از اینکه در این فرصت با من هستید از بابک
عزیزم سپاسگزارم
و امیدوارم که بتونیم بحث خوبی رو پیش ببر
بله آقای خراجی نشان
ما هم به ما احط کنید تا بتونیم اعمال
نفوذ داشته باشیم
بله درست شد
بله بله بله صحبت من هفته گذشته میخواستم
یک جلسه صحبت بکنم درباره روانشناسی شخصیت
آقای خامنهای به دلیل اینکه مسئله
روانشناسی رهبران خودش یک شاخهایست هم از
روانشناسی و هم از علوم سیاسی و مخصوصاً
شخصیت روانشناسی شخصیت توتالیتر خب یک بحث
کاملاً
یعنی یک قلمرو مستقلیست برای خودش و
تحقیقات بسیار زیادی در این زمینه انجام
شده از زمان
به اصطلاح نیمه تقریباً از نیمه اول از
نیمه قرن بیستم به این طرف
از فروید گرفته تا
آدورنو و دیگران که در حقیقت پیشگامان این
قلمرو بودن تا امروز و بعد خب به دلیل
اینکه من راجع به آقای خامنه هم کار کردم
این روانشناس شخصیت خب طبیعتاً موضوعی بود
که من باید در موردش مطالعه میکردم و فکر
میکردم
منتها دیگه حوصله نداشتم که به این موضوع
بپردازم اون جلسه اون روز در حقیقت کنسل
شد لغو شد و ولی امیدوارم که حالا اگر
دوستان مایل باشن علاقهای وجود داشته
باشه چون ما دیگه به رهبرای مرده هیچگونه
م علاقه نداریم که در براشون چیزی بدونیم
و خیلی یکی از نقاط ضعف ما ایرانیهاست
ولی امروز جدا از اون مسئله که به یک نوبت
دیگها
گ خواهیم گذاشت
امروز راجع به غیبت آقای خامنه صحبت
میکنیم و اینکه چقدر
حرف و حدیثهایی که زده میشه حدسهایی که
زده میشه چقدر پشتبانه در واقعیت داره خب
فضای گفتمان سیاسی در رسانهها
تبدیل شده به
د تا چیز یکی خیالبافی و یکیهم رمالی یعنی
خیالبافی راجع به اینکه
سناریوهای که آدما تو ذهنشون همینطوری
میسازن
مخصوصاً حالا مسئله رهبری از اونجایست که
تخیل ایرانیا خیلی دربارش فعال شده و این
بیاد و اون بیاد و این بشه و اون بشه و
یعنی حرفایی که توی مهمونی شبانه زده میشه
شما در
رسانهها و از زبان چهرههای رسانههایی
میشنوید و یکم رمالی که آینده رو پیشگویی
میکنن اساساً یکی از
مذحکترین چیزهایی که در در رسانهها
میبینید در مخصوص رسانه فارسی اینه که
اغلب اینطوریه میگن فلان اتفاق افتاده خب
بعدش چی میشه آقای فلانی یا خانم فلانی
بعدش چی میشه یعنی هیچ کاری ندارن به اون
اتفاقی که افتاده و اون اتفاقی که افتاده
چه معنی میده و چگونه باید فهمید همش میگن
خب بعدش چی میشه مثلاً جنگ ایران و
اسرائیل اینطور که داره بعدش چی میشه
انگار که مثلاً کسی میتونه راجع به بعدش
حرف بده البته ما در علوم سیاسی
میتونیم
تا یک درجه از احتمال وضعیت آینده نزدیک
رو میتونیم پیشگویی کنیم. منتها اون
پیشگویی علمی هیچ ربطی به این کاری که این
دوستان عزیز در رسانهها میکنن نداره.
متأسفانه تحلیلگرا در رسانههای ما
تحلیلگر نیستن. نظرات شخصیشونو میگن.
یعنی معلوم نیست که این حرفی که میزنه
برای چی این حرفو میزنه؟ یه نه یه
مقالهای نوشته نه یک مطالعهای کرده نه
هیچی هم بر اساس اینکه آقای دکتر نمنستاد
دانشگاه بهتریناشون اونایین که دکترن
و مهندسم نیستن دکترن اونها
میان و اظهار نظر میکنن نظرات شخصی حتی
اگر یارو میگه که کارشناس امنیت ملی در
کجا کارشناس امنیت ملی در کجا نمیدونم
تحلیلگر سیاسی ایشون مثلاً نویسنده چه
کتابی هست نویسنده کدوم مقاله هست در کجا
غیر از تلویزیونهای فارسی با ایشون مصاحبه
کردن
و متأسفانه این وضعیت یک آشفتگی
ذهنی ما که آشفته هستیم آشفته ترمون میکنه
و توانایی
داوری عقلانی و منطقی و سنجیده رو از ما
میگیره و وقتی ما نتونیم درست داوری کنیم
نمیتون میتونیم برای اونچه که در آینده
انتظار ما در انتظارش هستیم آماده باشیم
در نتیجه مدام
غافلگیر میشیم از شرایط
و مدام در حال شوک هستیم مدام در حال یک
در حقیقت
ناتوانی از
در برابر وضعیتی که فکر میکنیم در به وجود
آوردنش نقشی نداشتیم در حالی که
این شوک نه از حادثهها بلکه از ناتوانی
ما از اندیشیدن برمیگرده
برمیخیزه یعنی این ناتوانی ما از
اندیشیدن به وضعیت موجود هست که باعث میشه
در برابر حوادث همیشه حالت
بهد زده رو داشته باشه بنابراین خیلی مهمه
که وقتی که راجع به سیاست حرف میزنیم
سیاست و دین یه مقولهست که همه راجع بهش
نظر دارن و هیچ اشکالی هم نداره به شرط
اینکه شما فرق نظر رو با شناخت رو بفهمید
و بتونید تمایز قائل بشید این در حقیقت
تمایز رو افلاطون گذاشت برای اولین بار که
بین نظر
نظر شخصی که به یونانی میگن دکسا و
شناخت یا اپیستم یا اپیستمه فرق گذاشت گفت
که نظر شخصی اینه شما راجع به هر چیزی
میتونید نظر داشته باشید. ما زندگیمونو
بر این بر اساس نظرات شخصیمون اغلب
میسازیم دیگه. یعنی لباسی که میخریم،
غذایی که میخوریم، پسندامون
و
خوشایند و ناخوشایندمون اغلب بر اساس نظر
شخصیه. اما نه همیشه. مثلاً اگر بیمار
بشین مخصوصاً اگه بیماری جدی باشه شما
دیگه بر اساس نظر شخصیون عمل نمیکنین
بلکه به پزشک میرید. اگه بخواین یه
خونهای رو بسازین اگر بخواین یک وسیله
الکترونیک رو تعمیر بکنیم در حقیقت ما
به متخصص مراجعه میکنیم یا خودمون سعی
میکنیم که اون تخصص لازم رو به دست
بیاریم سیاست و دین هم از این مقوله است
یه موقع هست که شما به طور کلی میخوای
راجع به همه چیز نظر داشته باشی اما یه
موقع هست که نظر داشتن در یک مسائل بر
قضاوت شما
بر پیشآور شما حاکی هست، استوار هست و اون
پیشآوریها مبنای عمل میشه برای شما. یعنی
شما بر اساس اون نظر شخصی عمل میکنید.
اونجایی که عمل میکنین خب اونجا خیلی
خطرناکه مخصوصاً در شرایط کنونی ایران که
واقعاً ما در وضعیت بسیار خطیری قرار
داریم. یک بخشش اینه که جامعه از نظر
روانی به شدت آسیب دیده. خب ما جامعه آسیب
دیده بودیم قبل از این جنگ به دلیل خود
انقلاب و دلیل جنگ و اینها مایه جامعه
آسیب دیده بودیم بدون اینکه اون آسیبها
رو بتونیم براشون چیره بشیم با یک آسیب
بسیار جدی دیگری مواجه شدیم که حالا مهم
نیست شما طرفدار جنگ باشید یا طرف مخالف
جنگ باشید مهم نیست طرف اسرائیل باشید یا
طرف
ایران باشید
شما جامعه دچار یه تروما یا روانگزیدگی
بسیار عمیق و یک جراحت روحی بسیار
دشوار درمانی شده درمانش بسیار دشوار هست
خب در این شرایط اگر نتونیم بفهمیم نتونیم
فکر بکنیم نتونیم بسنجیم نتونیم عاقلانه و
منطقی ارزیابی کنیم شرایطو خب قراره که یه
فکر به چه در دردمون بخوره؟ کی میخوایم
فکر بکنیم؟ مثلاً فکر کردن چه زمانی به
دردمون میخوره؟
ما ایرانیها یک تصوری داریم چون کهه ما
هیچ موقع راجع به وضعیتمون فکر نمیکردیم
دیگه یا خدا قضایی رو حل میکرده یا حاکم
ما تجربه فکر کردن به موقعیت خودمونو
نداریم چون جامعه استبدادی مردمش گمان
نمیکنن که در شرایط
موجود دخلی دارن
تا اینکه در تغییرش فکر بکنن که باید ف
برای تغییرش فکر بکنن در نتیجه برای ما
فکر کردن یه چیز خیلی غیرعادیه اولاً فکر
کردن کار غیرعادیه غیر طبیعیه یعنی آدمها
مادرزاد فکر نمیکنن بلکه فکر کردنو باید
یاد گرفت و اندیشیدنو باید یاد گرفت
بنابراین یه کار غیر طبیعیه ما بنا به
طبیعت فکر نمیکنیم مثل زبان میمونه دیگه
ما بنا به طبیعت قوه تکلم داریم ولی زبانو
باید یاد گرفت شما باید یک زبانی رو هر
زبانی رو باید یاد بگیرین آدم از مادر
مادرزادی آدم فارس زبان یا تخ زبان نیست
نیست. بنابراین
فکر همچین چیزیست. منتها ما نه فکر
کردن بلدیم و آموختیم
و فکر کردن طبیعتاً با تحصیلات و دانشگاه
رفتن اینا فرق میکنه و نه ارتباطی بین فکر
کردن و
بحران میشناسیم. یعنی نمیدونیم که در
فکر کردن مال وضعیت بحرانیه. ما فکر
میکنیم فکر کردن یعنی اینکه مثلاً بشینه
طرف تو خونهشو آب پرتقالشو بخوره و کتاب
بنویسه و در آرامش
کامل باشه و
در رفاه باشه و هیچ دغدغهای فکری نداشته
باشه
و با دل فارغ و ذهن
بسیار آرام و بیدغدغه میشینه فکر
میکنه. نه اینطور نیست. فکر کردن مال
لحظه بحرانیست. فکر کردن مال لحظهایست که
شما بین مرگ و زندگی هستید. هرچقدر بحران
شدیدتر فکر کردن الزامیتر. حالا مسئله
غیبت آقای خامنهای هم همین طوره
برای من مسائلی که مطرح میکنم از دو جنبه
بهشون نگاه میکنم. یکی خود اون مسئله
اون پرسشی که مطرح میکنیم خب باید پرسشی
باشه که
درست باشه به واقعیت زندگی ما ربط داشته
باشه اندیشیدن در موردش بتونه گرهی از کار
فروبسته ما باز بکنه و دوم اینکه شما در
برخورد با هر مسئلهای دارید شکل
برخوردتونم آزمایش میکنید یعنی شما در هر
پرسشی که مطرح میکنید توانایی خودتونو
برا پرسیدن توانایی خودتونو برای پاسخ
دادن شیوه به اصطلاح
اندیشیدن روشی که برای حل مسئله در پیش
میگیرید اینها رم آزمایش میکنید یعنی
فارغ از اینکه شما به این موضوع مثلاً
امروز علاقهمند باشین یا نه میتونین این
بحثهایی رو که ما امروز میکنیم گوش بدین
و ببینیم آیا این شیوه که ما داریم راجع
به این موضوع بحث میکنیم آیا این شیوه
بهترین شیوه است یا آفتها و آسیبهاش
چگونه گونهست. بنابراین هم باید بیاندیشیم
هم به اندیشیدنمون باید بیاندیشیم
و این دومی خیلی مهمتره. مدام باید ما
اندیشیدن خودمون رو به محک بگذاریم که آیا
درست میاندیشیم آیا
از معیارهای
مناسبی برای
ارزیابی
ببخشید فکر خودمون استفاده میکنیم یا نه؟
عضو میخوام
در نتیجه
همواره با با این خودآگاهی در هر فرصتی
فکر کنیم و گفتگو کنیم خب دوست
یکی نوشته که مهم نیست طرف اسرائیل باشید
یا طرف ایران چرا مهمه آقای عزیز شما حرفا
رو از توی کانتکست
بیرون نبرید منظورم که فارغ از اینکه طرف
ایران باشید یا طرف اسرائیل باشید دچار
تراما شدید و الان مهمه که شما طرف
اسرائیل باشید طرف ایران باشید
خب
من راجع به
صدای من رو شما میشنوید در یوتیوب
دوستی نوشته صدا نیست لطفاً اگر صدا رو
میشنوین در یوتیوب به من بگین چرا صدا
نیست
آ بسیار خب
من چند روز پیش یعنی یکی دو هفته پیش
در اوائل جنگ بود و گفتم که آقای خامنهای
به پایان رسیده یعنی آقای خامنهای مرگ
سیاسی سیش فرا رسیده و
بخشی از قدرت رو یا همه قدرت رو واگذار
کرده و از این پس نقش چندانی در تحولات
نخواهد داشت دلیل و گفتمم که به چه دلیل
رو نکشتند
و با اینکه میتونستن بکشنش ولی رویه
اسرائیل این بوده که تاکنون رهبران
سیاسی رو نمیکشتن و بیشتر رهبران
یا سازمانهای تروریستی بودن رهبرانشون مثل
حماس یا به اصطلاح رهبران نظامی رو
میکشتن فرمانداران نظامی رو میکشتن
شخصیتهای نظامی رو میکشتن در جریان این
کشتارهای اخیر جدا از غیر نظامیانی که
کشته شدند
اون شخصیتهایی که اینها هدف اصلیشون بوده
بوده تا به حال نظامی بودن و شخصیتهای
غیرنظامی رو
به اصطلاح هدف نگرفتن حتی مثلاً کسی
مثلباف که
خودش نظامی بوده و هست ولی الان چون که در
مقام رئیس مجلس شورای اسلامی هست او رو
تاکنون هدف نگرفتن ولی آقای خامنهای تمام
شده یعنی که آقای خامنهای
ارتباطش با دنیا قطعه
در یه شرایطی زندگی میکنه که بن لادن
زندگی میکرد در حقیقت اگر یادتون باشه بن
لادن در پاکستان در یک جایی زندگی میکرد
که هیچ
تلفن و اینا کاملاً برمیگردم به زندگی
بدوی یعنی آقای خامنهای به زندگی
غارنشینی در حقیقت برگشته و طبیعتاً همچین
آدمی نمیتونه تصمیم گیرنده باشه و کافیست
که شما ۲ روز مهار کار از دستتون خارج بشه
روز سوم نمیتونید برگردید و مهار کارو به
دست بگیرید بلکه کاملاً از دست شما اوضاع
خارج خواهد شدم امور از دست شما خارج
خواهد شد
راجع به اینکه کی رهبره من گفتم این رو
سالهاست که میگم که این پرسش پرسش درستی
نیست به خاطر اینکه ما داریم از یک نوع
رهبری به یک نوع دیگری از رهبری گذر
میکنه. یعنی ذهن ما با همش بنا عادت
برمیگرده به گذشته. اون چیزی رو که دیده
و شناخته و تجربه کرده رو همش تصور
میتونه بکنه در و در حالی که ما باید
بدونیم که رهبری آینده جمهوری اسلامی
اولاً جمهوری اسلامی سقوط نمیکنه.
