تجاوز گروهی ورزش‌کاران ایرانی در‌ کره‌ جنوبی، قتل الهه حسین‌نژاد: بحران اخلاق در جامعه‌ ایران

بله من یه مقدار این جایی که من نشستم در دوستانی که من رو در یوتیوب میبینن سلام عرض می‌کنم دوستانی که در کلاب هاوس هستن سلام عرض میکنم خدمتشون خیلی سپاسگزارم که در این اوقات با من هستید وقای که این یکی دو روز اخیر اتفاق افتاده یعنی خبری که درباره اتهام تجاوز روز گروهی ورزشکاران ایرانی در کره جنوبی پخش شده و همین طور قتل خانم الهی حسین نژاد در ایران واقعاً بسیار عصبان‌ انگیزه و روزیست که من از مرد بودن خودم احساس شر می‌کنم از ایرانی بودن خودم احساس شر می‌کنم و معتقد هستم که باید یعنی به هر حال زبان آدم لال میشه ما در اوج بحران اخلاقی هستیم در اوج در اوج انحط اخلاقی در ایران هستیم و این مربوط به جامعهست و مربوط به یعنی حکومتی که به هر حال دامن زده به این انحط اخلاقی ولی خودش هم مولود انحط اخلاقی هست و با انحط اخلاقی تداوم پیدا می‌کنه. واقعیتش اینه که من این جلسه رو که امشب گذاشتم اینجا حالا یه مقدار حالا ساعت متعارفی نیست برای جلسه گذاشتن ولی بیشتر من خواستم این رو صمیمانه خدمت شما و در محضر عموم عرض کنم که من واقعاً از مرد بودنم و از ایرانی بودنم امروز شرم کردم به خاطر این اخباری که منتشر شده و اینو باید بدونیم که توتالیاریسم یا تمامیتخواهی یک نظام مردسالاره و در تمام نظام‌های توتالیتر از فاشیسم مسلینی گرفته تا نازیسم آلمان تا کمونیسم اتحاد جماعت شوروی تا جمهوری خلق کره شمالی چین همه اینا مردسالارن و جمهوری اسلامی هم یه نظام مردسالار هست و برآمده از یک نظام مردسالار و ما اگر بخوایم از جمهوری اسلامی رها بشیم باید در وحله اول بدونیم که باید از فرهنگ مردسالار رها بشیم و فکر نکنیم که حالا این کسایی که یعنی من خوشحال نیستم که مثلاً این اشخاصی رو که در کره شمال جنوبی این کارو کردن مثلاً محکوم می‌کنن و بگن من بهتر از اونا هستم من در جای اون‌ها نبودم من در جای اون اون فردی که قاتل خانم حسین نژاد بوده نبودم من در جای آقای خلخالی نبودم من در جای هیتلر نبودم و نباید فکر کنم که پس من آدم بهتری هستم از اونها نه من چه بسا اگر در جای اونها بودم اگر قدرت اونها رو داشتم اگر امکانات اوها رو داشتم چه بس بدتر عمل میکردم بنابراین اونچه که میخواستم امشب بگم نکته که میخوام بگم یک چیزه اینکه حالا در رسانه‌های اجتماعی خوشبختانه بخش عظیمی از جامعه محکوم می‌کنه این به اصطلاح نوع رفتارهای بسیار بسیار غیر قابل تحمل و غیر قابل تصوری رو ولی مواظب باشیم که صرف محکوم کردن این‌ها به معنا نیست که مایی که محکوم می‌کنیم بهتر از اوناییم نه مایی که محکوم می‌کنیم منی که محکوم می‌کنم اون ورزشکارا رو که باید محکوم کنم منی که تجاوز گروهی منی که بازگیری منی که قطع رو تح محکوم می‌کنم که باید بکنم مبادو فکر کنم که من بهتر از اون آدما هستم نه من در شرایط اونا نبودم و باید خیلی بترسم اگر در شرایط اون‌ها باشم فکر کنم به اینکه چگونه