من از صحبتهای قبلی شما اینجوری استفاده
کردم که
دموکراسی بنا نمیشه مگر اینکه ما آموزش رو
دموکراتیک کنیم. آموزش باید دموکراتیک
بشه. یکی از پایههاش رو حداقل این رو
تعریف.
با توجه به اینکه الان آموزش در
ایران دست دولته دست حکومته و روز به روزم
وضعیتش جوری میشه که هممون میدونیم
پس با این
حساب کشورهایی مثل ما روی دموکراسی رو
نمیبینن یا یک توی چرخهای افتادن که ازش
بیرون نمیتونم بیان
سوالی بود که من داشتم بله سلام عرض
میکنم خدمت
شما ما خوشبختانه در عصری هستیم
که
انحصار بسیاری چیزها از جمله آموزش از دست
دولت و
دولتها بیرون آمده هم در
کشورهای دموکراتیک و هم در کشورهای غیر
دموکراتیک بنابراین آموزش ابدا محدوده به
اون چیزی که ما در نظام
رسمی آموزش پرورش در ایران یاد میگیریم
نیست بلکه از راههای مختلف یعنی مثلاً
فرض بکنید شما بهاییا سیستم دانشگاه
بهاییا رو نگاه کنید این سیستم در ایران
داره کار میکنه دیگه یعنی هزاران نفر در
این سیستم دانشگاه بهاییا تحصیل میکنن
لیسانس میگیرن فوق لیسانس میگیرن میان
خارج ادامه تحصیل میدن
بنابراین باید فکر کرد و همین طور اینترنت
اینترنت باید فکر کرد
به
اصطلاح
سیستمهای
آلترناتیو و خب میدونید که الان در کشور
مثل آمریکا و اینا هم میگن که بچهها
بیشتر از
سلف
ببخشید بچهها از سلف اجوکیشن بیشتر یاد
میگیرن
تا از اجوکیشن
مدرسهها و الان سلف اجوکیشن خیلی مهمه.
خب شما میبینید در اینترنت هم علاوه بر
اینکه خب دانشگاههای مختلف مثلاً دانشگاه
حالا دانشگاههایی که من میدونم
امآیتی دانشگاه
یل و اگر اشتباه نکنم
دانشگاه هاروارد که سه تا دانشگاه برجسته
نه فقط آمریکا که دنیا هستن اینها بسیاری
از کورسشون رو همه آنلاین گذاشتن یعنی هم
ویدیو رو شما میتونین ببینین مجانی
هم ا رو میتونید صدا رو میتونی ببینید خب
خیلی از اینا میتونه ترجمه بشه زیرنویس
زیرنویس بشه و تدریس بشه و ما یک سازمانی
هم داریم به نام ایران آکادمیا که همچین
ایدهای رو داره من نمیدونم با فعالیتشون
آشنا نیستم ولی ایدهش همین هست نه کارای
زیادی میشه کرد مهم اینه که شما فکر کنین
بهش ما فکر نمیکنیم به آموزش پرورش چون
فکر نمیکنیم که آموزش فرای مهم باشه ما
همش فکر میکنیم به تغییر رژیم در حالی که
تغییر رژیم
بدون آموزش و پرورش دموکراتیک باز به
توتالیتاریسم خواهد انجام اساس زندگی بشر
تعلیم و تربیت اساس زندگی بشر یعنی تفاوت
بشر با حیوانات دیگه این هست که بدون
تعلیم و تربیت نمیتونه زندگی کنه
بنابراین نه
فقط برای داشتن یک جامعه دموکراتیک که
برای هر چیزی شما باید آموزش پرورش داشته
باشید. اول آموزش پرورش دوم آموزش پرورش
سوم آموزش پرورش و آخرم آموزش پرورش همش
درباره آموزش و پرورش
تشکر میکنم جناب خواهش میکنم
بله خیلی ممنون آقای حاتمی بفرمایید
سلام و درود بر شما سلام بر جناب آقای
خرجی و س دوستان
من سؤالی از آقای خلجی داشتم ارتباط با
این
اعتصابات و اون اینه
که چرا اعتصابات اصناف مختلف همزمان صورت
نمیگیره و اگه بخوایم انجام بشه آیا
مکانیسمی وجود
داره و یه سؤال دیگه اینکه آیا فکر
نمیکنید یا امکان نداره که این اعتصابات
به نوعی از جانب حکومتها ها سازماندهی
بشه برای مقاصد
خاصی و اگه اینطوره اون مقاصد چی میتونه
باشه؟ بله مرسی سلام عرض میکنم خدمت شما
بله راجع به همین موضوع میخوایم صحبت
بکنیم دیگه وقتی که شما میگید که اعتصابات
صنفی یعنی که منافع صنفی دارن دیگه یعنی
منافع مشترک که ندارن یعنی راننده
کامیونها مثلاً فرض بکنید با معلما که
لزوماً منافع مشترک ندارن یا مثلاً با
بازنشستهها که منافع مشترک ندارن وقتی
میگیم که اعتراض صنفی یعنی اعتراضیست که
در در مورد نادیده گرفته شدن حقوق صنفی یک
صنف خاص اتفاق افتاده و طبیعت اعتراضهای
صنفی اینه
که به اصطلاح محدود باشه و فراگیر نشه اگر
شما مثلاً مییدید در سال
۵۷ اعتصابات سراسری میشه به خاطر این صنفی
نیست یعنی اصناف اعتصاب میکنن ولی
تقاضاشون صنفی نیست اصلاً تقاضای اصناف
مثلاً بازاریات اعتصاب میکنن نه شرکت نفت
ا اعتصاب میکنه فلان اعتصاب اینا اعتصاب
نمیکنن اعتراضاشون صنفی نیست اصناف
اعتراضشون سیاسیه منتها در ایران امروز و
من فکر میکنم که تا اطلاعی ما چیزی به
نام اعتراض سیاسی نخواهیم داشت و اعتراض
صنفی میمونن حالا من توضیح خواهم داد
راجع به این مسئله چون خب بهخاطر اینکه
خیلی در این یک هفته هفت هشت روزهای که
این اعتراضا بوده خیلی توهمها توسط
رسانهها و آدمای سیاسی برانگیخته شده که
این توهمات باید از بین بره بهخاطر اینکه
ما باید بدونیم از چه چیزی چه توقعی
میتونیم داشته باشیم.
بسیار خب سپاسگزارم و خصوصاً خصوصاً
درباره اینکه آیا ممکنه این
اعتصابات نه فقط این مورد به طور کلی بله
توضیح میدم بعضی اعتصابات از جانب
حکومتها توضیح میدم برنامهریزی بشه بله
توضیح میدم
در این موردم صحبت بفرمایید ممنون حتماً
حتماً من سلام عرض میکنم خدمت دوستان
گرامی در یوتیوب و در
در کلاب هاس
خیلی ممنونم از اینکه در این وقت با من
هستین و من امیدوارم که بتونیم که در یک
ساعت یک ساعت و نیم آینده یک گفتگوی خوبی
رو پیش ببریم من چند تا نکته رو عرض میکنم
و بعد دوستان اگر نکتهای داشتن من خیلی
دوست دارم
بشنوم صحبتی که من میکنم
درباره در حقیقت یعنی
اعتصابات اخیر رانندههای کامیون نیست
نیست بلکه راجع به تصوراتیست
که این اعتصابات در
رسانهها به
اصطلاح تصوراتی که در در موردش به وجود
آمده توهمات و توقعات غیرواقعی که دربارهش
مطرح شده و شکل نگاه به این اعتصابات خب
یک تصویر کلی توی ذهن مردم هست که بله
مثلاً مثل انقلاب ایران که اعت اعتصابها
در جریان انقلاب اعتصاب مثلاً شرکت نفتیها
یا اعتصاب کارگرا در زمینههای
گوناگون موتور انقلاب رو خیلی پرنیروتر
کرد و جریان انقلاب روع کرد و تأثیر داشت
در پیروزی انقلاب الان تصور بسیاری از به
اصطلاح
آدمهای حالا کسایی که در رسانهها حرفای
سیاسی میزنن یا ازشون میشنویم این هست
که آره این اعتصابا اگر گسترده بشه و
اگر دامنه این اعتصابات به اصناف دیگه هم
کشیده بشه
احتمال تغییر رژیم وجود داره و ممکنه که
به انقلاب بیان انجام خب اینا همه
توهماتیست که متأسفانه بر توهمات دیگه
ما انباشته شده و من راجع به این میخوام
صحبت
بکنم یک نکته مهمو در نظر بگ بگیرید و اون
که در جریان انقلاب ایران اعتراضها
اعتراضهای اعتراضهای اصناف اعتراض صنفی
نبود یعنی شرکت نفتیا به خاطر وضعیت
حقوقشون و مالیشون نبود که اعتب میکردن
بلکه تمام این اعتصابات اهداف سیاسی داشت
و رهبران سیاسی بودن که این اعتراضها رو
سازماندهی میکردن نه اصناف رو خود اصناف
و خب یه
بخششون به اصطلاح خیلی تحت تاثیر رهبران
چپ بودن یه بخششون تحت تاثیر
رهبران به اصطلاح مذهبی بودن وقتی که در
زمستان فکر میکنم اگه اشتباه نکنم آره در
زمستان
۵۷ اگه اشتباه نکنم وقتی
که اوایل زمستان وقتی که شرکت نفت چیز کرد
از شرکت
نفت اعتساب
کرد اون موقع نخست وزیر از آقای خمینی
خواست
که در
حقیقت به خاطر به تأمین نفت مردم اجازه
بدن که یه روزایی کار بکنن. بعد مهندس
بازرگان واسطه شد. یعنی اساساً صحبت
میکردن با رهبران سیاسی و از رهبران
