که قراره که تنز آفرینی
بکنه
و میخوایم از آقای خلجی در واقع بپرسیم
که این طنز به طور کلی مفهوم طنز به چه
شکل هست آیا
آیرونیک و اون فلسفه طنز داره رعایت میشه
یا خیر یا
کاملاً این سیستم و این برنامهها در خدمت
ت آن چیزی که تحت
عنوان سیستم توتالیتر شناخته میشه در اون
جهت
برمیدارن و همچنین
خب
طنزپردازان مشهوری نظیر مهران مدیری
نظیر همین آقایی که جوکر رو هدایت میکنن
کارگردانی میکنن اینا واقعاً در خدمت
پروپاگاندای توتالیتر هستن یا
اینکه
نه نمیدونن معنی و مفهوم اونو ولی
خب میخوان در راستایی پیش برن که از
درجه سرهنگی به سرتیپی برسن ما میخوایم
راجع به اینا صحبت کنیم یک بحث سیمانهای
هست
که امشب میخوایم دنبال کنیم. اگر
دوستان این مباحث رو دنبال میکنن، سریا
رو دنبال میکنن، این تی وی شوها رو
دنبال میکنن، تشریف بیارید یه کمی راجع
بهش صحبت بکنیم و بعد خدمت آقای خلجی
برسیم.
بله آقای خلیجی من نمیدونم نقش راه همینه
یا من چیز دیگری گفتم. شما بفرمایید.
بله بله همین طوره و امیدوارم که حالا
دوستانم نظرشونو
بگن حالا یه مقدار وسیعتر از برنامه جوکر
برنامه یک سریال که خیلی سرصدا کرده سریال
تاسیان بعد سریال سوشون که قسمت اولش پخش
شده یا توی شبکه
خانگی و کلاً من برنامههای اون چیزی که
میگن اینترتینمنت دیگه یعنی برنامههای
سرگرمی در جمهوری اسلامی به نظر من خیلی
مهمه و حالا ما محدودیتی نداریم درباره
صحبت کردنش و نگاهی که میکنیم بهش نگاه
کلیه حالا اگه دوستان نظری دارن راجع به
این برنامهها میتونن بفرمان و من خیلی
خوشحال میشم که دیدگاهشونو به ما در میون
بگذارن
بله حالا دوستمون تشریف آوردن روی استیج
قبل از اینکه ایشونو بشنویم من یادمه در
اون برنامهای که در
خصوص خیلی تایتل شبیه همین بود ولی مورد
مهران مدیری رو داشتیم بررسی
میکردیم و بحث اینترتینمنت پیش اومد و
شما در اون
جلسه بحث صنعت
وارد وارد کردن قرآن به صورت اینترتینمنتو
مطرح کردید که خیلی بحث
جالبی بود و مورد توجه خیلی
از دوستانی که در آرندخانی دنبال میکردن
قرار گرفت و پرسشهای زیادی رو هم مطرح
کردن حالا وارد بحث که شدیم به اونجاها هم
خواهیم رسید. آقای علی خوش اومدید.
بفرمایید.
سلام به جناب بابک آقای خلجی و همه
دوستان. صدای منو دارید؟
بله بفرمایید. زنده باشید. من حالا بحث
پروپاگانداشون خیلی بحث خوبیه برای ما
اینکه مهاجرتم کردیم چند وقتی هست و توی
مجموعهای از دوستان که همه چند سالی هست
که مهاجرت کردن و همچنان دارن این محصولات
جمهوری اسلامی رو از طریق همین شبکههای
اینترنتی آنلاین مثل
اعتیاد و نتونستن با محصوراتی که در
آمریکا با کیفیت بسیار زیاد سناریوهای
خیلی قوی همچنان به همین سپاهیهایی مثل
همین جوکر دوستان حالت اعتیاد جمع زیادی
خواستم ببینم چون آقای خلون آمریکا زندگی
میکنن بالاخره با ایرانیا حتماً قطعاً در
تماس هستن دلیل این چیه که مال من خودمم
اصلاً علاقه ندارم ولی همسرم توی خونه هر
موقع میرسیم به جایی که یه سری از
محصولاتی که خب خوش ساختن هستو نگاه بکنیم
یا بشنویم مجبوریم یکی از همین برنامههای
اینچنینی مثل جوکر رو نگاه نگاه بکنیم
خواستم ببینم درمانی داره این اعتیاد
چیکار باید کرد اصلاً با این نوعی که
تولید بشه و میشنویم شما رو ممنونم ازتون
بله شما فر
سلام سلام عرض میکنم خدمت شما فرمودید
خانمتو میبینه دیگه من نمیتونم چیزی
بگم
ولی خب یه مقدار آگاهی دیگه آگاهی راجع به
اینکه دیدنش اشکال نداره یعنی شما میتونین
هر چیزی رو ببینید ولی نگاهتون به اون نوع
فهمتون از اون همیشه میتونه تغییر بکنه
یعنی که ما
میتونیم
داستانهای به اصطلاح بتلر بخونیم
فیلمهای پربیریننده ببینیم ولی فهممون از
اون تغییر تفاوت داشته باشه با دیگران
حالا در مورد جمهوری اسلامی
ما یه مقدار باید با احتیاط بیشتری برخورد
کنیم چون که ما
آزادی بیان به طور کلی نداریم بنابراین
همه چیز کنترل شده است یعنی حتی
در به اصطلاح شبکه خانگی هم که میبینین
همه چیز کنترل شده است از فیلتر فیلتر
سانسور میگذره با روابط و مناسبات خاصیه
و آگاه باشیم به این یعنی فقط بدونیم که
داریم چی میبینیم هیچ اشکالی نداره که
شما وقتی میرید توی مغازه هر چیزی که
میبینید بخرید به شرطی که بدونید چی
دارید میخرید یعنی وقتی میرید توی مثلاً
خارفروشی انواع و اقسام چیز هست دیگه یعنی
چه میگن قارچها هست شما میتونین قارچهای
سمی رو هم بخرین ولی باید بدونین که سمیه
اگه ندونین سمیه خب دچار مشکل میشه حالا
حالا صحبت که امروز میکنیم امیدوارم که
این مقدار به این بحث کمک
میکنه من در
یوتیوبم باز کردم و امیدوارم که سلام عرض
میکنم خدمت دوستانی که در یوتیوب من رو ما
رو دنبال میکنن برنامه رو دنبال میکنن
[موسیقی]
من لینک یوتیوب رو هم اینجا میگذارم تا
دوستانی که میخوان در یوتیوب ببینن بتونن
در یوتیوب ما رو دنبال.
