فائزه هاشمی، مجتبی خامنه‌ای و معضل آقازاده‌ها

خدمت همه دوستان در یوتیوب و در کلاب هاس و امیدوارم که حال همگی خوب باشه گرچه بسیار سخت هست برای ما که اخبارو دنبال میکنیم اوضاع دنیا کلاً خیلی جالب نیست از جمله در کشور ما ایران امروز اونچه که باعث شد که من صحبت بکنم این داستان مصاحبهست که از خانم فائزه هاشمی ی منتشر شده یکی دو روز گذشته و ایشون در اون مصاحبه میگه که رهبر ایدآلشون اگر قرار باشه که حالا قانون اساسی عوض نشه و وضع این منوال باشه رهبر ایدآلشون آقای مجتبی خامنه‌ای و دوباره دامن زدن به این افسانه مجتبی و من خب قبلاً راجع به مجتبی صحبت کردم و فکر کردم که حالا صحبت بکنم راجع به اول از هر چی اول از همه درباره پدیده آقازاده‌ها صحبت کنم که شاید تاریخش رو خیلی از جوون‌ترای ما کمتر بدونن. اصطلاح آقازاده اساساً با مرجعیت شیعه پیوند داره. یعنی مرجعیت شیعه یه پدیده جدیدیست. یعنی با مرجعت مرجعت شیعه درست از زمانی آغاز میشه که تلگراف وارد ایران و عراق میشه و در حقیقت اگر بخوایم خیلی مشخص‌تر بگیم مرجعیت شیعه با تلگراف تحریم تنباکوه آغاز میشه این به این معناست که قبل از اینکه به اصطلاح مرجعیت این سیستم مرجعیت به شکل جدید به وجود بیاد هر محلی عالم خودشو داشت و مردم برای مسائلشون به اون عالم رجوع می‌کردن و بعد حالا قمس و زکاتشون یا هرچه به اون عالم می‌دادن. وقتی که تلگراف به وجود آمد یک مرجعیت فرامحلی امکان تحقق پیدا کرد. یعنی ممکن شد که مثلاً یه کسی مثل میرزای شیرازی در سامر را بنشینه و یک فتوای تحریم تنباکو بده که این فتوا بتونه منتقل بشه به سرزمین‌های بسیار دورتر و چیزی به نام مرجعیت رو به وجود بیاره و آدم‌ها بدون اینکه ارتباط فیزیکی داشته باشن با مرجعشون از او تقلید کنن به او وجوهاتشونو بدن وقتی که مرجعیت به به وجود آمد. خب مرد تقلید کسیست که هم مردم از او تقلید می‌کنن هم وجوهات شرعیشونو یعنی مالیات‌های مذهبیشونو به عبارت دیگه به او می‌پردازن. خب وقتی که یک مرج به اصطلاح مرجع در یک جای دوردستی زندگی می‌کنه مثلاً ما در ایرانیم او در عراق هست در نتیجه سیستمی اینا درست کردن به نام سیستم وکلا یعنی به اشخاص گوناگون وکالت می‌دادن کسایی که مثلاً اعتباط داشتن که اون‌ها در محل خودشون از مردم خمس و زکات بگیرن یا به مردم فتوا مرجع رو منتقل کنن و بعد اون افراد واسطه بودن بین میان مردم و مرجع تقلید اون پول رو به مرجع تقلید می‌دادن. البته تو این سیستم سیستم بسیار فاسدی هست و بوده بهخاطر اینکه معمولاً بیش از ۱/ سوم این پول رو خود وکلا می‌گرفتن رسماً یعنی خود اون مرجع معمولاً اجازه میداد که یک/ سوم اون پول رو اون وکیل بگیره و باقیش رو برگردونه منتها خب نه دفتری نه دستکی همه چیز به صورت نقده معلوم دیگه هر کس برای من انصافش اون پولو به اصطلاح به نجف یا جای دیگه می‌رسونده الانم کمابیش همین جور هست و سیستم بسیار سیستم وکلا بسیار سیستم فاسدیه یه تفاوت مهمی هست بین مرجعیت شیعه و واتیکان یا رهبری مذهبی در اسلام و در در شی در شیعه و در مسیحیت در مسیحیت شما نهاد روحانیت دارین به این معنا که مثلاً اسقف شخص اسقف هیچ اهمیتی نداره بلکه او در اون مقام اهمیت داره بنابراین وقتی که اسقف فوت می‌کنه رهبر یا کشیش یا نمیدونم کاردینال هر کدوم از اینا فرق نمی‌کنه طبق یک روند اداری جایگز یک نفر جایگزین اونها میشه اون افراد مستقیماً هیچ شخصاً هیچگونه پریلج یا امتیازی ندارن بلکه به خاطر موقعیتشونه که امتیاز دارن حالا در کیسا واتیکان که ازدواج وجود نداره ولی خب به هر حال خانواده‌ها هستن ولی در کلیساهای غیر به اصطلاح واتیکان هم باز نهاد روحانیت وجود داره. ما در اسلام نهاد روحانیت نداریم. یعنی به این معنا که وقتی که اولاً اینکه کی مرجع تقلید میشه خیلی کاملاً در این مرجع همون طور که گفتم مرجع مرجعیت تقلید تاریخ حوزه ۲۵۰ ساله داره ولی در ۲۵۰ سال کاملاً اتفاقیه یعنی هیچ قاعده و هنجاری وجود نداره برای اینکه یه پروسه اداری خاصی وجود داشته باشه که یه نفر مرجع بشه یک پروسه خیلی اتفاقی و سنتی بوده در زمان پهلوی یه مقدار نظم می‌گیره و مخصوصاً در زمانی که مثلاً فرض کنید آقای گروگردی فوت می‌کنه آقای محمدرضا شاه پهلوی پیام تسلیت می‌فرسته به آقای خویی و آقای حکیم و آقای گلپایگانی ۳ نفر که دو نفرشون در نجفن یه نفرشون در قم این پیام فرستادن پیام تسلیت فرستادن به این معنا تلقی می‌شده که از نظر پادشاه ایران این سه نفر جایگزین آقای بروجردی هستن به هر حال یه سری شکلای اینشکلی داشته یعنی به اصطلاح یه عرف‌های موقتی همیشه وجود داشته ولی هیچگونه نظم اداری و ثابتی وجود نداشت حالا وقتی که مثلاً فرض کنید اسقف میمیره همه اختیاراتش همه امتیازاتش منتقل میشه به اسقف بعدی این میشه نهاد این وقتی ما از نهاد صحبت می‌کنیم یعنی این یعنی شخص وجود اشخاص مهم نیست بلکه یه پروسه کاملاً برووکراتیک در کار هست که آدما به واسطه او به قدرت می‌رسن یا از قدرت کناره می‌گیرن. وقتی که از دنیا میرن در حقیقت اون‌ها جانشین پیدا می‌کنن. در مورد شیعه چنین چیزی وجود نداره. یعنی وقتی الان مثلاً آقای مثلاً خود آقای خویی میلیاردها دلار پول داشت زمانی که مرد و ولی این پول منتقل نمیشه به مرجع تقلید بعدی بلکه در همون بیت ایشون می‌مونه. بیت ایشون بیت‌ها رو این اصطلاح بیت یه اصطلاح حدود ۱۰ ۱۵ سالهست که درست شده میگن بیتش بیت منظور فرزندان ایشون هستن نه زن و بچهش لزومه نه زنش و دخترانش به بیت ایشون بیت اون آقا به پسرا میگن و پسرا معمولاً مدیران اقتصادی پدر هستن اونها پولا اونا هستن که پولا رو می‌گیرن پولا رو توزیع می‌کنن در حقیقت کار اقتصادی رو اونا انجام میدن و معمولاً این پسرها یا در بیت پدرشون کار می‌کنن یا باسواد میشن. یکی از این د تا یعنی کسایی که تو بیت پدرشون هستن معمولاً آدمای بی‌سوادی هستن مثل خود احمد خمینی دیگه احمد خمینی فقط دیپلم داشت از آخوندی هم فقط عمامه داشت دیگه یه روزم درس نخونده بود یک روز حتی درس نخونده بود به خاطر اینکه باباش سیلی می‌زنه تو گوشش میره عمامه می‌زنه اونم داستان خودشو داره بنابراین اینا در خانه‌های پدرشون همه کاره هستن و هیچ فقط چیزشونم اینه که آقازادن یعنی پسر سر فلان آقا هستن و چون اون آقا به هیچ‌کس جز بچه‌هاش اعتماد نداره اینا مسئول امور مالی هستن وقتی هم که این شخص می‌میره اون پول و ثروتی که تا اونجا زمان دارن دست همین بچه‌ها می‌مونه هیچکسم نیست ازشون بپرسه که شما با این پول چیکار می‌کنید مثلاً آقای گلپیگانی خیلی پول داشت وقتی مرد آقای خویی خیلی پول داشت الانم آقای سیستانی خیلی میلیاردها دلار پول داره هم هم اسد داره یعنی هم دارایی‌های های بسیار زیادی داره از مدرسه گرفته در قم اینا چیز دارن رصدخانه دارن رصدخانه خیلی بزرگی دارن که از رصدخانه دانشگاه تهران خیلی مجهزتره تا جایی که من می‌دونم و دانشگاه دارن چیز دارن هم دانشگاه دارن هم حوزه دارن هم مراکز درمانی دارن مراکز مسکونی دارن مناطق مسکونی دارن شهرک‌های مسکونی دارن کتابخانه دارن خیلی تشکیلات دارن حالا این‌ها به اضافه پول نقدی که دارن میلیاردها دلار سرمایهست وقتی که طرف می‌میره این در دست همون کسایی که الان هست می‌مونه یعنی دست دامادش و آقای شهرستانی و دست بچه‌هاش و این‌ها و این کسی نیست از اینها بپرسه که با این پول چیکار می‌کنید شما نه بازخواستی هستن بازرسی هست نه مالیاتی هست و در نتیجه کاملاً به شکل فاسدی هست این آقازاده همون جریان سیادته دیگه آقا بهخاطر اینکه معمولاً کسایی که سید هستن هم در مرجعیت بیشتر شانس دارن مراژع از زمان میزای شیرازی تا الان اگر ایرانی باشن و سید باشن امکان به اصطلاح موفقیتشون خیلی بیشتره ولی به هر حال ما یک سنت در شیعه سنت سیادت هست و سیادت اینه که یه شرف و یه فضیلتی