عمل می‌کنم و ریشه‌های این عمل مربوط به مثلاً یک لحظه تصمیم یک نفر یا یک لحظه خاص یک نفر نیست و برمی‌گرده به در حقیقت فرهنگ ما به فرهنگ عمومی ما فرهنگ عمومی ما فرهنگ مردسالارانه است و این فرهنگ تا زمانی که به صورت جدی باش مبارزه نشه و ما خودآگاه نشیم به این زشتی‌هایی که در رفتارمون هست و در ناخودآگاهمون وجود داره مخصوصاً نسبت به زن‌ها ها مخصوصاً نسبت به مسائل جنسی تعرض‌ها اونوقت خود ما هم خیلی مسئول نیستیم یعنی یک روزی در تو این شرایطی قرار بگیریم خیلی معلوم نیست که کاری متفاوت بکنیم من راستش خیلی البته که خیلی ناراحتم باز هم میگم از مرد بودنم و از ایرانی بودنم امروز احساس خیلی شرم می‌کنم ولی جدای از از این‌ها باید حواس من باشه که من که محکوم می‌کنم اینها رو به این معنا نیست که من از این چیزها اگر در به اصطلاح موقعیت این افراد باشم جدا نه من هم فرهنگ مرسالارانه در ناخودآگاه من وجود داره من هم در یک فرهنگ مرسالانه به به دنیا اومدم در این فرهنگ بزرگ شدم و مهم‌ترین وظیفه من این هست که به اون شری که در سنت من در فرهنگ من وجود داره در ناخودآگاه جمعی من وجود داره پی ببرم و آگاه باشم بنابراین صرف محکوم کردن نباید باعث بشه که من خودم رو مور بدونم از همچین رفتارهایی در صورت اینکه در موقعیت اونها باشن این نکته اصلیست که من میخواستم بگم و به خاطر همینم این جلسه رو گذاشتم که خب محکوم می‌کنیم ولی یعنی در وحله اول این محکوم کردن باید هشداری به خودمون باشه. یعنی هشداری به محکوم کنندگان باشه. در حقیقت دوستانی که محکوم می‌کنند مراقب باشن که ما با همین تجاوزکاران با همین قاتلا از یه فرهنگ درراومدیم. یه فرهنگی که ما رو ساخته و اونا در یه موقعیتی وجود قرار داشتن که می‌تونستن قتل نکنن ولی قتل کردن. می‌تونستن تجاوز نکنن ولی تجاوز کردن. مرا مراقب باشیم که ما هم اگر در چون شرایطی قرار بگیریم اگر به این فرهنگ ناخودآگاه باشیم اونوقت ممکنه که ما هم به راه شرارتی که این افراد رفتند بریم و امیدوارم که همچین اتفاقی نیفته من امیدوارم که دوستان بیشتر صحبت کنن من در خدمت شما هستم جناب آقای دکتر مهدی خلج پاینده باشید یولز دوانسون افتخار ملت ایران هستید در درجه اول و به عنوان ترک از شما تشکر می‌کنم من پایین شنونده هستم متشک [موسیقی] قربان این نکته که خدمت شما عرض کردم نکته‌ایست که خیلی از حالا چون که من زمینه کارم توتالیتاریسم هست. سلام می‌کنم به بابک عزیز و بابک جان سلام. سلام آقای خالجی مایک باز نمیشد امیدوارم خوب باشین. ما جسارتاً جلسه رو شروع کردیم در خیاب شما. خواهش می‌کنم. داشتم صحبت می‌کردم راجع به اینکه این نکته که من گفتم خب من الان به حد ۳۰ ساله که تمرکزم راجع به نظام‌های توتالیتر هست و جنبه‌های مختلفش دیگه حالا از سیاستش ایدئولوژیش فلسفهش نمی‌دونم جامعهش نمی‌دونم اینترتینمنتش اخلاقش مسائل مختلفی که هست من ۳۰ ساله که به طور متمرکز راجع به این موضوع کار می‌کنم و بیشتر کتاب‌هایی که من دارم اینجا اینجا