علیه حکم اعدام: دو نمونه‌ شاهین نجفی و امیرحسین مقصودلو (تتلو)

جاهای مختلف دنیا متفاوته اما در امریکا هم نمیدونم کماکان برقراره یا نه مثل صندلی الکتریکی و مسائلی از این دست و سینما هم خیلی به این موضوع در واقع پرداخته من مشخصاً دو فیلمو مایلم که بهش اشاره کنم که تاثیر خیلی عمیقی در من گذاشت مربوط به بحث اعدام یکی فیلمی تحت عنوان دد من واکینگ با بازی درخشان سوزان سارند و شامپن و در سینمای ایران هم یک فیلم عجیب و غریبی تحت عنوان متری ش و نیم ساخته روستایی که در اون در واقع ما شاهد یک اعدام دسته جمعی هستیم یعنی میخوام بگم که این مقوله منهای بحث سیاسی که حالا جای پرداخت متفاوتی داره یه بحث خیلی خیلی گسترده‌ایه و حالا همون جوری که جناب خلجی فرمودن خیلی خوشحال میشیم که یه نوری تابیده بشه به این بحث منهای حالا در واقع بحث سیاسیش که البته برای همگان جالبه و من جمله خودم سرنوشت این اشخاص اما یه نوری تابیده بشه به اینکه اصلاً خواستگاه این قضیه چیه و ما میایم توی در واقع غرب غرب این رو می‌بینیم توی در واقع اروپا این رو می‌بینیم در خاورمیانه و آسیا هم که به نوبه خودش در همه کره زمین در واقع کماکان همونجوری که بحث خودکشی یه بحث سربسته‌ای تا جایی باقی مونده همون قدم به زم من بحث اعدام هم حالا با موضوعات مختلف عناوین مختلف بهانه‌های مختلف کماکان مدخل سؤال هست بعد ندیدم که در واقع از منظر سینما که خب هر کسی با هر میزان سلیقه‌ای شاید مواجه بشه با این موضوع اشاراتی کرده باشم که اون دو فیلم مضبور رو که حالا نمی‌دونم در واقع معرف حضور عزیزان هست یا نه بهشون اشاره کردم فیلمای خیلی خیلی تأثیرگذار و شناخته شده‌ای بودن هر دو در واقع دوره‌ای که منتشر شدم و حالا دیده شدن. خیلی ممنون از وقتی که به من دادی سپاسگزارم از شما. من اون فیلم آمریکایی رو دیدم فیلم خب مشهوریه ولی اون فیلم ایرانی که گفتین نه متأسفانه ندیدم ولی امیدوارم که دوستان اگر ندیدن ببینن. خیلی ممنونم. من حالا به نکته‌هایی اشاره خواهم کرد. سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستان در کلاب هاوس و در یوتیوب و سپاسگزارم مثل همیشه که دنبال می‌کنید این مباحث رو و خدمت دوستانی که در یوتیوب هم در کامنت‌ها احب پرسی کردن سلام عرض می‌کنم. امروز به مسئله اعدام میخوام بپردازم. در حقیقت مسئله اعدام مهم‌ترین مسئلهست به دلیل اینکه جان انسان مهم‌ترین مسئله است و من دو نمونه رو بهش دارم اشاره می‌کنم. یکی نمونه آقای شاهین نجفی هست که چند سال پیش مثل اینکه در ایران مشکل داشته. حالا من داستانشونو نمی‌دونم. این دو نمونه هر دو خواننده هستن گرچه من سواد موسیقی ندارم و نمی‌دونم که یعنی با موسیقیشون آشنا نیستم از نظر موسیقیایی نمی‌تونم هیچ قضاوتی بکنم ولی می‌دونم که هر دو محبوبن و پرطرفدارن و بله شناخته شده هستن و آقای نجفیست که در ایران مشکل داشته بعد آمده در خارج و بعد در خارج هم سال ۹۱ بود که یک آهنگی خوند که در اگه اشتباه نکنم آهنگش اسمش نقی بود یا یه همچین چیزی و توهینی به مقدسات تلقی شد و تکویر شد و این داستانا که حالا بهش می‌پردازم یکیهم آقای امیرحسین مقصودلو که معروف است به تتلو ایشون هست که در مدتی در ایران بوده بعد در خارج بوده بعد برگشته ایران و الان گرفتار شده و محکوم به اعدام شده و ظاهراً خوشبختانه حکم اعدام اندامش امروز خوندم که نقض شده و به دیوان عالی کشور رفته این دوره این دو نمونه رو من انتخاب کردم به خاطر اینکه شاید این دو نمونه یا بسیاری از اعدام‌ها رو ما اعدام غیر سیاسی می‌نامیم یعنی حالا زندانیا رو میگن زندانی سیاسی یا غیر سیاسی بسیاری از اعدام‌ها رو میگن اعدام‌های سیاسی یا اعدام غیر سیاسین و حالا توضیح میدم که چرا هر اعدامی اعدام سیاسی هست هیچ اعدامی نیست که اعدام غیر سیاسی بشه تلقی بشه و اون به این دلیل هست که منظور ما از سیاست چی هست اگر منظور ما از سیاست اینه که یک شخصی بیاد اقدامی بکنه آشکارا علیه حکومت و حکومت مثلاً با او مقابله بکنه یا سیاست رو تلاشه برای دستیابی قدرت یا تهدید قدرت بگیریم. خب این یک معنا بسیار سطحی از سیاست هست. سیاست از دید فیلسوفان یعنی از ارسطو که خب خیلی به صورت یا ارسطو افلاطون به صورت تئوریک راجع به سیاست فکر کردن. سیاست هنر همزیستی با یکدیگر هست و هنر همزیستی با یکدیگر به این معناست که ما آدما فرد فردمون گروه گروهمون خانواده خانوادهمون در هر قالبی که باشیم با هم اختلاف منافع داریم یعنی د تا برادر و خواهر د تا خویشاوند د تا همشهری د تا هموطن د تا همزبان د تا هم خاندان نمیتونن با همدیگه در همه مسائل مسائل یک نظر داشته باشن. بنابراین تضاد در زندگی بشر طبیعیه. به قول کانت میگه که وضع طبیعی بشر استیت نیچر جنگه. آدما به طور طبیعی شما هایل و قابیل نمونهشه دیگه از ابتدای بشر از ابتدای تاریخ بشر همیشه تضاد منافع وجود داشته. خب حالا دو راه هست برای اینکه ما این تضاد منافع رو حل بکنیم. یکی جنگه. هر کس هر تونست دیگری رو بکاشه. و تا کس دیگه بیاد اونو بکشه خب این به انقراض نسل بشر از روی کره زمین خواهد انجام یعنی کشتن یک نفر به مرگ همه خواهد انجام وقتی در تلمود در تلمود یه آیه‌ای هست که اون آیه در قرآن هم تکرار شده میگه و من قتل نفسا غیر نفس و کما قتل الناس جمیعا این آیه تلمود و آیه قرآن میگه که اگر کسی یه نفر رو بکشه انگار همه رو کشته یعنی منطق کشتن منطق به یک نفر محدود نمیشه اگر شما یک نفر بکشین این یعنی که شما میتونین هر کسی رو بکشین پس هنر سیاست هنر سیاست یک هنریست که شما با اون هنر امکان همزیستی رو یعنی به رغم تفاوت‌هایی که داریم به رغم تضاد منافعی که داریم به رغم اختلافاتی که داریم اختلاف در زبانه اختلاف در نژاده اختلاف اختلاف در جنسیته، اختلاف در امیال و خواسته‌هاست. شما با سیاست این اختلافات رو به نحوی اداره می‌کنین که منجر به حذف دیگری نشه. حالا اگر هرگونه اختلافی که منجر به حذف دیگری بشه این میشه خلاف سیاست و در حقیقت میشه یک امر سیاسی. به عبارت دیگه خشونت سیاست در مقابلش میشه خشونت یعنی شما تا زمانی که سیاست می‌ورزید شما می‌تونید زنده بمونید شما می‌تونید در حقیقت با همدیگه زندگی کنید زمانی که امکان سیاستورزی پایان میابه خشونت آغاز میشه بنابراین خشونت در مقابل سیاست هست پس هرگونه خشونتی میشه یک عمل غیر ضد سیاسی و قتل طبیعتاً ضد سیاسی‌ترین کنش هست. بنابراین ما اعدام غیر سیاسی نداریم. هر اعدامی سیاسی کشتن هر انسانی به هر دلیلی حالا مواد مخدر باشه نمی‌دونم حتی قتل باشه یعنی یک نفر یه نفر دیگه رو کشته باشه شما اگر اون رو بکشید در حقیقت یک عمل ضد سیاسی کردید و ضد سیاست بودن سیاست یعنی انسانی زندگی کردن و امکان انسانی زیستن همزیستی اگر شما امکان همزیستی رو فراهم نکنید یعنی شما می‌خواید انسان نابود بشه بنابراین خوش خشونت ضد انسانیه و قتل به هر بهانه به هر هیچ بهانه‌ای نیست که قتل رو موجه بکنه. قتل کار ضد انسانیه. حالا ما در جلسات آینده خواهم پرداخت. مخصوصاً بسیاری از دوستان گفتن راجع به نظر کانت راجع به اعدام صحبت بکنم. من راجع به نظر کانت صحبت خواهم کرد راجع به اعدام. دریدا در درس گفتاری سال آ سال سا سالهای آخرش که در کولج زوفرانس بود به مسئله اعدام خیلی پرداخته و مسئله همین نظر کانتو خیلی مطرح کردیم و خب منتقد نظر کانت هست ولی من توضیح خواهم داد که کانت منظورش چیه چون کانت فیلسوف انسانیته کانت منظورش چیه و فیلسوفان منظورشون چی هست از مسئله نظرشون چی هست راجع به به اصطلاح اون اونچه که میگن کپیتال پانیشمنت