سیاسی میخواستن فکر کنم نخستوزیر یا رئیس
ساواک من یادم نیست حالا الان و کسایی که
به اصطلاح رهبران اعتصاب بودن رهبران
سیاسی بودن نه رهبران اصناف رهبران اصناف
مسئلهشون مسئله صنفیه و مسئله صنفی با همه
جای دنیا هست شما در اگر دوست دارید
بدونید
اعتصاب چیه بعد میاین فرانسه فرانسه هر
روز اعتصاب چیه اصلاً کشور
اعتصابهاست و هر روز اعتصاب هر روز
اعتصاب به اصطلاح این این صنف یا اون صنف
یا در لندن بسیاری از روزها مترو تعطیله
به خاطر اینکه به اصطلاح
رانندههای چیز یا کارکنان مترو اعتب
میکنن اعتصاب یک مسئله غیرسیاسی همه جای
دنیا هست در کشور و اتفاقاً وجودش
نشاندهنده دموکراسیه
اصلاً به معنای استبداد نیست. یعنی وقتی
که اگر اصناف بتونن مشکل ما در ایران این
بوده
که به اصطلاح تشکیلات اصناف رو حکومت
مصادره کرده وگرنه اگر تشکیلات اصناف چیز
باشه مردمی باشه و صنفی باشه باید باید
چیز کنن باید اعتصاب کنن و خیلی طبیعیه
این اعتصابها در در ما مشکلی که در
آمریکا داریم داریم به خاطر
سیستم به اصطلاح
کاپیتالیستیش مشکل ما همین اصناف هست که
در آمریکا اصناف به راحتی نمیتونن اصناف
اصلا قوی نیستن یا اتحادیههای کارگری و
صنفی خیلی قوی نیستن و این خب یه ضعف
هست نسبت به اروپا رو عرض میکنم نه نسبت
به
خب یک نکته مهم این این هست که ما در
ایران چیزی به
نام اعتراض سیاسی اصناف نداریم یعنی اصناف
هیچ موقع بعد از
انقلاب اعتراض زیاد داشتن کارگرا به
حقوقشون به مسائل بیمهشون به مینیموم ویج
یا حداقل
دستمزدشون اعتراض داشتن و اعتراضم
دارن راجع به خیلی چیزای بیسیک اعتراض
یعنی خیلی چیزای حقوق اولیهشون اعتراض
دارن و این اعتراضات هم خیلیاش هست که
هنوز که
هنوزه برطرف نشده یعنی
خواستههای بسیاری از خواستههای
مشروع کارگران یا معلمان یا بازنشستهها
همچنان ۳۴ ساله
که پاسخ داده نشده به درستی ولی چیزی به
نام ولی داشتیم اعتراضها رو داشتیم از
خانه کارگر بگیرین درسته که حالا این
تشکیلات گفتم دولتی شدن ولی به هر حال
خانه کارگر من
اون صحبتی که آقای خامنهای کرد
که آقای خمینی در اعتراض به اون نامه نوشت
سر قضیه ولایت فقیه مربوط به حقوق کارگرا
بود دیگه یه لایحهای بود مربوط به حقوق
کارگرا
بود در
نتیجه همیشه بحث بوده توی مجلس خارج از
مجلس در زمینه
قانونگذاری در زمین مسائل مختلف ولی که
ما هیچ موقع از بعد از پیروزی انقلاب تا
امروز ما
اعتراضهای سیاسی اصناف نداشتیم. اعتراضها
همه صنفین. خب این هم به نفع دولته هم به
نفع اصنافه. یعنی در یه سیستم دیکتاتوری
در ایران اون چیزی که موفق شده جمهوری
اسلامی پیش ببره یعنی من حتی مسئله حجاب
رو هم ما یه یه به نحوی مسئله صنخی کردیم
یعنی مسئله زنها شد نه مسئله گسترده تر
تا یه حد زیادی تا این قضیه زن زندگی
آزادی یکی از اشتباهاتی که رخ داد این بود
که خیلیا اینو مسئله زنها کردن در
مقابلشون مرد چی آبادی مرد میهن آبادی
درست درست کردن. خب این خیلی اشتباه بود
دیگه. یعنی حتی مسئله زنها هم شد. مسئله
مسئله حجاب هم شد مسئله زنها یه بخشی از
جامعه خب اون مسئله حجاب همین طوره دیگه
الان یعنی مسئله صنفی ویژگیش اینه که شما
میتونید بارگین کنید یعنی میتونید چونه
بزنید الان
مثلاً رانندههای کامیون میگن که ما مثلاً
بیمهمون گرونه یا ما عوارض زیاد میدیم خب
شما میگن که مثلاً ۵۰ باید کمتر بشه شما
۲۰ کمتر کنین قضیه تموم شد هم میرن
خونهشون و این اتفاقم میفته و همیشه هم
افتاده و این به نفع دولته یعنی به نفع
دولت هست که یه دولت توتالیته به نفعش هست
که اعتراضها رو در حد صنفی و در حد محلی
نگه داره خب شما مثلاً میبینید که این
کامیوندارا هیچ کدوم علیه مثلاً قضیه
بندرعباس هیچ کدوم اعتصاب نکردن ولی در
مورد مسائل صنفی اعتساب میکنن این اعتصاب
ناگذیره
و جمهوری اسلامی هم هدایتش میکنه. یعنی
سرکوبش نمیکنه. میبینید که سرکوبم نشد
غیر از حالا چند تا بازداشت و اینا سرکوب
نمیشه و یه یه نکته خیلی مهم اینه که شما
مدل
خب ما یک یعنی جمهوری اسلامی و اصولاً
نظامهای اینچنینی یه مسئلهای دارن و اون
که چگونه شما اعتراضها رو نارضایتیها رو
مدیریت کنید. یکی از مهمترین الگوهای
جمهوری اسلامی چین هست. اگر شما به الگوی
چینی نگاه بکنید اساساً مسئله شوراها که
زمان آقای خاتمی تحقق پیدا کرد کاملاً
تحقق یک الگوی چینی بود و تقلید از چین
بود در همون زمان هم در چین در حقیقت برای
اینکه اعتراضها از اعتراض سراسری تبدیل
بشه به اعتراض صنفی یکی از مهمترین
راههایی که دولت حزب کمونیست چین به
اصطلاح
در پیش گرفت. یکی از مهمترین راهحلها
این بود که شما به محلههای مختلف، مناطق
مختلف قدرت منطقهای بدید. مثلاً قدرت
استانی استانی بدید به استاندار. قدرت
فرمانداری بدید به به مثلاً شهرها و قدرت
به اصطلاح شورای شهری بدید به روستاها. در
این صورت همین که آقای خات آقای پزشکی چند
وقت دیگه پیش گفت که باید هر استانداری
خودش رئیس جمهور خودش باشه و همین که آقای
خامنهای هم چند وقت چند روز پیش گفت که
استاندارها مسئول مسائل استان هستن این
دقیقاً الگوی چینیه در الگوی
چینی به اصطلاح مسئولان منطقهای میشن
مسئول همه چیز مثلاً شما در خوزستان مشکل
آب دارین این مشکلش م انگشت اتهام میره به
سمت استاندار مردم میان جلوی استانداری
تظاهرات میکنن مردم میان به استاندار فحش
میدن یا شما مثلاً
در نمیدونم در نیشابور مشکل مرغ
دارین مرغ و تخممرغ دارین مردم میرن جلوی
فرمونداری نیشابور تظاهرات میکنن
بنابراین کسی به حکومت کاری نداره در
حقیقت یک طرف مسئله اصناف هست که در چین
تقویت میشه و یکیهم مسئله قدرتهای محلی
هست که تقویت میشه برای اینکه هر دوی
اینها ۲ تا به اصطلاح شگرد بسیار مهم
هستن که از تبدیل اعتراضهای صنفی و
اعتراضهای اقتصادی و اعتراضهای محلی به
اعتراض سیاسی فراگیر جلوگیری میشه در
نتیجه مسئله مثلاً آب میشه مسئله
خوزستانیا مسئله
نمیدونم قوار و طوفان میشه مسئله سیستان
بلوچستانیا یعنی مسائل مسائل منطقهای
میشن، مسائل محلی میشن
و خود همین که رئیس انتخابات برگزار میشه
همین که فرماندارا و
استاندارا به اصطلاح گردشی تغییر پیدا
میکنن این چیکار میکنه؟ این اعتراضاتو
منج میکنه، مدیریت میکنه. مثلاً میگم
بله زمان آقای رئیسی بود که فلان بودار
بود. خب حالا انتخابات انجام میدیم یه
انتخاباتی که
کاملاً مدیریت شده است و یه کس دیگه میاد
و این کس دیگه تمام این
شور اعتراضها رو میخوابونه و به جاش
امیدهای واحی درست میکنه و یک مدت یا یکی
دو سالی در این امید و ناامیدی و اینها
این قضیه رد میشه تا دوباره به یک دوره
دیگه میرسه یه نسل دیگهست یه مسائل
دیگهست دوباره این تکرار میشه این چرخه
انتخابها ها چرخه ما اینا حتی در مورد
فرماندههای سپاه هم داریم فرماندههای
نظامی هم داریم فرماندههای نظامی هم
تغییر پیدا میکنن غیر از فرماندههای رده
بالا فرموندههای میانی هر کدوم سه سال یه
بار میچرخن در نتیجه این باعث میشه که
همش شما مسئول رو یک مسئول وضعیتو یک
اولاً مسئله رو یه مسئله خاص میدونیم
مسئله نونه مسئله ورقه مسئله آبه مسئله
طوفانه مسئله قواره مسئله سده مسئله