هست که به صورت ژنتیک از پدر به پسر منتقل میشه یا به فرزند منتقل میشه. البته باز اینجا هم تبعیض هست بین زن‌ها و مردها بهخاطر اینکه سیادت از طریق پدر منتقل میشه. یعنی اگر شماتون سید باشه شما سید نمیشین میرشین به اصطلاح الان مثلاً میگم میر حسین موسوی به خاطر اینکه مادرش سید و این صرف اینکه شما سید هستین یه فضیلتی داره. حالا مثلاً ما توی فقه هم داریم بین سید و بین غیر سید فرق هست. حتی مثلاً زن سید زنی که سید هست دیر یک سال دیرتر از بقیه زن‌ها یائسه میشه و از اینجور چیزها بنابراین این یه فضیلتیست که از پدر به صورت ژنتیک یعنی ژن خوبه در حقیقت در شیعه ما ژن خوب داریم و این ژن خوب ژن سیادته خب وقتی که انقلاب ایران خب به خاطر همینم هست که مثلاً احمد خمینی هیچ خاصیتی نداشت هیچ فضیلتی نداشت ولی خب چون پسر آقای خمینی بود همه کار آقای خمینی شد و در حقیقت همه کارای مملکت شد در هفت هشت سال آخری که پدرش زنده بود تصمیم‌گیرنده اصلی بود با در کنار رفسنجانی این دو نفر تصمیم‌گیرنده اصلی بود این آقازادگی از اول انقلاب باب شد دیگه حالا هر کس که می‌رفت توی حکومت پسرش میشد دستیارش پسرش میشد حالا هرچقدر مقامش بالاتر بود مثلاً فرض فرض کنید امام جمعه بود نمیدونم فلان بود قاضی بود نمیدونم رئیس یکی از دو قوه بود سه قوه بود هر به تناسب مقامی که داشت موقعیتش خیلی اون آقازاده هم موقعیتشون بالاتر میرفت و یکی از فجایعی که ما داریم اینه که مثلاً آقای خاتمی داداششو می‌کنه رئیس دفترش آقای روحانی داداششو می‌کنه رئیس دفترش انگار تو این مملکت آدم وجود نداره غیر از داداشای اینا و به اصطلاح دوستاشون و بچه‌هاشون آ خب می‌دونید که خود رفسنجانی هم بچه‌هاش بچه‌های خواهر برادرش بچه‌های خواهرش اینا همه اون تابش و نمیدونم این طرف هاشمی و اینا در صنعت نفت در صنعت پتروشیمی واردات و صادرات خب خیلی نقش داشتن حالا برسیم به خانم فائزه هاشمی در این میان چیز آقای مجتبی خامنه‌ای هم از این جهته که هی مطرح میشه دیگه وگرنه مجتبی خامنه‌ای نه یه سطر نوشته نه یک سخنرانی عمومی داره یعنی شما اگر برین گوگل کنین این آدم که باید حدود ۵۰ سالش باشه نه یک سطر نوشته شما از ایشون می‌بینید نه یک دقیقه دقیق سخنرانی این آدم بسیار از نظر روحی و روانی بسیار آسیب دیده است به خاطر اینکه سر از اون بچه‌هاییست که در خانواده سرکوب شده و خانواده خامنه‌ای اساساً این شکلی هستن و کسیست که بلد نیست حرف بزنه و یکی دو تا کلیپی هم که مربوط به تعطیلی درسش بود حرف می‌زنه شبیه کاملاً آخوندای امل حرف می‌زنه یعنی آخوندای هم به اصطلاح آدمایی که خیلی قدیمین و نشون میده که با آدمان رفت و آمد نداشته زیاد کاملاً در یک حباب بسته‌ای نگه داشته شده و یه آدم خیلی کورکری بار اومده ولی خب ما ایرونیا چون که ذهنیتمون استبدادیه نمی‌تونیم به هیچ چیزی جز سیستم همون پادشاهی فکر کنیم دیگه همون سیادت و همون پادشاهی اینا سیستم مغزی ما همش میره سراغ مجتبی خامنه‌ینم بی دلیل نیست بهخاطر اینکه مغز ما اینجوری کار می‌کنه مغز ما دنبال فرده مغز ما دنبال وراثته مغز ما دنبال نمی‌تونه به چیز دیگه‌ای فکر کنه حالا از جمله این کسانی که این شکلی فکر می‌کنن من خانم فائز هاشمی هست که خودش آقازاده است در حقیقت منتها فائز هاشمی یک زنیست که انصافاً متفاوته از بقیه حالا نه تنها آقازاده‌ها که در میان آقازاده‌ها از در میان زن‌هایی که در این خانواده‌ها بودن یه شخصیت ممتازیه فرزند هاشمی رفسنجانی بودن اصلاً چیز ساده‌ای نیست. همونطور که فرزند خامنه‌ای بودن شما می‌بینید که یکی مجتبی خامنه‌ایه که بسیار ترسو و بزدله و به خاطر همون داستان انفجار موبایل‌ها ایشون بلافاصله تعطیل کرد درسشو و ترسید که از طریق کامپیوتر چون که آنلاینم درس میداد یعنی اصلا حضوری درس نمیداد انقدر ایشون شد جای و ترسید که اسرائیل بکشدش و کلاً درسشو تعطیل کرد ولی فائزه