بسیار خب پس آقای خلجی در خدمت شما هستیم
بفرمایید جلسه رو شروع کنیم.
بله من سلام عرض میکنم خدمت همه دوستان
گرامی در کلاب هاس و در یوتیوب اجازه بدین
که من
لینک یوتیوب رو اینجا هم
بگذارم تا دوستانی که میخوان در یوتیوب
دنبال کنن ما رو بتونن دنبال کنن خیلی
ممنونم از شما که در این لحظات با ما
هستین اینجا در آمریکا الان دیگه ساعت ۱۰ه
شب هست آخر شب ما هست و یه مقدار میتونیم
خیلی خودمونیتر صحبت بکنیم و خیلی آداب و
ترتیب نداشته باشه علتی
که یعنی بهانه که صحبت میکنیم
دربارش من برنامههای اینترتینمنت رو
معمولاً دنبال میکنم حالا نه در آمریکا
حالا در آمریکا فیلمی که میبینم خب حالا
فیلمها و سریالهای خاصی هست و معمولاً خب
خیلی باید انگیزه قوی داشته باشم که یه
فیلمی یا سریالی رو
ببینم ولی در مورد ایران نه در مورد ایران
من اون چیزیرو که پخش میشه و اون چیزی رو
که مورد توجه قرار میگیره میبینم یعنی
اونچه که مردم بهش توجه میکنن
حالا زمانی که من سال ۷۹ از ایران اومدم
بیرون دیگه
این مهران مدیری اون موقع با ساعت خوشش
شناخته میشد ولی وقتی من اومدم بیرون دیگه
بیشتر زمانی که من خارج بودم یعنی حالا یا
اروپا بودم ۵ سال اولشو و بعدش ۲۰ سال که
آمریکا هستم که بیشتر در این مدت گل کرده
یا
برنامههای رضا عطاران و دیگران
دیگران برنامههای اینترتینمنت بسیار
مهمن در نظامهای توتالیتر به خاطر که من
کارم اساساً مطالعه درباره نظامهای
توتالیتر هست حالا یا رسانه یا برنامههای
انترتینمنت یا اینکه از نظر فلسفی از نظر
ایدئولوژیک از نظر سیاسی نمیدونم دانشگاه
من به اصطلاح تمرکزم مطالعه روی نظامهای
توتالیتر هست و
مخصوصاً خب جمهوری اسلامی
و به همین دلیل خودمو موظف میدونم که
برنامههای اینترتینمنتو نگاه بکنم. اون
اون سری برنامههایی که مخصوصاً توجه قرار
میگیرن تلویزیون ایران رو حالا تا جا که
بتونم حالا نگاه میکنم یا وقتی کار میکنم
میذارم گوش
میدم
برنامه جوکر یکی از این
برنامههاست برنامه هایی که اخیراً مهران
مدیری درست
میکنیم اسمشو یادم رفته که چی هست اسمش که
هنرمندا رو میاره و با اونا صحبت میکنه و
بین اونا مسابقه میگذاره و
نمیدونم گاهی حتی یکی از مثلاً
مسابقههاش اینه که کاری که بیخودترین
کاری که میتونین بکنین یکی گوششو تکون
میده و یکی ادای ساعت درمیاره و
یکی خب نشون میده که ما داریم روز به روز
در ابتذال
بیشتری فرو میدیم و این اتفاقی نیست اصلاً
به هیچ وجه اتفاقی نیست من کاری ندارم
آقای علیخانی کیه و مثلاً در وزارت
اطلاعات چکار است و اینا من من به اینور
چیزا کار ندارم داداش کیه و نمیدونم
پسرخالهش کیه و اینا اینا ک این بحثا کار
ندارم بحث من روی محتوای این
برنامههاست و محتوای این برنامهها منو
یاد فیلم یا رمان کوری سراماگو
میندازه و اگر کسایی این فیلم یا رمان
سراماگو رو خونده باشن کوری رو خونده باشن
میدونن که وقتی که یه نفر کور میشه پشت
چراغ بعد کم همه کور میشن و بعد همه کار
به خاطر اینکه کور میشن کارایی میکنن که
اگر بینا بودن شرم میکردن از اینکه این
کارا رو داشته باشن ما
در من از دوستانی که نخوندن این رمان رو
خواهش میکنم این رمانو بخونن این فیلمو
ببینن فیلم کوری یا رمان کوری رو و ببینن
