و من یه سری منابعی رو درباره
سایبر وار سایبر وارفر و نظم جدیدی که در
حقیقت هایپرلیگال هست یعنی فضای مجازی رو
میگن هایپرریالیتی یا فراواقعیت یعنی
واقعیته منتها واقعیتیست
متفاوته کاملاً ما الان در جهانی به سر
میبریم که این فراواقعیت
به فرا به اصطلاح نمیدونم فارسی چی بگیم
به امکان عمل فراهوقی انجام میده یعنی
آقای نتانیاهو براش قانون بینالملل حقوق
بینالملل مطلق اهمیت نداره و این موضوع
موجب میشه که شما به میزانی که قدرت دارید
در فضای مجازی قدرت نقض قوانین داشته
باشید باشید حتی قوانینی که در حقیقت
خودتون به عنوان عضو سازمان ملل امضا
کردید و با مسئولیت عمل به اون رو دادید.
حالا یه نکته دیگه هم اضافه کنم. یکی از
مهمترین ویژگیهای
این عصر دیجیتال این هست که هم جنگها و
هم رقابتهای سیاسی
دیگه لازم نیست که مبتنی بر آرمانها یا
انگیزههای سیاسی باشه. یعنی شما مبارزه
سیاسی میکنید یا شما میجنگید اما
نمیجنگید برای اینکه مثلاً اعتقاد دارید
به صهیونیسم. اعتقاد دارید به یک
ایدئولوژی خاص شما مبارزه سیاسی نمیکنید
به خاطر اینکه واقعاً دموکراتیک نه در
دنیا فضای سایبری شما میتونید به راحتی
جنگ و هرگونه کنش سیاسی رو در خدمت اهداف
بسیار بسیار محدود شخصی یا گروهیتون قرار
بدید. آقای نتانیاهو جنگ با غزه رو تمام
نمیکنه بهخاطر اینکه اگه تمام کنه با خطر
برکناری از قدرت و رفتن به زندان مواجه
میشه. بنابراین
جنگ برای نتانیاهو عاملیست برای نگه داشتن
خودش در قدرت و مسون داشتن خودش از
پیگیریهای حقوقی. کی اگر او
این به اصطلاح چیز رو نداشت این انگیزه رو
نداشت هیچ نفی هم در این جنگ نمیده به
خاطر اینکه این جنگ جنگیست بسیار پرهزینه
هم از نظر انسانی هم از نظر به اصطلاح
اقتصادی و هیچ چیزی اون رو توجیه نمیکنه
اگر در اسرائیل حتی اپوزیسیون اسرائیل
موافق بودن با حمله اسرائیل به ایران در
مورد غزه چنین نیست و یه برمیگرده مسئله
به یهودیان
و بسیاری از یهودیان که به اصطلاح نیرو
پایگاه مهمی هستن برای اسرائیل اینها با
نتانیاهو کاملاً
دچار مشکل شدن و جهان
به اصطلاح غرب نمیتونه این مسئله رو توجیه
بکنه بنابراین کاری که آقای نتانیاهو
میکنه نه تنها داره یک مردمی رو نابود
میکنه بلکه حتی حتی و تبدیل شده به یک
تهدید
حیاتی برای خود اسرائیل
در اسرائیل شما نه تنها این جنگ نمیشه
توجیه کرد شما نمیتونید این جنگو توجیه
کنید که از این جنگ غزه موجب شد که
اسرائیل همدیگه توجیهش بسیار دشوار شده در
دهه ۷۰ بود که
یک اصطلاحی راعج شده بود به عنوان شکست
مدرنیته یهودی در حقیقت این جنگ با غزه
مدرنیته یهودی رو برای بار دوم شکست داد
یعنی با هیچ کدوم از اون ارزشها از اون
آرمانهایی که بنیانگذاران اسرائیل و
صهیونیسم بر اساس او اسرائیلو تأسیس کردن
و بر اساس او دشمنی و دوستشون رو تعریف
میکردن الان با هیچکدوم از اونها
سازگار نیست این کاری که آقای بتانیاهو
میکنه در نتیجه او بر برای اسرائیل برای
یهودیت و برای
کل جهان تبدیل شده به یک معزل بسیار جدی
ممنونم
ممنون جناب خرجی از برنامه خیلی خوب و
آگاهی رسانیتون از دوستان کسی دست بلند
نکردن من نمیبینم در لیست
و
فکر میکنم پایان جلسه رو اعلام میکنیم
بسیار خب من فردا هم یعنی در همین چهارچوب
اونچه که مهمه ما بفهمیم اینه که در چه
جهانی داریم زندگی میکنیم یعنی بیدار شیم
خواب نباشیم ما در ایران یعنی در مورد
ایران ما ایرانیها
چه طرفداریمون از حکومت چه مخالفتمون با
حکومت طرفداری و مخالفت آدمای خوابگرده
آدمایی که میتونن درد دردو میتونن حس
کنن ولی نمیتونن بفهمن آدمای که بدون
اینکه هوشیار باشن دارن رنج میکشن. ما
نمیدونیم در چه واقعیتی قرار داریم. شما
اگه مهمترین دلیل و جلوهشم زبان سیاسی
ماست. زبان سیاسی ما یک زبانیست که ابدا
ارجاع نمیده به واقعیت. هیچ چیزی از
واقعیت رو منعکس نمیکنه. زبانیست که
محتوا نداره. یه محتوا یعنی یکیه واقعیت
عینی. اگر شما زبان رو به شکلی به کار
ببرید که به واقعیتی که درش زندگ زندگی
میکنید هیچ ربطی نداشته باشه مدام بگید
انقلاب محسا انقلاب محسا انقلاب در حالی
که چیزیم انقلاب محسا وجود نداره اونوقت
باعث میشه که قربانی واقعیت بشید به جای
اینکه توانایی تغییر اونو داشته باشید من
فردا صحبت میکنم راجع به اینکه سقوط
حکومتهای
اقتدار یا توتالیتر در قرن بیست و یکم
چگونه ممکن هست ممنونم از همگی وقتتون
بهخیر ممنونم آلیگمای عزیزم
خواهش میکنم جناب ممنون