جنابتون خیلی ضعیفه یه مقدار بهتر بدم یه
مقداری بهتر شد من سؤالم این هستش که
اصلاً میشه سخنران خامنهای با مدتی که تو
این چند سال دوست عزیز صدای شما ضعیفه و
من نمیشنوم
الان بهتر شد صدام بله بفرمایید میگم میشه
صحبتهای آقای خامنه تحلیل کرد با توجه به
این اشتباهاتی که تو این چند سال که نید
صحبتهایی کردن حتی به ۶ ماه پیشه
صحبتهایی که تو این ۶ ماه گذشته کردن
و صدای یا حتی قبل از مذاکرات که این
مذاکرات هستم غیر منطقی میدونستن و بعد
منطقی شد چرا من شده مجبور مذاک قابل
تحلیل هست یا فقط عملکردش قابل تحلیل هست
سپاس ممنونم از شما بله قابل تحلیل که همه
چیز قابل تحلیله
یعنی
حتی کارهای نامقول مقبولی
که حالا فرد یا یه فرد انجام میده یا یه
جامعه انجام میده یا دولت یا یک سیاستمدار
همه قابلت نامعقول بودن کاری به معنای این
نیست که شما نمیتونید توضیحش
بدید اگه اینطور بود شما نمیتونستید
ناهنجاریهای روانی رو مثلاً توضیح جنون
رو توضیح بدید اینا حالا من در این باره
صحبت خواهم کرد سپاسگزارم از دوستان عزیز
سلام عرض میکنم
خدمت همه دوستان در کلاب هاس و در یوتیوب
و امیدوارم که حال روز ما
ایرانیها خوب باشه و بهتر بشه به قول من
با یه جایی کار میکردیم من با برادر
ابراهیم گلستان شارخ گلستان که اگر زنده
است امیدوارم عمرش دراز باشه کار میکردیم
از صبح به صبح که میومدیم من به چهارق
گلستان میگفتم که حال شما چطوره میگفت که
حالم خوبه ولی شایستگی بهتر بودنم دارم
امیدوارم که ما ما ایرانیا واقعاً شایستگی
بهتر بودنم داریم و امیدوارم که حالمون
بهتر باشه و انقدر تنمون هر روز نلرزه
واقعاً من خودم امروز صحبتهای آقای
خامنهای رو شنیدم چون من سعی میکنم
بیشتر بشنوم
ویدیو رو ببینم یعنی در حقیقت
این زبان بدن و حالتهای آقای خامنهای و
صدای آقای خامنهای رو بشنوم گرچه خب روز
به روز سختتر میشه تحملش ولی صحبتاشو
امروز گوش کردم م
خیلی تن آدم میلرزه دیگه که خب این
صحبتها چه آخر عاقبتی خواهد
داشت. صحبتها تازه نیست ولی در این مقطع
تکرارش معنی داره. یعنی همون طور که دیروز
خدمت شما عرض کردم آقای
خامنهای روز معلم صحبت نکرده. ۲ هفته بعد
از روز معلم معلما رو جمع کردن بردن اونجا
و ایشون صحبت
میکنه و خب طبیعتاً قصد اصلی این بوده که
واکنش نشون میده به حرفای ترامپ حالا در
وحله اول بگم که مسئولین جمهوری اسلامی
همه یعنی همه اونا که واکنش نشون دادن
واکنشها واقعاً خیلی
واکنشهای ناپخته
و به
اصطلاح چی نمیون میدونم چهجوری توصیف کنم
ناپخته یا
نا
خیلی ساده لوحانه است یعنی خب به هر حال
مردم دارن این وضعیت بیبرقی و بیآبی و
وضعیت گرونانی و
وضعیت به اصطلاح جنگل ها که داره تبدیل
میشه به کویر و اینا رو دارن خودشون با
چشم و گوش و حواسشون دارن حس میکنن با
تمام جنشون دارن حس میکنن و اینچه آنچه
که ترامپ گفت البته که تحقیر آمیز بود ولی
به یک وضعیتی ارجاع میده که یه واقعیتیه
یعنی آقای پزشکی وقتی میگه
که ما ۵۰ سال پیش کولر و پنکه نداشتیم
حالا هم میتونیم نداشته باشیم خب این
نشانه بیلیقتی مسئولان جمهوری اسلامی هست
یا بسیاری از مشکلات دیگه که جمهوری
اسلامی تاکنون نتونسته یک مشکلی رویه
بحرانو حل بکنه مگر
اینکه راه حلش بحرانزایی بیشتر و بحران
افزایی بیشتر
باشه خب واکنشها خیلی بد بوده تا الان
یعنی جوابایی که دادن به ترامپ و فکر
میکردن که توجه داشته باشین که ما الان در
یعنی جمهوری اسلامی الان در حال مذاکره با
آمریکاست این وضعیت فرق میکنه با زمانی
که شما در حال مذاکره نیستید و اساساً در
سیاست رتوریک خودش یه کنشه یعنی زبان
سیاسی سخن سیاسی عمله عمل سیاسیه بین سخن
سیاسی و عمل سیاسی هیچ هیچی مطلقا فرقی
نیست بنابراین نوع حرف زدن شما محتوای حرف
زدن شما زمانی که حرف میزنید یک کنش
سیاسیه حالا چه شهروند باشه
چه حاکمان و مدیران و مسئولان
باشن بنابراین شما الان داری آقای
خامنهای با این صحبتهاش و مسئولین جمهوری
یا سیان با این صحبتاشون دارن یه کنش
سیاسی انجام میدن و این حرفا به دلیل
اینکه پیامتهای عملی داره و فقط باده هوا
نیست حرف باده به هیچ وجه حرف باده هوا
نیست بنابراین شایسته تحلیل هست و هر بار
که رخ میده فارغ از اینکه اون شخصی که
گفته این حرفا رو چه نیتی داره نیتش گول
زدنه نیتش بازیه نیتش
نمیدونم فریب دادنه نیتش مهم نیست مهم
اینه که ما تحلیلگر ر به نیتها
نمیپردازه تحلیلگر به نتایج عملی و قابل
سنجش حرفها
میپردازه من اونچه که آقای خامنه رو گفته
در این باره رو میخونم برای شما برای
اینکه فکر میکنم که البته همتون میدونید
و خوندید ولی خب برای اینکه بدونیم با چه
چیزی داریم ارجاع
میدیم میگه که آیتالله خامنه من دارم از
نوع وب سایت آقای خامنهای میخونم با
اشاره به اظهارات اخیر رئیسجمهور آمریکا
ادعای او در خصوص برقراری صلح از طریق
قدرت را دروغ خوانداند و با اشاره به تلاش
دولت آمریکا برای تحمیل الگویی به کشورهای
عربی که لازمه آن وابستگی مستمر به
آمریکاست افزودن مطمئناً این الگو شکست
خورده است و به همت ملتهای منطقه هم
آمریکا از این منطقه خواهد رفت و هم قده
سرطانی رژیم صهیونی که مایع فساد و جنگ و
اختلافهاست ریش شکن خواهد شد. ایشان
تأکید کردن جمهوری اسلامی به قدرت خود
اضافه خواهد کرد و به کوری چشم دشمنان به
پیشرفتهای چندین برابری دست خواهد داد.
حالا یه نکته مهم اینه که ایشون تصورش
از استقلال این هست که شما در همه مسائل
خودکفا باشید. این تصوری که ابتدای انقلاب
وجود داشت و خیلی ساده لوحانه بود و ایشون
در نظر نمیگیرن که هیچ کشور توسعه یافته
پیشرفتهای از ژاپن گرفته تا ایالات متحده
آمریکا نیست که بدون سرمایهگذاری خارجی
در سطح بالا بتونه اقتصادش رو اداره بکنه.
