اخراج مهاجران افغانستانی از ایران: با خود چه می‌کنیم؟

این تحلیل‌گرانی که روزآمد وارد تحلیل میشن الانم که پیشون از واقعیات فلا می‌پرسید میگه آقا چند میلیون نفر در ایران دو تابعیتی یا تکت اهل افغانستان وجود داره خب موبالایز کردن اینا به چه نحوه آیا موبالایز کردن ۱۰۰ هزار نفر موبالایز کردن ۱ میلیون نفر برابری می‌کنه مثلاً من فکر می‌کنم کنم توی ترکیه بیش از ۶ میلیون نفر مهاجر از سوریه وجود داره که برخی حتی برای شهروندی و اینجور چیزا هم اقدام کردن و فلاکاین ندارن الان تو موبالایز کردن اینا توی ۲ ماه قراره اتفاق بیفته توی ۶ ماه قراره اتفاق بیفته توی ۱۰ سال قراره اتفاق بیفته از تحلیل‌گر اون کانونی که مدنظر قرار میده و واکنشش از پرسش از همین مادیاته به نظر من داره فقط ذهنیتسازی می‌کنه که میام به بخش سوم حرفم که چرا کنش تحلیل‌گران ما، مفسران ما، نظریه‌پردازان ما، اهل ما حداقل تو گفتگوها که من اینجوری می‌بینم اون ایدئولوژی هژمان دولتی رو تقویت می‌کنه. چرا در هر موقعیت اینطوری؟ یعنی من نمی‌تونم فقط اینو به ایران گرایی رسم بدم چون مذهبیش چون شیعهشم دارم می‌بینم که مثلاً هیچ سکوت کرده در مورد یه اینجور پدیده‌ای حداقل درست گفتگو نمی‌کنه فضا رو موکول می‌کنه به امنیتی بودن و فلان و به حالا پرسشم در نهایت از آقای خلجی اینه که چرا فعالیت روشن‌فکران ما اهالی ما علم ما کارکردش تقویت ایدئولوژیون هستش من یه تلفن دارم ببخشید من یک ۳۰ ثانیه بعد یه دقیقه بعد خواهم شنید بله سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستان در یوتیوب و در کلاب هاوس و متشکرم از اینکه این ساعت با من هستید راستش من خیلی با حالم خوب نبوده و نیست و اتفاقاتی که می‌گذره یعنی نمیدونم چهجور راجع بهش باید صحبت کرد و با لکنت زبان حرف میزنم در نتیجه امیدوارم که خیلی جلسه بیهوده‌ای نباشه این جلسه و به همین دلم هست که دوست دارم بیشتر دوستان صحبت بکنن از اونچه که می‌گذره بگن من واقعاً حرفی ندارم برای گفتن چندان و دارم فکر می‌کنم که ما ایرانی‌ها کی انقدر گرگ شدیم کی انقدر خوی توحش گرفتیم و خیلی شوکه هستم از اونچه که داره می‌گذره و نمیدونم چی باید گفت واقعاً نمیدونم چی باید گفت ولی دوستان صحبت میکنن حالا منم در طی جلسه نکته‌ای اگر به نظرم برسه خواهم گفت ولی جلسه امروز مخصوص یک مسئله‌ایست که فراتر از این مسئله اخراج یک عده مهاجر از کشور بلکه یک واقعیت‌های بسیار زشتی رو درباره جامعه ایران و درباره خود ما میگه یعنی حالا افغانستانی‌ها بمانن در ایران یا برن این یک مسئله است ولی مسئله مهمتر اینه که ما چرا این شدیم که هستیم و واقعاً آیا می‌بینیم خودمون رو در آینه می‌تونیم تشخیص بدیم این درجه از توحشی که بهش دچار شدیم و چه باید کرد این مسئله اصلی همین هست که ما چه به اصطلاح چه بر سر ما آمده که با خودمون این کارو می‌کنیم خب دوستان زاهد عزیز هم آمد جزیز هم آمد من سلام عرض می‌کنم خدمتشون سلام جناب استاد سلام به شما سلام به دوستان چرج دوستان دیگر سلام عرض می‌کنم خدمت آقای خلجی و بقیه دوستان سلامت باشین خب صحبت کنید دوستان عزیز انور جان نوبت رو نگه دار و از دوستان خواهش میکنم صحبت کنم بله چشم من حتماً نوبت رو درست تلاش میکنم پیش برود خب باش از جریجیس بشنویم و بعد از زاهد همین طور دوستان دیگر و منم دوست دارم نظر خودمو بگم چون فکر میکنم یک سری این شرایطی اینطوری که به نوع اجتماعی و جمعی و اموریست یک شکل دیگه‌ای آدم از موقعیتی خودش و موقعیت اجتماعی خودش می‌فهمه از جری می‌شنویم فعلاً همین طور ظاهد به دوستان دیگری که اینجا هستن ممنون انور جان منم راستش همون طور که آقای خلجی گفتن در این درباره این موضوع چیز خاصی به گفتن ندارم و اینکه خب چیز تازه‌ای هم نیست نه در افغانستان نه در ایران این برخورد منظورم است که ما با همدیگر داریم اتفاقاً چیز تازه‌ای نیست. اگر ما این برخورد نژادپرستانه بگوییم یا هم حالا هر اسمی که یک رفتار درستی نیست ما در سال‌های گذشته هم بسیار شکل‌های قبیحی رو شاهد بودیم و اینکه ما در افغانستان هم با خود چه برخوردی داریم هم یک تصویر بسیار واضحی از این داره که انسان‌ها با همدیگرشان چه انتظاری دارن از رفتاری که با هم می‌کنن یا می‌خواهند داشته باشن؟ اما خب اون موضوعی که همواره باقی می‌مانه این پرسش هست که چرا ما در این عصر با تجاربی که از جوامع دیگر می‌تانیم شاهد باشیم هنوز بر این مسیر پافشوری می‌کنیم افتخاراتی مفتخر هستیم و به یک سلسله عقاید و ایدیولوژی هنوز چنان ان پابندی از خود نشان میدیم که از ما یک چهره‌ای می‌سازه که میتوانه به یک همنوع خودش به دیگری به یک انسان از هیچ نوع رفتار غیر انسانی دریغ نکنه اینکه چه چیزی آدمی را به این مسیر سوق میده خب ما در تمام طول تاریخ این روایت‌ها ره داشته‌ایم و آنچه که مؤرخان، نویسنده‌ها حالا اندیشمندان در این موارد گفتن همیست که انسان‌ها وقتی درگیر یک تنگ نظری و کوته‌بینی راجع به بودن خودشان، راجع به معنای زیستن، راجع به اینکه چه انتظاری از زندگی و از زنده بودن بر کره زمین دارن و این زندگی ره به چه عقاید دیدگاهی وابسته کردن تا زندگی بتانه یک ابزاری هدفی برای خدمت به این ایدیولوژی شوه تانسته که از آدم‌ها یک همچین چهره‌های خشنی را به تاریخ به سب برسانه امروز وقتی ما میبینیم که این شاهد جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل بودیم. خب هر کسی که در این مورد حرف می‌زد انگار خود جنگ نمیدید یا ایرانو میدید یا اسرائیل در خوشبینانه ترین حالتش یک سلسله مسائلی که یک وقت دیگه اتفاق افتاده و یک کسی به یک کسی ظلم کرده و اینا رابط می‌دادن و خود این جنگ خود این فاجعه و اینکه یک دولتی بالاخره تهدید می‌کند یه قومی ره به نابودی و اون قوم هم دو سه سال شده بابت یک تا حمله بسیار غیر انسانی ۲۰ هزار کودک در یک سرزمین دیگه به قتل رسانده یعنی این چیزها این اتفاقات خالی از اسم‌ها خالی از افتخارات و نمی‌دونم گذشته و تاریخشان نشد ما دیدیم که در افغانستان در طول این جنگ ۱۲ روزه نمیدونم روشنفکر لایق مشرک مسلمان شیعه سنی همه زنده باد به آقا صاحب می‌گفتند و به موشکهای جمهوری اسلامی درود می‌فرستادن که بیشتر از این لایه‌های گنبد آهنی و نمیدونم فلان بیمان عبور بکنن و امروزم همین آدم‌ها همه فحش میدن به کسانی که این بدرفتاری را با مهاجران افغانستان در ایران دارن ولی خب چیزی که اصلاً ربط نداره به اون اصل قصه اینست که خب اینا یک کنش‌هایی هستن و واکنش‌هایی رو در پی داشتن و چیزای تازه‌ای هم نیستن همواره وجود داشته و سرنوشت ما که ما امروز در افغانستان به دست یک نظامی افتاده‌ایم که با کودکان مشکل داره با یک تشر جامعه که زنان باشه مشکل داره با مردانم حالا بالاخره در یک حدی که مطیع و برده باشن من کاری نداره و همچنان در جمهوری اسلامی هم یک همچین یک شکلی داره با استفاده از علم و دانشمند و نمیدانم اینا تلاش میکنه که یک سرزمینی را نابود بکنه به یک قومی همیشه اعلام این میکنه که ما شما را از صحنه روزگار حذف خواهیم کرد این دیدگاه همواره وجود داشت حالا ۴۰ پ سالی که این جمهوری اسلامی روی کار آمده و در افغانستان هم ما حداقل این ۴۰ پ سال با این جنگ‌هایی که بعد از جمهوری داودخان در افغانستان آغاز شدواره این این شکلی از دیدن به زندگی چون زندگی دیگه وجود نداشت یک حالت اضطراری بود یک تلاشی برای چاره کار که اون اتش زندگی کردن از همه گرفته بود و همه را تبدیل کرده به یک موجوداتی که بتان اینطوری و جان همدیگر بریزن. من بیشتر از این وقت دوستانو نمی‌گیرم و اینا رو