آقای پهلوی که خب
به نمایش روحوزی بازی میکنن و سرگرمیه
دیگه اونم به هر حال عمرشو اینجوری گذروند
ولی چیزی ما چیزی به نام سقوط نظام نداریم
ما فعلاً در شرایط کنونی نشانههایی از
اینکه سقوط نظام در یک صورت فقط رخ میده و
اون کهه بخشی از نظامیها
تصمیم بگیرن که رژیم عوض بشه یا رژیم سقوط
پیدا کنه
همون طور که در تونس انجام بهار عربی در
تونس اینطور بود یعنی بخشی از
ارتشیها برش نظامیها نقش اصلی رو بازی
کردن در بهار عربی در مصر هم همین طور بود
باز نظامیها میخواستن مبارک ساقط بشه در
سوریه نظامیها نمیخواستن و نشد در حقیقت
به خشونت کشیده شد گرچه یه بخشی از
نظامیها هم باز اونجا هم آمدن و جنگیدن
اون لشکریم چی چی نیروی احرارم چی چی بود
یعنی یه بخشی از بریدن ولی در جمهوری
اسلامی ما هیچگونه مخصوصاً بعد از کشته
شدن این فرماندههای نظامی هیچگونه شکست و
شکاف جدی در بدنه نظامی نمیبینیم.
دولت گرچه کارآمد نیست ولی انسجام داره.
یه چیز یکی از آیرونیهای یکی از
به اصطلاح نکتههای جالب در این دوره این
هست که پزشکیان به نظر میومد که یه آدمی
باشه که فقط پیرو منویات رهبر باشه و
هیچکس ازش انتظار نداشت که او به اصطلاح
یه رئیس جمهور مقتدری باشه ولی الان شرایط
به گونهای شده که بسیاری از تصمیم رو
پزشکی باید خودش بگیره در غیاب آقای
خامنهای یعنی در عمل به یک رئیس جمهور
تأثیرگذار بدل میشه و شاید تأثیرگذاریش
بیشتر از رئیس جمهورهای قبلاً بشه به دلیل
شرایطی که درش قرار دارن و
بنابراین هیچ چیزی ما به قدرت سرکوب حکومت
کاملاً
برگشته و کاملاً قدرت سرکوبش
اننمایان هست و جا چیزی چیزی هم به نام
جنبش مدنی و نمیدونم نیروی انقلابی و این
حرفا هم نداریم در میدان. بنابراین بحث از
سقوط نظام اصلاً منتفیه
و
بهعکس ما با یه حکومتی مواجه هستیم که
داره میره به سمت نظامیتر شدن
و خشون خشونت بیشتر حداقل تا زمانی که
رهبری جدید شکل بگیره ما خشونت بیشتری
خواهیم دید. همین وضعیتی که در مورد اخراج
مهاجران افغانستانی انجام میدن یه حالت
رعب ایجاد میکنه. کاری که با شهروندان
بهایی میکنن، کاری که با شهروندان یهودی
میکنن، اعدامایی که انجام میدن، همین
امروز دو سه تا اعدام بود دوباره یعنی
روزانه یعنی هفتهای شما چند بار خبر
اعدام میشنوید
و اینا برای ایجاد ربه و اینا ادامه پیدا
میکنه.
متأسفانه منتها رهبری جدید
جمهوری اسلامی
نوعش با رهبری دو رهبری پیشین تفاوت میکنه
یعنی الگوی رهبری آقای خمینی یک الگوی
منحصر به فرد بود الگوی رهبری آقای
خامنهای هم منحصر به فرد خواهد موند و در
نتیجه رهبری جدید نمیتونه بیاد مثلاً
همون جایی که آقای خامنهای نشسته در بیت
رهبری بشینه و همین به اصطلاح کارمندایی
که برای آقای خامنه کار میکردن برای او
کار بکنن و ادامه بده مثلاً مثل ریاست
جمهوری نیست بلکه او که میاد یا اون هسته
مرکزی هسته رهبری که شکل میگیره اون خودش
ادمینستریشن بروکراسی خودشو خواهد داشت و
ربطی نداره به این بروکراسی که آقای
خامنهای برای خودش درست کرده بود در
حقیقت و من عرض کردم که
ما
در شرایطی هستیم که دیگه تصور رهبری فردی
ممکن نیست. ممکن هست که یک نفر یا دو نفر
یک نفر رو بکنن به عنوان ولی فقیه یه
آخوند پیرمرد مثلاً موجهی رو از نظر
خودشون ولی رهبری اصلی به هیچ وجه دست یک
نفر نخواهد بود و یک هسته رهبری خواهیم
داشت یک شرکتامی خاص خواهیم داشت بنابراین
تمام این گزینههایی که یاد میکنن مثل
نمیدونم شیخ حسن روحانی و نمیدونم اینا
اینا از
به اصطلاح
از قماش همون خیالبافیهاییست که عرض کردم
گفتن که
آره راجع به
راجع به آقای پزشکی
بله
گفتن که چطور از کجا میگیم که آقای پزشکی
سلطه بیشتری پیدا میکنه و اینکه اگر
اوضاع به سمت
ارعاب میره توجیه این چیه؟ بله برای
انسجام نیاز به ارعاب دارن دیگه یعنی کهه
اولاً که در مورد شما میبینید که آقای
پزشکی در همین دورهای که اولاً آقای
خامنهای به مجلس دستور داد که دیگه کسی
رو هیچدوم هیچ کدوم از وزرا رو بازخواستی
یا
به اصطلاح چیز نکنن
به مجلس فرا نخونن و استیضاح نکنن و این
دستور آقای خامنهای بود که رسماً گفت این
یعنی که دولت
دولت آقای پزشکیان قدرت بیشتری پیدا
میکنه من یادم نمیاد که آقای خامنهای
رسماً در جایی گفته باشه که مثلاً در فلان
دولت مجلس نباید
با ضررا به مجلس فرا بخونه ولی آقای
خامنهای این کارو کرد و
این یه قدرت
ویژهای میده به آقای پزشکی که سیاستهای
خودش رو پیش ببره و نگران از فشار دولت
مجلس نباشه. یک د اینکه
در شرایط جنگی به سر میبریم و در شرایط
جنگی
طبیعتاً
سیستم نیاز به حفظ وحدت انسجام داره و
بنابراین آقای پزشکیان به عنوان رئیس
اجرایی کشور
دست و بالش بازتر هست در تصمیم گیریها و
مخصوصاً در زمینه مذاکره با امریکا و
مسائل دیگه به هر حال رئیس جمهور رئیس
شورای امنیت ملی هم هست و در مسائل نظامی
مسائل امنیتی همه اینا تصمیم گیرنده است
بله گفتن داستان حسن روحانی چی هست من
نمیدونم داستان کدوم به داستان اشاره
میکنه چقدر احتمال داره دوباره جنگ صورت
بگیره احتمالش ش هست
احتمالش
احتمالش کاملاً وجود داره
و بستگی داره به اینکه ایران چقدر در
مذاکرات جدی باشه اگر در مذاکرات جدی
نباشه احتمال برگشتن احتمال بازگشت به
وضعیت جنگی وجود داره من اینجا فعلاً
به اصطلاح توقف میکنم دوستان اگر نکتهای
دارن بگن من کامنتها ارم میخونم
از آقای میلادم سپاسگزارم
بله در خدمت شما هستم
بسیار خب خیلی ممنون آقای خرجی نقش
مشاوران آقای خامنهای به چه ترتیب باشه
آیا مشاوران
نزدیک ایشون نظیر
آقای شمخانی و اینا همچنان در مشاوره دادن
به رئیس جمهوری که الان
به نظر میرسه که خیلی متفاوت خواهند بود
و
تصمیمگیریها با ایشون هست. اونها همچنان
نقش مشاوره خودشونو
خواهند داشت یا اینکه خیر به گونه دیگر
سخنه تغییر میده؟
من فکر میکنم که کل نهاد رهبری از هم
پاشیده است.
نهاد رهبری
اولاً راجع به مشاوره آقای خامنهای آقای
خامنهای ۵ ۶۰ تا مشاور داره و این مشاوره
اکثرشون مشاورای اسمین یعنی از یک
مسئولیتی که داشتن برداشته شدن و بعد آقای
خامنهای بهشون عنوان مشاوره داده و خیلی
از اینا اصلاً سالها ممکنه که آقای
خامنهای اصلاً ملاقات نکنن.
و نمیکردنم
بنابراین مشاورانشون در یه سطح نیستن ولی
نقش مشاورانشون
مثلاً یه کسی مثل ولایتی من فکر نمیکنم
دیگه نقشی داشته باشه
شاید مثلا رحیم صفوی نقش داشته باشه اونم
نه به خاطر که مشاور آقای خامنهای به
خاطر به اصطلاح پایگاهش در
سپاه پاسداران بنابراین نقش افراد
شخصی میشه یعنی بستگی به شخصیت اون فرد
داره نه دیگه ارتباط با آقای خامنهای
دیگه الان
به اصطلاح به تنهایی کافی نیست یعنی اینکه
طرف منسوب آقای خامنهای بوده یا نزدیک
بوده به آقای خامنهای الان در حقیقت
سیستم کاملاً متفاوت شده یعنی جمهوری
اسلامی جمهوری اسلامی داره یک شیوه جدیدی
از
تصمیمگیری یه پروسه جدیدی از تصمیمگیری رو
داره رو آزمایش میکنن
و باید ببینیم که چقدر در این جهت موفق
هست. چون به هر حال آقای خامنهای از نظر
شرایط روحیش که میدونیم خیلی خرابه و خب
میدونید که آقای خامنهای همون بود که یه
بار چند سال پیش اومد گفت که ما مثل بقیه
رهبران دنیا نیستیم که وقتی جنگ میشه
خودشون میرن در چی اسمش؟ در پناهگاهها و
میرن در چیزا زندگی میکنن در چی میگن
بانکرها زندگی میکنن بلکه ما با مردممون
میجنگیم خب میدونید که این وضعیت بسیار
خجالت آوریه برای آقای خامنهای که
نمیتونه مثل زلینسکی یا مثل خود همین
نتانیاهو به هر حال نتانیاهو یه فرمانده
جنگیه و خامنهای خودشو فرمانده کل قوا
میدونست و یکی از آقای خامنهای حالا
اینو بحث بحثشو تو روانشناسی شخصیتش خواهم
گفت. یک
بیماری خاصی که داره در مورد همون
نظامیگریه و وقتی که ایشون افسرده میشد
یا از دورههای افسردگی شدید داشت یکی از
کارایی که میکردن برای که ایشون از
افسردگی بیرون بیاد مانور بود و رژه نظامی
خیلی ایشونو به شوق میاره و چراپش میکنه
در حقیقت
و یه کسی که انقدر به نظامیگری خیلی خیلی
مباهات میکرد و خیلی
حتی مثلاً هیچ سابقه نداشت که کسایی که
میرفتن توی دوران مثلا مثل رفسنجانی یا
روحانی که میرفتن تو جبهه خب در جبهه
لباس نظامی میپوشیدن
طبیعتاً یا تو قرارگاهها میرفتن ولی با
نظام لباس نظامی برنمیگشتن. آقای
خامنهای با لباس نظامی برمیگشت. یعنی
میاد تهران با لباس نظامی و با لباس نظامی
میرفت پیش آقای خمینی و خیلی اینو دوست
داشت که با پوتین پوشیدن و نم با همین شیخ
میرفت پیش آقای خمینی خب خیلی عشق کار
نظامی بود و همچین کسی انقدر
زبون و جوون و
[موسیقی]
ذلیل در چنین شرایطی که مردم عادی بی دفاع
در زیر بمبارونها دارن زندگی میکنن
ایشون فرار کرده و حتی در مجالس عزاداری
هم شرکت نمیکنه این خب خیلی
جالبه
جالبه که ببینید اون همه رجزخونیها که مرد
ملت ایرانو به این چنین شرایطی دچار کرده
خود رجزخان دررفته
و
واقعاً واقعاً باید به قول خودش باید
گریست برا همچین ملتی که به همچین آدمی
دچار شد.
بله.
بسیار خب. حالا من نمیخوام یکی یکی
نام ببرم. مثلاً تکلیف سپاه قدس و آقای
قهانی یا این چیزایی که هر چند وقت یه بار
به هر حال آقای محسن رضایی هم یه حرفایی
میاد میزنه یک وعدههایی میده و تخیلاتی
هم برای خودش داره حالا اینا رو من فکر
میکنم آقای محسن رضایی یه نسبتی با آقای
پهلوی داشته باشه خیلی شبیه هم هستن این
دو تا
نمیدونم با همدیگه مدرسه رفتن با همدیگه
عرض کنم با همدیگه بزرگ شدن از شخصیتهای
جالب شاید نزدیکترین شخصیت توی جمهوری
اسلامی و آقای پهلوی ایشون باشه
ولی بله بفرمایید بله حالا به عنوان من
دیگه این سؤال آخرو میپرسم بعد میرسیم
خدمت دوستان اگر آقای خامنهای برگرده
اونوقت به چه ترتیب باشه؟
نه برنخواهد گشت یعنی برگرده که ممکنه
بیاد تو تلویزیون مثل همین
به اصطلاح فیلمی ویدیویی که ضبط شده ازش
پخش کردن ولی برگشتی وجود نداره به دلیل
اینکه به همون دلیل که رفته در خفا اون
دلیل هنوز هست یعنی اینکه رسماً اسرائیل و
آمریکا گفتن که ما میتونست سیم بکشیم یا
میتونیمم بکشیم بنابراین تهدید برداشته
نمیشه در تحت شرایطی همیشه این چیز هست
اون پسرشم مجتبی هم به خاطر همین بود که
درس خارجشو
تعطیل کرد در اینکه نگرانی از همین
تهدیدای امنیتی بودن بنابراین این تهدید
که برداشته نمیشه دلیل نداره ایشون بیرون
بیاد و اگرم بیرون بیاد دیگه کاری نیست
یعنی اوضاع از دستش کاملاً خارج شده همون
طور که گفتم اینطور نیست که مثلاً شما ۲
روز بتونید مرخصی بگیرید برید تو غار
بیاین دوباره مملکتو اداره بکنید بلکه اگر
رفتید کنار دیگه بازگشتتون محاله اولاً
اجازه به شما نمیدن دیگه در کار کار کا
کار کارا چیز کنید دخالت کنید و ثانیا که
امکان تسلط دوباره وجود نداره یعنی
خامنهای یک لحظه یک روز تعطیل نداشت یا
آدم بود که شبها شبها ۴ ساعت حدوداً چ
ساعت ۵ ساعت میخوابید یک ساعتم در روز
میخوابید و مدام در اتاقش ه تا میز هست
که یکی مخصوص پروندههای امنیتیه یکی
مخصوص پروندههای نظامیه و یک میز دیگه
بقیه مسائل و این به طور لحظه به لحظه
به اصطلاح همه چیزو تحت کنترل داشت معروف
بود به اینکه مایکرو منج میکنه و در
جزئیات مدیریت میکنه آقای خامنهای وقتی
که میخوام بگم در چه حد در جزئیات دخالت
میکنه وقتی که
قم میومد
و مثلاً جلسه داشتن با چیز جلسه داشتن
مثلا با علما
میومد و تکتک اینکه به شما میگم اینو همین
مروی که الان
مروی به اصطلاح پادوی آقای خامنهای بود
در بیت معاون امور روحانیون بود الان
آستان غصده همین مروی میگفت میگفت آقای
خامنهای قبل از جلسه میاد توی جلسهای
تکتک جاها رو تعیین میکنه که فلان کس
اینجا باید بشینه، فلان کس اونجا باید
بشینه، فلان کس اونجا باید بشینه، کنار
خودش اینورش کی بشه، اونورش کی بشینه،
برای کی صندلی بگذارن، برای کی صندلی
نگذارن؟ یعنی در این حد آدمی که داره در
جزئیات دخالت میکنه تصور کنید که دو هفته
طرف اصلاً نیست. طرف اصلاً با هیچ چیزی
دسترسی نداره و نه به تلفن دسترسی داره نه
به یعنی باید
فیزیکلی یه نفر پیک بره مثلاً پیشش خبری
ببره بیاره این آدم نمیتونه در هیچ چیزی
به اصطلاح
کنترل داشته باشه در نتیجه بازگشت
خامنهای منتفیه
یعنی بازگشتش به رهبری علاوه بر اینکه از
نظر روحی قطعاً باید حالش بد باشه که آقای
خامنهای از قبل از انقلاب خب آدم خیلی
عصبیه دیگه خیلی عصبی بودنش معروفه و
از قبل از انقلاب زخم معده داشت و گوارش و
اینا از نظر چیز خیلی به هم ریخته بود خب
این بعد از انقلاب و بعد از اون داستان
به اصطلاح سوغستی که به ایشون شد
وضعیت جسمی ش مخصوصاً گواریششیش خیلی بدتر
شده
خب یه سرطان پروستاتم داشت که عمل کردن
بنابراین از نظر جسمی هم نباید خیلی در
شرایط خوبی باشه علاوه بر اینکه اصلاً
ابوهت این آدم شکسته شد دیگه میدونین
ابوهت این آدم کاملاً فرو ریخته یه کسی که
اینطور آدمها رو به جلوی گلوله میفرستاد
و یا مردمو اینجوری سرکوب میکرد و یک
اقتدار خیلی خیلی عجیب غریبی از خودش نشون
میداد اینطوری فرو ریخت و این درونم درون
سپاه مخصوصاً
به هر حال یه بخشی از سپاه هستن که حالا
در ردههای مختلف که اون اعتقادشونو به
این قدرت
رهبر فرزانه از دست دادن دیگه و وقتی
برگرده خیلیا هستن که دیگه رهبری او رو
قبول ندارن اساساً تو درون سپاه این
سپاهیا این چیزو دارن این حسو دارن نسبت
به خودشون تصویر از خودشون دارن که آخه
وقتی که انقلاب شد روحانیون بودن که صاحب
این انقلاب و صاحب حکومت و نماینده خدا و
نماینده آرمانهای انقلاب به شمار میرفتن
ولی به سرعت حالا دلایلی داره که در جای
خودش باید بهش اشاره کرد سپاه خودش رو
نماینده اصلی و اصیل هم اسلام و هم جمهوری
اسلامی میدونه.