دریاچسب این مسائل مسائل خاصی هستن مسئولش
که وزیر
فلانه و بعد استاندار فلانه و بعد ندونم
مسئول فلان ادارهست و در نتیجه مسائل در
حد محلی در حد جزئی در حد اقتصادی و صنفی
و غیر سیاسی
و در میمونه و از سراسری شدنشم جلوگیری
میشه ه این الگو الگوی چینیست خیلی هم در
موردش نوشتن من امیدوارم که یه موقع یه
بچههایی پیدا بشن این چیزا رو ترجمه بکنن
بهخاطر ما فکر میکنیم که ما تو دنیا تکیم
و خوب و بدمون مال خودمونه نه در اینا هیچ
کدوم خلاقیت جمهوری اسلامی نیست اینا رو
همه رو تقلید میکنن جمهوری اسلامی همه
چیزش تقلیدیه مخصوصاً در
کنترل به اصطلاح
نارضایتیها و الگوی چینی بسیار موفق هستن
در ایران تا حالا موفق و مردم فکر میکنن
که بله تأثیرگذارن. مردم فکر میکنن که
مثلاً آره ما رفتیم رأی دادیم ما نذاشتیم
که اون یارو چی بود؟ آقای جلیلی بیاد آقای
پزشکی اومد در حالی
که کاملاً مدیریت شده از تمام اینها من
اینجا متوقف میشم دوستان اگر نکتهای
[موسیقی]
دارن میتونن بفرمای
جناب خرجی سپاسگزارم من یه سؤال دارم واسم
اجازه بدید که آقای بابک اداره بکنه جلسه
رو که من آره من حق دوستی رو ضاع نکنم
خواهش میکنم آقا بابک اجازه میفرمایید
بله خیلی ممنون من کردم آقای خرجی
اعتصابات آخرین خبری که
امروز که دوشنبه باشه زده که هنوز ادامه
داره و شرکتهایی
نظیر مبنا هم به اونها پیوسته اینم در
خصوص اینکه اوکی
خب یه جای تموم میشه دیگه یعنی یه جایی به
با دولت مارگین میکنن دیگه همه جای دنیا
این شکلی هست یعنی چیز عجیب غریبی نیست
یعنی اتفاق خیلی خاصی نیست مهم اینه
که جمهوری اسلامی اجازه میده همچین اتفاقی
بیفته
یعنی خود این یعنی سیستم هوشمنده دیگه خود
هم باعث دوام بقائش میشه وقتی که اجازه
میده این اعتراضها صورت بگیره اعتصاب صورت
بگیره اولاً در وحله
اول اتفاقی که میفته شما متوجه یعنی حکومت
متوجه میشه که این اصناف چهجوری همدیگه رو
اداره میکنن چه کسانی در اونها چیز هستن
چه کسانی در اونها مؤثرن از چه شیوههایی
استفاده میکنن برای سازماندهی خودشون و
این به حکومت اطلاعاتی رو میده که اگر این
اعتصابات صورت نگیره این اطلاعات مخفی
میمونه یعنی اگر این اعتراض اعتصابات
صورت نگیره جمهوری اسلامی نمیدونه که
آدمهای های مؤثر تو مثلاً صنف راننده
کامیونا کیا هستن؟ همونطور که مثلاً توی
داستان هفت طب تبخ در خوزستان یه عدهای
که اومدن و به اصطلاح شاخص شدن جمهوری
اسلامی اینا رو کشف کرد دیگه یعنی متوجه
شد که چه کسانی هستن که تو این سیستم تو
این صنف خاص تو این گروه خاص تو این محل
خاص زیرفوذن قدرت سازماندهی دارن اینا رو
کنترل میکنن بنابراین به نفعش هست که
اجازه بده این اعتصابات صورت بگیره از
جنبههای مختلف از جنبه اطلاعاتی از جنبه
اقتصادی یعنی شما اینا اینا حتماً اون
تقاضایی که
دارن بارها بیشتر از اون چیزیست که جمهوری
اسلامی در عمل میخواد به اونها بده.
یعنی اون امتیازایی که میخوان خیلی بیش
از اون چیزی که جمهوری اسلامی میخواد بده
ولی وقتی که اینا میان مطرح میکنن در
حقیقت بارگین میکنن دیگه چونه میزنن و
یک حالا یه حد وسطی رو میگن معمولاًهم اون
چیزی که به نفع حکومت هست اتفاق
میفته و و این به دعوامش کمک میکنه و این
میره اینه وقتی که شما مثلاً ۱۰۰د
میخواد ۱۰۰ تا امتیاز میخواد وقتی شما ۲۰
تا امتیاز میدی و طرف حالا چونه میزنه ۲۵
۵ تا میگیره. بعد دیگه این اعتصابها
برای مد در این صنف خاص برای مدت طولانی
دیگه رخ نخواهد. میره حالا سنترهای دیگه و
یعنی این خشم این اولاً این پیروزی تلقی
میشه. یعنی شما ۱۰۰ تا امتیاز میخواستی
۲۵ تا که گرفتی اینو اینو نشانه پیروزی
خودت میدونی در حال که نشانه پیروزی
حکومته و بعدشم دیگه برای مدت طولانی
انگیزهها برای اعتصاب و اینها کاهش پیدا
میکنه امکان سازماندهی کاهش پیدا میکنه
در این صنف حالا تا در صنهای دیگه ولی
بازم ما در
ایرانم حتی همین کامیوندارا هم باز وقتی
وقتی از سمپ کامیون داره صحبت میکنیم باز
اینها هم یک ندارن یعنی اولاً که حالا من
شنیدم که این شرکت بابک زنجانی مثلاً ۲۰۰۰
تا کامیون وارد کرده و توی سیستم و این
حرفا یعنی به هر حال یه شرکتهایی هستن که
به دولت نزدیکن یا دولتین اونا میان یه
مقدار از این فشار کا چیز میکنن ما ا
اعتصاب سرا یعنی حتی در صنف کامیوندارا
سراسری نیست و دوم باز فرق هست بین
کامیوندارایی که خودشون صاحب کامیون هستن
و کسانی که ماشین از خودشون نیست و فقط
راننده هستن اینها هم باز تفاوت داره یا
مثلاً در صنف معلمها در نظر بگیرید باز
هم معلمها هم همشون لزوماً یا در همه جا
لزوماً یک چیز ندارن
یک وحدت کامل منافع ندارن فرض کنید
معلمایی که در مدارس دولتی درس موندن م
معلمایی که در مدارس انتفاعی درس میدم و و
همین طور در
دانشگاهها و اصناف مختلف یا بازنشستهها
در
نتیجه باز هم توجه داشته باشیم که این یک
به این معنا نیست که همه کامیوندارا در
ایران یک منافع مشترکی دارن و همشون حاضرن
که برای منافع مشترک در چنین
حرکتی به اصطلاح مشارکت بکنن و بعد بحث
اینه که با چه کسی و صحبت کرد. اون
نمایندهها اون نمایندهها که صحبت میکنن
با دولت بر سر منافعشون اونا یه مسئولیت
خیلی خطیری رو بر دوش میگیرن چون بعد
اونوقت خود اونها میشن مسئول مدیریت
اعتراضها. یعنی حکومت از اونا توقع داره
که باشه من به شما ۲۰ تا امتیاز میدم ولی
به اینا بگو همشون برن خونه یا خیلی این
این کارا رو بکن همونطور که در خانه کارگر
کردن مثلاً آوردن خیلیا رو آوردن مسئول
خانه کارگر کردن هم طرف طرف طرفیست که
چونه میزنه با دولت مذاکره میکنه با
دولت هم از طرف دولت کنترل میکنه اون
صنفو یعنی یه مسئولیت اینجوری هم رو گردنش
میگذارن خب اینا به نفع دولته دیگه به
جای اینکه مثلاً
خود دولت بیاد سرکوب کنه یا کنترل
کنه نماینده کارگرا رو موظف کنه که همچین
کاری بکنه میگه اگه شما فلان نکنید ما
فلان امتیازو نمیدیم بهتون یعنی داستان
خیلی پیچیده میشه در نتیجه و منتها تمام
اینها اینا که میگم این پیچیدگیاها توجه
بهش از این جهت مهمه که هیچ بحث تغییر
رژیم و انقلاب و اینها در میان نیست و
اگر تمام اصناف هم همزمان اعتراض بکنن
مطلقاً به انقلاب نمیانجام. انقلاب یک
اتفاق سیاسیه و نیاز به سازماندهی سیاسی
داره. نیاز به رهبری سیاسی داره. نیاز به
آرمانهای مشترک سیاسی داره. ما در ایران
همچین چیزی نداریم. ایران جامعهیست بسیار
غیر سیاسی و سیاسی یعنی اینکه مسئلهش
اصلاً آزادی و دموکراسی نیست اصلاً. یعنی
حتی مسئله زنان هم مسئله آزادی حجاب مسئله
آزادی و دموکراسی نیست. مسئله این کهه
میگه م در حد آزادی فردیه و میبینید که
الان در تهران و شهری بزرگ هم مسئلهشون
یعنی همین که
میتونن بدون حجاب بیان یا با لباس راحت
بیان مسئله تموم شده
دیگه و تا زمانی که مسئله آزادی و
دموکراسی نباشه یعنی کهه خواستها و
مطالبات مطالبات صنفیست شما الان توجه
بکنید تلویزیونا رو گوش بدید همین
تلویزیونهای به اصطلاح خارج از کشورو
صدایی که از مردم میشنوید اینه که آبو
قطع میکنن، برقو قطع میکنن، نمیدونم
دلار گرونه، هیچ چیزی بهم آزادی و
دموکراسی جزء مطالبات عمومی نیست.