همین آمریکا من الان درصد نمیتونم بگم
چون یادم نیست ولی یک درصد بالایی از
سرمایهگذاری در آمریکا از چین هست و
اقتصاد آمریکا به اقتصاد چین حالا توجه
کنیم که اینا د تا کشوری هستن که از نظر
ایدئولوژیک در تقابل یعنی در تضاد قرار
دارن هیچ الان در دنیا د تا کشوری که
بخوایم ب در تضادن بیشتر از چین و آمریکا
نمیشه بهتر از چین و آمریکا نمیتونید
مثال و نمونه بیارید ولی این دو کشور
اقتصادشون با هم وابستهست یعنی اقتصاد چین
به اقتصاد آمریکا وابسته است ام اقتصاد
آمریکا به اقتصاد چینی ما بسته است یه
روزی اگر به اصطلاح تصمیم گرفته بشه که
چین درهای اقتصادشو به روی آمریکا ببنده
آمریکا اقتصادش سقوط خواهد کرد و برعکس
بنابراین تصور که ایشون داره که چون
عربها الان دارن سرمایه گذاران آمریکایی
میارن خارجی میارن احتصشون وابسته میشه با
آمریکا تمام اقتصادها به این معنا وابسته
هستن. یعنی از کشورهای اروپایی گرفته
تا آسیای به اصطلاح شرق آسیا یا همه این
اقتصادها وابستن به این معنا. اصلاً
خودکفایی و استقلال به اون معنا هیچ
معنایی نمیده و حالا خود ایرانم همین
طوره. یعنی خود ایران هم یکی از دلایلی که
اینا دنبال رفع تحریمها هستن جلب
سرمایهگذاری خارجیست. من ندیدم
رئیسجمهور از آقای رفسنجانی بگیرید تا
آقای خاتمی، آقای احمدنژاد، آقای روحانی،
آقای رئیسی و آقای پزشکی من ندیدم رئیس
جمهوری بگه که ما نیازی به سرمایهگذاری
خارجی
نداریم یا اینکه مایل نباشه خودش در
کشورهای دیگه سرمایه گذاری کنه. همینطور
که ایران در برخی از کشور مخصوصاً
آفریقایی سرمایه گذاری میکنه. بنابراین من
نمیدونم این این حرفها چقدر تکرار یک
نوع نگاهی به اقتصاد هست که در خود جمهوری
اسلامی دیگه طرفداری نداره. یعنی شما پیدا
نمیکنید یه وزیر اقتصاد یا مدیران
اقتصادی و مدیران سیاسی که چنین باوری
داشته باشن که چنین الگویی مثلاً الگویی
شکست خورده از اتهام به عکس جز این اصلاً
نمیشه شما اقتصاد اداره کنید و اقتصادها
به هم وابسته هستن و چون به هم وابسته
هستن میتونن شکوفا بشن حالا خود همین
آقای ترامپ که اصطلاح علیه گلوبالیسم داره
و عمل میکنه و تعرفه میذاره و اینا
اتفاقاً اینه که به اقتصادها ضربه
میزنه. حالا از این گذشته نکته که بسیار
نگران کننده است این جمله است که رژیم
صهیونی که منظورش اسرائیل هست یک قده
سرطانیه که مایع فساد و جنگ و اختلافه و
گفتن که ایشون گفتن که این قده باید کنده
بشه و کنده خواهد شد. این باید از میان
بره و از میان خواهد رفت. اینکه باید از
میان بره یه موقع شما میگید که مثلاً فکر
میکنید میگید که آقا مثلاً این سلطه
آمریکا پایدار نخواهد بود این از بین
خواهد رفت اما یه موقع میگید باید از بین
بره باید از بین بره یعنی که ما باید به
صورت فعال در برابرش بایستیم و باهاش
مبارزه بکنیم این بحث وقتی که شما بحثهای
آخرالزمانی هم که میکنید من
یه به اصطلاح یک مطلب مفصل نوشتم راجع به
همین گرایشهای آخرالزمانی در ایران اسمش
هست اپوکالیپتیک پالیتیکس سیاست
آخرالزمانی جریانهایی که آخرالزمانی هستن
حالا به طور کلی دو نوع یک نوعشون
جریانهایی هستن که میگن که آره مثلاً ما
داریم میریم به سمت آخرالزمان و اینطوری
میشه و اینطوری میشه و اونطوری میشه یعنی
به صورت مثلاً میگن مهدی خواهد آمد در
پایان زمان خواهد آمد یا مثلاً مسیح رجعت
خواهد کرد یا از اینجور حرف بزنن خبر میدن
در حقیقت
اما یه موقع میگن که باید این کارو بکنیم
تا مهدی ظهور پیدا بکنه مثلاً باید حکومت
اسلامی بسازیم مثل خمینی که میگفت ما با
حکومت اسلامی بسازیم تا زمینه ظهور امام
زمان مح فراهم بشه این خب خیلی خطرناکه
این یعنی کهه شما دارید در حقیقت از یک
نوع تفکری صحبت میکنید که معتقده در عمل
باید یه چیزایی رو ویران کنه مثلا از جمله
کشور اسرائیل یا دولت اسرائیل حالا چند جا
از چند جهت مشکل ایجاد میشه یکی اینکه ما
اعتبار مسئله فقط اسرائیل نیست که حالا
اسرائیل از بین بره این خب البته مسئله
بسیار مهمیست برای نه فقط برای اسرائیل که
برای منطقه و برای دنیا و برای انسانیت که
شما بخواید یک کشوری رو از بین ببرید ولی
شما باید طالب ساختن یه کشور پل فلسطینی
در کنار این باشید یعنی نه اینکه این کشور
اسرائیل قطعاً اگر اسرائیل از بین بره به
نفع اسرائیلی به نفع فلسطینیها هم نخواهد
اما حالا جدایی از
این مسئله اینه که کشور اسرائیل یک
کشوریست که در جهان در سازمان ملل رسمیت
شناخته شده
و کشورهای توسعه یافته در جهان همه این
کشور رو به رسمیت میشناسن به عنوان کشور
و دولت
و طبیعتاً همون طور که در به اصطلاح منشور
سازمان ملل هست هیچ کشوری که
عضو به اصطلاح سازمان ملل هست نمیتونه
کشورهای دیگه رو اعضای دیگه رو تهدید بکنه
دیگه به خاطر همینه که شما به خاطر جنگها
به خاطر تجاوزهای نظامی میتونیم مثلاً
شکایت بکنیم مثلاً ما خود ایران به خاطر
جنگ ایران و عراق از عراق خب شکایت کردیم
خب به خاطر اینکه درست بر اساس این
قاعدهست که شما نمیتونید عضو دیگر سازمان
ملل رو تهدید بکنید. خب اگر جمهوری اسلامی
اسرائیل رو تهدید به نابودی بکنه یعنی در
حقیقت منشور سازمان ملل رو نقض کرده. اگر
شما منشور سازمان ملل رو نقض بکنید اونوقت
در تعهد شما به دیگر معاهدات بینالمللی
به دیگر پیمانهای بینالمللی هم تردید
ایجاد میشه. یعنی اعتماد بینالمللی به
شما از بین میره. اگر مثل این میمونه که
اگر یه نفر یه بار دزدی کرد دیگه هر موقع
شما با او هستید نگرانید که مباد یه چیز
دیگه بدزده دیگه ها یه بار کافیه که شما
اعتمادتون رو به او از دست بدید ولو اینکه
او در عمل هم تا حالا کاری نکرده باشه ولی
شما نمیتونید بهش اعتماد داشته باشید این
نکته از این جهت مهمه که ایران الان متهم
هست به اینکه در پی ساختن تسلیحات
هستهایست نیست و از طرف دیگه در حال این
تجربه ۳۰ ساله بارها و
بارها تأسیسات یا
اقداماتی که جمهوری پیدا به اصطلاح کشف
شده که جمهوری اسلامی اینها رو از چشم
آژانس و ناظران و بازرسان بینالمللی
پنهان میکردن و خب در یک دورهای که
اصلاً کاملاً آشکاره که برنامه جمهوری
اسلامی احتمالاً الان یادم نیست تا سال
۲۰۵ کاملاً اهداف نظامی رو دنبال میکرده
و تصریحاتی بود تا قبل از مذاکرات سعدآباد
در حقیقت که آقای روحانی هم
مسئولش خب یک کشوری که همچین سابقهای رو
داره دولتی که همچین سابقهای رو داره و
بعد از یک طرف این سابقه رو داره که برخی
از اقدامات تأسیسات و به اصطلاح امکانات
هستهایش رو پنهان میکرده از طرف دیگه یا
قاچاق میکنه به اصطلاح هم تکنولوژی
هستهای رو هم اطلاعات هسته و عبدالقدیر
خان
در پاکستان پدر بمب هستهای در پاکستان خب
اعتراف کرده به این قاچاقها و همین طور
از لیبی و از کره
شمالی تکنولوژی هستهای و همین
طور به اصطلاح دانش هستهای رو قاچاق کرده
از طرف دیگه موشک موشکهای های دوربرد رو
داده به دست گروههای تروریستی مثل
هوسیها، مثل حزبله لبنان و جاهای دیگه که
خب اینا با همین به اصطلاح تصیحات کانشنال
و متعارف تونستن امنیت اسرائیل به خطر
بندازن. یه همچ در همچین شرایطی گفتن این
حرف و تکرار بر این موضع درست همون چیزی
که نتانیاهو لازم داره. یعنی نتانیاهو
میخواد به ایران حمله کنه با این بهانه
که جمهوری اسلامی مهم نیست که مذاکره بکنه
یا نه مهم نیست در مذاکرات چه توافقی بکنه
یا نه مهم اینه که به محض اینکه توانایی
تهدید امنیت اسرائیل رو داشته باشه امنیت
اسرائیل تهدید خواهد کرد به هر میزانی
حالا با به اندازه کشتن یه دونه اسرائیلی
باشه یا به اندازه به قول آقای خامنهای
با خاک یکسان کردن تلاویو و حیفا
خب کسی که با خاک یکسان کردن ان تلابی به
حیفان حرف
میزنه شما نمیتونید به مذاکراتشم اصلا
حتی اعتماد داشته باشید یعنی شما کانت یه
بحثی داره
در بحث صلح جاودانش میگه که شما وقتی با
یک نفر می با یک طرفی میجنگید با یه کشوری
میجنگید یه موقع از شما میجنگید که بجنگید
یعنی میجنگید که آقای خمینی گفت جنگ جنگ
تا پیروزی میجنگید که پیروز بشید پیروزی
هم به این معنا که طرف مقابلو نابود کنید
یا به حدی ضعیف کنید که در حد مثلاً
نابودی باشه خب این که به اصطلاح تهدیدیست
برای صلح و خب کانت فیلسوف صلحه دیگه میگه
این که تهدید برای صلح ولی اگه میجنگید
که به صلح برقرار کنید اگر هدفتون اینه که
این جنگیدن امکان نشستن دور میز مذاکره
برا صلحو فراهم بکنه کنه اونوقت شما یک
سری قواعدی رو باید رعایت کنید جنگ برای
جنگ یعنی وقتی شما میجنگید و طرف رو
نابود کنی و پیروز بشید قاعدهای نداره هر
کاری میتونی بکنی مثلاً صدام حسین از
بمبهای شیمیایی استفاده کرد دیگه اگر
صدام حسین بمب اتم داشت به ایران بمب اتمم
میزد یعنی هیچ قاعدهای نداره دیگه اون
میخواست طرف یعنی تصورشون این بود که ما
میخوایم نابود بکنیم از اون طرف جمهوری
اسلامی هم همین طور بود دیگه اون نامه
محسن رضایی به آقای آقای آقای خمینی تو
اون نامهش میگه که محسین رضایی گفته که ما
نیاز به بمب اتم و فلان و فلان داریم در
نتیجه جمهوری اسلامی اگه بمب اتمی داشت
میزد سر عراق یا میزد سر اسرائیل تا
الان ولی وقتی شما میجنگید برای صلح شما
نمیتونید هر کاری بکنید چرا شما به خاطر
اینکه شما
باید به نحوی بجنگید از نظر کانت که
اعتماد طرف مقابل رو کاملاً سلب نکنید
اگر طرف مقابل اعتمادش کاملاً سلب بشه از
شما وقت دیگه با شما سرمز مکسگیره نخواهد
نشست به همین دلم هست که کانت مخالف
جاسوسیه دیگه یعنی مخالف اینه که شما از
نیروی دشمن استفاده بکنید برای جاسوسی
علیه
اون و میگه که این کارو نباید بکنید
میخواد که اعتماد طرف مقابل از شما سلب
باشه خب وقتی که الان شما دارین مذاکره
میکنید با آمریکا و اساس مسئله ببینید
اساس م مسائل ایران و دنیا مسئله اعتماده.