به سرعت این به اصطلاح
تصویری که سپاه از خودش داشت تغییر کرد و
خودش رو
نه حتی رقیب روحانیت بلکه فراتر از
روحانیت میدونه و
معتقده که او حق اصلی رو داره برای حکومت
کردن. او اوست که برای اسلام جانساری
میکنه. اوست که برای جمهوری اسلامی، برای
حفظ حکومت، برای تشیع، برای نمیدونم
ارزشهای انقلاب برای امنیت کشور اوست که
از جانش و از توانش هزینه میکنه. در
نتیجه
آقای خامنهای
اگر
یعنی خیلی راحت میشه پیشبینی تصور کرد که
بسیاری از کسانی که صادقانه به او باور
داشته باشن در این شرایطی که او
به پناهگاه خزیده
اعتمادشون و باورشونو به او از دست میدن
دیگه اصلاً یکی از پیام همه جنگها همینه
یکی از پیامدهای جنگ جنگ جنگ ضد اعتماده
جنگ ضد
اطمینانه حالا جنگ ایران و عراق بسیاری از
اعتمادها رو از بین برد مهمتر از همه این
ایمان به ایدئولوژی اسلامی یعنی ایدئولوژی
اسلامی در سالهای پایانی جنگ دیگه از بین
رفت تموم شد دیگه اصلاً یعنی حتی رادیو
تلویزیون
التماس میکردن به مردم که بیاین بریم
برای جبهه خب جبههای که در سالهای اول
مردم داوطلبانه میرفتن و هیچ اصلاً هیچ
چشم داشتی نداشتن. مطلقاً یعنی سالهای
اول جنگ بهترین جوونای مملکت دانشگاهشونو
ول میکردن، زندگیشونو ول میکردن و
میرفتن بدون اینکه اصلاً حقوق ماهانه
بگیرن، بدون اینکه اصلاً اسمشون جای سخت
باشه، بدون اینکه درجهای داشته باشن
میرفتن و میجنگیدن و حالا کشته میشدن،
جانباز میشدن یا به هر حال با اخلاص تمام
سالهای آخر جنگ که ما هم دیگه چند تا از
عملیاتی که اشتباهات
فرمودان جنگ ایران وصحت فرمودان سپاه بود
ما تلفات خیلی زیاد دادیم مثل کربلای چار
و این حرفا
التماس میکرد رادیو تلویزیون که تو رو خدا
بیاین برین جبهه و من یادمه که توی
ماشینام
سرباز میگرفتن یعنی دیگه نمیرفتن دیگه
اون ایدئولوژی اسلامی که نیروی بسیج عمومی
بود به سمت جنگ از بین رفته بود و الانم
همین طور الان درون بدنه حکومت یه چیزی
شکست و اون چیزی که شکست و فرو ریخت درون
بدنه حکومت ولایت فقیه بود و آقای
خامنهای این برای همون باید اینکه آقای
خامنهایست که در مرکز این سیستم قرار
داره و همه این سیستمو اداره میکنه و
نمیونم فلان الان بدون آقای خامنههم این
سیستم داره اداره میشه
و اصلاً بدون او داره اداره میشه و این چه
اتفاق عجیبیه این یعنی قابل تصور نبود
دیگه تا قبل از این جنگ ما فکر کردیم آقای
خامنهای
به اصطلاح
هاردکور این سیستمه اون هسته سخت این
سیستم هست و همه چیز بر مدار او میچرخه
الان میبینی نه الان سیستم انگار روی اتو
پایلت هست و داره سیستم داره کار میکنه
تصمیم میگیرن نمیدونم وزیر امور خارجه
میره ژنو میره نمیدونم اینجا اونجا
میره روسیه همه چیز داره انجام میشه بدون
خامنهای. خب بعد این سؤال پیش میاد برای
کسایی که دارن اداره میکنن الان حکومتو
ما چه نیازی به خامنهای داریم و مهمتر
از اون بعد از خامنهای چه نیازی هست به
کسی مثل خامنهای؟ ببینید یک اشتباه بزرگی
رو آقای خامنهای محصول اشتباهه یعنی آقای
خامنهای رهبر این دقیقاً در مورد استالنم
همین هست دیگه بهش میگن اکسیدنتال لیدرشپ
اکسیدنتال لیدرشپ یعنی کهه به طور منطقی
استالین نباید بعد از لنین رهبر
تازی جماهیر شوروی میشد یه سری اتفاقاتی
موجب شد که او رهبر بشه در جمهوری اسلامی
هم منطقاً آقای خامنهای نباید رهبر میشد
یه سری اتفاقاتی موجب شد که
اکسیدنتالی و به صورت کاملاً تصادفی آقای
خامنهای رهبر باشه. ولی الان دیگه چنین
تجربه رو تکرار نمیکنن. آقای خامنهای
وقتی رهبر شد ۵۰ سالش بود. ۵۰ سال شما یک
آدم ضعیفو که گذاشتین اونجا درسته که ضعیف
بود ولی ۵۰ سالش بود. یعنی ۴۰ سال وقت
داشت که برای به اصطلاح قدرت خودشو تثبیت
بکنه. پایههای قدرت خودشو تح کرد.
بنابراین الان نمیان یک کسی رو که یک آدم
جوونی مثل مثلاً حسن روحانی یا نمیدونم
دیگری رو بیارن که طرف اصلاً حسن روحانی
یه بگج داره یعنی حسن روحانی با یه کوله
پشتی از نتورک و شبکه و آدم و اینا میاد
بیان مثلاً قدرتو بهش بدن اصلاً معنی
نمیده کسانی که الان حکومتو اداره میکنن
ادامه میدن و حکومتو اداره خواهند کرد
حالا ممکنه که شخصیتهای به اصطلاح
غیرنظامی تغییر کنن ولی اون بدنه نظامی که
مملکت الان اداره میکنه بعد از آقای
خامونهم اداره خواهد کرد هیچی نخواهد رفت
هیچ چیزی عوض ند این و بدن قدرتشو به کسی
واگذار نمیکنه دلیلی نداره واگذار کنه و
رهبری کسی هم نمیپذیره شما توجه داشته
باشین که رهبری آینده یعنی فرمانده کل
قوای آینده و هرگز سپاه پاسداران دیگه
فرماندهی یک آخوند رو بر خودش نخواهد
پذیرفت من فکر میکنم ارتشم همین طور باشه
بسیار خب در خدمتم
بله آقای شهرام بفرمایید اگر دوستان فقط
پرسشها رو کوتاه کوتاه بپرسن تا بتونیم از
همه خدمت همه دوستان برسیم بفرمایید سلام
مرسی باک جان سلام به همگی آقای خالی خیلی
دیر داریمتون دور دورتون چهجوریه یه مشکلی
پیش اومده مسئله پیش اومده خیلی وقت بود
ندیده بودینتو یا نبودین توی ما بعد سؤال
اصلی سؤال بعدیم اینه که شما الان فرمودین
که
اگر ولی فقیه هم بذارن یه ولی فقیه ضعیفی
میذارن اینا یه البته الان خیلی از این
خیلی یه بخش عمدهای از سؤال منو جواب
دادید ولی سوال اصلی من اینه که حالا چه
اون دولت پنهانی که وجود داشت اون مافیای
قدرتی که وجود داشت الان چه شکلی پیدا
میکنه این ساختار قدرت به نظر شما به
کدوم طرف میره یه یه یه شمایی از ساختار
فعلی قدرت تو ایران به من میدین مرسی
بله ممنونم از شما
بله من یه چند روزی نبودم
و
اخبار که دنبال میکردم بعضی موقع من فلج
میشم یعنی از حرف زدن و کار کردن کاملاً
میمونم یعنی امروز صبحم در یه جلسه دیگه
گفتم چیزایی که داره میگذره
خیلی جالب نیست در موقعیت خیلی خوبی
نیستیم و بعد من وقت برای حرف زدن هم خیلی
سعی میکنم که حالا من بیپروا حرف میزنم
ولی سعی میکنم که
چیزی نگم که مردم یا مخاطبان من دلسرد بشن
یا وحشت کنن یا یعنی من در مقابل تاثیری
که حرفام میگذاره روی مردم هم احساس
مسئولیت میکنم و در شرایطیه که خودم خیلی
تلخکام هستم و خیلی
نمیتونم عواطفمو کنترل کنم ترجیح میدم که
صحبت نکنم ولی در خدمت شما هستم
راجع به رهبری آینده ببینید
جمهوری اسلامی چیز به قول معروف میگن در
دیکتاتوریها همه چیز محرمانهست و همه
چیزم روشنه
هم همه چیز محرمانه است الان و هم چیز
روشنه یعنی این همین مافیایی که شما ازش
صحبت میکنید میدونیم که این مافیا کیه
مافیا سپاهه دیگه مافیا دستگاه امنیتی و
ببینید آقای خامنهای وقتی که رهبر شد
برای اشتباه آقای رفسنجانی این بود که با
بازنگری در قانون اساسی فکر میکرد اگر
قدرت اجرایی مطلق در دست رئیسجمهور باشه
او میتونه مملکتو اداره بکنه و قدرت
فائقه رو به دست بیاره در حالی که توجه
نداشت که آقای خامنهای نیازی به قدرت
اجرایی نداشت یا نیازی به مجلس نداشت بلکه
۴ تا نهاد بود که آقای خامنهای
طبق قانون اساسی
[موسیقی]
به اصطلاح
قدرت اختیارات کامل رو داشت دربارهش و اون
چار تا نهاد کافی بود برای اینکه آقای
خامنهای قدرتش رو تثبیت بکنه و این چار
تا نهاد هستن که در ادامه به اصطلاح
جمهوری اسلامی هم
حکومت رو به در دست خواهند داشت و اداره
خواهند کرد. یکی نهاد نظامیست. دستگاه
نظامی یک دستگاه امنیتی یک دستگاه غذایی و
یکی هم صدا و سیما یا بدنه تبلیغاتی نظام
یعنی پروپاگاندا
یعنی گرامشی آنتونی گرامشی یه جمله داره
میگه که قدرت
همیشه
از آن کسیست که در یک دست اسلحه و در یک
دست کلید زندان رو داره بنابراین بدنه
غذایی امنیتی
نظامی به علاوه پروپاگاندایی که در اختیار
دارن اینها در حقیقت به حکومت ادامه
خواهند داد. اینا هستن که الان حکومت
میکنن و در آینده هم حکومت خواهند کرد.
چون به اصطلاح
سابقه نظامی پزشکیانم توجه بکنید دیگه.
پزشکیم
به اصطلاح سوابق بسیج و نمیدونم فلان و
این حرفا داره و ما اساساً غیرنظامی
نداریم به اون معنا که کاملاً آدمای
غیرنظامی باشن در الان شما نگاه بکنید
همین علی لاریجانی یه مدت قائم مقام فرمود
سپاه بود دیگه یعنی کسی مثل علی لاریجانی
که حالا یکی از چهرههای که این روزا خیلی
خودشو نشون میده یا مثلاً قالیباف یا
بسیاری از
یا شخصیتهایی که هستن حتی آخونداشون مثل
رسایی و اینا اینا همه به اصطلاح ارتباطات
نظامی دارن و یک بار یه کسی از یکی از این
نمایندگان اسم نمیبرم نمایندگان مجلس
خبرگان پرسیده بود که تو یعنی دوستانه ازش
پرسیده بود که تو چهجور شد که رفتی تو
مجلس خبرگان و چه این پول تبلیغ تبلیغات
تو اینا رو کی داد؟ گفت پول تبلیغات همه
ما رو سپاه میده و خب وقتی که پول یعنی
اینایی که توی مجلس خبرگان هستن اگه با
پول سپاه میان یا خیلی از این چهرههاشونو
حتی خیلی از اعضای شورای ملیس خبرمان من
من نمیشناسم اصلاً یعنی من اصلاً اسما
اینا رو نشنیدم یعنی اینا مال یه نسلی
یعنی اگه من نشنیدم من که شغل شریفم
آخوندشناسیه اگر من نشنیدم و من
از اینا هیچ چیزی ندیدم م یعنی اینکه
جامعهم نمیشناسه اینا رو دیگه یعنی نه
نماینده جامعه هم نیستن یعنی آدمایی هستن
که سپاه اینها رو آورده و بنابراین اونا
هستن که هر کاری میکنن و طبیعیست که این
دفعه ما چیزی به نام دفعه پیش که آقای
رفسنجانی اومد و یک چاخانی کرد و فضای
مجلس خبرگان رو تغییر داد یعنی باز مجلس
خبرگان تصمیم نگرفت این رفسنجانی بود که
تصمیم گرفت و این دفعه به مراتب مجلس
خبرگان
چیز به اصطلاح بیکارتر هست یعنی هرگز
نمیشه تصور کرد که مجلس خبرگان چ ۴۰ تا ۷۰
تا ۸۰ تا آخوند بشینن دور همدیگه و تصمیم
بگیرن راجع به اینکه فرمانده کل قوا کی
باشه بنابراین سپاه
دستگاههای امنیتی و دستگاه غذایی و
دستگاه تبلیغات اینها هستن که به قول شما
مافیاهایی هستن که مملکتو اداره میکنن.