که وضع ماست ما چون نمیبینیم داریم
شنیعترین کارها رو جلوی همدیگه میکنیم و
هیچ عبایی نداریم جلوی همدیگه کارایی رو
میکنیم که آدمهای متمدن معمولاً دارن
خلوت میکنن یا اصلاً
نمیکنن ولی چون کورن چون نابینا
هستن این کارا رو انجام میدن جلوی همدیگه
و چون همه کورن هیچ عوایی از زشتی این کار
ندارن ما جامعه ما جامعه کوری شده اگر
جوکر بیننده داره یعنیه ما جامعه کولی
داریم جوکر ویژگیش اینه که کسانی در اون
بازی میکنن که بازی نمیکنن در حقیقت
آدمهایی هستن که بازیگرن بازیگرایی هستن
که قبلاً حالا فیلمای خوبی هم بازی کردن
آدمای از نظر بازیگری آدما لایقی هستن ولی
در این جوکر یک میدانیست که اینها به
اعتبار خودشون به شرافت انسانی
به بازیگری به معنای حقیقی کلمه در
[موسیقی]
حقیقت توهین کنن و یه مؤدبانهترین حرفی
که میتونم بزنم این که توهین میکنن و در
حقیقت توهین میکنن نه فقط به اعتبار
خودشون که به اعتبار بازیگری به اعتبار
تئاتر به اعتبار سینما به اعتبار تلویزیون
و به شرافت انسانی به کرامت انسانی و
یک برنامهایست که قراره شما رو
بخندونه ولی شما رو شکر
میکنه جوکر در حقیقت شکر هست شما رو شکر
میکنه از اینکه اخلاق بازیگری، اخلاق
سینما، اخلاق تلویزیون،
اخلاق هنر کجا رفته؟ هیچ وجود نداره مطلقا
وجود
نداره. خب این برنامه واقعاً شکره. یعنی
اگر چشمی بینا
باشه، اگر دلی بیدار باشه، اگر ذهنی
هوشیار باشه
باید به شدت تکان بخوره از دیدن همچین
برنامههایی.
خب به طور طبیعی جمهوری اسلامی یعنی این
اگر فکر میکنید جمهوری اسلامی یعنی سپاه
پاسداران نه جمهوری اسلامی یعنی اون
برنامههایی که اون چیزایی که شما رو بی
تفاوت میکنه نسبت به ارزشهای انسانی و
حالا ما در تاسیان به نحو در نمیدونم
برنامههای دیگه به نحو شما نسبت به
ارزشهای انسانی بیتفاوت میشین
یعنی دیگه خوب و بد دیگه برای مهم نیست
دیگه حالا مثلاً در
تاسیان به جای اینکه نشون بده که اون
مذهبیه مذهبی شده به خاطر اینکه دنبال
دختره بوده نشون میده اون ساواکی ساواکی
شده به خاطر این کهه دنبال دختره بوده
یعنی عکسشو نشون میده و
واقعاً همینه یعنی جمهوری اسلامی همینه تا
زمانی که ما از جوکر خوشمون میاد لذت
میبریم یعنی که جمهوری اسلامی کاملاً
موفق شده و جمهوری اسلامی مهم نیست که
جمهوری خامنهای باشه یا نه فردا خامنهای
اسمشو عوض میکنه میکنه یه چیز دیگه ولی
این سیستم یعنی سیستم
ابتذال با سیستم توتالیتر و حاکمیت
تمامیتها یکیه دو روی یک سکه هستن و اگر
اینو متوجه نشیم متوجه نباشیم که اینا دوی
سکه هستن خب نمیشه که شما از جوکر خوشتون
بیاد بعد مثلاً برای آزادی بیان مثلاً
خیلی خیلی حرص بخورین مثلاً برای اینکه
آقای پناهی
در کن جایزه گرفته خیلی خوشحال بشین اینا
با همدیگه سازگار نیست و نشون دهنده عقل
بیعقل هست نشون دهنده ذهنیت ما قبل عقلانی
هست ذهنیت
ابتدایی، ذهنیت بدوی و ذهنیت غیر منطقی و
غیر علمی هست. ذهنیت بدوی و ذهنیت غیرا
عقلانی
ذهنیتیست که نمیفهمه چیزا چه چیزایی با
هم سازگارن، چه چیزایی با هم سازگار
نیستن. ذهنیت بدوی که ذهنیت ما ایرانیا
ذهنیت بدویه دیگه. ما ذهنیت بدوی یعنی
ذهنیتی که تناقضو نمیفهمه. متوجه تناقض
نمیشه.