هاشمی یک ویژگی بسیار برجستهش که بیشتر به مادرش برده شجاعتشه و این شجاعتش خیلی تحسین برانگیزه باعث شد این شجاعتش که در برابر پدرش و در برابر بسیاری از چیزایی که تبو بود در جمهوری اسلامی بایسته انصافاً ورزش زنان در یک دوره‌ای خیلی مدیون اوست و او از قدرتش و از مناسبات ش در قدرت استفاده کرد به نفع زن‌ها و این‌ها رو نباید نادیده گرفت ولی خب مثل هر آدمی دیگه هر آدم یه جنبه‌های مثبتی داره یه جنبه‌های منفی داره مثل من مثل شما اونچه که برای من عجیب هست که این اون چیزی که من گوش کردم در اینترنت اینه که قدرت تحلیلی ایشون به تحلیل رفته یعنی یه حرفی می‌زنه راجع به مجتبی خامنه‌ای که نه تنها بیعنیست که در مورد خود خانم هاشمی نگران کننده است یعنی آدم میگه چرا خانم هاشمی دچار افول قدرت ذهنی شده و قدرت تحلیلی میگه که مجتبی خامنه‌ای بهترین گزینهست به دلیل اینکه مثل عربستانو مقایسهش می‌کنه با محمد بن سلمان خب و خانواده هاشمی خیلی رابطه نزدیکی دارن به خانواده سلطنتی در عربستان یعنی رابطه شخصی دارن من من خودم در مرکب بودم و دیدم که وقتی که آقای تو توی مسجدالحرام نشسته بودم که آقای رفسنجانی اومد اون موقع رئیس‌جمهور نبود بعد از دوران ریاست جمهوریش و با یک به عنوان یک مهمان ویژه باهاش برخورد کردن و خیلی با تشریفات خیلی مفصلی اومد تواف کرد اینا و خانواده آقای هاشمی با از اون موقع که ملک عبدالله بود و بعدم با بعد از ملک عبداللهم با بسیاری از شاهزاده‌های [موسیقی] سعودی خیلی این رابطه نزدیکی دارن و خیلی عجیبه این حرف از طرف یه کسی که هم خانواده رفسن هم خانواده خامنه‌ای رو خیلی خوب می‌شناسه و می‌دونه که مجتبی خامنه‌ای یه آدم بی‌یاقت و آدم بزدل و آدم بی‌سواد و آدم پرده نشینیست و از اون طرف می‌دونه که محمد بن سلمان کیه. محمد بن سلمان یه کسیست که کاملاً آموزش [موسیقی] اروپایی دیده غربی دیده یک آدمیست که کاملاً ذهنیتش ذهنیت غربیست اصلاً مذهبی نیستن این‌ها خانواده سلطنتی در سعودی مطلق مذهبی نیستن یعنی هیچ ربطی نداره به آقای خامنه‌ای و بچهش و دولت سعودی ربطی نداره به دولت جمهوری اسلامی با ساختار جمهوری اسلامی وسه رشت جمهوری اسلامی متفاوت هست. به هر حال این جور اظهار نظرها اظهار نظرهای من نمیخوام خیلی دنبال تئوری توطعه برم و یک چیزایی و پشت پرده رو مثلاً حدس بزنم ولی حداقل خیلی خوشباورانه نگاه بکنیم خیلی اظهار نظرهای بسیار مضریست هم سخیفه یعنی ارزشی نداره ولی کمکی نمیکنه به ما که وضعیتمونو بفهمیم همین که بسیار مضره ذهنها رو خیلی خیلی منحرف می‌کنه، خیلی به خیلی از سوء فهم‌ها دامن می‌زنه و یه تصویری می‌سازه از مجتبی خامنه‌ای که وجود نداره. مجتبی خامنه‌ای یک آدمیست که فاقد توانایی درس گفتنه. یعنی بفرستش مدرسه کلاس اول نمی‌تونه درس بده. چه می‌رسه به اینکه بخواد چیز بشه، رهبر بشه. در اون زمانی که اینم بگم و صحبتمو تموم کنم در اون زمان که دعوا پیش اومده بود بین احمدی‌نژاد و خامنه‌ای سر وزارت اطلاعات وزیر اطلاعات و احمدژاد برداشته بود و خامنه‌ای چیز کرده بود ۱۰ ۱۲ روزی بود که وزیر وزارت نداشت اطلاعات وزیر نداشت این این رفت خ مثل اینکه احمدیژاد اینطور که من شنیدم نمی‌دونم باز قطعاً نمیگم این رو ولی مثل که خیلی از اسناد و مدارکو از وزارت اطلاعات خارج می‌کنن از جمله یه سری اسناد و مدارکی که مربوط به مجتبی خامنه‌ای و بعدشم داستانشو می‌دونید دیگه ب که چی میشه ولی یه بار مثل اینکه خامنه احمدژاد در صحبتش با خامنه‌ای میگه که آقازادهتون یعنی مجتبی خامنه‌ای میگه ایشون آقاست یعنی خودشون آقاست آقازاده نیستن اینکه ایشون خودش آقاست یعنی اینکه ب خامنه‌ای بدش نمیاد که بچه‌های خودشو مخصوصاً مجتبا رو خیلی بزرگتر از اونچه که هست نشون بده ولی ما که یعنی یه کسی مثل خانم فائض هاشمی که می‌دونه که اینجور نیست. یعنی خانم فائز هاشمی که مثل اون آقایونی که