حالا ما داریم میریم به سمت این مافیاها
در غیاب خامنهای باید یه آرایش جدیدی به
خودشون بگیرن
و این آرایش جدید هنوز شکل نگرفته.
یعنی یا هرچه میگذره پشت پردهست. ما چیزی
نمیبینیم. اما اونچه که میشه دید اینه که
آقای خامنهای آن تصمیمگیر اصلی دیگه نیست
و فعلاً یعنی باید در انتظار مرگ طبیعیش
باشه دیگه از بدنی تصمیمگیری خارج شده و
مثل این داستان چیز دیگه داستان ناصرین
شاه وقتی که میرزا رضایی کرمانی
با تپانچه خودش شلیک کرد به سینه
ناصرالدین شاه خب ناصرالدین شاه زود فو
فوت کرد یعنی بلافاصله بعدش فوت کرد ولی
اینا که میخواستن از عبدالعظیم بیارنش
تهران کاخ گلستان اگر مردم میفهمیدن که
ناصر شاه
مرده خب بلوا میشد دیگه کاری که کردن
نشوندنش توی کالسکه و یکی از پشت دست
ناصرین شااه رو اینجوری تکون میداد مردم
براش هورا میکشن تا ببرنش کاخ گلستان و
بعد بفرستن مظفرالدین شاه از تبریز بیاد
بنابراین این یه مرگیست که وانمود میکنن
که هنوز اتفاق نیفتاده تا یک در حقیقت یه
دوره انتقالی مهمی در پیش هست یعنی انتقال
قدرت از آقای خامنهای نهاد تصور توجه
داشته باشیم که آقای خامنهای
در تمامی مراکز به اصطلاح حالا اون سپاه
ونا اینا که دست خودش بود اونا هیچ ولی در
دولت در مجلس در همه جا نمایندههای او و
به اصطلاح کارگزاران او یه شبکه عظیمی رو
میسازن. مثلاً فرض کنید هم دانشگاه نهاد
نمایندگی د مقام معظم رهبری در دانشگاهها
نم نهاد نه نمایندگی ولی فقیه در خود این
عقیدتی سیاسیا بنابراین یک شبکه خیلی
عظیمی رو از نمایندگان آقای خامنهای
داریم و یعنی بوروکراسی آقای خامنهای
خیلی بروکراسی بزرگیه ما فقط ۱۱ هزار نفر
سپاه ولی امر سرباز داره که گارد ویژه
محافظت از رهبری هست جدایی از او حدود ۴
۴۵۰۰ تا حدوداً کارمند در چیز داریم نهاد
رهبری داریم نهاد رهبری که میگم در پاسور
چ ۴۵۰۰ نفر هستن حالا در جاهای دیگه و
امام جمعهها و نمیدونم شبکههای دیگه یک
چیز عظیمیه تشکیلات آقای خامنهای
بوروکراسی رهبری خیلی بوروکراسی بزرگیه
و به دلیل اینکه که
پاسخگو نیستن به دلیل اینکه بودجه نهاد
رهبری همه اینا مخفیانه است ما خیلی حس
نمیکنیم واقعیت اینه که این تشکیلات حالا
از امپراتوری اقتصادیش و اینجور چیزم که
بگذریم بنابراین گذار از این رهبری انتقال
به یک رهبری جدید یه پروسه خیلی طولانی
خواهد بود و به این سادگیا نیست حالا
چهجوری انجام میشه چه اتفاقی میفته به قول
بابک بر سر سپاه قدس چی میان نمیدونم و
هزاران سؤال دیگه ما نمیدونیم باید
ببینیم که چگونه پیش خواهد رفت در مورد
خاص سپاه قدس این نکته رو بگم خیلی مختصر
که سپاه قدس دیگه یک سپاه ایرانی نیست
بلکه یک سپاه فرامللیتیه یک سازمان
فرامللیتیه یعنی از سوری و عراقی و
نمیدونم ترک و کرد و افغانستانی و
پاکستانی و هندی و نمیدونم آذربایجانی
نیرو دارن و بعد منابع مالیشونم دیگه
وابسته به ایران نیست و مثل در حقیقت مثل
حزب اللهله لبنان هستن یعنی همون طور که
حزبله لبنان یه بخشی عمده درآمداش از
قاچاق هست قاچاق همه چیز و از کارتلای
کلمبیا مواد خندری در کلمبیا کار میکنن
تا سمت چین این سپاه قدس هم اقتصادش یک
اقتصاد زیرزمینیه و حتی سقوط جمهوری
اسلامی هم لزوماً به معنای سقوط
حزب چیز نیست سقوط سپاه قدس نیست همونطور
که سقوط جمهوری اسلامی به معنای سقوط
حزبالله لبنان نیست یا هشت شعبی نیست
یعنی اینا نیروهایی هستن که چیزن چند
ملیتین
و تونستن از نظر اقتصادی خودکفا باشن و
میتون میتونن بدون جمهوری اسلامی هم به
حیات خودشون ادامه بدن اما چه خواهد شد
نمیدونن اینا پرسشهای بزرگیست که باید
دید در جریان زمان رخ خواهد داد
آجید ببخشید تکلیس عزل و نصبایی که به
عهده آقای خامنهای بوده چی میشه بالاخره
ایشون رئیس سازمان سم بعد آقای
خرجی پاسخ میدن ممکنه وقتش جلسه
اون اونجا نرسه که خیلی در خدمتتون باشیم
من همه دوستانو بشنویم بعد خدمتتون میرس
آقای حمید بفرمایید
سلام میکنم آقای خالتی براتون آرزوی
واقعاً سلامتی میکنم به قول دوستان نگران
شما من به ویژه هستم خدمت تمام گویندگان و
شنوندگان همین طور سلام و احترام دارم شما
لطف دارین خیلی ممنونم از شما سعدا شما
باشم صدای شما باشید
آقای خناجی من ه تا سؤال دارم امیدوارم
وقت جلسه رو خیلی نگیرم
یکیش مربوط میشه اینو تو یه فیلمی که
پریشب دیدم یهو پیش آمد یه مستند طولانی
بود در دو قسمت راجع به ایران بود تو شبکه
آرته اسمش حاکمان پشت پرده ایران بود و
همین خب به قول شما سپاه و
این شبکه قدرت ثروت
منظور بود از این داستان و یه جایی از این
فیلم ادعا میشد که بعد از اینکه آقای
خامنهای اومد
و رهبری رو در دست گرفت یه دورهای تلاش
کرد که ارتش و سپاه رو ادغام کنه و اونجا
بود که سپاه قدرتشو نشون داد یعنی ایشون
همون در اولین مچ انداختنها با سپاه
متوجه شد که اصطلاح قدرت اونها بر یکی
اون دوره بود و دوره دیگه اون دوره خصوصی
کردن که در دوره
به اصطلاح احمدینژاد پیش آمد و آقایون
لباس فرن رو خیلیاشون کنار گذاشته یا به
اصطلاح دروردن رفتن به کت شلوار و اصطلاح
مملکت رو کلاً به اسم خصوصی کردن با همون
قیمت نازلی که آقای پالیسمان تو افشاگری ش
میگفت چقدر اینا تصا کردن بمان یعنی
واقعاً اون قسمتی که آقای خامنهای یه
رویای روهایی هم با سپاه داشته میخواستم
اینو با شما چک کنم این سؤال اولاً سوال
دومم راجع به اینه که خب اجازه بدین
اجازهتون من فراموش میکنم اون دو سؤالو
نگه دارین من اینو جواب بدم اول ببینید
آقای خامنهای در
از ابتدای انقلاب وارد یعنی خب وقتی
انقلاب شد آخوندا هر کدوم یه جایی رو
میگرفتن یه جایی میرفتن آقای خامنهای
رفت ارتش و رکن شهارم ارتش و اونجا اصلا
حسن روحانی هم توی خاطراتش میگه که وقتی
که حسن روحانی از وقتی انقلاب میشه حسن
روحانی لندنه و بعد وقتی که میاد اولین
جایی که میره یکی از جاهای که میره میره
ببینه که کجا میشه
یه بخشی از قدرتو به عهده گرفت میره ارتش
و میبینه آقای خامنهای اونجاست و آقای
خامنهای اونجا بهش پیشنهاد میکنه که
بیاد تو ارتش و میره تو ارتش و در بیست و
سوم بیست و چهارم بهمن ماه ۵۷ که سپاه
پاسداران حالا تشکیل میشه شکل میگیره
آقای خامنهای
در حقیقت اولین قائم مقام یعنی قائم مقام
فرمانده سپاه هست خود آقای خامنهای قائم
مقام فرمانده کل سپاه هست و بعدشم هم آقا
نماینده امامه در وزارت دفاع و
در از ابتدای از یعنی از همون بهمن ماه با
سپاهیا در میفته یعنی آقای خامنهای
با سپاه ساز نمیشه و خب سپاه هم اون موقع
خیلی ی غیر از این چیزی که الان حرف
میزنیم بوده دیگه و بیشتر تو ارتش جای
پاش محکم میشه در طول جنگ هم یکی از دلایل
مهمی که آقای خامنهای آقای خمینی آقای
خامنهای رو
چیز نکرد نمایندگی کل فرمانده کل قوا بهش
نداد و به رفسنجانی داد همین مسئله بود که
آقای خامنهای با سپاه به شدت مشکل داشت
جایگاه جا به اصطلاح آقای خامنهای در
حقیقت در ارتش بود که پایگاه اجتماعی قوی
داشت ولی در سپاه نه حالا داستانش مفصل
هست ولی وقتی که جنگ تمام میشه بحث ادغام
سپاه و ارتش یک بحث مجلسه یعنی مجلس در
مجلس بحث میشه و
خود آقای خامنهای
اتفاقاً به عکس آقای خامنهای از سپاه
خیلی دل خوشی نداشت دیگه ولی
وقتی که ولی این چیز نمیشه در حقیقت این
طرح تصویر نمیشه و سپاه ارتش
از همدیگه جدا میمونن. بعد از آقای
خامنهای خواسته میشه آقای رفسنجانی اینا
رو نوشته توی خاطراتش که اجازه فعالیت
اقتصادی به سپاه داده بشه و میدونین که
این مسئله فعالیت اقتصادی نظامیا بعد از
جنگ همه جای دنیا مرسومه یعنی چیز عجیبی
نیست در در
چیز شارل دوگل در فرانسه و در آمریکا هم
همینطور بعد از جنگ وقتی که نظامیان میان
وارد اقتصاد میشن حالا هر کدوم کشور به
سبک خودش و آقای خامنهای ۷ ماه بعد از
اینکه رهبر میشه شورای عالی امنیت ملی رو
تأسیس میکنه و همین شیخ حسن روحانی رو
یعنی باز از ارتش یک نفرو میاره آقای شیخ
حسن روحانی تا سه چ سال قبل از اگه اشتباه
نکنم قبل از ریاست جمهوریش نماینده آقای
خامنهای در شورای امنیت ملی و منتها بعد
داستان آقای منتظری که پیش میاد در حقیقت
داستان آقای آقای منتظری به آقای خامنهای
این اجازه رو میده که یک دست به یک تصفیه
بزرگ در سپاه بزنه یعنی حدود ۷۰
مثلاً رنک ان فایل یعنی نیروهای پایین
سپاه این چیز میشن در حقیقت تصفیه میشن به
نوع و خب خیلی از فرماندهها کنار زده
میشن چند خیلی از فرموندهها بازداشت میشن
اصلاً زندانی میشن خیلی از فرماندهها
بازنشسته میشن خیلی از فرماندهها هستن که
از به اصطلاح کانون تصمیمگیریها ها کنار
گذاشته میشن و بعد آقای خامنهای برعکس
آقای خمینی که حکم وقتی میداد حکمهای به
اصطلاح بدون تاریخ میداد بدون مدت زمان
آقای خامنهای مدت زمان تعیین کرد برای
مثلاً فرمانده کل فرمانده سپاه
فرماندههای ردی اول فرماندههای ردی
میانی و انقدر
فرمانده ردهای میانی اینها به صورت منظم
روتیت میشن یعنی از زمانی که آقای
خامنهای اومده و فرماندهها مرتب جاهاشون
تغییر میکنه، عوض میشن و این با آقای
خامنهای این اجازه رو میده که سیستم رو
کنترل کنه دیگه. بنابراین سپاه دچار یک
انقلاب
در حقیقت پنهانی شد. یه تصفیه بزرگ درش
صورت گرفت و
حالا خیلی شبیه نیست ولی میشه آدم رو یاد
گریت پرج یه تصویر بزرگ دوران استالین
میندازه دیگه. استالینم سال ۱۹۳۷ بود که
در حزب کمونیست این تصفیه رو انجام داد و
یه بخش زیادی از سپاه اینها مقلد آقای
منتظری بودن و
بچههای فرموندههای ارشد سپاه مقلد آقای
منتظری بودن و بعد از قضیه آقای منتظری
این بهانهای شد برای اینکه
در حقیقت سپاه ریفشن بشه یا دوباره
بازسازی بشه به شکلی که آقای خامنهای
میخواد بیاد
و نوع مداخلات اقتصادیشون به نحوی شد که
تحکیم کنه
تحکیم بخش قدرت آقای خامنه باشه هم سپاه و
هم وزارت اطلاعات خب وزارت اطلاعاتم قبل
از آقای خامنهای حق کار اقتصادی نداشت
دیگه آقای خامنهای بود که به اینها اجازه
کار اقتصادی داد و تبدیلشون میکرد به یک
حیولایی که از دلش حیولههای بسیار بیرون
اومده و هنوز بر مملکت حاکم
من نمیدونم صحبتم معنیار بود یا نه.
نه بسیار عالی خواهش میکنم بسیار عالی
ولی من حالا از اون دو سؤال دیگه یعنی
مایک بچرخه بعد بعد اون دو سؤال دیگه مرح
میکنم پابک جان هر جور سلام بعد آره اگه
آقا محسنم برسم این بحث خدمت شما مجدد
باشم بفرمایید جناب آقای نژادی
درود میفرستم بر همه عزیزان سپاسگزارم از
وقتتون میذارید صحبت بکنید برنامهزو
میذارید اتاق میذارید زحمت که سپاسگزارم
د تا نکته رو بگم سریع برم سراغ یه مطلبی
که میخواستم خدمتتون عرض کنم یکی اینکه
امیدوارم شما سلامتتون رو به دست بیارید و
من خیلی متأسفم که میدونم بعضی شما رو
چقدر در داور این داستانه که برا شماست و
امیدوارم هرچه بهتر بشید زودتر دوم اینکه
نکتهای بود که سپاه از همون آغازش هم
سپاه ایران نبود اسم سپاه هم حتی بیانگر
این سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی هم از اون آغاز قرار نبود
که فقط در ایران صورت بگیره و به همین
دلیل ماجرای امت و در واقع امتگرایی و
بعدش جهان اسلام داستانی بوده از روز اول
بوده قدس هم یه بخشی از همون داستان سپاه
هست و وظایف اما برگردم سراغ یکی دو تا
مطلب سعی میکنم خیلی خیلی فشرده بگم و در
واقع یه پیشنهادی هم خودم دارم راجع به
این مجموعه داستانا و سپاسگزارم از اون
صحبتهایی که کردیم بعضی جاهاشم ممکنه با
هم اختلاف داشته باشیم ولی اون مهم نیست.