یعنی شاید ایران میتونست همه این کار
موشک بسازه. خب زمان محمدرضا شاه اینطور
بود دیگه. محمدرضا شاه پیشرفتهترین
تسلیحاتو میخری. الان عربستان سعودی ۱۴۰
میلیارد دلار اسلحه خریده از آمریکا. شما
میتونید همه این کارا رو بکنید به شرط
اینکه اعتماد وجود داشته باشه. یعنی
اعتماد حرف اولو میزنه. همونطور که در
روابط انسانی و شخصی شما میتونید با یه
نفر زندگی بکنید که این نفر یک قرون پولم
نداشته باشه یا این یه نفر
اصلاً هیچی ن فقط کافی بشه اعتماد داشته
باشید اگر اعتماد داشته باشید این طرف هر
جوری باشه میتونید باهاش زندگی کنید اگه
طرف اعتماد نداشته باشید یا یارو پادشاه
عالم باشه شما نمیتونید باهاش زندگی کنید
در روابط بینالمل اعتماد حرف بین حرف اول
رو میزنه یعنی درسته که به قول چیز ریوان
یک جملهای داره میگه که تراست وفای ما
درسته که ناظران میان نگاه میکنن نظارت
میکنن بازرسا میان ولی در نهایت بازرسا و
ناظرا تا یه حدی میتونن نظارت بکنن تا یه
حدی میتونن بازرسی بکنن اگر عزم شما بر
این باشه که یه کاری رو بکنید شروع
میکنید به پنهان کردن مثل دزدا دیگه دزده
میخواد دزدی کنه بنابراین تا پلیسا هم تا
یه حدی میتون میتونن دزدا رو تشخیص بدن
ولی دزدا همیشه جلوتر از پلیسا هستن
میتونن نمیدونم شاکلیدای خاصی بسازن
نمیدونم میتونن به هر حال اگه کسی بخ
بخواد دزدی کنه راهشو پیدا
میکنن و و اگر شما به یک نفر مثلاً اینجا
اگه اف بیآی به یک نفر مشکوک بشه خب دیگه
باید صبح تا شبو مراقبت کنی چون این آدم
از یه جایی برنامه پیدا میکنه راهی برای
به اصطلاح کار خلاف کردن در مورد جمهوری
اسلامی هم اینطوره. اگر اعتماد وجود
نداشته باشه مذاکره اصلاً بیمعناست.
اصلاً مذاکره هیچ معنای نیست. الان الان
جمهوری اسلامی بگه که ما غنیسازی رو
متوقف میکنیم. حالا این چیزی که در خبرها
اومده بود که آقای ویتکاف به آقای عراقچی
پیشنهادی که داده اینه که شما ۳ سال متوقف
کنید بعد مثلاً برگردید به نمیدونم
غنیسازی سه و چنددهم.
فرض کنید جمهوری اسلامی الان بپذیره
ولی از کجا معلوم که یه سال دیگه اصلاً
بسیاری از چیزا اورانیوم غنی شده و اندازه
کافی از کره شمالی قاچاق نکنه و سر
موشکهاش نذاره و پرتاب نکنه هیچ خ قاچاق
قاچاق که دیگه زمان لازم نداره یعنی اگر
پول بهش بدین نگرانی اینه دیگه اگر
تحریمها برداشته بشه از کجا معلوم که
جمهوری اسلامی پول این تحریمهای برداشته
شده رو در در خرج به اصطلاح قاچاق تسلیحات
هستهای نکنه یا تسلیحات کشتار جمعی خب
این این خیلی وضعیت خراب میکنه اگر
جمهوری اسلامی واقعاً بخواد اسرائیل نابود
بکنه به نظر من این مذاکرات با مشکلات
بسیار زیادی مواجه خواهد شد و از اون
طرف
اقدامات رادیکال نتانیاهو از جمله حمله
نظامی به تأسیسات هستهای کاملاً در عرصه
بینالمللی موجه جلوه خواهد کرد. خب این
خیلی جای نگر من واقعیتش اینه که به عنوان
کسی که هم زندگی آقای خامنهای نوشتم هم
سالها سال بیش از دو دهست که دنبال
میکنم حرفهای ایشونو و سیاست ایران و و
آمریکا رو واقعاً برای من قابل فهم نیست
جز اینکه یک توجیه یعنی د تا توجیه میشه
براش پیدا کرد یکی اینکه میشه این یعنی
چرا آقای خامنهای این حرفا رو میزنه یک
احتمالش اینه
که در
درون به اصطلاح دستگاه امنیتی و نظامی
جمهوری اسلامی یک اختلاف نظر شدیدی به
وجود آمده باشه و یک عدهای یک بخشی علیه
بخش دیگر در مورد اصطلاحهای برنامه
هستهای ایران و مذاکرات موضع گرفته باشن.