بله آقای تیم
بفران خواهش میکنم.
سپاسگزارم جناب آقای خلجی و همیشه شما.
البته سؤالم آقای خلجی پاسخ دادن سؤالم
این بود
که فرمودید که برای تبدیل اعتصابات
صنفی اعتصابات سیاسی به صنفی از شیوه در
واقع چینی استفاده میکنن از طریق قدرت
بخشیدن به مقامات محلی یکی از این
مکانیسم
آیا البته اشاره فرمودید آیا برعکس عکس
مکانیسمی وجود داره که در واقع تبدیل به
اعتصابات سیاسی بشن اعتصابات صنفی اشاره
فرمودی البته به بحث سیاسی سازماندهی
سیاسی و رهبری سیاسی آیا نکته دیگهای هست
مکانیسم خاصی وجود داره بله بله زمانی که
مطالبات مطالبات صنفی نباشه یعنی اصناف از
قدرت ببینید مثل این میمونه که زمانی ما
میتونیم از صنف
مثلاً فرض کنید
کارگران یا کارمندان شرکت نفت استفاده
کنیم که اونها از این قدرتشون استفاده
بکنن برای یک اون چیزی که سراسری مسئله
سیاسیه یعنی مسائل اقتصادی و صنفی مسائلی
نیستن که سراسری باشن توی مملکت ما یه سری
اصناف هستن که وضعشون خوبه یه سری اصناف
هستن وضشون خوب نیست در خود صنف باز انقدر
تفاوت وجود داره مثلاً فرض بکنید مگر
مثلاً همین این معلما رو که میگم مگه همه
معلما یه یه شکلی درآمد دارن یا
یک منفعت دارن یا
مثلاً معلما در سیستان و بلوچستان مگه
همون شرایطو دارن که معلما در تهران دارن
یا در شهری بزرگ دارن؟ اینجور نیست و اون
چیزی که سراسریه سیاسته یعنی آزادی کرامت
انسانی حقوق
شهروندی عدالت و حقوق بشر خب اگر
جامعهای این مطالبش این بشه اونوقت از
قدرت صنفی استفاده میکنه برای این هدف
یعنی من شرکت من به عنوان مثلاً رئیس صنف
فرض کنید رئیس صنف نونواها
تصمیم میگیرم که ما تصمیم میگیریم صنف
نونواها که تعطیل کنیم نونوایی رو نه به
خاطر اینکه به ما به اصطلاح حقوق صنفی ما
در خطر هست به خاطر اینکه حقوق انسانی
جامعه در خطر هست یعنی ما از قدرت صنفیمون
استفاده میکنیم برای یک آرمانی که فراتر
از ماست اگر مثلاً فرض کنید شما بگید که
زنها فقط باید برا حجاب مبارزه کنن مردا
که مسئله حجاب ندارن نباید مبارزه بکنن
این مسئله حجابو میکنه مسئله غیرسیاسی.
زمانی مسئله حجاب مسئله سیاسیه که مردها
همونقدر برای به اصطلاح آزادی پوشش زنها
مبارزه کنن که خود زنها چون مسئله اصلاً
زن و مرد نیست. مسئله کرامت انسانیه مسئله
آزادی یا مثلاً همون قدر ما برای حقوق
بهاییا برای حقوق بهاییا بجنگن که شیعهها
برای حقوق بهاییا مبارزه کنن اونوقت این
میشه مسئله سیاسی وگرنه اگر بهاییا برای
مسئله بهاییا به اصطلاح مبارزه بکنن
شیعهها برای مسئله شیعهها ایتیستا برای
ایتیستا این میشه مسئله کاملاً صنفی و
غیرسیاسی اونچه که سیاسیست مربوط به انسان
مربوط به جامعهست. سیاست یعنی جامعه. اون
چیزی که به همه چیز به همه جامعه
برمیگرده هر چیزی که به همه جامعه برنگده
سیاسی نیست. میشه صنفی میشه اقتصادی میشه
محلی. سیاست در چیز در اصطلاح یونانی
سیاست و جامعه یکیه دیگه. یعنی وقتی که
ارسطو میگه انسان جانور سیاسیست یعنی
انسان جانور اجتماعیست. یکیه شما سیاست
مسئله جامعهست. بنابراین اگر آرمانهای ما
شد آرمانهای سیاسی یعنی مربوط به همه
جامعه شد حقوق همه انسانها حقوق همه
شهروندان آزادی همه شهروندان اونوقت شما
از پولت استفاده میکنی برای این مقصد از
قدرت صنفیت استفاده میکنی برای این هدف
از قدرت معنویت استفاده میکنی برای این
هدف اگر سلبریتی هستی از محبوبیتت استفاده
میکنی برای این هدف اگر آخوند هستی از
نفوذ معنویت استفاده میکنیم برای این هدف
ولی اگر هدف یه هدف سیاسی نباشه در نتیجه
اون قدرتی که شما داری اون سرمایه حالا
مادی یا نمادینی که داری در جهت یک منافع
یک قشر خاصی مصرف میشه و این درست اون
چیزی که جمهوری اسلامی میخواد جمهوری
اسلامی میخواد جامعه تکه تکه بشه یعنی
منافع کامیوندارا غیر از منافع معلما باشه
منافع معلما غیر از منافع نونواها باشه
منافع زنا غیر از منافع مردا باشه منافع
شهرنشینا غیر از منافع روستانشینا باشه
منافع شیعهها غیر از منافع سنیا باشه این
چیزی که جمهوری اسلامی میخواد و حرکت در
خلافش اینه که شما اگر شیعه هستی برای
منافع اهل سنت همونقدر مبارزه کنی که برای
منافع خودت اگر شهرنشینی برای منافع
حاشیه نشینها همونقدر مبارزه کنی که
برای منافع خودت یعنی شما باید به چیزی
بالاتر از خودت باور داشته باشی مشکل مشکل
عصر دیجیتال و این نسل هشتتادیا اینه مشکل
ن همه جای دنیاها این راجع به نسل هتادییا
یعنی همین نسل زی دو نوع تحقیقات انجام
میشه یکی راجع به در کل دنیا یکی
مشترکاتشون و یکیهم ویژگیهاشون مثلاً من
مطالعه کردم راجع به مثلاً نسل زی در چین
نسل زی در روسیه نسل زی در کشورهای آسیای
میانه نسل زی در برخی از کشورهای عربی مثل
لبنان
مصر و همین طور در اروپا و آمریکا یه سری
مطالعات به اصطلاح میدانی
و ملی وجود داره نشنال هست مثلاً نسلزی در
آمریکا چه ویژگیهایی داره خب خیلی کارای
زیادی شده از منظ یعنی از نظر جامعه شناسی
جامعه شناسی روانشناسی اجتماعی و و
رشتههای گونابون یکی هم راجع به ویژگی
کلیشونه یعنی شما این نسل هشتادیا به
اصطلاح در کل دنیا که در نظر میگیری یه
ویژگی مشترک دارن که این ویژگیهای مشترک
محصول یه شرایط مشترک هست. شرایط مهمترین
شرایط مشترکشم همین تکنولوژی دیجیتال هست.
یعنی تکنولوژی دیجیتال نسل دیجیتال درست
میکنه و این نسل دیجیتال چون به
اصطلاح متفاوت هست با نسل قبلش یه سری
ویژگیهای مشترکی داره. حالا میخواد این
توی مثلاً تانزانیا باشه، میخواد توی
آفریقای جنوبی باشه، میخواد تو مصر باشه،
میخواد ایران باشه، میخواد توی ژاپن
باشه. یکی از ویژگیهای مشترک نسل زی یا
نسل هشتادیها اینه که در قادر نیستن در
امری مشارکت بکنن که مسئله خاص خودشون
نباشه. خب شما هم در مسائل زنان دیدید
دیگه دخترای جوونی که شرکت میکنن خب اگر
اینا مسئله خودشون
نبود نسل هشتادیا نمیتونستن همچین به
اصطلاح در حضوری در جام به اصطلاح حضور
اعتراضی در خیابون داشته باشن یعنی
مسئلهشون مسئله خودشونه و در مسئلهی که
مستقیماً یعنی به عبارت
دیگه حالا به تعبیر جامعه شناخت جامعه
شناختیش قادر به ساختن کامیونیتی نیست
نیستن که یک کاز یا یک
آرمانی فراتر از منافع مشخص خودشون داشته
باشه به همین دلیل هست که در چیزی مشارکت
میکنن که مستقیماً به منافع اونا برگرده
به منافع به اصطلاح حالا گروهشون صنفشون
نمیدونم جنس جنسیتشون و جزئ این در نتیجه
این یه خطر بزرگه دیگه یعنی ما در جهانی
زندگی میکنیم الان این مشکلی که ما در
ایران داریم در همه جای دنیا هست در
کشورهای دموکراتیکم وجود داره. شما اگر در
آمریکا همچین چیزی مشکلی وجود نداشت که
ترامپ رأ نمیآورد. در این گروهها هم
مثلاً فرض بکنید که میتونن سر مسئله
مثلاً فرض کنید حقوق دگرباشان جنسی با
همدیگه کامنتونتی بسازن. چرا؟ چون خودشون
دگرباشن. ولی فراتر از این و در انتخاباتم
اینجوری رأی میدن دیگه. در انتخاباتم
اصلاً براشون مهم نیست که این دموکراته،
این به اصطلاح جمهوریخواهه. اصلاً براشون
مهم نیست. مهم اینه که کدوم یکی از
نامزدها اگر رأی بیاره به نفع اونها
خواهد بود. یعنی به نفع اون مسئلهای که
اونها دارن. بنابراین جامعه دگرباشان به
هیچ چیزی فکر نمیکنه جز مسئله دگرباشان و
خودشونم دگربشن. جامعه مثلاً بهاییان به
هیچی فکر نمیکنه. جز مسئله بهاییان.