می‌خواستم بگم که چیزای تازه‌ای نیست. اتفاقاً ممکن درست باشه در مورد مسائل اساسی‌تری صحبت بکنیم. ممنونم جسم. خواهش میکنم. ممنون. ممنون. خب آقای احمد شما میخواستین آقای احمد شما میخواستین چیزی بگین اگر کوتاه هست شما رو بشنویم و بعد ممنونم من میخواستم حالا چون خودم نشنیدم بعدا ریپلی رو از یوتیوب نگاه میکنم و میشنوم اون سوالی که پرسیدم پاسخ آقای خرجی چی دادن ولی میخواستم به یه چند تا مفهوم اشاره کنم که فکر میکنم که اینجا برای برس اصلی موضوع به دردمون می‌خوره. وقتی ما داریم در مورد فرهنگ صحبت می‌کنیم چون علاقه دارند این رخداد رو در مواجهه با گفتم اهالی یا شهروندان و ساکنان دو تابعیتی یا تکتابعیتی اهل افغانستان در ایران صحبت کنن می‌خوان بگن که آقا ملیگره‌ها اینطورین مذهبیا اونطورین یا فلانا بهال منتها اینا خورده فرهنگ‌ها هستن و اون فرهنگ کلی انگار که این چنین رو واکنشی رو برانگیخته. حالا د تا مفهوم دیگه‌ای که به نظرم خیلی کمکمون می‌کنه بحث اینتگریشنه و اسیمیلیشن. مثلاً شما الگوی ساکن شدن اهالی افغانستان رو ببینید. در نیمه غربی نمی‌دونم چقدر حضور دارن. واقعاً من آماری ندارم ولی برای خود من سؤال بود که چرا اجازه حضور ندارن؟ اینجاست که به اون بحث مهندسی‌های فرهنگی و اجتماعی و جمعیتی و جابهجایی مسئله تحرک و این‌ها می‌رسه و ظرفیتی که یک فرهنگی در پذیرش داره و اساساً اگر همسرنوشت ببینه‌ها خودش رو این چند تا مفهومی بود که فکر می‌کنم که توی این موضوع خیلی به درد می‌خوره صحبت کنیم در موردش ممنونم آقا زاهد خودت رو میشنویم اگه فرصت داری من سلام دارم برای دوستان پرسش را حتما آقای خلجی اگر پاسخ بدن چون اطلاعات زیادی از جامعه ایران دارن استاد در یک بخش آخر گپهاشم پرسیدن که واقعا چی شد که ما ایرانی‌ها به اینجا رسیدیم من تجربه شیم ما تقریباً زندگی در ایران رو به دارم و این زندگی را از مسیری همین مهاجرانی که طی میکنن میرن به ایران یعنی قاشاق وارد شدیم و وسط اونها زندگی کردیم مثل اونها کار کردیم و به عنوان کسی که در یک زمینی راه میرفت که احساس میکردم جز اینکه کار میکنم و به چیزی کمی در میارم و زندگیم میگذره امروز فردا میشه هیچ وقت دوست نداشتم که احساس بکنم که چیز دیگهای هم در این خیابان تهدید میکنه این تصویر را داشتم می‌دیدم در ایران و خب این تصویر هر روزه نیست اینگونه نیست که هر کس شما را ببینه اینگونه نشان بده این تصویر از جایی ساخته میشه که شما چند باری حتماً در ماه از این واکنش‌ها می‌بینین و واکنش‌هایی که خیلی مثبت بود این بود که مثلاً وقتی داخل یک تاکسی می‌نشستی و با یک نفر مسافر یا کس دیگه حرف می‌زدی گاهی البته نه همیشه و او می‌فهمید که تو افغانی بعد یکانداز میکرد میگفت اصلاً بهت نمیاد افغانی باشی میگفت ایرانیا شما رو تغییر دادن خود این نگاه چی بود یعنی نگاه خطرهخیزی بود اینکه ما بتوانیم ذاتاً به چنین نگاهی برسیم یعنی که آدم‌هایی از یک بخشی از جامعه حالا از کشور خود ما از کشور بیگانه هر جایی این نگاه تقویت شوه من وارد فضای روشنفکری ایران نبودیم یعنی فضای دانشگاهی اینا کسانی که رفتن دانشگاه خواندن یک سری تفاوت‌هایی حتما در اونجا هست در بخش لوکل جامعه این را میدیدیم و یک طرف من شخصا به عنوان یکی از آدم‌های بی دفاع بودم یعنی مثل میلیون‌ها مهاجر افغانستانی طی این چهار دهه هیچ حق قانونی در اونجا نداشتی و خب تو نمی‌خواستی با کسی درگیر شوی. درگیر یعنی وقتی به تو اهانت میشه براش حرف بزنی. سعی میکنی سکوت بکنی و بگذری. من داشتم این روزها به او چی فکر میکردم؟ به اون پرفرمنسی که ماریان سویچ اگر اشتباه نکنم روی صحنه برد و اونجا چند ساعتی بدون واکنش نشست و از مخاطب‌ها خواست که هر واکنشی میخوان به او انجام بدن یعنی یک انسانی به دفاع چقدر میتانه وسوسه کننده باشه برای اینکه آدم‌ها هر از راهی که عصبانی باشن بزنن یه چیزی تو فرد تو حالا کلمه باشه یا هر چیزی این چهار دهست در ایران ادامه پیدا می‌کنه یعنی یک بخشی داریم ما که جمهوری اسلامی روشمند و ساختارمند داره مهاجر را انسانیت زدایی میکنه به این معنا که بعد از چهار په زندگی هنوز حق یک انسانی که در یک جامعه زندگی میکنه را نداره و این کمک میکنه یعنی بخشی از جامعه میتوانند به این کشیده شن ولی چرا جمهوری اسلامی در این بعد از این جنگ ۱۲ روزه پناه میبره و این رو به خورد مردم ایران میده و ما این واکنش‌ها ره یعنی حمله با مهاجرین را در خیابان‌ها بیشتر میبینیم فکر میکنم این خطر هست اون خطری هست که فقط ایرانی‌ها میتانن بهش رسیدگی بکنن یعنی اون خطره که در زمانه فاجعه در زمانه هر تکانی در جامعه یک خشمی بیرون زده میشه که ما از پس از جنبش زن زندگی آزادی بعد از یک مدت این چهره رو دیدیم که بالا آمد. یعنی تکانه‌ای که اون جنبش به جامعه ایران وارد کرد و قرار بود مسیر خودش رو طی بکنه، این خطر داره بیرون میشه. مثل همه پشم‌هایی که از وسط این جریان‌های انقلابی سر بالا می‌کنه و معمولاً با درصدی بالایی به شکل‌های مختلفی از فاشیسم می‌رسه که ما نشانشرا میبینیم. دوستای از ایران دیشب برا من تماس گرفتن که ما به دنبال یک سری تحسن و اعتصاب غذایی و مسائلی از ای دست هستیم و من برا شما گفتم که فکر میکنید در جمهوری اسلامی هیچ تاثیری میگذاره که من اصلا به این فکر نمیکنم اگر مسئله مردمه مردم ایران و مردم افغانستانه من فکر میکنم که ما بیشتر از جنگیدن با طالب و جمهوری اسلامی در لحظه حکنون میتانیم با مسئله علی از این دست بجنگید من در روزهای اخیر این دو روز صد فیسبوک را باز کردم بعد مدتی و داشتم می‌دیدم نویسنده‌ها شاعرا و کسان از افغانستان که تا دیروز ممکن اینگونه نگاه نمیکردن ولی در حال وسوسه شدن به این هستن که از ایران و ایرانی‌ها متنفر باشن و اگر این نفرت اینگونه خانه باز بکنه وسط ایران و افغانستان این چیزیسته که خراب میشه نه او زندگی مهاجر که فرستاده میشه به افغانستان و ممکن بمیره یا هرچی یعنی ما وارد یک جو ممکن از تخریبی درون میشویم که ساختنش بازسازیش دشوار باشه و یا حتی ممکنه به فجای بدتری بیانجامه برای اینکه اگر فاشیسم سر بلند بکنه میتوانه خیلی خطرناک‌تر از فاشیسم اسلامی در ایران باشه برای اینکه او خودش را در یک گذشته تاریخی بنا میکنه که در او گذشته تانسته از مرزهای خودش عبور بکنه فکر میکنم که این زمانش هست و شاید مسئولیت ما افغانستانی‌هایی باشه که بیاییم واقعاً قصه بکنیم تنها قصه ما شاید بتوانه بخشی از این زرگه را بیرون بکشه که چرا این مسیر طی شد و به اینجا می‌رسه و و در یک حدی ما سکوت را میبینیم اون شری که ممکن اتفاق بیفته ممکنه آدم‌های به دلایل مختلفی به این شر تن به تن به بخشی از ایجای این شوند مثلا او سکوتی جامعه ایران هست که نباید اون سکوت سکوت باشه یعنی بره به اون حالت خلع صلاح شدن و اینجا صدا بلند کردن جاییسته که تهدیدی جانی نمیکنه برخلاف صدا علیه جمهوری اسلامی حمایت از مهاجرین بر شما تهدید ایجاد نمیکنه. ما داریم دوستانی از ایران که در داخل ایران هستن و در این یک و دو سال اخیر واقعاً مسئولانه روی این مسئله می‌جنگن. از جمله احسان سلامت که واقعاً داره نگرانیش هر روز بیان می‌کنه که این تصویر این رویایی که ایرانی‌ها دارن از خودشان می‌سازن این مخلناک میتانه باشه و من این روزها دارم میبینم که در درون افغانستانی‌ها هم این بار در حال شکل گرفتن هست شروع کردن به شکلی خشمشان بیرون بریزن دوستان ایرانی امیدوار هستن که بتانن بیشتر در مورد این حرف بزنن ما برداشتمان هرچی باشه یک سری کاریکاتوری بسیار کلی هست و شاید هم حتی جانبدارانه