یعنی اعدام بزرگترین مجازات دیگه راجع به این مسائل صحبت خواهم کرد راجع به اعدام در اسلام صحبت خواهم کرد و راجع به اعدام در ادیان مختلف تاریخ اعدام یکی از مباحثی که خیلی مهمه مسئله شکنجه است و مخصوصاً شکنجه‌هایی که منجر به اعدام بشه من یکی از برجسته‌ترین متفکران ایرانی آمریکا ی اسمشون هست داریوش رجالی و من از دوستان خواهش می‌کنم که کارای داروش رجالی رو بخونن. دارش رجالی که الان استاد بازنشسته است در پورتلند ایشون یک مخصوصاً یه کتاب مهمی داره به نام ترچر ان دموکراسی شکنجه و دموکراسی و یکی از منتقدان میشل فوکو هست و یکی از برجسته‌ترین متخصصان و متفکران شکنجهست و اعدام و حالا در یه جلسه دیگه کتابشو معرفی خواهم کرد حالا از منابع خیلی مهم نیست که امیدوارم نمی‌دونم به فارسی ترجمه شده یا نه ولی امیدوارم م که به فارسی هم در دست در دسترس قرار بگیره به هر حال مسئله اعدام رو من از جنبه‌های گوناگون در آینده مطرح خواهم کرد مسئله بسیار مهم و اینکه جامعه باید بهش حساس باشه و توجه داشته باشید که جوامع به طور عادی نمیرن به سمت مبارزه با اعدام حتی در اروپا حتی الان اگر شما در حد ممکن هست در خیلی از کشورهای اروپایی که اعدام حکمش کاملاً از بین رفته شاید اگر نظرسنجی بکنید خیلیا معتقد بشن که باید اعدام برگرده یعنی اینه که ما مسئله اعدامو نباید به افکار عمومی وا بگذاریم بلکه باید یه بخشی از جامعه آگاه بشه به مسئله اعدام و به مسئله ضرورت مبارزه با اعدام در آمریکا که دوستامون اشاره کردند در آمریکا متأسفانه در بعضی ایالت‌ها حکم اعدام هست منتها اجراش خیلی متفاوته یکی از موارد بزرگ نقض حقوق بشر در آمریکا همین مسئله اعدام هست که هر ساله در گزارش‌های سازمان ملل میاد ولی اعدام در آمریکا داستانش متفاوته خب خیلی تلاش کردن جنبش‌های مدنی جنبش‌های به اصطلاح طرفدار حقوق بشر بسیار تلاش کردن که مبارزه کنن با این حکم و تا حد زیادی موفق بودن اونچه که الان هست وضعیتی که الان هست اینه که در بسیاری از ایالت‌ها در اون ایالت نمی‌دونم بسیار نمیدونم چند تا ایالت فکر می‌کنم که مثلاً فرض کنید در ایالت مثلا فکر میکنم در مثلا واشنگتن حکم اعدام نباشه در مثلا مریلند باشه نمیدونم دقیقا چک کرد ولی در اونجاهایی که در اون ایالت‌هایی که حکم اعدام هنوز هست اولا اینو در نظر بگیرید که در آمریکا در خیلی از ایالتها احکامی هست یعنی قوانینی هست که اجرا نمیشه یعنی ما حکمایی داریم یعنی قوانینی داریم که در عمل اجرا نمیشه مثلاً ما حکم زنا داریم یعنی اگر کسی زن یا مردی خارج از رابطه زناشوییش رابطه جنسی برقرار کنه با شخص دیگری مجاز طبق قانون باید مجازت بشه ولی در عمل این اتفاق نمیفته و قاضی‌ها معمولاً حکم نمیکنن ولی در مورد اعدام اولاً وقتی کسی که محکوم به اعدام میشه بلافاصله اعدام نمیشه یعنی اینکه که گاهی مثلاً ۲۰ سال در یک سری موارد که امکان این هست که دلایلی به به دست بیاد که این حکم نقض بشه یا شبهاتی وجود داره این اعدام به تعویق میفته گاهی ۲۰ سال ۲۵ سال حکم اعدام یک شخص به تعویق میفته یعنی کسی محکوم به اعدام شده ولی حکم اعدامش اجرا نمیشه و بعد حتی وقتی وقتی که حکم اعدامش صادر شده وکلا می‌تونن هر زمان دلایلی رو بنابراین فرصت دارن دلایلی رو برای نقض حکم اعدام پیدا بکنن و دوباره خواستارون باشن که دادگاه این دلایل رو بررسی بکنه و ولی به هر حال در این حکم غیرانسانیه در آمریکا و در هر جای دیگه و امیدوارم که روزی حل بشه نقض بشه اونچه که میخوام بگم اینه که هیچ موقع نمیشه انتظار ار داشت که تمام جامعه علیه حکم اعدام برخیزن و فعالیت انجام بدن و خواستارون بشن. بنابراین مسئله حکم اعدام اصلاً نباید به رفراندوم گذاشته بشه نباید به نظرسنجی گذاشته بشه بلکه مهم‌ترین مسئله‌ست که شما اگر بخواین یک حکومتی داشته باشین یا نظام قانونی داشته باشین که مبتنی بر حقوق بشر باشه باید اعدام درش نقض بشه. بنابراین در آینده ایران اصلاً مهم نیست ۹۹ مردم ایرانم اگر طرفدار اعدام باشن اگر ما بخوایم یه حکومت دموکراتیک مبتنی بر حقوق بشر برقرار کنیم در ابتدا باید حکم اعدام نقض بشه و بر اساس نقض حکم اعدام هست که شما میتونید اون نظام حقوقی رو در حقیقت بسازین و و انسانی بنامید در نظام حقوقی که انسان جانش محترم نیست به هر به هر حال به هیچ وجه نمیشه اون رو کاملاً انسانی دونست. من حالا یکی دو نکته رو خدمتتون عرض میکنم من سال ۹۱ حکم به اصطلاح تکفیر آقای شاهین نجفی صادر شد. خب من عرض کردم نه با موسیقی ایشون خیلی آشنا هستم نه یعنی می‌فهمم و نه مواضع سیاسی و چیزای دیگهشو اصلاً نمی‌فهمم. بنابراین برای من اصلاً اون جنبه‌ها کاملاً در پرانتز قرار می‌گیره ولی خب اینکه آخوندا و جمهوری اسلامی اینا بیان تکفیر بکنن اینا برای من خب خیلی قابل فهم بود ولی اون موقع آقای سروش عبدالکریم سروش که استاد من بوده یک چیزی نوشت و در اونجا یک حرفایی زد و محکوم کرد و خیلی خیلی با لحن تندی علیه همین ترانه آقای شاهدین نجفی صحبت کرد و اینا که خب من خیلی جا خوردم و خیلی باعث شد که من نگاهم نسبت به آقای سروش هم خیلی تغییر پیدا بکنه من اون موقع در وب سایت بی سی یک مقاله نوشتم به نام عنوانش این بود که قلمرو عمومی از آن همگان است یعنی بعدم این مقاله توی از برای حجاب کتابی که مجموعه مقالات منو داره و آنلاین هم در دسترس هست در اونجا هم منتشر شده در سال ۹۱ میشه حدود ۱۲ ۱۳ سال پیش و اونجا در حقیقت آقای سروش می‌گفت که این چیزا نباید باشه و اینا نمی‌دونم دین‌ستیزی‌های عوامانهست و فلان این حرفا و من از دین‌ستیزی به طور کلی دفاع کردم حتی عوامانهش به دلیل اینکه اصلاً دینداری عوامانه دینداری اکثراً عوامانهست اگر دینداری عوامانه معنی داشته باشه یعنی شما نمی‌تونید به آدما بگید که تو باید برای اینکه دیندار باشی باید حتماً بری تحقیق بکنی اگر همچین چیزی هست برای دینستیزی هم نمیشه همچین کاری کرد کسی که بی‌دین میشه نمی‌تونی بگی تو باید تحت توهم بری تحقیق بکنی نه یارو طرف به دلایل همون طور که دینداری عوامل روانی داره نه عوامل معرفتی دین‌ستیزی هم عوامل روانی داره نه عوامل معرفتی بنابراین باید آزاد باشه و قلمرو عمومی از آن همگان است یعنی هم دینداری عوامانه و هم دینداری دینستیزی عوامانه هر دو باید در قلمرو عمومی باشن اگر این هست پس اون هم باید باشه و بحث رو یه مطلب مفصل حالا شاید من یه اجازه میخوام از شما که یه تکه‌هایی برای شما بخونم راج از این نوشته و بعد بحث اعدام رو در فرصت‌های دیگه ادامه بدیم چون یه بخشهایی که فکر میکنم یه بخشهایی از پرونده‌ای که علیه آقای تتلو ساخته شده ظاهراً به عنوان توهین به مقدسات و این حرفاست و این مطلبی که من نوشتم مربوط هست به این مسئله که توهین به مقدسات از نظر موانع حقوق بشر کاملاً آزاده شما نمی‌تونین کسی رو متهم کنین به اینکه چرا به مقدسات حمله کردیم. بحث حقوقی توجه داشته باشیم که فرق می‌کنه با بحث اجتماعی، بحث اخلاقی و و مباحث دیگه. یعنی ممکنه که من بگم توهین به مقدسات از نظر حقوقی هیچ اشکالی نداره ولی از نظر اخلاقی شاید اشکال داشته باشه. شما ممکن دروغگویی از نظر کسی نمیاد از نظر حقوقی شما رو بگیره شما رو بازداشت کنه که چرا شما دروغ گفتید شما چرا مثلاً به همسرتون خیانت کردین شما چرا اینجور چیزا ممکنه از نظر حقوقی اشکالی نداشته باشه ولی از نظر اخلاقی اشکالی داشته باشه بنابراین مسئله اخلاقی و هر مسئله‌ای جنبه‌های گوناگونی داره اونچه که من ازش دفاع می‌کنم این هست که از نظر حقوقی توهین به هر چیزی رواست شما نمی‌تونید