در واقع این موضوع هست و شاید حدود ۶۰ یعنی امیدوار بودم که یه موقعی بتونم کتابخونه آنلاین درست کنم که حالا بابک در جریانی که چهجوری یه مقداری به بعد فنا رفت ولی من حدود ۶۰ ۷۰ هزار جلد کتاب به صورت پی دیاف دارم که به طور خاص در میار توتالیتاریسم هست حالا از ۱۹صد و یعنی از بعد جنگ جهانی دوم تا امروز یک چیزی که بسیاری از این محققان حالا در زمینه مختلف کار کردن روانشناسی توتالیتریسم جامعه شناسی توتالیت نمیدونم چند گوناگون اینه که بدونیم که توتالیاریسم ویژگی فرهنگه یعنی ما وقتی که یه فرهنگ دیگر ستیز شدیم حالا این دیگر ستیزی به اشکال مختلف در میاد شیعه علیه سنی میشه نمیدونم دیگر خب خب اون ستیزی نمی‌دونم ستیزی بین اقوام بین جنسیت‌ها زنستیزی و این چیز اینجور چیزا ویژگی جامعه توتالیتر هست و من نمی‌تونم بگم که من من مثلاً منتقد توتالیتریسم هستم پس من آدم خوبیم یا من مثلاً آدمیم که توتالیتر نیستم نه من وقتی که از توتالیتریم صحبت می‌کنم دارم از جامعه صحبت می‌کنم و منم یه عضوی از جامعه هستم و خیلی باید وحشت کنم از خودم یعنی وقتی شما راجع به توتال داریت مطالعه می‌کنید خیلی نسبت به اون شری که در وجود خودتون هست بیشتر آگاه میشه. ما مردها خیلی به زن‌ها ظلم کردیم و می‌کنیم. ما حالا غیر ما که ت حالا من که تهرانی نیستم ولی کسانی که خودشون رو فرهنگ اکثریتی دارن نسبت به اقوام دیگه خیلی ظلم کردن. شیعه‌ها خیلی به سنی در ایران میگم شیعه خیلی به سنیا ظلم کردن نمی‌دونم دیگر جنس‌گرایان خیلی به همجنس‌گرایان ظلم کردن کلاً ما خیلی به دیگری ظلم کردیم هر کس که دیگری می‌تونستیم فکر نکنیم که مثلاً ما خیلی فرقی می‌کنیم با خلخالی و با نمی‌دونم دیگر کسانی که به اصطلاح دست به جنایت زدن ما هم اگر در شرایطم اونا قرار بگیریم اگر این شکلی فکر بکنیم که الان داریم فکر می‌کنیم کنیم هیچ بعید نیست که کارای خیلی وحشتناکی ازمون سر بزنیم در نتیجه من بیشتر هدفم هشدار دادن به خودم هست و من خودم رو د تا جنبه دارم یه جنبه فردیمه یه جنبه اجتماعی یعنی جامعه ایران منم منم مال جامعه ایرانم من که خارج از جامعه ایران نیستم بنابراین وقتی من جامعه ایرانو نقد می‌کنم یعنی خودمو دارم نقد می‌کنم یا خودمو دارم نگاه می‌کنم مثل شما وقتی وجدان اخلاقی وجدانتون معظم ب میشه دارین خودتون دارید خودتونو محکوم می‌کنید و من به عنوان یک بخشی از جامعه ایران جامعه ایرانو محکوم می‌کنم به توتالیتریسم به دیگر ستیزی و اگر در جامعه ایران وجدان‌های بیدار به اندازه کافی بودن دیروز و امروز باید واقعاً روز سوگواری ملی اعلام میشد و همین اتفاقی در هند هند افتاد دیگه در هند تجاوز گروهی صورت گرفت و یکی دو تا موارد اینطوری و ابعاد ملی پیدا کرد و بسیار شرمآوره که ما چنین مسائلی رو به یک مسائل خیلی محدود جزئی و اتفاقی نسبت بدیم یعنی واقعاً باید دیروز و امروز روز سوگواری ملی اعلام میشد و اینا مسائلی نیست که ما به راحتی بتونیم ازش بگذریم اگر ما از این مسائل به راحتی بگذریم