یعنی یک بخشی که معتقده ما باید همین حرفی
که آقای سروش میزنه ما باید بر موضع
خودمون باشیم چیزیو از دست ندیم در زمینه
غنیسازی کوتاه نیاییم و یه بخش دیگه
فرماندههایی که میگن نه نمیارزه ما باید
تحریما رو تا در کوتاهترین زمان و تا
بالاترین
حد اینها رو برداریم از روی ایران تا
اقتصاد ایران یک جانی بگیره و به نقطه
بسیار خطرناک و بازگشتناپذیر نزدیک نشه
من فکر میکنم این دو دستهگی اون وقت آقای
خامنهای رو اینجا وای داره که جانب یه
دست طرفو بگیره دیگه یعنی جانب یه طرفو
بگیره و برای آقای خامنهای با وجود اینکه
سنش خیلی به اصطلاح سنش و موقعیت
جسمیش خیلی این احتمال رو تقویت میکنه که
ممکنه خیلی زود صحنه سیاست ایرانو ترک
بکنه اونوقت آقای خامنهای به این فکر وا
میداره که خب خب میراث من رهبری من دوران
رهبری من ۳۵ ۶ سال چی خواهد بود و نمیخواد
ایران رو جهان رو در زمانی ترک بکنه
که گرانترین پرهزینه پردردترین پروژه او
که برنامه هستهای بوده کاملاً نابود شده
اونم خود
خواسته ولی خب این اگر اینجور باشه خب
ایشون اشتباه فکر میکنه به خاطر از اون
طرف هم میتونه نگه داشتن این برنامه
هستهای میتونه ترغیب بکنه اسرائیل رو به
حمله نظامی و آمریکا رو به حمله نظامی و
ایشون زمان ایران رو ترک بکنه که نه تنها
تصیحات برنامه هستهای ایران با برخورد
نظامی ازان رفته که چه بحث بسیاری از
زیرسازهای زیرساختهای نظامی امنیتی و حتی
اقتصادی ایران آسیب دیده باشه این یک
احتمال هست یه احتمال دیگه هم مسئله روحیه
که نه روانیه که نباید خیلی
دست کم گرفت ایشون داره پیر میشه پیرتر و
پیرتر میشه و این یعنی که ایشون در یک
حبابی که قرار داره اون بحثی که حالا
قبلاً کردم گسسته از واقعیت گسست از کامن
سنس و زندگی درون
حباب بتهای ذهنی در حقیقت موجب میشه که
ایشون از واقعیت جدا بشه و کمکم مثل همه
دیکتاتورا دیگه یادتون هست که صدام حسین
هر روز که آمریک آمریکاییا نزدیکتر
میشدن به بغداد. هر روز این بدبخت سعید
صحافو که مسئول تبلیغاتش بود میفرستاد
روی توی تلویزیون و میگفت که آمریکاییا
رو ما در تانکهاشون میسوزونیم و نابود
میکنیم و فلان. یعنی هرچی که صدام به
مرگ نزدیکتر میشد رجزهای خیلی بلفهای
خیلی بزرگتری میزد. رجزهای بیشتری
میخوند. حالا این رجسخونیهای آقای خامنه
که ما آره به کوری چشم دشمنان ما پیشرفت
چند برابری میکنیم و ما نمیدونم ال
میکنیم و بل میکنیم و ما اسرائیلو نابود
میکنیم و این حرفا میتونه جز
رجسخونیهای یک دیکتاتور در حال مرگ باشه
یعنی این
شکل دیدن هم اصلاً خیلی لامعقول و ناموجه
نیست به هر حال هرطور که باشه من متأسفانه
فکر نمیکنم که تا زمانی که آقای خامنهای
زنده دست خطر تهدید
نظامی
از سر ایران و ایرانیان دور بشه و سایه
این خطر همچنان هست تا زمانی که آقای
خامنهای بخواد بر این سیاست تهاجمی و
خسمانه خودش ادامه بده و فقط با آمریکا
این جنگ فقط با آمریکا و اسرائیل نیست شما
دارید با همه منطقه برین یه جنگ یعنی اگر
آقای خامنهای به موفقیت این مذاکرات آسیب
برسونه و کمک نکنه در حقیقت منافع ترکیه
منافع کشورهای عربی و منافع کل منطقه
خاورمیانه رو به خطر انداخته به خاطر
اینکه یک جنگ دیگه یا یک حمله نظامی اون
هم در این سطح بسیار وسیع میتونه
پیامدهای
بسیار ناگواری
برای کشورهایی داشته باشه که خب اصلاً در
این مسئله درگیر نیستن.
بنابراین یک احتمالی که هست اینه که شاید
نمیدونم اون چیزی که زمان استالین اتفاق
افتاد که به هر
حال کسانی که زیردست آقای خامنهای هستن
فرماندهان سپاه نیروهای امنیتی اینا به
این نتیجه برسن که آقای خامنهای یک بنبست
عبور ناپذیره و بنابراین باید به حیات
ایشون کمک کرد که پایان پیدا بکنه و
خداوند ایشونو خدمت خودش فرا بخونه و این
اتفاق با هیچ چیز بعیدی نیستن و درک
نظامهای توتالیته این اتفاق بسیار میفته
در جمهوری اسلامی هم که میدونید استخر
رفتن و هلیکوپتر سوار شدن و اینجور چیزا
بوده در نتیجه کافیست که شما یه مقدار دز
داروها رو بالا پایین کنین یا یکی کارای
معمولی بکنین و به اصطلاح زندگی سیاسی
ایشون پایان انجام بدید تا راهی باز بشه
از این بامبست. به هر حال من اینجا توقف
میکنم در خدمت دوستان هستم اگر نکتهای
دارن.
بله خیلی ممنون از شما دوستان حاضر در
جلسه لطفاً تشریف بیارید رو استیج اگر
نکتهای توضیحی
یا سؤالی باشه ملاحظهای باشه در خدمتتون
باشیم.
آقای قری آقای خامنهای هم اشاره کردن که
در واقع قدرتی که ازش دم میزنن دروغ میگن
یعنی در واقع همون
نقد صحبت یعنی ایشون آشنایی دارن با کانت
حالا میدونم که در اطراف اطرافیانش
تحلیلگر و کانشناس زیاد دارن ولی
خودشون
احیاناً چیزی در این مورد میدونن چون
دقیقاً همون چیزو اشاره کردن و نقل کردن
که گفته کانته دیگه یعنی به هر حال تعیین
کانتی
[موسیقی]
داشت اطرافیاشون همونقدر کانچناس هستن که
خودش
آیتاللهست آقای من بفرمایید خواهش.
سلام عرض میکنم. صدای من میاد؟
بله ب
با عرض سلام خدمت دوستان خصوصاً جناب آقای
خرجی یه سؤال داشتم از خدمت ایشون که
البته میدونم این بحث احتمالات عرض
میکنم شاید از این نوع سؤالها ازشون
میکنن همیشه ف میکنید که شما پیشون
نیستید ولی میخواستم ببینم با توجه به
شناختی که دارید فکر میکنید حالا بحث
جانشین بعد آقای خامنهای و به خام قامت
حال ایشون چقدر تأثیر داره در تصمیمگیری
یا اینکه حالا توجیه کردن ایشون توسط
اسرافیان که در بده در مذاکره با امریکا و
توافق حالانهایی با ترامپ برسه
منم سلام عرض میکنم خدمت شما اگر
منظورتون از این مسئله جانشین
اینکه جانشین محتمل ایشون چه نقشی داره نه
تا زمانی که آقای خامنهای هست کسی جز خود
آقای خامنهای
نقش معناداری در تصمیمگیری نخواهد
داشت. منتها خب این همون طوری که گفتم
آقای خامنهای به میراث خودش طبیعتاً فکر
میکنه و اینکه من اگر از دنیا رفتم چه
میراثی رو بر خواهم گذاشت. حالا من اونو
اگر بخواین توضیح میدم ولی نکته نگران
کنندهتر اینه که ایشون از نظر جسمی در چه
شرایطی هست همون طور که من در جلسات زیادی
راجع به آقای خامنهای در همین کانال
یوتیوبم هست اگر بخواین نگاه بکنین توضیح
دادم
که ما از وضعیت جسمی آقای خامنهای
هیچگونه اطلاعی نداریم و همه اونچه که
گفته میشه شایعه است در واقع شایعه
خب و این مسئله رو خیلی بغرنج میکنه به
خاطر اینکه نوع بیماری نوع داروهایی که
شخص مصرف میکنه در قضاوتهاش و در نوع
تصمیمگیریش تأثیر میذاره. همون طور که
محمدرضا شاه پهلوی هم همین طور بود. یعنی
محمدرضا شاه پهلوی اگر مثلاً یک سال قبل
از
انقلاب متوجه این بیماری شده بودن پزشکا
بهش گفته بودن اطراف علمش گفته بودن خب
شورای سلطنت درست میشد و خودش کنار میرفت
از شورای سلطنت درست میشد و چه بسته به
انقلاب نمیانجام ولی نوع بیماریش و نوع
داروهایی که میخورد به شدت در قضاوتش و
در تصمیمگیری داشت تأثیر میذاشت و با
همین دلیله که در غرب شما حتماً باید
وضعیت جسمی
رهبران رو رئیس جمهور و نخستوزیر و حتی
نماینده مجلسو شما حتماً باید به اطلاع
عموم برسونید یعنی حتماً باید بگید که
مثلاً فرض کنید
آقای د تا اسکندلی که بود در مورد بایدن
بود دیگه مثلاً بایدن بیش از حد عادی
مرخصی گرفته بود یا یه سری جلساتی رو
نمیرفت یا یه سری سفرها رو نمیرفت ولی
وضعیت یعنی گزارش پزشکی شما باید شفاف
باشه برای مردم مردم بتونن به شما اعتماد
کنن قضا یعنی قضاوت کنن که آیا شما قادر
به تصمیمگیری هستید یا نیستید دیگه شما
دیدید در قضیه بایدن هم به همین دلیل
ایشون رفت و
خانم معاون ایشون جای ایشونو گرفت و در
رقابتهای انتخاباتی شرکت کرد بنابراین این
مجهول بودن وضعیت جسمانی آقای خامنهای و
داروهایی که مصرف رف میکنه خب
یک معزلیست برای تحلیل کردن و ما
نمیدونیم چه بخشی از این خب چیزی که من
میتونم بهتون بگم اینه که وقتی صدای آقای
خامنهای گوش میدی امسال در همین حدود یک
سال گذشته صدای ایشون ناگهان شکسته یعنی
یه شکستگی ناگهانی در صدای ایشون شما
میبینید دوم اینکه یک نوع بیحوصلگی و
کلافگی در ایشون دیده میشه که خیلی واضح
هست. من فکر میکنم که مثلاً خیلی از
حرفایی که این مدت زده اگر در سالهای قبل
بود شاید مثلاً به این شدت نمیگفت از
جمله مرگ بر آمریکایی که گفت بنابراین این
کلافگی این حالا مخصوصاً مسئله واکنش
اسرائیل به حمله حماس هفت اکتبر هم برای
ایشون غیر منتظری بود و این خشم عجولانه
این کلافگی این به اصطلاح استیصال
این بیحوصلگی که در ایشون دیده میشه خب
این خیلی معنا داره دیگه همین مثلاً
سالهای گذشته سفر نمیکنه در سالهای
اخیر کمتر سفر میکنه حتی مشهد که عادتش
بود و سنتش بود که هر نور روز میرفت مشهد
و سخنرانی اول فروردینش در مشهد خیلی مهم
بود دیگه مشهد نمیره یعنی سوار هواپیما
نمیشه یک چیز دیگش اینه که در خیلی
مناسباتی که سخنرانی میکرد دیگه سخنرانی
نمیکنه از جمله روز معلم که مثلاً د هفته
پیش بوده سخنرانی نکرده و شاید اگر ترامپ
این صفحه رو به خاورمیانه نمیکرد دیگه
اصلا با معلم امسال دیدار نمیکرد
بنابراین اینکه این این جور اتفاقا
میفته نشون میده که وضعش عادی نیست که به
هر حال یعنی وضعش از جسمی حداقل اینه که
مثل قبل نیست و این در تصمیمگیریهاش در
نوع برداشتهاش برای اینکه ایشون چقدر
گزارشهای میخونه یا اینکه اگر انتخاب
میکنه چه گزارش چه کسانی رو چه نهادهایی
رو میخونه؟ خب میدونید ایشون خیلی ماکر
منجمنت میکنه و مدیریت در جزئیات دخالت
میکنه و حالا که احتمالاً کمتر میتونه
این کارو بکنه. خب مثلاً آقای خامنهای
عادت داشت که چ پ ساعت بیشتر در شبانه روز
نمیخوابید. مثلاً شاید ۴ ساعت در شب
میخوابید، ۱ ساعت قبل از ظهر میخوابید.