چیزایی رو میخواد یا از چیزایی دفاع میکنه
که با همدیگه سازگار نیستن مثلاً هم از
کند
رفتن آقای پناهی خیلی خوشحاله هم از مثلا
فیلمای آقای مهران مدیری یا شعای آقای
مهران مدیری خیلی لذت میبره این ذهنیت
ذهنیت بدویه و ذهنیت و نظام توتالیتر فقط
میتونه در بر ذهنیت بدوی حاکم بشه
متأسفانه خیلی وضع ما خرابه
وضع جامعه خیلی خرابه و متأسفانه جامعه ما
جامعهایست که بسیار بسیار عقب مونده است
و عقبموندگیش از اینه که نمیدونه عقب
مونده است مرتب از خودش تعریف میکنه
انقدر از خودش ستایش میکنه انقدر از خودش
قربون صدقه خودش میره که روز به روز
عقبتر میره ویژگی جامعه عقبم مونده اینه
که خیلی خودشو تحویل میگیره و هر چقدر که
ما تحویل میگیریم باید بدونیم که درست
همین نشانه
عقبوندگیست توانایی دیدن خودمونو نداریم و
توانایی فهم خودمونو نداریم توانایی نقد
خودمون نداریم و
اگر شما میبینید که یک خانمی در نمیدونم
ترکیه یا فلان جا یه فیلم ریالیتیشو
میسازه و چندین میلیون نفر در عرض چند
ماه اون رو نگاه میکنن که راجع به
نمیدونم
نمیخوام کلمات خاصی رو به کار
ببرم. به هر
حال خیلی اوضامون خوب نیست. خیلی اوضامون
خوب نیست
[موسیقی]
و
خیلی یعنی جمهوری اسلامی که هیچ بدتر از
جمهوری اسلامی بر ما حاکم خواهد شد. اگر
ما چون اینکه هستیم ادامه بدیم و به این
چیزایی که میبالیم الان ببالیم و به این
چیز کارایی که میکنیم الان ادامه بدیم
جمهوری اسلامی بسیار
بسیار روز خوب ماست و روزهای بدتری در
انتظار ما خواهد بود سپاسگزارم در خدمت
دوستان هستم حالا اگر نکتهای دارن من
میتونم بیشتر توضیح بدم
بله خیلی ممنون از شما دوستان اگر نکتهای
هست یا ملاحظه تشریف بیارید تا
درونده اتاق در خدمتتون باشیم آقای
خلجی در اون جلسهای که در خدمت شما بودیم
بحث فلسفه طنز پیش
اومد و اون چیزی که
نزد
طنزپردازان و
سینماگران تجه
ایران حلقه مفخوده است
ولی ما طنز نداریم ما ما نداریم طنز
نداریم در ایران ب دیگه بحث تراژدی بحث
کمدی چیزی بود که بله نداریم ما ببینید ما
طنز نیاز به شجاعت داره و نیاز به حریت و
آزادی داره. یکی کسی
مثل مهران
مدیری قابلیت یا استعداد طنزو داره ولی
کار طنز نمیکنه دیگه. یا کارش کار حجوه
کار مدیری کار حجوه کاری که کاری که آقای
فراستی تعریفش بکنه این معلومه که تکلیفش
چیه؟
نه نداریم واقعیتشونو نداریم و هنر به اون
معنای حقیقی نداریم یعنی اون چیزی هم که
داشتیم
یا به شکل بیزایی از
ایران رانده شده یا به شکل مهرجویی سرش
بریده شده یعنی اونچه که الان داریم به
هیچ وجه هنر نیست نه هنر حالا چه در درس
اینا تکنیکه دیگه که شما میتونید با تکن
مثلاً همین تاسیان تکنیکه حالا شما مثلاً
یه فضای قبل از انقلابو مثلاً احیا بکنی و
یه سری دخترای لوند بذاری اونجا و حرف
بزنن و اینا اینا تکنیک خیلی فریبکارانهست
نه بهش به هیچ وجه هنر نیست کاری که آقای
فراستی تأیید بکنه و هنرمندی که آقای
فراستی تأیید بکنه طبیعتاً آقای فراستیه و
هنر
آقای بری بردی بفرمایید خواهش میکنم.
سلام عرض میکنم خدمت آقای عزیزی شما.
مرسی از وقتی که به من دادید. من
میخواستم یه حالا کوتاه حسی بگم و بعد
نظر شما
رو بشنوم. اینه
که مثلاً من خودم فکر میکردم
یعنی تو دوران کوویت بالاخره ما همه تو
خونه بودیم جایی نمیتونستیم بریم حالا
چقدر آدم کتاب بخونه حالا یه وقت قرائت
خیلی زیادی داشتیم حالا من اون موقع
دانشجوهم بودم کارای دانشگاهی میکردم
دیگه حالا بعدش واقعاً نزدیک ۷ ه ساعت
بیکار بودم بعد خب خیلی چیزا بود یعنی
همین امریکا تا برنامههای مثلاً همین
خانواده کارشن اسم نزدیک مثلاً چندین
برنامه داره که ۱۰۰ قسمت داره حدوداً و خب
ویوهای میلیونی هم میگیره میخوام بگم که
من خودمم اون موقع خیلی به اینا فکر
میکردم همه چی میدیدم مثلاً فیلمای
کلاسیک میدیدم رمان میخوندم هم دیگه
فرصت بود دیگه و خب اینا رم میدیدم یعنی
ریالیتی شوها هم اونجا حالا تو سو تو
آلمان تو همین آمریکا
کانادا اینا برگزار میشه و واقعاً بعد برا
خودم سوال بود که خب واقعاً
شاید این جوامع مثلاً حالا ما میگیم طنز
سخیف یا سینمای سخیف یا یه چیزی