صرفاً به به خاطر توهین کسی رو بازداشت بکنید. من به آزادی بیان حداکثری اعتقاد دارم. منتها این به این معنا نیست که من اگر آزادم برای کاری بنابراین اون کارم خوبه. چون اساساً اونجاست که اخلاق مطرح میشه دیگه. اخلاق یعنی من کاری رو که آزادی انجام دادنشو دارم انجام ندم. یعنی خیشتاریه. یعنی من می‌تونم دروغ بگم ولی دروغ نگم. این میشه کار اخلاقی و من معتقد نیستم که جامعه هم فقط بر اساس حقوق میشه ساخته بشه بلکه جامعه در وحله اول بر اساس اخلاق میشه ساخته بشه ولی جنبه‌های مختلف داستان رو باید از همدیگه جدا کرد من حالا یه تکه‌هایی رو براتون می‌خونم من ابتدای این نوشته نوشتم که بیانیه عبدالکریم این نوشته ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ در سایت بی سی منتشر شده و بعدم همونطور که عرض کردم کردم در کتاب از برای حجاب هست نوشتم بیانیه عبدالکریم سروش روشنفکر نامدار دینی درباره ترانه اخیر شاهین نجفی و فتواد و تکفیل و قتل از نگرانی عمیقی پرده برمی‌دارد. جامعه ایران از تنفر متراکم شده است به سبب خشونت‌های چند لایه و پیدا و پنهانی که حکومت علیه مردم و گروه‌هایی از مردم علیه گروه‌های دیگر می‌ورزند. ستمی که بر زنان، جوانان، نویسندگان، اقلیت‌های قومی، اقلیت‌های مذهبی، روزنامه‌نگاران، هم‌جنس‌گرایان، مهاجران و دیگر گروه‌های سرکوب شده جامعه می‌رود، بذر کینه را در دل‌ها می‌پرورد. در ۳۰ سال اخیر مردم ایران قربانیان بسیاری داده‌اند. نوع برقی قربانی شدن‌ها دیدنی و بازشناختنیست. آن‌ها که اعدام شدن به زندان رفتند در جبهه شهید شدند بدنشان آسیب دید کسانی که اموالشان مصادره شد شغل خود را از دست دادن یا در جنگ بی‌خانمان شدن. اما بسیاری از قربانی شدن‌ها هم چندان دیدنی و حس کردنی نیست. قربانی هستند که آنچه از دست داده‌اند نمی‌تواند به آسانی اندازه گرفته شود. صدها هزار نفری که طی ۳ دهه گذشته ایران را ترک گفتن و از وطن خود محروم شدن قربانیان خاموش جمهوری اسلامی هستند. پدران و مادرانی که از دوری فرزندانشان دغ کردن خانواده‌هایی که از هم پاشید آوارگانی که جان از جمهوری اسلامی به در بردن اما از تلخی بی‌خانمانی و بی‌سرزمینی جان سپردن. همه قربانی دادن‌ها ریشه‌هایی از تنفر را در دل شهروندان ایرانی تنیده و تنومند کرده است و بعد گفتم این به هر حال این وضعیت که هست من نگرانی دکتر سروشو می‌فهمم که نگرانی دکتر سروش درباره گسترش این نفرت در جامعه یکسره مشروع است حق با اوست که روشن‌فکران چه دینی چه عرفی باید راه‌هایی برای بند کردن این سیلاب نفرت بیاندیشن و بعد گفتم خود دکتر سروشم هم به هر حال یکی از کسانی بوده که منادی تأثیرگذار مدارا در ایران بوده و در عین حال خودشم قربانی به اصطلاح خشونت بوده. حالا از این تکه‌ها می‌گذرم و بعد اینجا این دو سه تا پاراگرافو براتون می‌خونم. عبدالکریم سروش نقد دین را تنها اگر به شیوه دانشگاهی و علمی باشد روا می‌داند. نقد عمومی، طنز‌پردازی درباره آموزه‌ها، مناسک و نمادهای دینی را از نظر اخلاقی می‌نکوهد. می‌پرسیم چرا همه حتی مردم عادی که آموزش دانشگاهی ندارن نباید بتوانن آزادانه دین را به نقد بکشن؟ به نظر می‌رسد که یکی از دلایل مهم آن گرایش تمامیت‌خواه ادیانی مانند اسلام است. فضای عمومی باید در انحصار مسلمانان باشد. مسلمانان در فضای عمومی آزادی مطلق دارن اما حد آزادی بی‌دینان یا غیرمسلمان را غیرمسلمان را شریعت باید تعیین کند. خب اینو من مفصل نقد کردم تا اینکه در نهایت میگم داروی آن کینه ریشه‌گیرنده در جامعه ایران عطاب به این و آن نیست بلکه ترویج بیشتر و بیشتر مداراست و نیز خلع هرچه بیشتر دین از قدرت دنیوی و فروونهادن نگرش تحقیرآمیز به الحاد و گردن نهادن به حق آزادی آدمیان حتی آزادی تمسخر مادامی که جان و حق انسان‌هایی مشخص و نه انتضاعی را به مخاطره نیفتند. یه موقع هست که شما علیه اسلام حرف می‌زنید یه موقع علیه مسلمونا حرف می‌زنید. این داستان فرق می‌کنه. یه موقعست شما علیه مارکسیسم صحبت می‌کنید مارکسیسم رو نقد می‌کنید. یه موقعست که مارکسیست‌ها رو در حقیقت هدف آماج نفرت پراکنی قرار میدید. این‌ها طبیعتاً ما همینجور فرق می‌کنیم. مؤمنان نباید بپندارن که دستکم در این جهان از ملحدان فراترن. اگر مؤمنان خواستار احترام ملحدان و عقائد آن‌ها هستن باید بیاموزن که کثرت عددی آن‌ها حقی برایشان نمی‌آورن. نیز باید بپذیرن. یکی از علما به من گفت که فلانی شما چرا انقدر به عقا حمله می‌کنی و عقا مذهبی مردم رو سؤال می‌گیری و شبهه شبهه پراک می‌کنی این حرفا. گفتم من از شما تعجب می‌کنم. شیعه‌ها که در اقلیت بودن و خودشون علیه اکثریت حرف می‌زدن. حالا که اکثریت شدن اقلیتو برنمی‌تاب. اینکه اکثریتی اعتقادی دارن به هیچ وجه حقانیتی به اون‌ها نمیده و اگر مؤمنان خواستار الهام احترام ملحدان و عقائد آن‌ها هستند باید بیاموزند که کثرت عددی آنها حقی برایشان نمی‌آورد. نیز باید بپذیرن که کتاب‌های مقدس خود را از توهین و تحقیر و تمسخر دیگران بپیراین. واقعاً کتابای مذهبی نه اونا که حالا قبل نوشته شده و اونا کار ندارن ولی بسیاری از کتابی مذهبی که الان نوشته میشه پر از تنفر و تراکم تنفر و خشونت هست وحشتناکه. حتی رساله‌های عملیه شما در رساله‌های عملیه میگه که کافر نجسه خب این وحشتناکه و باید شرم کنن مراجع تقلید ما باید شرم کنن که همچین چیزی در کتاب‌هاشون باشه منتها خب متأسفانه با مقوله شرم خیلی آشنا نیستن اگر تمسخر را روان نمی‌دارن باید نخست خود را از خارداش در نخست باید خود از خارداشت دیگران دست بردارن حالا من لینک این مطلب رو در پای همین این کلیپ یوتیوبی که الان داره پخش میشه گذاشتم دوستان میتونن به اصل نوشته دست پیدا کنن و همینطور در کتاب از برای حجاب خب یه چند تا مطلب دیگه هم راجع به این مسئله هست من قبل از اینکه صحبتمو پایان بدم یک نکته دیگه رو عرض بکنم یکی از همکاران من که روزنامه نگاره برادری داره که این برادرش دچار متأسفانه سرطان شده و سرطانش خیلی وخیم هست و متأسفانه فرصت چندانی هم نداره. این دوست من یک دوست من نیست در حقیقت همکار من هست یعنی از روزنامه نگاران زن هست و در آمریکاست. ایشون یک به خاطر کمک به برادرشون یک به اصطلاح صفحه‌ای رو باز کردن برا اینکه کسانی که میخوان جان یک انسانی رو نجات بدن از نظر مالی به این خانم به این خانواده کمک بکنن که بتونن برادر رو از خطر مرگ برهانن و برادر خیلی هم وقت نداره یعنی خیلی ظاهراً سرطانشون پیشرفته است متأسفانه من لینک این به اصطلاح صفحهی که برای کمک هست برای این هم برادر همکار من اینجا می‌گذارم و دوستانی که امکانی دارن یعنی حتی به اندازه یک دلار مثل اینکه ۸ هزار دلار یه همچین چیزی به من گفتن اگر ۸ هزار دلار داشته باشن می‌تونن یه سری درمان‌هایی رو در ایران انجام بدن با توجه به این وضعیت بسیار عصف انگیز درمان و دارو در ایران ولی الان کسان کسانی که در این به من گفتن که شما در این کانال به هر حال سابسکرایبرایی دارین و کسانی هستن که میبینن من خواهش میکنم از دوستان گرامی که تا حدی که میتونن دوستانی که در خارج هستن مخصوصاً حتی اگر یک دلار هم میتونن کمک بکنن و امیدوارم که جان ایشون از خطر مرگ دور باشه بسیار خب من در خدمت شما هستم بله آقا بابا بفرمای امیر حسین جان سلام ما شما رو می‌شنویم سلام وقتتون بخیر بحث خوبی بود و من میخوام چند تا نکته در رابطه با این بحث مطرح کنم قبلش یه نکته حاشیه‌ای بگم که امروزا به دلیل اینکه از آقای خجی نازنین که حق آزادی بیان داره نباید فحش بدن به ایشون باید صداش