ولی الان احتمالاً اینطور نیست. میبینید
که در مانورهای نظامی هم کمتر حاضر میشه.
خب اینا چیزاییست که نمیدونیم واقعاً و
شاید حتی بعد از مرگ آقای خامنهای هم به
سرعت این اطلاعات فاش نشه و زمان ببره که
ما بفهمیم که در آقای خامنهای در چه
شرایطی بوده که اینجور صحبت میکرد یا
اینجور تصمیم میگرفت. به هر حال ما خیلی
چیزا نمیدونیم. ما نمیدونیم پشت در سپاه
پاسداران چی میگذره. یعنی به طور کلی
میدونیم که سپاه پاسداران فکشنلایزد هست
و طیفهای متفاوتی هستن، جناههای متفاوتی
هستن، اختلاف منافع اقتصادی هست، تفاوت
میزان دلبستگی به ایدئولوژی اسلامی هست،
همه اینا رو میدونیم ولی اطلاعات جزئیتر
و دقیقتر نداریم که بتونیم بر اساس اون
تحلیل کنیم. ما اطلاعات زیادی راجع به
جناهبندیهای داخل دستگاههای امنیتی و
حتی دستگاه غذایی کشور نداریم. اینا
تاریکخانههایی هستن که خیلی کار تحلیل رو
دشوار میکنن. از اون مهمتر ما خیلی تصور
روشنی از اقتصاد آقای خامنهای نداریم.
چون میدونید که اقتصاد آقای خامنهای
یعنی این شبکههای عظیم و بنیادهای عظیم
از آستان قصر عضوی گرفته تا بنیاد
مستضعفان و فلان و فلان و الانم که آقای
اون آقایی که گرفته بودنش کی بود؟ اون
آقای که به جرم اختلاص گرفته بودنش الان
آزاد شده و رفته کشورهای مختلف داره به
اصطلاح بابک زنجمی بابک زنجمی حالا مثلاً
که عکسش منتشر میشه که مثلاً رفته
افغانستان و این طرف اون طرف نمیدونیم
واقعا چقدر پول دارن چون به میزان که ما
اونجور که از پول جمهوری اسلامی میدونیم
محدود هست به بودجه دولت ولی خارج از
بودجه دولت ما پولای زیادی در ایران هست و
در شبکههایی که ایران با چیز هست یکی
شبکه مذهبیه که شبکه مذهبی ایران با حدود
۱۸ کشور در ارتباط یعنی ۱۰۸ کشور این شبکه
گستردهست پول عظیمی تو این شبکه داره رد و
بدل میشه بخش عظیمی از این پول نقدینهست
یعنی به صورت کش هست یعنی گونیگونی پوله
از خارج از شبکه بانکیه تریسول نیست یعنی
شما نمیتونید ردگیری بکنید و بعد ما یه
شبکه مذهبی داریم از اون طرف ما یه شبکه
به اصطلاح بازرگانی داریم که برای دور زدن
تحریمهاست اینا روم ما اصلاً نمیدونیم
که اینا چیکار دارن میکنن خب اگر آقای
خامنهای تمام این بخش عظیمی از بودجه
تسلیحات هستهای و برنامه موشکی و همین
طور سیاستهای ایران در منطقه بخش عظیمی
از این بودجهها از اون از اون پول میاد
یعنی از اقتصاد آقای خامنهای میاد که
اقتصاد اقتصاد پنهانه و خیلی از
اقتصاددانا برآورد میکنن که چند برابر
اقتصاد دولتی هست. خب ما نمیدونیم طرف
چقدر پول داره با این پولش چی میکنه چه
میکنه در بیزنس مواد مخدر در بازار سیاه
اسلحه در بازار س قاچاق به اصطلاح اطلاعات
هسته تکنولوژی هسته تکنولوژی موشکی اینا
فعال هستن خب همه اینا باعث میشه که شما
نتونید به درستی اون یعنی پارامترهای
بسیار مهمی وجود داره که این پارامترها
ناشناخته است و به شما اجازه نمیده که
درست بتونید تحلیل بکنید و بنابراین خیلی
از تحلیلای که ما میکنیم احتمال اینکه
فاصله خیلی زیادی داشته باشه با واقعیت
درشون زیاد
آقای مهم بفرمایید
درود جناب خلجی و جناب بابک عزیز دلمون
براتون تنگ شده بود حسابی
من یه سؤال من یا برای جناب خلیج برای من
تنگ شما که شما که اصلاً سلبریتی سیاسی
منی اصلاً سلبریتی سیاسی من آقای مهدی
خلجی به تمام معلوم و آقای بابکم همچنین
اصلاً دلم برای این اتاق تنگ شده بود
واقعاً چند وقت بود اتاق نداشتیم آره خیلی
دلم تنگ شده بود صداتونو بشنوم خیلی که
اتاق داریم شما تصدید
آرند خانو نداشتیم آقای خلجی نداشتیم نه
درست میگن ایشون درست میگن چون ما یه
مدتی در کلابهاس نبودیم و در یوتیوب بودیم
درست میگین شما بله من حالا در خدمتتون
هستم
بفرمایید جناب خلجیم این سوالی که همیشه
برای من بوده نگاه کنید ما سه تا قدرت به
حساب بلامناظره توی ایران داریم یکی بیته
یکی
هم سپاهه و یکی هم نیروهای امنیتی
بعد حالا مثلاً میگن اگه بیت و روحانیاتم
به حساب بهش اضافه کنیم که تو یک راستا
هستن و اون د تا قدرت مثلاً نظامی که هستن
مثلاً سپاه و نیروهای امنیتی که باز اون
سیستم امنیتی خاص خودش یک بلوکراسی عجیب
غریبی داره و میخواستم ببینم که
قدرت چون هیچکس اندازه شما سیستم آقای
خامنه رو نمیشناسه یعنی اینو من به واقع
میدونم هر زمانم تو تلویزیون صحبت آقای
خامنه قدرتشه همیشه مهمان ویژهش شمای بعد
اینو میخواستم این سوالیه که همیشه برام
مونده من میخواستم بپرسم
بم قدرت چهجوری تقسیم شده یعنی بیت
قویتره سپاه قویتره یا حالا مثلا نیروهای
امنیتیه این برام خیلی مهمه دوست داشتم
اینو بهشم مخصوص از شما بشنوم بله ممنونم
بله این نکته که شما میفرماید نکته خیلی
مهمیه ولی ویژگی یکی از ویژگیهای مهمه
نظامهای توتالیتر بیمرز بودنه. توتالیت
یعنی تمامیت ها خیلی وقتی یه چیزیش وقتی
میگی تمامیت یعنی مرز نداره دیگه همه چیز
ویژگیش بیمرزی و بیشکلی یعنی فرم درش
وجود نداره و اینه که خیلی ترسناکش میکنه
دیگه مثلاً حالا من براتون توضیح
میدم مثلاً در زمان محمدرضا شاه پهلوی ما
یک
نظام به اصطلاح استبدادی داشتیم ولی
توتالیتر نبود یعنی چی؟ یعنی وقتی میگفتی
روحانیت روحانیت مشخص بود که شما به چه
کسایی روحانیت تعریف روحانیت مشخص بود
روحانیت کسانی هستن که مثلاً در این
حوزههای علمیه هستن منابع مالیشون از خمص
و زکاته بعد کاری که میکنن این کارای
خاصه خیلی مشخص بود بعد مثلاً میگفتی
ارتش ارتش یه تعریف مشخصی داشت جاش معلوم
بود شرایط ورود به ارتش معلوم بود ارتشی
معلوم بود کارش چیه وظیفهش چیه نقشش چیه
از اون طرف میگفتی دانشگاهی یعنی
همه اصناف طبقات و گروههای اجتماعی خیلی
مشخص بودن وقتی شما میگفتید دولت مشخص
بود که دولت چیه و کاملاً یه شما
میتونستید یه مرزی بکشه ببینید دولت و
جامعه در حکومتهای توتالیتری مثل جمهوری