جامعه
نمیدونم همین طور در نظر بگیرید دیگه و
این امر سیاسی رو در همه جای دنیا یعنی
حتی در کشورهای دموکراتیک به مخاطره
انداخت امر سیاسی یعنی اون امری که مربوط
به کل جامعهست و در حقیقت شما با کسانی که
با تون تضاد منافع دارن با اونها یک
زمینه مشترکی میسازید برای اینکه اولاً
فهم مشترکی پیدا بکنید از مسائل و ثانیا
برای حل این تضادها و به اصطلاح
ناسازگاریهایی که در منافع هست یک راه حل
مدنی و
سیاسی در پیش بگیرید به جای راه حلهای
خشونت آمیز
و دیگر ستیز خب این وجود نداره دیگه به
خاطر همین توی جامعه آمریکا
ما به جای در حقیقت سیاست به
جای به اصطلاح جریانهای های سیاسی یا به
جای انسانهای سیاسی اون چیزی که حکومت
داره پوپولیزمه دیگه این پپولیسم با
رسانهها تقویت میشه دیگه الان جامعه
ایران از نظر پپولیسم مثل بقیه کشورهای
دنیا در بدترین درجه خودش وجود قرار داره
یعنی و مشکل اینه که در دورههای قبل وقتی
که پپولیسم رواج پیدا میکرد آدما
انقدر توهم نداشتن ن که ماها امروز داریم
ماها فکر میکنیم که چون که ما دسترسی
داریم به اینترنت چون که ما مثلاً
میتونیم در معرض منابع گوناگون اطلاعات
قرار بگیریم پس ما داریم فکر
میکنیم
ببخشید پس ما فکر میکنیم پس ما در
معرض تأثیر پذیری از پروپاگاندا نیستیم در
حالی که ما نسل ما در همه جای دنیا نه فقط
در
ایران نه حتی در کشورهای دموکراتیک
تأثیرپذیرترین نسل از پروپاگاندا هستیم
آسیب پذیرترین نسل در برابر ایدئولوژیهای
پپولیستی و جریانهای پپولیستی هستیم ما
نسبت به هر نسل دیگه توهممون بسیار بسیار
شدیدتره تکنولوژی
دیجیتال به اصطلاح امکان
ان یعنی آسیب پذیری انسان رو در برابر
توهم به شدت بالا میبره. یعنی ما امروزه
در عصر دیجیتال متوهمترین انسانی هستیم
که در تاریخ وجود داشته. نه فقط در ایران
در همه جای
آقای آقای ایلان ماسک یک بازی داره درست
میکنه که شما در بازی وقتی وارد بازی
میشید دیگه اون بازی میشه برای شما واقعیت
دیگه اصلاً چیزی به نام توهم وجود نداره
توهم یعنی یک واقعیت وجود داره و اون
واقعیت دنیا اون بازیه امکان اینکه انسان
در از واقعیت جدا بشه در عصر ما بینهایته
نسبت به اصلاً قابل مقایسه نیست با قبلش
خب خب اینها همه چیزایی هستن که امر
سیاسی، کار سیاسی، آرمان سیاسی، مبارزه
سیاسی رو به مخاطره میاندازن و به همین
دلیله که تکنولوژیهای دیجیتال
در این سه چار دهه اخیر اینها به رشد
اقتدارگرایی، به رشد دیکتاتوری، به رشد
جریانهای فاشیستی در دنیا حتی درون
دموکراسیها بیشتر کمک کردن تا به
دموکراسیها. یعنی در همین کشور اروپا و
آمریکا همین راست رادیکال و در حقیقت جر
جریانهای فاشیستی اینا محصول تکنولوژی
دیجیتالن آقای ترامپ از توی توییتر بیرون
اومد
بنابراین وضعیت بسیار بسیار پیچیده است و
بسیار مخاطره آمیز هست و مهمترین کاری که
باید بکنیم مهمترین وظیفه که داریم اینه
که بدونیم که چقدر در برابر توهماتی که
ذهن ما میآفرینه چقدر ما آسیبپذیریم و
مهمترین کارمون کشف توهمات و از بین بردن
توهمات هست.
ما در دنیایی از توهمات غرقیم و تنها کاری
که میتونیم از طریق آموزش، از طریق
اندیشیدن انتقادی، از طریق گفتگو، از طریق
گشودگی به روی دیگری، از طریق کنجکاوی و
ماجراجویی فکری و عقلی بکنیم اینه که
هدفمون از دست دادن توهماتمون باشه. اونچه
که ما رو نجات میده به میزانی که ما
توهماتمون رو بشناسیم و از دست بدیم نجات
پیدا میکنه و به میزانی که در این توهمات
بمونیم و اونها رو واقعیت بیانگاریم
طبیعتاً دوری از واقعیت یعنی دوری
از زندگی و دوری
از دوری از انسان بودن
سپاسگزارم آقای خلجی جناب بابک اجازه
میفرمایید من یه سؤال بکنم یا اینکه بله
بفرید بفرید خواهش میکنم آقای خلجی بسیار
ممنون و سپاسگزار قبل از سؤالم آقای خلجی
اگه اجازه بفرمایید من نمیدونم آیا آلرژی
دارین اون چیزی که بهش هی فیور میگن من
سالیان متمادی
داشتم و کسی یک اسپریس سفارش داد در واقع
به من گفت من سفارش دادم توی داروخونه هم
میتونی بگیری به اسم راینو
کورت آر اچ آی ان او سی او تی ولی با
پزشکتون هم مشاوره بکنید فوقالعاده است در
حد معجزه کار میکنه بله کس بله من آره
اما خب چون بیشتر اوقات میبینم که بله
عسه میکنی گفتم شاید بله بله در مورد
سؤال قبلی هم که گفتم آیا فکر میکنید که
این اعتصابات
ممکنه در جاهایی در زمانهای خاصی توسط
حکومتها اصلاً برنامهریزی بشن،
سازماندهی بشن یا اینکه در این مورد خاص
که چند تا
ازرهایی که ممکنه حکومت ایران از این
اعتصابات بگیره اشاره فرمودید؟
یکی دیگه هم شاید این باشه که ببخشید بین
فرمایشتون میام ببینید تا در برخی موارد
که اصلاً خیلی آشکار شد
داستان اعتراضهایی که علمالهدا در مشهد به
راه انداخت یعنی مواردی بوده که اصلا خیلی
آشکار بود مایکاتون وقتی بازه صدای نکاس
داره آقای یعنی آقای خرجی صحبت میکنم
لطفاً بله
بله فرمایش تموم شده خرج حالا یکی یکی
دیگه اینکه با این اعتصابات در حقیقت بخشی
از انرژی جامعه علیه حکومت تخلیه میشه بله
و شاید هم به امد دولت در واقع این
اعتصابات انقدر بزرگ نباشه ولی دولت
بزرگنمایی بکنه به نوعی نشون بده که بقیه
بقیه اصناف یا بخشهای دیگر جامعه که
احتمال داره در آینده اعتصاب بکنن که
ببینید این اعتصابات چقدر بزرگ بود چقدر
قوی عمل کردن ولی ما تونستیم اینها رو خفه
بکنیم بنابراین شما خفه بشید و اعتساب
نکنید یا اگه بکنید شما هم خفه خواهید شد
ممکنه هم اینجوری
باشه غیر از این بله حالا بدتر از اینم
هست یعنی
اینکه ببینید جمهوری اسلامی و خب شخص آقای
خامنهای
مثل بقیه سیستمهای مشابه به اهمیت
رسانه
بسیار باور دارن و آگاهی دارن خیلی بیش از
مخالفانشون مخالفان جمهوری اسلامی نه درک
درستی از رسانه دارن و نه به اهمیت رسانه
خیلی آگاهی دارن به همین دلیلم هست که نه
رسانه دارن ما نه رسانه مخالفان داریم
رسانهها همه رسانههای هستن رسانههای
بزرگ همه به اصطلاح رسانههای خارجی هستن
سرمایه گذاری خارجی هستن و نه بلدن بلدن
از رسانه استفاده کنن حالا یکی از چیزای
مهم همین به
اصطلاح رسانههای خارج از کشور رسانههای
شرطین یعنی کاملاً شرطی مثل سگ پاولف که
به اصطلاح وقتی هم که چیزی نشونش نمیداد
بزاق دهنش ترشح میکرد
یه چیزایی هست که شما خیلی راحته که
میدونی یعنی من مثلاً به عنوان یه شهروند
میدونم که اگر این اتفاق بیفته ایران
اینترنشنال یا بیبیسی یا مثلاً فلان
رسانه چه خواهد کرد مثلاً اعدام فلان کس
ها یعنی شما بیاید در یک موقعیت خاص
میتونید با اعدام یک نفر یک مسئلهای رو
کاملاً نه اینکه خودتون چیزی بگینا
میگذارین چون میدونید که رسانههای
مخالف الان چیکار میکنن یعنی اونو میکنن
مسئله اصلی در حقیقت از طریق رسانههای
مخالف شما افکار عمومی رو چیز میکنید
مدیریت میکنه. ببینید مهمترین کار در
پروپاگان این نیست که شما چیزی رو باور
کنید. یعنی غرض پروپاگاندا این نیست که
شما همتون مثل بسیجیای ذوبه در ولایت
بشین. هدف پروپاگاندا دایورت کردن اتنشن
هست. یعنی توجه رو حواس حواسو پرت کرد.