شنیده بشه به خاطر این بدیهی‌ترین مسائل آدم داره فحش می‌خوره و شدیم شبیه شخصیت نمایشنامه دشمن مردم و یه حس لذتبخشی هم داره که حالا اکثریت متعصب به جای نقد استدلالی که قطعاً هر کدوم از ما انتقاد بهمون وارده ولی به جای اینکه بیان نقد کنن فحاشی می‌کنن ولی آدمایی هستن که کماکان از این آزادی بیانه با اینکه اقلیتن دفاع می‌کنن لذت بخشه که حالا خوبه یه روزی آقای خلجی نازنین در رابطه با این لذت هم صحبت کنن اما درباره بحث اعدام خب من خودم مخالف حکم اعدام هستم برای هر جرمی برای هر عقیدهای فرقی نمیکنه زندانی سیاسی باشه تروریست باشه متجاوز باشه قاتل باشه حالا استدلال‌های فلسفی هم وجود داره که چرا با حکم اعدام مخالفیم که حالا آقای خلجی نازنین در رابطه باهاش صحبت کردن منتها چیزی که یه خورده منو اذیت می‌کنه اینه که چرا کار [موسیقی] عمومی برای نب اعدام سلبریتی بیشتر تلاش می‌کنه نه فقط افکار عمومی خب افکار عمومی رو آدم می‌تونه بفهمه حتی روشنفکرای ما مثالی که در رابطه با شاهین نجفی هم زدید مثل همین بودش که خب توی اون سالا خیلیا زیر حکم اعدام بودن صدا صدایی از روشنفکران ما درنیومد ولی وقتی حالا حکم ارتداد آقای شاهین نجفی داده شد که باید اعتراضم کنیم منتها یه سریا انگار برای اینکه دیده بشن برای اینکه شنیده بشن برای اینکه از جامعه لایک بگیرن اومدن و صحبت کردن توی زن زندگی آزادی هم همین بود مثلاً جوونای ایران داشتن کشته می‌شدن چشون در میومد ممنوعالخروج شدن یه سل سلبریتی مثل مثلاً همایون شجریان بیشتر واکنش می‌گرفت توی افکار عمومی رسانه‌ها و این موضوع همیشه لاقل منو اذیت می‌کنه. الان سه زن توی زندان داریم که به اصطلاح زیر حکم اعدامن. شاید اسمشو خیلیا نشنیده باشن اسم این عزیزانو خانم بخششان عزیزی خانم ملادی شریف محمدی ولی تتلو انگار که مهم‌تره برای افکال عمومی و حتی روشنفکران خوبی یه خرده آقای خلجی نازنین در رابطه با این موضوع صحبت کنه و در پایان من یه فیلمم معرفی کنم از فانتوریه اقسنده در کاریکی که این خشونت حکم اعدام و زیبایی هرچه تمام‌تر توی سینما به تصویر کشیده. مرسی. ممنونم امیر حسین جان. آره فیلم درخشان یه فیلم رصند در تاریکیه و امیدوارم که دوستان ندیدن ببینن. ببینید حرف که شما می‌زنید درست هست منتها خب یه بخشش طبیعیه. یعنی آدم‌هایی که گمنام هستن خب ما مطلع نمیشیم و خب کار مثلاً من کارم کار حقوق بشری نیست یعنی یه موقع شما مثلاً در عف بین‌الملل هستین شما در دیدبان حقوق بشر هستین کارتون اینه که تحقیق کنین حتی آدم‌های ناشناس رو پرونده براشون درست کنین از حقوقشون دفاع بکنین ولی روشن حالا روشنفک تو گیومه کارش این نیست طبیعتاً کسانی که مشهور هستن رو مطلع میشه یک دو اینکه کسی مثل من اگر از آقای تتلو نام می‌برم یا از آقای نجفی من از شخص این‌ها که دفاع نمی‌کنم یا به خاطر اینکه آقای تتلو اعدام این حکمو گرفته که اعدام نمی‌کنم ما مخصوصاً این کسانی که جامعه می‌شناسه رو انتخاب می‌کنیم برای به عنوان بهانه‌ای برای مبارزه با اعدام یعنی ما با حکم اعدام آقای تتلو فقط مخالف نیستیم بلکه با بهانه این حکم اعدام آقای تتلو با اعدام در حقیقت مبارزه می‌کنیم و این برای تأثیرگذاری در جامعه خب خیلی مفیدتره. من اگر بگم آقای مثلاً حسن حسینی در مثلاً برازجان محکوم به اعدام شده هیچ‌کس خب توجه نمی‌کنه طبیعتاً شما اگر بخواین کاری بکنین که رو جامعه تأثیر بگذارین طبیعتاً این فرصت هست که از سلبریتیها استفاده بکنین برای اون اهدافتون. این به این معنا نیست که شما لزوماً حالا یعنی آدمایی هستن که جوگیرن آدمایی هستن که خودشون دنبال نام و این حرفا هستن ولی لزوماً هر کس که این کارو می‌کنه چنین نیست و در مورد آقای تتلو و اتفاقاً در مورد تتلو و آقای نجفی بسیاری از روشنفکران پرهیز دارن به خاطر اینکه مخصوصاً روشنفکرای دینی که خیلی جاسنگینن و خیلی اصلاً به خیلی چیزا نمی‌پردازن اتفاقاً این دو تا خیلی از روشنفکرا عبا دارن اکراه دارن از پرداختنشون اما در عین حال اینم اشاره بکنم که هستن بعضی از روشنفکرانی که هم روشنفکران دینی که بسیار شریفن و در این جهت بسیار فعالن یکی از کسانی که حتماً می‌شناسید آقای باقیه آقای عماد باقی که خودش یه مدتی زندانی بوده بعد از اینکه از زندان آمد بیرون کارش دفاع از حقوق زندانیاست و اتفاقاً راجع به زندانیان غیر غیرسیاسی کار می‌کنه. یعنی کاری که آقای باقی می‌کنه فقطم کار نوشتن و این حرفا نیست بلکه کار عملی می‌کنه، کار مدنی می‌کنه و بسیار آدم محترمی هست، بسیار آدم معتبری هست، بسیار آدم شریفی هست و کارش اساساً برای زندانی غیرسیاسی یعنی کسانی که طبیعتاً مردم به طور عادی نمی‌شناسن و هستن. منتها خب حرف شما به طور کلی درسته و امیدوارم که توجه بیشتر جلب بشه دیگه یعنی خب مشکل همیناست که شما میگین که باید توجه بیشتر جلب بشه اعدام یک مسئله انسانی باشه فراتر از اینکه زنه مرده سیاسیه غیر سیاسیه نمی‌دونم مال تهرانه یا مال کوکیلویا بویر احمده یک استان مرزیه یا استان مرکزیه اصلاً اینا مهم نیست مهم اینه که ما و بعد خارجی داخلی لی اینا خیلی مهمه دیگه یعنی در نظر بگیم که انسان مفهوم انسان بشه پایه نظام حقوقی ما و این خب یه تحول بزرگی باید درش ایجاد باشه ما در فقه انسان نداریم مفهوم انسان کاملاً در فقه پایه دیگه شما در فقه فقه ما مبنای نظام حقوقی ماست دیگه نه الانان یعنی از زمان تأسیس دادگستری و تدوین قانون قانون مدنی و قانون جزایی در ایران فقه بوده مبنای قانون‌گذاری و در فقه انسان مفهوم انسان وجود نداره مفهوم مکلف وجود داره مکلفم اونوقت شیعه ۱۲ امامیه بعد بین شیعه ۱۲ امامی و شیعه غیر ۱۲ امامی فرقه بین شیعه و سنی تبعیذه بین زن و مرد تبعیضه بین مسلمان و کافر تبعیذه بین بچه نابالغ و بالغ تبعیذه بین انسان عاقل و غیرعاقل تبعیذه بین حلال‌زاده و تبعیضه بنابراین شما یه نظامی می‌دانید که مبتنی بر انسان اصلاً نیست و باید این یک انقلاب حقوقی در ایران به وجود بیاد. حالا من راجع به همین انقلاب حقوقی و اصلاً از اصطلاح انقلاب حقوقی که مبنای مدرنیتهست در آینده صحبت خواهم کرد. بنابراین انقلاب حقوقی باید به وجود بیاد و اینم همون طور که شما گفتید نیازمند آگاهی‌بخشی عمومی هست و امیدوارم که حالا شما که نسل جوون هستید کاری که ما نکردیمو انجام بدیم. خانم نیلو امیر حسین جان نکته‌ای داری؟ من هم تشکر کنم هم یه نکته آخرم بگم یادم رفت حالا بعد صحبتهای نیرو فرجان و دوستانی که بالان آقای خلجی درباره یه نکته هم صحبت کنن اینکه رسانه‌هایی که یا افکار عمومی یا فعالین مخالف اعدام یه جایی تو یه دامی میفتن که از متهم یا کسی که محکوم به اعدامه قهرمان می‌سازن و این خیلی می‌تونه آسیب بزنه به این ماجرای نه به اعدام که میان از فردی که مکوم به اعدامه قهرمان می‌سازن. شاید حالا اون فرد خطاهایی هم داشته یا نداشته اما این قهرمان ساختنم یه آسیبیه که متأسفانه تو رسانه‌ها بهخصوص ایجاد میشه که خوبه دربارش صحبت شه. مرسی آقای خلجی فروغ خانم و دوستان من میرم پایین گوش کنم. ممنونم. اینم اینم نکته مهمیه بهخاطر ما ایرانی‌ها اساساً از نظر پترن یا الگوی فکر کردن ما توانیا توانایی فکر کردن ابسترکت رو نداریم برخلاف یونانی‌ها یعنی ما درکی از لیگال پرسن یا اتیکال پرسن نداریم برای ما شخص با حقوقش یکیه شخص به همین دلیلم هست که ما اگر یه نفر فکر خطا داشته باشه خودشم آدم بدی می‌دونیم یعنی مثلاً اگر یکی تصور مثلاً راجع به هر چیزی فکرش خطا باشه خودشم پلیده نمیشه مثلاً یه نفر فکرش خطا باشه ولی آدم خوبی باشه یا