در تلویزیون‌ها می‌شینن نیست که هوا حرف بزنه. یه کسیست که می‌دونه به خوبی آشنایی داره. بنابراین خیلی عجیبه این حرف از خانم هاشمی و امیدوارم که من اشتباه کرده باشم. خیلی ممنونم. متشکرم. بله خیلی ممنون از شما آقای خرجید به بحث ریشه‌های آقازاده‌ها رو که گفتید و در سنت شیعه به چه ترتیب بوده حالا یکی از دوستانم من نگاه کردم پرسشی رو مطرح کردن شبیه همون چیزی که در ذهن من داشت شکل می‌گرفت و اون بحث ولیعهدی بود که ظاهراً این یک عادت به هر حال سنتی دیرینه‌تر از بحث شیعه هم هستش. یعنی همیشه بعد از شاه یک ولیعهدی قرار داشت و مردم هم طبعاً این ذهنشون به همین ترتیب شکل گرفته بود که حتماً پسر شاه در واقع قدرت رو به دست می‌گیره و حالا تبدیل شد به آقازاده اگرم در این خصوص هم نکته‌ای هست بله دقیقاً حالا در اسلام که بحث امامت و اینا هست یعنی اسلام ایرانی این شیعه ایرانی با همون سیستم پادشاهی و این‌ها آمیخته است دیگه و می‌دونید که کلمه سلطان رو در مورد امام رضا هم به کار می‌برن دیگه میگن سلطان یا علی بن موسی رضا در مورد امامان کلمه سلطان اول کلمه سلطان در مورد اماما به کار رفته در فرهنگ شیعه و امام رضا رم ما توی زیارتنامه‌ها و توی چیز اینا سلطان می‌خوانن و اصلاً اماما رو سلطان می‌خوانن این هست و منم همینو میگم که این ذهنیت استبدادی ماست که نمی‌تونه تصور کنه که مثلاً غیر اولین چیزی که ذهنش میره به سمت ولیعهد و فرزند میره ولی واقعیت اینکه جمهوری اسلامی یک نظام پادشاهی نیست یک نظام توتالیتره و در نظام‌های توتالیتر به هیچ وجه انتقال قدرت از پدر به پسر نبوده در هیچ کدوم از نظام‌های و اصلاً امکانش همچین چیزی امکان نداره بنابراین اگر در نظر بگیریم که ما در جمهوری اسلامی یه نظام متفاوتیست از نظام‌های از سنت پادشاهی و این‌ها اونوقت متوجه خواهیم شد که اساساً چون قیاسی نادرست هست و باید راجع به جانشینی آقای خامنه‌ای کاملاً به شکل متفاوتی اندیشید. بله خیلی ممنون. خب خانم رانو در خدمت شما هستیم. بله مرسی از صحبتاتون خیلی استفاده بردم ببینید از قدیم گفتن سگ ضرب برادر شغاله و چیزی که کاملاً واضحه اینه که الان مجتبی خامنه‌ای خب اینطور که می‌تونیم تو همون اختلاصهای بانک مالبانک بود که همین اردیبهشت درراومد که خودش دست داشت و اختلاص کرده خوب یعنی شاگرد خیلی خوبی بوده در جایی که یکی از مرموز‌ترین شخصیتهایی هستش که نزدیک رهبر هست با در یادمه که یه توی عروسیش می‌گفتن که لباس آخوندی اینا نپوشیده بوده این و یه همچین چیزا یادمه و فرزند دوم خامنه‌ای هست و سه تا هم بچه داره ببین به هیچ عنوان به هیچ عنوان این‌ها نمیان از این چی میگن ثروتی که از ایران دارن دست بردارن یعنی اگر همچین اینا یعنی تا جایی که می‌خوان بتونن بعد چپآور می‌کنن. حالا اگه بخواد مجتباه هر کی دیگه باشه من فکر نمی‌کنم که بخوان اینا تا قطره آخر ایرانو نگ یعنی چی میگن ازش دل نکنند خالی نشه اینا نمیرن و ما نباید بذاریم که این اتفاق بیفته به هیچ عنوان گزینه درستی یعنی چیزی که واضحه می‌دونی وقتی که آدم تشنهست نمیاد که آب لجن بخوره که و ما دوباره با می‌بینیم که همون اعداما همین سرکوب با همه اینا دوباره تکرار خواهد شد. من چیزی که به ذهنم می‌رسه که اصلاً فکر می‌کنم این گزینه‌ای نیستش که بخوایم اصلاً راجع بهش صحبتی بشه. یعنی هیچ آلترناتیوی نیستش این و باید دید که چه شکلی می‌تونیم اصلاً سر یعنی من با سرنگونی موافقم. مرسی ممنونم از شما بله زمانی که پدر این بشار اسد حافظ اسد سر کار بود می‌دونید که یه حدود ۴۰ سالی پدرش حکومت کرد شبیه همین آقای خامنه دیگه آقای خامنه هم داره نزدیک ۴۰ سال میشه حکومتش پسرش رفت در انگلستان و اونجا چشم پزشکی خوند و اصلا اونجام ازدواج کرد و خانمش اسما اسد اصلا ستیزن شهروند بریتانیاست و بعد اون موقع‌ها هم در مورد بشار اسد هم در مورد پسر چیز پسر قذافی