این کهه می‌تونیم با توتالیت کاملاً کنار بیایم و نمی‌تونیم از جمهوری اسلامی انتظار داشته باشیم که به شکلی متفاوت عمل من در خدمت دوستان هستم اگر نکته‌ای دارن اگر نکته‌ای نیست که من از خدمت شما مرخص میشم بله دوستان ضمن عرض سلام خدمت حضار محترم اگر نکته‌ای و ملاحظه‌ای هست آنچه من نبودم حالا آقای آقای خلجی صحبتاشون به انت رسید. اگر نکته‌ای هستش یا در این خبرها چیز دیگر افزون بر این هستش یا تحلیلی تحلیل خاصی رو دیدید تشریف بیارید راجع بهش صحبت بکنیم تا در خدمت آقای خلجی هستیم. بسیار خوب اگر نکته نیست خدمت دوستان اعلام می‌کنم که فردا ساعت ۱ بعد از ظهر واشنگتن که میشه ساعت ۷ اروپای مرکزی ساعت ۸ و نیم تهران ساعت ۹ و نیم کابل من بخش پنجم نگفت پنجم اسلام به زبان دیگر رو خواهم داشت و بعد د ساعت بعدش خانم حاظیم ایزدیفر با ما خواهد بود راجع به تفکر پیچیده صحبت خواهد کرد و قصد دارم که در هفته آینده هم دو جلسه راجع به که تحلیل سیاسی چی هست صحبت بکنم و امیدوارم که در هفته آینده بتونم این پ۵نج جلسه بعدی اسلام به زبان دیگه رو انجام بدم. به هر حال از همه دوستان سپاسگزارم. یکی از دوستان روی استیج هستش حالا اگر وقت هستش بشنویم. بله بفرماید آقای سینا بفرمایید. بله من سلام عرض می‌کنم خدمت دوستان جناب خلج شما بابک جان من حرفای آخر شما رو شنیدم واقعاًم منم متأسفم برای این موضوع و و واقعاً باید چی مثالی که زدین از هند و اینا چرا اونا مردم مسئولیت‌پذیر بودن نبودیم درست ولی آقای خلج یادتون باشه اینکه ما مردا مقصرین یه بخش عمدهش به خاطر دین اسلامه همون آیاتی که اجازه زدنو زن میده همون فقه شیعی که قصاص نصفشه هزاران ولی شماها اینا رو نمی‌بینین مثلاً در تحلیلاتون نمیگین که آقا این دینی که ما داریم این عقبماندگی و بخش بزرگش مال اینه اینا ارم ببینین دیگه این بچه‌ای که الان دختری که مرده یا اون اون پدری که میره با وکیل صحبت می‌کنه میگه دخترمو بکشم یا پسر رو وکیل مشکل میگه اگر دخترتو بکشی مشکل نداره می‌دونی کمتره زندانش اینا رم تو تحلیلاتون من ازتون تقاضا دارم که بیارید شما مسلمونین بچه مسلمونیم خب طبیعتاً نه خودتون به اسلام اعتقاد دارین خیلی نه دیگه من با الان چون معمولاً مسلمونا هستن که اسلام از مسلمونا جدا می‌کنن یعنی معتقدن که اسلام یه چیزیه اومده دین یه چیزیه اومده این کارو کرده اون کارو کرده انگار که مثلاً دین یه هواپیمایی از آسمون میاد مثلاً رو سرمون بم میزه. دین و اسلام وجود نداره غیر از مسلمون‌ها. و این نکته رو توجه داشته باشین که فرهنگ اسلامی غیر از اعتقاد به اسلامه. یعنی شما معتقده که ممکنه که اصلاً ایتئیست باشید ولی در فرهنگ اسلامی که به دنیا آمدید فرهنگ متفاوت از اعتقاده. بنابراین یه یه نکته توجه داشته باشید که دین وم فلان و اینا بله اینا خیلی بدن ولی مشکل همون دینداران بدن یعنی اینکه همین دین می‌تونه در یه جاهای دیگه‌ای یه جور دیگه عمل کنه همونطور که در آمریکا یه جور دیگه عمل کرده در همون هندی که شما