به عکس ما به خاطر ایرانیا یه اشکال خیلی مهمی داریم یه اشکال یعنی در اشکال خیلی یعنی از نظر انتروپولوژیک و خیلی هم بنیادیه توانایی فکر کردن ابسترکت رو نداریم توانایی فکر کرد یعنی جدا کردن فرد از یعنی تصور فرد به عنوان شخصو نداریم فرد و شخصو به اصطلاح دیگه اندویجوال با پرسن یکی می‌گیریم حالا در جلسات بعد صحبت خواهم کرد ممنونم ولی این ایراد یه ایرادیست فراتر از این داستانی که شما گفتید سلام من می‌تونم بله بفرمایید سلام خوبین سلام بر همگی شبتون حالا در ایران و در جای دیگه وقتتون بخیر من حالا حرفایی که می‌خواستم بزنم امیرحسین مصلاح زد حالا در تقبیه اعدام و اینا که فکر نمی‌کنم دیگه نیازی باشه حرف بزنیم این که چیز مشخصیه حالا این قهرمانسازی رو هم گفتیم من ولی یه یک کلمه‌ای فکر می‌کنم جا افتاد در حرفای امیر حسین و آومدم اونو بگم فارغ از اینکه آیا در این زمینه حالا مثلاً به این اشاره کرد که روشنفکراها به دنبال اسم و رسم خودشونن به دنبال مطرح کردن خودشون من فکر می‌کنم قضیه خیلی خیلی فراتر از این حرفاست. من فکر می‌کنم در این اتفاقی که داره میفته یه مثال فکر می‌کنم ممنوع خروجی و اینا رو نمی‌تونیم بزنیم. ما داریم راجع به فقط جون آدم‌ها حرف می‌زنیم. حالا خرج گفتن اگر که بحث جون آدم‌هاست نمی‌تونیم مثلاً اگر حسن حسینی رو نام ببریم خیلی بعدش کمتر از مثلاً شاید تحتلوه ولی من این حرفو قبول ندارم. اعتقاد دارم که جون حسن حسینی در اونجا هم همون قدر باید سرا صدا کنه همون قدر باید ارزش داشته باشه که در تلو حتی حتی حالا نمی‌تونم بگم بیشتر کمتر یک چیزی که این وسط داره قربانی میشه که واژه به اسم عدالت اگر ما قانونی داریم اگر ما داریم حکمی رو اجرا می‌کنیم اگر هر کاری که داریم اجا انجام میدیم همش در راستای عدالته فکر می‌کنم فقط به اینکه بگین یه سری دنبال اسم و رسماً داریم قضیه رو تقلیل میدیم من فکر می‌کنم عدالت داره ذبح میشه تو این قضیه و من این چند روز فقط دارم به این فکر می‌کنم که آدم‌هایی که در این چند سال در کل این مدت و بهخصوص در این چند سال حالا از ۱۴۰۱ تا این‌ها اعدامی داشتن و هیچکس صداشونو نشنیده هیچکس حرفشونو نشنیده و تک و تنها بودن هیچکس براشون هشتک نزده هیچکس جواز چه حالی دارن الان و خیلی‌هایی که میخوان دفاع کنن از اینکه این حکم لغشه به درست درست میگم در درستی این قضیه هیچ بحث و حرفی نداره. میگن که باعث خشم جامعه میشه. ولی من فکر می‌کنم تنها چیزی که در این جامعه باعث خشم میشه و در همه این سال‌ها شده و داره روز به روز بیشتر میشه عدم عدالته. این بحث فقط بحث مطرح کردن یه نفر. اسم و رسم یه نفر نمی‌دونم خوشنامی یه نفر نیست. فقط این وسط عدالته داره قربانی میشه و این فاجعهست. اینکه شما عدالت رو به اسم قانون، به اسم نمی‌دونم داشتن، به اسم به هر دلیل دیگه‌ای قربانی کنین، هیچ‌جوره نمیشه جمعش کرد. شاید اعدام نشدن تتلو کار شاید که نه قطعاً کار درستیه ولی دلیلش اصلاً کار درستی نیست. به هزار و۱ دلیل دیگه میشد این رو مطرح کرد. برای اینکه این آدمور داره. نمی‌دونم چون آدمای زیادی طرفدارشن چون نمی‌دونم فوتبالیستایی که تا الان اصلاً نمی‌دونستن اعدام چیه یهویی یه شبه دغدغه اجتماعی پیدا کردن نمی‌دونم بازیگرایی که یهویی دغدغه اجتماعی پیدا کردن به خاطر اون‌ها این راه بیفته بهخصوص اینکه در ۱۴۰۱ در این دو سه سال ما یادمون هست اگر کسی قرار بود اعدام بشه و تو شبکه‌های اجتماعی یک موجی راه می‌افتاد می‌گفتن این کارو نکنید چون این موج برعکس عمل می‌کنه وقتی یک موج راه میفته اون‌ها بیشتر جری میشن مگرن که فکر نکنین چون موج راه انداختین چون سر صدا کردین پس اعدام لغو میشه که بخواین برادرد بشین اتفاقاً برعکس عمل می‌کردیم من فکر می‌کنم خیلی خیلی فاجعه بزرگی یعنی حالا هم همونقدر که حرف امین حسینو قبول دارم به نظرم خیلی سطحی بهش پرداخت به نظرم فاجعه خیلی وحشتناک‌تری رقم می‌خوره و اینکه حالا نمیدونم حالا حرفم پس چقدر درسته یا نه ولی واقعاً فکر می‌کنم خشمی که وجود بیاره خشم اجتماعی که بین آدم‌هایی که در شرایط مشابه هستن و قرار می‌گیرن و حالا این بحث قهرمانسازی که بماند واسه من خیلی جالبه در این چند روز می‌بینم همه می‌نویسن که فلانی مثلاً خیلی بچه با استعدادیه خیلی نمیدونم چیزی به همیشه فکر کنم که خب بقیه اعدامیا مثلاً نمیدونم مشکل آکیو داشتن یا بقیه اعدامیا مثلا مگه چی بودن مگه بقیه با استعداد نبودن بقیه جوون نبودن بقیه اگه توبه میکردن مثلا چی میشد چه فرقی می‌کنن. واقعاً این بی‌عدالتی خودش چیزیه که خیلی بیشتر از هر بحث دیگه‌ای اذیت می‌کنه و فکر می‌کنم تو جامعه خیلی طبعاتش بیشتر خواهد بود. مرسی ممنون. ممنونم خانم. بایستید که من جواب بدم اگر براتون قانع کننده نبود صحبت کنید. ببینید حرف شما به طور کلی درسته ولی دنیا به این شکلی که شما میگید نیست. اولاً که اجازه بدید به نیت آدما نپردازیم. همه نیت‌ها نیت‌هاییست که غیرصافن. یعنی هیچ‌کس نیست پیغمبر باشه. این توقعی که ما داریم که روشن‌فکر پیغمبر باشه و مثلاً یه کسی باشه که خیلی پارسا و اهل خودنمایی نباشه و اهل اسم نباشه اینا تصورات بسیار خامیست. نه روشن‌فکرم مثل بقیه آدماست. هنرمندم مثل بقیه آدماست. شما هم اگه هنرمند باشین شما هم اگه سلبریتی باشین همین اتفاق بیفته. بنابراین به نیت آدما نپردازیم و به نتیجه کاراشون نگاه بکنیم. اگر شما ببینید اینکه شما میگید در عمل نه ممکنه مطلوبه. یعنی اینکه هر کس در ایران محکوم به اعدام شد مثلاً روزانه شاید نمی‌دونم ده‌ها حکم قضایی صادر میشه دیگه منی که مهدی خلجی هستم یا دیگری و دیگری ما اینا رو همه رو چیز کنیم و روز به روز بیایم جلسه بذاریم راجع به ۱۰ نفرشون صحبت بکنیم. اولاً این کار من نیست کار همونطور که گفتم سازمانهای حقوق بشریه باید نهادای مدنی وجود داشته باشه کار روشنفکر نیست این این نیست که از به اصطلاح تکتک پرونده‌های قضایی نظر بده یا به اصطلاح در برابر تکتک اینا موضع بگیره بحث ما اصلاً مورد نیست همون طور که عرض کردم بحث ما اصل قضیه است شما نباید در هیچ فعالیت مدنی و اجتماعی به نحوی عمل بکنید که اون کار هدفتونو لوس بکنه متأسفانه این اتفاق افتاده اگر من هر روز بیام راجع به اعدام حرف بزنم هر روز بیام راجع به این و اونو صحبت بکنم دیگه اصلاً شما نمیاید حرفای منو گوش بکنید بهخاطر اینکه می‌دونید من چی میگم لوس میشه ما از سه اتفاقاً از آقای الف ب مثلاً یا خانم الف ب که در فلان جا محکوم به اعدام شده اگر صحبت بکنیم جامعه واکنش نشون نخواهد داد و به حق هم نشون نخواهد داد به دلیل اینکه تعلق ی نداره به او یعنی در هیچ جامعه این اتفاق نمیفته عدالت قضایی فرق می‌کنه با انواع دیگه عدالت اون که شما میگید از نظر غذایی درسته یعنی جان یک آدم ناشناس یک بچه یک روزه با یک مرد ۷۰ ساله هیچ فرقی نمی‌کنه ولی از نظر ما داریم یه فعالیت اجتماعی می‌کنیم دیگه ما می‌خوایم تأثیر بگذاریم اگر هدف ما تأثیرگذاریه ما از سلبریتی‌ها می‌تونیم استفاده بکنیم برای تأثیر گذاشتن بنابراین ما وقتی که علیه که حکم اعدام آقای تتلو صحبت می‌کنیم اگر به نحو درستی این کارو انجام بدیم که منجر بشه به کاهش حکم اعدام اونوقت تمام اون کسانی که ناشناس هستن و کسانی که به اصطلاح هیچگونه ارتباطاتی ندارن اونها هم نجات پیدا می‌کنن لازم نیست شما از مصداق‌ها دفاع بکنید مهم اینه که شما از اصل این آرمان دفاع بکنید و اشخاص سلبریتی این‌ها یک فرصتی رو می یکی از بهترین استفاده از سلبریتی‌ها همینه دیگه که شما هم نقائص جامعه رو یعنی