که در واقع مبتضل دم دستیه خب در اونجا هم
هست و این فرهنگ یعنی اینقدرم کم نیست
یعنی سینمای مثلاً
هالیوود مین استریمش یه
سینمای کاملاً دمستی فیلما واقعا فیلمای
اوریجین حالا اروپا هم تا حدودی همین
طوریه من خب سؤالم بود که خب شاید یعنی
مشکل یک یهکم جهانیه نه اصلاً مثلا ایران
نیست نیست و حالا اون موقع جوابی که مثلاً
حالا برای قانع کردن خودم میدادم این بود
که خب اونا مشکلات ما رو ندارن. یعنی اگر
مثلاً آمریکا
یه مثلاً مثل کالا مصرف میکنه سینما رو
حالا کتاب روم همین طور مثلاً کتابایی که
عمدتاً توی آمریکا پرفروش میشن لیست برترن
این کتابایین راجع به خیلی خودشناسی سطحی
ایناست یعنی شما اگه نگاه کنید به لیست
مثلاً نیویورک تایمز و اینا تو به
اصطلاراشون اینا رو میبینید واقعاً به
وضو
ولی خب چیزی که تو ذهن من بود این بود که
خب اونا مشکلات ما رو ندارن اون در واقع
مسائل ساختاری با یک حالا حکومتی با یک
جامعهای
مثلاً اینچنینی دست کننده نرم نمیکنه
حالا میخواستم نظر شما رو بدم شما فکر
میکنین این مینستریم جهانی اثر میذاره
ما تحت تأثیر اونیم یا نه مثلاً ما واقعاً
متفاوتیم از اون جریان منم سلام عرض
میکنم خدمت شما. ما در ایران هیچ چیزی
نداریم که اوریجینال باشه. همه چیز
تقلیده. یعنی همون طور که شما گفتید ما
تقلید میکنیم. خود
آقای مدیری هم بارها گفته که برنامههای
من همش تقلیدیه و کاملاً تقلیدیه. یعنی
هیچ چیزی و آقای مدیری هم هیچ چیز
اوریجینالی نداره. آدم با استعدادیه ولی
خب استعدادش در تقریده. ولی د تا نکته
هست. ببینید هالیوود دولت آمریکا نیست و
غرب نیست دولت نیست یعنی شما هالیوود رو
میتونید نقد بکنید ولی نمیتونید بگید که
هالیوود تحت کنترل دولت آمریکاست و دولت
آمریکا داره هالیوودو اداره میکنه. ما در
ایران هنر و سینما و تلویزیون تحت کنترل
دولته. یعنی حتی شرکتهایی مثل اوج و
اینها دست سپاهن اصلاً یعنی ما داریم از
دولت صحبت میکنیم. شما در آمریکا هالیوود
دارین شما در آمریکا جشنواره اسکاررو
دارین ولی ساندنسم دارین دیگه و شما
سینمای مستقلم دارین در آمریکا یعنی
حتی جدایی از اون مین استریم شما
تلویزیونهای یعنی ام پیآرم دارین و
تلویزیونها رادیوها و فیلمهایی دارین
هنر تئاترایی دارین که اونا مستقلن ما در
ایران همه چی دولتیه
و این افراد این آدما عشقشون اینه که تو
جشنواره فجر بهشون یه جایزه بدن اسمشونو
ببرن. جشنواره فجوانه دولت برای فیلم
دولتی برای کارگردان دولتی برای بازیگر
دولتیه و ما داریم راجع به این همچین
مسائلی صحبت میکنیم. یعنی اگر راجع به
آمریکا بود شما میتونستید نقد هنری
بکنید. بگین هالیوود مثلاً فلان طوره یا
تلویزیونهایی مثلاً فرض کنید اینترتینمنت
فلان طور ولی ما راجع به تلویزیونها و
سینما صحبت نمیکنیم راجع به دولتی صحبت
میکنیم که اینترتینمنت در انحصارش قرار
داره و نه تنها دولت که سپاه که حوزه
علمیه که وحشیانهترین بخش خشونتبارترین
بخش حکومت که میاد تو خیابون ملتو میزنه
همون که میاد توی خیابون حجاب اجباری رو
تحمیل میکنه گشت ارشاد همونم به آقای
مهران مدیری پول میده داستان اینه همونی
که آقای به اصطلاح همون سازمانی
که محسا امین رو کشته همونم میاد به آقای
عطاران پول میده مشکل اینیه یعنی مشکلمون
الان این هست در در این حد همونی که میاد
به آقای نمیدونم محسن امینی رو میکشه همون
به آقای نمیدونم که این رئیس جوکر به اون
پول میده آقای علیخانی بنابراین ما داریم
راجع به همچین چیزی صحبت میکنیم نه اینکه
حالا بله از نظر جهانی که ما صنعت فرهنگ
داریم همه دنیا به ابتزال کشیده شده اینا
اینا همه درسته منتها در مورد ایران ما
دارم داریم از یک ابتذال دولتی و از
انحصار دولت در تولید ابتزال داریم صحبت
میکنیم و اینه که وحشتناکتر میکنه
مسئله رو شما در آمریکا مجلاتی دارین،
کتابهایی دارین، سازمانهایی دارین،
تئاترایی دارین که نقد میکنن اون جریان
عمومی ابتزال رو ولی در ایران نه. شما
چنین چیزی ندارین و بلکه بهعکس طرف مراد
فرهادپوره مثلاً چپ ماست ولی پول میگیره
از وزارت ارشاد که مجله چاپ کنه. یعنی طرف
چپه یعنی یارو چپه یعنی یارو شیخ چپاست.