یکی اینکه جنگ ادامه داره. جنگ پایان
نیفته و وقتی که جنگ شروع شد به نظر من
تمام نوع تحلیلایی که ما راج داشتیم در
قبل راجع به تغییر تحولات و غیره قاعدتاً
باید عوض بشه و مبتنی بشه بر آنچه که
امروز وجود داره. یعنی ماجرای جنگی که
ادامه داره و به نظرم پایان نیفته. تو این
چهارچبه
باید ببینیم که یک همبستگی ملی به وجود
اومده تو این مملکت و این همبستگی ملی
هیچ ربطی به همبستگی با حکومت نداشته و
خیلی وقتا میبینیدم جاهای مختلف که توش
میکنن این د تا رو یگانه بگیرن یعنی
جامعه مدنی رو که رفتار معقول از خودش به
خرج میده تبدیلش بکنن به جامعه طرفدار
رژیم اسلامی و نکته بعدی این است که وقتی
میگیم جنگ ادامه داره و مردمم اون جایگاه
ندارن که ما رژیم در آشتی کرده باشن
برمیگرده به این قضیه که آبجکتیو
اونهایی که جنگ رو آغاز کردن عملاً حالا
جمهوری اسلامی چقدر شعار داره و خود
ناتینو چقدر از ۳۰ سال پیش راجع به اینا
صحبت کرده بگذریم اینست که اونها دنبال
این هستن که د تا خطم هست بازم سعی میکنم
خیلی خلاصه بگم یکی کل نظام سرمایهداری
جهانی اصلاً کل جهان منهای نتیجه اوور که
معتقد نیستن که ایران باید از بین بره
تیکه بشه فلان بشه بلکه میخوان یک بازیگر
معقول باشه در حالی که لاتینیاهو خواهان
در واقع از پاشتگی ایرانه این د تا با
همدیگه زیاد نزدیک نیستن ولی اینکه رژیم
اسلامی به پایان خودش نزدیک شده به نظر من
واقعی اما نه در بالای جایگزین واقعی وجود
داره برای آقای خامنهای و نه اصولاً
حازمهای وجود داره از طرف مردم برای
پذیرش یک عاد یک قدرت مادامالعمر درباره
این حکومت این رو هم به طور کلی میگم فقط
راج به ولایت فقیه نیست هر نوع
حکومت در واقع کسی که در بالای قدرت باشه
و مادام باشه به دیگر برای این مملکت
جایگاهی به نظر من نداشته
نکته بعدی این است که اپوزیسیون منسجمی هم
نداریم نه حزبی هست نه در دستگاهی هست نه
چیزی هست که وجود داشته باشه و زین به نظر
من به این هدف خودش رسیده که چیزی به
عنوان نیروی سیاسی مقابل خودش چه درد که
در بیرون در وجود نداره تشکیلات تشکلات
مدنی مانند اتحادی و غیره رو هم از بین
برده نتیجتاً چیزی هم در اونجا وجود نداره
که بخوایم باهاش صحبت بکنیم بهخصوص توی
شرایط جنگی که داریم صحبت میکنیم اون
نظریاتی که از جامعه مدنی برسیم از اصل
احزاب برسیم و غیره برسیم اینادی که الان
جایگاهی نداریم به نظر من میرسه همه اینا
مقدماتو گفتم برای اینکه برسم به یه چیزی
به نظر من میرسه کمزینهترین تقریباً
مطمئنترین رین و قابل دسترسترین امکان
برای گذار به یک دوران جدیدتر این است که
درخواست بکنیم ملت ایران درخواست بکنه
همگی درخواست بکنن که تمام اقتدار ولایت
فقیه به رئیس جمهوری در واقع انتقال پیدا
کنید که نه در شرایط مناسب ریاست جمهوری
رسید نه لزوماً مورد طبع همه ماست بلکه
رئیس جمهوریست که موجود است وجود داره در
نبود همه چیزهای دیگر این رئیس جمهور
موجود است و به نظر من این بهترین راهیست
ست که کم هزینهترین راهیست که هم بتوانه
تقریباً به جنگ پایان بده و اون
آبجکتیوهایی که جنگطلبان داشتن همینم که
وضعیتی رو درست بکنه که آینده ایران حالا
میخوایم رفراندوم درست کنیم تغییر قانون
اساسی بدیم
اصلاحات عمیقتر و ریشهدارتری انجام بدیم
اینها میفتن توی یک رولی رو یک در واقع
ریلی که بتونه این رو انجام بده به نظر من
شعار تمام قدرت به رئیسو و چهار خوبیست در
این دوران و که هم جنگ هست و هم شرایط
دیگری که جایگزین خیلی مناسبی نداریم
میکروفون رها در خدمتتون هستم خیلی ممنونم
از شما خیلی ممنونم از ابراز محبتتون
متشکرم
بله شعار شعار خوبیه ولی از این شعارا خب
زیاد دادن منتها مسئله اینه که شما چهجوری
اجرا کنید ما شعار رفراندوم بوده خیلی
شعرا داده شده ولی شعار به تنهایی فایده
نداره یعنی باید به یه ساز و کارهایی شما
وقتی که یعنی شما دارید با قدرت صحبت
میکنید دیگه اون قدرت با قدرت هست که
میشه تغییرش داد بنابراین یا باید یک جنبش
مدنی بسیار نیرومندی باشه که با سازماندهی
و برنامهریزی جدی بتونه حکومت رو وادار
بکنه به همچین چیزی که لازمش اینه که در
حقیقت قانون اساسی تغییر بکنه یعنی اگر
شما بخواید این کارو به صورت قانونی پیش
ببرید یعنی باید دیگه جمهوری اسلامی باید
عوض بشه یعنی قانون جمهوری اسلامی که توش
ولایت فقیه نباشه دیگه جمهوری اسلامی نیست
بنابراین اولین جمله قانون اساسی اینه که
حاکمیت از آن الله هست این باید تغییر کنه
باید بشه حاکمیت ازان ملت هست و میدونید
که ما کلمه حاکمیت ملی نداریم در قانون
اساسی بنابراین اگر شما بخواید مردم و ملت
حاکمیت ملی برقرار بشه اصلاً خود سیستم
باید عوض بشه و من نمیبینم همچین امکانی
رو در وضعیت کل یعنی آرزوی خوبیست ولی
سدنی نیست
من در مورد جمهوری اسلامی معتقدم که نه
ریولوشن نه ریفورمیشن نه انقلاب نه اصلاح
بلکه که ترنسفورمیشن
یک استحاله صورت میگیره. این استحاله
یعنی اینکه شما در دورههای مختلف
میتونید بگید که مثلاً در دهه اول جمهوری
اسلامی یک چیزه در دهه سه دهه گذشت دوران
رهبره و تعیین کنندهشم نوع رهبریه دیگه یه
شکل رهبری حکومت اون حکومتو تغییر میده
چگونه اون حکومت رهبری میشه در حقیقت
تعیین کننده ماهیت
حکومت هست هر حکومتی رو بر اساس نوع
رهبریش میشه طبقهبندی کرد حکومتها رو و
ما چون داریم گذار میکنیم به یک نوع
رهبری جدید در جمهوری اسلامی بنابراین ما
داریم گزار میکنیم به یک نوع جمهوری
اسلامی جدید که برای ما ناشناخته است و
باید دید که چگونه شکل میگیره و اینم
مسئله زمانبریست یعنی همین آقای خامنهای
هم رهبریش یکشبه که شکل نگرفت بله در روی
کاغذ یکشبه به قدرت رسید ولی برای اینکه
قدرت خودشو
تحکیم کنه و تثبیت کنه سالها طول کشید
حداقل تا دوره دوم
تا دوره دوم رفسنجانی واقعاً رفسنجانی همه
کارای مملکت بود ولی دیگه تو دو سه سال
آخر ریاست جمهوریش آقای خامنهای تونست یه
مقدار اوضاع رو به دست بگیره و دیگه از
حالت مشارکت با آقای رفسنجانی کمکم بیرون
بیاره قضیه رو
بنابراین رهبری جدید هم یک شبه شکل
نمیگیره این یک ره بسیار دعوا خواهد شد.
این مافیاهایی که ما همه میدونیم ولی
هستن ولی چهرهشون برای ما مشخص نیست. یعنی
خودش خیلی مهمه دیگه. رهبری آینده یکی از
ویژگیاش همین بیچهره بودن یا فیسلس بودنه
و ولی این مافیاها
درباره کمتر چیزی توافق دارن. از از همه
مهمتر تضاد منافع اقتصادی دارن
و این تضاد منافع اقتصادی
موجب میشه که
اینها بیشتر به سمت واگرایی
میل داشته باشن تا به سمت همگرایی و
احتمال تنش احتمال
به اصطلاح
اختلافات
دراز مدت بین اینها خیلی زیاده بنابراین
بستگی داره به اینکه این مافیاها چهجوری
سرانجام به یک نوع توافق به یک نوع به
اصطلاح
اجماع دست پیدا میکنن بر سر تقسیم قدرت
یا نوع اعمال قدرت یا جایگاهشون در
جغرافیای جدید سیاسی باید منتظر نشستو دید
بله شما نکتهای میخواستید بگید آقای
محسن
کوتاه بگم تمام این بحثهای شما قابل قبوله
وقتی که ماجرای عنصر جنگ رو شما نادیده
بگیرید تمام داستان سر این است که هنوز
احتمال حمله نظامی هست هنوز احتمال حذفها
هست هنوز بسیاری از چیزها هست اگر اینا رو
حذف بکنیم این بحثها رو میتونیم ادامه
بدیم تمام یکی از گزارهای عمده من که در
آخزم که گفتم ماجرا این است که ما در یک
شرایط ویژه هستیم ربطی به تاریخ گذشته
دیگر ندارد باید به یک دوران کاملاً جدید
رسیدیم تو این دوران جدید من توجه دارم به
بحثهایی که شما میکنین خیلی چیزا عوض
میشه من جمله حرکت در واقع اتحادیهها
نمیدونم نهادهای اجتماعی مدرن و غیره که
چقدر میتونن مؤثر باشن و تو این شرایط من
د تا عنصر برای من مهمه یک خود جنگ دوم
این وسائل ارتباط جمعی و حتی با نبود در
واقع اتحادیهها و نمیدونم نهادهای مهم
مدنی و با وجود اینکه تمام این اقتدار در
بالا هست باندها و غیره وقتی عنصر جنگ رو
وارد میکن میکنیم و عنصر در واقع روابط
اجتماعی به نظر من میشود در این سراک یک
شعاری بگیریم و متفاوت است با دورانهای
قبل، شعارهای قبل و قصر آزاد میکروفون رها
دیگر از این تشکر بله خب این این خلاف به
اصطلاح توجه به جنگ اتفاقاً
به اصطلاح حرف شما رو تایید نمیکنه به
دلیل اینکه اساساً در موقعیتهای جنگی هست
که امکان
به اصطلاح سرکوب افزایش پیدا میکنه کنه
جامعه مدنی از بین میره همون طور که در
جنگ ایران و عراق جنگ کمک کرد به تثبیت
نظام ولایت فقیه و راجع به رسانهها و این
تکنولوژی دیجیتال و اینها هر چقدر که پیش
میره
تحقیقات نشون میده در سراسر جهان
تکنولوژی دیجیتال به ضعف جامعه مدنی انجام
میده به ضعف به اصطلاح یا
اکتیویسم یا کنشگری انجام میده در
دموکراسیهای بزرگ در آمریکا فاشیسم
ظهور فاشیسم جدید منجر شده در اروپا همین
طور بنابراین بله این اتفاقاً حرف شما
الان با توجه به اونچه که در این یکی دو
دهه اخیر قرن بیستم رخ داده ما میدونیم
که جامعه از هر زمان دیگری حالا در جاهایی
که جنگ نیست همین آمریکا جامعه مدنی انقدر
ضعیفه که از توش ترامپ در میاد و از اون
طرف هم در شرایط جنگی که مطلقا امکان به
اصطلاح جنبشهای اجتماعی
تقویت نمیشه مطلقا یعنی جنگ جنگ وضعیت
جنگی یعنی وضعیت فوقالعاده وضعیت
فوقالعاده یعنی استیت آف امرجنسی یعنی
زمانی که دولت حق داره حق میده به خودش که
حتی قوانین عادی مملکت رو هم به حالت
تعلیق دربیاره جنگ اینه دیگه یعنی میتونه
حکومت نظامی برقرار کنه میتونه اینترنت
اینترنت قطع کنه میتونه شما رو اخراج کنه
میتونه اعدام کنه بدون محاکمه اعدام کنه
یا بدون هر کاری میتونه بکنه در زمان جنگ
بنابراین تصور اینکه از توی این جنگ
دموکراسی بیرون میاد یا شهر مثلاً نهادهای
مدنی تقویت میشن خلاف تجربه و تاریخه
آقای حمید پرسش دومتونو بفرمایید بعد آقای
همایونو میشن
خواهش میکنم. صدای من هست؟ بله بفرمایید.
یکی
داستان کیش شخصیته که
البته حدس میزنم اگه قراره استحالهای در
کار باشه. یعنی منظورم خب بالاخره یک تا
اونجایی که من تحلیلهای آقای خلفی رو
میشناسم حاکمیت ایران رو حاکمیت توتالیتر
میانگارن و در این حاکمیت توتالیتر خب کیش
شخصیت انگار بخشی از این یکی از مشخصاتشه
و اینکه در اون حالا فرم جدید جمهوری
اسلامی
چه بر سر کیش شخصیت میاد یا احیاناً
آیا واقعاً اگه اگر همین قول شما رهبری
تصادفی باشه و اثر اتفاق
روی اون شخصیتی که میذارند روی موجه
بودنش آیا یعنی چه منزلتی خواهد داشت آیا
مثلاً مثل مثل مثلا مثل چین کسایی که میان
به نسبت ما و اینا خب خیلی میلتره
داستانش و یا چگونه خواهد بود اگر این
سؤال من بود سؤال این بود که اگر آقای
خامنهای الان به هر حال با این ک ۱۰د با
این غیبت و اینا چش شخصیتشون بسیار فروکش
میکنه و خیلی هم برای من مهمه که این
قسمتم بدونم تو فرمایشات که میفرمایید
بالاخره یه تعداد از این طرفداران نظام
در این در دایره این کشیت به آقای
خامنهای خیلی دارن حتی مثلاً چه میدونم
تو این سر داستان آتشبس میگفتن که انگار
آقای خامنهای رو چیز کردن یا بهشون یه
کاری کردن که وگرنه آقا امضا نمیکرده و از
این داستانا یعنی منظورم اینکه اگر ایشون
به یک نحوی کنار گذاشته بشه این به اصطلاح
طرفداران پایکار نظام چهجوری با این مسئله
کنار خواهند آورد بفرمایید ببخشید
بله یه نکته رو در نظر داشته باشید و اونه
که ما در کل دنیا با بحران اقتدار مواجه
هستیم یعنی
این بحث کیش شخصیت
کمبیش یک مسئلهیست که
در
به اصطلاح شرایط کنونی دچار بحران هست و
مخصوصاً این نسل
دهه ۸دیا که میگن یا نسل زی یک نسلیست که
چندان اقتدارپذیر نیست ما اینو در مثلاً
حوزه آموزش ببخشید
ما این رو در حوزه آموزش و پرورشم داریم
یعنی بچههایی که درس میخونن
اون رابطهایی که بین معلم و شاگرد قبلاً
وجود داشته این رابطه دیگه با این نسل
به هم خورده و اساساً هیچگونه اقتدار
دارین رو نمیپذیرن.