یعنی دیدید که مثلاً بچه گریه میکنه داره
گریه میکنه یه چیزی میخواد و مادرش هی
میگه که نه نه یه لحظه میگه که مثلاً
کلاغه رو ببین. وقتی توجهش میره به اون
طرف گرهش بند میاد یادش میره اون مسئله
مهمترین کارکرد پروپاگاندا پرت کردن
حواسه اینکه
شما مسئلهتون رو فراموش کنید و بعد اولویت
مسائلو اصلاً نتونید تشخیص بدید کاری که
رسانههای خارج از کشور میکنن دقیقاً
همینه یعنی کمک میکنن به جمهوری اسلامی
برای مدیریت افکار
عمومی یعنی شما ببینید الان وقتی که شما
مثلاً توی رسانه میبینی که مرتب داره
میگه آب نداریم برق نداریم و طرف تو ایران
خب اینا رو نداره ولی داره زندگیشم میکنه
نسبت به خبرهای اینچنینی بیتفاوت میشه
این چیزی بود که اریک فروم توی اریش فروم
توی کتاب گریز از آزادی میگه میگه که زمان
نازیها چیز تلویزیون این شکلی بود که
مثلاً طرف داشت خبر میخوند و میگفت مثلاً
درزدنت درزدیدن که به اصطلاح متفقین
آمریکایا چیز بمبار کردن مثلا درزدیدن شهر
مهمی بود میگفت که مثلاً داشت اخبار
بمباران درزدنو میگفت آلمانی داشت نگاه
میکرد بعد میگفت همون مجریه میومد و وسط
خبر میومد مثلاً سه دقیقه تبلیغ صابون
میکرد ها یا شما در این تلویزیونم میبینید
دیگه طرف مجری مثلاً برنامه رقص و آوازه
بعد میشه مثلاً مجری برنامه سیاسی یا
نمونم این شگردها شما رو نسبت به خبر
بیتفاوت میکنه نسبت به مسائلتون
بیتفاوت میکنه این بهترین یعنی اگر
جمهوری اسلامی موفق شده باشه این کارو
بکنه در پروپاگانداش
موفقه قرار نیست که ما همه تحت تأثیر
پروپاگاندای جمهوری اسلامی به حقانیت
جمهوری اسلامی پی ببریم مهم اینه که از
خودمون غافل بشیم از مسئله خودمون غافل
بشیم به جای اینکه به اصطلاح با چشم باز و
با ذهن هوشیار به واقعیت نگاه بکنیم به با
چشم بسته و ذهن نیمه خواب به چیزهایی
مشغول بشیم که
هیچ اون حداقل اون اولویت و اون اهمیتو
ندارن در
مسئله تبلیغات در مورد همین اعتصابهم همین
طوره کار اصلی رو رسانههای خارج از کشور
میکنن ال رسانههای خارج از کشور کاملاً
در خدمت جمهوری اسلامیان بدون اینکه بدونن
و آگاهم نیستن دیگه چون اصلاً تابوئه شما
نمیتونید اصلاً همچین چیزی رو مطرح بکنید
نمیتونید اصلاً با کی میخواید صحبت
بکنید با کی میخواید نقد بکنید؟ یعنی
الان مهمترین دیکتاتور رسانههای خارج از
کشور هستن که قابل قابلیت نقد ندارن. یعنی
هیچکس مسئول نداره که آقا تو این خبرو
چرا دروغ منتشر کردی؟ چرا تو اینجوری خبر
منتشر میکنی؟ چرا تو انقدر فیک نیوز
منتشر میکنی؟ ما مسئولی نداریم در
رسانههای خارج از کشور و این خب فاجعهست
و این درست همون چیزی که جمهوری اسلامی
میخواد و بنابراین در این به اصطلاح
بلوشویی که هر کس حالا میتونه در
رسانههای
اجتماعی برنامههای خودشو داشته باشه و
حرفهای خودشو بزنه رسانههای بزرگ ما
کاملاً سیستم غیرمسئولانه و غیر دموکراتیک
اداره میشن نه مسئولش مشخصه نه بودجهش
مشخصه نه سیاستش مشخصه نه پاسخگوئه نه در
مورد کارایی که میکنه جواب میده نه توجیه
داره نه یه آدمی میذارن اونجا همینطوری
روضه میخونه و مداحی میکنه و علیه
جمهوری اسلامی و فکر میکنن که اینا به
جمهوری اسلامی ضربه میزنن در حالی که
کاملاً در خدمت جمهوری اسلامین. خواجه
پندارد که طاعت میکند بیخبر از معصیت
جان میکرد. بله.
بسیار عالی. من سپاسگزارم از شما همچنین
جناب
بابک اگه اجازه فرمودید سؤالاتی داریم
مایل هستم من نظرات دوستان استفاده کنیم
قربون بله خیلی ممنون از شما هستیم در
خدمتتون
تا در ادامه برنامه ببینیم به چه ترتیب
میشه جناب آقای خرجی بحث خب
این نکاتی که اشاره کردید از
جمله بحثی که در بستر جامعه در واقع به
نظر میرسه اون انسجام
و یعنی اون انسجام ملی شکل نگرفته و بحثها
به صورت سیاسی با پشتوانه
فکری
منسجمی دنبال نمیشه بنابراین به همین
ترتیب صنفی جلو میره
و غیر منسجمه و اون چکافهای اجتماعی هم
که
همواره بوده پیش از جمهوری اسلامی و
همچنین پس از اون
حالا یک بحثی رو به وجود آورده خب به هر
حال داره الان چهل و ۵ ۶ سال میگذاره
دیگه و
انگار سیستم
سرکوب
شناخته سر سرکوبگران سرکوب شونده هم
شناخته شناخت
خوبی هم روش پیدا کرده و
همچنین این دیالکتیک داره تکرار میشه و
اون شناخت باعث شده که راحتتر هم بتونه
فریب بده و راحتتر هم بتونه از ابزارهای
خودش استفاده کنه در این سو بنا به همون
انسجامی که وجود نداره و اون مسئلهای که
مسئله
نیست بنابراین این دستگاه سرکوب هیچوقت
وقت فرسوده نمیشه و همواره خودشو آپدیت
میکنه و یه راهی پیدا میکنه
برای
اینکه اصلاً یک ابتذالی به یک ابتذالی
تبدیل شده و همچنان داره کار میکنه
اینو شما میبینید دیگه درسته ببینید اصلا
دیگه سرکوب وقتی که سرکوب یعنی چی وقتی
که کارگردان میگه که مثلاً آقای رضا
عطاران میگه من فیلمی که میسازم میدونم
که چه به
اصطلاح خط قرمزایی هست و من خودم رعایت
میکنم این سرکوب نیست که کدوم سرکوب
سرکوب زمانی که به شما تحمیل کنن وقتی که
شما تحمیل نمیشه برای خودت اون خط قرمزا
رو رعایت میکنی دیگه سرکوب نیست بنا
جمهوری اسلامی با سرکوب نمونده ما یک کسی
رو داریم به نام آقای جعفر پناهی
۱۵ سال از ساختن فیلم ممنوع بوده یه نفر
یک بار جشاره فج تعطیل نشده یعنی یک بار
سینما تعطیل نشده یعنی ما حتی به
اصطلاح منافع صنفی هم نداریم یعنی کدوم
صنف در همین در همین
صنف کامیوندا هم گفتم همه کامیوندارا به
یک اندازه از حقوق خودشون محروم نیست
نیستن اینا یه عدهای هستن اگر شما برای
بابک زنجانی کار بکنید داستانش فرق میکنه
اگر شما کامیون داشته باشی کجا باشی
چیککار بکنی برا کدوم شرکت کار بکنی
داستاناً فرق میکنه یعنی ما حتی ان
همبستگی صنفی هم نداریم چه برسه به
همبستگی اجتماعی ما در این
مملکت یک شبلهای روزنامهها تعطیل شده یک
دونه روزنامه در اعتراض به این تعطیلی فله
روزنامهها تعطیل نشد هرگز در من ۲۵ ۲۵ ۶
سال پیش که من یه بار لبنان
بودم فکر میکنم که اگه اشتباه نکنم یک
ناشری
خاطرات چیزرو چاپ کرده
بود یادم نیست یکی از نخستیرای آمریکا چیز
اسرائیل یا یا ایهود باراک و یا یکی
از به اصطلاح رهبران اسرائیل رو خاطراتشو
یا زندگیناشو به عربی ترجمه کرده بود و
منتشر کرده بود دادگاه اون کتابو توقیف
کرد کتابو توقیف کردا نه اینکه ناشهرو
توقیف کنهها کتابو توقیف کرد تمام
روزنامههای لبنان فرداش منتشر نشدن هیچ
کدوم منتشر نشد هیچ
کدوم یعنی اینو میگن اتحاد صنفی اینو میگن
همبستگی صنفی اینکه حالا ما یه شور حسینی
گرفته و بعد ۴۵ سال بعد از ۴۵ سال حالا یه
اعتصاب این شکلی کردیم
خیلی شقال نیست حالا معلوم نیست که تش چیه
سرش چیه به کجا میانجامه یا چ چه دستای