یعنی بزرگ چپاست ولی در وزارت ارشاد پول
میگیره که کتاب چاپ کنه. وزارت ارشاد
سانسورچی به چپ ما پول میده که مثلاً کتاب
چاپ کنیم راجع به پستمدرنیسم و نمیدونم
مدرنیسم نمیدونم فلان و فلان اینه وحشتنا
اینه اینه فاجعه
خب داستان کاملاً متفاوت هست ما نمیتونیم
به هیچ وجه ایران رو مقایسه کنیم ما باید
ایرانو مقایسه کنیم با روسیه ایرانو
مقایسه کنیم با چین ایرانو مقایسه کنیم با
کره شمالی ایرانو مقایسه کنیم با نظامهای
توتالیتر نه نظامهای دموکراتیکی که درش
تو فرهنگ به مبت ابتذال کشیده شده. البته
که به ابتزال کشیده شده ولی در نظامهای
دموکراتیک فرهنگ دست دولت نیست. دولت
اصلاً دولت شما اگه رئیسجمهور آمریکا
باشین این که من دارم به شما میگم یک
واقعیته شما الان آقای ترامپ باشین مقاله
بنویسین یه سرمقالهی بنویسین بفرستین برای
مجله برای روزنامه نی نیور تایمز برای
واشنگتن پست میتونن مقاله شما رد کنن
یعنی چاپ نکنن.
انقدر من نمیدونم نیویورک تایمز خوبهها
یا واشینگتن تا پست خوبه یا مثلاً وال
استریت ژورنال خوبه. نه ولی روزنامهها یا
مجلات میتونن مقاله رئیسجمهوررو رد کنن.
انقدر آزادن و این فرق میکنه با ایران که
همه چیز دست دولته و همه چیز ابتزال صورت
ابتزال از و آف لیگ ابتزال در ایران سبک
زندگیه ابتزال انحط توحش شده سبک زندگی ما
و ما اصلاً بهش حساس نیستیم میگیم آره
دیگه از همه دنیا همین شکلی هست واقعاً
این اینه که اینکه ما آگاه نیستیم به
اینکه در چه منجلابی زندگی میکنیم این
خودش نشوندهنده ده میزان غرق شدن ما در
منجلا هست.
بله آقای خلیجی به طور کلی این
قضیه
توی کشور
غربی در واقع منتفی است از این جهت که
اونها به این
آسونی قبول نمیکنن
[موسیقی]
که این عادیسازیها رو عادی
نه شما نگاه ف کنید رابرت دونیرو رابرت
دونیرو رفت تو اسکار و بدترین فحشو به
ترامپ که رئیس جمهور بود داد دیگه ۴ سال
پیش یعنی اگه میخواین بدونین که فرقش چیه
اینه یعنی فرقش اینه که ما از آقای رضا
کیانی گرفته تا نمیخوام اسم ببرم همه
اینها بنده قدرتن و بنده ثروت و بنده پول
از آقای پرستویی گرفته تا دیگران اینها
اصلاً بنده پولن
و دارن با سپاه دارن کار میکنن. شوخی
نداره که هیچ شوخی نداره. دارن با سپاه
کار میکنن. حالا شما میخواید رژیمو عوض
بشه که چی
بشه. یعنی رژیم عوض بشه در حقیقت میخواین
چی عوض بشه؟ وقتی اینا دارن با سیستم دارن
کار میکنن خیلی هم شیک و مجلسی و ترتمیز
و مرتب. وقتی که رابط برینو میاد توی
اسکار و به رئیسجمهور آمریکا همچین فحشی
میده. یعنی که اسکار ممکنه همش مبتضل باشه
ولی مال دولت نیست فرقش اینه ولی ما آره
ژست آقای کیانی خیلی شیکن آقای پرستوی
خیلی شیکن فلانی چیکن ولی همشون بنده
قدرتن آقای همشون بنده آقای شریفینیا هستن
کافیه که آقای شریفینیا تو یه فیلمی
کارهای باشه همشون میان برای ایشون کار
میکنن نه وضعیت ما خیلی خرابتر از این
چیزاییست که تصور
بله دوستان
اگر بحثی هست تشریف بیارید روی استیج و
دنباله اتاق رو داشته باشیم در خدمت آقای
خالجی
اونچه که ما میگیم راجع به این هنرمندان
یعنی در درخمون داریم میگیم دیگه که ما
هستیم که به اینا میگیم هنرمند ما هستیم
که به اینا میگیم ما توجه میکنیم یعنی
سلبریتیها محصول جامعه یعنی اینطور نیست
که مقصر اون سلبریتی باشه مسئله اصلی اون
جامعهست که درش این آدما سلبریتی میشن و
بسیار وضعیت جامعه ما در از نظر انحطط
فکری و فرهنگی فوقده
ما در وضعیت کاملاً
عجیب غریبی به سر میبریم و ویژگیشم همینه
دیگه. ویژگی جامعه منحد اینه که خودشو
جامعه منحد تعریف نمیکنه. زمانی که خودشو
جامحد تعریف کرد اونوقت معلوم میشه که
میشه امید داشت ولی جامعه ما رو میشه با
همین اینترتینمنت اندازه گرفت درجه
انحدادشو وقتی یه فیلمی یا یک برنامهای
یا یک چیزی الان همین شبکه خانگی انقدر
محبوبه و
انقدر پربیننده است نشان دهنده انحطط
جامعهست دیگه نه صرفاً انحط اونا که تولید
میکنن اگر ما ۱۰ دقیقه دیگه صحبت کنیم و
از خدمت دوستان مرخص بشیم. بله خواهش
میکنم. آقای خریزی چرا انقدر انتقاد به
مردم
در جوامع
حالا غذا استبدادی یا همون
توتالیتر انقدر سخت شده و هزینهش زیاده.