ما وارد ما به اصطلاح یه
نسل جدیدی از نظامهای توتالیتر رو داریم
که چه بسا به به اصطلاح به اون شکلی که
یعنی شاید مثلاً
سبک حکومت پوتین و
کره شمالی بعد از مرگ این رهبرانشون قابل
ادامه نباشه. میدونیم یعنی سیستم
توتالیتر میمونه همون طور که به اصطلاح
در برخی کشور اروپای شرقی اتفاق افتاده
دیگه یعنی بعد از به اصطلاح به اینا میگن
پست توتالیتر رژیمز رژیمهای پسا توتالیتر
تمام ویژگیهای نظام توتالیتر با خودشون
به همراه دارن منتها به شیوه کاملاً
متفاوتی یکی از مهمترین
مهمترین ترین مسئله در نظامهای توتالیتی
رهبر نیست اتفاقاً مردمن
یعنی
این وضعیت اجتماعی که توتالیتر میمونه
و به
تداوم نظام توتالیتر منجر میشه ولی
حالا برای اینکه یک اولاً مردم حالا در
مورد مردم ایران اگر صحبت میکنیم
بقیه که جوامع توتالیتر
همون طور که یه شب برای کسی میمیرن فردا
صبحشم چیز میکنن فارغ میشن نمیدونم شما
یادتون هست یا نه تو همین جریان انقلاب
چقدر ما از این زمونا داشتیم دیگه یکی
آقای منتظری بود یه بار بردنش تا آسون عرش
اعلی فردا صبح عکساشو پاره میکردن
بنابراین این بالا پایین یعنی به همین شدت
که ما افراط داریم در پرستش شخصیت کرد به
همین راحتی هم میگذریم ازش الان برای
خیلیا رضا پهلوی شده خداوند دیگه این که
ملت ما خیلی شریفن
در نتیجه خیلی این جای نگرانی نیست علاوه
بر اینکه میتونن یه شخصیت
مثلا یه کسی مثل آقای جوادی ملیو بذارنش
مثلاً به عنوان رهبر ولی فقیه به عنوان به
اصطلاح مقام تشریفاتی حالا اگه کسی که
میخواد بپرسته اونو بپرسته ولی واقعیتش
اینه که جامعه خیلی تغییر کرده مسئله
اقتدار
در جهان و به ایران چیز نداره و روابطی هم
من نمیدونم واقعاً اینهایی که ما میگیم
اینا مثلاً طرفدار نظام هستن اینا اگر اون
زد وونها یا پیوندهای اقتصادیشون
نباشه ما ببینید د تا مسئله شما میگید که
اینها طرفدار داران نظام هستن یه موقع هست
که میگید بنفیشریا هستن یعنی این صاحبان
منافعن مثلاً روحانیت بنفیشری نظامه یعنی
چی؟ یعنی اگر روحانیت میدونه یکی از یه
کسی رفته بود پیش آقای سیستانی زمانی که
جریانات ۸۸ بود و جنبش سبز و اینا و در
عاشورا تظاهرات شد و مردم رو سرکوب کرد
پلیس آقای آقای سیستانی گفته بود که چرا
شما
از حکومت انتقاد نکردید چرا این خیلی از
این مردمی که تظاهرات میکنن اینا مردم
مسلمونم متدینن از شما تقلید میکنن حتی
چرا شما از مردم در برابر حکومت دفاع
نکردید چرا به حکومت نگفتید که مردمو
سرکوب کنیم حالا آقای سیستانی گفته بود که
ما مثلاً پیغام میفرستیم و به ما گوش
نمیکنن و محرمانه پیغام میفرستیم اینا
ولی نکته جالبی که گفته بود این بوده که
آیا آقای موسوی
مطمئن هست که اگر مثلاً این حکومت بره
زمان کار به دست خودش خواهد بود یا اینکه
که این حکومت سکولار خواهد شد. یعنی
روحانیت شیعه حتی خارج از مرزهای ایرانم
بفیشری این این سیستم هستن. یا مثلاً وقتی
ما از سپاه صحبت میکنیم میگیم که مثلاً
سپاه یک سوم اقتصاد ایرانو در دست داره خب
استف سپاه یعنی کسایی که عضو سپاه هستن
زیر نیم میلیون هستن یعنی شاید یه چیزی
حدود ۴۵۰ هزار نفر باشن که عضو رسمی سپاهن
اینا که یک سوم اقتصادو ندارن که بلکه
هزاران کارخونه و شرکت و نمیدونم
بیمارستان و
نهادهای بنگههای تجاری هستن که به اینها
تعلق دارن. بنا اونایی که کار میکنن
اونجا مهندس و دکتر و پرستار و نمیدونم
مدیر و اینجور چیزان و اینا همه بنفیشری
سیستمان. یعنی شما وقتی حساب میکنیم این
که میلیونها نفر از یا روحانیت وقتی
میگیم روحانیت یعنی چی؟ روحانیت که فقط
خودشون نیستن که از زن و بچهشون که بگیرید
تا شبکههای عظیم مالی و نمیدونم اوقاف و
نمیدونم
کمیته امداد و
آستان قدس رضوی تمام اینا اینا بنفیشری
نظام هستن خب فرض کنید که اینا از بین بره
آیا واقعاً اینا حاضرن برای آقای خامنهای
جانپشانی بکنن یا برای جمهوری اسلامی
نمیدونم من مطمئن نیستم مطمئن نیستم
بهخاطر اینکه من گفتم هم داستان جنگ خیلی
به قول معروف آی اپنینگ بود خیلی چشما رو
باز کرد به اینکه اون ایدئولوژی دیگه وجود
نداره یعنی الانم که ایران میکنن باز
ایران رو حسابشو از جمهوری اسلامی جدا
میدونن یعنی اینطور نیست که جمهوری
اسلامی هرچی بگه اینا به خاطر بگن که تو
پس درست میگی یعنی حتی میرن توی عزاداریا
به اصطلاح مداح ای ایران که میخونه اون
داره به ایران میچسبه. ایران به اون
نمیچسبه. یعنی در حقیقت عرق ملی هم خیلی
جدا شده از به اصطلاح باورهای ایدئولوژیک
به نظام.
اینی که من نمیدونم واقعاً وقتی میگیم
پایگاه اجتماعی آره میان و این
تظاهراتهایی که میبینید نماز جمهایی که
میبینید اینا واقعاً هم مردمن ولی من
نمیدونم اگر اینا وضعیت اقتصادیشون عوض
بشه نسبتشون با حاکمیت تغییر بکنه از نظر
اقتصادی چقدر میمونن چقدر حاضرن به چقدر
حاضرن پای نظام باشن من فکر نمیکنم که
درصد زیاد همین آخوندا همین آخوندا
میدونید که آخوندا هیچ دین و ایمانی
ندارن مطلقا یعنی آخوندا دین و ایمون
ندارن. یک شبه اینها در عثمانیها وقتی
عثمانیها آمدن قرن چیز قرن شونزدهم
گفتن که ما حکومت بر اساس فقه اگه اشتباه
نکنم بر اساس فقه حنفی چیز میکنه عمل
میکنه و فقهایی که اونجا بودن فقهای
مالکی بودن یه شبه همه از فقه مالکی رفتن
فقه حنفی یه شبه در دوران صفویه یه شبه از
شیعه به سنی تغییر تغییر مذهب دادن از سنی
به شیعه تغییر مذهب دادن آخوندایی که من
خودم شخصاً میشناسم آخوندایی که مطلقا
اعتقادی با آقای خمینی نداشتن مطلقا
اعتقادی به جمهوری اسلامی نداشتن چه سینه
چاکان عجیب غریبی درراومدن از توی این
حکومت یکیشو همین آذری قومی بود که آقای
خمینی رو قبول نداشت بعد شد چیز شد اون
جمله مزخرفو گفت که ولی فقیه میتواند
توحید رو هم تعطیل کنه زمان آقای خامنه
بنابراین اصلاً شما رو سر انتخاب آقای
خامنهای هم آقای خامنهای گفت همین ایشون
حرف از من قبول نمیکنن تو اون جلسه ب
دقیقاً دقیقاً بنابراین روی آخوندا و روی
این مداها و روی اینجور چیز اصلاً حساب
نکنید که اینا مثلاً در فقدان آقای
خامنهای واقعاً خیلی مثلاً
عواطفشون جریحه دار بشه یک اربابشونو عوض
میکنن حالا به سمت قدرت می گرایش پیدا
میکنن دیگه قدرت
جواد طباطبایی گفت که من تو تبریز دیده
بودم کسایی رو که وقتی شاه میومد برای شاه
میکشیدن میگفت یه سال بعدشم چقدر بعدش
که انقلاب شد همش تو تظاهرات انقلاب
میکردن میگفتن مرگ بر شاه آره این چیزا
خواست دیگه
البته من معتقدم که اغلب هر دوی اینها
هست هم منتفعین یعنی در بسیاری از موارد
آدم به ذهن خودش انگار دروغ میگه یعنی هم
شما مدافعی هم منتفعی یا مدافعی چون
منتفعی اکثر اکثراً اینجوریه و بهوگراف
پیش میاد که مدافعی چون منتقدی یا هم
درسته درسته ولی من نمیدونم چقدر اگر
همین نباشه چقدر حاضرن شما هزینه بدید
میدونید مثلاً فرض کن ما در زمان شاه خب
یه عده بودن که واقعاً شاهو دوست داشتن
مخصوصاً روستاها یعنی ما ۷۰ جمعیت ایران
روستانشین بود و واقعاً شاه در روستاها
خیلی محبوب بود ولی خب این محبوبیت در عمل
به چی ترجمه میشه میدونین یعنی میگن اون
نیرویی که در انقلاب ایران نقش فعال داشت
حدود ۱۵ جامعه بوده ما و بخش عمده جامعه
اگه بگیم روانشین بودن اینا اصلاً شاهو
دوست داشتن ولی بحث اینکه ارادت قلبی و
دوست داشتن خب میدونید که روستایی
طبیعتاً خیلی
تصور خیلی اسطورهای از شاه و پادشاه دارن
دیگه
در عمل به چی ترجمه میشه؟ من فکر نمیکنم
که یک
چالش خیلی بزرگی رو مدافعان آقای خامنهای
یعنی اینا که ذوبه در ولایتن فکر نمیکنم
که اینا یه چالش بزرگی رو در جهت حالا
هرگونه انتقال قدرت یا گذار رهبری جدید
بتونن ایجاد بکنن.
آقای
من سلام عرض میکنم خدمت اجازه بدید سلام
سلام آقای علیکما حال شما خوبه ممنون تشکر
شما خوب هستیم خدمت منه یا اینکه نه آقای
حمید خان شما بفرمایید سؤال بعدیتونم
بفرمایید که بعد بریم سراغ دوستان
من در مورد اینکه خب
مسئله حال حاضره دیگه این بالاخره یکی از
جنبههای گفتمان انقلاب اسلامی اینا یا
جمهوری اسلامی همین داستان
یهودی ستیزی یا حالا اسرائیل ستیزی به زم
من حتی یهودی ستیزی و خب تشکیلاتهای
نظامی امنیتی فراملیتی و اینا که حول وش
این
گرایش جمهوری اسلامی شکل گرفته که به
اصطلاح خیلی خیلی هویتی و خیلی چیزم هست
دیگه یعنی خیلی ناموسیش کردن به اصطلاح
احیاناً در این استحاله سر این فکر میکنید
این گفتمان چی میشه آیا آیا از مهار سیستم
فراتر میره یا اون همال پیدا میکنه
نمیدونم
من اونچه که میتونم هم نشناشو ببینم اینه
که یهودی ستیزی در جامعه ایران خیلی شدت
پیدا میکنه و طبیعی هم هست. یعنی بعد از
این جنگ یهودی ستیزی شدت پیدا میکنه.
حالا در مثلاً فرض بکنید یه کسی مثل
احمدژاد
که اون زمان به هر حال در یک بخشهایی از
بدن امنیتی نظامی جمهوری اسلامی نفوذش آیا
اون تیپ آدمای آخرالزمانی
ضد یهودی اسرائیل سدیز و اینا کجای داستان
قرار خواهند گرفت نمیدونم من میدونم فقط
که یه بخشی هستن در سپاه و در نیروهای
امنیتی که اینا آخرالزمانی و یهودستیز
هستن. اما اینکه حالا در آرایش جدید قدرت
اونها چه
جایگاهی خواهند داشت باید دید واق واقعیت
اینکه ما داریم از برای حجاب داریم صحبت
میکنیم و خیلی تأثیر روشنی نداریم از
اونچه که در فصل پرده می
بله بفرمایید دوستان دیگه اگر نکتهای
دارن بفرمایین تا ببخشید من یه نکتهای
داشتم یه سؤال داشتم ببینید شما فکر
نمیکنید آقای خلجی که جریان ایران دقیقاً
بشه مثل جریان لبنان به این شکل که
اسرائیل و آسمان ایران احاطه داره بعد
رهبرم که حالا قایمه یا گمه لحشک از بین
میره یا میمیره یا میزننش به رهبر جدیدی
هم که میاد مجبورن که تقریباً مثل رهبر
جدید حزبالله تو مخفی باشه
چون میترسه که بزننش و قدرت عین او که از
حزبالله لبنان تقریباً گرفته شده و ارتش
داده شد به مرور زمان قدرت از ایران گرفته
بشه به ارتش داده بشه و به قول معروف
معروف ارتش بیاد به عنوان تقریباً تقریباً
همون کپی لبنان به این شکل لبنان الان شما
حزبالله را مقایسه کنید با سپاه پاسداران
و ارتش لبنان الان قدرت داره و قدرت دیگه
تو دست حزب حزبله نیست. دسترسی که قبلاً
حزبالله وزیر و وکیل مشخص بود. شما فکر
میکنید شرایط دارن به مرور زمان در طول
شاید یک سال ۶ ماه آینده به اونجا برسه که
جریان بشه مثل جریان لبنان که سپاه
تقریباً قدرت خودشو از دست بده و قدرت
بردش واگذار بشه تا اینکه مثلاً یه
انتخابات آزاد بعدا ایجاد بشه و مسئله به
این شکل پیش بره. ممنون جواب بدید.
ببینید
ایران و لبنان قابل مقایسه نیستش اولاً و
ثانیا
کنترل حریم فضایی ایران
حریم هوایی ایران از طرف اسرائیل یه کار
پرهزینه است یعنی داره مرتب هزینه میکنه
کاری نیست که همین طوری و به سیاست
نتانیاهو برمیگرده یعنی اولاً در دراز
مدت ممکن نیست ثانیام نتانیاهو اگر موقعیت
خودش رو از دست بده قدرت خودشو از دست بده
همه چیز ممکنه تغییر پیدا بکنه
و ثانیاً من نمیدونم چه تصوری چرا تصوری
در ایران هست که ارتش از سپاه جداست یعنی
چی ارتش قدرت رو به دست بگیره مگه ارتش
مال جمهوری اسلامی نیست یعنی از ما
تصورمون هنوز اینه که یه ارتش شاهنشاهی
وجود داره و این سپاه در برابرش قرار داره
نه سپاه ارتشو کنترل میکنه
اولاً کهه ارتش دیگه اون ارتش
زمان شاهنشاهی نیست. ۴۵ سال از انقلاب
گذشته دو نسل از ارتشیا آمدن که اینها با
درجه وفاداریشون به ولایت فقیه و نمیدونم
تربیت ایدئولوژیکشون هیچ فرقی با سپاه
نداره. یعنی عقیدت سیاسی ارتش در بسیاری
موارد خیلی خیلی سختگیرتر از سپاه هستن.