مثلاً من وقتی مهران مدیری رو نقد می‌کنم به این معنا نیست که هزاران نفر دیگه این اشکالاتو ندارن یا آدمای ناشناس این اشکالاتو ندارن ولی مهران مدیری چون که مشهوره چون من وقبت کنم شما می‌شناسیدش بنابراین یک فرصتی به من میده که تا یک نقدی بزنم به جامعه نقد اجتماعی خوبی‌های جامعه و بدی‌های جامعه رو شما می‌تونید از طریق اونچه که سلبریتیها انجام میدن بیان بکنید فرصتیست برای نقد اجتماعی فرصتیست برای پروموت کردن و پیشبرد آرمان‌های انسانی بنابراین یه مقدار سانتیمانتال شما دارید نگاه میکنید و این نگاه سانتیمانتال درست نیست کاملاً باید پرگماتیستی نگاه کنید ببینید من با آقای تتلو نه طرفدارشم نه هوادارشم و باور کنید من بعید می‌دونم که یک نفر به خاطر این جلسه که امروز گذاشتم مثلاً به من لایک بده ولی ولی یعنی از طرفداراش ولی مسئله من نه آقای تتلعه نه آقای شاهد نجفیه من شاید در عمرم یک روز هم با این دو آدم در یک اتاق نتونم باشم ولی از این دو نفر از نام این دو نفر و این موقعیتی که براشون به وجود آمده استفاده می‌کنم علیه حکم اعدام و این کمک میکنه به بقیه اعدامیا کمک میکنه به کل مسئله اعدام و شما متأسف بسیاری از چیزایی که در ایران می‌گذره یکیش مثلاً همین اعتصاب غذاست این اعتصاب غذا در ایران الان یک عملی کاملاً خلاف نقض غرضست یعنی به خاطر این لوز شده شما چه زمانی باید اعتصاب غذا بکنین که اون اعتصاب غذای شما به نتیجه‌ای منجر بشه که قبلاً مثلاً اینطور بود که حالا ما در موارد اون زندانی ایرلندی داشتیم یا خیلی موارد دیگه که طرف در زندان اعتصاب می‌کرد حتی وقتی می‌مرد مرد اون حکومت رسوا میشد اون حکومت در فشار قرار می‌گرفت ولی الان اگر شما اعتصاب غذا بکنی اعتصاب غذا میشه یه خبر در میان هزاران خبر عادی انگار که مثلاً شما راجع به آب و هوا داری حرف می‌زنی پس اعتصاب غذا نباید بکنی یک زندانی عاقل یا اگر ما فعالان حقوق بشرمون به اصطلاح کارشونو درست بدونن باید در این زمینه فعالیت بکنن که شما زمانی باید یه کاری بکنی یا اگر من بیام علیه حکم اعدام به نحوی حرف بزنم به شکلی عمل بکنم که اصلاً قضیه لوس بشه یه چیز عادی بشه ما باید به شکلی عمل بکنیم که نیروی اجتماعی برانگیخته بشه من در مورد آقای تتلبی اگه صحبت بکنم یه عده‌ای از جامعه برانگیخته میشن ولی در مورد یک فرد ناشناس هیچ جامعه برانگیخته نمیشه ما ق غ ق غ غرضمون فشار اجتماعی هست بر حکومت برای اینکه به قول شما به عدالت عمل بکنه بنابراین در این راه هم باید از روش‌های کارآمد استفاده کرد نه روش‌های احساس احساساتی و اتفاقی من بله یه جمله کوتاه بگم چند جمله کوتاه حرفتون در مورد خودتون من البته در مورد شما نگفتم در مورد خودتون و حالا این رومی که زدین شاید قبول داشته باشم یعنی قبول دارم ولی من در قبل از این در این بحثی که پیش اومده بین سلبریتی‌ها بین روشنها اینو ندیدم یعنی هیچجا به قول شما با اگر قرار باشه از این پرونده استفاده بشه برای لغب حکم اعدام بله این حرف شما کاملاً از ۱۰ درصد درسته ولی ما هیچ جای اینو ندیدم همه در مورد اینکه حکم تتلو رو لغو کنید ولی میشه از این فرصت‌سازی کرد که بگین آقا اصلاً حکم سپنوی در ایران چیه از کجا به وجود اومده چقدر چیز داره چند نفر تا الان اعدام شدن چند نفر در معرض ادامهن همه اونا رو لغو کنید ولی هیچ‌کدوم از حرفایی که مطرح شده یک کلمه در مورد این نبوده همه فقط در مورد این شخص خاص این شخص حیفه این شخص گناخت داره همین من حرف شما اگر که اینطور باشه و استفاده بشه و اگر که این پایانی بر این اعدام‌ها بر این یک حکم خاص باشه چه اتفاق خوبی و چقدر اتفاق واقعاً خجسته‌ای ولی من اصلاً همچین مطالبه‌ای در اون‌هایی که این بغیر از روم شما رو کاری ندارم هیچ همچین مطالبه‌ای ندیدم شما اصلاً دیدین که هیچ حرفی در مورد اصلاً علت حکم که ساننوی چیه چند اصلاً درست هست نیست باید نقشه و پیگیری کنن همچین مطالبه‌ای دیدید من اصلاً ندیدم فقط در در مورد این شخص خاص اینکه این آدم نمی‌دونم گناه داره این آدم استعداد داره این همین در مورد شخص من مشکلم این بوده وگرنه حرفی که شما می‌زنین خیلی اتفاق خوبیه و قطعاً هر کسی ازش استقبال می‌کنه من با شما موافقم خانم من کاملاً به شما حق میدم ولی اینم در نظر داشته باشید من قبلاًهم گفتم این مسئله رو که دفاع از حقوق بشر نیاز به آموزش داره یعنی بسیاری از فعالان حقوق بشر ما اصلاً نمی‌دونم حقوق بشر چی هست یعنی در حد همین اخبار روزنامه یعنی یکی از بدبختی‌های ما ایرانی‌ها اینه که بیشتر مدافعان حقوق بشر قربانیان حقوق بشر هستن و این بدبختی بزرگیه و به همین دلیل اصلاً خیلی به اصطلاح آماتوری و خیلی بدون آموزش و اینها از حقوق بشر دفاع می‌کنن. دفاع از حقوق بشر نیاز به آموزش داره. یعنی خود اکتیویسم نیاز به آموزش داره. متأسفانه ما در ایران هیچیو نمی‌آموزیم دیگه. ما در ایران می‌دونید که برای آیتالله شدن درس خوندن لازم نیست. برای هیچ چیزی ما درس خوندنو لازم نمی‌دونیم. بنابراین حرف شما کاملاً درسته و اینا فقط و فقط با آموزش حل میشه قضیه. یعنی ما باید بدیم که شما چگونه فقط دوست داشتن و متأثر شدن و اینا کافی نیست. بلکه شما وقتی عمل می‌کنید باید مطمئن باشید که اون عمل شما به نتایج مطلوب می‌انجامه. سپاسگزارم از شما. سروغان اجازه هست آقای مزدک بفرمایین بله بله فقط من خواهش می‌کنم که خانم نیلوفر تشریف داشته باشن چون من صحبتم درباره صحبت ایشون عرض درود خدمت همه دوستان آقای خلجی اتفاقاً چند روز پیش در مورد شما با یکی از دوستانم داشتم صحبت می‌کردم گفتم م که تا حالا معلمی نداشتم که اینقدر باهاش مخالف باش خیلی باهاتون مخالفم در خیلی از زمینه‌ها ولی واقعاً ازتون یادم برام جالب بود آقای خرجی که اعدام رو وقتی که داشتید بررسی میکردید حداقل در این جلسه چون گفتید که جلسات دیگری هم خواهد بود به مسابع یک حکم دینی بررسی کردید در مورد این موضوع در موضوع اعدام چون به نظر می‌رسه که همون طور که خودتون هم یه اشاره کوتاهی کردید مسئله مسئله قدرت هست یعنی یا کسب قدرت یا قدرتنمایی به جامعه برای حفظ قدرت مسئله اعدام اصولاً حداقل در جهان امروز ما یه همچین مسئله‌ای [موسیقی] یه چیزی که به نظر می‌رسه در مورد جامعه ایرانی وجود داره آقای خلجی نسبت به جانها و اصولاً حقوق انسان‌ها ما خیلی اون سنسورای حسیمون غیرحساسه انگار جامعه ایرانی خیلی نسبت به این قضیه حساس نبوده و حالا شاید در سالهای اخیر به خاطر آموزه‌های جدیدشون یه مقدار حساس‌تر شدن مردم ایران ولی اصولاً من فکر می‌کنم تو همون سال ۵۷ اگر روی همون اعدام‌های پشتبان مدرسه رفاه اگر مردم ریاکشن مناسب نشون میدادند نه حکومت نه جامعه به یه همچین جایی که امروز ایستاده نمیرسه من در سال سوم دبیرستان آقای خراجی یه تغییر کوچیکی در حد همون دبیرستان انجام داده بودم در مورد اعدام سه تا آرگیومنت اصلی من یادم هست که اون تحقیقم داشت در مورد رد اعدام اولیش غیر قابل بازگشت بودن اعدام بود که اصلاً وقتی که اعدام اجرا بشه دیگه قابل بازگشت نیست در بسیاری از موارد حتی در کشورهای مدرن با اون رو سیستم پیچیده غذایی این اعدام‌ها ثابت شده که به جا نبوده و محکومان به اعدام بعداً تبرعه شدن. دومیش عدم تأثیرگذاری بیشتر اعدام نسبت به زندان‌های طولانی مدت بود. این تحقیقات در همون زمان حالا تقریباً ۲۰ ۲۵ سال پیش بود دیگه همون زمان تحقیقاتی انجام شده بود و دیده بودن که زندان‌های طولانی مدت به نسبت اعدام هیچ بازدارندگی بیشتری ندارن ببخشید هیچ بازدارندگی کمتری ندارن و سومیش