سیفاسلام قذافی اون همین طور اومد اونم اومد در اگه اشتباه نکنم اونم در لندن تحصیل کرده بود در اون زمان خیلی مقالات و پالیسی پیپرهای زیادی می‌نوشتن و منتشر میشد که بله یا حتی پسر همین ره همین رهبر کنونی کره شمالی و وقتی که پدرش مرد خیلی انتظار این بود که بله این پسره جوونه و این پسره میاد و همه چیزو عوض می‌کنه و یه فصل جدیدی در در سیاست کره شمالیست و خب هم اون پدر این بابا مرد و این بابا اومد و از پدرشم اگر بدتر نباشه بهتر نیست و هم بشار اسد که جنایت‌هایی که پدرش نکرد و اینم انجام داد هم سیفالسلام قذاافی که خب دیدین که در پایان روزگار پدرش چه نقشی داشت و الانم فکر کنم فراری باشه اگر اشتباه نکنم بنابراین اینکه تصور اینکه پسر دیکتاتورها آدمای خوبین چون نسل جوونن این یک توهم بسیار خطرناکیه که اصلاً تاریخ خلاف این تاریخ تاریخ که میگم نه تاریخ زبان مادها بلکه هم تاریخ ۱۰ سال ۲۰ ساله خودمون در ۱۰ سال ۲۰ ساله گذشته در همین منطقه منطقه گواهی میده که به هیچوقت بایا بچه‌های صدام مثلاً اینها آدمایی نیستن که بتونن از پدرشون متفاوت باشن و اگر چون جوون هستن بخوان تغییراتی به نفع دموکراسی و آزادی و حقوق مردم بردارن من نمی‌دونم چرا یک کسی مثل خانم پایزه هاشمی که آدمیست که خودش سیاستمدار بوده از توی خانواده این شکلی آمده بیرون و از نزدیک با خانواده آقای خامنه‌ای آشنا هست چرا همچین توهمی داره؟ این خیلی ترسناکه اگر آقای خانم هاشمی همچین توهمی داره خب دیگران خیلی راحت‌تر می‌تونن به این توهم دامن بزنن. ممنونم از شما بله شاید یک مقدار بحث برگرده به سمت اینکه احساس وحشت از بیثباتی شاهد می‌کنن و این بیثباتی ممکنه دامنگیر خانواده هاشمی هم بشود اگر مسیر پسا خامنه‌ای به سمت خیلی عجیب غریبی بره خب احتمالاً دامن خانواده هاشمی هم خواهد بود بله ریحانم بفرمایید در خدمت هستیم خیلی ممنونم مرسی سلام دارم خدمت آقای دکتر فلجی عزیز و همه عزیزایی که تو اتاقن آقای فلجی من میخواستم یه صحبتی عرض کنم خدمتتون اگه یادتون باشه وقتی آقا خانم خانم هاشمی حائزه وقتی که هم اخیراً زندان بود بعدش سر یه مسئله‌ای با اون کسایی که توی زندان بودن با نرگس محمدی و سپید قلیان و اینا دعواش شده بود و اومد بیرون یه نامه‌ای داد و اینا اونجا دیگه نامهشو که داد حالا جدا از تمام مسائلی که واقعاً ایشون یه آدم آدمی ی هست که مخالف این حاکمیت هست یا نیست یا اینکه مثلاً آقازاده هست یا نه و محتوای اون نامه اونجا اومد و یه سری مسائل رو بیان کرد و بعد از اون آتنا فرقدانی هم که یکی از زندانیاهای سیاسی بود اونم باز اومد همین مسائل رو عنوان کرد به شکل دیگهای اونجا نشون میداد که فائز هاشمی از اینایی که به اسم برانداز در زندان هستند تا حدی ناامید شده بوده انگار و یا اونها باهاش برخورد بدی داشتن و یا یه مسائلی رو عنوان کرده بود و این نشون میداد خب دیگه از اونا جدا شده و انگار که واقعاً پشیمون شده بود یک بره از زمان به اسم مبارز یا مثلاً برانداز تو دسته اونها قرار گرفته بود و وقتی اومد بیرون بعد از اون نامه دیگه انگار که همه چیز تموم شد شاید الان این موضع گیریشم هرچند که واقعاً برای من یعنی من خودم به نوع به شخصه فکر می‌کنم نظرشون زیاد حالا اهمیتی هم نداره ولی در کل دارم میگم که شاید الان در راستای همون موضعگیری که بعد از اون نامه داشت و بلاهایی که حالا تو زندان سرش آورده بودن داره این موضعگیری رو به شکلی به نوعی مثلاً انگار که لج و لج بازی باشه داره اینو بیان می‌کنه وگرنه خب قبلاًهم نشون داده بود که انگار که مخالف حاکمیت هست و این‌ها حالا در ظاهر یه چیزایی نشون داده بود ولی خب در اصل به هر حال اینا در دزدی‌ها و در قتل‌هایی که کردن همه شریکن میخواستم نظر شما رو در مورد اون نامه‌ها و این موضعگیر اخیرش بدونم آیا ربطی به هم دارن یا نه ممنونم مرسی بله منم سلام عرض می‌کنم خدمت