عقیدت سیاسیهای سپاه هستن و این تصور که
ارتش یک تاف جدابافتهایست در جمهوری
اسلامی توهم مطلقه این اولاً بعد ثانیا
شما باید بگید که در در
چه کسی قراره که قدرتو از سپاه بگیره مگر
یعنی سپاه چرا باید قدرت خودشو از دست بده
یعنی خودش ولنتیر بشه یعنی خداطلبانه این
کارو بکنه که فکر نمیکنم
یا باید یه قدرت بالاتری باشه ه که این
قدرتو از او بگیره کلید زندانو ازش بگیره
اسلحه رو ازش بگیره پولو ازش بگیره به
اصطلاح این سرمایههای اقتصادی و شبکهها
رو ازش بگیره و واگذار کنه به مثلاً به
قول شما ارتش یا هر کسی که من نم قدرتهای
خارجی که نمیتونن قطعاً در داخل ایرانم
چنین چیزی وجود نداره چنین قدرتی وجود
داره
بله بفرمای دوستی هست صحبت کنه بابک جان
آقای آلیگما بفرما بله بله بله بله بله من
ببخشید من
صدا من میشید اجازه بدم که بفرمایید آقای
علیما شما بفرمایید به آقای خمیون میسیم
خدمتتون بله من سلام عرض میکنم خدمت
استاد خلجی عزیز استاد
بر فرض اینکه خب جمهوری اسلامی از این
بحران رهبری عبور کنه و بتونه تونه با
موفقیت یک رهبر انتخاب کند. آیا جمهوری
اسلامی به نظر شما در روش خودش که روش
بسیار پرریسکی هست تجدید نظر میکنه یا
خیر؟
بیشتر منظورم مسائل داخلی هست. یعنی
همچنان در فشار بر گرده مردم ادامه خواهد
پیدا خواهد کرد. همچون همچنان ملت رو چوب
خواهند زد یا رهبری جدید یک فرم جدیدی هست
که حالا مثلاً در ظاهر آزادیها بیشتر
میشه اما همچنان فشار از طریق دیگه بر
مردم وارد میشه. به نظر شما با
عبور از آقای خامنهای این روش سیاست و
حکمرانی هم تغییر اساسی خواهد کرد یا خیر؟
مرسی.
نمیدونم یعنی بستگی به این داره که چه
بخشی از
سیستم دست بالاتر بگیره احتمال اینکه اون
بخش فاسد سپاه به قدرت برسه یعنی اون بخشی
که
بیشتر به منافع مالیش منافع اقتصادیش فکر
میکنه این احتمال هست و اگر اونها به قدرت
برسن چه وسا
[موسیقی]
بخوان که برای تأمین منافع اقتصادیشون
درهای کشور رو به روی بازار جهانی بیشتر
باز بکنن. چه بسا بعضی از آزادیهای فردی
رو به رسمیت بشناسن دیگه نمیدونم
یه مقدار راحتتر بگیرن. یعنی میشیم یه
چیزی شبیه مثلاً
بشار اسد قبل از جنگ یا مثلاً سیستم صدام
حسین یا سیستم خود همین روسیه اما در
نهایت
روسیه پوتین یعنی اما در نهایت
من فکر نمیکنم که تا زمانی که جمهوری
اسلامی وجود داره
به دلیل اینکه نمیخوان آزاد یعنی چون که
آزادیهای سیاسی تهدید کننده این حکومت
هست به ویژه فقر یک روش خیلی مؤثر هست
برای کنترل و سرکوب یعنی یکی از راههای
مهم کنترل سیاسی فقیر کردن مردمه بقیه نگه
داشتن مردم این فقر باعث میشه که جامعه
انرژی کافی برای بسیج
به اصطلاح مدنی نداشته باشه نهادای مدنی
تضعیف میشن مردم مسئلهشون میشه سیبزمینی
و پیاز به جای آزادی و عدالت و حقوق بشر و
در نتیجه
من فکر میکنم که فعلاً
یعنی همین فقری هم که الان در ایران هست و
داره گسترش پیدا میکنه من معتقد هستم یه
بخش جدیش عملیه و یکی از تکنیکهای این
سیستمها برای به اصطلاح سرکوب و کنترل
سیاسیه منتها حالا بعد چه خواهد شد باید
دید
ممنون استاد خواهش میکنم آقای کامران
بفرمایید
ببخشید من همین الان سؤالم مطرح کردم و
جواب گرفتم خیلی ممنونم مرسی
بسیار خب آقای هوی شما پرسیدید سوالتونو
قبل از آقای کامران نهپرسیدم
آها البته دیگه سؤا قاطی شد که حالا من
این سؤالم رو میگم کنم من یک تناقضی تو
صحبتهای آقای خلجی دیدم که از یه طرف به
درستی آقای خلجی میگن که
نظامیها رو سیستم توتالیتر نمیذاره شخصیت
مستقل داشته باشن برای اینکه بتونه
کنترلشون کنه به درستی و از یه طرف دیگه
هم یک امکانی داره که اینها بعد از اینکه
آقای خامنهای نباشه بیان یه سیستم کنترل
داشته باشن. به نظر شما آقای خلجی چقدر
آدمهایی که شخصیت مستقل ندارند میتونن
دور هم جمع بشن و یه سیستم منسجم درست
بکنن؟ ما الان چیزهایی میبینیم که به نظر
میرسه دار و دسته پایداری چیها دست بالا
رو دارن در صحبتهایی که میکنن در رفتاری
که هست بهخصوص در صدا و سیما
به نظر شما این سیستمی که اصلاً شخصیت
نداشته شخصیت مستقل نداشته وابسته به یه
نفر بوده بعدش میتونه همچین کاری بکنه یا
نه؟ متشکرم. ببینید نظم مافیایی اون
چیزیست که
این سیستم خواهد داشت. یعنی نظم مافیایی
یعنی چی؟ یعنی کهه هیچ طرفی حتی درون
مثلاً شما میگید پایداریها حتی در درون
پایداریها هم هرگز چیزی به نام اعتماد
متقابل وجود نداره. یعنی بر اساس اعتماد
متقابل اینا کار نمیکنن بلکه بر اساسی که
موادو میده پولو میگیره. یعنی کاملاً
یک نرمی وجود داره، یک قاعدهای وجود داره
که هر لحظه نقض بشه با شدیدترین وجهی
باهاش مقابله میکنن دیگه. دیدید که تو
همین سیستمم همین طوره دیگه به محض اینکه
یه اتفاقی بیفته طرف میگیرن اعدام میکنن
اونو میگیرن اونو میزنن
یا حذف میکنن میرن تو استخ میرن تو
هلیکوپتر در نتیجه نظم مافیاییه
قطعاً اینا قادر نیستن یک سیستم سیاسی
به اصطلاح متعارف
شفاف دموکراتیک درست بکنن حتی روابط بین
اینها هم به هیچ وجه روا چیزی جز روابط
استبدادی نیست بنابراین
اشخاص درشون نقشی ندارن دیگه یعنی مافیایی
مافیا هستن در حقیقت و اینو توجه دارین که
نظامهای در حقیقت توتالیتر یک نظامهای
رژیمهای توتالیتر ترکیبی از میلیتاریسم و
در حقیقت ارتجاع مذهبی هستن همه جای دنیا
همین طور بود در در حتی در اتحاد جماهیر
شوروی هم همین طوره دیگه
یک یعنی یک ارتجاع مذهبی و از اون طرفم
یعنی یک کانزروتیسم
مذهبی یک محافظه کاری مذهبی یا در مثلاً
مواردی مثل شوروی مسلکی یا ایدئولوژیک و
از اون طرف میلیتاریسم بنابراین
میلیتاریسم یا نظامیگری جزء هویت این
سیستمهاست یعنی آقای خامنهای نه به
عنوان رهبر جمهوری اسلامی بلکه به عنوان
فرمانده کل قواست که جم به اصطلاح قدرت
داره اگر فرمانده کل قوا نبود که رهبریش
قدرت چیزی نداشت به او قدرت نمیداد از
روز اول آقای خمینی به عنوان رهب رهبریش
مدیون فرمانده کل قواست اون چون اسلحه
داره اون چون کلید زندان داره رهبره قدرت
داره بنابراین
این حکومت اسلحهست و حکومت زندانه جمهوری
به اصطلاح
پوتینه به اصطلاح
جمهوری اسلحهست و این در حالا در شرایط
مختلف به شکلای مختلفی در میاد من تصور
میکنم که ما داریم میریم به سمت تشدید
این نظامیگری نه اینکه این نظامیگری چیز
جدیدیه نه تا الانم تا الانم همین سپاه و
اینا مملکتو اداره میکردن دیگه همین
مافیاها ما چیزی به نام بخش خصوصی نداریم
که
[موسیقی]
بتونه مستق قل از این سیستم امنیتی نظامی
فعالیت بکنه تا الان اینا اداره میکردن
منتها الان بهش در یک نظم جدیدی اداره
میکنن و مثلاً فرض بکنید دیگه روحانیت
کاملاً دستش قطع خواهد شد از نفوذ حالا
الانشم خیلی نفوذ نداره یعنی به عنوان
نهاد روحانیت جیرهخوار حکومت هست نه اینکه
نفوذ در حکومت داشته باشه و این بیشتر
خواهد شد یعنی سپاه بر روحانیت مسلط خواهد
شد به طور کابل
ببخشید د تا پارامترم شما به نظر من باید
در این مسئله نقش بدید یکی خارجیه وقتی
بهخصوص دیگه وارد جنگ شدیم و اینها اون
کشوی بسیار پرقدر
قدرتمند خارجی چه شرقی چه غربی اونا حتماً
اعمال نفوس خواهند کرد و یکی هم که مردم
دیگه مردم به هر حال مردم که به جان اومدن
اینها هم باید یه حرکتی بکنن و به نظر
شما چیکار باید بکنن و چهجور این کارو
باید بکنن حالا چه باید بکنن اون یک مسئله
دیگریست ولی مردم نقشی ندارن نه متأسفانه
اگه منظورتون مثلاً شورشهای کور هست آره
این اتفاق میفته یعنی ما مثل حوادثی که
داشتیم در سالهای گذشته بازم خواهیم داشت
منتها همه مثل همون سورشها هم قابل سرکوب
ما از یک جنبش مدنی وجود نداره که اون اون
چیزی که میتونه تأثیرگذار باشه یه جنبش
مدنیه یعنی جنبشی که
به اصطلاح حاصل تصادف و اتفاق و مردم کاسه
صبرشون لبریز میشه یهو میریزن تو خیابون
اینطوری نباشه بلکه با برنامه ریزی باشه و
با مدیریت درست چون چیزی وجود نداره
بنابراین ما از نقش اجتماعی مردم نمیتونیم
حرف بزنیم مردم فعلاً دارن هزینه
این وضعیتو میدن و من نشانههایی نمیبینم
از اینکه
اراده برای شکل دادن به یک جنبش اجتماعی
وسیع باشه. دولتهای خارجی هم قدرت دارند
ولی قدرتشون محدوده. یعنی اینطور نیست که
بتونن
بزنن تو دهن دولت دولت تعیین کنن مثل
خمینی بلکه در یه شرایط خاصی میتونن
تأثیرگذار باشن. منتها همیشه اونها تابع
شرایط هستن. اونا شرایطی به وجود نمیارن.
یعنی
مثلاً فرض بکنید وقتی که داره در یکشار یه
جنبش انقلابی در جریان هست اونها میتونن
رو این جنبش تأثیر بذارن در موفقیتش نقش
بازی کنن نقششونم خیلی محدود
ما الان میدونیم که هیچ کشوری نمیتونه
نقش سرنوشتساز داشته باشه در کشور دیگه
مگر از طریق اشغال نظامی یعنی حتی جنگ هم
نه نوع حکومتو عوض میکنه
به اصطلاح لاف
رابطه مردم و حکومت رو میتونه به طور جدی
تاثیر قرار بده. دیدید که در این از این
ما مدرنترین و پیشرفته ترین جنگ رو در
طول تاریخ بشریت داشتیم دیگه. این جنگ
اسرائیل واقعاً آخرین نمونه پیشرفته جنگ
بود دیگه. میبینید که از نظر سیاسی هیچ
تأثیری نمیگذاره و مگر اینکه اشغال نظام
میکنه. یعنی مثل عراق یا مثل افغانستان
بیان و فیزیکلی حکومتو به دست بگیرن. یعنی
قدرت قدرت سیاسی مکان داره در مکان هست.
قت سیاسی بدون مکان نیست. بنابراین یا
باید مردم بیان انقلاب کنن حکومتو به دست
بگیرن یا باید یک قدرت نظامی از بیرون
بیاد و تسخیر بکنه. هر دوی اینها فعلاً
منتفی هست و ایجاد حرج و مرج هم همون طور
که ترامپ گفت اون ترامپ حرفای بیبنیاد
زیاد میزنه ولی این حرفش درست بود یعنی
صادقانه اینو میگفت که ما فکر کردیم که
به اصطلاح نباید به سمت حرج و مرج پیش
بریم به خاطر اینکه من فکر نمیکنم که
قطعاً در اسرائیل هم همه با نتانیاهو
موافق نیستن حتی همه سیاستمداران یعنی با
نوع خطر خطر ایران رو یک جور تعریف نمیکنن
مقابله با خطر ایرانو یکجور تعریف نمیکنن
و من فکر نمیکنم که در اسرائیل همه مثل
نتانیاهو فکر کنن که حرج و مرج در ایران
به نفع اسرائیل هست حرج و مرج در ایران
یعنی شما ایرانو تبدیل بکنید به بزرگترین
پناهگاه تروریسم در جهان و این در وحله
اول اسرائیل رو مخاطره میدازه یعنی خ چ
امنیت اسرائیل رو تهدید میکنه و شما
ایرانو اگه بخواید بکنید مثل سوریه یعنی
میشه بهشت تروریسم ایران دیگه هیچکس هیچکس
نخواهد شناخت هر نوع چیز میگه از چین و ما
چین پامشن میگن در ایران برای فعالیتهای
تروریستی همونطور که در لیبی این اتفاق
افتاد در خود سوریه این اتفاق افتاد و
دیدید که در سوریه هم آخر سر مجبور شدن که
این تروریستو بزنن اون بالا که نظمو
برقرار بکنه حرج و مرج مطلقا
به نفع امنیت ملی اسرائیل نیست به نفع
کشورهای منطقه نیست ایران هم یه کشور
کوچکی نیست کشور بسیار بزرگیه و موقعیت
جغرافیایی که داره یعنی د تا رشته کوه
البرز و زاگروس
یک چیزی رو ایجاد میکنه یه موقعیتی ایجاد
میکنه که قابل برای نیروی خارجی قابل
کنترل نیست اصلاً یعنی شما نمیتونید
اسرائیل بیاد یا آمریکا بیاد اونجا مثلاً
حکومت برقب بکنه همچین چیزی امکان نداره
بنابراین نگه داشتن حکومت بدون توانایی
تهدید منطقهای این اون چیزیست که حتی
تندروترین سیاستمداری
اسرائیلی و آمریکایی بهش فکر میکنن تغییر
رژیم هرگز در دستور کار اینها نیست و آره
دوست دارن که مردم مثل ما که دوست داریم
که مردم آره پاشن و فلان کنن و فیسار ولی
خب اینا همه فعلاً خواب و خیالی بیش نیست.