ما اگر بخوایم مردمو مقصر
بدونیم باید به شدت تاوان پس
بدیم و بنابراین سعی میکنیم بگیم که
حاکمیت
بد این یکی از مشکلاتی هست که به سختی
حالا مردی
که جای خود
ولی کنشگرای
سیاسی جرت این رو خیلی کم پیدا میکنن که
به مردم بپردازن و مسئولیت رو
گردن مردم بندازن. چرا انقدر سخت میشه؟
بله
ببینید شما اگر با حکومت در بیفتید یا
قهرمان میشید یا شهید ولی اگر با مردم در
بیفتید نفله میشید و
ویژگی ما دیکتاتوری و استبداد ویژگی
حکومتهاست ولی توتالیتاریزم ویژگی مردمه
یعنی توتالیتاریزم یعنی جامعه
توتالیتر ابدا توتالیتاریزم وقتی که میگیم
جمهوری اسلامی نظام توتالیتره یعنی جامعه
ایران جامعه توتال تره فرق میکنه با بحث
استبداد و دیکتاتوری و خب طبیعتاً جامعه
بزرگترین دیکتاتور هست و
سنگدلترین قضاوت کننده هست و نقد اجتماعی
بهایی داره که هرگز نقد سیاسی نداره. نقد
سیاسی یا شما رو قهرمان میکنه یا شهید
میکنه و خیلی هم ارزونه. الان که خیلی
ارزونه. الان که شما هر کی دلت از هر جا
کجا پیدا میشه. الان یکی یارو از قم پا
شده، طرفدار شاهزاده پهلوی شده و خیلی هم
برا خودش چیز میکنه پپسی باز میکنه ولی
نقد اجتماعی بسیار هزینه داره.
بله میشنویم صحبت دوستانو من چون تا ۱۰
دقیقه دیگه باید از خدمت دوستان ببخشید من
یه سؤال داشتم اجازه بدید که آقای بابک
اداره کنه بله خواهش میکنم بفرمایید
ببخشید جناب خی من یه سؤال داشتم ببینید
این به هر حال این هنرپیشهها از بطن
جامعه که تو ایران هست آمدن بیرون نه از
خارج از جامعه ایران نیومدن یعنی یه بخشی
از جامعه ایران و این محتواهایی که تولید
میشه اون چیزی که جامعه
میخواد حالا
این جامعه یه طفل نوپایی بوده که گاهاً
بعضی موقعها هنرپیش رشد کرده بعضی
موقعها این هنرپیشی هنرمندای ما عقبتر
از جامعه می جامعه میره
جلو برای همین یک
سریشون از دید اون جامعه اون کارایی که
میکنن مبتضله بعضیاشون
ممکنه جلوترم برن و از جامعه جلوتر بیفتن
که خیلی مقدارشون
کمتره این یه بخش یه بخشی
هم صبح صحبت
میکردین مربوط به این چیز آیا یکی از
دلایلش حالا تو
بخش همین هنرمندای ما هم شاید مطرح بشه
این جامعه دینی نیست که تاپذیری زیاده
علتش این نیست که یعنی جامعه به علت وجود
مذهب در طی دوران طولانی مدت تاپذیر سیاه
شده اگه اشتباه نکنم این ماکیالی هم توی
اون کتاب شاهزادهش تو اون یک کتابش یه
نکتهای که میگه در این مورد حالا من
نمیدونم در مورد جامعه ایرانم آیا
این صادق هست یا نیست
بله من حالا قبل از این نکته متوجه نشدم
نکته چی چیه؟ بله خب جامعهای که هنرمند
من من و شماهم جز این جامعه هستیم دیگه من
وقتی نقد میکنم جامعه رو که خود مهدی
خلجی که رو هوا نیست که منم جزء این
جامعهام یعنی دارم خودمو نقد میکنم و من
که بیرون این جامعه نیستم
طبیعتاً هنرمندش روشنفکرش آخوندش همه اینا
اجزای از یه جامعه از جامعه سیستم جامعه
اینطور نیست که شما بتونین بیرون از جامعه
قرار بگیرین و راجع به جامعه حرف بزنیم.
بنابراین منم که دارم از انحطاد حرف
میزنم یعنی منم شریکم در این انحطاده و
مسئولم در این انحداد و همین طور جامعه و
هنرمند و نمیدونم روشنفکر، نویسنده
دانشگاهی همه اینا اجزای یک مجموعه هستن.
یه نکته و نکته دوم اینکه هیچ جامعهای ما
نداریم که غیردینی باشه همین جوامع
دینی هیچ دین اساس جوامع اساساً جامعه
کامونیتی با دین درست میشه کالچر از کالت
میاد یعنی ازش میاد از دین میاد بنابراین
ما هیچ جامعهای ن اساساً این دینها هستن
که جامعه درست میکنن اینکه ما جامعهمون
دینیه چیز خاصی نمیگه شکل دینداری ما
اشکال داره
شکل دیداری ما حالا ربطی به اعتقادم
نداره. یعنی شکل بیدینی ما هم مثل شکل
دیداری ماست دیگه. یعنی الان این خدا
ناباورانی ما هم شبیه ارزشهای ما هستن.