شما خیلی ممنونم بیش از هر چیز عرض کنم که من دکتر نیستم متأسفانه ولی نکته‌ای که شما گفتین نکته‌ایست که مهمه به دلیل اینکه ما الان این طیف براندازان خودشون مثل جمهوری اسلامی ترسناک شدن یعنی اگر قرار باشه که ما از جمهوری اسلامی پناه ببریم به مثلاً این چهره‌های شاخص براندازان و سلطنت‌طلبا خب جمهوری اسلامی که هست دیگه نهگه قراره که اینا مثل اونا هم آدم بکشن ن و اعدام کنن و همینجوری عمل بکنن جمهوری اسلامی هم هست ما مشکلم با جمهوری اسلامی که شخصی نیست مشکل با جمهوری اسلامی بهخاطر کاراییه که می‌کنه اگه قراره که این کارایی که می‌کنه مثلاً یه عده دیگه بیان بکنن خب ه دلیلی نداره برای به اصطلاح امید بستن به براندازا براندازا بسیار ترسناک شدن بسیار کریه شدن با زشتی و دشنام و زبان بسیار پلشتی که به کار می‌برن بسیار دروغگوان بسیار فاقد فاقد فکر سیاسی فاقد حس همدلی هستن بسیار سنگدلن در متهم کردن در حمله کردن با آدم‌ها در ترور شخصیت بسیار قصیالقلبن بسیار بی شرم و بیمهار هستن خب اینا ترسناکه دیگه حالا تصور کنید که یه کسی بخواد با اینا یعنی هیچ هیچ انگیزها که شما اگه از جمهوری اسلامی به خاطر کارایی که جمهوری اسلامی می‌کنه ناراحت باشید هیچ دلیلی وجود نداره که به براندازها به عنوان یه گزینه فکر بکنید اگر این صحبت که شما کردین کاملاً یک امر محتمل هست و من بسیاری از آدم‌ها رو شنیدم و میشناسم که اینها قبلاً سلطنت بودن الان حتی در اجتماعات سلطنت طلبا هم شرکت نمیکنن به خاطر همین تصویر زشتی که از خودشون به جا می‌گذارن در رسانه‌ها هاه تصویر بیکله بیعقل بی خودکامه بیدر پیکر یعنی یه شکل این ش یه تاثیر این شکلی از خودشون به جا گذاشتن برا خیلی ترسناکه ولی ما واقعیت اینه که ما مخیر نیستیم بین جمهوری اسلامی و پهلوی ما مخیریم بین استبداد و آزادی ما بنا نیست که از استبداد خامنه‌ای به استبداد پهلوی پناه ببریم ما قرار هست که از استبداد داد گذر کنیم و به آزادی برسیم و برای رسیدن به آزادی ما نیازمندیم که با همه اشکال فاشیسم با همه اشکال استبداد مبارزه بکنیم و در این مبارزه خودمون تبدیل به فاشیست نشیم یعنی در نبرد با حیولا خودمون تبدیل به حیولا نشیم و اینکه بخش جدی من نمی‌دونم چند درصد جامعه ایران ولی یه بخش جدی در جامعه ایران وجود داره که به هر حال از استبداد به تنگ آمده و خواهان یک برقراری یک نظام دموکراتیک هست منتها سازماندهی نشده است و در نتیجه باید فکر کرد به سازماندهی اون بخش دموکرات جامعه ایران و شما اگر بتونید ۱۰ جامعه ایران رو ۱۰ اگر بتونید ۱۰ جامعه ایران رو بسیج بکنید می‌تونید رژیم ایرانو عوض بکنید ممنون بسیار خب آقای همایون بفرمایید شما سلام بر جناب آقای خلیجی بابک و بقیه عرض کنم که اول یه چیزی من بگم آقای خلیجی شما باید خوشحال باشید که دکتر نیستید دکتر اینجا هست که از دکتر ویراند هست تا خیلی بدتر از ویراند بنابراین اون سواد مهمه اون مدرکه زیاد مهم نیست متأسفانه دکتر نیسم زیاد ارزشی نداره یه چیزی که میگم از صحبت خود آقای خلق خلج یکه ما نمی‌دونیم پشت چه خبره الان مردم تقریباً از تأثیرگذاری دیگه حذف شدن مردم ایران دیگه تأثیرگذار نیستن بهخاطر اینکه بی‌تفاوتی و فشاری که اومده جمع کردن این‌ها که حتی اون ۱۰ خیلی کار مشکلی که کسی بتونه اینو حلش بکنه زنگوله رو به گردن گربه انداخته من نمی‌دونم چهجوری ولی فکر می‌کنم انقدر گروه‌های قدرت نامسجب [موسیقی] و زیاد هستن متعدد هستن که بعید می‌دونم بشه با این سخنرانی اینا کاری کرد که یه نفرو رهبر کرد ضمن اینکه دیگه این صحبت خودتونه ها اون قدرت رهبر بعدی هم توانایی اینکه بیاد یک رهبری بشه و همه چیز رو جمع بکنه نخواهد خود رهبر همه چیز رو نابود کرده به طور این صحبتی که من می‌خوام بکنم فقط یه صحبتی هم من دارم که یه تقاضا دارم شما گفتید که براندازام شبیه جمهوری اسلامی شدن آره که کاملاً شدن و