پشت پرده چیه اینا خیلی انقدر
غیرشفافه خاطر که وجود نداشته همچین چیزی
ما یه سن ما در صنف همه اصنافو دولت
مصادره کرده کدوم صنفی هست که اتحادیه
صنفی هست که دست دولت نباشه خب در در چنین
شرایط ما خیلی ابهامات داریم بنابراین
ما به اصطلاح غیرت صنفی نداریم ما
هیچ حس صن صنفی نداریم اگه حس صن صنفی
داشتیم یه دونه کتاب نویسنده وقتی توقیف
میشد باید نویسندهها فردا قلمو میذاشتن
زمین در کشوری دیگه این اتفاق افتاده دیگه
در کشورای دیگه در همین آمریکا میدونید
که ما بیش
از ۲۵۰۰ تا روزنامه نگار کشته شدن تا
اینکه مسئله آزادی بیان اینجا به اصطلاح
قانونی بشه یعنی آدمها برای این مسائل
هزینه دادن در این کشور همینطوری که از
هوا نیومده که ما هزینهای نمیدیم که نه
ما یک یک نویسندهای مثل رسولف آواره میشه
خب اشکال نداره ما سال دیگه جاره فجر میرن
چنان با ذوق و شوق این جایزهها رو
میگیرن انگار که اینا دارن جایزه اسکارو
دارن بهشون میدن یعنی جایزه که دولت د
درست کرده با یک سینمای دولتی با یک
سینمای تحت سانسور سانسورم درونی کرده
الان دیگه ناشرا کتابو نمیدن به وزارت
ارشاد برای به
اصطلاح ممیزی خودشون ممیزی میکنن کتابی
که نمیشه ممیز کردو چاپ نمیکنن یعنی کتاب
رو خود ناشر شده
ممیزید خود کارگردان شده ممیزید تهیه
کننده شده ممیزید خب این این دیگه
سرکوب نیست که اینه که شما این بندگی
اختیاریه این بردگی اختیاریه وقتی که یک
جامعهای به بردگی اختیاری تن میده دیگه
اصلاً میدونید که ایرانیا اصلاً ویژگیشون
این بوده
که انتخاب میکردن به اصطلاح بندگی پادشاه
رو پیروی از پادشاه و بندگی پادشاه رو
انتخاب میکردن حالا ویژگیشون این بوده ما
داریم بندگی اختیاری شوخی نداره که همینه
در در حوزههای علمیه ما هم همین طوره
وقتی که اون آقای سید کمال حیدری رو خونه
نشونش میکنن هیچکدوم از مراجع ککشون
نمیگذاق منتظری رو خونشو میکنم هیچکس
دیگه ککش نمیگزه بنابراین در چنین شرایطی
اصلاً نیازی به سرکوب وجود نداره انقدر
راحته اداره همچین جامعهای برای
دیکتاتوری مشکل خاصی وجود نداره اگر یک زن
در تهران اگر خانم محسا امینی در تهران
کشته شده بود و بعد در تمام ایران مردها
از خیابون بیرون نمیومدن اون موقع میشد
بگید که شما انسجام اجتماعی دارید الان که
۲ نفرو میکشن با ۱۰۰۰ نفر فرار میکنن خب
نمیشه دیگه هزینه کار سیاسی بالا میره از
اون طرف هزینه حکومت توتالیتر پایین میاد
یعنی بدون توسلی به خشونت و سرکوب میتونه
جامعه رو اداره بکنه
جناب آبک من میتونم یه سؤال بپرسم در
ارتباط اجازه بدید دوستان دیگه هم بشنویم
اگر یه نکتهای هم که راجع به آره یه
نکتهای هم که گفتم راجع به رسانهها یکی
از دلایل مهمی که این رسانهها پاسخگو
نیستن به خاطر اینکه ملی نیستن منی که در
به وجود آمدن مثلاً ایران اینترنشنال به
عنوان ایرانی هیچ نقشی ندارم خب چه جای به
اصطلاح توضیح خواستنه اینا پروژه مثل
بیبی سی یا صدای آمریکا نمیدونم رادیو
فردا اینا اینا همه پروژههای خارجیاست
اینا پیش صاحبان خودشون باید پاسخگو باشن
که هستن
یعنی اهداف اونها رو دنبال میکنن و پیش
اونا پاسخگو هستن. این فاجعهست که ما از
رسانههایی که اساساً پروژه خارجیه
استفاده داریم استفاده میکنیم قرم بهشون
میزنیم و بعدشم ۵۰ ساله که نفهمیدیم که
بابا مهمترین چیز در هر حرکت اجتماعی
داشتن رسانهست و ما فکر میکنیم چرا ایران
اینترنشنال فلان نمیکنه؟ چرا بیبی سی
فلان نمیکنه؟
یک تا زمانی که ببینید معیار داشتن
اپوزیسیون اینه اپوزیسیون حقیقی اونه که
یک رسانه ملی داشته باشه یعنی رسانهای که
خودش نه اینکه همه ملت پول بهش بدن نه
رسانهای که بودجهش مشخص باشه و بودجهش
ایرانی باشه اون رس اپوزیسیون یک روز
همچین رسانهای داشت که تا الان ۴۵ ساله
۵۰ ساله نداریم اونوقت میشه میگفت ما
چیزی به نام اپوزیسیون داریم تا زمانی که
اپوزیسیون صداش از رسانههای عربستان
سعودی و انگلیس و آمریکا و نمیدونم اینور
و اونور در میاد که اپوزیسیون نیست اون
ملعبه دست همون به اصطلاح پروژههای
رسانهای بینالمللی
آقای علیگما بفرمایید
سلام بر استاد خرجی نازنین و همه دوستانی
که در روم هستن و شنوندگان من خسته نباشید
میگم به شما استاد نازنین من سؤالم
اینگونه هستش الان که جمهوری اسلامی پای
میز مذاکره هست و فشارهای بینالمللی و
تحریمها در آستانه انفجار هست. یعنی غرب
تا تباش رو روی گاز فشار داده و از همه
لحاظ دارن به جمهوری اسلامی فشار میارن و
جمهوری اسلامی هم در تنگنای اقتصادی شدید
هست. استاد آیا اگر مثلاً این اعتراضات
صنفی همه گیر بشه یعنی بخشهای دیگه رو هم
درگیر کنه اصناف دیگه رو هم درگیر کنه آیا
جمهور این باعث این فشار باعث میشه یعنی
فشار داخلی و خارجی باعث به باعث تغییر
رفتار نظام در خواستههاش میشه یا از
خواستههای خودش که همون خواستههای اتمی
هستن و مذاکرات بینالمللی کوتاه میاد یا
این اعتراضات داخلی اصناف هیچ تأثیری در
رفتار جمهوری اسلامی نخواهد داشت؟ شما
چطور میبینید این مسئله رو؟ سؤال من در
مورد این اعتصابات اصناف و اینا چگونه
است؟
در ابتدای صحبت من عرض کردم که هیچ دلیلی
نداره که این اعتصابات صنفی به اصناف دیگه
هم کشیده بشه بهخاطر این صنفیه یعنی مثلاً
نونواها هستن که مثلاً فرض کنید مشکل آرد
دارن چه دلیلی داره که کفاشم اعتراض کنن
وقتی مشکل ندارن یعنی اعتراض صنفی اسمش
روشه اعتراض صنفیه اون چیزی که فراگیر
میشه اعتراض سیاسیه که اصناف هم میتونن
درش شرکت کنن من اول این برنامه توضیح
دادم بنابراین تصور اینکه اعتراض صنفی
صنفهای دیگه رو درگیر بکنه یعنی اعتراض
سیاسی بشه نه
صنفی و بعدشم در مورد مسئله هستهای هم من
فکر میکنم که فشار فقط رو ایران نیست
فشار روی ترامپ هم هست فشار روی اسرائیلم
هست و جمهوری اسلامی هم اینو میدونه و در
نهایت میریم به سمت یک توافق
یک توافق ولو حداقلی ولو موقت و غیر از
اینم هیچ راهی نه برای ایران وجود داره نه
برای آمریکا نه برای اسرائیل
بله آقای جیسون بفرمایید
سلام متشکرم البته اون موقع که اومدم بالا
یه خورده بحث راجع
به
تأثیر رسانههای دیجیتال بود روی این
وضعیت اگر خارج از موضوع به من بگین من ق
میکنم
ولی دوست داشتم که چون شما خرجی خیلی
حرفایی میزنه که به من کمک میکنه که جای
دیگه بتونم بحثهایی که میکنم با دیگرانو
پیش
بورم مصاقا و اطلاعات در اختیار من قرار
میدید و من چند تا به ذهنم رسید که این چی
میگم این لطف شما رو برگردونم چون چند تا
اتفاقی اینجا افتاده که آدمایی که خیلی
دقت دارن میکنن به تأثیلاتی که
این ایآی زندگیم میذارن چند تا زنگ اینکه
خطر رو به صدا
درآوردم که سه تاش الان برای من خیلی