ببخشید منظور من از مردم نیروهای سیاسی و
اجتماعیه که حذف شدن الان نادیده گرفته
شدن مثل اصلاحطلبا
مثل ح اگه قدرت داشتن که حذف اینا نه خب
آره ولی توی شرایطی که بعد از این جریان
آقای خامدیه ممکنه اینها دوباره توانایی
داشت به نظر شما اصلاً توانایی دارن یا نه
مگر اینکه خداوند متعال بهشون اعطا بکنه
نه معلومه که ندارن برای چی داشته باشن
شما وقتی شما قدرتو از دست دادی اون قدرتی
که از دست دادی چرا باید اون طرف بیاد این
قدرتو به شما بده چرا باید این قدرتو به
شما پس بده اونا یه قدرتی داشتن این قدرت
از اونا گرفته شده نیاز نداره به اونا ی
سیستم به اونا نیاز نداره نه چه نیازی
داره
ببینید برای چیه الان پرچم ایران و
نمیدونم ایران رفته دوباره تو ربطی به
اصلاحطلبا داره نه تمام حکومت در این
ایرانیت اینا نیاز نیستن دیگه ۱۰ سال
نمیکردن این بله تمام سیستمهای توتالیته
از استالین
گرفته تا جمهوری اسلامی اون دوره به
اصطلاح جذابیت ایدئولوژیک که تمام میشه
یعنی مثلاً در زبان استالین وقتی که
جذابیت کمونیسته کمونیسم به عنوان یک
ایدئولوژی جذابیت تودهایشو از دست میده
به اصطلاح همه به ناسیونالیسم فنا میاره
این تیپیکال در همه اینا صادق
یعنی در جمهوری اسلامی هم بعد از جنگ
توضیح دادم نمیدونم شما تشریف داشتین یا
البته توضیح دادم که در سالهای آخر جنگ
جمه ایدئولوژی اسلامی دیگه جذابیت خودشو
از دست داده بود این اصطلاح ایران اسلامی
درست از وعد از جنگ راه افتاد دیگه و
شاهنامه و زبان فارسی و نمیدونم موسیقی
شجریان و موسیقی سنتی اینا همه بعد از جنگ
بود تا زمان جنگ شما نمیتونستید اسم
شاهنامه رو تو تلویزیون ببرید اسم فردوسی
رو نمیتونستید تو تلویزیون ببرید در
نتیجه ناسیونالیسم تیپیکلی
یک به اصطلاح ایدئولوژی
آخرین دستاویز نظامهای توتالیتر هست از
نظر ایدئولوژیک که خودشون رو دیدین که در
مورد فعالیت ایران در منطقههم میگفتن که
اگر ما با داعش در سوریه نجنگیم امنیت
ایران به اصطلاح آسیب میبینه و سلیمانی
در حقیقت داشت امنیت ایرانو تأمین میکرد
و آقای اردشیرضا زاهدی به سردار سلیمانی
میگفت فرزند ایرانو یعنی ایرانگرایی
ویژگی نظامهای توتالیتره یعنی یک نوع به
اصطلاح ایران گرایی در نتیجه اونا چون
میدونن که هر ایرانی به هر حال کشورشو
دوست داره زادگاهشو دوست داره زادبومشو
دوست داره طبیعتاً آخرین چیزیست که بهش
پناه میبرن و یک ورژن خاصی از
ناسیونالیسمو ایجاد میکنن که در خدمت
منافع اونا باشه میبینید که یارو مداحی
میکنه کنه و شعر ایرانم میخونه همون که
هفته کش توی خیابو میده خب آقای فرخونده
سلام عرض میکنم شما سلام آقای خلجه عزیز
من یک نکتهای دارم و د تا سؤال کوچیک در
خدمت یکی اینکه در مورد اینکه مخفی شدن و
یا زیرزمین رفتن آقای خامنهای صحبت
کردهایم حالا من دیدم خیلی در
همین رسانههای اجتماعی و فضای دیجی
دیجیتال مثلاً میگن این رفته تو سوراخ موش
و نمیدونم سوراخ و فلان و اینا حالا خارج
از هر ایرادی که ما با آقای خامنهای
داریم و مسئولیت ایشون که وضعیتو به اینجا
رسونده ولی هر رهبری که در تیرس مرگ باشه
طبیعیه میره خود دولت کابینه اسرائیلم زیر
زمین تشکیل میشه این روزا میگن و برخواب
از خودش محافظت کنه اگرم نکنه میگن این چه
حماقتی کرد اینجا وایساد و اینا که این
کشته بشه
یکی این یکی اینکه در مورد چیز شما گفتید
که کاملاً ایشونو خارج از چیز حساب کردید
آیا نمیتونه اینطوری باشه که مثلاً
بالاخره همون جوری که مثلاً سردار جانشین
تعیین میکنه یا یه سری از این کارا کرده
هنوز مثلاً خب بالاخره اونجا فعالیت داشته
باشه حالا میگن ارتباط تلفنی قطه به خاطر
این ردیابی و اینا چه میدونن نامه ببرن
کاغذ ببرن بیارن یا تلفنی داخلی داشته
باشن. یکی این یکی اینکه یکی د تا از
طرفدارای ایشون من دیدم اومده بودن
میگفتن که حالا آقا هنوز چیز نداره
میتونه فرمان جهاد بده. آیا در میان
اینکه میگن ولی امر مسلمین و اینا حالا ما
چیزشو میدونیم. من میخوام ببینم که در
دنیای غیر از تشیع ایشون چقدر نفوذ داره؟
واقعاً اگه همچین فرمانی بده کسانی هستن
که مثلاً در بیک بگن یا بیان تو صحنه
اعتراض کنن یا کارایی انجام بدن مرسی
بله
نفوذ وقتی از نفوذ ایران صحبت میکنیم
باید به تشکیلات فکر کنیم دیگه چون که
مردمی که مثلاً فرض خب هستن در کشورهای
اسلامی ایران به خاطر مبارزه با اسرائیل
خب خیلی ستایش میشه و آقای خامنهای در
افکار عمومی عربها خیلی جایگاه چیزی داره
همچنان بالا پایین داره ولی خیلی جایگاه
مهمی داره منتها صرف جایگاه داشتن در
افکار عمومی کافی نیست دیگه شما باید
سازماندهی سازماندهی باید فکر کنی میشه
اون گروه نیابتیشون در حقیقت گروه نیابتی
هم که در این یکی دو سال به شدت آسیب دیدن
و
[موسیقی]
فکر فکر نمیکنم که فرمان جهاد دادن علیه
اسرائیل
مثلاً یک چیزی باشه که در عمل پیامدای جدی
داشته باشه علاوه بر اینکه این فرمان صادر
کرده مبارزه با اسرائیل که وظیفه هر
مسلمونه از نظر ایشون و ایشون هم ایشون هم
آقای خمینی گفتن همه مسلمونها وزیرن با
اسرائیل مبارزه کنن بجنگن بنابراین از نظر
ایشون ما همه مسلمونها باید در خودشونو
در جنگ با اسرائیل ببینن و هر کاری
میتونن برای از بین بردن یا ضعیف کردن
اسرائیل بکنن باید وظیفهشونو انجام بدن
یعنی واجب شرعیشون
نکتهای که فرمودید راجع به مدیریت ببینید
اگر نوع مدیریت سیاسی در ایرانو بدونیم
اون وقت متوجه میشیم که آقای آقای خامنه
الان نیست یعنی چی و نمیتونه این آدم چیز
داشته باشه ببینید حالا در همه جای دنیا
درست درسته که نتانیاهوها هم میرن زیر
زمین جلسه میگذارن ولی میبینید که
نتانیاهو میاد تلویزیون صحبت میکنه، حرف
میزنه با آدمای مختلف میره این طرف میره
اون طرف یعنی فرمانده جنگه آقای خامنهای
نیست یعنی حضور فیزیکی نداره یه یک بخشش
مال وضعیت جسمیشه که خب اون نیرو و نشاطی
رو که سالها قبل داشته دیگه نداره و یکی
هم اینه که به اصطلاح موقعیتش تضعیق شده
یعنی همش مسئله این نیست که شما
از ترستون رفتین در پناهگاه یه بخششم این
هست که یعنی گذااف نیست اگر بگیم که ایشون
یه بخش از کناره گیریشم به خاطر این کنار
زده شده یعنی من مدتها پیشم گفتم که آقای
خامنهای رو این همیشه نمیتونن
فرماندههای سپاه تحمل کنن آقای خامنهای
گفت نهج جنگ میشه نه مذاکره میشه هم جنگ
شد هم مذاکره شد بنابراین این آدم
نمیتونه در فرماندهان سپاه اون نفوذی رو
که قبلاً داشته باشه و یه بخشی از این
کنار رفتن اجباریه یعنی قطعاً همین طوره
یعنی کسانی که دارن یک شبه این آقا گرفت
خوابید یه شبه در ۲۰ تا فرماندههای ارشد
کشور نابود شدن بنابراین آقای خامنهای
الان هیچ هیچ
به اصطلاح نشانهای نمیشه پیدا کرد که در
امور دخالت داشته میشه و بهعکس کنار رفتن
ایشونم با نامه و فلان و این حرفا نیست.
آقای خامنهای مذاکرات رو آقای فرخونده
با تلفن کنترل میکرد یعنی مذاکرات همه
تلفنی کنترل میشد. آقای خامنهای
بازجوییها رو برخی از بازجوییها رو
هدایت میکرد. بازجوی زندان و یه همچین
آدمی راجع به همچین آدمی داریم حرف
میزنیم که انقدر در جزئیات دخالت میکنه.
صحابی اینا وقتی که در زندان بودن خلاصه
بازجویا رو هر شب میآوردن پیش آقای
خامنهای بهش میدادن. یعنی آدمی که
اینجوری در جزئیات دخالت میکنه و باید
این آدم متصل باشه به به اصطلاح وسایل
ارتباطی
و جدا بودنش از این وسایل ارتباطی یعنی
اون رو در انزوا نگه داشتن و حالا این
انزوا یه بخشش به خاطر ترس از جونه ولی
همش برای ترس از جون نیست و میتونست مثل
نتانیاهو اولاً که اگه بخوان بکشنش سیستم
کشتن میدونی که اگر مثل حزبالله ۴۰ مترم
تو زمین باشه میتونن بکشن مثل نصرالله
بنابراین رفتن در پناهگاه هیچ مشکلی رو از
ایشون حل نمیککنه یعنی خطر تهدید
جانی با رفتن در پناهگاه حل نمیشه
اون سیستمی که اسرائیل داره که حالا من
اون چیزی که شنیدم این کهه از طریق اسکن
کردن چشمه دیگه مثلاً شما دردگاهها
میبینید که چشم اسکن اسکن میکنن. چون
وقتی وارد آمریکا میشین چشمتونو اسکن
میکنن. یعنی هر جایی آمریکا باشین پلیس
میتونه شما رو بگیره با اون اسکنی که از
چشم شما کرده
و از طریق به اصطلاح اسکن چشم عکسی که
رزولوشن بالا داره یا فیلمها و بعد هوش
مصنوعی این دیگه نیاز به اطلاعات چیز
نداره که یه کسی بره جاسوسی بکنه بگه فلان
جاست.
این سیستم خیلی سیستم هوشمندیه و از نظر
تکنولوژی خیلی پیشرفته است و رفتن در
مخفیگاه
خطر رو به هیچ وجه از بین نمیبره یعنی
این اراده سیاسی برای نکشتن آقای
خامنهایه که موجب شد تا حالا زنده بمونه
وگرنه این اراده سیاسی از بین بره مثل حسن
نصرالله به راحتی از بین خواهد رفت و
من فکر میکنم که تحولات همون که گفتم م نه
ریولوشن نه ریفورمیشن بلکه ترنسفورمیشن
این استحاله این جنگ یک به اصطلاح زمینه
رو برای استحالهای آماده کرد که مدتها
پیش زمینهش فراهم شده بود یعنی آقای
خامنهای مملکتو به بنبست کشیده بود یعنی
به جایی کشیده بود که هیچ کاری نمیشد کرد
یعنی شما اگر فرمده سپاه باشید اگر فرق
نمیکنه اگر شما یعنی کهه از احمدینژاد که
دیگه ما
به اصطلاح رادیکالتر تر نداریم وقتی که
هیچکس از سیاست آقای خامنهای راضی نبود
فرماندهای سپاه هم حتی اونایی هم که ازش
اطاعت میکردن به هر حال با این وضعیت به
اصطلاح سیاسی با این بنبست سیاسی نمیستن
کنار بیان آخرش چی یعنی د درست مثل قضیه
آقای خمینی شد دیگه آقای خمینی
خیلی دوست داشتن که این مسئله اسرائیل رو
مسئله آمریکا رو آقای خمینی تا زندهست حل
بکنه
چون اگر آقای خامنه بمیره باید حل کردن
این مسئله دشوار میشه الانم همین طوره
دیگه یعنی با اسرائیل و نهدید آمریکا تا
کی میدونین و بعد میخواین چیکار بکنین
یعنی میخواین کل مملکتو به باد بدین کم
کما که الان این همه خسارات به جان و مال
مردم وارد شده مملکت به باد بد اینکه چی
بشه دقیقاً آقای خامنهای یه بنبست بود در
جمهوری اسلامی و این بنبست باید شکسته
میشد نتانیاهو این بنبستو شکست هست یعنی
در حقیقت امکان این ترنسفورمیشن استحاله
رو ایجاد کرد حالا باید دید در عمل چه به
چه سمتی پیش خواهد رفت دیگه ولی آقای
خامنهای رفت تمام شد آقای خامنهای از
نظر سیاسی دیگه باید یک جزء اموات به حساب
آورد ایشون رو بسیار خب
دوستی نوشتن الان لیبی یا سوریه یا
افغانستان کدومشون تهدید برای اسرائیل
گفتم اگر ایران مثل لیوی بشه اونوقت
تهدیده برای اسرائیل
و
دوستانی که در یوتیوب نوشتن پیام گذاشتن
سپاسگزارم از شما و
یک دوستی نوشته که آقای مرتضی سوال داشتن
من سؤال شما رو نمیبینم
به هر حال بعضی از سؤا رو من ندیدم ولی
باز جلسه خواهیم گذاشت و صحبت خواهیم کرد.
از همه دوستان سپاسگزارم. از بابک عزیز
سپاسگزارم. امیدوارم که از این بعد بتونم
بیشتر خدمت شما باشم.
جلسات
از دو هفته دیگه دوره جدید ادبیات غرب هم
آغاز خواهد شد. از دوستانی که تمایل دارن
ثبتنام کنن خواهش میکنم که با ایمیل من
مهدی.com
جیم.com تماس بگیرن من جزئیاتو براشون
خواهم فرستاد در صفحات رسانه اجتماعی من
هم این اطلاعات وجود داره ولی اگر مایل
بودن برای من ایمیل بفرستن سپاسگزارم از
شما وقت همگی بخیر