صحبت می‌کنید یه جامعه خرافاتیه پر از دین‌های عجیب غریبه بنابراین مشکل دین نیست مشکل دینداران یعنی مشکل تصف اجازه ب اجازه بد نه اجازه بفرمایید بله مشک چیزی به نام دین نداریم از هوا بیاد و رو آدما حاکم باشه و آدما رو ببره اینور و آدما رو ببره اونور این چیزی به نام دین غیر از دیندارا وجود نداره تاریخ دین تاریخ دینداراست بنابراین بله هم در دین اسلام هم در دین‌های گوناگون خیلی حرفهای عجیب و غریب زیاد هست و چیزای عجیب غریب هست مشکل اون دیداران هستن که به این چیزها ها یا به این شکل دین ورزشی می‌کنن یا به این شکل دینو می‌فهمن. این یه نکته و نکته بعد اینکه دین فراتر از اعتقاد مذهبیه. همون طور که گفتم دینی فرهنگ. اگر دینی فرهنگی باشه یعنی که اگه ممکنه من و شما اعتقادی به اسلام نداشته باشیم یا به قولی شما بچه مسلمین باشیم ولی اسلامم قبول نداشته باشیم اما این به این معنا نیست که از فرهنگ اسلام خارج شدیم. مثل زبان می‌مونه. این دقیقاً مثل زبانه و اساساً یه بخش مهم دین همون زبانه یعنی دین یعنی ارزش‌های دینی، ایده‌های دینی، تصورات دینی از طریق زبان منتقل میشه. اگر شما فارسی زبان هستید، اگر عرب زبان هستید، اگر زبان هستید اگر ترک زبان هستید اون دین شما هم از طریق زبان منتقل بشه. بله بفرمایید. عرض کنم خدمتتون که ما که من خودمو می‌ذارم به عنوان یک عربی که ۱۴۰۰ سال پیش در عربستان بودم یک چیزی اومده به نام قرآن آیاتی آورده من کجا بود این دین چه شما اینو دارین به من میگین که از اینه آیه ۱۹ سوره لقمان میگه که زمین درست راه برو انکرمساتصوت الحمار میگه زشت‌ترین صدا صدای خر معارت می‌کن وسط الحمیر ببینید دوست عزیز خب همین شیوه که اجازه بدید من حرفم من اجازه نمیدم به شما صحبت کنم نه نه اجازه بدید منم حرف بزنم دیگه شما فرمودین منم گوش کردم بله نه من اجازه نمیدم اینجا دموکراسی نیست آقا اینجا شما اگر حرف درست بزنید و درست گفتگو کنید ما با هم گفتگو می‌کنیم اگر درست گفتگو نکنید من با شما صحبت نمی‌کنم می‌تونید برید جاهای دیگه صحبت کنم. این شکل تصورات شما از دین کاملاً عوامانه است و مثل خود دینداراست. یعنی مثل عوام دین دارن. یعنی فکر می‌کنید که از ترجمه قرآن می‌تونید در حقیقت چیزی رو بفهمید. این کاملاً اشتباهه و کار عوامه و در نتیجه بدونید که دینداری شما هم بیدینی شما هم درست مثل همون دینداری عوام. هیچ فرقی نمیکنه. فهم دین درک دین به این راحتی نیست. و خیلی کسی کسی می‌تونه مخالف با این چیزها باشه که درک علمی و درست از این داشته باشه و شما متأسفانه مثل همون عوامی هستید که مسجد میرن و به اصطلاح به بوی جوراب پاشون خیلی می‌نازن. بله بله دوستان پرسیدن که کتاب رو که این پی‌دییاف‌ها در کجا بارگذاری میشه؟ در یک کانال تلگرامی هست به نام باق فلسفه حالا اگر روم ادامه داشته باشه می‌ذاریمش بالا تا به اون بپیوندید آقای خلجی تا اونجایی که می‌تونن روزانه کثیری از بستگی به موضوعی داره که راجع بهش دارن کار می‌کنن یا قراره صحبت بکنن پیرو اون صحبتها پیدیافها رو توی اون اینجا بارگذاری می‌کنم که حالا من الان شاید در چند دقیقه آینده اگر روم ادامه داشته باشه بذارمش بالا که دوستان بهش دسترسی پیدا بکنن. یک بحث دیگری هم آقای خلجی مطرح هستش حالا بحث دینداری شد بحث انسان مدرن هست و اون کنترلی که در واقع بر اساس اون زمانهایی و اون بحثهای مدرن مدرنی که پیش اومده نمیدونم فکر می‌کنم قبلاً راجع بهش صحبت کردید که به هر حاله که بعضی از یعنی اون فاصله‌ای که انسان می‌تونه بگیره از اون موقعیت‌های مشترک حیوانی و مرد به هر حال مراتبی داره انسان خودش هم مرتبه یک و دو و سه و مراتب عالی داره که همون بحثهای کنترلی پیش میاد و اینا حالا نمی‌دونم اگه در این خصوص صحبت ش بذارین حالا پیش از این پیش از این بذاری صحبت کنیم راجع به گفتگو گفتگو به این معنا نیست که شما با هر کس موظفین گفتگو کنین ما گفتگو رو مثل همه چیزای دیگه اشتباه فهمیدیم مثل دموکراسی و مثل قانون و مثلاً همه چیزای دیگه اشتباه فهمیدیم فکر می‌کنیم که مثلاً هر کس حق داره بیاد با شما حرف بزنه نه من می‌تونم اولاً انتخاب کنم با چه کسی حرف بزنم این آزادی منه. من می‌تونم انتخاب کنم با شما صحبت کنم. می‌تونم انتخاب کنم با شما صحبت نکنم. یک د اینکه گفتگو بین دو نفر صورت می‌گیره که دو نفر به آداب گفتگو آگاهی داشته باشن. صرف اینکه شما نظرتون مخالف هست با من به هیچ وجه دلیل نمیشه که من با شما گفتگو کنم. اینو در نظر داشته باشین. چون بعضی از حالا افرادی که نمی‌خوام لقبی رو به کار ببرم خیلی میگن بیا گفتگو کن بیا مناظره کن اینجور مناظره‌ها و اینجور گفتگوها ضد عقل ضد انسانیت ضد وجدان ضد اخلاق هست بنابراین شما زمانی گفتگو می‌کنید که طرف مقابل هم بدونید گفتگو یعنی چی این افرادی که کارشون تبلیغ ضد دینه تبلیغ ضد جمهوری اسلامیه تبلیغ دینه تبلیغ جمهوری اسلامیه تبلیغ چیزی هست و به یه چیزایی به یه عقاعدی دارن که معتقدن دیگرانم حتماً باید اون عقائد قبول کنن. این‌ها شایسته گفتگو نیستن. ابن سینا توی اشارات یه جمله‌ای داره میگه انک و من تستحق الخطاب یعنی تو و کسی که شایسته خطاب قرار دادنه. من باید اینو تأکید بکنم که در گفتگو هر کسی شایسته خطاب قرار دادن نیست. بله. نکته‌ای که گفتی آقیم چی بود دوباره بپر حافظه من نخنم ش بحث کنترل بود و اون فاصله‌ای که در واقع انسان می‌تونه از ابعاد حیوانی خودش بگیره بله اصلاً ببین تمدن تمدن یعنی خویشتنداری تمدن یعنی اینکه شما آزادی انجام کاری رو داشته باشین ولی انجام ندین تمدن معنا آزادی انجام دادن چیزی نیست و متقدم به معنی آزادی انجام ندادن یه چیزیست یعنی شما بتونین خشم خودتونو شهوت خودتونو میل خودتونو غرائض خودتونو برآورده بکنین به هر شکلی که بخواین ولی نکنین و خودتون رو محدود به اخلاق و قانون بکنید متأسفانه در ایران مفهوم آزادی یعنی هر کاری دلت می‌خواد بکنی و فکر می‌کنن حتماً این ورزشکارای ایرانی هم رفتن در کره شمالی جنوبی و فکر کردن که هر کاری میشه کرد دیگه آزادیه