اسلامی فرم وجود نداره یعنی کهه وقتی
میگیم
روحانیت این روحانیت رو میدونین که
روحانیت قبلاً کارش مثلاً کار مربوط به
امور مذهبی بود الان میگن حدود با بیش از
۲۵۰ شغل دارن یعنی در
۲۵۰ مشاغل اینا مشغولن از شما بگیر از
نظامیگری گرفته تا شغلههای امنیتی حالا
وزیر اطلاعات آخونده دیگه همونطور که وزیر
اطلاعات آخونده خیلی از معاویناش آخوندن
خیلی از کارکنانش آخوندن بعد از نمیدونم
کار غذایی وزیر در قوه قضاییه اینا خیلی
مشغولن تا کارخونه رب گجه فرنگی یعنی از
حراست دانشگاه نمایندگی مقام معظم رهبری
در دانشگاهها نمیدونم هر چیزی که بگید
آخوندا هستن به همین دلیلم هست که توی
حوزه شورای مدیریت حوزه یه لیستی منتشر
کرد یه لیست ۱۰ ۱۵ تا شغلی که روحانیت
نباید درش وارد بشه یکی مثلاً مغنی بشه چا
بکنه نمیدونم م تاکسیرونی تاکسیرونی یا
اینور چیزا یعنی نمیشه شغلایی رو که
میتونه انجام بده نمیشه شمرد ولی شغال که
نمیتونه انجام بده رو در نتیجه که در این
چه مشاغل ممنون خب بنابراین وقتی میگیم
روحانیت یعنی چی روحانیت سروش کجاست یعنی
روحانیت اصلاً جاش کجاست محلش کجاست همه
جا هست همه جا همه جا در بسیج نمیدونم
سپاه در به قول شما در بیت در قوه قضاییه
در دانشگاه در ادارات رات در کارخونهها
در ارتش همه جا هست از اون طرف میگیم سپاه
سپاه یعنی چی؟ یعنی دقیقاً مییم سپاه قدرت
داره یعنی آیا اون ۴۵۰ نفری رو صحبت
میکنیم که رسماً عضو سپاهن یا نه؟ شما به
مثلاً خراگاه خاتمالانبیا رم در نظر
میگیرید. قرارگاه خاتمالانبیا یه سازمان
اقتصادیه و طبیعتاً
این میلیونها نفر دکتر و مهندس و کارگر و
نمیدونم کارمند و اینها درش باهاش کار
میکنن در خارج و داخل ایران. بنابراین ما
داریم وقتی از سپاه میگیم راجع به ۴۵۰ نفر
که صحبت ۵۰ هزار نفر صحبت نمیکنیم. راجع
به میلیونها نفر صحبت میکنیم که
بیمارستانهای سپاه بیمارستان بقیةالله در
تهران که مجهزترین
بیمارستان کشور هست چه بسا مال سپاهه خب
اینا که تو بیمارستان بقیتال الله پزشک و
پرستار و نمیدونم کارمند هستن اینا که
سپاهی نیستن ولی سر ته این کجاست معلوم
نیست خود بیت آقای
خامنهای حدود ۴۰۰ نفر اگه یعنی حداقل اگر
بیشتر نشده باشه ۴۰۰ نفر عضو عضو رسمی
داره ولی وقتی بیت آقای خامنهای میگیم که
به این ۴۰۰۰ نفر توجه نداریم آقای
خامنهای همه جا نماینده داره همه جا تو
دانشگاهها نماینده داره توی ادارهجات
نماینده داره توی نمیدونم سپاه نماینده
داره توی نیرو انتظامی نماینده داره توی
نمیدونم خارج نماینده داره تو داخل
نماینده داره همه جا نماینده داره و این
شبکه نمایندههای آقای خامنهای اینا عضو
بیت محسوب نمیشن
بنابراین کلابستم نماینده دارم
الان میگن که خدا هم نماینده ولی فقیه در
آسمانهاست در نتیجه شما دارین از یک چیزی
صحبت میکنین که فرم نداره یعنی بیت که
میگیم دست و پاش مشخص نیست روحانیت که
میگیم دست و پاش مشخص نیست سپاه که میگیم
دست و پاش مشخصه سپاه خودش زندان داره
نمیدونم بخش اطلاعات سپاه هست یعنی وقتی
میگیم نیروهای امنیتی و سپاه خود سپاه
زندان داره نیروهای امنیتی داره نمیدونم
دادگاه داره یه چیز عجیب غریبیه
و سیستم سیستم بدون فرمه و اینه که کارو
داشته حیولاییترین نوع حکومت که میگن
حکومت توتالیتر هست درست به دلیل اینکه
تاریکه یعنی شما نمیتونید تشخیص بدید کی
به کیه کی به کجا وصله کی از کجا میاد
مثلاً پزشکی چه پایگاه قدرتی در سپاه داره
مگه میشه پزشکیان رئیسجمهور بشه سپاه
راضی نباشه مثلاً یا در سپاه حامیانی
نداشته باشه مگه میشه پزشکی رئیسجمهور
بشه پایگاه مهمی در مثلاً دستگاه امنیتی
نداشته باشه ولی ما معلوم نیست اینا این
رشتههای پیوند اصلاً مشخص نیست یا مثلاً
حامیان مالیشون چی هستن اینه که نظامهای
توتالیتر به این به این دلیل
شرارتبارترین نظام سیاسی هستن که حد و مرز
نداره و فرم نداره به همین دلیل هست که
میتونه
تا مرز نا بدون مرز و نامحدود اعمال خشونت
بکنه. خشونت درش هیچ حدی نداره و در حقیقت
هر کاری بتونه میکنه دیگه هر کاری از
دستش برمیاد میکنه. اگر گفت که قض گفتم
اینو چند بار از قول غزالی غزالی میگه خدا
مثل گرگ درنده میمونه. اگر گرگ درنده شما
رو نخورد به دلیل این که گشنهش نیست. اگه
گشنهش بشه میخوره. حکومتم اینطوریه دیگه.
یعنی در حدی که هر بخواد میتونه
نابود بکنه. اگه سراغ مثلاً من و شما تا
حالا نیومده انگیزهای نداشته ولی فردا
اگه شما دم در دمپرش قرار بگیریم من و شما
رم نابود میکنیم. ولو اینکه هیچ کاری هم
اصلاً ما در مثلاً فرض کنید سیامک پورزن
به بیخود و بیجهت به اتهام جاسوسی مثلاً
کشته میشه یا خانم ندا آقا سلطان کشته
میشه خانم محسا امینی کشته میشه بدون هیچ
دلیلی یعنی بدون که هیچ اقدامی حتی علیه
حکومت کرده باشن شهروند عادین و دارن
زندگی عادیشونو میکنن بنابراین توی همچین
سیستمی واقعاً خیلی وحشتناکه هم فهمیدنش
هم زندگی درش
آقای مرسی جناب قریبی مرسی ج قربان شما
زنده خواهش میکنم
آقای پاینده اگه تشریف دارید
بفرمایید مرسی چند تا از دوستان دیگه هستن
ما کمکم داریم ۱۰ دقیقه د تای آخرو
میشنویم بعد با دوستان خداحافظ بله بله
دیروز یه صحبتی آقای ختی کرد درباره
اینکه دغدغه ما ایرانیا دموکراسی نیست. من
میخواستم بپرسم که بله منم متوجه شدم و
این یه حالت عام داره. اما چاره چیه؟ آیا
راه حدی وجود داره یا اینکه این نداشتن
دغدغه دموکراسی ایرانو جاهای بد نمیبره؟
یعنی به تزی و اینا منجر نمیشه؟
بله البته که راه حل داره حالا میتونیم در
یه فرصتگه صحبت کنیم ولی توجه داشته باشید
که بازم اینم یه اپیدمیه ها یعنی این به
اصطلاح غیر سیاسی شدن
یا کمرنگ شدن خواستهای دموکراتیک در
جهانیه و این یه بخشش برمیگرده به مناسبات
اقتصادی و یه بخششم برمیگرده به تکنولوژی
دیجیتال در آمریکا هم کسانی که رأی دادن
به ترامپ ترامپ مسئلهشون دموکراسی نبود.