باشه چون از طرفی حرف می‌زنی که احساس قربانی بودن میکنی یا همسر نوشتی با قربانی‌ها ممنونم زاه ممنونم زاهد جان من شارژر بیارم بله آقای جعواد شما رو میشن سلام سلام و احترام به همه شما بزرگورا اصلاً دکتر خلیجی و انور جان عزیز بابت این روما خوبیشون حقیقتش صدای شما که روزا می‌شنویم خیلی صدای اقلیت و محدود و کمه و خوشحال میشه که حداقل تلاش داره که فضا را یک کمکی تلطیف کنه مهربان‌تر کنه یک صدایی برای مظلومین و بی صداها باشه این احساس مه چیزی که به نظرم می‌رسه بیشتر به جنبه افغانستانی‌ها اشاره می‌کنم چون معلومات ما نج [موسیقی] طرف ایرانی‌ها نیست شاید اگر جای جانبدار انه باشه شما می‌تونید تذکر بدید و به عنوان خود کسی که واقعاً مهاجرت تجربه کردم و یک چند وقتی هم در این قسمت کار کردیم برای من همیشه مسئله بوده که مهاجرین تا چرا مهاجره شکل میگیره و چرا اینا به کجا میرون هدفشان چ در کل من پدیده مهاجرت مهاجرین معلول می‌دونم یعنی معلول بازی‌ها و سیاست‌های های دولت‌ها و حاکمان یعنی اگه برای ثبوتی شاهد من می‌تونم بگم که اگر گراف یا نمودار مهاجرت افغان‌ها به ایران نگاه کنیم از سالی که در ایران اکتشاف نس نفت انکشاف پیدا کرد و رونق پیدا کرد شروع کردن به مهاجرت برای کار تا رسیدیم به سال‌های ۵۷ یا ۶۰ شمسی که کودتاها شروع شد و بعد تجاوز اتحاد شوروی یعنی عملاً می‌بینیم که هر وقتی که در افغانستان جنگ و نضا و ناامنیست موجی از مهاجرت شروع میشه سالمیه که همین مهاجرین که من خودمم از همون کسایی بودیم خانوادهیمون که قربانی این جنگ‌ها بودیم واقعاً تا چه حد روی انگیزه همین مهاجرت و عامل مهاجرت نقش داشتیم. خانواده داشتن زندگیشونو می‌کردن. یعنی همه مهاجرین دوست داره در مورد خودشان زندگی کنن کار کنن روابط اجتماعیشونو داشته باشن اعتبار داره منزلت داره و به قول وطنی خود ما میگه سنگ در جای خودش سنگین است یعنی هر جایی که هستی احساس داری امنیت داری ولی جنگ و منازعاتی که حاصل بازی‌های کثیف سیاسیون حاکما هست باعث میشه اینا وطنت ترک کنن. میلیون‌ها نفر حدود ۲و س۳ میلیون سالایش ۶۰ شمسی که ما هم جزمانها بودیم بهستان و بعد به ایران آمدیم. یعنی در این بازی وقتی که بس فکر می‌کنیم چرا آمدیم جنگ مهم‌ترین عاملش بود ی و بمانیم که در اون چند سالی که در ایران از صفر شروع کردیم از کارهای کارگری و این چیزا و داستانش مفصله چقدر طول کشید که تا ما بتونیم از یه خانه آجوری برسیم به یک زندگی معمولی در حاشیه شهر تقریباً یک نسل طول کشید حرف من ایه که برای اینکه مهاجرین درک بکنیم و بفهمیم که چرا مهاجر شده من فکر می‌کنم دا مهاجرین خودش قربانی است. یعنی اگر امروز بین هم شهروندان ایرانی و مهاجر درگیری هست در حقیقت درگیری بین دو قربانی است. یعنی وضعیتی که در ایران به وجود آمدن گرانی، فقر، بیکاری، جنگ و جنجالایی که پیش آمدن حاصل سوی مدیریت نظام هست. حاصل ناکارآمدی سیاست‌های بد سیستم‌های ماست که این سیستم‌های ناکارآمد، فاسد و دیکتاتور موابانه باعث شده که نتانه و با کشورها با این همه منابع نیروهای بشری به یک وضعیت ثبات برسه. کافیه او برای خلیبا خلیج فارس ببینید بیش از ۷۰ دو سه اینا مهاجر هستن ولی با یک مدیریت خوب تانستن یک وضعیت ثباتی به وجود بیاره که هم که میزبان راضی باشه هم مهاجر راضی باشه ولی در کشوری با این همه غنا و منابع طبیعی و ژوئپولیتیک عالی وضعیت به اینجا رسیده و مردم به جان هم افتاده من یعنی حرفم ایه که اگر اینا می‌توانستن درست مدیریت کنن حداقل نضا و جنگ درنمی‌گرفت مردم ما به سطح میلیونی وادار به مهاجرت نمیشد من خودم حدودی با ۴۰۰ خانوار در همو ایران صحبت کردیم اون زمانی که یک در دانشگاه تهران یک محققی بوده یک مدت کوتاه یعنی بیش از ۷۰ از اینا قربانی جنگ و بیش از ۷۵ از اینها انگیز مهاجرتشون جنگ دانستن به هر حال همی کافیه که اگر بخوایم راه حل پیدا بکنه ای سیستم‌ها هست عمدتاً که برای پایان مناظره باید فکر بکنن ولی متأسفانه برای مشخصاً در سالهای ۸۱ که یک ثبات سیاسی نسبی با آمدن دولت آقای کرزیه دولت جمهوریت آمد او زمان آمار مهاجرین رسمی حدود ۲ میلیون میون ۶۰۰ هزار بود یعنی با آمدن یک امنیت بیش از ۱ میلیون ۴۰۰ هزار نفر برگشت طوری که مرد کارفرماها نگران شده بودن که ما چطور ای جایگزین کارگاهای مفت و ارزان ۲۴ ساعته بدون بیمه بدون توقع را پر کنیم یعنی واقعاً اجازه خروج نمی‌دادن برایشان به هر حال حرف اینجاست که ببینی وقتی که اونجا امنیت باشه یعنی سیاست‌ها اگر در او یعنی به خیر مردم باشه مطمئناً مردم زندگی آرامو دوست دارن. وقتی که می‌بینیم دولت ایران تلاش می‌کنه که با به طالبا همکاری کنه و با آمدن طالبا به آمار آیو ام نزدیک ۷ تا ۸ میلیون وطنشانو ترک کرده. خب آیا مهاجر متهمه یا با این مهاجر خودش یا همین مردم بگیم بهتره اینا در حال دست بازی‌های قدرتمندا شده یعنی ما چندین موجو من می‌بینم که عملاً این سیاست‌ها هست سیاست‌های دولت منطقه که مردمو وادار می‌کنن ولی با تأسف من امروزا واقعاً می‌بینیم فضای مجازی رو رصد می‌کنیم مخصوصاً در اینستاگرام و فیسبوک اینا موجی از نفرت آکنی آدم واقعاً متأسف میشه قلب به لرزه درآیه که آیا واقعاً ما اینیم آیا مای واقعی ایرانی اینطوری بودیم من فکر نمی‌کنم واقعاً اینطوری نبوده واقعاً من اوایل مهاجرت یادمه ولی وضعیت چرا این وضعیت به اینجا رسیده چی شده مگه چه بر سر مردم آمده که اقدر به قول آقای خلجی توحش و وحشیگری بار آمده چرا انقدر نفرت؟ شما برید یک کلمه اخراج افغانی رو ببینید یک پست ۲۰۰۰ لایک می‌خوره صدها هزار نفر و چند تا پسوند زشت دیگه میده این‌ها می‌ماند من فکر می‌کنم تلاشی که میشه آقای دکتر خلیجی ازشان قابل قدره ما یک مثل داریم میگه زمستان میره ولی سیاهی زغال می‌مانه اینا مقطعیه واقعاً می‌گذره ولی روابط فرهنگی مردم هزاران سال در این بستره جغرافیایی زندگی کرده و از بعد از ما زندگی خواهد کرد. ولی خاطرات زشت، سیلی زدن‌ها به صورت تپل، سخت جنین‌ها، کوسیدن بوسیدن پای سگ و توهین‌ها اینا می‌مانه در خاطرات. مخصوصاً با این فضای مجازی و رکوردها و ویدیوها اینا از بین نمیره. واقعاً از دکتر خلجی دوستان شاه نرم جان واقعاً تشکر می‌کنه که حداقل یک شمی در این تاریکی افروخته و بگه که نه قاعده اینطوری هم نیست. استثناتی هست واقعاً استثنا هست یعنی یک وقتی اگر صدای نفرین ناله یک کسی بلند شد میگیم نه کسایی بودن که از ایرانی جماعت با این وضعیت مخالفت کردن و اعتراض کردن یعنی نفرت پراکنیا چیزایی هست که متأسفانه اعتمادهای مردم از بین می‌بره و باعث میشه که روابط ت انسانی و احسازی واقعاً خب خودتان بهتر متوجه که سال‌ها ترمیم از به ای راحتی امکان پذیر نیست. به هر حال واقعاً تشکر می‌کنم از شما ولی چیزی که در کل پدیده مهاجره مهاجرین یکی اینکه اینا رو درک بکنیم حداقل پرسان کنیم که تو چطور شد وطنتو ترک کنی و اینجا چی می‌خوای؟ اینجا آمدن یک سرپناه می‌خوایه یک شب وده نان شب یعنی روز کار می‌کنه شب می‌خوره و از این امکانات و شهروندی مالکیت و نمی‌دونم سیمکارت و اتومبیل و خیلی چیزا خبری نیست هیچ حق مالکیت نیست حق حالا حقوق سیاسی رو که جای خودش بان اینکه حق رأی داشته باشه انتخاب داشته باشه از این کپ اینا بیشتر ت ولی مسئله‌ایه که آیا ما در منطقه که برداشتیم که ایران افغانستان همونطور که همه می‌دانن یک زمانی یکی بوده و حال هم بیشترین اشتراکات در کشورهای منطقه داره از لحاظ زبانی فرهنگی و خیلی مسائل ما یعنی سرمایه‌های خوبی می‌تانیم برای هم باشیم مگر که خراب نکنیم ولی متأسفانه دکتر این روزا واقعاً داره خراب می‌کنه واقعاً افتضا نفرت در حد به قول دوستای ورزشگاه لالی یعنی در حد تیم ملی به قولی دوستان یعنی وحشتناکه خیلی فاجعهست این حقه من فکر می‌کنم از دوستای ایرانی هم داشتم اینا این‌طوری نبودن چرا وضعیت دیر رقمی شده فاجعهست به هر حال طولانی نشوه دوستا وقتی بقیه رم نگیریم فقط یک همدلی لازمه که حداقل اگر در خیابان یک مهاجر می‌بینیم نانی در دستشه یا جایی را فحش ندیم و حداقل بپرسیم برادر تو اینجا چیکار می‌کنی و او داستانشه به تو میگه و در اگر حوصلهش داشته باشن که کمتر در این مورد مطالعاتهم شده که چرا اینا آمدن و روی اگر اگر بفهمیم بخوا بفهمیم که چطور اینا برمی‌گرده دلایلشم مشخصه حالا اینجا فرصت توضیحش نیست ولی داستان مهاجرت یک داستان کاملاً واقعیه که میشه درک کرد تشکر از توجه دکتر سپاسگزارم آقای جواد ممنونم خیلی ممنونم متشکرم من دوستانی رو که در یوتیوب می‌نویسن و سلام و احوال پرسی می‌کنن بهشون سلام میگم و متشکرم از ایشون از اظهار لطفشون سپاسگزارم یک نکته د تا نکته میخواستم بگم یکی اینکه دوستمون گفتن که هفت ه میلیون مهاجر افغانستانی داریم. خب ما در اون چیزی که عجیبه اینه که ما ا در ایرانم تقریباً همین تعدادو میگن که ما مهاجر داریم. یعنی ما ایرانی‌ها هم هفت ه میلیون مهاجر داریم که خب خارج از ایران هستن و الان در آمریکا هم سیاست‌های به اصطلاح ضد مهاجرت ترامپ دامنگیر ایرانی‌ها هم شده دیگه. یعنی همین چند روز پیش بود که در یه خبری بود که یه خانمی ۴۷ ساله ایرانی که نمی‌دونم یه چیزیو اگه اشتباه نکنم ۴۰ سال در آمریکا زندگی کرده میخوان اخراجش کنن و این حرفا و یعنی خود ایرانی‌ها در حالا جاهای مختلف قربانی سیاست‌های ضد مهاجرت هستند و ما در ایران تقریباً میشه گفت خانواده‌ای نداریم که یک نفر بیرون از ایران نداشته باشه. یعنی به هر حال ما خانواده‌هامون به یه نفر یا یک به اصطلاح یعنی همه ایرانی‌ها به نوعی خانواده مهاجرن. مهاجر دارن و می‌فهمن مهاجرت یعنی چی. دربه دری یعنی چی؟ آوارگی یعنی چی؟ بیولتی یعنی چی؟ بیپناهی و پناهجویی یعنی چی؟ و عجیبه که این رنج باعث نشه که ما رنج مشابه دیگران رو بفهمیم و بهعکس می‌دونین که در خارج هم اینطور هست که خیلی از مهاجرا ضد مهاجرتن یعنی یک نه در آمریکا البته چندان ولی در حالا همین ترامپ دیگه ترامپ پدرش آلمانیه مادرش اسکاتلندیه و از یه خانواده مهاجر میاد یعنی خود این بابا مهاجره و این وحشتناکه یعنی من نمیفهمم من می‌دونم که ایرانیا خیلی نژادپرستن خب برای ایرانی‌ها یک توریست آمریکایی خیلی معنیش فرق میکنه با یک مثلاً مسافر افغانستانی یا یک نفر از عراق یا یک توریست ترک یه نکته مهمو حالا میگم و بعد یه موقعی راجع بهش جلسه میگذاریم شاید بشه گفت که در میان فیلسوف‌ها هیچ فیلسوفی به اندازه کانت ناسیونالیست نباشه و اتفاقاً هیچ فیلسوفی هم به اندازه کانت کازموپولیت تن یا جهانوطن نیست و خب انقدر شهرشو دوست داشت که ۸۰ سال از شهرش سفر نکرد ولی خب به اصطلاح بنیانگذار فلسفه جغرافیاست و درک جهان وطنی از فلسفه داره او در رساله صلح جاودانش اشاره می‌کنه به اینکه که درهای کشور باید همیشه یعنی اگر کسی از خطری به کشور شما پناه آورد شما حق ندارین حقا یعنی می‌دونید که کانت فیلسوف حقه میگه شما حق ندارید کسی رو که به کشور شما پناه میاره شما او رو مانعش بشید یعنی این مسئله این نیست که ما لطف می‌کنیم و مهاجرانی رو که به قول این دوستمون از سر دلخوشی که مهاجرت نمی‌کنن که دردی دارن رنجی دارن یا موانع اقتصادی هست یا مشکلات سیاسی هست یا مشکلات انواع و اقسام مشکلات هست که آدم‌ها از جای خودشون از خانه خودشون به در میشن و میرن در سرزمین غربت و اونجا به کارهایی هم می‌پردازن که در شأنشون و شایستهشون نیست ولی کانت میگه که شما این این نیست که لطف می‌کنید و به کسی به اصطلاح کسی رو پناه میدید بلکه وظیفه دارید یعنی حق اوست که حق او برگردن شماست که او رو شما بپذیرید و بر اساس این همین مفهوم هاسپیتالیتی یا مهمان نوازی یکی حقه یعنی هاسپیتالیتی ما فارسی میگیم مهمان مهمان نوازی خیلی کلمه شیکه میگن نه شما مهاجر یک مهمانیست که حق سکونت در خانه شما داره یعنی او مهمان و اینطور نیست که شما چون که مثلاً من ایرانیام در ایران حق سکونت دارم افغانستانی چون افغانستانیه حق سکونت نداره نه افغانستانی که از طالبان گریخته و آمده همونقدر حق سکونت داره در ایران که من حق دارم و حالا یک بار من راجع به این موضوع صحبت می‌کنم و این تلقی که ما داریم که ما داریم لطف می‌کنیم مثلاً به افغانستانیا یا به کسای دیگه کسایی که به به هر حال از پناه میارن کشور ما یا اینکه ما مایی که میریم در جای دیگه من این لطف نیست اصلاً این وظیفه ماست که اونها رو مثل خودمون بدونیم و برای اونها حق سکونت در کشور رو قائل باشیم و به هیچ وجه از نظر حق خودمون رو محق‌تر از اونها ندونیم. حالا من یک جلسه‌ای صحبت میکنم راجع به فلسفه مهاجرت و مخصوصاً نظریه کانت که یه مقداری ما اگه بخوایم متمدن بشیم در حقیقت از اینجا باید متمدن شد. یعنی الان شیوه رفتار ما با افغانستانی‌ها یک معیاریست برای اینکه بسنجیم ما چقدر ملت متمدنی هستیم. تمدن ما بسته به این هست که با افغانستانی‌ها چه برخوردی می‌کنیم. این خودش یه معیاره. یعنی شاید الان امروزه یکی از مهم‌ترین معیارهاست. یا اینکه اینکه ما در گذشته چه داشتیم و درهم فرهنگمون چی بوده و لای کتابا چی نوشتن مزخرفه همش الان ما ت نوع رفتار ما با افغانستانی‌ها نشون میده که مردم ایران چقدر متمدن یا چقدر با تمدن فاصله دارن ممنونم سپاسگزارم خب مزدا خودت رو می‌شنویم و بعد آقای هامون رو چقدر دیگه فرصت داریم استاد؟ هنوز فرصت هست برای پی بله یک ساعت یک ساعت دیگه هم باز در خدمتتون هستم باش مضا خودتون باش من اسیر هست من و سلام دارم البته خدمت همه در مسیرتون و خدمت همراه نمیخوا صدا چیز شدن اذیت کنم دوست دارم برگفتن ولی حالا باش ترجمه خودم بشن باشه باشه آقای هامون بفرمایید شما سلام عرض می‌کنم خدمت دوستان و اساتید عزیز که اینجا هستن من بگم همین اول که با این رفتارهایی که امروز داره شکل می‌گیره ناراحتم و مخالفم ولی خب وضعیتی هست که پیش‌بینی میشد سال‌های سال می‌خواستیم به اینجا نرسه ولی خب رسید من به عنوان کسی که در سیستان هستم در جایی که تنها نقطه ایران که به کشور افغانستان نیازی داشت و حالا تاریخچه هست یعنی هست تاریخچه صحبت‌های دوستان افغانستانیمون در این زمینه در اکانتاشون هست که مردمی که در یک خطه‌ای زندگی می‌کردن آبریز رودی بوده رود تا حالا بعد مرز سیاسی روش کشیده شد و تصمیماتی گرفته شد و از اون‌ها ما در دولت افغانستان می‌دیدیم که انسانیت زدایی شده درد رنجشونو کسی نمی‌دید طوری که اشرف غنی در دوره که دولت داشتن جمهوری بوده اومد گفت که ما آب مفت نداریم آب به بیگانه نمی‌رود همین دوستان فارس ما در افغانستان در ایران و همه جاهای جهان اکانتاشون هست شما می‌تونید ببینید یک نفر حمایت نکرد اگر حمایت از اشرفغنی که حتی تا دیروز منتقش بودن یعنی اشرف غنی هم و دولتمندان افغانستان هم هر وقت می‌خوان که یک مسئله‌ای که افغانستان غیرمتحد درش تا صحبت اتحادی داشته باشه آب سیستان رو چیز می‌کنن میارن جلو و میگن ما آب مف نمیدیم باید نفن و این حرفا با خیلی دوستان افغانستان در این زمینه صحبت کردم الان نه سال‌های ۹۵ و ۹۶ که دولت در افغانستان بود و هر کدومشون برنامه داشتن که با ایران توافقی بذارن که نفت رایگان بده به افغانستان و آب بگیره آب برای محروم‌ترین منطقه ایران واقعاً محروم‌ترین منطقه ایران می‌گفتن آقا مقصر دولت شماست دولت شما باید به فکر مردمش باشه و می‌گفتیم به چه صورت گفته باید دولت نفت بده و اینا گفتم خب بیاید حساب کتاب بکنید قیمت نون تو افغانستان چقدره می‌گفتم انقدر می‌گفتم این اگر قیمت نون تو ایران ارزونه بابت پول و نفته که ارزونه اگر قیمت حامل‌های انرژی ارزونه بابت پول و نفته که ارزونه قیمت هر کیلووات برق در افغانستان یعنی همون موقع خودشون د تا چار تا می‌کردن می‌گفتن زندگی تو افغانستانه که جنگ نیست خیلی گرونه یعنی باز زندگی تو ایران می‌صفه بابت چی؟ بابت پول و نفت و باز هم برای آب هم نفت می‌خواستن. یعنی یک بلیت هواپیمای نیم‌ساطه تو افغانستان به قول خودشون ۱۰۰ دا بود ولی هیچ رحمی در این زمینه نداشتن. من نمی‌دونم اگه در آلمان نازی هم شبکه اجتماعی می‌بود ۴ تا سلبریتی حداقل مخالفت می‌کردن. ولی شما می‌بینید که یک صدا افغانستان یا سکوت کرد یا حمایت کرد از بستن آب روی ایرانی‌ها و کلی کشته داد. یعنی اون منطقه‌ای که شما میگید دچار ریزگرد شد. ریزگردها تمامش بابت بستن آبه. کلی از ایرانی‌ها کشته شدن و هیچ‌کس براش اصلاً مهم نیست. یعنی در این معادلاتی که دوستان دارن صحبت می‌کنن اصلاً می‌بینید که اصلاً همچین حرفی نیست. من بهشون گفتم اگر ایران بخواد همچین پولی بده، همچین نفت رایگانی بده، خب بیاد آب رو شیرین کنه از دریای عمان بیاره تا اونجا می‌مونه و بعد شما هستید که امتحان پس دارید به قول دوستمون زمستان میره و روسیاهیش می‌مونه برای زغال که هیچ رحمی با نکردن. می من می‌تونم بگم همتون برید شبکه اجتماعی نگاه کنید همه اکانت‌های سلبریتی‌های افغان و افراد تأثیرگذار ببینید ببینید در اون تاریخ چیکار اصلاً توی چیز هست توی شبکه‌های توییتر هست تویتی که صحبت آقای اشرفنی گذاشته و می‌بینید حتی افغان‌های هزاره هزاره یا هر کس دیگه اومده حمایت کرده یا سکوت کردن یا هرچی اینا حالا از این مسائل که بگذریم در مورد مهاجرت ببینید مهاجرت در کشورهای اروپایی حالا اونجوری که من دیدم یک روندی داره یعنی اونا گزینش انگار می‌کنن یه بار به ب مهاجر بحران خوردن حدود ۳۷۸ ه۰۰ نفر مهاجر سوری ریختن تو اروپا که دیدیم چه بلایی سرشون اومد چقدر دولتاشون در نزدیک سقوط بودن چقدر اونام اروپایی که اصلاً اقتصادش جمعیتش وسعتش ظرفیت‌هاش اصلاً قابل مقایسه با ایران نیست توی بحران چیکار کرد ولی ما در جنگ تحمیلی بودیم خودمون در جنگ بودیم شوروی به افغانستان حمله کرد درسته شرایط عالی نبود ایران هتل نبود ولی به هر حال افرادی که از جونشون در خطر بود اومدن در ایران پناه گرفتن خیلیاشون درس خوندن رفتن اروپا زندگی کردن ولی شما در ادبیات دوستان افغان که ببینید باز هم می‌تونید برید چک بکنید هیچ‌وقت با ادبیات راضیانه نبودن و همیشه منتقد بودن یعنی اصلاً نگاه نمی‌کنن اگر ایران این رفتارو نمی‌داشت یا اگه اصلاً برعکس میشد شرایط واقعاً رفتار افغانستان چهجور بود اینا که برای یک آبی با ما اینجوری کردن و میگم یه همچین اتفاقی اتفاق نظری تو افغانستانی که سر هیچی اتفاق نظر ندارن واقعاً جالبه و حالا صحبت زیاده من به عنوان که کسی که دیدم یه سری صحبتها شده و از این جانب هیچ جوابی کسی دریافت نمی‌کنه گفتم بیام صحبت بکنم و گوش بدم دوستان سپاسگزار ممنونم از شما این آب حقابه رو میگید نه بله بله بله البته من اینو بتونم بگم وقتی کلامتون این ۱۰۰ تا نخ از منبع آب زدن که اصلاً آبی هم بیاد به اینور تازه اگه بیاد به اینورم میره سمت شورزار مسیرش منحرفه و این چیزایی هستیم تو منطقه و می‌بینیم اینجور چیزا رو بله ببینید من من راجع به این مسئله خب نمیدونم ولی انقدر می‌دونم که مایکتون بسته شد ببخشید ببخشید ببخشید من راجع به این مسئله نمیتونم اظهار نظر کنم چون جزئیاتشو نمی‌دونم ولی یک مسئلهست بین د یعنی اختلاف بین د تا دولته یعنی اینکه مردم که این کارو نمی‌کنن بنابراین اختلاف بین دو تا دولت حالا یا دولت اشرف غنی بوده الانم طالبان هست و این مسئولیت جمهوری اسلامیست که به اصطلاح مسئله آب رو در سیستان تأمین بکنه و خب جمهوری اسلامی این کارو نمی‌کنه مگه در خوزستان این ریزگردها وجود ندارن و این مردم در خوزستان آزار نمیرن ولی خب دولت در حقیقت وظایف خودشو انجام نمیده اما فرض کنیم که این حرف شما هم درست باشه این چه چیزی رو اثبات میکنه یعنی اثبات میکنه که کار ما الان خوبه با ما حق داریم با افغانستانی هر کاری بکنیم یعنی اگر تو با بد کنی پس فرق چیست فرض کنیم که همه افغانستانیا بد کردن به ما فرض کنیم که همه افغانستانیا در این مسئله که شما میگید آب در سیستان همه مقصرن همه مسئولن بسیار خوب آیا این چیزی از وظایف ما کم می‌کنه چیزی از مسئولیت ما کم می‌کنه این به ما اجازه میده که ما با اون‌ها با هر کاری بکنیم یا اینکه شما زمانی می‌تونید در حقیقت اعتراض بکنید که به یه سری اصولی باور داشته باشید شما الان میگید که مردم حق آب دارن فلان کاری که دولت اشرف غنی کرده درست نیست. یعنی بر اساس یک معیارهایی قضاوت می‌کنید. پس این معیارها همیشه باید وجود داشته باشه. یعنی که اگر معیار اخلاقه، اگر معیار حقوقه، اگر معیار حقوق بین‌الملله، تمام این‌ها در همه حال باید وجود داشته باشه و حالا در مورد اروپا هم یکایک این کشورا هم باز بحث است. اروپا هم در زمینه مهاجران هر کاری که می‌کنه که درست نیست. بسیاری از سیاست‌های سال‌های اخیرش مخصوصاً [موسیقی] یعنی مهاجت بحرانه در در اروپا و نباید همه چیز رو با همه چیز به هم آمیخت در حقیقت باید جدا جدا قضاوت کرد ولی من میگم تمام این دلخوریا همه به جا فرض کنیم که همه درست ولی هیچ کدوم از اینها از وظیفه انسانی ما از وظیفه به اصطلاح اخلاقی ما به هیچ وجه کم نمیکنه و باید فارغ از اینکه حالا در فلان مسئله کی با ما چیکار کرده در فلان مسئله مگر عراق نبود که ۸ سال با ما جنگیدن کی جنگید هم مردم ارتش عراق جنگید دیگه یعنی الان ما با عراقیا باید چیکار بکنیم بگیم شما چون ۸ سال پیش ما جنگید همتون رفتید پشت صدام الان شما دشمنید نه چنین نیست بنابراین ببین ما باید بریم به سمت حل اختلافاتمون نه بریم به سمت افزودن بر اختلاف‌ها یا به اصطلاح اختلاف‌ها رو ما باید به شیوه کاملاً فارغ از عواطف حل کنیم یعنی مسئله حقوقیه مسئله اداریه مسئله به اصطلاح سیاسیه باید مسئله سیاسی و اداری باشه بمونه نه مسئله عاطفی و از این طرف هیجان ملی و از اونورم تنفر از دیگری و این حرفا نه بدون بدون تنفر بدون هیجان بدون دخالت دادن عواطف باید با عقل و با بصیرت با کاردانی با استفاده از تجربه گذشته خودمون با استفاده از تجربه دیگران مسائلمونو حل کنیم نه اینکه به اصطلاح مسئله ترده افغانستانی‌ها ببینید و تنفر از افغانستانی‌ها اون متنفر رو می‌کشه. تنفر اون سینه‌ای که پرورش پیدا می‌کنه اون سینه رو آتش می‌زنه. یعنی مهم نیست شما از چه کسی متنفر هستید یا از چه چیزی متنفر هستید. تنفر شما رو از بین می‌بره. یک مسئله مهمی که در مورد عف مطرح هست اینه که میگن که شما در وقتی که کسی رو می‌بخشید یا چیزی می‌بخشید شما به او لطف نمی‌کنید. وقتی می‌بخشید شما خودتون سینهتون رو از کینه و تنفر می‌پالایید، می‌شویید. یعنی بخشش یک لطفیست که انسان در حق خودش می‌کنه نه در حق دیگری. بنابراین توجه داشته باشیم که مسئله حالا افغانستانی‌ها یا عراقی‌ها یا ترک‌ها یا نمی‌دونم عرب‌ها نیست بلکه مسئله این که ما چهجور آدمی شدیم و ما این تنفر ما چیکار می‌کنه. بنابراین به جای اینکه بهانه‌های دشمنی بهانه‌های خصومت رو بیشتر کنیم بها بدیم بهشون باید بهانه‌هایی برای دوستی پیدا بکنیم. بهانه‌هایی برای آدم بودن و آدم ماندن. بسیار ممنون. بله بفرمایید شما خانم بهار شما رو می‌شنوی. سلام عرض می‌کنم. ممنون از اینکه همچین گروهی رومیو درست کردین. من خب حرفای حق یا حرفایی که باهاشون موافق بودم در موردش چیز نگی میگم ولی آقای هو شما گفتین که نه تنها شما من خیلی این صحبت رو تو کلاب هاوس یا تو فضای مجازی می‌شنوم که میگن شما افغانا چرا همیشه منتقد هستین چرا انقدر پررو هستین و چرا طلبکار هستین خب ما بگیم این حرف شما کاملاً درسته شما این همه این سؤالو از ما می‌کنین یک بار خودتونم هم نشستین نگاه کردین که چرا اینا این‌طوری شدن. من قبول ندارما که ما منتق ما طلبکاریم ما پرو هستیم. من دارم میگم شما بیا فکر کن که ما اینطوری هستیم واقعاً. ولی دلیل این طلبکار بودن ما دلیل این نژادپرستی که مثلاً توی ایران هست دلیلش فقط ماییم. فقط مای افغانستان هستیم. فقط اون قاتلا اون متجاوز‌ها اون دست‌ها هستن. فقط همینه دلیلش. و شما یک مثالی زدین میگین که آیا این اگر افغانستان اوضاعش خوب بود و ایرانی‌ها مثلاً مهاجرت می‌کردن شما با ما چطوری رفتار می‌کردین؟ شما مثلاً اصلاً چیزی که اتفاق نیفتاده رو شما مثال می‌زنی ولی من میام چیزایی رو به شما میگم که زندگی کردم و اتفاق افتاده. من ایرانی‌ها رو دوست دارم. آدمای خوبن. بهترین دوستام نزدیک‌ترین شخص زندگیم ایرانی هست. ولی این دلیل نمیشه من چشممو ببندم روی رفتار غیر انسانی و نژادپرستی. شما وقتی که همزبان من هستید من همزبان شما هستم هر حرفیو که می‌زنی من با پوست استخون اونو درک می‌کنم یعنی دقیق می‌دونم شما اونو با چه از ته دل چقدر نفرت ازش میاد بیرون وقتی که به من میرم توی گروهی یک آقای ایرانی که خودشو معلم معرفی می‌کنه که ۴۹ سال معلم بوده و الان انگلیس زندگی می‌کنه همسرش انگلیسی هست میاد بالا و میگه که افغانی‌ها ۴۰ سال در ایران براشون هر نفری روزی یه دونه نونبربری خورده ما خدمتش دادیم ما خدمتش تقدیم کردیم نونبربری رو ۴۰ سال این افغانی اصابکارش صبحونه و ناهار شام می‌گرفته شما ببین این آد این آدمی که خودش رو معلم معرفی می‌کنه آمریکا داره داره زندگی می‌کنه همسرش انگلیسیه از همه حق و قوانین ایرانی، انگلیسی، آمریکا این آقا برخورداره هم خودش هم فرزندش در آینده داره به من میگه که شما نونبربری خوردین ۴۰ سال الان پررویی و طلبکاری. شما چرا فکر می‌کنی من نباید منتقد همچین ایرانی باشم؟ فقط به خاطر اینکه گناه من اینه که به جای که اون آقا افغانستان به دنیا بیاد من افغانستان به دنیا اومدم من سرمو بندازم پایین تو سریخور باشم برای این توهینا و من تو این گروه‌ها میام میگن تو چرا نمیگی مرسی که به ما نون و جای خواب دادی خب بابا تو با من خوب برخورد کن اومدم تو این گروه با من درست صحبت کن به عنوان یه ایرانی اگر من اونجا بی‌احترامی کردم به ایران و ایرانی اون موقع ولی تو داری داری به من توهین می‌کنی هی می‌زنی توی سر من میگی چرا نمی‌رسیم تو از حق از مدرسه ما استفاده کردی تو تو ایران بزرگ شدی جای ایرانیو گرفتی خب من با این جملات به نظر شما منتقد نباشم چی باشم من الان فقط می‌خوام اون ایرانی‌هایی که منتقد هستن که ما پرروییم ما طلبکاریم چیکار بکنیم در مقابل اینکه ما شنیدیم به ما گفتانی کسا صاف رو در و دیوار نوشته بود که هر افغانیو که می‌بینین سرش سربریدنش حلاله ببین من نمیگم نه الکی اومدن ایرانیا اینا رو گفتنا نه ما متجاوز بیشتر از ایران داریم بیشتر از هر کشوری داریم قاتل دزد ما بیشتر داریم ما ۵۰ سال ۴۰ سال جنگ داشتیم از کشوری که ۴۰ سال ۵۰ سال جنگ بوده شما توقعید دکتر مهندس و با فرهنگ دارین ۱۲ روز ایران اینترنت قطع بود ۱۲ روز بم می‌زدن. مردم الان سال‌ها نیاز به روانشناس، نیاز به دارو دارن که دوباره به اون آرامش قبل برگردن و ما ۴۰ ساله داریم اینو تحمل می‌کنیم. ما دولت‌ها توی کشور ما عوض شده. پدر ما افغانه، مادرمون ایرانیه. نه افغان ما رو قبول داره نه ایرانی ما رو قبول داره. این خیلی وحشتناکه. خب شما یک بار خودت رو بذار جای من افغان که من چرا انقدر نفرت نسبت به ایران دارم؟ خب بابا من هیچ‌وقت ندیدم یه ایرانی بیاد توی آلمان بگه آخ آلمان دستت درد نکنه به من نون و آب دادی من ندیدم به خدا هر کدوم میگه میگه خودمون تلاش می‌کنیم خودمون عرضه داریم درس می‌خونیم فلان خب پس چرا می‌خوایم این افغان که تمام بدبختیا رو در ایران کشیده تمام پایین‌ترین سطح کار انجام داده اگه یک ایرانی ۱۵ میلیون حقوق می‌گیره افغان ۶ میلیون حقوق می‌گیره خب اینو میگین مالیات نداری خب حداقل اگه مالیات ندادین درست میگین ولی خب حقوقی که یه ایرانی ۱۵ میلیون می‌گیره افغان ۶ میلیون می‌گیره اگه شما میری صفح نوریدی ۱۰ تا نون می‌گیری مهمون داری ولی یه افغان میره اونجا قیافهش مشخصه بهش توهین می‌کنه میگه افغانی چقدر تون می‌خوری یک ذره خودتونو جای ما بذارین و من مردم خودمم نقد می‌کنم جوونای افغان به جای فحش به جای توهین فقط اعتراض بکنین که افغانا غیرقانونیو می‌ندازین بیرون انسانی بندازین بیرون تو هر کشوری اگر غیر غیرقانونی کسی بیاد اون کشور ناامن میشه برای فرزند من افغانی که تو ایران هست هم ناامنی ایجاد میشه ولی ما ویدیوهایی دیدیم ما آشناهایی رو شنیدیم در ایران که میگه من مدرک داشتم چون آدرس ببینید کسی که مدرک داره اقامت و محل کار داره میگه ثابت کن ثابت کن که تو مدرک داری حالا من اینا رو میگم اونایی که مخالف من هستن میگن خب خب ایران مهاجرپذیر نیست. شما که می‌دونستی این‌جوریه مگه برات فرش قرمز پن کرده بودن؟ خب این باعث میشه منی که تلاش می‌کنم با منطق با شعور بدون نژادپرستی حرف بزنم یه کینه‌ای برای من به وجود بیاد. چیک من فقط حرفم اینه که شما اگه خودتو جا همش میگی چرا افغان متجاوزه من قبول دارم من سرمو تو برف نمی‌کنم من مردمم خیلی اتحادشون کمه ما با فرهنگ کمتر داریم از هر لحاظ ایران خب بهتره ولی این چیزی نیست که چون ما آدمای نفهم و بیشعور باشیم به خدا من میگم گروه‌هایی رفتم که میگن دی انی افغانا کلاً اصلاً دی انی انسان نیست نیست خب شما خب اینا رو وقتی جوون افغانی که اجازه درس و تحصیل نداشته فقط توهین شده شما از این یه آدم چی می‌خواین بیاد بیرون یه متجاز متجاوز قاتل میاد شما می‌زنین تو سر وقتی اون عقده‌ای شد میگین همه افغانا اینجورین به من افغان بگین که من باید چیکار بکنم که شما به من نگین افغانی کثیف اگه من دفاع می‌کنم میگی خب برو تو همین تو همین الان می‌تونی بری جلوی مرد افغانی تو طالب حرف بزنی اینجوری دهن منو می‌بندی. من حرف حسابم فقط کساییه که میگن شما چرا پرروز و منتقلین؟ همینه و من همیشه به ایران و ایرانی احترام داشتم. نزدیک‌ترین اطرافیان من ایران بودن جایی برسه. گفتم تو این ۱۲ روزی که توی ایران بمب بود جنگ بود اگر من از یک ایرانی بیشتر ناراحت نبودم کمتر نبوده. من جایی که بوده نشون دادم همدلیم و هم‌زبانیمو با ایران ولی متأسفانه بوده جوونایی که دهه ۶۰ همسن منن من میرم تو اون گروه به من توهین می‌کنن خب پس مشخصاً من به خودم ا افتخار می‌کنم که من یک افغانی هستم تو یه کشور جنگ‌زده به دنیا اومدم بزرگ شدم و رفتم ایران در ایران هم با اون همه نژادپرستی باز هم انسانیتو فراموش کردم من به خودم باز هم افتخار می‌کنم باز ممنون از اینکه که شما همچین رومیو گذاشتین و مرسی از حمایتی که می‌کنین. انسان خوب، انسان با فرهنگ، با شور در ایران زیاده ولی طرف صحبت صحبت من فقط این اشخاص بودن. مرسی ممنون روزتون خوش. ممنونم خانم خیلی ممنونم. یک چیز عجیبی که ایرونی‌ها تو سرشون رفته اینه که این افغانستانی‌ها آمدن در ایران نون ما رو خوردن ما به اینا جا دادیم کدوم یکی از افغانستانی‌ها در ایران کار نکرده یعنی دولت بهش پول داده یا مثلاً ما خیریه داشتیم به افغانستانیا مثلاً کمک بکنن افغانستانی‌هایی که در ایران آمدن بیش از ایرانی‌ها کار کردن و کمتر از اون‌ها نون خوردن و اگر افغانستانیا نبودن نصف ایران ساخته نمیشد اصلاً در این ۴۰ ساله و بیشتر واقعاً این یه یعنی کاری که افغانستانی‌ها کردن در ایران یه چیز عجیب غریبیه اصلاً قابل قیاس نیست با یعنی میگن کارگر ایرانی و کارگر افغانستانی فقط حقوقشون نیست که فرق می‌کنه اصلاً نوع کاری که کارگر افغانستانی می‌کنه کارگر ایرانی انجام نمیده اون و انجام نمی‌داده و در نتیجه ما منتی نداریم سر افغانستانیا که آمدن در ایران با آمدن در ایران کار کردن نون خوردن که کمتر از ما خوردن بیشتر از ما کار کردن و در آبادانی ایران نقش داشتن من نمی‌فهمم واقعاً این شکل نگاه کردن بدوی به مسائل اجتماعی چقدر و وحشتناکه مثل اینکه مثلاً ما تو آمریکا بگیم که آمریکا به ما لطف کرده ما رو نگه داشته اینجا داره مثلاً به ما چی میده به ما خرج میده یعنی چی مگه مهاجر منتی داره کسی بر سرش وقتی که کار می‌کنه بیش از آدم‌های به اصطلاح دیگه کار میکنه کمتر به اصطلاح حقوقش که هیچ حقوق معنوی و حقوق سیاسی و حقوق اجتماعیش که هیچ حق یعنی درآمدش کمتره نصف نصف دیگران درآمد داره و دو برابر دیگران کار می‌کنه. این چه منتیه که ما داریم بر افغانستانی‌ها واقعاً اصلاً غیر قابل فهمه و این شکل قضاوت کردن نشون میده که ما ایرانی‌ها واقعاً به طور جدی باید به خودمون فکر بکنیم. به طور جدی باید فکر بکنیم. سپاسگزارم و ممنون آقای مهیار خودتو میشنوی مرزدا خودت چه وقت فرص هر وقت فرصت داشتی بعد میتونیم خودت رم بشی حالا مهیارو بشنوی سلام مرسی من فکر میکنم که این برخوردایی که الان داره تو ایران میشه ربطی به این صحبتهایی که میکنن نداره صرفاً یه رفتارهای های حالا نژادپرستانه یا دیگری ستیفه چون ما اینو داخل کشور خودمونم داریم من می‌دونم افغان‌ها هم دارن ما ترکها رو یه جور بد میگیم اصفهانیا رو یه جور بد میگیم لرها رو جوک می‌سازیم و به صورت واقعی این‌ها رو تحقیر می‌کنیم واسه همین فقطم به بیرون نیست افغان‌ها هم می‌دونن بین قم‌های خودشون این مشکلاتو دارن این صرف صرفاً دیگری ستیزیه اینی که آقای همم میگه هامون گفتن که آب ندادن به ما خب دولت خود ایران دولت ما هم منطقه رو به آتیش کشیده الان ۵۰ ساله مگه ماهم هیچوقت حرف زدیم مگه ما هیچوقت اومدیم مثلاً اعتراض بکنیم اگرم حرف نزده باشیم تازه خوبیم دیگه خیلیا که تایید هم کردن کاراشون رو قطعاً هم در نهایت سیاست‌ها ایراد داره یعنی دلیل نمیشه که من بگم که همه چیز داره خوب پیش میره هم از طرف ایران هم از طرف قطعاًهم فرهنگ‌ها دچار مشکله هم فرهنگ جامعه ایران هم جامعه افغانستان اگه نبود که افغانستان وضعش اینطور نبود ایران وضعش اینطور نبود ولی البته منم نمی‌دونم که چقدر واقعاً افغانا بشه گفت به اقتصاد ایران آسیب زدن چون اینی که میگن در اروپا بحران شد خب تو اروپا من می‌دونم که این‌ها خیلی رسیدگی میشه به پناهنده یا مهاجرها کلاس می‌ذارن خونه میدن پولی میدن بهشون ایران خب الان ویدیوهایی که از این چند روز اخیر اومده آب هم به خیلی‌ها به مشکل می‌رسونن ولی من در نهایت فکر می‌کنم مشکل ما اینه که دیگری ستیزیم وگرنه این چیزهای دیگه رو اگر مثلاً فکر می‌کنیم اقتصاد مشکل داره، فرهنگ مشکل داره، این‌ها رو میشه از راه‌های دیگه‌ای بهش رسیدگی کرد. ما حتی آقای خلجی گفتن که آمریکای اروپاییا من فکر می‌کنم ما راجع به اون‌ها هم همین دیگری ستیزی رو در ایران داریم. مثلاً انگلیسیا که اومدن نفتو پیدا کردن اونجا تو مثلاً آبادان محله‌های انگلیسی شد. ما بعداً انگلیسی‌ستیز هم شدیم و انگلیسی‌ستیزیمونم نه به خاطر سیاست‌های انگلیس نبود. شدیم علیه آدمای انگلیسی و علیه کشورشونو به ملکهشون فحش دادیم و اینها کاریکاتور ملکهشونو کشیدیم. در نهایت من فکر میکنم که خیلی حق به جانب صحبت‌هایی میکنن ایرانی‌ها که چون ما خودمونم تو شرایط خیلی بهتری از افغانستانی‌ها نیستیم و همین‌ها داره همین الان سر ایرانی‌های مهاجر هم میاد سر خود ایرانیاهای داخل کشور هم میاد ولی خب اونو انگار نمی‌بینیم سر افغانی‌ها می‌بینیم. در هر صورت به نظرم این یه شرمی ایجاد میکنه برای جامعه ایران که شاید هیچ وقتم نتونه پاک بشه از جامعه. مرسی. خیلی ممنونم. خیلی به نکته مهمی اشاره کردین که من یه بار گفتم این رو ولی مخصوصاً به جوون‌ها میگم این رو چون جوونهایی که دوران جنگو ندیدن و یادشون نیست ببینید در سال ۵۹ وقتی که صدام حمله کرد به ایران و مخصوصاً خوزستان اشغال شد بخشی از خوزستان اشغال شد مردم خب مردمی که اونجا بودن به طور طبیعی خیلیاشون یعنی شبانه فرار کردن خانه‌هاشونو زندگیشونو گذاشتن و فرار کردن خیلیهم موندن خیلیهم فرار کردن اون موقع یه اصطلاحی باب شد به نام جنگزده و شما نمی‌دونید این ملت شریف و نجیب ایران با این جنگ‌زده‌ها چه کردن بی‌شرمانه‌ترین رفتارو با این جنگ‌زده‌ها کردن و این تاریخ جنگو در ایران وقتی می‌نویسن خیلی بیشر بی‌شرافتیست اگر این فجایعو ننویسن یعنی من من یادم نمیره خیلی از دوستای من جنوبی هستن و خاطرات بسیار تلخی دارن حتی خانواده‌های این‌ها در شهری دیگه با این‌ها مهربانی نکردن در شیراز این‌ها میومدن در پارک‌ها می‌نشستن زیر پای این‌ها آب باز می‌کردن که این‌ها برن و این‌ها رو عملاً از شهر بیرون می‌کردن. بنابراین این خصلت ایرانیا رو ما باید به یاد بیاریم. متأسفانه ما تاریخ شرمو نمی‌نویسیم. تاریخ اون بخشی از تاریخ ما که باید برای ما شرمآور باشه و شرمآور هست اون رو به فراموشی می‌سپاریم و این خیلی خیلی به اصطلاح نقطه ضعف بزرگیست برای ما. ما باید بنویسیم و ثبت کنیم تاریخ جنگ رو و اونچه که ما خودمون بر سر خودمون آوردیم. حالا الان که ما میگیم این افغانستانی‌ها نکته دیگه‌ای که در صحبت این دوستمون بود و به درستی اشاره کردن بهش چند درصد از روشن‌فکران ایرانی چند درصد از فعالان سیاسی ایرانی چند درصد از به اصطلاح نخبگان ایرانی راجع به سیاست‌های ایران در افغانستان در ۴۰ سال گذشته حرف زدن یعنی اونچه که ایران در بدبختی این افغانستانی‌ها نقش داشته و مسئولیتش رو شما نمی‌تونی فراموش بکنید یعنی دولت جمهوری اسلامی در اونچه که در افغانستان به وجود آمده نقششه مسئولیت داره و داره الانم الان هم با طالبان روابطی که با طالبان دارن بر سرنوشت یکایک شهروندان افغانستان تأثیر می‌گذاره کجا ما اعتراض کردیم کجا ما ناراحت شدیم کجا از دخالت ایران در افغانستان به اصطلاح مسئولیت پذیرفتیم کجا هیچ هیچ جا اصلاً ما م افغانستان اصلاً مسئله مسئله ما نیست. ما اصلاً به افغانستان نمی‌پردازیم. فقط می‌دونیم که آره یه تو عده‌ای هستن طالبان فلان و فلانن و همین ما سیا این میلیون‌ها دلاری که جم ده‌ها میلیون دلاری که جمهوری اسلامی در این ۴۰ ساله در افغانستان خرج کرده همین قاسم سلیمانی و نمی‌دونم سپاه قدس و فلان و فلان در این مناطق در افغانستان و در به اصطلاح تقویت القاعده در تقویت طالبان سال‌های سال طبق گزارش نیویورکز نیروهای القاعده در ایران پناه داشتن. بنابراین ما باید به این چیزهم فکر بکنیم دیگه. ما در وضعیتی که افغانستانیا دارن ما مسئولیم. کشور ما مسئول بوده و مسئول هست. با کی می‌خوایم این مسئولیتو بپذیریم؟ چرا فکر می‌کنیم که این افغانستانیا خودشون یه بلاهایی سرتون اومده و بلایی که سر اون‌ها اومده به ما مربوط نیست؟ نه به ما مربوطه. ما در همه رنج‌ها و بدبختی‌هایی که این مردم کشیدن ما شریکیم. ما ایرانی‌ها شریکیم. ما نمی‌تونیم مسئولیتو از سر خودمون دور کنیم و و رو سکوت روشنفکران و به قول اون دوستمون اگر تأیید نکنند و ساکت باشن میگیم آدم خوبیه و اکثر روشن‌فکران اکثر فعالان سیاسی حتی اپوزیسیون از سیاست‌های منطقه جمهوری اسلامی دفاع کردن. از اردشیر زاهدی بگیر که قاسم سلیمانیا میگه فرزند ایران تا بقیهشون و این فاجعهست چرا نمی‌خوایم بپذیریم که در بدبختی این مردم ما سهم داشتیم ما ایرانی‌ها نمی‌تونیم دولت در ایران عوض هم بشه مسئولیت دولت و ملت از بین نمیره می‌دونید که شما ۱۰۰ سال دیگه یه دولتم بیاد مسئول کارهاییست که دولت امروزه می‌کنه به خاطر اینه که در عثمان در ترکیه دولت ترکیه قبل به اصطلاح نسب‌گورشی ارامنه رو نمی‌پذیره. نسبشی ارامنه زمان عثمانی‌ها رخ داده ولی مهم نیست. مهم اینه که دولت وظیفه داره که همه کارهایی که دولت‌های قبلی کردن مسئولیتشو به عهده بگیره. ما مسئولیم. من زمان شاه رو نمی‌دونم. در زمان شاه به اصطلاح روابط ایران و افغانستانو من اطلاع ندارم ولی در زمان جمهوری اسلامی روابط ما با افغانستان اصلاً چیز نبوده روابط دولت به هیچ وجه به منافع ملی ما کار چیز نداشته ربط نداشته و به منافع ملی افغانستانم کمک نکرده این‌ها رو باید در نظر بگیریم اگه در نظر بگیریم اونوقت می‌بینیم که خیلی خیلی خیلی باید شرمنده باشیم از این حالت پرمدعایی و حق به جانبی و اینه که آره ما در ایران نشستیم و یه عده میان توی مملکت مام و این حرفا به هیچ اینطور نیست ما تاوان اونچه رو که کردیم هنوز هیچ تصوری ازش نداریم که باید بدیم یعنی نمی‌دونیم که چقدر تاوان گذاافی رو باید پرداخت بکنیم برای اون ظلمی که به مردم افغانستان کردیم یا ظلمی که درش نقش داشتیم ممنونم فکر می‌کنم دوست دیگری نیست مزدا خودت فرصت داری حالا حرف بزنی خب فکر میکنم مزدا هم فرصت نداره یکی از خب بالاخره ایران در منطقه هم اکنون سیاست صتهایش نه به نفع خود مردم ایرانه و نه به نفع کشورهای منطقه و ملت‌های منطقه و حتی اگر قرار باشه انقلاب رو یک اتفاقی در نظر بگیریم در بین کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه انقلاب ایران یا انقلاب اسلامی ایران یک اتفاق کاملاً استثنا و یک اتفاق کاملاً یگانه در همه کشورهای منطقه است و ادامه همین موقعیت و همه نگاه در سیاست‌های دولتی هم تا هنوز هست و بالاخره تنها افغانستان نیست نقشی که ایران برای به بحران کشیدن منطقه داشته حقیقتش بسیار بسیار وحشتناکه و فقط کافیست آدم دقت بیشتری بهش نگاه بکنه میبینه که چه اندازه شکننده و چه اندازه جدی انسانیست میخواستم یه چیزی رم بپرسم حالا فکر نمی‌دونم چقدر اگر آره من یکی از دوستان پرسیده بودن که جای فاشیسم چه چیزی رو چه چیزی میتانه جای فاشیسم رو بگیره چه چیزی میتوانه واقعاً نگاه فاشیستی رو برداره و جای خالشو پر بکنه برای انسان ایرانی و افغانستانی برای ما که موقعیت اخلاقی اون اون اهمیتی اولی رو نداره برای مایه که چندان انسانیت یا به یک معنا اون چیز مشترکی که بین همه انسان‌هاست چندان موقعیت تاریخی در گذشته برای ما نداشته و به لحاظ تاریخی و فرهنگی و تمدنی هم چندان کمکی گذشته ما در این مورد نخواهد کرد و اکنون هم با آسانه درکی صادقانه از این پیدا نخواهیم کرد که بشه به جای فاشیسم بگذاریم و حداقل انسان‌هایی باشن که به آزادی و اخلاق و به انسانیت ایمان اخلاقی داشته باشن و هرگز و هر وقتی هر نوع کنیش و هر نوع حرکتی از طرف خودشان یا آدم‌های دیگه‌ای علیه درستی علیه راستی و علیه اخلاق و انسانیت انجام میشه هم واکنش داشت داشته باشن و هم بدانن که به موقعیت بسیار حساسی مشترک همه انسان‌ها آسیب زده میشه. این شاید من فکر میکنم یادم میاید که صحبت مقاله‌ای که آرنت در آغاز کتاب انسان‌ها در عصر ذالت در مورد لسینگ داره و اون تعریفی که از انسانیت به جای برادری از دیدگاه فلسفی لیسینگ ارائه میکنه اینکه چگونه میتوانه این دوستی می‌توانه موقعیت انسانیت رو کامل بکنه یا حداقل نشان بده یا حس انسانی برابر رو در بین انسان‌ها داشته باشن. خب همه هر کدوم از این مفاهیم هر کدومی از این حس‌ها یا هر کدام از این همدلی‌ها یا همراهی‌ها محصول یک درک سنجیده شده میتانه باشه وگرنه که اگر بر مبنای یک عواطف غریضی و همین طوری که حالا دلمان برای این‌ها بسوزه و شفقت و مهربانی با حالشان داشته باشیم و این چیزا که در شرایط بعد شرایط مثل جنگ و این‌ها کارساز نیست و به آسانی از هم فرو می‌پاشه و هیچ کمکی به جامعه نمیکنه. من دوست داشتم که صحبت شما را آقای خلیجی در این مورد بشنوم و ببینیم که چطور میشه این مفاهیمی مثل انسانیت و برادری یا اون حتی امت اسلامی که ممکن باشه انسان‌ها را از از از زیست شدن بی‌نهایتشان پس بزنه. آیا چنین چیزی میتانه ممکن باش اتکا باشه؟ بله یاسپرس یک کتابی داره به نام عقل و بی عقلی نابخردی در عصر ما من فردا این کتابو برا شما می‌خونم یعنی خلاصهشو براتون خواهم گفت ولی راه نجات ما عقل هست منتها عقل به معنایی که یاسپرس ازش حرف می‌زنه میگه که عقل عقل در حقیقتشن اراده نامحدود به ارتباط هست. این تعریف از عقل یعنی کهه ما انسان‌ها فارغ از اینکه زبانشون چیه فارغ از اینکه نژادشون چیه فارغ از اینکه جنسیتشون چیه فارغ از اینکه هستند و چه هستند و کجا هستند اراده نامحدود به ارتباط با دیگران داشته باشن ارتباط کامیکیشن یعنی در حقیقت ارتباطی که قصدش تفاهم هست تنها راه نجات ما اینه یعنی تنها راه نجات شما سعی نامحدود برای ارتباط با دیگران و برای برقراری تفاهم با دیگران هست. هیچ راه دیگه‌ای وجود نداره. سنت‌ها و تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و همه این چیزها باید در خدمت تفاهم باشن نه در برابر تفاهم. اگر فرهنگی اگر تمدنی اگر سنتی اگر آداب و رسومی اگر سیاستی به تفاهم آسیب می‌زنه اون شر است و شیطانیست و باید باهاش مبارزه کرد بنابراین راه نجات ما در هم همه مسائل از جمله مسئله به اصطلاح مهاجران افغانستان در ایران و مسئله ما ایرانی‌ها برای افغانستانی‌ها افغانستانی‌ها ها برای ما مسئله‌مون فقط و فقط از راه اراده نامحدود به تفاهم، به گفتگو، به فهمیدن دیگری می‌گذره و اگر نتونیم همدیگه رو بفهمیم، خودمون آتشی میشیم به جان خودمون و خودمون دشمن خودمون خواهیم بود و این خسم درون بیش از هر خسم دیگری بنیان برانداز خواهد بود. من فردا بخشهایی از این کتابو براتون می‌خونم که ببینید که کسانی مثل یاسپرس که در یک زمانهایی جنون آسا ما زندگی می‌کردن چه راه حلی پیدا کردن برای اینکه از این آتش شر و شرارت بیرون بیان امیدوارم که بتونیم بیشتر با هم با همدیگه صحبت بکنیم من مخصوصاً از دوستان افغانستان سانی که صحبت کردن خیلی ممنونم و به عنوان یک ایرانی عمیقاً احساس شرم می‌کنم و از فرد شرم لال هستم و امیدوارم که وضعیت به نحوی تغییر بکنه که ما این بار عذاب وجدان بیشتری رو حس بکنیم بر وجود خودمون و ما تغییر بکنیم. ما ایرانی‌ها باید تغییر بکنیم و این رفتاری که با افغانستانی‌ها می‌کنیم در حقیقت خنجریست که بر سینه خودمون می‌زنیم و بیش از افغانستانی‌ها به در حقیقت روح خودمون آسیب می‌زنیم. متشکرم از شما از انور عزیز از زاهد عزیز جرجیست خانم مزدا و خانم بهار و ماهیار عزیز و آقای جواد و هامون امیدوارم که بازم وقت همصحبتی رو داشته باشیم با همدیگه و آرزو می‌کنم که این روزگار تلخ به سر بیاد به زودی وقت همگی خوش ما هم ممنونیم از شما استاد خلیجی عزیز و همه دوستانی که آمدن دادن ببخشید ‏Yeah.