دیگه آزادی یعنی که تو هر کاری دلت می‌خواد بکن در حالی که چنین نیست آزادی یعنی که اون کاری که می‌خوای بکنی نکنی اون کاری که دلت می‌خواد بکنی نکنی اون کاری که می‌تونی بکنی نکنی آز یعنی توانایی خویشتنداری بارها گفتم این جمله فروید رو که فروید میگه که تمدن از زمانی آغاز میشه که بچه بتونه مدفوع خودشو نگه داره یعنی بتونه مدفوع خودش رو یعنی دفع بکنه ولی نکنه این کارو تمدن از زمانی آغاز میشه که انسان خویشتداری رو بدونه. یعنی بله ما توی جامعه‌ای هستیم که من دوست دارم وقتی گرسنم میشه دزدی کنم مال شما رو بخورم نم حق شما رو ضایع بکنم خشم شهوتم غضبم هر موقع که دلم خواست ابراز می‌کنم ولی تمدن یعنی کهه شما این کارا رو نکنین یعنی شما این کارا رو تحت ضابطه اخلاق دربیارین یعنی شما چیزی رو برای خودتون بپسندین که برای دیگرانم می‌پسندین یعنی کاری رو انجام بدین که اگر اون کار تبدیل به قانون عمومی بشه شما اون قانون عمومی رو قبول خواهین کرد در نتیجه ما متأسفانه در جامعه ایران دچار کوی اخلاقی هستیم بهش به اصطلاح بهش میگن مورال بلاینس ما در جامعه ایران دچار کوری اخلاقیست دچار فقدان آموزش اخلاقیست دچار فقدان تربیت اخلاقیست و فکر کرده دینو که ول کرده این قضیه دیگه درسته دیگه نه شما دین رو اگه رها کردین اخلاقو نمی‌تونین رها بکنید یعنی به هر حال شما باید به یه به یه نوع اخلاقی اعتقاد داشته باشین و تعهد داشته باشید. صرف اینکه فحش بدین به دین مشکل شما رو حل نمی‌کنه. زمانی شما می‌تونین به دین انتقاد بکنین که به اخلاق اعتقاد داشته باشید. تنها نقد موجه به دین نقد اخلاقیه. تنها نقد موجه. هیچ نقدی هیچ نقدی به دین موجه نیست مگر اینکه نقد اخلاقی باشه. یعنی شما چنان به اخلاق اعتقاد داشته باشین که باور داشته باشین که این خداست که باید به وجدان اخلاقی شما گوش بده. نه اینکه وجدان اخلاق ایشان به خدا گوش بده و من اونچه که در جامعه ایران می‌بینم مخصوصاً در بین دین‌ستیزان و این عوامی خدانو اینه که دین و اخلاقو یکجا به باد هوا می‌خوان بدن و این فاجعهست همون نتیجهش همون چیزی که می‌بینیم فکر می‌کنید این ۱۴ میلیونی که آقای آیسلان اسلامی رو پیروی می‌کنن همشون مسلمونن معتقدن شیانین حزب‌اللهین نه خیر همین آدمایی هستن که هرهنی مذهبن هیچ اعتقادی به دین ندارن بخش عظیمیشون بنابراین تنها نقد موجه به دین نقد اخلاقی هیچ نقدی در مورد دین و در مورد هیچ چیزی موجه نیست مگر اینکه نقد اخلاق باشه بسیار خب من از خدمت دوستان مرخص میشم دیربتم هست بابکرم من اذیت کردم وقت و بی‌وقت مزاحمش میشم خیلی ممنونم از شما امیدوارم که حالا در فرصت‌های بعد احتمالاً فردا شاید حالا باکس صحبت می‌کنم اگر فردا فرصت بود راجع به کنسل کالچر که نمی‌دونم فارسیش چی میشه صحبت می‌کنیم که مربوط به همین وضعیت جامعه ماست شاید حالا جلسه بگذاریم قبل از جلسه اسلام به زبان ولی خیلی سپاسگزارم از شما و امیدوارم که وقت همصحبتی با همدیگه رو داشته باشیم در روزهای آینده وقت شما بخیر