فرق ندارن دیگه ش همون شکلی یعنی از
خداباوری دین ساختن که اون طرف از
خداباوری دین ساخت.
همه جوامع
دین منتها شکل دینداریا فرق میکنه خود
مدرنیته یک به اصطلاح یه شکلی از درون دین
بیرون میاد و به اصطلاح وقتی میبینید
سکولار هست یعنی شکل تحول یافته دینه
بنابراین حالا هر معنای که سکولار در نظر
بگیریم دین
در متن در متن جامعهست و شما نمیتونید
جامعه رو بدون دین بفهمید. منتها ما هم
دینمون هم بیدینیمون یکیه. یعنی مشکل از
اتیتیود ما و از برخورد ماست. ما هم با
دین با دین و بیدینی یه جور رفتار
میکنیم دیگه و ویژگی اصلیش اینه که
ناخودآگاه هستیم. آگاه نیستیم. ویژگی
اصلیش اینه که
دیگر خواه دیگر پذیر و
دیگر به
اصطلاح دیگر ساز نیستیم و بیشتر دیگر
ستیزیم دیگر پرهیزیم حالا این هم در
دینداریمون هست هم
دربیون بله
بسیار خب خیلی ممنون از شما
و
حضور دوستان چه در استیج چه در قسمت
شنوندگان آقای خرج برای حسن ختام
جلسه بفرمایید که جامعه
تاونزده یا
همون بحثی که راجع به رمان تاون آلبرت
کامول
خیلی وقتا صحبت
شده از اون یک کوتیشنی اگر حضور ذهن دارید
که حتماً دارید بفرمایید که به چه ترتیب
اینجوری میشه
که
جامعه در خدمت پروپاگندای در
اون
بحثهای پروسآمد
توتالیته قرار میگیره و نام میشه بیحس
میشه
و یک همچین آثاری رو از خودش بروز
میده و همچنین بحث مسئولیتی
که شاید اون متوجه اون
نیست
و
کاملاً در خدمت قرار میده خودشو به اون چه
به عنوان هنرمند چه به عنوان مسئول چه
رئیس و
چه آن چیزی که به
عنوان مسئولیت به عهده
داره بله ممنونم که به این رمان اشاره
کردین من امشب به رمان کوری ژ ساراماگو
اشاره کردم از حالا حالا بابک چون حالا
یاد من بیار این میتونیم این هفته برنامه
بگذاریم راجع به همین رمان کوری و فیلمشم
ساخته شده فیلمشم خیلی خوبه و کوری هم به
فارسی ترجمه شده فکر کنم چند تا ترجمه هم
داشته
باشه یک نویسنده پرتغالیست
که در سال سنی ساراگو در سال
۱۹۹۸ جایزه نوبل ادبیات رو هم گرفته به
خاطر این رمان و داستان جامعه ماست.
داستان جامعه ماست که کوریم و دچار کوری
شدیم و داریم کارایی میکنیم که اگر چشم
داشتیم از انجام داده دادنش وحشت میکردیم
چرم
میکردیم تکان میخوردیم و جامعه ما جامعه
کوریه این داستان داستان جامعه
ماست و میتونیم راجع بهش صحبت کنیم
میتونیم حالا پنجشنبه جمعه یک جلسهای
بگذاریم دوستان اگر رمانو بخونن فیلمو
ببینن اگه حوصله ندارن رمانو بخونن فیلمو
ببینن فیلمم فوقالعاده است
و میتونیم ا راجع بهش صحبت بکنیم من یک
فصل جدیدی
از درس گفتاری ادبیات غرب رو دو هفته
آینده از دو هفته آینده آغاز خواهم کرد و
حالا بر مثل فصل اول که به ۳۰ تا نویسنده
از نویسنده ندگان یونان باستان تا قرن
بیستم
پرداختم در این دوره هم چنین خواهم کرد
منتها نویسندگان متفاوت خواهند بود یعنی
کسانی که در اون دوره هم آمدن میتونن در
این دوره شرکت کنن به خاطر نویسندهها
متفاوت خواهند بود
و من سعی میکنم در این دوره
ازل شاهکارهای ادبی در غرب هم فرهنگ غرب
رو توضیح بدم
هم بسیاری از مفاهیم اساسی در سیاست،
جامعه و تاریخ غربی رو از خلال این آثار
ادبی توضیح بدم. کسانی که دوست دارن در
این به اصطلاح درس گفترا شرکت کنن میتونن
برای من ایمیل بفرستن. ایمیل من هست مهدی.
خلجی@gmail.com و خب اونجا مفصل راجع
به بسیاری از شاهکارهای مهم غرب صحبت
خواهیم کرد منتها اون کلاسها خصوصی هست
شهریه پرداخت ولی من راجع به هم طاعون هم
راجع به همین رمان کوری در همین کلاب هاس
و یوتیوب برنامه عمومی خواهم گذاشت به
زودی و در خدمت دوستان خواهم بود من از
شما خیلی ممنونم بابک عزیز و امیدوارم که
دوباره وقت همصحبتی با دوستانو داشته باشم
وقت همگی بخیر
بله سپاس از شما و همراهی دوستان عزیز
مضمونهای اصلی رمان کی فروپاشی اخلاقی و
تمدن