پررنگه یکیش اینه
که شما راجع به این توهمی که وجود داره
گفتید الان آدمایی هستن
که بر اثر گفتگو با ایآی با هوش مصنوعی به
یه نوع جنون خاصی دارن میرسن و یک مدلی
هستش که آدمای خیلی معمولی هستن با زندگی
خیلی چیزی که ما میتونیم بهش بگیم معمولی
سر کار میرن خانواده دارن و یک دفعه متوجه
میشیم که مثلا اینا دارن یکی دو سال دارن
با ای گفتگو میکنن و دچار یه جوری شدن که
یه
حالت مدل مثلا موعود بهشون دست میده احساس
میک میکنن که الان دنیا یک توطعه رو داره
داره در دنیا پیش میره و اونها مطلع هستن
از این توطعه و به همراه با ایآی به یه
جایی میرسن
که مثلاً خانوادهشونو از هم میپاشه و
کسایی که این زنگ صدا رو دارن در می صدا
درمیارن روانشناسا و مشاوران خانواده و
اینا هستن که آدمایی که کل زندگیشون
معمولی بودن یه دفعه مثلاً میزنن به
ایدهای عجیب غریب مثلاً آدم فضایی و از
این حرفا بعد این روانشناساها دارن میگن
که این پدیده داره گسترش پیدا میکنه برث
گفتگو با ایآی یه کانفرمیشن بایاس خیلی
قوی هستش که اون توهمات افرادو تایید
میکنه و به یه جای خطرناکی
میبره ی سه مورد هستش سعی میم سریع بگم
مورد دومش افرادی هستش که با
کودکان در سن خیلی پایین سرکار دارن
یعنی خب بدونید تو جامعه ما آدما سر کار
تو زندگی شلوغ دارن بچههاشو میدن دست
آدمای دیگه که ازش مراقبت بکنن و اونایی
که بچههای کوچیک مثلا زیر پ سال رو دارن
باهاشون سر کار دارن دارن میگن طبق همین
روندی که ما یکی داریم تمام کارها رو
میسپریم به ایآی به خاطر اینکه خب هزینه
کمتری داره و چون هزینه کمتری داره دیگه
سؤال نمیپرسیم که آیا این چیز خوبیه سریع
میدیمش به ایآی مثل اینکه مثلاً تو
فروشگاه فروشنده باشه یا کارای مثلاً
کاستمر سرویس رو بهشون میدیم اینا دارن
میگن که دارن کارای اینا روم دارن میگیرن
یعنی افرادی که از بچههای کوچیک مراقبت
میکننو کمکم دارن میرن دست ایآی نه فقط
مثلا یه دونه تبلت دست بچه خود تربیت بچه
رو و با ورود رباتیک و اینا دارن میگن که
این خیلی خطرناکه توی اون سالهای
پیدایش
ذهن کودک با یک سری ربات در تماس باشه و
با انسانها در تماس نباشه
طبعات
وحشتناکی خواهد داشت
برای بشر خواستم اینا رو بگم که شما به من
خیلی کمک میکنید مواردی رو تاریخی اینا
مطرح میکنید شما وقتی از این طبق صحبت
میکنید یه سری مصداقهاش الان ما داریم
امروزه باش سر کله میزنیم و همین متشکرم.
بله ممنونم. اگر ژاپن رفته باشید من در
ژاپن دیدم این نسلی که داریم ازش صحبت
میکنیم اصلاً وحشتناکه. یعنی زندگی
کاملاً غیرانسانی و در یک دنیای کاملاً
توهمی. ببینید تا زمانی که شما میتونید
بین واقعیت و به اصطلاح غیر واقعیت فرق
بگذارید شما در حقیقت انسان هستید ولی
یعنی میتونید تخیل کنید میتونید
واقعیتتونو عوض کنید میتونید بین خوب و بد
فرق بگذارید میتونید بین خطا و درست فرق
بگذارید ولی وقتی که شما ارتباطتون با
واقعیت قطع شد و و دنیای به اصطلاح حالا
ویژوال یا دنیای دیجیتال رو شما یا دنیای
ویرچوال رو شما به جای واقعیت گرفتین
اونوقت شما دیگه انسان نیستید یعنی چی؟
یعنی شما میشید مثل دیجیت شما هم یک دیجیت
هستین شما هم یک به
اصطلاح پیچ و مهرهای هستین تو این سیستم
فاقد ارادهاین فاقد فهم هستین قادر به
تشخیص خیر و شر نیستین و شما میتونید در
یک پروسهای مشارکت بکنید که بدونید که
بدونید و خودتون رو دیگران نابود کنید
یعنی تبدیل بشید به یک به اصطلاح الان
اصطلاحاً میگن که پوستیومن
ایج یعنی عصر پسا انسان در حقیقت اگر بریم
به عصر پسا انسان یعنی عصری که انسان
تبدیل میشه به همین فرمولها هم تبدیل
میشه به همین و وحشتناکه شما در خیابون تو
ترکیه مثلاً میبینید این بچهها رو شکل
لباس پوشیدنش شکل نگاه کردنش اصلاً فیزیک
بدنشون تغییر پیدا میکنه دیدید که
بچههایی که خیلی بازی میکنن بعد از
اینکه این بازی تموم میشه حتی شکل نگاه
اون شکل تکون دادن صورتشون کاملاً
تابع اون منطق اون بازی هست و بعد اینکه
از دنیای واقعی گسسته میشن وخا وقتی که
شما میارید واقعیت تو واقعیت نیستن یعنی
مهمترین اتفاقی که میفته اینه که مدام
میخواد برگرده به اون دنیا میدونید مثلاً
بازی میکنه بعد شما میاریدش سر میز میگید
که خب غذا بخوریم حرف بزنیم تمام ذهنش
هنوز توی اون بازیه و لحظه شماره میکنه
که دوباره برگردی تو اون یعنی این جهان
مادی ملموس و دیگرانو نمیبینه اصلاً
احساس نمیکنه ممکنه با شما حرف بزنه ولی
در حقیقت با شما حرف نمیزنه و این
فاجعهست این این فاجعهست این دنیاییست که
ما پیش روی ماست و اتفاق افتاده نه اینکه
اتفاق میفته منتها ما باید ببینیمش و در
این شرایط خب از همون طور که شما گفتید از
مسئله تعلیم و تربیت گرفته تا مسائل دیگه
اجتماعی و سیاسی پیامدهای بسیار بسیار
خطیری داره که متأسفانه ما راجع بهش اصلاً
حرف نمیزنیم در به اصطلاح فضای زبان
فارسی ما مثل به اصطلاح آدمای ساده لوح
آفتاب مهتاب ندیده همچین مذور تکنولوژی
هستیم و فکر میکنیم مثلاً مثل آدمای ساده
لوحی که مثلاً به معجزات ایما میآوردن ما
هم مثلاً معجزه هوش مصنوعی معجزه نمیدونم
تکنولوژی دیجیتال عقل ما رو زائل کرده
نمیتونیم به اون
جنبههای مخاطره آمیزش فکر بکنیم و
استفاده
هوشمندانه استفاده آگاهانه و
استفاده به اصطلاح جهت دار بکنیم ازش در
حقیقت او از ما استفاده میکنه به جایی که
ما از او استفاده بکنیم او بر ما چیره است
به جایی که ما برا چیره باشیم خب اجازه
بدین که من از خدمت شما مرخص بشم به خاطر
اینکه یک جلسهای دارم من قول داده بودم
که جلسه اسلام به زبانی دیگر رو دوشنبه و
سهشنبه و چهارشنبه برگزار کنم ولی حالا
امروز که نشد ولی فردا و پسفردا
و به اصطلاح پنجشنبه برگزار خواهم کرد
یعنی سه جلسه رو برگزار خواهیم کرد این از
فردا این یه یک نکته یک نکته دیگه هم
دوستانی که مایل هستن به شرکت در دوره
ادبیات غرب من یه دوره جدیدی یعنی فصل دوم
ادبیات غرب رو در حدود دو هفته هفته دیگه
برگزار میکنم از دو هفته دیگه و در این
دوره ما به ۳۰ نویسنده متفاوت خواهیم
پرداخت از به اصطلاح گزنفون گرفته تا
نویسندگان قرن بیستم
بنابراین من اطلاعات بیشتر رو در صفحات
اجتماعیم گذاشتم ولی اگر دوستان به جزئیات
بیشتر علاقهمند هستن میتونن برای من
ایمیل بفرستن به نشانه
مهدیخلجی@gmail.com و من میتونم براشون
اطلاعات بیشتری رو بفرستم و در این جلسات
ثبتنام کنم سپاسگزارم از شما متشکرم از
شما و باز ما راجع به این موضوع حتما صحبت
خواهیم کرد در آینده و مشتاق خواهم بود
که شما از دیدگاههای دوستان بیشتر آگاه
بشم از بابک عزیز و از یکایک شما
سپاسگزارم وقتتون خوش