مسئلهشون اقتصاد بود و اگر مسئلهشون
دموکراسی بود قطعاً به ترامپ رأی
نمیدادن. یعنی ترامپ هیچ وعده دموکراسی
یا یه چشماندازی دموکراتیک ترسیم نکرد که
مردم به خاطر او بهش رأی بدن. بنابراین
این بحرانی که من میگم در ایران هست حالا
در ایران ویژگیهای خود خاص خودشو داره
ولی حتی در کشورهای دموکراتیک هم این
انرژی و این نیروی دموکراتیک بسیار ضعیف
شده متأسفانه و همواره حالا متفکرانشون
و فیلسوفانشون مدام دارن هشدار میدن و
البته راه هست براش البته که هست هم در
عمل راه هست براش هم در تئوری حالا باید
یه فرصت دیگه صحبت کرد که چگونه ما انرژی
دموکراسی رو و به اصطلاح میل
به تأسیس یک نظام مبتنی بر آزادی رو
میتونیم در دلها زنده بکنیم و برانگیزیم
جامعه رو به این و متأسفانه این حالت نام
بودن یا بیحس بودن از نظر دموکرا بیحسی
دموکراتیک در کشورهایی مثل آمریکا و
کشورهای دموکراتیک به وضوه دیده میشه
بله خیلی
ممنون آقای درک بفرمای
مرسی
مرسی
آقای الان شما استاد عزیزم هستید من داشتم
کتاب ناتنی شما رو میخوندم خیلی هم
جالبه آقای خلجی این مبحث اینکه این جوامع
انسانی دائما بین اینکه
فیلسوف چی بهش میگن میگن
فلاسفی هفلا توو چی میگفت من یادم رفت
فلاسفی مثلاً حاکم یا سرصیل فیسوفاه
فیلسوف شاه بله فیلسوف شاه و دموکراسی این
دائماً این جوامع بالا پایین میشن راجع به
این مسائل و الان حتی در جامعه آمریکا به
قول شما دقیقاً درست بگیم در جامعه آمریکا
هستیم هیچ کدوم از این چیزای چی میگن
نظرسنجیها هیچ کدومشون دموکراسیخواهی
نبود
همونطور که تو دانشگاه تهران
ایرانم نظرخواهی کردن هیچکدومش دموکراس
خواهی نبود تو جامعه ایران. خب این
سیکلیکال بودن اینکه جوامع دموکراسیخواهی
میخوان و یا جوامع کسیو میخوان که فقط
هدایت کنه و مشکلاتشونو حل کنه و حالا
دیکتاتور باشه یا هرچی این سیکتاک بودنشو
در جوامع انسانی چطور شما میتونین مشکلشو
حل کنی؟ در زمان افراطونم این داستانو
داریم و
بعدش جامعه آمریکا که واقعاً وضعش خوبه
واقعاً ورزش خوبه یه دفعه به خاطر طمع به
خاطر فکر میکنه احساس خطر میکنه که خیلی
چیزا رو داره از دست میده و در موضع
کانسرواتیو قرار میگیره جوامع انسانی
جامعه آمریکا همیشه لیبرال بوده ربل بوده
میخواسته مثلاً به دموکراس یه دفعه جامعش
اینطوری سوئیچ بکنه و ممکنه حتی به
فاشیست نازیسمی هم خیلی نزدیک باشه. اینا
رو چطوری شما میتونید تحریف کنید؟
ببینید این بحث خیلی بحث به
اصطلاح دراز دامنیست و خیلی کوتاه نمیشه
جواب داد ولی توجه داشته باشید که
دموکراسی میگن که چرچیل گفته دیگه چرچیل
گفته که
دموکراسی در میان همه حکومتها بدن ولی
دموکراسی کمتر بده یعنی یکی از بدیهای
دموکراسی همین به
اصطلاح
شکرگیشه نا به اصطلاح بیثباتترین نظام
سیاسیه دیگه یعنی شما با یه انتخابات مرتب
داره انتخابات میشه و تجرب تمام
نظامهای به اصطلاح توتالیتر در قرن بیستم
و از درون انتخابات بیرون اومدن اکثرشون
همین
نازیسم آلمان هیتلر با انتخابات شد
صدراعظم آلمان و قدرتو دست گرفت یا
مسولینی در ایتالیا در یا در جمهوری
اسلامی هم رفراندوم کردن دیگه جمهور چیز
جمهوری اسلامی بنابراین شما از سازوکارهای
یا مثلاً در مصر مرسی وخوانین المسلمین ما
موارد زیادی داشتیم در الجزایر با
اسلامگراها آمدن اسلامگراها یا
بنیادگراها از سازوکارها یا فاشیستها از
سازوکارهای دموکراتیک به راحتی استفاده
میکنن
برای به قدرت گرفتن و در حقیقت از بین
بردن دموکراسی. بنابراین دموکراسی یه
سیستم
بسیار متزلزلیست و شکننده است و در در
همین آمریکا ما مکارتیسمو داشتیم. خب الان
وضعیتی که میبینید هست. در نتیجه باید
ببینیم که دموکراسی چه آسیب پذیریهایی
داره و چرا تکنولوژی دیجیتال دموکراسی رو
آسیبپذیرتر کرد. حالا شما گفتین که در
آمریکا همه وضشون خوبه و همه وضشون خوب
نیست. یکی از دلایلی که ترامپ رأی آورد
اصولاً همین مسئله بحران اقتصادی بود در
آمریکا و خب ریت بیکاری نرخ بیکاری بالا
رفته نرخ تورم بالا
رفته بسیاری از صلایع آمریکا چرا این میگه
آمریکا امریکا دس که میخواد تعریفه ببنده
و این حرفا به خاطر اینکه اپل در آمریکا
تولید نمیشه اپل در چین تولید میشه بسیاری
از صنایه آمریکا در کشورهایی که کارگراشون
ارزونه و هزینه پروداکشن و تولید ارزون
هست تولید میشه در نتیجه بسیاری از صنایه
در آمریکا آسیب بده مثلاً در دیترویت که
پایتخت ماشینسازی بود در
آمریکا با رفتن این به اصطلاح شرکتهای
ماشینسازی به خارج آمریکا که
شرایط به اصطلاح ارزون هست کارگر حدود ۴
میلیون نفر در صنعت ماشینسازی فقط بیکار
شدن بنابراین حالا جدای از مسائل اقتصادی
تکنولوژی دیجیتال اصولاً یک دشمن بسیار
وحشتناکه برای
دموکراسی یعنی در وحله اول جامعه رو به
شدت اتمیزه میکنه یعنی دیگه من و شما با
همدیگه صحبت نمیکنیم من و شما با هم چت
میکنیم دیگه من و شما قرار نمیذاریم
همدیگه رو ببینیم توی زوم همدیگه رو
میبینیم بچه شما در اتاقش با دیوایس خودش
داره کار میکنه شما با این دیگه دیگه با
همدیگه غذا حتی نمیخورید. خانوادهها با
همدیگه غذا نمیخورن. شما در اتوبوس که
سوار میشین، در مصار میشین، هر کس کسیو
نمیبینه. هر کس سرش تو موبایل خودشه. در
ادارهها که هستین آدما با همدیگه حرف
نمیزن سرشون تو کامپیوتر خودشونه. اینکه
شما جامعه رو اتمیزه میکنید، آدما میشن.