ش من از شما می‌خوام یه جلسه بذارید در مورد زبان یا حتی چند جلسه این خیلی مهمه که چهجوری این زبانی که این طرفین به کار می‌برند افکارشونم شکل میده متچکرم من سپاسگزارم از شما چشم حتماً راجع به زبان چون به نظر من مهم‌ترین موضوع زبان هست ما جهانمون رو با زبان می‌سازیم و جهان انسانی چیزی غیر از زبانش نیست و سیاست کاملاً یک امریست مربوط به زبان و جایی که زبان به کار سیاست نیاد تبدیل میشه به خشونت در نتیجه حتما راجع به این موضوع صحبت میکنم راجع به نکته اولی هم که گفتین کاملاً با شما موافق هستم ما همون طور که عرض کردم ما یه سیستم توتالیتر داریم در سیستم توتالیتر حتی با سیستم قذافی و نمی‌دونم بشار اسد و اینا فرق می‌کنه اون‌ها دیکتاتوری‌های نظامی بودن نه سیستم توتالی در این سیستم توتالیتر شما می‌بینید که آقای خامنه‌ای یک رهبریست که در زمانی که به قدرت می‌رسه در یه موضع بسیار ضعیفه. چون در یه موضوع بسیار ضعیفه او نمی‌تونه قوی بشه. در نتیجه باید قوی‌ها رو ضعیف کنه. چگونه؟ بنابراین آقای خامنه‌ای تثبیت قدرتش و تداوم قدرتش از راه قدرتش برای تضعیف دیگران هست. تضعیف دیگر نهادها. یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که ایشون به کار برده برای تضعیف نهادهای قدرتمند ساختن نهادهای موازیه. ایشون قهرمان نهادسازیه. همین طوری مثلاً ۱۰ تا نهاد، ۲۰ تا نهاد که اینا کارشون یه چیزه ولی با همدیگه به اصطلاح در حالت موازی قرار دارن. وقتی میگیم موازی یعنی درست مثل دو خط موازین یعنی به هم نمی‌رسن. یعنی وقتی که مثلاً ۱۰ تا شما ۱۰ تا نهاد دارید که این نهاد موازین یعنی اینا کاری به همدیگه ندارن در برابر همدیگه مسئول نیستن با همدیگه همکاری نمی‌کنن و فقط ارتباطشون یک ارتباط عمودیست یعنی فقط با رهبر ارتباط دارن حالا شما تصور کنید این رهبری که این بالا هست هزاران رشته از نهاد و نمیدونم مرکز و نمیدونم مؤسسه و مقام به او آویزونه و اینها این‌ها هیچ‌کدوم با همدیگه ارتباط ندارن. در نتیجه اگر یه موقع آقای خامنه‌ای صحنه سیاستو ترک بکنه این رشته از بالا گسسته میشه و این‌ها متلاشی خواهند شد. یعنی این خطر همونطور که در تازه جوانش و جاهای دیگه که این‌ها متلاشی میشن چون یک مرکزیتی وجود نداره بالا که بتونه جای او رو بگیره. در نتیجه وضعیت یعنی این امکان بیثباتی خیلی بسیار زیاد هست در بعد از مرگ آقای خامنه‌ای و همونطور که شما گفتید قصه به این سادگی نیست که اونچه که مثلاً در سال ۶۸ رخ داد ابدا امکان نداره که الان رخ بده یعنی در نصف روز بیان و با یه چار تا چاخان و اینور اونور کنن و رهبر تعیین بکنن داستان خیلی پیچیده است و واقعاً موقعیت نگران کننده هست و به نظر من جامعه ایران مهم‌ترین وظیفه که الان داره اینه که برای موقعیت بعد از آقای خامنه‌ای آماده بشه و این آمادگیش از فقط و فقط از راه سازمانده‌یست. اگر جامعه آماده نباشه اونوقت متلاشی شدن حکومت یا متلاشه شدن جامعه می‌انجامه. برای اینکه جامعه حفظ بشه باید جامعه قدرت سازماندهی خودشو داشته باشه. در نتیجه جامعه نگذاره که رفتن خامنه‌ای موجب بشه که یک بدنه نظامی‌تر، یک بدنه به اصطلاح بی‌رحب‌تر و خشن‌تر جای او رو بگیره که این امکانش کاملاً وجود داره. یعنی سپاه پاسداران اون بدنه قوی‌ترش، اون بدنه خشن‌ترش می‌تونه بیاد قدرتو به دست بگیره. اگر جامعه سازماندهی کنه خودش رو می‌تونه مانع این امر بشه ولی اگر نه منفعل باشه و بنشینه و تماشا کنه ببینه چی میشه خب خیلی آینده روشنی در انتظار ما نخواهد بود. من سپاسگزارم از همه دوستان و برای همه وقت خوشی رو آرزو می‌کنم. امروز ساعت دود ۲ ساعت دیگه ما برنامه سبک‌های مختلف اندیشیدن رو خواهیم داشت و اندیشیدن پیچیده با خانم آزین عیزتفر در همین لایو یوتیوب که امیدوارم دوستانی که علاقه‌مند هستن بتونن از اون استفاده کنن. وقت همگی بخیر. از بابک عزیزم تشکر می‌کنم.