این بود که می‌گفتن که تمام انسان‌ها تمام تقصیر رو در جرمی که مرتکب میشن ندارن که ما تمام داراییشون رو ازشون بگیم یعنی ما احتمالاً اگر من در یک خانواده داعشی به دنیا میومدم الان به جای اینکه با آقای خلجی عزیز در مورد رد اعدام مثلاً صحبت بکنیم رد مجازات اعدام صحبت بکنیم الان به فکر یک انتحاری بودن به فکر کشتن یه سری آدم و یه بخش زیادی از اون جرمی که انسان‌ها مرتکب میشن رو عوامل بیرونی به اون‌ها تحمیل می‌کنه. یکی از مواردی که من الان توی این سال‌ها بهش فکر کردم این بود که ما با تأیید مجازات اعدام یک شر عظیمی رو در دست دولت قرار میدیم. یعنی به دولت در واقع به دولت می‌گوییم که تو می‌توانی تشخیص بدهی که چه کسی زنده باشد و چه کسی نباش و این خودش در فراآیند اون قدرت اثبات قدرت ایجاد قدرت و همه اینا می‌تونه یک شر عظیمی رو ایجاد بکنه مخصوصاً در مورد جامعه‌ای مثل جامعه ایران که ابزار ایستادگی در مورد در مقابل دولت و حکومت اصلاً نداره یعنی جامعه مدنی نداره حالا مابقی ابزار مثل احزاب و این‌ها رو نداره بهخاطر همین این یک شر عظیمی مرتکب میشه وقتی که این اختیار رو به حکومت یا دولت میده یک سؤالی هم دارم در پایان عرایضم جت بفرمایید چون وقت جواسه خیلی کوتاه هست آره این یک سؤال یه خطی دیگه دارم از جناب خلاج من این استنباطم هست و این رو جایی هم تا حالا مشاهده نکردم نمی‌دونم حالا در موردش چیزی نوشته شده یا نه یعنی من به جوامع مدرن که نگاه می‌کنم به نظر می‌رسه که اون مجازات اون کیفر جرب به مسابع تنبیه دیگه نیست یعنی اون نگاه قدمایی اون نگاه بدوی می‌گفت که باید تم بشن آدما برای جرمی که مرتکب شدن انگار دیگه نگاه اون تم نیست انگار نگاه به این سمت رفته که آقا ما باید جامعه رو درست ادرا کنیم آرامش شهروندان رو حس بکنیم. یه سری آدم هستن که این آرامش رو به هم می‌زنن یا این اداره جامعه رو مختل می‌کنن. حالا ما باید این‌ها رو از جامعه دور بکنیم برای اینکه اون کار اداره جامعه و آرامش شهروندان به درستی انجام بشه. من فکر می‌کنم این نگاهم حالا نمیدونم استنباط شخصی من هست. حالا شما توضیح بدید. خیلی ممنون. بله ممنونم از شما خیلی لطف دارین به منج نکته‌ای هستش که بله بله ممنونم از شما خیلی لطف دارین به من والا من که نه معلمم نه معلم خوبی هستم ولی معلم خوب اینه که به دیگران یاد بده متفاوته با خودش فکر کنن چون اساسا فکر کردن یعنی متفاوت فکر کردن و دانشآموز خوبمونه که به رغم معلمش فکر کنه مهمترین چیزی که کانت به ما یاد داد این بود که با عقل خودتون فکر کنین بنابراین ما اگر بخوایم کانتی باشیم باید به رغم کانت و متفاوته با کانت فکر کنیم و من خیلی خوشحالم که شما اینطور هستین این یه نکته نکته بعد اینه که در مورد اونچه که گفتین راجع به دلایل مختلف برای مخالفت با اعدام کاملاً درسته توجه داشته باشین که مخالفت با اعدام فقط دلایل اخلاقی و فلسفی نداره بلکه دلایل جامعه‌شناسی داره دلایل ما جامعه‌شناسی جرم داریم، ما روانشناسی جرم داریم، ما انتروپولوژی جرم داریم و اصولاً الان علم حقوق یک قلمروی چند رشته‌ایست و دلایل مختلفی و دلایل تجربی همون طور که گفتید دلایل تجربی یعنی آمار نشون میده که مثلاً در همین جامعه ایران توجه کنید که مثلاً ما برای قاچاق مواد مخدر حکم اعدام داریم ولی آیا این اینم جمهوری اسلامی خیلی بدتر کرد اینا ولی خب از زمان شاه وجود داشت علم توی یادداشت‌هاش چند جا به این موضوع می‌پردازه و به به محمدرضا شاه پهلوی میگه که خب ما این حکم اعدامو انقدر اجرا نکنیم و محمدرضا شاه پهلوی مخالفت میکنیم میخوام بگم که با وجود این شما الان وضعیت اعتیادو در ایران نگاه کنید دیگه ما این همه اعدام کردیم برای مبارزه برای قاچاق مواد مخدر هرگز به کاهش قاچاق مواد مواد مخدر یا استعمال مواد مخدر نیاجا میده در ایران و این نشون میده که اعدام راه حلست بنابراین هم دلایل فلسفی وجود داره هم دلایل کاملاً تجربی و عینی وجود داره و از منظرهای متفاوتی میشه علیه حکم اعدام استدلال کرد یک نکته نکته آخر که گفتید چرا خیلی خیلی بحث کردن در این بار یک نمونه برجستهش خود میشل فوکو هست در کتاب مجازات و انضباط و در به اصطلاح در نقد او همون کتاب داریوش رجالی رو عرض کردم ترچر ان دموکراسی حالا من هر دو کتابو در گروه باق فلسفه کانال تلگرامی گروه تلگرامی کانال فلسفه قرار میدم و دوستان اونجا ببینن و خیلی بحث شده در این باره ولی د تا تئوریسین خیلی مهم در این زمینه یکی فوکو هست و یکیهم آقای رجالی که منتقد اون هست. من حالا در جلسات آینده صحبت می‌کنم راجع به اینکه اعدام اعدام فقط مذهبی نیست و علاوه بر اون اعدام در حکومت توتالیتر معناش فرق می‌کنه با اعدام در دموکراسی‌ها. یعنی درسته که مثلاً وقتی گزارش کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل میاد راجع به اعدام‌ها چین و ایران و عربستان و آمریکا و اینا همه جزو کشورهایی هستن که ریت اعدام درشون بالاست ولی معنی اعدام در عربستان سعودی با معنی اعدام در ایران با معنی اعدام در آمریکا اینا متفاوت هست که حالا من در آینده صحبت خواهم کرد بله خیلی ممنون خانمونه بفرمایید من سلام عرض میکنم خدمت همه دوستان آقای خلجی که طبق معمول میان صحبتهاشونو میشنوم و ازشون بسیار میاموزم و برای من معلم خوبین و بقیه دوستان من و فروغ جان عزیز به خانم نیلوفاک فرمودن که یک همچین اتاقی نیست میخواستم عرض کنم که زیر پروفایل من میتونین نگاه بکنین ما هر سهشنبه ساعت ۱۱ شب وقت اروپا بعد از اتاق‌های متداول در رابطه با موضوع نب اعدام یک اتاق تخصصی داریم که درش حقوقدان حقوق آموخته در ایران خانم تنز کلاهچیان هستن من خودم به عنوان دانشآموخته حقوق بشر و فعال حقوق بشر فعالین حقوق بشر از داخل ایران زندانیان سیاسی سابق از داخل ایران چه خانم و چه آقا که امروز فعال حقوق بشر هستند و داخل ایران هستند و اتفاقاً از نسل جوان هم هستند و کسانی که در این زمینه هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ میدانی هم فعال هستن و هم سابقه کار دارن در رابطه با مقوله اعدام و موضوعات مختلف این رو مورد بحث و بررسی علمی و میدانی قرار میدیم راجع به بعضی از زندانی‌های گمنام صحبت می‌کنیم و بیانیه و خبرهام که در اتاق‌های دیگر خوانده میشه در نتیجه می‌تونین که هم زیر پروفایل مرباخ‌های قبلی رو گوش بدید برای سه‌شنبه‌های پیشین و هم اینکه اگه بتونید وقتتونو تنظیم کنین می‌تونید تشریف بیارید و از حضور متخصصان بهرهمند بشین و از همه دوستان تشکر می‌کنم از آقای خلجی فروغ جان و آقای پابک که این پلتفرمشون فضایی شد برای اینکه من بتونم در این رابطه هم صحبت کنم و تشکر از اجازه و وقت همگی مرسی مرسی آقای خلجی منم سلام و احترام دارم خدمت شما و خیلی خیلی ممنونم از اینکه این آگاهی رو دادید به ما امیدوارم که دوستان از این فرصت استفاده کنن و به جلسات شما بیان و همین ما نیازمند همین چیزا هستیم دیگه یعنی هیچ راه دیگه‌ای وجود نداره که نیازمند آموزشیم نیازمند صحبت کردنیم نیازمند شنیدن استدلالا هستیم حالا دوستانی مثل که مثل خانمینه که در خارج از کشور هستن از این جهت مقتنعم هستن که می‌تونن شرایط رو به شکل مقایسه‌ای ببینن. یعنی شرایط در غرب ببینن، شرایط در ایران ببینن و ما نیاز داریم به این مقایسه‌ها که شرایط چه‌جوری هست. به هر حال من متشکرم از شما خانم هرمینه. اگر دوستان دیگری نیستن من یکی دو تا نکته رو بگم و مرخص بشم از خدمتتون. بله آقای خلجید قبل از اینکه به نکته شما برسیم یه مقدار فقط در خصوص اون صحبت‌های ابتدایی شما اونجایی که بحث به قلمرو عمومی صحبت البته ضمن محکوم کردن به طور کلی هر نوع اعدامی دارم اینو عرض می‌کنم بحث حالا باید در ادامه اشاره کردید که بحثهای سیاسی با بحثهای دینی متفاوت هستن و در دموکراسی به چه ترتیب هست و همچنین در غیر دموکراسیا ولی بحث اینه که در اونجایی که نظم عمومی به خطر میفته اونجا در جوامعی که شکل و شمایل دینی دارن و جامعه جامعه دینی دینی نامیده میشه و اون نظم برم می‌خوره. اون به چه ترتیب می‌تونه عمل بکنه؟ ضمن اینکه تکفیرهایی که در دین اسلام باهاش مواجه هستیم با تکفیرهایی که یا احکامی که در مسیحیت ازش حکم اعدام خارج میشه با همدیگه تفاوت‌هایی دارن. ما در بهخصوص در شیعه حتی انگار یک خصومت و دشمنی خاصی هم با خود تصویر وجود داره اگر تصویر ائمه اونها حتی اجازه انتشار هم ندارن این در صورتیه که در سنت مسیحی تصویر یک بحث فوق‌العاده متفاوتی هست با در مقایسه با سنت اسلام و بهخصوص شیعه این هم نکته‌ای هستش که در اگر در ادامه به اون اشاره بکنید ممنون بله ممنونم راجع به تصویر در اسلام از اواخر قرن نوزدهم این مشکل پیش اومده یعنی تا قمدن تکنولوژی عکاسی یعنی فوتوگرافی در اسلام تصویر بوده تصویر پیغمبر تصویر اماما تصویر به اصطلاح قدیسان و تصویر مشکلی نداشته اینا یه بحثیست که باید به یک شرایط دیگه‌ای انجام بده. یعنی این اونچه که ما الان می‌بینیم که مثلاً تصویر پیغمبرو مشکل دارن یا مثلاً توی فیلم محمد رسول الله ت شخصی نیست که پیغمبر بازی بکنه نقش پیغمبر بازی می‌کنه اینا مربوط به تکنولوژی فوتوگرافی و و از اواخر قرن نوزدهمه و این بحثش حالا یک زمان دیگه خواهیم کرد راجع به بحث تصوی ولی نکته اولی که گفتید [موسیقی] یادم رفت چی بود خب بچه را به قلمرو عمومی آها راجع به قلمرو عمومی هم من صحبت میکنم ببینید همون طور که گفتم چند بار دیگه هم گفتم یکی از نقائص یا یکی از کژی‌های مدرنیته در ایران اینه که از ابتدا وقتی مدرنیته وارد شد یا تبلیغ شد چیزی یه مدرنیته خالی از اخلاق اخلاقه و مهم‌ترین چیزی که ما در اخلاق داریم یکی از مهم‌ترین ارزش‌ها مداراست. یعنی اگر در رونسانس در عهد رنسانس مسئله مدارا مطرح نشده بود مسئله تکثر مطرح نشده بود که اصلاً مدرنیته به وجود نمیآمد. ما یکی از ارزش‌های پایه‌ای مدرنیته مدارست. ما در ایران سکولارهای ما روشنفکرای ما هیچ موقع بحث مدارا رو مطرح نکردن مگر بعد از انقلاب در مخصوصاً از دهه دوم سوم انقلاب بحث مدارا اصلاً در ایران مطرح شد بنابراین ما باید جامعه رو با ارزش مدارا آشنا بکنیم یعنی علاوه بر اینکه یعنی صرف سنت شکنی و صرف نمی‌دونم تقدس زدایی کافی نیست یه و گاهی هم می‌تونه نتیجه معکوس بده بلکه ما باید جامعه رو یه مقدار از این حالت تعصب دیگه دیگه حالا این تعسبم می‌بینید که فقط تعسب اسلامی نیست. می‌تونه تعسب کمونیستی باشه، پهلویستی باشه، هرچی این جامعه ما یه جامعه خیلی تعصبیه به قول آقای دوستار دین خوبه و بعد یه مقدار ما تمرین کنیم دیگه. مدارا هم تمرینیه دیگه یعنی مدارا یعنی که من مدارا هم به این معنا نیست که من دیگری رو تحمل بکنم بلکه مدارا به این معنایست که من دیگری رو برای بودن خودم ضروری بدونم. اگر شما دیگری رو برای بودن خودتون ضروری دانستید اونوقت می‌تونید از مدارا سخن بگید و جامعه ما نیازمند تمرین مداراست و در نهایتهم من عرض کردم و بازم صحبت خواهم کرد راجع به اینکه ما یک حقوق برای نظم اجتماعی در وحله اول نیاز به نظام حقوقی داریم چون شما اگر قانون نداشته باشید آزادی معنی نمیده آزادی فقط با قانون معنی میده یعنی قانونی که به شما اجازه میده آزاد باشین اگه قانون نباشه که میشه حرج و مرج و چیز زندگی جنگلی بنابراین قانون برای آزادی انسان قانون آزادی یکی هستن اصلاً قانون بدون آزادی هیچ معنی نمی ولی کافی نیست قانون شما علاوه بر قانون نیاز به اخلاق دارید یعنی همون طور که گفتم بسیاری از یعنی مهم‌ترین بدبختی مهم‌ترین آفت زندگی انسان دروغه دیگه چرا؟ چون مهم‌ترین ارزش حقیقته، بدترین رضیلتم میشه دروغ یعنی پوشاندن حقیقت ولی دروغ لزوماً یک جرم حقوقی نیست بلکه مربوط به اخلاقه اساس اخلاق همون بحث دروغ هست دیگه پس شما برای نظم اجتماعی علاوه بر حقوق نظام حقوقی نیازمند اخلاقید حالا بالاتر از حقوق حتی اخلاق هم کافی نیست شما نیازمند یه چیزی هستید که حالا تو فارسی معادل نداریم براش و اون سیویلیه هست سیلیته یعنی شما علاوه بر حقوق و اخلاق یه سری کارایی رو که از نظر اخلاقی و از نظر حقوقی مجبور نیستید انجام بدید برای به اصطلاح تلطیف کردن فضای انسانی شما انجام بدید مثلاً فرض کنید همسایه من که من هیچ موقع نمیبینمش مثلاً پدرش فوت کرده و من مطلع میشم و خب نه اخلاق واقعاً موظفم برم بهش تسلیت بگم نه از نظر حقوقی موظفم برم تسلیت بهش بگم ولی مثلاً یه گل برمی‌دارم و میرم و بهش تسلیت میگم این کار یک به اصطلاح ببخشید یه کاریست که تلطیف می‌کنه فضای انسانی رو و این سیلیهست یعنی شما برای زندگی کردن خود ادب یه یکی غیر از سیلیته شما پلایتنس یعنی اینکه ما ادب رو رعایت بکنیم برای زندگی اجتماعی بسیار مهمه یکی رورنسه رورنس یعنی حرمت نهادن یکی ریسپکته یعنی احترام گذاشتن این ارزش‌ها ارزش‌های مهمی هستن که متأسفانه در دنیای دیجیتال ما خیلی از این‌ها رو از دست دادیم و چون آدم‌ها ارتباطشون با هم ارتباط انسانی نیست بلکه ارتباط وایر و سیم و تصویر هست این چیزا از بین رفته و چون در دنیا دیجیتال آدم‌ها بدون نام و بدون چهره میتونن حضور داشته باشن خشونت در حد خیلی بالایی امکان پیدا میکنه در حالی که ما باید این فضیلت‌های فراموش شده رو احیا بکنیم احترام حرمت گذاشتن ادب سیلیته و اخلاق به خاطر اینکه اگر این‌ها نباشن اصلاً تغییر سیاسی یا صرفاً تغییر نظام حقوقی نمی‌تونه دونه دنیای زیستنی و دلپذیری رو برای ما ایرانی‌ها فراهم بکنن. من سپاسگزارم از دوستان عزیز. من من دوباره تأکید میکنم این دوست روزنامه نگار من که همکار دوست نیستیم ولی همکار روزنامه نگار من که برادرشون در خطر هست و من باز این رو اون لینکی رو که دوستان میتونن کمک بکنن و میگن گفتن اگه اشتباه نکنم ۸ هزار دلار نیاز دارن برای اینکه جان ایشون رو نجات بدن اگر دوستان کمک بکنن خب خیلی با ارزش خواهد بود. من دو یک قول دادم و یک برنامه دیگه دارم که فردا حتماً یک کلیپ کوتاهی می‌گذارم. یکی یکی دو تا در حقیقت گفت من گناه از برگ و بارون از برف و بارون بیش دارم وعده‌های نقد نکرده زیاد دارم. یکی راجع به جلسات کانت نقد عقل محض که حتماً از سر خواهیم گرفت و من در یه جلسه کلیپی می‌گذارم و آگهیشو منتشر می‌کنم اگر همت کنم فردا یکی یک یکی دو سه جلسه هفتگی خواهیم گذاشت با عنوان میز کانت که دوستان در اونجا می‌تونن وقت ناهار ما اینجا ساعت ۱۲ تا ۱۲ و نیم یا یک تا ی و نیم می‌تونن بیان با هم گپ بزنیم فقط یعنی موضوع انتخاب نکنیم و حالا راجع به میز کانت هم توضیح خواهم داد چرا میز کانت و دیگری هم راجع به جلسات اسلامشناسیست که به احتمال خیلی زیاد از هفته آینده من شروع بکنم اون هم فردا تاریخش و این‌ها رو اعلام خواهم کرد یعنی یک برنامه‌ای منظم خواهیم گذاشت که دوستانی که می‌خوان تنظیم کنن وقتشونو اون‌ها بدونن که چه برنامه‌ای چه زمانی برگزار خواهد شد از همه شما سپاسگزارم از خانم فروغ از بابک عزیز و از یکایک دوستان بسیار سپاسگزارم من لینک این مربوط به کمک مالی به این هموطن بیمار رو هم پای کلیپ یوتیوب قرار خواهم داد که دوستان بتونن از اون لینک استفاده کنن سپاسگزارم از شما وقت شما خوش بله سپاس ‏O