این خب دشمن دموکراسیه دیگه. دموکراسی
اساس بر ارتباطه. بر به خاطر اینکه شما در
دموکراسی چیکار میکنید؟ در دموکراسی مردم
با همدیگه حرف میزنن راجع به سرنوشتشون
با همدیگه تصمیم بگیرن. اگه مردم با هم
حرف نزنن هر کس تو دنیای خودش باشه مثلاً
بچه ۱۲ ساله من یه سری گیما رو ببینه یه
سری آهنگا رو گوش کنه یه سری یه سری فیلما
علاقهمند باشه ولی بچه مثلاً ۱۶ ساله من
یه گیمی دیگه بازی میکنه یه دوستای دیگه
داره در به اصطلاح دنیای ویرشوال و مجازی
یه سری آهنگهای دیگه گوش میکنه. حتی د تا
برادر ارتباطشون با هم گسسته میشه یعنی د
تا دنیای متفاوت دارن و گسیختگی
نسلها مثلاً این فاصلهای که نسل زی داره
با نسل قبلش فاصله خیلی زیادیه دیگه هیچ
خاطرهای از نسل سابق نداره و اساساً
خاطره ما حافظه ما فرگمنتد میشه یعنی تکه
تکه میشه مثل توییتر دیگه این تکه
تکست حافظه ما فکر ما و همون طور که گفتم
دیروز این طاعون دیسترکشن یعنی حواسپرتی
اینکه شما همه چیزو باید بذاری رو
ریمایندر یادت بیارن روی نوتیفیکیشنات
باید روشن باشه وگرنه همه چی یادت میره در
چنین دنیایی خب دموکراسی دیگه معنی نداره
دیگه و
بعد ما به یک به اصطلاح چیزی که اصطلاحی
که امیل دورکن به کار میبرد گفت اکستریم
ایندویجوالیزم یک فردگرایی مفرت و بد در
حقیقت فردگرایی که شما تنهایی فردگرایی
مثبت اینه که شما در جامعه فرد باشی یعنی
فردیت تو در جامعه در جامعه باشی و جامعه
تشکیل شدن شده باشه از افراد منتها افرادی
که با هم ارتباط دارن یعنی در اینکه فرد
فردیتشون حفظ میشه با همدیگه در ارتباطن و
جامعه رو میسازن ولی شما الان فردیتی
داری که ضد جامعهست یعنی ضد اجتماعیه
سوشال سنس یا حس اجتماعی بسیار تضعیف میشه
در چنین شرایطی من نمیدونم که بچه من از
چی گریه میکنه بچه من نمیدونه با من چون
ما حرف میزنیم دیگه دیگه در خانواده همین
طوره دیگه و همه در دنیای همه اعصابکشی
کردیم به دنیای ویرچوال که دنیاییست که در
عین اینکه دیوار و مرز و حد نداره ولی
برای هر کس یک حباب درست میکنه یه بابل
درست میکنه که در اون بابل زندانی میشه
یعنی ما فکر میکنیم که جهان دنیای مجازی
نامحدوده ولی و کاملاً عکسشه دیگه این
الگوریتمهایی که شما در گوگل و در سوشال
میدیا رسانه اجتماعی میبینین شما رو
میبره در یه دنیایی کاملاً بسته و شما
جدا هستید از دنیای هر میخواین بلاک
میکنین، هر میخواین فرند میکنین،
هر میخواین لایک میکنین، دیسلایک
میکنین و این برای شما یه دنیای بستهای
رو ایجاد میکنه که جداتو میکنه از
دیگران. فکر میکنید که با همه در با جهان
در ارتباطی در حالی که چنین نیست. کاملاً
در این توهم قرار دارید. خب اینا همه
دموکراسی رو تضعیف میکنه و از اون طرف به
دلیل که تکنولوژی دیجیت دیجیتال خیلی
گرونه. خیلی گرونه دیگه. یعنی یه فرد
نمیتونه مثلاً فرض کنید چند تا مهندس
استخدام بکنه که الگوریتمهای مثلاً
فیسبوکو دستکاری کنن اما یه دولت به راحتی
میتونه این کارو بکنه یه شرکت اقتصادی به
راحتی میتونه این کارو بکنه یه نمیدونم
یک مافیا میتونه به راحتی این کارو بکنه
میتونه دیس اینفورمیشن میس اینفورمیشن
اینا رو اطلاعات غلط اطلاعات گمراه کننده
رو منتشر بکنه
میتونه بر
تصمیمگیریهای شهروند ان چه در زمینه سیاسی
چه در زمینه اقتصادی سبک زندگیشون نوع
خریدشون تأثیر بگذاره فرد در مقابل دولت
بیپناهتر شده بیفاعتر شده دولتها برای
به
اصطلاح شکل دادن به افکار عمومی و برای
گمراه دولتها که میگم نه فقط
دولتها دیگه شرکتها مافیاها نمیدونم
چیزایی که شما نمیدونین اصلاً کی هستن چی
هستن اینها قدرتشون بیش از فرده انقدر
این تکنولوژی دیجیتال سرعت و شتاب تحولش
زیاده که یک شهروند عادی به راحتی
نمیتونه درست بفهمه. شما مدام در برابر
تکنولوژی دیجیتال احساس عقبمبوندگی
میکنید. یعنی تا میاید مثلاً یه چیزی رو
یاد بگیرین که این چهجوری کار میکنه یه
مدل جدید میاد آپگرید میشه نمیدونم
آپگرید میشه هزاران اتفاقی روزانه داره
میفته که شما مدام خودتونو انگار میکنید
فکر میکنین بیسوادین. فکر میکنه شما
بلد نیستین چیزی رو. یعنی اگر مثلاً شما
امروزه کار کردن با خیلی از اپها رو بلد
نباشین شما خیلی آدم به اصطلاح قدیمی به
نظر میرسین. خب این
وضعیت دولتها رو خیلی خیلی توانمند
میکنه که با سرمایه گذاری من راجع به
حالا
داستان روسیه اگر اشتباه
نکنم بحث مداخله روسیه در انتخابات آمریکا
بود مجموع از طریق فیسبوک بود دیگه
الگوریتمهای فیسبوکو دستکاری کرده بودن
مجموع پولی که خرج کرده بود روسیه شاید
مثلاً ۱۰۰ ۲۰۰ هزار دلار بود خب ۱۰ ۲۰۰
هزار دلار برای دولت پولی نیست ولی برای
شهروند اصلاً امکان نداره همچین کاری بکنه
یا اصلاً یک به اصطلاح شیوههایی برای
منیپولیشن یا به اصطلاح دستکاری در فکر و
قضاوت آدمها خلق میشه که شما اصلاً خبر
ندارین اصلاً نمیفهمین اصلاً زبان
دیجیتال فقط و فقط برای کسانی که در اون
زمینه تخصص دارن قابل فهمه دیگه برای
آدمای عادی اصلاً قابل فهم نیست یه
نظرسنجی شده بود در آمریکا حدود اگه
اشتباه نکنم بالای
۸۰ شهروندان در آمریکا نمیتونستن نه
نظرسنجی تحقیق تحقیق یه تحقیق انجام شده
بود که نشون میداد که بالای
۸۰د ببخشید بالای آره بالای
۸۰د کسانی که در در دیوایسهای الکترونیک
استفاده میکنن مثلاً فقط همین کامپیوتر
استفاده میکنن لپتاپ استفاده
میکنن آیپد استفاده میکنن تلفنها رو
استفاده میکنن اینها از ۹۰د فانکشن و
کارکرد این دستگاه خبر ندارن یعنی مثلا من
فقط یک موبایل میخرم این موبایل من سه چار
تا کار میتونم با این موبایل بکنم مثلا
کامپیوتر سه چار تا کار بلدم با این بکنم
بلدم تایپ کنم بلدم مثلا فرض
کنید سرچ کنم در حالی که این
کامپیوتر دهها برابر اونچه که من بلدم
توانایی داره که کارایی رو انجام بده که
من بلد نیستم و هر چقدر که تکنولوژی
پیشرفت میکنه
این مسئله
لیترسی بحرانیتر میشه این که ما چقدر
سواد دیجیتال داریم چقدر باید آپدیت بشه
چقدر باید پیشرفته بشه این داره دشو یعنی
فاصله بین این تکنولوژی و سواد عمومی داره
روز به روز این فاصله بیشتر میشه تو این
فاصلهست که میشه دموکراسی رو کشت میشه
دموکراسی رو به قطر رسد حالا در آینده
بیشتر صحبت میکنیم من سپاسگزارم از همه
دوستان این نکته میتونم بگم البته من
مخالف شما هستم فکر میکنم ایندیو
ویژوالیزم به صورت اکستریم نهایتاً همون
اهداف قراردادهای اجتماعی بین انسانها رو
بیشتر تقویت میکنه و این کمک میکنه به
انسان حالا اینو به قول شما حالا بعداً
صحبت بکنیم من فکر کنم اصلاً مراد خودمو
درست بیان
نکردم اندویجوالیزم یعنی فردگرای مفرت
یعنی فردگرایی که شما جدا از دیگران هست
وقتی جدا از دیگران هست که نمیتونید
تفاهم داشته باشید براشون بنابراین
فردگرایی
منافع خودمو میخوام طرف مقابلم منافع
خودشو میخواد ولی قبل از اینکه به همدیگه
رو بکشیم بالاخره یه خط قرمزی به یه جایی
میرسه که معامله کنیم دیل کنیم و این
نهایت لیبرالیسمه بسیار خب حالا در جلسات
دیگه میتونیم صحبت کنیم سپاسگزارم از شما
از بابک عزیز که مثل همیشه زحمت
اداره بسیاری از این جلسات رو بر عهده
میگیره از همه دوستان سپاسگزارم امیدوارم
که به زود بودید دوباره با هم راجع به این
مسائلی که صحبت کردیم و مسائل دیگهای
که علائق مشترک ما ایرانیها هست و فارسی
زبانان صحبت بکنیم. وقت همگی بخیر.